آورده اند كه در زمان پيشين ، زاهدى بود كه ششصد سال بر سر كوهى عبادت كرده و به طرفة العينى عاصى شد. و حق تعالى او را درختى انار داده بود و چشمه اى آب . از آن انار مى خورد و از آن آب مى آشاميد و طهارت مى كرد. از حق تعالى در خواست تا قبض روح او را در سجده كند تا فرداى قيامت از سجده برخيزد. حق تعالى اجابت كرد و جبرئيل رسول صلى الله عليه و آله را خبر داد و گفت : در لوح محفوظ ديدم كه فرداى قيامت چون از سجده برخيزد، پادشاه عالم فرمايد كه به رحمت من در بهشت رو. گويد: خداوندا! ششصد ساله عبادت من كجا شد كه مرا به رحمت ، بهشت بايد شد؟
پادشاه عالم فرمايد كه فرشتگان حساب وى بگنيد. چون حسابش ‍ بكنند، ششصد ساله عبادت وى رد مقابل انارى نبايد كه خورده باشد. پادشاه عالم گويد: شكر نعمتهاى ديگر كو؟ او از خجالت سر در پيش ‍ افكند. خطاب عزت در رسد كه او را به دوزخ بريد. آن بنده فرياد بر آرد كه خداوندا! بد كردم ؛ با من فضل كن و مرا به رحمت خود در بهشت بر. پادشاه عالم بر وى رحمت كند و وى را به بهشت فرمايد