اخبار مجازی
خبرگزاري فارس: آيتالله نوري همداني با تأكيد بر دشمني پادشاه اردن با انقلاب اسلامي از دعوت وي براي سفر به ايران اسلامي انتقاد كرد و آن را عجيب خواند.
به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس به نقل از رسا حضرت آيتالله حسين نوري همداني از مراجع تقليد ظهر شنبه در ديدار با محمدجعفر محمدزاده، معاون مطبوعاتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از دعوت از پادشاه اردن براي سفر به جمهوري اسلامي ايران انتقاد و اين مسئله را عجيب عنوان كرد.
وي ابراز داشت: پادشاه اردن با قذافي و پادشاه بحرين چه فرقي دارد، اينها همه با انقلاب اسلامي و ما مخالف هستند.
حضرت آيت الله نوري همداني گفت: اين يك مطلب واقعا عجيب است، پدر او ملك حسين از جمله كساني بود كه در جنگ تحميلي به صدام حسين بسيار كمك كرد.
پيش از اين احمدي نژاد در پاسخ به پرسش خبرنگاري درباره سفر پادشاه اردن که پيشتر رسانهها از لغو آن به دليل قيامهاي مردم منطقه خبر داده بودند، تأکيد کرده بود: «من از پادشاه حکومت اردن براي سفر به ايران دعوت کردم و ايشان اظهار تمايل کرد اما سفر را به دلايلي عقب انداخت».
اين مرجع تقليد در ادامه سخنان خود رسالت معاونت مطبوعاتي ارشاد را بسيار مهم ارزيابي و با بيان توصيه هايي به مسئولان اين معاونت، ابراز داشت: شما بايد بر مطبوعات نظارت داشته باشيد و به رشد و ارتقاي كيفي آنها توجه و كمك كنيد.
وي گفت: شناخت دين مبين اسلام كار آساني نيست و مطالعات شما در اين حوزه بايد در سطح بسيار بالايي باشد تا بتوانيد از معارف اهل بيت عليهم السّلام استفاده و اين آموزه ها را به مردم و دنيا منعكس كنيد.
اين مرجع تقليد ابراز داشت: از كساني كه عمق دين را درك مي كنند، استفاده كنيد و مطالب اسلامي را با قلم شيوا و رسا به مطبوعات و رسانه ها بدهيد و از آنها بخواهيد كه اين محتواها را منتشر و منعكس كنند.
وي خواستار ارتقاي كيفي مطبوعات و رسانه ها شد و گفت: در مطبوعات و رسانه ها، كميت ملاك نيست، بلكه كيفيت مهم است و بايد سعي كنيد محتواهاي استخراج شده از قرآن و نهج البلاغه را به رسانه ها بدهيد.
حضرت آيت الله نوري همداني كار فرهنگي را از مهم ترين كارها در اسلام دانست و تاكيد كرد: زندگي انسان از ابعاد مختلفي تشكيل مي شود كه مهمترين بعد آن بعد فرهنگي است و هيچكاري نيز مثل فرهنگ در ساختن جامعه و افراد مؤثر نيست و در اين راستا نيز حساسيت ويژهاي نياز است.
وي افزود: دين مبين اسلام راه رشد انسان و جامعه را مشخص كرده است تا جامعه از هرجهتي رشد و تعالي پيدا كند و مسؤوليت دست اندركاران وزارت ارشاد در اين راستا بسيار مهم و سنگين است.
اين مرجع تقليد همچنين در ادامه با انتقاد از رواج بدحجابي در تعطيلات نوروز در برخي از شهرهاي كشور ابراز داشت: گلايههاي زيادي در اين باره به ما رسيده است و ضرورت دارد به اين مسئله بيش از پيش توجه شود.
انتهاي پيام/ك*
خبرگزاري فارس: دو سينماگر ايراني براي حضور در جشنواره ضد ايراني تيرگان كه در شهر تورنتوي كانادا برگزار ميشود، به طور رسمي دعوت شدند.
به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس، روزنامه كيهان ستون اخبار ويژه امروز يكشنبه (21 فروردين ماه) خود را به موضوعات زير اختصاص داد:
* بنيادهاي خيريه ويژه كلاهبرداري در لندن
يك همكار گروهك ملي-مذهبي بخشي از كلاهبرداري هاي محافل ضدانقلاب در خارج كشور به بهانه ندا آقاسلطان را باز گفت.
«عبداللطيف-ع» كه بنابر ادعاي خودش مدتي در بازداشت به سر برده، مدت 10 سال است كه در لندن اقامت دارد. وي با انتشار گزارشي در وبلاگ خود (روزنامه نگار آزاد)، به راه اندازي بنيادهايي به نام ندا آقاسلطان براي كلاهبرداري و اخاذي پرداخته و مي نويسد: ندا آقاسلطان عمراً سياسي نبود ولي اسم او براي خيلي ها در خارج از ايران تبديل به دكاني دو نبش و وسيله كسب و درآمد و شغل هاي نان و آبدار شد. يكي از اولين دكان هايي كه به نام او باز شد، «بنياد خيريه ندا» در لندن بود.
اين بنياد البته صرفاً در يك وبسايت خلاصه مي شد و هدف خودش را روشنگري، دفاع از حقوق بشر و حمايت از جنبش آزاديخواهانه مردم ايران و از همه جالبتر، جمع آوري پول براي كمك به «فعالين حقوق بشري، روزنامه نگاران و فعالين سياسي تبعيدي» اعلام كرد و نوشت «بعد از اين خيزشي كه در ايران اتفاق افتاده است، حكومت خيلي ها را به جرم شركت در اعتراض هاي اخير از محل كارشان اخراج كرده است، كودكان و زنان زيادي در ايران گرسنه مانده اند و هيچ درآمدي براي تامين حداقل مايحتاج زندگي شان را ندارند، ميليونها (!) جوان تحت شكنجه هستند و خانواده هايشان گرسنه مانده اند، هزاران(!) روزنامه نگار و فعال حقوق بشر از طريق كوههاي مرزي ايران و تركيه از كشور فرار كرده اند و اكنون در خارج از كشور شبها گرسنه مي خوابند، وزارت اطلاعات حكومت ايران روزانه به هزاران تن از فعالين حقوق زنان و بخصوص اعضاي كمپين يك ميليون امضا تجاوز مي كند (يا حضرت عباس!). اي انسان هاي آزاده براي كمك به مبارزان در ايران، به ما كمك مالي كنيد» و خوشمزه تر اينكه اعلام كرده بودند فقط به ما اعتماد كنيد، ما با ديگران تفاوت داريم و غيرانتفاعي هستيم و در لندن مستقريم.
وي اضافه مي كند: اينكه در طول مدتي كه بنياد ندا داير بود چه حجم پولي به حسابش ريخته شد، نمي دانم. اما چندي كه از كار بنياد ندا گذشت، بنيانگذارانش كيسه هاي پول را برداشتند و الفرار. يعني اينكه ناگهان غيبشان زد. سايتشان را هم از روي اينترنت حذف كردند و بطور كامل ناپديد شدند. البته آثار سايت و مطالب سابقشان را هنوز هم مي توان با استفاده از ذخيره گوگل (گوگل كش) پيدا كرد و خواند، كما اينكه لينكي كه در بالا گذاشته ام نيز يكي از همانهاست. اما اگر الان آدرس بنياد ندا را تايپ كنيد با وبسايتي حذف شده روبرو ميشود كه دامين و نشاني اينترنتي اش هم براي فروش ارائه شده است. بعد از آن، از بنياد ندا خبري نشد تا اينكه بنياد ايران ندا ظهور كرد.
اين اپوزيسيون مقيم لندن ادامه مي دهد بعد از ماجراي بنياد ندا، جمعي ديگر كه مقيم خارج از كشور هستند و هشت شان گروي نه شان بود و شديداً دچار مضيقه و كمبود و مشكل مالي شده بودند، تصميم گرفتند با استفاده از اسم و رسم ندا آقاسلطان براي خود كسب و كاري مختصر راه بيندازند. اين بزرگواران عقل هايشان را روي هم گذاشتند و قرار شد كه تلويزيوني را برپا كنند تحت عنوان تلويزيون ندا يا ايران ندا. اينكه آيا بنياد ايران ندا ادامه كار همان بنياد نداي قبلي هست يا خير، را نمي دانم، اما مي دانم كه هر دو بنياد در لندن براه افتاده اند و هر دو هم ادعا كرده اند كه موسسه اي خيريه خواهند بود. هر چه هم در عالم اينترنت گشتم كه كوچكترين رد و اثر و نشانه اي از قانوني بودن كار بنياد ايران ندا و مشخصات ثبت شده اش در سازمان ثبت ايالت كاليفرنياي آمريكا را پيدا كنم، موفق نشدم.
وي همچنين نوشت: مشخصاتي كه بنيانگذاران بنياد و تلويزيون ايران ندا از نحوه كارشان ارائه كردند، نشان مي دهد آنها بجاي بنيادي خيريه، يك شركت سهامي خاص براي درآمد مالي و سرمايه گذاري و افزايش سود و خريد و فروش سهام راه انداخته اند. و من تصور مي كنم عوامل اصلي بنياد و تلويزيون ايران ندا سه نفر به نامهاي مهدي جامي، نيك آهنگ كوثر و معصومه (مصي، مسيح) علي نژاد بوده اند و ساير اسامي اعضاي اين بنياد را تزييني مي دانم. البته نقشه ها و كسب و كار اين بنياد و تلويزيون ايران ندا نگرفت و همه برنامه ها و آرزوهايشان روي همان كاغذي كه در لندن زيرش را امضا كرده بودند باقي ماند.
مهدي جامي قبل از اعلام شروع به كار تلويزيون ايران ندا- كه هيچوقت هم شروع به كار نكرد- در مصاحبه اي با راديو دويچه وله گفته بود « در بين ايرانيان خارج از كشور مساله مالي وجود ندارد. مساله اصلي اين بوده كه براي هر سرمايه گذاري شما نياز به اعتمادسازي داريد. يعني همانطور كه اگر در بازار اعتماد وجود نداشته باشد، سرمايه گذاري نمي شود، براي يك ساختار مدني مثل بنياد يا شركت هم اگر اعتمادسازي نشده باشد، طبعاً نمي تواند جلب كمك كند، وگرنه پول وجود دارد. مطمئن باشيد در ميان ايرانيان خارج از كشور پول بسيار زياد است» البته مهدي جامي اولين كسي نبود كه تصور مي كرد با يك چنين طرح و برنامه هايي مي تواند به گنج بزند و اين «پول هاي بسيار زياد» را تبديل به حقوق مديران ارشد كند.
پيش از او، شيادهاي حقوق بشري و كاسبان و روزنامه نگاران جعلي و تبعيدي، با راه انداختن ده ها و بلكه صدها و حتي هزاران سازمان سياسي، حقوق بشري، كميته، انجمن، وبسايت و نشريه آنلاين و حزب و گروه و دسته و راديو تلويزيون ماهواره اي، شروع به استخراج از اين معدن طلا كرده بودند. نكته رقت انگيزي كه اين افراد در اساسنامه بنياد و تلويزيون ايران ندا نوشته بودند، پيشنهاد فروش خودشان بود.
همكار سابق گروهك ملي-مذهبي در پايان خاطرنشان كرد: دلم براي خانواده ندا آقاسلطان مي سوزد. نمي دانم مادر او با ديدن اين كاسبي هايي كه به نام فرزندش در خارج از كشور راه افتاده چه حس و حالي پيدا مي كند؟ چندي پيش هدا آقا سلطان-خواهر مرحوم ندا آقا سلطان- در مطلب كوتاهي كه خطاب به مسيح علي نژاد نوشت از او خواهش كرد دست از سر اسم نداآقا سلطان بردارد و براي كسب و كارش راه ديگري را پيدا كند.
* هاآرتص: تركيه ديگر تركيه 15 سال قبل نيست
رژيم صهيونيستي در تماس هاي ديپلماتيك محرمانه با واشنگتن، تركيه را به كمك فعالانه نسبت به جمهوري اسلامي ايران و دور زدن تحريم ها متهم كرده است.
روزنامه هاآرتص به نقل از برخي اسناد منتشره از سوي ويكي ليكس نوشت: مقامات اسرائيل بر اين باورند كه تركيه علاوه بر كمك به ايران در زمينه تحريم ها، مسئله ارسال اسلحه و مهمات به سوريه از طريق تركيه را هم ناديده مي گيرد.
به گزارش اين روزنامه اسرائيلي، مقامات ارشد در دولت اسرائيل اين مسئله را با مقامات آمريكايي در ميان گذاشته اند كه تركيه به دليل نيازش به منابع انرژي در ايران هر چه بيشتر به ايران نزديك شده است. آنها همچنين علت نزديكي هر چه بيشتر تركيه به جمهوري اسلامي ايران را «بازبيني مقامات ترك در استراتژي جهاني خود» ذكر كرده اند.
در سند مورد اشاره هاآرتص آمده است: تركيه از ارسال تسليحات ايراني از طريق سوريه و تركيه براي حزب الله لبنان حمايت نمي كند، اما چشم خود را بر آن مي بندد.
طبق اين اسناد جيمز هنينگام سفير آمريكا در اسرائيل در تاريخ 19 نوامبر 2009 گزارشي به وزارت خارجه ارسال كرد كه در آن آمده بود: با نيمرود بركان رئيس بخش پژوهش هاي اطلاعاتي وزارت خارجه اسرائيل ملاقات كردم. او گفت تركيه پلاتفرمي در اختيار حكومت ايران قرار داده تا ايران بتواند تحريم ها را دور بزند.
در گزارش ديگري كه مقامات سفارت آمريكا در تل آويو در تاريخ 23 نوامبر 2009 به وزارت خارجه فرستادند، آمده است: يك مقام اطلاعاتي اسرائيل، به دان شپيرو عضو شوراي امنيت ملي ايالات متحده [اخيرا به رياست سفارت آمريكا در تل آويو منصوب شد] گفته اند تركيه سياست راهبردي خود در خاورميانه را به تدريج دگرگون مي سازد و از غرب دور مي شود. دوستي و همكاري تركيه با اسرائيل، قرباني اين سياست جديد شده است.
به موجب اسناد ويكي ليكس، تركيه 15 سال پيش و همچنين در سال هاي پس از آن براي تقويت و مدرنيزه كردن ارتش خود به فن آوري ها و نوآوري هاي ارتش اسرائيل نياز بسيار داشت ولي اكنون مدتي است كه خود را به اندازه كافي قوي مي داند و نسبت به لزوم ياري گرفتن از اسرائيل احساس بي نيازي مي كند.
* معين هنوز مي گويد سر كوچه مشاركت آش ميدادند!
نامزد ناكام حزب مشاركت در انتخابات رياست جمهوري سال 84 گفت انتخابات سالم نباشد راي نمي دهم.
مصطفي معين در گفت وگو با يكي از نشريات زنجيره اي و در پاسخ به اين سؤال كه چرا روزه سكوت گرفته، اظهار داشت: اگر هم روزه سكوت گرفته باشم سعي كردم روزه عملي نگيرم. شعار اصلي من در انتخابات سال 84 «اصلاحات گامي به پيش» و «دموكراسي و حقوق بشر» بود. فعاليت هاي اجتماعي من در همين زمينه است. در انتخابات سال 88 هم به طور نسبي فعال بودم. در حد توانم هم نظر دادم. هم سفر كردم و هم حرف زدم. فقط هفته آخر منتهي به انتخابات در ايران نبودم چون برنامه ريزي كرده بودم در يك كنفرانس علمي در لهستان شركت كنم.
معين درباره نامزدي انتخابات سال 84 كه پس از تاييد صلاحيت وي با حكم حكومتي صورت گرفت، اظهار داشت: من در ترديد محض بودم و خرد جمعي در يك ميتينگ انتخاباتي كمكم كرد كه شركت كنم. خود رأيي كه بنده آوردم عليرغم انتقاداتي كه به كيفيت آن انتخابات داشتم و دارم قابل ملاحظه بود. من در شهر خودم نجف آباد و همين طور در اصفهان نفر پنجم شدم كه هيچ توجيه انتخاباتي ندارد.
وي درباره حضور دوباره در انتخابات هم گفت: بايد تضمين هايي داده شود كه انتخابات سالم و عادلانه باشد. اگر نباشد مسئوليتي نمي بينم كه نه كانديدا شوم و نه رأي دهم كما اينكه در انتخابات مجلس هفتم و هشتم نتوانستم رأي دهم.
يادآور مي شود مهدي كروبي چند ماه قبل انتخابات رياست جمهوري سال 88 و در حالي كه برخي مشاركتي ها به وي مي گفتند براساس نظرسنجي ها رأي نمي آورد و بايد به نفع نامزد آنان كنار رود، گفته بود: شما اين نظرسنجي ها را سركوچه تان مي گيريد. 4 سال قبل هم مي گفتيد طبق نظرسنجي هايتان، معين 17 ميليون راي دارد اما ديديم كه حتي او به دور دوم هم نرفت.
معين در آن انتخابات 4 ميليون رأي كسب كرده و نتوانسته بود به دور دوم راه يابد.
سخنان توهم آميز معين درباره رأي ندادن مردم انقلابي نجف آباد و اصفهان به وي در سال 88، تداعي كننده توهم مشابه زهرا رهنورد بود كه گفته بود موسوي فرزند آذربايجان و داماد لرستان است و چرا نبايد در اين مناطق راي اول را به دست آورده باشد.
* حضور دو سينماگر ايراني در جشنواره ضد ايراني تيرگان
دو سينماگر ايراني براي حضور در جشنواره ضد ايراني تيرگان كه در شهر تورنتوي كانادا برگزار ميشود، به طور رسمي دعوت شدند.
جشنواره تيرگان هرساله در ماه تير، در«هاربر فرانت سنتر» برگزار مي شود.
در اين جشنواره، همه زمينه هاي هنري موضوعيت دارد و به اصطلاح هنرمندان ايراني در آن شركت مي كنند. امسال هم «ا.ف» و «ف.م» ميهمان جشنواره هستند. نكته قابل توجه اينكه، تيرگان به عنوان عرصه و ميداني براي تجمع ضد انقلاب و منبعي براي اشاعه جريان ابتذال، هدف حمايت مستقيم دولت كانادا و شبكه امنيتي آن قرار دارد.
از حاميان مالي برگزاري اين جشنواره، مي توان به روزنامه وابسته به بهائيت «سلام تورنتو» و راديو و تلويزيون صداي ايران كه روزانه شش ساعت برنامه تبليغاتي براي بهائيان پخش مي كند، اشاره كرد. همچنين چند شركت بخش خصوصي كانادا نيز از تيرگان حمايت مي كند.
مدير جشنواره، فردي به نام مهرداد آرين نژاد است كه به عنوان يكي از حاميان فتنه سبز، كينه اي عميق به ايران و اسلام وانقلاب اسلامي دارد و درصفحه فيس بوك خود، مردم ايران را به اغتشاش دعوت مي كرد.
جالب است كه مسئول بخش سينمايي تيرگان، زني با نام «س. دل زنده» است. وي در دوران اصلاحات با پسر يكي از كارگردانان به كانادا رفت. دل زنده كه با يكي از آهنگسازان لوس آنجلسي ازدواج كرده، تنها نقطه موجود دركارنامه سينمايي اش، دستياري طراحي صحنه در فيلم «اعتراض» است!
گفتني است؛ «ف.م» بازيگري است كه سال گذشته با حضور درجشنواره كن، اقدام به كشف حجاب كرد.
در تيرگان امسال، فيلمي توقيفي از سينماي ايران به نمايش گذاشته مي شود.
* تايم: انقلابهاي خاورميانه جنگ نيابتي ايران و آمريكاست
رانقلاب در كشورهاي عرب خاورميانه به ميدان نبرد نيابتي ميان آمريكا و ايران تبديل شده است.
مجله آمريكايي تايم ضمن انتشار تحليل فوق يادآور شد: اوباما علت مداخله نظامي در ليبي را اهداف بشردوستانه اعلام كرد يا شايد هم اين مداخله براي حفظ آبروي اوباما و يا به دست گرفتن رهبري اقدامي بود كه ساركوزي راه انداخت. اما يك احتمال ديگر، نگراني كاخ سفيد از انقلاب ها و آشوب ها در خاورميانه است كه ايران را تشجيع و قدرتمند تر مي كند.
تايم با اشاره به تناقضات رويكرد آمريكا در قبال كشورهاي دستخوش انقلاب مي نويسد: «موضوعي كه بر پيچيدگي مسئله دامن مي زند اين است كه اوباما مخالفتي با سركوب فريادهاي دموكراسي خواهانه در يمن و بحرين ندارد. از اين چشم انداز نيز، ريشه و علت اصلي رفتار آمريكا به ايران برمي گردد. ارزيابي واشنگتن اين است كه ايران جنبش هاي مردمي را در اين كشورها تقويت مي كند.
مجله مذكور خاطرنشان كرده است: با ملاحظه جميع شرايط مي توان اين ارزيابي را از روند تحولات خاورميانه داشت كه انقلاب در كشورهاي عربي در آغاز سال 2011 در حال چرخش به ميدان نبرد نيابتي ميان آمريكا و ايران است.
بنابر تحليل تايم بايد خاطرنشان كرد كه آمريكا در اين جنگ نرم بر سر دموكراسي، در مقابل ملت هاي انقلابي و در كنار ديكتاتورهاي فاسد قرار مي گيرد.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: يكي از محوريترين اصول در حيات بشر عدالت است كه سرچشمه نيكيها و ارزشها و مايه تحقق اهداف انساني است.
به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، روزنامه رسالت نوشت: بسياري از جامعه شناسان، از جمله ابن خلدون، جامعه شناس و انديشمند مسلمان، بر اين باورند كه جوامع و نظامهاي سياسي نيز همچون يك موجود زنده هستند و عوامل مختلف و مؤلفههاي گوناگوني در پايداري و تداوم و يا افول و زوال يك جامعه نقش دارد. در مسير پيدايش، رشد و تداوم هر پديدهاي، ممكن است آسيبها و آفتهايي بروز كند كه مانع تحقق يا استمرار آن شود، از اين رو اگر پديدهاي بخواهد ايجاد گردد يا دوام پيدا كند، بايد علاوه بر وجود مقتضي، مانع يا موانعي وجود نداشته باشد. انقلاب هم به عنوان يك پديده اجتماعي مانند هر موجود زنده، داراي حيات است و مانند بدن انسان ممكن است دچار خطرات، آفات و امراضي شود كه براي پويايي و شادابي آن تهديد محسوب ميشود و مانع به ثمر رسيدن آرمانهاي انقلاب اسلامي و تبديل آنها به دستاورد ميشود.
آسيب شناسي انقلاب اسلامي ايران، به معني بررسي واقع بينانه مشكلات، اشكالات، انحرافات، آفات، تحريفات و موانع رشد و كمال انقلاب اسلامي است. مراد از آسيب ها و آفات، اموري هستند كه ميتوانند دستيابي انقلاب اسلامي را به آرمانها و اهداف خود، كند يا ناممكن سازند. اين بدين معناست كه غايت و آرمان نهايي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 فقط سقوط يك رژيم سياسي و جايگزيني رژيم سياسي ديگر نبوده كه با تحقق آن، انقلاب پايان يافته باشد، بلكه آرمانهايي بلند و متعالي پيش روست. پر واضح است كه عدم شناسايي و غفلت از پژوهشهاي آسيبشناسانه آفاتي كه ممكن است انقلاب اسلامي را تهديد كند، ميتواند موجب تاخير و يا حتي عدم دستيابي به اهداف و آرمانهاي انقلاب شود.
در اين نوشتار با استناد به فرمايشات مقام معظم رهبري، به تبيين برخي از اموري كه ميتواند پويايي انقلاب اسلامي را با خطر مواجه كند ميپردازيم.
يكي از محوريترين اصول در حيات بشر عدالت است كه سرچشمه نيكيها و ارزشها و مايه تحقق اهداف انساني است و جامعه به حيات مطلوب خود نميرسد مگر به اقامه عدالت و از اين رو در راستاي تحقق حيات طيبه، خداوند متعال زمينهسازي براي تحقق عدالت اجتماعي را فلسفه بعثت انبيا را برميشمارد. در انديشه مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي(مد ظله) عدالت اجتماعي از جايگاه والا و ارزشمندي برخوردار است. ايشان درباره اهميت اصل عدالت اجتماعي چنين ميفرمايند: "در محيط سياست داخلي يكي از چيزهايي كه لازم است، عدالت اجتماعي است، بدون عدالت اجتماعي جامعه اسلامي نخواهد بود ". ايشان در تعريف اصل عدالت اجتماعي ميفرمايند: "عدالت اجتماعي بدين معني است كه فاصله ژرف ميان طبقات و برخورداريهاي نابحق و محروميتها از ميان برود و مستضعفان و پابرهنگان كه همواره مطمئنترين و وفادارترين مدافعان انقلابند احساس و مشاهده كنند كه به سمت حذف محروميت حركتي جدي و صادقانه انجام ميگيرد با قوانين لازم و تأمين امنيت قضائي در كشور، تجاوز و تعدي به حقوق مظلومان و دست اندازي به حيطه مشروع زندگي مردم جمع شود. همه كس احساس كند كه در برابر ظلم و تعدي ميتواند به ملجاء مطمئن پناه ببرد و همه بدانند كه با كار و تلاش خود خواهند توانست زندگي مطلوبي داشته باشند ".
و در تعريفي ديگر از اصل عدالت اجتماعي فرمودهاند: "عدالت اجتماعي به مفهوم آن است كه نظر و نگاه دستگاه قدرت و حكومت بايد نسبت به آحاد مردم در برابر قانون امتيازات و برخوردها و رفتارها يكسان باشد و آحاد مردم از امتيازات و خيرات اسلامي به صورت عادلانه بهره مند شوند و هيچ كس بدون دليل امتياز ويژهاي نداشته باشد ".
براساس اين ديدگاه است كه مقام معظم رهبري زنگ خطر را در مقوله سازندگي و رشد اقتصادي در كشور به صدا درميآورند و هشدار ميدهند كه نبايد عدالت اجتماعي در تمامي ابعاد آن بخصوص در بعد اقتصادي فراموش شود: "درنظام جمهوري اسلامي ايران اساس همه فعاليت ها بايد مبتني برعدالت باشد زيرا قسط و عدل از همه آرمان ها و اهداف نظام اسلامي والاتر و بارزتر است و بر اين اساس رونق و شكوفايي اقتصادي هنگامي خوب و ارزشمند است كه جهت آن مبتني بر ادامه قسط و عدل در جامعه باشد. رشد اقتصادي در جامعه ما هدف اصلي نيست، بلكه رشد اقتصادي جزئي از هدف ماست و جزء ديگر عبارت از عدالت است. هر برنامه اقتصادي آن وقتي معتبر است كه با خودش به تنهايي يا در مجموعه برنامهها ما را به هدف عدالت نزديك كند والا اگر ما را از عدالت اجتماعي دور كند به فرض براينكه رشد اقتصادي منتهي شود كافي نيست "
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: رفتار ناجوانمردانه حكام سعودي و بحرين در قبال شيعيان بحرين با واكنش ائمه جمعه اهل سنت كشور روبه رو شد.
به گزارش خبرنگار گروه فضاي مجازي خبرگزاري فارس، نويسنده وبلاگ لحظه به لحظه از سياست در پست تازه خود به واكنش ائمه جمعه اهل سنت نسبت به كشتار مسلمانان بحرين پرداخته است.
نويسنده وبلاگ لحظه به لحظه از سياست نوشت: به دنبال قيام مردم مسلمان منطقه خاورميانه عليه ظلم و استبداد حكومتهاي ديكتاتور و دستنشاندهي عرب، علماي اهل سنت غرب و شرق كشور با ايراد سخنراني، انتشار بيانيه و انجام مصاحبههاي مختلف، ضمن حمايت از قيام حقطلبانهي مردم مسلمان و مظلوم كشورهاي يمن، ليبي، بحرين، مصر، تونس و... از اقدامات وحشيانهي حكام ستمگر و مستبد عرب منطقه و حاميان غربي و حكومتهاي مرتجع عرب آنها ابراز انزجار نمودهاند.
از جمله مولوي برفي امام جمعه طبس در خطبههاي نماز جمعه اظهار داشته است: "اگر چه امروز قدرتهاي دنيا ميخواهند مسلمانان را از بين ببرند اين غيرممكن است و همچنين عمل پست دولت عربستان و آمريكا كه به مردم مظلوم بحرين حمله نظامي كردهاند محكوم كرده و ما هم محكوم ميكنيم و با تمام مال و جان خود از مردم مسلمان بحرين حمايت ميكنيم و وظيفه هر فرد مسلمان است كه از همنوع خود حمايت كند. مسلمانان جهان بيدار شدهاند و پادشاهان كشورهاي مسلمان كه از كشورهاي غرب به خصوص آمريكا دستور ميگيرند، ديگر نميتوانند بر مردم خود حكومت كنند، چرا كه خلاف دين و شريعت ميباشد... "
جامعه اهل سنت خراسان جنوبي نيز با انتشار بيانيهاي ضمن حمايت از قيام آزاديخواهانهي مردم تونس، ليبي، مصر، يمن، بحرين و...، تحركات كشورهاي غربي و حكومتهاي ديكتاتور دستنشاندهي عرب را محكوم كردهاند. در بخشي از اين بيانيه آمده است: " ييييييي "
حضورفراگيرو قيام عدالت خواهي و موج بيداري در كشورهاي عربي و اسلامي رو به افزايش است و مردم ستمديده اين كشورها براي رهايي ازيوغ استعمار و ظلم حاكمان مستبد دست به قيام برداشته و آزاده مصر،ليبي،تونس،يمن،بحرين و...فرياد آزادي سر داده اند.
اما مستكبران و ديكتاتورها كه منافع خودشان را درخطرديده وحاضر به ترك كرسي رياست نيستند. دست به سركوب وكشتار مردم بي دفاع مي زنند و با كمك و حمايت بي حد و حصر ارباباشان (آمريكا و اروپا)مردم مظلوم را در مصر،ليبي،تونس،يمن وبحرين براي چيست؟
رويدادهاي اخير نشان داد كه اين حكام جور و ايادي جاهل و معاند ، نه تنها براي دين و وحدت امت اسلامي ، بلكه براي عزت بشري و حضور با شكوه مردمي در عرصه جهاني هم ارزش قائل نيستند.آيا زمان آن نرسيده كه مسلمانان جهان از خواب بيدارشوند؟
بي ترديد جريان سركوب وكشتار مردم در كشورهاي اسلامي به دست آمريكا و اسرائيل جنايت كار است كه از آستين حكام منطقه بيرون آمده است . لذا جامعه ي اهل سنت همراه با برادران مسلمان شيعه ي خود جناياتي كه در منطقه صورت مي گيرد را محكوم كرده و دست حمايت به سوي تمام آزادي خواهان جهان اسلام دراز مي كند.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: رضا ربع پهلوي از حمله دولت عراق به مقر منافقين انتقاد كرد.
به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس به نقل از جهان، رضا پهلوي به حمله دولت عراق به مقر منافقين اعتراض كرد.
در حالي كه دولت عراق هشدارهايي را به گروهك تروريستي منافقين براي خروج از اين كشور داده بود فرزند شاه مخلوع، حمله نظاميان عراقي به اردوگاه اشرف را از مصاديق بارز تجاوز دولت عراق به حقوق بشر خواند و در پيامي در اين باره از منافقين مستقر در قرارگاه اشرف با عنوان " انسانهاي در بند " نام برد.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: چندي پيش خبري شايع شد مبني بر اينكه سهيل كريمي مستندساز، روزنامهنگار و وبلاگنويس با تعدادي از دوستان بلاگرش در صدد راه انداختن سرويس وبلاگدهي با قابليتهاي ويژه هستند...
به گزارش خبرگزاري فارس، وبلاگ، وبگاه، وبنامه، تارنما يا وبنگار محيطي است براي معرفي و قرار دادن مطالب و تصاوير كه در آن يك يا چند نويسنده به نگارش و ويرايش آن مطالب ميپردازند. چند سالي پس از رونق گرفتن اين فضاي مجازي در دنيا، ايران با نوساناتي كه هر از گاهي اتفاق ميافتاد جزء ردههاي چهارم تا دهم بود. يعني يكي از ده كشور اول دنيا در وبلاگنويسي. و اين افتخاري بود كه بر افتخارات ديگر ايرانيان افزوده ميشد. در محافل وبلاگنويسي چندي پيش خبري شايع شد مبني بر اينكه سهيل كريمي مستندساز، روزنامهنگار و وبلاگنويس با تعدادي از دوستان بلاگرش در صدد راه انداختن سرويس وبلاگدهي با قابليتهاي ويژه هستند و در روز شهادت سيد شهيدان اهل قلم، سيد مرتضي آويني اين سرويس رسما شروع به كار خواهد كرد. كريمي كه اينروزها در حال فعاليت فيلمسازي خود است، در پاسخ به درخواست ما چند دقيقهاي پاي سؤالاتمان نشست.
فارس: با خبر شديم كه يك سايت خدمات وبلاگي، توسط شما و جمعي از دوستانتان راهاندازي شده. اولين سؤالي كه به ذهن ميرسد اين است كه با وجود سايتهاي متعددي از اين دست كه برخي از آنها بسيار رايج و فراگير هم شدهاند، انگيزه شما از اين كار چه بوده است؟
كريمي: بله، من هم قبول دارم كه كلي سايت با عنوان وبلاگدهي و چه و چه وجود دارد، ولي آيا اين سايتها خواسته مخاطبان و كاربران اينترنتي را برآورده ميكنند؟ ما چند تا سايت داريم كه امكان بارگذاري يا همان آپلود دادهها را براي كاربر مقدور كند؟ آيا به تعداد انگشتان دست ميرسند؟ از طرفي دنيا دنياي پيشرفت و تحول است. در اين زمينه متأسفانه ما هميشه مقلد بوديم و مروج. يعني خودمان ايدهاي براي كارهاي جديد نداشتيم. از طرف ديگر هم همين چند تا سايت نسبتا معتبري هم كه وجود دارند، بر اساس سليقه خود با كاربران برخورد ميكنند. يعني فلان سايت بدون در نظر گرفتن اين موضوع كه اين مملكت براي خودش قانوني دارد و شرع و عرفي هم موجود است، بر مبناي خواست شخصي خودش و كاملا سليقهاي و بدون در نظر گرفتن ادعاهايي كه در حين ثبت وبلاگ بيان ميشود وبلاگهايي را كه خوشش نيايد مسدود كرده و امكان بازگرداندن اطلاعات را هم ديگر به كاربر نميدهد و در جواب معترضين هم با تبختر و غرور ميگويد كه سايت خودم است و دوست دارم هر طور كه خواستم برخورد كنم. خوب اين نميشود. من نميخواهم همين اول كاري اين دوستان و همكاران را زير سؤال برده يا تخطئهشان كنم ولي اين تيپ الزامات ما را واداشت كه به فكر يك راه حل اساسي و بنياني بيفتيم و آن اين بود كه خودمان يك سايت وبلاگدهي با امكانات روز جهان و پيشرفتهتر از آنچه كه ديگران ديدهاند راه بيندازيم با اين رويكرد كه امكانات آن بر اساس قابليتها و الزامات بومي و خط قرمزهاي آن فقط و فقط آنچه كه در قانون و شرع آمده باشد، نه بيشتر و نه كمتر. اين بود كه سايت هموبلاگي را با امكاناتي منحصر به فرد راه انداختيم.
يعني شما قرار است بازار ساير سايتهاي خدمات وبلاگي را از رونق بيندازيد؟
كريمي: خب اين برداشت درستي نيست. مگر در محله و كوچهاي مغازهي نانوايي يا مركز خدماترساني وجود داشته باشد بعد آن ديگري بر مبناي احتياجاتي كه تشخيص داده تا اين خدمترسانيها گستردهتر شود، مركز و مغازهاي ديگر را اضافه كند منظورش آجر كردن نان آن نانوايي و تختهكردن در آن مركز خدماترساني بوده؟ من توضيح دادم كه امروز روزگار پيشرفت است و تحول. در اين زمينه هر كسي سعي دارد به بهترين شكل ممكن و با قابليتهاي قابل قبول با ديگران رقابت كند و براي اين منظور تنها شرط لازم و كافي صداقت در آن كار و عامل بودن به ادعاهايي كه شده ميتواند رقابت سالم را رقم زده و مخاطب سالم را جذب كند. با توجه به اينكه در فضاي سايبري، امروز شبكههاي اجتماعي حرف اول را ميزنند و وبلاگ و وبلاگنويسي هم در ردههاي اولين قرار دارد، سعي خواهيم كرد فضايي آميخته از وبلاگ و شبكه اجتماعي و تبادل صوت و تصوير را در آينده نزديك به موضوعاتمان اضافه كنيم. و اين يعني رقابت، نه سوزاندن رونق.
وقتي بحث رقابت در ميان است، سايت شما بايد امكاناتي اضافه بر سايتهاي موجود از اين دست داشته باشد، درست است؟
كريمي: صد در صد. وگرنه به قول خودتان اينهمه سايت وبلاگدهي فعال در ايران و جهان موجود ميباشد و همه هم پس از سالها تجربه و پيدا كردن ذائقه كاربران خود به موفقيتهايي رسيدهاند. ما در اولين قدم سعي كرديم كمبودها را يافته و با آسيبشناسي سايتهاي وبلاگدهي، اقدام به بوميسازي امكانات يك سايت وبلاگدهي نسبتا كامل نماييم.
در اين راستا پرمخاطبترين و موفقترين سايتهاي خارجي را هم در نظر گرفتيم تا خودمان را در آن رده قرار دهيم نه كمتر. ماهها تيم برنامهنويس ما روي اين پروژه كار كردند و تقريبا از اوايل بهمن ماه 89 سايت هموبلاگي فعاليت آزمايشي خود را آغاز كرد و از آن به بعد ما از تعدادي از فعالان سايبري و بچههاي وبلاگنويس دعوت كرديم وبلاگهايي را در سايت هموبلاگي ثبت كرده و در آن شروع به فعاليت كنند و ضعف و قوتهايي را كه در حين فعاليت ميبينند به اطلاع كارشناسان ما برسانند تا تطبيق امكانات و خدمات اين سايت با نيازها و سلائق كاربران به كمال برسد. خب اين كار موفقيتآميز بود و در مدت حدودا سه ماه گذشته، متوجه شديم چه چيزهايي را بايد تقويت كنيم و از چه مواردي بايد صرفنظر يا آن را بوميسازي كنيم.
ميشود بپرسم چه امكانات و خدماتي فراتر از ديگر سايتها ارائه خواهيد كرد؟
كريمي: در همين راستا افتخار دارم بگويم كه براي نخستين بار ما اين امكان را براي كاربران خود فراهم كرديم كه در كنار بارگذاري فيلم و عكس و صدا، ويدئوهاي بارگذاري شده خود را در وبلاگهايشان نمايش دهند. يكي از امكانات منحصر به فرد ديگر هموبلاگي نيز امكان انتقال دادهها از وبلاگي به وبلاگ ديگر است.
بعضي از كاربران و بلاگرها بعضا ممكن است دوست داشته باشند وبلاگشان در يك سايت ديگر و يا در همين هموبلاگي را با همه جزئيات به يك سايت ديگر منتقل كنند. خب اين كار تقريبا با يك فراينده نسبتا پيچيده آن هم بيشتر براي كسانيكه تخصصشان برنامهنويسي بوده بين بعضي از سايتهاي وبلاگدهي در گسترهاي بسيار محدود مقدور بود. ولي ما براي اين منظور سعي كرديم اين مانع را هم مرتفع كنيم. يعني كاربر ميتواند همه اطلاعات وبلاگ خود از پستها تا تمامي فايلهاي صوتي و تصويري و همينطور ديدگاهها و كامنتهاي هر پست با تاريخ مندرج در آن از تعدادي از مهمترين سايتهاي وبلاگدهي دنيا و ايران به هموبلاگي و بالعكس را منتقل كند. يكي ديگر از خدمات هموبلاگي ارائه يك زمينه با قالب اختصاصي هموبلاگي به كاربران خود است. در اين زمينهها كاربر امكان اين را دارد كه سرلوحه يا بنر خود را خود طراحي كرده و با اندازههايي كه در آن زمينه اعلام شده جايگزين كند.
همينطور امكان تغيير رنگ پسزمينه يا جاگذاري يك تصوير به جاي رنگ نيز براي كاربر مهياست تا تنوع اين موارد باعث هر چه شخصيتر كردن وبلاگ براي كاربران شود. البته به دليل خدمات بالا و به روز سايت ما، كار كردن ابتدايي با آن طبيعي است كه كمي پيچيده باشد. به همين منظور از ثبت وبلاگ تا پستگذاري و ديگر امور مربوط به آن، با راهنماييهايي كه در جاي جاي اين مراحل و صفحات گوناگون وجود دارد، كاربر بدون هيچ مشكلي قلق كار را به دست خواهد آورد. و البته چنانچه باز هم در پيشرفت كار با وبلاگ خود مشكلي ديد ميتواند با شماره تلفن 88812701 كه در سايت هم اعلام شده تماس گرفته و مشكل خود را با كارشناسان ما در ميان بگذارد و البته اين مژده را هم بدهم كه كار برنامهنويسي ما با افتتاح رسمي هموبلاگي نه تنها به پايان نرسيده بلكه تازه آغاز گشته است. چرا كه ما از امروز تمام همتمان را روي اين ميگذاريم كه در كنار تكميل بيش از پيش هموبلاگي، اين سايت را به يك شبكه اجتماعي بسيار گسترده با امكانات پيشرفته و به روز دنيا گره بزنيم و در اين زمينه نيز در دنيا حرفي براي زدن داشته باشيم تا در اين خصوص نيز ايران و ايراني سربلندتر از گذشته آمار حضور در فضاي سايبري را تحت تأثير قرار دهد.
يعني سرويس وبلاگدهي شما خط قرمز و محدوديت ندارد؟
كريمي: از لحاظ فعاليت اينترنتي تحت لواي قوانين جاري كشور به هيچ عنوان. در هر صورت شما در هر جاي دنيا هم كه باشيد ملزم به اين هستيد كه از قوانين و مقررات خاص آن اقليم جغرافيايي به شكل تمام و كمال تبعيت كنيد. از اين جهت هيچ استثنايي در هيچ كجاي دنيا پيدا نميشود. ولي اينكه بخواهيم بر اساس سلائق شخصي با وبلاگي برخورد كنيم يا آن را مسدود و كاربرش را با دلايل واهي از خود برنجانيم، نه، به هيچ عنوان همچنين چيزي را در راستاي اهداف خود نميدانيم و اصلا آمدهايم كه اين شرايط را برچينيم و رسما اعلام كنيم كه هموبلاگي، پديده متفاوتي است.
حرف ديگر مانده كه بفرماييد؟
كريمي: من فقط نكتهي ديگري را هم عرض كنم و آن اينكه ما در كنار متفاوت بودن، سعي خواهيم كرد كه ارتباط دو سويه و رو در رويي با تمام كاربرانمان داشته باشيم. در اين خصوص با سيستم پيامكياي كه داريم، به كاربراني كه علاقهمند بودند و شماره همراه خود را در هنگام ثبت وبلاگ اعلام كردند، كليه اخبار مربوط به سايت را اعلام خواهيم كرد و همچنين آنان را از گردهماييهايي كه با اعضا هموبلاگي هر از گاهي خواهيم داشت مطلع مينماييم كه اين گل ارتباط رو در روي ما با كاربران هموبلاگي است. اميدوارم در اين زمينه نيز بتوانيم قدمي براي تعالي روز افزون ايران عزيز بر داريم. انشاءالله.
گفت و گو از محمد علي صمدي
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: شوك حساسيتي يا آلرژيك از انواع پاسخ و واكنش بدن به آلرژنها و مواد حساسيتزا است كه خطرناك بوده و در صورت بيتوجهي پيامدهاي خطرناكي را به دنبال دارد.
به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس به نقل از شبكه ايران، در كودكان مبتلا به حساسيتهاي موادغذايي يا آلرژيهاي فصلي احتمال وقوع شوك حساسيتي افزايش يافته و اينگونه افراد نياز به مراقبتهاي بيشتري دارند.
تحقيقات نشان ميدهد، كودكان مبتلا به آلرژي غذايي در محيطهاي آموزشي بويژه در مقطع ابتدايي بيشتر در معرض خطر شوك آنافيلاكسي هستند.
آگاهي دانشآموز و مسئولان آموزشي و ارائه خدمات بهداشتيدرماني براي درمان و كنترل به موقع ضروري است.
دستگاه تنفسي، پوست، قلب و سيستم گوارش كودكان مبتلا به آلرژي غذايي هنگام مواجهه بدن با آلرژنها با تأثيرپذيري از سيستم ايمني، واكنش نشان داده و علائم بيماري در اين ارگانها ظاهر ميشود.
شوك حساسيتي يك واكنش آلرژيك سيستماتيك بوده كه در صورت شدت گرفتن واكنشها در چند ثانيه باعث مختل شدن عملكرد ارگانها، غش و حتي مرگ بيمار خواهد شد.
علائم بيماري در اين كودكان در بيشتر مواقع، زبان، پوست، روده، ريه و قلب را درگير كرده و به صورت خارش در ناحيه زبان و گلو، پوست، تورم لبها و صورت، حالت تهوع، انقباضات شكمي، استفراغ، تنگينفس، سرفههاي مكرر، خسخس گلو، برهم خوردن تنظيم ضربان قلب، كاهش ميزان فشار خون، رنگپريدگي، غش و از دست دادن هوشياري، كاهش سرعت پاسخگويي به محركهاي محيطي و... تظاهر پيدا ميكند.
در صورت مشاهده علائم آنافيلاكسي در كودك، بهتر است قبل از هر اقدامي، به اورژانس خبر داده شود و در صورت قطع تنفس، ضربان قلب، ماساژ قلبي و اقدامات لازم براي احياي تنفس انجام شود.
بررسي علل بروز شوك آنافيلاكسي در كودكان، از عوامل پيشگيري و كنترل بيماري است.
موادغذايي، گروههاي گياهان بويژه در فصل بهار، داروها و گزش حشرات از عوامل شايع ابتلا به واكنش شديد آلرژيك بدن است.
پرهيز از مصرف موادغذايي آلرژيزا مانند بادامزميني، باقلا، شير و دانههاي روغني، ميگو... و خواندن برچسبهاي مندرج بر موادغذايي و خودداري از خريد موادي كه تركيبات موجود در آنها حساسيتزا است از اقدامات پيشگيرانه والدين است.
همچنين آگاهي كودكان و مسئولان آموزشي از قرار گرفتن كودكان در معرض آلرژنها و افت شديد فشار خون به دنبال شوك آنافيلاكسي جلوگيري ميكند.
پوشيدن لباس مناسب و استفاده از ماسك هنگام خروج از خانه به منظور پيشگيري از حشرهگزيدگي يا كاهش تأثير آلرژنهاي محيطي اهميت دارد. به همراه داشتن دستگاه كنترلكننده حساسيت مطابق با نظر پزشك در كودكان مبتلا به آلرژيهاي حاد از ديگر راهكارهاي پيشگيريكننده از وقوع شوك آنافيلاكسي در افراد است.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: براي اولين بار، يك شخصيت وابسته به گروههاي غيراخلاقي همچون همجنسگرايان به طور رسمي نامزدي خود را براي انتخابات رياست جمهوري در آمريكا اعلام كرد.
به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، شبكه ايران به نقل از پايگاه اطلاعرساني ربلنيوز نوشت: اولين شخصي كه در آمريكا به شكل رسمي اسناد مربوط به شركت در انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده آمريكا در سال 2012 را تنظيم كرده است، يك يهودي همجنسباز به نام "فرد كارگر " است كه سياستمداري جمهوريخواه محسوب ميشود!
بنابر اين گزارش، اعلام كانديداتوري اين سياستمدار جمهوريخواه و همجنسباز، به شدت در ميان جامعه مسيحيان معتقد آمريكايي بازتاب منفي داشته است، با اين حال وي از سوي همجنسگرايان آمريكا كه قريب به 28 ميليون نفر هستند، حمايت ميشود.
كارگر در سخناني كه به مناسبت كانديداتوري خود مطرح كرده، گفته است كه ميخواهد جمهوريخواهي متفاوت و پيشرو باشد!
به عقيده اين سياستمدار همجنسگرا، آخرين رييسجمهور جمهوري خواه پيشرو در تاريخ ايالات متحده، تئودور روزولت بوده و وي قرار است جاي او را پر كند. روزولت در آخرين روزهاي جنگ جهاني دوم، جان خود را از دست داد و دوايت آيزنهاور جانشين وي شد.
اين سياستمدار جمهوريخواه در مقالهاي در سال 2005، حتي در خصوص لزوم ايجاد همجنسگرايي در جوامع مسلمان هم اظهارنظر كرده بود!
اين نخستين باري است كه يك شخصيت وابسته به گروههاي غيراخلاقي همچون همجنسگرايان به خود اجازه داده است تا در آمريكا رسماً اعلام كانديداتوري كند كه همين موضوع ميتواند حكايت از سقوط اخلاقي در جامعه آمريكا داشته باشد. چندي پيش، باراك اوباما رييسجمهور آمريكا نيز در دستوري، حضور همجنسگرايان در ارتش آمريكا را آزاد اعلام كرده بود.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: بسياري از كساني كه به اوباما در سال 2008 راي دادند اين سوال را از خود ميپرسند كه به واقع كدام يك از وعدههاي مهم اوباما تحقق يافته است؟
به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس،رئيس جمهور آمريكا در حالي وارد رقابتهاي انتخاباتي سال 2008 شد كه وعدههاي بسياري به مردم آمريكا داد و شهروندان اين كشور نيز گمان ميكردند زمان تغييرات گسترده در سياستهاي كلان كاخ سفيد فرارسيده و آنها شاهد عصر جديدي در آمريكا خواهند بود اما در آستانه آغاز رقابتهاي انتخاباتي براي انتخابات رياست جمهوري سال 2012، مردم آمريكا اعتراف ميكنند كه اوباما نه تنها در اجراي سياستهاي مهماش ناكام بوده بلكه وعدههاي مهم او نيز محقق نشدهاند.
به گزارش الف به نقل از پايگاه اينترنتي "راو استوري "، اكنون بسياري از كساني كه به اوباما در سال 2008 راي دادند اين سوال را از خود ميپرسند كه به واقع كدام يك از وعدههاي مهم اوباما تحقق يافته است؟ شانس بزرگي كه اوباما در اين مقطع زماني آورده اين است كه در جبهه جمهوري خواهان فرد برجستهاي وجود ندارد كه مردم از پيروزي او مطمئن باشند. در نظرسنجيهاي مختلف به طور ميانگين در كل مشخص شده است كه تقريبا كمتر از نيمي از شهروندان آمريكايي معتقدند اوباما شايسته حضور مجدد در سمت رياست جمهوري اين كشور است اما اكثر مردم آمريكا هيچگاه اين را فراموش نميكنند كه اوباما با وعده تغييرات چشمگير در سياستهاي آمريكا توانست آراء مردم را بدست آورد. با اندكي بررسي به آساني مي توان به اين نتيجه رسيد كه اوباما با وعده هاي دروغين خود فقط در راستاي جلب آراء مردم گام برداشت چون به واقع از ابتدا مشخص بود او از نظر اكثر مردم اين كشور فردي شايسته براي جايگاه رياست جمهوري نيست.
حال به وعدههاي بزرگي كه اوباما در رقابتهاي انتخاباتياش تحقق آنها را به مردم قول داد اما در اين مسير ناكام شد، اشاره مي كنيم:
1. بيمه و طرح بهداشت عمومي ارزان براي همه مردم: اگر شما يك شهروند آمريكايي باشيد كه در سال كمتر از 30 هزار دلار درآمد داشته باشيد، به رغم اجراي طرح اصلاحات در بهداشت عمومي توسط اوباما همچنان با مشكلات زيادي براي امور پزشكي مواجه خواهيد بود. در سال 2008 اوباما در رقابتهاي انتخاباتي قول داد كه همه شهروندان به امور پزشكي ارزان دسترسي خواهند داشت اما اكنون مشخص شده است كه حتي با تلاشهاي فراوان دولت آمريكا تا سال 2014، 22 ميليون نفر در امريكا در دسترسي به امور بهداشتي و پزشكي با مشكلات جدي روبرو خواهند شد.
2. تعطيلي گوانتانامو: اوباما كه مي ديد مردم آمريكا و جهان از رسوايي دولت بوش در زندان گوانتانامو خشمگين شده اند از فرصت استفاده كرد و وعده بزرگ و چشم نواز " تعطيلي گوانتانامو " را مطرح كرد و توانست آراء فراواني را براي خود كسب كند. اما اكنون اوباما در پاسخ به سوالي در مورد عدم تعطيلي گوانتانامو مي گويد: شرايط مساعد نيست.
3. دفاع از حقوق كارگران و اتحاديه ها: از جمله ديگر وعده هاي مهم اوباما در سال 2008 دفاع از حقوق كارگران در آمريكا بود. او به كارگران گفت: اگر شما مي بينيد حق تان ضايع شده است در زمان حضورم در كاخ سفيد حق شما را باز پس خواهم گرفت. اما نه تنها اين وعده محقق نشد بلكه جنبش هاي كارگري اكنون در مقايسه با سالهاي گذشته اعتراضهاي بيشتري را براي باز پسگيري حقوق شان انجام مي دهند. نمونه اين اعتراض ها تظاهراتهاي گسترده اخير جنبش هاي كارگري و اتحاديه ها در چند ايالت اين كشور بود.
4. بهبود شرايط اقتصاد آمريكا: اوباما در زماني وارد رقابتهاي انتخاباتي شد كه بحران اقتصادي در اين كشور آغاز شده بود و او دولت بوش را عامل بروز بحران و ركود اقتصادي در اين كشور معرفي كرد و قول داد اقتصاد آمريكا را سروسامان دهد اما اكنون ممكن است اقتصاد آمريكا در روند بهبودي قرار گرفته باشد اما اين روند متزلزل است و ممكن است بار ديگر اقتصاد اين كشور ركود بزرگ را تجربه كند. بدهي و كسري بودجه دولت آمريكا نتيجه سياستهاي ناكام دولت اوباما بوده است.
5. پايان دادن به جنگ هاي فرامرزي آمريكا: اوباما كه خود را در سال 2008 مخالف سرسخت جنگ عراق معرفي كرد با حضور در كاخ سفيد گويي آن اوباماي دوران رقابتهاي انتخاباتي نبود چون سياستهايش همسو با اقدامات جنگطلبانه بوش بود. وعده اوباما براي پايان اشغال عراق نه تنها تحقق نيافته بلكه از هم اينك زمزمه ادامه اشغال عراق فراتراز سال 2011 به گوش مي رسد. در افغانستان نيز به رغم افزايش توانايي نيروهاي امنيتي افغان براي تامين امنيت افغانستان، دولت اوباما تلاش مي كند بهانه لازم را براي ادامه اشغال اين كشور پيدا كند. با حضور گسترده نظامي آمريكا در مناقشات مختلف در دوران اوباما، اثبات شده است كه دولت اوباما حتي بيشتر از دولت بوش به مناقشه و جنگ تمايل دارد.
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: يكي از عناصر فتنه در جلسهاي به نقد دروني اقدامات اصلاحطلبان پرداخته و ادامه اين رويه را موجب نابودي بسترسازيهاي دوره اصلاحات ارزيابي كرده است.
به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس به نقل از جوان، يكي از عناصر فتنه در جلسهاي به نقد دروني اقدامات اصلاحطلبان پرداخته و ادامه اين رويه را موجب نابودي بسترسازيهاي دوره اصلاحات ارزيابي كرده است.
فرد مزبور با اشاره به اقدامات اصلاحطلبان در فتنه سال 88 گفته است: اين فضاي دوساله نه تنها دستاوردي براي ما نداشته است، بلكه بسترسازيهاي اصلاحات پذيرفته شده را نيز با خود جارو كرده و برده است، و در واقع ميتوان گفت رشتهها را پنبه كرده است.
وي با بيان اينكه هدف وي از اين اظهارات نااميد كردن اصلاحطلبان نيست، افزوده است: نميخواهم شما را به ياس و نااميدي ببرم و اين احساس را پيدا كنيد كه متضررشدهايد، نه اينطور نيست به هر حال اين هزينهاي است كه داريم ميپردازيم، و البته اشكالات زيادي هم وجود دارد كه اگر سماجتها و برخوردهاي شخصي و بهتر بگويم تسويه حساب و يا بعضي بيخرديها نبود اينگونه نميشد.
اين فرد در ادامه "توجه نكردن به واقعيات " و "روي برگرداندن از نقد و محاسبات برنامهاي " را موجب شكلگيري فضايي به ضرر اصلاحطلبان دانسته و در اين خصوص گفته است: دستاورد ما اينها بوده است، هم صدايي با كساني كه در مخيله هيچكداممان نميگنجيد كه به عنوان متحد ما عمل كنند. به خوبي بياد دارم كه امام در بحبوحه انقلاب و در مقطعي كه هنوز پيروز نشده بوديم، در پاسخ به سئوالي در باب حضور گروههاي سياسي گفتند، ما حتي در امر پيروزي انقلاب هم با ماركسيستها همكاري نخواهيم كرد، اما امروز حتي در برابر حمايت صهيونيستها هم موضعگيري نميكنيم.
وي در خاتمه همچنين گفته است: اين مطالب در اين جمع گفته ميشود واگر پذيرفتهايم كه بايد به اين راه ادامه بدهيم، بحثي نيست، چرا كه بقول شيخ، ما حتي يك راه باريك هم پشت سر خودمان باقي نگذاشتهايم.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: نويسنده وبلاگ "كيستي ما " در اخرين پست وبلاگ خود به نفوذ انگارههاي فمينيستي و تحقير جايگاه پدر و همسر در سريالهاي طنز ايراني اشاره كرد.
به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، وحيد يامينپور نويسنده وبلاگ "كيستي ما " در آخرين پست وبلاگ خود درباره نفوذ انگارههاي فمينيستي و تحقير جايگاه پدر و همسر در سريالهاي طنز ايراني، نوشت: فردريش نيچه گفته بود مدرنيته دوران "زنانگي " است.
مردها موجوداتي دست دوم و كم مصرف (اگر نگوييم بي مصرف) اند كه جز دست و پاگيري و چلفتگي خاصيتي ندارند. دوران زنانگي يا زن زدگي زمان ورود زنان به عرصه قدرتطلبي و اظهار وجود است. دوراني كه تعاريف جديدي از جنسيت ارائه ميشود.
فهم تكاپوي روشنفكران در تحقير مرد و مردانگي و تقديس زن و زنانگي فراتر از چند مقاله در تقبيح فمينيسم است. چه آنكه در حاشيه تقبيح فمينيسم هم شاهد رفتاري فمينيستي زنان و مردان به اصطلاح ضد فمينيسم هستيم. از همه تاسف بارتر رفتار گيج كننده رسانه ملي در پايدار كردن تصوير غربي ضد اسلامي از زن و زنانگي و تحقير مرد است. اتفاقي كه تقريبا در تمام سريالهاي ايراني ميتوان رد پايي از آن يافت.
اين رخداد مخرب حتي در سريالهايي كه عليالظاهر براي نهادينه كردن يك انگاره فرهنگي يا با هدفي تبليغاتي ساخته ميشوند هم ديده ميشود. به عبارت ديگر رسانه در بسياري از اوقات براي درست كردن ابرو، چشم فرهنگ را از جاي در ميآورد.
اما اين اتفاق در مجموعههاي طنز به شكل كاملا آشكار قابل اشاره است و يا شايد بتوان گفت به سوژه اصلي طنزپردازان تلويزيوني بدل شده است. زنان در مجموعههاي ايراني همسران فداكار و مادران دلسوزي هستند كه اغلب قرباني حماقتها و ساده لوحيهاي همسران بيخاصيت خود ميشوند. مردها اغلب يا "خواب آلوهاي دست و پا چلفت "ي هستند كه از زير كار در ميروند و يا "خپلوهاي خوشگذران "ي هستند كه نسبت به همه چيز و همه كس بي تعهدند. فرزندان در اين ميانه تحت تاثير مادرند و ميآموزند كه بايد "باباي ببو " ي خود را در مواقع خاص نصيحت و يا به رفتارهاي سبك او عادت كنند.
در سريال "بچهها نگاه ميكنند "، مجموعه طنز نوروزي شبكه دو سيما، شش مرد سبك عقل و دست و پا چلفتي در خانهاي كه تركيبي از خانوادههاي به هم ريخته، شلخته و نامتعادل است، در هماوردي با زنان تحصيلكرده و اهل فكر شكست ميخورند و شكستهاي پي درپي آنها دستمايه خنده مخاطبين ميشود. سريال "موج و صخره " مجموعه طنز نوروزي شبكه تهران و "راه در رو " مجموعه ظنز نوروزي شبكه سه سيما نيز همين روابط سرشار از لودگي را در تحقير مرد و ترجيح فكر، چيره دستي و تشخيص زنان در خود دارد. در تمام اين سريالها فرزندان رها شده در خانواده فقط به فكر و دورانديشي مادران اتكا دارند و پدراني خوب ديده ميشوند كه فرمانبري از زنان را به خوبي آموخته باشند.
مردان "زن ذليل " در پارهاي اوقات دستمايه طنز و هجو و خنده مخاطبين است و در پاره اي اوقات نشاني از روشنفكري و همراهي با عرف و آمد روز دنيا.
"محبت مرد در برابر اطاعت زن " صدها سال قاعده طلايي حفظ چهارچوبهاي خانوادگي بوده است و خانواده ايراني نماد اين تعادل و قاعده هنري به حساب ميآمد. مردان همسران خود را دوست دارند و خود را به تامين "آسايش " خانواده متعهد مي دانند، از طرفي زنان اتكا و اعتماد به مرد را مي آموزند و كانون توليد آرامش خانواده اند. اين خلاصه تمام آن چيزي است كه در تعاليم ديني و سنتي خود آموخته ايم. تمام مطالعات معاصر در بررسي روابط ميان زن و مرد نشان مي دهد كه تضعيف مرد و تحقير او نه تنها به رضايت زن نيانجاميده كه حتي مقدمه اي براي جدايي و درگيري هاي رواني را فراهم آورده است. پدران و همسران ضعيف النفس به عنوان الگوي ارائه شده در مجموعه هاي تلويزيوني، از بين بردن تنها الگوي قابل دسترس كودكان است.
بر اساس تحقيقات جرم شناختي همچنين ثابت شده است كه حضور موثر پدر به عنوان عامل نظارتي در خانواده يكي از موجبات كاهش تمايل جوانان به بزه كاري است و از طرفي بيش از 60 درصد مرتكبان جرايم سنگين نظير تجاوز به عنف، نوجواني و جواني خود را بدون پدر سپري كردهاند.*
از طرفي در خانواده با خنثي كردن اثر محوري مرد و متزلزل كردن جايگاه او، بي تعهدي به همسر افزايش مي يابد. تحقيقات نشان مي دهد بسياري از مردان براي تسكين ناراحتي هاي ناشي از تحقير به سمت زنان ديگر سوق پيدا مي كنند. مرداني كه كمتر از همسرانشان درآمد دارند 5 برابر بيشتر به سمت ارتباط با زنان ديگر گرايش دارند و از طرفي زناني كه به همسرانشان وابستگي مالي د ارند، تا 75 درصد بيشتر از زنان مستقل به خانواده و همسرشان وفادار مي مانند.
متاسفانه مجموعه هاي تلويزيوني در اين خصوص وضعيت نگران كننده اي دارند. مي توان گفت حتي اگر رسانه ملي اراده كرده بود كه انگاره هاي فمينيستي را رواج دهد هم نتيجه چيزي جز اين نبود. مديران رسانه ملي بايد با جديت بيشتر سوژه هاي خانوادگي را در انواع آن از جمله طنز مورد نظارت قرار دهند. به نظر مي رسد اكنون بيش از همه نياز داريم ارتباط مستقيم اعتماد و اطاعت زنان از همسران با سلامت روابط ميان فردي به تصوير كشيده شود و از طرفي استقلال طلبي و قدرت طلبي خودخواهانه زنان مورد انتقاد قرار گيرد. مسئولان رسانه همچنين بايد مراقب باشند كه اشتباها رشد زنان در ايران پس از انقلاب را با جدايي آنها از خانواده و حضور استقلال طلبانه شان در اجتماع به تصوير نكشند. اين اتفاقي است كه متاسفانه در برخي مجموعه هاي تبليغاتي رسانه ملي رخ داده است. بطور مثال از سريال "فاكتور هشت " كه چندي پيش با هدف به تصوير كشيدن خودباوري و اعتماد به نفس ملي و رشد علمي ايران به نمايش درآمد، شخصيت اول داستان بانوي محقق و فرهيخته اي بود كه با زير پا گذاشتن سنت هاي مالوف خانوادگي در ايران پرشسهاي بزرگي را بوجود مي آورد.
سال هاست كه مقام معظم رهبري مسئولان صداوسيما را به اهميت و حساسيت حفظ بنيان هاي خانواده سفارش مي كنند. ايشان حتي در خصوص اثر رواني بازتاب درگيري هاي خانوادگي در تلويزيون هشدار جدي داده اند. از آن گذشته مقوله حراست از ارزشهاي خانوادگي و كاركردهاي سنتي آن يكي از محورهاي چهارگانه و ماموريتهاي اصلي مورد اشاره در حكم تمديد شده رئيس سازمان صداوسيماست.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: پادشاه عربستان در ديدار با گيتس نسبت به حمله اتمي ايران ابراز نگراني كردهاست.
به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، روزنامه جمهوري اسلامي نوشت: پادشاه عربستان در ديدار با گيتس نسبت به حمله اتمي ايران ابراز نگراني كرد. روزنامه واشنگتن تايمز درباره ديدار رابرت گيتس با ملك عبداله نوشت: پادشاه عربستان، از اين زاويه از ناآراميهاي منطقه ناراحت است كه اين بحرانها تا چه پايه بر نقش سعوديها به عنوان عامل موازنه كننده ايران، آسيب ميرساند.
به نوشته واشنگتن تايمز سعوديها بيش از آنكه از استقرار دموكراسي در مصر نگران باشند نگران تهديدي هستند كه حمله نظامي يك ايران مجهز به جنگافزارهاي اتمي ميتواند متوجه عربستان سعودي سازد. اين اظهارات نشان ميدهد عربستان و آمريكا توطئه تبليغاتي جديدي را عليه جمهوري اسلامي ايران در دستور كار دارند.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: پس از انتظار بالاخره آقا تشريف آوردند و زماني كه نوبت عمامه گذاشتن بر سر من شد، جلو رفتم و خواستم جملهاي كه آماده كرده بودم را بگوييم كه زبانم بند آمد و من محو تماشاي چهره ايشان شدم.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از مركز خبر حوزه، افرادي كه براي فراگيري علوم اهلبيت(ع) و نشر آموزههاي آنان وارد حوزه علميه ميشوند، ميدانند كه پس از چند سال به لباس مقدس سربازي امام زمان(عج) ملبس خواهند شد. هر طلبهاي دوست دارد به دست كسي معمم شود كه داراي جايگاه علمي، اخلاقي و معنوي بالايي باشد، از اين رو هر ساله طلاب زيادي به دست مراجع عظام تقليد و اساتيد برجسته اخلاق معمم ميشوند. اما ملبس به دست نائب امام زمان(عج) آرزويي كه در ميان تمامي طلاب مشترك است.
حجتالاسلام محمدحسن ترابي، طلبه پايه شش مدرسه علميه خاتمالانبياء، از جمله طلابي است كه به اين آرزو رسيده است و به دست مبارك مقام معظم رهبري ملبس به لباس مقدس سربازي امام زمان(عج) شد.
* براي معمم شدن دو دل بود كه... !
وي درباره معمم شدن خود گفت: در ميلاد امام رضا (ع) قرار بود تعدادي از طلاب مدرسه ملبس شوند؛ من هم كه هنوز پايه شش را تمام نكرده بودم، براي معمم شدن دو دل بودم، از اين رو استخارهاي گرفتم و پاسخ استخاره اين گونه آمد كه اگر اين كار را انجام دهي، تا پايان عمر براي تو پشيماني دارد! از اين رو منصرف شدم.
* دليل پشيماني در استخاره را فهميدم!
حجتالاسلام ترابي ادامه داد: در ايامي كه مقام معظم رهبري در قم حضور داشتند، همراه يكي از دوستان به تيپ امام صادق(ع) رفته بوديم، متوجه شديم كه در اين مركز از طلابي كه مايل به ملبس شدن به دست مقام معظم رهبري هستند، نامنويسي ميكنند. اين جا بود كه دليل پشيماني در استخاره گرفته شده را فهميدم، از اين رو به هر زحمتي كه بود نام نويسي كرديم.
وي به پايان سفر مقام معظم رهبري به قم و لغو شدن برنامه عمامه گذاري اشاره كرده و تصريح كرد: با توجه به اينكه اين برنامه لغو شده بود، ما بسيار ناراحت بوديم و لباسي نيز براي اين كار تهيه نكرديم، اما با تمديد شدن يك روزه حضور مقام معظم رهبري در قم، يك ساعت مانده به اذان ظهر، تماس گرفتند كه مراسم عمامهگذاري برگزار ميشود و بايد فوري خود را به دفتر مقام معظم رهبري برساني.
* يك عباي بزرگ را با سوزن و سنجاق اندازه نموديم!
اين طلبه با بيان اين كه در اين فرصت كم تنها ميتوانستم خود را به دفتر آقا برسانم، گفت: در ابتدا فكر ميكردم كه پس از گرفتن كارت فرصتي براي تهيه لباس در اختيار داريم، ولي متوجه شدم پس از گرفتن كارت بايد به داخل دفتر بروم؛ از اين رو لباسي از ديگر طلاب امانت گرفتم و با كمك يكي از طلاب عباي بزرگي هم كه به دست آورده بودم را با سنجاق و سوزن تهگرد اندازه نموديم!
* به هيچ قيمتي نميخواستم فرصت را از دست بدهم
وي با تأكيد بر اين كه به هيچ قيمتي حاضر نبودم اين فرصت را از دست دهم، به اشتياق ديگر طلاب براي حضور در محضر مقام معظم رهبري اشاره كرده و گفت: زماني كه در ميان طلاب به دنبال لباس ميگشتيم، آنها به من پيشنهاد ميكردند كه حاضر هستند چند ماه شهريه يا فلان مبلغ را به من بدهند و در عوض كارت ورود را از من بگيرند، ولي تنها مسئلهاي كه در آن لحظه تمام ذهن من را مشغول كرده بود، فقط رفتن به محضر آقا بود.
* ميخواستم به نائب امام زمان(عج) بگويم، اما...!
حجتالاسلام ترابي گفت: از زماني كه براي حضور در محضر مقام معظم رهبري و ملبس شدن به دست ايشان نامنويسي كردم، همواره فكر ميكردم كه در لحظه ديدن ايشان چه سخني بگويم كه كامل و جامع باشد. پس از انتظار بالاخره آقا تشريف آوردند و زماني كه نوبت عمامه گذاشتن بر سر من شد، جلو رفتم و خواستم جملهاي كه آماده كرده بودم را بگوييم كه زبانم بند آمد و من محو تماشاي چهره ايشان شدم!
وي با اشاره به اين كه همواره آرزو داشتم پشت سر معظمله نماز بخوانم، اظهار داشت: از آنجايي كه مراسم عمامه گذاري تا اذان ظهر به طول انجاميد، نماز را نيز به جماعت پشت سر آقا خوانديم؛ من دراين لحظه خدا را شكر كردم كه هم به دست نائب امام عصر(ع) ملبس شدم و هم نماز را پشت سر ايشان خواندم.
* انشاءالله لباس هميشگي شما باشد
اين طلبه خاطرنشان ساخت: سخني كه ايشان به همه ميفرمودند، اين بود كه خدا شما را از علماي عامل قرار دهد ولي با توجه به اين كه من كم سن و سالترين شخص در آن جمع بودم، با لبخندي علاوه بر آن جمله گفتند كه انشاءالله لباس هميشگي شما باشد.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: رهبر عظيمالشأن انقلاب با بوسه زدن بر تابوت آن يار ولايت و "مالك اشتر " زمان شهيد صياد شيرازي، افتخاري بس بزرگ به صياد بخشيدند.
به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، 12 سال پيش در چنين روزي- 21 فروردين 1378 هجري خورشيدي- يكي از توانمندترين و مخلصترين فرماندهان نظامي جمهوري اسلامي، به آرزوي ديرينهاش رسيد و 5 روز پس از آن كه در روز مباركي چون عيد سعيد غديرخم عيد ولايت، به دست نايب امام زمان (عج) مفتخر به دريافت درجه "سرلشكري " شد، درجهاي بسيار والاتر و غيرقابل مقايسه با نشانها و درجات دنيوي، از خداوند متعال، درجه "شهادت در راه الله " را دريافت كرد. وي توسط منافقين كوردل كه ضرب شست سختي از صياد در عمليات "مرصاد " خورده بودند، ترور شد و به شهادت نائل گرديد.
* شهيد صياد شيرازي و ولايت پذيري كامل
آن شهيد بزرگوار، در دوران ابتدايي جنگ تحميلي كه خيانتهاي سيد ابوالحسن بنيصدر رئيس جمهوري وقت و فرمانده كل قوا را ميديد، با آن كه اختلافات شديدي با اين فرد داراي شخصيتي خود رأي و فاقد سواد نظامي داشت؛ اما از آنجا كه بني صدر منصوب حضرت امام خميني (ره) بود، به نظر "ولايت فقيه " گردن مينهاد و از بني صدر تبعيت ميكرد. اين اوج ولايت پذيري است كه انسان با آن كه ضربات و اشتباهات يك فرد را كه با او اختلافات بنيادين هم دارد، ببيند و تنها به رضايت دل مولا و رهبرش بينديشد؛ خون دل بخورد ولي از امامش حتي نپرسد: چرا؟ بعد از بركناري بني صدر، با طراحي ها و انديشه هاي شهيد صياد، اوضاع جنگ به سود ايران تغيير كرد و به نوعي ضرباتي كه بني صدر خائن وارد كرده بود، جبران شد.
شهيد صياد شيرازي در دوران رهبري حضرت آيت الله خامنهاي هم، ولايتپذير بود و در صدد آن بود كه رضايت رهبر حكيم انقلاب را به دنبال داشته باشد. رهبر عظيم الشأن انقلاب هم با بوسه زدن بر تابوت آن يار ولايت و "مالك اشتر " زمان، افتخاري بس بزرگ به صياد بخشيدند.
* گذراندن سلسله مراتب
شهيد صياد شيرازي، از جمله افرادي بود كه تمام سلسله مراتب نظامي را از پايين ترين رده ارتش در زمان رژيم پهلوي تا فرماندهي نيروي زميني ارتش با حكم حضرت امام خميني (ره) و جانشيني ستاد كل نيروهاي مسلح با حكم حضرت آيت الله العظمي خامنه اي با تلاش و پشتكار مثال زدني طي كرد. وي يكي از تاكتيسين هاي بزرگ نظامي ايران بود كه در عمليات بسيار مهم؛ به ويژه آزادسازي خرمشهر و مرصاد (ضربه تاريخي به گروهك تروريست منافقين كه سال ها بعد، اين افراد شقي را دچار اضمحلال كامل كرد) نقش نخست را ايفا كرد. تبحر ويژه شهيد صياد شيرازي، آزادسازي مناطق اشغال شده از سوي رژيم بعثي صدام بود و پرافتخارترين دوران ارتش پس از انقلاب، زماني بود كه وي در كسوت فرمانده نيروي زميني ارتش، موجب آزادي بسياري از مناطق اشغالي كشور شد. وي جزو نخستين ارتشياني بود كه پس از غائله كردستان به آن استان رفت و نقش امنيتي و تاكتيكي مؤثري را ايفا نمود. شهيد صياد، مفهوم تحول با انقلاب اسلامي را عميقاً در روح و انديشه اش درك كرد؛ انقلاب به شهيد صياد، هويت واقعي نظامي- سياسي- امنيتي داد و از اين رو وي براي از دست نرفتن خاك كردستان، راهي اين ديار شد تا به فرمان حضرت امام كه فراخواني مردمي براي نجات كردستان از دست نيروهاي تجزيه طلب وابسته به شرق و غرب صادر فرموده بودند، عمل كرده باشد.
* ايجاد وحدت بين سپاه و ارتش
شهيد صياد شيرازي، بي شك بسيجي ترين فرد ارتش جمهوري اسلامي بود. ارتش، پس از انقلاب، هم چنان درگير مسأله موجوديتي و هويتي پس از انقلاب اسلامي و پي آمدهاي آن بود؛ ولي شهيد صياد، ضمن آن كه خود با سرعتي شگفت انگيز از اين مرحله عبور كرد؛ بلكه بسياري از نيروهاي ارتش را نيز با اين مفهوم كه انقلاب اسلامي مي خواهد كاري كند كه نظامي ايراني، آقاي خودش باشد نه نوكر مستشاران آمريكايي هم چون زمان شاه، آشنا كرد. شهيد صياد تلاش بسياري كرد كه روحيه بسيجي كه موجب نورانيت معنوي و صلابت بيش تر در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شده بود؛ وارد ارتش هم شود تا روابط و مناسبات خشك نظامي كه از قديم در ارتش ايران وجود داشت، در ارتش جمهوري اسلامي، جاي خود را به برادري و محبت و اخلاق اسلامي در عين رعايت نظم و انضباط و صلابت بدهد. او بدين وسيله سپاه و ارتش را به هم بسيار نزديك كرد و آن حالت رقابت و دوري را مبدل به رفاقت و نزديكي و اتحاد و يگانگي ارتشيان و سپاهيان كرد؛ تا جايي كه اين دو نيروي نظامي، موفق ترين عمليات هاي نظامي را در كنار يكديگر انجام دادند. بدين ترتيب، ناكامي هاي سال نخست جنگ تحميلي كه شهيد صياد شيرازي معتقد بود، به دليل عدم وحدت بين ارتش و سپاه بوده است، با اتحاد اين دو نيروي نظامي مبدل به توفيق در جبهه نبرد حق عليه باطل شد و رژيم بعثي عراق شكست هاي متوالي را متحمل شد.
وي پايهگذار "قرارگاه مركزي كربلا " بود كه نماد اشتراك ارتش و سپاه بود. اولين عمليات مشترك سپاه و ارتش، "طريقالقدس " بود كه موجب فتح بستان شد. وقتي پيش از اين عمليات، فرماندهان ارتش تحليل كردند، نقاط قوت ارتش عراق بسيار زياد است، شهيد صياد در كنار طرح عمليات نوشت: "با حضور نيروهاي بسيجي و سپاهي در كنار ارتش، تحولي واقع مي شود و تركيب مقدس ارتش و سپاه موجب پيروزي اسلام مي شود ". وي صريحاً وعده اين پيروزي را داد.
سرانجام اين مجاهد نستوه كه بارها از سوي گروهك نفاق به ترور تهديد شده بود، در 55 سالگي، بامداد 21 فروردين 78 به دست منافقي بدبخت، شربت شهادت نوشيد و به امام شهدا و ياران هم سنگرش كه غم دوري شان را سال ها تحمل كرده بود، پيوست.
منبع: تبيان
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: حمله اخير ارتش عراق به پادگان اشرف منجر به احتضار جريان نفاق شده است.
به گزارش خبرنگار گروه "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، رسالت نوشت: حمله اخير ارتش عراق به پادگان اشرف منجر به احتضار جريان نفاق شده است. در اين ميان مريم رجوي و ديگر سران گروهك منافقين كه در خارج از عراق زندگي ميكنند حاضر نيستند لحظهاي در كنار ساكنان اردوگاه اشرف قرار گيرند! اين خود همبستگي ميان سران و نيروهاي گروهك منافقين را نشان ميدهد! اين عاقبتي بود كه از همان ابتدا در انتظار منافقين بود. وقوع جنايات متعدد در ايران و عراق و همكاري با حزب بعث در مقابله با ايران اسلامي بخش اندكي از كارنامه سياه گروهك تروريستي منافقين محسوب ميشود. در اين ميان مشخص نيست كه منافقين درصدد انكار چه مسئلهاي هستند؟
صدام در مدت زمان حيات خود و از زمان حضور منافقين در عراق ميليون ها دلار به گروهك تروريستي منافقين كمك كرد. صدام از ابتداي حضور منافقين در عراق، از سال 1986 تا 1992 ماهيانه 15 ميليون دلار به اين سازمان تروريستي كمك مي كرد.اين مبلغ پس از سركوب ناجوانمردانه كردهاي شمال عراق و كشتار شيعيان در انتفاضه جنوب عراق، از سال 1993 تا 2002 به 30 ميليون دلار در ماه افزايش يافت ضمن اينكه ماهيانه 10 ميليون دينار نيز به دستور صدام به اين سازمان اختصاص يافت .اما مسئله تنها به اين نقطه ختم نمي گرديد. سيستم جمع آوري مالي منافقين موسوم به “سيستم مالي اجتماعي “ كه كار جمع آوري اعانه يا همان گدايي از مردم كشورهاي اروپايي، آمريكايي و كانادا را بر عهده داشت نيروهاي خود را به گونهاي آموزش داده بود تا به بهانه كودكان بي سرپرست از مردم اين كشورها پول جمع آوري كرده و از طريق پولشويي به سيستم مالي منافقين تزريق كنند.در هر صورت منافقين به عنوان مهره هاي سوخته ايالات متحده و مهره هاي وابسته به صدام حسين ديكتاتور سابق عراق به پايان خط رسيده اند.در برهه فعلي منافقين سعي در مظلوم نمايي دارند.بديهي است كه مسئوليت فريب مهرههاي منافقين نيز بر عهده مريم قجر عضدانلو و مسعود رجوي و مهدي ابريشمچي و ديگر سران گروهك تروريستي منافقين است. بنابراين در اين ميان بهانه اي جهت تطهير چهره آلوده و كثيف منافقين وجود ندارد.با اين وجود كشورهاي غربي و ايالات متحده در صددند تا به هر نحو ممكن اين مهره هاي سوخته را در گوشه اي از اين دنيا جاي دهند .نيروهاي ارتش عراق در راستاي اجراي تصميمات دولت و مفاد قانون اساسي اين كشور براي برچيدن اردوگاه گروهك تروريستي منافقين موسوم به "اردوگاه اشرف " به قلب محل استقرار مهره هاي رجوي حمله كردند.تلاش براي پاكسازي عناصر منافقين در حالي صورت مي گيرد كه وزارت امور خارجه عراق به صورتي رسمي اعلام كرده است كه حضور اين گروه در عراق بر خلاف قانون اساسي اين كشور است .با اين وجود بقاياي فرقه رجوي در سايه حمايت برخي كشورهاي غربي مخصوصا انگلستان و فرانسه حاضر به ترك عراق نيستند.گروهك تروريستي منافقين كه در كارنامه خود ترور12000 نفر ،از مقامات سياسي گرفته تا مردم عادي و حتي دانش آموزان دبستاني را دارد، در حال احتضار است و آخرين نفسهاي خود را در خاك عراق مي كشد.اينها همه تاوان سه دهه جنايت منافقين عليه فرزندان ايران است.جناياتي كه نمي توان با مظلوم نمايي در برابر دوربينهاي شبكه تلويزيوني منافقين آنها را كتمان كرد.جريان نفاق در پادگان اشرف در حال خرد شدن است و مويه كردن هاي مريم قجر عضدانلو و مهدي ابريشمچي در غياب مشكوك و مملوء از ابهام مسعود رجوي نيز نمي تواند فايده اي به حال گروهك تروريستي منافقين داشته باشد.
گروهك تروريستي منافقين طي سالهاي اخير بارها از دولتهاي غربي خواسته است تا موانع و محدوديهاي پيش روي اين گروهك را جهت ارتكاب اعمال تروريستي مرتفع نموده و امكانات مالي و تسليحاتي گستردهاي را در اختيار آنها قرار دهد. لازم به ذكر است كه ستاد فرماندهي گروهك منافقين كه هدايت و حمايت مالي اقدامات تروريستي آن در كشورهايي مانند عراق و ايران را برعهده دارد در حومه شهر پاريس فرانسه، در محلهاي به نام اور قرار دارد. اما لندن يكي از اصليترين حاميان گروهك تروريستي منافقين محسوب ميشود. دولت انگليس سال گذشته به منظور هموار كردن راه براي شروع مجدد اقدامات خشونت آميز توسط منافقين، آنان را از فهرست تروريستي خارج كرد و اجازه داد تا مراكز هدايت عمليات خود را در آن كشور گسترش دهند. بنابراين سران منافقين و غرب خود مسئول جنايات گروهك منافقين هستند. در اين ميان كشور انگليس نقش بسيار مهمي بر عهده دارد.واقعيت امر اين است كه منافقين كه عملا مرگ سياسي خود را به چشم ديده اند، هم اكنون در راستي بقاي حداقلي خود جهت زندگي ابتدايي و ذليلانه دست به هر راهي مي زنند. چندي پيش شاهد بوديم كه گروهك تروريستي منافقين در واكنش به تصميم دولت عراق براي بستن مقر اين گروهك(اردوگاه اشرف) و اخراج آنها از خاك عراق از شوراي امنيت و اشغالگران آمريكايي درخواست كمك كرد. گروهك منافقين در بيانيهاي به زعم خود، شوراي امنيت و نيروهاي چند مليتي(به رهبري آمريكا) را به محكوم كردن اين بيانيه ها (تصميم دولت عراق) و تائيد احترام به حقوق ساكنان اردوگاه اشرف در چارچوب كنوانسيون هاي بين المللي فراخواند!اما اين اقدام منافقين نيز فايده اي براي آنها نداشت . در اين ميان منافقين سعي دارند جهت بقاي حداقلي خود از طرفداران سردرگمشان در پارلمانهاي كشورهاي اروپايي كمك بگيرند.اقدام اخير ارتش عراق در خصوص حمله به پادگان اشرف در حالي صورت ميگيرد كه شهروندان عراقي نيز بارها خواستار محاكمه سران و اعضاي گروهك منافقين شدهاند. مگر ميتوان جنايات منافقين عليه ملت عراق را نيز منكر شد؟ مگر كارنامه سياه منافقين جايي براي توجيه اقدامات تروريستي و كشتار مردم بي گناه توسط آنها باقي ميگذارد؟مگر تاريخ مي تواند همدستي مسعود رجوي و صدام حسين در كشتار ملت ايران و عراق را فراموش كند؟آيا ملت عراق حق ندارند ننگ حضور منافقين در خاك عراق را از دامان خود پاك كنند و برا ي هميشه از شر اين گروهك تروريستي رهايي يابند؟
منافقين ناچارند خاك عراق راترك نمايند تا آخرين نفسهاي عمر سياسي خود را در انزوا و تحقيرسپري نمايند. اين سرنوشتي است كه سران گروهك منافقين بايد با آن دست و پنجه نرم كنند و سزاي سه دهه جنايت را به بدترين نحو ممكن دريافت كنند.
انتهاي پيام/ك