آفات گیاهی
اصلاح خاک های شور وقلیا
معمولا برای جلوگیری از اثرات زیانبار خاکهای شور و قلیا ، آنها را به راههای مختلف اصلاح میکنند تا گیاهان مختلف قادر به تحمل این خاکها باشند.
دید کلی
تجمع املاح در خاک ، تاثیر عمدهای بر روی خواص فیزیکی و شیمیایی رس و هوموس داشته، کمیت و کیفیت جامعه نباتی عالی و پست خاک را تعیین میکند. اغلب وجود املاح سدیم موجب انتشار ذرات رس و هوموس شده، لایه یا افق بسیار متراکمی در زیر خاک تشکیل میشود که مانع عبور آب و هوا به ریشه نباتات میشود. املاح موجود در خاک ، فشار اسمزی محلول خاک را افزایش داده، بدین ترتیب قدرت جذب آب را توسط گیاهان کاهش میدهند. از طرفی تعادل یونی را به هم زده و در بعضی مواد مانند املاح بر برای گیاهان سمی هستند. محصول گیاهان مزروعی در مناطق شور قلیایی ناچیز و کمیت و کیفیت محصول نیز قابل توجه نیست. این گیاهان در مقابل امراض و افات نیز مقاومت کمتری دارند.
چگونگی رشد گیاهان در خاکهای هالومورفیک
در خاکهای شور و شور _ قلیا که Ph آنها کمتر از 8.5 است، صدمات وارده به گیاهان از غلظت زیاد نمک در محلول خاک ناشی میشود. سلولهای گیاه در محلولهای نمکی آب خود را از دست داده و به اصطلاح پلاسمولیزه میشوند. این پدیده از این امر ناشی میشود که حرکت آب طبق خاصیت اسمز از محیط رقیقتر داخل سلولی به محیط غلیظ خارج صورت میگیرد. شدت وقوع این پدیده به عواملی مانند نوع نمک ، نوع سلول گیاهی و شرایط فیزکی خاک بستگی دارد.
محیط خاکهای قلیای با سدیم زیاد به سه طریق روی گیاه اثر نامطلوب بر جای میگذارد:
1. اثرات مضر قلیائیت زیاد تحت تاثیر غلظت های بالای کربنات و بیکربنات سدیم.
2. اثرات سمی یونهای بیکربنات ، Oh و ...
3. اثرات مضر سدیم روی متابولیزم و تغذیه.
این آثار نه تنها در خاکهای قلیایی ظاهر میشوند، بلکه در خاکهای شور و قلیای که نمکهای خنثای آنها شسته شدهاند، نیز آشکار میگردند.
اصلاح و اداره خاکهای شور و قلیایی
معمولا برای جلوگیری از اثرات زیانآور خاکهای شور و قلیایی به سه طریق مختلف با این خاکها رفتار میشود: روش اول از میان بردن این نمکها است. روش دوم تبدیل نمکهای مضر به نمکهای کم ضررتر میباشد. روش سوم را میتوان کنترل نامید. در دو روش اول هدف دفع نمکها و یا تغییر و تبدیل آنها است، در حالی که در روش سوم نحوه اداره خاک و عملیات کشاورزی را طوری تنظیم میکنند که نمک بطور یکنواخت در تمام خاک پخش شده و از تمرکز غلظت زیاد نمک در یک نقطه جلوگیری شود.
دفع نمک
معمولترین راههای خروج نمک از خاک دو نوع است: زهکشی زیرزمینی و شستشوی خاک. بکار بردن این دو طریق تواما ، یعنی شستشوی خاک پس از گذاردن زهکشها در آن موثرترین و رضایتبخشترین وسیله برای دفع نمک از خاک است. نمکهایی که از طریق بارندگی یا آبیاری وارد محلول خاک میشوند، از طریق زهکشها خارج میگردند.
اصلاح خاکهای شور و قلیایی موقعی موثر است که آب بکار رفته دارای نمک زیاد، ولی سدیم کم باشد، زیرا استفاده از آبهای کم نمک ، ممکن است به علت دفع نمکهای خنثی مساله قلیائیت را حادتر نماید. خروج نمکهای خنثی درصد سدیم قابل تعویض را در خاک بیشتر نموده و در نتیجه باعث افزایش غلظت یون Oh در محلول خاک میشود. این پدیده نامطلوب را میتوان با تبدیل کربناتها و بیکربنات سدیم به سولفات سدیم دفع کرد. این امر را میتوان با اضافه کردن سولفات کلسیم یا ژیپس ، به خاک قبل از شستشو انجام داد.
افت گیاهان اپارتمانی
۱/پاحبابداران:حشرات کوچکی هستند به طول۵/۱-۱میلیمتر و به رنگ قهوه ای سیاه و قرمز میباشند که پوره انها شبیه به حشرات کامل بوده ولی فقط بال ندارند.به گلایل نخلها امارلیس بگونیا سیکلامن سرخسها دراسنا و انجیر حمله می کنند.با قطعات دهانی نسوج برگ را سوراخ کرده و از محل شیره نباتی گیاه را می مکند و لکه های نقره ای ایجاد می کنند.
۲/مگس سفید:در شرایط اب و هوایی مرطوب فعالیت می کند و در گلخانه یا سیلو مشاهده میشود روی شاه پسند درختی شمعدانی و سرخسها زندگی می کند.
۳/شپشکها:گونه های متعددی دارند که به گیاهان اپارتمانی صدمه میزند مانند سپردارسفید که سپر انها گرد و سفید است بر روی یوکا کاکتوس بسر می برند.سپردار قهوه ای روی نخل زینتی و کاملیا زندگی میکنند و شپشک نرم تن که دارای بدن نرم و بیضی شکل و فاقد سپر است و عسلک ترشح میکند و شپشک زیتون که کروی و سیاه رنگ است و در سطح پشتی سه خط برامده به شکل H دارد هر حشره 500-100 تخم زیر س÷ر می گذارد و شپشک اردالود و بالشک های مرکبات شپشکهای زیان اور دیگری هستند.
شته ها دارای بدن گلابی شکل می باشند که روی بدن شش جفت زائده به نام کورتیکول دیده میشود و ممکن است بالدار یا بدون بال باشند.از انواع شته به شته سبز داودی شته جالیز شته بادمحان اشاره کرد که در هوای ازاد روی گیاهان خارج از گلخانه و اپارتمان دیده میشود و در ماههای بهار و تابستان و پاییز فعالیت دارند و زمستان تخم می گذارند.فعالیت شته ها همراه با ترشح عسلک می باشد که موجب جذب مورچه ها میشوند.
کنه های نباتی:1/کنه دونقطه که این کنه کوچک و به رنگ سبز متمایل به زرد است که دو یا چهار نقطه سیاه رنگ روی شکم دارد و جانوران کاملا دارای 8 پا بوده و فاقد شاخک هستند.این کنه تار می تنند و در شرایط گلخانه در تمام سال فعال هستند.
اثار تغذیه انها به صورت نقاط سبز روشن یا زرد روشن در متن برگ است و در روی بنت قنسول امارلیس مارچوبه زینتی بگونیا داودی گلایل پامچال کاکتوس دیده شده است.
دیگری کنه سیکلامن که به رنگ سبز و زرد است و روی شمعدانی و بگونیا ایجاد خسارت می کند که به صورت تغییر شکل برگهاست.
طرق مختلف مبارزه با افات:
1/گیاهان الوده به افت را سمپاشی کنید و بعد به درون گلخانه ببرید.
2/گیاهان گلخانه را خارج گلخانه سمپاشی کنید و به این نکته توجه کنید که دشمنان طبیعی افات به مقدار زیادی کار افات را انجام می دهند.اگر هواستید گیاهانی را که در گلخانه هستند سمپاشی کنید از NOGOSو DOVP که 24 ساعت بعد بی اثر میشود استفاده نمایید.گاهی از بخار نیکوتین یا پیپرترین برای ضدعفونی گلخانه استفاده می کنند.حشرات مفید را جمع اوری و پس از سمپاشی رها می کنند.
برای ازبین بردن شپشکها از دیازینون 60درصد سوپراسید40 درصد مالاتیون یا کامت 5/1-1در هزار پودر قابل تعلیق 85 درصد استفاده نمود که نتیجه رضایت بخش است.
برای از بین بردن کنه حشره کشهایی هستند که روی کنه موثرند مانند متاسیستوکس،دیمکرون ،تپ،توگرس،نواکرون در صورتی که فقط کنه نباتی شدت داشته باشد می توان از زینب یا تب یا مروسید که روی سفیدک و دیگر بیماری های قارچی موثرند استفاده کرد.
کنترل بیولوژیکی آفات
کنترل بیولوژیک
- طبیعی؛
- کاربردی.
کنترل بیولوژیک پدیدهای طبیعی است که هدف آن تنظیم جمعیت موجودات میباشد. کنترل بیولوژیک ممکن است به صورت طبیعی یا با دخالت انسان اتفاق بیافتد، که به این نوع کنترل، کنترل بیولوژیک کاربردی اطلاق میشود.
کنترل بیولوژیک یا (Biological Control) شامل سه موضوع اصلی است:
1– انواع موجودات آفت هدف؛
2– انواع دشمنان طبیعی؛
3– روشهای بکارگیری دشمنان طبیعی
1- انواع موجودات آفت هدف
الف) بطور کلی حشرات مهمترین گروه از موجوداتی هستند که در برنامههای کنترل بیولوژیک به عنوان هدف مطرح بودهاند. آفات (حشرات) به دلیل ازدیاد، تنوع گونه و مهاجرت به نقاط جدید موجبات ورود حشرات شکارگر از مناطق دیگر را برای کنترلشان ایجاد کردهاند.
اما مهمترین راستهای که تعدادی از گونههای آن تحت کنترل بیولوژیک قرار گرفتهاند راسته (Hemiptera) میباشد.
در جلسات قبل گفته شده که راسته (Homoptera) در بر گیرنده شتهها، شپشکها، سفیدبالکها و پسیلها میباشند. همین حشرات هستند که در روی گیاهان زینتی جزء مهمترین آفات محسوب میشوند لذا امکان کنترل بیولوژیک آفات گیاهان زینتی بسیار زیاد است.
چرا بیشترین برنامه کنترل بیولوژیک برعلیه حشرات راسته (Homoptera) صورت می گیرد؟
بدلیل اینکه تعداد زیادی از گونههای راسته (Homoptera) به همراه گیاهان زینتی و محصولات کشاورزی از منطقه پراکنش بومی خود وارد منطقه جدیدی شدند که فاقد دشمنان طبیعی بودند. لذا برای مبارزه با این آفات، دشمنان طبیعی این حشرات نیز از منطقه پراکنش آنها به منطقه جدید وارد شدند تا تحت کنترل در آیند. در ضمن بسیاری از حشرات این راسته مانند شپشکها غیر متمرکز بوده بنابراین امکان کنترل بیولوژیک آنها فراهم است.
ب) گروه دیگری از حشرات مورد نظر در برنامههای کنترل بیولوژیک کنهها هستند. مخصوصاً سه خانواده (Eriophidae)، (Tarsonemidae) ،(Tetranychidae) جزء مهمترین کنههای گیاهخوار هستند که بر علیه آنها کنترل بیولوژیک انجام شده است.
ج) دسته دیگر این حشرات، حلزونها و رابها هستند که به آنها لیسَک نیز گفته میشود. برای کنترل بیولوژیک حلزونها و رابها کوششهایی انجام شده است ولی نتیجه بخش نبوده است.
د) گروه دیگری از موجودات مورد بحث، علفهای هرز هستند، بطور کلی ۱۱۶ گونه از علفهای هرز در ۳۲ خانواده با عنوان هدف برنامههای کنترل بیولوژیک تاکنون مطرح بودهاند که ۵۰ درصد آنها متعلق به سه خانواده Cactacea ، Mimosacea ، Asteraceae هستند.
ذ) علاوه بر اینها، بیماریهای گیاهی و مهرهداران هم میتوانند از اهداف برنامههای کنترل بیولوژیک باشند، حتی انسان میتواند در برنامههای کنترل بیولوژیک به عنوان یک هدف قلمداد شود.
2- انواع دشمنان طبیعی
مبحث دوم انواع موجوداتی هستند که برای کنترل بیولوژیک آفاتی که ذکر کردیم مورد استفاده قرار میگیرند.
الف) حشرات پارازیتوئید از عمومیترین دشمنان طبیعی آفات به شمار میآیند که در برنامههای کنترل بیولوژیک به روشهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرند. برنامههای کنترل بیولوژیک در مورد حشرات پارازیتوئید بیشتر دربارهی دو راسته (Hymenoptera) یا بالغشائیان و زنبورها یا (Diptera) میباشد.
در راسته (Hymenoptera)، زنبورهای بالا خانواده (Ichneumonoidae) و بخصوص دو خانواده (Braconidae) و(Ichneumonidae) دارای اهمیت بیشتری هستند.
در خانواده (Braconidae)، تمام گونههای زیر خانوادهی (Aphidiinae) بدون استثنا پارازیتوئید، شپشکها هستند و در برنامههای کنترل بیولوژیک آفات گلخانهای مورد استفاده قرار میگیرند.
از خانواده زنبورها، بالا خانواده (Chalcidoidea) از اهمیت فوقالعادهای برخوردارند. در این بالا خانواده، خانوادههای (Encyrtidae), (Pteromalidae), (Aphelinidae) و (Eulophidae) از مهمترین دشمنان طبیعی آفات گیاهان زینتی هستند.
گروه دیگری از پارازیتوئیدها، متعلق به راسته (Diptera) یا دو بالان خانواده (Tachinidae) فوقالعاده حائز اهمیت هستند.
ب) گروه دیگر از دشمنان طبیعی، حشرات شکارگر هستند که از انوع گونههای گیاهخوار تغذیه میکنند. مهمترین شکارگرها در راسته (Hemiptera) مثل خانواده(Anthocoridae) خانواده (Nabidae)در راسته (Coleoptera)خانواده (Coccinellidae) که به آنها کفشدوزکها اطلاق میشود و تعدادی دیگر از خانوادهها مثل خانواده (Carabidae) و در راسته بالتوریها خانواده (Chrysopidae) بخصوص بالتوری (Chrysoperla carnea) و در راسته (Diptera) خانوادههای(Syrphidae) و (Cecidomyiidae) از اهمیت ویژهای برخوردارند.
ج) گروه دیگر از عوامل بیماریزا، بندپایان هستند. مهمترین عوامل بیماریزای بندپایان مربوط به ویروسها، نماتدها، تک سلولیها، قارچها و باکتریها هستند.
در بین باکتریها، باکتریهای گونه(Bacillus) مانند (Bacillus Thuringiensis) (Bacillus anisopliae), sphaerieus) (Bacillus، از جمله باکتریهایی هستند که برای کنترل گروههای مختلفی از حشرات مورد استفاده قرار میگیرند.
در گروه ویروسها، شانزده خانواده از ویروسها با حشرات ارتباط دارند ولی خانواده (Baculoviridae)
دارای اهمیت بیشتری است و برای کنترل حشرات مورد استفاده قرار میگیرد.
اما دلیل اینکه ویروسها مانند باکتریها براحتی تولید نمیشوند چیست؟
ویروسها برای تولید مثل نیاز به جسم موجود زنده دارند، یعنی آنها در داخل موجود زنده تکثیر پیدا میکنند در حالیکه باکتریها براحتی بر روی مخمرها تکثیر میشوند. به همین دلیل استفاده از باکتریها در کنترل بیولوژیک حشرات توسعه یافته و کاربرد بیشتری دارد.
د) گروه دیگر از دشمنان طبیعی قارچها هستند بخصوص قارچهای خانواده (Entomophthoraceae) و زیر گروههای (Zygomycotina) و (Deutromycotina)که برای کنترل حشرات و گیاهان زینتی مخصوصاً گونهای به نام (Verticillium lecanii) مورد استفاده قرار میگیرد.
ذ) دسته دیگر از عوامل کنترل حشرات، تک سلولیها هستند، شاخههای (Apicomplexa) و (Microspora) از مهمترین تک سلولیها هستند که بر روی حشرات ایجاد بیماری میکنند. مخصوصاً تک سلولیهای جنس (Nosema) از اهمیت بیشتری برخوردارند. تعدادی از گونههای این جنس بصورت تجارتی تولید شدهاند و برای کنترل ملخها و آبدزدکها مورد استفاده قرار گرفتهاند.
ر) گروه دیگر از حشرات مورد استفاده در کنترل بیولوژیک، حشراتی هستند که از علفهای هرز تغذیه میکنند. در این بین خانوادههای (Chrysomelidae) و (Curcurlionidae)از راسته (Coleoptera) و (Pyralidae) از راسته (Lepidoptera)از اهمیت زیادی برخوردارند.
کنترل بیولوژیک شپشکها
کنترل بیولوژیک شپشکهای نرم تن
شپشکهای نرم تن متعلق به خانواده(Coccidae) میباشند. تعدادی از مهمترین گونههای این خانواده که در روی محصولات گلخانهای و گیاهان زینتی ایجاد خسارت می کنند عبارتند از :
۱ - hesperidum Coccus
۲ – Saissetia oleae
۳ - Saissetia coffeae
مهمترین پارازیتوئیدهای شپشکهای نرم تن متعلق به خانواده(Aphelinidae) و(Encyrtidae) هستند.
از خانواده (Encyrtidae) مهمترین گونه متعلق به جنس (Metaphycus) و (Encyrtus) هستند. جنس helvolus) (Metaphycus در کشور ایران وجود دارد و به عنوان یکی از عوامل کنترل بیولوژیک تکثیر و در گلخانهها و در روی گیاهان زینتی رهاسازی میشود که میتواند شپشکهای نرم تن را تحت کنترل در بیاورد.
گونه دیگری که در کنترل بیولوژیک مورد استفاده هستند زنبورهایی به طول ۲ میلیمتر میباشند که مراحل مختلف پورگی شپشکهای نرم تن را پارازیته میکنند. در این گونه، حشرات ماده زرد رنگ و حشرات نر تا حدودی تیره تر هستند.
هر حشره ماده در طول روز ۵ شپشک ماده را پارازیته میکند و چندین برابر این تعداد را از طریق تغذیه از بین میبرد. در حقیقت زنبورها هم شکارگر هستند و هم پارازیتوئید.
رشد کامل حشرات در ۳۰ درجه سانتیگراد حدود 11 روز و 18 درجه سانتیگراد حدود 33 روز به طول میانجامد.
از خانواده (Encyrtus) به گونهای بنام (Encyrtus lecaniorum) وجود دارد که نوعی زنبور پارازیتوئید است و برای کنترل شپشکهای نرم تن در گلخانهها رهاسازی میشود. در خانواده (Aphelinidae) مهمترین شپشکهای نرم تن پارازیتوئید متعلق به گونه (Coccophogus) هستند. از این گونه(Coccophagus lycimnia) گونهای است که در ایران نیز وجود دارد. این گونه تقریباً در تمام نقاط دنیا پراکنده میباشد، و برای کنترل بیولوژیک بعضی شپشکهای نرم تن مورد استفاده قرار میگیرد.
آیا هر یک از این زنبورهای ذکر شده بر علیه نوع خاصی از شپشکها کاربرد دارد؟
خیر، از آنجا که هیچکدام از این زنبورها مونوفاژ (Monophage) نیستند، و صرفاً از گونهای خاص از شپشکها تغذیه میکنند در محیطهای گلخانهای که تعداد آفات مشخص است تمرکز پیدا میکنند.
گروه دیگر از شپشکهایی که بر روی گیاهان زینتی و گلخانهای فعال هستند، شپشکهای آردآلود میباشند. این گروه متعلق به خانواده (Pseudococcidae) هستند. تعدادی از مهمترین شپشکهای این خانواده بر روی گیاهان زینتی عبارتند از :
۱ – Pseudococcus citri
۲ – adonidum Pseudococcus
۳ – Pseudococcus obscorus
مهمترین دشمنان طبیعی این شپشکها، کفشدوزکهای خانواده (Coccinellidae) مخصوصاً گونهای بنام (Cryptolaemus montrouzieri) است که این گونه درایران بصورت تجارتی تولید میشود و برای کنترل شپشکهای نرم تن، بخصوص در شمال کشور کاربرد دارد. طول این کفشدوزک در حدود چهار تا پنج میلی متر استو بدنی قهوهای و سری نارنجی رنگ دارد. این حشرات بعد از پنج روز از آغاز جفتگیری، شروع به تخمگذاری میکنند. کفشدوزکهای ماده تخم خود را در داخل جوانه های گیاهان مخصوصا در داخل توده های تخم شپشک های آرد آلود قرار می دهند و در مدت عمر خود قادر هستند حدود ۵۰۰ تخم شپشک های آرد آلود را مورد تغذیه قرار بدهند. لارو و حشرات کامل کفشدوزکها از مراحل مختلف شپشک های آرد آلود تغذیه می کنند. اما حشرات کامل برای تغذیه ترجیحا از تخم و لاروهای سنین اولیه و لاروهایی که به رشد کامل رسیده اند و همچنین مراحل مختلف رشدی شپشک های آرد آلود تغذیه می کنند.
کفشدوزکهای (Cryptolaemus montrouzieri) گونهای پلیفاژ(Polyphage) هستند، علاوه بر شپشکهای آردآلود از شپشکهای نرم تن (Coccidae) نیز تغذیه میکنند.
در دمای ۲۱ درجه سانتیگراد هر لارو این حشرات حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ پوره سنی 3-2 شپشکهای آردآلود را مورد تغذیه قرار میدهند تا به رشد کامل برسند.
درجه حرارت تاثیر فوقالعاده زیادی بر سیکل زندگی و دوره رشدی این کفشدوزکها دارد. به عنوان مثال در ۳۰ درجه سانتیگراد، مدت زمان لازم برای رشد کامل این حشرات حدود ۲۵ روز میباشد اما در 18 درجه سانتیگراد این مدت به ۷۲ روز افزایش مییابد.
حداکثر کارآیی این کفشدوزکها در چه شرایطی میباشد؟ در دمای بالای ۳۲ درجه سانتیگراد و زیر ۱۶ درجه سانتیگراد این حشرات فاقد توانایی تولید مثل (غیرفعال) هستند. بهترین دما برای فعالیت این کفشدوزکها ۲۸ درجه سانتیگراد میباشد.
گروه دیگر از دشمنان طبیعی شپشکهای آردآلود زنبورهای پارازیتوئید، مخصوصاًً خانواده (Encyrtidae) میباشند.
گونهای از این خانواده زنبورهایی با نام (Leptomastix dactylopii) هستند که طول بدن آنها 2 میلیمتر است و تخمشان را در داخل بدن پورههای سنین مختلف شپشکها قرار میدهند. این زنبورها در واقع یک پارازیتوئید داخلی یا(Endoparasitoid) هستند. تخم این حشرات پس از قرار گرفتن در داخل بدن شپشکهای آردآلود تفریغ میشوند و لارو آنها محتویات بدن شپشک آردآلود را مورد تغذیه قرار میدهد و نهایتا ًً در داخل بدن شپشک تبدیل به شفیره میگردند. شفیره این حشرات پس از مدتی تبدیل به حشره کامل گشته و حشره کامل از طریق سوراخی که در پوسته شپشک آردآلود ایجاد میکند از آن خارج میگردد.
زنبور دیگری که برای کنترل بیولوژیک شپشکها مورد استفاده قرار میگیرد، زنبوری بنام (Anagyrus pseudcocci) از خانواده (Leptomastix dactylopii) است. طول دورهی زندگی این زنبور کوتاه است.
زنبورهای ماده این گونه به رنگ قهوهای و شاخک آنها سفید است. این زنبورها به طور انبوه تکثیر میشوند و در محیطهای گلخانهای رهاسازی میشوند و بخوبی میتوانند آفات را تحت کنترل درآورند.
کنترل بیولوژیک آفات در گلخانه، نسبت به کنترل بیولوژیک آنها در محیطهای طبیعی کاملاًً قابل دسترسی میباشد. بنابراین استفاده از سموم در محیطهای گلخانهای و بر روی گیاهان زینتی لازم نیست، بلکه با استفاده از دشمنان طبیعی در محیطهای گلخانهای مبارزه با آفات انجام میگیرد.
کنترل بیولوژیک شته ها
شته ها
شته ها متعلق به خانواده آفیدیده (Aphididae) هستند و تعدادی از آنها از مهمترین آفات محصولات گلخانهای محسوب میشوند. مهمترین دشمنان طبیعی شتهها زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفی دیئیده(Aphidiidae) هستند که در برخی از منابع بعنوان زیر خانوادهها آفیدئینه (Aphidiinae) از خانواده براکونیده (Braconidae) ذکر میشود. در این خانوادهها تعدادی از گونهها از جنسهای مختلف مانند زنبورهای جنس پروان(Proan) ، لایزیفلبوس(Lysiphlebus) ، افدروس (Ephedrus) و تریاکسیس (Trioxys) وجود دارند که صرفاً پارازیتوئید گونههای مختلف شتهها هستند.
بطور کلی زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفیدیده به طول حدود 2 تا 3 میلیمتر و عموماً به رنگ سیاه هستند. این زنبورها بعد از جفت گیری تخمشان را در داخل بدن شتهها قرار میدهند و بصورت ایندو پارازیتوئید یا پارازیتوئید داخلی لاروهایشان در داخل بدن شتهها رشد و نمو میکنند تا اینکه به مرحله حشره کامل برسند. بعد از رشد و نمو کامل لارو در داخل بدن شتهو تبدیل به شفیره، بدن شته بصورت مومیایی و به رنگ زرد تا قهوهای بنظر میرسد. درحالیکه بدن شتههای دیگر پارازیته شده توسط برخی از زنبورهای پارازیتوئید به رنگ سیاه درمیآید. همچنین زنبور کامل همانند زنبورهای پارازیتوئید شپشکها بعد از رشد و نمو کامل لارو با ایجاد یک سوراخ در پوست بدن شته، از آن خارج میشود. بطور کلی در شرایط معمولی و دمای حدود 25 تا 30 درجه سانتیگراد، مرحله زندگی این زنبورها حدود 15 تا 20 روز به طول میانجامد.
خانواده آفلینیده (Aphelinidae) از دیگر زنبورهای پارازیتوئید شتهها هستند که از نظر اندازه کوچکتر از زنبورهای خانواده آفیدئیده هستند و طول بدنشان عموماً حدود یک میلیمتر است. در این خانواده گونههای آفلینوس (Aphelinus) و آفلینوس آسیکیس (Aphelinus asychis) از پارازیتوئیدهای شتهها محسوب میشوند و از نظر بیولوژیک بسیار شبیه به زنبورهای خانواده آفیدئیده میباشند. با این تفاوت که بعضی از گونههای زنبورهای خانواده آفیلینیده (Aphelinidae) اِکتوپارازیتوئید هستند یعنی تخمشان را روی بدن شتهها قرار میدهند تا لاروشان بصورت خارجی از بدن شتهها تغذیه کنند.
گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، شکارگرها هستند. در بین آنها پشهای از خانوادهسسیدومیئیده (Cecidomyiidae) به نام آفیدولتسآفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهمترین شکارگرهای شتهها است که در شرایط گلخانهای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی میشود. طول بدن این پشه حدود 2 میلیمتر است و در جنس ماده شاخکها کوتاه است. نرها دارای شاخکهای بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شتهها ترشح میشود که در واقع شیره گیاهی تغذیه میکنند و تخمهایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شتهها قرار میدهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شتهها میکنند.
گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، شکارگرها هستند. در بین آنها پشهای از خانوادهسسیدومیئیده (Cecidomyiidae) به نام آفیدولتسآفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهمترین شکارگرهای شتهها است که در شرایط گلخانهای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی میشود. طول بدن این پشه حدود 2 میلیمتر است و در جنس ماده شاخکها کوتاه است. نرها دارای شاخکهای بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شتهها ترشح میشود که در واقع شیره گیاهی تغذیه میکنند و تخمهایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شتهها قرار میدهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شتهها میکنند.
طول بدن لارو سن اول در حدود 3/0 میلیمتر و لاروهای کامل حدود دو تا سه میلیمتر هستند. لاروهای اولیه از پورهسنین اول شتهها و لاروهای کامل از کلیه مراحل مختلف شتهها تغذیه میکنند. مرحله جنینی آنها حدود 2 تا 3 روز طول میکشد و بطور کلی این پشهها حدود 60 گونه از شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند، به عبارت دیگر پلیفاژ(Polyphage)هستند.
از دیگر شکارگرها که برای کنترل شتهها مورد استفاده قرار میگیرند بالتوریهای خانواده کرایزوپیده (Chrysopidae) مخصوصاً گونهای بنام کرایزوپرلاکارنئا(Chrysoperla carnea) است. این گونه تخمهایش را که دارای ساقهای بوده، در زیر یا روی سطح برگ گیاهان قرار میدهد و بعد از آنکه لاروها خارج شدند با قطعات دهانی مکنده خودشان به تغذیه از شتهها میپردازند. (بر خلاف کفشدوزکها که تمام بدن شته را مورد تغذیه قرار میدهند این بالتوریها با قطعات دهانی مکنده خودشان محتویات بدن شته ها را مورد تغذیه قرار میدهند و پوست یا جسد آنها را استفاده نمیکنند.)
سپس در زیر برگ گیاهان در داخل یک پیله ابریشمی تبدیل به شفیره میشوند که بعد از سپری شدن مرحله شفیرگی که ممکن است حدود یک تا دو هفته طول بکشد حشرات کامل ظاهر میشوند.
از دیگر دشمنان طبیعی شته ها، سنهای خانواده آنتوکوریده (Anthocoridae)هستند. سنها از راسته همیپترا مخصوصاً گونههایی از جنس اوریوس (Orius) مانند اوریوس ایندیسیوس(Orius indisiosus) از شتهها در گلخانهها و روی گیاهان زینتی تغذیه میکنند.
این سنها هم مانند بالتوریها دارای قطعات دهانی زننده مکنده هستند و خرطوم و استایلِتهای مربوط به آروارههای بالا و پایین خود را داخل بدن شتهها فرو میکنند و محتویات و مایع بدن شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند.
از دیگر دشمنان طبیعی شته ها که احتمالاً اکثر مردم آنها را در طبیعت مشاهده کردهاند کفشدوزکها هستند. گونههایی از کفشدوزکها مانند کفشدوزک هفت نقطهای ککسینلا سپتمپونکتاتا (Coccinella septempunctata) و هیپودامیا وریهگاتا (Hyppodamia variegata) هم در مرحله لاروی و هم در مرحله حشره کامل از شتهها تغذیه میکنند و از عوامل مهم کنترل بیولوژیک شتهها هستند.
عموماً کفشدوزکها طیف وسیعی از شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند و از یک گونه خاص از شتهها تغذیه نمیکنند. اگر در محیط گلخانهای فقط 2 یا 3 نوع کفشدوزک رها شود تمام شتهها را از بین میبرند. بطوریکه کفشدوزک 7 نقطهای حدود 50 نوع شته را تغذیه میکند یا به عبارت دیگر پلیفاژ است.
گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، قارچها هستند. قارچ ورتیسیلیوم لیکانی(Verticilium lecanii) به عنوان یکی از عوامل مهم کنترل بیولوژیک شته ها بصورت تجارتی تکثیر میشود و مورد استفاده قرار میگیرد. اسپورهای این قارچ در محیطهای گلخانهای میباشند و بعد از اینکه اسپورها در محیط مرطوب جوانه میزنند مسیلیومهایشان وارد بدن شته ها شده که باعث از بین رفتن آنها میشود.
کنترل بیولوژیک سفید با لکها و کنه ها
سفید بالکها متعلق به خانواده آلیرودیده (Aleyrodidae) میباشند که حداقل سه گونه از آنها در کشور ما از اهمیت فوقالعاده زیادی برخوردارند و عبارتند از:
1. سفید بالک گلخانه (Trialeurodes vaporariorum)
2. بِمیسیا تاباسی (Bemisia tabaci)
3. بِمیسیا اورجنتیفولی (Bemisia orgentifolii)
دو گونه اخیر عمدتاً در شرایط مزرعهای و صحرایی از آفات مهم گیاهان بویژه پنبه هستند ولی بدلیل وسیع بودن طیف میزبانی آنها در روی گیاهان زینتی و محصولات گلخانهای نیز فعالیت میکنند. سفید بالک گلخانه با شرایط گلخانهای تکامل و سازش پیدا کرده و یکی از آفات مهم و کلیدی محصولات گلخانهای است.
این آفات تخمهایشان را از طریق ساقه بسیار کوتاهی داخل بافت گیاهان قرار میدهند. بعد از اینکه تخم تفریغ شد و لاروها خارج شدند، با قطعات دهانی زننده مکنده خود شروع به تغذیه از شیره گیاهی میکنند و باعث زرد شدن و در جمعیتهای بالا باعث ریزش و خشک شدن برگ گیاهان میشوند.
از مهمترین پارازیتوئید آفات محصولات گلخانهای، میتوان به زنبورهای خانواده آفلینیده (Aphelinidae) اشاره کرد. در این خانواده گونههای مختلف جنس اِنکارسیا (Encarsia) از دشمنان طبیعی و مهم این آفات هستند. در بین گونههای جنس اِنکارسیا گونهای به نام انکارسیا فورمازا (Encarsia formosa)انتشار جهانی دارد و به عنوان یک فرآورده بیولوژیک و دشمن طبیعی تکثیر شده، و برای کنترل سفیدبالکها در شرایط گلخانهای رها سازی میشود.
طول بدن این زنبور حدود یک میلیمتر بوده و قسمت قفسه سینه آن سیاه رنگ و شکمش زرد رنگ است، تخم خود را در داخل بدن پورههای سنین مختلف (Trialeurodes) قرار میدهد و بجز حشره کامل بقیه مراحل رشدی آن در داخل بدن میزبان سپری میشود. بعد از کامل شده حشره، زنبور بالغ از طریق جویدن پوسته بدن میزبان از آن خارج میشود.
زنبور انکارسیا فورمازا را بر روی میزبان طبیعی یعنی سفید بالک گلخانهای و بر روی گیاه توتون بصورت انبوه تکثیر کردهاند. گاهی بر روی یک برگ توتون میتوان هزار عدد از این زنبور را تکثیر و در گلخانهرها سازی کرد، تولید نتاج نر در این زنبور بسیار نادر و کم است.
در تعدادی از زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفلینیده (Aphelinidae) مخصوصاً گونههای جنس انکارسیا (Encarsia) مانند انکارسیا فورموزا و انکارسیا لوتهآ (Encarsia lutea) تولید نتایج نر از طریق هیپر پارازیتیسم (Hyper parasitism) یا اتو پارازیتسم (Auto parasitism) است . هیپر پارازیتیسم به پدیدهای گفته میشود که یک پارازیتوئید، پارازیتوئید دیگر را پارازیته میکند، در اتو پارازیتیسم یک پارازیتوئید نتاج خودش را پارازیته میکند.
در تعدادی از زنبورهای خانواده آفلینیده، پدیده اتو پارازیتیسم دیده میشود یعنی تولید نتاج نر از طریق پارازیته کردن نتایج مادهی گونه خودش بوجود میآید.
در شرایط گلخانهای طول عمر زنبورهای ماده در دمای 18 تا 30 درجه سانتیگراد حدود 27 الی 30 روز است، بنابراین طول عمر زنبورهای کامل بشدت تحت تأثیر دما است.
تعداد تخمهایی که هر حشره ماده میگذارد. بین 50 تا 350 عدد متغیر است و عوامل مختلفی از جمله ساختمان سطح برگ گیاهان در میزان کارآیی این زنبورها فوقالعاده مؤثر است. این زنبورها بر روی گیاهانی که سطح برگهایشان کرکدار است از کارآیی خوبی برخوردار نیستند. در کشورهای اروپایی و آمریکایی این زنبورها به فراوانی تکثیر میشوند و برای کنترل بیولوژیک مگسهای سفید یا سفید بالکها مورد استفاده قرار میگیرند. در سال 1994 در سطحی حدود چهار هزار هکتار در کشورهای آمریکایی و اروپایی از این زنبورها برای کنترل بیولوژیک سفید بالکها استفاده شد.
از دیگر عوامل کنترل سفید بالکها قارچهای ورتیسیلیوم لکانئی (Verticilium lecanii) و آشرسونیا آلیرودیس (Aschersonia aleyrodis) هستند. بعضی از فرآوردههای قارچ ورتیسیلیوم لکانئی مثل ورتالک (Vertalec) برای کنترل شتهها مورد استفاده قرار میگیرد و فرآوردههای دیگر آن مانند مایکوتال (Mycotal) برای کنترل سفید بالکها بکار میرود.
قارچ آشرسونیا آلیرودیس در روی حشرات کامل و تخمهای بمیسیا تاباسی (Bemisia tabaci) و تریالئورودیس وپاراریوروم (Trialeurodes vaporariorum) عموماً ایجاد خسارت نمیکند بلکه فقط مراحل پورگی این آفات را مورد حمله قرار میدهد. و در محیطهایی که تخم این قارچ پاشیده نشده است، نمیتواند گسترش پیدا کند. برخلاف قارچ ورتیسیلیوم لکانئی که میتواند در سطح برگ گیاهان گسترش یابد این گونه نمیتواند پراکنش خودش را افزایش بدهد.
از دیگر دشمنان طبیعی سفید بالکها میتوان به کفشدوزکها اشاره نمود که بعضی از گونههای آنها برای کنترل این آفات مورد استفاده قرار گرفتهاند . از جمله گونه این کفشدوزکها دلفاستوس پوسیلوس (Delphastus pusilus) است که از دشمنان طبیعی مهم این آفات بشمار میرود.
مبحث کنترل بیولوژیک کنههای تارتن
از کنههای تارتن متعلق به خانواده تترانیکیده (Tetranychidae) گونه تترانیکوس اورتیکه (Tetranychus urticae) از مهمترین آفات محصولات گلخانهای است که تخمهایش را در سطح گیاهان قرار میدهد و بعد از اینکه تخمها تفریغ و پورهها خارج میشوند با کلیسرهایشان شروع به تغذیه از شیره گیاهی میکنند و در نتیجه به گیاه خسارت وارد میکنند.
یکی از مهمترین دشمنان طبیعی این کنهها فیتوزئولوس پرسیمیلیس (Phytoseiulus persimilis) است که پرداتور (Predator) یا شکارگر بوده و برای کنترل بیولوژیک کنههای تارتن در بسیاری از نقاط دنیا مورد استفاده قرار گرفته است. در سال 1960 این کنه را از روی یک محموله گل ارکیده که از شیلی به آلمان وارد شده بود شناسایی کردند. سپس به روشهای تکثیر انبوه آن مبادرت ورزیدند و سرانجام در سال 1994 در سطحی معادل حدود هشت هزار هکتار از این کنه پرداتور برای کنترل کنههای تارتن استفاده کردند. این شکارگرها را میتوان براحتی بر روی کنه تارتن و روی لوبیا پرورش داد.
کنترل بیولوژیک مگس های مینور و پروانهها
مگسهای مینوز
مگسهای مینوز از جمله آفات مهم محصولات گلخانهای و گیاهای زینتی هستند. مگسها متعلق به خانواده آگرومایزید (Agromyzidae) هستند.
تعدادی از مهمترین گونههای (Agromyzidae) عبارتند از :
1)Liriomyza trifolii
2)Liriomyza sativae
3)Liriomyza bryoniae
در ایران این گونهها جزء آفات مهم محصولات گلخانهای و گیاهان زینتی هستند. این مگس به طول حدود 2 تا 3 میلی متر به رنگ سیاه و دارای لکههای زرد رنگ در روی بدنشان هستند. حشرات کامل با فرو کردن تخمریز خود به داخل بافت گیاه از ترشحات گیاهی تغذیه می کنند. محل فرو کردن تخمریز عموماً بصورت لکههای زرد رنگی در سطح برگ گیاهان دیده میشود.
بعد از قرار گرفتن تخم در بافت گیاهی، لارو خارج شده از بافت ایجاد گالریها یا تونلهایی مارپیچ در سطح برگ گیاهان میکند. ضخامت این گالریها با افزایش اندازه لارو افزایش پیدا میکند.
از مهمترین دشمنان طبیعی این آفات، زنبورهای پارازیتوئید هستند که بصورت پارازیتوئید داخلی یا ایندوپارازیتوئید و پارازیتوئید خارجی یا اِگزوپارازیتوئید از لاروهای این آفات تغذیه میکنند.
از مهمترین پارازیتوئیدها میتوان به گونههایی مثل اپیوس پالیدوسOpius pallidus) ) و داکنوزا سیبریکا (Dacnusa sibrica) که پارازیتوئید داخلی هستند و گونه دیگری بنام دیگلیفوس ایسئا (Diglyphus isaea) که پارازیتوئید خارجی است اشاره کرد.
پارازیتوئیدهای داخلی تخمشان را در داخل بدن لارو میزبان قرار میدهند و حشرات کامل از داخل شفیره میزبان خارج می شوند. بدین صورت که مراحل رشد و نمو لارو پارازیتوئید در داخل بدن لارو میزبان طی میشود و وقتی که آفت به مرحله شفیرگی رسید میزبان را میکشد و از داخل شفیره میزبان خارج میشود.
پارازیتوئیدهای خارجی تخمشان را در مجاورت لارو میزبان در داخل بافت گیاه قرار میدهند. ولی قبل از تخمگذاری تخمریزشان را به داخل بدن لارو میزبان فرو میکنند و باعث فلج شدن او میشوند، سپس تخمشان را در کنار بدن لارو میزبان در داخل بافت گیاه قرار میدهند. بعد از مدت حدود 2 روز لارو خارج میشود و چون لارو میزبان فلج است، نمیتواند از محل تخم میزبان دور شود و لارو پارازیتوئید بعد از خروج از تخم شروع به تغذیه از لارو آفت میکند.
زنبورهای واکتورایسبریکا وOpius pallidus) ) از خانواده براکونیده پارازیتوئید خارجی هستند. این زنبورها تخمهایشان را در داخل بدن لارو میزبان که در داخل بافت گیاهی است قرار میدهند.
با توجه با اینکه این لاروها در داخل برگ هستند زنبورها چطور آنها را پیدا می کنند؟
زنبورهای پارازیتوئید بوسیلهی اندامهای حسی (شاخکها و تخمریز) میزبان را پیدا میکنند. تعدادی از طریق تخمریز، و تعدادی از پارازیتوئیدها از طریق شاخک میزبان را پیدا میکنند. این زنبورها از طریق شاخک که همانند رادار عمل میکند در سطح برگ گیاهان جستجو میکنند و بافتی را که دارای لارو است را مشخص کرده و سپس لارو میزبانشان را پارازیته میکنند.
طول عمر حشرات کامل حدود دو هفته است و حدود 90 تخم را در طی این مدت در داخل بدن لاروهای میزبان قرار میدهند.
نبور دیگری که بعنوان دشمن طبیعی مهم این گروه از آفات مطرح است دیگلیفوس ایسئا (Diglyphus isaea) است که یک پارازیتوئید خارجی میباشد که تخم خودش را در مجاورت لارو میزبان قرار میدهد. بعد از حدود دو روز تخم تفریغ میشود و در مدت حدود 6 روز مراحل لاروی این زنبور کامل میشود و دوره شفیرگی آن حدود 9 روز طول میکشد، سپس برگ گیاه را سوراخ کرده و از آن خارج میشود.
بطور کلی در سالهای اخیر توجه زیادی به کنترل بیولوژیک مگسهای مینوز خانوادههای آگرومایزیده Agromyzidae)) شده است. مخصوصاً در کشورهای اروپایی که آفات محصولات گلخانهای را با فرآوردههای بیولوژیک کنترل میکنند. این آفات را در سالهای اخیر بوسیله دشمنان طبیعی تحت کنترل در آوردهاند. البته تولید دشمنان طبیعی این گروه از آفات نسبتاً مشکل است و هزینه بیشتری در مقایسه با تولید دشمنان طبیعی، آفاتی مثل کنه دو نقطهای و سفید بالکها دارد.
پروانهها
گروه دیگری از آفاتی که گاهی بعنوان آفات مهم در گلخانهها و بر روی محصولات زینتی جلوهگر میشوند پروانهها هستند. مخصوصاً تعدادی از گونههای پروانههای خانواده نوکتوئیده (Noctuidae). از گونههای مهم این خانواده میتوان به گونههایی مثل مامسترا براسیکه (Mamestra braccicae)، اوتوگرافا گاما (Autographa gamma)، نوکتوا پرونوبا (Noctua pronuba) و گونههای دیگری مثل اسپودوپترا لیترالیس Spodoptera lituralis)) و هلییونتیس آرمیژرا (Helionthis armigera) اشاره کرد. این پروانهها مثل بسیاری دیگر از پروانهها، تخمشان را روی برگ گیاهان قرار میدهند، و بعد از اینکه لارو خارج میشود بوسیله قطعات دهانی سائیده شروع به تغذیه از برگ و سایر قسمتهای گیاه میکنند. بعد از تکمیل دوره لاروی در داخل خاک تبدیل به شفیره میشوند.
برای کنترل بیولوژیک پروانهها عموماً از باکتریها استفاده میشود. در این بین باکتری باسیلوس تورنژنسیس (Bacillus thuringiensis) مهمترین نقش را در کنترل بیولوژیک پروانهها دارد.
فرآوردههای مختلفی از این باکتری تولید شده که هر یک بر روی گروههای مختلفی از حشرات مؤثر واقع شدهاند. حشرات و از جمله لارو پروانهها وقتی که توکسینهای این باکتری را مورد تغذیه قرار میدهند قطعات دهانی و نیز دستگاه گوارش آنها را فلج میکنند و باکتری در مدت حدود 48 ساعت میزبانش (پروانه) را از بین میبرد.
همچنین گروههای دیگری از این باکتری وجود دارند که برای کنترل گروههای دیگری از حشرات مورد استفاده قرار میگیرند.
تولید این باکتریها به چه صورت انجام میشود؟
باکتریها عموماً براحتی در محیطهای کشت تخمیری پرورش داده میشوند و در جمعیتهای انبوه برای کنترل آفات مختلف مورد استفاده قرار میگیرند.
اگر خود باکتری برای کنترل بیولوژیک مورد استفاده قرار گیرد بعنوان یک خطر بالقوه محسوب میشود زیرا میتواند انواع حشرات اعم از حشرات مضر یا مفید را از بین ببرد.
تکثیر و رها سازی دشمنان طبیعی
مراحل تکثیر و رهاسازی دشمنان طبیعی در مواردی انجام میشود که
- دشمن طبیعی وجود نداشته باشد؛
- جمعیت آنها کم باشد؛
- ظهور آنها با تاخیر صورت گیرد.
تکثیر و رها سازی دشمنان طبیعی در شرایطی انجام میشود که استقرار دائمی دشمن طبیعی امکانپذیر نیست و بهترین شاخص این موضوع شرایط گلخانهای است. در گلخانهها بعد از برداشت محصول، گیاه به همراه آفت و دشمنان طبیعی خود، از گلخانه خارج می شود. در فصل بعد که گیاه دیگری کشت میشود نیازمند رهاسازی دوباره دشمنان طبیعی است.
پرورش و تکثیر دشمنان طبیعی
پرورش و تکثیر دشمنان طبیعی شامل مراحل مختلفی است:
انتخاب دشمن طبیعی؛ دشمنان طبیعی از نظر توانایی کنترل با هم متفاوتند که این تفاوت به دلیل اختلاف در خصوصیات زیستی آنها است. از جمله این خصوصیات میتوان به قدرت باروری، قدرت جستجو و فاکتورهای دیگر نیز اشاره کرد.
1) کیفیت دشمنان طبیعی؛ دشمنان طبیعی مورد استفاده برای تکثیر و رهاسازی باید عاری از بیماری و هیپرپارازیتوئیدها باشند. دشمن طبیعی انتخاب شده برای تکثیر باید دارای کیفیت مناسب باشد. جمعیت موسس انتخاب شده، برای برنامه تکثیر باید یک جمعیت سالم و قوی باشد همچنین حفظ کیفیت دشمنان طبیعی در طی سالیان متمادی نیز از اهمیت فوقالعاده زیادی برخوردار است. زیرا ورود دشمنان طبیعی به محیط بسته در واقع جمعیت آنها را از یک جمعیت باز به یک جمعیت بسته تبدیل میکند که با گذشت چند سال احتمال کاهش تنوع ژنتیکی و هم چنین زوال ژنتیکی وجود دارد. به همین دلیل القا ژن به داخل جمعیت بصورت مرتب ضروری مینماید.
چگونگی القا ژن: معمولاً در برنامههای تکثیر بطور مرتب از جمعیتهای وحشی گونه، به جمعیتهای پرورشی اضافه میشود تا از کاهش تنوع ژنتیکی جلوگیری شود.
2) هزینه پرورش دشمنان طبیعی؛ برای موفقیت و توسعه کنترل بیولوژیک باید دشمنان طبیعی پرورش داده شده قدرت رقابت اقتصادی با سایر روشهای کنترل آفات بویژه مبارزه شیمیایی را داشته باشند.
تعدادی از دشمنان طبیعی براحتی بر روی میزبان طبیعی خود پرورش داده میشوند. برای مثال کنه فیتوزیولوس پرسیمیلس (Phytoseiulus persimilis) براحتی بر روی تترا نیکوسلتیکه و گیاه لوبیا پرورش داده میشود. نمونه دیگر انکارسیا فورموزا (Encarsia formosa) است که بر روی (Trialearodes vaporariorum) به سادگی تکثیر مییابد.
ولی در مورد بعضی از دشمنان طبیعی سیستمهای طبیعی خیلی پر هزینه هستند. در سالهای اخیر توجه زیادی به پرورش دشمنان طبیعی آفات گلخانهای بر روی میزبانهای مصنوعی انجام گرفته است. البته زمانی خواهد رسید که مبارزه بیولوژیک با مبارزه شیمیایی رقابت کند. کنترل بیولوژیک سه نوع مختلف دارد. در کنترل بیولوژیک کلاسیک یک دشمن طبیعی را در منطقهای رهاسازی میکنند که برای همیشه مستقر میشود و جمعیت آفت را تحت کنترل در میآورد .در این مورد هزینه خیلی ناچیز است اما سود بالایی دارد. به این صورت که هزینه روشهای کنترل بیولوژیک حدود یک پنجاهم مبارزه شیمیایی درمیآید.
3) ذخیره سازی و حمل و نقل دشمنان طبیعی؛ دشمنان طبیعی فقط در چند ماه از سال خریدار دارند. در حالیکه در طول سال باید جریان تولید دشمنان طبیعی حفظ شود. زمانی که تقاضا برای دشمن طبیعی وجود ندارد باید دشمن طبیعی را ذخیره نمود.
در مورد بعضی از دشمنان طبیعی بررسیهایی تاکنون انجام شده. مثلاً در مورد پشه آفیدولتوس آفیدومیزا (Aphidoletes aphidomyza) ثابت شده است که در دمای حدود یک درجه سانتیگراد تا مدت دو ماه حفظ میشود. همچنین بال توری معمولی کریزوپرلا کارنئا (Chrysoperla carnea)، که برای کنترل بیولوژیک شتهها مورد استفاده قرار می گیرد، را میتوان حدود 31 هفته ذخیره سازی کرد.
4) روشهای کاربرد دشمنان طبیعی؛ زمان و نحوهی رهاسازی دشمنان طبیعی در کارآیی و موفقیت آنها بسیار موثر است.
روشهای کاربرد در مورد گونههای مختلف دشمنان طبیعی بسیار متفاوت است. بعنوان مثال زنبور انکار سیافورموزا را بر روی کارتهایی میچسبانند. بر روی هر کارت تعداد زیادی از شفیرههای آفت وجود دارد که پارازتیه است و داخل گلخانهها به نهالها و گیاهان زینتی آویزان میکنند. زنبورهای پارازیتوئید که خارج میشوند شروع به پارازتیه کردن میزبان خودشان میکنند. در صورتیکه بعضی از دشمنان طبیعی بوسیله هواپیما رهاسازی میشوند.
5) ارزیابی فرآورده بیولوژیک یا دشمنان طبیعی؛ برای اطمینان از کاهش جمعیت آفت به پایینتر از سطح زیان اقتصادی ارزیابی دشمنان طبیعی ضروری است. این ارزیابی میتواند از طریق مقایسه میزان پارازیتیسم در شرایطی که دشمن طبیعی را رهاسازی کردیم، با شرایطی که دشمن طبیعی وجود ندارد، انجام شود. از طریق مقایسه میزان پارازیتیسم میتوان میزان کارآیی دشمن طبیعی را سنجید. همچنین از طریق شمارش تعداد آفات در یک واحد سطح معین، در محلی که دشمن طبیعی استفاده شده و در محلی که دشمن طبیعی وجود ندارد نیز این کار میسر میشود.
بیخطر بودن دشمنان طبیعی، دشمنان طبیعی رهاسازی شده باید سایر موجودات مفید را مورد حمله قرار ندهند
...
حشرات مضر
۱- حشراتي که از گياهان تغذيه ميکنند؛
۲- حشراتي که از فرآوردههاي انباري تغذيه ميکنند؛
۳- حشراتي که انسان و ساير جانوران را مورد حمله قرار ميدهند.
حال به شرح هر يك از اين سه گروه ميپردازيم.
1- حشراتي که از گياهان تغذيه ميکنند
الف) حشراتي که از گياهان تغذيه ميکنند ممکن است بصورت مستقيم به گياه خسارت وارد كنند. مثل ملخها، لارو پروانهها و سوسكها كه مستقيماً از بخشهاي مختلف گياه تغذيه ميكنند اعم از برگ، گل، ميوه و چوب.
ب) ايجاد خسارت از طريق تخم گذاري است، بعضي از حشرات مخصوصاً زنجركهاي خانواده سيکاديده (Cicadidae ) و زنجرکهاي خانواده سيکادليده (Cicadellidae ) از طريق تخمگذاري در سر شاخههاي ظريف گياهان به آنها خسارت وارد ميکنند.
ج)ايجاد خسارت از طريق انتقال بيمارهاي ويروسي،باکتريايي و مايکوپلاسمائي و احتمالاً قارچي
در بين حشرات دو گروه شتهها و زنجرکهاي خانواده سيکادليده (Cicadellidea ) از اهميت بيشتري در نقل و انتقال عوامل بيماريزا گياهي برخوردار هستند. همچنين سخت بالپوشان خانواده اسکوليتيده (Scolytidae ) در نقل و انتقال عوامل قارچي نقش دارند.
۲-حشراتي كه به فرآوردههاي انباري خسارت ميزنند و خود نيز به سه دسته تقسيم ميشوند
الف) اولين گروه آفات چوب ميباشند.
چوب يکي از مهمترين محصولات است که در زندگي بشر نقش دارد. چوبهاي صنعتي گاهي مورد حمله بعضي از حشرات قرار ميگيرند از جمله مهمترين اين حشرات موريانهها هستند.
چگونگي هضم چوب بوسيلهي موريانهها.
موريانهها خود قادر به هضم سلولز يا چوب نيستند. در داخل دستگاه گوارش موريانه تک سلوليهاي فلازلداري زندگي ميکنند که آنزيمهاي مورد نياز براي تجزيه سلولز را توليد ميکنند و آن تک سلوليها هستند که باعث هضم سلولز ميشوند. در واقع نوعي همزيستي بين تک سلولي و موريانهها از اين طريق ايجاد شده است.
ب) دومين گروه از آفات فرآوردههاي انباري، آفات پارچه و منسوجات هستند. تعدادي از حشرات از جمله پروانههاي خانواده تينيده (Tineidae) و سخت بالپوشان درمستيده (Dermestidae) گاهي به منسوجات خسارت سنگيني وارد ميکنند.
ج) سومين گروه از آفات مواد غذايي، انباري است. حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد محصولات کشاورزي بعد از مرحله کاشت و پس از برداشت در انبار توسط آفات مختلف از بين ميروند. در بين آفات انباري سوسکهاي خانواده درمستيده (Dermestidae ) و بروخيده ( Bruchidae ) و کورکولينيده (Curculionidae)، در بين پروانهها تعدادي از گونههاي خانواده پيراليده (pyralidae ) مثل پلوديا اينترپونکتلا (Plodia interpunctella) و افيستيا کونيلا (Ephestia Kuhniella ) از اهميت زيادي برخوردارند.
3- حشراتي که انسان و ساير جانوران را مورد حمله قرار ميدهند. آنها نيز به چند گروه تقسيم ميشوند:
الف) حشرات آزار دهنده مثل تعدادي از پشهها و مگسها. گرچه ممکن است که ناقل بيماري مهمي نباشد ولي به هر ترتيب باعث سَلب آسايش از انسان ميشوند. ب) حشراتي که نيش آنها سمي است. تعدادي از زنبورهاي خانواده وسپيده (Vespidae) و اسفسيده (Sphecidae) و در مواردي زنبورهاي بالاخانواده آپويدا (Apoidea ) که جزء حشرات مفيد و گرده افشان هستند و انسان را نيش ميزنند.
بعضي از انسانها به نيش زنبورها حساسيت شديدي دارند و دچار شوک شديدي ميشوند و در مواردي مشاهده شده که نيش زنبور منجر به مرگ انساني شده است.
ج) سومين گروه از حشراتي که به انسان خسارت ميزنند حشرات انگل هستند و به دو گروه تقسيم ميکنيم.
حشرات انگل
1) انگل خارجي؛
2) انگل داخلي.
1) حشرات انگل خارجي مثل ککها و شپشها و در مواردي ساسها که با تغذيه از خون انسان گاهي بيماريهايي را به انسان منتقل ميکنند. ساسها در واقع نوعي سن هستند. در مبحثهاي بعدي توضيح داده خواهد شد.
2)حشرات انگل داخلي مخصوصاً تعدادي از مگسها مثل خانواده کاليفوريده (Calliphoridae) و خانواده اُستريده (Oestridae) و خانواده تابانيده (Tabanidae) كه از اهميت زيادي برخوردارند. اين مگسها عموماً تخم خودشان را بر روي چهارپايان وحشي و اهلي قرار ميدهند. بعد از اينکه لارو از تخم خارج ميشود وارد بدن چهار پايان ميشود و مراحل نشو و نماي لاروي خود را در داخل بدن طراحي ميکند و زماني که ميخواهد تبديل به حشره کامل بشود در بسياري از مگسها پوست سوراخ ميکند. مثل خانواده استريده (Oestridae) كه از اهميت زيادي برخوردارهستند. سپس وارد خاک ميشوند و تبديل به شفيره و حشره کامل ميشوند. و از اين طريق کاملاً باعث ضعف جانوران مخصوصاً احشام و چهارپايان وحشي ميشوند.
آخرين گروه از حشراتي که به انسان حمله ميکنند حشرات ناقل از جمله خانواده کوليسيده (Culicidae) و سايکوديده (Psychodidae) هستند که از اهميت زيادي برخوردارند. پشههاي خانواده کوليسيده مراحل نشو و نماي لاروي خودشان را در داخل آب سپري ميکنند. حشرات ماده قادر هستند انسان را نيش بزنند و همراه نيش زدن عوامل مختلف ويروسي و باکتريايي را وارد بدن ميکنند. مثل پشهي مالاريا که چندين مرحله را در بدن انسان طي ميکنند و در گذشته منجر به مرگ انسان ميشده اما در حال حاضر واکسن مخصوص بيماري مالاريا ساخته شده است.
نمونه ديگر پشههاي خاکي خانواده سايکوديده زير خانواده فلابوتومينا (phlaebotominae) هستند که عامل بيماري سالک در انسان ميباشند. اين پشهها وقتي در روي صورت مستقر ميشوند يک تک سلولي بنام لشمانيوز را وارد بدن ميکنند و ايجاد بيماري سالک در روي پوست ميکنند.
سوسک گل خوار
سوسک گل خوار
برخی از آفات هم هستند که به گل ها حمله می کنند. برخی از گلبرگها تغذیه کرده و برخی هم به مرکز گل حمله نموده و از خامه و احتمالا مادگی تغذیه می کنند . سوسکهایی که من دیدم بیشتر سیاه رنگ بودند و لکه های قهوه ای رنگی هم بر پشت آنها قرار داشت .
چند ساعتی کارمان فقط سوسک کشی بود . فکر نکنید من آدم سنگ دلی هستم ها ، بالاخره این هم یک روش مبارزه بیولوژیک هست دیگه !
بیوگرافی جناب سوسک : سوسک جانداری است بندپا از رده حشرات، زیررده بالداران (Pterygota) فرو رده نوبالان (Neoptera)، راسته سوسریان (Blattodea). سوسک نامی کلی است برای خانواده سوسکیها.سوسکها بزرگترین گروه حشرات را به خود اختصاص دادهاند و در محیط زیستهای مختلفی دیده میشوند. از زمینهای سنگلاخی تا جنگلهای استوایی تحت قلمرو سوسکها به حساب میآید. بیشتر سوسکها قدرت پرواز دارند.آنها دارای بالهایی هستند که وقتی در حال پرواز نیستند آنهارا در محفظه محکمی روی پشت خود جمع میکنند و در زیر این محفظه نگهداری میکنند. سوسکها از انواع مختلف گیاهان، گونههای حیوانات و لاشههای مرده آنها تغذیه میکنند.تمام سوسکها دارای بخشهایی برای نیش زدن و جویدن در ناحیه دهان خود هستند. بعضی از سوسکها دارای آروارههای بزرگی هستندکه آنها را قادر میسازد که طعمه خود حمله کرده و او را قطعه قطعه کنند. سوسکهای دیگر مثل شپشه گندم دارای آروارههای کوچکی در انتهای پوزه درازشان میباشند. شپشه گندم پوزه بلند خود را برای سوراخ کردن اجسام سخت و رسیدن به غذا، به کار میبرد.او دارای شاخکهای زانویی بوده که میتواند آنها را خم کرده و در شیار پوزه اش پنهان کند. کوچکترین حشرات جهان سوسکهای دارای بالهای پردار میباشند. بدن بعضی از آنها دارای طول کمتر از ۵ میلیمتر (۵۰/۱ اینچ) میباشد. نوع نر سوسک گرد امریکایی جنوبی درازترین سوسک در جهان است. این سوسک دارای دو شاخ بزرگ است و میتواند تا ۱۵ سانتیمتر (۶ اینچ) رشد کند و قد بکشد. بیشتر سوسکها هرگز آب نمینوشند. بچه بعضی از سوسکها میتوانند بدون غذا تا ۵ سال زنده بمانند. در حدود ۳۷۰.۰۰۰ گونه مختلف سوسک شناخته شده است. آنها در تمام نقاط جهان، روی زمین، رودخانههای آب شیرین و دریاچهها پراکنده هستند.بعضی گونههای سوسک عبارتند از : سوسک شناگر بزرگ ، سوسک شاخ گوزنی ، سوسک طلایی ، سوسک خالدار Diabrotica sppم
سوسک سر شاخه خوار پسته
این آفت از زمانهای قدیم در ایران وجود داشته است. طول بدن حشره کامل 3 تا 5/3 میلیمتر و رنگ بدن آ ن زرد مایل به خرمایی است .
خسارت :
حشرات کامل برای تغذیه به جوانه های که در محل اتصال دمبرگ به شاخه قرارگرفته اند حمله نموده ، آنها را سوراخ و دالان کوتاهی در وسط چوب ایجاد می کنند. در نتیجه این جوانه ها که باید سال بعد به شاخه و میوه تبدیل شوند، ازبین می روند. لارو این سوسک زیر پوست شاخه های خشک شده درختان پسته زندگی می کند و همراه با تغذیه خود دالانهای ایجاد می نمایند.
نکات زیر در رابطه با زندگی سوسک سرشاخه خوار پسته از اهمیت برخوردارند :
1- بهترین میزبان آفت جهت تخم ریزی و ادامه نسل، چوب پسته تازه هرس شده است.
2- هر سوسک در طول زندگی خود غالباً از یک جوانه درخت تغذیه می نماید.
3- عمده خسارت حشره در طول فصلهای بهار و تابستان بوده که آن هم مربوط به تغذیه افراد بالغ از جوانه های پسته است.
4- پس از مرحله فوق، حشرات بالغ از اوایل پاییز به بعد به منظور ادامه نسل از داخل دالانها خارج شده و جهت تخم ریزی به چوبهای پسته تازه هرس شده و درختان خشک شده در همان سال هجوم می آورند. این عمل تا اواخر زمستان و گاهی تا فروردین ماه سال بعد ادامه پیدا می کند. اوج خروج حشرات بالغ برای تخم ریزی معمولاً در ماههای آخر پاییز و در طول زمستان است .
مبارزه :
بهترین روش مبارزه علیه این آفت، با جمع آوری و سوزانیدن چوبهای خشک و تازه هرس شده می باشد و علاوه بر این با تله گذاری در طول پاییز و زمستان با چوبهای تازه هرس شده و سوزاندن آنها در اسفند ماهء می توان با آفات مبارزه کرد. در صورت ضرورت مبارزه شیمیایی علیه سوسکها به توصیه کارشناسان عمل میگردد.
روش نر نابودی
استفاده از تلهی جعبهای حاوی متیلاوژنول همراه با مگسهای نشانهگذاری شده نشان داد که این مگسها را میتوان از فاصلهی 6/1 تا 4/2 کیلومتری جلب نمود. در یک مزرعهی50 هکتاری آناناس, 45 عدد از این تلههای جعبهای، هزاران مگس نر را از بین بردند و در ناحیهای به وسعت حداقل 4/10 کیلومتر مربع, جمعیت افراد نر D. dorsalis را به طور قابلتوجهی کاهش دادند. اجرای این تکنیک در مقیاس وسیع، "نر نابودی" (Male annihilation) نامیده شد. این تکنیک با استفاده از بلوکهای مربع شکلی از الیاف نی به ابعاد 5/62 میلیمتر و ضخامت 25/9 میلیمتر و اشباع شده با مخلوطی از 97 درصد متیلاوژنول و 3 درصد حشرهکش نالد (دیمتیل 1،2- دیبرومو-2،2- دیکلرواتیل فسفات) اصلاح شد, به طوری که هر بلوک حاوی 3/23 گرم متیلاوژنول و 7/0 گرم حشرهکش بود. این بلوکها به مدت 8 ماه و در فواصل حدودا دو هفتهای, با استفاده از هواپیما به تعداد 125 عدد بر مایل مربع (6/2 کیلومتر مربع) در جزیرهی Rota در Mariannas پخش گردیدند. جمعیت D. dorsalis با استفاده از تلههای متیلاوژنول تعیین شد. پس از اولین تیمار, جمعیت این گونه از میانگین 262 عدد نر بر هر تله، به 4/18 عدد نر بر هر تله، و پس از چهارمین تیمار، به 028/0 عدد نر بر هر تله کاهش یافت. پس از هفتمین ماه از شروع طعمهگذاری، هیچ مگسی شکار نشد و جمعیت مگس میوهی شرقی حداقل 6/99 درصد کاهش یافت. در این کنترل بسیار موثر, در هر بار مصرف تنها 5/3 گرم حشرهکش بر ایکر (4/0 هکتار) مصرف گردید و این تلاش, مثالی کلاسیک از کارایی و موثر بودن فریبدهندههای کایرومونی برای کنترل آفات به شمار میرود.
کتونتمشک (فریبدهندهی ویلیسون) و کیو- لیور برای پاییدن جمعیتهای تعدادی از گونههای Dacus مانند مگس خربزه D. cucurbitae, و مگس میوهی کوئینزلند D. tryoni, که به این دو فریب دهنده پاسخ میدهند, به طور گستردهای مورد استفاده قرار گرفتهاند. کیو- لیور بهترین ماده برای این منظور است چرا که سرعت آزاد شدن آن در مقایسه با کتونتمشک 15 برابر بیشتر است. تصور میشود که پاییدن نظارتی (Surveillance monitoring) با استفاده از کیو- لیور, متیلاوژنول و تلههای ارزان قیمت جکسون, حداقل 90 درصد از کل گونههای Dacinae را شکار میکند. نظارت بر مگسهای میوهی غیربومی در باغات میوهی نیوزلند از اواسط دههی 1970 و با استفاده از تلههای جکسون, که برای گونههای Dacinae با متیلاوژنول و کیو- لیور و برای گونههای Ceratitinae با تریمدلیور طعمهگذاری میشوند, به طور مداوم انجام شده و هیچ مگس میوهای شکار نشده است. در سال 1987, انجام مراقبتهای مشابهی در نزدیکی فرودگاه لسآنجلس، ورود غیرعمدی 9 گونه مگس میوه از جمله مگس میوهی شرقی, مگس خربزه, مگس هلو D. zonatus, یک گونهی ناشناخته از جنس Dacus و مگس میوهی مدیترانهای را آشکار کرد.
حشره در اکولا یا پدروس چیست؟
● آشنایی باحشرات جنس پدروس و روشهای کنترل آنها
۱) مرفولوژی
پدروس ها که به آنها دراکولا و بللوس و پشه پیاز نیز گفته می شود حشراتی از خانواده استافیلینیده از راسته قاب بالان می باشند. جنس پدروس دارای ۶۲۲ گونه با پراکندگی جهانی می باشد و واجد بدنی باریک و کشیده به رنگ سیاه یا نارنجی است. از ویژگی های مشخص این جنس کوتاه بودن بالپوشهای آنهاست بطوریکه تنها چند بند اول شکم را می پوشاند و بدین لحاظ پنج بند انتهایی شکم قابل رویت باقی می ماند. جفت بالهای عقبی غشایی و توسعه یافته است و در امر پرواز به کار می رود. رنگ بالپوشها آبی یا سبز متالیک است.
۲) بیونومی
پدروس ها حشراتی با دگردیسی کامل بوده و دارای چهار مرحله تخم لارو شفیره و حشره کامل است. طول دوره لاروی یک ماه و دوره زندگی حشره بالغ ۱۲ ماه می باشد. حشره بالغ نقاط مرطوب و سایه دار را به عنوان زیستگاه ترجیح می دهد. کوتاه بودن بالپوشها موجب از دست رفتن مقدار زیادی از آب بدن حشره می شود.
بدین واسطه بالغان نسبت به تغییرات شدید دمایی و کاهش رطوبت بسیار حساس بوده و به همین دلیل با پناه بردن به محیطهای مناسب سعی در برطرف ساختن این ضعف خود می نمایند. بدین لحاظ در مناطقی که تغییرات روزانه و فصلی و محلی حرارت و رطوبت محیط زیاد باشد زیستگاههای پدروس موقتی و پراکنده خواهد بود (نیکبخت زاده و تیر گری ۱۳۷۸). تخم گذاری این دسته از حشرات متمرکز نبوده و تخمهایشان را در سطح زیستگاه پراکنده می نمایند. تخمها سفید کدر کروی و بسیار ریز هستند. لارو این حشرات حدود ۴ میلیمتر طول دارد. شفیره آنها را در سطح خاک و یا در عمق چند میلیمتری زیر خاک می توان یافت. بالغان تمایل کمتری به پرواز دارند و زمانیکه احساس خطر بنمایند خود را در لابلای ریشه های گیاهی لانه موریانه و مورچه و شکافهای سطح خاک پنهان می نمایند. برای زمستان گذرانی این حشرات به عمق توده گیاهان وحشی و علفهای هرز پناه می برند. اوج فعالیت پروازی این جنس از سوسکها بر اساس مطالعات نیکبخت زاده و تیرگری بین ساعات ۲۱ تا ۲۲ است. پدروسها بشدت از تابش آفتاب گریزان هستند و به هنگام روز در سایه پناه می گیرند اما در مقابل تمایل زیادی به نورهای مصنوعی دارند و به همین دلیل شب هنگام به اماکن مسکونی هجوم می آورند.
فعالیت فصلی بالغان در شهرستانهای مختلف متفاوت بوده و به عواملی چون تعداد نسل و طول دوره زمستان گذرانی وابسته است. در شمال ایران مزارع برنج از عمده ترین زیستگاههای این حشره است در حالیکه در استان فارس نقش مزارع برنج شمال را مزارع یونجه ایفا می کند. این حشرات شکارچی بوده و در بسیاری از کشورهای دنیا به عنوان عامل مبارزه بیولوژیک با آفات مزارع برنج سیب زمینی گوجه فرنگی و آفتابگردان و غیره استفاده شده است. جدول زیر نشان دهنده گونه های شایع در ایران است(نیکبخت زاده و تیرگری ۱۳۷۸ و۲۰۰۲)
۳) اهمیت پزشکی
چشمان ما در مقایسه با چشمان حشرات
چشم حشرات را در نظر بگیرید . مثلاً مگس دارای دو نوع چشم است : چشم مرکب و چشم ساده . اگر به چشم مگس معمولی دقت کنید متوجه میشوید که در سر او دو برآمدگی بزرگ کروی شکل دیده میشود که برنگ قهوه ای تیره میباشد ، چشمهای مرکب ، هر کدام از 4000 واحد تشکیل یافته است . هر چشم مرکب تصویر های بسیاری یعنی 4000 تصویر را منعکس میکند . این تصاویر به مرکز سیستم اعصاب مگس منتقل میشود. علاوه بر این مگس دارای سه چشم ساده نیز میباشد که در بالا و وسط چشم مرکب تشکیل یک مثلث را میدهد . راس این مثلث بطرف پائین است .
چشمهای مرکب مگس برای فاصله دور مورد استفاده قرار میگیرد و چشمهای ساده برای فاصله نزدیک که فاصله دور را از سه تا چهار متر و فاصله نزدیک را از دو تا پنج سانتیمتر تشخیص میدهد . هیچکدام از این چشمهای حشرات دارای حرکت نیستند. چشمها در سر حشر ه چون نگینی بر انگشتر کار گذاشته شده است .
حال ببینیم ماهی ها چگونه اند . اینها اولین رده جانوران مهره دار هستند . در چشمان ماهی ها طبیعت اولین ترتیبات کانون بندی را تدارک دیده است و آنها را مجهز به عضلاتی نموده است که حدقه چشم را بحرکت در میاورد. ولی ماهی نمیتواند رنگ را تشخیص دهد . این موضوع را بیک صیاد ماهی بگوئید تا به شما بخندد، ولی این یک حقیقت است . ماهی فقط میتواند بصورت سایه و روشن خاکستری تفاوت بین رنگها را تشخیص دهد ، درست مانند فردیکه نمیتواند رنگ را تشخیص دهد و باصطلاح کور رنگ است . ماهیها میدان محدودی برای دید خود دارند و بندرت میتوانند از سطح سر خود پائین تر را ببینند .
خزندگان نیز دارای چشمهای تکامل یافته نمیباشند ، مار دید بسیار ضعیفی دارد. بیشتر آنها فقط چیز هائی را میبینند که حرکت داشته باشند و ناشنوا هم هستند ، بطوریکه اطلاعات لازم از دنیای خارج را فقط از راه زبان چنگال مانند که شاید حساس ترین عضو موجود در جهان باشد کسب میکنند . این زبان چنگالی شکل هزاران نوسان را که در فضا وجود دارد و پوست بدن ما قادر به احساس آن نیست حس میکند .
چشمان پرندگان جالب ترین چشمهائی هستند که در روی کره زمین وجود دارد . این چشمها اغلب تلسکوبی و میگروسکبی هستند . در پرندگان دقت دید تقریباً باور نکردنی است ، در بعضی موارد صد بار بیشتر از دید انسان است . یک دانه ذرت را که چشم انسان از یک متری میتواند تشخیص دهد چشم پرنده میتواند این دانه را از یکصد متری رؤیت کند .
این قدرت بینائی در پرندگان از ضروریات است چون پرندگان تقریباً فاقد حس بویائی هستند . حتی لاشخور ها بر خلاف خرافاتیکه وجود دارد بوی غذا بمشامشان نمیرسد ولو اینکه مرده تعفن پیدا کرده باشد ، ولی لاشخور ها آنرا از فاصله بسیار دور میبینند .
حشرات چگونه روی سقف راه میروند
لایه چسبنده موجود در انتهای پای حشرات که با موهای بسیار نازک و ریز پوشیده شده، پولیویلی (pulvilli) نامیده می شود. نوک این موها شبیه به کاردک و پهن تر از بقیه قسمت ها و به همین دلیل شرایط لازم بهتری برای راه رفتن وارونه را فراهم می کنند.
پیش از این دانشمندان اعلام کرده بودند که انحنای این موها باعث چسبیدن بهتر حشرات به سقف می شود. در واقع آنها عقیده داشتند که این موها یک ماده قندی چرب و چسبنده ترشح می کنند. مقاومت در برابر چسبندگی یک تیم تحقیقاتی از انستیتوی مکس پلانک در کشور آلمان (Max Planck)، اخیرآ بر روی بیش از سیصد نوع حشره ای که روی سقف راه می روند، مطالعاتی انجام داده است. نتایج بدست آمده نشان داد که کلیه این حشرات از خود رد پاهای چسبناک باقی می گذارند.
استانیسلاو گورب (Stanislav Gorb)، سرپرست تیم تحقیقاتی فوق در این باره می گوید : "حدس ما این است که این حشرات ماده ای از خود تراوش می کنند، اما هنوز در این مورد به اطمینان صد در صد نرسیده ایم." گورب نتیجه تحقیقات تیمش را در کنفرانس سالیانه انجمن آزمایش های زیست شناسی که در ماه آوریل برگزار شد، به اطلاع عموم رساند :
- درست است که حشرات برای راه رفتن روی سقف نیاز به پاهایی چسبناک دارند، اما این چسبندگی نباید به حدی باشد که حشره گیر کرده و نتواند به حرکت خود ادامه دهد. به همین دلیل پاهای حشرات دارای ناخن هایی است که به جدا کردن پاهای چسبناک از دیوار یا سقف کمک می کنند.
- حشرات برای جلوگیری از چسبیدن به سقف روش های متفاوتی از قبیل چرخیدن، فشار دادن و جدا کردن پاهایشان به کار می برند. ترکیب منحنی وار نوک موها با مایع روغنی، به حشره کمک می کند تا در حالت وارونه نیز بتواند در جهت صحییح قدم بردارد.
ربات ها در تعقیب حشرات !
ربات ها نیز به زودی به دنبال رد پای حشرات، از دیوار بالا خواهند رفت. تیم تحقیقاتی گورب، به منظور طراحی ربات هایی که قادر به تقلید از رد پای حشرات باشند، گروهی از متخصصان ربات را به همکاری گرفتند. دانشمندان در فسمت انتهایی پای هر یک از ربات ها، برای شبیه سازی پاهای حشرات، یک ماده مصنوعی چسبناک و خزدار وصل نمودند. این ربات ها طوری طراحی شده بودند که مانند یک حشره واقعی قادر به جدا کردن پاهایشان از دیوار شیشه ای تعبیه شده به همین منظور نیز بودند. یکی از مهندسان مکانیک عضو گروه در این باره می گوید : "این اولین باری است که یک ربات با تقلید از یک حیوان، از سطح شیشه ای بالا می رود ."
مديريت اصلاح رفتار و پرورش حشرات «MANAGEMENT BY MODIFYING INSECT DEVELOPMENT AND BEHAVIOR»
مديريت اصلاح رفتار و پرورش حشرات
فرشته امين آذرماه 1384
از سال 1960 به بعد بيشتر فعاليت محققين روي اثر بخشي و ايمني حشره كشها متمركز شده است و هدف كشف و اصلاح تركيباتي بود كه روي نمونه هاي انتخابي ما بدون به مخاطره انداختن و تصادفي كردن نتايج حاصله آسيبي به ارگانيسم هدف در محيط نزند .در اين كاوش تركيبات جديد حشره كشها، محققين را با راههاي جديد بر هم زدن زندگي عادي و معمولي حشرات به شدت درگير مي كند .به طور قراردادي و عرفاً اكثر حشره كشها روي سيستم عصبي حشرات تاثير مي گذارد كه عملكرد مشابهي روي ما و ساير حيوانات دارد.
مهمترين پيشرفت در تكنولوژي شيميايي در سه دهه گذشته كشف و شناسايي تركيبات مواد شيميايي است كه رشد و پرورش ورفتار حشرات را اصلاح مي كند اين تركيبات نه قبلاً شناسايي ونه تشخيص داده شده بودند با اينكه عوامل شيميايي روي سيستم حشرات خون گرم متفاوتند،آنهامعتقدند كه اين روش سالم ترين شيوه مي باشد .
تجزيه و تحليل عادي توسعه :
اين مواد شيميايي كه گفته شد در رشد طبيعي و پرورش حشرات كما بيش
اميدوار كننده بود كه آنها را IGRS يا تنظيم كنندگان رشد حشرات يا PGRS
تنظيم كنندگان رشد گياهان نام دارند كه اولين مرحله اثر آنها روي قدرت تحمل و دومين مرحله اثرآنها به هم زدن توازن ثبات مي باشد.GRS ها زماني موثر ند كه حشرات نارس و نابالغ در دسترس باشند .
IGRS عمدتاً با به هم زدن فعاليت هاي حشرات و سيستم غدد درون ريز روي آنها اثر مي گذارند.
عملكرد اساسي هورمونهاي رشد: ترشح هورمونها از غدد درون ريز شامل پيله تنيدن و دگر ديسي مي شود
هورمونهاي اصلي و بنيادي جهت جريان دگرديسي: هورمون مغز، پوست اندازي وجواني مي باشد. كه سلولهاي عصبي ترشحي مغز Neurose Secretory در عقب مغز حشرات ترشحات مغزي را شامل كه ديگر سيستم هورموني را تحريك مي كند.
وقتي هورمون مغز در خون ايجاد شد غدد پيش قفسه سينه را تحريك به هورمون پوست اندازي مي كند، در نتيجه پيله توليد مي شود. شكل بدن حشرات پس از بيرون آمدن از پيله به هورمون جواني و تركيبات آن در حشرات بستگي دارد . همراه با دگرگيسي تدريجي حشرات ، ترشح هورمون جواني كاهش مي يابد كه نتيجتاًحشره كامل مي شود .
در دگرديسي و عملكرد اندام تناسلي هورمونهاي جواني مي توانند تاثير بسيار مهمي روي دياپوز، رفتار و ارتباطات داشته باشند و در اين خاطر همان ترشح فرمون است.
تغييرو تبديلهاي آزمايشي از هورمون رشد تغيير در ميزان هورمونهاي اساسي در حشرات باعث انحراف و عدم انطباق و همچنين ناهنجاري و بد شكلي ساختار بدني آنها مي شود .
ديگر پتانسيل هاي IGRS:
در تلاش براي متعادل ساختن به هم خوردگي ميزان هورمون امكانات مختلفي وجود دارد و به طور بالقوه تجمع هورمون در خون حشرات هم مي تواند كاهش يا افزايش يابد كه باعث اختلال مي گردد. در سطح افزايش هورمون مشاهده شد كه تجزيه در بين سطوح بسيار آسانتر از تلاش براي تجزيه كردن سطوح كاهش يافته آن مي باشد .
كرم بلغور زرد رنگ با نام علمي Teneberio molitor
اگر تحت تاثير دوزهاي پايين هورمون جواني قرار بگيرد حشره غير طبيعي و داراي ويژگي هاي حالت شفيرگي در بعضي قسمت هاي بدن مي باشد پوسته شفيرگي در
غير طبيعي به راحتي قابل برداشتن است در حالي كه در حشره طبيعي اينطور نيست.
IGR هاي قابل استفاده وسيله ايده آل براي مديريت آفات مي باشد . به دو دسته تقسيم مي شود .
1. آنهايي كه باعث اختلال در دگرديسي شده
2. آنهايي كه در جلد اندازي اختلال ايجاد مي كنند .
IGR هايي كه در دگرگيسي اختلال ايجاد مي كنند آنالوگهاي هورمون جواني و تقليدي هستند كه نحوه فعاليت آنها عقيم كردن يا از بين بردن حشره مي باشد . به عبارت ديگر باعث مي شود كه حشرات در مرحله نابالغي باقي بمانند.
IGR هايي كه در جلد اندازي اختلال ايجاد مي كنند شيميايي هستند كه يا مانع ساختن كتين شده يا اينكه باعث جلد اندازي بيش از موقع مي گردد كه باعث مرگ حشره مي شود.
انواع IGR
Pyriproxy fen - Kinoprene - Hydroprene –Methoprene-DioflubenZURon - Diofenolan- Buprofezin - Halofenozid-Methoxyfenozid – Hexaflumuron -Lufenuron
مثلا حشره غير طبيعي تحت تاثير ديفلوبنزورون در طول مرحله لاروي قرار گرفته است . در شفيره غير طبيعي در قسمت شكم حا لت شفيرگي دارد اما در قسمت سر و سينه داراي حالت لاروي مي باشد .
يا در لارو آرامي درم چغندر Spodoptera exigua
كه در اثر تماس با تمام ديفلو بنزورون ايجاد شده است . توليدكتين براي حشرات يك غريزه مي باشد در نتيجه فرايند جلد اندازي در اين حالت دچار اختلال شده و حشره نمي تواند از پوسته قبلي خود رها شود همچنين اين ماده شيميايي توسعه كوتيكول، در مراحل عيني تخم اختلال ايجاد مي كند و باعث تفريح نشدن تخم مي گردد.
كرم ابريشم: Bombyx mori ( silkworm )
پراكندگي :
اينگونه تنهاعضوي از خانواده بومبي سيده مي باشد اين حشره به عنوان توليد كننده ابريشم در تمامي كشورها مي باشد كه يكي از اين كشورها ايالات متحده آمريكا مي باشد .
اهميت:
فرايند توليد ابريشم توسط كرم ابريشم را سري كالچر مي گويند كه بيش از 30 قرن مي باشد كه روي آن كار مي شود. اولين بار چيني ها دانستند كه چگونه ابريشم را توليد كنند. ابريشم زماني فرم مي گيرد كه لاروكامل، به دور خود پيله اي براي تبديل به شفيرگي مي تنند در اين فرايند حداكثر 914 متراز ابريشم توسط يك لارو توليد مي شود.
براي فرايند هاي تجاري شفيرها از بين مي روند چون اگر شفيرگي كامل شود باعث شكستن ارزش فيبري ابريشم مي گردد . حداكثر سه هزار پيله براي توليد يك پوند ابريشم تجاري مورد نياز است.
ظاهر حشره :
شب پره سفيد مايل به كرم داراي خطهاي قهوهاي كم رنگ در طول بال جلو مي باشد. در بال آنها يك قوس حدود mm50 مي باشد. بدن پرمويي دارد. لارو لخت است، داراي يك شاخك مقعدي است. شفيره بزرگ، تخمها سفيد مايل به زرد و نيمه كروي.
چرخه زندگي:
شفيره ها اگراجازه داده شوند كه به شب پره تبديل شوند تغذيه نمي كنند، در طي 2 - 3 روز تبديل به حشره كامل مي شوند. در طي اين دوره شب پره 300- 500 تخم
مي گذارد. كلوني ها در دماي 25 درجه باشند، لاروها در سن 6 ، 12 ، 18 روزگي جلداندازي كرده در طول دوره لاروي برگ هاي درخت توت به عنوان تغذيه براي آنها در نظر گرفته مي شود، كه هر لارو حدود gr 90 از برگ مصرف مي كنند.
استفاده از فرمونها در جذب:
صد سال قبل اين فرمونها توسط آقايbutenandt و همكارانش براي اولين بار شناسايي شد.
طبقه بندي فرمونهاي حشرات به ترتيب زير است:
1. فرمون جنسي Sex pheromones: اين ماده اغلب توسط حشرات ماده براي جلب نرها به جفت گيري توليد مي شود، اما گاهي هم ممكن است توسط نرها توليد گردد، كه در lep بسيار پيشرفته است. فرمونهايي كه توسط ماده ها ترشح مي شوند، توسط شاخك حساس حشرات نر دريافت مي شوند.
2. فرمون هشدار pheromones Alarm : براي حشرات اجتماعي مثل مورچه، زنبورها به كار مي روند، باعث هشدار به حشرات در صورت خطر مي شود. به عنوان مثال شكستن نيش در بدن قرباني زنبور عسل باعث كاهش alarm ph شده و منجر به جلب ديگر زنبورها براي نيش زدن مي گردد.
3. فرمون marking - pheromones - Trail: توسط مورچه ها و موريانه ها براي نشان دادن منابع به اعضاي ديگر كلوني مي باشد.
4. فرمون تجمعي Aggregation pheromones : در جمعي از سوسكها ديده مي شود و باعث مي شود كه حشرات به دور مكان غذايي تجمع پيدا كنند. عادت هاي توليد مثلي و مكان هاي زمستان گرداني جزء اين مكانها محسوب مي شوند. جمله سوسك سبوس در حمله به درختان معروف است.
5. Epideictic pheromones: كه به آنها spacing ph هم گفته مي شوند. جزء معدود فرمونهايي هستند كه حالت دفع كنندگي دارد تا جلب كنندگي. در سوسك سبوس lepidopter ، Dipter ، hymenopter hemipter و orthoptera ديده مي شود.
فرمونهايي كه در نمونه برداري قرار مي گيرند:
استفاده از فرمونهاي جنسي يكي از قديمي ترين روشهاي نيمه شيميايي به عنوان جلب كننده ها در مديريت آفات مي باشد. در حال حاضر هم فرمون جنسي و هم تجمعي براي پيش آگاهي فعاليتهاي حشرات مورد استفاده قرار مي گيرند.
تله هاي فرموني مخصوصاً بسيار ارزشمند هستند، زيرا وقتي كه تعدادي از گونه هاي آفت پايين مي آيد از اين طريق مي توان به عدم حضور و وجود آنها پي برد. مثلاً يك نوع تله ، تله بالي است كه در پيش آگاهي lep و ديگر حشرات استفاده مي شود. حشرات توسط طعمه فرموني جلب مي شود، به قسمت پايين تله كه چسبناك مي باشد مي چسبند كه بعداً شمارش به صورت منظم انجام مي گيرد.
در پروانه ي برگ خوار نوار قرمزي Argyrotaenia velvtinana ، درشفيره و حشره كامل ولارو ديده مي شود، كه تله هاي فرموني به طور منظم براي پيش آگاهي اين گونه ها و ديگر Lep هاي آفت براي ميوه ها استفاده مي گردد.
در سوسك ژاپني Popillia japolica بوسيله تله طعمه اي فنيتيل پروپنونات ايوگنول به دام افتاده است. تله هاي فرموني و ديگر جلب كننده ها هزينه ي زيادي براي پيش آگاهي نياز ندارند. اگر چه شرح اين تله ها گاهي مشكل مي باشند .
برخي عوامل در تله هاي فرمون و بازدارندگي آنها در گرفتن حشرات دخالت دارند شامل:
1. فرموني كه جلب كننده نباشد.
2. فرموني كه در طول زمان مقدارش كم مي شود.
3. طرح تله (مثلاً رنگ)
4. مكان تله
5. دوام تله
نتيجه:
بنابراين مهم است كه ما طبيعت و امكانات ممكنه آن و استفاده از مواد شيميايي را بهتر بشناسيم.
استفاده شيميايي بر گسترش شناسايي حشرات و رفتار آنها: به انسان كمك مي كند اين مواد شيميايي اغلب چند ويژگي دارد كه از برجسته ترين آنها محيط و ايمني انسان است كه بيشتر تركيبات در اثر تحقيقات شناخته شده اند و بعضي از آنها هنوز توسعه نيافته اند.
علاوه بر آن شناخت روشهاي بهتر، ارزيابي و مديريت بهبود روشها ، درآينده توسعه خواهد يافت
جوندگان زيان آور گياهان زراعي
بهروز احراری،دیماه 1384
جوندگان به گروهي از جانوران پستاندار گفته مي شود كه از روي خصوصيات دندانها از ساير گروهها متمايز مي شوند. بدين ترتيب كه در فك پائين داراي جفت و در فك بالا داراي يك يا دو جفت دندان ثنايا مي باشند. اين دندانها درشت و فاقد ريشه بوده و ارتفاع آن هميشه ثابت است. در اين جانوران دندان آسياب مطلقاً وجود ندارد و جاي آنها روي فك خالي و نمايان است. در اغلب جوندگان رودة كور خيلي رشد كرده است. از نظر طبقه بندي جوندگان به دو زير راسته تقسيم مي شوند:
الف-زير راستة Duplicidentata
كه در فك بالا دو جفت دندان ثنايا دارند كه جفت دوم به صورت ستونهاي كوچكي در پشت دندانهاي جفت اول قرار گرفته اند و خرگوشها از اين گروهند.
ب-زير راستة Sipmlicidentata
كه در فك بالا فقط يك جفت دندان ثنايا دارند. انواع موشها در اين گروه طبقه بندي شده اند. در زير فقط به شرح مختصري راجع به گونه هائي از اين زير راسته كه در كشاورزي اهميت دارند مي پردازيم:
موش مغان Microtus Socialis و Microtus arvalis
موش كلاهو Clitellus fulvus
موش تاترا Tatera indica
موش ورامين Nesokia indica
موش سياه Rathus rathus
موش سياه Rathus rathus
موش خانگي Mus musculus
مريونها Meriones Spp.
موش شكول Glis-glis Caspicus
مبارزه با موشها:
1-تعيين نوع موش:
اول از همه بايد نوع موشي را كه در نظر است براي دفع آن مبارزه كنيم، مشخص سازيم. زيرا تا نوع موش مشخص نشود، تعيين نوع مبارزه و طعمه و حتي نوع سم غير ممكن خواهد بود. مثلاً مي دانيم براي مبارزه با موش كا اهو از فتوكسين استفاده مي شود و تلفات هم تا 90 درصد مي رسد ولي همين سموم را اگر در مبارزه با موش ورامين يا موش مغان به كار برند تلفات حداكثر به 60-50 درصد مي رسد و يا براي مبارزه با موش انباري يا موش ورامين حداكثر 5-3 درصد فسفوردوزنگ مخلوط مي كنند. بنابراين براي انجام يك مبارزه بايد قبل از هر چيز نوع موش منطقه را شناخت تا مبارزه با موفقيت انجام شود.
2-فصل مبارزه:
فصل مبارزه خود اهميت زيادي دارد. مثلاً براي مبارزه با موش مغان در طول پائيز و زمستان طعمة گندم با فسفوردوزنگ تا 98 درصد تلفات مي دهد ولي همين طعمه در بهار 45-35 درصد تلفات وارد مي آورد زيرا موشها در اين فصل رغبتي به خوردن مواد پر كالري ندارند و در فصل بهار و تابستان طعمه هائي كه براساس علف سبز تهيه مي شوند نتيجه بهتري مي دهند و يا در موش ورامين در فصل پائيز و زمستان مصرف طعمه با مغز گردو نتيجه مطلوبي مي دهد ولي در بهار و تابستان گردپاشي لانه ها تلفاتي تا حدود 99-98 درصد مي دهد. بنابراين بايد دقت كامل به فصل مبارزه نمود و بعد طرز مبارزه را انتخاب كرد.
3-محل زندگي موشها:
انتخاب سم بايستي بر حسب محل زندگي موشها باشد. اگر مبارزه در صحرا و دور از آبادي انجام مي شود، انتخاب نوع سم آسان است ولي اگر همين موش در محل زندگي انسان و شهرها ديده شود بايد حتماً از سمومي كه براي انسان و دام بي خطرند استفاده شود. مثلاً موش خانگي وقتي كه به مزارع حمله مي كند مي توان از سموم فسفوردوزنگ به نسبت 3% استفاده كرد ولي اگر اين موش در منازل ديده شود بايد زا سموم بي خطر مانند تركيبات وارفاين-كومارين و برمولين و غيره استفاده كرد.
4-غلظت سم:
دستوراتي كه براي مبارزه با موش داده مي شود از روي مطالعات زيادي به دست آمده است كه هم از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه باشد و هم مؤثر واقع شود. لذا پيروي از دستورات صادر شده اجباري است. مثلاً موش مغان با اينكه جثه كوچكي دارد در دستورات مبارزه طعمه را با 10 درصد فسفوردوزنگ آلوده مي سازند. زيرا با تراكم زيادي كه اين موش در هكتار دارد جمع وزن زندة موش در هكتار بالا است و بايد طعمه را با دُز حداكثر مصرف كرد. در صورتي كه با مبارزه با موش ورامين كه جثة نسبتاً درشتي دارد، دُز فسفوردوزنگ مصرفي 50 درصد خواهد بود. چون با توجه به تراكم موش در هكتار جمع وزن موجود زنده در هكتار خيلي كمتر از موش اولي است و مصرف سم زيادي از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه نمي باشد.
5-بيولوژي:
قبل از اقدام به مبارزه، بيولوژي موش مورد نظر را كاملاً مورد توجه قرار دهيد تا از نقاط ضعف آن حداكثر استفاده را براي بالا بردن نتيجة مبارزة بدست آوريد. مثلاً مبارزه شيميايي با موش كلاهو يا موش شكول در فصولي كه قسمتي يا همة موشها به خواب زمستانه رفته اند بي نتيجه است و بايد از مبارزة مكانيكي استفاده نمود.
6-رعايت كامل اصول زراعي:
براي جلوگيري از خسارت موشها مخصوصاً در باغات و مزارع صيفي، پاك كردن مزارع از علف هرز يا زدن شخم عميق در پائيز اهميت زيادي دارد و از تراكم موشها در بهار خواهد كاست.
7-دقت براي انتخاب ماده براي طعمه:
در اين امر در صحرا و براي مبارزه با موشهاي صحرائي مي توان فرمولهاي كلي توصيه كرد. مثلاً مي گوييم در مبارزه با موش مغان در فصل زمستان به عنوان طعمه گندم مصرف كرد و در بهار از طعمة سبز استفاده نمود. اين دستور كلي است و نتيجة مطلوب هم مي دهد. ولي در مبارزه با موشهاي خانگي يا انباري وضع اينطور نيست و نمي توان فرمول كلي براي انتخاب طعمه بدست آورد و در هر مورد بايد كسي كه مبارزه را سرپرستي مي كند قبل از طعمه گذاري با انجام آزمايشهائي نوع طعمه مورد لزوم خانه يا انبار را پيدا كند. اگر موشي در انباري ديده شد بايد قبلاً چند نوع ماده بدون سم در گوشه و كنار انبار قرار داد و دو يا سه روز مراقب بود كه موشها به كدام طعمه توجه خواهند داشت. پس از پيدا كردن نوع غذاي مورد علاقه موشهاي اين انبار يا منزل، طعمه را براساس آن ماده تهيه مي كنند. در اينجا بايد متذكر شد كه موش خانگي يا انباري به انواع غذاهاي مختلف دسترسي دارد. اگر كمبودي احساس كند ممكن است از خانه ها و انبارهاي مجاور آن را تهيه كند لذا انتخاب طعمه براي اينگونه اماكن 3-2 روز مطالعه مقدماتي لازم دارد.
فرمولهاي مبارزه با جوندگان و طرز تهيه آنها:
1-طعمه گندم مسموم:
براي تهيه طعمه 100 كيلوگرم گندم و 2 ليتر روغن پارافين و 10 كيلو فسفوردوزنگ مورد احتياج است. براي تهيه اول 2 ليتر روغن را با 100 كيلوگرم گندم با پاروك خوب مخلوط كرده و سپس فسفوردوزنگ را به تدريج به گندم اضافه كرده و با پاروك هم مي زنند تا سم با گندم به طور يكنواخت مخلوط شود. از اين طعمه براي مبارزه با موش مغان در فصل پائيز و زمستان از قرار 2-1.5 كيلو طعمه در هكتار به طور دست پاش استفاده مي كنند. طعمه تهيه شده را در همان روز بايد مصرف نمود. اگر بخواهند با اين طعمه با موشهاي جنس Meriones در پائيز و زمستان استفاده كنند به جاي 10 درصد فسفور دوزنگ بايد ميزان فسفور دوزنگ را تا 5 درصد تقليل داد.
چنانچه بخواهند از اين طعمه در مبارزه با موش خانگي كه در مزارع زندگي مي كنند يا موش جنگلي استفاهد كنند، ميزان فسفوردوزنگ را تا 3 درصد بايد پائين آورد.
2-طعمه با مغز گردو:
10 كيلو مغز گردو و 200 گرم روغن پارافين، 0.5 كيلو فسفودوزنگ و طرز تهيه مثل طعمه گندم مي باشد. اين طعمه را مي توان در فصل پائيز و زمستان براي مبارزه با موش ورامين در باغات بكار برد. براي اين كار طعمه را با قاشقك در داخل لانه هاي فعال مي گذارند. در اين روش بايد كليه لانه ها را يك روز قبل از انجام مبارزه كوبيد و روز بعد طعمه گذاري را فقط در سوراخهائي كه باز شده اند، يعني لانه هاي فعال انجام داد. مقدار مصرف طعمه در يك هكتار حدود 0.5 تا يك كيلوگرم طعمه خواهد بود.
3-طعمة سبز:
علف سبز (هر نوع علف هرز يا گياه زراعي فرق نمي كند) 100 كيلوگرم، فسفوردوزنگ مخلوط با خاكستر يا پودر تالك حدود 10 كيلوگرم در اين طريقه ابتدا پودر تالك و فسفوردوزنگ را با هم به خوبي مخلوط مي مكنند سپس كارگري كه مجهز به دستكش و ماسك و يك سطل با ظرفيت حدود يك كيلوگرم، كار را شروع مي كنند. كارگر ضمن عبور از مزرعه به محض برخورد با لانه فعال، مقداري علف چيده و آن را به اندازة سوراخ خروجي موش گلوله كرده و يك طرف گلوله را با مخلوط سم و تالك آغشته كرده و طرف آلوده با سم را داخل سوراخ موش كرده و راه ورود لانه را مي بندد و سراغ سوراخ بعدي مي رود. در اين روش بايد يك روز قب از مبارزه كليه لانه ها را لگد كوب كرد و روز بعد فقط در سوراخهاي باز شده طعمه گذاري كرد. اين طريقة مبارزه را در فصل بهار و تابستان براي موش مغان، موش آبي و مريونها مي توان به كار برد. با اين مقدار مي تون 12-10 هكتار را مبارزه كرد.
4-طعمة سيب زميني يا هويج:
10 كيلوگرم سيب زميني يا هويج و 0.5 كيلوگرم فسفودوزنگ مورد احتياج است. ابتدا هويج يا سيب زميني را به قطعات كوچكي به اندازه حبه قند تقسيم مي كنند. سپس فسفوردوزنگ را به تدريج روي اين قطعات پاشيده و با پاروك آن را به هم مي زنند تا سم بطور يكنواخت با طعمه مخلوط شود و بايد بلافاصله طعمه گذاري را شروع كرد. اين روش را مي توان براي موش آبي يا موشهاي خانگي در مزارع در فصل تابستان و پائيز بكار برد و طعمه گذاري را بايد طرف عصر انجام داد.
5-طعمه با يونجة خشك
يونجه خشك 10 كيلوگرم، ملاس چغندرقند يك ليتر،فسفودوزنگ يك كيلوگرم مورد احتياج خواهد بود. اين روش را در روزهاي برقي براي مبارزه با خرگوش مي توان بكار برد. براي تهيه طرف صبح روي يونجه خشك ملاس چغندرقند يا محلول 10 درصد شيره را به تدريج پاشيده و يونجه را زير و رو مي كنند تا محلول به طور يكنواخت يونجه را خيس كند. سپس روي آن را با گوني يا نايلون مي پوشانند و تا عصر به همان حال مي گذارند تا يونجه ها رطوبت بردارند. طرف غروب يونجه ها را به دسته هاي كوچك (10-8 ساقة يونجه در هر دسته) تقسيم مي كنند. سپس فسفور دوزنگ را روي آن پاشيده و آرام آرام بهم مي زنند. اين طعمه را طرف غروب در سطح باغي كه مستور از برف مي باشد و مورد حملة خرگوشها قرار مي گيرد پخش مي كنند. در هر 10 متر مربع يك دستة كوچك يونجه كافي است. صبح روز بعد طعمه هائي كه مورد استفاده خرگوش قرار نگرفته است بايد از سطح باغ جمع آوري و معدوم شود.
6-طعمه با نان و مربا:
اين روش مخصوص موش شكول مي باشد. مواد مورد نياز 10 كيلو نان سفيد، 200 گرم مربا بهتر است مرباي زردآلو باشد، 0.5 كيلو فسفوردوزنگ خواهد بود.
طرف غروب نانها را از وسط بريده و لاي آن را مربا مي مالند، سعي شود قطعات زردآلو لاي نان وجود داشته باشد سپس فسفوردوزنگ را روي مربا مي پاشند و دو طرف نان را روي هم مي گذارند و سپس آن را به قطعات كوچك تقسيم مي كنند و در محل رفت و آمد شكول قرار مي دهند و صبح روز بعد طعمه ها را جمع آوري و معدوم مي سازند.
7-گردپاشي لانه ها:
مواد مورد نياز: 20 كيلوگرم تالك و 10 كيلوگرم فسفوردوزنگ خواهد بود.
تالك و فسفوردوزنگ را در ظرف سربسته با چرخانيدن ظرف به خوبي با هم مخلوط مي نمايند. سپس اين گرد را با گرد پاشهاي دستي كوچك به داخل لانه مي پاشند. در اين طريقه هم بايد يكروز قبل از مبارزه كلية لانه ها را بكوبند و روز بعد گردپاشي را فقط در لانه هاي باز شده انجام دهند. اين روش بيشتر در مواقعي كه موشهاي صحرائي از قبيل موش مغان (در زماني كه علف بيابان خشكيده و هوا گرم است) يا موش ورامين (در فصل بهار) كه از برداشتن طعمه خودداري مي كند به كار مي رود.