مجله پزشکی : سرطان
تراوشات ذهن آچمز
الان که در یکی از نمایههای عاقبتنیندیشی، ناهمکاری و قانون گریزی مردم و مسوولان ( ترافیک بعداز ظهر تهران) آچمزگردیدهام به یاد جلسه معرفی بیمار امروز صبح افتادم.
یکی از همکاران جواندل و پرمغز که توانایی تلفیق مبانی نظری و تازههای علمی و عملی جهان را با شرایط ممکن و لازم کشور ما دارد (برخلاف احوال غالب این روزها) خانم مبتلا به سرطان پستان را معرفی میکرد:
با وجود تشخیص زودرس و انجام کلیه فرآیندهای درمانی طی یک کار گروهی مناسب (از عجایب است)، متأسفانه دچار متاستازهای متعدد استخوان، کبد و مغز گردیده بود که با ادامه همان کار گروهی و استفاده از روشهای پیگیری و درمان جدید موفق به کنترل بیماری و ادامه حیات در شرایط قابل قبول برای بیمار گردیده بودند.
وقتی جلسه تمام شد و حضار طالب علم به سرعت به سوی ناهارخوری، استراحتگاه و به خصوص کارپرمایه به راه افتادند، یکی از نوادر حضار که توجهی به موضوع و بازخوردی از آن نشان میدهند، پرسید: «فلانی، راستی سرطان پستان از چهل سال پیش که من در همین بیمارستان طبابت را شروع کردم خیلی بیشتر شده است!» دیگر حاضر جمع گفت: «نه بیشتر نشده بلکه بیشتر تشخیص داده میشود.»
اولی گفت: «اینطور نیست؛ ماهم آن موقع تشخیص سرطان پستان میدادیم، ولی از این انواع فعلی نبود. در ساخت وسایل تشخیص هم اینقدر پیشرفت نشده بود و بیماران در مراحل پیشرفتهتری تشخیص داده میشدند، البته با درمان جراحی وسیعتر به نتایج بهتری از درمانهای محدود جراحی فعلی میرسیدیم!»
یکی از دانشجویان اهل مطالعه و بحث (یاللعجب) با کمرویی و فروتنی گفت: «استاد البته باید افزایش جمعیت را هم در نظر داشت (از بزرگترین مشکلات کشورهایی چون ما). ولی به هر حال درمانهای جدید هم نتایج خوب و بلکه خوبتر از روشهای درمانی قدیم نشان دادهاند.»
دومیگفت: «بله من هم با این جوان موافقم اگر باور نداری به آمار مراجعه کن.»
اولی با خنده گفت: «آمار فرنگیها حتما در مورد ما صادق نیست.»
دومی با زهر خند گفت: «به هر حال از نداشتن آمار بهتر است.»
دانشجوی جوان گفت: «استاد شاید ما هم بتوانیم روزی بر مبنای آماری دقیق و موفق سخن بگوییم.»
● چه سوالات تلخی
راستی اگر قرار باشد براستی بدانیم :
▪ آیا سرطان پستان در ایران شیوع بیشتری یافته است؟
همین جا بگویم که مفاهیم معادل prevalence و incidence در فرهنگ پزشکی فارسی و کاربرد یا اهمیت آنها در طبابت را از یاد بردهام.
▪ آیا عوامل خاصی باعث این افزایش احتمالی شدهاند و میتوان جلوی این افزایش را گرفت یا نه؟
▪ آیا در روشهای پیشگیری یا تشخیص زودرس بیماری به اندازه کافی اطلاعرسانی کرده و امکانات را فراهم نمودهایم؟
▪ آیا در درمان سرطان پستان ما نیز به اندازه مراکز معتبر و فعال دنیا صاحب تجربه لازم هستیم و به نتایج درمان قابل قبولی دست مییابیم؟
▪ اگر نتایج درمان ما قابل قبول نیستند علل آن چیست و در کدام روشهای درمانی موفقتر و در کدام از آنها ناموفق هستیم؟
▪ آیا پرسنل، ابزار و مواد لازم را جهت پیشگیری، تشخیص، درمان و پیگیری بیماران مبتلا به سرطان پستان فراهم نمودهایم؟
▪ در هر یک از موارد فوقالذکر به چه میزان کمبود داریم؟
▪ خلاصه اینکه صورت مساله سرطان پستان در کشور ما چیست؟
● دنباله سوالات تا چند لحظه دیگر
همشهری موتورسوار، بدون کاسکت، سهترکه و با صدای شکستن دیوار صوتی (به مثابه میکهای عراقی) توسط بوق و اگزوز از کنارم گذشت و چرت سرطانی مرا پاره کرد. یادم آمد که موضوع را خیلی از این وسیعتر میباید نگریست.
▪ آیا به راستی سرطان پستان مهمترین بیماری بدخیم در کشور محسوب میشود؟
▪ آیا اصولا پیگیری، تشخیص، درمان و پیگیری سرطانها از اهم فعالیتهای بهداشتی این مرز و بوم است یا اینکه سوءتغذیه، چاقی، دیابت، فشار خون، بیماریهای عفونی، افسردگی، اعتیاد و... در صدر مسایل بهداشتی کشور ما قرار دارند؟
▪ در آینده نزدیک یا دور صورت مساله چه خواهد بود و چه تغییری خواهد یافت؟
▪ احتیاجات و کمبودهای ما چیست و چگونه باید رفع شود و مخارج آن چقدر است؟ از کجا میباید اینها را تأمین کنیم؟
یکهسواران دیگری بر محشر ترافیک میگذشتند، اما من به این میاندیشیدم که بدون ثبت سرطان و اصولا ثبت بیماریها آن هم به وجهی کامل، ممکن و هدفمند آیا میتوان به طرح و حل معضلات بهداشتی کشور پرداخت و اگر ثبت سرطان یا وضع رفتوآمد شهری اینچنین باشند! تکلیف ما با اینها چیست؟
تست سرطان دهانه رحم یا پاپ اسمیر چیست؟
سرطان دهانه رحم حدود ۵۰ سال پیش اولین علت مرگ و میر ناشی از سرطان در کشورهای پیشرفته بوده است ، اما میزان مرگ ومیر ناشی از آن اکنون به دو سوم تقلیل پیدا کرده است و در حال حاضر هشتمین علت مرگ و میر ناشی از سرطان است . ( شایع ترین سرطان ها در زنان به ترتیب عبارتند از : ریه ، پستان ، روده بزرگ ،لوزالمعده ، تخمدان ،غده لنفاوی و خون )
علت چنین کاهشی در مرگ و میر ، تشخیص زودرس و بموقع بیماری است که بسیاری از این رامدیون آزمایش سلول شناسی به روش پاپانیکولا یعنی پاپ اسمیر می باشیم .
● علت سرطان دهانه رحم چیست ؟
این سرطان یکی از سرطانهایی است که علت آن نسبتاً شناخته شده است وویروس پاپیلومای انسانی ( HPV ) از علل اساسی آن است . این ویروس امروزه به عنوان یک عامل قطعی سرطان شناخته شده است . این ویروس انواع کم خطر و پرخطر دارد . نوع کم خطر آن اغلب باعث زگیل تناسلی می شود و نوع پرخطر بیشتر تبدیل به سرطان می گردد . البته وجود این ویروس شرط لازم است اما کافی نیست . هر خانمی در طول زندگی خود ۷۹٪ احتمال ابتلا به این ویروس را دارد و حدود ۹۰٪ این عفونت ها خود به خود بهبود می یابند .
سرطان دهانه رحم در طبقات پائین اجتماعی - اقتصادی بیشتر دیده می شود . همچنین پائین بودن سن اولین آمیزش جنسی ، تعدد شریک جنسی و همچنین تعداد شریک جنسی در همسر فرد نیز عوامل مؤثری هستند ( این سرطان بدون مقاربت جنسی دیده نمی شود ) . سایر علل مؤثر عبارتند از : سیگار کشیدن ، تعدد بارداری ، سابقه فامیلی ، عفونت ها و عدم ختنه شدن شریک جنسی .
● تشخیص سرطان دهانه رحم چگونه صورت می گیرد ؟
امروزه خانم ها با مراجعه به پزشکان متخصص زنان یا ماماها می توانند به راحتی آزمایش پاپ اسمیر بدهند .
وسایل مختلفی برای نمونه برداری وجود دارد . این نمونه برداری خیلی راحت و بدون درد و بدون بیهوشی در مطب صورت می گیرد و نمونه سلولهای دهانه رحم با وسیله چوبی یا پلاستیکی روی لام شیشه ای کشیده شده و ثابت میگردد .
سپس برای رنگ آمیزی و بررسی میکروسکوپی به آزمایشگاه ارسال می گردد و متخصص پاتولوژی یا سلول شناس آن را بررسی می کند .
در این بررسی ها تغییرات قبل از بدخیمی ، علائم عفونت با ویروس پاپیلوما و تغییرات بدخیمی واضح و پیش رفته دهانه رحم دیده می شود . علاوه بر آن عفونت های دهانه رحم و واژن ( مهبل ) مثل کاندیدا ، تریکومونا ، کوکوباسیل و ... نیز خود را نشان می دهند . گاهی نیز علائم بدخیمی در سایر قسمت های تناسلی زنان مثل رحم ، واژن و لوله ها هم مشخص می شود اما این آزمایش روش مناسبی برای غربالگری این بدخیمی ها نیست و فقط به طور اتفاقی این بیماریها را ممکن است نمایان کند . علاوه بر این با این آزمایش می توان وضعیت هورمونی بدن را هم در شرایط خاصی بررسی کرد . برای بررسی ابتدا باید نمونه مناسب باشد . تعداد کافی ( ۸تا ۱۲ هزار سلول ) ازاین ناحیه باید در اسلاید دیده شود .
خون ، مواد زاید و سلولهای التهابی نباید روی لام را گرفته باشند ، لام باید سالم و نشکسته باشد .
● قبل از نمونه گیری چه مسائلی باید رعایت شود ؟
۱ - بهتر است نمونه گیری در زمان قاعدگی یا زمانی که ترشحات خیلی زیاد هستند و عفونت خیلی واضحی وجود دارد صورت نگیرد .
۲ - قبل از نمونه گیری نباید به مدت ۴۸ ساعت نزدیکی صورت گرفته باشد .
۳ - از پمادهای داخل واژن یک هفته قبل از نمونه گیری استفاده نشده باشد .
انجام این آزمایش برای کلیه خانم هایی که فعالیت جنسی دارند یا داشته اند در تمامی سنین الزامی است و باید در ابتدای شروع فعالیت جنسی در سه سال اول ، هر سال یکبار و بعد در صورتی که آزمایش طبیعی باشد هر ۳ سال یکبار انجام شود .
البته گاهی اوقات با توجه به تغییرات خاص یا عفونت ها ، پزشک متخصص زنان تشخیص می دهد که این فواصل کمتر شود و پس از درمان نیز با یک آزمایش دیگر نتایج درمان بررسی شود.
تصورات غلط در مورد سرطان سینه و حقیقت ورای آنها
بنابراین، اگر یك زن ۸۵ سال عمر كند، احتمال ابتلای وی یك در هشت (۵/۱۲ درصد) است، ولی در مورد زنان جوان تر شرایط بهتر است. به عنوان مثال، احتمال ابتلای یك زن ۵۰ ساله، یك در ۵۴ است و در چهل سالگی، یك در ۲۳۵. البته این احتمالات بر اساس متوسط جمعیت آمریكا برآورد شده است. بنابراین، عوامل مختلفی، از جمله تاریخچه خانوادگی، سابقه باروری و سایر عوامل ناشناخته دیگر، ممكن است ریسك ابتلا به سرطان سینه را برای هر زن بیشتر یا كمتر كند. در این مجال به برخی دیگر از سوء تفاهمها در خصوص سرطان سینه اشاره می شود:
● تصور: تنها زنان به سرطان سینه دچار می شوند
▪ واقعیت: مردان نیز بافت سینه ای دارند و احتمال ابتلا به سرطان سینه برای آنان نیز وجود دارد. همانند سایر سلولهای بدن، سلولهای بافت سینه در مردان نیز ممكن است دچار تغییرات سرطانی شود. از آنجا كه سلولهای سینه زنان بیش از مردان است ابتلا به سرطان سینه در آنان بیشتر است.
شاید به دلیل تاثیرات ترشح مداوم هورمونهای زنانه، سرطان سینه در زنان شایع تر است.
● تصور: استفاده از «دئودورانت» و ضد عرقها موجب سرطان سینه می شود
▪ واقعیت: بر اساس این تصور، مواد شیمیایی موجود در ضد عرقها از طریق پوست جذب و پس از تداخل با چرخه لنفاوی موجب انباشته شدن توكسین ها در سینه می شود و در نهایت به سرطان خواهد انجامید. قطعاً شواهد تجربی یا اپیدمیولوژیكی در دفاع از نظریه وجود ندارد. به منظور حصول اطمینان از بی خطری محصولات بهداشتی از قبیل ضد عرقها، آزمایشهای مختلفی روی آنها انجام می شود.
● تصور: ماموگرافی دردناك و پرخطر است
▪ واقعیت: ممكن است انجام ماموگرافی راحت نباشد، ولی فشردگی سینه طی آن تنها چند دقیقه به طول می انجامد. به منظور كاهش ناراحتی، ماموگرافی را زمانی تنظیم كنید كه سینه ها كمتر حساسند (درست قبل از قاعدگی را برای این كار انتخاب نكنید). طی ماموگرافی فرد در معرض پرتوگیری بسیار كمی خواهد بود.
● تصور: هرگونه توده ای كه در ماموگرام ظاهر شود، به احتمال زیاد سرطانی است.
▪ واقعیت: اغلب ناهنجاریها سرطانی نیستند. توده ممكن است كیست یا مورد خوش خیم دیگری باشد كه پزشك با انجام سونوگرافی یا نمونه برداری به بررسی جزیی تر آن خواهد پرداخت.
● تصور: تغذیه نوزاد با شیر مادر خطر ابتلا به سرطان سینه را افزایش می دهد
▪ واقعیت: ممكن است مادری كه فرزند خود را با شیرخود تغذیه می كند، به سرطان مبتلا شود، ولی هیچ بررسی حاكی از آن نبوده كه تغذیه فرزند از شیر مادر موجب سرطان شود.
در حقیقت، برخی مطالعات نشان می دهد كه تغذیه فرزند از شیر مادر می تواند موجب كاهش ریسك ابتلا شود.
● تصور: اگر در خانواده خود سابقه سرطان سینه وجود ندارد شما نیز مبتلا نخواهید شد
▪ واقعیت: حدود ۸۰ درصد از زنانی كه به این نوع سرطان مبتلا می شوند، سابقه بیماری در بستگان خود را نداشته اند. افزایش سن، عمده ترین عامل ابتلا است. اگر در سابقه خانوادگی شما مورد ابتلا به سرطان سینه به چشم می خورد، ریسك شما كمی ( و نه قطعاً) بیشتر خواهد شد. اگر نگران هستید موضوع را با پزشك یا مشاور ژنتیك در میان بگذارید.
● تصور: قرصهای پیشگیری از بارداری موجب بروز سرطان سینه می شوند
▪ واقعیت: قرصهای امروزی حاوی میزان كمی از هورمونهای استروژن و پروژسترون هستند و در حقیقت، تاحدی می توانند موجب جلوگیری از سرطان تخمدان شوند. هر چند احتمال ابتلا به سرطان سینه بر اثر قرصهای محتوی دوز بالای هورمون كه در گذشته مورد استفاده قرار می گرفت، در برخی مطالعات ثابت شده بود.
● تصور: معاینه ماهانه سینه ها بهترین روش شناسایی تومورهای سینه است
▪ واقعیت: اگر چه معاینه بشدت توصیه می شود، اما دقیق نیست. انجام ماموگرافی با كیفیت بالا قابل اعتمادترین روش آگاهی از ابتلا به سرطان سینه در مراحل اولیه بیماری (یعنی زمانی كه بیماری قابل معالجه است) می باشد.
معمولاً زمانی كه تومور قابل لمس شود اندازه آن بیش از زمانی است كه با ماموگرافی تشخیص داده شود. با وجود این، معاینه توسط شما یا پزشكتان نیز از اهمیت برخوردار است. حدود ۲۵ درصد از سرطانهای سینه فقط با معاینه تشخیص داده شده اند (نه با استفاده از ماموگرام)؛ حدود ۳۵ درصد فقط با ماموگرافی و ۴۰ درصد هم با استفاده از ماموگرافی و هم با معاینه فیزیكی. بنابراین اتخاذ رویكرد سه مرحله ای: ماموگرافی سالانه (برای زنان بالای ۴۰ سال)، معاینات بالینی سالانه و معاینات ماهانه توسط خود فرد توصیه می شود.
تکامل و ابتلا به سرطان
این واقعیت ها، سرطان را برای زیست شناسان، تکامل به صورت معمایی تلخ و در عین حال، فریبنده درمی آورد. اگر، انتخاب طبیعی آن اندازه قدرت داشته که توانسته موجب سازگاری های بسیار پیچیده از نقطه نظر سیستم ایمنی با محیط شود، چرا نتوانسته شر سرطان ها را از سر انسان کوتاه کند؟ پاسخ، بنا بر پژوهش های جدید، درخود فرآیند تکامل نهفته است. انتخاب طبیعی به نفع برخی دفاع ها در برابر سرطان تمام شده ولی نمی تواند به کلی آن را از بین ببرد. جالب است که انتخاب طبیعی ممکن است حتی غفلتاً پاره ای شرایط را نیز برای رشد سلول های سرطانی مساعد سازد.
هنوز، مطالعه پیرامون فرآیند تکامل سرطان دوران کودکی خویش را طی می کند. تاکنون وقت و تلاش پژوهشگران بیشتر صرف بحث هایی پیرامون مکانیسم های تکامل و آزمون فرضیه ها شده است. برخی از پژوهشگران نسبت به مفید بودن نتایج این تحقیقات در مبارزه علیه بیماری ها تردید دارند. زیست شناسان تکامل قبول دارند که کارشان ربطی به درمان سرطان ندارد، ولی درک تاریخچه تکامل سرطان ها، از نظر آنها، می تواند سرنخ هایی را به دست دهد (که در غیر این صورت از نظر ما پنهان خواهند ماند). روشن است که پژوهشگران همواره این نظر را در پس ذهن خویش دارند.
● سپیده دم سرطان
سرطان در اصل، بیماری چندسلولی است. تولید مثل نیاکان تک سلولی ما به صورت تقسیم به دو سلول دختر بود. پس از پیدایش جانور در حدود ۷۰۰ میلیون سال پیش، سلول های بدن آنها، با استفاده از ماشین مولکولی به ارث رسیده از پیشینیان ، به تولید مثل از راه تقسیم شدن ادامه دادند. از سوی دیگر، سلول های حاصل از این فرآیند تقسیم، شروع به تخصصی شدن و تشکیل بافت های مختلف کردند.
بدن های پیچیده پرسلولی امروز این حیوانات، تنها زمانی تشکیل شدند که ژن های جدیدی به وجود آمدند که می توانستند چگونگی تقسیم سلول ها را کنترل کنند- مثلاً با متوقف کردن تولید سلول ها پس از رسیدن عضو به اندازه زمان بزرگسالی. وجود میلیون ها نوع از حیوانات، شاهدی است بر موفقیت عظیم فرآیند تکامل که نهایتاً به این جا رسید که جانوران پرسلولی جملگی صاحب بدن شدند. ولی، همین بدن ، خطرات بزرگی نیز با خود به همراه می آورد. هر بار که سلولی از بدن تقسیم می شود، DNA آن شانس اندکی دارد برای آنکه گرفتار یکی از جهش های موجد عارضه سرطانی شود.
برای مثال، جهش های کوچک ممکن است موجب شوند مهار سلولی از دست رفته و شروع به تکثیر بدون کنترل کند. جهش های دیگر می توانند به مشکل اضافه کنند؛ ممکن است اجازه دهند سلول ها از نظم و ترتیب خارج شده، به بافت های اطراف هجوم آورده و در تمام بدن پراکنده شوند. یا اجازه دهند سلول های توموری به سیستم ایمنی نفوذ کنند یا، در پی اکسیژن تازه، به عروق خونی جذب شوند.
به عبارت دیگر، سرطان همان فرآیندی را در بدن تجدید می کند، که حیوانات را قادر به انطباق با محیط ساخت. در سطح ارگانیسم ها، انتخاب طبیعی زمانی عمل می کند که جهش های ژنتیکی موجب می شوند برخی از ارگانیسم ها در تولید مثل از دیگران موفق تر باشند؛ جهش ها به این معنا «انتخاب» می شوند که پایدار باقی مانده و در نسل های آتی شایع تر خواهند شد. در سرطان، سلول ها نقش ارگانیسم ها را ایفا می کنند. تغییرات سرطان زا در DNA موجب می شوند که تولید مثل در برخی از سلول ها موثر از دیگران عمل کند. و حتی در داخل یک تومور، سلول هایی که بهتر از دیگران سازگاری پیدا کرده اند، احتمالاً موفق ترند.
● مرزهای دفاع
گرچه ممکن است بدن ما در برابر سرطان آسیب پذیر باشد، ولی راه های بسیاری نیز برای متوقف کردن آن دارد. این استراتژی ها احتمالاً، خود ناشی از فرآیند انتخاب طبیعی هستند، چه جهش هایی که موجب شدند نیاکان ما کمتر از سرطان ها بمیرند، در عین حال توانستند قدرت تولید مثل آنها را بیشتر کنند. لیکن، با توجه به اینکه همه ساله میلیون ها انسان دچار سرطان می شوند، روشن است که این دفاع ها نتوانسته اند بیماری را ریشه کن کنند. زیست شناسان تلاش می کنند با مطالعه تحول و تکامل این گونه دفاع ها، به دلیل شکست آنها پی ببرند.
پروتئین های مهارکننده تومورها، از جمله موثرترین دفاع ها علیه سرطان به شمار می روند. مطالعات نشان می دهند که برخی از این پروتئین ها، با پایش چگونگی تولید مثل سلول ها، مانع بروز سرطان می شوند.
اگر سلولی به روشی غیرطبیعی تکثیر پیدا کند، این پروتئین ها آن را به سمت مرگ یا پیری زودرس سوق می دهند. سلول زنده است، ولی دیگر نمی تواند تولید مثل کند. پروتئین های مهارکننده، نقشی حیاتی در زنده ماندن ما ایفا می کنند، ولی اخیراً دانشمندان به مطلب عجیبی درباره آنها پی برده اند؛ از برخی لحاظ، بهتر است بدون آنها سر کنیم. اخیراً مطالعاتی پیرامون یکی از این پروتئین ها، به نام p۱۶ (یا بهتر بگوییم p۱۶-Ink۴a)، بر روی موش ها صورت گرفته است. با استفاده از تکنیک های مهندسی ژنتیک، نسلی از موش ها به وجود آمدند که فاقد ژن فعال p۱۶ بوده لذا قادر به تولید این پروتئین نیستند.
نتایج این تحقیق، در سپتامبر سال ۲۰۰۶ منتشر شد. همان گونه که انتظار می رفت، این گروه از حیوانات بیشتر در معرض ابتلا به سرطان هایی بودند که می توانستند در یک سالگی بروز کنند.اما فقدان ژن p۱۶، سودی هم دربر داشت. هنگامی که موش ها پیر می شدند، سلول های شان هنوز مانند دوران جوانی حیوان رفتار می کردند. در آزمایشی، دانشمندان به بررسی موش های پیری پرداختند که برخی از آنها دارای ژن فعال p۱۶ بودند و برخی دیگر خیر. دانشمندان سلول های انسولین ساز را در لوزالمعده این حیوانات از بین بردند.
جوندگان طبیعی دیگر قادر به تولید انسولین نبودند و دچار دیابت کشنده ای شدند. ولی، آنهایی که فاقد پروتئین p۱۶ بودند، مبتلا به دیابت خفیفی شده و زنده ماندند. پیشتازان سلول های انسولین ساز آنها، هنوز قادر به تولید مثل سریع بوده و لوزالمعده را مجدداً با سلول های تازه ای پر کردند. دانشمندان، نتایج مشابهی را هنگام بررسی سلول های خون و مغز موش ها یافتند؛ p۱۶ از آنها در برابر سرطان محافظت می کرد، ولی پیرشان می کرد.
این نتایج، در تایید فرضیه ای بود که چندین سال قبل مطرح شد. فرآیند انتخاب طبیعی، به نفع پروتئین های ضدسرطان مانند p۱۶ پیش رفت، ولی تنها در حد معقول. اگر این پروتئین ها بیش از اندازه حالت تهاجمی به خود گیرند، می توانند با پیرتر کردن سریع تر بدن، تهدیدهای خاص خود را برای سلامتی بشر پدید آورند. این فرضیه، هنوز هم مطرح است، ولی نیاز به داده ها و شواهد هر چه محکم تری دارد.
● به تاخیر انداختن آنچه که ناگزیر است
برای دفاع علیه سرطان، لازم نیست بیماری به طور کامل ریشه کن شود تا انتخاب اصلح صورت پذیرد. گرچه، نمی تواند پیدایش تومورها را تا دوران پیری به تعویق اندازد، ولی می تواند کاری کند که افراد مبتلا، به طور متوسط، فرزندان بیشتری نسبت به کسانی که فاقد چنین دفاعی هستند، داشته باشند. ممکن است ظالمانه به نظر رسد که تکامل تنها در جهت و به نفع افراد پیر مبتلا به سرطان باشد، ولی باید در نظر داشت که انتخاب طبیعی به این دلیل به نفع ژن ها تمام نمی شود که منظور زندگی طولانی تر و توام با شادی است. انتخاب ژن ها، به دلیل توانایی آنها در انتقال اطلاعات از نسلی به نسل دیگر است.
پروتئین های ضدسرطان، مانند p۱۶، احتمالاً بیشتر به نفع افراد جوان هستند تا پیرها. هنگامی که p۱۶ سلولی را به وضعیت پیری زودرس می برد، تنها تکثیر سلول نیست که متوقف می شود، بلکه سلول شروع به تولید برخی پروتئین های کمیاب می کند.
از جمله این پروتئین ها، عامل رشد سلول های سطح داخلی دیواره عروق است که محرک رشد عروق خونی بیشتر است. نقش این عامل، قرار دادن مواد غذایی بیشتر در دسترس تومورهاست. در افراد جوان، ممکن است اثر اصلی p۱۶ مهار سلول های سرطانی باشد. لیکن، با گذشت زمان، شمار بیشتر و بیشتری دچار پیری زودرس خواهند شد که آنها را در برابر سرطان در دوران پیری آسیب پذیر خواهند کرد.
راه دیگر، برای به تاخیر انداختن سرطان، برپا کردن چندین خط دفاعی است. مثلاً، مطالعات پیرامون سرطان روده بزرگ نشان داده اند که سلول های روده بزرگ، پیش از آنکه سرطانی شوند، باید جهش هایی در چندین ژن آنها صورت گرفته باشد.
این خطوط دفاعی مانع ابتلا به سرطان روده بزرگ نمی شوند- در واقع این بیماری سومین سرطان شایع به شمار می رود. ولی لزوم جهش های متعدد در سلول ها، احتمالاً شانس بروز سرطان روده بزرگ را در جوانی کمتر می کند. سن متوسط برای تشخیص سرطان روده بزرگ، ۷۰ سال است. البته همه سرطان ها برای افراد مسن نیستند. مثلاً بیشتر قربانیان سرطان شبکیه چشم، موسوم به رتینوبلاستوم، کودکان هستند. اما دانشمندان بر این باورند که مسوول و موجب این تفاوت بین دو نوع سرطان نیز، خود فرآیند تکامل است.
سلول های روده بزرگ فرصت های به مراتب بیشتری برای دچار شدن به جهش های خطرناک در مقایسه با سلول های شبکیه دارند. روده بزرگ، عضو بزرگی است با سلول های بسیار که در تمام طول حیات فرد مرتباً در حال تولید سلول های جدید به جای سلول هایی است که پیر شده و دچار ریزش می شوند. همین، فرصت بهتری را در اختیار عوامل دفاعی مانع سرطانی شدن سلول های روده بزرگ قرار می دهد.
از سوی دیگر، شبکیه چشم به نسبت بسیار کوچک تر است. همین مجموعه کوچک سلول ها نیز، پس از پنج سالگی کودک از تکثیر بازمی مانند. شبکیه، با تقسیمات کمتر، فرصت های بسیار کمتری برای سرطانی شدن در اختیار دارد. در نتیجه، رتینوبلاستوم بی نهایت نادر بوده و در یک میلیون نفر، تنها چهار تن را مبتلا می کند. در این جا، خطر آن اندازه ناچیز است که انتخاب طبیعی نمی تواند دفاع های جدیدی را علیه رتینوبلاستوم در میان نسل ها منتشر سازد.
در نهایت، این امیدواری وجود دارد که مطالعه تکامل سرطان بتواند نشان دهد چرا ریشه کن کردن این بیماری تا این اندازه دشوار است. در حال حاضر، پاسخی برای این پرسش وجود ندارد، ولی شاید تنها راه خلاص شدن از شر این بیماری چنین باشد که تولید مثل سلول ها به شیوه ای دیگر صورت گیرد.
تومور طناب نخاعی
تومور طناب نخاعی عبارت است از رشدی غیرطبیعی که طناب نخاعی با ریشههای عصبی آن را تحت فشار قرار میدهد. این رشد ممکن است خوشخیم یا بدخیم باشد ولی یک تومور غیربدخیم در صورتی که به طور مناسبی درمان نشود، ممکن است به اندازه یک تومور بدخیم، ناتوانکننده باشد .
● علایم شایع
▪ ضعف پیشرونده کرختی و تحلیل عضلاتی که عصب آنها از ناحیه آسیب دیده طناب نخاعی منشأ میگیرد.
▪ مشکل شدن ادرار کردن و حرکات روده، بیاختیاری
▪ درد مزمن پشت
● علل
▪ تومورهایی که از خود طناب نخاعی منشأ میگیرند (تومورهای اولیه) به ویژه در کودکان و افراد مسن، نادر هستند و علت آنها ناشناخته است.
▪ تومور طناب نخاعی معمولاً ناشی از سرطانی است که از بخشی دیگر از بدن، مثل ریه، پستان، لوله گوارش، پروستات، کلیه، تیرویید یا دستگاه لنفاوی گسترش یافته است.
● عوامل افزایش دهنده خطر
▪ سرطان در هر قسمتی از بدن که در بالا ذکر شد.
● پیشگیری
▪ از آنجا که تومورهای طناب نخاعی بیشتر از گسترش سرطان ناشی میشوند، مراقب علایم اولیه سرطان در سایر اعضا باشید.
▪ سیگار نکشید.
▪ برای کاهش احتمال سرطان دستگاه گوارش یک رژیم غذایی پرفیبر میل کنید.
▪ مراقبت بزرگی غده تیرویید باشید.
▪ در مورد مردان بالای ۴۵ سال، همراه با معاینه فیزیکی سالانه، معاینه پروستات را نیز درخواست کنید.
▪ در مورد زنان، معاینه پستان توسط خود شخص را انجام دهید.
● عواقب مورد انتظار
▪ موفقیت درمان وابسته به نوع، اندازه و محل رشد تومور است.
جراحی برای برداشتن استخوان اطراف طناب میتواند فشار وارد بر اعصاب نخاعی و مسیرهای عصبی را برطرف کند. این عمل معمولاً درد و سایر علائم را سریعاً تسکین میدهد ولی ممکن است به کارکردهای حرکتی آسیب بزند. فیزیوتراپی و نوتوانی ممکن است کارکرد از دست رفته را برگرداند.
● عوارض احتمالی
▪ فلج کامل ناشی از انسداد عروق خونی تغذیه کننده سلولهای طناب نخاعی.
● درمان
الف) اصول کلی
▪ آزمونهای تشخیصی میتوانند شامل بررسیهای آزمایشگاهی خون و مایع نخاعی، رادیوگرافی ستون فقرات، بیوپسی (برداشتن مقدار کمی از بافت یا مایع برای برررسی آزمایشگاهی که به تشخیص کمک کند)، ام.آر.آی یا سیتیاسکن، اسکن رادیونوکلئید استخوان و میلوگرام (یک رادیوگرافی ویژه از مجرای نخاع و طناب نخاعی که مستلزم سوراخ کردن نخاع و تزریق یک ماده حاجب قابل مشاهده در فیلمهای رادیوگرافی است) باشند.
▪ درمان به نتایج همه بررسیهای تشخیصی بستگی دارد و ممکن است شامل جراحی برای برداشت تومورها و استخوان اطراف که طناب نخاعی را تحت فشار قرار میدهند، پرتودرمانی و شیمیدرمانی باشد.
ب) داروها
▪ مسکنها
▪ داروهای کورتیزونی برای کاهش تورم اطراف تومور و فشار وارد بر طناب نخاعی
▪ داروهای ضد سرطان در صورت بدخیم بودن تومور
ج) فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
▪ سطح فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری به وضعیت فیزیکی شما بستگی دارد. در حدی که انرژی و توانایی حرکتی شما اجازه میدهد، فعال باشید.
د) رژیم غذایی
▪ از یک رژیم غذایی طبیعی و کاملاً متعادل استفاده کنید. ویتامین و مکملهای معدنی تنها در صورتی لازم هستند که شواهد کمبود آنها را داشته باشید یا نتوانید به طور طبیعی بخورید.
● درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
▪ اگر شما یا اعضای خانوادهتان هر یک از علایم تومور طناب نخاعی را داشته باشید.
تومور مغزی
● علایم شایع
▪ سردردی که با دراز کشیدن بدتر میشود.
▪ استفراغ همراه با تهوع، یا استفراغ ناگهانی بدون تهوع
▪ اختلال بینایی، از جمله دو تا دیدن اشیاء
▪ ضعف در یک طرف بدن
▪ عدم عادل بدن؛ گیجی
▪ از دست دادن حس بویایی
▪ از دست دادن حافظه
▪ تغییرات شخصیتی
▪ حملات صرعی و تشنجی
● علل
▪ بعضی از تومورها از بافت مغز منشأ میگیرند (تومورهای اولیه)، اما اغلب تومورهای مغزی در اثر گسترش سرطانهای سایر نقاط بدن به خصوص سرطان پستان، ریه، روده، یا ملانوم بدخیم پوست، به مغز ایجاد میشوند. علایم در اثر افزایش فشار داخل جمجمه ناشی از بزرگ شدن تومور به وجود میآیند.
● عوامل افزایش دهنده خطر
▪ عوامل خطر ذکر شده در زیر مربوط به سرطانهای سایر نقاط بدن که به مغز گسترش مییابند هستند:
الف) تغذیه نامناسب، به خصوص کم بودن فیبر غذایی (عامل خطر سرطان روده )
ب) سیگار کشیدن (عامل خطر سرطان ریه)
ج) افراط در مصرف الکل (عامل خطر سرطان کبد)
د) قرار گرفتن بیش از حد در مقابل آفتاب (عامل خطر ملانوم بدخیم پوست)
و) وجود یک سرطان دیگر در هر نقطهای از بدن
● پیشگیری
▪ خانمها باید پستان خود را مرتباً از نظر وجود توده بررسی کنند.
▪ سیگار را ترک کنید.
▪ رژیم غذایی پرفیبر داشته باشید.
▪ خود را در برابر اشعه آفتاب محافظت کنید (با استفاده از کرمهای ضد آفتاب و لباس مناسب)
● عواقب مور انتظار
▪ در صورتی که تومور مغزی درمان نشود، آسیب دایمی مغز یا مرگ در انتظار بیمار خواهد بود. رشد تومور به خارج توسط استخوانهای جمجمه محدود میشود، بنابراین این مغز است که در اثر رشد تومور، تحت فشار قرار میگیرد.
▪ اگر تومور زود کشف شود و به سرعت جراحی شود یا تحت اشعه درمانی و شیمی درمانی قرار گیرد، بهبود کامل اغلب امکانپذیر خواهد بود.
● عوارض احتمالی
▪ ناتوانی یا مرگ، در صورتی که نتوان تومور را به علت اندازه یا جای خاص آن، تحت عمل جراحی قرار داد.
● درمان
الف) اصول کلی
▪ روشهای زیادی برای تعیین محل تومور مغزی به کار گرفته میشوند: نواز مغز، سی تی اسکن، ام آر آی ، عکسبرداری از جمجه، استخوانها، ریه ها و دستگاه گوارش
▪ برای تأیید تشخیص، نمونهبرداری از تومور به احتمال زیاد لازم خواهد بود.
▪ آزمایش خون و مایع نخاع
▪ در صورت امکان، عمل جراحی برداشتن تومور تا حد ممکن (تا به این ترتیب از فشار روی مغز کاسته شود).
▪ امکان دارد از اشعه درمانی استفاده شود
ب) داروها
▪ داروهای کورتیزونی برای کاهش تورم بافت مغز
▪ داروهای ضد تشنج برای کنترل حملات تشنج
▪ داروهای ضد درد
▪ داروهای ضد سرطان
ج) فعالیت
▪ تا حدی که قدرت شما اجازه میدهد فعالیت خود را حفظ کنید. کار، ورزش و فعالیت بدنی متوسط داشته باشید. زمانی که خسته میشوید استراحت کنید.
د) رژیم غذایی
▪ رژیم غذایی عادی و متعادل داشته باشید. اگر قادر به خوردن غذای عادی نباشید، شاید اضافه کردن مکمل ویتامینی و مواد معدنی لازم باشد.
● در این شرایط به پزشک خود مراجعه نمایید
▪ اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان علایم تومور مغزی را دارید.
▪ اگر دچار علایم جدید وغیرقابل کنترل شده اید. داروهای مورد استفاده در درمان ممکن است عوارض جانبی به همراه داشته باشند.
تومورهای استخوان و سرطان استخوان
● تومور چیست ؟
فرآیند تکثیر سلول های بدن تحت کنترل عوامل خاصی صورت می گیرد که به هم خوردن این نظم باعث تکثیر غیرقابل کنترل سلول ها در یک محیط و در نتیجه ایجاد یک توده خواهد شد که به آن اصطلاحا تومور نیز گفته می شود. اینکه چه مسائلی باعث حذف فاکتورهای کنترلی در تکثیر و ازدیاد سلول ها می شود تا حد زیادی ناشناخته است، اگرچه فرضیه هایی برای آن مطرح است که به آنها اشاره خواهد شد.
● تومور استخوانی چیست ؟
اگر سلول های استخوان ساز بدن که به آنها استئوبلاست نیز گفته می شود شروع به تکثیر غیرعادی و غیرقابل کنترل کنند توده استخوانی در محل ایجاد می شود که به آن تومور استخوانی گفته می شود. بیماران برحسب محل توده و یا قابلیت دست اندازی آن به نقاط دیگر بدن از خود علائم خاص آن بیماری را نشان می دهند.
● انواع تومورهای استخوانی
تومورهای استخوانی می توانند اولیه و یا ثانویه باشند. تومورهای اولیه توده هایی هستند که به طور اولیه از تکثیر سلول های استخوان ساز در محل ایجاد می شوند. اگر تومورهای غیراستخوانی با سرایت به سیستم اسکلتی آن را دچار تخریب کنند به آن تومور ثانویه استخوان گفته می شود. این نوع تومورهای ثانویه و یا تومور های متاستاتیک استخوان برخلاف نوع اولیه آن در سنین بالا دیده شده و یک نمونه بارز آن سرایت سرطان پستان به سیستم اسکلتی در خامن هایی است که قبلا به دلیل سرطان پستان درمان شده اند.
تومورهای اولیه که در این مطلب منحصرا در مورد آنها بحث خواهد شد می توانند خوش خیم بوده و یا سیر بدخیمی و سرطانی داشته باشند. تومورهای اولیه خوش خیم که انواع کیست های استخوانی نیز از آن دسته هستند بسیار شایع تر از انواع بدخیم بوده و تمایل دارند تا به صورت خودبه خود بهبودی کامل پیدا کنند. در مقابل تومورهای اولیه بدخیم احتیاج به درمان های دارویی و جراحی داشته و در سیر خود تمایل دارند تا از محل ابتدایی خود جدا شده و در نقاط دیگر بدن ایجاد توده بکنند که به این قابلیت آنها متاستاز گفته می شود و اکثرا این حالت در ریه ها اتفاق می افتد. شایع ترین نوع سرطان اولیه استخوان استئوسارکوم نامیده می شود.
● درمان کیست استخوان
کیست های استخوان از جمله ضایعات خوش خیم سیستم اسکلتی هستند که به صورت نسبتا شایع بخصوص در استخوان های بازو و ران به وجود می آیند. کلا تومورهای خوش خیم استخوانی از جمله کیست های استخوان خوشبختانه به نسبت تومور های بدخیم استخوان به صورت شایع تری ایجاد می شوند. این ضایعات خوش خیم معمولا علامتی نداشته و اکثرا به صورت اتفاقی کشف می شوند. در موارد نادری این ضایعات باعث ضعیف شدن استخوان و در نتیجه ایجاد شکستگی پاتولوژیک می شود.
کیست ها و تومور های خوش خیم استخوان معمولا نیازی به درمان جراحی ندارند و در برخی موارد به خودی خود بهبودی پیدا می کنند. در موارد خاصی که تخریب استخوان توسط تومور خوش خیم شدید باشد و یا اینکه ضایعه تمایل به رشد نشان دهد بیمار نیاز به انجام عمل جراحی و تخلیه تومور و پیوند استخوان خواهد داشت.
● تعداد مبتلایان به سرطان استخوان
اگرچه آمار دقیقی در دست نیست ولی تصور می شود که از هر یک میلیون نفر جمعیت کشور در یک سال تعداد ۱۰ مورد بیمار، مبتلا به سرطان اولیه استخوان می شوند. با این حساب تعداد مبتلایان به سرطان استخوان در کشور ما سالیانه حدود ۷۰۰ نفر است.
● سرطان استخوان در چه کسانی و در کدام قسمت از بدن شایع تر است؟
متاسفانه سرطان اولیه استخوان اکثرا در گروه سنی نوجوان و جوان و بین ۱۰ الی ۳۰ سالگی شایع است. نسبت ابتلا در دختران و پسران مساوی است. شایع ترین محل بروز تومور در اطراف زانو، اطراف شانه و لگن خاصره است.
● علت ایجاد سرطان استخوان
اختلالات ژنتیکی و تغییراتی که در قسمت های خاصی از هسته سلولی صورت می گیرد باعث تبدیل پروتئین های غیرفعالی به نام پروتوانکوژن به نوع فعال آن به نام انکوژن ها می شود. انکوژن ها پروتئین هایی را در سلول تولید می کنند که نظم کنترل شده تکثیر سلولی را تحت تاثیر قرار داده و باعث ازدیاد سلولی و تکثیر بیش از حد آنها در بدن می شوند. اینکه چه عواملی باعث این اختلالات ژنتیکی می شوند هنوز به خوبی مشخص نشده است. برخی عوامل محیطی مانند تابش اشعه های یونیزان و برخی مواد شیمیایی و همچنین برخی از ویروس ها در این امر مقصر شناخته شده اند.
● نقش توارث و ژنتیک در ایجاد سرطان استخوان
همان طور که گفته شد تغییرات ژنتیکی عامل اصلی ایجاد اکثر تومورهای بدخیم هستند ولی سرطان استخوان ارثی نیست و این بدان معنی است که این تغییرات ژنتیکی پس از تولد در سلول ها ایجاد می شود و از پدر و مادر به فرزندان منتقل نمی شود. همچنین سرطان استخوان مسری نبوده و امکان ابتلا افراد دیگر خانواده برابر با افراد دیگر جامعه است و بیشتر از آنها نیست.
● آیا می توان از بروز سرطان استخوان جلوگیری کرد؟
با توجه به اینکه علت اصلی ایجاد سرطان استخوان ناشناخته است به نظر می رسد نتوان از ابتلا به آن پیشگیری کرد ولی اجتناب از اشعه یونیزان و برخی مواد شیمیایی خاصی که در ایجاد تومور های استخوان موثر شناخته شده اند از ابتلا به سرطان استخوان جلوگیری می کند.
● علائم سرطان استخوان
درد نخستین علامت و شروع آن خفیف است که با مسکن های معمولی نیز بر طرف می شود. با توجه به اینکه این تومور ها اکثرا در افراد جوان و فعال ایجاد می شود و در این مرحله معمولا کوفتگی ها و ضربات حین ورزش را اشتبا ها عامل ایجاد درد قلمداد می کنند. به تدریج بر شدت درد افزوده شده و در نهایت درد حالت مداوم و طاقت فرسایی پیدا می کند و بخصوص درد شبانه شدید اکثرا مانع از آن می شود که بیمار به خواب برود و یا پس از خواب از شدت درد بیمار بیدار می شود. در این مرحله رشد تومور سریع بوده و به بافت نرم اطراف نیز دست اندازی می کند و ایجاد تورم در ناحیه را می کند. پس از ایجاد ورم است که خانواده ها متوجه جدیت موضوع شده و به پزشک مراجعه می کنند که در نتیجه با انجام رادیولوژی های خاص بیماری تشخیص داده می شود.
● راه های تشخیص بیماری
وجود درد و تورم در اندام یک فرد جوان پزشک را بر آن می دارد که با عکسبرداری ساده چرخه تشخیصی بیماری را شروع کند. معمولا یک رادیوگرافی ساده برای تشخیص تومور استخوانی کفایت می کند اگرچه روش های پیشرفته رادیولوژیک جهت ارزیابی وسعت ضایعه لازم است. بیماران مبتلا به سرطان استخوان بر خلاف مبتلایان به سرطان های احشائی و خون حال عمومی خوبی دارند و به جز موارد نادر علائمی مانند تب کاهش وزن و بی حالی در مراحل اولیه دیده نمی شود. هیچ یافته آزمایشگاهی نیز در تایید این بیماری وجود ندارد و قطعی ترین راه تشخیصی انجام نمونه برداری از تومور استخوان است که این کار بایستی توسط همان پزشکی صورت گیرد که جراحی نهایی را بر روی بیمار انجام خواهد داد.
● درمان سرطان استخوان
درمان سرطان استخوان نیاز به همکاری تیم های مختلف پزشکی و غیرپزشکی دارد. از بین پزشکان جراحان ارتوپدی که در جراحی تومور های ارتوپدی دوره های تکمیلی دیده اند در راس کار قرار می گیرند.
در کنار آنها پزشکان متخصص خون و انکولوژی، متخصصان پرتودرمانی، رادیولوژیست ها و پاتولوژیست ها قرار می گیرند. علاوه بر گروه پزشکی، مددکاران اجتماعی، متخصصان ساخت ارتوز و پروتز، روان شناسان و فیزیوتراپیست ها نقش مهمی در تکمیل تیم درمانی دارند. بیمار مبتلا به سرطان استخوان نیاز به انجام شیمی درمانی قبل و بعد از عمل و گاهی انجام رادیو تراپی خواهد داشت. هدف از انجام جراحی خارج کردن ضایعه تومورال به طور کامل و با حاشیه مطمئن از بدن بیمار است.▪ شیمی درمانی و پرتودرمانی
منظور از شیمی درمانی استفاده از داروهای شیمیایی جهت سرکوب سلول های سرطانی است که در نتیجه نه تنها حجم تومور در اندام کاهش یافته و جراح با سهولت بیشتری آن را خارج می کند؛ بلکه شیمی درمانی به از بین رفتن کانون های متاستاتیک کمک و از تشکیل متاستاز های جدید جلوگیری می کند.
استفاده از روش های شیمی درمانی جدید و موثر تحولی را در سال های اخیر در درمان تومور های سرطانی ایجاد و در نتیجه میزان شانس زندگی در این بیماران را تا چند برابر بیشتر کرده است. البته این دارو های شیمیایی عوارض ناخوشایندی مانند بی حالی و ضعف مفرط، حالت تهوع و استفراغ، ریزش مو و دیگر عوارض خونی و گاهی قلبی را در بر دارد که خوشبختانه اکثر آنها موقت بوده و بیمار پس از شیمی درمانی به حال طبیعی خود بازمی گردد.
از بین سرطان های اولیه استخوان؛ استئو سارکوم و سارکوم یوئینگ نسبت به دارو های شیمی درمانی حساس تر هستند. در رادیوتراپی یا پرتودرمانی اشعه هایی با طول موج های مختلف به ناحیه تومورال تابانیده می شود و در نتیجه سعی به کنترل تکثیر بی رویه آنها می شود. برخی از سرطان های استخوانی مانند سارکوم یووینگ نسبت به پرتودرمانی بسیار حساس بوده و حتی در نواحی از بدن که از نظر جراحی غیرقابل دسترسی است از پرتودرمانی جهت درمان لوکال و موضعی تومور استفاده می شود.
عوارض کوتاه مدت رادیوتراپی محدود به تغییرات حاصل از سوختگی در پوست و سختی آن و بافت زیرین و بی حالی و حالت تهوع است. درمان همزمان پرتودرمانی و عمل جراحی خطر باز شدن زخم ناحیه عمل و ایجاد عفونت های عمقی را افزایش می دهد و در دراز مدت احتمال ایجاد تومور های بدخیم دیگر در آن ناحیه را بالاتر می برد.
▪ انواع درمان های جراحی
در سال های اولیه شروع درمان بیماران مبتلا به سرطان استخوان، جراحان چاره ای جز قطع کردن اندام از مفصل بالای تومور را نداشتند و حتی با آن وجود تعداد زیادی از بیماران در کوتاه زمان دچار متاستازهای دوردست بخصوص به ریه ها شده و فوت می کردند. امروزه با پیشرفت هایی که در امر تشخیص زودرس و به وجود آمدن پروتوکل های موثر شیمی درمانی و تکنیک های بالای جراحی شده است نه تنها در بسیاری از بیماران شانس زنده ماندن بالا رفته است بلکه در بیش از ۹۰ درصد آنها دیگر مجبور به قطع اندام نبوده و کیفیت بهتری از زندگی را نیز صاحب می شوند.
در روش های مدرن جراحی امکان خارج کردن کل ضایعه تومورال و بازسازی اندام به روش های مختلف بیولوژیک مانند استفاده از آلوگرافت های استخوانی و یا استفاده از انواع پروتز های مفصلی وجود دارد.
● عوارض احتمالی در حین و پس از درمان
مهمترین عارضه ای که پیش آمدن آن می تواند سیر درمان را تغییر دهد متاستاز تومور به نقاط دوردست و یا عود موضعی تومور در محل جراحی قبلی است. حتی با وجود تمامی روش های موثر درمانی ممکن است تعدادی از سلول های بدخیم جان سالم به در برده و در نهایت مجددا در همان محل قبلی و یا جای دیگری ایجاد توده سرطانی کنند.
اگرچه به وجود آمدن این عوارض بیمار و پزشک معالج را دچار یاس و نگرانی می کند ولی راه های درمانی برای مرتفع کردن هر کدام از عوارض فوق نیز پیش بینی شده است. عوارض دیگر از جمله عفونت ها، شکستگی ها و عوارض مربوط به شیمی درمانی به نسبت از اهمیت کمتری برخوردارند.
● نقش تغذیه در درمان سرطان استخوان
این سوالی است که اکثر بیماران از پزشک خود دارند. واقعیت اینکه با توجه به بیماری بدخیمی که این بیماران در بدن دارند و اینکه دوره های سنگین شیمی درمانی باعث کاهش محسوس اشتها و حالت تهوع و استفراغ می شود این بیماران مقدار زیادی وزن و انرژی خود را از دست می دهند. در کنار آن انجام عمل های جراحی سنگین به همراه مصرف آنتی بیوتیک های قوی و طولانی مدت به این مشکل تغذیه بیشتر دامن می زند.
در نتیجه این بیماران و بخصوص خانواده ها نگرانی شدید از لاغری مفرط داشته و درصدد رفع آن هستند. توصیه می شود بیماران را تشویق به خوردن غذاهای سالم و طبیعی که راحت هضم می شوند کرده و از خوراندن مواد غذایی سنگین و پرچرب و یا انواع ترشیجات و ادویه ها پرهیز کنیم.
همچنین بهتر است مقدار هر غذا در هر وعده کم ولی تعداد وعده ها را افزایش دهیم. نوشیدن هرگونه مایعات اعم از آب، چای، دوغ و نوشیدنی های بدون گاز دیگر بخصوص توصیه می شود.
● امکانات کشور ما برای درمان این بیماران
خوشبختانه بخصوص در سال های اخیر گام های بسیار مثبتی از طرف مسوولان در جهت تهیه و تدارک امکانات بهینه برای درمان بیماران مبتلا به سرطان استخوان در کشور برداشته شده است. به جرات می توان گفت در حال حاضر تقریبا کمبود و محدودیتی در امر درمان این نوع بیماران در داخل کشور وجود ندارد. مراکز مجهز دولتی مانند بیمارستان شفای یحیائیان واقع در خیابان مجاهدین اسلام و بیمارستان میلاد تهران واقع در بزرگراه همت و بیمارستان خصوصی پارس تهران واقع در بلوار کشاورز تهران از جمله مراکزی هستند که آمادگی پذیرش بیماران را دارند.
● هزینه تقریبی درمان بیماران
اگرچه هزینه درمان بیماران مبتلا به تومور های استخوان در خارج از ایران تا حدود صد برابر بیشتر از داخل است؛ با این وجود بخصوص در مورد تومور های بدخیم و سرطان استخوان بیماران مجبور به تقبل هزینه های نسبتا بالایی می شوند. دوره های طولانی درمان و قیمت بالای داروهای شیمی درمانی و همچنین هزینه های گزاف وسایل مصرفی جهت عمل های جراحی مزید بر علت هستند.
محدودیت های مراکز دولتی در سرویس دهی به این بیماران و نداشتن پوشش مناسب بیمه ای نیز از جمله عواملی است که باعث بالا رفتن هزینه نسبی درمان این دسته از بیماران می شود. با این وجود همان طور که گفته شد هزینه درمان بیماران مبتلا به تومور های استخوان در داخل کشور به نسبت خارج بسیار کمتر است.
● امکان درمان قطعی و مادام العمر برای این بیماران
خوشبختانه با پیشرفت هایی که در امر تشخیص زودرس و درمان های موثر صورت گرفته است درصد به نسبت بالایی از بیماران در نهایت بر بیماری غلبه کرده و به آغوش اجتماع بازمی گردند.
البته اینکه تا چه حدی تشخیص زودرس داده شود و اینکه پروتوکل های درمانی و جراحی تا چه میزانی به موقع و منظم و به طور صحیحی انجام شود تاثیر بسزایی در موفقیت درمان دارد. متاسفانه حتی در بهترین مراکز درمانی جهان درصدی از بیماران با وجود دریافت به موقع و صحیح درمان در طی مراحل مختلف درمانی دچار مشکلاتی مانند متاستاز دوردست تومور و یا عود موضعی آن شده و در مقابل غول بیماری سر شکست فرود می آورند.
● تحقیقات و درمان های جدید درباره سرطان استخوان
پیشرفت های بسیاری در فهم تغییرات خاص در هسته سلول و مهندسی ژنتیک به وجود آمده است. این اطلاعات تست های جدیدی را برای تشخیص و طبقه بندی سرطان استخوان فراهم کرده است.
دانشمندان امید بسیاری دارند که این اطلاعات و راهکار های جدید راهگشای متد های موثر برای جلوگیری و درمان انواع سرطان های استخوانی قرار گیرد. همچنین پیشرفت هایی که در امر شناخت مقاومت ذاتی افراد بر تاثیر داروهای شیمی درمانی و راه های مقابله با آن به وجود آمده است؛ نوید آن را می دهد که داروهایی جدید با عوارض کمتر و قابلیت جذب سلولی بالاتر و اختصاصی تر توسط سلول های سرطانی در آینده نزدیک تهیه شود.
استفاده از روش های ایمونوتراپی و درمان های تجربی دیگری که مقاومت سیستم ایمنی بدن را در مقابل سارکوم های بافت نرم و استخوانی بالا برد به طور موثری مورد آزمایش قرار گرفته است. در برخی از درمان ها داروهایی مانند اینترلوکین ۲ استفاده شده است که سیستم ایمنی بدن را تا حد زیادی تقویت می کند.
در ایمونو تراپی فعال؛ بیمار واکسن هایی دریافت می کند که آن باعث می شود سیستم ایمنی بدن سلول های سرطانی را شناسایی و از بین ببرند. همچنین می توان سلول های غیرطبیعی و سرطان زا را به آنتی بادی های مخصوص متصل کرد تا به طور خاص مورد شناسایی داروهای شیمی درمانی و اشعه ها قرار گرفته و در مقابل سلول های سالم بدن در مقابل اثرات داروها و پرتودرمانی مصون باقی بمانند.
تومورهای خوشخیم دهان و زبان
تومورهای خوشخیم دهان و زبان رشد غیرطبیعی جدید در دهان یا زبان که گسترش به نواحی دیگر بدن ندارد. تومورهای خوشخیم دهان و زبان معمولاً بهطور منفرد و با رشدی بسیار آهسته در طی ۶-۲ سال بروز میکنند. این تومورها ممکن است لبها، لثه، کام، زبان، غشای پوشاننده لبها و گونهها، و کف دهان را درگیر سازند.
● علایم شایع
▪ تودهای در هر جای دهان یا زبان با خصوصیات زیر:
الف) توده ممکن است زخمی شده و خونریزی داشته باشد.
ب) توده ممکن است جا افتادن مناسب دندانهای مصنوعی را دچار اختلال کند.
ج) توده ممکن است تکلم یا بلع را دچار اختلال کند.
● علل
▪ علت دقیق آن ناشناخته است، اگرچه در افراد مصرفکننده سیگار، سیگار برگ، پیپ، تنباکوی جویدنی یا انفیه شایعتر است.
● عوامل تشدید کننده بیماری
▪ مصرف تنباکو
▪ جا افتادن نامناسب دندانهای مصنوعی
● پیشگیری
▪ از استعمال دخانیات یا مصرف تنباکو اجتناب کنید.
▪ برای معاینه دندانی سالیانه یا جهت مشکلات مربوطه به جا افتادن دندانهای مصنوعی به دندانپزشک خود مراجعه نمایید.
● عواقب موردانتظار
▪ با برداشت توده از طریق جراحی قابل علاج است. ظاهر طبیعی صورت را نیز پس از این جراحی معمولاً میتوان با جراحی ترمیمی بازگرداند.
● عوارض احتمالی
▪ بروز تغییرات سرطانی در توده (به ندرت)
▪ خونریزی از توده
▪ عفونت در محل توده
● درمان
الف) اصول کلی
▪ نمونهبرداری (برداشت مقدار اندکی از بافت یا مایع برای بررسی آزمایشگاهی که ممکن است به تشخیص کمک کند) از تومور
▪ جراحی برای برداشت تومور
▪ پس از جراحی، دهان را روزانه ۴-۳ بار با محلول تسکینبخش آبنمک (یک قاشق چایخوری نمک در ۲۵۰ سیسی آب گرم (معادل یک بطری نوشابه)
ب) داروها
▪ برای موارد خفیف، مصرف داروهای بدون نسخه نظیر استامینوفن ممکن است کافی باشد.
در صورت وجود عفونت، آنتی بیوتیک تجویز میگردد.
ج) فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
▪ محدودیتی وجود ندارد
د) رژیم غذایی
▪ پس از التیام محل جراحی رژیم خاصی نیاز نیست. تا چند روز پس از جراحی ممکن است مصرف رژیم مایعات ضروری باشد.
● درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
▪ اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان دارای علایم تومور دهان یا زبان باشید.
▪ بروز موارد زیر پس از جراحی:
الف) تب
ب) خونریزی محل عمل
ج) درد غیرقابل تحمل
▪ اگر دچار علایم جدید و غیرقابل توجیه شده اید. داروهای تجویزی ممکن است با عوارض جانبی همراه باشند.
تومورهای مغزی
تومورهای اولیه آنهائی هستند كه از مغز و پردههای پوشاننده آن (سخت شامه یا Duramater) منشاء میگیرند و تومورهای ثانویه از سایر مناطق بدن مثل ریه، پستان،دستگاه گوارش و… به مغز انتشار یافتهاند و اصطلاحاً متاستاز نامیده میشوند.
از نظر شیوع تقریباً هر دو مورد مشابهند و میتوان گفت هر كدام نیمی از موارد را تشكیل میدهند . اما در برخی آمارها شیوع متاستاز ، بیشتر از گروه تومورهای اولیه است.
از نظر میزان بدخیمی میتوان متاستازها را تماماً بدخیم در نظر گرفت، در حالی كه تقریباً نیمی از تومورهای اولیه خوش خیم هستند.
گسترش و متاستاز تومورهای اولیه مغز به سایر نقاط بسیار كم دیده میشود اما این درصد در مورد انتشار به نخاع بیشتر است.
برخی مطالعات مبین افزایش شیوع تومورهای اولیه هستند كه شاید بتوان این مسئله را با پیشرفت تكنولوژی و نقش مهم و ویژه آن در تشخیص این ضایعات مرتبط دانست.
علت پیدایش تومورهای اولیهٔ مغز – مثل سایر تومورها – هنوز در هالهای از ابهام است اما عوامل خطر زائی مثل رادیاسیون و داروهای سركوب كننده ایمنی را در زمینه سازی پیدایش آنها دخیل میدانند.
ـ بسیار مهم:
اخیراً مطالعات زیادی در مورد اثرات احتمالی تلفنهای موبایل انجام گرفته است و اغلب آنها بنفع نقش قوی این گوشیها در ایجاد تومورهای مغزی هستند اما هنوز نمیتوان اظهارنظر قطعی در این زمینه ارائه كرد.
اثرات سرطان زائی گوشیهای موبایل در اطفال – بخاطر نازكتر بودن استخوان جمجمه حتی از بالغین هم بیشتر است بهمین خاطر كاهش استفاده از این دستگاهها مگر در موارد ضروری عاقلانه بنظر میرسد.
● علائم تومورهای مغزی:
تومورهای مغزی بسته به نواحی درگیر میتوانند علائم بسیار متنوع و بعضاً گول زنندهای را پدید آورند. بعضی از این علائم بحدی موذی و مرموز هستند كه گاه حتی متخصصین را هم به اشتباه میاندازند بحدی كه گاه ماهها حتی سالها زمان لازم است تا توموری تشخیص داده شود.
این علائم میتوانند بصورت حاد و ناگهانی – یا بسیار تدریجی و موذیانه پدید آیند. محل درگیر، سرعت رشد تومور، میزان دقت فرد بیمار، سطح فرهنگی – اجتماعی او و بسیاری از موارد دیگر میتوانند در سرعت تشخیص ارزش داشته باشند.
▪ بعضی از علائم این تومورها عبارتند از:
۱) سردرد :
بیش از پنجاه درصد بیماران مبتلا به تومور این علامت را نشان میدهند. شدت سردرد متغیر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت خواهد بود. در بسیاری از موارد این سردردها با مسكنهای معمولی بهبود مییابند.
در اغلب موارد سردردها صبح هنگام شدید بوده، میتوانند با استفراغ همراه شوند، معمولاً پس از استفراغ سردرد كاهش مییابد.
ـ نكتهٔبسیار مهم:
مطالب فوق به این معنا نیست كه هر سردردی تومورال است. بر عكس میتوان گفت تقریباً حدود دو درصد سردردها در اثر تومور پدید میآیند.
طبق برخی آمارها، حدود دو درصد سردردها با منشاء تومور هستند كه گرچه با توجه به شیوع سردرد،این درصد میتواند قابل توجه باشد اما نشان دهندهٔ این است كه اغلب سردردها خوش خیم هستند.
افزایش تدریجی شدت و مدت سردرد و نیز بیشتر شدن تعداد حملات خصوصاً در سردردهای صبحگاهی، یا وقوع سردرد در هنگام خواب خصوصاً در صورت همراهی با سایر علائم مثل تشنج و… بمعنی لزوم قطعی انجام بررسیهای تشخیصی میباشد.
۲) تشنجات:
انواع مختلفی از تشنج را میتوان با تومورهای مغزی مشاهده كرد.
تشنجاتی كه اخیراً بوجود آمدهاند و منشاء مشخصی ندارند . خصوصاً اگر در سنین بالاتر از چهل سالگی باشند یا با سایر علائم مثل سردرد همراه باشند بسیار مهم بوده و قطعاً نیازمند انجام بررسیهای تشخیصی بیشتری هستند.
۳ ) تغییرات خلق و خو
انواع مختلفی از تغییرات خلق و خو ، منگی، اختلال حافظه ،و تغییرات شخصیتی در اثر تومورهای مغزی پدید میآیند.
بخاطر دارم بیماری را كه رانندهٔ آمبولانس یك مركز روانپزشكی بود. او مردی حدوداً سی و پنج ساله بود از دو سال قبل بتدریج دچار حالات عصبی، پرخاشگری،افسردگی و… شده و زندگی را به كام خود و خانوادهاش تلخ كرده بود. در طول این مدت بارها به مراكز درمانی ارجاع و با توجه به شغلش تحت درمانهای طبی و روان درمانی قرار گرفته بود.
برای بیمار یك سیتیاسكن ساده مغز انجام شد، با كمال تعجب تومور بسیار وسیعی در ناحیهٔ پیشانی او دیده میشد خوشبختانه این تومور خویش خیم بود و پس از عمل تا حد بسیار زیادی بهبود یافت بحدی كه در حال حاضر بدون نیاز به هیچ داروی خاصی به زندگی عادی خود ادامه میدهد.
۴) اختلالات حركتی:
بسته به محل درگیر،انواع مختلفی از اختلالات حركتی را میتوان در این بیماران مشاهده كرد،در یك طرف طیف فرد كاملاً سالم و بدون هر گونه شكل حركتی است، و در سمت مقابل فلج نیم یا كل بدن را میتوان دید. گاه تنها مشكل بیمار ضعف نسبی دست یا پا است.
انجام بررسیهای دقیق تشخیص امكان شناسائی تومورها در این افراد را افزایش داده است در حالی كه قبلاً بسیاری از اینها با تشخیص سكتهٔ مغزی تحت درمان قرار میگرفتند.
۵) اختلالات حسی:
انواع مختلفی از درگیری حسی شامل حسهای سطحی یا حسهای پیچیده و پیشرفته حتی درك موقعیت فضائی ، حس تعادل و… در این بیماران محتمل است.
▪ علائم متفرقه
ـ بـررسی های تشخیصی:
معاینهٔ دقیق نورولوژیكی ارزش زیادی در تعیین محل این ضایعات دارد و در بسیاری از موارد میتواند تشخیصی باشد گرچه بسیاری از تومورها را نمیتوان با معاینات معمولی تشخیص داد اما همچنان این كار درصدر روشهای تشخیصی قرار دارد.
رادیوگرافی ساده مگر در موارد خیلی محدود نقش چندانی در تشخیص تومورهای مغزی ایجاد نمیكند. اما گاه با نشان دادن خوردگی یا ضخیم شدگی استخوان مجاور تومور، یا مشاهده نواحی كلسیفیكاسیون غیر طبیعی ، و بعضا جابجائی كلسیفیكاسیون های طبیعی مغز میتوان به وجود ضایعات احتمالی مشكوك شد.
سیتی اسكن معمولا اولین روش تشخیص تومورهای مغزی است . اختراع این دستگاه شگفتانگیز توسط هانسفیلد انقلاب عظیمی در شناسایی ضایعات مغز منجمله تومورها پدیدآورد و دقت تشحیص را بسیار افزایش داد. در صورت لزوم استفاده از مواد حاجب مخصوص میتواند دقت تشخیص سیتیاسكن را باز هم افزایش دهد و حتی در بسیاری از موارد قبل از عمل جراحی میتوان پاتولوژی تومور را نیز تعیین كرد.
نكته مهم اینست كه تمام تومورها را نمیتوان باسیتی اسكن های معمولی بدون یاحتی با تزریق مشاهده كرد.
در اینموارد MRI به یاری ما آمده و با دقت بسیار بالائی میتواند ضایعات مغزی را به تصویر بكشد. نماها ی مختلف MRI در صورت لزوم استفاده از مواد حاجب مخصوص (گادولونیوم) علاوه بر دقت تشخیص ، توانائی تعیین پاتولوژی تومور را نیز افزایش داده است.
تومورهای هیپوفیز
● علایم شایع:
▪ سردرد در ناحیه پیشانی
▪ تهوع و استفراغ
▪ تشنج
▪ آبریزش بینی
▪ تشنگی بیش از معمول
▪ تغییرات در قاعدگی
▪ افزایش وزن توجیهنشده
▪ عقبافتادگی رشد یا رشد بیش از حد در کودکان
▪ قند خون پایین
▪ فشار خون پایین
▪ از دست رفتن دید محیطی
▪ علایم اختلالات سایر غدد درونریز
▪ تاری دید، دوبینی، منگی یا افتادگی پلک ناشی از فشار تومور بر روی اعصاب چشم
● علل بیماری:
علت این تومورها ناشناخته است، ولی برخی انواع آنها ممکن است ناشی از یک صفت ژنتیکی غالب باشند.
● عوامل افزایشدهنده خطر:
شناخته.
● پیشگیری:
پیشگیری خاصی ندارند.
● عواقب موردانتظار:
اگر تومور به خارج از هیپوفیز گسترش نیافته باشد با جراحی قابل علاج است. در صورت گسترش به سایر نواحی بدن معمولاً عوارض کشنده مورد انتظار است.
● عوارض احتمالی:
▪ از دست رفتن حس بویایی
▪ عدم تعادل هورمونی شدید
▪ عوارض زیر ممکن است پس از جراحی تخفیفیافته و یا معکوس گردند: کوری
● درمان:
بررسیهای تشخیصی ممکن است شامل آزمایشهای مایع مغزی نخاعی و خون، رادیوگرافی جمجمه، سیتیاسکن یا امآرآی مغز، آنژیوگرافی و بررسیهای بینایی باشد. درمان ممکن است شامل جراحی بهمنظور برداشت تومور، اشعهدرمانی. هورموندرمانی و یا ترکیبی از این سه درمان باشد. این بیماران باید از دستبند یا گردنبند هشداردهنده طبی که نشاندهنده کمبودهای هورمونی آنها و راه درمانی مناسب آن باشد، استفاده کنند.
● داروها:
▪ مسکنها
▪ داروهای ضدسرطان
▪ داروهای هورمونی بهعنوان جایگزین کمبودهای هورمونی برای تمام عمر که ممکن است مکرراً نیاز به تنظیم مقدار مصرف آنها باشد.
● فعالیت:
پس از جراحی بهتدریج فعالیتهای طبیعی خود را از سر بگیرید.
● رژیم غذائی:
رژیم خاصی نیاز نیست.
● در این شرایط به پزشک خود مراجعه نمائید:
▪ عود هریک از علایم
▪ ترشح شفاف از بینی
▪ خونریزی از محل جراحی
▪ علایم عفونت عمومی، نظیر تب، لرز، درد عضلانی و سردرد
▪ اگر شما یا یکی از اعضای خانواده تان دارای علایم تومور هیپوفیز باشید.
● اصول تشخیصی
▪ کمکاری غده هیپوفیز: کاهش ترشح یک یا چند عدد از هورمونهای محرک ترشح، از هیپوفیز.
▪ سندرم افزایش ترشح هیپوفیز: آکرومگالی و ژیگانتیسم، بیماری کوشینگ، آمنوره، گالاکتوره
▪ نقایص بینائی: بهصورت تیپیک همیآنوپیهای دوطرفهٔ تمپورال رخ میدهد.
▪ گسترش به ناحیهٔ بالای زینترکی که توسط MRI مشخص میشود.
آدنومهای هیپوفیز برحسب اندازهٔ آنها به میکرودآدنومها که کمتر از یک سانتیمتر قطر دارند و ماکروآدنومها با قطر بالای یک سانتیمتر تقسیمبندی میشوند.
● علائم بالینی
آدنومهای فعال از لحاظ اندوکرین سندرمهای مشخصی را ایجاد میکنند و تومورهای بزرگتر ممکن است سبب تابلوئی مخلوط از افزایش ترشح هورمونی و کمکاری هیپوفیز گردند. از آنجائیکه ترشح تومور ممکن است متناسب با اندازه آن نباشد، آدنومهای فعال از لحاظ اندوکین توسط اندازهگیریهای هورمونی و تائید رادیولوژیک که عمدتاً با MRI میباشد، تشخیص داده میشوند. اختلالات اندوکرینی در آدنومهائی که هورمون ترشح نمیکنند ناشی از کمکاری هیپوفیز میباشد. هورمونهای LH, FSH, GH در مراحل اولیه متأثر میشوند و TSH و ACTH در مراحل دیررس افت خواهند کرد. گاهی اوقات آدنومهای هیپوفیزی ممکن است قبل از تأثیر گذاشتن مستقیم روی ساختمانهای بالای زینترکی بهخارج زینترکی گسترش یافته و سبب ایجاد تودههای داخل جمجمهای و بزرگ گردند ولی بهطور تیپیک اولین تظاهر این تومورها اختلال بینائی است که ناشی از گسترش رو به بالای تومور و فشار بر عصب و کیاسمای بینائی میباشد. در ۹۰% بیماران با درگیری بینائی، این درگیری بهصورت گونهای از بال تمپورال همیآنوپی میباشد که در واقع گرفتاری در میدانهای تمپورال هر دو چشم است. هیپرپرولاکتینمی شایعترین علت آمنوره - گالاکتوره است و اغلب خانمهای جوان با این تابلوی بالینی دارای میکروآدنومی هستند که پرولاکتین ترشح میکند. آدنومهای هیپوفیز در مردان شیوع کمتری دارد ولی میتواند سبب ناتوانی جنسی و کاهش میل جنسی شوند.
● تشخیصهای افتراقی
MRI امروزه با مقاطع کورونال و ساژیتال خود میتواند تقریباً تمام تومورهای داخل زین ترکی حتی کوچکترین آنها که کمتر از ۲ میلیمتر قطر دارند را نشان دهد و همینطور گسترش تومور به خارج زین ترکی را هم مشخص میسازد.بقیهٔ تودهها از جمله کرانیوفارژومها و آنوریسمهای بزرگ هم میتوانند مشابه آدنومهای غیرفعال از لحاظ هورمونی باشند ولی MRI قادر به افتراق این موارد از یکدیگر میباشد. هیپرپرولاکتینمی میتواند ناشی از داروهای خاصی باشد (مثل فنوتیازینها) و یا اینکه شامل اختلالات اندوکین دیگر مثل هیپوتیروئیدی هم باشد.
● درمان
میکروآدنومهای ترشحکنندهٔ پرولاکتین باید توسط جراحی میکروسکوپی از طریق استخوان اسفنوئید خارج گردند، تنها مواردیکه خیلی بزرگ باشند احتیاج به کرانیوتومی دارند. برای بیمارانی که دارای میکروآدنوم هستند و تمایل به حاملهشدن دارند، جراحی میکروسکوپی از راه اسفنوئید نتایج بسیار خوبی داشته است. درمان غیرجراحی، شامل تجویز نامحدود بروموکریپتین بههمراه روشهای جلوگیری از بارداری و پیشگیری دقیق و منظم میباشد.درمان اولیهٔ آکرومگالی و بیماری کوشینگ، جراحی از طریق اسفنوئید میباشد و رادیاسیون برای تومورهائی که بهطور کامل قابل خارجساختن نمیباشند، بهکار میرود.
جراحی بدون برداشتن عضو
● سلول سرطانی چگونه ایجاد می شود
دكتر محمدرضا صفایی كشتگر استاد دانشگاه UCL لندن در پاسخ به این پرسش می گوید: در شرایط معمولی سلول ها رشد می كنند و از بین می روند، اما زمانی این رشد سلولی از كنترل خارج شده و رشد غیرقابل كنترل پیدا می كند و به توده و بافت سرطانی تبدیل می شود.
وی می افزاید: سلول ها از حالت طبیعی به سمت ایجاد بافت سرطانی از فرآیندی عبور می كنند كه ابتدا به سلول با «اكتیویته» (فعالیت) بیشتر سپس سرطانی بدون تهاجم (فعال در محل) و پس از آن به سلول سرطانی با پتانسیل بیشتر تبدیل می شوند. بعضی از سرطان ها مانند سرطان های خوش خیم پوست فقط در محل مشكل ایجاد می كنند. بعضی از سلول های سرطانی علاوه بر ایجاد مشكل در محل به بقیه قسمت های بدن نیز می روند. این سلول ها در هر بافتی، متناسب با آن بافت سرطان خود را ایجاد می كنند. در سرطان های مختلف سلول های سرطانی در هر قسمتی از بدن كه باشند، از طریق خون، دستگاه لنفاوی و به طور مستقیم منتقل می شوند. به عبارتی از طریق گردش خون از یك نقطه به نقطه دیگری می روند یا در مواردی به طور مستقیم در محل ریشه می دوانند. سرطان پستان در مرحله پیش از مهاجم شدن شروع به عمل می كند و از طریق خون و لنف منتقل می شود.
● آیا تنها راه درمان سرطان پستان برداشتن این عضو است؟
امروزه در تمام مراكز علمی جهان روش های كاملاً استاندارد برای درمان بیماران مبتلا به سرطان پستان اعمال می شود. این در حالی است كه با وجود فراهم بودن امكانات اغلب در كشور ما از شیوه برداشتن پستان (ماستكتومی) بهره گرفته می شود كه این روش عواقب روحی و جسمی بسیار بدی برای بیمار در برداشته و بر روابط جنسی او تاثیر منفی می گذارد.
دكتر آزاده جولایی دبیر نخستین همایش كاربردی سرطان پستان در این زمینه می گوید: در حال حاضر می توان به وسیله عمل های جراحی غیر تهاجمی یعنی بدون برداشتن پستان و بافت های اطراف آن این سرطان را درمان كرد. وی اظهار می دارد: با استفاده از این روش در بسیاری از موارد می توان با وجود درمان كامل، فیزیك پستان بیمار را نیز حفظ كرده و از عوارض درمان آن نیز اجتناب كرد. حتی در مواقعی كه نیاز به برداشتن كامل پستان باشد، می توان به كمك تكنیك های مختلف همزمان با ماستكتومی یا مدتی پس از آن پستان بیمار را بازسازی كرد. به عقیده دكتر زالی رئیس این همایش تشخیص زودرس سرطان پستان تكنیك های جدید تشخیص و روش های نوین درمانی كه درمان با حداقل خسارت از مهم ترین آنها است، از جمله مزیت هایی است كه می توان به كمك آن نه تنها آینده زندگی فرد را تا حد زیادی تضمین كرد بلكه از نظر حفظ زیبایی و ادامه زندگی نیز به وی كمك كرد. دكتر كشتگر در مورد این شیوه می گوید: تمام تلاش ما بر این است كه درمان كم تهاجمی را جایگزین جراحی و برداشتن سینه كنیم. به عبارتی تنها توده از سینه خارج شده و به جای این كه غدد لنفاوی، سینه و بخشی از كنار بازو و زیر بغل را جراحی كنیم كه منجر به چاقی بازو و مشكلاتی برای این اندام شود، تنها غده لنفاوی پیش قراول را برداریم.
● سالانه بیش از یك میلیون و یكصد هزار نفر به آمار مبتلایان افزوده می شود
هرساله در دنیا بیش از یك میلیون و یكصد هزار مورد جدید به آمار مبتلایان به سرطان پستان افزوده می شود كه این آمار بسیار نگران كننده است. به گفته دكتر جولایی یك چهارم مبتلایان به این سرطان همه ساله جان خود را از دست می دهند. برای مقابله با این خطر جدی ضروری است تا متخصصان این رشته به طور مستمر از روش های جدید تشخیص و درمان این سرطان آگاهی یابند. دكتر محققی معاون آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی با تاكید بر این نكته كه ۲۴ درصد سرطان های زنان در كشور مربوط به سرطان پستان است، می گوید: این نوع سرطان در دهه پنجم زندگی از شیوع بیشتری برخوردار است. وی اضافه می كند: هرم سنی جمعیت ایران جوان ترین هرم سنی در كل دنیا بوده تا جایی كه ۶۰ درصد جمعیت ما كمتر از ۲۵ سال و تنها ۱۰ درصد آن بیشتر از ۵۰ سال سن دارند. دكتر محققی یادآور می شود: مشكل دهه آینده ورود این جمعیت جوان به سنین میانسالی و كهنسالی بوده كه حل آن نیازمند برنامه ریزی جامع از هم اكنون است. وی از كم تحركی، فعالیت های ایستا و افزایش دریافت كالری و چربی در رژیم های غذایی به عنوان عوامل افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان نام برده و خواستار تغییر شیوه و الگوی زندگی افراد به ویژه زنان می شود.
با وجود آمارهای جسته و گریخته در زمینه ابتلای افراد به انواع سرطان، سرطان پستان دومین سرطان كشنده در كشور به شمار می رود. دكتر زالی در این زمینه می گوید: در كشور ما متاسفانه سن ابتلا به سرطان پستان پایین تر از آمارهای جهانی است و مراجعان در مراحل پیشرفته این بیماری مراجعه می كنند.
وی ادامه می دهد: برخی باورهای غلط فرهنگی و همكاری نداشتن زنان در كشف زودرس این بیماری پزشكان را در درمان این سرطان با چالش روبه رو ساخته است. به عقیده رئیس نخستین همایش كاربردی سرطان پستان متاسفانه این بیماری در مواقعی تشخیص داده می شود كه درمان های اثربخش دیگر برای درمان موثر واقع نمی شوند. رئیس دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی یادآور می شود: از آنجایی كه بیشتر مبتلایان به این سرطان در سنین میانسالی و فعال اجتماعی هستند، مرگ و میر این افراد پیامدهای اجتماعی و روانی زیانباری در افراد به همراه خواهد داشت كه اصلاح رفتار بانوان در این زمینه ضروری به نظر می رسد. واقعیت آن است كه در ایران بسیاری از خانم ها كه به سرطان پستان دچار می شوند، به دلیل ترس از برداشتن پستان یا اطلاع همسرشان از این بیماری بسیار دیر به پزشك مراجعه می كنند كه حل این معضل نیاز به اطلاع رسانی از طریق رسانه ها به ویژه رسانه های تصویری مانند تلویزیون دارد.
● زنان از كجا بفهمند؟
وجود توده در سینه یا زیربغل، ترشح خونی از نوك پستان و دانه دانه شدن اطراف برجستگی نوك سینه به شكل پوست پرتقالی همگی علائمی هشدار دهنده هستند. علائمی كه خانم ها با مشاهده كوچك ترین علامتی از علائم فوق می بایست به پزشك متخصص مراجعه كنند. برخی پزشكان «خودمعاینه گری» را به زنان توصیه می كنند. اما این روش تا چه حد موثر است؟ دكتر كشتگر می گوید: در طرح خودمعاینه گری ابتدا باید خانم ها آموزش كامل و دقیقی ببینند تا بتوانند این بیماری را خود تشخیص دهند، اما از آنجایی كه زمانی توده زیر دست لمس می شود و چندین سال از اولین مرحله غیرطبیعی شدن سلول می گذرد، نمی توان به این روش چندان اطمینان كرد. سابقه ابتلای خویشان درجه یك به سرطان پستان در سنین حدود ۴۰ سالگی می تواند برای خانم ها زنگ خطری باشد كه از سنین پس از ۳۵ سالگی مورد معاینات دوره ای قرار گرفته و ماموگرافی انجام دهند.
● ماموگرافی و تشخیص ابتلا به سرطان
همانطور كه عنوان شد، هراس اصلی زنان از نقص عضو ناشی از «ماستكتومی» سبب شده كه بسیاری از آنان با وجود آگاهی بر ضرورت انجام غربالگری داوطلب انجام این كار نشوند. دكتر كشتگر در این زمینه می گوید: برای تشخیص در اولین مراحل باید غربالگری به صورت یك طرح ملی در كشور اجرا شود. وی با اشاره به این كه معاینه غربالگری نیست، یادآور شد: غربالگری ملی باید از طریق ماموگرافی صورت گرفته و امكان ماموگرافی به صورت كاری آسان و فراگیر و ارزان برای همه افراد فراهم شود. قائم مقام معاونت سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی با تاكید بر ضرورت انجام ماموگرافی در افراد بین سنین ۴۰ تا ۶۵ سال حداقل دو سال یك بار تصریح می دارد: برای انجام این روش به حداقل ۳۰۰ دستگاه ماموگرافی نیازمندیم كه تعداد دستگاه های ماموگرافی ما در كشور تنها ۲۰۲ دستگاه است. دكتر ضیایی می گوید: به غیر از مسئله كمبود دستگاه، توزیع نامناسب این دستگاه ها نیز سبب شده كه مناطق محروم فاقد امكانات ماموگرافی باشند. وی می افزاید: از ۲۰۲ دستگاه ماموگرافی در كشور ۶۰ دستگاه آن در تهران موجود است و برخی از شهرهای كشور فاقد امكانات ماموگرافی هستند كه با توجه به این كه تشخیص زودهنگام این بیماری می تواند به درمان آن كمك كند تجهیز تمام مراكز درمانی به امكانات ماموگرافی ضروری به نظر می رسد.
جنگ ستارگان با سرطان پروستات
● پروستات؛ از کشف غده تا سرطان
به دلیل موقعیت مکانی خاص پروستات در بدن، وجود آن تا مدتها شناسایی نشده بود. نخستین بار یک کالبدشناس ایتالیایی به نام نیکولو ماساس در سال ۱۵۳۶ غـده پـروسـتـات را شـرح داد و ۲ سال بعد، یک کالبدشناس دیگر به نام آندره آس سالیوس ساختمان آن را ترسیم کرد. پروستات غدهای است که قسمتی از دستگاه تناسلی مردانه را تشکیل میدهد و در حالت طبیعی در مردان بزرگسال چـیـزی حـدود ۳ سـانـتـیمـتر طول و ۲۰ گرم وزن دارد. این عضو درست در زیر مثانه قرار دارد و قسمتی از پیشابراه را احاطه میکند. پیشابراه همان لولهای است که ادرار را از مثانه خارج میکند. وقتی پروستات بزرگ میشود، به پیشابراه فشار وارد میکند و خروج ادرار از مثانه مشکل میشود. تکرر ادرار این بیماران نیز به دلیل همین موقعیت مکانی خاص پروستات است. خود غده پروستات از تعدادی غده ریز تشکیل شده که بخشی از مایع منی را ترشح میکنند و اینها همان غددی هستند که در سرطان پروستات دچار تغییرات بدخیمی میشوند. اگرچه ساختمان غده پروستات حدود ۵۰۰ سال پـیـش شـناسایی شد، ولی ۳۰۰ سال طول کشید تا نخستین مورد سرطان پروستات در سال ۱۸۵۳ میلادی شناسایی شود. طبیعی است که پزشکان قرن ۱۹، وسایل تشخیصی پیشرفته امروزی را در اختیار نداشتند. از طرف دیگر، سرطان پروستات بیشتر در افراد مسن رخ میداد و بسیاری از این افراد قبل از تشخیص سرطان پروستات به دلایل دیگری از دنیا میرفتند. این دو عامل سبب شد تا محققان، این بیماری را به عنوان یک بیماری نادر در نظر بگیرند اما با شروع قرن بیستم و با پیشرفت علم و معرفی ابزارهای تشخیصی و درمانی جدید، دانشمندان کمکم متوجه شیوع بالای این بیماری شدند.
● آنها در خطرند
علت اصلی سرطان پروستات هنوز ناشناخته است اما متخصصان معتقدند عواملی از قبیل سن، ژنتیک، سابقه خانوادگی، نژاد، رژیم غذایی، شیوه زندگی و برخی داروها در ایجاد این سرطان دخالت دارند؛ مثلاً سرطان پروستات در مردان زیر ۴۵ سال ناشایعتر است و شیوع آن با افزایش سن بیشتر میشود. علاوه بر این، در کشوری مثل آمریکا که این سرطان شیوع زیادتری دارد، مردان سیاهپوست بیشتر و شدیدتر از سفیدپوستان درگیر میشوند. بررسیها نشان داده که احتمال ابتلای مردانی که یک برادر یا پدر مبتلا به سرطان پروستات داشتهاند ۲ برابر افراد عادی است. یک مثال جالب در این مورد جان کری، سناتور دموکرات و رقیب انتخاباتی جرج بوش در انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا است که پدرش در اثر سرطان پروستات و در سن ۸۵ سالگی (سال ۲۰۰۰) فوت کرده بود. جان کری ۵۹ ساله که پزشکانش، اهمیت سابقه خانوادگی سرطان پروستات را به او گفته بودند، پس از فوت پدرش، آزمایشهای پزشکی سالانه را بهطور مرتب انجام داد تا اینکه ۳ سال بعد، سرطان پروستات خودش هم تشخیص داده شد. او برای درمان این بیماری عمل جراحی هم انجام داده تا خودش را هر چه زودتر از شرش خلاص کند. غیر از سابقه خانوادگی، ژنتیک هم نقش مهمی در بروز سرطان پروستات دارد. دانشمندان در حال حاضر تحقیقات زیادی در زمینه ژنتیک سرطان پروستات انـجـام دادهانـد و دو ژن مـوســوم بــه ۱- BRCA و ۲- BRCA را که در بروز سرطان سینه در زنان نقش دارند، به عنوان علل احتمالی سرطان پروستات مطرح کردهاند. از طرف دیگر، چاقی و برخی رژیمهای غذایی خاص، مصرف بیش از اندازه چربیهای حیوانی و کمبود دریافت برخی مواد مغذی و ویتامینها نظیر ویتامین E و D هم در افزایش خطر ابتلا به سرطان پروستات مؤثر عنوان شدهاند. علاوه بر این، متخصصان متوجه شدهاند که التهاب پروستات و برخی بیماریهای جنسی نظیر سوزاک و سیفلیس نیز میتوانند با افزایش خطر سرطان پروستات همراه باشند.
● علامتها و نشانهها
متأسفانه این سرطان در مراحل اولیهاش علامت خاصی ایجاد نمیکند و معمولاً در بسیاری از موارد، تنها در مراحل پیشرفته یا در طی یک بررسی آزمایشگاهی جانبی تشخیص داده میشود. بیشتر علایم این بیماری بر اثر بزرگ شدن غده و تحت فشار قرار گرفتن پیشابراه ایجاد میشود. درد مبهمی در حوالی لگن، اشکال در شروع ادرار، کاهش جریان ثابت ادرار، درد در هنگام ادرار کردن، تکرر ادرار یا نیاز مکرر به دفع ادرار در طول شب از جمله علایم این بیماری است. با پیشرفت بیماری، علایم دیگری نظیر اشکال در عملکردهای جنسی، کاهش وزن و کاهش اشتها نیز ظاهر میشود. با پیشرفت بیشتر بیماری، سلولهای سرطانی میتوانند از پروستات خارج شوند و به سایر قسمتهای بدن گسترش پیدا کنند. شایعترین علامت نشاندهنده گسترش سرطان پروستات به خارج از پروستات عبارت است از درد استخوانی که اغلب در ستون مهرهها، لگن یا دندهها وجود دارد. این حالت در اثر گسترش سرطان پروستات به این استخوانها اتفاق میافتد. اگر سرطان پروستات از این هم جلوتر رود، میتواند حتی نخاع را هم تحت فشار قرار دهد و موجب ضعف در پا یا حتی بیاختیاری ادرار و مدفوع شود یا به غدد لنفاوی، انتهای روده و شانه گسترش پیدا کند.
● ردیابی سرطان در خون مردان
با توجه به سیر خاموش، شیوع فراوان و عوارض خطرناک سرطان پروستات، هرچه زودتر این سرطان تشخیص داده شود، پیشآگهی آن بهتر خواهد بود. اگر تستهای تشخیصی اولیه مشکلی را در غده پروستات نشان دهند، به انجام بررسیهای تشخیصی پیشرفتهتری نظیر سونوگرافی از طریق مقعد یا نمونهبرداری از بافت غده پروستات و مشاهده آن در زیر میکروسکوپ نیاز خواهد بود. مهمترین روشهای اولیه در تشخیص این بیماری، اندازهگیری مادهای به نام آنتیژن اختصاصی پروستات (PSA) در خون و معاینه پروستات توسط پزشک است. اندازهگیری PSA به منظور بررسی سرطان پروستات از حدود ۲۰ سال پیش مرسوم شد. این آنتیژن، مادهای است که بهطور طبیعی از سلولهای پروستات به داخل مایع منی ترشح میشود و نقش مهمی در سیالیت مایع منی دارد. سیالیت مایع منی به اسپرم، این اجازه را میدهد تا بتواند به راحتی در داخل آن شنا کند. قسمت کمی از این آنتیژن در خون مردان وارد میشود ولی تحقیقات نشان داده که مقدار آن در اثر سرطان پروستات افزایش پیدا میکند. البته افزایش این آنتیژن میتواند دلایل دیگری هم داشته باشد؛ از جمله التهاب پروستات، بزرگ شدن خوشخیم غده پروستات، استرس یا فعالیت طولانیمدت و شدید قبل از انجام آزمایش. از طرف دیگر، مصرف داروی پروپشیا (فیناستراید ۱ میلیگرمی) که در درمان طاسی سر به کار میرود، میتواند مقدار این آنتیژن را در خون حتی تا میزان ۵۰ درصد کاهش دهد. در حین معاینه بالینی، پزشک به کمک انگشت اشارهاش و از طریق مقعد میتواند اندازه، شکل و قوام پروستات را بررسی و سعی کند نواحی بیقاعده، سفت یا برجسته آن را شناسایی نماید. اندازهگیری PSA و معاینه پروستات از طریق مقعد، روشهای پایهای بررسی پروستات هستند ولی متخصصان، دستورالعملهای متفاوتی برای به کار بردن آنها دارند. دستورالعمل انجمن پزشکان آمریکا انجام سالیانه آزمایش آنتیژن اختصاصی پروستات همراه با معاینه پروستات از طریق مقعد است که برای مردان بالاتر از ۵۰ سال توصیه میشود اما مردان دارای سابقه خانواداگی سرطان پروستات باید هر ۴ سال یکبار برای بررسی سرطان پروستات اقدام کنند. به این میگویند غربالگری کامل؛ یعنی بررسی آنتیژن اختصاصی پروستات، معاینه از طریق مقعد توسط پزشک و بررسی پروستات با استفاده از سونوگرافی از طریق مقعد. در هر حال، اگر مردی در بررسیهای اولیه علامتی دال بر ابتلا به سرطان پروستات را نشان دهد، در آن صورت انجام بررسیهای بیشتری نظیر سونوگرافی از طریق مقعد و انجام نمونهبرداری از بافت پروستات ضرورت پیدا خواهد کرد. نمونهبرداری از بافت پروستات و مشاهده آن در زیر میکروسکوپ، تنها تستی است که میتواند بهطور قطعی تشخیص سرطان پروستات را تأیید کند. در این روش، تکه کوچکی از بافت پروستات را برمیدارند و از نظر سیر بدخیمی و تغییرات سلولی در زیر میکروسکوپ بررسی میکنند. نکته مهم در مورد این سرطان، همان است که پزشک کسب اطمینان کند سلولهای سرطانی از غده پروستات خارج نشده باشند. به این منظور ممکن است پزشک بخواهد آزمایشهای مختلفی نظیر اسکن استخوانی، اولتراسونوگرافی، سیتیاسکن، امآرآی و نمونهبرداری از غدد لنفاوی را انجام دهد.
چالش های پژوهش در سرطان
از طرف دیگر این بیماری، بیماری پرخرجی است و هر ساله هزینههای زیادی به بودجه سلامت کشور و خانوادههای درگیر این بیماری تحمیل میکند. هزینههای کمرشکن اقدامات تشخیصی و درمانی شامل جراحی، داروهای شیمیدرمانی و پرتودرمانی به قدری بالاست که ابتلا به این بیماری در خانوادههایی که سطح درآمد پایینی دارند سبب فقر آنها میشود. با توجه به معضلات افراد مبتلا به این بیماری، انجام پژوهش در رابطه با سرطان برای ارتقای کیفیت پیشگیری، درمانهای موثر و ارزانتر و بازتوانی از آن ضروری است....
امروزه بیشتر توان دانشگاههای علوم پزشکی به عنوان مراکز تولید علم در کشور و سازمانهای دولتی و غیردولتی صرف مسایل درمانی و با شدت کمتر آموزش نیروی مورد نیاز برای مقابله با بیماری سرطان میشود و انجام پژوهشهای کاربردی در این رابطه در درجه چندم اولویت و اهمیت قرار میگیرد. اگر چه در سالهای اخیر با افزایش تب انجام پژوهش در کشور قدمهایی در این رابطه برداشته شده، ولی این اقدامات در مقایسه با اقدامات درمانی و آموزشی بسیار ناچیز است که در اینجا به مواردی از آن اشاره می شود:
▪ تعداد ناکافی متخصصان بالینی و علوم پایه در زمینه سرطان که بهطور عمده درگیر فعالیتهای درمانی هستند مهلتی را برای انجام فعالیتهای پژوهشی برای آنها ایجاد نمیکند، بهطوری که در بیشتر استانهای کشور تعداد محدودی متخصص بالینی در زمینه سرطان وجود دارد و حتی برخی از استانهای کشور فاقد پزشک متخصص سرطان در این زمینه هستند و این مشکل در زمینه علوم پایه شدیدتر است.
▪ یکی دیگر از دلایل بیتوجهی به مقوله پژوهش در سرطان در کشور نبودن متولی خاص برای این بیماری است. سرطان بیماری است که باید به صورت چند تخصصی (Multidisciplinary) با آن برخورد شود، بنابراین هماهنگی در رابطه با آن به مدیریت احتیاج دارد؛ لازم است متولی واحدی وظیفه مدیریت و برنامهریزی (شامل توزیع امکانات تجهیزاتی، مالی و نیروهای انسانی، تدوین دستورالعملهای آموزشی، درمانی و اولویتبندی و هدایت پژوهشهای کاربردی و جذب اعتبارات دولتی و کمکهای غیردولتی) در زمینه سرطان را به عهده بگیرد.
کاری که در ایالات متحده بهوسیله انستیتوی ملی سرطان (NCI) و در فرانسه بهوسیله فدراسیون ملی مبارزه با سرطان (FNLCC) انجام میشود. اگرچه در حال حاضر شبکه ملی تحقیقات در کشور با هماهنگی وزارت بهداشت تشکیل شده و قدمهای اولیه در زمینه پژوهش سرطان برداشته شده است، اما مقوله پژوهش جدا از آموزش و درمان نیست.
با توجه به اینکه عمده خدمات تشخیصی و درمانی مربوط به سرطان بهوسیله دانشگاههای علوم پزشکی کشور انجام میشود، بالطبع عمده بار پژوهشی نیز به عهده آنها خواهد بود، اما انجام پژوهش در این رابطه به صورت غیرمتمرکز و محدود به چند دانشگاه بزرگ به صورت جزیرههای مجزا و انجام کارهای تکراری است، به طوری که از منابع عظیم پژوهش که اطلاعات بیماران است استفاده بهینه نمیشود. برای مثال میتوان به سرطان معده اشاره کرد که شایعترین سرطان در میان بیماران ایرانی است، اما با وجود تعداد بالای، در رابطه با این بیماری و بیماران مبتلا به این بیماری هیچ پژوهش چندمرکزی و چندتخصصی و یا کارآزمایی بالینی که قابل ارایه در مجلات پژوهشی معتبر بینالمللی باشد انجام نشده و اگر کاری صورت گرفته محدود به یک یا چند مرکز تحقیقاتی و دانشگاهی آن هم به صورت مجزا بوده است و این یعنی هدر دادن منابع محدود انسانی و مالی پژوهشی کشور که بهطور عمده بهدلیل فقدان مدیریت و هماهنگی بین مراکز تحقیقاتی به وجود میآید.
در خاتمه پیشنهادات زیر برای بهبود پژوهش در سرطان ارایه میشود:
▪ ایجاد سازمان متولی سرطان در کشور با نظارت وزارت بهداشت و با شرکت انجمنهای تخصصی و سازمانهای غیردولتی دخیل در سرطان برای برنامهریزی و مدیریت امور مربوط به سرطان
▪ تعیین اولویتهای پژوهشی در رابطه با سرطان و هماهنگی با مراکز آموزشی، درمانی و پژوهشی برای جلوگیری از موازیکاری،
▪ طراحی بانک اطلاعات پژوهشگران و مراکز پژوهشی با توجه به علایق و تواناییهایی پژوهشی آنان
▪ طراحی بانک اطلاعات بالینی بیماران مبتلا به سرطان برای بررسی میزان شیوع، بروز، دستورالعملهای درمانی و نتایج درمانی برای برنامهریزی بهتر برای امور پژوهشی سرطان
▪ سازماندهی و نظارت بر کارآزماییهای بالینی چند مرکزی، با رعایت موازین اخلاق در پژوهش برای استفاده بهتر از اطلاعات بیماران و تسریع در به ثمر رسیدن هر چه سریعتر نتایج پژوهشی
▪ حمایت از پژوهشهای پایه در زمینه سرطان با فراهم سازی امکانات آزمایشگاهی تحقیقات تجربی
▪ جذب کمکهای مالی پژوهشی سازمانهای ملی و بینالمللی در قالب پروژههای مشترک و یا تخصیص درصدی از منابع هزینهای سرطان که بهوسیله شرکتهای دارویی، بیمهها و سایر سازمانها برای این بیماری هزینه میشود، مانند تشویق شرکتها با تخصیص قسمتی از درآمدهای خود به پژوهش در سرطان در قالب اعطای تسهیلات مالیاتی به آنها
▪ تربیت نیروهای تخصصی پژوهشی در زمینه سرطان و سازماندهی آنها در مراکز تحقیقاتی وابسته به دانشگاههای علوم پزشکی کشور.
چالشهای پیش رو ی کنترل سرطان در ایران
به طور خلاصه وضعیت موجود سرطان در کشور به شرح زیر است:
برنامه ملی ثبت سرطان (به عنوان پایه برنامه کنترل سرطان) از سالها پیش در کشور در حال اجرا بود، ولی اولین گزارش علمی آن در سال ۱۳۸۲ منتشر شد.
به دنبال آن گزارش سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ به صورت کاملتر و جامعتر ارایه شد و گزارش سال ۱۳۸۵ در مرحله تدوین است.
طی سالها، خدمات به بیماران مبتلا به سرطان محدود به بیمارانی میشد که خود به مراکز درمانی یا مطبها مراجعه میکردند. برنامه غربالگری ملی سرطان تنها برای سرطان دهانه رحم وجود داشت که آن هم به دلیل ناکارایی از سیستم بهداشتی کشور حذف شد و برنامه آموزشی خودآزمایی پستان (BSE) نیز به صورت محدود و بدون مطالعه در بعضی از مراکز بهداشتی درمانی در حال اجرا بود. بیشتر بیماران در مراحل پیشرفته بیماری مراجعه میکردند و پروتکل درمانی ملی برای بیماران مبتلا به سرطان وجود نداشت. هر پزشکی بر اساس نوع آموزشی که گرفته بود و براساس منابع علمیخود، بیماران را درمان میکرد و در نهایت بیماری که با هزینه گراف تشخیص و درمان میشد برای کنترل درد و حمایتهای تسکینی مرجعی برای مراجعه نداشت.
برنامه جامع ملی کنترل سرطان یا همان Comprehensive National Cancer Control با هدف کاهش میزان بروز و مرگ و میر ناشی از سرطان در سال ۱۳۸۵ طراحی شد. این برنامه از سوی شورای مدیران معاونت سلامت و گروه تغذیه و بهداشت فرهنگستان علوم پزشکی به تصویب رسید. در این برنامه شش استراتژی زیر ارایه شد: بسترسازی، حمایت سیاسی و اقتصادی، تحقیق و توسعه، تعامل و همکاری مشترک با سایر نهادهای مرتبط، اجرای اصول برنامه در جامعه (پیشگیری، غربالگری و تشخیص زودرس، درمان موثر و طب تسکینی و حمایت از خانواده بیماران) و ارزشیابی.
با توجه به اینکه سرطان یک بیماری مولتی فاکتوریال است، مداخله برای کنترل آن نیز نیازمند به همکاری و تعامل این برنامه با سایر برنامههای وزارت بهداشت و همچنین سایر وزارتخانهها، سازمانها و مراکز مرتبط است. کمیته راهبری ملی تنها برنامهریزی و سیاستگذاری این برنامه را بر عهده خواهد داشت و کمیتههای استانی (که یکی از اعضای هیات علمی عهدهدار هماهنگی این برنامه خواهد بود) مسوول اجرای برنامه بر اساس نیازها و اولویتهای استانی و همچنین امکانات موجود خواهند بود. اجرای آزمایشی این برنامه در پنج استان کشور (کرمانشاه، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، گیلان) از ابتدای سال ۱۳۸۶ آغاز شد.
در راستای اجرای برنامه کنترل سرطان در کشور، لازم است سیاستگذاران بهداشتی افزایش آگاهی عموم جامعه را در مورد سرطان به عنوان اولویت بهداشتی در نظر گرفته و با مذاکره مستمر با رسانههای جمعی، پیشگیری از سرطان را به صورت جدی در دستور کار خود قرار دهند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی بیش از ۴۰ درصد سرطانها قابل پیشگیری است. به عبارت دیگر، با اجرای برنامه پیشگیری از مصرف دخانیات، آموزش فعالیت فیزیکی، تغذیه سالم، کاهش مواجهات شغلی و محیطی با مواد سرطانزا، کاهش مواجهه به نور خورشید و آموزش بهداشت جنسی، میتوان از ابتلا به بیش از ۲۰ هزار مورد سرطان در کشور با کمترین هزینه، پیشگیری کرد، اما مهمترین چالش در مورد پیشگیری از سرطان، زمانبر بودن برنامه فوق است، به طوری که در خوشبینانهترین حالت، بیش از سه دهه فعالیت مستمر لازم است تا میزان بروز سرطان کاهش یابد. بسیاری از مدیران بهداشتی و سایر مدیران مرتبط راغب نیستند درگیر برنامهای شوند که در زمان مدیریت آنها به ثمر نمیرسد. بنابراین اگر در جامعه فرهنگسازی شود که این فعالیت به عنوان یکی از باقیات صالحات است، میتوان امیدوار بود نسلهای مدیران آینده نتیجه فعالیتهای امروز مدیران فعلی را مشاهده کنند. دومین چالش اجرای برنامه کنترل سرطان، غربالگری و تشخیص زودرس است. برای برخی از سرطانها (پستان، کولورکتال، سرویکس، پروستات و...) در کشورهای توسعه یافته برنامههای غربالگری همگانی در حال اجراست، اما بنا به دلایل زیر الگوبرداری از روشهای غربالگری در کشورهای فوق برای ایران قابل اجرا نخواهد بود:
▪ محدودیت سرانه بهداشتی، نیروی انسانی و تجهیزات،
▪ میزان پایین آگاهی جامعه در مورد اصول پیشگیری و تشخیص زودرس سرطان،
▪ خصوصیات متفاوت اپیدمیولوژی سرطان در کشور.
لازم است بر اساس شرایط فوق راهکار مناسب برای غربالگری یا تشخیص زودرس سرطانها پیشنهاد شود و در قالب طرحهای تحقیقاتی و به صورت آزمایشی در تعدادی از استانهای با جمعیت محدود اجرا شود و پس از بررسی هزینه اثر بخشی و مهمتر از آن اثبات کاهش مورتالیتی ناشی از سرطان، برای کل کشور ارایه گردد. با توجه به اینکه اجرای چنین پروژههای تحقیقاتی هزینه بر و البته زمانبر است (حداقل زمان مطالعه بیش از پنج سال است)، بنابراین اجرای تحقیقات فوق با مشکل جدی مواجه خواهد شد، ولی حمایت مستمر سیاسی از تحقیقات فوق میتواند ضامن اجرای برنامهها باشد.
● مشکلات موجود
در اجرای درمان موثر بیماران در کشور با مشکلاتی مواجه هستیم. در حال حاضر، آموزش انکولوژیستها، رادیوتراپیستها و جراحان سرطان بر اساس رفرانسهای کشورهای توسعه انجام میشود که سطح آگاهی بیماران آنها، توان اقتصادی آن جوامع، مرحله بیماری، پوشش بیمهای، حمایتهای اجتماعی و... با کشور ما متفاوت است. بسیاری از مدیران بهداشتی بر این نکته تاکید دارند که هزینه داروهای بیماران مبتلا به سرطان بار اقتصادی سنگینی را بر اقتصاد بهداشت کشور وارد میسازد. مقالات چاپ شده محدودی به بررسی اثربخشی درمانهای فوق در کشور پرداختهاند، ولی مطالعات بقای پنج ساله بیماران نشاندهنده تفاوت فاحش و معنیدار با کشورهای پیشرفته است. هرچند عوامل متعددی
بهجز روشهای درمانی میتواند بر این شاخص تاثیرگذار باشد، ولی به طور قطع لازم است به این سوال پاسخ داده شود آیا پروتکلهای ارایه شده در کشورهای فوق برای کشور ما نیز به همان میزان میتواند موثر باشد؟
پیشنهاد میشود به عنوان اولین اولویت در درمان بیماران مبتلا به سرطان، پروتکل درمانی در هر بیمارستان با مشارکت تمامی متخصصان مربوطه (انکولوژیست، رادیوتراپیست، جراح، روانپزشک، مددکار اجتماعی، پرستار سرطان، روانشناس، متخصص تغذیه و...) و برای هر بیمار نوشته شود و بیمار بر اساس آن اقدامات درمانی را دریافت نماید. همکاری و مدیریت درمانی گروهی به عنوان یک راهکار مناسب در شرایط فعلی میتواند در کاهش هزینههای درمانی و کاهش تاخیر در درمان بیماران موثر باشد. فرهنگسازی در این مورد باید از مراکز دانشگاهی و علمیکشور آغاز شود. در صورتی که استادان فعلی، این فعالیت را در مراکز درمانی بیماران مبتلا به سرطان شروع کنند، میتوان امیدوار بود در دهههای آتی در کل کشور به صورت یک فرهنگ درمانی جاری شود. حمایت وزارت بهداشت از مراکزی که این همکاری و مدیریت درمانی گروهی را شروع کردند میتواند ضامن اجرایی این برنامه باشد. هر چند نیاز به پروتکل استاندارد ملی برای هر سرطان به عنوان یکی از اولویتهای درمانی کشور مطرح است، دستیابی به چنین پروتکلهایی نیاز به اجرای تحقیقات بالینی (RCT) دارد که نتایج اثر بخشی روشهای ارایه شده به
۵ تا ۱۰ سال زمان نیاز دارد. در حال حاضر اجرای محدود و نظارت شده RCT برای سرطانهای شایع کشور پیشنهاد میشود. اجرای تحقیقات فوق با چالشهای اخلاقی، منابع مالی، محدودیت زمانی و... مواجه خواهد بود.
در نهایت بیماران مبتلا به سرطان نیاز به کنترل درد و سایر عوارض سرطان دارند. طب تسکینی مهم ترین خلاء کنترل سرطان در کشور است. اجرای یک برنامه پنج ساله برای تربیت تعدادی فلوشیپ طب تسکینی در دورههای خارج کشور برای آموزش دانشجویان پزشکی، پیراپزشکی و دستیاران رشتههای جراحی، انکولوژی، رادیوتراپی، بیهوشی و... میتواند سیاست مناسب آموزشی وزارت بهداشت باشد.
چگونه با خودآزمایی، سرطان پستان را در مراحل ابتدایی تشخیص دهیم
● توصیه هایی تشخیص زودهنگام سرطان پستان
زنان با سن بیش از ۴۰ سال باید سالانه یک بار با مراجعه به پزشک ماموگرافی انجام دهند. بین سن ۲۰ تا ۳۹ سال، زنان باید هر سه سال یکبار با مراجعه به مراکز درمانی آزمیش کلینیکی پستان (CBE) را توسط متخصصین انجام دهند. بعد از ۴۰ سالگی این عمل باید سالانه انجام گیرد و بهتر است این آزمیش، درست پیش از ماموگرافی انجام گیرد.
پس از ۲۰ سالگی، زنان باید درباره خودآزمایی پستان (BSE) اطلاعات کسب کنند و نسبت به وضعیت طبیعی پستان هایشان آگاهی داشته باشند و هرگونه تغییر جدید را هرچه زودتر به متخصص اطلاع دهند.
در صورت مشاهده هرگونه تغییر، از جمله پیدا شدن یک توده یا تورم، خارش پوست یا لکه روی پستان، درد یا تو رفتن نوک پستان، قرمزی یا پوسته پوسته شدن پوست یا نوک پستان یا مشاهده ترشحاتی غیر از شیر از پستان باید برای تشخیص دقیق تر با سرعت به مشاور پزشکی خود مراجعه کنید. به هرحال در یاد داشته باشید که در اکثر مواقع تغییرات پستان حاصل سرطان نیستند ولی احتیاط همیشه لازم است.
پس از مشاهده هر یک از این موارد، فرد باید برای تشخیص دقیق تر به متخصص رجوع کند. متخصص باتجربه می تواند تشخیص دهد که تغییر ایجاد شده خوشخیم است یا بدخیم. آن ها برای این تشخیص از آزمایش های دیگری هم استفاده خواهند کرد و اگر کوچکترین احتمالی بدهند که با سرطان پستان مواجه هستند، از بافت پستان شما بیوپسی به عمل خواهند آورد.
بدون شک، آزمایش فیزیکی پستان بدون استفاده از ماموگرافی احتمال نادیده گرفته شدن بعضی سرطان ها در مراحل ابتدایی را باقی خواهد گذاشت. برعکس جریان هم صادق است؛ ممکن است سرطانی در مراحل ابتدایی با ماموگرافی قابل تشخیص نباشد در حالی که با خودآزمایی یا بررسی فیزیکی توسط دکتر قابل تشخیص باشد.
● آگاهی از وضعیت پستان و خودآزمایی آن
در ۲۰ سالگی باید به زنان درباره آگاهی از وضعیت پستان هایشان و فواید خودآزمایی آن ها آموزش داده شود. زنان باید بدانند که پستان هایشان در حالت عادی چه وضعیتی دارند تا بتوانند هرچه سریعتر، تغییرات آن را تشخیص دهند. در عین حال زنان باید بدانند که هر تغییر، به معنی وجود سرطان نیست.زنان می توانند با بررسی گاه به گاه پستان هایشان از وضعیت آن ها آگاه باشند و متوجه تغییرات آن بشوند اما روش پیشنهادی پزشکان پیگیری یک تکنیک قدم به قدم (خودآزمایی پستان یا BSE) بر اساس یک زمان بندی منظم برای بررسی دائمی تمامی بافت پستان است.
اگر شما هم احساس می کنید که خودآزمایی منظم پستان می تواند به شما در زندگی ای سالم تر کمک کند طبق یک برنامه منظم (مثلا هر فصل یکبار) آن را به کار ببرید. بهترین وقت بری بررسی پستان ها زمانی است که پستان ها حساس یا ورم کرده نباشند. زنانی که در دوره بارداری یا شیردهی هستند یا از کاشت پستان استفاده کرده اند نیز می توانند به طور مرتب پستان هیشان را مورد خودآزمایی قرار دهند. بهتر است زنانی که خودآزمایی پستان را انجام می دهند، گاه گاه روش کار خود را با یک متخصص در میان بگذارند تا از صحت عملکرد خود مطمئن شوند.
● چگونگی خودآزمایی پستان
▪ به پشت بخوابید و دستتان را زیر سرتان بگذارید. این وضعیت باعث می شود تا بافت پستان تا حد ممکن روی قفسه سینه گسترده شود و در نتیجه به کمترین ارتفاع ممکن برسد. در این حالت لمس کردن کلیه بافت و تشخیص توده ها آسانتر و دقیق تر است.
▪ سه انگشت وسط دست دیگر را در کنار هم نگه دارید و با نوک آن ها در سینه به دنبال توده ها بگردید. سعی کنید با حرکات کوچک دیره ای به اندازه یک سکه که روی همدیگر می افتند، بافت پستان را کاملا حس کنید.
▪ برای تشخیص دقیق، از سه سطح فشار استفاده کنید. اول با فشار کم، بافت نزدیک به پوست را بررسی کنید. بعد با فشار متوسط بافت درونی را حس کنید و در نهیت با فشار بیشتر، به بررسی بافت نزدیک به قفسه سینه و استخوان های دنده بپردازید. در یاد داشته باشید که یک برآمدگی در انحنای پایینی هر پستان طبیعی است. اول هر نقطه از پستان را با هر سه فشار مورد آزمیش قرار دهید و سپس به سراغ نقطه بعدی بروید.
برای حرکت در طول پستان پینشهاد می شود که جهت حرکت خود راز بالا به پایین انتخاب کنید. یعنی اول یک خط فرضی از زیربقل تا وسط جناغ در نظر بگیرید و بافت پستان را از بالا به پایین در مسیر آن بررسی کنید و بعد از رسیدن به حدنهایی پایین پستان، خط فرضی را کمی به سمت داخل بدن حرکت دهید و دوباره از بالا شروع کنید. فراموش نکنید که در حین آزمایش، باید همه پستان بررسی شود و حتی بهتر است کمی بالا و پیین آن را نیز مورد آزمایش قرار دهید. یعنی حد پایین و بالای پستان را دنده ها و استخوان ترقوه (زیر گردن) در نظر بگیرید. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این شیوه بررسی، باعث می شود بیشترین حجم بافت پستان مورد آزمایش قرار بگیرد و هیچ محلی از قلم نیافتد. همین مراحل را برای پستان دیگر نیز تکرار کنید.
پس از اتمام بررسی هر دو پستان، روبروی آینه بایستید و کف دست هایتان را به آرامی روی باسن فشار دهید. این شیوه ایستادن باعث کشیده شدن عضلات سینه و در نتیجه در معرض دید قرار گرفتن بهتر سینه ها می شود. حالا با نگاه کردن به پستان ها هر تغییری در اندازه و شکل یا وجود لکه ها روی آن را تشخیص دهید. در صورتی که علاقمند به بررسی زیربقل ها هستید، آن ها را در وضعیتی بررسی کنید که ایستاده اید و دست ها را فقط به اندازه ای بلند کرده اید که دسترسی به زیربقل هایتان برای انگشت های دست دیگر فراهم باشد.
ـ توجه مهم : این شیوه خودآزمایی با شیوه های قدیمی تر کمی متفاوت است و این تفاوت حاصل آخرین مطالعات و بررسی های علمی است. به هرحال کلیت مساله، بررسی بافت برای یافتن توده ها است. اگر احساس می کنید با روشی دیگر، دقیق تر به همه بافت دسترسی دارید، از آن استفاده کنید.
ـ توجه مهم تر : فراموش نکنید که احساس هر توده را سریعا با پزشک در میان بگذارید.