مجله پزشکی : سرطان
چگونه با سرطان خوشتیپ بمانیم
میزان رشد کودکانی که تحت درمان بدخیمی قرار میگیرند، آهسته است که سرعت پایین رشد میتواند ناشی از پرتوتابی محور عصبی، مانتل یا تمام بدن باشد یا ناشی از شیمیدرمانی، کاهش تغذیه، افزایش نیازهای متابولیک و یا وجود بیماری همزمان. معمولا پس از اتمام درمان سرعت رشد بهبود پیدا میکند یا جبران میگردد. آن دسته از کودکانی که سرعت رشد آنان بهبود پیدا نمیکند یا کمتر از متوسط مناسب برای سن و جنس باشد، باید از نظر نارسایی رشد مورد ارزیابی قرار گیرند.
علل نارسایی رشد در بازماندگان از سرطان دوران کودکی شامل موارد زیر میباشد:
۱) پرتوتابی به جمجمه،
۲) پرتوتابی به مراکز رشد (مثلا در دریافتکنندگان پیوند مغز استخوان)،
۳) پرتوتابی به ستون مهرهای،
۴) افزایش وزن ناکافی،
۵) بیماری مزمن درماننشده،
۶) افسردگی،
۷) کمبود هورمونی و
۸) اختلالات هیپوتالاموسی ـ هیپوفیزی ثانویه به تومور، جراحی، شیمیدرمانی، یا پرتوتابی به جمجمه.
از آنجایی که پرتودرمانی موجب کمبود GH، گونادوتروپین و تیروتروپین میشود، در کودکانی که پرتوتابی جمجمهای (و احتمالا شیمیدرمانی) دریافت کردهاند، نارسایی رشد شایع است. پرتوتابی ستون مهرهای میتواند به نارسایی رشد ستون مهرهای با حفظ نسبی رشد اندامی منجر گردد. در صورتی که غده تیرویید در محدوده پرتوتابی بوده باشد، هیپوتیروییدی اولیه نیز ممکن است اتفاق افتد.
تصور رایج بر این است که کمبود هورمون رشد، اولین کمبود هیپوتالاموسی ـ هیپوفیزی پس از درمان با پرتوتابی و به دنبال آن کمبود گونادوتروپین، ACTH و TSH میباشد؛ البته ترتیب ایجاد این کمبودها میتواند متفاوت باشد. با استفاده از روشهای آزمایشی حساس، هیپوتیروییدی حداقل به همان میزان کمبود GH شایع است.
● کمبود هورمون رشد
تغییر در ترشح GH یک علت مهم و اثبات شده رشد ناکافی در کودکان بازمانده از سرطان، بهویژه پس از پرتوتابی به جمجمه است. ایجاد کمبود GH پس از پرتوتابی جمجمهای به دوز کلی پرتوتابی، استفاده از دوزهای بخشی و سن بیمار در زمان پرتوتابی وابسته است.
دوزهای پرتوتابی جمجمهای بیش از Gy ۲۴ به کمبود GH در دو سوم بیماران منجر میگردد. در بیماران جوانتر، کمبودGH ناشی از دوزهای پایینتری است. دوزهایی به اندازه تنها Gy ۱۲ تا ۱۴ پرتوتابی کل بدن در ترکیب با شیمیدرمانی برای پیوند مغز استخوان، خطر بالای کمبود GH را به دنبال دارند. در دوزهای پرتوتابی جمجمهای بیش از Gy ۳۰ (برای مثال برای تومور فوقزینی و حفره خلفی) خطر ایجاد کمبود GH در
۱۰ سال پس از پرتوتابی میتواند بیش از ۸۰ درصد باشد. تمام کودکان درمان شده با بیش از Gy ۴۵ برای تومور مسیر بینایی دچار کمبود GH و کاهش قابلتوجه قد در ۲ سال پس از پرتوتابی میشوند. تجویز بخش بزرگی از پرتوتابی در طول دوره کوتاهی از زمان به احتمال بیشتری موجب کمبود GH نسبت به زمانی میگردد که همان دوز در بخشهای کوچکتری در دوره زمانی بلندتری تجویز شود.
شیمیدرمانی به تنهایی میتواند موجب کمبود GH شود، ولی به میزان کمتری از پرتوتابی. تقریبا ۴ درصد از بازماندگان انکولوژی که به خاطر رشد آهسته مورد ارزیابی قرار گرفتند، دچار کمبود GH به دنبال فقط شیمیدرمانی بودند. از آنجایی که معمولا عوامل متعددی به همراه یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرند، مشخص نیست که کدام عوامل شیمیدرمانی مسوول کمبود GH هستند، ولی اختلال عملکرد هیپوتالاموسی به دنبال فقط شیمیدرمانی برای انواع گوناگونی از تومورهای غیر جمجمهای (لوکمی، نوروبلاستوما، رابدومیوسارکوم) دیده شده است.
● تشخیص
در کودکانی که دارای رشد آهسته و یک سابقه پزشکی هستند که آنها را در «خطر» کمبود GH قرار میدهد، باید کمبود GH را در نظر داشت. غلظتهای سرمی IGF-۱ و IGFBP-۳ باید اندازه گرفته شوند و در صورتی که این نتایج زیر میزان متوسط برای کودکان طبیعی با سن مشابه باشند، ارزیابی بیشتری لازم است.
ترکیب سابقه پرتوتابی جمجمهای یا کل بدن، سرعت آهسته رشد، افزایش وزن طبیعی، فقدان بیماری همزمان، تأخیر بلوغ استخوانی و IGF-۱ و IGFBP-۳ کمتر از یک SD برای سن معمولا تشخیصدهنده کمبود GH هستند. تشخیص باید توسط آزمایش برانگیزاننده GH تأیید گردد. ارزیابی ترشح شبانه GH به ندرت برای تشخیص مورد نیاز است. تشخیص کمبود GH در بزرگسالان سختتر است، زیرا سرعت آهسته رشد به عنوان یک شاخص در دسترس نیست. این تشخیص یک شک بالینی بر اساس سابقه پزشکی است. تشخیص کمبود GH در بزرگسالان نیازمند شواهد دیگر کمبودهای هورمونی هیپوتالاموسی ـ هیپوفیزی و استفاده از آزمون تحمل انسولین و (یک آزمون تحریکی دیگر) با یک حداکثر پاسخ کمتر یا مساویng/ml ۵ است. آزمایش با آرژینین GHRH با یک حداکثر پاسخ GH کمتر یا مساوی
ng/dl ۱۶ میتواند مورد استفاده قرار گیرد، ولی تشخیص GHD ممکن است در بیماران مبتلا به عملکرد هیپوتالاموسی غیرطبیعی وعملکرد هیپوفیزی حفظ شده از نظر دور بماند.
● درمان
درمان استاندارد کمبود GH استفاده از هورمون رشد انسانی بازترکیب سنتتیک است. دوز کودکان mg/kg ۱۵/۰ تا ۳/۰ در هفته است که به دوزهای روزانه تقسیم و به صورت زیر جلدی در ابتدای شب تزریق میگردد. در بزرگسالان دوزهای پایینتری استفاده میشوند و زنان به دوزهای بالاتری نسبت به آقایان نیاز دارند. هر دوز یک سطح فارماکولوژیک GH را برای مدت ۱۲ ساعت ایجاد مینماید. سرعت رشد در کودکانی که تحت درمان با GH قرار میگیرند، برای یک تا سه سال به بالاتر از طبیعی افزایش مییابد و سپس به سرعت طبیعی باز میگردد.
● پایش
ارزیابی پاسخ رشد و تنظیم دوز GH باید هر چهار تا شش ماه انجام گردد که شامل اندازهگیری قد، وزن، و دور بازو میباشد. دامنه بازو یک اندازهگیری جایگزین برای اندازهگیری قد است، بهویژه در بیمارانی که در آنان اندازهگیری قد نمیتواند بهطور کامل رشد بدنی را منعکس نماید. (برای مثال، مبتلایان به اسکولیوز یا دارای سابقه پرتوتابی ستون مهرهای).
همراه با افزایش وزن میتوان دوزGH را افزایش داد تا یک دوز ثابت به ازای وزن بدن را بتوان حفظ کرد. اندازهگیری IGF-۱ سرم به طور سالیانه توصیه میشود. راه دیگر این است که دو سال پس از رسیدن رشد به میزان طبیعی، دوز GH را بر اساس تیتراسیون IGF تنظیم نمود. هدف درمان با GH رسیدن به یک سطح سرمی IGF-۱ است که در اندازه متوسط سن باشد. اگر IGF-۱ به بالاتر از حد بالایی طبیعی برای سن و جنس افزایش یابد، دوز GH احتمالا باید کم شود. در حالت کم، عود تومور یا تشخیص تومور جدید، درمان با GH معمولا قطع میشود. ارزیابی مرحله بلوغ و غربالگری برای اندوکرینوپاتیهای اضافی (تیرویید، ACTH) حداقل به طور سالیانه باید انجام شود. در صورت نیاز بالینی، MRI سر باید تکرار گردد. حتی با درمان GH، برخی از کودکان بازمانده سرطان به میزان مورد انتظار رشد نمیکنند که منعکس کننده احتمال وجود عوامل دیگر از قبیل کمبود هورمون تیرویید است.
● عوارض جانبی
درمان با GH معمولا ایمن است. عوارض جانبی شامل پانکراتیت، افزایش فشار داخل جمجمهای خوشخیم (سودوتومور سربری)، و سندرم تونل کارپال میباشند. اکثر اثرات جانبی به فاصله کوتاهی پس از شروع درمان اتفاق میافتد که احتمالا ناشی از احتباس سدیم و آب هستند. افزایش رشد و پیگمانتاسیون خالها نیز توصیف شده است.
هر بیماری که برایش تشخیص کمبود GH داده شده باشد، باید از نظر کمبود احتمالی ACTH و هیپوتیروییدی مرکزی ارزیابی شود.
اگر ACTH کمبود داشته باشد، پیش از درمان با GH یا تیرویید باید درمان کافی با کورتیزول آغاز شود. بیماران مبتلا به کمبود GH که دارای کمبود نسبی یا کامل ACTH باشند و درمان جایگزینی کمتر از مطلوب کورتیزول یا کورتیزون دریافت میکنند، ممکن است با شروع درمان GH در خطر ایجاد علایم کمبود کورتیزول قرار داشته باشند. به نظر نمیرسد درمان با GH خطر تومور مغزی را افزایش دهد. البته بازماندگان سرطان دوران کودکی که با GH درمان شدهاند، در معرض افزایش اندکی در خطر ابتلا به نئوپلاسمهای ثانویه قرار دارند.
چگونه متوجه خواهید شد که فرزندتان به سرطان مبتلا شده است؟
اگر تب کودکان بیشتر از ۱۴ روز به طول انجامید و هیچ کدام از والدین و پزشکان قادر به بیان دلیلی برای آن نباشند انجام آزمایش کامل خونی و سایرتست ها به منظور ارزیابی حضور یا عدم حضور سرطان در کودکان امری ضروری محسوب می شود.
سایر نشانه ها که ممکن است نشانگر سرطان در کودکان باشند شامل موارد زیر هستند:
حالت تهوع که بیشتر از هفت روز به طول بیانجامد و در هنگام برخاستن کودک از خواب در صبح بدتر شود. تهوعی که باعث اختلال خواب کودک و بیدار شدن او از خواب شبانه شود و هم چنین تهوعی که همراه با سردرد باشد باید به دقت ارزیابی شود. سردردهای معمول در کودکان ممکن است به عنوان یک زنگ هشدار تلقی شود. چنین سردردهایی ممکن است فراتر از یک میگرن ساده باشند.
این سردردها با گذشت زمان بدتر شده و به تعداد و شدت وخامت آن ها افزوده می شود. تومورهای مغزی ممکن است باعث ایجاد سایر نشانه های نورولوژیکی همانند مشکلات راه رفتن، صرع یا تغییرات ناگهانی در شخصیت کودکان شوند.
درد در استخوان یا عضله که به دنبال آن یک آسیب مشخص ایجاد نشده و پس از گذشت چند هفته بهبود نمی یابد. این نوع درد در عضلات با دردی که به طور معمول شب ها در کودکان ایجاد می شود متفاوت است.
دردهای شبانه معمولاً در منطقه مشخصی ایجاد نشده، با ماساژ دادن بدن کودک برطرف شده و فعالیت کودکان را محدود نمی کند. درد استخوانی که مزمن شده، به مدت چند ماه یا حتی سال ها به طور متناوب قطع شده و سپس ادامه یابد می تواند یکی از نشانه های تومور طناب نخاعی باشد. البته والدین باید به خاطر داشته باشند که دردهای مزمن کمر در کودکان خیلی شایع نیستند.
سرفه مزمن یا مشکلات تنفسی که به درمان معمول عفونت ها یا آسم پاسخ نمی دهند می توانند یکی از نشانه های سرطان در کودکان باشد.
● گسترش یک توده در شکم، گردن و بازوها
سایر نشانه های معمول که ممکن است زنگ هشدار و علامت حضور سرطان در کودکان باشد شامل فعالیت بسیار کم، از دست دادن اشتها، خونریزی آسان، کوفتگی و راش های قرمز رنگ، تغییرات سریع در بینایی، بزرگ تر شدن کبد، طحال و یا کاهش وزن باشند.
از دست دادن وزن می تواند یک هشدار جدی و پیش آگهی در مورد وقایع جدی ای باشد که ممکن است در آینده به وقوع بپیوندد زیرا کودکان به طور طبیعی با کاهش وزن جدی مواجه نمی شوند. وزن کودکان ممکن است در هنگام یک بیماری حتی همانند آنفلوانزا یا ویروس های معده به اندازه ۱ یا ۲ پوند کم شود اما این کاهش وزن سریعاً به حالت اولیه و طبیعی خود باز می گردد. مورد دیگری که والدین را نگران می سازد تورم غدد یا لنف آدنوپاتی است. با این وجود در کودکان جوان غده های متورم مخصوصاً در ناحیه گردن تقریباً طبیعی و بدون خطر قلمداد می شوند.
تورم غده ای که پس از چند هفته بهبود نمی یابد می تواند یکی از علامت های وقوع سرطان باشد اما در عین حال والدین باید سایر نشانه ها از قبیل تب ادامه دار یا کاهش وزن یا تورم غدد در بیش از یک نقطه از بدن (همانند گردن و کشاله ران) را نیز ارزیابی کنند.
در صورت عدم حضور سایر نشانه ها یک غده متورم ممکن است برای نوجوانان بزرگ تر که در معرض خطر لنفوما هستند جای نگرانی به وجود بیاورد.
پزشک کودک شما ممکن است سایر نشانه های دیگر از قبیل عفونت های ناشی از بیماری خراش پنجه گربه را ارزیابی کند. او هم چنین در امتداد معاینات خود ممکن است تست هایی از قبیل تست سل، شمارش کامل خونی و عکس برداری از قفسه سینه را به منظور رد سایر عوامل جدی درخواست کند.
● با متخصص اطفال در خصوص سرطان صحبت کنید
بسیار مهم است که در هنگام نگرانی از احتمال ابتلای کورکتان به سرطان، در مورد علایم و نشانه های این بیماری با پزشک کودکتان صحبت کنید.
ممکن است شما برای نگرانی خود دلیل داشته باشید و در این صورت پزشک قادر خواهد بود با انجام یکسری از معاینات فیزیکی، شناسایی تاریخ چه زندگی شما و کودکتان و انجام یکسری از آزمایشات غربال گری شما را از نگرانی آسوده سازد.
چگونه و چه زمان احساس خود را بروز دهیم؟
جدول زمانی هیجانات و احساسات هر فرد با دیگری متفاوت است. به عبارت دیگر هر کس زمان خاصی آمادگی دارد تا درباره بیماری و مسایل مرتبط با آن گفتگو کند. چه بیمار و چه اطرافیان وی. از این رو این مسئله گاهی باعث تلاقی خواسته ها می شود. چرا که یکی نیاز به صحبت کردن دارد، در حالیکه دیگری نیاز به پنهان نگاه داشتن موضوع یا حتی خارج کردن موقت این افکار از ذهن خود. تمایل به محرمانه نگه داشتن قضیه از سوی یک نفر و خواسته افشای آن از سوی دیگر، تناقض را پدید می آورد.
از آنجا که اولین انسانی که مستقیما با مسئله درگیر است، خود بیمار می باشد، به نظر می رسد هیجانات بیمار و مشکلات فراروی وی در اولویت می باشند، بدین معنی که اطرافیان باید سعی کنند تا آنجا که می توانند خود را با آن تطبیق دهند. این نکته نیز حایز اهمیت است که به بیمار فرصت داده شود تا چراغ سبز و اعلام آمادگی برای صحبت را خود نشان دهد، اگر چه باید مراقب بود همیشه هم به انتظار ننشست و اگر زمانی طولانی سپری شد و بیمار علامتی مبنی بر اشتیاق به صحبت نشان نداد، اطرافیان بررسی کنند که مسئله چیست، زیرا بیماریهایی از این دست ( ایدز، سرطان و ...) چیزی است که کمتر کسی علاقه ای به پنهان کردن کامل آن دارد و تمایل دارد با انسانی درباره آن صحبت کند.
توجه به نشانه های تعیین کننده زمان مناسب برای بحث درباره سرطان و چگونگی مواجهه و مدارا با آن می تواند راهگشا باشد. نشانه هایی از قبیل بحث و گفتگوی بیهوده، صرف وقت بیش از حد معمول با سایر افراد خانواده و اضطراب غیر طبیعی نمایانگر این است که فرد می خواهد صحبت کند ولی نمی داند چه موقع و چگونه باید شروع کند.
در حین صحبت کردن هم باید سعی شود دقت و حساسیت به گفته های اعضای خانواده و دوستان، نحوه نشستن و یا ایستادن و وجود یا عدم وجود تماس مستقیم چشمی توجه کرد. با توجه به این نکات می توان متوجه شد که روند گفتگو به سوی هدف از پیش تعیین شده و مفیدی است یا اینکه مخاطب یا مخاطبین می خواهند به شما بفهمانند، موضوع را محرمانه نگه دارید و بحث را عوض کنید.
● توجه به خواسته های شما به عنوان بیمار
نخستین باری که سرطان تشخیص داده می شود، بعضی بیماران فقط می توانند اصلی ترین مطلب را بفهمند و برای درک جزئیات نیاز به تکرار گفتگو هاست.
اگر پیش از آنکه شما (بیمار) آماده باشید، اطرافیان می خواهند صحبت درباره سرطان را آغاز نمایند، سعی کنید بدون اینکه فردی را برنجانید، به نحو زیرکانه ای بحث را عقب بیاندازید. مثلا می توانید بگوئید : « من به صحبتهای شما توجه می کنم ولی اکنون نه، در حال حاضر آمادگی صحبت کردن را ندارم »، سپس می توانید روزی را به عنوان هنگام آمادگی خود برای بحث و گفتگو پیشنهاد نمائید ( پیشنهاد یک تاریخ معین بسیار مهم است )
دوره زمانی بلافاصله پس از افشای تشخیص، زمان بروز خشم، ترس و سرگردانی درونی است. شاید لازم باشد قبل از ابراز احساسات و افکار خود، آن دسته از احساساتی را که با هم برخورد و تناقض دارند را با یکدیگر موافق کنید. در پاره ای اوقات ممکن است خود را خیلی پرخاشگر و هیجان زده بیابید و احساس کنید که نیاز به یافتن هدفی برای خالی کردن خشم خود بر آن دارید. معمولا این نزدیکترین افراد شما هستند که هدف این انفجارهای روانی قرار می گیرند. شما (بیمار) دلتان نمی خواهد که به آنها آسیب برسانید ولی ممکن است از این مسئله که آنها زنده می مانند ، از زندگی لذت می برند و خیلی چیزهای دیگر و شما در معرض مرگ هستید عصبانی شوید. شاید شما اینطور حدس بزنید که آنها این خشم و جنون شما را درک و تحمل می کنند اما اطرافیانتان هم مانند شما انسان هستند و دارای احساسات. آنها نیز ممکن است در مقابل واکنش های انفجاری شما، احساس از دست دادن شما، تحمل مسائل و مسئولیتهای جدید ناشی از وضعیت فعلی یا احساس عدم توانایی تغییر حقیقت تلخ بیماری شما، کنترل خود را از بدهند و گاهی خشمگین شوند یا حتی توانایی خود را از دست بدهند و دست به اعمال ناآگاهانه و پرهزینه بزنند.
● نیازهای شما به عنوان نزدیکان بیمار
دوره پس از افشای تشخیص، زمانی است که در آن تطابق اعضای خانواده و دوستان دشوار است. در این هنگام هر فرد دچار احساسات شخصی منحصر به فرد خودش می شود و در عین حال سعی دارد در برابر احساسات فرد مبتلا به سرطان نیز حساس و بیدار باشد و به آنها توجه نماید. صرف اینکه شما یکی از اعضای خانواده یا دوستان بیمار دلیل نمی شود خود را وقف دیگران کنید، شما نیز همانند سایرین نیاز به تخلیه هیجانات دارید. راههای خاصی برای تشویق دیگران به صحبت کردن و خروج احساسات آنها وجود دارد. هنگامی که سایرین آماده صحبت کردن هستند، شما آماده گوش دادن باشید. خود را مشتاق شنیدن نشان دهید و حضور و حمایت تان را ثابت کنید. البته به خاطر داشته باشید که تعیین تاریخ و تنظیم جدول زمانی بوسیله فرد مبتلا به سرطان انجام می شود.
هنگامی که تصمیم به صحبت کردن گرفته شد، ممکن است شما خود را هدف تخلیه خشم و ناراحتی بیمار ببینید. در این صورت برای کسب آرامش، به خود بگویید که « من عامل ایجاد این وضعیت نیستم ولی آن را می پذیرم » شما می دانید که بایستی پاسخ هیجانات دیگران را با شکیبایی و دلسوزی بدهید، ولی با این همه گاهی پاسخ عصبانیت را با عصبانیت می دهید. حتی این گونه تبادلات هیجانی نیز می تواند مفید باشد به شرط آن که طرفین یاد بگیرند که در ضمن این عمل، احساسات خود را بروز دهند.
● شادی کاذب، گمراه کننده و مهلک
در مقابل عصبانیت، ممکن است خوشحالی کاذب هم وجود داشته باشد. با ابراز خوشحالی کاذب برای حمایت زیاد از فرد مبتلا عملا مانع بروز احساسات وی می شوید. توجه داشته باشید که روحیه دادن به معنای مخفی کردن حقیقت نیست. عده ای در امید دادن خیلی تند می روند و با اطمینان می گویند که « همه چیز درست خواهد شد » ولی واقعیت این است که شاید همه چیز کاملا درست نشود و به صورت دلخواه در نیاید. در صورت اصرار به بیمار مبنی بر درست شدن همه چیز، آن گاه واقعیت و حقیقت دنیای بیمار را از وی مخفی کرده و دریغ داشته اید. در مقابل، بیمار احساس می کند که تنها گذاشته شده و دوستانش او را به حال خود رها کرده اند تا در دنیای خودش تنها باشد. در این وضعیت شما بطور ناخواسته و حتی با نیت خیر، باعث شده اید که به جای یاری دادن بیمار، او را به تنهایی سوق دهید و دنیایی را برای او درست کنید که در آینده تغییر دادنش دشوار باشد. سرطان ممکن است تحت کنترل بیمار درآید ولی شکافی که بین شما و بیمار بوجود می آید، ماندگار خواهد بود.
● یأس ... نا امیدی ... امید ... ادامه دادن
درباره یأس و نا امیدی باید گفت که همیشه راهی برای گشودن دریچه هایی به سوی نور و امید وجود دارد. باید همواره به خاطر داشت که هر بیمار سرطانی ویژگیهای کاملا منحصر به فرد خود را دارد. هرگز دو سرطان یا دو بیمار مبتلا به سرطان که تماماً مشابه یکدیگر باشند وجود ندارد. هر فرد دارای احساسات ویژه، تجربه های منحصر به فرد در زندگی، ژنهای خاص و سیستم ایمنی خاصی است. بنابراین چگونگی زندگی و کیفیت مبارزه او با سرطان متفاوت است.
باید توجه داشته باشیم که امروزه پیش آگهی بیماری رو به بهبود است و همراه با افزایش روز افزون تعداد بیماران سرطانی تحت درمان یا بهبود یافته، چشم انداز دست یابی به یک دوره زندگی خالی از بیماری، بسیار امیدوار کننده تر شده است. شما می توانیدنتایج درخشان معالجات را در بیمارانی که قبلاً سرطان داشته اند ببینید. حتی اگر بیماری عود نماید باز هم می توان به مهار آن خوشبین بود و انتظار روزهای خوب و زیبا، شب های فراموش ناشدنی و لحظات شیرین را داشت. این، امید بستن به معجزه نیست بلکه حقیقت است. حقیقتی فراتر از همه آمارها و ارقامی که وجود دارند. بدانید که لذت بردن از فرصت ها زندگی را می سازد نه تعداد روزهایی که زندگی خواهیم کرد، به بیان دیگر کیفیت زندگانی مهمتر از کمیت آن است .
حتی اگر هیچ دلیل منطقی برای امیدوار بودن وجود نداشته باشد باز هم علل محکمی بر علیه ناامیدی هست. هنوز می توانید به دوام عشق و آرامش و مسرت در زندگی امید و اطمینان داشته باشید. در بسیاری از موارد، اظهار عبارت « من اینجا هستم » می تواند یکی از بهترین جمله ها برای حمایت از بیمار و امید بخشیدن به او باشد.
● گوش دادن ، گفتگو کردن ، عمل کردن
راههای مختلفی برای مطرح کردن خویش به عنوان یکی از اعضای خانواده یا یک دوست حامی بیمار وجود دارد. شما می توانید هنگامیکه بیمار احساسات خود را بروز می دهد و به زبان می آورد و یا زمانی که در گفتگویی راجع به برنامه ها و نقشه های آینده شرکت می کند به حرفهایش گوش دهید. در مورد خشم و اضطراب بیمار، می توانید او را در یافتن علت های این احساسات ( عوارض داروها، مسایل شغلی، مشکلات اقتصادی، مسایل عاطفی و ... ) یاری نمایید تا بر آنها چیره شود. بعضی مواقع تنها نیاز واقعی بیمار این است که یک نفر به حرفهایش گوش دهد، نسبت به آنها واکنش نشان دهد و برون فکنی های او را بپذیرد، نه اینکه الزاما « کار خاصی » برایش انجام دهد. این نقش مشکلی است که بر عهده شما گذارده شده ولی پاداش معنوی بزرگی دارد.
بیمار احتیاج به حمایت خانواده و دوستان دارد و این حمایت برای او در حکم یک پناهگاه ایمنی است که در آن احساس تندرستی می کند. در روزهایی که بیمار به مطب پزشک می رود و یا شبهایی که دچار حملات ترس و بی خوابی می شود، شما باید نقش پناهگاه ایمن و آرامبخش وی را بازی کنید. این کار را می توانید به وسیله بیرون بردن وی برای سیاحت و تفریح، دعوت دوستان به منزل و سایر حمایت های عملی ( نه کلامی ) انجام دهید. در اینجا حمایت عملی ( غیر گفتاری ) مهمترین نیاز بیمار است. باید مقداری تجربه و مطالعه کنید و متوجه شوید که چه زمان بیمار نیاز کلامی و شنیداری دارد و چه زمان عملی.
بسیاری از مردم تصور می کنند نمی دانند برای بیماران سرطانی « چه کاری باید بکنند » . بهترین کاری که می توان انجام داد آن است که کاملا طبیعی و عادی باشید و وقتی با یک فرد مبتلا به سرطان برخورد می کنید همانگونه باشید که هنگام برخورد با سایر افراد هستید. اجازه دهید ادراکات مستقیم میان شما و او، راهنمایتان باشد. سعی نکنید کسی باشید که نیستید.
پرداختن به سرطان مستلزم یکسری تغییرات در الگوی رفتار ،بدون اجبار برای تطابق با یک « من جدید » است.
چند پرسش و پاسخ درباره شایعترین سرطان زنانه
در۶۰ سال اخیر به طور متوسط سالانه ۱ تا ۴ درصد به میزان بروز سرطان سینه در كشورهای مختلف جهان افزوده شده است. سرطان سینه شایعترین سرطان در زنان است و مشكل اصلی سلامت در بسیاری از كشورهای دنیا به خصوص در كشورهای پیشرفته همین بیماری است.
سرطان سینه هر چند شایعترین نوع سرطان در زنان است، اما ویژگی خاص آن در مقایسه با سایر سرطانها قابل درمان بودن آن است. انجمن سرطان آمریكا تخمین زده است كه در آمریكا حدود ۲۰۳ هزار و ۵۰۰ مورد جدید سرطان سینه تشخیص داده شده و در حدود ۴۰ هزار بیمار هر سال از این بیماری میمیرند و حدود یك هشتم زنان آمریكایی كه به سن ۸۵ سالگی میرسند در بسیاری مواقع در طول زندگیشان این بیماری را بروز میدهند.
بر اساس تحقیقات جامعه سرطان كانادا ۱۹ هزار مورد جدید سرطان نیز در كانادا تشخیص داده شده و ۵ هزار و ۳۰۰ زن كانادایی هر ساله از این بیماری میمیرند. میزان شیوع بیماری با بالا رفتن سن افزایش مییابد و زنان ۷۵ سال به بالا ریسك بالاتری دارند. سرطان سینه در مردان هم دیده میشود. اما این بیماری در زنان ۱۰۰ بار بیشتر از مردان است.
دانشمندان هنوز علت دقیق این بیماری را كشف نكردهاند. آنچه میخوانید، دانستنیهایی درباره این بیماری است كه در قالب چند پرسش و پاسخ بیان شده است.
● سرطان چطور بوجود میآید؟
سرطان سینه یك تومور بدخیم در بافت غدهای سینه است. تومورهای بدخیم به نام كارسینوم نامیده میشود. كارسینومها زمانی كه تصمیم به از بین بردن بافت طبیعی سینه میكنند، سبب تكثیر غیرطبیعی شده، ممكن است منتشر شوند و یا به قسمتهای دیگر بدن متاستاز دهند (منتشر شوند).
● كدام زنان بیشتر در معرض ابتلا به سرطان سینه هستند؟
چند گروه از زنان ریسك بالایی برای ابتلا به این بیماری دارند: آنهایی كه قاعدگیهای طولانی دارند؛ آنها كه قاعدگیشان قبل از ۱۲ سالگی شروع و بعد از ۵۰ سالگی تمام شود؛ افرادی كه از قرصهای ضد بارداری یا درمانهای جایگزینی هورمون استفاده میكنند؛ زنانی كه در تاریخچه خانوادگی آنها این بیماری وجود دارد.
همچنین سرطان سینه در زنانی كه بهطور مرتب معاینه نمیشوند و آنهایی كه وزنشان را در حد طبیعی نگه نمیدارند شایعتر است. مصرف الكل و سیگار هم درصد این بیماری را بالا میبرد. بررسیها نشان میدهد زنانی كه به طور روتین شیفتهای شب دارند یعنی حدود ۶۰ درصد آنها ریسك بالاتری برای این بیماری دارند.
دانشمندان عقیده دارند بالا رفتن ملاتونین بدن یعنی هورمونی كه وظایف دیگر هورمونهای جنسی را تعیین میكند در طول شب با قرار گرفتن در مقابل نورهای درخشان در طول شب كاهش پیدا میكند كه این امر ممكن است سطح استروژن را افزایش دهد.
این مطالعات بر روی زنان شهروند شهرهای صنعتی كه بیشتر در معرض نورهای مصنوعی در شب قرار میگیرند نشان داده آنها بیشتر مستعد ابتلا به سرطان سینه هستند.
● آیا بیمار مبتلا به سرطان سینه با دیدن علایم خاصی متوجه این بیماری میشود؟
خیر، بهنظر میرسد در حدود سهچهارم بیمارانی كه مبتلا به این بیماری هستند هیچنوع علائمی كه سبب افزایش خطر برای این بیماری شود را نداشتهاند. برای همین پزشكان توصیه میكنند كه هر زنی باید سالیانه از طریق مراكز درمانی معاینه سینه شود و همچنین زنان باید ماهانه خودشان به انجام این معاینه بپردازند. فردی كه غدهای را در سینهاش پیدا كرد هرچه سریعتر این مسئله را با پزشكش در میان بگذارد.
● آیا هر تودهای در سینه نشاندهنده ابتلا به سرطان سینه و یك تومور بدخیم است؟
خیر، هر تودهای در سینه علامت مطمئنی از سرطان نیست. هر سینه بهطور طبیعی دارای تودههای زیاد با اندازههای مختلف است.
قبل از یائسگی سینهها به طور طبیعی بزرگ میشوند. از سوی دیگر اختلالاتی در رشد سینهها ممكن است با این سرطان اشتباه شود. ضمناً رویش غیر سرطانی كیستهایی كه حاوی مایع بوده سبب ضخامت بافتهای سینه میشود. این كیستها وظیفه تولید شیر را به عهده دارند.
● ماموگرافی تا چه حد میتواند در تشخیص این بیماری موفق باشد؟
معاینه سینه با اشعه ایكس، روشی كه به آن ماموگرافی گفته میشود، میتواند شانس درمان موفقیتآمیز تومورهای شناسایی شده در مرحله اولیه قبل از اینكه به اندازه كافی بزرگ شده باشد را بالا ببرد. اگرچه مطالعات اختلاف نظر درباره تأثیرات ماموگرافی در كاهش مرگومیر ناشی از این سرطان را نشان میدهد.
● چگونه میتوان یك تومور خوشخیم را از یك تومور بدخیم تشخیص داد؟
یك ماموگرام نمیتواند یك تومور خوشخیم از بدخیم را تشخیص دهد. تنها راه تشخیص قطعی یك توده مشكوك در سینه انجام یك بیوپسی (نمونهبرداری) از آن است كه در این روش توده یا قسمتی از آن جهت آزمایشات میكروسكوپی برای سلولهای سرطانی برداشته میشود.
اگر وجود سرطان مسجل شد پزشك مشخص میكند كه سلولهای سرطانی به بافتهای اطراف سینه متاستاز داده است یا نه. شایعترین محل متاستاز در بیماران مبتلا غدههای لنفاوی زیر بغل است. وجود یا عدم وجود سلولهای سرطانی در بافتها به پزشك كمك میكند كه چقدر سرطان پیشرفته است.
پزشكان معمولاً چند تا از غدد لنفاوی زیر بغل را اگر سرطانی باشد برمیدارند. این جراحی لنفوم را نشان میدهد كه یك توده متورم دردناك در بازو به دلیل تجمع مایع است و ممكن است جایی قرار گرفته باشد كه خطر عفونت را بالا ببرد. اگر غدد ایمنی بتوانند سلولهای سرطانی را مهار كنند، سرطان نمیتواند به اطراف سینه سرایت كند و بیمار از جراحی وسیع رها میشود.
● آیا آزمایشهای ژنتیكی راه قطعی برای تشخیص قطعی سرطان سینه هستند؟
خیر، البته زنانی كه دارای تاریخچه خانوادگی سرطان سینه هستند تحت آزمایشهای ژنتیك قرار میگیرند و ژنهای BRCA۱ و BRCA۲ جهشیافته در آنها مشخص میگردد، اما این یك راه قطعی برای تشخیص بیماری در زنانی كه این ژنها را دارند، نیست.
آمارها نشان میدهد حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد زنانی كه این ژنها را دارند از سن ۷۰ سال به بالا این بیماری را بروز میدهند اگرچه این راه كاملاً موفقی برای جلوگیری از سرطان سینه نیست.
پیشآگهی سرطان سینه بخصوص كسانی كه سرطان سینه متمركز دارند، چگونه است؟
با تشخیص سریعتر، میزان بقای بیماران افزایش یافته است. میزان بقای ۵ ساله (منظور درصد افرادی است كه ۵ سال بعد از تشخیص سرطان زندگی میكنند) برای زنان آمریكایی كه سرطان سینه بدون متاستاز داشتهاند از سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۹۰ به بعد از ۷۲ درصد به ۹۶ درصد افزایش یافته است.
اگرچه سرطان بافتهای اطراف را درگیر میكند میزان بقای زندگی در ۵ سال آینده به ۷۸ درصد افت میكند. برای زنانی كه سرطان درمان شده دارند پیشآگهی خوبی وجود دارد به خصوص با معاینات مكرر توسط پزشك معالج و معاینهای كه خود بیمار از سینه خود میكند.
چه غذاهایی به پیشگیری از سرطان سینه کمک می کنند؟
محققان پیشنهاد می کنند که خوردن برخی از غذاها و اضافه کردن آنها به رژیم غذایی روزانه، کمک چشمگیری در کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه در زنان خواهد کرد.خوردن سبزیجات تازه، مرکبات و غذاهایی که دارای بتاکاروتن فراوان هستند در امر پیشگیری از سرطان سینه بسیار موثرند. قدرت جذب بتاکاروتن بچه هویچ ها بیشتر از هویچ های معمولی می باشد. سبزیجاتی شامل، تربچه، براکلی، گل کلم، کلم سفید، شلغم قرمز که دارای محتویات (۳-Carbinol) می باشند، باعث کاهش گونه ای از استروژن که منجر به پیشرفت سرطان در زنان می شود خواهد شد.
نوشیدن یک لیوان شیر گرم بدون چربی همراه با یک قاشق غذاخوری بادام زمینی، تخم کدو تنبل یا گردو و یک چهارم قاشق غذاخوری عصاره بادام شیرین قبل از خواب بسیار موثر است. برای پیشگیری از سرطان سینه و پروستات، گوجه فرنگی را به صورت پخته شده، خام، خشک، سوپ، آب گوجه فرنگی وسس مصرف نمایید.انگور دارای آنتی اکسیدان طبیعی می باشد که قدرت مقابله کردن در برابر سرطان سینه را دارد.
چای سبز سرشارازEGCG می باشد که قدرت مبارزه با سرطان سینه را دارد.
محققان پیشنهاد می کنند که غذاهایی که حاوی امگا۳ هستند بیشتر مصرف کنید. غذاهایی چون ماهی های آب شیرین مانند؛ ماهی قزل آلا، ماهی تن، ماهی کولی، شمشیر ماهی، خرچنگ و ساردین و همچنین دانه های لوبیا و آجیل سرشار از امگا۳ می باشند. زنانی که در رژیم غذایی خود از ویتامین D فراوان استفاده می کنند کمتر در معرض خطر ابتلا به سرطان سینه می باشند. سعی کنید روزانه حداقل ۲۰ دقیقه در معرض نور خورشید قرار بگیرید.
تحقیقات نشان داده زنانی که در رژیم غذایی روزانه خود ازحبوبات و غلات بیشتری استفاده می کنند کمتر در معرض خطر ابتلا به سرطان سینه قرار می گیرند. چای سبز سرشار از EGCG می باشد که قدرت مبارزه با سرطان سینه را دارد. سعی کنید روزانه حداقل دو استکان چای سبز میل کنید. چاشنی سالاد را خودتان درست کنید. با مقداری روغن زیتون و سرکه بلسان که حاوی مواد پیشگیری کننده از سرطان سینه می باشد.
سیر کشنده سلولهای سرطان زا می باشد. قبل از پختن سیر، آن را پوست گرفته و به قطعات ریز خرد کنید. سپس به مدت ۱۵- ۱۰ دقیقه قبل از آنکه سیر را بپزید بگذارید بماند. این روش منجر به افزایش قدرت مقابله در برابر سرطان خواهد شد. زنانی که در هفته دو بار اسفناج مصرف می کنند به نسبت زنانی که از خوردن آن پرهیز می نمایند کمتر در معرض خطر ابتلا به سرطان می باشند.
با خوردن غذاهای سالم سلامتی را به خود هدیه کنید.
آزیتا مقصودی
چهار گزینه برای درمان سرطان پروستات
به گفته دكتر هربرت لپور، استاد و رئیس بخش اورولوژی دانشكده پزشكی نیویورك، بسیاری از مردان، نه تنها به دلیل ابتلا به سرطان از جان خویش بیم دارند، بلكه از فرآیند درمان و به خصوص عوارض جانبی آن نیز می هراسند.
با وجود آن كه عوارض جانبی همچنان پابرجا هستند، كارشناسان می گویند خطر ابتلا به آنها بسیار كمتر از پیش شده است و مهم تر آن كه پزشكان می گویند با تغییراتی كه در برخی از شیوه های درمانی صورت گرفته، میزان موارد بهبود بیماری بیش از گذشته است.دكتر لپور می گوید: عوامل بسیاری در انتخاب نحوه درمان دخالت دارند؛ از جمله سن بیمار، نتایج بیوپسی و سایر آزمایشات، وضعیت عمومی سلامتی وی، وضعیت روحی و روانی بیمار و برای تصمیم گیری پیرامون هر بیمار باید متغیرهای بسیاری را مد نظر داشت.
در پایین، نظر چهار كارشناس برجسته سرطان پروستات را می آوریم، كه آگاهی از نظرات آنها كمك بسیاری به تصمیم گیری خواهد كرد. اما قبل از هر سخنی تأكید می كنیم كه هر چهار تن بر این باورند كه مشورت با پزشك شخصی، پیش از هر گونه تصمیم گیری بسیار مهم است.
●گزینه اول: انتظار كشیدن
برخی به آن سیاست انتظار كشیدن هشیارانه یا بنشین و ببین چه پیش می آید نام نهاده اند. در این جا، حداقل كاری كه می كنیم این است كه كاری انجام نمی دهیم. بلكه تنها سیر پیشرفت بیماری را از نزدیك زیر نظر می گیریم.با وجود آن كه ظاهراً بسیاری انجام كاری اساسی برای درمان سرطان را ترجیح می دهند، ولی كارشناسان بر این عقیده اند كه این گزینه برای بسیاری از بیماران، به ویژه افراد مسن و مشكل دار، كاملا مناسب است.
دكتر سیمون هال، رئیس دپارتمان اورولوژی در مركز پزشكی مونت سینایی شهر نیویورك می گوید: از آن جا كه سرطان پروستات از رشد آهسته ای برخوردار است و غالباً نیز بیماری مهاجمی نیست، مردانی كه در سنین ۶۰، ۷۰ یا ۸۰ سالگی به بیماری خویش پی می برند، احتمالاً پیش از آن كه سرطان پروستات برای شان به صورت معضلی درآید، از بیماری های دیگر از پای درمی آیند.
در واقع، به عقیده دكتر هال، بسیاری از مردان عملاً نیاز به درمان سرطان پروستات ندارند؛ و برخی حتی بدون جهت تحت درمان بیماری قرار می گیرند كه احتمالاً نقشی در مرگ این افراد در سنین مذكور ندارد.
خوب، پس چطور بدانیم كه این شیوه مناسب ماست؟ به عقیده انجمن سرطان آمریكا، علاوه بر موضوع سن و وضعیت عمومی سلامتی، مقیاس گلیسون نیز مهم است. این مقیاس مبتنی بر بیوپسی سلول های سرطانی است: هرچه نمره فرد بالاتر باشد، احتمال این كه سرطان از سرعت رشد بالاتری برخوردار باشد و سریع تر پخش شود، بیشتر خواهد بود. یك نكته دیگر نیز مهم است: اندازه تومور و این كه سرطان به خارج از غده پروستات انتشار پیدا كرده یا خیر.
به گفته دكتر هال، وضعیت روحی و روانی فرد نیز مهم است: از اطلاعات محدودی كه در دست داریم، می دانیم كه حدود یك سوم مردانی كه روش انتظار كشیدن را انتخاب می كنند، سرانجام از آن دست می كشند و این نه به خاطر پیشرفت بیماری، بلكه بدین دلیل است كه از نظر روانی احساس می كنند نمی توانند بنشینند و دست روی دست بگذارند.اگر روش انتظار كشیدن را برگزیده اید، هر شش ماه یك بار تحت آزمایش PSA (آنتی ژن ویژه سرطان پروستات) و معاینه جسمی قرار می گیرید؛ و گاه نیز بسته به صلاحدید پزشك، لازم است بیوپسی هایی نیز تهیه شوند. اگر علائم آشكار شوند یا سرطان مهاجم تر شود، می توان از گزینه های دیگر نیز استفاده نمود.
روش انتظار كشیدن برای چه كسانی مناسب نیست؟ دكتر هال می گوید، هر مردی در دهه پنجاه زندگی یا جوان تر از آن، مردان مسن تری كه كاملاً سالم اند، هر بیماری كه دارای علائم (از جمله درد پشت و پاها) است، یا كسانی كه دچار سرطان بسیار مهاجم اند، جملگی در این روش درمانی جای می گیرند.
●گزینه دوم: پرتودرمانی
در صورتی كه درمان ضرورت پیدا كند، یك گزینه پرتودرمانی است، كه اتفاقاً طرفداران بسیاری (از میان بیماران و پزشكان) نیز دارد. در این روش، برای از میان بردن سلول های سرطانی یا كوچك تر كردن اندازه تومور، از اشعه پرانرژی استفاده می شود. گفته می شود، پرتودرمانی بر روی سرطانی كه به خارج از غده پروستات راه نیافته و یا تنها به بافت های مجاور راه پیدا كرده، به یك اندازه مؤثر است. كارشناسان عقیده دارند، كه پرتودرمانی تقریباً برای تمام مردان مبتلا به سرطان پروستات مفید است.دكتر پل بارت، مدیر بخش پرتودرمانی انكولوژی در دانشگاه سین سیناتی، می گوید، اساساً، تمام مردانی كه نامزد عمل جراحی پروستات می شوند، می توانند تحت پرتودرمانی نیز قرار گیرند.
●پرتودرمانی، به دو شیوه صورت می گیرد.
▪پرتو از منبع خارجی: این پرتو، مشابه اشعه ایكس، ولی مدت تابش اشعه طولانی تر است. بارت می گوید در این شیوه درمانی غیرتهاجمی از یك منبع خارجی، كه به سمت غده پروستات جهت یافته، استفاده می شود. با این حال، مواردی از عوارض جانبی از جمله اسهال، بی اختیاری مدفوع، و ناتوانی جنسی نیز دیده شده اند.
تحولی كه اخیراً صورت گرفته، پرتودرمانی سه بعدی است، كه در آن از كامپیوتر برای تهیه نقشه محل پروستات استفاده می شود و احتمالاً نتیجه كار دقیق تر است. جدیدتر از آن، پرتودرمانی با شدت تنظیم شده است. در این جا با استفاده از یك منبع متحرك از جهات بسیار اشعه به غده پروستات تابیده می شود. در عین حال این امكان نیز وجود دارد كه شدت و قدرت اشعه را تنظیم كنیم.
▪پرتودرمانی با كاشت ماده رادیواكتیو در بدن بیمار: در این روش جراح مقادیر ناچیزی از ماده رادیواكتیو را در غده پروستات قرار می دهد؛ كه اشعه را در مدتی معین، مستقیماً به نقطه مورد نظر در غده پروستات می تاباند. عمل جراحی در حدود یك ساعت به طول می انجامد و به گفته دكتر بارت، غالباً بیمار می تواند در همان روز از بیمارستان مرخص شود.
راه دوم، استفاده از سوزن هایی است كه موقتاً در داخل پروستات قرار داده شده و مقادیر زیادی از اشعه را به غده می تابانند. این درمان چندین روز به طول می انجامد، و در این مدت سوزن ها در محل باقی می مانند.
بارت می گوید: از آن جا كه تابش اشعه از خارج و قرار دادن ماده رادیواكتیو در موضع، نتایج یكسانی دارند و اغلب نیز با یكدیگر انجام می شوند این دیگر بستگی به خود بیمار دارد، كه تصمیم بگیرد كدام روش را ترجیح می دهد: درمانی تهاجمی كه حدود یك ساعت به طول می انجامد، یا این كه ترجیح می دهد هفت هفته تحت درمانی غیرتهاجمی باشد.به علاوه، پرتوی اشعه می تواند موجب تحریك مجرای ادرار و راست روده، و نیز اسهال و خستگی گردد (كه، معمولاً از هفته چهارم شروع می شوند). ولی مشكلات به تدریج ظرف چند هفته پس از خاتمه درمان خود به خود فروكش می كنند .
●گزینه سوم: جراحی ریشه ای پروستات
و اما برای آن گروه از بیماران كه تنها با خارج شدن بافت معیوب از بدن احساس آسودگی می كنند، عمل جراحی ریشه ای پروستات می تواند كمك كننده باشد. در این جا كل غده پروستات و گاه غدد لنفاوی اطراف و بافت های همسایه آن (به امید آن كه بیمار كاملاً از سرطان پاك شود) برداشته می شوند. زمانی كه سرطان هنوز از حدود غده پروستات تجاوز نكرده جراحی ریشه ای پروستات می تواند گزینه خوبی باشد.
برخی از پزشكان بر این باورند كه این شیوه به ویژه در مورد مردان زیر ۵۰ سال بهترین گزینه است.دكتر لپور، جراح پروستات می گوید، به عقیده من جراحی راه مؤثرتری برای درمان بیماری است؛ و اگر سن تان خیلی پایین است، توصیه اكید ما این است كه حتماً از همین روش استفاده كنید، به این دلیل ساده كه هنوز اطلاعات كاملی از اثرات درازمدت پرتودرمانی بر مردان در سنین نه چندان بالا در دست نداریم. به علاوه مردان مسن نیز اگر از نقطه نظرات دیگر مشكلی نداشته و در وضعیت سلامتی مناسبی به سر می برند، نامزدهای مناسبی برای این شیوه درمانی اند و گرچه متخصصان پرتودرمانی سرطان عقیده دارند كه خطر بروز عوارض در اعمال جراحی بیشتر است، ولی به عقیده او در صورت انجام عمل جراحی توسط جراحانی كه از تجربه و مهارت كافی برخوردارند، موارد درمان كامل بیماری مساوی با و حتی بیشتر از روش های دیگر است.
قوامیان كه خود نیز جراح است، با این نقطه نظر موافق است و اضافه می كند، وقتی كه پروستات را از بدن خارج ساختید، می توانید كاملاً آن را مورد معاینه قرار داده، نمره گلیسون را به طور دقیق محاسبه نموده و اطلاعات جامعی از موقعیت سرطان داشته باشید. این خود به پیش بینی میزان احتمال عود بیماری و قضاوت درباره لزوم درمان اضافی كمك خواهد كرد. به علاوه، بدن هم در معرض تابش اشعه قرار نمی گیرد.
عمل جراحی پروستات به چندین روش صورت می گیرد.خارج ساختن پروستات از راه شكم: این روشی قدیمی است. در این روش، غده پروستات با دادن برشی در بخش تحتانی شكم خارج می شود.خارج ساختن پروستات از پایین: در این جا، پروستات با ایجاد برشی بین كیسه بیضه و مقعد خارج می شود.
▪خارج ساختن پروستات به كمك لاپاروسكوپ: كه جدیدترین روش است. در این روش، دوربین بسیار كوچكی و ضمائم آن را (كه ویژه این كار ساخته شده و از جمله دارای بازوهای كامپیوتری است كه به صورت یك روبات جراحی عمل می كند)، از راه پنج برش كوچك وارد محوطه شكم می كنند. پزشك كنترل بازوهای روبوتی (را از طریق یك صفحه نمایش سه بعدی كامپیوتری) در اختیار دارد.
قوامیان می گوید، این روش ممكن است كمك كند كه كاركردهای عصبی خویشتنداری ادرار و مدفوع و كاركرد جنسی حفظ شوند. به گفته او، روش روباتی در مقایسه با عمل جراحی باز با خونریزی كمتری همراه است و بازیابی سلامتی بیمار نیز سریع تر خواهد بود.
●گزینه چهارم:درمان های هورمونی و شیمی درمانی
یك راه دیگر برای بازداشتن سرطان پروستات از رشد و پیشرفت، استفاده از هورمون هایی است كه سطح هورمون مردانه تستوسترون را در بدن كاهش داده، یا اثر آن را مهار می كنند. این كار، چگونه صورت می گیرد؟به گفته دكتر بارت، در شرایط طبیعی تستوسترون باعث تحریك رشد سرطان پروستات می شود. از این رو هدف از هورمون درمانی بازداری از تولید یك مهار اثر این هورمون است.
هورمون درمانی به خودی خود موجب بهبودی نخواهد شد، ولی می تواند از سرعت رشد سرطان كاسته، عمل جراحی یا پرتودرمانی را به تعویق اندازد. همچنین، بسیار پیش آمده كه با این روش از حجم و اندازه تومور كاسته شده و این، به نوبه خویش كمك می كند كه روش های دیگر درمان مؤثرتر واقع شوند. گاه نیز از آن برای ادامه و پی گرفتن درمان یا درمان موارد عود بیماری استفاده می شود. تولید تستوسترون را می توان با عمل جراحی و برداشتن بیضه ها نیز متوقف نمود.عوارض جانبی احتمالی هورمون درمانی عبارتند از گرگرفتگی، احساس درد در ناحیه پستان، رشد بافت پستانی، پوكی استخوان، كم خونی، چاقی،خستگی، كاهش سطح كلسترول HDL و افسردگی.در موارد پیشرفته بیماری و نیز زمانی كه هورمون درمانی (دیگر) مؤثر واقع نشد می توان از داروهای شیمی درمانی استفاده نمود.
FOXNEWS.COM
Feb. ۲۷, ۲۰۰۶
ترجمه: عبدالوهاب فخر یاسری
چهرهها و سرطانها
البته این آمار بالا با توجه به اینکه سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در خانمها است، طبیعی به نظر میرسد. ولی خطر اینجا است که سرطان پستان پس از سرطان ریه، دومین سرطان کشنده در خانمها است. قدیمترها پزشکان مواردی از این بیماری را طی بررسیهایشان پیدا میکردند بدون اینکه بتوانند کاری برای آنها بکنند؛ تا اینکه در قرن هجدهم، یک جراح فرانسوی به نام ژانلویی پتی و یک جراح اسکاتلندی به نام بنجامین بل، نخستین جراحیهای سرطان پستان را انجام دادند.
اقدامات آنها در سال ۱۸۸۲ توسط دکتر ویلیام استوارت هالستد که بنیانگذار روش انجام ماستکتومی رادیکال (برداشتن بافت پستان) بود، تکمیل شد. متدهای جراحی دکتر هاستد تا حدود ۱۹۷۰ میلادی محبوب باقی ماند اما کمکم روشهای جدیدتر و کمخطرتری ابداع شدند. چرا سرطان میگیریم؟ دلایل متعددی در ابتلا به سرطان پستان دخالت دارند که زن بودن، یکی از مهمترین دلایل آن است. مردان از این جهت بسیار خوششانس هستند، زیرا طبق آمارهای موجود، میزان موارد سرطان پستان در مردان چیزی بسیار اندک است. خطر ابتلا به سرطان پستان با بالا رفتن سن، افزایش مییابد. بررسیهای دانشمندان نشان میدهد که احتمال ابتلا به سرطان پستان در خانمی که تا ۹۰ سالگی زندگی میکند چیزی حدود ۳/۱۴ درصد (یک نفر از هر هفت نفر) است. این خطر در مردان ۱/۰ درصد (یک در هزار) است. همچنین شروع زودرس قاعدگی (۱۲ سالگی یا کمتر)، شروع دیررس یائسگی (۵۵ سالگی) و اولین حاملگی دیرهنگام (پس از ۳۰ سالگی) نیز احتمال ابتلا به سرطان پستان را بالا میبرند.
با توجه به اثر استروژن در افزایش خطر سرطان پستان، برخی دانشمندان معتقدند که موارد فوق میتوانند مواجهه با استروژن ساختهشده توسط بدن را طولانیتر کنند و خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش دهند. علاوه بر این، مواردی نظیر الکل، چاقی، سیگار، مواجهه با اشعه یونیزهکننده، مواجهه با برخی مواد شیمیایی نظیر آفتکشها، سابقه خانوادگی این بیماری، مصرف طولانیمدت استروژن خارجی و بسیاری موارد ناشناخته از جمله عواملی هستند که خطر ابتلا به سرطان پستان را بالا میبرند. جالب اینجا است که تحقیقات نشان دادهاند که انسانها تنها پستاندارانی نیستند که دچار سرطان پستان میشوند؛ دانشمندان متوجه شدهاند که برخی از گونههای موش خانگی هم مستعد ابتلا به این سرطان هستند. آنها عفونت با یک ویروس بهخصوص، موسوم به MMTV را یکی از دلایل این موضوع میدانند.
البته وجود یک ویروس مشابه در انسان مورد تأیید قرار نگرفته است. سرطان از کدام در وارد میشود؟ سرطان پستان در بسیاری از موارد در مراحل اولیهاش دردناک نیست و هیچ علامتی ندارد. معمولاً این سرطان قبل از بروز هرگونه علامتی، توسط ماموگرافی غربالگری یا احساس یک توده در سینه توسط خود فرد کشف میشود. علاوه بر این، ممکن است یک توده کوچک در زیر بغل یا بالای استخوان ترقوه وجود داشته باشد یا سایر علامتهای ساده نظیر ترشح از پستان، تورفتگی نوک پستان و تغییراتی در پوست پوشاننده پستان نیز موجب شک به وجود این بیماری شوند. با توجه به شیوع بالای سرطان پستان و ساده بودن علایم اولیه این سرطان در مراحل ابتدایی، روشهای غربالگری بهطور مرتب در بسیاری از کشورها توصیه میشوند. مهمترین روشهای غربالگری توصیهشده عبارتند از بررسی سینه از نظر وجود توده توسط خود فرد و انجام ماموگرافی. مؤسسه ملی سرطان آمریکا به خانمها توصیه میکند در سن ۳۵ سالگی یک ماموگرافی پایه انجام دهند.
این مؤسسه، انجام ماموگرافی را هر ۲ سال یکبار پس از سن ۴۰ سالگی و انجام ماموگرافیهای سالیانه را پس از سن ۵۰ سالگی توصیه میکند. البته متخصصین معتقدند خانمهایی که یکی از بستگان درجه اول آنها (مادر، خواهر و دختر) قبل از یائسگی دچار سرطان پستان شدهاند، باید غربالگری را در سنین پایینتری شروع کنند و اولین بررسی را ۱۰ سال زودتر از سنی که سرطان پستان در خویشاوندانشان تشخیص داده شده، انجام دهند. رشد و توسعه سرطان سرطان پستان پس از شروع فعالیت و در صورت عدم تشخیص در بررسیهای غربالگری میتواند به رشد خود ادامه دهد و از طریق عروق لنفاوی به غدد لنفاوی نزدیک پستان به ویژه آنها که در زیر بغل قرار دارند گسترش پیدا کند.
این سرطان همچنین قابلیت انتشار به سایر نواحی بدن از طریق عروق خونی را هم دارد و میتواند به ریه، پرده جنب، کبد، مغز و استخوانها گسترش پیدا کند. بررسیها نشان دادهاند که سرطان پستان در صورت انتشار در حدود ۷۰ درصد از موارد، استخوانها و به ویژه ستون مهرهها، استخوانهای بلند بازو، ساق پا و دندهها را درگیر میکند. انتشار سرطان به نواحی استخوانی موجب ضعف در استخوان میشود و ضعف در استخوان نیز میتواند تا حدی پیشرفت کند که موجب شکسته شدن آن شود. تمامی این موارد، اهمیت غربالگری زودرس بیماران را نشان میدهد. آداب سرطانیابی تشخیص قطعی سرطان پستان عمدتاً توسط بررسیهای آسیبشناسانه بافت سینه انجام میشود که معمولاً هنگام درمان جراحی، این بافت از نسج پستان، برداشته و دقیقاً تشخیص داده میشود. البته روشهای سادهتری نظیر آسپیراسیون به وسیله سوزن ظریف (FNA) یا نمونهبرداریهای موضعی نیز وجود دارند. علاوه بر این، ممکن است برخی از روشهای تصویربرداری دیگر نظیر عکس قفسه سینه، اسکن استخوان، سیتی اسکن و امآرآی نیز برای بررسی میزان پیشرفت بیماری و انتشار به سایر نواحی ضرورت پیدا کنند. سرطانکُشی راههای زیادی برای مقابله با سرطان پستان وجود دارند. در صورت محدود بودن و موضعی بودن این سرطان، بسیاری از متخصصین، انجام جراحی همراه با یک درمان هورمونی، شیمیدرمانی یا پرتودرمانی را توصیه میکنند.
در حقیقت نوع عمل جراحی بسته به مرحله و نوع سرطان، متفاوت است. با توجه به بررسیهای بالینی، ممکن است جراح فقط برداشتن توده را ضروری بداند یا اینکه ترجیح دهد تمامی بافت پستان را بردارد (ماستکتومی). ممکن است در حین عمل، جراح برداشتن قسمتی از عضلات سینهای یا غدد لنفاوی را نیز لازم بداند. احتمال دارد برخی از متخصصین، انجام شیمیدرمانی قبل از عمل را به بیمار توصیه کنند. در این حالت، آنها بیشتر از شیمیدرمانی به منظور کوچک کردن اندازه سرطان و محدود کردن آن قبل از انجام عمل استفاده میکنند. در سایر موارد، انجام شیمیدرمانی با استفاده از رژیمهای دارویی متفاوت پس از عمل جراحی، اثر مهمی بر کاهش و جلوگیری از عود بیماری دارند.
● چهرههای زنده مبتلا به سرطان پستان
۱) الیزابت آغاسی، مادر آندره آغاسی، تنیسورمعروف
۲) تمی آغاسی، نویسنده و خواهر آندره آغاسی
۳) کارول مارتینو بالدوین، مادر هنرپیشه معروف، الک بالدوین
۴) بتی فورد، همسر جرالد فورد رئیسجمهور اسبق آمریکا
۵) جنیفر جونز، هنرپیشه معروف و برنده جایزه اسکار
۶) سوزان رایان جوردن، مادر مک رایان، بازیگر معروف هالیوود
۷) ژانل کیدمن، مادر نیکول کیدمن
۸) نانسی ریگان، همسر رونالد ریگان رئیسجمهور اسبقآمریکا
۹) گلوریا استوارت، هنرپیشه معروف هالیوود
● چهرههاییکه به دلیل سرطان پستان، جان خود را از دست دادهاند
۱) آتوسا، ملکه ایران، دختر کورش کبیر، همسر داریوش اول و مادر خشایارشا در سن ۷۵ سالگی و در سال ۴۷۵ قبل از میلاد مسیح درگذشت.
۲) آن دیتریش، مادر لویی چهاردهم که در سن ۶۶ سالگی درگذشت.
۳) اینگرید برگمن، بازیگر شهیر تاریخ سینما و برنده جایزه اسکار در سن ۶۷ سالگی و در اثر عوارض مربوط به این بیماری جان خود را از دست داد.
۴) مدونا لوئیس سیکونه، مادر خواننده معروف (مدونا)، در سن ۳۰ سالگی و در زمانی که مدونا تنها ۶ سال داشت، از دنیا رفت.
۵) بت دیویس، بازیگر معروف و برنده جایزه اسکار، در ۸۱ سالگی درگذشت.
۶) اوریانا فالاچی، نویسنده و روزنامهنگار شهیر ایتالیایی، در ۷۷ سالگی از دنیا رفت.
۷) کلارا هیتلر، مادر آدولف هیتلر، در ۴۷ سالگی درگذشت.
۸) دنیس مکآلیستر، همسر کاپیتان سابق تیم ملی اسکاتلند؛ گری مکآلیستر در ۳۹ سالگی درگذشت.
● چهرههایی که به سرطان پستان مبتلا بودهاند ولی به دلیل دیگری جان خود را از دست دادهاند
۱) گرتا گاربو، هنرپیشه معروفهالیوود: عمل جراحی روی هر دو سینهاش انجام شد ولی بعدها به دلیل ذاتالریه و نارسایی کلیه در سن ۸۴ سالگی (در سال ۱۹۹۰) درگذشت.
۲) هنی وان آنولشیپر: او مسنترین زن تاریخ هلند بود. سرطان پستان این خانم هنگامی که وی ۱۰۰ ساله بود با موفقیت درمان شد، اما او در سال ۲۰۰۵ و در سن ۱۱۵ سالگی به دلیل ابتلا به سرطان معده درگذشت.
۳) میرنا لوی: این هنرپیشه معروف هالیوود نیز عمل جراحی روی هر دو سینهاش انجام داد و از سرطان پستان نجات پیدا کرد، ولی به دلیل یک عمل جراحی دیگر (که علت آن معلوم نشده است) در سن ۸۸ سالگی درگذشت.
۴) آلما رویل: هنرپیشه و همسر آلفرد هیچکاک، به دلایل طبیعی در سن ۸۲ سالگی درگذشت. ۵) رالی وایلد: جامعهشناس معروف که خواهرزاده اسکار وایلد بود، به دلیل نامعلومی در سن ۴۵ سالگی درگذشت.
چهرهها و سرطانها
البته این آمار بالا با توجه به اینکه سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در خانمها است، طبیعی به نظر میرسد. ولی خطر اینجا است که سرطان پستان پس از سرطان ریه، دومین سرطان کشنده در خانمها است. قدیمترها پزشکان مواردی از این بیماری را طی بررسیهایشان پیدا میکردند بدون اینکه بتوانند کاری برای آنها بکنند؛ تا اینکه در قرن هجدهم، یک جراح فرانسوی به نام ژانلویی پتی و یک جراح اسکاتلندی به نام بنجامین بل، نخستین جراحیهای سرطان پستان را انجام دادند.
اقدامات آنها در سال ۱۸۸۲ توسط دکتر ویلیام استوارت هالستد که بنیانگذار روش انجام ماستکتومی رادیکال (برداشتن بافت پستان) بود، تکمیل شد. متدهای جراحی دکتر هاستد تا حدود ۱۹۷۰ میلادی محبوب باقی ماند اما کمکم روشهای جدیدتر و کمخطرتری ابداع شدند. چرا سرطان میگیریم؟ دلایل متعددی در ابتلا به سرطان پستان دخالت دارند که زن بودن، یکی از مهمترین دلایل آن است. مردان از این جهت بسیار خوششانس هستند، زیرا طبق آمارهای موجود، میزان موارد سرطان پستان در مردان چیزی بسیار اندک است. خطر ابتلا به سرطان پستان با بالا رفتن سن، افزایش مییابد. بررسیهای دانشمندان نشان میدهد که احتمال ابتلا به سرطان پستان در خانمی که تا ۹۰ سالگی زندگی میکند چیزی حدود ۳/۱۴ درصد (یک نفر از هر هفت نفر) است. این خطر در مردان ۱/۰ درصد (یک در هزار) است. همچنین شروع زودرس قاعدگی (۱۲ سالگی یا کمتر)، شروع دیررس یائسگی (۵۵ سالگی) و اولین حاملگی دیرهنگام (پس از ۳۰ سالگی) نیز احتمال ابتلا به سرطان پستان را بالا میبرند.
با توجه به اثر استروژن در افزایش خطر سرطان پستان، برخی دانشمندان معتقدند که موارد فوق میتوانند مواجهه با استروژن ساختهشده توسط بدن را طولانیتر کنند و خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش دهند. علاوه بر این، مواردی نظیر الکل، چاقی، سیگار، مواجهه با اشعه یونیزهکننده، مواجهه با برخی مواد شیمیایی نظیر آفتکشها، سابقه خانوادگی این بیماری، مصرف طولانیمدت استروژن خارجی و بسیاری موارد ناشناخته از جمله عواملی هستند که خطر ابتلا به سرطان پستان را بالا میبرند. جالب اینجا است که تحقیقات نشان دادهاند که انسانها تنها پستاندارانی نیستند که دچار سرطان پستان میشوند؛ دانشمندان متوجه شدهاند که برخی از گونههای موش خانگی هم مستعد ابتلا به این سرطان هستند. آنها عفونت با یک ویروس بهخصوص، موسوم به MMTV را یکی از دلایل این موضوع میدانند.
البته وجود یک ویروس مشابه در انسان مورد تأیید قرار نگرفته است. سرطان از کدام در وارد میشود؟ سرطان پستان در بسیاری از موارد در مراحل اولیهاش دردناک نیست و هیچ علامتی ندارد. معمولاً این سرطان قبل از بروز هرگونه علامتی، توسط ماموگرافی غربالگری یا احساس یک توده در سینه توسط خود فرد کشف میشود. علاوه بر این، ممکن است یک توده کوچک در زیر بغل یا بالای استخوان ترقوه وجود داشته باشد یا سایر علامتهای ساده نظیر ترشح از پستان، تورفتگی نوک پستان و تغییراتی در پوست پوشاننده پستان نیز موجب شک به وجود این بیماری شوند. با توجه به شیوع بالای سرطان پستان و ساده بودن علایم اولیه این سرطان در مراحل ابتدایی، روشهای غربالگری بهطور مرتب در بسیاری از کشورها توصیه میشوند. مهمترین روشهای غربالگری توصیهشده عبارتند از بررسی سینه از نظر وجود توده توسط خود فرد و انجام ماموگرافی. مؤسسه ملی سرطان آمریکا به خانمها توصیه میکند در سن ۳۵ سالگی یک ماموگرافی پایه انجام دهند.
این مؤسسه، انجام ماموگرافی را هر ۲ سال یکبار پس از سن ۴۰ سالگی و انجام ماموگرافیهای سالیانه را پس از سن ۵۰ سالگی توصیه میکند. البته متخصصین معتقدند خانمهایی که یکی از بستگان درجه اول آنها (مادر، خواهر و دختر) قبل از یائسگی دچار سرطان پستان شدهاند، باید غربالگری را در سنین پایینتری شروع کنند و اولین بررسی را ۱۰ سال زودتر از سنی که سرطان پستان در خویشاوندانشان تشخیص داده شده، انجام دهند. رشد و توسعه سرطان سرطان پستان پس از شروع فعالیت و در صورت عدم تشخیص در بررسیهای غربالگری میتواند به رشد خود ادامه دهد و از طریق عروق لنفاوی به غدد لنفاوی نزدیک پستان به ویژه آنها که در زیر بغل قرار دارند گسترش پیدا کند.
این سرطان همچنین قابلیت انتشار به سایر نواحی بدن از طریق عروق خونی را هم دارد و میتواند به ریه، پرده جنب، کبد، مغز و استخوانها گسترش پیدا کند. بررسیها نشان دادهاند که سرطان پستان در صورت انتشار در حدود ۷۰ درصد از موارد، استخوانها و به ویژه ستون مهرهها، استخوانهای بلند بازو، ساق پا و دندهها را درگیر میکند. انتشار سرطان به نواحی استخوانی موجب ضعف در استخوان میشود و ضعف در استخوان نیز میتواند تا حدی پیشرفت کند که موجب شکسته شدن آن شود. تمامی این موارد، اهمیت غربالگری زودرس بیماران را نشان میدهد. آداب سرطانیابی تشخیص قطعی سرطان پستان عمدتاً توسط بررسیهای آسیبشناسانه بافت سینه انجام میشود که معمولاً هنگام درمان جراحی، این بافت از نسج پستان، برداشته و دقیقاً تشخیص داده میشود. البته روشهای سادهتری نظیر آسپیراسیون به وسیله سوزن ظریف (FNA) یا نمونهبرداریهای موضعی نیز وجود دارند. علاوه بر این، ممکن است برخی از روشهای تصویربرداری دیگر نظیر عکس قفسه سینه، اسکن استخوان، سیتی اسکن و امآرآی نیز برای بررسی میزان پیشرفت بیماری و انتشار به سایر نواحی ضرورت پیدا کنند. سرطانکُشی راههای زیادی برای مقابله با سرطان پستان وجود دارند. در صورت محدود بودن و موضعی بودن این سرطان، بسیاری از متخصصین، انجام جراحی همراه با یک درمان هورمونی، شیمیدرمانی یا پرتودرمانی را توصیه میکنند.
در حقیقت نوع عمل جراحی بسته به مرحله و نوع سرطان، متفاوت است. با توجه به بررسیهای بالینی، ممکن است جراح فقط برداشتن توده را ضروری بداند یا اینکه ترجیح دهد تمامی بافت پستان را بردارد (ماستکتومی). ممکن است در حین عمل، جراح برداشتن قسمتی از عضلات سینهای یا غدد لنفاوی را نیز لازم بداند. احتمال دارد برخی از متخصصین، انجام شیمیدرمانی قبل از عمل را به بیمار توصیه کنند. در این حالت، آنها بیشتر از شیمیدرمانی به منظور کوچک کردن اندازه سرطان و محدود کردن آن قبل از انجام عمل استفاده میکنند. در سایر موارد، انجام شیمیدرمانی با استفاده از رژیمهای دارویی متفاوت پس از عمل جراحی، اثر مهمی بر کاهش و جلوگیری از عود بیماری دارند.
● چهرههای زنده مبتلا به سرطان پستان
۱) الیزابت آغاسی، مادر آندره آغاسی، تنیسورمعروف
۲) تمی آغاسی، نویسنده و خواهر آندره آغاسی
۳) کارول مارتینو بالدوین، مادر هنرپیشه معروف، الک بالدوین
۴) بتی فورد، همسر جرالد فورد رئیسجمهور اسبق آمریکا
۵) جنیفر جونز، هنرپیشه معروف و برنده جایزه اسکار
۶) سوزان رایان جوردن، مادر مک رایان، بازیگر معروف هالیوود
۷) ژانل کیدمن، مادر نیکول کیدمن
۸) نانسی ریگان، همسر رونالد ریگان رئیسجمهور اسبقآمریکا
۹) گلوریا استوارت، هنرپیشه معروف هالیوود
● چهرههاییکه به دلیل سرطان پستان، جان خود را از دست دادهاند
۱) آتوسا، ملکه ایران، دختر کورش کبیر، همسر داریوش اول و مادر خشایارشا در سن ۷۵ سالگی و در سال ۴۷۵ قبل از میلاد مسیح درگذشت.
۲) آن دیتریش، مادر لویی چهاردهم که در سن ۶۶ سالگی درگذشت.
۳) اینگرید برگمن، بازیگر شهیر تاریخ سینما و برنده جایزه اسکار در سن ۶۷ سالگی و در اثر عوارض مربوط به این بیماری جان خود را از دست داد.
۴) مدونا لوئیس سیکونه، مادر خواننده معروف (مدونا)، در سن ۳۰ سالگی و در زمانی که مدونا تنها ۶ سال داشت، از دنیا رفت.
۵) بت دیویس، بازیگر معروف و برنده جایزه اسکار، در ۸۱ سالگی درگذشت.
۶) اوریانا فالاچی، نویسنده و روزنامهنگار شهیر ایتالیایی، در ۷۷ سالگی از دنیا رفت.
۷) کلارا هیتلر، مادر آدولف هیتلر، در ۴۷ سالگی درگذشت.
۸) دنیس مکآلیستر، همسر کاپیتان سابق تیم ملی اسکاتلند؛ گری مکآلیستر در ۳۹ سالگی درگذشت.
● چهرههایی که به سرطان پستان مبتلا بودهاند ولی به دلیل دیگری جان خود را از دست دادهاند
۱) گرتا گاربو، هنرپیشه معروفهالیوود: عمل جراحی روی هر دو سینهاش انجام شد ولی بعدها به دلیل ذاتالریه و نارسایی کلیه در سن ۸۴ سالگی (در سال ۱۹۹۰) درگذشت.
۲) هنی وان آنولشیپر: او مسنترین زن تاریخ هلند بود. سرطان پستان این خانم هنگامی که وی ۱۰۰ ساله بود با موفقیت درمان شد، اما او در سال ۲۰۰۵ و در سن ۱۱۵ سالگی به دلیل ابتلا به سرطان معده درگذشت.
۳) میرنا لوی: این هنرپیشه معروف هالیوود نیز عمل جراحی روی هر دو سینهاش انجام داد و از سرطان پستان نجات پیدا کرد، ولی به دلیل یک عمل جراحی دیگر (که علت آن معلوم نشده است) در سن ۸۸ سالگی درگذشت.
۴) آلما رویل: هنرپیشه و همسر آلفرد هیچکاک، به دلایل طبیعی در سن ۸۲ سالگی درگذشت. ۵) رالی وایلد: جامعهشناس معروف که خواهرزاده اسکار وایلد بود، به دلیل نامعلومی در سن ۴۵ سالگی درگذشت.
چهرهها و سرطانها
البته این آمار بالا با توجه به اینکه سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در خانمها است، طبیعی به نظر میرسد. ولی خطر اینجا است که سرطان پستان پس از سرطان ریه، دومین سرطان کشنده در خانمها است. قدیمترها پزشکان مواردی از این بیماری را طی بررسیهایشان پیدا میکردند بدون اینکه بتوانند کاری برای آنها بکنند؛ تا اینکه در قرن هجدهم، یک جراح فرانسوی به نام ژانلویی پتی و یک جراح اسکاتلندی به نام بنجامین بل، نخستین جراحیهای سرطان پستان را انجام دادند.
اقدامات آنها در سال ۱۸۸۲ توسط دکتر ویلیام استوارت هالستد که بنیانگذار روش انجام ماستکتومی رادیکال (برداشتن بافت پستان) بود، تکمیل شد. متدهای جراحی دکتر هاستد تا حدود ۱۹۷۰ میلادی محبوب باقی ماند اما کمکم روشهای جدیدتر و کمخطرتری ابداع شدند. چرا سرطان میگیریم؟ دلایل متعددی در ابتلا به سرطان پستان دخالت دارند که زن بودن، یکی از مهمترین دلایل آن است. مردان از این جهت بسیار خوششانس هستند، زیرا طبق آمارهای موجود، میزان موارد سرطان پستان در مردان چیزی بسیار اندک است. خطر ابتلا به سرطان پستان با بالا رفتن سن، افزایش مییابد. بررسیهای دانشمندان نشان میدهد که احتمال ابتلا به سرطان پستان در خانمی که تا ۹۰ سالگی زندگی میکند چیزی حدود ۳/۱۴ درصد (یک نفر از هر هفت نفر) است. این خطر در مردان ۱/۰ درصد (یک در هزار) است. همچنین شروع زودرس قاعدگی (۱۲ سالگی یا کمتر)، شروع دیررس یائسگی (۵۵ سالگی) و اولین حاملگی دیرهنگام (پس از ۳۰ سالگی) نیز احتمال ابتلا به سرطان پستان را بالا میبرند.
با توجه به اثر استروژن در افزایش خطر سرطان پستان، برخی دانشمندان معتقدند که موارد فوق میتوانند مواجهه با استروژن ساختهشده توسط بدن را طولانیتر کنند و خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش دهند. علاوه بر این، مواردی نظیر الکل، چاقی، سیگار، مواجهه با اشعه یونیزهکننده، مواجهه با برخی مواد شیمیایی نظیر آفتکشها، سابقه خانوادگی این بیماری، مصرف طولانیمدت استروژن خارجی و بسیاری موارد ناشناخته از جمله عواملی هستند که خطر ابتلا به سرطان پستان را بالا میبرند. جالب اینجا است که تحقیقات نشان دادهاند که انسانها تنها پستاندارانی نیستند که دچار سرطان پستان میشوند؛ دانشمندان متوجه شدهاند که برخی از گونههای موش خانگی هم مستعد ابتلا به این سرطان هستند. آنها عفونت با یک ویروس بهخصوص، موسوم به MMTV را یکی از دلایل این موضوع میدانند.
البته وجود یک ویروس مشابه در انسان مورد تأیید قرار نگرفته است. سرطان از کدام در وارد میشود؟ سرطان پستان در بسیاری از موارد در مراحل اولیهاش دردناک نیست و هیچ علامتی ندارد. معمولاً این سرطان قبل از بروز هرگونه علامتی، توسط ماموگرافی غربالگری یا احساس یک توده در سینه توسط خود فرد کشف میشود. علاوه بر این، ممکن است یک توده کوچک در زیر بغل یا بالای استخوان ترقوه وجود داشته باشد یا سایر علامتهای ساده نظیر ترشح از پستان، تورفتگی نوک پستان و تغییراتی در پوست پوشاننده پستان نیز موجب شک به وجود این بیماری شوند. با توجه به شیوع بالای سرطان پستان و ساده بودن علایم اولیه این سرطان در مراحل ابتدایی، روشهای غربالگری بهطور مرتب در بسیاری از کشورها توصیه میشوند. مهمترین روشهای غربالگری توصیهشده عبارتند از بررسی سینه از نظر وجود توده توسط خود فرد و انجام ماموگرافی. مؤسسه ملی سرطان آمریکا به خانمها توصیه میکند در سن ۳۵ سالگی یک ماموگرافی پایه انجام دهند.
این مؤسسه، انجام ماموگرافی را هر ۲ سال یکبار پس از سن ۴۰ سالگی و انجام ماموگرافیهای سالیانه را پس از سن ۵۰ سالگی توصیه میکند. البته متخصصین معتقدند خانمهایی که یکی از بستگان درجه اول آنها (مادر، خواهر و دختر) قبل از یائسگی دچار سرطان پستان شدهاند، باید غربالگری را در سنین پایینتری شروع کنند و اولین بررسی را ۱۰ سال زودتر از سنی که سرطان پستان در خویشاوندانشان تشخیص داده شده، انجام دهند. رشد و توسعه سرطان سرطان پستان پس از شروع فعالیت و در صورت عدم تشخیص در بررسیهای غربالگری میتواند به رشد خود ادامه دهد و از طریق عروق لنفاوی به غدد لنفاوی نزدیک پستان به ویژه آنها که در زیر بغل قرار دارند گسترش پیدا کند.
این سرطان همچنین قابلیت انتشار به سایر نواحی بدن از طریق عروق خونی را هم دارد و میتواند به ریه، پرده جنب، کبد، مغز و استخوانها گسترش پیدا کند. بررسیها نشان دادهاند که سرطان پستان در صورت انتشار در حدود ۷۰ درصد از موارد، استخوانها و به ویژه ستون مهرهها، استخوانهای بلند بازو، ساق پا و دندهها را درگیر میکند. انتشار سرطان به نواحی استخوانی موجب ضعف در استخوان میشود و ضعف در استخوان نیز میتواند تا حدی پیشرفت کند که موجب شکسته شدن آن شود. تمامی این موارد، اهمیت غربالگری زودرس بیماران را نشان میدهد. آداب سرطانیابی تشخیص قطعی سرطان پستان عمدتاً توسط بررسیهای آسیبشناسانه بافت سینه انجام میشود که معمولاً هنگام درمان جراحی، این بافت از نسج پستان، برداشته و دقیقاً تشخیص داده میشود. البته روشهای سادهتری نظیر آسپیراسیون به وسیله سوزن ظریف (FNA) یا نمونهبرداریهای موضعی نیز وجود دارند. علاوه بر این، ممکن است برخی از روشهای تصویربرداری دیگر نظیر عکس قفسه سینه، اسکن استخوان، سیتی اسکن و امآرآی نیز برای بررسی میزان پیشرفت بیماری و انتشار به سایر نواحی ضرورت پیدا کنند. سرطانکُشی راههای زیادی برای مقابله با سرطان پستان وجود دارند. در صورت محدود بودن و موضعی بودن این سرطان، بسیاری از متخصصین، انجام جراحی همراه با یک درمان هورمونی، شیمیدرمانی یا پرتودرمانی را توصیه میکنند.
در حقیقت نوع عمل جراحی بسته به مرحله و نوع سرطان، متفاوت است. با توجه به بررسیهای بالینی، ممکن است جراح فقط برداشتن توده را ضروری بداند یا اینکه ترجیح دهد تمامی بافت پستان را بردارد (ماستکتومی). ممکن است در حین عمل، جراح برداشتن قسمتی از عضلات سینهای یا غدد لنفاوی را نیز لازم بداند. احتمال دارد برخی از متخصصین، انجام شیمیدرمانی قبل از عمل را به بیمار توصیه کنند. در این حالت، آنها بیشتر از شیمیدرمانی به منظور کوچک کردن اندازه سرطان و محدود کردن آن قبل از انجام عمل استفاده میکنند. در سایر موارد، انجام شیمیدرمانی با استفاده از رژیمهای دارویی متفاوت پس از عمل جراحی، اثر مهمی بر کاهش و جلوگیری از عود بیماری دارند.
● چهرههای زنده مبتلا به سرطان پستان
۱) الیزابت آغاسی، مادر آندره آغاسی، تنیسورمعروف
۲) تمی آغاسی، نویسنده و خواهر آندره آغاسی
۳) کارول مارتینو بالدوین، مادر هنرپیشه معروف، الک بالدوین
۴) بتی فورد، همسر جرالد فورد رئیسجمهور اسبق آمریکا
۵) جنیفر جونز، هنرپیشه معروف و برنده جایزه اسکار
۶) سوزان رایان جوردن، مادر مک رایان، بازیگر معروف هالیوود
۷) ژانل کیدمن، مادر نیکول کیدمن
۸) نانسی ریگان، همسر رونالد ریگان رئیسجمهور اسبقآمریکا
۹) گلوریا استوارت، هنرپیشه معروف هالیوود
● چهرههاییکه به دلیل سرطان پستان، جان خود را از دست دادهاند
۱) آتوسا، ملکه ایران، دختر کورش کبیر، همسر داریوش اول و مادر خشایارشا در سن ۷۵ سالگی و در سال ۴۷۵ قبل از میلاد مسیح درگذشت.
۲) آن دیتریش، مادر لویی چهاردهم که در سن ۶۶ سالگی درگذشت.
۳) اینگرید برگمن، بازیگر شهیر تاریخ سینما و برنده جایزه اسکار در سن ۶۷ سالگی و در اثر عوارض مربوط به این بیماری جان خود را از دست داد.
۴) مدونا لوئیس سیکونه، مادر خواننده معروف (مدونا)، در سن ۳۰ سالگی و در زمانی که مدونا تنها ۶ سال داشت، از دنیا رفت.
۵) بت دیویس، بازیگر معروف و برنده جایزه اسکار، در ۸۱ سالگی درگذشت.
۶) اوریانا فالاچی، نویسنده و روزنامهنگار شهیر ایتالیایی، در ۷۷ سالگی از دنیا رفت.
۷) کلارا هیتلر، مادر آدولف هیتلر، در ۴۷ سالگی درگذشت.
۸) دنیس مکآلیستر، همسر کاپیتان سابق تیم ملی اسکاتلند؛ گری مکآلیستر در ۳۹ سالگی درگذشت.
● چهرههایی که به سرطان پستان مبتلا بودهاند ولی به دلیل دیگری جان خود را از دست دادهاند
۱) گرتا گاربو، هنرپیشه معروفهالیوود: عمل جراحی روی هر دو سینهاش انجام شد ولی بعدها به دلیل ذاتالریه و نارسایی کلیه در سن ۸۴ سالگی (در سال ۱۹۹۰) درگذشت.
۲) هنی وان آنولشیپر: او مسنترین زن تاریخ هلند بود. سرطان پستان این خانم هنگامی که وی ۱۰۰ ساله بود با موفقیت درمان شد، اما او در سال ۲۰۰۵ و در سن ۱۱۵ سالگی به دلیل ابتلا به سرطان معده درگذشت.
۳) میرنا لوی: این هنرپیشه معروف هالیوود نیز عمل جراحی روی هر دو سینهاش انجام داد و از سرطان پستان نجات پیدا کرد، ولی به دلیل یک عمل جراحی دیگر (که علت آن معلوم نشده است) در سن ۸۸ سالگی درگذشت.
۴) آلما رویل: هنرپیشه و همسر آلفرد هیچکاک، به دلایل طبیعی در سن ۸۲ سالگی درگذشت. ۵) رالی وایلد: جامعهشناس معروف که خواهرزاده اسکار وایلد بود، به دلیل نامعلومی در سن ۴۵ سالگی درگذشت.
خاموش و مرگبار
این سرطان دومین علت مرگ در اثر سرطانها را بهخود اختصاص داده است. اکثر موارد سرطان روده در کشورهای غربی تحت عنوان سرطان رودهای منفرد و بعد از ۵۰ سالگی بروز میکند. در سالهای اخیر در کشور ما آمارهای بهدست آمده از سرطان روده نشان میدهد که حدود ۳۰ الی ۴۰ درصد موارد این سرطان در سنین پایینتر از ۵۰ سال بوده و سابقه خانوادگی مثبت از نظر وجود سرطانهای غیررودهای و همچنین رودهای در بین افراد مبتلا بیشتر است و این خود مؤید وجود الگوی اپیدمیولوژی متفاوت با کشورهای غربی دارد.
توجه ویژه کشورهای غربی به امر بیماریابی و پیشگیری از سرطان کولون باعث کاهش چشمگیری در میزان مرگ و میر براثر سرطان روده در این کشورها شده است. از هر ۱۸ نفر یک نفر به سرطان روده مبتلا شده و نیمی از افراد مبتلا در نتیجه بیماری از بین میروند.
طبق برآورد سازمان بهداشت جهانی سالانه حدود ۸۷۵هزار مورد جدید به بیماران اضافه میشود. براساس آمار اداره سرطان مرکز مدیریت بیماریها در سال ۸۴ در ایران، تعداد موارد بروز سرطان کولورکتال ۴۰۵۶ مورد بوده که این تعداد ۳/۷درصد کل موارد سرطان را شامل میشود، این سرطان مقام چهارم را در بین کل بیماریهای سرطانی و مقام دوم را در بین سرطانهای دستگاه گوارش (بعد از معده) دارد. این سرطان در زنان در رتبه سوم و در مردان در رتبه پنجم قرار گرفته است. آمارها نشان میدهد شیوع بیماری در کشور ما رو به افزایش و بهعنوان یکی از مهمترین سرطانها در هر دو جنس مطرح است.
● انواع سرطان روده
▪ سرطان روده بزرگ را میتوان به سه نوع تقسیم کرد:
۱) نوع منفرد (Sporadic): که حدود ۷۰ تا ۸۰درصد سرطان روده را تشکیل میدهد. در این نوع سرطان سابقه مشخصی در بستگان فرد بیمار از نظر ابتلاء به سرطان کولون و رکتوم و یا سایر سرطانهای مرتبط وجود ندارد و فرد بهصورت اسپورادیک (موارد تک گیر) به بیماری دچار میشود. این فرم اغلب در افراد بالای سن ۵۰سالگی مشاهده میشود و در این نوع سرطان، سن و عوامل محیطی نقش مهمتری نسبت به عوامل ژنتیک ایفا میکنند. غربالگری برای این سرطان از سن ۵۰ سالگی در کلیه افراد شروع میشود که این غربالگری نقش عمدهای در شناسایی بیماران در مراحل اولیه بیماری و کاهش میزان مرگ و میر این بیماری خطرناک داشته است.
۲) نوع ارثی (Hereditary): در حدود ۵ تا ۱۰درصد از سرطانها را تشکیل میدهد که در این فرم ژن فرد نقش بسیار مهمی در ابتلای وی به بیماری ایفا میکند. شایعترین سندرم ارثی شناخته شده سندرم لینچ که تا ۸۰درصد این افراد به سرطان دچار میشوند. در سندرم پولیپوز این میزان به ۱۰۰درصد افراد میرسد.
۳) نوع فامیلیال (Familial): امروزه مشخص شده که سرطان کولون در بعضی خانوادهها بیش از حد طبیعی مشاهده میشود. براساس مطالعات اپیدمیولوژی میزان خطر ابتلا به سرطان کولون و رکتوم در افراد فامیل درجه اول بیمار به ۶/۱ تا ۸ برابر افزایش مییابد. در حال حاضر اخذ شرح حال و تاریخچه فامیلی از اقدامات بسیار مؤثر برای تعیین میزان خطر ابتلا سرطان کولون و رکتوم در افراد فامیل است. این نوع از سرطانها در حدود ۱۰تا۲۰درصد از کل موارد سرطان کولون و رکتوم را شامل میشود.
● روشهای تشخیصی و غربالگری
در اغلب موارد تشخیص این سرطان چندان مشکل بهنظر نمیرسد. با گرفتن تاریخچه تغییر در اجابت مزاج، درد شکم و یا خونریزی میتوان به انجام اقدامات تشخیصی مبادرت ورزید. از طرف دیگر همچنین، مدت زمان زیاد مورد نیاز برای تبدیل یک پولیپ به تومور بدخیم، این فرصت را به تیم درمانی میدهد تا بتوانند با برداشتن پولیپها تا حد زیادی از بروز سرطان جلوگیری کنند. علاوه بر این، این مسئله نیاز به انجام سالانه اقدامات غربالگری با حساسیت بالا مانند کولونوسکوپی را مرتفع میکند. مهمترین اقدامات تشخیصی و غربالگری که تاکنون مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته اند، شامل اقدامات ذیل است:
ـ معاینه؛ تست خون مخفی در مدفوع (FOBT)؛ سیگموئیدوسکوپی انعطاف پذیر؛ باریم انما همراه با تزریق هوا؛ کولونوسکوپی اپتیکال و مجازی؛ آزمایش DNA مدفوع و اندازه گیری مارکرهای خونی.
ـ سیگموئیدوسکوپی قابل انعطاف: نمونه برداری ضایعات کوچک حین سیگموئیدوسکوپی امکان پذیر است، اما برداشتن پولیپهای بزرگتر (بیش از سانتیمتر) نیازمند اقدامات بیشتر با کولونوسکوپی است. سیگموئیدوسکوپ قابل انعطاف به طول ۶۰سانتیمتر میتواند تا خم طحالی کولون (درصورت تمیز بودن کولون) را مورد ارزیابی قرار دهد، بدین معنی که تا حدود دو سوم ضایعات رودهای در مردان توسط این روش قابلدسترسی است.
ـ تنقیه باریم همراه با تزریق هوا: روش DCBE بهدنبال اقدامات آمادگی کولون انجام میشود، روش نسبتاً بیخطری بوده و امکان انجام آن در اکثر مراکز درمانی وجود دارد. گرچه بیمار حین آزمایش دردهایی را تجربه میکند، اما به تسکین شدید بیمار احتیاجی نیست و بعد از آزمایش میتواند به کارهای معمول زندگی ادامه دهد. در این روش تمام روده تحت بررسی قرار میگیرد و حساسیت آن در ردیابی تومور کولورکتال حدود ۸۵درصد است. باریوم انما تنها حدود ۵۰درصد ضایعات بزرگتر از یک سانتیمتر را ردیابی میکند و در مورد پولیپهای کوچکتر این عدد پایینتر است.
علاوه بر این پاسخهای مثبت کاذب این تست در موارد باقی ماندن تکه مدفوع، هوا یا سایر نامنظمیهای احتمالی مخاط روده مشاهده خواهد شد. تاکنون هیچ مطالعه مشخصی که به تأثیر این روش بر کاهش مرگ و میر سرطان روده بزرگ دلالت کند در دسترس نیست، اما بهنظر میرسد این تست با توجه به حساسیت بالای آن، بتواند به نسبت زیادی مرگ و میر را کاهش دهد. این روش هر ۵سال یکبار توصیه میشود و برای کسانی پیشنهاد میشود که تمایل به انجام کولونوسکوپی ندارند و لازم است که تمام کولون مورد بررسی قرار گیرد.
ـ کولونوسکوپی: کولونوسکوپی روش ارجح و پیشنهادی برای غربالگری است. حساسیت آن برای پولیپهای بزرگتر از یک سانتیمتر بالای ۹۰ درصد است و تنها پولیپهایی که در بین چینها یا در موقعیت آناتومیک خاصی قرار داشته باشند، ممکن است از دید پزشک در امان بمانند. در این روش علاوه برردیابی ضایعات امکان برداشتن ضایعه نیز میسر است و در واقع هم یک روش تشخیصی و هم درمانی است و بعد از سن ۵۰ سالگی، هر ۱۰سال یکبار در همه افراد توصیه میشود.
کولونوسکوپی با امکان رؤیت تمام کولون، مشاهده پولیپ و برداشتن آن توانسته در میزان مرگ و میر و ابتلای به سرطان کولون تأثیر فاحش بگذارد. سیگموئیدوسکوپی، مهمترین عارضه کولونوسکوپی سوراخ شدگی است، که حدود ۲/۰درصد موارد را شامل میشود (دو برابر موارد سیگموئیدوسکوپی). بیماریهای همراه و سن بالای بیمار احتمال این عارضه را بالاتر میبرد. این روش نسبتاً گران بوده و به آمادگی کامل روده نیازمند است. از آنجا که حین بررسی، تجویز داروهای مسکن و آرامبخش به بیمار ضروری است، بیمار بعد از کولونوسکوپی قادر به انجام فعالیتهای روزانه نیست و باید استراحت کند.
ـ کولونوسکوپی مجازی: کولونوسکوپی مجازی بعد از اقدامات آمادگی کولون و تزریق هوا با دستگاه Spiral CT scan انجام شده و امکان مشاهده تمام مخاط کولون را بهصورت دوبعدی و سه بعدی میسر میکند. حساسیت آن در مطالعات مختلف بسیار متفاوت برآورد شده و در مجموع بهنظر میرسد حساسیتی تقریباً نزدیک به کولونوسکوپی داشته باشد.
احساس ناراحتی بیماران در این روش نسبت به کولونوسکوپی اپتیکال کمتر بوده، احتیاج به داروهای مسکن ندارد و عوارض آن نیز کمتر است، همچنین انجام آن در زمان بسیار کمتری مقدور است. منتها کلیه بیمارانی که در آنها ضایعهای یافت شود، باید متعاقباً تحت بررسی بیشتر با کولونوسکوپی اپتیکال قرار بگیرند. با این حال این روش هنوز بهعنوان یک روش غربالگری توصیه نمیشود، چراکه احتیاج به اقدامات آمادگی دقیق کولون دارد، بسیار گران است، در همه جا در دسترس نیست و همچنین اکثر پزشکان هنوز مهارت تفسیر نتایج آن را ندارند.
● علائم بالینی و میزان بقا
اکثر تومورهای روده تا مراحل پیشرفته بدون علامت هستند و حتی علائم دیررس آن برای این بیماری اختصاصی نیست و ممکن است در سایر بیماریهای کولون نیز مشاهده شود. اغلب بیماران مبتلا به سرطان با علائم خونریزی و درد شکم و تغییر در اجابت مزاج مراجعه میکنند. از آنجا که علائم براساس محل تومور تفاوت دارد، باید به این نکته توجه شود که اغلب تومورهای قسمت چپ با درد، خونریزی، اسهال، دل پیچه و نفخ همراه هستند، در حالی که تومورهای قسمت راست روده اغلب بیسر و صداتر و با ضعف، بیحالی، کم خونی و لاغری تظاهر پیدا میکنند.
میزان بقای عمر بیماران شدیداً به مرحله بیماری بستگی دارد. متأسفانه ۴۵درصد بیماران در زمان تشخیص در مرحله ۳ و یا ۴ بیماری هستند که شانس زنده ماندن ۵ ساله این افراد زیر ۵۰درصد است؛ حال آنکه اگر بیماری در مرحله یک تشخیص داده شود، احتمال نجات فرد تا ۹۵درصد بالا میرود. این امر اهمیت تشخیص زودرس بیماری را بیش از پیش روشن میکند.
علاوه بر مرحله بیماری محل اناتومیک تومور نیز در میزان بقای بیمار تأثیرگذار است. تومور انتهای روده بدترین پیش آگهی را دارد حال آنکه معمولاً پیش آگهی موارد درگیری ناحیه روده عرضی بهتر است. وجود مایع شکمی نیز اغلب با پیش آگهی پایین همراه است.در سالهای اخیر، پس از چندین دهه سیر صعودی این بیماری در کشورهای غربی، اکنون بهتدریج شیوع و مرگ و میر آن رو به کاهش گذاشته است و مهمترین دلیل آن غربالگری با استفاده از تستهای ژنتیک و برداشتن پولیپها، تشخیص زودرس و دقیقتر و درمانهای مؤثرتر بوده است و بدین ترتیب اهمیت غربالگری و تست های ژنتیک در پیشگیری و تشخیص زودرس بیماری و در نهایت افزایش طول عمر بیماران مشخص میشود.
خرچنگ درون جمجمه
این مساله همان چیزی است که خود را به نام سرطان به بیمار و پزشکان شناسانده است و زمانی است که سلولهای بدن به مهاجمی علیه خود تبدیل میشوند.
تقریبا اکثر سرطانها خود را بهصورت تودههایی در یک بافت یا ارگان نشان میدهند (برخلاف سرطان خون که سلولهای سرطانی را در سراسر بدن پخش میکند) و به همین دلیل این سرطانها اکثر مشکلات و عوارضشان را از طریق همین رشد بیرویه و اشغال فضای بافتهای دیگر بهوجود میآورند.
در اکثر نقاط بدن، این تودهها میتوانند قبل از آنکه علامتدار شوند به مقدار زیادی رشد کنند اما در بعضی از قسمتهای بدن اینطور نیست. جایی مثل جمجمه که ماندن یک صندوقچه کوچک از حیاتیترین عضو بدن محافظت میکند. مغز در فضای بسته جمجمه با یک فشار ثابت حفظ میشود و سلولهای آن بهطور طبیعی از زمان تولد تا پایان عمر به هیچ وجه تکثیر نمیشوند اما سرطانهای مغز میتوانند این روند را به هم بزنند. اگر این خرچنگ خبیث وارد صندوقچه شود، مشکلات زودتر شروع میشوند.
● تومور مغزی چیست؟
تومور مغزی، یک توده یا تجمعی غیرطبیعی از سلولهای بافت مغز یا ساختارهای اطراف آن (مثل پرده مننژ یا اعصاب مختلف) است که بهتدریج رشد میکند و فضای داخل جمجمه را اشغال میکند. این تودهها معمولا در سنین میانسالی ایجاد میشوند و با بالاتررفتن سن، احتمال ایجاد این تومورها در افراد بیشتر میشود؛ اگرچه تومور مغزی ممکن است در هر سنی حتی در نوزادان هم وجود داشته باشد.
بعضی از تومورهای مغزی خوشخیماند اما حتی تودههای خوشخیم هم بهخاطر اینکه در فضای محدود جمجمه ایجاد شدهاند، میتوانند خطرناک باشند.
بهغیر از تومورهای خوشخیم یا بدخیم مغز، تودههای مغزی ممکن است ناشی از متاستاز یک سرطان در جایی دیگر از بدن باشند، مثلا سرطان پستان یا سرطان پروستات و یا لوسمی، متاستاز مغزی میدهند.
بهطور کلی احتمال ایجاد توده مغزی بهخاطر متاستاز سرطانی در جایی دیگر از بدن ۱۰ برابر بیشتر از ایجاد تومور بهخاطر سرطان خود مغز است.
اما با اینحال سلولهای خود مغز هم میتوانند سرطانی شوند و ایجاد تومور کنند. بسته به نوع این سلولها، نام تومور سرطانی هم متفاوت است؛ مثلا مننژیوما، شوانوما و گلیوما تومورهایی هستند که از پرده مننژ، سلولهای شوان یا بافت خاکستری مغز منشأ میگیرند. این تومورها در بزرگسالان بیشترند و گلیوما، اغلب انواع سرطانی را تشکیل میدهند. نوع این تومورها در تشخیص و انتخاب روش درمانی آنها بسیار موثر است.
● تومور مغزی چه علائمی ایجاد میکند؟
اختلالات عصبی ناشی از تومورهای مغزی بیشتر بهخاطر تهاجم تومور و تخریب بافتهای مغز بهوجود میآیند. فشار مستقیم این توده به سلولهای اطراف خود یا بالابردن فشار داخل جمجمه و فشردن مغز به دیوارههای آن یا افزایش ترشح مایع مغزی نخاعی و بالابردن فشار داخلی از این طریق میتوانند باعث ایجاد علائم مغزی مختلفی بشوند.
ادم مغزی، انسداد عروقهای خونی، جلوگیری از خروج مایع مغزی نخاعی و یا تخریب بافتهای تومورال هم روشهای دیگری هستند که تومورهای مغزی از طریق آنها باعث آسیب میشوند.
اغلب علائم تومورها هم علائم عصبی هستند که بهخاطر مرکزیبودن ضایعه، شدت بیشتری نسبت به بیماریهای دیگر دارند.
سردرد، شایعترین و معمولترین علامت تومور مغزی است. سردردهایی که وقتی از یک خواب عمیق بیدار میشوید، به وجود میآیند. سردردهای همیشگی و حاد، تغییر در نوع سردردهای قبلی، سردردهایی که به تدریج شدت بیشتری پیدا کردهاند و یا دفعاتشان بیشتر شده است هرکدام میتوانند نشانه یک تومور مغزی باشند.
همراه با سردردهای شدید معمولاً استفراغ هم وجود دارد اما حالت تهوع در این موارد کمتر اتفاق میافتد. ادم ته چشم، بدتر شدن وضعیت هوشیاری، دومین علامت شایع است. علائم این بدتر شدن وضعیت هوشیاری، خوابآلودگی، خستگی، تغییرات شخصیت، تشخیص اشتباه، اختلال شناخت مثل فراموش کردن نام اشیا و به تدریج فراموشی است.
تشنج هم از علائم معمول یک تومور مغزی است که بسته به جایی که تومور اشغال میکند نوع تشنج متفاوت است. مشکلات بینایی مثل تاری دید، دوبینی و یا از دست دادن ناگهانی دید چشم، اختلالات تعادلی، اختلال در صحبت کردن و به یاد آوردن نام اشیا، از دست دادن تدریجی حس و حرکت اندامها، مشکلات شنوایی، تهوع و استفراغ بدون علت هم از علائم دیگر یک تومور مغزی هستند. ممکن است همه این علائم با هم در یک فرد به وجود نیایند وجود هرکدام از این علائم برای تشخیص تومور مغزی بسیار مهم است و حتی میتوان از روی چگونگی این اختلالات تا حدودی مکان تومور را حدس زد.
● تشخیص تومور مغزی چگونه انجام میشود؟
تومورهای مغزی در مراحل اولیه اغلب به راحتی تشخیص داده نمیشوند. در یک بیمار دارای علائم نورولوژیک که به تدریج شدت پیدا میکنند، حتماً باید احتمال یک توده مغزی مطرح شود. اولین کار برای تشخیص این بیماری مراجعه به یک پزشک متخصص بیماریهای مغز و اعصاب است. یک معاینه عصبی کامل، همراه با گرفتن شرح حال و بررسی چگونگی علائم میتواند تا حدودی تشخیص بیماری را راحتتر کند.
معاینه ته چشم، تست تعادل، آزمایش رفلکسها و معاینه حس پوستی در تمام بدن از معاینات عصبی روتین است که در همان ویزیت اول انجام میشود.
گفتن نکاتی مثل سردردهایی که با خواب بدتر میشوند و یا شروع ناگهانی یک تشنج میتواند کمک زیادی به پزشک برای تشخیص بیماری بکند.
معمولاً در صورت شک به تومور مغزی و یا هر ضایعه دیگر، پزشک درخواست تصویربرداری از مغز میکند این کار میتواند به صورت سیتیاسکن و یا امآرآی باشد. امآرآی به خوبی میتواند انواع ضایعات مغزی و همچنین تغییرات سلولی را در بافت مغز نشان بدهد و به عنوان یک روش تشخیص مهم برای تومورهای مغزی شناخته میشود. به غیر از این امآرآی به پزشک کمک میکند بعد از تشخیص بیماری برای انجام روش درمان و میزان آن هم تصمیم بگیرد.
به غیر از انجام تصویربرداری از مغز، بقیه بدن هم باید به دنبال سرطانهایی که میتوانند به مغز متاستاز بدهند بررسی شود. یک عکس ساده از قفسهسینه برای بررسی احتمال سرطانهای ریه و یا آزمایش خون برای بررسی احتمال سرطان خون، عفونتهای مغزی و ایدز، باید انجام شود.
بیماریها و مشکلاتی که میتوانند علائم تومور مغزی را تقلید کنند هم نباید فراموش شوند، آبسه مغزی، خونریزیهای زیر پرده مننژ، اختلالات عروقی داخل مغز و یا بالا رفتن بدون علت فشار مایع مغزی نخاعی از این نوع مشکلات هستند که ممکن است علائمی شبیه به یک تومور مغزی داشته باشند.
در صورتی که در آزمایشات مختلف وجود توده مغزی قطعی شد، نورولوژیست بیمار را به یک جراح مغز و اعصاب ارجاع میدهد تا در مورد روش درمان آن و قابل عمل بودن یا نبودن توده تصمیم بگیرد. به غیر از این باید مرحله سرطان هم برای تعیین روش درمان مشخص شود.
جراح مغز و اعصاب هم ممکن است برای قطعیتر کردن تشخیص، تصمیم بگیرد از توده نمونهبرداری کند. اینکار طی یک جراحی محدود انجام میشود و بافت توده به طور دقیق زیر میکروسکوپ بررسی میشود. گاهی هم این نمونه از طریق یک سوراخ بسیار کوچک و میلهای که تحت هدایت سیتیاسکن یا امآرآی وارد مغز میشود، از داخل توده برداشته میشود.
به طور کلی تشخیص خوشخیم یا بدخیم بودن توده چندان مهم نیست و تمام این اقدامات برای تعیین روش درمان و انجام جراحی و خارج کردن آن انجام میشود. مثلا یک گلیومای خوشخیم یا بدخیم چون سلولهای سرطانیاش دقیقا شبیه سلولهای قشر خاکستری مغز هستند و توده هم یک حاشیه مشخصی ندارد، جراحی آن بسیار مشکل است و خوشخیم بودن یا بدخیم بودن آن فرقی در نوع روش درمان ندارد.
● تومورهای مغزی چگونه درمان میشوند؟
انتخاب روش درمان در درجه اول بستگی به شرایط بیمار دارد. مثلا در یک بیمار که به خاطر تومور مغزی در کما قرار دارد و یا فشار داخل جمجمهایاش بسیار بالاست باید اول شرایطش را پایدار کرد.
سن و شرایط جسمانی بیمار دومین نکته مهم در درمان این بیماران است. به گفته بعضی از جراحان، سن بیمار حتی از مرحله بیماریاش هم مهمتر است.
بعد از این مسائل، جای تومور، اندازه آن و نوع تومور است. اگر تومور در جایی قرار دارد که میتواند بدون آسیب به بقیه بافتهای مغز و بخصوص قسمتهای حیاتی آن را خارج کرد و یا حاشیه مشخصی دارد که میتوان مطمئن بود تومور به طور کامل خارج میشود و بافتی برای عود مجدد باقی نمیماند، انتخاب اول برای درمان جراحی است. جراحی و خارج کردن توده یک عمل بسیار سنگین است.
به گفته جراحان مغز و اعصاب، برای هر تودهای که در جایی قابل دسترسی قرار دارد جراحی باید انجام شود اگرچه نتوان تمام توده را خارج کرد.
جدا کردن و خارج کردن هر چه بیشتر از تومور سرطانی، برای پیشرفت مراحل بعدی درمان هم مفید است.
اکثر تومورهای مغزی به روش ترکیبی درمان میشوند. یعنی روشهای مختلف درمانی برای این بیماران به کار میرود. بعد از انجام جراحی با توجه به نوع توده رادیوتراپی و شیمی درمانی باید انجام شود. در این مرحله بیمار به یک پزشک فوق تخصص انکولوژی ارجاع داده میشود تا در مورد نوع داروی شیمیدرمانی و تعداد جلسات رادیوتراپی توده تصمیم بگیرد. در این مرحله هم شرایط جسمی بیمار و توانایی او درتحمل رادیوتراپی و شیمیدرمانی و عوارض آن بسیار مهم است. معمولا در این روش ابتدا یک دوره چند هفتهای درمان انجام میشود و اگر بیمار توانست عوارض درمان را تحمل کند درمان برای چند ماه دیگر ادامه پیدا میکند.
گاهی اوقات هم بعد از انجام یک جراحی و خارج کردن کامل توده، چند جلسه پرتودرمانی کامل مغز انجام میشود تا در صورت وجود احتمالی سلولهای باقی مانده سرطانی، آنها هم از بین بروند.ترکیب روشهای شیمیدرمانی و رادیوتراپی با جراحی در زمینه تومورها پیشرفتهای زیادی داشته است. الان در درمان بعضی تومورها شیمیدرمانی و جراحی به طور همزمان انجام میشوند و بعد از خارج کردن توده صفحههایی حاوی مواد شیمیدرمانی در جای توده باقی گذاشته میشود تا به تدریج ماده دارویی خود را آزاد کند.به غیر از این روشهای درمانی، در صورتی که توده ناشی از متاستاز دور دست یک سرطان در جایی دیگر از بدن باشد باید نوع روش درمانی را تغییر داد و با توجه به بیماری زمینهای آن را انتخاب کرد.
خطرناک، اما قابل علاج
تاكنون بیش از سیصد بیماری سرطان مختلف شناسایی شده است. با توجه به عواقب خطرناك سرطان ها بنابر این تشخیص و درمان به موقع آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
متأسفانه هنوز تشخیص فوری و یا تشخیص در مراحل ابتدایی اغلب بیماری های سرطانی امكان پذیر نیست، با این وجود در این میان خوشبختانه تشخیص سرطان گردن رحم در مراحل اولیه بیماری امكان پذیر است.
گردن رحم كه قسمت باریك و انتهایی رحم است و باعث ارتباط جسم رحم به مهبل می شود، ششمین رتبه مرگ و میر ناشی از سرطان ها را به خود اختصاص داده است. هر چند كه امروزه نسبت به سال های قبل از ۱۹۴۰ بیش از ۵۰ درصد مرگ و میر ناشی از آن كاهش یافته كه بخشی از این پیشرفت مرهون راه های غربال گری تشخیص سرطان مذكور است.
انجام سالیانه آزمایش نمونه برداری از سلول های گردن رحم یا اسمیر پاپا نیكولا(پاپ اسمیر) در سنین بیست تا پنجاه و هفت سالگی از دیدگاه اغلب متخصصان و محققان انقلابی ترین راه تشخیص در علم پزشكی برای پیش گیری از پیشرفت یك بیماری سرطانی به حساب می آید. از آنجا كه این بیماری از جمله سرطان هایی است كه در مراحل اولیه سریعاً پیشرفت نمی كند با انجام آزمایش پاپ اسمیر گاهی تا صددرصد قابل تشخیص و پیش گیری است.
●عوامل مستعدكننده
میزان بروز سرطان دهانه رحم با توجه به ناحیه جغرافیایی و نژاد متغیر است. از آنجا كه غالباً بیماری های سرطانی تنها و فقط با یك علت خاص بوجود نمی آیند ارتباط سرطان دهانه رحم نیز با برخی از عوامل مشخص شده است، مواردی چون: داشتن سابقه ابتلا به بیماری های سرطانی زنان (از جمله: سرطان پستان، سرطان های رحم و تخمدان در مادر، خواهر یا افراد یك خانواده و حتی بستگان نزدیك)، افراد مبتلا به ایدز(طبق برخی تحقیقات از هر پنج خانم مبتلا به ویروس ایدز یكی دچار تغییرات در گردن رحم می شود كه می تواند منجر به ایجاد سرطان گردن رحم شود.)، اعتیاد به سیگار، زنانی كه از قرص های ضد بارداری به مدت بیش از ده سال استفاده كرده اند، افرادی كه با مواد شیمیایی سر و كار دارند (نظیر: زنان كارگر در كارخانه ها، مزارع، پرستاران) و شست وشوی طولانی مدت داخل واژن با استفاده از مواد شیمیایی و حتی مواد بهداشتی، برخی عوامل مردانه ، زنانی كه اولین بارداری آنها در سنین بالاتر از ۳۵ سال بوده است، محیط زیست آلوده و مناطقی كه در معرض اشعه هستند.
علاوه بر عوامل ذكر شده از موارد مهم در این رابطه ابتلای گردن رحم به ویروس زگیل انسانیHPV) Huma papiloma Virus ) است كه از راه روابط جنسی سرایت می كند.طبق بسیاری از تحقیقات این ویروس مهم ترین عامل ایجاد این بیماری محسوب می شود به طوری كه در حدود ۹۵ درصد زنان مبتلا به سرطان گردن رحم وجود این ویروس در آزمایش پاپ اسمیر ثابت شده است.
●علایم بیماری
سرطان گردن رحم از جمله سرطان هایی است كه در مراحل اولیه تقریباً علایم خاصی نشان نمی دهند و در صورت وجود علایم بیشتر به نشانه های یك عفونت ساده واژن شبیه است. به طور كلی از جمله علائم بیماری در بیشتر مواقع ترشحات با لكه های خونی به ویژه پس از مقاربت است علاوه بر این با پیشرفت بیماری علایم دیگری ممكن است تظاهر پیدا كند علائمی نظیر: درد شكمی، درد و خونریزی پس از نزدیكی، بی اشتهایی و كاهش وزن، كم خونی، درد لگنی و ترشح خونی بد بو در مراحل پیشرفته بیماری، خونریزی بین سیكل های قاعدگی به صورت لكه بینی، ظهور خون بعد از ادرار كردن.
●سن ابتلا
سرطان گردن رحم طیف های سنی مختلف را درگیر می كند، تحقیقات وجود این سرطان را حتی در دختران و زنانی كه در سنین ۱۸ تا ۲۸ سالگی هستند، نشان داده اند.
همچنین ابتلای زنان بالای ۶۰ سال نیز با شیوع بیش از ۲۵ درصد در كشورهای اروپایی و آمریكایی گزارش شده است. آنچه در این میان مهم است بسیاری از گزارشات و تحقیقات نشان داده اند بروز این سرطان در افراد متأهل و بیوه بیشتر و در زنان مجرد و زنان معتقد به برخی از عقاید مذهبی كمتر است.
●راه تشخیصی
پاپ اسمیر یك تست غربال گری برای تشخیص سرطان گردن رحم است. این آزمایش یكی از آسان ترین، كم دردترین و حتی كم خرج ترین آزمایش های پزشكی است كه در ایران نیز امكانات انجام آن در اغلب نقاط كشور فراهم است، هر چند كه طی چند سال پاپ اسمیر جزو برنامه های غربال گری در ایران بود، اما هم اكنون جزو اولویت های بهداشتی كشور نبوده و رایگان انجام نمی شود.
روزانه تعداد زیادی از متخصصان زنان و زایمان، ماماها و حتی برخی از پزشكان عمومی این آزمایش را انجام می دهند، اما علی رغم توضیحات ذكر شده هنوز موانعی بر سر راه انجام این آزمایش مهم وجود دارد. طبق گزارش های سازمان بهداشت جهانی(WHO) برخی موانع انجام پاپ اسمیر موارد زیر هستند:
معذورات اخلاقی در مراجعه به پزشكان برای انجام این آزمایش، و بالاخره كمبود توانایی روانی و تحمل جسمانی در مقابله با تشخیص و وجود این بیماری در فرد و ترس از راه های درمانی.
به طور كلی هر زنی كه ازدواج كرده باشد باید سالیانه تا سه سال متوالی تست پاپ اسمیر را انجام دهد. در صورت منفی بودن و در معرض خطر نبودن هر سه سال یك بار انجام این تست ضرورت می یابد.
از آنجایی كه در ایران امید به زندگی در خانم ها ۷۵ سالگی است، در نتیجه تا ۶۵ سالگی این امر توصیه شده است. شایان ذكر است زنان بیوه و زنانی كه لوله های رحمی خود را برای عقیم شدن بسته اند نیز موظف به دادن این تست هستند.
●درمان
در روش مرسوم سرطان گردن رحم را یا از طریق جراحی رادیكال* یا با پرتو درمانی تحت درمان قرار می دهند. در برخی از موارد خاص برداشتن رحم بعد از پرتو درمانی انجام می گیرد.
▪جراحی رادیكال شامل برداشتن رحم، گردن رحم، بافت های پارامتریال و قسمت فوقانی واژن توأ م با برداشتن غدد لنفاوی لگنی از محل دو شاخه شدن عروق ایلیاك تا حدود سطح رباط مغبنی است.
داشتهها و نداشتهها
● اهمیت و بار بیماری سرطان
طبق آمارها، باوجود آنکه جامعه ما یک جامعه جوان است ولی بیماری سرطان، بیماری است که بهطور عمده در سنین کهنسالی بروز میکند. در هرم سنی جمعیت، جمعیت واقع در دهههای ششم و بالاتر، کمترین بخش جمعیت را تشکیل میدهند. باوجود این، تعداد موارد جدید بیماری سرطان در هر سال در کشور ما قابل توجه است. طبق آمارها، حداقل ۶۰ هزار مورد از انواع سرطانها هر ساله در کشور ما بروز میکند.
مطلب مهم اینکه یک گروه از بیماریها که هر سال یک چنین آمار بزرگی به تعداد مبتلایان به آن افزوده میشود، خیلی متفاوت از بیماریهای دیگری شامل تالاسمی، یا بیماری هموفیلی است که در مجموع در کشور چند هزار نفر از این بیماران در کشور تحت پوشش نظام سلامت قرار دارند. اگر چه هر طبقه و هر گروه از بیماریها، مشکلات و مسایل خاص خودشان را دارند، اما اصلیترین بحث تاثیرگذار، حجم نمونه و حجم تاثیرگذار در رابطه با بیماری سرطان است. اگر به آمار سالیانه و تعداد افرادی که درمان شدهاند و در پرتو روشهای معتبر درمانی، طیف بسیار وسیعی از آنها سلامت خود را باز یافتهاند و در قید حیات هستند، نگاه بیندازیم، درمییابیم که آنها در دوره پس از درمان به خدمات ویژهای نیاز دارند که این خدمات را باید نظام سلامت در اختیار آنان قرار دهد، که مجموعه آن مشکل بسیار بزرگی است. اگر مشکل را از منظر «بار بیماریها» بررسی کنیم که سادهترین تعریف آن عبارت است از سالهای از دست رفته عمر به دلیل بیماریها، باز سرطان در ردیف مهمترین بیماریها در کشور قرار میگیرد. پس از بیماریهای قلبی و عروقی و حوادث و سوانح، بیشترین بار بیماریها مربوط به سرطانها است. در بین سرطانها، بیماریهایی که گروه سنی کودکان و نوجوانان را بیشتر درگیر میکنند، یعنی لوسمیها باز به طور نسبی بار بیشتری از بیماریها را به خود اختصاص میدهند.
تا این قسمت از بحث ما متوجه یک مشکل بسیار عظیم در نظام سلامت میشویم که دلایل و شواهد کاملا مستدلی وجود دارد، که این مشکل در دهههای آینده در کشور ما به مراتب بزرگتر و مهمتر از آنچه که امروز، بروز دارد ظاهر خواهد شد که در اثر راس این دلایل، تغییر هرم سنی جمعیتی است. بر اساس سرشماریها، قابل پیشبینی است که هرم سنی جمعیت کشور ما در سالهای آینده چه ترکیبی را خواهد داشت. با مسنتر شدن ترکیب جمعیت در طول زمان، مشکل بیماریهای مزمن اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد و از جمله آنها سرطانها به مراتب بیشتر از حال حاضر، نظام سلامت جامعه را تحت تاثیر خود قرار خواهند داد.
● سرطان و اقتصاد سلامت
اگر از منظر اقتصاد درمان و اقتصاد سلامت به موضوع نگاه کنیم، باز متوجه مشکل بزرگی میشویم. سرطان موضوعی است که برای درمان و کنترل آن باید بودجه بسیارعظیمی اختصاص داده شود. تمام اقداماتی که برای تشخیص، تشخیص زودرس، درمان جامع و کامل معتبر و پیگیری بیماران پس از درمان (از جمله اقدامات بازتوانی) لازم است، صرف شود، رقمهای بالا و گرانی است. سرطانهایی که برای درمان آنها لازم است علاوه بر درمان جراحی از روشهای شیمی درمانی یا رادیوتراپی هم استفاده شود، هزینههای بیشتری را به دنبال دارند. نکته بعدی، ابداع روشهای جدید درمانی در رویکردهای نظام سلامت است. استفاده از روشهای معتبر و جدید درمانی، همیشه مورد توجه قرار میگیرد و این مستلزم صرف هزینههای بسیار بالایی است.
در بیماری سرطان، اصل ۸۰ درصد، ۲۰ درصد صائب هست. به این معنی که ۲۰ درصد از بیماریها و بیماران برای دریافت خدمات درمانی جدید و کامل، ۸۰ درصد هزینهها را به خود اختصاص میدهند و ۸۰ درصد باقیمانده بیماران، بهطورمعمول از ۲۰ درصد بودجه درمان بهرهمند میشوند. اگر بخواهیم این موضوع را بیشتر بشکافیم، به داروهای شیمیدرمانی، آنتیبادیهای مونوکلونال، روشهای جدید درمانی طب هستهای و روشهای پیشرفتهتر درمانی که برخی از آنها به اثبات رسیده و برخی در مرحله تحقیقات قرار دارند، میتوان اشاره کرد. این نوع درمانها و درمانهای دیگری مانند پیوند مغز استخوان، رادیوتراپیهای اختصاصی، تصویربرداریهای اختصاصی با استفاده از روشهای جدید و دستگاهی مانند PET که در درصد محدودی از بیماران مورد نیاز استفاده میشوند، برای تامین هزینههای آنها، بهطورمعمول مشکلات زیادی وجود دارد و بخش زیادی از هزینهها ناچار صرف ارایه این نوع خدمات میشود. در حالی که کارهای روتین و رایج و استفاده از داروهایی که بهطورمعمول در فارماکوپه وجود دارد و در دسترس است، استفاده از روشهای تشخیصی روتین و رایج که تسهیلات آن در همه مراکز وجود دارد و هزینههای منطقیتر و محدودتری را لازم دارند، به سختی به تعداد زیادی بیمار خدمات میدهند. هرچه زمان میگذرد، بحث هزینههای درمانی، بحث مهمتری میشود. هم روشهای جدیدتر، گرانترو دقیقتر به عرصه ظهور میرسد و هم طیفهای وسیعتری از بیماران اندیکاسیون استفاده از این تسهیلات را پیدا میکنند.
هرچه زمان میگذرد، بحث هزینههای درمانی بحث مهمتر میشود. هم روشهای جدیدتر، گرانترو دقیقتر به عرصه ظهور میرسد و هم طیفهای وسیعتری از بیماران اندیکاسیون استفاده از این تسهیلات را پیدا میکنند.
اگر نظام آموزشی و نظام سلامت برنامههای بسیار مشخص و بر اساس پروتکلهای دقیق علمی برای مواجهه با این پدیدهها نداشته باشند، بدون تردید تامین هزینهها نه از عهده بیماران برخواهد آمد نه از عهده دولت.
در مقوله سرطان شناسیها با یک پدیده دیگر هم روبهرو هستیم و آن این است که به دلیل صعبالعلاج بودن و به دلیل دیدگاههایی که بعضی از مسوولان در دورهها مسوولیت خود داشتهاند سرمایهگذاری روی توسعه زیر ساختهای ارایه خدمات سلامت در بخش سرطان به اندازه کافی انجام نشده است. مثال زنده و بارز آن تنها انیستیتو سرطان کشور است که به شدت حتی در زمان حاضر که قدمهای خوب و مهمی هم برداشته شده است از کمبود امکانات، کمبود بودجه، و زیر ساختهای خدمترسانی به بیماران رنج میبرد.
● کیفیت زندگی بیماران سرطانی
یک نگاهی که باید با دقت هدایت شود موضوع کیفیت زندگی بیماران است. متاسفانه نظام سلامت کشورمان به اندازه لازم به کیفیت زندگی بیماران سرطانی پس از درمان توجه نکرده است و بحث مراقبتهای نگاهدارنده و تسکین دهنده برای بیماران برای ارتقای کیفیت زندگی آنها، بسیار ضعیف و نارسا است پس از اتمام درمان یا در طول دوره درمانی مشکلات کیفی فراوانی بیماران را آزار میدهد.
مشکلات حرکتی، دردهای مزمن، مشکلات تغذیهای، مشکلات روانی و عاطفی بیماران، مسایل مربوط به حمایتهای اجتماعی، حمایتهای خانوادگی و بسیاری از مشکلاتی که مجالی برای پرداختن به آنها و دوره فعال درمان عملا وجود ندارد در نظامهای معتبر سلامت، برای کنترل این نوع نیازها برنامههای مشخصی وجود دارد. البته به این بحث هم بهتازگی پرداخته شده است و برنامههایی تحت عنوان «مراقبتهای تسکینی از بیماران سرطانی» در حال برنامهریزی است و امیدواریم توجه بیشتری به این عرصه از نیازهای بیماران سرطانی بشود
● سرطان و چالشهای آموزشی
در بحث آموزش، نیازهای عرصه سرطانشناسی در کشور شاهد تحولات خوبی در دو دهه گذشته بوده است. به طوری که با تربیت نیروی انسانی مورد نیاز برای درمان بیماران در تخصصهای گوناگون جراحی، شیمیدرمانی، رادیوتراپی، بازتوانی، پرستاری از بیماران، مددکاری اجتماعی و سایر عرصهها نیروی انسانی با کفایت و مجرب در مقیاس کلان برای پوشش دادن به نیازهای بیماران در سراسر کشور تربیت شده است.
در حال حاضر برای پوشش دادن همه نیازهای جراحی بیماران برنامههای آموزشی مشخص و مدون و دایر داریم و بهتازگی رشته تکمیلی تخصصی یا فلوشیپ جراحی سرطان دایر شده است و دومین دوره دانشجویان هم تحصیلات خود را در این رشته آغاز میکنند. در انستیتو کانسر، نگاه تخصصی به بخش جراحی سرطان شده است و بخش جراحیهای سرطانهای سر و گردن دایر شده و برنامه تاسیس بخش اختصاصی جراحیهای سرطان پستان خانمها هم در دست بررسی است. برای ارایه خدمات تخصصی در سایر عرصهها هم برنامههایی وجود دارد. در حیطه مدیکال انکولوژی و هماتولوژی انکولوژی برنامه آموزشی مدون و با سابقه طولانی در کشور وجود دارد. رشتههای فوق تخصصی سرطان بالغان و سرطان کودکان را به صورت دایر در کشور داریم.
همچنین رشتههای هماتولوژی به عنوان رشتهای تخصصی دایر هستند. در بعضی عرصهها فلوشیپ این موضوعات هم پیشنهاد شده که در آینده به آنها پرداخته خواهد شد.
در موضوع تشخیص و بحث آسیبشناسی سرطان، پیشرفتهای خوب حاصل شده است و تقریبا برای پوشش دادن نیازهای مناطق متعدد کشور، نیروی انسانی مناسب تربیت شده و یا برای تربیت آنها در آینده برنامههایی وجود دارد.
درباره رادیوتراپی هم به اندازه نیازهای کشور نیروی مجرب تربیت شده است و ارتقای کیفیت آموزههای رادیوتراپی در دستور کار بوده و بخشهایی از آن انجام شده است و کوریکولوم این رشته تدوین گشته است. در این راستا، دوره رادیوتراپی از سه سال به چهار سال ارتقا پیدا کرده است و سال چهارم عمدتا به درمانهای کیفی و روشهای پیشرفتهتر درمانی اختصاص یافته است.
مراکز رادیوتراپی به دستگاههای شتابدهنده خطی مجهز شدهاند. مجموعا شرایط آموزشی برای تربیت نیروی انسانی ارایهکننده و خدمات در کشور ما از وضعیت بسیار مطلوبی برخوردار است. کاستیهایی نیز وجود دارد که یکی از آنها عرصه طب تسکینی است. در این زمینه هم برنامه فلوشیپی به دبیرخانه شورای عالی آموزش تخصصی ارایه شده است که در دست بررسی است. امیدواریم با دایر کردن این رشته، برای تامین نیازهای بعدی بیماران نیروی انسانی دارای تجربه تربیت شود.
در بحث آموزش موضوعاتی وجود دارد که باید از طریق اجرای برنامهای راهبردی به آنها پرداخته شود. آموزش یک عرصه در حال پیشرفت و تحول است و مراکز آموزش ما هم از این تحولات بینیاز نیستند. باید هماهنگ با تحولات علمی در دنیا برنامههایی را اجرا کنند تا سطح علمی مراکز داخل کشور در حد قابل قبول و حد معتبر برای ارایه بهترین درمانها در هر زمان حفظ بشود. بزرگترین چالش مراکز آموزشی که به تربیت نیروی انسانی نخبه مشغول هستند، باز هم مساله تجهیزات مورد نیاز این مراکز است.
بسیاری از مراحل عملیات تشخیص و درمان بیماریهای نئوپلاستیک وابسته به ابزار پیشرفته علمی است. متاسفانه به تناسب پیشرفتهای علمی دنیا مراکز ما به این نوع ابزار مجهز نیستند و بدون تردید تجهیز مراکز درمانی به ابزارهای جدید آموزشی و درمانی یک چالش بزرگ و یک نیاز مبرم است.
مراکز علمی ما از نظر برقراری ارتباط با مراکز علمی بینالمللی به طور معمول موفق هستند و در سایر شاخصهای توسعه علمی وضعیت مطلوب و روند مطلوبی بر این مراکز حاکم است.
● هدایت پژوهشها
در موضوع پژوهش هم باید اشاره کنم که یک عرصه بزرگ و مهم و شاید سومین گروه بیماریها از نظر بار بیماریها در کشور را سرطان و مشکلات آن تشکیل میدهند. بنابراین لازمه هدایت صحیح نیازهای مربوط به آن حوزه مستلزم انجام پژوهش است. پژوهشهای سرطانشناسی در کشور ما که سابقه طولانی و درخشانی دارند، از نظر نیاز نظام سلامت به ترتیب شامل چهار گروه هستند: پژوهشهای اپیدمیولوژی، پژوهش در نظامهای ارایه خدمات سلامتی، پژوهشهای بالینی و پژوهشهای علوم پایه پزشکی.
خوشبختانه در همه این عرصهها، امکانات پژوهشی خوبی فراهم شده است. مراکز تحقیقاتی دایر شدهاند و اخیرا از به هم پیوستن بیش از ۲۰ مرکز تحقیقاتی درگیر و دایر در امر تحقیقات سرطانشناسی شبکه تحقیقات سرطان پایهگذاری شده است. این شبکه دومین سال فعالیت خود را ادامه میدهد و از طریق وصل کردن امکانات پژوهشی و مراکز پژوهشی و دانشمندان درگیر در پژوهشهای سرطانشناسی موقعیت ممتاز و کم نظیری را برای انجام پژوهشهای سرطانشناسی در کشور فراهم آورده است.
مقوله پژوهشهای سرطانشناسی، مانند مقوله درمان مشکلات مزمنی دارند که یکی از آنها نوع حمایت از این پژوهشها است. در قسمت پژوهشهای بالینی به طور معمول پروژهها به بودجه مهمی نیاز دارند که غالبا این بودجهها در اختیار مراکز پژوهشی قرار نمیگیرد. بودجههای پایه سرطانشناسی مانند همه جای دنیا از مهمترین و گرانترین تحقیقات علمی به شمار میروند و به همین دلیل، متاسفانه زیرساختهای لازم برای توسعه پژوهشهای پایه به اندازه کافی در اختیار مراکز پژوهشی قرار ندارد.
مراکز تحقیقاتی برای جبران این نقیصه از طریق متصل شدن به مراکز معتبر علمی داخل و خارج از کشور سعی کردهاند به صورت هماهنگ به فعالیتهایشان ادامه دهند و از مشارکت در فعالیتهای پژوهشی پایه سرطانشناسی غافل نباشند. به طور معمول تحقیقاتی که به صورت مشترک انجام میشوند و مراکز معتبر دیگری را درگیر میکنند از تحقیقات باارزش محسوب میشوند و نتایج آنها بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
باید ضرورتهای تحقیقاتی و اولویتهای تحقیقات سرطان به طور سالیانه شناسایی شوند. در مقیاس کلانتر باید برای برنامه پنج ساله پنجم توسعه کشور، اولویتهای تحقیقات سرطان را به روش علمی شناسایی کنیم و در این دوره بسیار مهم و سرنوشتساز که کشور ما از نظر علمی پیشرو دارد، تحقیقات سرطانشناسی به جایگاه بالاتری نایل شود.
مشکلات عرصه تحقیقات سرطانشناسی مشکلات قابل پیشبینی هستند که باید به آنها رسیدگی شود. سیاستهای پژوهشی اقتضا میکند که تحقیقات را با توجه به کمبود منابع اولویتبندی نمود. اولویت اول تحقیقات اپیدمیولوژی است که به نظر میرسد هنوز نیازهای فراوانی به این نوع پژوهشها در سطح کشور وجود دارد. تحقیق در نظامهای سلامت و دسترسی به روشهای موثر برای ادامه خدمات به همه بیماران در کشور از مهمترین ارکان پژوهشی هستند که باید مورد توجه مراکز پژوهشی سرطانشناسی کشور قرار بگیرند.
درباره تحقیقات بالینی هم امکانات فراوانی در کشور داریم که باید از آنها استفاده شود. تجربیات بالینی بینظیری در فرآیند درمانی بیماران در مراکز درمانی کشور به دست میآید که باید این تجربیات با روشهای پژوهشی تبدیل به تولیدات علمی شوند تا نتایج آنها در اختیار مجلات داخل و خارج از کشور قرار گیرد. در بحث تحقیقات علوم پایه هم استعدادهای درخشان زیادی در کشور داریم که آمادگی فعالیت در این عرصه را دارند. مخصوصا نسل جوان کشور که برای فعالیت در این زمینه بسیار ابراز علاقه میکنند. بنابراین وظیفه مسوولان وزارت بهداشت است تا از این مجموعهها حمایت کنند تا بتوانند در حل بسیاری از مشکلات عرصه سلامت راهگشا باشند.
● پیشگیری و سرطان
کلیه اقداماتی که برای جلوگیری از پیدایش بیماریها صورت میگیرد یا کلیه اقداماتی که برای کشف زودرس بیماریها انجام میگیرد یا اقداماتی که در جهت درمان به هنگام، صحیح، جامع و معتبر بیماریها انجام میشود یا اقداماتی که برای بازتوانی آنان مادامی که در قید حیات هستند صورت میگیرد، جنبه پیشگیری دارد.
پیشگیری در سطح اول، در بین راهبردهای کنترل سرطان در جامعه که از مهمترین روشها به حساب میآید، متاسفانه نظام سلامت کشور ما برنامه منظم و مدونی در این رابطه ندارد. به طور معمول تفکر پیشگیری در سطح اول به عنوان یک تفکر نهادینه و رسمی و دارای موقعیت و منزلت به بودجه و امکانات و تشکیلات نیاز دارد که متاسفانه در نظام سلامت ایران به آن پرداخته نشده است. در حالی که ضرورت دارد انجام شود. در واقع مسوولان فعلی نظام سلامت باید بخشهایی از بودجههایی را که در اختیار دارند را برای پیشگیری از بیماری در نسل آینده هزینه بکنند. به این ترتیب بخشی از بودجه را که یک مسوول برای پاسخ دادن به نیازهای حال حاضر جامعه هزینه کند، برای سلامت نسل آینده هزینه میکند. این امر نیاز به یک فرهنگ و یک نگاه پرمعنی و راهبردی دارد. در نظامهای معتبر سلامت در دنیا، اصلیترین بخش بودجه سلامت صرف اقدامات پیشگیرانه میشود. تنها کنترل دخانیات میتواند به جلوگیری از پیدایش سرطانها در نسل آینده حداقل در یک سوم موارد منتهی بشود. اما جلوگیری از مصرف دخانیات نیاز به اقدامات فراگیر و شاملی نیاز دارد که البته به تازگی در برخی مراکز دانشگاهی تا ورودی به آن پرداخته شده است یا سلامت غذایی و عوامل قابل پیشگیری در غذا و تغذیه باز یک عرصه گسترده در پیشگیری از سرطانها و بیماریها است.
پیشگیری در سطح دوم یا تشخیص زودرس بیماریها هم مقوله مهمی است. حداقل در عرصههایی که مطالعات علمی ثابت کردهاند که پیشگیری در سطح دوم میسر است (مانند سرطان پستان، سرطان دهانه رحم) باید نظام سلامت ما برنامههای کامل و جامعی را طراحی و اجرا کند. به تبع بخشهایی از منابع سلامت هم به آن اختصاص خواهد یافت. در همه این زمینهها در حال حاضر فعالیتهایی به صورت آزمایشی در مناطقی از کشور در حال اجرا است. برای مثال در بحث پیشگیری از سرطان در سطح دوم در انستیتو کانسر و دانشگاههای علوم پزشکی سمنان و یزد در حال اجرا است. امیدوارم که این برنامهها مورد حمایت قرار بگیرند و نتایج آنها به سایر استانها تسری پیدا بکند. تمام این برنامهها، در جستجوی موثرترین و سادهترین و کمهزینهترین روشهای پیشگیرانه در سطح دوم سرطان هستند، که امکان تسری آن با توجه به محدودیت منابع در شرایط نظام سلامت ما وجود داشته باشد.
در عرصههای دیگری که مردم کشورها از بیماریها رنج میبرند مانند سرطانهای دستگاه گوارش باز باید این اقدامات منحصرا در سطح پژوهش مورد حمایت قرار بگیرد تا اقدامات موثر شناسایی شوند.
پیشگیری سطح سوم، همان فعالیتهای چند رشتهای درمانی است که در هر زمان باید برای آنها پروتکلهای مشخصی داشته باشیم. متاسفانه نداشتن پروتکل بعضا موجب اتلاف منابع میشود. درمانهای سلیقهای براساس پروتکلهای متعدد، درمان براساس مطالعات بالینی که هنوز به اثبات نرسیده، موجب وارد آمدن لطماتی به سیستم ارایه خدمات به بیماران مبتلا به سرطان میشود. بنابراین رویکرد تعیین استانداردهای درمانی و تدوین پروتکلهای درمانی، موضوعی باشد که باید نظام سلامت و نظام آموزش پزشکی به طور جدی به آن بپردازند و جامعه پزشکی و تخصصی کشور هم از آن حمایت کنند.
در برابر سرطان مجهز شویم
سرطان دومین علت مرگ ومیر کودکان پس از تصادفات است؛ به طوری که سالانه از هر صد هزار فرد زیر ۱۵ سال، ۵ تا ۷ نفر به سرطان مبتلا می شوند. با توجه به این که در دو دهه گذشته، تعداد کودکان و نوجوانان ایرانی افزایش یافته و در حال حاضر حدود ۳۵ درصد جمعیت ایران را افراد زیر ۱۵ سال تشکیل می دهند انتظار می رود در ازای هر یک میلیون کودک متولد شده که به ۱۵ سالگی می رسد سالانه ۱۲۵ تا ۱۳۰ مورد سرطان بروز کند. این در حالی است که در کشورهای پیشرفته در هر یک میلیون نفر کودک زیر ۱۴ سال ۱۲۵ کودک سرطانی وجود دارد .
میانگین این آمار در کشورهای در حال توسعه ۱۶۵ نفر است. در کشورهای در حال توسعه، به دلیل پایین بودن سطح آگاهی عمومی در زمینه سرطان کودکان و همین طور نقایص نظام ارائه خدمات درمانی، سرطان های کودکان، هزینه های بیشتری را به جامعه تحمیل می کند و شاید از همین روست که تبادل نظر و انتقال تجربیات بین متخصصان داخلی و خارجی در زمینه روش های نوین درمان سرطان کودکان، اهمیتی مضاعف می یابد.
پیشرفت های آموزش پزشکی و دستیابی به فناوری های به روز دنیا موجب ایجاد تغییری مثبت در رویارویی با مشکل کاهش سن سرطان و افزایش سرطان کودکان شده و بر خلاف دهه های گذشته که کودکان مبتلا به سرطان، عمر بسیار کوتاهی داشتند، امروز سرطان های رایج در کودکان، مثل سرطان حاد لنفوبلاستیک، بین ۷۰ تا ۸۰ درصد درمان پذیر هستند.
پس از آن سرطان های مغز، لنفوما، تومور ویلمز، تومور نوروبلاستوما، رتینوبلاستوما، سرطان های استخوانی و در مراحل بعدی سرطان های نادرتر جای دارند. سرطان لنفوبلاستیک حاد در دوران جنینی شکل می گیرد و در اغلب موارد، دستگاه ایمنی بدن جنین این بیماری را دفع می کند. لیکن تحت تأثیر عوامل خارجی و شرایط خاص ممکن است این بیماری در بدن باقی مانده و در دوره کودکی بروز کند. زیرا، برخلاف تصور، سرطان ناشی از یک علت نیست و عوامل مختلفی در بروز آن نقش دارند.
در زمینه مبارزه با سرطان و کاهش تاثیرات سوء آن تشخیص زودهنگام، درمان مناسب و پیگیری درمان در بقای این بیماران بسیار مؤثر و حتی تعیین کننده است. در کشور ما میزان ابتلا به سرطان ۱۰۰ مورد به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت است و سهم کودکان از این موارد بین ۲ تا ۳ هزار مورد در سال است. برای کنترل سرطان و مبارزه با آن آموزش، اطلاع رسانی و ارتقای سطح آگاهی مردم برای تغییر سبک زندگی، کاهش عوامل خطر محیطی و پرهیز از مصرف دخانیات (سیگار و قلیان) از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
مادران در هنگام بارداری باید از برخی عوامل خارجی ازجمله استفاده از تنباکو و مواجهه با اشعه پرهیز کنند. ابتلای مادر به بیماری های ویروسی، تغذیه نامناسب، آلودگی هوا و استفاده از داروهای ناشناخته نیز حائز اهمیت است. به طورکلی، استفاده از داروها در دوران بارداری باید به حداقل برسد و در مواقع ضروری برحسب ماه های جنینی تجویز شود. ویروس اپشتاین بار می تواند سبب ایجاد سرطان در کودکان شود. کما اینکه لنفوم بورکیت به دلیل ابتلای کودکان افریقایی به ویروس اپشتاین بار رایج است و در غالب موارد، این ویروس در نسج نمونه برداری شده مشاهده می شود.
غربالگری و تشخیص زودرس مرحله بعدی مبارزه با بیماری را دربرمی گیرد و در این میان والدین باید از این حساسیت برخوردار باشند و بدانند که اگر با علایمی نظیر بی اشتهایی، کاهش وزن، زردی و رنگ پریدگی کودک مواجه شدند باید به پزشک مراجعه کنند. شایع ترین سرطان کودکان که شامل لوسمی ها و بیماری های خونی است با علائمی شبیه به سرماخوردگی بروز می یابد .
به طور کلی رنگ پریدگی، خونریزی جلدی، کبودی های فراوان و سوزنی بدون علت، تب بدون علت که بیش از دو هفته به طول انجامد، کاهش وزن، کاهش اشتها، تعریق شبانه و در برخی موارد فلج حاد را ازجمله علائم سرطان کودکان است. در مورد سرطان های مغز و اعصاب، نکته حائز اهمیت این است که کودکان مبتلا صبح ها دچار سردرد می شوند یا حالت تهوع و استفراغ دارند. در موارد پیشرفته بیماری نیز، کودک تعادل خود را از دست می دهد. در سرطان ریتنوبلاستوما که در ایران نسبتاً شایع است در چشم علائمی مشاهده می شود .
ظهور لکه سفید روی چشم در پشت عدسی، قرینه نبودن چشم ها به نحوی که یک چشم جلوتر از دیگری قرار می گیرد و خونریزی حدقه چشم از علایم این نوع است. تورم شکم، تورم استخوانی در یک قسمت، و شکستگی استخوان بدون علت مشخص نیز ازجمله علائم دیگر سرطان های کودکان است.
مراقبت های نگهدارنده نیز از مهمترین عوامل کنترل سرطان است . زیرا این بیماری با هزینه بسیار زیاد تشخیص داده و درمان می شود و ضروری است که پس از آن حمایت از بیمار به صورت مستمر ادامه یابد.
در این زمینه سازمان های غیردولتی می توانند در شناسایی و حمایت از بیماران سرطانی به وزارت بهداشت کمک کنند . در این زمینه مؤسسه خیریه محک بهترین تجربه را کسب کرده و با فعالیت های پیگیرانه موفق شده است تا بقای ۲۰ تا ۳۰ درصدی بیماران را به ۷۰ تا ۸۰ درصد برساند. این موسسه علاوه بر این که از کودکان برای طی مراحل درمان حمایت می کند چتر حمایتی خود را تا ادامه تحصیل کودک، ورود به دانشگاه و ازدواج ادامه می دهد.
در مورد سرطان های مغز نیز آنچه از نظر متخصصان این بیماری ضرورت دارد ارجاع بیمار به متخصص انکولوژی و هماتولوژی کودکان است و ضروری است تا پیش از اقدام به جراحی نسبت به معالجات دیگر از جمله شیمی درمانی نیز اندیشیده شود زیرا به کرات مشاهده شده که شیمی درمانی هم در درمان این نوع سرطان ها مؤثر است.
بنابراین، کودکان مبتلا به سرطان مغز باید زیر نظر تیمی که متشکل از هماتولوژیست وانکولوژیست کودکان، جراح مغز و اعصاب و متخصص رادیوتراپی است، درمان شوند. طبق شیوه های نوین درمان شیمی درمانی پایه اصلی درمان سرطان است . این روش درمانی در حال حاضر بسیار متحول و هدفمند شده و علاوه بر این که طول مدت درمان از این طریق کوتاهتر شده است داروهای جدیدی که برای این روش درمانی استفاده می شوند نیز عوارض جانبی بسیار کمتری را برای افراد به دنبال دارد.
در خصوص مسائلی نظیر پیگیری درمان کودک، دریافت خدمات رادیوتراپی و شیمی درمانی، این تیم باید تصمیم گیری کند. یک نفر نمی تواند با معجزه سرطان را درمان کند و به همکاری گروهی نیاز است. برای درمان مؤثر و مناسب سرطان، به همکاران متبحر، آزمایشگاه های متعدد خوب، بخش رادیوتراپی خوب و جراحان قابل و متبحر نیاز است. نکته مهم دیگر تیم پرستاری است.
پزشک پس از تشخیص، دستورات دارویی را می دهد و این پرستار است که به صورت ۲۴ ساعته بر بالین بیمار حضور دارد. پس، باید به پرستاران آموزش داده شود که نسبت به بیمار و خانواده اش متعهد و دلسوز باشند.
درباره سرطان پستان
سرطان پستان قبل از ۳۰ سالگی نادر است، و سن حداكثر بروز آن ۶۵-۴۵ سالگی است. میزان بروز سرطان پستان پس از یائسگی افزایش مییابد.
● علایم شایع
▪ در مراحل اولیه علایمی وجود ندارند، اما با كمك ماموگرافی (عكسبرداری از پستان) می توان سرطان را در این مرحله بدون علامت تشخیص داد.
▪ تورم یا وجود یك توده در پستان
▪ احساس مبهمی از ناراحتی در پستان، بدون وجود درد واقعی
▪ به داخل كشیده شدن نوك پستان
▪ به هم خوردن شكل و انحناهای طبیعی پستان
▪ به وجود آمدن فرورفتگی در سطح پستان
▪ بزرگ شدن گره های لنفاوی زیر بغل (در مراحل انتهایی)
▪ خونآلود بودن ترشحات پستان (به ندرت)
● علل
▪ ناشناخته است.
▪ عوامل افزایشدهنده خطر
▪ در یك خانم بالای ۵۰ سال خطر بیشتر است.
▪ در خانمهایی كه بچهدار نشدهاند یا اینكه در سالهای آخر دوران باروری بچهدار شدهاند.
▪ سابقه خانوادگی سرطان پستان (به خصوص مادر یا خواهر)
▪ سابقه وجود تومورهای خوشخیم پستان (بیماری فیبروكیستیك پستان)
▪ زود آغاز شدن قاعدگی در نوجوانی؛ دیر شروع شدن یائسگی؛ وقوع اولین بارداری پس از ۳۰ سالگی
▪ سابقه سرطان پستان در یك پستان
▪ سابقه قرار گرفتن در معرض اشعه
▪ در بیمارانی كه سرطان آندومتر رحم یا سرطان تخمدان دارند.
▪ در مورد خطر احتمالی سرطان پستان ناشی از هورمون درمانی جایگزین، مطالعات نتایج ضد و نقیضی را ارایه دادهاند و اتفاق نظر واقعی در این زمینه وجود ندارد.
● پیشگیری
▪ معاینه ماهانه پستان از نظر وجود علایم سرطان توسط خود فرد
▪ انجام معاینات توسط پزشك به طور مرتب
▪ انجام یك ماموگرافی روتین به عنوان مقیاس پایه در سن ۴۰-۳۵ سالگی. از آن به بعد باید ماموگرافی تا ۴۹ سالگی هر یك یا دو سال یك بار و پس از ۵۰ سالگی سالانه انجام شود.
▪ رژیم غذایی متعادل و كمچربی داشته باشید. (البته نتایج مطالعات در زمینه ارتباط رژیم پرچربی با سرطان پستان در انسان غیرقطعی هستند).
▪ اگر باردار هستید، بهتر است به نوزادی كه قرار است متولد شود از پستان خود شیر دهید. در خانمهایی كه از پستان خود به نوزادشان شیر میدهند میزان بروز سرطان پستان كمتر است.
▪ گاهی ممكن است دارویی به نام تاموكسیفن برای خانمهایی كه خطر سرطان پستان در آنها بالا است تجویز میشود.
● عواقب مورد انتظار
▪ در صورتی كه سرطان پستان زود تشخیص داده و درمان شود، علاجپذیر است. میزان بقای ده ساله بیماران، به مرحله بالینی بیماری در هنگام تشخیص بستگی دارد.
● عوارض احتمالی
▪ گسترش به اعضای حیاتی بدن در صورتی كه درمان زود انجام نشود.
▪ عوارض جانبی داروهای ضد سرطان و اشعه درمانی
▪ عوارض پس از عمل جراحی (عفونت زخم، محدود شدن حركات شانه)
● درمان
▪ آزمایشات تشخیصی عبارتند از: معاینه بالینی، نمونهبرداری، و ماموگرافی. پس از تشخیص، سایر بررسیها مثل سونوگرافی، اسكن استخوان، عكسبرداری از قفسه سینه، و اسكن كبد انجام خواهند گرفت.
▪ تصمیمگیری برای درمان خیلی پیچیده و اغلب گیجكننده است. اطمینان حاصل كنید كه تمام انتخابها برای شما توضیح داده شده باشد و شما خطرات و مزایای هر كدام از روشهای درمانی را كاملاً فهمیده باشید. این خیلی مهم است كه آگاهی شما در این زمینه بالا باشد، زیرا در واقع شما عضوی از تیم درمان هستید.
▪ عمل جراحی برای برداشتن تكهای از پستان، یا كل پستان، گرههای لنفاوی، مجاری لنفاوی، و عضلات زیر پستان (گاهی)
▪ اشعه درمانی (گاهی)
▪ هورمون درمانی یا شیمی درمانی (گاهی)
● داروها
▪ برای احساس ناراحتی خفیف هنگام درمان، میتوان از استامینوفن یا آسپیرین استفاده كرد.
سایر داروهایی كه ممكن است مورد استفاده قرار گیرند عبارتند از: سایر داروهای ضد درد؛ داروهای ضد سرطان، مثل فلوئورواوراسیل، سیكلوفسفامید، متوتروكسات، كلرامبوسیل، وینكریستین، دوكسوروبیسین، یا ملفالان؛ هورمونها (مردانه و زنانه)؛ داروهای كورتیزونی
● فعالیت
▪ اگرعمل جراحی انجام شود، فعالیتهای عادی خود را تدریجاً از سر گیرید.
▪ انجام تمرینات بازتوانی پس از عمل جراحی بستگی دارد به مقدار بافتی كه برداشته شده است و نیز وضعیت جسمانی عمومی شما
● رژیم غذایی
▪ هیچ رژیم خاصی توصیه نمیشود. تغذیه مناسبی داشته باشید.
● در این شرایط به پزشك خود مراجعه نمایید
▪ اگر شما یا یكی از اعضای خانواده تان یك توده یا تغییرات دیگری را در پستان كشف كردهاید.
▪ اگر یكی از موارد زیر پس از درمان یا عمل جراحی رخ دهد:
▪ تهوع یا استفراغ، تب، تورم در بازو
▪ دردی كه با دارو كنترل نشود.
▪ اگر دچار علایم جدید و غیرقابل كنترل شده اید. داروهای مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبی به همراه داشته باشند.