برات آزادى
آورده اند كه رسول صلى الله عليه و آله به گورستانى گذر مى كرد، به نزديك گورى رسيد، ياران را گفت : به تعجيل برويد. به تعجيل برفتند. در وقت مراجعت چون بدانجا رسيدند، ياران خواستند كه به تعجيل روند، گفت : تعجيل مى كنيد. گفتند: يا رسول الله ! در وقت رفتن چرا به تعجيل فرمودى ؟ گفت : شخصى را عذاب مى كردند ناله و فرياد وى به من مى رسيد، اكنون بر وى رحمت كرده اند. گفتند: يا رسول الله ! اين مردى بود فاسق ، به سبب فسق و گناه ، وى را عذاب مى كردند. كودكى از وى مانده بود اين ساعت وى را به مكتب نشاندند. معلم وى را تلقين بسم الله الرحمن الرحيم كرد. كودك بر زبان راند. حق تعالى وحى فرستاد به فرشتگان كه پدر وى را عذاب مكنيد. نيكو نباشد كه پسرش با ذكر ما باشد و پدر در عذاب ما. خواجه صلى الله عليه و آله فرمود كه چون معلم كودك را تلقين بسم الله الرحمن الرحيم كند و كودك بر زبان راند، حق تعالى برات آزادى بنويسد كودك را و پدر و مادر و معلم وى را از دوزخ .