آفات گیاهی
مینوزها
مینوزها
مینوزهای برگ (Leaf miners)
چرخه زندگی
مینوز شمشاد: حشهر نر در بهار هنگام شکوفه کردن گیاهان ظاهر میشود و سپس حشره ماده شروع به تخمگذاری در سطح زیرین برگها میکند. بطوریکه هر تخم را بطور عمیق در بافت برگ قرار میدهد. بطور متوسط 29 عدد تخم میگذارد و ساعاتی پس از گذاشتن اولین تخمها میمیرد. تخمها پس از حدو سه هفته باز میشوند و لاروهای جوان شروع به تغذیه از قسمتهای نرم از بافت پارانشیم میکنند.
معدنها یا تاولهای بزرگ از اواسط تابستان تا بهار بعدی قابل دیدن هستند. این حشرات زمستان را بصورت لارو درون برگها میگذارنند. در بهار مجدداً فعالیت خود را آغاز میکنند و بسرعت میرویند. جمعیتها در اواخر ماه آوریل دیده میشوند. در هر سال هم یک نسل دارند.
مینوز کیالک: حشره بالغ در ماه می (MAY) زمانیکه اولین برگها و شکوفهها شروع به باز شدن میکنند، ظاهر میشوند. در هر برگ 5ـ1 تخم بصورت انفرادی و در لایه اپیدرم در سطح بالایی برگها میگذارند. لاروها بمدت 2 هفته بین دو سطح برگ تغذیه میکند. آنها بیشتر بسمت حاشیه برگها تونل میکنند. در اواسط جولای شاخ و برگ را ترک میکنند و به زمین میافتند و شروع به ساختن خانههای گلی جهت زمستانگذارنی میکنند. در هر سال یک نسل تولید میکنند.
مینوز بلوط: حشره ماده مینوز بلوط تخمهایش را بر روی سطح برگ میگذارد و هر لارو جوان برگ را سوراخ میکند و در درون آن اقدام به ایجاد تونلهایی در جهات مختلف مینماید. اگر تونلها در برگها بسیار زیاد ب اشند مرگ برگ را در پی خواهد داشت. عموماً بلوطهای سفید و قرمز مورد حمله قرا رمیگیرند. لاروها سپس درون برگها تبدیل به شفیره میشوند و سپس بهمان صورت در برگهای خشک شده در روی زمین زمستانگذرانی میکنند. بسته به منطقه و گونه مینوز از 5ـ2 نسل در سال تولید میکنند.
مینوز فان: حشره بالغ تخمها را بصورت انفرادی و در برگهای جوان میگذارد. فانهای خاکستری، کاغذی و سفید از میزبانهای مطلوب آن بشمار میروند. این مینوز بندرت از فانهای سیاه، زرد، سفید اروپایی یا رودخانهای تغذیه میکند. لاروها از بین دو سطح بالایی و زیرین برگ تغ ذیه میکنند و یک تاول پوک را در آن ایجاد میکنند. دوره لاروی در 15ـ10 روز بطول میانجامد. زماینه لارو بالغ میشود سوراخی را سرتاسر برگ ایجاد میکند و به زمین میافتد. سپس خانهای میسازد و تبدیل به شفیره میشود. سه هفته طول میکشد تا به حشره بالغ تبدیل شود. در هر سال 4ـ2 نسل تولید میکند.
مینوز راج: حشرات بالغ در حدود ماده می (MAY) پس از اینکه چندین برگ جدید تشکیل شدند ظاهر میگردند که ممکن است بیشتر از چند هفته ادامه پیدا کند. حشرات ماده تخمهایشان را در شکافهای سطح زیرین برگها میگذراند. لاروها بحض اینکه از تخم بیرون میآیند دالانهای بلند و باریکی در برگها ایجاد میکنند. پس از تغذیه به شفیره تبدیل میشود و درون برگها زمستانگذارانی میکنند یک نسل در سال تولید میکنند.
خسارت
مینوها باعث ایجاد لکههای زرد در برگها و ریختن نابهنگام آنها میشوند. این گیاهان ضعیف میشوند و شاخ و برگ کم پشتی دارند. ادامه هجوم این آفات باعث خشکیدن سرشاخهها و ضعیفی بیش از حد گیاهان میشود و همچنین باعث مستعد شدن آنها در مقابل بیماریها و از بین رفتن قسمتهای زرد گیاه در زمستان و سرما میشود. یمنوز کیالک میتواند آفت بسیار مهمی علیه دیگر گیاهان گونه Crataegus SP باشد. درختان مورد حمله شدید این آفت از دور به رنگ قهوهای دیده میشوند و بنظر میرسند که بوسیله آتش سوزانده شدهاند. خ سارت این درختان مدت زمان زیادی طول نمیکشد اما باعث کاهش زیبایی و بازار پسندی می شود. مینوز بلوط معمولاً باعث خسارت جدی در گیاهان نمیشود. اگر طول دوره خسارت زایی آفت بالا باشد باعث کاهش ارزش گیاهان زینتی میشود. مینوز فان بوسیله درختان قوی جذب میشود و این گیاهان معمولاً چندین سال در برابر هجوم این آفت مقاومت میکنند. خسارت عمده این گیاه باعث کاهش زیبایی و بازارپسندی گیاهان میزبان است مینوز راج در دو مرحله حشره بالغ و لاروی باعث خسارت درختان میشود. حشرات بالغ در اثر تغذیه باعث ایجاد زخهای گرد و کوچک در روی برگ میشوند و همچنین در اثر تغذیه نامنظم باعث بد شکل شدن برگها میشود. خسارت شدید میتواند ب اعث ریختن برگها میشود بخصوص اینکه درخت تا بهار سال آینده بدون برگ باقی میماند. این خسارت میتواند مخرب باشد بخصوص زمان فروش راجهای کریسمس.
در جاهایی که این آفت بمقدار زیادی وجود دارد باعث کاهش قدرت رشد و نیرو و توان درختان میشود. در صورت حمله شدید آفت گیاهان بهیچ وجه قابل استفاده نیست.
مبارزه غیر شیمیایی
کنترل اکثر مینوزها بوسیله سوختن برگها در پاییز امکانپذیر است زیرا که لاروها یا شفیرهها درون برگها زمستانگذارنی میکنند.
مبارزه شیمیایی
سموم زیادی جهت مبارزه با مینوزهایی که در شاخ و برگهای ریخته شده روی زمین زمستانگذرانی میکنند قابل دسترس است و میبایست در مرحله تخمگذاری آفت در شاخ و برگها استفاده شود.
مینوز لکه گرد
Leucoptera scitella
(Lep: Lyontiidae)
این حشره تاکنون در استانهای تهران، مرکزی، گرگان، منطقه شاهرود، خراسان، آذربایجان و اصفهان دیده شده است ولی احتمال دارد در سایر نقاط مهم میوهخیز کشور نیز فعالیتی داشته باشد. فعالیت این حشره تاکنون روی سیب، گلابی، به، گیلاس، آلبالو، گوجه، آلو، ازگیل و تمشک دیده میشود.
زیستشناسی
این آفت در نقاطی با ارتفاع حدود 2000 متر دارای سه نسل در ارتفاع 2200 متر دارای دو نسل و در نواحی مانند کرج چهار نسل در سال دارد. زمستان را به صورت شفیره داخل پله زرد پوستکهای تنه و شاخههای قطور درختان و داخل شکافهای موجود روی آنها، محل انشعاب شاخهها، داخل علفها، روی برگهای خشک ریخته شده درخت میزبان و داخل شکافهای موجود در خاک پای درختان به سر میبرد. جفتگیری پروانهها تقریباً بلافاصله بعد از خروج آنها از پیلههای شفیرگی آغاز و تخمریزی نیز به فاصله کوتاهی صورت میگیرد.
تخمها به صورت انفرادی و در سطح زیرین برگها قرار داده میشوند. تعداد تخمها حداقل 33 و حداکثر 84 و متوسط 58 عدد میباشد. دوره جنینی در نسلهای مختلف متفاوت است. در نسلهای تابستانه این دوره در نقاط مرتفع (1950 متر) 12 تا 15 روز و در کرج 7 تا 10 روزم یباشد.
لاروها از محل اتصال تخم به برگ اپیدرم تحتانی برگ را سوراخ کرده و دخل پارانشیم شده و خود را به زیر اپیدرم فوقانی برگها میرسانند. دالانها گهگاه و مخصوصاً در گلابی رنگی قهوهای و تیره دارند. فضولات لاروی در مسیر حرکت لارو درد اخل دالان دیده میشوند. لاروها پس از رسیدن به نهایت رشد، پوسته دالان خود را در سطح روئی برگ پاره کرده و در خارج از آن در جستجوی محل مناسب برای شفیره شدن برمیآیند. در این زمان است که میتوان تعداد زیادی از آنها را در حالتی آویزان از شاخ و برگ درختان دید که درصد رساند خود به قسمتهای پایینی درختان و یا سطح خاک میباشند.
کنترل:
مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.
کنترل شیمیایی:
1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها
2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار
3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار
4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار
5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار
مبارزه تلفیقی با مینوزها
این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سمپاشیهای بیرویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.
تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه میباشد.
با توجه به موارد فوق به این نتیجه میرسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها میتوانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامهریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سمپاشی کافی خواهد بود. نکتهای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سمپاشی را میتوان با سمپاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز میتوان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت میتوان سمپاشی علیه آنها را با سمپاشی علیه لیسهها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.
عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز میتواند از تراکم آفت بکاهد.
سرشاخه خوار هلو ((Peach twig borer
Anarsia lineatelia
(Lep: Gelechiidae)
در اکثر استانهای کشور انتشار داشته و از آفات مهم درختان هلو، بادام، زردآلو، آلو، سیب و خرمالو میباشد. همچنین به قیسی، زالزالک و ازگیل نیز خسارت میزند. خسارت آن در درجه اول روی انواع زردآلو میباشد. لاروها این حشره در اول بهار غالباً داخل سرشاخهها شده و باعث خشک شدن آنها و ایجاد سرشاخههای فرعی میگردند. در نسل بعد وارد میوه هلو، بادام و آلو شده و همراه با کرم سیب و کرم آلو موجب از بین رفتن آنها میگردند.
زیستشناسی:
این حشره زمستان را به صورت لارو سن 2 در داخل جوانههای درختان میگذارند. لاروها در مرحله Pink یا صورتی شدن غنچهها از محلهای زمستانی، خارج ابتدا از غنچهها و سپس از گلها تغذیه مینمایند. بعد از ریزش گلبرگها وارد سرشاخههای جوان شده و از بالا به سمت پایین شروع به تغذیه مینمایند. لاروها هنگامی که به قسمتهای سخت و خشبی رسیدند آن را ترک نموده و سرشاخه دیگری را مورد حمله قرار میدهند. لاروها سپس میوههای نارس را مورد حمله قرار میدهند. سوراخ ورودی لاروهای مزبور اکثراً در محل اتصال دم به میوه قرار دارد که این امر موجب ریزش میوهها میگردد. لاروها پس از رشد کامل از میوه خارج میشوند و در شکاف کلوخههای سطح خاک، برگهای پوسیده و لابهلای علفهای هرز زیرد رختان پس از تنیدن پیله فوقالعاده ظریف تبدیل به شفیره میشوند. گاهی شفیره در شکاف تنه و شاخههای قطور درختان تشکیل میگردد. در شرایط دماوند ظهور حشرات کامل نسل زمستانی از اواخر خردادماه شروع میگردد. پروانهها پس از جفتگیری تخمهای خود را به صورت انفرادی و بندرت در دستههای چندتایی میگذراند. پروانههای این نسل تقریباً کلیه تخمهای خود را بر روی میوهها و بندرت روی قسمتهای انتهایی سرشاخههای جوان و سلولزی میگذراند. حشرات کاملی که از این نسل ایجاد میگردند مجدداً روی سرشاخهها تخمریزی میکنند و لاروهای حاصله زمستان گذرانی مینمایند. این حشره در شرایط متفاوت 2 تا 3 نسل دارد.
کنترل:
1. مبارزه مکانیکی: جمعآوری میوههای آلوده ریخته شده و معدوم کردن آنها چه در نسل زمستانی و چه در نسل اول تابستانی، همچنین هرس بهاره درختان قبل از کامل شدن دوران تغذیه لاروهای داخل شاخه در کاهش جمعیت آفت بسیار مهم است.
2. پیش آگاهی: استفاده از فرمون جنسی (با نام تجارتی Anamone) برای تعیین تاریخ دقیق سمپاشی بسیار مفید است. بهترین زمان سمپاشی برای نسل اول در مرحله Pink و مرحله ریزش گلبرگها(همراه با هرس) و در نسل دوم در اواسط تیرماه است که در این موقع میوههای قیسی تازه شروع به تغییر رنگ نمودهاند.
3. کنترل شیمیایی: ازسموم نفوذی مانند دیازینون استفاده می کنیم
مینوز لکه مارپیچی برگ
Lyonetia clerkella
(Lep: Lyonetiidae)
این حشره در استانهای تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، کردستان، باختران و اصفهان روی سیب، گلابی، به، گیلاس، آلبالو، گوجه، آلو، زالزالک و ازگیل دیده شده است.
زیستشناسی
تعداد نسل آن مانند گونه قبل میباشد. زمستان را به صورت حشره کامل در پناهگاههای مختلف از جمله زیر پوستکهای تنه و شاخهها، لابهلای برگهای ریخته، زیر بقایای گیاهی و داخل دالانهای خالی حشرات چوبخوار و پناهگاههای مختلف موجود در خاک میگذراند. خروج حشرات کامل در بهار با باز شدن جوانههای برگ هم زمان میباشد. در این زمان گلها هنوز نشکفتهاند. به نظر میرسد که حشرات کامل به محض خروج بدون اینکه تغذیهای بنمایند، جفتگیری میکنند.
تخمها به صورت انفرادی در سطح زیرین برگ گذاشته میشوند. حشره ماده تخم خود ار زیر اپیدرم میگذارد. اولین دالانهای لاروی را میتوان بلافاصله پس از گل دید. دالان لاروی باریک و بلند و مارپیچ است. طول این دالانها گهگاه از ده سانتیمتر نیز تجاوز مینماید. خسارت ناشی از لاروهای این نسل ناچیز است که علت اصلی آن را باید تلفات شدید حشرات کامل در طول زمستان دانست.
شفیره خارج از دالان لاروی و داخل پیله سفید رنگی به شکل گهواره که در چهار گونه خود بوسیله تار به سطح برگ چسبیده است، تشکیل میشود. لارو برای شفیره شدن معمولاً برگهایی را انتخاب میکند که عاری از دالان لاروی باشند. لاروها معمولاً به صورت گروهی در یک مکان شفیره میشوند. شفیرهها در هر دو سطح برگ دیده میشوند. ولی در کل تعداد آنها در سطح زیرین برگها بیشتراز سطح روئی است.
کنترل:
مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.
کنترل شیمیایی:
1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها
2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار
3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار
4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار
5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار
مبارزه تلفیقی با مینوزها
این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سمپاشیهای بیرویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.
تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه میباشد.
با توجه به موارد فوق به این نتیجه میرسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها میتوانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامهریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سمپاشی کافی خواهد بود. نکتهای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سمپاشی را میتوان با سمپاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز میتوان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت میتوان سمپاشی علیه آنها را با سمپاشی علیه لیسهها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.
عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز میتواند از تراکم آفت بکاهد
مینوز لکه تاولی زیر برگ
Phyllonorycter blancardella
(Lep: Gracillariidae)
این حشره تاکنون در استانهای تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، اصفهان، لرستان و همدان دیده شده است. گیاه میزبان آن در درجه اول سیب بوده و بعد از آن گوجه، آلو، ازگیل، گیلاس، آلبالو، گلابی، به و زالزالک قرار دارند.
زیستشناسی
تعداد نسل آن مانند گونه اول و زسمتان را به صورت شفیره داخل دالانهای لاروی در برگهای ریخته شده درختان میزبان میگذارند. اوج پرواز پروانههای حاصل از شفیرههای زمستان گذران در جریان شکوفایی گلها میباشد. تخمگذاری تقریباً بلافاصله پس از خروج حشرات کامل و جفتگیری آنها صورت میگیرد.
تخمها روی سطح زیرین برگها به طور انفرادی گذاشته میشوند. دوره جنینی تخم در نسل اول از 11 تا 22 روز در نقاط مختلف متفاوت است. لاروها در موقع خروج پوسته تخم را در محل اتصال آن به اپیدرم تحتای برگ سوراخ کرده و از همانجا داخل نسج برگ میشوند. محل تغذیه لارو در تمام سنین بین دو اپیدرم میباشد. دالان لاروی بسیار مشخص است بدین معنی که در کل بیضوی بوده و طول آن 10 تا 12.5 و عرض آن 5 تا 7 میلیمتر میباشد. رنگ دالان در سطح زیرین برگ سبز است. دور تا دور دالان رنگی روشنتر از خود دالان دارد. اپیدرم تحتانی برگ در محل دالان قدری متورم شده در حالیکه در اپیدرم فوقانی چنین حالتی وجود ندارد و در عوض محل دالان که سبز کم رنگ است به علت تغذیه مخصوص لارو دارای نقاط تیره و روشن میباشد. بدین معنی که لاروها در ضخامت برگ تغذیه نقطه به نقطه کرده و در نتیجه اپیدرم فوقانی چنین حالتی را به خود میگیرد. لارو برای شفیره شدن از دالان خارج نمیشود ولی مقداری از آن از دهانه سوراخ خروجی بیرون میماند به طوریکه پروانه بتواند به راحتی خارج گردد. در این حالت پوسته شفیرگی تا مدتها در دهانه سوراخ خروجی به چشم میخورد.
کنترل:
مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.
کنترل شیمیایی:
1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها
2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار
3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار
4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار
5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار
مبارزه تلفیقی با مینوزها
این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سمپاشیهای بیرویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.
تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه میباشد.
با توجه به موارد فوق به این نتیجه میرسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها میتوانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامهریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سمپاشی کافی خواهد بود. نکتهای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سمپاشی را میتوان با سمپاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز میتوان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت میتوان سمپاشی علیه آنها را با سمپاشی علیه لیسهها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.
عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز میتواند از تراکم آفت بکاهد
مینوز لکه تاولی روی برگ
Phyllonorycter corylifoliella
(Lep: Gracillariidae)
این حشره در استان تهران، مرکزی، خراسان، آذربایجان، اصفهان و فارس روی سیب، به و گلابی دیده شده است و خسارت خفیف آن روی زالزالک و ازگیل در برخی نواحی کوهستانی شمال تهران نیز مشاهده شده است.
زیست شناسی
تعداد نسل آن مانند گونه اول میباشد. زمستان را به صورت لاروهای سن آخر داخل دالانهای لاروی در برگها ریخته شده پای درختان میگذارند. به محض مساعد شدن هوا این لاروها تبدیل به شفیره شده و پروانهها خارج میگردند. در موقع خروج پروانه از پوسته شفیردگی حدود دو سوم از پوسته شفیرگی بیرون از سوراخ ایجاد شده روی دالان قرار میگیرد. اولین پروانهها زمانی ظاهر میگردند که درختان سیب در گل هستند. جفتگیری و تخمریزی تقریباً بلافاصله انجام میشود. تعداد تخمی که یک ماده میگذراد حدود 54 عدد میباشد.
تخمها انفرادی و در سطح رویی برگها قرارداده میشوند. محل تغذیه لاروی به شکل تاولی در سطح فوقان برگ جلب نظر مینماید که گهگاه این تاولها باعث تا شدن برگ و دوخته شدن دوپهنه آن بهممیگردند. این تاولها را در نقاط مختلف برگ میتوان مشاهده نمود، اندازه آنها متغیر، به طول 17 تا 26 و عرض 12 تا 18 میلیمتر است. پوسته تاولها نازک بوده و فضولات لاروی داخل آنها دیده میشود. شفیرگی داخل دالانهای لاروی انجام میشود.
کنترل:
مینوزها دارای دشمنان طبیعی زیادی می باشند بنابراین باید از سمپاشی بی رویه خوداری کرد.
کنترل شیمیایی:
1-دیفلوبنزورون(دیمیلین) WP25% به نسبت 5/. در هزار به محض تفریخ تخمها
2-دلتامترین(دسیس) EC2.5% به نسبت 5/. در هزار
3-پرمترین(آمبوش) EC25% به نسبت 5/. در هزار
4-فن پروپاترین(دانتیل) EC10% به نسبت 6/. در هزار
5-استامی پراید(موسیپلان) SP20% به نسبت 5/. در هزار
مبارزه تلفیقی با مینوزها
این آفت دارای دشمنان طبیعی متعددی است که در برنامه مبارزه تلفیقی باید به آنها توجه داشت و با جلوگیری از سمپاشیهای بیرویه نسبت به حفظ و حمایت آنها اقدام نمود.
تعداد نسل هر چهار گونه در نقاط مختلف مشابه یکدیگر است به عبارت دیگر در نقاط بسیار مرتفع (2200 متری) همه آنها دو نسل و در نقاط بینابینی (حدود 2000 متر) همه آنها سه نسل و در مناقی شبیه کرج همه آنها چهار نسل در سال دارند. شروع و پایان نسلها در همه نقاط تحت بررسی تقریباً مشابه میباشد.
با توجه به موارد فوق به این نتیجه میرسیم که در زمینه مبارزه شیمیایی بر علیه این مینوزها میتوانیم مبارزه را بر اساس مهمترین آنها در منطقه برنامهریزی نمود و همه را به عنوان یک گونه تلقی نماییم. اصولاً در مورد مینوزها و بر اساس تجارب سالیان اخیر اگر مبارزه خوب انجام شود حتی در نقاطی با چار نسل حداکثر دو سمپاشی کافی خواهد بود. نکتهای که از اهمیت زیادی برخوردار نباشد بهتر است که در صورت لزوم مبارزه را روی نسل دوم پیاده کرد و در آن صورت این سمپاشی را میتوان با سمپاشی علیه نسل اول کرم سیب تلفیق نمود. در همین رابطه خوشبختانه مبارزه با نسل سوم تفاوت چندانی از نظر زمانی با زمان مبارزه با نسل دوم کرم سیب نخواهد داشت. یک چنین تلفیقی را در نقاط دو و چهار نسلی نیز میتوان در مورد کرم سیب و این مینوزها انجام داد. ولی اگر در ارتفاعات مبارزه علیه نسل اول مینوزها الزامی باشد در آن صورت میتوان سمپاشی علیه آنها را با سمپاشی علیه لیسهها که در نقاط مرتفع تقریباً از جمعیتی قابل توجه برخوردارند تلفیق نمود.
عملیات شخم پاییزه پس از ریختن برگها نیز میتواند از تراکم آفت بکاهد
مدیریت تلفیقی مبارزه با زنجرک خرما
مديريت تلفيقي مبارزه با زنجرك خرما:
مقدمه
زنجرک خرما یکی از آفات مهم خرما در ایران است که در اکثر مناطق خرما خیز کشور وجود داشته و پایه های نر و متده ارقام مختلف خرما خسارت وارد می کند. با توجه به اهمیت این آفت، برنامه ریزی صحیح مبارزه با آن در قالب مدیریت تلفیقی مبارزه با آفات خرما ضروری می باشد.
طبقه بندی و مشخصات مرفولوژیک زنجرک های خرما
زنجرک خرما
خسارت زنجرک خرما
زیست شناسی
بوم شناسی
روش های مبارزه
• مبارزه فیزیکی
• مبارزه زراعی
• مبارزه شیمیایی
طبقه بندی و مشخصات مرفولوژیک زنجرک های خرما
خانواده Issidae
از این خانواده یک گونه با نام علمی Asarcopus palmarum وجود دارد این گونه دارای بال های کوتاه تر از شکم، رنگ قهوه ای و خرطومی شبیه به سرخرطومی ها می باشد. این گونه در ایران وجود نداشته و تنها شناسایی آن از لحاظ مسائل قرنطینه ای حائز اهمیت است.
خانواده Cicadidae
از این خانواده یک گونه با نام علمی Diceroproprocta apache معروف به زنجرک آپاچی بر روی نخل خرما فعال است. حشره نر و ماده این زنجرک دارای بدنی بزرگ بوده طول بدن 5/3-4/1 سانتی متر و قسمت جلویی بدن پهن تر از قسمت عقبی آن است. بدن در قسمت پشتی دارای رنگ قهوه ای روشن تا تیره بوده که برروی آن در محل اتصال بالها نوار عرضی برجسته ای به رنگ قهوه ای روشن دیده می شود. بال ها غشایی، دارای رنگ روشن و شفاف با رگبال های قهوه ای می باشند. پوره ها قهوه ای رنگ بوده و دارای پاهای جلویی کننده، مناسب جهت نقب زنی در زمین می باشند. گونه مزبور نیز در ایران وجود نداشته و تنها از لحاظ مسائل قرنطینه ای حائز اهمیت است.
خانواده Tropiduchidae
از این خانواده تنها یک گونه با خصوصیات مرفولوژیک زیر بر روی نخل خرما فعال است. گونه مزبور تنها گونه زنجرک خسارتزا در شرایط نخلستان های ایران است.
زنجرک خرما
حشره ماده کامل دارای رنگ زرد روشن مایل به سبز و طول 6-5 میلی متر می باشد. روی بدن این حشره چهار تا ده لکه سیاه رنگ وجود دارد که دو تای آن در قسمت پیشانی و دو عدد دیگر روی فرق سر به طور متقارن وجود دارد. حلقه های هفتم و هشتم شکم نیز دارای لکه سیاه رنگ می باشند. در زنجرک بال دار نر طول بدن 5/3-3 میلی متر بوده و حلقه های هفتم و هشتم شکم لکه های سیاه ندارد و این بهترین وجه تمایز حشره نر از ماده است. انتهای شکم حشره نر قدری پهن تر از ماده ها بوده و بال ها کمی درازتر و روی شکم زنجرک نر را می پوشاند. تخم های زنجرک خرما بیضی شکل بوده و طول آنها 8/0 -5/0 میلی متر و به پهنای 13/0 1/0 میلی متر می باشند. شکل ظاهری تخم در قسمت جلو کمی بر آمده و در قسمت عقب آن باریک تر است. رنگ تخم ها در ابتدا سبز روشن و سپس به زردی می گراید.
پوره سن یک زنجرک سفید بوده و طول آن به 25/1-1 میلی متر می رسد. چشم ها قرمز رنگ و در این مرحله علایم بال ظاهر نشده است. پوره سن دو نیز سفید رنگ و طول بدن آن به 25/2-75/1 میلی متر می رسد و دو نوار خاکستری در طول کناره بدن دارد. علائم بال تا اندازه ای مشخص است. پوره سن سه زنجرک به طول 5/2-2 میلی متر، بال های آن شکل زائده بوده و حلقه اول شکم و قسمتی از حلقه دوم را می پوشانند. رنگ بدن یدن زنجرک در این سن زرد روشن است. پوره زنجرک پس از خروج از تخم دارای سه جفت پای کوچک می باشد و در انتهای شکم رشته های مومی دارد که تعداد آنها به 16 عدد می رسد. طول این رشته ها 3 میلی متر و در تمام مراحل پورگی وجود دارند ولی در زنجرک بالدار رشته های مومی مزبور دیده نمی شود.
خسارت زنجرک خرما
طرز خسارت آفت به این صورت است که زنجرک های بالدار و پوره های آنها به وسیله خرطوم خود شیره برگ ها و مواد سبزینه را مکیده و فضولات شیرین چسبناکی ترشح می کنند. در نخیلات مورد حمله سطح رویی برگ و گاهی میوه خرما آلوده به فضولات زنجرک شده و چسبناک می شوند به همین علت در جنوب کشور به این آفت شیره یا عسلک نیز می گویند. برگچه های درختان مورد حمله به تدریج خشکیده، میوه ها چروک خورده، رنگ پریده، لاغر و کم شهد می شوند این قبیل میوه ها بازار پسندی خود را از دست می دهند.
زیست شناسی
زنجرک خرما دارای دو نسل در سال می باشد. زیست شناسی در زنجرک خرما به صورت هترودینامیک با دگردیسی ساده است که در این روش، محیط زندگی و رژیم غذایی پوره و حشره کامل آفت یکسان می باشد و از نظر شکل عمومی قطعات دهانی، پاها، شاخک ها، چشم ها شبیه یکدیگر بوده و دارای رشد تدریجی هستند.
مقایسه خصوصیات زیست شناسی نسل های مختلف آفت
مهم ترین خصوصیاتی که در رابطه با برنامه های مدیریت مبارزه زنجرک خرما اهمیت دارند مدت تفریخ تخم و طول دوره نشو و نمای پوره ها می باشد. هر چه طول دوره پوره گی در دو نسل مساوی می باشد در صورتی که دوره تفریخ تخم در نسل زمستانه طولانی تر از نسل تابستانه می باشد. از آن جا که در نسل تابستانه طول مدت تفریخ تخم کوتاه تر است برنامه ریزی مبارزه راحت تر می باشد.
بوم شناسی
نقش عوامل اقلیمی در فعالیت زنجرک خرما
سرما و یخبندان
از مهمترین عوامل اقلیمی موثر در فعالیت زنجرک خرما سرما و یخبندان می باشد. در بررسی های آزمایشگاهی مشخص شده است که بعد از وقوع یخبندان بیش از 90% جمعیت این آفت نابود شده و بیشتر جنین های موجود در داخل تخم زنجرک خرما از بین رفته اند.
باران
باران می تواند به طور مستقیم از طریق شستشوی بسیاری از آفات خرما مانند کنه تارتن خرما، زنجرک خرما و شپشک های خرما در کاهش تراکم جمعیت آنها موثر باشد. از طرفی افزایش میزان بارندگی باعث افزایش رطوبت نسبی در نخلستان شده و در صورتی که تراکم کاشت و یا میزان علف های هرز بالا با فراهم آوردن شرایط رشد مناسب برای آفات رطوبت دوست خرما، نظیر زنجرک خرما می تواند نقش مهمی در افزایش تراکم جمعیت آنها داشته باشد.
نور
این آفت نور گریز می باشد به طوری که پوره های این آفت در بیشتر موارد در سطح زیرین برگ ها قرار داشته و زنجرک های ماده نیز همیشه برگ های سبز و شاداب را در معرض نور شدید خورشید نباشند، برای تخمریزی انتخاب می کنند.
دشمنان طبیعی
این عوامل به دو صورت انگلی و شکارگری باعث کاهش جمعیت زنجرک خرما می شوند. از این عوامل می توان به زنبور Bracon sp و Goniozus sp اشاره کرد. هم چنین شکارچی های بال توری و کفشدوزک از مهم ترین دشمنان طبیعی آن می باشند.
روش های مبارزه
• مبارزه فیزیکی:
- پوشاندن خوشه ها:
پوشاندن خوشه ها توسط کاغذهای مخصوص در بعضی کشورها از جمله آمریکا به منظور جلوگیری از تخم گذاری و خسارت زنجرک آپاچی مرسوم است. در این مناطق از زمانی که خوشه ها شروع به تغببر رنگ می کنند این عملیات انجام می شود. در صورتی که عملیات نصب پوشش ها زود انجام شود، حالت آفتاب سوختگی در اثر تجمع حرارت در زیر پوشش آن وجود می آید. برای بررسی اثرات نوع پوشش آزمایش هایی بر روی رقم دگلت نور انجام شده است. این آزمایش ها نشان داده اند که اگر چه پوشش کاغذی در بسیاری از نواحی کشت خرما متداول است، اما تعویض نوع پوشش با انواعی که مانع تجمع حرارت می گردند ضروری به نظر می رسد. پارچه هایی با تخلخل بسیار ریز، دو نوع پوشش پلاستیک های شفاف که قابلیت عبور هوا را دارند، مورد استفاده قرار گرفته است.
- استفاده از تله های چسبیده زرد رنگ:
استفاده از این تله ها باعث به دام افتادن و از بین رفتن تعداد زیادی از افراد جمعیت می شود. برای این منظور لازم است از زمان ظهور پوره های زنجرک تا زمانی که حشرات کامل در شرایط طبیعی حضور دارند تله ها را نصب نموده و مرتبا آنها را مورد بازدید قرار داد و در صورت پرشدن سطح تله هانسبت به تعویض آنها اقدام نمود.
• مبارزه زراعی:
روش های مبارزه زراعی با زنجرک خرما شامل موارد زیر است:
- رعایت فاصله کاشت مناسب در نخلستان:
به طور کلی زنجرک خرما در نخلستان های متراکم و همچنین در نخلستان هایی که پاجوش و تنه جوش زیادی داشته و دارای محیط های سایه دار و محفوظ از باد هستند خسارت بیشتری می زند. بنابراین در هنگام احداث باغ رعایت فاصله کاشت مهم بوده کاشت 8*8 متر توصیه می شود.
- هرس و تکریب درختان خرما:
قطع برگ ها و دمبرگ های اضافی و حذف پاجوش ها در کاهش تراکم جمعیت آفت موثر می باشد. از آن جا که پوره و حشره کامل زنجرک خرما دارای توانایی جابه جایی هستند هنگام هرس به برگ های بالایی منتقل می شوند، بنابراین هرس برگ باید در زمانی انجام شود که آفت در مرحله تخم است. برای این منظور می توان از اواسط آذر ماه تا اواخر اسفند ماه اقدام به هرس نمود. در بررسی های انجام شده مشخص شده که حدود 40 درصد تخم های آفت در برگ های ردیف های پایینی قرار داشته و بهتر است برگ های آلوده به افت از باغ خارج شوند.
- توجه به وضعیت تغذیه درختان:
از آن جا که این آفت با تغذیه از شیره درختان خرما باعث تضعیف آنها می شود، توجه به وضعیت تغذیه درختان بسیار مهم است.
• مبارزه شیمیایی:
زنجرک خرما در شرایط ایران بسیار اهمیت دارد در صورت خسارت اقتصادی، برای مبارزه با آن دو نوبت سمپاشی لازم می باشد. سمپاشی اول همزمان با سمپاشی علیه کرم میوه خوار خرما بوده و نوبت دوم سمپاشی در صورت لزوم پس از برداشت محصول انجام می شود. بنابراین تاثیر کمتری بر زیست – بوم کشاورزی خرما دارد. از جمله سموم توصیه شده می توان به مالاتیون 57 درصد (2 در هزار)، نکسیون 25 درصد (یک در هزار)، دیوتوات و رلدان اشاره کرد. رزاقی (1371) در هرمزگان چهار ترکیب شیمیایی را برای مبارزه این آفت مورد آزمایش قرار داد. این ترکیبات شامل دانیتول، زولون، دیازیتون و اکتیلیک بوده اند. در بین ترکیب های شیمیایی مورد بررسی سموم دانیتول، زولون و دیازینون مناسب تر از سم اکتیلیک می باشند. در این میان سم زولون بدلیل کم خطر بودن برای محیط و دشمنان طبیعی از اهمیت نخست برخوردار بوده و پس از آن سم دیازینون توصیه می شود.
سمپاشی هوایی:
یکی از روش هایی که در سال های گذشته برای مبارزه با آفات خرما نظیر کرم میوه خوار خرما، زنجرک خرما و کنه تارتن خرما به کار برده شده است، سمپاشی هوایی می باشد. با توجه به این که برگ های درخت خرما مانند چتری روی خوشه های خرما قرار می گیرند، به نظر می رسد که سم پاشیده شده نتواند خوشه های خرما و برگ های داخلی را به طور کامل کامل پوشش دهد. استفاده از هلی کوپتر به دلیل شرایط ویژه آن تا حدی در افزایش راندمان سمپاشی هوایی در نخلستان ها موثر است.
بلاست برنج
عامل بیماری قارچP.oryzae) Pyricularia grisea ) با فرم جنسی Magnaporthe grisea از گروه آسکومیست است. سال 637 درچین آنرا تب برنج Rice fever می نامیدند. در ژاپن از حدود سال 1700 بیماری را می شناختند. در قرن نوزده عامل بیماری شناسایی و نامگذاری شد. فرم غیرجنسی قارچ خیلی مهم است. فرم جنسی قارچ توسط ژاپنی ها در شرایط آزمایشگاه تشکیل و شناسایی شده است. قارچ تولید کنیدیوفورهایی میکند که مرتب رشد کرده و دوباره کنیدیوم میدهد. کنیدیوم سه سلولی است و به رنگ سبز زیتونی می باشد. زیرا کنیدیوم یک زائده کوچک دارد. معمولاً سلولهای پایینی و بالایی کنیدیوم جوانه می زنند. شکل جنسی قارچ تولید پریتسیوم می کند. آسکوسپورها هم معمولاً 3 یا 4 سلولی هستند. قارچ هتروتالیک است. در طبیعت، فرم جنسی احتمالاً خیلی کم تشکیل میشود و مهم نیست.
در ایران این قارچ را قبلاً از شمال گزارش دادند و امروزه از شمال، اصفهان، غرب کشور، آذربایجان، خوزستان و فارس گزارش می شود.
قارچ بذرزاد است. علائم در تقریباً همه جای گیاه غیر از ریشه دیده میشود. در طوقه، غلاف گره ها، دم خوشه و دانه و برگ لکه های خاکستری به وجود می آید که حاشیه کشیده شده دارند و وسط لکه خاکستری است و اطراف لکه قهوه ای. در مناطق مرطوب روی برگ و خوشه و بخشهای درون آن خیلی مهم است. در مناطق خشک مثل فارس بیماری روی گره یا طوقه است و باعث مرگ گیاه میشود. عمده خسارت و اپیدمی بیماری روی برگ است. پرخسارت ترین مرحله زمانی است که قارچ به دم خوشه حمله میکند. اگر دانه نبسته و قارچ به گلوم بزند باعث میشود دانه نبندد. مهمترین میزبان این قارچ برنج است.
سیکل زندگی به صورت کنیدیوم و میسلیوم است. گاهی کلامیدوسپور هم ذکر شده که در بقایا تشکیل میشود. بقاء قارچ در بقایای آلوده بخصوص قسمتهای گره ساقه است که پوسیده نمی شود و به صورت میسلیوم یا کنیدیوم روی بذر بقا دارد. میسلیوم در شرایط خشک تا یک سال در کلش باقی مانده و روی گره 4-2 سال باقی مانده است.
پس تسریع کردن پوسیدگی بقایا باعث ضعیف کردن قارچ میشود. اسپور روی کلشها تولید شده و توسط آب و باد وارد مزرعه میشود. اگر رطوبت زیاد باشد روی برگ آلودگی ایجاد میکند و مقدار زیادی اسپور تولید کرده و با باد پخش شده و بیماری اپیدمی میشود. بنابراین برای کنترل بیماری بقایا و بذر آلوده را باید در نظر داشت. تولید کنیدیوم در شرایط رطوبت بالای 90% صورت می گیرد. حتی برای جداشدن کنیدی رطوبت نیاز است. پخش اسپور معمولاً از نیمه شب که رطوبت زیاد است شروع و تا نزدیکی صبح ادامه می یابد در شرایط خشک فارس هم اگر شب رطوبت بالا رود ممکن است آلودگی برگ داشته باشیم. اسپور تا دو کیلومتر هم در هوا با باد بالا میرود. در فارس اگر برنج را به سیستم بارانی بکارند مسئله خواهیم داشت.
هر چه رطوبت خاک بیشتر باشد بلاست کمتر است و اگر رطوبت خاک کم شود به بلاست حساس خواهد شد. درجه حرارت پایین آب نیز حساسیت گیاه را افزایش می دهد. این در موردی است که از آب سد استفاده میشود. کنیدیومها در دمای 28-24 درجه سانتیگراد حداکثر آلودگی را ایجاد میکنند. بعد از 5-4 روز لکه های روی برگ تولید کنیدیوم میکنند.
عوامل مهم در آلودگی:
1- رطوبت خاک. 2- ارقام مقاوم. 3- زیادی ازت موجب افزایش آلودگی میشود. همین طور فسفر هم آلودگی را افزایش می دهد. 4- درجه حرارت بهینه دما 28-24 درجه سانتیگراد است. 5- رطوبت هوا.6- قارچ دارای نژادهای زیادی است.
کنترل بیماری:
1- جلوگیری از انتقال مواد گیاهی آلوده (بذر و کلش).
2- کود ازته و کود فسفره زیاد داده نشود. کود را در چند مرحله به برنج بدهند. 3- نشاکاری را زود انجام دهند. (خزانه کاری را زودتر انجام دهند).
4- آب سرد ندهند (در حوضچه آب را گرم کنند).
5- مقدار سیلیس خاک را با دادن سیلیکات کلسیم و کمپوست افزایش دهند.
6- استفاده از بذر سالم (از ضدعفونی بذر مهمتر است).
7- بقایای گیاهی را تا آنجا که ممکن است از بین ببرند.
8- ارقام مقاوم،راه اساسی و اقتصادی است ولی همیشه ممکن نیست. برای این کار باید نژادهای موجود منطقه را شناسایی کرد.
9- مطالعات هواشناسی برای پیش بینی اپیدمی مهم است. در صورت لازم سمپاشی توصیه میشود. تری سیکلازول به میزان 2.25 گرم در صد متر مربع به خاک داده میشود. Pyroquilon برای ضد عفونی بذر و سمپاشی شاخ و برگ مهم است.
10- تری سیکلازول(بیم) wp75% نیم کیلو گرم در هکتار
11- ادیفنفوس(هینوزان) EC50% یک لیتر در هکتار
زمان مبارزه شیمیایی: پس از ظهور 40- 30درصد خوشه ها و با توجه به پیش آگاهی و شرایط جوی
سیاهک نیشکر
سیاهک نیشکر Sugarcane smut (
این سیاهک بسیار گرمادوست است. تلیوسپورها در دمای 25 درجه سانتیگراد به خوبی جوانه نمی زنند. بهترین دما برای جوانه زنی یک تلیوسپور 35 درجه سانتیگراد است. در تلیوسپورزیاد دوام ندارد بخصوص وقتی خاک مرطوب باشد. بقای قارچ در قلمه هاست. بنابراین اگر قلمه سالم داشته باشیم ،سیاهک را نخواهیم داشت. ورود قلمه بسیار مشکل است چون گران است و ورود دو قلمه خوب حدود15-10 دلار است بنابراین رقم را نمیتوان تغییر داد. اصلاح نژاد هم در ایران صورت نمی گیرد.
سیستمهای سالم سازی قلمه :
1-استفاده از آب گرم. حرارت حدود 52 درجه سانتیگراد برای مدت کوتاه(حدود 10تا20 دقیقه) و دمای 50 درجه سانتیگراد برای مدت طولانی(حدود2ساعت). متأسفانه دمای50درجه سانتیگراد موزاییک را از بین نمی برد. این روش با امکانات کشور ما ممکن نیست.
2- استفاده از قارچ کش ها (تیلت): متأسفانه قارچ کشها فقط برای سال اول خیلی موثرهستند. سال دوم بیماری ظاهر میشود و سال سوم کاملاً زیاد میشود. مشخص نیست که سیاهک از کجا می آید و گیاه از طریق ریشه آلوده میشود و یا نه بلکه قارچ کش Fungistatic است و از بین می رود و بنا براین قارچ ظاهرمی گردد. گیاه سال اول را Plant و سالهای بعد به تر تیبRatoon I، II Ratoon، ........وRatoon IV می نامند. درخوزستان تا Ratoon IV پیش میروند. در جاهای سیاهک دار بخا طر سیاهک و در جاهای دیگر بخاطر متراکم شدن خاک. روش دیگر مبارزه کندن بوته های سیاهک زده است . این راهی است که رقم را خالص می کند.
کنترل:
1. ضد عفونی قلمه با پروپیکنازول EC25% دو در هزار
2. ارقام مقاوم
3. عدم استفاده از راتون بالا
4. سوزاندن قلمه های آلوده
راسته یوستیلا جینال
راسته Ustilaginales شامل قارچهای بیمارگر گیاهی بوده و عموما بعنوان قارچهای سیاهک شناخته می شوند. این نام به گرد سیاه توده تلیوسپور برمی گردد که به صورت دوده روی گیاهان بیمار مشاهده می گردند.همه این قارچها به عنوان مولد بیماری، روی اندام زنده فعالیت دارند و مراحل ورت غیربیمارگر می باشند. حدود 1200 گونه از قارچهای سیاهک وجود دارد که در 50 جنس جای می گیرند. این قارچها به حدود 4000 گونه گیاه نهان دانه در بیشتر از 75 خانواده حمله می نمایند و علامت بیماری ایجاد می کنند. با اینکه بعضی قارچهای سیاهک از نظر جغرافیایی به مناطق کوچکی محدود می شوند ولی بقیه در هر جا که میزبان رشد نماید پیدا می شوند. گونه ای که غالبا در همه جا پیدا می شود Ustilago maydis می باشد که سیاهک معمولی ذرت را به وجود می آورد. گونه U. avenae سیاهک آشکار یولاف و گونه Urocystis magica که سیاهک پیاز و گونه های Tilletia بیماریهای سیاهک پنهان را در انواع غلات ایجاد می کنند.
بیماری سیاهک از نظر اقتصادی با اهمیت است، میلیونها دلار خسارت و ضرر روی گیاهان غذایی و زینتی به وجود می آورد. بسیاری از بیماریهای سیاهک که عموما پراکنش زیادی دارند مشکلات جدی روی گیاهان زراعی که مورد تغذیه بسیاری از جمعیتهای دنیا می باشند، ایجاد می کنند. برای مثال بیماریهای سیاهک پنهان اخیرا مشکل عمده در جهان تولید کننده گندم است. مثال دیگر همان سیاهک هندی است (karnal bunt) که بوسیله Tilletia indica ایجاد می شود. ابتدا در منطقه بومی، بیماری ناچیزی بود و گسترش یافته و مشکل عمده ای در بسیاری از مناطق گندم کاری دردنیا شده است. قارچ عامل این بیماری (T.indica) روی پوشش یا قسمت بیرونی جنین میزبان زندگی می کند و چون مواد غذایی گندم از طریق آوندها تامین می شود موجب گرسنگی آندوسپرم جنین می گردد. با اینکه بیماری قسمتی از میزبان را مورد حمله قرار می دهد نام سیاهک محدود یا نیمه به این بیماری اطلاق می گردد. سیاهک پنهان دیگری که به صورت جدی روی گندم فعالیت دارد، سیاهک پنهان معمولی و پاکوتاه نام گرفته است و دو گونه به نام T.tritici و T. laevis و گونه T. controversa عامل این بیماریند. این عوامل بیمارگر مثل سیاهک هندی عمل می کنند گندمها خسارت می بینند و تلیوسپورهای سیاه را به وجود می آورند و بوی اطراف مزرعه به علت تری متیل آمین (حالت بوی ماهی پوسیده) می باشد و سیاهک بدبو نام گرفته اند. بیماری سیاهک موجب آلودگی گندم پایین آمدن ارزش آن برای تغذیه انسان می شود. تعداد زیادی از تلیوسپورها به وسیله هوا در موقع برداشت توزیع می شوند و بیماری را در منطقه توسعه می دهند و حتی در افرادیکه روی گندم کار می کنند حساسیت ایجاد می نمایند.
برای کنترل سیاهک پنهان می توان از قارچ کشها قبل از کشت گندم استفاده نمود. گرچه مواد شیمیایی خوبی برای کنترل سیاهک پاکوتاه نیست ولی ارقام میزبان مقاوم برای کنترل سیاهکها موفق بوده است. در امریکا سیاهک پاکوتاه در مناطق خاصی که با برف مدتی پوشیده می شوند مشکل ایجاد می کند، ولی به هر حال گندمهای صادر شده چین این بیماری را دارند. البته ممکن است گندمها در ابتدا آلوده به قارچ عامل بیماری نباشند ولی داخل انبار و یا وسایل حمل و نقل و سایر موارد ممکن است قارچ بیماری یعنی T. controversa را منتقل نمایند.
با توجه به اهمیت اقتصادی بیماریهای سیاهک بهتر است یکی از آنها مثل سیاهک ذرت با گونه Ustilago maydis مورد بحث قرار گیرد. این بیماری عموما در هر جا که ذرت کشت می شود یافت می گردد، البته ممکن است روی ذرت شیرین نیز خسارت عمده داشته باشد. به هر حال این عامل بیمارگر روی دانه ذرت غده ایجاد می کند و این ذرتها ممکن است به صورت غذا در قسمتهایی از دنیا مورد استفاده باشد و با این حالت آلودگی دانه های ذرت تولید گالهای زیاد را شامل شده است.
خانواده دیگر از قارچها که باعث سیاهک علفهای هرز می شوند متعلق به Caryophyllaceae بوده که آلودگی سیستمیک در میزبان خود ایجاد می کند. تلیوسپورها در پرچمهای گلهای گیاهان آلوده تولید می شوند و با حشرات هاگدانها و شیرابه گلها به سایر گیاهان پخش می گردند، گرچه حضور عامل بیماری به عادت حشره مربوط نمی شود. علفهای هرز معمولی مثل Silene alba و M. ciolacceum گلهای ماده را به گلهای نر منتقل می کنند و هاگ نیز جابه جا می شود.
گونه های زیادی از سیاهک روی گیاهانی که از نظر اقتصادی مهم نیستند واقع می شوند و لذا به صورت ضعیف شناخته شده اند. البته جنس Doassansia گونه های زیادی دارد و در گیاهان آبی فعالیت می کنند، در مناطق پرآب ممکن است گونه های زیادی باشند و یا سیاهکها در سیستم غیرکشاورزی در گیاهان بومی یافت می گردند.
خصوصیات عمومی سیاهکها :
قارچهای سیاهک به نظر می رسند بیمارگر اجباری در گیاهان گلدار باشند و در طبیعت چرخه زندگی دو هسته ای دارند. گرچه قسمتهای متنوعی از گیاهان میزبان ممکن است آلوده باشند، از جمله برگها، ساقه ها، حتی ریشه ها ولی عمدتا قسمتهای گلدار گیاه را مورد حمله قرار می دهند. در بعضی میزبانها آلودگی دائمی وجود دارد زیرا عامل بیماری در زمستان در بافت میزبان باقی می مانند، رشد اولیه در بهار از مناطق آلوده آغاز شده و به مناطق دیگر گسترش می یابد. گفته می شود تعداد کمی از گونه ها مکینه تولید می کنند ولی در حال حاضر شواهد چنین اشکالی را بیان نمی کند. ریسه بعضی گونه ها در بین سلولهای میزبان غیر مشخص رشد می کنند و موجب مرگ سلولها نمی شوند لذا اثر ریسه در سلولها خیلی کم است. جدار ریسه های انتهایی در قارچ سیاهک دارای روزنه کوچک است و شبیه پل ارتباط می شوند که در ریسه دو هسته ای یعنی قارچهای سیاهک بحث می شود. البته ریسه در تقسیمهای انفرادی همیشه دو هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای دیر توسعه یابد. در بعضی موارد دو هسته ای آشکار تا قبل از اسپورزایی قابل مشاهده نیست. گونه های جور هسته در قارچهای سیاهک بیمارگر نیستند و به راحتی در محیط کشت مغذی ساده رشد می کنند، اصولا گونه های جور هسته مانند مخمرها رشد می نمایند. این سلولها معمولا به Spordia بر می گردد و بیشتر قارچهای سیاهک روی آمیزش ریسه ها آزمایش می شوند. ریسه های دو هسته ای در بسیاری از گونه ها در محیط کشت حاوی اسپوریدی به وجود می آید. رنگ سفید و شکل نخی موجب نمایش عملی دو هسته ای شدن می شوند.
دوهسته ایها به سختی در محیط کشت باقی مانده و سریع شکسته می شوند، به هر حال مرحله دوهسته ای در تعداد کمی گونه برای طول زیاد در محیط کشت رشد می کند. قارچهای سیاهک پنهان Tilletia controversa و سیاهک نیشکر Ustilago scitaminea در محیط کشت، تلیوسپور تشکیل می دهند.
تلیوسپورها و تکثیر :
تلیوسپورها که اسپورهای سیاهک نامیده میشوند، اسپورهای در حال استراحت قارچهای سیاهک می باشند. اینها در توده ای که سوری (sori) نام دارد تشکیل می شوند و در محل گلهای میزبان، جنین بذور، برگها، ساقه ها حتی ریشه ها به وجود می آیند. الگوهای متنوعی در توسعه اسپورها در قارچهای سیاهک یافت می شود، ابتدا میسلیوم در محل اسپورزایی توسعه یافته، در بعضی گونه ها ریسه در فضای بین سلولی در میزبان ایجاد می شود در بعضی دیگر در داخل سلولهای میزبان توسعه می یابند. این حالت توسعه که در داخل سلولها می باشد در سیاهک نواری برگ با گونه U.striiformis واقع می شود.
در بسیاری از بیماریهای سیاهک توسعه ریسه موجب سبززردی (کلروز) و متورم شدن بافت میزبان می شود. به هر حال در گیاهان ذرت آلوده با U.maydis بر اثر پررشدی و پرازدیادی سلولهای میزبان گالها توسعه می یابند.
در تعداد کمی جنس مثل Entyloma و Entorhiza و بعضی گونه های Tilletia تلیوسپورها به صورت انفرادی در انتهای ریسه به وجود می آیند و ممکن است در مرحله رسیدن دارای دم پایه نیز شده و در بعضی گونه ها با وجود قسمتها از یکدیگر متمایز می شوند. در مورد دیگر دیوار ریسه مولد تلیوسپور ژلاتینی است و موجب تغییر پروتوپلاسم به تلیوسپور می گردد . این شرایط موجب تولید کلامیدوسپور در گونه های مختلف می شود و بعضی از آنها به عنوان تلیوسپور نام می برند. در بعضی قارچهای سیاهک میسلیومها قبل از تشکیل تلیوسپور توسعه می یابند و بعضی میسلیومها سترون به نظر می رسند و برای تهیه اسپور رشد نمی کنند. بعضا ستونک درست می کنند که می تواند در تشخیص گونه ها مفید باشد.
بدون توجه به نحوه تولید تلیوسپور به نظر می رسد آنها از ریسه های دوهسته ای به وجود می آیند. در بعضی گونه ها هسته آمیزی در تشکیل تلیوسپور خیلی زود اتفاق می افتد و لذا جوانترین اسپور یک هسته دو برابر می باشد ولی در بقیه گونه ها تلیوسپورها در اواخر دو هسته خواهند شد. میوزها در جوانه زدن تلیوسپورها واقع می شود.
خصوصیات تلیوسپور مثل اندازه، شکل، رنگ و زینتی بودن آنها در طبقه بندی راسته Ustilaginales بااهمیت خواهند بود. سطح زینتی آنها خیلی مهم است وحداقل در سطح گونه ها به کار می رود، الگوهای متفاوت زینتی بودن وجود دارد. بعضی اسپورها مشبک، بعضیها خاردار یا زگیل دار می باشند و بعضیها سطح صافی دارند. بیشتر تلیوسپورها کروی شکل، زرد رنگ، قهوه ای و سیاه رنگ می باشند، ولی رنگهای تلیوسپور در میکروسکپ با رنگ توده آنها یکنواخت نیست و یا اسپوری که در میکروسکپ قرمز رنگ است ممکن است در توده سیاه رنگ به نظر برسد. تعدادی سلول ممکن است با هم مجتمع شده و توپهای اسپور به نظر برسند، این حالت در سلولهای جنسی یا سترون متفاوت است.
تلیوسپورهای بعضی قارچهای سیاهک قادرند برای چند سال در خاک بمانند، جوانه زنی گونه های راسته Ustilaginales در مناطق معتدل مطالعه شده و حرارت کم نیز مورد علاقه آنها بوده است. البته سرما خفتگی را در بعضی گونه های شمال آمریکا می شکند ولی به هر حال، سرما برای جوانه زنی گونه های جنوب لازم نبوده است.
علاوه بر حرارت، رطوبت، PH و وجود یا عدم وجود انواع مواد، نور ممکن است در جوانه زنی تلیوسپور قارچهای سیاهک اثر داشته باشند.
قبل از ترک جوانه زنی تلیوسپور و تشکیل بازدید یوسپور باید توجه شود که این حوادث در قارچهای سیاهک بسیار متنوع است، تنوع به گونه ها و شرایط محیطی بستگی دارد. برای مثال ممکن است میسلیوم اولیه یک شاخه یا چند شاخه و بند دار و بدون بند باشد. در بعضی موارد تعداد کمی و یا هرگز بازیدیوسپور تشکیل نمی شود و میسلیوم اولیه ممکن است ریسه دوهسته ای آلوده کننده تشکیل دهد. معمولا بازیدیوسپورها به صورت جانبی و یا انتهایی تشکیل می شود و اصولا ممکن است بازیدیوسپورها از تعدادی کنیدی که به اسپوریدی ثانویه برمی گردد، و به وجود آید. اگر این نوع بازیدیوسپور در محیط کشت مغذی جایگزین شود با جوانه زنی چند جمعیت تشکیل می دهند و مرحله جور هسته چرخه زندگی سیاهک مشاهده می شود.
نفوذ قارچهای سیاهک به گیاهان میزبان:
با اینکه در بعضی قارچهای سیاهک میسلیومهای اولیه قادرند گیاهان میزبان راآلوده کنند، به طورکلی به نظر می رسد بازیدیوسپور و اسپوریدیهای ثانویه اولین عوامل آلودگی هستند و لذا بیشترین اهمیت را دارند. اندازه کوچک و انتقال طبیعی بازیدیوسپورها و اسپوریدیها مطالعات جریان نفوذ را مشکل نموده است و لذا جزئیات نسبتا کمی از اهمیت این حادثه دانسته شده است. با اینکه جنسهای زیادی در مورد چگونگی داخل شدن قارچهای سیاهک به درون میزبان وجود دارد، بسیاری از این اخبار در تضاد هستند و تعداد کمی با میکروسکپ الکترونی و نوری پیشرفته تائید می شوند و در نتیجه خیلی مطالب برای یادگیری جنبه های زیست شناسی راسته Ustilaginales باقی مانده است.
در مورد سیاهک هندی گندم به وسیله T.indica شواهد قوی تهیه شده است به گونه ای که جوانه زنی اسپوریدی ثانویه از طریق روزنه های استومات روی پوشینه (گلوم و گلومل) داخل میزبان می شود.
خانواده یوستیلاجیناسه (Ustilaginaceae) :
اعضای این خانواده میسلیوم اولیه بند تولید می کنند و بازیدیوسپورهای جانبی و هم انتهایی تشکیل می شود. میسلیوم اولیه از تلیوسپورها که بزودی پس از تشکیل و فقط بعد از یک دوره خواب جوانه می زنند به دست می آیند. در بعضی گونه ها میوزها در تلیوسپور وقوع می یابد و هسته به طرف میسلیومهای اولیه حرکت می کند و جداره ها سلولها را از هم جدا می کند و میسلیومها چند سلولی و چند هسته ای می گردند.
خانواده Ustilaginaceae شامل تعدادی گونه مهم اقتصادی است و برای مثال گونه Ustilago avenae عامل سیاهک آشکار یولاف، گونه U.nuda عامل سیاهک آشکار جو، گونه U.tritici عامل سیاهک آشکار گندم و گونه U.maydis عامل بیماری سیاهک ذرت می باشد. علاوه بر اهمیت اقتصادی گونه ها، بعنوان عوامل قابل استفاده در تجزیه آزمایشی و آزمایشگاههای ژنتیکی به کار می روند. مراحل جور هسته و هاپلوئید گونه U.maydis به راحتی در محیط کشت ساده و اراضی کشت رشد می کنند. با تلقیح برگهای جوان به وسیله اسپوریدی ممکن است کمتر از دو هفته تلیوسپورها به دست آیند و تلیوسپورها قابل جداسازی خواهند بود.
بیماری سیاهک ذرت به وسیله تولید انواع گالها در اندازه های مختلف تشریح می شود. عامل بیمارگر در نهایت تلیوسپورهای سیاه و پودری تولید می کند. هنگامی که جنین آلوده می شود بیشتر خسارت روی میزبان انجام می شود، معمولا آلودگی در خوشه، کاکل، برگهای جوان ریشه های میزبان ایجاد می شود.
خانواده تیلشیاسه (Tilletiaceae) :
روش جوانه زنی اعضای این خانواده با آنچه در خانواده Ustilaginaceae رخ می دهد متفاوت می باشد.
از اعضای شناخته شده خوب در این خانواده جنس Urocystis می باشد. گونه های این جنس اسپورهای توپی دائمی دارند و لایه بیرونی در سلولهای سترون خواهند داشت و با یک یا چند تلیوسپور احاطه می گردند. گونه U.cepulae عمومی است و بعضی مواقع عامل بیماری در پیازها می باشد، جنس Entorrhiza وابسته به خانواده Tilletiaceae بوده ولی خیلی کوچک است. اعضای این جنس در خانواده های Cyperaceae , Juncaecceae آلودگی ریشه ایجاد می کنند. تنها ظهور بیماری تولید تورم گال شکل روی ریشه می باشد.
آفات خيار گلخانه اي:
در چند دهه اخير تمركز جمعيت در شهرهاي بزرگي نظير تهران بازار مصرف بزرگي را براي محصولات كشاورزي فراهم كرده است. لذا زمين هاي كشاورزي، تا شعاع زيادي نسبت به اين مراكز براي رفع نيازهاي غذايي اين جمعيت اختصاص يافته است اما با گسترش جمعيت در شهرها به تدريج نياز به روش هاي جديدي كه توانايي توليد بالاتر و برداشت محصول خارج از فصل را داشته باشد، بيشتر آشكار مي شد لذا به تدريج گلخانه ها اين تحول عظيم را به وجود آوردند. گلخانه ها با ايجاد شرايط بسيار مناسب رشد محصولات به صورت مصنوعي براي اولين بار اين امكان را به وجود آورد ند كه محصولات مختلف را در تمام فصول به دست مصرف كننده برسانند.
از جمله محصولاتي كه با اين روش توليد شد خيار درختي بود كه براي كاشت و عرضه اين محصول به بازار گلخانه هاي متعددي در اطراف شهرهاي بزرگ از جمله تهران ساخته شدند. گلخانه ها با به وجود آوردن شرايط آب و هوايي مساعد مي توانند همزمان به تكثير آفت و بيماري هاي اين محصول نيز كمك كنند. در اين مقاله سعي مي شود حشراتي كه در محيط گلخانه روي محصول خيار خسارت وارد مي سازند، معرفي شوند تا گلخانه داران با شناخت بهتر اين حشرات را ه هاي مقابله با آنها را به طريق علمي به كار گيرند، زيرا بسيار ديده شده است كه يك گونه حشره توانسته به محصول گلخانه هاي زيادي خسارت هنگفتي وارد كند.
شته ها خانواده( Aphididae)
شته ها از مهم ترين آفات گلخانه ها هستند كه تهديدي جدي براي خيار گلخانه اي محسوب مي شوند. در ابتداي چرخه زندگي اين حشرات ماده موسس قرار دارد. اين حشره ماده مي تواند چندين نسل را بدون جفت گيري به وجود آورد. پس از گذشت مدتي تعداد شته ها به ميزان زيادي افزايش مي يابد. در اين بين حشرات بالداري به وجود آمده اند كه مي توانند با پرواز تمام گلخانه يا حتي گلخانه هاي ديگر را نيز به تصرف خود در آورند. اما شته ها چگونه به گياه خسارت وارد مي كنند؟ اين حشرات شيره گياه را مي مكند و هنگامي كه تعداد زيادي شته اين عمل را انجام دهند گياه به تدريج ضعيف مي شود و توانايي رشد آن هم كم مي شود كه اين پديده مستقيماً روي ميزان محصول به دست آمده اثر مي گذارد. از طرف ديگر شته با انتقال عوامل بيماري زاي گياهي و نيز ترشح ماده اي چسبناك از انتهاي بدن خود به نام عسلك كه محيط مناسبي براي رشد انواع قارچ ها فراهم مي آورد نيز به گياه آسيب وارد مي كند. عسلك ترشح شده مورچه ها را نيز به سوي خود جلب مي كند و باعث مي شود كه مورچه ها گاهي خود، تخم شته ها را به گلخانه وارد كنند تا بعد از تكثير شته، مورچه از شيره آن استفاده كند. لذا در بعضي موارد از شته ها به عنوان گاو مورچه ها نام برده مي شود چرا كه مورچه ها عسلك شته ها را مي دوشند و به مصرف تغذيه خود مي رسانند. براي مبارزه با شته ها يكي از مهم ترين راه ها مبارزه با مورچه ها است. از طرف ديگر مبارزه با علف هاي هرز محيط گلخانه كه مي توانند به عنوان پناهگاهي براي شته ها به شمار روند، استفاده از كفشدوزك هفت نقطه اي كه از شته ها تغذيه مي كنند و نيز به كار گيري نوارهاي زردرنگ چسبنده كه اين حشرات را به خود جلب مي كنند و پس از نشستن حشره روي آن به آن چسبيده و نابود مي شوند، موثر خواهند بود. به عنوان آخرين راه مبارزه با شته ها و ديگر آفات گلخانه ها از سموم شيميايي نيز استفاده مي شود.
مگس هاي سفيد (خانواده Alevrodidae)
در ابتدا بايد يادآور شد كه مگس هاي سفيد اصلاً مگس نيستند ولي به اين نام شهرت دارند. اين حشرات خرطوم نسبتاً بلندي دارند و مانند شته ها مي توانند از شيره گياه تغذيه كنند و از اين طريق و نيز از طريق انتقال عوامل بيماري زاي گياهي خسارت خود را به خيار گلخانه اي وارد كنند. اين مگس هاي سفيد داراي گردسفيدي روي بال هاي خود هستند و به اين دليل است كه سفيد به نظر مي رسند. حشراتي كه از تخم به وجود مي آيند و پوره سن اول ناميده مي شوند متحركند. اين مرحله به راحتي امكان گسترش اين آفت را فراهم مي كند زيرا به دليل سبكي به راحتي به وسيله باد و عوامل ديگر جا به جا شده و سبب گسترش حشره در گلخانه ها مي شوند. پوره هاي سنين بعدي ثابت هستند و پس از مدتي به حشره اي بدون بال تبديل مي شوند كه بال نيز
در مراحل بعد ظاهر مي شود. مبارزه با اين آفت با استفاده از قارچ هاي حشره كش مثل مايكوتال و يا استفاده از زنبور پارازيت Encarsia Formosa و نيز گونه هاي مشابه انجام مي گيرد.
تريپ ها راسته
Thysanoptera
حشرات كوچكي هستند كه برخي بالدار و برخي بدون بال هستند به اين راسته از حشرات به دليل داشتن ريشك هايي در روي بال «بال ريشكداران» گفته مي شود. پنجه پاي تريپ ها به جاي ناخن، بادكش دارد كه براي چسبيدن به گياه به كار مي رود. اين حشرات نيز از شيره گياهان و از جمله خيار گلخانه اي تغذيه مي كنند. البته معمولاً خسارت چندان بالايي به جاي نمي گذارند مگر در مواردي كه تعداد آنها در گلخانه بسيار زياد شود.
گاهي در روي گياه خيار گونه هايي از پروانه هاي خانواده Lyonetidoe كه پروانه ها يا شب پره هاي مينوز ناميده مي شوند هم فعاليت مي كنند تخم هاي اين پروانه ها اغلب در سطح زيرين برگ گذارده مي شود و لارو خارج شده از آن وارد بافت داخلي برگ شده و تغذيه مي كند. به تدريج با ادامه تغذيه اين حشره اشكالي در برگ به وجود مي آيد كه در حقيقت مسير حركت و تغذيه حشره درون برگ را نشان مي ده
حشره شناسی قانونی کمک به حل اسرار جرم و جنایت
حشره شناسی قانونی کمک به حل اسرار جرم و جنایت
پزشکى قانونى (forensic medicine) در بررسى جنایتها و کشف جرم از علوم مختلفى کمک میگیرد و دانش حشره شناسى یکى از آنهاست و این جنبه از حشره شناسى را اصطلاحاً حشره شناسى قانونى (Forensic Entomology) و یا گاهى (Medicocriminal Entomology) مینامند. حشرات از جهت گستردگی، قدمت، تنوع و فراوانى در بین همه موجودات این کره خاکى پیشتاز هستند.از نظر تنوع تا بحال حدود 5/1 میلیون گونه شناسایى شده است اما تعداد واقعى آنها بیش از 5 میلیون گونه برآورد شده است و از نظر فراوانى هم بد نیست بدانید که در هکتار از سطح خشکى زمین 5/2-2 میلیون حشره وجود دارد در حالیکه تراکم متوسط انسان تنها یک نفر به ازاى هر هکتار است یعنى سهم هر یک از ما انسانها 5/2-2 میلیون حشره است که این مدیون قدرت تولید مثل خارق العاده آنهاست، بطوریکه محاسبه شده است که اگر همه شرایط و نیازهاى یک جفت مگس خانگى را بتوان فراهم کرد، تنها ظرف 4 ماه تعداد 19 جلوش 19 صفر مگس !!! تولید خواهد شد که این مقدار مى تواند تمام سطح زمین را تا ارتفاع 16 متر بپوشاند! بهر حال حشرات یکى از جالبترین و بدیع ترین پدیده هاى این جهان هستند و بر خلاف تصور همگان که آنها را موجوداتى مزاحم و عبث مى دانند، طیق بررسیها فقط 5 درصدشان مضر هستند آنهم مضر فقط براى گونه دیگرى از سلسله جانورران بنام علمى هومو ساپینس Homo sapiens برخى از حشرات که اصطلاحا به مگسهاى مولد میاز ( Myiasis = آلودگى بافتها به لارو حشرات دو بال) یا مگسهاى گوشت معروفند، بصورت اجبارى یا اختیارى باید مراحل لاروى (کرمى شکل) خود را داخل بافتهاى زنده یا مرده انسانها یا جانوران طى کنند. لذا وجود حشرات در جسد و صحنه جنایت (crime scene) حتمى است و مى توان از آن در تخمین زمان سپرى شده پس از مرگ (PMI) ، شناسایى محل واقعى جنایت، بررسى احتمال جابجایى جسد و موارد دیگرى سود جست.
تاریخچه این شاخه از دانش به سال 1235 میلادى بر مى گردد که نویسنده و دانشمندى چینى بنام Sungtzu در کتاب خود در داستانى چگونگى استفاده از مگسها را در کشف یک معماى جنایى بیان مى کند. اما تا اواسط قرن نوزدهم توانایى این علم ناشناخته باقى ماند تا اینکه شخصى بنام اورفیلا در سال 1848 اولین بررسى در مورد شناخت توالى اکولوژیک بندپایان را در اجساد انسانى انجام داد، بدین معنى که با توجه به زمان پس از مرگ، گونه هاى مختلفى از حشرات در توالى زمانى منظم و ثابتى بنوبت به جنازه ها حمله مى کنند و بعد از مدت معینى جاى خود را به دیگرى مى دهند . سپس Berget نتایج این بررسى را در حل یک معماى قتل بکار گرفت و بر اساس حضور گونه اى از مگسهاى گوشت موسوم به سارکوفاگا Sarcophaga در جسد کودکى که در دودکش بخارى خانه زوجى فرانسوى کشف شده بود، زمان مرگ را حداقل دو سال قبل تخمین زد و توانست این زوج را از اتهام قتل کودک تبرئه کند. سپس مگنین Megnine که بعنوان بنیانگذار حشره شناسى قانونى معروف شده است با بررسى هاى خود 8 مرحله را در فساد اجساد انسان تشخیص داد و حشرات مربوط به هر مرحله را تعیین کرد.
پزشکى قانونى (forensic medicine) در بررسى جنایتها و کشف جرم از علوم مختلفى کمک میگیرد و دانش حشره شناسى یکى از آنهاست و این جنبه از حشره شناسى را اصطلاحاً حشره شناسى قانونى (Forensic Entomology) و یا گاهى (Medicocriminal Entomology) مینامند. حشرات از جهت گستردگی، قدمت، تنوع و فراوانى در بین همه موجودات این کره خاکى پیشتاز هستند.از نظر تنوع تا بحال حدود 5/1 میلیون گونه شناسایى شده است اما تعداد واقعى آنها بیش از 5 میلیون گونه برآورد شده است و از نظر فراوانى هم بد نیست بدانید که در هکتار از سطح خشکى زمین 5/2-2 میلیون حشره وجود دارد در حالیکه تراکم متوسط انسان تنها یک نفر به ازاى هر هکتار است یعنى سهم هر یک از ما انسانها 5/2-2 میلیون حشره است که این مدیون قدرت تولید مثل خارق العاده آنهاست، بطوریکه محاسبه شده است که اگر همه شرایط و نیازهاى یک جفت مگس خانگى را بتوان فراهم کرد، تنها ظرف 4 ماه تعداد 19 جلوش 19 صفر مگس !!! تولید خواهد شد که این مقدار مى تواند تمام سطح زمین را تا ارتفاع 16 متر بپوشاند! بهر حال حشرات یکى از جالبترین و بدیع ترین پدیده هاى این جهان هستند و بر خلاف تصور همگان که آنها را موجوداتى مزاحم و عبث مى دانند، طیق بررسیها فقط 5 درصدشان مضر هستند آنهم مضر فقط براى گونه دیگرى از سلسله جانورران بنام علمى هومو ساپینس Homo sapiens ( بخوانید انسان بخرد…؟!) و بقیه مفید بحال ما و طبیعت.
برخى از حشرات که اصطلاحا به مگسهاى مولد میاز ( Myiasis = آلودگى بافتها به لارو حشرات دو بال) یا مگسهاى گوشت معروفند، بصورت اجبارى یا اختیارى باید مراحل لاروى (کرمى شکل) خود را داخل بافتهاى زنده یا مرده انسانها یا جانوران طى کنند. لذا وجود حشرات در جسد و صحنه جنایت (crime scene) حتمى است و مى توان از آن در تخمین زمان سپرى شده پس از مرگ (PMI) ، شناسایى محل واقعى جنایت، بررسى احتمال جابجایى جسد و موارد دیگرى سود جست.
تاریخچه این شاخه از دانش به سال 1235 میلادى بر مى گردد که نویسنده و دانشمندى چینى بنام Sungtzu در کتاب خود در داستانى چگونگى استفاده از مگسها را در کشف یک معماى جنایى بیان مى کند. اما تا اواسط قرن نوزدهم توانایى این علم ناشناخته باقى ماند تا اینکه شخصى بنام اورفیلا در سال 1848 اولین بررسى در مورد شناخت توالى اکولوژیک بندپایان را در اجساد انسانى انجام داد، بدین معنى که با توجه به زمان پس از مرگ، گونه هاى مختلفى از حشرات در توالى زمانى منظم و ثابتى بنوبت به جنازه ها حمله مى کنند و بعد از مدت معینى جاى خود را به دیگرى مى دهند . سپس Berget نتایج این بررسى را در حل یک معماى قتل بکار گرفت و بر اساس حضور گونه اى از مگسهاى گوشت موسوم به سارکوفاگا Sarcophaga در جسد کودکى که در دودکش بخارى خانه زوجى فرانسوى کشف شده بود، زمان مرگ را حداقل دو سال قبل تخمین زد و توانست این زوج را از اتهام قتل کودک تبرئه کند. سپس مگنین Megnine که بعنوان بنیانگذار حشره شناسى قانونى معروف شده است با بررسى هاى خود 8 مرحله را در فساد اجساد انسان تشخیص داد و حشرات مربوط به هر مرحله را تعیین کرد.