راسخون

شهید صیاد شیرازی

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی

  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی

  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی

  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی
  • آلبوم تصاویر شهید صیاد شیرازی

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 


صیاد مرد عمل بود


  

به مناسبت سالگرد شهادت امیرسپهبد علی صیاد شیرازی، میزگردی با حضور امیر سرتیپ سیدحسام هاشمی – (رییس دفتر عمومی حفاظت اطلاعات فرماندهی معظم كل قوا) - و سردار سرتیپ پاسدار محمدجعفر اسدی – (جانشین معاونت بازرسی ستاد كل نیروهای مسلح) برگزار شد.

در این میزگرد، امیرسرتیپ سیدحسام هاشمی با گرامیداشت یاد و خاطره شهید صیاد شیرازی اظهار داشت: برای صیاد شیرازی كه استان كردستان را از دست منافقان آزاد كرد، همین كافی بود كه مقام معظم رهبری بر تابوتش بوسه بزنند. ابعاد مختلف زندگی این شهید می‌تواند برای جوانان بهترین الگو باشد. شهید صیاد سعی می‌كرد از موقعیت‌ها بهترین فرصت‌ها را ایجاد كند و بهترین باشد.

  

وی ادامه داد: هر جا نیاز می‌شد، شهید صیاد به‌موقع آ‌نجا حضور می‌یافت و موجب تقویت روحیه سپاه، ارتش و بسیج می‌شد. به عنوان مثال، وقتی گرهی در عملیات والفجر 2 ایجاد شد، اولین هلی‌كوپتری كه در منطقه به زمین نشست، هلی‌كوپتر شهید صیاد شیرازی بود كه با حضورش نیروها را هلی‌برن می‌كرد و جسارت این فرمانده باعث تاثیرگذاری در دیگران می‌شد.

شهید صیاد مرد عمل بود، می‌گفت: وقت برای خوابیدن زیاد است، و الان هفت سال است كه انگار خوابیده است

هاشمی اظهار داشت: شهید صیاد شیرازی از نیروها بهترین استفاده را می‌كرد. وقتی فرمانده نیروی زمینی ارتش شد، از بهترین استادان دافوس برای طرح‌ریزی استفاده می‌كرد و بچه‌های سپاه در كنار همین استادان، استاد می‌شدند و بیشتر فرماندهان سپاه از دانش شهید صیاد استفاده ‌كرده‌اند. بنی‌صدر مخالف سپاه بود، اما صیاد میدان را برای سپاه باز كرد.

وی در بخش دیگری از این میزگرد گفت: گروهك دموكرات كه فاتحه آن در سال 54 خوانده شده بود، دوباره در مهاباد تشكیل شد .اما صیاد و دوستانش در برابر حملات آنها به پادگان های مهاباد، مریوان و سقز ایستادند و پادگان ها را حفظ كردند. وقتی كردستان در دست گروهك منافقان بود، شهید صیاد شیرازی با طرح «بستن مرزها» پیش بنی‌صدر رفت، بنی‌صدر نیز می‌خواست از او استفاده كند، چون صیاد را با استعداد می‌دید، گفت: ‌اگر حرفی دارید بروید كردستان را آزاد كنید. شهید صیاد شیرازی با به كارگیری نیروهای سپاه و مردم، سنندج را آزاد كرد و این‌جا بود كه بنی‌صدر دید صیاد می‌تواند پلكانی برای ترقی خود باشد و بلافاصله بعد از آزادسازی سنندج، مریوان و دیواندره، درجه سرهنگی به صیاد اعطا كرد، ولی صیاد برای خدا كار می‌كرد و مستقل بود و برای خدا و انقلاب فكر كردن و تقویت سپاه باعث شد بنی‌صدر با او مخالفت كند و 15 روز قبل از آغاز جنگ تحمیلی او را از فرماندهی خلع كرد و درجه‌هایش را پس گرفت، چون شهید صیاد از امام خمینی (ره) و شورای انقلاب تبعیت می‌كرد.

  

وی افزود: تز شهید صیاد در آزادسازی شهرهای كردستان از دست منافقان این بود كه بعد از محاصره شهرها اجازه نمی‌داد كسی شبانه وارد شهر شود، مبادا کسی بیگناه كشته شود، هر چند منافقان نیز در حال فرار بودند. 29 اسفند 59 اوج درگیری بنی‌صدر با شورای انقلاب بود، شهید صیاد عده‌ای از دوستان را در قلعه فلك‌الافلاك خرم‌آباد جمع كرد كه بالاخره با بنی‌صدر چه باید كرد؟، همان شب امام راحل شورای انقلاب را جمع كردند و فرمودند: بگذارید بنی‌صدر به كارهایش برسد و بنی‌صدر نیز مصاحبه‌ای انجام داد كه پخش شد. در قلعه‌ فلك‌الافلاك قرائت قرآن شروع و پایان جلسه بود و همین امر باعث شد خیلی‌ها از جمله من اعترض كنند كه یعنی چه؟ پس این جا برای چه جمع شده‌ایم؟. شهید صیاد گفت: مگر نشنیدید ما مطیع امر ولایت هستیم، اگر حرفی علیه بنی‌صدر بزنیم، خلاف امر ولایت است.

  

امیرهاشمی در پایان گفت:

شهید صیاد مرد عمل بود، می‌گفت: وقت برای خوابیدن زیاد است، و الان هفت سال است كه انگار خوابیده است.

بنی‌صدر وقتی با امام راحل وارد كشور شد، معروف بود، اما عاقبت وی آن شد، ولی صیاد گمنام برای خدا كار كرد و عزت یافت.

در این میزگرد، سردار سرتیپ پاسدار محمدجعفر اسدی - جانشین معاونت بازرسی ستاد كل نیروهای مسلح - نیز با گرامیداشت یاد و خاطره ایثارگری‌های هشت سال دفاع مقدس گفت: شهید صیاد شیرازی را باید با مردان صدر اسلام مقایسه كنیم.

وی ادامه داد: صیاد را باید از دید انقلاب و جایگاهش مقایسه كرد.

نماز شب صیاد حتی وقتی كه در آمریكا آموزش می‌دید، فراموش نمی‌شد و عزت نفس و اراده قوی خود را حفظ كرد و از اقیانوسی از ناپاكی‌ها پاك بیرون آمد.

مثلا ما قلٌه رفیع و بزرگی به نام بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی را داریم و ستاره‌هایی كه در آسمان این قله می‌درخشند. اگر دشمنان قبل از انقلاب به این ستاره‌ها دست می‌یافتند، آنها را محو می‌كردند. شخصیت صیاد باید تبیین شود تا همه با او بهتر آشنا شوند و مشخص شود چه شخصیتی است؟

او گفت: شهید صیاد یكی از استوانه‌های ارتش بود و هر كسی با ارتش دشمن بود، نمی‌خواست كه صیاد آنجا باشد و بنی‌صدر یكی از آنها بود. اولین مشخصه صیاد عبد بودن او بود و اطاعت بی‌ چون و چرا از خدا، پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) بود و در همین سلسله مراتب به بسیجی واقعی حضرت امام راحل می‌رسید و اگر ارتش را دسته‌بندی كنیم، برخی افراد حاضر در آن، در هر مقطعی زینت ارتش هستند.

  

سردار اسدی اظهار داشت: ارتش در زمان شاه تشكیل شده بود و آن روزها شعار این بود كه ما ارتش را نمی خواهیم. ‌توحیدی می‌خواهیم. اما امام راحل این ارتش را حفظ كردند. برخی دوستان ناآگاه هم خواستار محو ارتش بودند، چون معتقد بودند درست نمی‌شود و نقش ستارگانی چون شهید صیاد در آن تاریكی مشخص می‌شود.

وی یادآور شد:

نماز شب صیاد حتی وقتی كه در آمریكا آموزش می‌دید، فراموش نمی‌شد.صیاد عزت نفس و اراده قوی خود را حفظ كرد و از اقیانوسی از ناپاكی‌ها، پاك بیرون آمد.

شهید صیاد در قالب یك انسان آزاده در قلب همه انسان های آزاده جای دارد و در ارتش، سپاه، بسیج، خیابان، كسبه و تجار، همه صیاد را دوست دارند و آن هم به دلیل خدایی بودن و عشق به مردم داشتن اوست. چون همه كارهایش را به خاطر خدا انجام می‌داد. از دانشكده افسری تا زمان شهادت هیچ شبی بیشتر از سه تا چهار ساعت نخوابید.

  

سردار اسدی با ذكر خاطره‌ای گفت: در یكی از شب‌های سرد زمستان به یكباره متوجه شدیم بچه‌های اطراف ما همه سوار ماشین شدند و بخاری را روشن كرده‌اند. من هم رفتم داخل و شهید صیاد را صدا زدم كه تا فرود آمدن هلی‌كوپترها پیش ما بیاید، شهید صیاد آمد و گفت: آب دارید؟ قمقمه آب را گرفت و خیلی آرام بعد از باز كردن بند پوتین‌هایش وضو گرفت و در آن هوای سرد روی خاك نماز به جا آورد. همه تعجب كرده بودند و وقتی یك لقمه نان با حلواشكری تعارف كردیم، تازه یادش آمد شام نخورده است. به مسائل مادی اهمیت نمی‌داد، فقط به دنبال این بود كه لبخند حضرت امام راحل را بعد از كسب موفقیت ببیند.

  

وی در پایان گفت: در طول دفاع مقدس و بعد از آن هر جا دعوت می‌شد، با روی باز می‌پذیرفت؛ اما از خودش چیزی نمی‌گفت. بنابراین این شخصیت را نمی‌توان با نوشتن چند كتاب و برگزاری چند جلسه شناخت و همه شهدا را هم همینطور.

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 


شهید امیر سپهبد علی صیاد شیرازی ، سال 1323 در شهرستان درگز از توابع استان خراسان دیده به جهان گشود . پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه به دانشكده افسری راه یافت و با موفقیت آن را پشت سر گذاشت . او سپس برای تكمیل دوره توپخانه به امریكا اعزام شد و بعد از دو سال آموزش شبانه روزی ، بر اثر هوش فوق العاده و توان نظامی بالا ،‌ممتازترین دانشجوی آن دوره شناخته شد و به كشور بازگشت .

 

شهید صیاد شیرازی در كنار تحصیل علوم نظامی و ارتقا به مدارج بالا ، ضمن شناسایی و ارتباط با نیروهای مبارز و تشكیل هسته های انقلابی در داخل ارتش ، فعالیتهای اسلامی را نیز دنبال می كرد تا آنجا كه به علت این فعالیتها توسط ساواك دستگیر و زندانی شد . با پیروزی انقلاب اسلامی ، او به طور كامل خود را وقف انقلاب و نظام اسلامی كرد و تا هنگام شهادت هیچ گاه از مجاهدت در راه خدا و خدمت به نظام و كشور اسلامی ، غافل نشد .

برخی از فعالیتهای شاخص آن شهید بزرگوار را به این شرح می توان برشمرد :

ـ طراحی و اجرای عملیات پاكسازی كردستان در سال 1358 به همراه برادران سپاه

ـ حضور مداوم در جبهه های غرب و جنوب كشور در سطوح عالی فرماندهی

ـ همكاری با سپاه پاسداران در اوایل جنگ ، علیرغم مخالفت بنی صدر

ـ دریافت درجه سرهنگی پس از فرار بنی صدر و انتصاب به فرماندهی شمال غرب كشور

ـ انتصاب به فرماندهی نیروی زمینی ارتش با حكم حضرت امام خمینی رحمه الله علیه

ـ فرماندهی كلیه عملیاتهای سپاه اسلام از سال 1360 تا 1365 به همراه فرماندهان ارشد سپاه

ـ طراحی عملیات و هدایت رزمندگان اسلام در عملیات مرصاد علیه منافقین

ـ معاونت بازرسی ستاد كل نیروهای مسلح

ـ جانشین رئیس ستاد كل نیروهای مسلح از سال 1372

سرانجام این سرباز فداكار اسلام در تاریخ 21 فروردین 1378 در حالی كه فقط چند روز از اهدای درجه سرلشگری از طرف مقام معظم رهبری به ایشان گذشته بود ،‌هدف گلوله های منافقین بزدل قرار گرفت و عاشقانه به شهادت رسید .

تیمسار سپهید علی صیاد شیرازی جانشین ستاد كل نیروهای مسلح روز شنبه 21 فروردین ماه 1378 در حوالی خانه اش مورد سوءقصد عوامل تروریست قرار گرفت و به شهادت رسید . ساعت 6 و 45 دقیقه صبح این روز ، كه تیمسار صیاد شیرازی با اتومبیل خود به قصد عزیمت به محل كارش از خانه خارج شده بود ، مورد هجوم مرد ناشناسی قرار گرفت و به شدت مجروح شد ، اهالی محل كه از این حادثه مطلع شده بودند بلافاصله او را به بیمارستان فرهنگ انتقال دادند كه متأسفانه بر اثر شدت جراحات وارده ، تلاش پزشكان برای نجات وی بی نتیجه بود و او در بیمارستان به شهادت رسید .

 

به گفته شاهدان ، مرد تروریست با پوشش لباس رفتگر در حوالی خانه شهید به كمین نشست و تیمسار را هنگام خروج از خانه به رگبار بست ، در این حال شهید صیاد كه سوار بر خودرو تویوتای سفید رنگ خود بود مورد اصابت گلوله تروریست واقع شد .

در پی این حادثه یك سخنگوی گروهك های تروریستی منافقین در تماس با خبرگزاری فرانسه در نیكوزیا مسئولیت این جنایت را برعهده گرفت .

سپهبد شهید علی صیاد شیرازی جانشین رئیس ستاد كل نیروهای مسلح در آخرین سخنرانی خود كه در جمع فرماندهان و مسئولان بلندپایه این ستاد ایراد شد ، داشتن بینش صحیح را لازمه آلوده نشدن زندگی به آلودگی و انحراف دانست و متن كامل سخنان شهید سپهبد علی صیاد شیرازی چنین است :

 

اعوذبالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنك سلطاناً نصیراً

اللهم كن لولیك الحجت بن الحسن صلواتك علیه و علی ابائه فی هذه الساعه و فی كل الساعه ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسكته ارضك طوعاً و تمتعه فیها طویلاً

اللهم اجعل من انصاره و اعوانه

برای شادی ارواح پاك و مطهر شهدای انقلاب اسلامی و شادی روح مطهر حضرت امام رضوان الله علیه و سلامتی و تندرستی رهبر و فرمانده معظم كل قوا سه تا صلوات بفرستید . ( اللهم صل علی محمد و آل محمد )

تذكری كوتاه دارم هم به خودم و هم به شما عزیزان و بعد با دعایی جلسه را تمام می كنیم . تذكر بر این است كه خداوند متعال به عمل صالح ما ارزش قائل است و اگر در زندگی خود دائماً در انجام عمل صالح بتوانیم به پیش برویم و بازدهی كار خودمان را افزایش بدهیم ، خداوند به ما امتیاز می دهد و زمینه عاقبت به خیری همه ما فراهم می شود . بعد از بیست سال از عمر با عزت انقلاب اسلامی این تجربه بسیار پرمعرفت نصیب همه ما شده است كه بدانیم پشتوانه عمل صالح ما در زندگی انقلابی خودمان در این نظام مقدس جمهوری اسلامی عمدتاً بر دو پایه استوار بود : یكی از انگیزه ای كه در وجود ما حاكم است و دوم بینشی كه برای شناخت راه داریم . با انگیزه سالم كه نشأت گرفته از ایمانمان به راه راست است ، خداوند متعال به ما روحیه و نشاط لازم را برای انجام عمل صالح می دهد . به طوری كه همیشه برای هر برنامه ای و هر عملی كه به عنوان وظیفه و انجام تعهدات خودمان در صحنه نظام جمهوری اسلامی می خواهیم به پا بخیزیم و تلاش بكنیم و نظارت خداوند را بر كارهایمان ببینیم . این انگیزه به ما كمك می كند كه با روحیه خستگی ناپذیر در صحنه باشیم . همان روحیه ای كه حركت میلیونی امت شهید پرورمان را در جهت به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی در تمام لحظات و تنگناهایی كه برای انقلاب خطر پیش می آمد . برای دفاع از دستاوردهای انقلاب همت گماشتیم و داشتن بینش كه از آگاهیهای ما ،در درسهای ما ، دانشهای ما ، علم ما ، ابتكاراتمان و همه آن نبوغی كه خداوند در وجود فرد ، فرد ما گذاشته است ، استفاده بكنیم كه راه را گم نكنیم ، چون برای تكامل در این مسیری كه قدم گذاشتیم حتماً نیاز به بینش داریم . بینش به ما آگاهی می دهد ، شناخت می دهد تا راه را از چاه تشخیص بدهیم . آن مسیر روشنی را كه حضرت امام رضوان الله علیه برای ما مشخص كرد و جانشین بر حق امروز سكاندار آن راه است ، راه روشنی است ولی اگر بینش قوی و عمیق نباشد ، در زندگی ما خطر آلودگی است ، خطر انحراف است و برای ادامه راه هم ما به این دو عامل قوی و مهم نیاز داریم بنابراین در پیشگاه خداوند متعال مسئلت داشته باشیم از این كه خداوند آن قدر به میزان الهی بودن انگیزه ما بیفزاید كه دائماً با روحیه و نشاط قوی بتوانیم در این فراز و نشیب ها قدم برداریم از خداوند بخواهیم كه روز به روز بینشمان را قوی تر و عمیق تر كند كه در مسیری كه قدم برمی داریم خدایی ناكرده منحرف نشویم .

بسم الله الرحمن الرحیم

من علینا بظهور ولیك و عجل یالفرج و العافیه و النصر اللهم احفظ علماء الاسلام ،اللهم وفق و ایده ، اللهم ایه آیه الله خامنه ای اللهم احفظ و وفقه و ثبته

و السلام علیكم و رحمه الله و بركاته

آنچه در ذیل می خوانید ،‌مشروح مصاحبه كوتاه و منتشر نشده ای است كه از جهتی در ارادت و عمق علاقه قلبی امیر سرافراز اسلام شهید سپهبد علی صیاد شیرازی را به معمار كبیر انقلاب اسلامی امام راحل (ره) نشان می دهد . وقتی از آن شهید والا مقام پس از مصاحبه یك و نیم ساعته ای كه داشتیم مجدد درخواست نمودیم مصاحبه كوتاه دیگری برای ستون ناگفته های دفاع مقدس داشته باشند علی رغم خستگی و حجم كاری كه داشتند با همان صفا و خلوص نیت با گشاده رویی و لبخند پرمعنایی فرمودند :

 

اگرچه خاطرات به یاد ماندنی را گفته ام و تقریباً ناگفته ای ندارم لاكن به یك خاطره ای كه شاید كمتر بیان كرده باشم اشاره می كنم و سپس برای این كه حقیر و همكارم را به استمرار چنین حركتی تشویق فرمایند رسماً‌از ما دعوت نمودند كه به كلاس معارف دفاع مقدس ایشان در دانشكده افسری امام علی (ع) نیز برویم و از خاطرات به یاد ماندنی آن كلاس نیز بهره مند شویم كه البته ماجرای دانشكده افسری نیز داستان مفصلی دارد كه در فرصتی مقتضی بیان خواهیم نمود . در هر صورت توجه خوانندگان محترم را به مشروح مصاحبه منتشر نشده این شهید بزرگوار بدون هیچ اصلاحیه نگارشی به منظور انتقال همان طراوت و تازگی و سادگی و خلوصی كه ایشان داشتند درج می نماییم امید است مورد رضایت حق تعالی و رهپویان راه ولایت و روح مطهرش قرار گیرد انشاالله «ق ـ ح»

من یك خاطره ای را می گویم كه كمتر گفته ام نمی گویم ناگفته است . توی این نشست یك طوری شده كه من فكر می كنم الان فضای من ، یك فضای معنوی و خوبی شده ، حالا یا توی خودم هستم و یا شما هم الحمدالله نقش دارید برای من عرض كنم یك شب در جبهه بودم به صورت خیلی ناراحت خوابیدم البته این از وضعیتی بود كه داشتم ، خیلی دلم گرفته بود ، ساعت 30/1 یا 2 نیمه شب بود كه خوابیدم و بلافاصله خوابی را دیدم ، خواب دیدم در قرارگاهی كه بودیم گفتند امام می خواهد تشریف بیاورد ، خوب من كه خیلی دلم گرفته بود و چون به امام خیلی تكیه داشتم و از امام خیلی برای حال و روحم بهره می بردم ، اسم امام را كه شنیدم خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم گفتم كه : خیلی خوب ، حالا كه امام می آیند باید یك جوری امام را تنها گیرش بیاورم و با او درد دل كنم با خود گفتم من نمی توانم در جمع حرف دلم را بزنم كه او مرا كمك كند جمعمان هم زیاد بود تمام فرماندهان صف كشیده بودند ، خوب برخلاف همیشه كه امام ثابت می ایستادند و دیگران می رفتند دست بوسی كنند ، این بار امام از جلوی صف رد می شدند راه می رفتند و با همه خوش و بش می كردند و صحبت می كردند یك لبخند و تبسم ظریفی هم بر چهره مباركشان بود ( یكی از عكسهای امام هست كه چنین تبسمی را دارند ، جاهای مختلفی این عكس را پخش كردند ) یك تبسمی شبیه به آن عكس داشتند ، امام حركت نمودند تا به من رسیدند ، همین كه به من رسیدند ، من خودم را گم كردم ، دست و پایم را گم كردم البته من هم مثل بقیه دست بوسی كردم و امام رد شدند منتها از دو سه نفر نگذشته بودند كه یك دفعه برگشتند و به من نگاه كردند وقتی برگشتند كاملاً معلوم بود كه دیدشان مستقیم به من متمركز شده ، امام این جمله را فرمودند : شما كارتان درست می شود ، نگران نباشید .

سرتیپ پاسدار مصطفی ایزدی

 

به بهانه شهادت سپهبد صیاد شیرازی

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدواالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا

زیر شمشیر غمش رقص كنان خواهم رفت

كان كه شد كشته او نیك سرانجام افتاد

سردار سرافراز جبهه توحید و بسیجی آشنای جبهه های افتخار و شرف ، سپهبد علی صیاد شیرازی این سربردار همیشه بیدار و جهادگر عرصه های پیكار و شیر بیشه شجاعت و فضیلت و عاشق بی قرار شهادت و اسوه ایثار و اخلاص و استقامت با صدق و صفا و مظلومیت پس از عمری جهاد خالصانه و جانبازی در خطوط مقدم دفاع از اسلام و ولایت اجر خویش را همچون مولایش امیرمومنان علی (ع) با فرق خونین گرفت و به دیدار معشوق شتافت و شهید شاهد جوار قرب حضرت حق گردید .

او عاشق دلسوخته ای بود كه در گستره خونین جبهه های نبرد از كردستان تا خوزستان به جهاد و نماز نیایش می پرداخت و در جهاد افضلش اوج بندگی خویش را به نمایش می گذاشت او عبادتش جهاد بود و جهادش عبادت و در اسلام و امام چنان ذوب شده بود كه میتوان او را در حقیقت گواه گویایی از موفقیت انقلاب اسلامی در تربیت انسانهایی والا دانست كه شگرف ترین سجایای اخلاقی و مدیریتی را از خود بروز می دهند . فرازهایی از وصیت نامه سراسر معرفت گویای این حقیقت است كه او انسان اسلام بود و برمبنای همین هویت چنین می نویسد :

خداوندا ! این تو هستی كه قلبم را مالامال از عشق به راهت ، اسلامت ، نظامت و ولایتت قرار دادی ، خدایا تو خود می دانی كه همواره آماده بوده ام آنچه را كه تو خود به من دادی در راه عشقی كه به راهت دارم نثار كنم كه اگر جز این نبودم آن هم خواست تو بود . پروردگارا رفتن ما در دست توست من نمی دانم چه موقع خواهم رفت ولی می دانم كه از تو باید بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار ده و آنقدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم … خداوندا ولی امرت حضرت آیت الله خامنه ای را تاظهور حضرت مهدی (عج ) زنده ، پاینده و موفق بدار آمین یا رب العالمین .

ادوار زندگی سرشار از خدمتش به حق نمونه ای مجسم در خدمتگزاری بر این طریق بود و برای نیل به مقصود دمی آرامش نداشت . او فرماندهی متدین ، جدی ، امیدوار ، سخت كوش ، و با اخلاص بود ، و الگویی كم نظیر و عالی در خدمتگزاری و وفاداری به نظام و عشق به ولایت بود در واقع زندگی مشحون از مجاهدات او را می توان به عنوان هنر مردان خدا كه با شهادت به اكمال رسیده است مرور كرد و از آن انگیزه ای عالی برای تداوم راهش گرفت :

او در خانواده ای متدین و سلحشور در شمال خراسان (درگز) متولد شد . و از بدو شناخت خود در طریق اسلام گام نهاد و ورود به ارتش و طی دوره های تخصصی در خارج از كشور و توجه و جاذبه فرماندهان عالی آن زمان به وی كه به واسطه ممتاز بودنش ایجاد شده بود كوچكترین خللی در عزم جزم او مبنی بر قرارگرفتن در راه اسلام و ولایت ایجاد نكرد و از همان آغاز خدمت در شرایط سخت نیروهای مسلح آن زمان شروع به فعالیت های اسلامی نمود ، او از 25 سال پیش در شهر شهید پرور اصفهان شروع به فعالیتهای اسلامی و انقلابی با همراهی همرزمان شهید سرلشگر پاسدار شهید كلاهدوز و تیمسار شهید اقارب پرست نمود و به واسطه همین فعالیتها قبل از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی محور ارتش انقلابی در اصفهان سرباز اسلام صیاد شیرازی بود كه در ایجاد كمیته دفاع شهری در اصفهان نقش كارساز داشت و از همان زمان در ارتباط با رهبر معظم انقلاب اسلامی كار ساماندهی ارتش را به انجام رساند و با آغاز بحران كردستان جزء اولین فرماندهانی بودكه وارد منطقه شد و به یاری شهید سعید دكتر مصطفی چمران شتافت و در اقصی نقاط كردستان از جمله سردشت ، حماسه ها آفرید و پس از تشدید بحران به دلیل عملكرد هیئت اعزامی از طرف دولت موقت در آغاز سال 59 نسبت به آزادسازی شهر سنندج پس از نبرد خونبار به همراه یگانهای سپاه ( و به قول خویش تركیب مقدس ارتش ، سپاه ، بسیج و نیروهای بومی ) اقدام نمودند و پس از آن ظرف مدت سه ماه با سرعت و قاطعیت با تركیب نیروهای ارتش و سپاه و حضور فعال و كلیدی ایشان مناطق مریوان ، دیواندره ، سقز ، بانه و … پاكسازی و حاكمیت موثر نظام برقرار گردید و با كیاست و هوشیاری ، تحركات رژیم بعثی را به اطلاع مركزیت نظام رساند و در این راه مجاهدات ارزشمندی را در جهت آمادگی مبادی ذیربط نمود و بی مهریها ، كوچكترین خللی در عزم و اراده او برای پیگیری اهداف مقدس انقلاب اسلامی وارد نیاورد و پس از این با وجود لغو درجه توسط بنی صدر خائن به همكاری موثر با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ( در واحد طرح عملیات ) با وجود جراحت و ناراحتی جسمانی حاصله از حضور در مناطق عملیاتی پرداخت و پس از انتخاب شهید رجایی به ریاست جمهوری با درجه سرهنگی مجدداً عازم منطقه شمال غرب شد و با همكاری سپاه ،ارتش ، نیروهای انتظامی و نیروهای بومی ، شهرهای بوكان و اشنویه را پاكسازی نمود . از كارهای برجسته این شهید سعید همكاری با سردار شهید محمد بروجردی در تأسیس قرارگاه مشترك حمزه سید الشهدا است كه نقش تعیین كننده ای در برقراری امنیت در شمال غرب كشور داشت .

او علاوه بر خدمات شایان كه در مبارزه با ضدانقلاب نمود در امر دفاع مقدس از فرماندهان برجسته و نام آور است و دوران فرماندهی این امیر سرافراز بر نیروی زمینی ارتش از مقاطع درخشان موقعیت این نیرو می باشد او فرمانده ارتش در عملیاتهای بزرگ و سرنوشت سازی هم چون طریق القدس ( آزادسازی بستان ) ، فتح المبین ، بیت المقدس ( فتح خرمشهر ) رمضان ، مسلم بن عقیل ، مطلع الفجر ، محرم ، والفجر 1 ، 2، 3 ، 4 … خیبر و بدر می باشد كه این سلسله عملیاتها از برجسته ترین مقاطع دفاع مقدس می باشد .

اقدامات و شرح مجاهدات و ایثار این سردار بزرگ در این دوران از عهده راقم این سطور خارج است ، همین بس كه امام خمینی (ره) پس از این عملیات ها ، ایشان را به نمایندگی خود در شورای عالی دفاع منصوب نموده و در حكم صادره چنین فرمودند :

… با تقدیر از زحمت های طاقت فرسای سركار سرهنگ صیاد شیرازی كه با تعهد كامل به اسلام و جمهوری اسلامی در طول دفاع مقدس از هیچ گونه خدمتی به كشور خودداری نكرده است … در این فراز از زندگی سراسر مجاهدت او ، با وجود این كه نماینده فرمانده كل قوا در شورای عالی دفاع بود ولی در تمامی صحنه های نبرد با چهره ای بسیجی و خدوم حضور می یافت و یاوری كارساز برای رزمندگان اسلام بود كه از اوج این تلاشها می توان در عملیات مهم مرصاد نام برد در این مرحله نیز بارها تا مرز شهادت پیش رفت ولی تقدیر بر این بود كه بماند و خدمات بیشتری را به امت اسلام بنماید .

او پس از جنگ و در تداوم این مسیر نورانی به فرمان مقام معظم رهبری و فرماندهی كل قوا مدظله و در راستای سازندگی نیروهای مسلح در ستاد كل نیروهای مسلح با مسئولیت معاونت بازرسی و سپس جانشین رئیس ستاد كل نیروهای مسلح با رغبت و نشاط و جدیت به خدمت مشغول شد و نقش كارسازی در سازماندهی نیروهای مسلح ایفا كرد و با شهادت ، این حركت نورانی را جاودانه نمود . الحق زندگانی سرشار از خدمت و سجایای اخلاقی و روحیات این سردار شهید به نحوی است كه آن را می توان به عنوان الگویی موفق برای نظامیان مسلمان مطرح نمود . او به حق زاهد شب و شیر عرصه نبرد بود و از همان ابتدای انقلاب كه در سردشت فرماندهی نیروهای اسلام را بر عهده داشت ،رزمندگان متوجه نمازهای شب با اخلاصش در دل كوهستانهای كردستان بودند . تقید او به روزه در روزهای دوشنبه و ‏پنجشنبه و ماههای رجب و شعبان و رعایت اخلاق و شئون اسلامی و توجه خاص او به اوامر امام در مورد عبادات از او شخصیت كاملاً ویژه ای ساخته بود . بارها و بارها از خاطره ای كه امام (ره) با اقدام خود تأكید بر انجام نماز در اول وقت نموده بودند را بیان می كرد و خود از پیشتازان این امر بود . او انسان مخلص و عاشق خدمت بود و رغبتی به مقامات دنیایی و زرق و برق آن نداشت و لذا هرجا كه امكان خدمت بود بی تكلف در خط مقدم قرار می گرفت و به جایگاه آن اهمیتی نمی داد .

رعایت این ظرایف از او انسانی نمونه و نورانی ساخته بود به نحوی كه در قلب ارتشیان ، پاسداران و بسیجیان جای داشت . شجاعت او وصف ناشدنی است چرا كه در صحنه های نبرد این مرگ بود كه از او فرار می كرد و عشق او به شهادت چنان بود كه دعای یومیه او توفیق وصال به آن به نحوی كه در این روزهای آخر از همسر همراه و وفادارش نیز خواسته بود كه او را برای نیل بدان دعا كند و سرانجام بامداد 21 فروردین ماه 78 پس از عمری مجاهدت مخلصانه ، دعایش اجابت شد .

حقاً برای سپهبد شهید صیاد شیرازی مرگ در بستر كوچك و حقیر بود و او به شرفی كه استحقاق آن را داشت رسید و اجر جهاد سترگ خویش را گرفت و در آستانه ماه محرم طریق سالار شهیدان كربلا را طی كرد و به فوز عظمای شهادت رسید و سفر آخر دنیای او قبل از این سفر جاودانی به مزار شهیدان شلمچه و تربت پاك حضرت ثامن الحجج (ع) بود .

بسیجی مجاهد تیمسار سپهبد شهید علی صیاد شیرازی با سرافرازی زیست و با مجاهدت در راه حق شهید گردید .

پیام خونین مطهر او فروزان نگهداشتن مشعل مقدسی است كه امام (ره) و صدها هزار شهید برای آن جان خویش را نثار كردند . مشعل منوری كه عزت ، شرف اسلامیت و استقلال این ملت در پرتو آن است . مشعلی كه مشعلدار آن مقام معظم ولایت ،حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مد ظله العالی است . آنان كه رهپوی این مسیرند راهبر انقلاب ارزشی اسلام و تداوم بخش راه شهیدانند .

راهشان پر رهرو باد .

سردار سرلشگر پاسدار غلامعلی رشید معاون هماهنگ كننده ستاد كل نیروهای مسلح

شهید صیاد شیرازی یك انسان عادی نبود ، حقیقتاً یك جنبه های برجسته و بارز شخصیتی داشت كه او را از دیگران متمایز می كرد، به لحاظ شجاعت كم نظیر بود طوری كه به راحتی می دیدیم كه شجاعت در حد بالایی در وجودش موج می زد . بسیاری از سرداران و رزمندگان در جنگ ایشان را دعوت می كردند كه در عقب بماند و از رفتن به صحنه های بحرانی كه همه نوع گلوله از سوی دشمن شلیك می شد خودداری كند اما این شهید عزیز هرگز قبول نمی كرد و با شجاعت تمام دوشادوش رزمندگان می جنگید مثلاً در كنار پل سابله كه همه رزمندگان سپاهی و بسیجی و ارتشی جنگ شدیدی با دشمن داشتند صبح روز هفتم بود كه شهید صیاد شیرازی حضور پیدا كرد آن هم درست در جایی كه تیر مستقیم تفنگ ، حتی تانك و همه نوع گلوله در اطراف آن شلیك می شد بارها این حادثه تكرار می شد و این از شجاعت بسیار بالای ایشان بود یا در كنار شرق دجله در عملیات بدر كه حضور یافت و داستان مفصلی دارد باز یك تحرك و شجاعت فوق العاده ای داشتند كه اگر فیلمش را ببینید در حیرت و تعجب می مانید كه او تا چه حد شجاع بود . حتی قبل از شهادت كه تقریباً 55 سال سن داشت باز آنچنان تحرك و فعالیت داشتند گویی كه یك جوان 25 ساله است یا مثلاً زمانی كه در سمت معاون بازرسی ستاد كل نیروهای مسلح بودند از اذان صبح تا انتهای شب كار می كردند و یا 50 یا 100 نفر را به مناطق جنگی و یا مناطقی كه ارتش و سپاه هستند می برد هیچ گاه ندیدیم خسته شود و به قول یكی از برادرها صیاد شیرازی خستگی را خسته می كرد از بس كه تحرك و شادابی داشت برای خدمت سر از پا نمی شناخت و این حقیقتی است كه عرض می كنم ، من نزدیك پنج سال تمام از نزدیك در یك قرارگاه با ایشان زندگی می كردم در زمان جنگ قرارگاه مركزی كربلا یا قرارگاه مركزی خاتم الانبیا كه با هم بودیم حقیقتاً من یك بار ایشان را در حال خواب ندیدم حال كجا می خوابید و كی می خوابید ؟ واقعاً در حیرتم !

همیشه فانوسقه بسته ، با لباس مرتب و منظم ، مثل یك نظامی كامل ، حتی یك بار ایشان را ندیدم كه مثلاً جوراب پایش نباشد و در اطراف قرارگاه باشد . یك انسان قبراق ، سرحال ، شاداب ، خستگی ناپذیر ، كلت به كمر بسته ، كلاه و قطب نما و سایر تجهیزات نظامی كه بایستی به همراه داشته باشد به همراه داشت . حالا چه در قرارگاه باشد ، چه در خط مقدم و … خلاصه مجموعه اینها نشان می داد كه او استراحت بسیار مختصری داشت كه آن را هم ما ندیدیم . از نظر انضباط بی نهایت منضبط بود و شایستگی یك فرمانده مقتدر و منضبط و مدیر و مدبر را كه بایستی لشگر و تیپ و عده و بالاتر از اینها را اداره كند دارا بود . همیشه با وضو بود . اهل نماز شب ، معتقد به نماز اول را وقت به جا آوردن و خلاصه سرشار از معنویت و فضیلت حتی قبل از هر جلسه ای 2 ركعت نماز می خواند و بعد جلسه را اداره می كرد . زیارت عاشورا و ادعیه مختلف را به كرات می خواند هر فرصتی هم كه پیش می آمد تا به مكانهای زیارتی برود تا صبح در حرم می ماند و زیارت می كرد .

سردار لطفاً راجع به نقش این شهید در خصوص ایجاد وحدت بین ارتش و سپاه قدری توضیح دهید با توجه به این كه شرایط آن روزها ، شرایط خاصی بود و به راحتی نمی شد بین این دو سازمان لشگری انسجام و وحدت ایجاد كرد به نظر شما شهید صیاد شیرازی چرا و چگونه توانست به این مهم برسد ؟

سپهبد شهید صیاد شیرازی در حقیقت یك نقش تاریخی در وحدت بین ارتش و سپاه ایفا كرد و این نقش تاریخی ایشان هم فراموش نشدنی است حالا برای این كه بهتر بتوانم این سئوال شما را پاسخ بدهم اشاره ای هم به شرایط آن روزها می كنم. ببینید ، شهید صیاد در شرایطی این نقش را به عهده گرفت كه دشمن متجاوز بعثی عراق با آن همه لشگر و تیپ و با حمایت كشورهای منطقه و استكبار جهانی امریكا به میهن اسلامی ما حمله كرده بود و بخشهای زیادی از استانهای مرزی ما را اشغال كرده بود و حتی شهرهای متعددی را هم به تصرف درآورده بود در یك چنین شرایطی خوب حضرت امام (ره) فردی مانند بنی صدر كه رئیس جمهور این مملكت بود هشت ماه قبل از جنگ او را به فرماندهی كل قوا منصوب كرده بود به خاطر این كه اوضاع نابسامانی امنیتی كشور را سروسامان دهد و حدود ده یا پانزده ماه بنی صدر در رأس جنگ بود اما همانگونه كه قبلاً عرض كردم حتی نتوانست یك عملیات موفق انجام دهد و آن هم به خاطر این بود كه بنی صدرصداقت نداشت و مانع حضور سپاه و بسیج و نیروهای مردمی می شد و با چهره های خوب و حزب اللهی ارتش هم میانه خوبی نداشت ، سپهبد شهید علی صیاد شیرازی در چنین شرایطی از برجسته ترین چهره های حزب اللهی ارتش بود كه بنی صدر او را از ارتش اخراج می كند اینجاست كه ما متوجه می شویم كه این بزرگترین علامتی است كه ثابت می كند بنی صدر چه تفكری دارد و صیاد شیرازی و دوستانش چه نوع تفكری داشتند به هر حال بعد از یك سال كه بنی صدر به دلیل عدم كفایت سیاسی از سوی مجلس امام (ره) او را از فرماندهی كل قوا عزل می نماید و جبهه متحد ضد انقلاب متلاشی می شود و بنی صدر فراری می گردد در چنین اوضاع و احوالی امام راحل (ره) فردی به نام سرهنگ صیاد شیرازی را به فرماندهی نیروی زمینی ارتش برمی گزیند كه ما هرچه پیروزی می بینیم بعد از این ایام است به لحاظ تاریخی نظامی سیاسی و حتی در هنر و ادبیات به دلیل حساس بودن شرایط موفق بوده ایم ضمن این كه خواست و تقاضای مردم این بود كه دشمن را دفع كنیم و شكست بدهیم . از این رو صیاد شیرازی با وحدت بین ارتش و سپاه همه را بسیج كرد و پیروزی عزت را برای جبهه اسلام و مسلمین رقم زد . و این به خاطر تفكر بسیجی گونه و اعتماد به نفس بالای او بود كه توانست به موفقیت و پیروزی های متعددی در جنگ دست یابد .

سردار سرلشگر پاسدار سید رحیم صفوی فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

من فراوان دیدم كه ایشان با لباس شخصی به نماز جمعه می آمد و اغلب در میان مردم در میدان فلسطین می نشست همین مسائل و برخوردهای صمیمانه ای كه با مردم كوچه و خیابان و یا بسیجیان و تمامی اقشار مردم كه داشتند تماماً گویای این واقعیت است كه ایشان چهره ای كاملاً مردمی و اسلامی بودند .

در بعد خانواده چگونه ؟ در این خصوص تحلیلتان چیست ؟

در بعد خانواه انصافاً ایشان خانواده خودش را ساخته بود ، من بایددر اینجا از آن روحیه عالی و ممتاز همسر فداكار و وفادارش كه با الهام از سیره زینب كبری (س) پس از شهادت همسرش پیام زینبی داد تشكر كنم ، كلماتی كه در جهت دفاع از شهید و شهادت بیان داشته بود كه به غیر از عشق به اسلام و ولایت چیز دیگری نبود . همچنین جا دارد از فرزند بزرگوار ایشان آقا مهدی صیاد شیرازی كه با آن حركت بسیار زیبایش كه برای بوسیدن پای مقام معظم رهبری و افتادن به پای معظم له نشان داد كه همچون پدرش خودش را سرباز ولایت می داند تشكر كنم . همین روحیات معنوی و الهی است كه رابطه ای عمیق برقرار می كند تا مقام معظم رهبری پیشاپیش بوسه بر تابوت آن شهید عزیز بزند و در حقیقت قدرشناسی خودشان را از این سردار سرافراز ارتش اسلام نشان بدهند .

سردار لطفاً بفرمایید چه انگیزه ای باعث می شد كه سپهبد شهید صیاد شیرازی به بسیج و بسیجیان عشق بورزد .

برای این كه او بسیج را كانون توسعه فرهنگ اصیل اسلامی می دانست و به تفكر بسیجی سخت اعتقاد داشت ، با توجه به این روحیات بود كه فرماندهان عزیز سپاه و ارتش یا سایر مجاهدان میادین دفاع از جمله بسیجیان نیز به او علاقه ویژه ای داشتند و بسیاری از فرماندهان ارتش توفیقی را كه در امر جنگ به دست می آوردند خود را مدیون این فرمانده شهید می دیدند ، سپهبد شهید صیاد شیرازی در واقع توانست ارتش را بسیجی كند .

لطفاً از خصوصیات و ویژگی های اخلاقی و نظامی و مذهبی آن شهید شرح مختصری بدهید .

ایشان یك انسان معتقد به اخلاق الهی در بعد اسلامی بودند كه بر كسی پوشیده نیست لاكن لازم است تا مروری بر ویژگی های آن بزرگوار بنمایم كه به شرح ذیل توضیح می دهم .

مطیع محض ولایت امر و فرمانده معظم كل قوا

ایمان به هدف

قدرت و توانایی علمی و جسمی

امانتداری و درستكاری

صداقت و راستی

سعه صدر

شجاعت و قاطعیت

پاسداری از احكام شرعی

نرمش و قاطعیت

پرهیز از دنیاطلبی و مقام طلبی

روحیه خستگی ناپذیری

رازداری

آگاهی از مسائل روز و نیرنگهای دشمن

معنویت

اینها ویژگی هایی بود كه در آن شهید عزیز به خوبی و به وضوح مشاهده می شد جدای از این ویژگی ها كه ذكر نمودم خصوصیات اخلاقی بارز دیگری داشت . اما برجسته ترین ویژگی این شهید گرانقدر دو ویژگی اطاعت از ولایت فقیه و پایبندی به اصل تقوی بود كه به عنوان دو اصل محوری در رفتار و كردارش به عینه مشهود بود .

شهید صیاد شیرازی از خانواده ای نجیب ، اهل نماز و ذكر و شب زنده داری بود او یك انسان عاشق به تمام معنا بود ، انسانی كه عشق به خدمت و اسلام در وجودش موج می زد امام خمینی (ره) درباره این گونه افراد در ارتش می گوید : فرمانده ارتش حال با فرمانده ارتش سابق زمین تا آسمان در طرز تفكر ، در طرز عمل و در زندگی روزمره اش فرق دارد . و لذا باید گفت تمامی صفات شایسته را آن عزیز سفر كرده دارا بودند .

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت شهادت سپهبد علی صیاد شیرازی پیامی صادر فرمودند . متن پیام بدین شرح است :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

من المومنین رجال صدقوا ماعاهدواالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلا

امیر سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداكار دین و قرآن ، نظامی مومن و پارسا و پرهیزكار سپهبد علی صیاد شیرازی امروز به دست منافقین مجرم و خونخوار و روسیاه به شهادت رسید . این نه اولین و نه آخرین باری است كه دلی نورانی و سرشار از عشق و ایمان و وفاداری به آرمانهای بلند الهی ، هدف تیر خشم و عناد و عصبیت از سوی زمره جنایتكار و فاسدی كه ادامه حیات خود را در خدمتگزاری به دشمنان اسلام دانسته است قرار می گیرد و دست خائن خود فروخته ای نهال ثمربخش انسان والایی را قطع می كند .

او مانند دیگر مردان حق از روزی كه قدم در راه انقلاب نهادند همواره سر و جان خود را نثار در راه خدا بر روی دست داشتند .

سرزمینهای داغ خوزستان و گردنه های برافراشته كردستان سالها شاهد آمادگی و فداكاری این انسان پاك نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه های دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خودگذشتگی او حفظ كرده است . خطر مرگ كوچكترین از آن است كه بندگان صالح خدا را از راه او بازگرداند و عشق به منال دنیوی حقیرتر از آن است كه در دل نورانی شایستگان جایی بیابد . كوردلان منافق بدانند كه با این جنایتها روز به روز نفرت ملت ایران از آنان بیشتر خواهد شد و خون مردان پاكدامن و پارسا همچون صیاد شیرازی و شهید لاجوردی بدنامی و سیاهرویی آنان را در تاریخ و در دل این ملت همیشگی خواهد كرد و سردمداران استكبار كه با وجود لافزنیهای ضد تروریستی خود به امید آن نشسته اند كه تروریستهای مزدورشان در ایران اسلامی با شهید كردن مردان استوار و مقاوم انقلاب راه تسلط بر ایران اسلامی را هموار كنند ، بدانند كه خون شهیدان راه حق ملت مومن ما را راسختر و آشتی ناپذیرتر و مقاومتر می سازد . رحمت و فضل بیكران الهی بر روح شهید عزیزمان علی صیاد شیرازی و لعنت و نفرین خدا و فرشتگان و بندگان صالحش بر ایادی منفور و مطرود استكبار .

اینجانب شهادت این بنده برگزیده خدا را به ملت ایران بخصوص به یاران دفاع مقدس و ایثارگران جبهه های نور و حقیقت و به خانواده گرامی و فداكار و بازماندگان محترمش تبریك و تسلیت می گویم و صمیمی ترین درود خود را بر روح پاك او و خون به ناحق ریخته او نثار می كنم .

والسلام علی عبادالله الصالحین .

سید علی خامنه ای

21/1/78

از سوی آقای خاتمی رئیس جمهوری به مناسبت شهادت سپهبد صیاد شیرازی پیام تسلیتی انتشار یافت ، متن این پیام بدین شرح است .

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

شهید بزرگوار سپهبد صیاد شیرازی سردار فداكار اسلام و فرزند برومند ایران به دیدار معبود شتافت و پاداش فداكاری و خدمت صادقانه خود را دریافت كرد اما ملت ، دولت و نیروهای مسلح را داغدار كرد .

تاریخ دفاع مقدس سرشار از حماسه های ماندگار مردمی ، قدرت فرماندهی و قابلیت و رشد و فداكاری و ایثار همه جانبه پاكباختگان مومن نظامی است .

سپهبد صیاد شیرازی از جمله این وارستگان فداكار و شجاع بود كه شهادت به حق زیبنده و شایسته او بود .

بدون تردید ترور این فرزند برومند اسلام و ایران نیز همچون حركات زبونانه و ضد مردمی گذشته حاصلی جز رسوایی عاملان آن نخواهد داشت و تلاش برای كشانیدن جامعه به خشونت و كند كردن روند اعتلا و عزت نظامی جمهوری اسلامی و حاكمیت و اقتدار قانون در كشور پیشاپیش محكوم به شكست خواهد بود بدیهی است پاسدارن امنیت و ثبات كشور انشاالله هرچه زودتر جنایتكاران را شناسایی و به جزای خیانتشان خواهند رساند .

من شهادت این سرباز شهید فداكار را به فرمانده معظم كل قوا و به نیروهای مسلح و ملت شریف ایران به خصوص خانواده معزز آن عزیز تسلیت می گویم .

سید محمد خاتمی

رئیس جمهوری اسلامی ایران

بسمه تعالی

 

حادثه دلخراش و تأسف انگیز شهادت تیمسار سپهبد علی صیاد شیرازی جانشین محترم ستاد كل نیروهای مسلح به دست عوامل مزدور تروریست ، ضایعه ای دردناك و جانسوز برای كشور به ویژه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است .

شهید صیاد شیرازی همرزم دوران پرافتخار دفاع مقدس ، فرماندهی لایق و سرافراز برای ارتش اسلامی بود و در طول این دوران در كسوت یك بسیجی و یك فرمانده لایق نظامی به حق نقشی موثر و تعیین كننده در عملیاتها و فرماندهی جنگ به عهده داشت و پس از جنگ نیز با كوله باری از اندوخته های علمی و تجربی خود منشأ خدمات و بركات بسیاری برای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بود و سرانجام به آرزوی دیرینه خود كه همانا شهادت در راه معبود بود رسید .

اینجانب این ضایعه اسف بار را به محضر فرمانده كل قوا حضرت آیت الله خامنه ای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ، مردم قدرشناس ایران و به ویژه به بازماندگان محترم این شهید عزیز تبریك و تسلیت می گویم .

امید است با پیگیری نیروهای انتظامی و امنیتی كشور ، عوامل مزدور و سرسپرده این عمل وحشیانه و غیرانسانی هرچه زودتر دستگیر و به سزای جنایت هولناك خود برسند .

اكبر هاشمی رفسنجانی

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام

اگر خاطره ای از آخرین دیدار خود با آن شهید بزرگوار دارید بیان فرمایید .

 

بسم الله الرحمن الرحیم

درخصوص آخرین ملاقات این كه طبق روال و سنت همیشگی به اتفاق خانواده در روز عید غدیر خدمت ایشان رسیدیم و با حاج آقا و حاج خانم دیدار به عمل آوردیم . صبح آن روز حاج آقا جهت دیدار با مقام معظم رهبری خدمت ایشان رفته بودند . پس از بازگشت از بیت آقا ، به هر كی از ما یك اسكناس دویست تومانی دادند گفتند كه این عیدی آقاست . از ایشان تشكر كردیم و بعد متوجه شدیم كه درجه سرلشگری ایشان همانروز توسط مقام معظم رهبری تأیید شد . من خندیدم و گفتم : « حاج آقا ، با این حساب به عنوان شیرینی ارتقا درجه ، یك هتل استقلال میهمان شما هستیم . » ایشان خندیدند و گفتند كه ما خیلی به دنبال این نیستیم كه سرتیپ شویم ، سرلشگر بشویم و ستوان بشویم . حتی ایشان تعبیر ستوان را هم عنوان نمودند و فرمودند كه می خواهیم خدمت كنیم فرقی نمی كند كه چه درجه ای داشته باشیم . و من به شوخی گفتم البته برای ما فرق می كند و یك شیرینی درست و حسابی هم داره … بعد ایشان لبخندی زدند و همه صلوات فرستادیم .

و حاج آقا گفتند كه حالا چلوكباب امروز را من می دهم . بعد هم خندیدند و من هم گفتم چلوكباب امروز را به عنوان پیش مقدمه قبول می كنیم .

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

کتابهايي درباره  شهيدصيادشيرازي


تاکنون کتاب‌هاي متعددي درباره امير سپهبد شهيد علي صياد شيرازي تدوين و منتشر شده که از جمله آن‌ها مي‌توان به «جلوه يار»، «صياد دل: خاطراتي از زندگي امير سپهبد علي صياد شيرازي»، «ياد يار: دوران جواني شهيد فرزانه سپهبد علي صياد شيرازي (1356 - 1342)»، «جلوه يار: خاطراتي درباره شهيد سپهبد علي صياد شيرازي به روايت محافظان»، و«ناگفته‌هاي جنگ: خاطرات سپهبد شهيد علي صياد شيرازي» اثر احمد دهقان، اشاره کرد.


"جلوه يار" خاطرات محافظان صياد شيرازي

درباره کتاب: کتاب "جلوه يار" که خاطراتي درباره شهيد سپهبد علي صياد شيرازي به روايت محافظان اوست، منتشر شده است.

اين کتاب را "احمد حسينيا" و در چهار بخش با خاطراتي از حسين خُمان، محمد فشکي، يادگار روستايي و حميدرضا اکبري نوشته است. سرهنگ احمد حسينيا، تنظيم کننده کتاب، در سال 1360 به لشکر 28 پياده کردستان منتقل شد و چهار سال به عنوان فرمانده گروهان در مناطق مختلف عملياتي مشغول به خدمت بود.

در کتاب "جلوه يار" عکس هايي از راويان خاطرات و شهيد سپهبد علي صياد شيرازي نيز آورده شده است. کتاب «جلوه يار» در قطع رقعي و 75 صفحه و با شمارگان 2000 نسخه و قيمت 7000 ريال درانتشارات ايران سبز به چاپ رسيده است.

 

صياد دل: خاطراتي از زندگي امير سپهبد علي صياد شيرازي

تعداد صفحه: 48

گرداورندگان: علي پاک

انتشارات: موفق

درباره کتاب: امير سپهبد علي صياد شيرازي در سال 1323 در خانواده اي مذهبي به دنيا آمد. در سال 1342 ديپلم گرفت و در سال 1343 در کنکور دانشکده ي افسري پذيرفته شد و پس از ان با درجه ي ستوان دومي وارد ارتش گرديد زندگي صياد با پيروزي انقلاب وارد مرحله ي جديدي شد او با هماهنگ کردن ارتش و سپاه موجبات آزادي سنندج را فراهم آورد. در سال 1366 به درجه ي سرتيپي نايل آمد و در سال 1367 در عمليات مرصاد ضربات محکمي را بر پيکر مزدوران منافق وارد ساخت. امير سپهبد علي صياد شيرازي در مقام جانشيني رياست ستاد کل و پس از عمري تلاش و مجاهدت در روز شنبه 28 فروردين سال 1378 در حوالي منزلش به دست منافقان به شهادت رسيد. کتاب حاضر به خاطراتي از اين شهيد گرامي اختصاص يافته است. اين خاطرات به دو بخش به روايت ديگران و به روايت خود تقسيم شده و در کل 49 خاطره را در بر مي گيرد.

 

ياد يار: دوران جواني شهيد فرزانه سپهبد علي صياد شيرازي (1356 - 1342)

قيمت پشت جلد:   7000 ريال

تعداد صفحه: 178

نشر: دانشگاه افسري امام علي (ع) (26 دي، 1384)

شابک: 964-94621-1-2

درباره کتاب: اين کتاب، دربردارنده‌ي خاطراتي از نگارنده ـ دوست و هم‌رزم شهيد صياد شيرازي ـ درباره‌ رفتار و ويژگي‌هاي دوران جواني شهيد 'علي صياد شيرازي' است که به سال‌هاي قبل از انقلاب مربوط مي‌شود. در پايان نيز، تصاويري از شهيد 'صياد شيرازي' به چاپ رسيده است.

 

 

 

 

در کمين گل سرخ: زندگي‌نامه داستاني شهيد سپهبد علي صياد شيرازي

نويسنده : مومني - محسن

محل نشر : تهران

تاريخ نشر : 15/7/1383

تعداد صفحه : 368

 

 

 

 

 

 

 

 

هر چند دير: سرگذشت جواني شهيد علي صياد شيرازي بين سالهاي 1359 - 1343

هيبت الله اسدي

قيمت پشت جلد:   10000 ريال

تعداد صفحه: 186

نشر: ايران سبز (18 ارديبهشت، 1385)

 

 

 

 

 

 

 

 

ناگفته هاي جنگ: خاطرات سپهبد شهيد علي صياد شيرازي

قيمت(ريال):   52000

شمارگان:   2200

تعداد صفحات:   350

درباره کتاب: اين کتاب درباره خاطرات شهيد علي صياد شيرازي در زمان جنگ تحميلي است که شامل فعاليت‏ها و اقدامات درخشان وي در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي و در زمان جنگ تحميلي مي‏باشد که به عنوان فرمانده عمليات‏هاي مختلف در زمان جنگ نقش خود را به خوبي ايفا مي کند. خاطرات ايشان که در طول جنگ ضبط شده بود در سال 1373 براي چاپ به ايشان ارائه گرديد که در همين سال هم به شهادت رسيدند.

 

 

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

بر فراز آربابا

ناگفته‌هایی از عملیات آزادسازی بانه و ارتفاعات آربابا

سید‌علی‌اکبر مصطفوی پیش از انقلاب از پرسنل ارتش بود که در 3دوره، نفر اول مسابقات تیراندازی ارتش‌های جهان شد.

او که از نیروهای انقلابی ارتش بود شناسایی شد اما پیش از دستگیری فرار کرد و بعد از انقلاب محافظ بیت امام(ره) شد. از تبحر او در تیراندازی با سلاح‌های مختلف مخصوصاً خمپاره، هم شهید صیاد و هم دیگران در خاطراتشان از او تجلیل کرده‌اند. او در اوایل جنگ در منطقه سرپل‌ذهاب به اسارت درآمد و 10سال را در اردوگاه‌ها گذراند. این خاطره حاوی نکات مهمی است که برای نخستین بار منتشر می‌شود.

2روز بعد از آزادسازی سنندج خبر رسید یک گردان نیرو از سپاه تهران به سرپرستی برادر سید ‌داوود رسولی و یک گردان از تیپ قوچان لشکر 77 خراسان بیش از یک ماه در داخل پادگان بانه محاصره شده و در بدترین و سخت ‌ترین شرایط به ‌سر می‌برند. شهید صیاد شیرازی از پادگان سقز زنگ زد و درخواست کرد که هر چه سریع ‌تر با سلاح‌های سنگینی که در اختیارمان بود خود را به پادگان سقز برسانیم. هماهنگی لازم با سپاه انجام شد و نهایتاً 30 نفر از همرزمان پاسدار و 15نفر از داوطلبان ارتشی از گروه ضربت پایگاه سوم شکاری نوژه همدان به سرپرستی ستوان حسین عباسپور داوطلب شدند و در تاریخ 1/3/59 با این نخبگان ارتش و سپاه به طرف پادگان سقز حرکت کردیم.

مسیر را با احتیاط پیموده و بدون درگیری به پادگان سقز رسیدیم. صیاد به استقبال ما آمد، لباس خاکی پلنگی به تن داشت و از ما استقبال گرمی به عمل آوردند. نیروها را در پادگان مستقر کردیم و نزد شهید صیاد رفتم و ایشان وضعیت نیروهای تحت محاصره در بانه را تشریح کرد و از نیروهای موجود گفت که در آزادسازی بانه قرار بود عمل کنند. یک تیپ از لشکر 16 زرهی قزوین، نیروهایی از تیپ 55 هوابرد شیراز و تعدادی از خلبانان هوانیروز و...

قبل از اینکه برای نماز مغرب و عشاء جلسه را تمام کنیم از من خواست که در جلسه بعد از نماز که با مسئولان و فرماندهان مأموریت فردا برگزار می‌شد از طرف سپاه شرکت کنم.

جلسه بعد از نماز برگزار و گفت ‌وگو در اتاق عملیات داغ شد. سرهنگ پورموسی، فرمانده لشکر 16، سرهنگ دوم راد، فرمانده تیپ زرهی لشکر 16، سرگرد شهید معصومی که موهای سرش را با تیغ زده بود، سروان محمدی‌فر، سروان یوسف دزفولیان از تیپ 55 هوابرد شیراز و چند نفر از خلبانان و افسران پادگان سقز در این جلسه حاضر بودند و با وجود اینکه چند نفر از افسران درجه‌‌ای بالاتر از شهید صیاد داشتند، ولی شهید صیاد به‌عنوان مسئول جلسه سخن گفت و هدف از اجرای عملیات را در مرحله اول بازگشایی محور سقز به بانه و در مرحله دوم شکستن محاصره پادگان بانه و در مرحله سوم آزادسازی قله آربابا که به شهر و پادگان مشرف است و در مرحله پایانی آزادسازی شهر بانه ذکر و جزئیات عملیات را در بحث و تبادل نظر نهایی کرد و قرار شد قبل از رسیدن ستون نظامی به مواضع و کمین گاه ضد انقلاب خلبانان نیروی هوایی کمین گاه‌های دشمن را در هم بکوبند و در قسمت دوم عملیات امنیت ارتفاعات خاصه محورهای مشرف به گردنه خان با هلی برن تأمین شود. گردنه خان 40کیلومتر بعد از سقز قرار داشت و از این گردنه تا بانه 15کیلومتر فاصله بود. ضمناً در جلسه قرار بر این شد تا ستون در شب به هیچ عنوان حرکت نکند و در آخر مسئولیت هر یک از افسران و نیروها مشخص شد.

مسئولیت پاکسازی و برقراری امنیت ارتفاعات قسمت شرق گردنه خان با اجرای عملیات هلی برن به من واگذار شد و قسمت غرب به سروان یوسف دزفولیان. ستون صبح روز 2/3/59 از پادگان سقز به مقصد بانه حرکت کرد. نیروهایی که قرار بود هلی‌ برن کنند در پادگان منتظر پرواز شدند. ما نیز قرار بود با 2هلی‌کوپتر 214 و با اسکورت هلی ‌کوپترهای جنگی کبری هلی‌ برن می‌کردیم و مشغول تمرین بودیم تا فرمان صادر شود.

شهید صیاد عقیده داشت که با وجود روحیه متزلزل نیروها باید حرکت کنیم و محاصره پادگان بانه را بشکنیم ولی به  ‌رغم آمادگی نیروهایم، کسانی که در ستون بودند با التماس هم، حرف فرمانده خود سرهنگ پورموسی را اطاعت نمی‌کردند. شهید صیاد نیز از اول تا آخر ستون و با دستورات اکید آنها را موظف به حرکت کرد، ولی متأسفانه اثری نکرد و آنها گفتند که

تا ساعت 5/3 بعدازظهر اطلاعی از ستون نرسید. کمی نگران شدیم. به ما دستور پرواز دادند. با بیش از 15نفر از نیروهای آموزش دیده، سوار 2هلی ‌کوپتر 214شدیم و 2هلی‌ کوپتر کبری ما را اسکورت می‌ کردند. طولی نکشید که در ارتفاعات شرق گردنه خان در فاصله یک متری از زمین مردها پریده و زمین ‌گیر شدند. به غیر از سلاح انفرادی، تیربار سنگین و خمپاره‌انداز 81 م.م از نوع تامپلا همراه داشتیم که بسیار مفید واقع شد و ضد انقلاب در حال فرار را با تیربار سنگین و خمپاره‌انداز به هلاکت رساندیم. هلی ‌برن که خاتمه یافت مواضع و سنگرهای افراد را مشخص کردیم. در حال حفر سنگر شهید صیاد و بی‌سیم‌چی همراهش خود را به ما رساندند. پس از احوالپرسی از نحوه عملیات ما و دزفولیان ابراز رضایت کرد. ظاهراً 3ساعت منتظر هواپیمای جنگی می‌شوند ولی در نهایت با گلوله‌ باران مطلوب سرگرد معصومی با توپ‌های 188 م.م خود کششی اهداف را منهدم می‌کنند و این سبب تأخیر چند ساعته ستون شد.

شهید صیاد آن شب ماند و با هم یک سنگر دو نفره کندیم. سرباز بی‌سیم‌چی او نیز سنگری در کنار ما حفر کرد. 9 شب بعد از خواندن نماز و خوردن غذای کنسرو در حال صحبت بودیم که یکباره تکه‌ابری شبیه یک جنازه کفن‌ پوش در آسمان روی نیروهای ستون در گردنه خان دیدیم. صیاد نگاه کرد و گفت، این یک نشانه است و از فاجعه می‌گوید. هنوز 10 دقیقه نگذشته بود که صدای ناله و فریاد نیروهای خودی از بی‌سیم به گوش رسید. پیگیری کردیم و دریافتیم برخلاف قرار قبلی جلوی ستون حرکت‌ کرده و با حرکت، ستون در کمین گاه مرگبار دشمن قرار می‌گیرد. خبرها از تعداد زیادی شهید، اسیر، مجروح و انهدام خودروهای سبک و سنگین و غنیمت گرفتن تعدادی تانک اسکورپین به دست دشمن حکایت داشت.

واقعاً تکان‌دهنده و فاجعه‌ بار بود. شهید صیاد از اینکه ستون برخلاف دستور صریح در شب حرکت کرده ناراحت بود؛ ولی چاره‌ای نبود جز اینکه از بقیه نیروها بخواهیم هر جا هستند زمین ‌گیر شوند و دفاع کنند. ما نیز به ‌علت امکان تخمین مسافت نمی‌توانستیم شلیک کنیم چرا که امکان برخورد به نیروهای خودی می‌رفت. شهید صیاد با پادگان سقز و از آنجا با پادگان سوم شکاری همدان تماس گرفت و خلبانان ارتش با شلیک منور روی دشمن اجرای آتش کردند. پروازها تا صبح ادامه داشت و با مقاومت نیروها در داخل ستون آتش قطع شد. تا صبح بیدار بودیم، شب دلگیر و غمباری بود. بعد از نماز صبح با شهید صیاد به طرف گردنه خان رفتیم به محل درگیری شب قبل رسیدیم. کامیون‌های منهدم شده و جنازه شهدا در داخل جاده به چشم می‌آمد.

در همین حال یک سپاهی که موفق به فرار شده بود، خودش را به ما رساند، هنوز در لابه‌لای دندان‌هایش ماسه‌هایی که به خوردش داده بودند دیده می‌شد. شهید صیاد عقیده داشت که با وجود روحیه متزلزل نیروها باید حرکت کنیم و محاصره پادگان بانه را بشکنیم ولی به  ‌رغم آمادگی نیروهایم، کسانی که در ستون بودند با التماس هم، حرف فرمانده خود سرهنگ پورموسی را اطاعت نمی‌کردند. شهید صیاد نیز از اول تا آخر ستون و با دستورات اکید آنها را موظف به حرکت کرد، ولی متأسفانه اثری نکرد و آنها گفتند که چه حرکت کنیم و چه در دادگاه نظامی محاکمه شویم هر دو یکی است و مرگ در هر حالت در انتظار ماست. من گفتم نیروها احتیاج به یک عملیات روانی دارند تا روحیه ‌شان بهتر شود و بتوانیم اعتمادشان را جلب کنیم و با چند نفر از نیروهای زبده در یک عملیات ضربتی وارد روستایی شویم که احتمال می‌دادیم افراد آن روستا در عملیات و کشتار دیشب نقش داشته باشند تا نیروها از شوک خارج شوند.

شهید صیاد پذیرفت. بی ‌درنگ با چند پاسدار و نخبگان گروه ضربت پایگاه نوژه، 2 تا 3کیلومتری فاصله محل درگیری تا روستا را طی کردیم. دو قبضه تیربار در ارتفاعات مشرف به روستا که 40خانوار داشت، مستقر کردیم تا کسی اجازه خروج از روستا را نداشته باشد و بقیه داخل روستا شدیم و 8نفر را دستگیر کردیم که دو تای آنها زن بودند. همه بدن‌هایی ورزیده با لباس کردی و کفش‌‌های آدیداس برتن داشتند. خانم‌ها بسیار ورزیده بودند به شکلی که در طول راه اصلاً احساس خستگی نمی‌کردند. با این افراد به محل ستون بازگشتیم همه به ‌خصوص شهید صیاد به ما تبریک گفتند و دور ما حلقه زدند.

فردای آن روز صبح زود به غیر از توپ‌های 155 م‌.م خودکششی الباقی همگی آماده حرکت به طرف بانه شدیم. آن زمان من داخل نفربر شنی ‌دار قرار گرفتم، در جلو ستون حرکت می‌کردم. برای درهم کوبیدن نقاط مشکوک و کمین گاه‌های دشمن با خمپاره‌‌انداز 120 م.‌م که در داخل نفربر جا‌سازی‌ شده بود و با تیربار گرینف تیراندازی انجام می‌دادم. مسیر 15کیلومتری از گردنه خان تا نزدیکی شهر بانه بیش از ده هزار گلوله تیربار روی مواضع نفرات دشمن که در حال فرار بودند تیراندازی کردیم. تانک‌های چیفتن نیز با تیربار کالیبر50 و توپ‌های مربوطه روی مواضع دشمن تیراندازی می‌کردند. حجم آتش سنگین ما نیروهای ضد ‌انقلاب را به وحشت انداخته بود. تاب مقاومت نیاورده، قبل از رسیدن ستون فرار را برقرار ترجیح ‌دادند. ضمناً مسئولیت عملیات هلی‌ برن آن روز برای آزادسازی قله آربابا به ‌عهده شهید صیاد بود. افرادی را که ایشان برای عملیات‌ هلی ‌برن انتخاب کرده‌ بودند اغلب از گروه ضربت پایگاه هوایی همدان بودند.

2 فروند هلی ‌کوپتر 214 برای اجرای عملیات به پرواز درآمدند. هلی‌کوپتر اولی حدوداً 7 نفر از نیروها را در ارتفاع آربابا پیاده می‌کند. بلافاصله با دشمن درگیر می‌شوند که یکی از برادران به نام علی اکبر اصلانی و دیگری به نام حاج‌ محمدی از قسمت زانو مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد (بعدها در عملیات‌های جنوب به درجه شهادت نایل شدند) الباقی به سختی می‌توانند از آن مهلکه نجات یابند و خود را به پادگان برسانند. هلی‌کوپتر دومی که شهید صیاد در داخل آن بوده موقعی که می‌بیند هلی‌کوپتر اولی با شکست مواجه شده، قبل از پیاده کردن نیروها قله را ترک می‌کند، ولی مورد اصابت چندین گلوله قرار می‌گیرد. یکی از برادران به نام محمد سلیمی که بغل دست شهید صیاد قرار داشتند مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و دقایقی بعد شهید می‌شود.

در هر حال ستون بی ‌وقفه و پیروزمندانه بدون تلفات با درهم کوبیدن کمین گاه‌های دشمن به راه خود ادامه می‌داد تا اینکه به نزدیکی شهر رسیدیم با توجه به شرکت در عملیات‌های سال 58 و آشنایی که به نقاط مختلف شهر و پادگان داشتم، از طرفی اطلاع کامل داشتم که یک گردان از لشکر 1 مرکز چگونه در مدخل ورودی شهربانه در کمین دشمن قرار گرفته و نزدیک به صد نفر شهید و مجروح شدند بنابراین باید با برنامه‌ ‌ریزی دقیق و حساب شده عمل می‌کردیم. ابتدا دستور توقف ستون را در فاصله یک کیلومتری شهر صادر کردیم سپس برای جلوگیری از دید دشمن با گلوله‌های دودزای خمپاره انداز 120م‌م قسمت شمال و شمال غربی شهر بانه را کاملاً پوشاندیم. با ایجاد دیواره‌ای از دود به نیروها دستور حرکت داده شد تا زمانی که نیروها در قسمت شمال غربی شهر دقیقاً مقابل پادگان مسیر جاده بانه به سردشت در یک میدان باز مستقر نشده بودند، شلیک گلوله‌های دودانگیز ادامه داشت. پس از استقرار کامل ستون، ما نیز به نیروها ملحق شدیم. مجدداً خمپاره‌‌اندازها را در محل استقرار ستون مستقر کردیم.

پس از استقرار 3 قبضه خمپاره‌انداز 120 م‌م به اتفاق تعدادی از همرزمان به طرف پادگان حرکت کردیم. قبل از اینکه وارد پادگان شویم، برادرانی که بیش از یک ماه در محاصره قرار داشتند، با شور و شوق وصف نشدنی به استقبال ‌ما آمده بودند. با دنیایی از شادی و امید شتابان همدیگر را به آغوش کشیدیم. در همان ساعت‌های اولیه ورودمان به پادگان، یکی از برادران پاسدار که در محاصره قرار داشتند به بنده پیشنهاد کرد ساختمانی که در کنار شهر قرار داشت و یکی از پایگاه‌های دشمن بود که قبل از ورود ما به پادگان مرتباً به سوی پادگان تیراندازی می‌کردند، با خمپاره‌انداز آن را هدف قرار دهیم. فاصله ما تا آن ساختمان تقریباً 5/1کیلومتر می‌شد.

خمپاره‌انداز را به سمت هدف مورد نظر تراز کردم. گلوله اول حدود 50متر جلوی پایگاه دشمن اصابت کرد. گلوله دومی، مرکز پایگاه را منهدم ساخت همراه با شعله ‌ورشدن آتش و دود صدای ‌الله‌اکبر بلند شد. پس از شکستن محاصره دشمن و آزاد‌سازی‌ پادگان، شبانه با شهید صیاد برای آزاد‌سازی‌ قله آربابا نشستی در داخل پادگان داشتیم. در آن نشست راه و روش‌های مختلفی از دو طرف برای آزاد‌سازی‌ قله آربابا مطرح شد. در نهایت به این نتیجه رسیدیم. نیروهای پیاده‌ای که قرار است از داخل پادگان به طرف قله حرکت کنند، از پایین ارتفاع تا رسیدن به بالای قله درصورت تدارک کردن مهمات خمپاره‌انداز 120م.‌م را به خواست خداوند طوری پشتیبانی کنیم که دشمن نتواند به نیروهای پیاده آسیب برساند بنابراین به خاطر کمبود مهمات خمپاره انداز عملیات ما 2روز به تأخیر افتاد. شهید صیاد برای تأمین مهمات‌ با یکی از مسئولان مربوطه تماس گرفت. مهمات مورد نیاز برای فردای آن روز با هواپیمای باربری 130- C ارسال شد. به مقدار یک کامیون مهمات با پالت‌های مخصوص توسط چترهای بزرگ از ارتفاع بالا به محلی که ما در آنجا مستقر بودیم فرو ریخت. از نظر مهمات خیالمان آسوده شد.

بعد از ثبت تیر اهداف برای اجرای عملیات فردا اعلام آمادگی کردم. نیروهای پیاده بیش از 100نفر زیر نظر شهید صیاد و با همکاری سروان یوسف دزفولیان و شهید شهرام‌ فر و ستوان علی اصغر نوری از واحد نیروی مخصوص تیپ (نوهد) نیروها را شبانه سازماندهی کرده‌، صبح زود پس از اقامه نماز خود را به پای قله می‌ر‌سانند. با هماهنگی‌هایی که قبلاً با شهید صیاد صورت گرفته بود، به محض اینکه نیروها به نقطه مورد نظر رسیدند، شهید صیاد با من تماس گرفت که آماده اجرای عملیات هستیم. دو قبضه از خمپاره‌اندازها را روی هدف شماره یک که قبلاً ثبت تیر کرده‌ بودم، روانه کردم. گلوله اولی را 500 متر الی 600 متر جلوی نیروهای پیاده شلیک کردیم به همین نحو نیروها پیشروی می‌کردند و من هم گام به گام با دو قبضه خمپاره‌انداز 120 م‌.م جلوی نیروها را پاکسازی می‌کردم. قبضه دیگر هم سنگرهای دشمن را در بالای قله هدف قرار داده بود. مرتباً شلیک می‌شد و از سوی دیگر با توپ‌های 155‌م.‌م خودکششی به دیده‌بانی ستوان ناصر آراسته از گردنه خان روی قله آربابا اجرای آتش داشت. با توجه به اینکه شهید صیاد از تخصص بالای دیده‌ بانی برخوردار بود، بنابراین همین امر سبب شده بود گلوله‌های خمپاره‌انداز و توپ دقیق روی مواضع دشمن فرو ریزد.

و ما در حال پیشروی به سمت نوک قله هستیم و دشمن را در حال فرار می‌بینیم. دشمن پس از ماه‌ها استقرار در قله آربابا تاب مقاومت نیاورده سنگرهای خود را یکی پس از دیگری رها کرد و از قسمت جنوب قله پا به فرار گذاشت. بعد از آن رزمندگان اسلام قله را به تصرف خود درآوردند. در آن هنگام بود که شهید صیاد از طریق بی ‌سیم مژده پیروزی و فتح قله را به بنده اطلاع داد در پی آن صدای‌الله‌اکبر نیروها در پایین و بالای قله آربابا طنین‌افکن بود. پس از آزادسازی قله آربابا حیفم آمد که نروم و از نزدیک محل اصابت گلوله‌های خمپاره‌انداز را که از مسافت حدود 5کیلومتری تیراندازی کرده بودم نبینم. بنابراین با تعدادی از خدمه‌های خمپاره‌انداز حرکت کردیم به مقصد قله.

از میان درختان بلوط گذشتیم، رسیدیم به نوک قله. استحکامات و سنگرهایی که دشمن ضد‌ انقلاب در داخل آنها قرار داشتند کمی پایین ‌تر از نوک قله بود. سنگرها یک وضعیت طبیعی داشت یعنی در شکاف‌ها و درز‌های کوه بود. طوری که اگر هلی‌کوپتر یا هواپیمای جنگی قصد تیراندازی به روی سنگر‌ها را داشتند با سنگ درز کوه را می‌بستند که از ترکش گلوله‌ها در امان باشند و اگر هلی‌کوپتر 214 برای اجرای عملیات هلی‌ برن قصد پیاده کردن نیرو در ارتفاع را داشت از داخل سنگر خارج می‌شدند. هلی ‌کوپتر و نیروها را به گلوله می‌بستند و یا اگر نیروی پیاده از پایین به بالا حرکت می‌کرد به همان نحو عمل می‌کردند. شهید صیاد فتح قله آربابا را به‌ عنوان یک حماسه بزرگ و به یادماندنی و پیروزی دلچسب از آن یاد می‌کردند. بعدها که تعدادی از نیروهای دمکرات را به اسارت درآوردیم اعتراف می‌کردند با از دست دادن قله آربابا جدا از شکست فیزیکی از نظر روحی بدترین شکست‌ ما در کردستان بود. با شکستی که در قله آربابا نصیب ضد‌ انقلاب شد برای آزادسازی شهر بانه چندان مشکلی نداشتیم.

حدود 100نفر از برادران پاسدار و ارتشی را با شهید صیاد سازماندهی کردیم. زیر نظر شهید صیاد به طرف شهر حرکت کردیم. قبل از اینکه نیروهای پیاده وارد شهر شوند یک دستگاه تانک به دستور شهید صیاد داخل شهر شد. طولی نکشید صدای شلیک توپ به گوش رسید. ابتدا تصور کردیم صدای شلیک توپ اسکورپین دشمن بود که به غنیمت گرفته بود. ولی بعداً متوجه شدیم صدای گلوله تانک خودمان بود. برای رعب و وحشت در دل ضد‌ انقلاب جولانی در داخل شهر داده و تیری هم رها کرده بود. بعد از برگشت تانک از داخل شهر نیروهای پیاده با احتیاط و به آرامی توأم با رگبار تفنگ و تیربار وارد شهر شدیم. قبل از رسیدن به مرکز شهر دشمن پایگاه‌های خود را ترک کرده بود. در پی ‌فرار آنان از شهر رزمندگان اسلام در پایگاه‌هایی که دشمن قبلاً در آنها مستقر بودند مستقر شدند بدین طریق شهر بانه نیز آزاد و در کنترل نیروهای ما قرار گرفت.

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

شهید صیاد یک روحانی در لباس نظامی بود

شهید صیاد شیرازی، به گفته خیلی‌ها که او را می‌شناختند، یک روحانی در لباس ارتش بود. برخی هم او را صیاد دل‌ها خطاب می‌کردند.

اسماعیل داوری، عکاس و مدیر بخش عکاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در گفتگو با خبرنگار تجسمی "مهر" با اعلام این مطلب در خصوص برگزاری نمایشگاه عکس خود درباره شهید صیاد شیرازی گفت: من بیست سال در کنار شهید صیاد شیرازی بودم. یعنی از زمان استخدام در ارتش تا زمان شهادت وی. شهید صیاد شیرازی تمام زندگی خود را صرف خدمت به مردم کرد. در واقع تمام زندگی او سراسر خدمت بود و تلاش.

 وی افزود: من تعداد زیادی عکس در برهه های مختلف زمانی از صیاد شیرازی گرفته بودم. زمانی که می خواستم این نمایشگاه عکس را با درونمایه وی برگزار کنم، تقریبا عکس ها را از یکدیگر جدا کردم. هفتاد قطعه عکس از من در این نمایشگاه به چشم می خورد که با شیوه پلات گرفته شده است. یکی از اهداف اصلی من برای به تصویر کشیدن عکس های شهید صیاد شیرازی این بود که می خواستم مخاطبان به خصوص کسانی که به نوعی با زندگی وی آشنایی کمی داشتند، بیشتر با ابعاد شخصیتی وی عجین شوند، البته از طریق عکس. من در برهه های مختلف زندگی شهید صیاد شیرازی به عینه دیده بودم که مردم چقدر دوستش داشتند و او چطور در دل ها جا داشت.

 داوری تصریح کرد: شهید صیاد شیرازی شخصیتی بود که نوع برخورد با اقشار مختلف جامعه را می شناخت. او آدم عجیبی بود و به لحاظ شخصیتی بسیار فروتن و متواضع بود. شاید به جرات بتوان گفت در طول روز هجده ساعت کار می کرد. طوری با آدم های مختلف در اجتماع گرم می گرفت که هرگز فکر نمی کردی او یک سرتیپ ارتش بوده باشد. افرادی که از نزدیک او را می شناختند معتقد بودند شهید صیاد شیرازی یک روحانی در لباس ارتش بود. نماز اول وقت برای وی بسیار مهم بود و هرگز در طول سال هایی که در کنارش بودم، ترک نماز اول وقت را هرگز از او ندیدم.

 این عکاس در ادامه خاطرنشان کرد: واقعیت این است که عکس خیلی نمی تواند بیانگر شخصیت واقعی این شهید گرامی باشد. اشکال هم از من عکاس نبوده است. از دوربین های عکاسی است. گاهی واقعا فکر می کنم دوربین عکاسی ام در برابر شخصیت شهید صیاد شیرازی کم آورده است. نه تنها این جریان بلکه در بسیاری از موارد دوربین عکاسی در برابر انعکاس عواطف بشری کم می آورد.

داوری اضافه کرد: مردم اینجا و آنجا شهید صیاد را می دیدند و از او امضاء می خواستند. او هم همیشه این آیه قرآن کریم "هر کس با خدا باشد، خدا با اوست" را می نوشت و زیرش را امضا می کرد. این امضای ثابت و همیشگی او بود. از ته قلب ذکر می گفت و هرگز در این امر ریا نمی کرد. وجودش با خدا بود و تظاهری هم به این امر نمی کرد. من با ارائه مجموعه ای از عکس های شهید صیاد شیرازی در قالب یک نمایشگاه می خواستم مردم را به نوعی با زندگی و ابعاد شخصیتی او آشنا سازم و نمی دانم چقدر در این امر موفق بوده ام.

نمایشگاه آثار عکس شهید صیاد شیرازی که عصر دیروز در محل نمایشگاه خانه عکاسان ایران برپا شده بود، به مدت ده روز در این محل ادامه خواهد داشت.

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

در بامداد 21 فروردین 1378، امیر سپهبد علی صیاد شیرازی در حال خروج از منزل، به وسیله ی منافقین مسلح در پوشش رفتگر، در برابر دیدگان فرزندش به شهادت رسید و منافقین كوردل، رسماً اقدام به این جنایت هولناك را به عهده گرفتند.

زندگی نامهشهید در سال 1323، در شهرستان درگز دیده به جهان گشود و در سال 1346، موفق به اخذ درجه كارشناسی از دانشگاه افسری شد و سپس در بخش های مختلف ارتش، به ویژه در غرب كشور به وظیفه ی پاسدارای از كشور پرداخت. وی پس از طی دوره ی تخصص توپخانه به عنوان استاد، در مركز آموزش توپخانه اصفهان، مشغول به تدریس شد.    

 

 

شهید صیاد شیرازی در سازماندهی نیروهای انقلابی ارتش نقش بسزایی داشت. و پس از پیروزی انقلاب، در بحبوحه ی غائله سال 1358 ضد انقلاب در كردستان، به فرماندهی عملیات شمال غرب كشور برگزیده شد و در پاكسازی كردستان به همراه شهید دكتر چمران و دیگر رزمندگان غیور اسلام نقش مهمی ایفا نمود. پس از خلع بنی صدر، برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه، قرارگاه مشترك عملیاتی سپاه و ارتش را راه اندازی كرد.

حكم انتصاب به فرماندهی نیروی زمینیپس از شهادت سرلشكرولی الله فلاحی، امیر متعهد، شجاع و فداكار ارتش، كه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نقش ارزنده ای در حفظ انسجام نیروی زمینی ارتش و نیز سازماندهی واحدهای آن داشت و تا هنگام شهادت در جهت حفظ روحیه و توان رزمی نیروهای تحت فرماندهی خود از كردستان تا خوزستان لحظه ای نیاسود؛ در 9 مهر 1360، زنده یاد سرلشكر ظهیرنژاد (فرمانده ی وقت نیروی زمینی) به سمت رییس ستاد مشترك ارتش منصوب و امیر شهید سپهبد صیاد شیرازی ( با درجه سرهنگی) با حكم امام خمینی« قدس سره» به عنوان فرمانده ی نیروی زمینی ارتش منصوب شد.      

 

 

درخواست انتصاب شهید صیاد شیرازی با پیشنهاد رییس شورای عالی دفاع به شرح زیر صورت گرفت:

«محضر شریف فرماندهی كل حضرت امام خمینی مدظله العالی. با توجه به انتصاب تیمسار ظهیرنژاد به سمت ریاست ستاد مشترك ارتش جمهوری اسلامی ایران به موجب مصوبه شورای عالی دفاع در جلسه ی فوق العاده نهم مهرماه 1360 بر اساس بند «د» اصل 110 قانون اساسی، جناب سركار سرهنگ علی صیاد شیرازی، فرمانده عملیات شمال غرب به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران خدمت حضرتعالی پیشنهاد می گردد.»

رییس شورای عالی دفاع: اكبر هاشمی رفسنجانی – نهم مهرماه 1360

امام خمینی قدس سره موافقت خود را به شرح زیر اعلام فرمودند:

شهید صیاد شیرازی، امیر سرفراز ارتش اسلام با توانی شگفت و روحیه ای كم نظیر در سلسله عملیات پیروزمند ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، مطلع الفجر، محرم، والفجر 1، 2، 3، 4، ... خیبر و بدر فرماندهی نیروهای ارتش را بر عهده داشت و در 23 تیر 1365، به فرمان امام خمینی قدس سره به عضویت شورای عالی دفاع منصوب شد.

در متن حكم امام خطاب به آن شهید گرانقدر چنین آمده بود:

«برای فعال كردن هر چه بیشتر و بهتر قوای مسلح كشور ضرورت دارد از تجربه ی اشخاصی كه در متن مسایل جنگ بوده اند، استفاده هر چه بیشتر بشود؛ بدین سبب سركار سرهنگ صیاد شیرازی، و وزیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تا پایان جنگ به عضویت شورای عالی دفاع منصوب می نمایم.»

با توجه به مسؤولیت خطیر شهید صیاد شیرازی در شورای عالی دفاع، بنا به درخواست ریاست آن شورا و موافقت امام خمینی قدس سره، شهید بزرگوار (در مرداد 1365) در شورای عالی دفاع مشغول انجام وظیفه شد و مسؤولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش به سرتیپ حسنی سعدی واگذار گردید.

 

 

حضرت امام خمینی قدس سره در حكم فرمانده جدید نیروی زمینی ارتش پیرامون خدمات شهید سرافراز ارتش چنین فرمودند:

« با تقدیر از زحمت های طاقت فرسای سركار سرهنگ صیادشیرازی كه با تعهد كامل به اسلام و جمهوری اسلامی، در طول دفاع مقدس از هیچ گونه خدمتی به كشور اسلامی خودداری نكرده و امید است در آینده  نیز در هر مقامی باشد، موفق به ادامه ی خدمت های ارزنده خود بشود...»

شهید سپهبد صیاد شیرازی در 18 اردیبهشت 1366، از سوی امام قدس سره به دریافت درجه ی سرتیپی نایل آمد. امیر شجاع ارتش اسلام در مهر 1368، بنا به درخواست رییس ستاد كل نیروهای مسلح، و با موافقت و حكم فرماندهی معظم كل قوا به سمت معاونت بازرسی ستاد كل و در شهریور 1372 به سمت جانشین ریاست ستاد كل نیروهای مسلح منصوب شد.

شهید شجاع و ارجمند ارتش جمهوری اسلامی ایران، در 16 فروردین 1378، همزمان با عید خجسته ی غدیرخم به درجه سرلشكری نایل آمد و چند روز بعد، با افتخار شهادت، به درجه ی سپهبدی ارتقا یافت.

شهید صیاد شیرازی پس از دریافت درجه ی سرلشكری خطاب به خانواده اش می گوید:

«بسیار شاد و خرسندم؛ البته نه به خاطر دریافت این درجه، بلكه به خاطر رضایتی كه امید دارم امام زمان(عج) و مقام معظم رهبری از من داشته باشند. مقام، درجه و اسم و رسم در نظر من هیچ جایگاهی ندارد.»

 

قسمت هایی از وصیت نامه ی شهید سپهبد صیاد شیرازیبسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و سلم.

انالله و انا الیه راجعون

هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله. اللهم زدنا ایماناً و ارحمنا. اشهد ان لااله الا الله وحده لا شریك له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق و ان الصدیقة الطاهرة فاطمة الزهرا، سیدة نساء العالمین و أن علیاً أمیرالمؤمنین  و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و الحسن بن علی و الحجة القائم المنتظر صلواة الله و سلامه علیهم ائمتی و سادتی و موالی بهم اتولی و من اعدائهم اتبرء و أن الموت و النشور حق و الساعة آتیة لا ریب فیها و أن الجنة و النار حق.

اللهم أدخلنا جنتك برحمتك و جنّبنا و احفظنا من عذابك بلطفك و احسانك یا لطیفاً بعباده یا أرحم الراحمین.

خداوندا! این تو هستی كه قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایت قرار دادی؛

خدایا! تو خود می دانی كه همواره آماده بوده ام آن چه را كه تو خود به من دادی در راه عشقی كه به راهت دارم نثار كنم. اگر جز این نبودم آن هم خواست تو بود.

پروردگارا رفتن در دست توست، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت ولی می دانم كه از تو باید بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم.

خداوندا ولی امرت حضرت آیت الله خامنه ای را تا ظهور حضرت مهدی(عج)، زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین – من الله التوفیق

علی صیاد شیرازی، 19 دی ماه 1371 – 15 رجب 1413

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

شهید صیاد شیرازی؛ مخلص واقعی

12 سال پیش در چنین روزی- 21 فروردین 1378 هجری خورشیدی- یکی از توانمندترین و مخلص ترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی، به آرزوی دیرینه اش رسید و 5 روز پس از آن که در روز مبارکی چون عید سعید غدیرخم عید ولایت، به دست نایب امام زمان (عج) مفتخر به دریافت درجه «سرلشکری» شد، درجه ای بسیار والاتر و غیرقابل مقایسه با نشان ها و درجات دنیوی، از خداوند متعال، درجه «شهادت در راه الله» را دریافت کرد. وی توسط منافقین کوردل که ضرب شست سختی از صیاد در عملیات «مرصاد» خورده بودند، ترور شد و به شهادت نائل گردید.

 

شهید صیاد شیرازی و ولایت پذیری کامل

آن شهید بزرگوار، در دوران ابتدایی جنگ تحمیلی که خیانت های سید ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهوری وقت و فرمانده کل قوا را می دید، با آن که اختلافات شدیدی با این فرد دارای شخصیتی خودرأی و فاقد سواد نظامی داشت؛ اما از آنجا که بنی صدر منصوب حضرت امام خمینی بود، به نظر «ولایت فقیه» گردن می نهاد و از بنی صدر تبعیت می کرد. این اوج ولایت پذیری است که انسان با آن که ضربات و اشتباهات یک فرد را که با او اختلافات بنیادین هم دارد، ببیند و تنها به رضایت دل مولا و رهبرش بیندیشد؛ خون دل بخورد ولی از امامش حتی نپرسد: چرا؟ بعد از برکناری بنی صدر، با طراحی ها و اندیشه های شهید صیاد، اوضاع جنگ به سود ایران تغییر کرد و به نوعی ضرباتی که بنی صدر خائن وارد کرده بود، جبران شد.

شهید صیاد شیرازی در دوران رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای هم، ولایت پذیر بود و آن می کرد که رضایت رهبر حکیم انقلاب را به دنبال داشته باشد. رهبر عظیم الشأن انقلاب هم با بوسه زدن بر تابوت آن یار ولایت و «مالک اشتر» زمان، افتخاری بس بزرگ به صیاد بخشیدند.

 

گذراندن سلسله مراتب

شهید صیاد شیرازی، از جمله افرادی بود که تمام سلسله مراتب نظامی را از پایین ترین رده ارتش در زمان رژیم پهلوی تا فرماندهی نیروی زمینی ارتش با حکم حضرت امام خمینی (ره) و جانشینی ستاد کل نیروهای مسلح با حکم حضرت آیت الله العظمی خامنه ای با تلاش و پشتکار مثال زدنی طی کرد. وی یکی از تاکتیسین های بزرگ نظامی ایران بود که در عملیات بسیار مهم؛ به ویژه آزادسازی خرمشهر و مرصاد (ضربه تاریخی به گروهک تروریست منافقین که سال ها بعد، این افراد شقی را دچار اضمحلال کامل کرد) نقش نخست را ایفا کرد. تبحر ویژه شهید صیاد شیرازی، آزادسازی مناطق اشغال شده از سوی رژیم بعثی صدام بود و پرافتخارترین دوران ارتش پس از انقلاب، زمانی بود که وی در کسوت فرمانده نیروی زمینی ارتش، موجب آزادی بسیاری از مناطق اشغالی کشور شد. وی جزو نخستین ارتشیانی بود که پس از غائله کردستان به آن استان رفت و نقش امنیتی و تاکتیکی مؤثری را ایفا نمود. شهید صیاد، مفهوم تحول با انقلاب اسلامی را عمیقاً در روح و اندیشه اش درک کرد؛ انقلاب به شهید صیاد، هویت واقعی نظامی- سیاسی- امنیتی داد و از این رو وی برای از دست نرفتن خاک کردستان، راهی این دیار شد تا به فرمان حضرت امام که فراخوانی مردمی برای نجات کردستان از دست نیروهای تجزیه طلب وابسته به شرق و غرب صادر فرموده بودند، عمل کرده باشد.

شهید صیاد شیرازی پایه گذار «قرارگاه مرکزی کربلا» که نماد اشتراک ارتش و سپاه است بود و اولین عملیات مشترک سپاه و ارتش، «طریق القدس» بود که موجب فتح بستان شد

ایجاد وحدت بین سپاه و ارتش

شهید صیاد شیرازی، بی شک بسیجی ترین فرد ارتش جمهوری اسلامی بود. ارتش، پس از انقلاب، هم چنان درگیر مسأله موجودیتی و هویتی پس از انقلاب اسلامی و پی آمدهای آن بود؛ ولی شهید صیاد، ضمن آن که خود با سرعتی شگفت انگیز از این مرحله عبور کرد؛ بلکه بسیاری از نیروهای ارتش را نیز با این مفهوم که انقلاب اسلامی می خواهد کاری کند که نظامی ایرانی، آقای خودش باشد نه نوکر مستشاران آمریکایی هم چون زمان شاه، آشنا کرد. شهید صیاد تلاش بسیاری کرد که روحیه بسیجی که موجب نورانیت معنوی و صلابت بیش تر در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده بود؛ وارد ارتش هم شود تا روابط و مناسبات خشک نظامی که از قدیم در ارتش ایران وجود داشت، در ارتش جمهوری اسلامی، جای خود را به برادری و محبت و اخلاق اسلامی در عین رعایت نظم و انضباط و صلابت بدهد. او بدین وسیله سپاه و ارتش را به هم بسیار نزدیک کرد و آن حالت رقابت و دوری را مبدل به رفاقت و نزدیکی و اتحاد و یگانگی ارتشیان و سپاهیان کرد؛ تا جایی که این دو نیروی نظامی، موفق ترین عملیات های نظامی را در کنار یکدیگر انجام دادند. بدین ترتیب، ناکامی های سال نخست جنگ تحمیلی که شهید صیاد شیرازی معتقد بود، به دلیل عدم وحدت بین ارتش و سپاه بوده است، با اتحاد این دو نیروی نظامی مبدل به توفیق در جبهه نبرد حق علیه باطل شد و رژیم بعثی عراق شکست های متوالی را متحمل شد.

وی پایه گذار «قرارگاه مرکزی کربلا» بود که نماد اشتراک ارتش و سپاه بود. اولین عملیات مشترک سپاه و ارتش، «طریق القدس» بود که موجب فتح بستان شد. وقتی پیش از این عملیات، فرماندهان ارتش تحلیل کردند، نقاط قوت ارتش عراق بسیار زیاد است، شهید صیاد در کنار طرح عملیات نوشت: «با حضور نیروهای بسیجی و سپاهی در کنار ارتش، تحولی واقع می شود و ترکیب مقدس ارتش و سپاه موجب پیروزی اسلام می شود». وی صریحاً وعده این پیروزی را داد.

سرانجام این مجاهد نستوه که بارها از سوی گروهک نفاق به ترور تهدید شده بود، در 55 سالگی، بامداد 21 فروردین 78 به دست منافقی بدبخت، شربت شهادت نوشید و به امام شهدا و یاران هم سنگرش که غم دوری شان را سال ها تحمل کرده بود، پیوست.

یادش گرامی و شفاعتش نصیبمان باد. 

 

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

شهيد صياد روحيات نظامي را به خانه نمي‌آورد

خبرگزاري فارس: فرزند شهيد صياد شيرازي گفت: شهيد صياد از لحاظ ايمان، فكر و خصوصيات اخلاقي نمونه بود، ما را به نماز اول وقت و جماعت خيلي توصيه مي‌كرد، كارها را با توكل به خدا آغاز مي‌كرد و هرگز روحيات نظامي را به خانه نمي‌آورد.

مهدي صياد شيرازي در گفت‌وگو با خبرنگار ايثار و شهادت خبرگزاري فارس اظهار داشت: شهيد صياد هميشه سعي بر اين داشت كه فضاي خانواده را به سمت الگوهاي قرآني و اسلامي پيش ببرد و گاهي اوقات كه از لحاظ كمي نمي‌توانست براي تك تك اعضاي خانواده وقت بگذارد سعي مي‌كرد در زمان محدودي به كيفيت روابط بينديشد به طوري كه فضاي دوست داشتني و صميمي در خانواده ما حاكم بود.

وي افزود: در زمان جنگ كه شرايط اقتضا مي‌كرد، شهيد صياد كمتر پيش ما بود اما از طريق نامه، تلفن و امكانات ديگر پيگير امور اعضاي خانواده بود كه مبادا فرزندان از راه اسلام و انقلاب منحرف شوند.

تنها شاهد عروج شهيد صياد تصريح كرد: زماني كه پدر به شهادت رسيد من 17ساله بودم، وي به نماز اول وقت و جماعت و همچنين نظم و برنامه‌ريزي در زندگي توجه ويژه‌اي داشت و ما در فضاي خانواده هم نماز جماعت مي‌خوانديم. به خوبي يادم هست كه حتي بين دو نماز ما را به نماز اول وقت توصيه مي‌كرد و زماني كه در مسافرت بوديم وقت نماز اگر بين راه مسجد بود در مسجد نماز مي‌خوانديم ولي اگر منطقه بياباني بود همان جا نماز اول وقت را به همراه پدر ادا مي‌كرديم.

وي اضافه كرد: شهيد صياد هميشه مي‌خواست ما از دوستداران مقام عظماي ولايت، ائمه اطهار (ع) و امام زمان (عج) باشيم به همين دليل ما را در محافل مذهبي و مجالس علما شركت مي‌داد و با شخصيت‌هايي كه صاحب فضل بودند و مايه رشد و تعالي فرزندان مي‌شدند، آشنا مي‌كرد.

وي گفت: شهيد صياد خود به محضر علما آيت‌الله بهاء‌الديني، مقام معظم رهبري و حضرت امام (ره) مي‌رسيد و مطالب وسخنان آنها را مي نوشت. در راه رشد و تعالي به آن عمل مي‌كرد و او هميشه حالت طلبگي داشت.

صيادشيرازي گفت: شهيد صياد با كثرت كارهايي كه داشت زماني را براي ورزش و فوتبال اختصاص مي‌داد، به طوري كه خودش با لباس ورزشي مي‌آمد‌ و با هم ورزش مي‌كرديم او به ورزش از باب سلامت جسم و روح اهميت مي‌داد و هرگز اخلاق و روحيات نظامي را به منزل انتقال نمي‌داد تا فضاي صميمي در خانواده حفظ شود.

وي افزود: يكي از خاطرات شيرين شهيد صياد اين بود كه در محضر امام (ره) بودند و جمعي از فرماندهان در آنجا حضور داشتند همه عزيزان از دفاع مقدس گزارش و خاطرات را ذكر مي‌كردند. زماني كه آيت ‌الله هاشمي رفسنجاني مي‌خواست، صحبت كند. حضرت امام (ره) بلند شدند و به سمت در خروج رفتند، پدر از امام (ره) مي‌پرسند: «آقا كسالتي است.» ايشان در جواب گفتند: «خير وقت نماز است». پدر پرسيد:«آقا اجازه مي‌دهيد با هم نماز را به جماعت بخوانيم.» امام(ره) در پاسخ فرمود:«بله» اين خاطره خاطره ارزشمندي بود كه پدر در فضاي خانواده و محافل گوناگون تعريف مي‌كرد.

وي گفت: زماني كه من به شهيد صيادگفتم اين خاطره را چقدر تعريف مي‌كنيد، وي با لبخند گفت، اين خاطره براي شما تكراري است اما براي خيلي از افراد تازگي دارد.

به خوبي يادم هست كه حتي بين دو نماز ما را به نماز اول وقت توصيه مي‌كرد و زماني كه در مسافرت بوديم وقت نماز اگر بين راه مسجد بود در مسجد نماز مي‌خوانديم ولي اگر منطقه بياباني بود همان جا نماز اول وقت را به همراه پدر ادا مي‌كرديم.

فرزند سوم شهيد علي صياد شيرازي ادامه داد: با پدر مسافرت‌هاي زيادي رفتيم. زيباترين مسافرت ما در سفر مشهد بود كه به ديدار اقوام رفته بوديم و زماني كه او در كنار ضريح بود حالات روحاني او براي من زيباترين خاطره بود.آخرين سفري كه با پدر داشتيم سفر به شلمچه و مناطق جنگي بود، شهيد صياد در مسير طولاني رانندگي مي‌كرد زماني كه به منطقه عملياتي رسيديم، ديدار و ابراز محبت مردم نسبت به پدر برايم خيلي جالب بود.

وي بيان كرد: با توجه به اينكه مسئله نور و هدايت مسئله مهمي است و همه تشنه هدايت هستند. زماني كه هدايت از راه درستي صورت بگيرد از جهت مادي و معنوي انسان به رشد و تعالي دست پيدا مي‌كند. نقطه عطف اين هدايت به قران برمي‌گردد و اگر جوانان از همان بدو كودكي با قرآن و اسلام انس بگيرند و آيات و بيانات الهي را خوب متوجه شوند كشوري خواهيم داشت، كه الگوي جهان مي‌شود.

وي گفت:‌ دستگاه‌هاي دولتي، آموزش و پرورش و خانواده‌ها نقش محوري را در اين امر مهم دارند. شهدا و رزمندگان ما به خاطر زنده ماندن كلام الهي و حفظ ارزشها و آرمان‌هاي اسلام و امام (ره) به جبهه‌ها رفتند و فيض شهادت در حقيقت يكي از خوبي‌هاست.

صياد شيرازي افزود: نسل جوان و نوجوان كشور ما براي خودسازي بايد توجه زيادي به قرآن داشته باشند قرآن يك ابزار است كه انسان خود را بشناسد. همه ابعاد قرآن پيشرفت فكري، روحي و جسمي و بحث عظمت شهادت را بيان كرده، براي كساني كه علاقه‌مند به اين درجه رفيع هستند لازم است بدانند خودسازي و خودشناسي از قرآن نشأت مي‌گيرد و همه اهداف در عمل انسان محقق مي‌شود.

فرزند شهيد صياد شيرازي اضافه كرد: براي گرفتن لوح سپهبد صياد شيرازي خدمت مقام معظم رهبري رسيدم. در قرآني كه ايشان به من هديه دادند نوشته بودند «جواني را در خودسازي فكري، روحي و جسمي مغتنم بشماريد و با قرآن عزيز انس بيابيد، نماز را با توجه و با حضور قلب بگذاريد و فضاي معطر شهادت‌ كه زندگي شما را فرا گرفته قدر بدانيد.»

وي اظهار داشت: مقام و عظمت شهيد در آيات 161 الي 171 سوره آل عمران نازل شده و امام رضا (ع) به نقل از اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند: كسي كه براي دفاع حق عليه باطل از همسر و بستگان خود خداحافظي مي‌كند از گناهان خويش خارج مي‌شود و زماني كه شهيد بر روي زمين مي‌غلتد، حوريان بهشتي به او مي‌گويند، آفرين به روح پاكيزه تو كه از بدن پاكيزه پرواز مي‌كند و خداوند مي‌فرمايد، من سرپرست بازماندگان شهيد هستم. هركس آنها را خشنود كند مرا خشنود كرده و هركس آن را بيازارد مرا آزرده است.

آخرين سفري كه با پدر داشتيم سفر به شلمچه و مناطق جنگي بود، شهيد صياد در مسير طولاني رانندگي مي‌كرد زماني كه به منطقه عملياتي رسيديم، ديدار و ابراز محبت مردم نسبت به پدر برايم خيلي جالب بود.

وي اضافه كرد: در سال اصلاح الگوي مصرف ما بايد به ابعاد مسئله مصرف توجه كنيم، اگر الگوي مصرف اصلاح شود و محافل با برنامه‌ريزي به تبع از آن الگو عمل كنند ما به اهداف دهه پيشرفت و عدالت كه همان آرمان شهدا است، خواهيم رسيد. پيشرفت بايد توأم با عدالت باشد و گر نه شاهد شكاف طبقاتي در جامعه خواهيم شد.

وي بيان كرد: خواهران در جامعه اسلامي نقش اساسي در رشد و تعالي و پيشرفت را دارند آنها با الگوبرداري از حضرت زهرا (س) در ابعاد حجاب، علم، تقوي، تربيت فرزند و همسرداري، جامعه را به سمت رشد و تعالي سوق دهند و با تهاجم فرهنگي و شيطنت‌هاي برون مرزي مبارزه كنند تا صيادها، شهدا و بزرگان و علمايي را در جامعه اسلامي پرورش دهيم و كشور ما نمونه يك كشور اسلامي در جهان شود.

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

افشای ابعاد جدید ترور شهید صیاد شیرازی پس از10سال

همزمان با ایام دهمین سالگرد شهادت امیر سرافراز ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپهبد بسیجی علی صیاد شیرازی كه به‌دست منافقین كوردل صورت گرفت محقق عراقی با افشای نكات تازه‌ای از كینه و دشمنی رژیم بعث و منافقین از این فرمانده دلیر، از لابه‌لای اسناد رژیم ساقط ‌شده صدام به تشریح ابعاد این ترور پرداخت.
دكتر الجنابی گفت: نام صیاد شیرازی برای اولین‌بار توسط عوامل مزدور بعثی كه در كردستان ایران مشغول آشوب و بلوا بودند به ضداطلاعات و استخبارات ارتش عراق وارد شد و همان زمان بود كه با دستور تصفیه این افسر جوان و انقلابی ایران، رژیم عراق به كشتن او دستور داد. این دستور توسط نماینده بعثی‌ها در تشكیلات ضدانقلابی كومله به همراه اسامی 27 پاسدار، ارتشی و حزب‌اللهی ایران دراستان كردستان صادر شد.

این محقق عراقی می‌افزاید: نام صیاد شیرازی بیش از هر افسر ارتش ایران در سرویس‌های امنیتی و جاسوسی رژیم صدام دیده می‌شد كه اطلاعات آن عمدتا از سوی منافقین و مزدوران صدام در كردستان ایران تهیه و تنظیم شده بود.

به گفته الجنابی، فرماندهی صیاد شیرازی در نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بار دیگر نام و شخصیت این افسر را بر روی میز سرویس‌های استخباراتی ارتش صدام آورد. در ابتدا آنها نسبت به عملكرد وی و ارتقا به سطح فرماندهی‌اش ابراز تردید می‌كردند اما تشكیل قرارگاه‌های مشترك سپاه و ارتش ایران برای باز پس‌گیری اراضی اشغال شده كه شوك آن با شكست محاصره آبادان به رژیم بعث وارد شد آنها را وادار به كنكاش بیشتر در عملكرد این فرمانده ایرانی كرد.

الجنابی گفت: برابر سندی كه زمان آن به نبرد‌های سنگین چزابه برمی‌گردد، از صیاد شیرازی به‌ عنوان احیا‌گر ماشین جنگی ارتش جمهوری اسلامی ایران نام برده شده است. سرویس‌های امنیتی عراق در خصوص این فرمانده ایرانی از چند تن از اسیران ایرانی بازجویی می‌كنند و بالاخره در گزارش روزانه خود به ستاد عالی ارتش صدام كه دیكتاتور عراق آن را مطالعه می‌كرد در خصوص شهید صیاد شیرازی می‌نویسند: این فرمانده ایرانی وحدت عملیاتی بین نیروهای سپاه و ارتش را به ‌شدت پشتیبانی می‌كند و از افسران مورد اعتماد رهبری ایران است. وی با انتقال تجربیات و آموزش نظامی به پاسداران و بسیجیان موافقت نموده و جاده صاف‌كن بن‌بست‌هایی شده است كه در زمان بنی‌صدر رییس‌جمهوری مغرول شده ایران بین ارتش و سپاه به‌وجود آمده بود.

عملیات فتح‌المبین خشم ارتش بعثی عراق را از صیاد دوچندان كرد و قابلیت‌های او در كنار سایر فرماندهان سپاه و ارتش در عملیات آزاد‌سازی خرمشهر منجر به آن شد پرونده عملكرد صیاد شیرازی در استخبارات عراق قطورتر شود تا این‌كه با تماس‌های عمیق‌تر منافقین با رژیم صدام در سال 1363 فهرستی از اسامی فرماندهان و مسوولین جنگ در ایران توسط رژیم صدام به منافقین داده شد كه از آنهاخواسته شده بود به ترور و كشتن این افراد اقدام كنند كه نام صیاد شیرازی نیز در بین این فهرست دیده می‌شود.

منافقین نیز كه از عملكرد صیاد شیرازی به‌شدت به خشم آمده بودند مسیر این ترور را در پرونده مخوف و تروریستی خویش باز گذاشتند.

در سال 1366 در جلسه‌ای كه در منطقه الرشید بغداد و در یك مجموعه تفریحی برپا شد مسوولین امنیتی عراق به‌خاطر عدم توفیق منافقین در ترور صیاد شیرازی از تروریست‌های منافق انتقاد كردند. حضور صیاد شیرازی در سركوب منافقین در عملیات مرصاد نیز بار دیگر ضربه‌ای كاری از سوی این افسر انقلابی ارتش ایران بر پیكر رژیم بعث و منافقین وارد كرد. سران منافقین با این خشم سال‌ها انتظار كشیدند تا از این مرد جنگی ایران انتقام بگیرند.

ده‌سال پیش و در حالی‌كه شمارش معكوس سقوط رژیم صدام آغاز شده بود منافقین بالاخره به وعده‌ای كه به صدام جنایتكار داده بودند اقدام كردند و این افسر شجاع را به شهادت رساندند. خون این افسر مسلمان ارتش جمهوری اسلامی ایران خیلی زود دامن صدام و منافقین را گرفت و آنان را به زباله‌دان تاریخ فرستاد.

این محقق عراقی می‌گوید: دو روز پس از شهادت شهید صیاد شیرازی، در حالی‌كه صدام تبازگی از تكریت و كاخ پیچ در پیچش بازگشته بود از «حمود» منشی خود خواست مراتب تشكرش را از منافقین به لیل ترور این افسر ایرانی به آنها ابلاغ و به قصی پسر جنایتكار و فاسدش نیز دستور داد به سران منافقین پاداش دهد. صدام به حمود گفته بود كاش این ترور در سال‌های اول جنگ رخ می‌داد.

دكتر الجنابی در ادامه اضافه می‌كند: ترور صیاد شیرازی توسط كسانی صورت گرفت كه امروز مورد حمایت كامل اروپای متمدن هستند و پرونده‌ای قطور از جنایت علیه ملت‌های ایران و عراق دارند. تصویر صیاد شیرازی كه بر روی زمین نشسته و نقشه عملیات را در جمع پاسداران و ارتشیان بازگو می‌كند در پرونده قطور او در استخبارات ارتش عراق هنوز دیده می‌شود.

عدنان خیر‌الله دست راست صدام و پسردایی و برادرزن دیكتاتور عراق كه وزارت دفاع و بخش مهمی از فرماندهی ارتش عراق را در دست داشت در یكی از جلسه‌های ستاد ارتش عراق در خصوص صیاد شیرازی گفته بود «باید از فرماندهان جوان و جسور مانند او در هر جنگی ترسید».

در این اسناد همچنین نقش محوری شهید صیاد شیرازی در شكست‌های رژیم عراق در عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس نیز به وضوح دیده می‌شود

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

وقتی رهبر غبطه می‌خورد       


این حقیقتی است که گرچه مردان الهی در همین دنیا با تمام توان مشغول بندگی خدا و خدمت به خلق او می‌شوند، ولی در عین حال در آرزوی شهادت هم می‌سوزند و به حال شهدا غبطه می خورند.


شهید صیاد شیرازی جزو بزرگ ترین شهیدانی است که امت اسلام تقدیم آستان حضرت حق نموده است و زندگی و مرگ او الگویی شایسته برای همگان است.

جناب آقای حسین حیدری (از شاگردان حضرت آیت الله بهاءالدینی) نقل کرده است: « شهادت سپهبد صیاد شیرازی برای رهبر معظم انقلاب خیلی سنگین بود. من همان روز خاک سپاری این امیر شهید محضرشان بودم و خدمتش عرض کردم: وقتی اولین نایب حضرت بقیه‌الله از دنیا رفت، امام علیه السلام به فرزند [نایب]اش محمد بن عثمان نامه تسلیتی مرقوم فرمود و در آن دارد «رُزئت و رُزئنا و اَوحشک و اَوحشنا». درگذشت پدرت، تو و ما را محزون و غمگین کرد و تو و ما از دوری و جدایی او وحشت زده شدیم.

وقتی امام ارواحنا فداه با از دست دادن نایب و یار و بازویش وحشت زده شود، حساب پیشوایان غیرمعصوم معلوم است. و برای تسلی دل معظم له عرض کردم صیاد می بایست در دوران جنگ کشته می‌شد. چون جنگ اسلام و کفر باقی بود، خدا او را نگه داشت و امروز که او با درخواست خودش شهادت را از خدا خواست، شهید می‌شود.

... وقتی اینها را عرض کردم مقام معظم رهبری دو مرتبه فرمود : خوشا به حالش! که حقیر حالت غبطه خوردن به حال صیاد را نه در کلام که گویا در برق چشم رهبر معظم می دیدم. او علاقه به این سردار رشید اسلام را با بوسیدن چهره گلگونش و بوسه زدن به تابوت حامل پیکر پاک او نشان داد.»

امیر سپهبد علی صیاد شیرازی در سال 1323 در کبود گنبد مشهد به دنیا آمد. مادرش شهربانو و پدرش زیاد نام داشت. پدرش، که از عشایر فارس بود، به استخدام ژاندارمری در آمد و سپس به ارتش منتقل شد. او از جاذبه‌ای خاص برخودار بود، از این رو علی تحت تأثیر پدر از کودکی به ارتش علاقه مند شد. او به همراه پدر و خانواده، مانند دیگر خانواده‌های نظامیان، از شهری به شهری مهاجرت می کرد. شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان محل پرورش وی شدند. او سال ششم متوسطه را در تهران گذراند و در سال 1342 موفق به اخذ دیپلم گردید. او در سال 1343 در کنکور دانشکده افسری شرکت کرد و پذیرفته شد و سرانجام در مهرماه 1346 در رسته توپخانه دانش آموخته شد و با درجه ستوان دومی وارد ارتش گردید. او پس از طی دوره آموزشی در شیراز و اصفهان به لشگر تبریز و سپس لشگر زرهی کرمانشاه منتقل شد. علی صیاد شیرازی در سال 1352 به دلیل لیاقت ها و دقت هایش در کار، برای تکمیل تخصص های توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شد تا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند. او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل از ایالت اوکلاهما، در منطقه‌ای نظامی، با موفقیت طی کرد. او پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید و روحیه‌ای با نشاط به ایران مراجعت کرد.

وقتی اینها را عرض کردم مقام معظم رهبری دو مرتبه فرمود : خوشا به حالش! که حقیر حالت غبطه خوردن به حال صیاد را نه در کلام که گویا در برق چشم رهبر معظم می دیدم. او علاقه به این سردار رشید اسلام را با بوسیدن چهره گلگونش و بوسه زدن به تابوت حامل پیکر پاک او نشان داد

ارتش برای استفاده از دانش نظامی ستوان، او را در سال 1353 به اصفهان ـ مرکز توپخانه منتقل کرد. در اواخر حکومت پهلوی به دلیل این که در بین افسران، تبلیغات ضد رژیم می کرد، ضد اطلاعات، از قرار دادن جنگ افزار در اختیار وی ممانعت کرد و اعلام نمود که از واگذاری مشاغل حساس به او خودداری شود. سرانجام سروان در 19 بهمن دستگیر و زندانی شد. دوره دوم زندگی سرگرد صیاد بعد از پیروزی انقلاب آغاز می‌شود: او پس از پیروزی انقلاب با رحیم صفوی و حجت الاسلام سالک آشنا می‌شود و با یکدیگر پیمان می بندند که از پادگان های اصفهان حفاطت نمایند. پس از حوادث کردستان، صیاد با درجه سرگردی به غرب اعزام می گردد و با هماهنگی ارتش و سپاه سنندج را آزاد می کنند. لیاقت های سرگرد در کردستان موجب می گردد تا با درجه سرهنگی به فرماندهی عملیات غرب منصوب گردد. اختلافات سرهنگ علی صیاد شیرازی با بنی صدر اولین رئیس جمهوری اسلامی موجب برکناری وی و خلع دو درجه می گردد. اما دیری نپایید که بنی صدر سقوط کرد و محمد علی رجایی به ریاست جمهوری رسید و سروان مجدداً با دو درجه به غرب کشور اعزام می‌شود. سرهنگ با تأسیس قرارگاه حمزه سیدالشهداء لشگرهای 64 ارومیه و 28 کردستان و تیپ های 23 نیروی ویژه هوا برد و تیپ 30 گرگان شهرهای بوکان و اشنویه را آزاد کرد. در هفتم مهرماه 1360 به خاطر رشادت ها و لیاقت ها توسط امام خمینی به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد. او در عملیات طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، مطلع الفجر، محرم، والفجر 1، 2، 3، 4، 8، 9، عملیات خیبر و بدر و قادر شرکت نمود و پیروزی های بزرگی را برای ایران به ارمغان آورد. سرهنگ علی صیاد شیرازی در مرداد سال 1365 از فرماندهی نیروی زمینی استعفا داد و با پیشنهاد آیت الله خامنه‌ای و تصویب رهبر کبیر انقلاب به سمت نمایندگی امام در شورای عالی دفاع منصوب شد. در سال 66 به درجه سرتیپی نایل آمد. سرتیپ صیاد شیرازی در سال 67 در عملیات مرصاد که مرزهای غرب ایران مورد هجوم منافقین قرار گرفته بود منافقین را شکست داد. سرانجام صیاد شیرازی در مقام جانشینی ریاست ستاد کل به خدمت مشغول شد.

تیمسار سرتیپ صیاد شیرازی در 16 فروردین 1378 با حکم فرماندهی کل قوا به درجه سرلشگری نایل آمد. اما در صبح روز 21 فروردین 78 توسط منافقین ترور شد و به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت در راه حق دست یافت.


sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

سرلشکر شهید صیاد شیرازی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگز در استان خراسان دیده به جهان گشود.
او پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان وارد دانشکده افسری و در سال ۱۳۴۶ موفق به اخذ دانشنامه لیسانس از آن دانشکده شد.
وی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به‌مدت چندسال در بخش‌های مختلف ارتش به ویژه در غرب کشور به پاسداری از کشور پرداخت و در سازماندهی و فعالیت نیروهای انقلابی در ارتش تلاشی گسترده داشت.
شهید پس از پیام امام خمینی مبنی بر شناسایی نیروهای مخلص ارتش طاغوت، شناخته شد و به خاطر توان بالای سازماندهی‏اش مورد توجه حضرت امام و یاران انقلاب اسلامی قرار گرفت.
وی پس از طی دوره تخصصی توپخانه در آمریکا با درجه ستوان‏یکم و سمت استادی، در مرکز آموزش توپخانه اصفهان به تدریس پرداخت و در همان شرایط به‌عنوان عنصری حزب‏اللهی در جهت ‏سازماندهی نظامیان انقلابی فعالیت خود را آغاز کرد.
تلاش‌های وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ساماندهی ارتش و ساختار نیروهای مسلح متجلّی شد.
از مهم‌ترین اقدامات او پس از پیروزی انقلاب اسلامی، می‌توان به تهیه طرح‌های عملیاتی که منجر به شکستن حصر شهرهای سنندج و پادگان‌های مریوان، بانه و سقز شد، اشاره کرد.
شهر سنندج با تشکیل ستاد عملیات مشترک ارتش و سپاه پاسداران توانست پس از ۲۱ روز مقاومت و دفاع از سوی مدافعان خویش، کاملاً از تصرف و تسلط نیروهای ضد‌انقلاب خارج شود. پس از تحقق و اجرای موفق این طرح‌ها، شهید صیادشیرازی، با ۲ درجه ارتقاء، با درجه سرهنگ تمامی به فرماندهی عملیات غرب کشور منصوب شد.
وی در آخرین ماه‌های ریاست‌جمهوری بنی صدر به‌دلیل برخورداری از روحیه انقلابی و مقابله با خیانت‌های او از سمت مذکور عزل شد و پس از آن تا عزل بنی صدر و فرار مفتضحانه او به فرانسه، به دعوت شهید کلاهدوز در ستاد مرکزی سپاه پاسداران به خدمت پرداخت.
سپهبد علی صیاد شیرازی پس از خلع بنی صدر، برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه در آن دوران، قرارگاه مشترک عملیاتی سپاه و ارتش را راه‌اندازی کرد و به‌عنوان فرمانده ارشد در آن قرارگاه مشغول به فعالیت شد.
● یاد فتح بزرگ
او در مهر ماه سال ۱۳۶۰ به پیشنهاد رئیس شورای‌عالی دفاع از سوی امام خمینی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی منصوب شد. در این منصب فرماندهی نیروهای ارتش اسلام در عملیات‏های پیروزمند ثامن‌الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس را بر عهده داشت.
عملیاتی که سرنوشت جبهه‌های اسلام علیه کفر را به پیروزی رقم زد و روند جنگ تحمیلی را در مسیر پیروزی ارتش اسلام قرار داد. وی در ۲۳ تیرماه ۱۳۶۵ طی حکمی از سوی حضرت امام خمینی به عضویت‏شورای‌عالی دفاع منصوب شد.
به‌دنبال مسئولیت خطیر شهید صیاد شیرازی در شورای‌عالی دفاع، با درخواست رئیس شورای‌عالی دفاع و موافقت حضرت امام‏خمینی در مردادماه سال ۱۳۶۵ مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش به برادر دیگری واگذار شد.
حضرت امام(ره) در حکم فرمانده جدید نیروی زمینی ارتش پیرامون خدمات آن شهید سرافراز چنین فرمودند: «با تقدیر از زحمت‏های طاقت فرسای سرکار سرهنگ صیادشیرازی که با تعهدکامل به اسلام و جمهوری اسلامی در طول دفاع مقدس از هیچ‏گونه خدمتی به کشور اسلامی خودداری نکرده و امید است در آینده نیز در هر مقامی باشد، موفق به ادامه خدمت‏های ارزنده خود شود.»
سپس در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ به همراه تعدادی دیگر از فرماندهان ارتش با پیشنهاد رئیس شورای‌عالی دفاع و موافقت امام خمینی به درجه سرتیپی ارتقای مقام یافت.
آن شهید در مهرماه سال ۱۳۶۸ به درخواست رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح و موافقت مقام معظم ‏رهبری و فرماندهی کل‏قوا به سمت معاونت ‏بازرسی ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح منصوب شد.
امیر شجاع سپاه اسلام در شهریورماه سال ۱۳۷۲ با حکم فرماندهی معظم کل قوا به سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد. صیاد شیرازی در ۱۶ فروردین ۱۳۷۸ همزمان با عید خجسته غدیر با حکم مقام معظم فرماندهی کل قوا به درجه سرلشگری نایل آمد.
نقش او در ایجاد وحدت بین قوای مسلح کشور و نیروهای توانمند دفاعی و مهار دشمن و حفظ تمامیت ارضی کشور و فتح جبهه‌های حق علیه باطل در عملیات‏های ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح المبین، بیت‌المقدس و دیگر عملیات‏های پیروزمند تا مرصاد و دفاع از حد و مرز میهن عزیزمان بر کسی پوشیده نیست.
● نحوه شهادت
شهید علی صیادشیرازی روز شنبه ۲۱ فروردین ماه ۱۳۷۸ در حوالی خانه‌اش مورد سوء قصد عوامل تروریست قرار گرفت و به شهادت رسید.
ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه صبح این روز که تیمسار صیادشیرازی با اتومبیل خود به قصد عزیمت به محل کارش از خانه خارج شده بود، مورد هجوم مرد ناشناسی قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
اهالی محل که از این حادثه مطلع شده بودند بلافاصله او را به بیمارستان فرهنگ انتقال دادند که متأسفانه بر اثر شدت جراحات وارده، تلاش پزشکان برای نجات وی بی‌نتیجه بود و او در بیمارستان به شهادت رسید.
به گفته شاهدان مرد تروریست با پوشش لباس رفتگر در حوالی خانه شهید به کمین نشسته بود و تیمسار را هنگام خروج از خانه به رگبار بست.
در این حال شهید صیاد که سوار بر خودرو تویوتای سفید رنگ خود بود مورد اصابت ۳ گلوله تروریست واقع شد. در پی این حادثه یک سخنگوی گروهک تروریستی منافقین در تماس با خبرگزاری فرانسه در نیکوزیا مسئولیت این جنایت را بر عهده گرفت.
ترور صیاد شیرازی در کارنامه تروریستی منافقین از جهات بسیاری قابل تعمق نشان می‌دهد. ادله ای که منافقین برای این ترور ارائه می‌کنند حاکی است که برای این عمل صرف‌نظر از دلایلی که سازمان به آن اتکا می‌کند باید به‌دنبال دلایل و انگیزه های پنهان دیگری گشت.
دلایل منافقین برای ترور سپهبد صیاد شیرازی در اطلاعیه‌های نظامی‌خود حول سه محور جمع‌بندی شده است؛ نقش صیاد شیرازی در دفاع از تمامیت ارضی ایران در جنگ با عراق، نقش وی در مهار و کنترل غائله کردستان در بدو انقلاب سال ۵۷ و نقش وی در خنثی کردن عملیات موسوم به فروغ جاویدان که منافقین با پشتوانه ارتش عراق خاک ایران را مورد تعرض نظامی‌قرار دادند.
● صیاد، صید خصومت‌های گذشته
سرتیپ ۲ باز نشسته ارتش جمهوری اسلامی مصطفی کهتری که از همرزمان شهید صیاد شیرازی بود در گفتگویی با ایسنا می‌گوید: صیاد کسی بود که تاریخ جنگ از وی انتقام گرفت، خصومت گذشته، صیاد را شهید کرد. واقعا کور کور این کار را انجام دادند.
صیاد می‌توانست راننده، نیروی امنیتی و محافظ داشته باشد ولی از انجام این کار خودداری می‌کرد.
وقتی خدمت ایشان در ستاد کل رسیده بودم اتاقی در نهایت سادگی داشت و در همان جا نیز کار می‌کرد.
فعالیت‌های قبل از شهادت صیاد شامل تدوین تاریخ جنگ بود. ایشان خود این هیات را تحت عنوان معارف جنگ تاسیس کرد؛ فرماندهان را به مناطق عملیاتی می‌برد و به‌صورت عملی معارف جنگ را منتقل می‌کرد.
کهتری با تشریح خاطرات زمان جنگ و عملیات‌ها با صیاد ادامه می‌دهد: در تمام عملیات‌هایی که برنامه‌ریزی می‌شد شخصا از منطقه بازید می‌کرد و از کار مطمئن می‌شد و بعد در جلسات می‌نشست و با قرائت قرآن کار را روحانی می‌کرد.
● بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب
«...امیر سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداکار دین و قرآن، نظامی مؤمن و پارسا و پرهیزکار، سپهبد علی صیادشیرازی امروز به دست منافقین مجرم و خونخوار و روسیاه به شهادت رسید.
این نه اولین و نه آخرین باری است که دلی نورانی و سرشار از عشق و ایمان و وفاداری به آرمان‌های بلند الهی، هدف تیر خشم و عناد و عصبیت از سوی زمره جنایتکار و فاسدی که ادامه حیات خود را در خدمتگزاری به دشمنان اسلام دانسته‏است، قرار می‏گیرد و دست‏خائن خودفروخته‏ای، نهال ثمربخش انسان والایی را قطع می‌کند. او مانند دیگر مردان حق از روزی که قدم در راه انقلاب نهادند، همواره سر و جان خود را برای نثار در راه خدا روی دست داشتند.
سرزمین‏های داغ خوزستان و گردنه‌های برافراشته کردستان سال‌ها شاهد آمادگی و فداکاری این انسان پاک نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه‌های دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خود گذشتگی او حفظ کرده است.
خطر مرگ کوچک‏تر از آن است که بندگان صالح خدا را از راه او بازگرداند و عشق به منال دنیوی حقیرتر از آن است که در دل نورانی شایستگان جایی بیابد، کوردلان منافق بدانند که با این جنایت‏ها روز به روز نفرت ملت ایران از آنان بیشتر خواهد شد و خون مردان پاکدامن و پارسا هم چون صیاد شیرازی و شهید لاجوردی بدنامی و سیاهرویی آنان را در تاریخ و در دل این ملت همیشگی خواهد کرد...»
● از نگاه دیگران
نشریه مالین چاپ فرانسه در سال ۱۳۶۲ امیر سرافراز ارتش را این‌گونه توصیف می‌کند: « برای صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران، کلید پیروزی به تانک و موشک بستگی ندارد؛‌ بلکه تنها به اعتقاد به خدا بستگی دارد.
قدی کوتاه، نگاهی روشن و دست‌هایی که با انگشتر عقیق صاف روی میز ستاد مشترک روی هم قرار گرفته‌اند.
این متخصص توپخانه که دوره تخصصی خود را در آمریکا گذرانده و امروزه فرماندهی نیروی زمینی ارتش ایران را هدایت می‌کند، از فرمول‌ها نمی‌ترسد.
او با سادگی می‌گوید:‌ «من یک سرباز اسلام هستم.»
هدف او بر سر جای خود نشاندن رژیم مزدور صدام حسین‌ است. او درباره اختلاف و جدایی‌اش از بنی‌صدر می‌گوید: «ما می‌خواستیم برای خدا بجنگیم ولی او می‌خواست که ما برای او بجنگیم. او مرد تکنیک و سیاست بود. من مرد جهاد و جنگ مقدس بودم.»
صیاد شیرازی، محرک این ارتش شهید‌پرورِ در خدمت‌الله است که تا به حال بسیاری از ناظران بین‌المللی را به اشتباه و انحراف کشانیده است.
صیاد شیرازی به گونه‌ای دل‌رحمانه لبخند می‌زند و پیروزی‌های متوالی ایران را یاد‌آوری می‌کند:«هدف ما اشغال یک سرزمین یا یک شهر خاص نیست و منظور دفاع از پشت مرزهایمان و یا اشغال تمام عراق نیست. دفاع ما، تا موقعی که هیچ خطری ما را تهدید نکند ادامه خواهد یافت...بگویید که نیروهای واقعی انقلاب اسلامی هنوز آشکار نشده است. ما می‌خواهیم انسان را پاک و خالص گردانیم. آنهایی که کشته می‌شوند می‌دانند که به هرحال پیروز‌مندانه می‌میرند و این مهم است.»

روزنامه همشهری

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

پیش گویی شهید صیاد درباره شهادتش

باز خوانی بخشی از سخنان پسر ارشد شهید صیاد و همسر ایشان  راجع به روزهای آخر زندگی این شهید گرانقدر و ما وقع روز شهادت ایشان :

مهدی صیاد شیرازی: "تا آنجایی که یادم هست، پدر طبق معمول، ساعت6:30 آماده رفتن شدند. من و برادر کوچک ترم محمد همراه ایشان به مدرسه می رفتیم. این برنامه ای بود که هر روز صبح اجرا می کردند و تمایل داشتند حتی المقدور، خودشان ما را به مدرسه ببرند.

آن روز هم می خواستیم برویم، من در را باز کردم و ایشان هم ماشین را از محل پارکینگ بیرون آوردند. در این فاصله دیدم که یک شخصی با لباس رفتگری دارد به سوی ایشان می آید. یک جارویی دستش بود و ماسک هم زده بود. نزدیک شد و معلوم بود که کاری دارد.

شروع کرد به جارو کردن و کوچه هم خلوت و ساکت بود. من سنم کم بود و نسبت به این مسئله زیاد حساسیت نشان ندادم. دیدم که نامه ای را آورد و به پدرم داد. پدرم هم شیشه ماشین را پایین کشیدند که نامه را بگیرند. در این فاصله، آن فرد، اسلحه ای راکه داخل لباسش جاسازی کرده بود، بیرون کشید و چهار گلوله به سر پدرم شلیک کرد.

... در آن مقطع زمانی و به ویژه در لحظه شهادت، خودشان رانندگی می کردند. ایشان خصوصیتی که داشتند این بود که مردمی بودند و سعی می کردند به کسی زحمت ندهند. هم خودشان رانندگی می کردند و هم از محافظ استفاده نمی کردند.

تا برسم جلوی در، دو بار خوردم زمین. آمدم دیدم خیلی آرام پشت فرمان نشسته، سرش افتاده روی شانه اش. انگار خواب باشد، سر و صورت و لباس هایش غرق خون بود، شیشه ماشین هم خرد شده بود.

یادم هست کسانی هم این حرف را به ایشان می زدند و ایشان جواب می دادند که محافظ هم بنده ی خداست. تا آنجا که می توانستند سعی می کردند کسی را به زحمت و خطر نیاندازند؛ ضمن اینکه مسئله حفاظت ایشان، برای خانواده شان هم محدودیت هایی را ایجاد می کرد و هر جایی می رفتند، باید با یک گروهی می رفتند، ولی با نبودن محافظ، می توانستند با خانواده باشند.

ایشان از این چیزها ترسی نداشتند و به عنوان یک شخصیت نظامی که آموزش های دفاعی این چنینی رادیده بود، همواره اسلحه ای داشتند و در لحظه شهادت هم سلاح داشتند، ولی شهادت به این شکل، کمی غافلگیرانه بود. نه خودشان توانستند کاری کنند نه بنده که همراهشان بودم. در واقع [این نحو ترور] سوءاستفاده از اعتماد متواضعانه ایشان بود. "

***

همسر شهید: "هر روز صبح تا جلوی در می رفتم و بدرقه اش می کردم و راهش می انداختم.آن روز صبح سرگرم کاری بودم. علی [شهید صیاد] آمده و من را صدا کرده بود که : "حاج خانم، من دارم می روم "، ولی من نشنیده بودم.

سرگرم کار خودم بودم که دیدم صدایی آمد، نه خیلی بلند. فکر کردم باز هم بچه ها توی کوچه ترقه انداخته اند. محل نگذاشتم. یکدفعه دیدم مهدی بدو آمد توی خانه. توی سرش می کوبد و گریه می کند. با گریه و التماس گفت: "مامان، تو را به خدا بیا. بابا را کشتند. "

تا برسم جلوی در، دو بار خوردم زمین. آمدم دیدم خیلی آرام پشت فرمان نشسته، سرش افتاده روی شانه اش. انگار خواب باشد، سرو صورت و لباس هایش غرق خون بود، شیشه ماشین هم خرد شده بود. خواستم جیغ بکشم، ولی صدایم در نیامد.

دویدم در خانه همسایه طبقه بالایمان. آنها رفتند علی را برداشتند و بردند بیمارستان. من هم آمدم نشستم پای تلفن. اصلاً نمی فهمیدم کجا را باید بگیرم. به هر که و هر کجا که میشناختم، زنگ زدم، ولی کسی گوشی را بر نمی داشت، انگار همه خواب بودند. دوباره دویدم دم در. کسی نبود. علی را برده بودند. فقط جلوی در خانه روی زمین خون ریخته بود، خون علی.

قبل از شهادتش بارها و بارها به من گفته بود برای شهادت من دعا کن، ولی آن روزهای آخر خیلی جدی تر این حرف را می زد. من ناراحت می شدم. می گفتم: "حرف دیگری پیدا نمی کنید بگویید؟ "

مستأصل نگاهش کردم. گفت: "خانم! شما را به خدا رضایت بدهید. " ساکت بودم. گفت: "خانم شما را به فاطمه زهرا (س) قسم، بگویید که راضی هستید. "

آخرین بار گفت: "نه خانم، من می دانم همین روزها شهید می شوم. خواب دیده ام که یکی از دوستان شهیدم آمده و دست مرا گرفته که با خودش ببرد. من همه اش به تو نگاه می کردم، به بچه ها. شماها گریه می کردید و من نمی توانستم بروم. خانم، شما باید راضی باشید که من شهید بشوم. "

انگار داشتند جانم را از توی بدنم می کشیدند بیرون. مستأصل نگاهش کردم. گفت: "خانم! شما را به خدا رضایت بدهید. " ساکت بودم. گفت: "خانم شما را به فاطمه زهرا (س) قسم، بگویید که راضی هستید. "

ساکت بودم. اشک تا پشت پلک هایم آمده بود، اما نمی ریخت. گفت: "عفت؟ " یکدفعه قلبم آرام شد. گفتم: "باشد.من راضی ام. "

یک هفته بعد علی شهید شد. "

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

 

جام جم آنلاین: 21 فروردین ماه سالگرد شهادت شهید علی صیاد شیرازی است، شهیدی که نقش مهمی در وحدت نیروهای مسلح داشت و با درایت و تیزهوشی توانست ارتباط منسجم و خوبی بین سپاه و ارتش برقرار کند که این منجر به اتحاد و همبستگی این دو نیرو در دوران دفاع مقدس شد.

شهید صیاد شیرازی از آن جهت نمونه برجسته ای از یک نظامی متعهد و دیندار در میان نیروهای مسلح به شمار می رود که ویژگیهای یک ارتشی، بسیجی و سپاهی را در خود جمع داشت و قاطعیت، شجاعت، نظم، ساده‌زیستی، انس دائمی با قرآن و نجوا و راز و نیاز شبانه از جمله خصوصیات اخلاقی این شهید بزرگوار ذکر شده است.
 
تاریخ دفاع مقدس ایران اسلامی هیچگاه نقش شهید صیاد شیرازی را در جنگ و تحولی که وی در ارتش ایجاد کرد را از یاد نخواهد برد به گونه ای که به اعتراف کارشناسان نظامی اتحاد بین ارتش و سپاه و نهایتا پیروزیهای غرب کشور مدیون رشادتهای صیاد شیرازی است.
 
مجاهدت بی نظیر شهید سپهبد صیاد شیرازی در مهار و کنترل غائله کردستان، آزادسازی بستان، سوسنگرد، خرمشهر و نهایتا عملیات مرصاد هیچگاه از حافظه تاریخی ملت ایران پاک نخواهد شد. از این جهت بود که منافقین به دلیل کینه ای که از تدبیر و دلاوری های این شهید بزرگوار در عملیات مرصاد داشتند، 10 سال پس از پایان جنگ او را به شهادت رساندند، غافل از اینکه شهادت بزرگترین آرزوی این فرمانده سرافراز بود.
 
اخلاص، صداقت، اطاعت امر ولایت، انضباط، تلاش در جهت تقویت مبانی وحدت بخش در بین نیروهای مسلح و پرهیز از مواضع اختلاف برانگیز، روحیه ساده زیستی، ارتباط مردمی، تقید به مسائل دینی و... شهید صیاد شیرازی را به نمونه ای ستودنی در میان نیروهای نظامی تبدیل کرد. وی در زمان ریاست جمهوری بنی صدر هنگامی که از سمت خود در ارتش برکنار شد، با لباس بسیجی وارد سپاه شد و با درایت و تیز هوشی توانست ارتباط منسجم و خوبی را بین سپاه و ارتش برقرارکند که این منجر به اتحاد و همبستگی این دو نیرو در دوران دفاع مقدس تا به امروز گردید.

از کودکی تا افسری

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در سال 1323 در شهرستان درگز و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. بعد از یکسال به همراه خانواده خود در مشهد و سپس از آنجا در شهرهای مازندران اقامت گزید و سرانجام در سال 1342 به اخذ دیپلم رشته ریاضی از دبیرستان امیرکبیر تهران موفق گردید. در سال 1343 وارد دانشکده افسری شد و در سال 1346 از آن دانشکده فارغ التحصیل شد. او در طول دوره دانشکده افسری به جدیت در درس و پایبندی به مذهب شهرت داشت.

وضعیت خدمتی تا پیروزی انقلاب اسلامی

پس از یکسال طی دوره مقدماتی رسته توپخانه، به ترتیب در لشکر تبریز و لشکر کرمانشاه خدمت کرد و در سال 1351 برای گذراندن یک دوره تخصصی توپخانه تحت عنوان دوره هواسنجی بالستیک توپخانه به آمریکا اعزام شد و در این دوره امتیاز نخست را کسب کرد. وی در طول این دوره همچون یک مبلغ مذهبی در جلسات بحث و مناظره آمریکاییها شرکت نموده و آنان را به اسلام دعوت می کرد. پس از بازگشت از آمریکا به عنوان استاد به مرکز آموزش توپخانه اصفهان منتقل شد.
 
در طول پنجسالی که در متن مردم متعهد و انقلابی این دیار قرار گرفت خود را برای ورود به فضای نورانی انقلاب اسلامی آماده می کرد. او چند روز قبل از 22 بهمن سال 1357 بازداشت و با پیروزی انقلاب اسلامی آزاد و با درجه سروانی به دنیای نورانی خدمت در ارتش اسلامی وارد شد.

ورود به کردستان

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با آغاز توطئه سنگین ضد انقلاب در کردستان، شهید صیاد شیرازی در کنار شهید دکتر مصطفی چمران، در مقام فرمانده عملیات مشترک ارتش و سپاه پاسداران به آزادسازی و پاکسازی شهرهایی همچون سنندج، دیواندره، مریوان، سقز، بانه و سردشت همت گماشت. او سرانجام با تشکیل قرارگاه عملیاتی شمال غرب کشور و با در اختیار گرفتن نیروهایی از ارتش و سپاه و ژاندارمری، در شهریورماه 1360 به آزادسازی و پاکسازی دو شهر اشنویه و بوکان پرداخت.

در مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش

در تاریخ نوزدهم مهر 1360 پس از سقوط هواپیمای C130 ارتش جمهوری اسلامی که حامل فرماندهان عالی رتبه ارتش و سپاه بود شهید صیاد شیرازی با فرمان امام راحل(ع) به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد.
 
این انتصاب همزمان با شروع دومین سال جنگ تحمیلی بود و بعد از پیروزی عملیات غرور آفرین ثامن الائمه(ع) فرماندهی نیروی زمینی با هماهنگی کامل سپاه و نیروهای جان بر کف بسیجی تدابیری جهت تلفیق نیرو را در دستور کار قرار داد. شهید صیاد در طول پنجسال فرماندهی نیروی زمینی ارتش در میدانهای نبرد حضور یافت و در این مسئولیت خطیر عملیات طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس و ده ها نبرد دیگر را فرماندهی و هدایت نمود.
 
پس از پذیرش استعفای شهید صیاد شیرازی از سمت فرماندهی نیروی زمینی ارتش امام در 23 تیر ماه 65 طی حکمی وی را به عضویت شورای عالی دفاع منصوب کرد. شهید صیاد لایق آن بود که حضرت امام خمینی (ره) در حکم فرمانده جدید نیروی زمینی ارتش وی را این گونه توصیف کند: "... با تقدیر از زحمتهای طاقتفرسای سرکار سرهنگ صیاد شیرازی که با تعهد کامل به اسلام و جمهوری اسلامی در طول دفاع مقدس از هیچگونه خدمتی به کشور اسلامی خودداری نکرده و امید است در آینده نیز در هر مقامی باشد موفق به ادامه خدمتهای ارزنده خود بشود."

از مرداد ماه سال 65 تا شهادت

شهید صیاد شیرازی پس از مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش، بدون وقفه، بنابر فرمان امام راحل (ره) به نمایندگی معظم له در شورای عالی دفاع منصوب شد که تا پایان جنگ ادامه یافت. او در سال 1367 در عملیات مرصاد شرکت و با روحیه ای بسیجی ضربات محکمی را بر پیکر مزدوران منافق وارد کرد. پس از پایان جنگ تحمیلی با فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرماندهی کل قوا به معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح و سپس با تصویب معظم له و با حفظ سمت قبلی، به جانشینی رئیس ستاد کل منصوب شد.
 
امیر سپهبد علی صیاد شیرازی پس از تلاشهای مجاهدانه قبل از پیروزی انقلاب، دفاع از استقلال کشور در مقابل مزدوران و تجزیه طلبان شرور در شمال غرب کشور با مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش در طول هشت سال دفاع مقدس و خدمت صادقانه و پرتلاش در سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح سرانجام در صبح 21 فروردین سال 1378 در مقابل درب منزلش و در حالیکه بدون محافظ سوار بر اتومبیل خود بود به دست منافقان کوردل ترور شد و به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

 

sukhteh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7880
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

حماسی ترین مرد این روزگار

تقدیم به شهید صیاد شیرازی

 

امیر سرافراز ایران زمین

سوار خطر نوش فتح المبین
عقاب سفر كرده خاكیان
پرستوی نه بام افلاكیان
ملائك تو را تا خدا برده اند
ز غربت سوی آشنا برده اند

شقایق سرشت و شقایق تبار

حماسی ترین مرد این روزگار
تو را كوه ها آرزو می كنند
تو را قله ها جستجو می كنند
تو با عشق عهدی دگر داشتی
سفر در مدار خطر داشتی
به سوگ تو هر بید مجنون گریست
در آغوش اروند ، كارون گریست
تو در دل حضوری دگر داشتی
دلی عاشق و شعله ور داشتی
خطر، گام های تو را دیده بود
كه پیوسته بر مرگ خندیده بود
سفر كردی و ناگهان پر زدی
شهیدا نه بر لاله ها سر زدی
به سوگ تو پروانه ها سوختند
و در شعله ات عشق آموختند
تو با منطق كربلا سوختی
كه این گونه آتش برافروختی
تو چون منطق كربلا داشتی
چراغ شهادت بر افراشتی

                       

                                                                          پرویز بیگی حبیب ابادی