آفات گیاهی
مگس چغندر قند - سموم معدنی
مگس چغندر قند - سموم معدنی
مگس چغندر قند Pegomia betae
( Dip. Anthomyiidae)
میزبانان:
لارو از گیاهان زراعی به چغندر قند و از علف های هرز به سلمک- ترشک
( chenopodiaceae ) حمله می کند.
مرفولوژی:
مگسی کوچک،کپسول سر قهوه ای،قفس سینه ی خاکستری و پوشیده از موهای زیاد،شکم زرد و دارای موهای زیاد.
تخم ها شلجمی سفید با سطح مشبک و بصورت دسته ای پشت برگ گذاشته می شوند.لارو ورمی فرم (سر باریک و انتهای آن پهن) و بدون پا برنگ سفید مایل سبز یا زرد ، سه سن لاروی دارد وشفیره استوانه ای قرمز رنگ.
مناطق:
در تمام مناطق چغندر کاری ایران وجود دارد (اصفهان ، خراسان ، شیراز و غیره )
نحوه خسارت:
لارو داخل برگ شده و از بین دو اپیدرم تغذیه می کند ابتدا ایجاد مینوز ریزمی کند که کم کم
به هم پیوسته و لکه های سفید شبیه تاول ایجاد می کند و در ادامه برگها خشکیده و از بین می روند و سطح فتوسنتز کاهش می یابد.
بیولوژی:
این حشره زمستان را به صورت شفیره داخل خاک به سر می برد اوائل بهار که هوا گرم می شود و حشرات بالغ ظاهر میشوند ظهور حشرات به رطوبت و دما بستگی دارد که رطوبت زیاد و دمای کم باعث تشدید ظهور خسارت می شود.
بیشتر فعالیت در مواقع آفتابی می باشد و درمواقع بارانی زیر کلوخه ها مخفی می شوند و پس از جفت گیری تخم گذاری می کنند و لاروها پس از 3 الی 5 روز خارج شده و از زیر برگ آن را سوراخ کرده و وارد آن شده و به صورت مینوز تغذیه می کنند و ایجاد لکه های سفید تاولی می کنند.
لاروها پس از 12 الی 14 روز از برگ خارج شده و در سطح خاک به شفیره تبدیل می شوند که دوره شفیرگی 14 روز طول می کشد .
در کل طول یک نسل 27 الی 35 روز طول می کشد ودر سال 2 الی 4 نسل تولید می کند.
مهمترین خسارت در بهار (اردیبهشت) همزمان با نسل های اول و دوم و گاهی نسل سوم در پائیز است .
لارو در گرمای زیاد و رطوبت کم فعالیتی نداردو لذا در تابستان خسارت چندانی ندارد البته فعالیت دشمنان طبیعی نیز موثر است.
روشهای کنترل :
مبارزه باید در مرحله لاروی آفت صورت گیرد
الف): بیولوژیک سن شکارگر تخم Lygus rugulpennis
ب): زراعی
1- شخم عمیق بعد از برداشت محصول برای ازبین بردن شفیره های زمستان گذران
2- کنترل علف های هرز برای حذف میزبان واسط و عدم تداوم نسل آفت
ج):استفاده از سموم فسفره نظیر مالاتیون 57% ،دیازینون 60% به مقدار 2 لیتر در هکتار
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ترکیبات معدنی (غیرآلی)
گوگرد
گوگرد اولین قارچ کش موثر بوده که استفاده از ان به قرنها پیش بر میگردد. این ماده به عنوان یک قارچ کش محافظتی است که روی جوانه زنی کنیدیوم اثر بازدارندگی دارد. استفاده از ترکیب گوگرد و آهک ابتدا برای کنترل سفیدک پودری میوه ها توصیه شد و ترکیبات و مخلوطهای دیگر گوگرد(بیش از 20نوع) هنوز به طور وسیعی در سیب، انگور و دیگر محصولات زراعی به کار میرود.
گوگرد علیه چند جایگاه بیوشیمیایی عمل می کند. ضمن بازداری از تنفس سلولی،تولید سولفید هیدروژن را کاهش داده، پروتئینها را تخریب کرده و با فلزات سنگین در درون سلول قارچی تشکیل کلات می دهد. فعالیت انتخابی گوگرد علیه سفیدکهای پودری ممکن است به خصوصیت رشد بی حفاظ و منحصر به فردشان نسبت داده شود و یا ممکن است ناشی از جذب به وسیله لایه های چربی کنیدیوم باشد.
گوگرد دارای فعالیت کنه کشی نیز می باشد. به طور مثال علیه کنه های تار عنکبوتی استفاده می شود ولی در شرایط مرطوب و گرم(بالاتر از35 درجه سانتیگراد) ممکن است گیاهسوزی بدهد.
مس
مس، درابتدا به شکل سولفات مس، برای کنترلTilletia grisea در گندم استفاده شد. ولی استفاده از ان توسعه نیافت تا مشاهده میلاردت در فرانسه در سال1882. او مشاهده نمود که تیمارهای سولفات مس و آهک که در اطراف جاده ها استفاده شده بود تا دزدان انگور را بترساند، همراه شده بود با کنترل سفیدک کرکی(Plasmopara viticola). این موضوع باعث قبول مخلوط بردو به عنوان یک تیمار روزمره برای سفیدک کرکی انگور شد.
قارچ کشهای مسی از قبیل مخلوط بردو و اکسی کلرید مس هنوز به تنهایی یا به صورت ترکیب با سموم سیستمیک از قبیل سیموکسانیل(cymoxanil) به کار می روند،تا تعدادی از بیماری های انگورP. viticola، سیب زمینی و گوجه فرنگیPhytophthora infestance ،رازک Pseudomonas humuli، موزMycosphaerella musicola، قهوهColletotrichum kahawae و چایExobasidium vexas را کنترل کنند. ساخت محصولات حاوی مس افزایش و ادامه یافته و تالات مس(Copper tallate) اخیرا به عنوان تشدید کننده فعالیت تعدادی از قارچ کشهای آلی توصیف شده است.
مس، به شکلcu++، به راحتی درون قارچهای حساس تجمع یافته، با آنزیمهای دارای گروههای سولفیدریل(sulphydryl)، هیدروکسیل(Hydroxyl)، آمینو(Amino) یا کربوکسیل (Carboxyl) ترکیب شده، آنها را غیر فعال نموده و باعث به هم خوردن متابولیسم عمومی و سلامت سلول می شود.
محصولات مس علاوه بر همراه بودن با همه حفاظت کننده های غیر متحرک، به طور متناوب برای دستیابی به پوشش مناسب و بالا بردن کنترل بیماری در مزرعه استفاده می شوند و با وجودیکه ممکن است تاثیرات قارچ کشی آنها کاهش یابد، به صورت نسبتاً نامحلول در آب ساخته می شوند تا از تا ثیرات گیاهسوزی یون مس اجتناب شود. همچنین از شسته شدن قارچ کش بوسیله باران کاسته شده تا پس ار کاربرد اولیه برای مدت طولانی سودمند باشد.
جیوه
قارچ کش های وابسته به جیوه ابتدا به عنوان محصولات غیر آلی در دسترس قرار گرفتند. لیکن در دهه 1930 شروع به تولید مواد آلی از این فلز شد و پذیرش گسترده آن برای استفاده، بخصوص برای ضدعفونی کردن بذر بالا گرفت. استفاده از جیوه به خاطر پتانسیل خسارت به محیط زیست و سمیت بالا به شدت کاهش یافته است. با این حال هنوز تعداد بسیار اندکی از قارچ کش های جیوه ای در بعضی کشورها روی درختان زینتی و چمن در فصل زمستان استفاده می شود.
مثالی از قارچ کش های جیوه ای:
کلرید جیوه یک ظرفیتی ،کلرید جیوه دو ظرفیتی، اکسید جیوه
قلع
فعالیت زنده کشی عمومی قلع، استفاده از آن را در کشاورزی محدود کرده است،هر چند ترکیباتی از قبیل: تری بوتیل قلع،خاصیت قارچ کشی دارند. بیشترین ارزشمندی فراورده های قلع به عنوان زنده کش در رنگهای دریایی است، ولی نگرانیهای پتانسیل آلوده سازی محیط ،استفاده از آن را به مخاطره انداخته است. فن تین استات(Fentin acetate) و فن تین هیدروکساید(Fentin hydroxide) در طیف وسیعی از محصولات برای کنترل تعدادی از بیماری ها به کار می روند
منبع:سبزینه
خوشه خوار گندم
خوشه خوار انگور
آفت خوشه خوار انگور
انگور یکی از محصولات مهم و با ارزش کشور است که به صورت های تازه (مجلسی)کشمش و یا فرآورده هایی مثل شیره و آب انگور مورد استفاده قرار می گیرد. تولید سالیانه این محصول در ایران حدود دو میلیون تن است که پس از سیب و مرکبات در رتبه سوم قرار دارد.
بزرگترین آفتی که این محصول را تهدید مینماید آفت خوشه خوار است که تقریبا در کلیه موارد موستانها فعالیت دارد و در برخی از مناطق مانند آذربایجان غربی خسارت وارده توسط این آفت بسیار چشم گیر است . در سال های طغیانی خسارت آن حدود 90 درصد بیان شده است . در بعضی از موارد این آفت در داخل حبه های کشمش نیز دیده می شود .
که در این مقاله سعی ب آن است که مشخصات ظاهری آفت.طرز زندگی .علایم خسارت و نحوه مبارزه با آن به بیانی ساده و روشن و در عین اختصار برای بهره برداران عزیز مورد بحث قرار میگیرد
مشخصات آفت:
آفت خوشه خوار انگو لارو یا کرمینه ای است که از تخم یک پروانه به وجود می آید.اندازه لاروها ییکه تازه از تخم خارج میشود به حدود 2میلیمتر است .
رنگ این لارو ها سفید متمایل به خاکستری است . با تغذیه از جوانه های خوشه.غوره و حبه های انگور کم کم رشد کرده و در نهایت به حدود 1 سانتی متر می رسد . در این موقع رنگ آنها سبز یا خاکستری مایل به قرمز است .
لاروها پس از انکه به رشد کامل رسیدند تغییر شکل می دهند و در محل تغذیه و یا در زیر پوست و یا در سطح خاک در زیر باقی مانده های گیاهی در داخل توده سفیدی از تار به صورت شفیره در می آید . پس از مدتی پروانه ها ظاهر می شوند . اندازه این پروانه ها با بال های باز به حدود 1 سانتی متر می رسد و روی بال های آن نوار پهن قهوه ای روشن به چشم می خورد .
طرز زندگی :
همانطوری که گفته شد آفت لاروی است که از تخم یک پروانه به وجود میاید . در فطل بهار هم زمان باز شدن جوانه ها پروانه های کوچکی با بال های دارای نوار های قهوه ای روشن ظاهر می شود . تخم این آفت ها به زحمت با چشم دیده می شود و رنگ آن زرد مایل به سفید است . پروانه ها تخم های خود را به صورت انفرادی روی جوانه ها ی گل می گذارند . برخی از موارد این تخم ها روی جوانه های برگ نیز گذاشته می شود. از این تخم ها بسته به درجه حرارت پس از یک هفته تا ده روز لارو ها یا کرمینه هایی کهاندازه آنها به حدود 2 میلی متر می رسد خارج میشوند. لاروهای نوزاد وارد خوشه های گل شده و با تنیدن تارهایی به شکل تار عنکبوت و در هم فشردن غنچه ها از آنها تغذیه می نمایند .تا هنگام باز شدن گل ها لارو ها کاملا رشد کرده و به حدود 1 سانتی متر و یا کمی بیشتر می رسد . پس لارو ها در زیر پوست درختان و یا زیر گیاهان خشگ و پوسیده سطح زمین و یا در همان محل تغذیه در داخل پیله سفید رنگ پنبه ای مانند به شکلی در می ایند که به آنها شفیره می گویند .حدود یک هفته بعد از شفیره ها که اندازه آنها کمی از یک سانتی متر کوچکتر است پروانه ها ظاهر شده و تخم ریزی جدید شروع می شود . لارو ها ی به وجود آمده از این تخم های جدید از این غورها تغذیه می کنند .این لارو ها نیز پس از گذشت حدود سه هفته تبدیل به شفیره می گردنند . که از آنها پروانه های جدید ظاهر می شود . از تخم های این پروانه ها لاروهای به وجود می آید که از حبه انگور تغذیه کرده و همین لارو ها هستند که بیشترین خسارت را به بار میاورند که در اصطلاح لارو های نسل سوم گفته می شود. آفت در فصل زمستان به صورت شفیره است و به صورت عمده در زیر پوست درختچه ها قرار میگیرد .
علائم خسارت :
در اوایل بهار موقعی که خوشه های گل ظاهر می شود در لابه لایی این خوشه ها تار هایی به شکل تار عنکبوت ظاهر و به به وسیله آنها غنچه ها به هم فشرده و در هم پیچیده شده و لاروهایی که در بین غنچه ها در هم پیچیده شده است پنهان شده اند از آنها تغذیه می نمایند. این تغذیه در بعضی مواقع چنان شدید است که تمام که تمام غنچه ها از بین می روند . در موقع ظهور غنچه ها به خصوص موقعی که غور ها به اندازه عدس یا نخود شده باشده اند لارو ها سوراخ هایی در آنها ایجاد کرده و از داخل آنها تغذیه میکنند.
نحوه مبارزه:
نحوه مبارزه و زمان آن با توجه به زندگی و زمان شروع فعالیت آفت تعیین می شود . با توجه به اینکه در زمستان قسمتی از شفیره ها در زیر علف های خشک و پوسیده در سطح زمین به سر می برند استفاده از یخ آب می تواند به نابودی این بخش از شفیره ها و در نتیجه کاهش آفت در موقع ظهور خوشه های گل کمک کند .
و اما مبارزه با جمعیت نسل بهاره آنها : جمعیت نسل بهاره یعنی همانهایی که که به خوشه های گل آسیب می رسانند معمولا زیاد نمی باشد و خسارت وارده در حدی نیست که نیازی به مبارزه داشته باشد . موقعی که غورها به اندازه عدس و یا حداکثر به اندازه نخود شده اند جمعیت آفت در حدی است که می تواند زیان قابل توجه و نتیجتا کاهش چشم گیر محصول را به دنبال داشته باشد . در این موقع لام است که با یکی از سموم فسفره مثل آزینوفوس متیل یا زولون به نسبت دو در هزار و یا دیازنیون 60 درصد به نسبت 1.5 در هزار مبارزه انجام گیرد . انگو رهایی مثل رقم یاقوتی که زود برداشت می شود معمولا نیاز به مبارزه ندارند و یا اینکه در صورت آلودگی شدید به آفت فقط در هنگامی که غوره ها به اندازه عدس هستند مبارزه صورت می گیرد . برای رقم مهدی خانی نیز که در اواخر تیر و یا اوایل مرداد به دست می آید یک بار مبارزه کافی است .
در ارقام دیررس لازم است موقعی که انگور نرش و شیرین می شود برای نوبت دوم مبارزه شیمیایی به عمل آید .
نتیجه گیری :
آفت خوشه خوار که در حال حاضر بزرگترین آفت انگور کشور است لارو یا کرمینه ای از تخم یک پروانه است که همزمان با بیاز شده جوانه ها و ظهور خوشه های گل در لابه لای غنچه ها درهم پیچیده شده به وسیله تار های شبیه به تار عنکبوت در حال تغذیه از غنچه مشاهده می شود . این لارو ها در ابتدا به رنگ سفید مایل به خاکستری و سپس سبز یا لیمویی مایل به رنگ قرمز در می آید و اندازه لارو کامل به حدود یک سانتی متر می رسد . با باز شدن گل ها لارو ها محل تغذیه را ترک و پس از گذراندن دوره شفیره گی به پروانه نسل جدید تبدیل می گردد . لارو های این نسل از غور هایی که به اندازه عدس شده اند تغذیه می نمایند. نسل دیگر که نسل سوم به حساب می آینداز حبه های در حال شیرین تغذیه می کنند و در حقیقت بیشترین خسارت را همین لارو ها سبب می شوند.
آب تخت زمستانه برای نابودی بخشی از شفیره ها که در زیر بقایی علف های خشک و پوسیده به سر می برند موثر هستند . در صورتی که جمعیت آفت قبل از باز شدن گل زیاد نباشد نیازی به مبارزه شیمیایی نیست . ولی موقعی که غوره های به اندازه عدس یا حداکثر به اندازه نخود شده اند مبارزه شیمیایی بایکی از سموم فسفره علیه آفت ضروری است که برای ارقام زودرس مثل یاقوتی و مهدی خانی یک بار سم پاشی کفایت می کند . برای ارقام دیر رس مانند بی دانه و غیره سم پاشی دیگری در آغاز تغییر مزه انگور لازم است .
منابع مورد استفاده :
1- قریب . عبدالرضا:کرم خوشه خوار انگور . نشریه آفات و بیماری های گیاهای
2- رضوانی . علی : آفت خوشه خوار 3- صابر. موسی : بررسی زیست شناسی کرم خوشه انگور در مناطق آذر شهر و مناطقی از شهرستان تبریز . پایان نامه کارشناسی ارشد . دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز
منابع خارجی :
1- kochenko,z.i.1987: the grape leafroller in the lowr dnieper . Zashchita Rastenii(1987)
2- Marcelin , H 1985: control of grape tortricids, phytoma(1985)
3- Ribereau-Qayon/j/1971: science et techniques de Ia vigne tome 2,367-377
وبلاگ باغبانی
پروانه سفید درختان
Arctiidae
Taxonomic position:
Kingdom: Animalia
Phylum: Arthropoda
Class: Insecta
Order: Lepidoptera
Family: Arctiidae
Other name used: Hyphantria textor (Harris)
نام انگلیسی: mulberry moth ، blackheaded webworm، redheaded webworm ، fall webwormو نامی که بیشتر بکار می رود American white moth می باشد.
مروری بر تاکسونومی و نامگذاری: در آمریکا H.cunea دارای دو نژاد می باشد یکی با سر سیاه رنگ و دیگری با سری قرمز رنگ که قبلا نژاد دوم تحت نام H.textor شناسایی می شده است. این دو نژاد معمولا همراه یکدیگر بوده ولی از نظر نقوش روی بدن حشرات بالغ و لاروها و همچنین محیط های غذایی و زیست شناسی از هم قابل تفکیک هستند.
دامنه میزبانی: H.cunea به دامنه وسیعی از درختان میوه به غیر از سوزنی برگان حمله می کند. دامنه میزبانی این آفت در مناطقی که آفت به آن محل ها وارد گردیده از مبدا اصلی که شمال آمریکا می باشد بیشتر است(در آمریکای شمالی 88 گونه، در اروپا 230 گونه و در ژاپن 317 گونه گیاهی میزبان آفت محسوب می شوند). پروانه سفید درختان شاید دارای بیشترین دامنه میزبانی بین حشرات باشد. لارو این آفت روی تقریبا 636 گونه گیاهی در دنیا تغذیه می کند
بعضی از آفات خانواده Arctiidae از گیاهان سمی تغذیه می کنند. پروانه سفید درختان روی گیاهان سمی تخصص پیدا نکرده است ولی نسبت به سایر آفات این خانواده دارای مکانیسمی است که می تو.اند از گیاهان سمی تغذیه کند.
میزبان های اولیه آفت شامل:
Morus alba (توت)، Prunus cerasus (آلبالو) Juglans nigra , (گردو) ، Pyrus communis (گلابی) Malus pumila (سیب) ، Prunus domestica (آلو) ، Prunus avium (گیلاس وحشی)، Diospyros virginiana ، Carya illinoinensis (پیکان یا گردوی گرمسیری)، Carya ovata و Liquidambar styraciflua می باشد.
سایر میزبان های آفت شامل:
Carya (hickories), Ulmus americana (American elm), Hops, Juglans regia (English walnut), Pinus densiflora (Japanese umbrella pine), Vitis vinifera (grapevine), Ailanthus altissima (tree of heaven), Alnus (alders), Acer platanoides (Bosnian maple), Arbutus menziesii (Pacific madrone), Acer (maples), Acer negundo (Boxelder), Fraxinus (ashes), Fraxinus excelsior (ash), Platanus (planes), Platanus occidentalis (sycamore), Populus (poplars), Salix (willow), Taxodium distichum (bald cypress), Tilia cordata (small-leaf lime).
است.
مراحل مورد حمله آفت: این آفت با تغذیه از برگ ها و کلا تمام گیاه به مراحل رشد سبزینه ای گیاه خسارت وارد می نماید.
مناطق انتشار آفت: H.cunea بومی آمریکای شمالی است و در آن مناطق دارای پراکندگی وسیعی می باشد. این آفت بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم به اروپا (مجارستان، اتریش و یوگسلاوی) وارد گردید و از آن تاریخ در تمام اروپا منتشر شده است.
اروپا: آلمان، اتریش،اسلواکی، اسلوونی، اکراین، ایتالیا، بلغارستان، بوسنی و هرزگوین، جمهوری چک، رومانی، سوئیس، فدراسیون روسیه، فرانسه، کرواسی، لهستان، مجارستان، مولداوی و یوگسلاوی
آسیا: آذربایجان ، چین، ژاپن، کره شمالی و جنوبی، ترکیه و ایران
آمریکا: ایلات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک
منبع:سبزینه
آفات نباتی غیر مثمر
پروانه برگخوار صنوبر ( Gypsonoma acerina )
حشره کامل به عرض 1 تا 5/1 سانتی متر است و رنگ عمومی بدن آن خاکستری ، رنگ بالهای جلویی شکلاتی و رنگ بالهای عقبی آن خاکستری است . پروانه ماده 24 ساعت بعد از خروج از شفیره ، تخمهای خود را به طور انفرادی یا 2 تا 3تایی روی دمبرگ یا در امتداد رگبرگ اصلی یا روی دندانه های کناری برگ قرار می دهد. تخمها 5 تا 6 روز بعد به لارو تبدیل می شوند. لاروها ابتدا ازپارانشیم برگ تغذیه نموده و سپس کامل می شوند.لاروها با اتصال 2 تا 3 برگ ، لانه ای برای خود ساخته و تبدیل به شفیره می شوند.
زمستانگذرانی این حشره به صورت لارو در شکاف تنه یا در زیر برگهای مرده است.
لاروها در بهار ابتدا از جوانه ها و سپس از برگها تغذیه کرده و منجر به از بین رفتن جوانه ها و پژمردگی آنها و جارویی شدن شاخه می شوند.
این آفت در نهالستانها و خزانه های صنوبر دیده شده و موجب خسارت می شود.
روش مبارزه :
مبارزه علیه حشره کامل در اردیبهشت ماه همزمان با پرواز و تخمریزی پروانه ها و یا اوایل فروردین ماه همزمان با شروع فعالیت تغذیه لاروهای زمستان گذران ، انجام پذیر می باشد.
روش مناسب و عملی در مبارزه شیمیایی با این آفت ، استفاده از سموم نفوذی از قبیل سم متاسیستوکس به میزان یک در هزار همزمان با شروع فعالیت تغذیه لاروهای زمستان گذران می باشد.
سوسک پوستخوار بزرگ نارون(scolytus scolytus )
حشره کامل این سوسک به طول 4 الی 6 میلیمتر بوده و سر و پیش گرده آن سیاه ، پیشانی آن پوشیده از موهای کوتاه و بالپوشها قهوه ای مایل به قرمز می باشد .
لاروها معمولا ضمن فعالیت خود دالان مادری یک طرفه طویلی که طول آن 2 تا 3 سانتیمتر و گاهی تا 10 سانتی متر می رسد ، ایجاد می کنند.
این حشره ناقل بیماری قا رچی مرگ نارون می باشد و 1 یا 2 نسل در سال دارد.
این حشره در جنگل های شمال کشور و همچنین در استانهای تهران ، آذربایجان و فارس در زیر پوست درختان نارون ، ممرز و آزاد مشاهده می شود.
روش مبارزه :
با توجه به اینکه سوسک پوستخوار نارون اغلب به درختان ضعیف ، مسن و بیمار حمله می کند، از این رو برای مبارزه با این آفت باید این نوع درختان را از عرصه جنگل ها قطع و خارج نمود تا بدین وسیله از حمله آفت به درختان سالم جلوگیری شود .
روش شیمیایی مبارزه با این آفت سمپاشی درختان با سم متوکسی کلر می باشد.
پروانه فری یا کرم خراط (Leopard moth)
Zeuzera pyrina
(Lep: Cossidae)
این حشره به گونههای بسیاری از درختان مثمر و غیرمثمر حمله میکند. از درختان مثمر سیب میزبان اصلی آن در ایران است ولی خسارت آن روی گلابی، به و گردو نیز دیده شده است. از گیاهان غیرمثمر میتوان به افرا، بیدمشک، بید، نارون، بوط و زبان گنجشک اشاره نمود. در دنیا 150 میزبان برای آفت ذکر شده است. درخت سیب به این آفت خیلی حساس و زود از پا درمیآید در حالیکه گردو تا حدودی مقاوم است.
زیستشناسی
پروانه فری در ایران هر دو سال یک نسل دارد. زمستان را به صورت لاروهای سنین مختلف در درون شاخه درختان میزبان میگذراند. در اواسط بهار لاروهایی که رشدشان کامل شده تبدیل به شفیره میشوند و اواخر بهار شبپرهها به تدریج ظاهر میشوند. حشرات ماده اصولاً هیچ نوعی تغذیهای نداشته و به جهت سنگینی قادر به پرواز نیستند. پس از جفتگیری اغلب در مدخل سوراخ خروجی، شکاف ته و حتی روی زمین تخمریزی میکنند. هر حشره ماده نزدیک به هزار تخم میگذارد. این تخمها خوراک مناسبی برای مورچهها هستند. به فاصله یک تا دو هفته تخمها تفریخ شده و لاروهای کوچکی خارج میشوند. تغذیه اصلی لاروها از چوب شاخه و تنه است. لاروها ضمن تغذیه فضولات نارنجی رنگ خود را از سوراخ ورودی که در ضمن سوراخ خروجی آنها نیز خواهد بود به صورت گلولههای کوچک و مدور بیرون میریزند. این فضولات در پای درختان مبتلا جمع میشوند و این خود یکی از راههای بسیار آسان تشخیص وجود پروانه فری میباشد. کانالهایی که در داخل چوب بوسیله لارو این حشره بوجود میآید مستقیم و حدود 30 تا 40 سانتیمتر طول دارد و بستگی به گونه میزبان دارد.
حمله این آفت روی سیب استقرار سایر حشرات چوبخوار و مخصوصاً اسکولیت درختان میوه و پروانه زنبور مانند را به دنبال خواهد داشت. چون دهانه خروجی دالانهای لاروی پروانه فری محل مناسبی برای تخمریزی و در نتیجه خسارت پروانه زنبور مانند است.
لاروها با تارهایی بسیار نارک که با غدد دهانی خود میسازد از شاخهای به شاخه دیگر منتقل میشوند. لاروها پس از تغذیه کامل تبدیل به شفیره میشوند. دوره شفیرگی 20 تا 40 روز طول میکشد. در کرج این زمان به تدریج از اوایل اردیبهشت ماه شروع و تا اوایل شهریورماه نزدیک به 5 ماه اولیه ادامه دارد. پروانههای کامل پس از ظهور از همان سوراخ ورودی خارج میشوند.
کنتـــــــرل:
1ـ از دشمنان طبیعی این آفت میتوان به مورچههای شکاری (عادت تخمخواری) و سنهای Reduviidae (عادت لاروخواری) اشاره نمود.
2ـ رعایت اصول به زراعی، هرس و سوزاندن شاخههای خشک و آلوده از شدت خسارتهای بعدی میکاهد.
3- در موردی که تعداد درختان آلوده کم باشد میتوان با فرو بردن مفتولی در درون سوراخهای ورودی، لاروهای آفت را از بین برد.
4ـ استفاده از قرص و خمیرهایی که گازهای سمی تولید می کنند.
5ـ امروزه در اکثر کشورهای جهان از فرمونهای جنسی به صورت تکنیک Mating disruption در قالب مبارزه تلفیقی علیه این آفت استفاده میشود.
6- بهترین موقع مبارزه شیمیایی زمانی است که لاروهای سن اول به قسمتهای جوان گیاه که همان رگبرگها و دمبرگها و شاخههای نازک است حمله میکنند در این موقع چون عمق نفوذ لاروها هنوز چندان زیاد نیست میتوان با استفاده از سموم نفوذی مؤثر برای از بین بردن آفت استفاده کرد.
آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار
دیازینون EC60% و 1 درهزار
ابریشم باف ناجور ( Gypsy moth)
Lymantria dispar
(Lep: Lymantriidae)
این حشره آفتی است پلی فاژ و در دنیا به بیش از 500 گونه حمله مینماید. در ایران گاهی به حالت طغیانی درمیآید و به خصوص در نواحی شمال روی درختان جنگلی پهن برگ و درختان میوه خسارت میزند.
زیستشناسی
زمستان را به صورت تخم و در حالت دیاپور سپری کرده و در اوایل بهار بتدریج تخمها تفریخ ولاروها خارج میشوند. لاروها 45 تا 70 روز فعالیت برگخواری شدید از خود نشان میدهد. انتقال لاروهای جوان یا لاروسن اول بوسیله باد و بوسیله رشتههای ابریشمی میباشد. لارو پس از تغذیه در محل مناسبی تبدیل به شفیره میشود. شفیره بوسیله تارهای ابریشمی به تنه درخت یا چیز دیگر خود را متصل میکند. مرحله شفیرگی 10 تا 14 روز به طول میانجامد. پروانههای ماده پس از خروج به علت سنگینی بدن خود قادر به پرواز دور نمیباشند و در همان حول و حوش محل خروج از شفیره پس از جفتگیری، تخمهای خود را به صورت تودههای بیضی شکل به تعداد 500 تا 2000 عدد در رویپوست صاف تنه و شاخههای جوان میزبان و یا روی قسمتهای مختلف درخت روی سنگ و روی کندههای بریده شده درخت قرار میدهند. تخمها تا اندازهای گرد و کرم رنگ هستند. از اواسط تابستان تا بهار آینده نزدگی خود را به حالت تخم میگذارنند.
مبازه
1ـ دشمنان طبیعی
پارازیتوئید شفیره Brachymeria intermedia (Hym.: Chalcididae)
پارازیتوئید لارو Exorista larvarum (Dip.: Tachinidae)
پارازیتوئید لارو Apanteles sp. (Hym.: Braconidae)
2ـ کنترل شیمیایی
استفاده از دیفلوبنزورون (دیمیلین) به نسبت 0.3 در هزار یا باکتری B.t به نسبت 2.5 تا 3 در هزار
سایت پلانت پاتولوژی
آفات مهم خرما
زنجرک خرما «Ommatissus binotatus»
نحوه خسارت: مکیدن شیره گیاهی آوندی وسبزینه گیاه – ترشح شیره ضعیف شدن گیاه
سموم مبارزه:دلدان، دیازینون ، اکتلیک
مبارزه غیرشیمیایی: کارت زرد به منظور هدایت و فریب حشره به سمت تله یا تله مسموم
زمان مبارزه:
بوشهر: دهه اول اردیبهشت تا دهه سوم خرداد
اصفهان: دهه دوم اردیبهشت تا دهه دوم خرداد
کرمان:دهه سوم فروردین تا دهه سوم خرداد
فارس ویزد: دهه دوم اردیبهشت تا دهه سوم خرداد
هرمزگان: دهه سوم فروردین تا دهه اول خرداد
جیرفت دهه اول اردیبهشت تا دهه سوم خرداد
کنه گرد آلود خرما ( کنه تارعنکبوتی خرما ) Olygonychus afrasiaticus
نحوه خسارت : استفاده از شیره نسوج برگهای جوان وحبه های نارس تغییررنگ وایجاد خال روی میوه های نارس ( خارک )
مبارزه شیمیایی: تدیون ، پروپارژیت ( اومایت ) ، نئوون ، نسیرون
زمان مبارزه:
بوشهر و اصفهان: دهه دوم خرداد تا دهه سوم مرداد
خراسان: دهه دوم خرداد تا دهه اول مرداد
جیرفت: دهه اول خرداد تا دهه اول مرداد
هرمزگان: دهه سوم خرداد تا دهه سوم مرداد
یزد وکرمانشاه وخوزستان:خرداد تا دهه دوم مرداد
کرمان و سیستان و بلوچستان: دهه اول خرداد تا دهه دوم مرداد
فارس: دهه دوم خرداد تا دهه اول مرداد
سوسک سرخرطومی حنائی خرما Rhynchophorus ferrugineus
نحوه خسارت:ایجاد تونل داخل تنه توسط لارو توخالی شدن قند و مرگ درختان
مبارزه شیمیایی : دراژه فسفید آلومینیوم ، اکسی کلرور مس ، مخلوط اکسی کلرور مس
* استفاده از فرمون مخصوص حشره برای شکار انبوه Mass tropping
زمان مبارزه:این آفات بصورت قرنطینه داخلی درمنطقه سراوان از استان سیستان وبلوچستان وجود دارد. درتمام طول سال عملیات ردیابی برای جستجوی این آفت صورت می گیرد.
سپردار معمولی خرما Parlatoria blanchardi
نحوه خسارت : حمله به درختان جوان وپاجوش ها بخصوص برگهای پایینی زردی وپژمرده شدن برگها ، کاهش عملکرد و تولید
مبارزه شیمیایی: مالایتون ، رکسیون
نکته: در سمپاشی پاییزه سموم همراه و روغن مصرف شود.
زمان مبارزه: اردیبهشت و آبان ( دراین زمان 75 درصد پوره ها از زیرسپر خارج شده اند ومبارزه مفید وموثر خواهد بود.
کرم میوه خوار خرما ( شب پره کوچک خرما ) Batrachedra amydraula
مبارزه شیمیایی : فنیترو تیون ، دیازنیون ، اگیلیک
زمان مبارزه:
بوشهر: دهه سوم فروردین تا دهه اول خرداد
فارس، خراسان ، خوزستان: دهۀ اول اردیبهشت تا دهه دوم خرداد
یزد: دهه اول اردیبهشت تا دهۀ سوم خرداد
سوسک تک شاخدار خرما ( سوسک کرگدنی خرما ) Orytes elegans
نحوه خسارت: تولید حفره توسط لارو دردم خوشه و دمبرگ شکستن شاخه و دم خوشه ها وتغییر شکل ظاهری درخت
نحوه مبارزه : تهیه طعمه مسموم بالندین یاسوین ( کارباریل )
زمان مبارزه: در طول سال زراعی
بررسی اثر تلفیقی عناصر غذایی و کنه کش بر روی کمیت و کیفیت میوه و کنترل کنه تارتن خرما
چکیده
کنه گردآلود خرما با نام علمی olygonychus afrasiaticus از جمله مهمترین آفات میوه خرما است که سالانه خسارات فراوانی را به محصول خرما وارد میآورد. در استان خوزستان رقم برحی که رقمی با کیفیت، مطلوب و بازارپسند میباشد، نسبت به کنه تارتن حساس بوده در سالهای طغیان این آفت درصد زیادی از محصول آن از بین میرود. مصرف سموم شیمیایی نیز در راه مبارزه با این کنه به دلیل مقاوم شدن و سازگاری آن، سال به سال رو به افزایش است. از طرفی عناصر غذایی مانند کلسیم، پتاسیم و نیتروژن تاثیرات متفاوتی بر میوه خرما و جمعیت کنه تارتن نشان دادهاند. لذا به منظور بررسی اثر تلفیقی عناصر فوق همراه با کنه کش بر کمیت و کیفیت میوه خرما و جمعیت کنه تارتن طرحی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با هشت تیمار و در سه تکرار که هر تکرار شامل یک اصله نخل رقم برحی بوده است (جمعاً 24 اصله) به مرحله اجرا گذاشته شد.
تیمارها شامل :
1- محلول پاشی با کلرور کلسیم با غلظت سه در هزار
2- محلولپاشی با کلرور پتاسیم با غلظت سه در هزار
3- محلول پاشی با اوره با غلظت سه در هزار
4- محلول پاشی با کنه کش نیسرون با غلظت 5/0 در هزار
5- محلول پاشی تلفیقی کلرور کلسیم با غلظت سه در هزار + کنه کش نیسرون با غلظت 5/0 در هزار 6- محلول پاشی تلفیقی کلرور پتاسیم با غلظت سه در هزار + کنه کش نیسرون با غلظت 5/0 در هزار 7- محلول پاشی تلفیقی اوره با غلظت سه در هزار + کنه کش نیسرون با غلظت 5/0 در هزار
8- محلول پاشی با آب خالص به عنوان شاهد.
نتایج نشان داد که تیمارهای محلول پاشی با عناصر غذایی (تیمارهای اول تا سوم) به تنهایی قادر به کنترل مناسب جمعیت کنه تارتن خرما نمیباشند. تیمارهای تلفیقی نیز تاثیرات متفاوتی را بر صفات کمی و کیفی میوه نشان دادند و در نهایت تیمار تلفیقی کلرور پتاسیم + کنه کش در کنترل جمعیت کنه تارتن خرما و همجنین در بهبود صفات کمی و کیفی میوه، برتر از سایر تیمارها بوده است.
براساس طرح تحقیقاتی موسسه تحقیقات خرما و میوه های گرمسیری
آفات مهم درختان انجیر
آفات مهم درختان انجیر
پروانه برگخوار انجیر
Ocnerogvia amanda
(Lep: Lymantriidae)
لارو این پرانه در استانهای فارس، مرکزی و شمال کشور به شدت روی درختان انجیر فعالیت داشته و از برگها تغذیه مینمایند و اهمیت آن زیاد است.
زیستشناسی
زمستان را به صورت لاروهای سنین بالا در زیر سنگها و پناهگاههای اطراف درختان آلوده میگذراند. لاروهای زمستان گذران در طول این دوره فعالیت چندانی نداشته ولی با برداشتن سنگهای پناهگاه و تحریک آنها شروع به حرکت میکنند. این لاروها از اواسط اسفندماه حالت پیش شفیرگی به خود گرفته و در حالی که پیله نازک تور مانند بدور خود میتنند بدون حرکت باقی مانده و در اواخر اسفندماه تبدیل به شفیره میشوند. با گرم شدن هوا از اواسط فروردین ماه پروانهها به تدریج شروع به خارج شدن مینمایند و پس از جفتگیری مادهها تخهای خود را به صورت دستهای در سطح برگ یا پشت آن میگذارند. دوره جنینی تخم 6 تا 8 روز میباشد. حشره دارای 5 سن لاروی است. طول دوره لاروی در شرایط آزمایشگاه (18 تا 23 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 58 درصد) 28 روز است. پس از این مدت لارو در سطح برگ در حالی که پیله نازک خاکستری رنگی میتند حالت پیش شفیرگی به خود گرفته و ظرف یک تا دو روز تبدیل به شفیره میگردد. این آفت در شرایط آب و هوایی آب سرد خفر دارای سه نسل کال و در برخی سالها 4 نسل در سال میباشد.
کنترل:
1ـ تخمهای این آفت دارای پارازیتوئیدهای گوناگونی میباشد:
Trichogramma embryophagum (Hym.: Trichogrammatidae)
Anastatus sp. (Hym.: Eupelmidae)
Oocncyrtus sp. (Hym.: Encyrtidae)
2ـ لاروهای این آفت همزمان با غروب آفتاب از پناهگاههای خود خارج شده، به طرف درختان حرکت کرده. از آنها بالا رفته و شروع به تغذیه مینمایند. خروج از پناهگاهها و رکت به اطراف درختان از هنگام غروب شروع و تا یک ساعت بعد از آن وقتی که هوا کاملاً تاریک شد ادامه دارد. تغذیه لاروها در ساعات اول شب بسیار زیاد ولی این میزان با گذشت شب رو به کاهش میگذارد. در آخرین ساعت تاریکی شب، لاروها شروع به پایین آمدن از درختان نموده و به طرف پناهگاهها راه میافتند، لذا میتوان اقداماتی نظیر:
الفـ پیچیدن گونی و مقوا بدون استفاده یا با استفاده از سموم بدور شاخههای آلوده
بـ استفاده از سموم دور شاخههای آلوده
جـ استفاده از سموم به صورت پودرپاشی دور طوقه
دـ سمپاشی زیر درختان و پیچیدن پلاستیک در اطراف تنه درختان آلوده را انجام داده که از بین آنها استفاده از سموم به صورت پودرپاشی دور طوقه و بستن پلاستیک به دلیل تأثیر بیشتر و عدم نیاز به آب و سم پاش بهتر از بقیه روشهاست.
کنترل شیمیایی:
برای کنترل بید انجیر(Simaethis nemorana) ودیگر برگخواران از سم زیر استفاده میکنیم.
دیفلوبنزورون(دیمیلین) Wp25% و 3/. گرم درلیتـــر
شپشک ستارهای انجیر
شپشک ستارهای انجیر Ceroplastes rusci
این شپشک برای اولین بار در ایران روی شاخه های انجیر در استهبان فارس مشاهده شد. همچنین این شپشک توسط مهندس اولادحسینی در تاریخ 5شهریور1384 در حومه شهرستان جهرم(تنگاب) روی انجیروحشی مشاهده وعکسهای مربوطه توسط ایشان گرفته شده است. شکل خارجی این شپشک مدور و نیم کروی میباشد. بدن آن از هشت صفحه منظم احاطه شده که در وسط هر یک از آنها لکه سفید رنگی مشاهده میگردد، نر دارای بدن قرمز و دو بال سفید رنگ میباشد.
کنترل:
1ـ برگهای خزان شده به دلیل آلودگی به پورههای نسل زمستان گذران بوسیله دام چرانده شده و در اوایل بهار زمین باغ شخم زده شود.
2ـ در اواخر زمستان سرشاخههای آلوده به آفت را میتوان قطع و سپس معدوم نمود.
3ـ مبارزه شیمیایی به دلیل فعالیت زنبور بلاستوفاگا و نقش ارزنده دشمنان طبیعی (زنبورهای خانواده Encyrtidae) توصیه نمیشود.
کنه تارتن انجیر
Eotetranychus hirsti
(Acari: Tetranychidae)
وجود کنه انجیر برای اولین بار در ایران در سال 1365 بوسیله دکتر دانشور روی انجیر از ورامین و گرمسار گزارش گردید. رنگ عمومی کنه، زرد روشن و در اواخر فصل به رنگ نارنجی در میآید. ماده بیضی شکل و نرها کشیده و کوچکتر از ماده و تخمها به رنگ روشن و کروی میباشد.
کنترل:
رعایت اصول به زراعی و از بین بردن علفهای هرز
بنزوکسی میت(سیترازون) EC20% و 1 درهزار
پروپارژیت(اومایت) EC57% ،، ،، ،،
بروموپروپیلات(نئورون) EC25% ،، ،، ،،
فن پیروکسی میت(ارتوس) sc5% و 5/. در هزار
مگس انجیر
Carpolonchea aristella
(Dip.: Lonchaeidae)
لارو این مگس از گوشت میوه تغذیه نموده و دالانهایی در گوشت و پوست ایجاد میکند و میوههای آلوده اغلب دچار ریزش میشوند. این آفت زمستان را به صورت شفیره (پوپاریم) در اعماق 5 تا 10 سانتیمتری خاک طی میکند. 4 نسل در سال دارد. این افت در انجیرکاریهای دیم بندرت دیده میشود.
کنترل:
یکی از بهترین راههای مبارزه با این آفت مبارزه مکانیکی از طریق جمعآوری میوههای آلوده ریخته شده پای درخت و سوزاندن آنها وهمچنین شخم زدن پای درختان در زمستان میباشد.
درصورت نیاز به سمپاشی:
پرمترین(آمبوش) EC25% 0.8 در هزار
شته و طرز مبارزه با آن
شته و طرز مبارزه با آن
Phylloxera
(Filoksera)
شتهها بعلت وسعت دامنه میزبانهایشان حشرههای معروفی هستند. دو گونه اصلی آنها جزو آفات مهم گیاهان زینتی در گلخانههای آلاسکا بحساب میآیند. یکی شته سبز هلو (Myzus Persicae) و دیگری شته خربزه و سیاه (Aphids gossypii)
اختلافهای منطقهای معمول هستند. در قسمتهای مختلف آلاسکا مقاومت شتهها در برابر حشرهکشها، ترجیحات محصول و فعالیتهای فعصلی متفاوت است. استراتژیهایی که در برخی مناطق آلاسکا انجام میگیرد ممکن است در سایر نقاط ایالت مؤثر نباشد. شتهها توانایی تولید مثل بطریق Parthen ogenesis (کلونی ماده) را دارند.
مادهها از مادهها بوجود میآیند و هر ماده جدید توانایی تولید 100ـ50 شته جدید را دارد که این شتههای جدید ظرف 10ـ7 روز قابلیت تولید مثل را بدست میآیند. این تعداد حشره میتواند قبل از عکسالعمل ما همه جا را فرا گیرد.
مقاومت به آفتکشها
IPM در آلاسکا در سرتاسر صنعت گلخانه، مقاومت شتهها را به آفتکشها ثبت کرده است. شبتهها به راحتی میتوانند مقاومت به آفتکشها را توسعه دهند. شتهها بصورت ژنتیکی به تعداد مساوی حشره ماده تولید میکنند و به آنها مکانیسمهای مقاومت در برابر آفتکشها را میدهند. و این بستهها بر روی دامنه وسیعی از میزبانها زندگی مینمایند. مقاومت به آفتکشها تقریباً همیشه در گلخانههای آلاسکا وجود دارد.
مقاومت شتهها به آفتکشها بعلت کاربرد غلط و یا بیش از حد بوجود میآید. هرچه به میزان بیشتری از حشرهکش استفاده شود مقاومت بیشتری در شتهها بوجود میآید. هرگز دوز را افزایش ندهید. برای مثال با از بین بردن شتههای حساس مستعد، یک مقاومت غیر قابل مشاهدهای بوجود میآید که باعث تشکیل جعمیت بزرگتری از شتهها میشود. در نتیجه حشرهکشهایی که در یک مقطع زمانی جمعیت بزرگی از شتههای مستعد را از بین میبرد دیگر برای حشرات باقیمانده اصلاح شده و اکثر نژادهای آن شته کاربردی ندارد.
صاحبان گلخانه اغلب مقاومت به شتهها را غیر عمدی و با کاربرد نادرست بیش از اندازه مسموم بوجود میآورند.
IP در آلاسکا اغلب مورد نیاز کشاورزان ناامید قرار میگیرد زیرا که تلاش آنها اغلب برای مقابله با شتهها کاربردی ندارد. ما متوجه میشویم که در این طور شرایط مقاومت زیای در شتهها وجود دارد. روشهای سنتی کنترل شته بهیچ وجه در چنین شرایطی مؤثر نیستند. بنابراین یک روش ترکیبی شامل مبارزه شیمیایی انتخابی، مبارزه غیر شیمیایی و کنترل بیولوژیک بهترین روش برای مدیریت شته میباشد.
اگرچه اقدامات پیشگیرانه میتواند در تأخیر حمله مگس سفید تأثیر داشته باشد اما کشاورز باید فرض کند که گلخانه عاقبت به این آفت مبتلا خواهد شد و باید آمادگی اقداماتی جهت کنترل در زمان مناسب را داشته باشد.
کنترل بیولوژیک
گونههای پارازیت مختلفی در هاوایی ظاهر میشود. معمولترین گونهها Prospaltella transuena Timberlake و Encarsia Formosa Gahan. گونههای دیگر عبارتند از:
Aleurodophilus Pergandiellus(Howard) و Eretmocerus nr.haldemani Howard گونههای Encarsia Formosa و Encarsia Versicolor Giraut پارازیتهایی هستند که مناسب با کنترل در شرایط گلخانهای میباشند.
حشرات ماده Encarsia در بدن مگس سفید جوان یک عدد تخم میگذارد. در نتیجه لارو پارازیت محتویات درونی میزبان را (مگس سفید) خراب و نابود میکند و تنها چیزی که از میزبان باقی میماند فقط Exoskeleton (پوشش خارجی بدن) است. (یک نشانه مطمئن و آشکار از اینکه پارازت در حال توسعه است تغییر رنگی است که دو هفته پس از تخمگذاری زنبور پارازیت در بدن لارو اتفاق میافتد. بدین صورت که رنگ پوست مسن آخر لاروی سیاه میشود). زمانی که زنبور کاملاً رشد یافت، سوراخی در پوشش خارجی لارو و مگس سفید ایجاد میکند و بیرون میآید.
برای افزایش احتمال موفقیت کنترل بیولوژیک مگس سفید گلخانه میبایست به چندین نکته مهم توجه کرد. اکثر حشرهکشها (شامل حشرهکشهای Residues) زنبورهای Encarsia را میکشد. استفاده از حشرهکشها میبایست حداقل 2ـ1 هفته قبل از بکارگیری پارازیتها متوقف شود.
پیشآگاهی و ردیابی
بازدید و بازرسی بصری الزامی است. بازرسیهای مکرر برای یافتن فعالیتهای اولیه شته در میان گیاهان باید انجام شود. بازرسیهای تصادفی گیاهان در قسمتهای داخلی و یا بیرونی متکانهای مشخص، جستجوی جوانههای گل، قسمتهای انتهایی رشد گیاه و قسمتهای زیرین برگهای پایینی گیاهان.
فعالیت حشره را در نوع مرحله رشد گیاه را یادداشت نمایید. شتهها در برخی از محصولات به مراحل مشخصی از رشد حمله میکنند، بعنوان مثال در سوسن در مرحله بسته بودن جوانهها اتفاق میافتد. اگر هجومی از طرف شتهها اتفاق افتاد حتماً به مرحله رشد محصول توجه نمایید و در دفعات بعدی کاشت این محصول آمادگی لازم را جهت مبارزه در همان مرحله از رشد گیاه داشته با شید.
اگر عسلک و باقیمانده پوسته بدن حشرات مشاهده شد، مشخص میشود که هجوم بطور کامل صورت گرفته. در مراحل آخر هجوم، شتهها پوسته خود را روی سطح برگ باقی میگذارند و همچنین عسلک سختی را از خود ترشح و روی شاخ و برگ گیاه قرار میدهند که باعث بد منظره شدن گیاهان میشود. پی بردن و یافتن اولیه هجوم آفت میتواند مشکل باشد. شتهها از جوانهها، گلها و سطح زیرین برگهای پایینی گیاهان تغذیه میکنند. شته سبز هلو دارای رنگ سبز کمرنگ هستند بهمین دلیل شناسایی و تشخیص آنها زمانیکه در روی گیاه قرار دارند، مشکل است.
حشرههای بالغ بالدار غیر منتظره ظهور مییابند. شتههای بالغ بالدار در گلخانه پرواز میکنند و از علفهای هرز بیرونی خود را به صورت محصولات میرسانند. شتههای بالغ بالدار را میتوان بوسیله کاتهای چسبنده زرد، منافذ و درها، شکار و Monitor رد.
در گلخانه اکثر شتهها ماده بدون بال هستند. اکثر شتههای گلخانه بدون بال هستند، بنابراین کاتهای چسبنده در زمانی که هجوم شروع شده است، ارزش کمی دارند.
کنترل بیولوژیک شتهها
موجودات زنده مدتهاست که برای کنترل موفق گلخانههای شته در آلاسکا مورد استفاده قرار گرفتهاند. نکته کلیدی برای موفقیت مبارزه بیولوژیک عبارتند از تشخیص بموع و زودهنگام آفت، پیشگیری از انتشار و ایجاد جمعیت حشرات مفید که اثر زیادی در روی کنترل جمعیت شتهها دارد.
پارازیتهای شته
بسیاری از زنبورهای micro – hymeroptera مثل Aphidus colemani، Aphidus matricariae، Aphidus ervi یا Aphidus abdominalis برای مبارزه بیولوژیک در آلاسکا بسیار شناخته شده هستند و بسیاری از گونههای شتهها را کنترل میکنند. زنبور پارازیت تخم خود را در بدن شته بالغ میگذارد. شتهای که بوسیله Aphidus پارازیت شده تبدیل به یک جسد مومیایی شده قهوهای رنگ میشود که پس از 10 روز یک زنبور پارازیت جدید از آن خارج میشود. Aphidus برای مبارزه با گروههای کوچک شته و یا حتی شتههای تکی جهت جلوگیری از افزایش جمعیت آنها بسیار مؤثر است.
حشرات این خانواده که با خرطوم خود از شیره گیاهی تغذیه می کنند ، دارای تعداد زیادی از گونه ها و از آفات مهم و درجه اول گیاهان صنعتی ، زینتی ، باغبانی ، سبزیکاری ، جنگلی و غیره بوده و از اهمیت اقتصادی زیادی برخوردار میباشند .
شته ها علاوه بر تغذیه از شیره گیاهی در انتقال بیماریهای ویروسی نقش مهمی ایفا می کنند .
عده ای از شته ها باعث پیچیدگی برگ و یا تغییر شکل شاخه ها گردیده و برخی بر روی قسمتهای گیاهان میزبان تشکیل گالهای گوناگونی را می دهند .
شته ها حشرات کوچک کُرَوی ، پهن و یا بیضی شکل هستند ، طول بدن آنها از نیم میلیمتر تا هشت میلیمتر متغیر و اغلب اوقات بین 2 تا 4 میلیمتر می باشد .
رنگ آنها بسیار متنوع و اغلب دارای رنگهای زرد ، سبز ، قرمز ، سیاه و یا خاکستری هستند .
بدن آنها نرم و پوشیده از موهای ریز با اندازه های متفاوت میباشد .
در شته ها سر دارای یک جفت شاخک که طول آن متغیر است وجود دارد .
شته ها دارای سه جفت پا هستند و پاهای عقبی معمولا بلند تر از سایر پاها می باشد .
شته ها به دو شکل بدون بال و یا بالدار میباشند .
در نزد اغلب گونه ها شکم حشره به دم کوتاهی ختم می شود .
ضمنا در طرفین و پشت حلقه ششم شکم زائده ای با شکل و اندازه متفاوت وجود دارد .
شکل و اندازه این زائده ، شاخکها ، دُم و تزئینات آنها از نظر تشخیص گونه ها اهمیت زیادی دارند .
شته ها معمولا دارای ترشحات شیرین و چسبناکی بنام ( عَسَلَک ) میباشند که باعث جلب مورچه ها گَشته و حتی مورچه ها با شاخکهای خود آنها را تحریک به ترشح شیره نموده و از آن تغذیه می کنند .
بعضی از مورچه ها برای یک کُلُنی از شته ها لانه ساخته و آنها را محبوس می کنند و یا آنها را به مکانهای دیگر مخصوصا روی ریشه گیاهان منتقل می کنند .
در حقیقت مورچه ها استثمارکننده شته ها هستند .
بدین جهت شته ها را گاو شیری مورچه ها نامیده اند .
در عوض مورچه ها اغلب اوقات شته ها را از حمله و گزند دشمنانشان مصون می دارند .
زندگی شته ها بسیار پیچیده است در قسمتی از زندگی خود بطریق بِکرزائی تکثیر پیدا کرده و سپس بعد از پیدایش افراد نر و ماده و آمیزش بین آنها نسل های متعددو متوالی ایجاد کرده و در پائیز ماده های جنسی تخمهای زمستانه می گذارند .
زادآوری در شته ها بسیار زیاد میباشد ، بطوریکه تعداد نسل آنها گاهی در سال در مناطق مناسب به 20 نسل می رسد .
چند تائی شته کافی است تا در اندک زمان باغ یا گلزاری را آلوده نماید .
عده ای از شته ها زندگی خود را بر روی یک گیاه بپایان می رسانند ( یک میزبانه ) در حالیکه عده ای دیگر قسمتی از زندگی خود را روی یک گیاه و قسمت دیگر را روی گیاه دیگری می ذرانند ( دومیزبانه ).
شرایط آبر و هوائی فصل بهار ، زادآوری این حشرات را بسیار تسریع می کند .
در مورد شته های دو میزبانه اگر بتارانهای بهاری موقعی ببارد که حد اکثر افراد بالدار باشند ، تعداد زیادی از آنها را نابود می کند .
در حالیکه بر روی افراد بی بال و لاروها تاثیری ندارد .
جمعیت شته های یک میزبانه در اوائل بهار بسیار زیاد می باشند ولی بتدریج در هنگام تابستان تعداد آنها در نتیجه عوامل کنترل کننده مانند کفشدوزکها ، مگسها ، رنبورهای شته خوار ، قارچهای شته کُش ، و همچنین بعلت کمی رطوبت از بین رفته و سپس در اوائل پائیز شروع بازدیاد می کنند .
کثرت جمعیت و در نتیجه زیان شته ها به عوامل بسیار زیاد از قبیل شرایط آب و هوائی ، رطوبت ، حرارت ، مقدار و شدت نور ، عمل پارازیت ها و شکاری ها، بستگی دارد .
بعنوان مثال زندگی دو نوع شته در زیر شرح داده می شود :
1 - شته سبز هلو :
طول حشره بالغ بی بال 5/1 تا 2 میلیمتر و رنگ آن سبز ِزَرد و یا زرد می باشد .
بدن بیضی شکل و زائده آن نسبتا طویل است .
بیولوژی - تخمها در قاعده جوانه های هلو ، شلیل ، بندرت در زرد آلو گذاشته می شود .
در اواسط فروردین بسته به شرایط آب و هوائی ، تخمها باز شده و حشرات بطرف برگها می روند و سپس اواسط اردیبهشت حشرات هر کدام بطور متوسط 40 تا 50 نوزاد بدون بال تولید می کنند که بنوبه خود حشرات بی بال و یا بالدار می زایند .
در نسل سوم ، تقریبا تمام حشرات بالدار می باشند و بتدریج در اواسط خرداد تقریبا حشره ای بر روی درخت هلو باقی نمانده و تمام آنها بر روی میزبان دوم که بسیار گوناگون و از خانواده های مختلف گیاهی میباشند مانند: چغندر ، اسفناج ، تنباکو ، سیب زمینی ، کوکب ، کلم و غیره مهاجرت می کنند و نوزادان خود را در روی آنها می گذارند و این نوزادان درطول فصل تابستان نسلهای متوالی را تشکیل میدهند .
گزش شته ها برروی برگهای هلو وسپس برروی برگهای میزبان ثانوی باعث پیچیدگی برگها میشود.
شته ها در روی سطح زیرین برگها قرار گرفته و بدین طریق مبارزه با آنها بسیار مشکل می شود .
در تابستان و در ماههای تیر، مرداد و شهریور شته ها در روی میزبانهای ثانوی زادآوری کرده و فعالیت آنها باعث ایجاد زردی ، پژمردگی ، تغییر شکل برگها می گردند .
و در بعضی از موارد باعث انتقال بیماریهای ویروسی می گردند .
درشهریورماه تا اواخرماه حشرات جنسی بالدار بسوی میزبان اولیه ( درخت هلو ) مهاجرت مینمایند.
هر شته به تعداد پنج تا ده تخم منفردا بر روی شاخه های جوان و جوانه ها می گذارند و تخمها تا بهار سال آینده باقی خواهند ماند .
2 - شته گل سُرخ :
طول حشره بالغ بی بال این شته در حدود 8/2 تا 4/3 میلیمتر و رنگ آن سبز مایل به قهوه ای با زائده و پاهای سیاه رنگ می باشد .
در ابتدای بهار تخم این شته ها که از سال قبل بر روی درخت گذاشته شده بتدریج شروع به باز شدن کرده و در نتیجه زادآوری شته ها سطح زیرین برگها و ساقه های گل دهنده ( گل سُرخ و نسترن ) مملو از این شته ها میشود .در مکانهائی که حمله این شته مقارن با سفیدک گل سُرخ باشد می توان با مخلوط کردن دو سم قارچ کُش و حشره کُش فقط یکبار مبارزه نمود .
باید توجه داشت که دو سم مصرفی قابلیت اختلاط با یکدیگر را داشته باشند .
مبارزه :
مبارزه با شته ها زمانی موفقیت آمیز خواهد بود که بمحض ظهور اولین کُلُنی های شته آغاز گردد .
بعلاوه در این زمان هنوز تعداد پارازیتها و شکاری ها زیاد نبوده و سمپاشی زیان زیادی به آنها وارد نمی کند .مبارزه با شته در محیط های بسته آپارتمان نسبتا ساده بوده و با چند بار استفاده از حشره کُش های معمولی که برای مبارزه با مگس از آنها استفاده میشود از بین میرود .
اما در محیط باز دفع شته بسیار مشکل است .
سمومی که در مبارزه علیه شته ها بکار برده می شود ، اغلب سموم فسفره میباشند که خاصیت تماسی دارند مانند : مالاتیون ، گوزاتیون ، دیازینون و سوپر اسید ، که بر حسب ماده موثر آنها از یک تا یک و نیم گرم در یک لیتر آب مصرف میشوند .
سموم نفوذی موسوم به سیستمیک مانند : فسامیدون ، متاسیتوکس و سموم مشابه که دارای خاصیت نفوذی میباشند برتری چشم گیری به سموم تماسی شته کُش دارند .
زیرا علاوه بر اینکه شته ها در سطح زیرین برگها و مکانهای دیگری از گیاه که سم مستقیما به آنها نمی رسد را از بین میبرد ، بلکه به پارازیت ها و شکاری های مفید آنها نیز صدمه زیادی وارد نمی آورد .
و نیز علیه کَنِه های گیاهی موثر می باشد و دوام آنها برحسب رشد گیاه و نوع سم بین 10 تا 20 روز طول می کشد . برای اینکه مقدار ماده موثر بیشتری داخل گیاه شود ، لازم است که سمپاشی زمانی که برگها باندازه کافی رشد کرده باشند انجام گیرد .
بنابراین باید این سموم را دیر تر از سموم شته کُش تماسی مصرف نمود .
شته سیاه باقلا و شته سبز هلو
شته سیاه باقلا Aphis fabae
Syns : Doralis fabae , Aphis papaveri , Aphis rumicis
Bean aphid
در تمام مناطق ایران وجود دارد و علاوه بر چقندر روی نخود ، لوبیا ، باقلا ، سیب زمینی ،شمشاد و ... وجود دارد . در ایران به حدود 50 گونه گیاهی و در جهان به بیش از200 گونه گیاهی حمله میکند و ناقل بیش از 50 نوع بیماری گیاهی می باشد .
شکل شناسی
شته های کوچک ، ماده های بی بال 2.5 تا 3 میلی متر و بالدار 2 تا2.5 میلیمتر میباشند . شکل بیضوی رنگشان سیاه براق تا سبز زیتونی ، شاخک کوتاه تر از طول بدن و سیاه رنگ ، روی بن این حشره قسمتهای مومی نامنظم وجود دارد .
دم ( Panjiduom) مثلثی کوچک و از موهای ریز و کوتاه پوشیده است ، در ماده های بال دار دم کوتاه تر است کورنیکول سیاه و استوانه ای می باشد . تخم شته سیاه براق بیضوی و معمولا به طور دسته جمعی گذاشته میشود . قطر بزرگ آن 0.8 – 0.9 و قطر کوچک آن 0.4 – 0.45 میلیمتر است .
خسارت
این شته قادر است به تمامی اندامهای هوایی گیاه ( برگ ، ساقه و گل ) حمله کرده و با فرو بردن خرطوم خود در فلوئم از شیره گیاهی تغذیه کرده و باعث پیچیدگی برگها و پژمردگی و حتی خشک شدن گیاه گردد ، و با تولید عسلک ( Hony dew ) باعث پوشیده شدن برگ و تجمع مورچه ها و مگسها گردد . خسارت این آفت در مناطق آلوده به 40% هم میرسد . این شته باعث انتقال 50 بیماری ویروسی است از جمله ویروس موزائیک و زرد چغندر
Beet mosaic virus ویروس موزائیک چغندر
زیست شناسی
• شته سیاه دو میزبانه بوده و تمام مراحل زندگی خود را روی یک گیاه نمی گزراند .
• میزبان اول به گیاهی گفته میشود که مرحله جنسی شته روی آن باشد وشته روی آن گیاه تخم گزاری کند و میزبان دوم گیاهی است که شته بعد از خروج از تخم روی آن مهاجرت کند و تولید مثل به صورت بکر زایی ( Parathenogenesis ) و زنده زایی ( Viviparus ) میباشد . این شته زمستان را به صورت تخم در حاشیه شاخه ها و جوانه گل وبرگها میزبان اول که ازجنس شمشاد ( Evonymus ) و یا ترشک ( Rumex ) است میگزراند .
• تخمها در بهار زمانی که متوسط دوا به 15 درجه سانتیگراد رسید به تدریج تفریق شده . پوره ها 5-7 روزه بالغ شده که ای شته ها را شته موسس ( Fundatrices ) میگویند و از طریق دخترزایی تولید مثل می کنند و ماده های بکر زا که اصطلاحا ( Fundatrigeniae ) گفته می شود تولید میکنند .
• این شته ها بعد از بالدار شدن بروی میزبان دوم خود مانند چغندر قند ، باقلا ، نخود و ... هست مهاجرت کرده ( مهاجرت بهاره ) که این شته ها بعد استقرار روی میزبان دوم شروع به دخترزایی کرده و ماده های دخترزایی به وجود می آورند و تا اواخر تابستان به همین روش تولید مثل میکنند و زمانی که هوا رو به سردی میرود تعدادی از پوره ها تبدیل به شته های بال دار شده و به روی میزبان اول مهاجرت کرده ( مهاجرت پاییزه ) و از طریق بکرزایی تولید افراد جنسی ( Sexules ) بدون بال کرده که این شته ها بعد از جفت گیری تخم خود را در حاشیه شاخه ها ، جوانه های گل یا برگ قرار داده و تا بها سال آینده به صورت تخم زمستان گزرانی کرده . در شته ها به علت کوتاه بودن دوره رشد ونمو تعداد نسل زیاد است .
کنترل
1- کنترل بیولوژیک Biocontrol
شته سیاه درطبیعت دارای دشمنان زیادی است که به صورت شکارچی (Predator) وانگلی (Parasite ) می باشند . از شکار چی ها میتوان به کفشدوزک هفت نقطه ای Cocsinels seven spot و کفشدوزک Hippodamia variegata و لارو شکار گر مگس خانواده Syrphidae که لار شبیه زالو به رنگ زرد و سبز روشن بوده و از شته سیاه تغذیه میکند نام برد . و از انگلی ها به یک نوه زنبور پارازیت وجود دارد که تخم خود را در داخل بدن شته قرار داده و لار بعد از خروج از بدن شته تغذیه میکند .
2- کنترل شیمیایی
حمله شته سیاه در دو زمان زیاد است زمان اول بعد از مهاجرت بهاره که تعداد دشمنان طبیعی کم و رطوبت زیاد است و زمان بعدب اواخر تابستان که هوا خنک شده و رطوبت زیاد میشود . مبارزه با شته سیاه باید طوری تنظیم شود که همزان مبارزه علیه کنه چغندر و زنجره چغندر هم اعمال شود ، میتوان از سموم زیر استفاده کرد .
متاسیتوکسین یک لیتر در هکتار
اکاتین یک لیتر در هکتار
دی متوات 40% یک کیلو در هکتار
لاروین پودر وتابل یک کیلو در هکتار
پریمور پودر وتابل 500 تا 750 گرم در هکتار
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شته سبز هلو Myzus persicae
این شته به علت انتقال ویروس های مختلف اهمیت فراوانی دارد.
شکل شناسی:
تخمها بیضوی ابتدا زرد یا سبز و به سرعت سیاه می شوند.حشرات بالدار دارای سر و قفسه سینه سیاه و شکم سبز مایل به زرد و یک خط تیره بزرگ در سطح پشتی آن دیده می شود.حشرات بی بال زرد تا سبز و خط تیره بزرگ در سطح پشتی دیده می شود.کورنیکولها بلند و در نیمه انتهایی کمی برامده و همرنگ بدن هستند.
زیست شناسی:
هر 10تا12روز یک نسل ایجاد می کند.زمستان گذرانی به صورت تخم روی میزنان یا روی درختان هسته دار.
میزبانها:در مناطق معتدل آفت گونه هایی از درختان هسته دار مثل هلو,زردآلووآلو است.میزبان ثانویه شامل گیاهان چوبی و علفی می باشدمثل خانواده های سیب زمینی,چغندریان,چلیپاییان,چتریان و کدوییان.
خسارت:
این حشره در تراکم بالا از بخشهای جوان تغذیه می کند وباعث استرس های آبی ,کاهش نرخ رشدو... گیاه می شود.در اول فصل به سیب زمینی خسارت می زند.ترشح عسلک باعث کاهش فتوسنتز و جلب قارچهای ساپروفیت می شود . حشرات بالغ و پوره ها می توانند 100 ویروس مختلف را انتقال دهند از جمله مهمترین انها عبارتند از: ویروس پیچیدگی برگ سیب زمینی,ویروس وای سیب زمینی و زردی غربی چغندر ,موزاییک کاهو,موزاییک شلغم و گل کلم وموزاییک خیار و هندوانه
جایگاه حشرات و کنه ها در شاخه بند پایان 1
شاخه بندپایان یا آرتروپودا (Arthropoda) به چهار زیر شاخه تقسیم میشوند :
1- تریلوبیتا (Trilobita)
2- کراستاسهآ (Crustaceae)
3- کلیسراتا (Chelicerata)
4- آتلوسراتا (Atelocerata)
تریلوبیتا (Trilobita)
تریلوبیتا که اولین بندپایان هستند در دریاها زندگی میکردند و حدود 500 تا 600 میلیون سال قبل بیشترین فراوانی را داشتند و در حال حاضر تعدادی از گونههای آنها بصورت فسیل شناسایی شدهاند .
کلیسراتا (Chelicerata)
در این بندپایان که فاقد شاخک هستند بدن از دو قسمت تشکیل شده است. قسمت اول سفالوتوراکس (Cephalothorox ) و قسمت دوم آبدومن (Abdomen ) است . در قسمت سفالوتوراکس 6 پیوست وجود دارد که پیوستهای اول بنام کلیسر ( Chelicer ) است که در واقع اندامهای تغذیهای آنها را تشکیل میدهد .
پیوستهای دوم به اعضای حسی بنام (Pedipalp ) تبدیل شده است و 4 پیوست دیگر برای راه رفتن مورد استفاده قرار میگیرد .
این زیر شاخه بطور کلی شامل سه رده است که در بین آنها رده عنکبوتها مانند آراکنیدا (Arachnida) از اهمیت بیشتری برخوردار است و در منابع مختلف شامل یازده راسته بوده بعضی از آنها به شرح ذیل است:
- راسته عقربها یا اسکورپیوز (Scorpiones) است در این بندپایان شکم بصورت عریض به قفسه سینه یا سفالوتراکس متصل میشود و از دو قسمت تشکیل شده است، قسمت ابتدائی عریض (Mesosoma) و قسمت انتهایی (Metasoma) که به نیش ختم می شود کاملاً باریک است. عقربها موجوداتی هستند که دارای فعالیت شبانهاند، روزها در محیطهای مختلفی مخفی میشوند و عموماً از حشرات و سایر بندپایان تغذیه میکنند.
- راسته عنکبوتها یا آرانه(Araneae) است. شکم عنکبوتها باریک و به سفالوتراکس (Cephalothorax) متصل میشود. شکم فاقد ساختمان حلقه حلقه بوده و یکپارچه بنظر میرسد. اندامهای حسی مخصوصاً در عنکبوتهای نر رشد زیادی کرده و در انتها کاملاً متورم هستند و اندام جفتگیری عنکبوتها در روی پیدیپالپها قرار دارد.
عنکبوتها از چه موادی تغذیه میکنند؟
عنکبوتها از جمله مفیدترین بندپایان هستند که در اکوسیستم های طبیعی نقش بسیار ارزندهای در کاهش جمعیت گونههای آفت دارند. در واقع همه آنها حشرهخوار یا از سایر بندپایان تغذیه میکنند.
- راسته آکاری (Acari) یا کنهها: بدلیل اهمیتی که تعدادی از کنهها مخصوصاً کنههای خانواده تترانیکیده (Tetranychidae) بعنوان آفات گیاهان زینتی دارند در جلسات بعدی بطور مفصل توضیح داده خواهند شد.
- راسته رطیلها (Sulifugae): اندازه رطیلها بزرگتر از عنکبوتهاست. کلیسرهای آنها رشد بسیار زیادی دارد و به آنها ظاهر ترسناکی داده است.
آیا رطیلها نیش میزنند؟
بر خلاف تصوری که در بین مردم وجود دارد رطیلها فاقد نیش و غده سمی هستند اگر چه ممکن است بعضی از رطیلها مانند مورچه گاز بگیرند ولی چون کلیسرهایشان خیلی قوی است امکان آلوده شدنشان به ویروسها و باکتریها وجود دارد و لذا در انسان ایجاد بیماری میکنند ولی بطور کلی رطیلها فاقد نیش هستند.
کراستاسهآ (Crustaceae)
یکی دیگر از شاخه سختپوستان کراستاسهآ (Crustacea) بزرگترین گروههای بندپایان را تشکیل میدهند و تغییرات زیادی در قسمتهای مختلف بدن آنها دیده میشود .
در بین سخت پوستان رده مالاکستراکا (Malacotraca) از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است که شامل سه راسته بوده که عبارتند از :
- راسته آمفیپودا (Amphipoda ) که شامل انواع میگوها میباشد. از جنبه غذایی حائز اهمیتاند.
- راسته ایزوپودا (Isopoda) یا مساویپایان که از جمله آنها خرخاکی است. خرخاکیها و بعضی از گونههای آنها بنام پرسیلو اورناتوس (Porcelio ornatus ) ممکن است تحت شرایطی تبدیل به آفت شوند و از ریشههای گیاهان مختلف از جمله گیاهان زینتی در شرایط گلخانهای تغذیه کنند .
-راسته دکاپودا (Decapoda) همانند آمفیپودا مخصوصاً در کشورهای خارجی از جنبه تغذیه انسان فوقالعاده حائز اهمیت هستند و انواع خرچنگها (Crabs)و لابسترها (Lobsters) را در بر میگیرد.
آتلوسراتا (Atelocerata)
راسته دیگر که فوقالعاده برای ما مهم بوده آتلوسراتا (Atelocerata ) یا شاخکداران هستند. این زیر شاخه در واقع بندپایانی هستند که دارای یک جفت شاخک هستند و به پنج رده تقسیم میشوند که عبارتند از :
1- کیلوپودا (Chilopoda)
2- دیپلوپودا (Diplopoda )
3- سیمفیلا (Symphyla )
4- پائوروپودا (Pauropoda)
5- هگزاپودا (Hexapoda)
در اینجا فقط به بعضی از ردهها اشاره میکنیم:
- رده دیپلوبودایا (Diplopoda) یا هزارپایان: دیپل به معنای دو و پودا به معنای پا است . (ِDiplopda ) یعنی در هر حلقهای از بدن دارای دو جفت پا هستند. این بندپایان عموماً در سنگها و روی خزهها دیده میشوند و از انواع گیاهان تغذیه میکنند.
- رده کیلوپودا (Chilopoda) یا صدپایان: کیلو به معنای آرواره و پودا به معنای پا است. جفت اول پاها در این بندپایان به آرواره تبدیل شده است. آروارههای سمی این بندپایان در زیر سنگها و کنده درختان فعالیت میکنند و از انواع حشرات و سایر بندپایان تغذیه میکنند.
- رده هگزاپودا (Hexapoda) یا حشرات (Insecta): موجوداتی هستند که دارای یک جفت شاخک و شش عدد پا هستند و بزرگترین رده جانوری در سطح کره زمین میباشند و تاکنون متجاوز از یک میلیون از آنها شناسایی شدهاند.
رده بندی حشرات (زیر رده بیبالان)
حشرات بزرگترین رده جانورانی هستند که روی کره زمین زندگی می کنند . حدود یک میلیون گونه از حشرات تا کنون شناسایی شدهاند. ولی تعداد زیاد دیگری ناشناخته باقی ماندهاند که محققین مشغول شناسایی آنها هستند. رده حشرات هگزاپودا (Hexapoda) که گاهی معادل آن (Insecta) را نیز ذکر میکنند، شامل دو زیر رده و در منابع مختلف بین ۲۸ تا ۳۲ راسته هستند.
ردهبندی حشرات (Insecta)
- زیر رده حشرات بیبال (Apterygota)
- زیر رده حشرات بالدار (Pterygota)
حشرات Insecta
در زیر رده (Apterygota) که حشرات بیبال را در بر میگیرد، بیبالی یک صفت ذاتی است. به عبارت دیگر، در اجداد آنها هم این صفت وجود داشته است. در حالی که ممکن است در تعدادی از حشرات زیر رده (Pterygota) حالت بیبالی دیده بشود ولی این بیبالی یک صفت ثانویه است، که در اثر نوع زندگی بوجود آمده است. در انواعی از ملخها، شتهها و سنها دیده میشود. نمونهی بارزی از بیبالی در شپشهای انسانی و حیوانی دیده میشود که در اثر زندگی انگلی بالهای خودشان را از دست دادهاند.
حشرات بیبال (Apterygota)
زیر رده آپتریگوتا یا حشرات بیبال به پنج راسته تقسیم میشوند که عبارتند از:
- راسته بیشاخَکان یا (Protura)
- راسته دم فنریها یا پا دُمان (Collembola)
- راسته دم چنگالان یا (Diplura)
راسته دم مویان یا (Microcoryphia)
- راسته ماهی نقرهایها یا (Thysanura)
دم فنریها یا پادُمان (Collembola)
این راسته از آپتریگوتا حشرات بسیار کوچکی هستند که بدلیل همین کوچکی کمتر مورد توجهاند. در اکوسیستمهای طبیعی مخصوصاً در خاکهایی که مقدار زیادی هوموس وجود داشته باشد جمعیتهای بسیار بالایی دارند. گاهی در هر متر مکعب خاک حدود صد هزار از آنها دیده میشود و در هر هکتار میلیونها میلیون از این حشرات فعالیت میکنند.
چرا به این حشرات پا دُمان گفته میشود ؟
در سطح زیری چهارمین حلقه شکم راسته پا دُمان یک اندامی بنام فورکولا (Furcula) دیده میشود. و در روی زمین، سومین حلقه شکم در سطح زیری شکم اندام دیگری بنام رتیناکلوم (Retinaculum) وجود دارد. موقعی که حشره نیاز به جهش و حرکت دارد فورکولا از رتیناکلوم که به صورت یک اندام قلاب مانند است آزاد میشود و با خوردن به زمین جهش پیدا میکند. راسته پا دُمان در طبیعت بسیار زیاد هستند گاهی بعضی از گونههای خانواده (Sminthuridae) مثل (Sminthurus viridis) تحت شرایطی تبدیل به آفت میشوند و ممکن است به گیاهان زینتی خسارت بزند.
بیشاخَکان (Protura)
بیشاخکان شش پای بسیار کوچک دارند و فاقد شاخک هستند. طول بدنشان حدود 6/0 تا حد اکثر 5/1 میلیمتر است. جفت اول پاهای آنها به اندامهای حسی تبدیل شده است بدلیل اینکه فاقد شاخک هستند، پاها در واقع نقش شاخکها را ایفا میکنند. این بندپایان در درون خاکهای هوموسی، در زیر سنگها و زیر خاک برگها فراوان دیده میشوند و از گیاهان مختلف تغذیه میکنند.
چرا گونههای این راسته که بدون شاخک هستند جزء حشرات به حساب میآیند؟
بعضی از متخصصین اعتقاد دارند که سه راسته کولمبولا (Collembola)، دیپلورا (Diplura) و پروتورا (Protura) در واقع جز رده اینسکتا (Insecta) نیستند و آنها را در راسته هگزاپودا گروهبندی کردهاند و معتقدند با آنکه ۶ پا دارند از رده حشرات خارج بشوند.
دم چنگالان (Diplura)
راسته دیگر دیپلورا (Diplura) یا دم چنگالان هستند که فاقد چشم مرکب و ساده هستند. در انتهای شکمشان دارای پیوستهای بلندی هستند و طول بدنشان حدود ۷ میلیمتر یا کمتر است. بنابراین در مقایسه با کولمبولا (Collembola) و پروتورا (Protura) اندازه نسبتاً بزرگتری برخوردارند و روی خاک برگها و زیر پوسته درختان از مواد مختلف آلی تغذیه میکنند.
دم مویان (Microcoryphia) و ماهی نقرهایها (Thysanura)
راسته دیگر میکروکوریفیا (Microcoryphia) و تیزانورا (Thysanura) هستند. این دو راسته شباهت بسیار زیادی به هم دارند و سطح بدنشان از پولک پوشیده شده و در انتهای شکم دارای زوائد بلندی هستند.
اما چگونه این دو راسته را از همدیگر تفکیک کنیم ؟
در راسته میکروکوریفیا (Microcoryphia) چشمهای مرکب نسبتاً بزرگ و به همدیگر اتصال دارند در حالیکه در راسته تیزانورا (Thysanura) که به آنها سیلورفیش (Silver fish) یا ماهی نقرهای هم میگویند چشمهای مرکب کوچک و از همدیگر کاملاً جدا هستند.
بعضی از گونههای راسته تیزانورا گاهی در منازل بصورت آفت دیده می شوند از جمله خانواده لپیس ماتیده (Lepismatidae) گونهای بنام لپیسما ساکارنیا (Lepisma saccharina) دارد که از مواد نشاستهای در منازل تغذیه میکند.
حشرات بالدار (Pterygota)
زیر رده پتری گوتا Pterygota بخش اعظم حشرات را در بر میگیرند. از نظر رفتاری و بیولوژی گونههای این زیر رده بسیار متنوع هستند و تعداد زیادی از گونهها آبزی هستند. مثل تعدادی از سنها، سخت بالپوشان و دو بالان که مراحل رشد قبل از بلوغشان در داخل آب سپری میکنند. تعداد زیادی نیز خشکی زی هستند که در بین گونههای خشکی زی تعدادی از آنها گرده افشان هستند که از حشرات بسیار مفید به حساب میآیند. همچنین تعدادی از آنها پارازیت یا پرداتور هستند و در تنظیم جمعیت گونههای آفت نقش مهمی دارند. و در کنترل بیولوژیک از تعدادی از آنها استفاده میشود. برخی از آفات مهم محصولات کشاورزی هستند مثل تعداد زیادی از پروانهها، سخت بالپوشان و سنها.
راسته هوموپترا (Homoptera) یا جوربالان که شامل شتهها، شپشکها و گروههای دیگر میباشند و از اهمیت زیادی برخوردارند.
یک روزهها، طیارهها و سوسَریها
حشرات بالدار (Pterygota)
- یک روزهها (Ephemeroptera)
- طیارهها (Odonata)
- سوسَریها (Blattaria)
یک روزهها (Ephemeroptera)
از ابتداییترین حشرات شروع میکنیم. اولین راسته حشرات، راسته افمرپترا (Ephemeroptera) که حشراتی با بالهای غشایی و تعداد زیادی رگبال هستند و عموماً بالهای عقبی آنها کوچکتر از بالهای جلویی است. حشرات کامل در انتهای بدن دارای زائدههای بلندی میباشند. تا قبل از بلوغ، در داخل آب زندگی میکنند و از انواع گیاهان مختلف در داخل آب تغذیه میکنند. پورههای این حشرات در طرفین بدن دارای زوائد برگ مانندی که در واقع همان پیوستهای تنفسی هستند، میباشند که به وسیله آن اکسیژن محلول در آب را جذب میکنند. در انتهای بدن نیز دارای پیوستهایی هستند. یک روزهها از نظر تغذیهی ماهیها دارای اهمیت فوقالعاده زیادی هستند و یکی از بخشهای مهم در جیره غذایی ماهیها در آب های شیرین میباشند.
اما چرا به این حشرات یک روزه میگویند؟
به خاطر اینکه عمر این حشرات کامل بسیار کوتاه است و بعد از اینکه حشرهی کامل ظاهر میشود یک یا دو روز و بیشتر از سه روز زنده نمیمانند. یک استثناء دیگر که در این راسته وجود دارد، بعد از ظهور فرم بالدار، یک مرتبه دیگر پوست اندازی میکنند تا فرم بالغ آنها ظاهر گردد.
طیارهها (Odonata)
دومین راسته، راسته اُدناتا یا طیاره (Odonata)میباشند. حشرات این دسته، حشراتی نسبتاً بزرگ، به رنگهای بسیار زیبا و دارای بدن باریک و کشیده میباشند. چشمهای این حشرات عموماً مرکب در آسیابکها بسیار بزرگ میباشند به طوری که بخش اعظم سر را در بر می گیرد. در حالیکه در سنجاقکها، چشمهای مرکب عموماً کوچکتر هستند. بالها باریک و کشیده و با تعداد زیادی رگبال در سطح خود میباشد. این حشرات، جزء حشرات اولیه و ابتدایی محسوب میشوند.
راسته (Odonata) از جمله مفیدترین حشرات میباشند. زیرا همه گونههای آن، بدون استثنا شکارگرند و حشرات کامل و پورهها، از سایر حشرات و همچنین حشرات آفت تغذیه میکنند. البته تخصص یا تعلق خاصی نسبت به گروه خاصی از حشرات ندارند، و از تمام گونههای دیگر اعم از مفید و غیر مفید تغذیه میکنند. حشرات کامل این راسته گاهی از مگسها که اغلب ناقل بیماریهای مختلف میباشند تغذیه میکنند و در کاهش جمعیت آنان نقش موثری دارند. پورههای این حشرات آبزی بوده و مدت زمان دو تا سه سال را درون آب زندگی میکنند.
تشخیص پوره آسیابکها از پوره سنجاقکها
پوره سنجاقکها عموماً در انتهای بدن دارای زوائد برگ مانندی هستند، ولی در پوره آسیابکها این زوائد برگ مانند دیده نمیشود. همانطور که اشاره شد پورههای حشرات نیز شکارگر هستند و در محیطهای آبی از حشرات به ویژه ازلارو پشهها و سایر حشرات تغذیه میکنند.
غیر از چشمهای مرکب، سنجاقکها و آسیابکها چه تفاوت دیگری با هم دارند؟
سادهترین روش برای تشخیص آسیابکها از سنجاقکها اینست که در آسیابکها بالهای عقب در قاعده عریضتر از بالهای جلوست در حالیکه در سنجاقک بالهای عقب و جلو دارای شکلی یکسان بوده و از نظر اندازه مشابه هستند.
سوسریها (Blattaria)
راسته دیگر، راسته بلاتاریا (Blattaria) یا سوسریها هستند. علیرغم اینکه عموم مردم به این حشرات سوسک یا سوسک حمام میگویند ولی در واقع اینها سوسک به معنای بیتل (Beetle) که ما آنها را سخت بالپوشان مینامیم، نیستند. از جمله حشرات مهم بهداشتی هستند که در کشور ما حداقل سه گونه از آنها به وفور یافت میشود.
مهمترین گونه سوسریها عبارتند از :
- سوسری آلمانی یا بلاتاجرمنیکا (Blattella germanica)
- سوسری آمریکایی یا پریپلنتا امریکانا (Periplaneta americana)
- بلاتا اورینتالیس (Blatta orientalis)
البته بدلیل اینکه سوسریها اندازه بزرگتری دارند برای ساکنان منازل قابل تحمل نیستند اما سوسری آلمانی دارای اندازه خیلی کوچکتری است. شکل بدن در این حشرات بگونهای است که در لابلای کوچکترین شکافها رفت و آمد دارند. تخمهای خودشان را در داخل کپسولهایی قرار میدهند بطوری که در داخل هر کپسول تعداد زیادی تخم قرار میگیرد و سوسریها این کپسول را در پشت کابینتها یا در داخل درزها و شکافهایی که در آشپزخانه قرار دارد رها میکنند. بعد از مدتی از داخل یک کپسول که مشابه یک لوبیای کوچک است تعداد زیادی پوره این حشرات خارج و بوی ناخوشایندی از خود ساطع میکند که قابل تحمل نمیباشد اما نکته مهم در این حشرات این است که از جنبه بهداشتی دارای اهمیت زیادی هستند.
راستبالان و گوشخیزکها
راستبالان (Orthoptera)
راستبالان در برگیرنده گروههای مختلفی از حشرات مانند آبدزدکها، جیرجیرکها و ملخها میباشند.
حشرات این راسته ممکن است بالدار یا بدون بال باشند. در فرم بالدار، عموماً بالهای جلویی باریک و کشیده هستند و بالهای عقب نسبتاً عریض است. بالهای جلو تا حدودی زخیم و چرمی شدهاند و اصطلاحاً به آنها (Tegmina) میگویند. این حشرات دارای بالهای عقب غشایی عریض و تعداد زیادی رگبال هستند و در موقع استراحت مثل بادبزن تا میخورند و در زیر بال جلویی قرار میگیرند.
راستبالان شامل تعداد زیادی ا ز حشرات هستند و به دو زیر راسته تقسیم میشوند:
زیر راسته (Caelifera) و زیر راسته (Encifera) از اهمیت زیادی برخوردار هستند.
کِلیفِرا (Caelifera)
زیر راسته کِلیفِرا شامل ملخهای شاخک کوتاه هستند. در این زیر راسته خانواده اکریدیده (Acrididae) اهمیت زیادی دارند. تعدادی از گونهها مثل شیستو سکوگاریا و گلوست میگراتوریا از آفات بینالمللی هستند و سازمانهای بینالمللی جمعیت آنها را تحت مطالعه قرار میدهند، مخصوصاً در کشورهای آفریقایی جمعیت آنها تحت کنترل است ولی در عین حال جمعیت انبوهی را تشکیل میدهند. در حین مهاجرت، این حشرات در مسیر پیش روی خود همه گیاهان را از بین میبرند. از طریق کشور عربستان نیز یکی دو بار این ملخها وارد ایران شدهاند و تمام گیاهان را در مسیر پیش روی خود از بین بردهاند. ملخهای شاخک کوتاه، تخمشان را در خاک و به صورت گروهی در داخل محفظهای به نام (Ootheca) اُوتکا قرار میدهند که تا مدت زمان یک سال باقی میماند و در سال بعد پورهها خارج میشوند و تغذیه خود را از گیاهان آغاز میکنند.
حشراتی مثل ملخ چگونه صداها را میشنوند؟
اندام شنوایی در ملخهای (Acrididae) در طرفین اولین حلقه شکم است و در ملخهای شاخک بلند بر روی ساق پای جلو قرار دارد.
انسیفرا (Encifera)
زیر راسته دوم (Orthoptera) که زیر راسته شاخه انسیفرا میباشند و شامل جیرجیرکها، ملخهای شاخک بلند و آبدزدکها هستند.
ملخهای شاخک بلند دارای تخمریز بلندی هستند و شکل تخمریز آنها حالتی شمشیری دارد. این حشرات تخم خود را در داخل بافت گیاهان قرار میدهند. ملخهای شاخک بلند دارای فرم بالدار و بدون بال هستند. به صورت گروهی و تجمعی زندگی نمیکنند. این حشرات به عنوان یک آفت اندمیک یا بومی هستند و با جمعیتهای نسبتاً پائینی که دارند از گیاهان تغذیه میکنند.
گروهی دیگر از حشرات راسته انسیفرا جیرجیرکها هستند که از خانواده (Gryllidae) میباشند. عموم مردم با صدای این حشرات آشنایی دارند. جیرجیرکها بهترین آوازخوان دنیای حشرات هستند. برخلاف ملخهای شاخک بلند که تحت عنوان خانواده (Tettigoniidae) گروهبندی میشوند، تخمریز در جیرجیرکها دارای مقطع استوانهای شکل است اما در ملخهای شاخک بلند، بصورت شمشیری یا تیغهای میباشند. جیرجیرکها عموماً گیاهخوار هستند یا از مواد خشک آبی تغذیه میکنند و تحت شرایط خاصی میتوانند در گلخانهها ، چمنزارها و مراتع خساراتی به گیاهان وارد بکنند.
حشراتی به این کوچکی مثل جیرجیرکها چطور میتوانند صدایی به این رسایی تولید کنند؟
جیرجیرکها از طریق سائیدن دو بال جلو به هم تولید صدا میکنند. در روی بال جیرجیرکها اندامی بنام آینه و در روی بال دیگر اندامی بنام آرشه وجود دارد. از سائیدن دو بال جلویی به هم موسیقی بلند و رسایی تولید میشود .
گروهی دیگر از زیر راسته انسیفرا آب دزدکها هستند. این خانواده تحت عنوان نام خانوادگی (Grylotapidae) میباشند. این حشرات دارای پاهای جلویی کَنَنده هستند، در واقع پاهای جلویی این حشرات متورم و دارای دندانههای متعددی است که به بیلچهای برای کَندن زمین تبدیل شده است. این حشرات در عمق ۱۵ تا ۲۰ سانتیمتری زیر سطح زمین تونلهایی را حفر میکنند و محفظهای برای تخمگذاری در داخل آن درست می کنند. پورهها پس از خارج شدن همچون حشرات کامل به تغذیه از ریشه انواع گیاهان میپردازند. لذا تحت شرایطی ممکن است در مناطقی که گیاهان زینتی پرورش داده میشود یا زیر چمنزارها تبدیل به آفت شوند. این حشرات در طی یک سال یک مرتبه تخمگذاری میکنند، عموماً دارای یک نسل در سال هستند.
گوشخیزکها (Dermaptera)
راسته دیگر، راسته (Dermaptera) یا گوشخیزکها که به آنها نیز (Earwigs) اطلاق میشود.
برخلاف نامی که این حشرات دارند تحت هیچ عنوان وارد گوش نمیشوند. و این نام بر اساس یک داستان خرافه قدیمی به این حشرات گفته می شود. (Dermaptera) فرمهای بالدار یا بیبال دارد. در گونه بالدار، بالهای جلو بسیار کوچک و عموماً تگمینا و گاهی الیترون نامیده میشود. اما بالهای عریض و گرد این حشره در موقع استراحت جمع میشود و در زیر بالهای جلو قرار میگیرد. این حشرات در انتهای بدن خود دارای زوائدی هستند با نام (Forceps) که این زوائد در افراد نر دارای قوس و در افراد ماده مستقیم میباشد. در این خانواده (Forficulidae) و گونه (Forficula auricularia) از اهمیت نسبی برخوردار هستند و گاهی به صورت آفات خودنمایی میکنند.
مانتیدها (Mantodea)
مانتیدها یا مانتودهآ (Mantodea) حشراتی نسبتاً بزرگ، با بدنی باریک و کشیده که پیش قفسه سینه یا پروتوراکس (Prothorax) رشد زیادی کرده است. سر این حشرات قابلیت حرکت در همه جهات را دارد. پاهای جلوئی آنها از نوع شکاری است. زمستانگذرانی بصورت تخم میباشد. تخم این حشرات بر روی شاخه درختان در باغها مشاهده میشود. این حشرات تخم خود را در داخل محفظههایی بنام (Ootheca) قرار میدهند. این محفظهها معمولاً چسبیده به شاخه درختان دیده میشود و هر کدام حدود ۲۰۰ تخم را در برمیگیرند.
یکی از گونههایی که در بیشتر نقاط ایران پراکندگی زیادی دارند گونهای با نام (Mantis relegiosa) هستند.
آیا حشرات این راسته برای کنترل حشرات مضر مورد استفاده قرار میگیرند؟
علیرغم اینکه مانتیدها جزء حشرات مفید هستند و از سایر حشرات تغذیه میکنند، بخشی از رژیم غذایی آنها حشرات مضر مثل ملخها میباشد. این حشرات فاقد تخصص میزبانی هستند یعنی برای آنها فرقی ندارد که حشراتی که شکار میکنند مفید یا مضر باشد. این حشرات گاهی از زنبورهای (Apoidea) که جزء حشرات مفید و گرده افشان هستند تغذیه میکنند. بنابراین در کنترل بیولوژیک کاربردی مورد استفاده قرار نمیگیرند.
ناجوربالان (Hemiptera)
این راسته یکی از بزرگترین راستههای حشرات است. مهمترین خصوصیت مورفولوژیک این حشرات ساختمان بالِ جلو است. بال جلو در قسمت قاعدهای، ضخیم و چرمی شده است و از قسمتها و نواحی مختلفی تشکیل میشود که عبارتند از:
۱- Corium
۲-Clavus
۳- Cuneus
و بخشهای دیگر که، در تفکیک خانوادههای سنها اهمیت زیادی دارد.
البته این بخشها در همه سنها وجود ندارد، بخش انتهایی بال جلو کاملاً حالت غشایی دارد و دارای تعدادی رگبال است. که این قسمت در تفکیک خانوادهها مورد استفاده قرار میگیرند.
قطعات دهانی سنها از نوع زَنَنده مَکَنده است، بنابراین از شیره گیاهی و در مواردی از خون تغذیه میکنند. سنها به دو گروه اصلی خشکیزی و آبزی تقسیم میشوند. گونههای خشکیزی تعدادی شکارگر هستند و از گیاهان و خون انسان و سایر جانوران استفاده میکنند. یک بخش عمده از سنها نیز آبزی هستند.
سنها دارای تعداد زیادی زیر راسته هستند که مهمترین زیر راستهها عبارتند از:
1- Cimicomorpha
2- Pentatomorpha
3- Nepomorpha
4- Gerromorpha
Nepomorpha
راسته (Nepomorpha)شامل سنهای آبزی هستند: سنهای (Aquatic) در زیر آب شنا میکنند و از انواع موجودات در داخل آب تغذیه میکنند، مهمترین خانوادهها عبارتند از:
۱- Nepidae
۲- Blostomatidae
۳- Corixidae
که در محیط آب از انواع حشرات مثل لارو پشهها و سایر آبزیها تغذیه میکنند.
Gerromorpha
زیر راسته دیگر ، زیر راسته جرومورفا است که سنهای نیمه آبزی یا (Semi aquatic) میباشند. این سنها شکارگر و در کنار یا سطح آب از انواع بندپایان از جمله حشرات تغذیه میکنند.
زیر راسته دیگر که از اهمیت بیشتری نسبت به راستههای قبل برخوردارند، سنهای راسته (Cimicomorpha) و (Pentatomorpha) هستند.
Cimicomorpha
سنهای زیر راسته، (Cimicomorpha)که تعدادی از آنها گیاهخوار و تعدادی شکارگر و تعدادی دیگر از آنها خونخوار هستند. به بعضی از آنها مختصراً اشاره میکنیم:
اولین خانواده، خانواده (Tigidae) هستند. به این سنها (Lace bugs) میگویند. به دلیل اینکه سطح بدنشان کاملاً مشبک است و از نظر فرم بالهای جلو، مواردی که در سنهای قبلی ذکر شد در این سنها دیده نمیشود. تعدادی از سنهای بسیار مخرب در این خانواده قرار دارند و بعضی از آنها گیاهان زینتی منازل را مورد حمله قرار میدهند. اما عموماً از سطح زیری برگها تغذیه میکنند. تغذیه آنها باعث ایجاد لکههای زرد رنگ و در تراکم بالا باعث قهوهای شدن برگها شده و موجب ریزش برگها و خساراتی از این جمله به گیاهان زینتی وارد میکند.
از جمله عمومیترین گونههای این خانواده در ایران، گونهای به نام (Stephanitis pyric) که بر روی گیاهان زینتی مثل (به ژاپنی( و سایر گیاهان فعالیت میکند و خساراتی را وارد میکند.
خانواده دیگر، خانواده (Miridae) است. این خانواده از بزرگترین گونه سنها از نظر تعداد بوده و به آنها (Plant bugs) یا (Leaf bugs) گفته میشود و این سنها از برگ گیاهان و شیره گیاهی تغذیه میکنند.
سنهای گیاهی حشراتی به طول ۴ تا ۱۰ میلیمتر با بدنی نرم میباشند. راه تشخیص این حشرات بالهای جلوی آنها میباشد. بال جلوی آنها دارای قسمتی به نام (Cuneus) هستند که در بیشتر سنها این قسمتها دیده نمیشود.
یکی دیگر از گونههایی که در محیطهای گلخانهای و در محیط پرورش گلهای زینتی فعالیت میکند سنی به نام (Lygus regulipennis) است که از گلها تغذیه میکند و باعث ریزش گلها میشود. این سنها عموماً به صورت تخم هستند که تخمشان را در داخل بافت گیاهان قرار داده و زمستان گذرانی میکنند و یکی از آفات مهم گیاهان زینتی در گلخانهها هستند.
از زیر راسته (Cimicomorpha) چند خانواده شکارگر هستند مثل خانواده (Reduviidae)، خانواده (Anthocoridae) و تعدادی دیگر نیز خونخوارند مانند خانواده (Cimicidae) که در منازل از خون انسان تغذیه میکنند
ناجوربالان و جوربالان
آیا سنهای شکارگر در شرایط گلخانهای نیز وجود دارند؟
سنهای شکارگر که از جمله مهمترین آنها خانواده (Anthocoridae) است، در مواردی بصورت تجاری و انبوه تولید میشوند. و در کنترل تعدادی از آفات گلخانهای نقش بسزایی دارند. برای مثال: بعضی از گونههای سنهای خانواده (Anthocoridae) مثل سنهای جنس (Orius) برای کنترل کنهها و تریپسها، مورد استفاده قرار میگیرند.
(Pentatomorpha)
سنهای زیر راسته (Pentatomorpha) غالباً دارای بدنی بیضی شکل هستند و تقریباً اکثریت آنها گیاهخوارند. تعداد کمی نیز از این گونهها شکارچی میباشند. این زیر راسته شامل خانواده بسیار مهمی بنام (Lygaeidae) هستند که به آنها (Seed bugs) یا سنهای بذری نیز گفته میشود. که از بذر گیاهان زینتی مختلف تغذیه میکنند. خانواده دیگر (Scutelleridae) میباشد. در این گونه سنها سِپَرچهها رشد زیادی کرده و تقریباً تا انتهای بدن کشیده شده و بالها نیز در زیر این سپرچهها قرار گرفتهاند. یک نوع از گونههای مهم که در ایران به گیاهان خسارت میزند گونهای به نام (Integriceps) است که یکی از مهمترین آفتهای گندم است و سالانه مبالغ هنگفتی صرف مبارزه با این نوع آفت میشود.
خانواده دیگر، خانواده (Pentatomidae) است. در این خانواده بر خلاف خانواده (Scutelleridae) سپرچهها به صورت مثلثی است. این سنها بسیار بَدبو هستند و به آنها (Stink bugs) میگویند. این حشرات بوی بسیار ناخوشایندی تولید میکنند. اکثراً گیاهخوارند و از چند گونه از حشرات مضر تغذیه میکنند.
جوربالان (Homoptera)
راسته دیگر این حشرات تحت عنوان (Homoptera) یا جوربالان هستند. این راسته گروههای مختلفی از حشرات را در بر میگیرد. در اصل این راسته شامل پسیلها، یا سفید بالکها(White flies)، شپشکها یا (Scale insect)، شتهها یا (Aphids) و زنجرهها زنجرکها میباشد. تعداد بسیار زیادی از آفات گیاهان زینتی در این راسته قرار دارند. این راسته به دو زیر راسته تقسیم می شود:
1- زیر راسته (Auchenorrhyncha)
۲- زیر راسته (Sternorrhyncha)
زیر راسته (Auchenorrhyncha) شامل زنجرهها و زنجرکها است. زنجرهها حشراتی نسبتاً بزرگ هستند که بالهای آنها غشایی بوده و دارای تعداد زیادی رگبال هستند. در این حشرات چشمهای مرکب وضعیت معمولی دارند و دارای شاخکهای مویی بسیار کوتاه هستند. در زنجرکها هم معمولاً شاخکهای مویی بسیار کوتاه هستند.
زنجرهها دارای دو ویژگی مهم هستند، اول این که مراحل پورگیشان در داخل آب سپری میشود، مراحل پورگی چندین سال و حتی در بعضی از گونهها حدود ۱۰ تا ۱۲ و در پارهای اوقات تا ۱۷ سال طول میکشد که در زیر خاک سپری میشود و از ریشه گیاهان مختلف تغذیه مینمایند.
حشرات کامل این گروه عمر چندانی ندارند، ۱۰ تا ۲۰ روز و حداکثر یک ماه بیشتر زنده نمیمانند. بعد از اینکه تخم خودشان را در داخل سر شاخههای گیاهان قرار دادند، میمیرند. تخم این حشرات بعد از مدت یک ماه فارغ می شوند. پوره این حشرات از داخل سر شاخه گیاهان خارج شده و به داخل خاک میافتد و مدت زمان زیادی را در داخل خاک سپری میکنند. و از ریشهی گیاهان تغذیه میکنند.
تخم گذاری حشرات کامل یکی دیگر از روشهایی است که این حشرات به گیاهان خسارت می زنند. این روش تخمکگذاری حشرات، روی گیاهان گاهی باعث خشکاندن سر شاخههای گیاهان مختلف از جمله گیاهان زینتی مثل رز و سایر گیاهان میشود.
گروهی دیگر از حشرات این راسته، زنجرکها هستند که شامل چند خانواده مهم (Cicadellidae)، (Membracidae) و (Cercopidae) که در بین آنها خانواده (Cicadellidae) از اهمیت بیشتری برخوردار است
یکی دیگر از گونههای مهم این خانواده، گونهای به نام (Zyging palidifrons) است که از آفات مهم گلخانهای می باشد. (Zyging palidifrons) توانایی تولید چندین نسل را بر روی گیاهان زینتی در شرایط گلخانهای دارد. خسارت آنها به صورت لکههای زرد رنگ بر روی گیاهان است و در تراکمهای بالا، میتوانند منجر به خشک شدن برگهای گیاهان بشوند. این حشرات تخم خودشان را در داخل سر شاخههای ظریف گیاهان قرار میدهند و در مواردی قادر به خشک کردن سر شاخههای گیاهان هستند.
گونهای دیگر که بر روی رز فعالیت میکند زنجرکی است به نام (Edvardsiana rosae) که این زنجرک حدود ۵ میلیمتر طول دارد و در پشت برگهای گیاهان فعالیت میکند. این حشرات به رنگ روشن و چشمهای آنان به رنگ قرمز مایل به قهوهای است. زمستان را به صورت تخم سپری میکنند و در بهار از تخمها فارغ میشوند. پوره این حشرات پس از فارغ شدن در سطح زیری برگها به تغذیه از شیره گیاهان میپردازند. هر حشره ماده توانایی تولید حدوداً ۲۵۰ عدد تخم را دارد و در هر سال این نوع زنجرک چندین نسل تولید میکند.
نا جوربالان – شتهها
( SpellESternorrhyncha)
زیر راسته ( SpellESternorrhyncha) در برگیرنده تعدادی از مهم ترین آفات گیاهان زینتی است. این زیر راسته شامل پسیل ها، شَته ها، شپشَک ها و مگس های سف ی د و سفیدبالک ها (white flies) مىباشد. تعداد زیادی از این حشرات با زندگی انگلی خود بر روی گیاهان دیگر، تغییر شکل پیدا کرده بطور ی که از نظر ویژگىهای ساختمانی شباهت چندانی به حشرات ندارند.
این حشرات قسمت اعظم زندگی خود را به صورت ثابت و ساکن بر روی گیاهان سپریمىکنند. تمام زیر مجموعه های این راسته گیاهخوار بوده و شامل تعداد زیادی از مهم ترین آفات گیاهان زینتیمىباشند.
* شته ها (Aphids)
اولین گروه این راسته شته ها مىباشند که تحت عنوان بالا خانواده آفىدوییده ( SpellEAphidoidea) طبقه بندیمىشوند. شته ها موجوداتی کوچک با ابعاد تا میلىمتر، دارای ظاهرى گلابى شکل، بدنی بسیار نرم، قطعات دهانی از نوع زنَنده مَکنده بوده و از شیره گیاهان تغذیه مىکنند. از دیگر ویژگىهای ساختمانی این گروه از حشرات مىتوان به عضوى به نام ( SpellECurnicule) که در سطح پشتى پنجمین حلقه شکم قرار دارد نام برد. دامنه میزبانى این حشرات بسیار گسترده بوده و شتهها تقریباً روى تمام گیاهان در جمعیت های بسیار بالا دیده مىشوند و از شیره گیاهان تغذیه مىکنند. شتهها یکی از آفات بزرگ گیاهان زینتی هستند. تغذیه شتهها از شیره گیاهان علاوه بر اینکه باعث ضعف گیاه مىشود، همچنین باعث پیچیده شدن برگها، بد شکل شدن برگها و ترشح عَسَلک (شیره گیاهى) مىشود.
شتهها پس از مکیدن شیره گیاهان مقدار زیادى عَسَلک دفع مىکنند این ترشحات دفع شده روى سطوح پائینی برگها و سرشاخه ها ریخته و باعث مىشود که مقدار زیادى گرد و خاک روى سطح گیاهان جذب شود که از عمل فتوسنتز نیز در گیاهان جلوگیریمىکند. همچنین تغذیه آنها باعث انتقال بیماری های ویروسی در گیاهان مختلف مىشود.
اغلب در طبیعتشتهها با جمعیت هاى بالا بر روی گیاهان مشاهده مىشوند. جمعیتشتهها در برگیرنده مراحل مختلف سنی آن ها مىباشد. پوره هایمختلف سنی و همچنین حشرات کامل شتهها بر روی گیاهان، در حال تغذیه از شیره گیاهى مشاهده مىشوند.
وظیفه کورنیکول چیست؟
کورنیکول ها وظیفه ترشح ماده اى را به نام فرومون را دارد. فرومون به عنوان یک ماده جلب جنسى عمل کرده و هنگامى که دشمنان طبیعیمثل بالتوری ها از خانواده ( SpellEChrysopidae) وارد جمعیتشتهها مىشوند نیز به عنوان یک ماده هشدار دهنده باعث پراکنده شدن شتهها از روی ساقه های برگهای آلوده مىشود .
کورنیکول ها وظیفه ترشح ماده اى را به نام فرومون را دارد. فرومون به عنوان یک ماده جلب جنسى عمل کرده و هنگامى که دشمنان طبیعیمثل بالتوری ها از خانواده ( SpellEChrysopidae) وارد جمعیتشتهها مىشوند نیز به عنوان یک ماده هشدار دهنده باعث پراکنده شدن شتهها از روی ساقه های برگهای آلوده مىشود .
- SpellE Aphididae
- SpellE Eriosmatidae
- SpellEPhylloxeridae
- SpellEAdelyidae
خانواده آفیدیده ( SpellEAphididae)
خانواده ( SpellEAphididae) از مهم ترین و بزرگ ترین خانواده شتهها است که تعداد گونه های بسیار زیادی دارد. این حشرات از انواع گیاهان مختلف تغذیه مىکنند و یکی از عوامل مهم بیماری های ویروسی گیاهان مىباشد.
راه تشخیص این شتهها از کورنیکول نسبتاً بزرگ و رشد کرده آنها مىباشد. ترشح مقدار کم موم و یا نبود ترشح در بعضی گونه ها و همچنین قطعات دهانی فعال در جنس نر و ماده راه دیگر تش خیص آنهاست.
البته گونه های بالدار این حشره به راحتی از طریق رگ بندی بال از بقیه شتهها تشخیص داده مىشوند. به این نحو که رگ میانی (Media) در شتههای خانواده آفیدیده منشعب است، در حالی که در بقیه شتهها رگ میانیمعمولی است.
سیکل زندگی شتههای خانواده ( SpellEAphididae) نسبتاً پیچیده است و شامل نسل های بکرزا و دوجنسی هستند. زمستان گذرانی بصورت تخم دارند و در بهار تخم ها تفریغ مىشوند و پوره هایی که از آن خارج مىشوند بر روی گیاهان میزبان چندین نسل را بصورت بکرزا یا پارتنوژنتیک ( SpellEParthenogenetic) تولید مثل مىکنند.
نهایتاً افراد بالدار در جمعیتشتهها ظاهر و بر روی گیاهان زینتی و سبزیجات مهاجرت مىکنند، این حشرات بر روی گیاهان زینتی بصورت بکرزا و پارتنوژنتیک تولید مثل مىکنند. این حشرات در اواخر فصل مجدداً بر رویمیزبان های اولیه خود بازگشته و بوسیله تولید مثل ادامه حیات مىدهند. و نهایتاً نسلی به نام نسل جنسی ظاهر شده که این نسل شامل افراد نر و ماده است.
شتههای نر و ماده پس از جفت گیریما د ه ها تخم هایشان را بر روی سر شاخه گیاهان قرار مىدهند. به دلیل اینکه این حشرات از توانایی فوق العاده زیادی برای افزایش جمعیت برخوردارند شتهها را حشراتی بکرزا مىنامند. در مدت زمان بسیار کوتاهی جمعیت بسیار زیادی را بر روی برگها، گل ها و شاخه های گیاهان ایجاد مىکنند. زمستان گذرانی شتهها به صورت تخم است در حالیکه در شرایط گلخانه اى که شرایط در طول سال مناسب است مىتوانند نسل هایمتوالی ایجاد کنند.
خانواده آفیدیده ( Aphididae)
شتههای خانواده ( Aphididae) مهم ترین آفات گیاهان زینتی را در برمی گیرند که تعدادی از آنها عبارتند از:
- Myzus persicae
- Aphis gossypii
- Aphis craccivora
- Macrosiphum rosae
- Macrosiphum euphorbiae
- Macrosiphuniella sanborni
و تعداد زیادی از گونه ها که بر روی گیاهان زینتی جزء آفات بسیار مهم محسوب می شوند.
این شتهها در شرایط گلخانه ای توان ایی ایجاد حدود تا نسل را در طول سال دارند، طرز تکثیر آنها در شرایط گلخانه ای بصورت بکرزایی است. یعنی در طول سال به روش پارتنوژنتیک ( Parthenogenetic) تولید مثل می کنند.
اشاره شد که شتهها بصورت تخم زمستان گذرانی می کنند . اما این مربوط به شرایط طبیعی است و در شرایط گلخانه ای قادر هستند در طول سال ، نسل های متوالی ایجاد کنند.
شتهها رابطه تنگاتنگی با مورچه ها دارند، در واقع شتهها حکم گاو شیرده را برای مورچه ها دارند. هر جا که شتهها وجود داشته باشند مقدار زیادی مورچه نیز وجود دارد. مورچه ها ، شتهها را از گیاهان به محل های مناسب منتقل می کن ن د تا از این طریق شتهها، تولید مقادیر بیشتری ع َ س َ لک کن ن د و مورچه ها از عسلک شتهها تغذی ه می کنند.
گونه هایی از شتهها دارای نام های خاص ی هستند. مانند شته اقاقیا و شته رز، اما به این معنا نیست که شتهها با این نام ها شناخته می شوند ی ا فقط بر روی آن گیاه خاص فعالیت می کنند. بلکه شتهها، دارای دامنهی میزبانی نسبتاً وسیعی هستند ، که به تعدادی از آنها اشاره شد.
شتههای خانواده ( Aphididae) به صورت آزاد بر روی تمام گیاهان فعالیت می کنند.
بطور کلی ایجا د گال در شتههای خانواده ( Aphididae) دیده نمی شود. این شتهها به صورت آزاد بر روی گیاهان فعالیت می کنند ، به همین جهت در معرض خطر حمله دشمنان طبیعی بی شماری قرار دارند مانند لارو و حشرات کامل کفش دوزک ها، لارو بالتوری ها، زنبورهای پاراز ی توئید، خانواده ( Braconidae) و زیر خانواده ( Aphidiinae) .
سئوال دیگر اینست که:
آیا رابطه بین مورچه ها و شتهها یکطرفه است یا شتهها نیز سود می برند؟
رابطه آنها کاملاً دو طرفه است، در واقع مورچه شتهها را در روی گیاهان منتقل می کنند و به این طریق باعث پ َ اکنش آنها می شود و آنها را در محل های مناسب تری قرار می دهد. شته وقتی در محل مناسب تری قرار گیرد تولید عسلک بیشتری خواهد کرد و لذا به این طریق مورچه ها هم از این فعل و انفعال دو طرفه بهره مند می شوند.
مورچه ها همچنین در روند فعالیت دشمنان طبیعی شتهها ایجاد اخ ت لال می کنند و باعث دور شدن کفش دوزک ها و زنبورهای پاراز یتوئید، از اطراف شتهها می شوند، لذا فعالیت مورچه ها بر روی گیاهان مفید ارزیابی نمی شود.
دومین خانواده از شتهها، خانواده ( Eriosomatidae) است که به آنها شتههای گال زا یا(Gall-making aphids) یا شتههای مومی (Woolly aphids) گفته می شود. تشخیص این شتهها از شتههای خانواده ( Aphididae) به این ترتیب است که کورن ی کول در این شتهها رشد چندانی نکرده است و گاهی کورن ی کول وجود ندارد . بعلاوه افراد جنسی فاقد قطعات دهانی فعال هستند . یک ویژگی رفتاری بسیار مهم در این گونه از شتهها این می باشد که افراد جنسی این شتهها فقط یک تخم تولید می کنند . در حالیکه در شتههای خانواده ( Aphididae) این محدودیت در تخم گذاری وجود ندارد و افراد جنسی آنها توان ایی تولید تعداد زیادی تخم را دارند.
افراد بالدار این دو خانواده از هم براحتی قابل تفکیک می باشند.
در خانواده ( Eriosomatidae) رگ مدیا فاقد انشعاب است و این شتهها همه دو میزبانه هستند و بر روی میزبان اول اغلب تولید گال مشاهده میشود.
گا ل بر اثر فعالیت شته و تغذیه شته بر روی برگ و سایر قسمت های گیاه ایجاد می شود. گال ایجاد شده روی گیاه یک محیط کوچک یا یک میکروکلیما را ایجاد می کند و در داخ ل این محیط کوچک شتهها فعالیت می کنند. مبارزه با شتههایی که تولید گال می کنند عموماً سخت تر است . زیرا بسیاری از سم ها تاثیر زیادی بر آنها ندارند مگر اینکه سم ها سیستمیک باشند، یا اینکه از سم های نفوذی که قادر به وارد شدن به شیره گیاهی هستند، استفاده شود.
تعداد ی از گونه های این خانواده دارای اهمیت زیاد ی می باشند مانند ( Tetranura ulmi) که در روی نارون و در محیط شهری دیده می شود و ایجاد گال می کند. گونه های دیگری از جنس ( Pemphigus) مانند ( Pemphigus bursarius) بر روی صنوبر ، گال هایی به شکل های مختلف مثل گال کوزه مانند درست می کنند.
( Pemphigus prociphilus ) حشره ای است که روی درخت زبان گنجشک و ا َ فرا تولید گال می کند.
خانواده ( Adeligidae)
این شتهها عموماً روی سوزنی برگ ها فعالیت می کنند ، مانند درخت کاج، این شتهها نیز مثل دو خانواده قبلی دارای دو میزبان هستند ولی هر دو میزبان آنها از سوزنی برگ ها می باش ن د و ممکن است بر روی میزبان اول تولید گال نمایند.
از نظر ویژگی های شناسایی ، این شتهها دارای شاخک های سه بندی می باشند و به این طریق آنها مورد شناسایی قرار میگیرند.
خانواده ( Phylloxeridae)
خانواده دیگر، خانواده ( Phylloxeridae) است . این خانواده برای ایران جز ء آفات قرنطینه ای محسوب می شود. در ایران هیچ گونه از این آفات شناسایی نشده است ولی در کشورهای آمریکایی و اروپایی جزء آفات بسیار مهم برخی از گیاهان میباشند . مخصوصاً گونه ای که روی مو فعالیت می کند و نام آن ( Dactulospharia Vitifoliae) می باشد که از مهم ترین آفات گیاهی در کشورهای اروپایی و آمریکایی به شمار می روند.
مبحث شتهها را با تاکید بر این نکته که شتهها علاوه بر خسارت مستقیم، ناقلان مهم بسیاری از بیماری ها مانند بیماری های ویروسی هستند خاتمه می دهیم. علاوه بر شتهها، زنجرک ها نیز در نقل و انتقال عوامل ویروسی فوق ا لعا ده مهم هستند .
نوع دیگری از حشرات راسته هم ی پترا، یسیل ها هستند. یسیل ها مت ع لق به خانواده ( Psyllidae) در ا ی ن حشرات شاخک ها بلند و نَخوَش است و شباهت زیادی به یک زنجره کوچک دارند و با کمک شاخک های نخی و بلند از زنجره ها و زنجرک ها تشخیص داده می شوند، همچنین از طریق رگ بندی بال نیز کاملاً متمایز هستند.
ناجوربالان – سفیدبالکها و شپشکها
سفیدبالک ها (White fly)
(White fly) حشراتی از خانواده ( Aleyrodidae) هستند، با اندازه کوچک ک ه غالبا ًدر حدود تا میلی متر بوده و سطح بدن و بال های این حشرات به وسیله پودر سفید رنگی پوشیده شده است. در ظاهر این حشرات شباهت زیادی به یک پروانه کوچک دارند، اما در مقیاس کوچکتر، حشرات کامل این راسته فعال بوده و می توانند آزادانه به اطراف پرواز کنند و عموماً در زیر برگ گیاهان و در حال تغذیه از شیره گیاهان مشاهده می شوند.
از نظر دگردیسی، حشرات این خانواده با سایر خانواده های راسته( Hemiptera) به جز شپشک های نر تفاوت دارند. در این حشرات پوره سن اول فعال است ولی پوره های سنین دو، سه و چهار در روی گیاهان ثابت هستند و همانند شپشک ها به نظر می رسند.
در بعضی منابع به پوره های سنی یک، دو و سه لارو ، و به پوره سنی چهار شفیره اطلاق می شود. سفیدبالک ها در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری و به ویژه در شرایط گلخانه ای بر روی گیاهان زینتی و محصولات گلخانه ای در جمعیت های خیلی بالا دیده می شوند. پوره ها با حشرات کامل از شیره گیاهان تغذیه می کنند و همانند شته ها ناقل بیماری های ویروسی مختلف هستند.
دامنه ی میزبانی تعدادی از سفیدبالک ها بسیار گسترده می باشد و در مورد بعضی از گونه ها ، 0 تا 0 و حتی در برخی اوقات تا ; 0 مورد میزبانی گیاهان ذکر شده است.
این حشرات همانند شته ها تو لید مقادیر زیادی عسلک می کنند که این عسلک در گیاهان باعث جذب گرد و خاک و مخصوصاً رشد قارچ های ساپروفیت می گردد. این عامل سبب کاهش مشتری محصولات گیاهان زینتی و گیاهان گلخانه ای در بازار میشود.
حشرات کامل این گونه تخم های شان را که دارای یک ساقه بسیار باریک و کوچک است ، در داخل بافت گیاه قرار می دهند. تخم این حشرات با چشم معمولی به راحتی قابل رؤیت نیست. پوره این حشرات بعد از تفریغ شدن از تخم ، مدتی را بر روی گیاه جستجو می کن ن د تا محل مناسبی ب رای تغذیه از شیر ه گیاهان پیدا ک ن ند . پس از مشخص شدن محل، خرطوم خود را به داخل نسج و شیره گیاه وارد می کند. این حشرات تا زمان رسیدن به ظهور کامل زندگی ثابتی را در روی گیاه پی می گیر ند.
همچنین این حشرات در شرایط مناسب مخصوصاً در گلخانهها در حدود تا نسل را روی گیاهان بوجود می آورند. به عبارت دیگر هر تا روز یک نسل، تولید میکنند. بنابراین همانند شته ها از توانایی بسیار بالایی در تولید مثل برخوردارند و جمعیت خود را در مدت زمان کوتاهی بسیار افزایش می دهند.
برخی از مهم ترین گونه های این حشرات در ایران عبارتند از
- ( Trialeurodes vaporariorum) یا سفیدبالک گلخانه ای
- ( Bemisia tabaci)
- و جدیداً گونه ای دیگر با نام ( Bemisia argentifolii) در ایران مشاهده شده است.
شایان ذکر است که گونه آخر بسیار برای گیاهان خطرناک بوده و ناقل بسیاری بیماری ها ی ویروسی به شمار می رود.
فرق دگردیسی در مگس های سفید با بقیه حشرات چیست؟
دگردیسی در مگس های سفید از نوع بینابین بوده و در منابع مختلف گاهی از آن به عنوان (Intermediate metomorphosis) نام برده می شود. در سفیدبالک ها بخشی از رشد بال خارجی و بخشی دیگر از رشد داخلی می باشد که به آن دگردیسی بینابین گویند.
گروه مهم دیگر حشرات راسته همیپترا ، شپشک ها هستند که از جمله مهم ترین آفات گیاهان زینتی به شمار می آیند. این حشرات در جمعیت های بسیار انبوه و روی انواع گیاهان زینتی ادامه حیات می دهند و حشرات ریزی هستند .
جنس ماده این حشرات بدون تحرک بوده و در روی گیاهان بخش اعظم عمر خود را بصورت ثابت سپری می کنند و از شیره گیاهان تغذیه می نمایند.
اما جنس نر این حشرات بعد از اینکه تولید و ظاهر شدند از زیر س ِ پ َ ری که تولید کرده اند خارج می شوند، لازم به ذکر است که گونه نر این حشرات بالدار می باشند.
شپشک های نر را به دو صورت می توان از شته ها و پشه ها تشخیص داد
- بال های عقب در شپشک های نر از بین رفته در حالیکه شته ها و پشه ها دارای دو جفت بال هستند.
- شپشک های نر در انتهای بدن خودشان دارای زائده های بلند و میله ای شکل می باشند.
بوسیله این دو راه می توان این حشرات را از هم تشخیص داد.
رشد و نمو شپشک ها در گونه های مختلف متفاوت بوده و در اکثر آن ها پوره سن یک فعال است و دارای پا و شاخک بوده و قادر به حرکت می باشند. این حشرات پس از ظهور از داخل تخم خارج شده و مدتی را در سطح گیاهان جستجو می کنند تا محیط مناسبی را پیدا کنند.
پوره سن یک حشرات قادر است حدود تا روز بدون غذا زنده بماند و در واقع وسیله ی انتشار شپشک ها، پوره سن یک میباشد که خود نیز توسط باد یا سایر عوامل بر روی گیاهان منتقل می شوند.
شپشک های نر پس از طی مراحل رشد و نمو از داخل س ِ پ َ ر خارج شده و آزادانه به اطراف پرواز می کنند در حالیکه شپشک های ماده بعد از اینکه پوره سن یک، خرطوم خود را به داخل گیاه فرو کرد، بقیه عمر خود را ثابت و بدون تحرک روی گیاه مانده و حتی پس از مرگ نیز روی گیاهان باقی می مانند.
شپشک ها از آفات بسیار مهم گیاهان زینتی بوده و تغذیه آن ها در جمعیت های بالا منجر به خشک شدن سرشاخه ها، و حتی خشک شدن کامل درختان یا گیاهان زینتی می شود.
اکثر شپشک های ماده، تخم شان را در زیر بدن یا در زیر سپر قرار می دهند. تعداد تخم گذاری در شپشک های ماده بسیار زیاد و حدود آن بین تا مورد می باشد. البته در مواردی تعداد این تخم ها به هزار عدد نیز می رسد
ناجوربالان – شپشکها
( Margarodidae)
اولین گروه ، خانواده ( Margarodidae) می باشد که در برگیرنده بزرگترین گونه از شپشک ها می باشد که طول بدن آن ها در بعضی از گونه ها در نواحی گرمسیری به حدود میلی متر می ر س د. یکی از گونه های مهم این خانواده گونه ( Icerya purchasi) می باشد که در شمال ایران بر روی مرکبات ، یا مرکباتی که به صورت زینتی در منازل وجود دارند فعالیت می کنند. این آفت یک گونه وارداتی است، و برای کنترل آن نیز نوعی کفش دوزک بنام کفش دوزک استرالیایی به ایران وارد شده .
( Coccidae)
گروه دیگر از شپشک ها ، خانواده ( Coccidae) و شپشک های نرم تن یا ( Soft scales) هستند که این شپشک ها در جمعیت های بالا، و بر روی شاخ و برگ گیاهان فعالیت می کنند. این حشرات از شیره گیاهی تغذیه کرده و خسارات سنگینی به انواع گیاهان، از جمله گیاهان زینتی وارد می کنند. این شپشک ها بر خلاف شپشک های خانواده ( Diaspididae) یا سپردار ، عموماً دارای پا و شاخک بوده و قابل رو ی ت میباشند . به علاوه این شپشک ها در قسمت عقبی بدن دارای شیاری به نام شیار مخرجی یا (Anal cleft) هستند و از این طریق هم شپشک های نرم تن قابل شناسایی هستند . تعدادی از گونه های این خانواده که رو ی گیاهان زینتی فعالیت می کنند عبارتند از:
- ( Coccus hesperidum) یا شپشک خرز هر ه
- ( Saissetia oleae)
- ( Saissetia coffeae)
این سه گونه دارای دامنه میزبانی بسیار وسیعی هستند بطوریکه دامنه میزبانی آن ها بیش از صد گونه از گیاهان را شامل می شود. به همین جهت بر حسب نام نمی توان در مورد آنها قضاوت کرد. طول این شپشک ها حدود میلی متر و بدنشان حالت نیم کروی دارد.
( Diaspididae)
اما در خانواده شپشک های ( Diaspididae) سطح بدن عموماً مسطح است. در بعضی از گونه ها هر شپشک ماده حدود تا تخم و در مورد ( Saissetia Coffeae) بیش از هزار تخم تولید می کند. تخم های تولید شده در سطح زیرین بدن حشره ماده قرار دارند. وقتی تخم ریزی این حشره به پایان می رسد شپشک ماده از بین می رود و بدن آن محفظ و سپری برای تخم ها می شود.
پوره این حشرات در سن اول از زیر بدن شپشک ماده خارج و در محیطی مناسب مستقر می شوند. در بقیهی عمر شپشکهای ماده بصورت ثابت در روی گیاه باقی میمانند.
جنس های نر جمعیت خیلی کمی دارند و در طبیعت بندرت دیده میشوند و بر خلاف نوع ماده ، حشراتی فعال و قادر به پرواز هستند.
به طور کلی عمر شپشک های خانواده ( Coccidae) حدود تا روز است و بیشترین جمعیت آن ها در فصل پائیز مشاهده می شود.
نوع دیگر از شپشک های این خانواده ( Diaspididae) یا شپشک های سپردار (Armored scales) هستند. این شپشک ها در جمعیت های بسیار بالا و روی سر شاخ هها و برگ گیاهان زینتی زیست می کنند و باعث خشک شدن و در مواردی حتی باعث نابودی کامل درختان و گیاهان زینتی می شوند.
در حشرات سپردار، نوع ماده تغییر شکل زیادی پیدا کرده اند و شباهت چندانی به حشرات ندا ر ند . در بسیاری از گونه ها پاها، شاخک ها و چشم ها به طور کامل از بین رفته و این حشرات بدن دیسکی شکل پیدا کرده اند.
در این حشرات ، مشابه حشرات خانواده کوکسیده ( Coccidae) پوره سن یک بعد از ظهور ، با پیدا کردن محیط مناسب خرطوم خود را در داخل بافت گیاه فرو می کند و شروع به تغذیه از شیره گیاهی می نماید.
نکته مهم دیگر در مورد این حشرات این می باشد که تعداد زیادی از آنها وارداتی هستند. به عبارت دیگر همراه با محصولات کشاورزی و گیاهان زینتی وارد ایران میشوند .
تعدادی از مهم ترین آفات گیاهان زینتی این راسته عبارتند از:
- Aonidiella orientalis
- Aonidiella citri
- Chrysomphalus dictyospermi
- Quadraspidiotus Perniciosus
- Lepidosaphes malicola
- Lepidosaphes ulmi
( Pseudococcidae)
خانواده دیگر این راسته ( Pseudococcidae) هستند که به این ها (Mealy bugs) یا شپشک های آردآلود گفته می شود. این نام از آن جهت برای این حشرات انتخاب شده است که سطح بدن این شپشک ها بوسیلهی مقدار زیادی ترشحات مومی و آردی پوشیده شده است. در این گونه از شپشک ها حلقه بندی بدن مشخص و دارای پا و شاخک هستند و در روی گیاهان آزادانه حرکت میکنند. این شپشک ها در مناطق طبیعی زیست می کنند و جزء آفات مرکبات و تعداد زیادی از گیاهان زینتی هستند.
مهم ترین گونه این حشرات در ایران عبارتند از:
- Planococcus citri
- Pseudococcus
که این دو خانواده از مهم ترین گونه هایی هستند که در شرایط گلخانه ای به گیاهان زینتی خسارت وارد می کنند. قابل توجه است که گونه ( Planococcus citri) بر خلاف بق ی ه شپشک ها ی این خانواده از حشرات دو جنسی میباشند. برای تولید مثل نیاز به جفت گیری میان حشرات نر و ماده میباشد و در واقع روش بکرزایی در این حشرات دیده نمی شود.
حشرات نر شپشک های آرد آلود و بالدار در طبیعت بندرت دیده می شوند و اندازه بدن آن ها به; میلی متر می رسد.
آیا شپشک های آرد آلود بر روی میوه ها هم فعالیت دارند؟
شپشک های آرد آلود در همه ی بخش های گیاه فعالیت می کنند در حالیکه شپشک های خانواده ( Diaspididae) یا ( Coccidae) بیشترین تراکم را روی شاخه ها دارند، هر چند ممکن است روی میوه و برگ نیز مشاهده شوند.
بدلیل اینکه شپشکها جزء آفات وارداتی برای ایران هستند و دشمنان طبیعی برای آنها وجود ندارد، به عنوان مهمترین آقات گیاهان زینتی بشمار میروند.
جایگاه حشرات و کنه ها در بند پایان 2
تریپسها)
کلمه ی ( Thysano) به معنی ریشک و ( Ptera) به معنی بال می باشد و این اشاره به این مطلب دارد که حاشیه بال های این حشرات دارای ریشک های بلندی است.
Thysanoptera
( Thysanoptera) در برگیرنده ی حشرات بسیار کوچکی با طول بدن تا ; میلی متر می باشد. این حشرات از شیره ی گیاهی روی برگ ها با تراکم های زیاد تغذیه می کنند و بدین وسیله به گیاهان خسارت وارد می کنند. همچنین در روی گل های زینتی مخصوصاً روی خود گل ها با جمعیت بالا و در لاب ه لای گلبرگ ها از شیره گیاهی تغ ذ یه می کنند. تغذیه تریپسها از گل ها باعث ایجاد لکه های زرد رنگ در روی گل ها و برگ های گیاهان می شود و اگر تغذیه با تراکم بالا باعث خشک شدن برگ گیاهان نیز می گردد.
تفاوت بین قطعات دهانی تریپس ها با شته ها
قطعات دهانی در تریپس ها، تقریباً یک ساختمان نامتقارن و مخروطی شکل دار د. در قسمت پشتی آن لب بالا، قسمت جانبی را آرواره های پائینی یا (Maxillae) و قسمت زیرین را لب پائین تشکیل می دهد و دارای سه ( Stylet) میباشد ، بر خلاف قطعات دهانی شته ها که دارای چهار ( Stylet) می باشند. تریپس ها دارای قطعات دهانی سه ( Stylet) هستند. یکی از آن ها مربوط به آرواره بالا و دو تای دیگری مربوط به آرواره ی پائین میباشد در واقع در تریپس ها یکی از آرواره های بالا از بین رفته است.
تریپس ها به دو زیر راسته تقسیم می شوند که عبارتند از:
( Tubuifera)
( Terebrantia)
حشرات زیر راسته ( Terebrantia) دارای شکم با انتهای مخروطی و تخم های ریز هستند، لذا این حشرات تخم خود را در داخل بافت گیاهان قرار می دهند. اما در زیر راسته ( Tubuifera) حلقه های انتهایی شکم این حشرات باریک شده و ساختمان لوله ای شکل پیدا کرده است. این حشرات تخم خود را در شکاف های مختلف، در محل های مختلف یا زیر پوسته درختان قرار می دهند.
در زیر راسته ( Terebrantia) ، خانواده های ( Aeolothripidae) و ( Thripidae) از اهمیت ویژه ای برخوردارند. تعدادی از گونه های این دو خانواده، در روی گیاهان زینتی ایجاد خسارت می کنند. مخصوصاً خانواده ( Thripidae) در صدمه زدن به گیاهان از اهمیت زیادی برخوردارند.
یکی دیگر از گونه های تریپس ها به نام ( Thrips tabaci) در تمام جهان انتشار یافته اند که در گلخانه ها و بر روی گیاهان زینتی مشاهده می شو ن د. این حشرات در تراکم های بالا و بر روی گیاهان زینتی فعالیت می کنند و خسارات سنگینی به محصولات گلخانه ای و گیاهان زینتی وارد می کنند.
در زیر راسته ( Tubulifera) خانواده ( Phlaecthripidae) دارای اهمیت بیشتری می باشد و در کشور ما نیز نمونه هایی از آن گزارش شده است.
تریپس ها حشراتی شکارگر هستند، گرچه برخی گونه ها ی گیاهخوار و برخی دیگر از اسپور قارچ تغذیه می کنند . دگردیسی در تریپس ها همانند شپشک های نوع نر می باشد. در واقع دگردیسی بینابین ی دارند، بخشی از رشد بال ها در طی سنین اول تا دوم پ ورگی در داخل بدن و بخشی از رشد بال ها در خارج بدن اتفاق می افتد. تریپسها غالباً مرحله شفیرگی را در سطح خاک، یا داخل خاک تا حدود عمق سانتی متری طی می کنند، بنابراین مبارزه با آن ها بسیار مشکل است. زیرا با مبارزه شیمیایی یا بیولوژیکی بر آن بخش از حشرات که در داخل خاک قرار دارند تاثیری ندارد.
سخت بالپوشان
سخت بالپوشان ( Coleoptera)
نام ( Coleo) به معنای غلاف یا (Sheath) است به این معنا که بال جلو در این حشرات تبدیل به ساختمانی غلاف مانند شده است که وظیفه حف ا ظت از بدن را انجام می دهد و نقشی در پرواز ندارد که به آن الیترون یا الیترا گفته می شود. در این راسته (سخت بالپوشان) حدود سیصد هزار گونه تا بحال شناخته شده اند.
این حشرات در محیط ها ی مختلف زندگی میکنند و از انواع مواد غذایی، درختان میوه، درختان جنگلی و گیاهان ز نیتی تغذیه می کنند.
در این راسته گروهی گیاهخوار نیز وجود دارند که تمام قسمت های گیاه را مو ر د هجوم قرار می دهند و بعضی دیگر نیز برگ خوار هستند. بعضی از آن ها از چوب و گروهی از حبوبات و خشکبار تغذیه می کنند. تعدا د ی از آن ها شکارگر می باشند و از انواع حشرات مضر تغذیه می کنند، دسته ای دیگر از این حشرات نیز آبزی هستند.
در کل راسته ( Coleoptera) به دو زیر راسته ( Adephaga) و ( Polyphaga) تقسیم می شو ند.
زیر راسته ( Adephaga) و ( Polyphaga) از طریق ویژگی های اولین حلقه شکم قابل تفکیک هستند . در زیر راسته ( Adephaga) ، پیشران ( Coxa) پیشروی کرده است و ضلع عقبی اولین حلقه شکم را به دو قسمت تقسیم می کند، در حالیکه در زیر راسته ( Polyphaga) اولین حلقه شکم کامل است.
( Adephaga)
در زیر راسته ( Adephaga) تعدا د ی از گونه ها آبزی هستند مانند خانواده ( Gyrinidae) ، ( Haliplidae) ، و خانواده ( Dytiscidae) که لاروها و حشرات کامل آن ها در محیط آب از سایر حشرات، بندپایان و حتی در مواردی گونه هایی از خانواده ( Dytiscidae) از ماهی های کوچک و قورباغه ها تغذیه می کنند.
در زیر راسته ( Adephaga) تعدا د ی از گونه ها شکا ر گرند مانند خانواده ( Carabidae) که به آن ها (Ground beetle) نیز گفته می شود.
این حشرات در شب فعالیت می کنند و از شته ها، گیاهان علوفه ای و فلات تغذیه می کنند.گونه دیگر این حشرا، خانواده ( Staphylinidae ) می باشند، که شامل گو ن ه های شکارگر نیز هستند. در مو ا ردی دیده شده که این حشرات به انسان نیز خسارت وارد می کنند.
( Polyphaga)
زیر راسته ( Polyphaga) از نظر تعداد گونه ، فراوانی بیشتری دارند و تعداد زیادی از گونه های این زیر راسته گیاهخوار می باشند و از قسمت های مختلف گیاه از جمله برگ، گل، ساقه و حتی ریشه تغذیه می کنند.
در ادامه به خانواده های این زیر راسته اشاره می کنیم:
خانواده ( Hydrophilidae) ، که حشراتی آبزی، و متعلق به زیر راسته ( Polyphag) هست. در محیط آب این حشرات شکارگر ، از سایر موجودات محیط های آبی تغذیه می کنند.
خانواده ( Scarabaeidae ) گونه هایی از این حشرات از آفات بسیار مهم گیاهان به شمار می روند. در بسیار ی از گونه های این حشرات ، مرحله لاروی در داخل خاک سپری می شو د. لارو ها ی این خانواده به مدت یکسال و گاهی بیش از یکسال را در داخل خاک و از ریشه گیاهان مختلف، مخصوصا ً گیاهان دائمی تغذیه می کنند.
خانواده دیگر این راسته، خانواده ( Buprestidae) می باشد. این گونه از سوسک ها در قسمت های انتهای بدن خود بالی بریده شده دارند با بدنی فوق العاده سخت و محکم. بیشتر گونه های این حشره چ و ب خوار می باشن د و لارو خود را در برای تغذیه از چوب درختان، در داخل تنه درختان قرار می دهند.
تعدادی از گونه های این حشرات مانند( Capnodis cariosa) و ( Capnodis tenebrionis) از آفات مهم درختان میوه به شمار می آیند.
تعداد زیادی از سخت بالپوشان شکارگر هستند و از مهم ترین شکارچیان ای ن خانواده ( Coccinellidae) یا کفش دوزک ها می باشند. این حشرات اکثرا از شته ها تغذیه کرده و برای گیاهان جزء حشرات مهم و مفید به شمار می روند.
کفش دوزک ها
در اینجا به نمونههایی از کفش دوزک ها ی شکارچی آفت اشاره میشود:
در ای را ن حدود پنجاه گونه از کفش دوزک ها شناسایی شده اند مانند کفش دوزک هفت نقطه ای با نام لاتین ( Coccinella septempunctata) و نمونه دیگر به نام ( Adonia variegata) ، گونه های مختلف جنس ( Sthetorus) که از کن ه های گیاهی تغذیه می کنند و تعداد دیگر از گونه ها مثل( Exochomus nigromaculutus) و .... این ها در طبیعت از انواع حشرات به ویژه شته ها تغذیه می کنند.
خانواده ی مهمی که جز ء آفات بشمار می رود ( Chrysomelidae) نام دارد. این خانواده اغلب از برگ گیاهان مختلف تغذیه می کنند و بعضی از گونه های آن در ای را ن از جمله آفات خیلی مهم در روی سیب زمینی هستند مانند گونه ( Leptinotarsa decemlineata) .
گروه دیگری از سخت بالپوشان بر روی حبوبات و خشکبار فعالیت می کنند مانند خانواده ( Bruchidae) ، ( Curculionidae) و ... که از آفات مهم خشکبار به شمار می آیند و سالانه حدود تا درصد از محصولات کشاورزی در محیط های انبار را از بین می برند.
همانطور که گفته شد، سخت بالپوشان راسته ای بسیار بزرگ می باشد که حدود هزار از آن ها شناسایی شده است و بسیاری از آن ها جز ء آفات مهم گیاهان زراعی بشمار می روند. و تعدادی در شرایط بخصوص از آفات گیاهان زینتی هستند.
در این میان خانواده ( Curculionidae) رتبه اول را در آفات دارد، البته در این خانواده سوسک هایی مانند خانواده ( Scarabaeidae) گاهی در روی گیاهان ز ینتی وجود دارند یا حشرات کامل آنها از گرده ی گیاهان تغذیه کنند، اما لاروهای آنها در داخل خاک بوده و از ریشه گیاهان ز ینتی و اکثر آن ها از ریشه گیاهان دائمی تغذیه می کنند.
دوبالان
* راسته دیپترا ( Diptera )
راسته دیپترا ( Diptra) دربرگیرنده دو گروه عمده از حشرات یعنی پشهها و مگسها است. دیپترا به معنای دو بال است یعنی یک جفت بال عقبی این حشرات از بین رفته و به اعضایی به نام هالتر (Halter) یا بالانسیر ( Balancier) تبدیل شده که وظیفه حفظ تعادل حشره به هنگام پرواز بر عهده دارد.
در راسته دیپترا لاروها و حشرات کامل در محیطهای مختلفی دیده میشوند که تعدادی از آنها گیاهخوار، تعدادی نیز شکارگر و آبزی هستند.
راسته دیپترا به دو زیر راسته تقسیم میشوند:
1- زیر راسته نماتوسرا ( Nematocera) که دربرگیرنده پشهها است.
2- زیر راسته براکیسرا ( Brachycera) .
در زیر راسته نماتوسرا که دربرگیرنده پشهها است، شاخکها بلند است یعنی تعداد بندهای شاخهها بیش از سه عدد است. در حالیکه در زیر راسته براکیسرا عموماً شاخکها سه بندی بوده و عضوی مو مانند به نام آریستا ( Arista) در انتهای بند سوم وجود دارد.
زیر راسته نماتوسرا از مهمترین حشرات بهداشتی هستند که در ذیل به تعدادی از خانوادههای آن اشاره میکنیم:
خانواده کولیسیده ( Culicidae) انتشار جهانی دارد و همه مردم با این حشرات آشنا هستند. این حشرات خونخوار بوده و ناقل بیماریهای خطرناکی میباشند. از جمله گونههای این خانواده پشههای آنوفل است که بیماری مالاریا را منتقل میکنند.
خانواده تیپولیده ( Tipulidae) در واقع بزرگترین خانواده راسته دوبالان است که در طبیعت به وفور دیده میشود و لاروهای آنها از مواد آلی تغذیه میکنند. حشرات کامل دارای پاهای بسیار بلند و شکننده هستند و گاهی وارد منازل میشوند.
خانواده سیسیدومئیده ( Cecidomyiidae) است که تعدادی از آنها گیاهخوار هستند واز آفات مهم به حساب میآیند.
خانواده آفیدولیتسآفیدومایزا ( Aphidoletes aphidomyza) است که شکارگر هستند و از حشرات مضر تغذیه میکنند.
خانواده کایرونومیده ( Chironomidae) است که آبزی بوده از موجودات مختلف و منابع گیاهی در داخل آب تغذیه میکنند.
گونههای زیر راسته براکیسرا که بیشتر بر روی گیاهان زینتی دیده میشوند به سه گروه تقسیم شدهاند:
1- آسیلومورفا Asilomorpha
2- مسکومورفا Muscomorpha
3- تابانومورفا ( Tabanomorpha)
- خانواده آسیلو مورفا ( Asilomorpha) : مگس هایی هستند که یک خانواده از آنها به نام آسیلیده ( Asilidae) و دیگری رابر فلایز (Robber flies) است. این مگسها در واقع بسیار بزرگ و شکارگر هستند و در طبیعت از بسیاری حشرات حتی از زنجرههای بسیار بزرگ تغذیه میکنند و جزء حشرات مفید میباشند.
آیا از مگسهای خانواده آسیلیده امروزه در مبارزه بیولوژیکی استفاده میشود؟
از مگسهای خانواده آسیلیده بعنوان آفت بیولوژیک استفاده نشده است ولی بهرحال تعدادی از حشرات در طبیعت شکارگر هستند و در کاهش تمام جمیعت آفات نقش ارزندهای را ایفا میکنند ولی بدلیل اینکه تمایل خاصی به تغذیه از یک گونه خاص ندارند عموماً از اینها در کنترل بیولوژیک استفاده نمیشود.
- خانواده تابانو مورفا ( Tabanomorpha) : مگسهای این خانواده مثل خانواده تابانیده بر روی چهارپایان و احشام ایجاد بیماری میکنند و در واقع مراحل لاروی خود را داخل بدن احشام اهلی و وحشی سپری میکنند و در داخل بدن احشام (مثل اسب و گوزن) بیماریهای خطرناکی را ایجاد میکنند.
- خانواده مسکو مورفا ( Muscomorpha) : مگسهای این خانواده فوقالعاده مهم و بزرگ هستند. تعدادی از مگسهای این خانواده از گیاهان تغذیه میکنند و تعدادی نیز مثل خانواده تاکینیده ( Tachinidae) از جمله مهمترین دشمنان طبیعی آفات هستند لذا تعدادی از گونههای این خانواده در کنترل بیولوژیک آفات مورد استفاده قرارگرفته است.
آیا از راسته مسکو مورفا خانوادهای وجود دارد که گونههای آن از آفات گیاهان زینتی محسوب بشوند؟
مهمترین خانواده زیر راسته مسکو مورفا که آفت گیاهان زینتی بوده خانواده آگرومایزده ( Agromyzidae) است که تحت نام لیف ماینرز (Leaf miners) یا مینوز نام برده میشود. مراحل لاروی این دوبالان در داخل پارانشیم برگ سپری میشود و تخمهای خودشان را در داخل بافت گیاهان مختلف قرار میدهند، و لارو آنها در داخل پارنشیم برگ بین اپیدرم پشتی و اپیدرم زیرین تونل و گالریهایی بشکلهای مختلف ایجاد میکنند. در تراکمهای بالا در روی هر برگ ممکن است حدود 20 لارو بتوانند رشد و نمو بکند.
از دیگر خانواده های راسته مسکومورفا خانواده تفراتیده (Tephritidae) است که گونههای مختلف آن مثل سراتیتس کاپیتاتا (Ceratitis capitata) و رائگولیتیس پومونلا (Rhagoletis pomonella) از آفات مهم درختان میوه به حساب میآیند.
همچنین خانواده آنتومیلیده ( Anthomyliidae) است که تعدادی از گونههای آن از گیاهان تغذیه میکنند. خانواده سارکوفاژیده ( Sarcophagidae) و کالیفوریده ( Calliphoridae) نقش تمیز کننده محیط را بعهده دارند. تعدادی از گونههای خانواده کالیفوریده در روی احشام (مثل گاو و گوسفند) ایجاد بیماریهایی میکنند که در مواردی منجر به مرگ آنها میشود، لذا برای کنترل آنها در کشورهای آمریکایی از روش عقیم کردن نرها و رهاسازی آنها استفاده شده است که نتایج خوبی به همراه داشته است.
خانواده تاکینیده ( Tachinidae) از دیگر خانوادههای مهم زیر راسته مسکومورفا است که همه گونههای آنها بدون استثناء پارازیت گروههای مختلف حشرات مثل لارو پروانهها بشمار می روند.
خانواده دیگر این زیر راسته اواستریده ( Oestridae) است که مثل خانواده تابانیده پارازیت چهارپایان اهلی میباشد.
پروانهها (Lepidoptera)
پروانهها حشراتی هستند که تقریباً همه مردم آنها را میشناسند و دارای چهار بال هستند که سطح بالها بوسیله پولک پوشیده شده است. لارو همه گونههای پروانهها به استثنا چند گونه محدود از گیاهان مختلف تغذیه میکنند. تعدادی از گونهها در این راسته از آفات بسیار مهم درختان میوه و تعداد معدود دیگر در شرایط گلخانهای جزء آفات گیاهان زینتی به شمار میروند.
برای شناسایی و تفکیک گروههای مختلف پروانهها، دو ویژگی مهم الف) رگبندی بال و ب) مکانیسم جفتشدن بالهای جلو و عقب به هنگام پرواز قابل توجه است. رگبندی بال در پروانهها نسبتاً ساده و تعداد رگهای عرضی و طولی کم است.
در پروانهها چهار مکانیسم برای جفت شدن بالهای جلو و عقب به هنگام پرواز وجود دارد که عبارتند از:
1- فیبولا (Fibula)
2- ژوگوم (Jugum)
3- فرنیلوم (Frenulum)
4- هیمورال اَنگِل (Humeral angle)
عمده پروانههای روز پروازی که در طبیعت مشاهده میشوند دارای مکانیسم هیمورال انگل هستند. لارو پروانهها بصورتهای مختلفی از گیاهان تغذیه میکنند. تعدادی از آنها آزادانه از قسمتهای مختلف گیاه مانند برگ، میوه یا گل تغذیه میکنند و یا در داخل شاخه و تنه درختان بافت چوبی گیاه را استفاده میکنند. تعداد معدودی از گونهها هم جزء آفات انباری هستند و در شرایط انباری از انواع خشکبار تغذیه میکنند.
راسته لپیدوپترا به پنج زیر راسته تقسیم میشود که عبارتند از:
1. زوگلوپترا (Zeugloptera) ؛ تنها پروانههایی هستند که دارای آرواره بالا میباشند. بنابراین توانایی تغذیه از مواد جامد مثل گرده گلها را دارند و این ویژگی در سایر پـروانـههـا دیــده نمیشـود. در ایـن زیـر راستــه خـانـواده میـکروپـتریـژیـده (Micropterygidae) حائز اهمیت است.
2. زیر راسته داکنونیفا (Dacnonypha) ؛ گرچه حشرات کامل دارای آرواره هستند ولی آروارههایشان غیرفعال است. در واقع گالههای مربوط به هر یک از آروارههای پایین بهم متصل شده و خرطوم را بوجود آوردهاند که بوسیله آن از مواد مایع تغذیه میکنند.
3. زیر راسته اکسوپوریا (Exoporia) ؛ در این راسته خانوادهای به نام هیپالیده (Hepialidae) وجود دارد که از نظر شکل ظاهری شباهت به پروانههای اسفینژیده (Sphingidae) دارد ولی لاروهای آنها عموماً از ریشه گیاهان تغذیه میکنند.
4. مونوتریزیا (Monotrysia)؛ تعدادی از گونههای مونوتریزیا بصورت مینوز فعالیت
میکنند. مهمترین خانواده این زیر راسته استیگملیده (Stigmellidae) است که لاروهای آن از پارانشیم برگهای گیاهان تغذیه میکنند.
5. بزرگترین زیر راسته دیتریسیا (Ditrysia)است؛ عمده پروانهها در این زیر راسته تقسیمبندی میشوند که به تعدادی از خانوادههای آن اشاره میکنیم:
خانواده تینیئیده (Tineidae) یکی از خانوادههای زیر راسته دیتریسیا است که عموماً لارو آنها از منسوجات تغذیه میکنند.
- لیونیتیده(Lyonetidae) و گراسیلاریده (Gracillaridae) نیز مینوز هستند که لاروهایشان در بین اپیدرم فوقانی و زیرین برگ از پارانشیم برگ گیاهان تغذیه میکنند.
- خانواده پیهریده (Pieridae) که در واقع روز پرواز بوده و جزء آفات مهم کَلَم هستند. این خانواده دارای دامنه میزبانی نسبتاً وسیعی هستند و امکان فعالیت آنها در شرایط گلخانهای روی محصولات گلخانهای وجود دارد.
- خانواده لیکینیده (Lycaenidae)؛ تعدادی از لاروهای گونههای این خانواده در لانه مورچهها زندگی میکنند. در واقع مورچهها تعدادی از جمعیت خودشان را در اختیار لارو این پروانهها قرار میدهند و اینها هم از مراحل مختلف قبل از بلوغ مورچهها تغذیه میکنند و تولید عسلک کرده که مورچهها از عسلک تولید شده توسط این لارو پروانهها تغذیه میکنند.
* پروانههای باتر فلای (Butterfly) یا پروانههای روز
1- اسفینجیده (Sphingidae) تعدادی از گونههای این خانواده در داخل کندوهای زنبــور عســل زندگی میکنـند. گـونـهای بـه نــام اکـرونتیـا اوتـروپـوس (Acherontia atropos) جزء آفات مهم زنبور عسل به شمار میرود. گونههای دیگر این خانواده از گیاهان تغذیه میکنند. ویژگی بارز لاروها داشتن شاخی در انتهای بدن میباشد که به شناسایی آنها کمک میکند.
2- خانواده ساتورنیده (Saturnidae) شامل بزرگترین پروانههای موجود در ایران میباشد. گونه پر طاووسی گلابی بزرگترین پروانهای است که در ایران وجود دارد.
3- نیمفالیده (Nymphalidae)
4- ساتی رئیده (Satyridae)
5- پاپیلیونیده (Papilionidae)
6- دانائیده(Danaidae)
و تعدادی دیگر از خانوادهها که لاروشان عموماً در روی گیاهان مرتعی و یا درختان میوه از برگ گیاهان تغذیه میکنند. این پروانهها جزء آفات هم محسوب نمیشوند و تحت کنترل دشمنان طبیعی هستند.
بسیاری از پروانههای روز پرواز جزء آفات مهم نیستند ولی تعدادی از پروانههای شب پرواز تحت نام موس (Moths)در خانوادههای نوکتوئیده (Noctuidae) و پیرالیده(Pyralidae) از آفات بسیار مهم محصولات زراعی و گیاهی مختلف هستند
بطور کلی جمعیت موجودات بوسیله دو دسته از عوامل کنترل میشوند.
الف) عوامل طبیعی مثل سرما؛
ب) دشمنان طبیعی.
به همین دلیل در گذشته کشاورزان در زمستان زمینهایشان را آب میدادند تا زمین یخ ببندد و بسیاری از شفیره آفات مهم که در داخل خاک زندگی میکردند به این طریق از بین بروند.
از عوامل کنترل کننده دشمنان طبیعی لارو پروانهها عمدتاً زنبورهای براکلونیده (Braclonidae) و مگسهای خانواده تاکی نیده (Tachinidae) میباشند که از اهمیت زیادی برخوردارند
زنبورها یا بال غشائیان
هایمنوپترا (Hymenoptera)
راسته بال غشائیان یکی از سودمندترین گروههای حشرات است. این راسته در برگیرنده تعدادی از گونههای پارازیتوئید و شکارگر حشرات است که نقش ارزندهای در ایجاد تعادل جمعیت گونههای مختلف دارد. همچنین از مهمترین گرده افشانهای گیاهان بوده و تعداد کمی هم گیاهخوار میباشند. این راسته از نظر بیولوژیک و زیست شناسی بسیار متنوع بوده و تعدادی از آنها بصورت انفرادی زندگی میکنند و تعداد دیگری هم دارای زندگی اجتماعی در سطوح مختلف هستند. عالیترین سطح زندگی در برخی از گونههای این راسته مثل زنبورهای خانواده آپیده (Apidae) و زنبور عسل معمولی دیده میشود.
گونههای بالدار زنبورها چهار بال دارند که غشایی بوده و بالهای عقب کوچکتر از بالهای جلویی است و بوسیله قلابهای بسیار ریزی به نام هامولی (Hamuli) به بالهای جلو متصل میشوند و سبب هماهنگ شدن بالهای جلو و عقب به هنگام پرواز میشوند.
زنبورها دارای دگردیسی کامل هستند و شفیره آنها از نوع اکسریت (Exarate) یا آزاد است. در این نوع شفیره شاخک، پاها و بالها آزاد است و بنابراین شبیه به یک حشره کامل مومیایی شده بنظر میرسد. لاروها در تعدادی از زنبورها از نوع اروسیفرم (Eruciform) و در اکثر آنها از نوع ورمیفرم (Vermiform) هستند. لارو اروسیفرم زنبورها که مربوط به زیر راسته سیمفیتا(Symphyta) است از طریق بیش از پنج جفت پای کاذب شکمی یا پرولگ (Proleg) از لارو پروانهها تشخیص داده میشود.
زنبورها به دو دسته تقسیم میشوند که عبارتند از :
1. سیمفیتا (Symphyta)
2. آپوکریتا (Apocrita)
سیمفیتا (Symphyta)
در زیر راسته سیمفتیا پای عقبی زنبورها در قاعده حداقل سه سلول بسته دارد بعلاوه یک شکم عریض که به قفسه سینه متصل میشود. اکثر گونههای این زیر راسته گیاهخوار هستند. در حالیکه در زیر راسته آپوکریتا شکم باریک شده و از طریق یک ساقه به قفسه سینه متصل میشود و در بال عقبی، بیش از دو سلول بسته وجود دارد. در ضمن اغلب شکارگر یا پارازیتوئید هستند و کمی هم گیاهخوار میباشند. اکثر گونههای زیر راسته سیمفتیا خانوادههای متعددی در ایران دارند که در ذیل به آنها اشاره میشود:
1. آرژیده (Argidae)
2. پامفیلیده (Pamphilidae)
3. سفیده (Cephidae)
4. تنتتردینیده (Tenthredinidae)
5. زایلیده (Xyelidae)
6. اوروسیده (Orussidae)
بجز گونههای خانواده اوروسیده که پارازتیوئید سوسکهای چوبخوار خانوادههای سرامبیسیده (Cerambicidae) و بپرستیده(Buprestidae) هستند، بقیه خانوادههای این زیر راسته گیاهخوار هستند. مثلاً در خانواده آرژیده گونهای به نام آرژ رزه (Arge rosae) از گل رز تغذیه میکند که در شمال ایران انتشار دارد.
در خانواده سفیده گونههایی مانند سفوس سینکتوس(Cephus Cinctuse) و سفوس پیگمئوس (Cephus Pygmaeus) از غلات تغذیه میکنند.
در خانواده تنتردینیده(Tenthredinidae) گونههای کالیروآلیماسینا(Caliroa limacina) و هاپلوکامپابویس (Haplocampa brevis) در روی درختان میوه به عنوان آفت مطرح هستند. و از خانواده سریسیده در شمال ایران گونهای به نام سیرکسسا (Sirex sah) بر روی صنوبر و نارون خسارت ایجاد میکند. پس در زیر راسته سیمفتیا بجز تعداد معدودی از خانواده اوروسیده و بقیه خانوادهها عموماً گیاهخوار هستند.
آپوکریتا (Apocrita)
زنبورهای خانواده آپوکریتا به دو دسته تقسیم میشوند:
1. آکولئاتا(Aculeata) ؛ در این گروه تخمریز به نیش تبدیل شده است. نیش یک مکانیزم دفاعی است که برای تزریق سم به بدن طعمه بکار میرود.2. پارازتیکا(Parasitica) ؛ در این گروه تقریباً اکثریت گونهها تخمریز هستند و در واقع وظیفه تخم ریزی را بر عهده دارند.
از گروه آکولئا تا زنبورهای خانواده وسپیده (Vespidae) دارای زندگی اجتماعی هستند. گونه وپا اورینتالیس(Vepa Orientalis) در این خانواده، یک زنبور قهوهای رنگ بزرگ است. خانوادههای وسپیده و همچنین اسفیسیده (Sphecidae) که دربرگیرنده گونههای انفرادی هستند تقریباً همگی شکارگرند و برای پرورش نوزادشان لارو انواع حشرات مخصوصاً لارو پروانهها را شکار میکنند.
همچنین خانوادههای تیفیئیده (Tiphiidae) و اسکولوئیده(Scoliidae) پارازیت لارو کرمهای سفید ریشه، در داخل خاک هستند.
زنبورها چگونه پارازیت کرمهای سفید ریشهای که در خاک فعالیت میکنند، هستند؟
حشرات کامل زنبورها در خاک نرم نفوذ میکنند و بدنبال لارو کرمهای سفید ریشه میگردند. پس از نیش زدن، آنها را فلج کرده و بر روی لارو کرم سفید ریشه تخم میگذارند. بعد از خارج شدن لارو زنبور از داخل تخم، از بدن لارو کرم سفید ریشه تغذیه میکند.
زنبور پمپیلیده (Pompilidae) از گروه آکولئاتا شکارگر بوده و با به نوعی پارازیتوئید عنکبوتها میباشد.
زنبورهای بالا خانواده آپوایدا(Apoidea) از مهمترین گرده افشانهای اختصاصی گیاهان هستند. که در این خانواده، بالا خانوادههای متعددی از جمله خانواده مگاکلیده(Megachilidae) ، آنتوفوریده (Anthophoridae) ، آندرنیده (Andernidae)، هالیکتیده (Halictidae) و آپیده (Apidae) در ایران وجود دارند. از مهمترین گرده افشانهای گیاهان هستند و سودی که از این حشرات به انسان میرسد غیر قابل محاسبه است.
زنبورهای گروه پارازتیکا خانوادههای تریکوگراماتیده (Trichogrammatidae)، سیلونیده (Scelionidae) و میماریده (Mymaridae) پارازیتوئید تخم گروههای مختلفی از حشرات میباشند. و در همین گروه خانوادههای براکونیده (Braconidae) و ایکنئومونیده (Ichneumonidae) پارازیتوئید گروههای مختلف حشرات محسوب میشوند.
در خانواده براکونیده زیر خانوادهایی به نام آفیدیئینه (Aphidiinae) وجود دارند که گاهی تحت عنوان خانواده آفیدیئیده (Aphidiidae) از آن نام میبرند که همه گونههای آن پارازیتوئید شتهها و شپشکها هستند.
مهمترین دشمنان طبیعی آفات گلخانهای شامل شتههای خانوادههای انسیرتیده (Encyrtidae)، آفلینیده(Aphelinidae) ، ائولوفیده (Eulophidae) و در مواردی پترومالیده (Pteromalidae) میباشند
کنه ها
کنهها(Acari)
کنهها متعلق به زیر رده آکاری(Acari) بوده و به همراه رتیلها و عنکبوتها رده (Arachnida) را بوجود میآورند. کنهها یکی از بزرگترین گروههای بندپایان میباشند که به فراوانی در طبیعت مشاهده میشوند. حدود سی هزار گونه از این بندپایان در دنیا شناسایی شدهاند و تقریباً بیش از پانصد هزار گونه دیگر همچنان ناشناخته باقی ماندهاند. اندازه کنهها متفاوت است مثلاً کنههای خانواده تارسونمیده(Tarsonemidae) فقط چند میکرون و کنههای بسیار بزرگ خانواده ایکسودیده (Ixodidae) اندازهای حدود صد میکرون دارند که در روی دامها از خون آنها تغذیه میکنند.
کنهها شامل گروههای آبزی و خشکیزی هستند. کنههای خشکیزی در داخل خاک با جمعیت بسیار بالا دیده میشوند و از مهمترین بندپایان هستند. تعدادی از کنهها بخشی از زندگی خود را بصورت پارازیت میگذرانند و ممکن است انگل بندپایان یا مهرهداران باشند. البته تعداد کمی هم بصورت انگل داخلی در داخل بدن حشرات و مهرهداران فعالیت میکنند.
تعدادی از کنهها شکارگر و پِرداتور(Predator) هستند و در داخل خاک روی گیاهان از سایر کنهها مخصوصاً از کنههای گیاهخوار و تخم حشرات کوچک تغذیه میکنند. به عبارت دیگر تعدادی از گونههای شکارگر در داخل خاک از انواع حشرات کوچک و سایر کنهها، نماتودها و تخم مگسها تغذیه میکنند و جزء موجودات بسیار مفید به حساب میآیند .
تعداد زیادی از کنهها هم گیاهخوار هستند. با کلیسرهای نیرومندی که دارند بر روی گیاهان خراشهایی ایجاد میکنند و از کلروپلاست، مایع و شیره گیاهی تغذیه میکنند. همچنین تعدادی از گونههای گیاهخوار در محیطهای انباری از غلات، خشکبار و برخی دیگر از غدههای گیاهان زینتی تغذیه میکنند.
کنههای خانواده فیتوزئیده(Phytoseidae) شکارگر هستند که برای کنترل کنههای گیاهخوار بر روی گیاهان زینتی در شرایط گلخانهای زندگی میکنند. همچنین در بسیاری از نقاط دنیا بصورت تجارتی و انبوه تولید میشوند و در گلخانهها رها سازی میشوند. از نظر خصوصیات مورفولوژیک بدن کنهها از دو قسمت تشکیل شده است که عبارت است از:
1- گناتوزوما(Gnathosoma) یا قسمت جلویی که اعضای حسی، کلیسرها و پریپالپها را در بر میگیرد.
2- قسمت عقبی که ایدئوزوما(Idiosoma) نامیده میشود پاهای کنهها را در بر میگیرد. کنهها در مرحلهی بالغ چهار جفت پا دارند پری پالپها عموماً دو تا پنجبندی و کلسیرها سهبندی و پاها در اکثر کنهها ششبندی هستند، ولی در برخی از کنهها پاها نیز به صورت دوهفت بندی دیده میشوند.
بلندی پاها عبارت است از:
الف) کوکسا (Coxa) یا پیش ران؛
ب) تروکانتر(Trochanter) یا پس ران که ممکن است دو بندی باشد؛
ج) فیمور(Femur) یا ران؛
د) پاتلا(Patella) یا ژنو (Genu)؛
هـ) تیبیا (Tibia) یا ساق؛
ر) تارسوس(Tarsus) یا پنجه که در انتها به دو ناخن یا کلاو (Claw) و یک بالشک یا آلوریوم منتهی میشود.
دستگاه گوارش در کنهها به حشرات شباهت دارد و شامل بخشهایی بوده که عبارت است از:
1. موس (Mouth) دهان؛
2. اِزوفاگوس (Oesophagus) یا سر؛
3. وِنتریکولوس (Ventriculus) یا معده؛
4. هیند گات (Hind gut) یا روده عقبی؛
5. آنوس (Anus) یا مخرج .
سیستم تولید مثل در کنهها غالباً دو جنسی است و اکثر کنهها تخم گذار هستند گرچه تعدادی کنه زندهزا نیز مشاهده شده است.
تعدادی از کنهها بکرزا هستند که تولید نتاج نر و ماده میکنند، البته در کنههایی مثل کنه تیترانیکوس اورتیکا (Tetranychus urticae) که از مهمترین کنهها و نیز جزء آفات بسیار مهم گیاهان زینتی است بعد از جفتگیری، تخمهای بارور تولید افراد نر و ماده میکنند و تخمهایی که بارور نشوند صرفاً تولید افراد نر خواهند کرد.
تنفس کنههای کوچک جلدی است یعنی دستگاه تنفسی خاصی ندارند ولی سیستم تنفسی کنههای بزرگتر تراشهای است و مانند حشرات، تراشهها به روزنههای تنفسی به نام استیگمات(Stigmata) یا اسپراکل (Spiracle) منتهی میشود.
براساس محل قرارگرفتن روزنههای تنفسی، کنهها را به هفت راسته تقسیم میکنیم:
1. آستیگماتا (Astigmata) یا بدون استیگمایان.
2. پروستیگماتا (Prostigmata) یا پیش استیگمایان.
3. مزوستیگماتا (Mesostigmata) یا میان استیگمایان.
4. نوتوستیگماتا (Notostigmata) یا پشت استیگمایان.
5. متاستیگماتا (Metastigmata) یا پس استیگمایان.
6. تتراستیگماتا (Tetrastigmata) یا چهار استیگمایان.
7. کریپتوستیگماتا (Cryptostigmata) یا نهان استیگمایان.
در زندگی کنهها سه مرحله بعد از مرحله رشد جنسی وجود دارد که عبارت است از:
الف) مرحله لاروی؛ کنهها در مرحله لاروی دارای سه جفت پا هستند به جزء کنههای خانواده اریوفیده (Eriophidae) که تعداد پاهایشان کمتر است.
ب) مرحله پورگی؛ در اکثر کنهها شامل چند مرحله است و به آنها پروتونیمف (Protonymph) و تریتونیمف(Tritonymph) اطلاق میشود بعد از آن کنه بالغ تولید میشود.
ت) اَدالت(Adlult) یا کنه بالغ.
راسته مزوستیگماتا (Mesostigmata)
راسته مزوستیگماتا در برگیرنده تعدادی از گونههای پارازیت و شکارگر است. خانوادههای مهم شکارگر این راسته واروئیده(Varroidae) و درمانیسیده(Dermanyssidae) هستند. گونههای خانواده واروئیده عموماً پارازیت زنبورهای خانواده آپیده(Apidae) مخصوصاً زنبور عسل معمولی یا آپیسملیفر(Apis mellifera) میباشند که بوسیله پاهای خود به بدن زنبور متصل شده و از خونش تغذیه میکنند.
در خانواده واروئیده گونه واروآ ژکبسونی (Varroa jacobsoni) دارای انتشار جهانی است و از آفات مهم زنبور عسل در ایران به شمار میرود.
گونههای خانواده درمانیسیده(Dermanyssidae) عموماً پارازیت پرندگان و پستانداران هستند و از خون آنها تغذیه میکنند.
خانوادهفیتوزئیده (Phytoseidae) در برگیرنده مهمترین گونههای شکارگر کنهها است که از کنههای گیاهخوار تغذیه میکنند. از این خانواده گونههایی مثل فیتوزئولیس پرسیمیلیس (Phytoseiulus persimilis) در جهان بصورت تجارتی تولید انبوه شده و در گلخانهها برای کنترل بیولوژیک گونههای گیاهخواری مانند تترانکیده رها سازی میشود.
* راسته متاستیگماتا (Metastigmata)
راسته متاستیگمتا (Metastigmata) با ایکسودیدا(Ixodida) در برگیرنده کنههای دامی است که از خون دام و انسان تغذیه کرده و ناقل بیماری هستند. این راسته شامل دو خانواده ایکسودیده (Ixodidae) و آرگازیده (Argasidae) میباشد که به ایکسودیدهها رافتیکس یا کنههای سخت و به خانواده ارگازیده سافتتیکس یا کنههای نرم اطلاق میشود.
* راسته آستیگماتا (Astigmata)
در راسته آستیگماتا(Astigmata) خانوادههای سارکوپتیده (Sarcoptidae) و پسوروپتیده (Pesutoptidae) ناقل بیماریهای مهمی مثل جرب یا گال بر روی پستانداران هستند. در این راسته تعدادی از گونهها مثل خانواده اکاریده(Acaridae) بر روی محصولات انباری از جمله غلات و خشکبار تغذیه میکنند.
در همین راسته تعدادی از گونههای جنس ریزوگلیفوس (Rhzoiglyphus)از غدههای گیاهان زینتی تغذیه میکنند.
راسته پروستیگماتا (Prostigmata)
راسته پروستیگماتا (Prostigmata) در برگیرنده برخی از مهمترین کنههای گیاهخوار است که به آنها پلنت فیدینگ اسپایدر مایت (Plant feeding spider mite) یا کنههای تارتَن اطلاق میشود. این کنهها از گیاهان مختلف تغذیه میکنند و تعدادی از گونههای آنها از مهمترین آفات گیاهان به حساب میآید.
راسته پروستیگماتا در برگیرنده سه خانواده مهم در روی گیاهان زینتی بوده که عبارت است از:
1. تترانیکیده(Tetranychidae)
2. تارسونمیده (Tarsonemidae)
3. اریوهیده (Eryohidae) در خانواده تترانیکیده گونه تترانیکوس اُرتیکه(Tetranychus urticae) یا کنه تارتَن دو لکهای یکی از مهمترین گونههاست که بر روی گیاهان زینتی در همه جای دنیا ایجاد خسارت میکند.
این کنه تخمهای خودش را به قطر حدود 14/0 میلیمتر در روی سطح برگی گیاهان قرار میدهد و همانند بسیاری از کنهها دارای چندین مرحلهی رشد از جمله تخم، لارو، پروتونیمف (Protonymph)، تریتونیمف (Tritonymph) و مرحله بالغ میباشد.
در کنههای نر عموماً انتهای شکم باریک و کشیده است در حالیکه در کنههای ماده انتهای شکم تقریباً حالت گرد دارد. مادهها با ترشح فرومون کنههای نر را به سمت خود جذب کرده و جفتگیری میکنند. سپس کنههای ماده شروع به تخم ریزی در سطح برگ گیاهان میکنند. در 20 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی حدود 40-30 % هر کنه ماده در هر روز حدود 7 تا 8 تخم میگذارد و با افزایش رطوبت نسبی محیط، میزان تخمگذاری آنها کاهش پیدا میکند.
سیکل زندگی کنهها بر حسب دما بسیار متفاوت است. مثلاً در 30 درجه سانتیگراد دوره رشدی این کنهها حدود 4 الی 5 روز خواهد بود در حالیکه در 15درجه سانتیگراد دوره رشدی آنها حدود 30 روز به طول میانجامد.
کنهها بوسیله کلیسرهای نیرومندی که دارند از کلروپلاست و شیره گیاهان تغذیه میکنند. لکههای زرد رنگی بر روی برگهای گیاهان ایجاد کرده و در تراکمهای بالا باعث خشک شدن برگها میشوند. بنابراین وقتی که جمعیت آنها بر روی گیاهان افزایش پیدا کند به قسمتهای فوقانی بوتهها و گلهای زینتی مهاجرت میکنند و تارهای زیادی را بوجود میآورند، به همین دلیل به آنها اسپایدر مایت (Spidermite) گفته میشود.
در شرایط طبیعی عموماً زمستان گذرانی کنهها به صورت تخم است ولی در شرایط گلخانهای در تمام سال فعالیت بکنند.
* خانواده تارسو نمیده (Tarsonemidae)
خانواده تارسو نمیده (Tarsonemidae) در برگیرنده کنههای بسیار کوچکی بوده که طول بدنشان عموماً حدود100 تا 300 میکرون است. پاهای عقبی این کنهها از سه جفت پاهای دیگر کوچکتر است. در کنههای نر پاهای عقبی به اندامهایی به نام کلایسر تبدیل شده که برای جفتگیری از آنها استفاده میشود.
یکی از مهمترین کنههای این خانواده در دنیا و همچنین در ایران گونه تارسونموس پالیدوس (Tarsonemus pallidus) است که علی رغم اینکه دارای دامنه میزبانی وسیعی است در روی انواع گیاهان زینتی نیز فعالیت میکند. با ایجاد لکههای نقرهای رنگ بر روی گیاهان، باعث زخیم شدن برگها و در مواردی باعث پیچیده شدن حاشیه برگها میشود.
این کنهها تخمهایشان را عموماً در روی جوانههای گیاهی قرار میدهند و در مواردی از باز شدن جوانههای گیاهان و گلها جلوگیری میکنند. طول عمر هر نسل آن در شرایط طبیعی حدود 2 هفته میباشد.
تغذیه کنههای خانواده اریوفیده از گیاهان باعث ایجاد گالهایی در سطح زیرین برگ آنها میشود و در داخل این گالها به تغذیه از گیاهان میپردازند که به این ترتیب خساراتی به گیاهان وارد میکنند
افات سیب و گلابی
سرخرطومی سیب(Anthonomus pomorum )
این حشره از آفات مهم درختان میوه دانه دار در نواحی کوهستانی و سردسیر می باشد . وجود آن از کشورهای اروپایی ، شمال آفریقا – روسیه – افغانستان و ترکیه گزارش شده است . در ایران این آفت از دماوند – طالقان و شمشک جمع آوری شده است . در دره رودخانه هراز در منطقه لاریجان ، گاهی درختان سیب و گلابی به این آفت آلودگی شدید نشان می دهند
بیولوژی و مشخصات :
حشرات کامل حدود 5/3 تا 6 میلی متر طول دارند . نرها کمی کوچکتر از ماده ها هستند . رنگ آنها بین قهوه ای تیره تا قهوه ای روشن تغییر می کند و در ثلث انتهایی هریک از بالپوشها یک نوار مورب زرد رنگ وجود دارد که مجموعا وقتی بالپوشها بسته است به شکل V یا هفت دیده می شود.
حاشیه این نوارها معمولا تیره تر از سایر قسمتهای بدن به نظر می رسد . بالپوشها و پاها از پرزهای خاکستری رنگ و کم پشت پوشیده شده است ، بعلاوه در انتهای قدامی ران پاها به سمت داخل یک خار نوک تیز و نسبتا قوی وجود دارد . وضع این خار در گونه مشابه آن A.pyri کاملا متفاوت است . طول خرطوم به 2/1 تا 5/1 میلی متر می رسد . تخم ها بیضوی و به رنگ سفید شکری است و در حدود 7/0 میلی متر می باشد . لاروها سفید رنگ ، خمیده و بدون پا هستند و در میان غنچه ها و شکوفه های خشک شده دیده می شود . طول بدن لارو در حداکثر رشد 5 تا 6 میلی متر است .
این حشره زمستان را به صورت حشره کامل در زیر پوستک های تنه درختان سیب و گلابی بسر می برد.
در بهار به محض گرم شدن هوا و مصادف با باز شدن جوانه های برگ ظاهر می شوند و پس از مختصری تغذیه از برگهای جوان ، در داخل شکوفه های باز نشده که هنوز سبز و کوچک هستند ، تخم می گذارند .
این تخم ها به فاصله یک هفته تا 10 روز باز می شوند و لاروها پس از خروج از تخم از اندام های زایای گل ( پرچم و مادگی ) تغذیه می کنند . شکوفه های آفت زده باز نمی شوند و گلبرگها در حالت غنچه خشک می شوند . به رنگ قهوه ای روشن در می آیند. لاروها به فاصله 4 هفته دوران تغذیه خود را خاتمه داده و در داخل غنچه های خشک شده تبدیل به شفیره می شوند و پس از 2 تا 3 هفته به حشرات کامل تبدیل می شوند . این حشرات پس از مختصر تغذیه به زیر پوستک ها و پناهگاه های دیگر می روند و مدتی نزدیک به 10 ماه به استراحت می پردازند .
سرخرطومی سیب در اکثر نقاط کشور ما اهمیت اقتصادی ندارد و به سادگی در اثر عوامل طبیعی کنترل کننده جمعیت آن محدود می گردد . در کشور ما مطالعات کافی در مورد بیولوژی و به خصوص عوامل طبیعی کنترل کننده روی این گونه صورت نگرفته است . در منابع خارجی از وجود پارازیت های موثر و مفیدی از جمله examinator ، pimpla ، P.pomorum و گونه های چندی از جنس های Apanteles ، Meteorus ، Habrocytus نام برده می شود
مبارزه :
در صورتیکه سابقه خسارت این آفت در منطقه ای شدید باشد و بررسی حشرات کامل در زیر پوستک ها ، تراکم آنها را در حد بالای زیان اقتصادی نشان می دهد .
می توان درختان میزبان را پس از باز شدن برگها و قبل از باز شدن شکوفه ها با محلول 2 در 1000 تکسافن یا تیودان سم پاشی نمود.
خانواده membracidae ( زنجره های درختی)
در حشرات متعلق به این خانواده پیش گرده رشد زیادی کرده و سر وشکم را می پوشاند و به اشکال مختلف دیده می شود. پوره و حشرات کامل این زنجره ها از شیره گیاهی قسمت های هوایی درختان ودرختچه ها تغذیه می کنند . در برخی از گونه ها پوره ها روی گیا هان علفی و حشرات کامل روی درختان تغذیه می کنند . این زنجره ها 1 یا 2 نسل در سال دارند و زمستان را به صورت مرحله تخم سپری می کنند . خسارت اصلی این زنجره ها مبوط به عمل تخمگذاری حشرات کامل ماده می باشد
مثال : زنجره سیب Cerasa bubalus .
یادآوری : زنجره ها حشراتی هستند که جهش قابل توجهی دارند ، منتهی پای عقبی جهنده ندارند و جهش بوسیله عضلات قوی در قفس سینه صورت می گیرد و نه بوسیله ماهیچه های پاها
پسیل گلابی Psylla pyricola
بهترین موقع مبارزه علیه این آفت آخر زمستان و مصادف با موقع تخمریزی حشرات کامل است. مبارزات شیمیائی زمستانه که علیه شته ها و شپشک های نباتی صورت می گیرد به خوبی روی این آفت هم موثر واقع می شود. به تجربه ثابت شده است که به کاربردن امولسیون های روغنی بدون سم چنانکه باید روی این آفت موثر نیست ، زیرا حشرات کامل از نقاط دیگر بر روی درختان روغن پاشیده شده پرواز می کنند و آلودگی دوباره ایجاد می شود. مبارزه تابستانه با یکی از سموم فسفره نفوذی مانند اکامت به نسبت یک در هزار ، یا زولن به نسبت دو در هزار همراه با مویان روی این آفت به خوبی اثر می کند .
سپردار واوی سیب
Lepidosaphes malicola
(Hom.: Diaspididae)
این آفت به درختان سیب، هلو، گوجه، زردآلو و ندرتاً گلابی حمله میکند. در روی درختان بید، تبریزی، یاس و عده دیگری از درختان زینتی نیز مشاهده شده است. این آفت به سیبهای شفیعآبادی، شمیرانی، مورو، لاله و به خصوص سیب گلاب بیشترین خسارت را وارد میکند. سیبهای مشهدی و زرد و قرمز لبنانی کمتر آلوده میشود. سپردار واوی سیب به تمام قسمتهای هوایی درخت سیب از قبیل تنه، شاخه، برگ و میوه حمله مینماید. درختان آلوده دارای برگهای کوچک و پریده رنگ، میوههای بدشکل و ریز و سرشاخههای خشک میباشند.
زیستشناسی
سپردار واوی سیب زمستان را به صورت تخمهای سفید رنگ شکری به تعدادی در حدود 100 عدد در زیر سپر ماده میگذراند. تخمها دارای دیاپوز اجباری میباشند. پورهها در شرایط کرج در اواسط اردیبهشت ماه بیرون میآیند و به خوبی روی تنه درختان میزبان حرکت میکنند و به سهولت توسط باد جابجا میشوند. پس از پیدا کردن محل مناسب بلافاصله تغییر جلد میدهند. پاها و شاخکها را از دست داده و ثابت میشوند. در این موقع در اطراف بدن حشره رشتههای مجعد مومی شبیه به پنبه مشاهده میشود که به مرور متراکم شده و به صورت هالهای اطراف بدن حشره را میگیرد. پوره سن 2 پس از 15 تا 20 روز تغذیه تغییر جلد میدهد و در این حالت حشره نر تبدیل به شفیره میشود و کمی بعد حشره کامل بالدار زیر سپر خارج میشود. پورههای نسل دوم این آفت در اواسط مرداد ماه مشاهده میشوند. سپردار واوی سیب دارای دو نسل میباشد. طبق نظر برخی محققین در نواحی گرمسیر اصفهان نسل سومی از این حشره مشاهده میشود.
کنترل:
1- Fiscus = (physcus) testaceus
Aphlinidae
علاوه بر تعداد زیادی از کفشدوزکها، زنبورهای پرازیتوئید فوق از خانواده Aphelinidae زمستان را به صورت لارو در داخل بدن حشره ماده میگذرانند و در بهار موقعی که پورهها شروع به تعویض جلد کردند این زنبورها خارج شده و در بدن پورههای سن دوم شروع به تخمریزی میکنند.
3- Hemisarcoptes malus (Acari: Hemisarcoptidae)
کنه فوق پرداتور تخم شپشک واوی سیب بوده و خود و پورههایش از تخم این حشره تغذیه میکنند. زمستان به صورت ماده بالغ در بین تودههای تخم در زیر سپرهای این حشره سپری میکنند
کنترل شیمیایی:
. مبارزه شیمیایی باید زمانی باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پورههای از زیر سپر خارج شده باشند.
1. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2در هزار
2. اتیون EC47% و 1.5 درهزار
3. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
4. کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8% و1.5- 1 درهزار
5. روغن امولسیون شونده O 80% و 5/. درصد
سمپاشی زمستانه اواخر زمستان به صورت روغنپاشی (سموم روغنی Volk) پس از سپری شدن اوج سرمای زمستان و قبل از بیداری درختان انجام میشود (روغنهای زمستانه دارای هیدروکربن اشباع کمتری هستند).
پسیل گلابی ((Pear Psylla
Cacopsylla pyricola
(Hom.: Psyllidae)
در اکثر نقاط کشور وجود دارد. خسارت آن در نواحی گرم و خشک بیشتر از نقاط سرد و مرطوب است. پسیل گلابی در دوره پورگی و حشره کامل مقدار زیادی شیره گیاهی مکیده و پس از جذب مواد مورد نیاز بقیه را با تغییراتی به صورت مایع چسبناک دفع میکند. از این رو این آفت به شدت به این مایع چسبناک آلوده میشوند. در اثر بسته شدن روزنههای برگ عمل تهویه و تنفس در برگها متوقف میگردد. در اثر اختلالات تغذیه و تنفس، رشد و تشکیل جوانههای برگ و گل سال بعد در روی شاخهها متوقف میماند. جوانههای گل و میوه در روی درخت تشکیل نمیگردد و میوههای همان سال ریز و بدشکل میشوند. در سالهای اخیر پسیل گلابی را ناقل بیماری میکوپلاسموز Pear decline یا زوال گلابی نیز میشناسند. این بیماری باعث خشکیدن سریع درختان گلابی میشود.
زیستشناسی
زمستان را به صورت حشره کامل در زیر برگهای ریخته شده اطراف تنه درخت، زیر پوستهای تنه و بیشتر در سطح زیرین سرشاخهها میگذراند. اولین تخمریزی در اوایل اسفندماه و معمولاً در نزدیکی جوانهها صورت میگیرد. در این موقع جوانههای درختان تازه شروع به رشد میکنند. حشرات ماده تخمهای خود را به طور ردیفی و اغلب به صورت رشتهای قرار میدهند. تخمریزی زمستانه تا پایان ریزش گلبرگها ادامه دارد. در بهار و تابستان بیشتر تخمها بر روی برگها به حالت مجتمع در نزدیکی رگبرگهای اصلی گذاشته میشوند. پورهها پس از خروج از تخم متوجه سرشاخهها میشوند و در روی جوانههای برگ متمرکز میگردند. در اثر تراکم پورهها روی برگهای جوان، برگها کوچک میمانند و پیچیده میشوند. ترشح عسلک در نسل اول کم است ولی در نسلهای بعدی به خصوص در ماههای گرم ترشح عسلک شدیدتر میشود. دوران پورگی بسته به شرایط آب و هوایی از 30 تا 37 روز تغییر میکند. تعداد نسل معمولاً 4 تا 6 بوده ولی در اکثر نقاط کشور 5 نسل دارد.
کنترل:
1- پسیل گلابی طالب آب و هوای گرم و خشک است و در نواحی که رطوبت نسبی پایین و درجه حرارت نسبتاً زیاد باشد تراکم و خسارتش شدت بیشتری دارد. از این رو در باغهایی که در زیر درختان اقدام به کشت یونجه یا پوشش سبز دیگری نمایند، نظر به اینکه محیط را تا حدودی مرطوب میسازد، جمعیت آفت و تخمریزی حشره کاهش پیدا میکند.
2ـ رعایت اصول باغبانی: فواصل درختان نبایستی کمتر از 8 متر انتخاب شود، هرس شاخههای اضافی و کاستن از انبوهی بیش از حد شاخ و برگ که موجب تهویه بیشتر میشود در کاهش انبوهی آفت بسیار مهم است.
3ـ دشمنان طبیعی
شکارچیهایی نظیر Exochomus quadripustulatus، A.nemorum Adalia bipunctata، Anthocoris nemoralis، Chrysopa carnea و زنبور پارازیتوئید Trechnites sp. از خانواده Encyrtdae.
کنترل شیمیایی:
همزمان با تورم جوانه ها تا ریختن سه چهارم گلبرگها یا بلافاصله پس از ریختن گلبرگها. در صورت زیاد بودن ترشحات قبل از سمپاشی، درخت با آب شستشو شود.
1. فوزالن EC35% و 1.5 در هزار
2. گوزاتیون EC20% و 2 درهزار
3. دیازینون EC60% و 1 در هزار
4. اندوسولفان EC35% و 2 درهزار
شته مومی یا شته خونی سیب Wooly aphid
Eriosoma lanigerum
(Hom.: Eriosomatidae)
ریشه واژه خانواده Eroisomatidae در لاتین به معنای بدن پشمالو میباشد. این آفت در اکثر نقاط جهان که سیب کاشت میشود شیوع دارد غیر از سیب به انواع گلابی اهلی و وحشی، به، زالزالک و نیز نارون آمریکایی با نام Ulmus americana (میزبان اول) حمله میکند.
این آفت به صورت توده های سفید رنگ در ماههای مهر و تابستان روی سرشاخهها و تنه درختان دانهدار به خصوص در اطراف زخمهای حاصله از هرس شاخهها دیده میشود. این آفت به ریشه و طوقه دررختان نیز حمله میکند. در روی ریشه وطوقه خسارت این آفت با ایجاد برآمدگی و گالهای مخصوص همراه است. این برآمدگی و گالها روی سرشاخهها هم دیده میشود. ارقام بومی کشور حساسیت فراوانی به این شته دارند. در حالیکه برخی ارقام خارجی مانند زرد و قرمز لبنان کمتر مورد حمله واقع میشوند.
زیستشناسی
این شته اگرچه دو میزبانه است ولی در مناطقی که میزبان اول یافت نشود (مانند کشور ایران) در تمام مدت سال روی میزبان دوم (درختان دانهدار) زندگی میکند و مراحل جنسی و تخم در این شرایط دیده نمیشود. در شرایط عادی که هر دو میزبانه وجود داشته باشد مانند همه شتههای دومیزبانه، مرحلهای از سیکل زندگی خود را روی درختان میوه دانهدار و مراحلی را نیز ری درختان نارون (افراد جنسی نر و ماده تخم، ماده موسس،ماده فونداتریژن) سپری میکند.
این شته ناقل بیماری قارچی شاتکر چند ساله روی درختان سیب میباشد. زمستان گذرانی در مرحله پورگی سپری میشود. محل زمستان گذرانی در شکافهای موجود روی تنه و شاخههای سنین مختلف و حتی شاخههای همان سال و طوقه و ریشههای ضخیم و اصلی مجاور تنه و نزدیک سطح خاک میباشد.
کنتـــــــرل:
1ـ مبارزه بیولوژیک
الفـ زنبور Aphelimus mali (Aphelinidae) از پارازیتوئیدهای اختصاصی شته مومی سیب میباشد.
بـ لارو و حشرهکش کفشدوزکهای
Coccinella septampunotata
Exochomus spp
Chilocorus spp
جـ لاروهای مگسهای سیرفید و لاروهای کریزوپا
دـ لاروهای پشههای Cecidomyiidae
دـ سنهای شکاری از خانواده Anthoeoridae ,Nabidae
2ـ مبارزه زراعی
شته مومی سیب چون مکانهای سایهدار را ترجیح میدهد لذا در باغات سیب از کاشت پرپشت درختان بایستی اجتناب کرده و به هرس آنها دقت لازم مبذول داشت همواره جریان هوا و نفوذ اشعههای خورشیدی را به داخل درختان امکانپذیر ساخت. چون شتهها اکثراً در داخل زخمهای درختان و یا در محلهای بریده و هرس شده آنها مستقر میشوند لذا این قسمتها نباید به حال خو رها شوند. همچنی شاخههای گالدار و یا سرشاخههای مورد هجوم بایستی به طور مرتب قطع شده و نابود گردند.
3ـ کاشت واریتههای مقاوم
تحقیقات ایستگاه East-Malling نشان میدهد که واریتههای Northern spy و Winter majetin تقریباً مورد هجوم شته مومی واقع نمیشوند.
کنترل شیمیایی:
1. تیومتون(اکاتین) EC60% و 1در هزار
2. اکسی دیمتون متیل EC25% و 1 درهزار
3. پیریمیکارب(پریمور) Df50% و 5/. درهزار
شته سبز سیب Green apple aphi
Aphis pomi
(Hom.: Aphididae)
این شته در سراسر کشور هر جا که سیب کشت شود وجود دارد. این آفت به برگ و نوک شاخههای نورس، جوانهها حتی گلها نیز خسارت میزند و باعث کم شدن محصول میگردد. گیاهان میزبان آن شامل سیب، گلابی، به، زالزالک و ازگیل میباشد. در نهالستانها و روی درختان جوان خسارتش بسیار شدید است. حمله شدید آن در باغهای بارده نیز به فراوانی دیده میشود. در درختان چه پیر و چه جوان پاجوشها بیشتر در معرض حمله این شته قرار دارند. بر اثر تغذیه این حشره برگهای جوان تغییر شکل میدهند. در این گونه پیچش برگها غالباً عرضی است. به عبارتی کلیتر برگهای جوان انتهایی بیشتر از همه در معرضحمله قرار دارند و بیشترین خسارت را میبینند.
زیستشناسی
سیکل زندگی این شته از نوع Holocyclic میباشد. زمستان گذرانی به صورت تخم است. این تخمها معمولاً روی شاخههای یکساله گذاشته میشوند. روی شاخههای سنین دیگر نیز ممکن است بتوان تخمی پیدا نمود. زمان تفریخ تخمها مصادف با باز شدن جوانههاست. فعالیت بهار این آفت شدید است و روی اعضا فعال و جوان گیاهی به سرعت به زندهزایی ادامه داده و مهمترین خسارت خود را در همان زمان وارد میآورد.
با بالا رفتن جمعیت، بالدارهایی در مجموعه شتهها ظاهر میشوند که انتشار آفت را به سایر درختان میزبان که در مجاورت قرار دارند به عهده میگیرند. این شته میزبان ثانوی برای تابستان گذرانی ندارد به عبارت دیگر تمام نسلهای خود را روی درختان میوه سردسیری که قبلاً اسامی آنها ارائه شد طی مینماید و اگر مشاهده میشود که در طول تابستان جمعیت آن به شدت کاهش مییابد به علت مهاجرت به طرف میزبانهای ثانوی نیست بلکه این کاهش نتیجه اثر حرارت شدید محیطی، ایجاد تغییراتی در شیره گیاهی و فعالیت قابل توجه دشمنان طبیعی این شته میباشد. از اوایل پاییز به بعد در جمعیت این شته فزونی محسوسی در مقایسه با جمعیت تابستانی پدیدار میگردد. افراد جنسی از اواخر مهر شروع به ظاهر شدن میکنند و تخمریزی تقریباً بلافاصله آغاز میگردد.
تعداد نسل شته سبز سیب در سال بر حسب شرایط آب و هوایی محل فرق کرده و معمولاً 15 تا 20 نسل در سال تولید میکند. این شته یک میزبانه است.
کنترل شیمیایی:
اگر شتهها موجب پیچیدگی برگ شوند یا تولید گال نمایند از سموم سیستمیک مانند اکسی دی متون متیل (متاسیستوکس) و تیومتون (اکاتین) استفاده میشود ولی اگر موجب پیچیدگی نشوند از پریمیکارب (پریمور) که یک شته کش اختصاصی است، استفاد میشود. برای مبارزه با شتههای سبزی و جالیزی از هپتنوفوس (هوستاکوئیک) استفاده میشود چون اثر سریع داشته ولی کم دوام است.همچنین سموم پر دوام در اوایل فصل مصرف شود.
1. تیومتون(اکاتین) EC 60 % یک در هزار
2. اکسی دیمتون متیل EC25% یک درهزار
3. مالاتیون EC25% دو درهزار
4. پیریمیکارب(پریمور) Df50% نیم درهزار
5. پیریمیکارب WP50% نیم درهزار
6. هپتنفوس EC50% یک در هزار
7. دیازینون EC60% یک در هزار
سنک گلابی (Pear lace bug)
Stephannts pyri
(Hem.: Tingitidae)
در تمام مناطق میوهخیز کشور یافت میشود. میزبان آن سیب، گلابی و در درجه دوم به گیلاس و گاهی نیز هلو، زردآلو، گوجه، زالزالک و ازگیل، به ژاپونی و گل سرخ خسارت وارد میآورد. برگها در محل تغذیه فاقد کلروفیل شده و بهص ورت نقاط زرد رنگ در سطح فوقانی برگ دیده میشود. این نقاط با تغذیههای مداوم قهوهای شده و سپس برگها میریزند. حشره کامل و پورهها پشت برگها فضولاتی تولید میکنند که به صورت نقاط سیاه رنگ همراه با مایع چسبندهای میباشد. درختان آلوده ضعیف شده برگها قبل از خزان میریزند. اگر شدت آلودگی زیاد باشد میوهها هم ریزش میکنند.
زیستشناسی
زمستان را به صورت حشره کامل که از لحاظ جنسی هنوز بالغ نشده است در زیر پوستک درختان و زیر برگهای خشک درز و شکاف تنه درخت و دیوار و سایر پناهگاهها به سر میبرد. طول بدن حشرات کامل حدود 3 تا 4 میلیمتر و به رنگ قهوهای مایل به خاکستری میباشد. بالها مشبک، طول بالها تقریباً دو برابر طول بدن است. در بهار حشرات کامل مصادف با باز شدن کامل برگها ظاهر میشودند و پس از جفتگیری حشرات ماده داخل نسج در سطح زیرین برگ تخمریزی میکنند و روی آنها را با ترشحات سیاه رنگ میپوشاند. پورهها به فاصله 30 تا 40 روز از تخم خارج میشوند. دوره پورگی 4 تا 5 هفته و در این مدت پورهها 5 بار جلد عوض میکنند. 2 تا 3 نسل در سال دارد.
مبارزه
1ـ از بین بردن برگهای خشک و پوستکهای تنه درختان
2ـ شخم پاییزه
3ـ استفاده ازسموم فسفره آلی ماند اکامت و زولون
سرخرطومی سیب Apple blossom weevil
Anthonomus pomorum
(Col.: Curculionidae)
میزان اصلی آن سیب و علاوه بر آن به سایر درختان میوه دانهدار هم خسارت میزند، حشره کامل قبل از جفتگیری و تخمریزی از جوانهها، برگ، گلهای هنوز کاملاً بسته، حتی شاخههای بسیار کوچک حامل جوانههای گل و برگ تغذیه میکند. لارو نیز از اندامهای زایا نظیر پرچمها و تخمدانهای گل و میوه جوان تغذیه میکند. غنچههای مورد حمله باز نشده، گلبرگها خشک، غنچهها قهوهای و بسته باقی میمانند و سوراخی در آن بوجود میآید. در داخل غنچه آلوده تخم، لارو یا شفیره آفت ملاحظه میگردد.
زیستشناسی
حشره کامل در شکاف یا زیر پوست تنه درختان و یا پناهگاههای دیگر زمستان را به سر میبرد. در اواخر اسفند و یا فروردین پناهگاههای زمستانی را ترک کرده و شروع به تغذیه از غنچهها مینماید. مادهها یک تا دو روز پس از جفتگیری شروع به تخمریزی داخل غنچههای سبز میکنند. حشره ماده با خرطوم خود سوراخی در غنچه ایجاد میکند سپس چرخیده و انتهای شکم را در مقابل سوراخ قرار داده و تخمریزی میکند. تخم پس از 5 تا 15 روز تفریخ شده و لاروها پس از 2 تا 3 هفته تغذیه در داخل غنچهها تبدیل به شفیره میگردند. دوره شفیرگی یک تا دو هفته میباشد. سپس سرخرطومیهای نسل جدید غنچه را سوراخ کرده و از آن خارج میشوند و در پناهگاههای مختلف زمستان گذرانی میکند. این حشره یک نسل در سال دارد.
کنترل شیمیایی:
از سموم توصیه شده در مرحله غنچه قبل ازباز شدن گلها استفاده می کنیم
1. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار
2. دیازینون wp40% و 1در هزار
3. فوزولن EC35% و 1.5 در هزار
کرم جگری یا کرم نجار (Goat moth)
Cossus cossus
(Lep: ossidae)
این آفت از نظر خسارت کم و بیش زمانند پروانه فری میباشد. بیشتر در نواحی معتدله سرد و مرطوب انتشار دارد. حشره کامل به رنگ قهوهای مایل به خاکستری است و عرض آن با بالهای باز گاهی به 80 میلیمتر میرسد. لاروهای جگری رنگ هستند بدین ترتیب که قسمت پشتی قهوهای مایل به قرمز و در پهلو زرد پررنگ به نظر میرسند. (لاروهای کامل طولشان به 100 میلیمتر هم میرسد).
از نظر گیاهان میزبان این آفت به سیب، گلابی، به، گوجه و بسیاری از درختان غیرمثمر و جنگلی حمله مینماید. در این بین، درختان سیب بیشتر مورد حمله قرار میگیرند. گفته میشود که این آفت به درختان مسن بیشتر حمله میکند. رژیم غذایی این آفت چوبخواری است لاروها از منطقه پوستی، کامبیوم و چوب درختان میزبان تغذیه میکنند. این گونه درختان که از بین ضعیفها انتخاب میگردند دچار ضعف بیشتری شده نهایتاً با حمله سایر حشرات چوبخوار نابود میگردند. برخلاف کرم خراط این لاروها به ندرت به شاخههای جوان خسارت وارد میکنند.
زیستشناسی
زمستان گذرانی به صورت لارو در درون تنه درختان و بدون دیاپوز اجباری است. هر دو سال یک نسل دارد. لارو پس از تکمیل رشد خود برای شفیره شدن خود را به نزدیکی سوراخ ورودی میرساند. لارو با استفاده از ترشحات بزاقی خانه شفیرگی آمیخته از خاک و ذرات چوب ساخته و تبدیل به شفیره میشود. دوره شفیرگی 3 تا 4 هفته و حتی گاهی 6 هفته طول میکشد. ظهور حشرات کامل در اواخر بهار و اوایل تابستان صورت میگیرد. حشره ماده پس از جفتگیری تخمهمای خود را به صورت دستههای 15 تا 50 تایی در شکاف پوست تنه درخت قرار میدهد. حداکثر تعداد تخم از 1400 تا 1900 متغیر و به طور متوسط 1000 عدد است. دوره جنینی تخم 14 روز سپس لاروهای جوان خارج و وارد پوست میشوند و از قسمتهای درونی تنه و شاخه تغذیه مینمایند.
مبارزه
1. چون سوراخ خروجی و ورودی لارو حشره یکی است از طریق مبارزه مکانیکی و با فرو بردن یک مفتول سیمی در دخل سوراخ میتوان لارو را زخمی کرد یا کشت.
2. با توجه به اینکه حشره فقط درختان پیر و ضعیف را مورد حمله قرار میدهد رعایت اصول بهداشت بهترین راه پیشگیری از این آفت میباشد.
3. آبیاری و تغذیه مناسب باعث حفظ فشارآوندی مناسب درگیاه می شود ولارو آفت نمی تواند به راحتی به چنین گیاهانی حمله کند.
کرم به Quince moth
Euzophera bigella
( Lep.:pyralidae)
در سال 1342 ضمن بررسیهای دواچی و اسماعیلی در زمینه زیستشناسی و مبارزه با کرم سیب معلوم گردید که کرمزدگی میوههای سیب، گلابی و بخصوص به منحصر به کرم سیب نیست و گاهی در میان میوههای آلوده لاروهای قرمز ارغوانی رنگی مشاهده میشود که اگرچه نحوه خسارت آنها به گونه کرم سیب شباهت نسبی دارد ولی از نظر شکلشناسی کاملاً قابل تفکیک میباشند. همچنین مشاهده گردید که تعداد لاروهای ارغوانی رنگ نسبت به کرم سیب هرچه به پاییز نزدیکتر میشویم در زیر پوستکهای تنه درختان سیب و گلابی بیشتر میشود. با تفکیک لاروها بر حسب مشخصت ظاهری و قرار دادن آنها در انکوباتور شبپرههایی بدست آمد که از نظر شکل ظاهری کاملاً از کرم سیب متمایز بودند. نمونههایی از این حشرات برای تشخیص گونه به زوریخ ارسال گردید و بوسیله سوتر W.Sauter گونه E.bigella تشخیص داده شد. لاروهای این آفت اخیراً زیر پوست درختان انار مشاهده شده است.
زیستشناسی:
کرم به زمستان را به صورت لاروهای کامل در داخل پیلههای خاکستری رنگ و کشیده به سر میبرند. لاروهای زمستان گذران در اواخر اسفندماه به شفیره تبدیل میشوند. شفیره در اوایل فروردین و کمی قبل از باز شدن شکوفههای سیب به حشرات کامل تبدیل میشوند. لارو این حشره دارای دو رفتار چوبخواری و میوهخواری است. لاروهای چوبخوار فاقد دیاپوز اجباری و لاروهای میوهخوار دارای دیاپوز اجباری میباشند. رفتار چوبخواری در اول فصل (نسل بهاره) مشاهده میشود. برخی از لاروها تا آخر فصل این رفتار را ادامه میدهند. دوران چوبخواری روی سیب و گلابی و دوران میوهخواری روی به و گردو انجام میگیرد. پروانههای خارج شده از لاروهای زمستان گذران قسمت اعظم تخمهای خود را در شکافهای تنه و شاخهها میگذارند و لاروهای حاصل از آنها شروع به چوبخواری مینماید. محل تغذیه، عمق پوست و ناحیه کامبیوه است. البته تعدادی از تخمها در طول بهار روی میوهها نیز گذاشته میشوند که لاروهای حاصل هیچگاه قادر به ادامه این شیوه زندگی نیستند. میوهخواری از اوایل تابستان شروع میگردد. در این زمان تخمها اغلب به صورت انفرادی وگاهی 2 تا 6 تایی در روی میوه، شکاف تنه درخت گذاشته میشود. حشرات ماده محل تصال دم میوه را به سطح آن ترجیح میدهند، لاروها بیشتر از فرو رفتگی محل اتصال دو میوه وارد آن میشوند، در صورتیکه خراشهایی در سطح میوه وجود داشته باشد از محل خراشها نیز داخل میشوند. یک لارو معمولاً چند میوه را مورد حمله قرار میدهد. میوههای گردو معمولاً نمیریزند. لاروها از زیر پریکارپ و پوشش دانه آندوکارپ و گاهی از دانه تغذیه مینمایند. لاروها ممکن است در داخل میوه تبدیل به شفیره شوند. این آفت در شرایط کرج 3 تا 4 نسل در سال دارد و تراکم آن در نسل آخر به حداکثر خود میرسد. به همین دلیل خسارت آن در آخر تابستان و پاییز به خصوص روی سیب و گلاهی و به خیلی شدید است.
کنترل شیمیائی:
1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار
2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار
3. دیازینون EC60% و 1 درهزار
4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار
5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار
لیسه سیب:Hyponomeuta malinellus
(lep,Hyponomeutidae)میزبان:درختان سیب ولی گاهی اوقات روی درختان گلابی جنگلی نیز دیده شده.
حشره کامل دارای بالهای رویی سفید رنگ دارای15_22و بطور متوسط18_19
عد د نقطه سیاه است که در تمام سطح بال پراکنده اند.بالهای زیری خاکستری متمایل
به قهوه ای بوده ودارای موهای حاشیه ای به همان رنگ.
حشره نر را می توان از والوهای انتهای شکم که بسیار رشد کرده و پوشیده از
پوشش سفید مخملی است تشخیص داد.انتهای شکم ماده متورم تر از نرو منتهی
به اعضای جنسی می شود که حلقه ای از پو شش مخملی قسمت بالای
آن را احا طه نموده ا ست.
لیسه سیب در سال فقط یک نسل داشته و زمستان را به صورت لاروهای نئونات یا
جوان که قبلا از تخم خارج شده انددر زیر پولکی شبیه پوست درخت روی سر شاخه ها
می گذرانند.
مبارزه بیو لو ژیکی: زنبور Compoplex ensator(Ichneumonidae)
Pseudosorcophaga mamillat,Pimpla turionella
و زنبورEncyryus fusiclolis (Encyrtidae)
پر طاووس گلابی
Saturnia pyri
(Lep.: Saturnidae)
حشره کامل با بالهای باز حدود 140 میلیمتر، خاکستری مایل به قهوهای و روی هر بال لکه درشتی شبیه به چشم وجود دارد. لارو سبز رنگ در حداکثر رشد اندازه آن به 120 میلیمتر میرسد و روی حلقههای مختلف دارای غدههای آبی رنگ با موهای بلند است. به گلابی، سیب، بادام و گاهی پسته خسارت میزند. لارو از برگ تغذیه مینماید. زمستان گذرانی به صورت شفره و یک نسل در سال دارد. کنترل: با جمعآوری لاروهای درشت میتوان به روش مکانیکی با آن مبارزه نمود
پروانه تخم انگشتری
Malacosoma neustria
(Lep: Lasiocampidae)
این آفت به سیب، گلابی، گوجه، به، گل سرخ، گوجه زینتی و گرهی از درختان جنگلی و غیر مثمر خسارت میزند و در اثر تغذیه لارو درخت عاری از برگ میگردد.
زیستشناسی
یک نسل در سال دارد. زمستان را به صورت دستجات تخم روی شاخه به سر میبرد. 9 ماه از سال حشره به صورت تخم بوده و در اواسط فروردین ماه تخم تفریخ شده و لاروها به تغذیه از برگها میپردازند. لاروها ضمن تغذیه به تنیدن تار پرداخته و حتی رگبرگها را نیز میخورند. اولین شفیره در اردیبهشت ماه تشکیل شده و شب پرهها از اوایل خردادماه ظاهر میشوند. هر حشره ماده پس از جفتگیری 100 تا 200 عدد تخم میگذارد.
کنترل:
1ـ هرس شاخههایی که روی آنها تخمگذاری شده است در انهدام آفت مؤثر است.
2ـ مبارزه شیمیایی در بهار پس از ظهورلاروهای جوان با یکی از سموم تماسی گوارشی.
سفیده رگ سیاه(Black – Veined White)
Aporia crataegi
(Lep: Pieridae)
پروانهای سفید رنگ با رگبالهای تیره میباشد. روز پرواز، به طول 20 میلیمتر با شاخک سنجاقی است. در نرها مفصل آخر شاخک و در مادهها چهار مفصل آخر سفید رنگ است. در اکثر مناق کشور وجود دارد. لارو این آفت از برگهای درختان میوه مانند سیب، گلابی، گوجه، بادام، آلبالو و گیلاس تغذیه مینماید. زمستان را به صورت لاروهای غیر کامل (لاروهای سنین 3 و 4) در داخل لانههایی از تارهای خود و برگ درختان تهیه نموده است به سر برده و یک نسل در سال دارد.
کنترلزنبور Apanteles glomeratus از Braconidae لاروهای این آفت را پارازیته میکند. بریدن و سوزاندن لانههای زمستانی آفت، موقع هرس درختان نقش عمدهای در کاهش آفت خواهد داشت.
پروانه زنبورمانند درختان سیب
Synanthedon myopaeformis
(Lep: Sesiidae)
این گونه در مناطق وسیع از کشورهای اروپایی و آسیایی انتشار دارد. از آفات مهم درختان سیب میباشد. لاروهای این آفت در منطقه کامبیوم در زیر پوست تنه درختان، روی تنه و شاخههای اصلی فعالیت دارند و گاهی باعث خشک شدن کامل درختان میگردند.
زیستشناسی
زمستان گذرانی این حشره به صورت لاروهای سنین مختلف در محل تغذیه یعنی دالانهای پیچ و خمدار لارو در زیر پوست میباشد. لاروها برای تغذیه به چوب آسیبی نمیرسانند بلکه تغذیه آنها از پوست و کامبیوم است. لاروهای زمستان گذران در بهار سال بعد مجدداً شروع به فعالیت کرده و پس از تکمیل دوران لاروی در حالی که طول آنها به حدود 15 تا 18 میلیمتر میرسد و به رنگ زرد عسلی به یک خط تیره پشتی درمیآیند، در زیر پوست تبدیل به شفیره میشوند. لاروها قبل از شفیره شدن پیلههای مخصوص مرکب از تارهای ابریشمی و خوردههای پوست و فضولات قهوهای رنگ میسازند و در داخل آن تبدیل به شفیره میشوند. لاروها پس از یک تا دو هفته و طی دوران شفیرگی کامل شده و پروانهها ظاهر میشوند. این زمان در حدود اواسط خردادماه تا اوایل تیرماه میباشد. پرواز پروانهها و فعالیتهای حیاتی آنها شامل جفتگیری و تخمریزی در روز انجام میشود. ماده تخمهای خود را به صورت انفرادی و گهگاه چند عدد در جوار یکدیگر در شکافها و زخمهای روی پوست تنه و شاخههای قطور میگذراند. در این رابطه حتی در محل هرس شاخههای قطور نیز تخم این حشره دیده شده است. در روی تنههای سالم، حشره ماده حتی از ترکهای بسیار خفیف ناشی از تغییرات اقلیمی و عوامل فیزیولوژیک گیاهی نیز جهت تخمگذاری استفاده مینماید.
دوره چنینی تخم متفاوت و از 8 تا 20 روز متغیر است. لاروها پس از خروج از راه شکاف و یا زخمی که تخم در آن گذاشته شده است به داخل پوست نفوذ نموده و تغذیه را شروع مینمایند. تغذیه هم از بافتهای در حال فساد و هم از بافتهای تازه میباشد. فضولات لاروی به صورت دانههای ریز قهوهای رنگی بوده که گهگاه از شکافها بیرون زده و محل فعالیت لاروی را مشخص میسازد. این لاروها تا بهال سال آینده در همین محلها زمستان را میگذرانند. بنابراین یک نسل در سال دارد.
کنترل:
در مورد درختان پذیرای این آفت دو نکته بسیار مهم قابل بحث میباشد.
1ـ بیشتر درختانی که جهت تخمریزی انتخاب میشوند یا رها شدهاند و یا از نظر کاشت وضعیتی رضایتبخشی ندارند.
2ـ هر نوع شکاف، ترک . زخم روی تنه و شاخهها باعث جلب این آفت برای تخمریزی خواهد گردید. در این رابطه حتی ترکها و تغییر شکلهای ناشی از عوامل بیماریزا مانند بیماری معروف قارچی خوره که در نقاط میوهخیز کوهستانی به فراونی روی درختان سیب رایج است باعث جلب این حشره برای تخمریزی میگردد. لذا مهمترین طریقه پیشگیری از حمله و خسارت این آفت رعایت اصول صحیح باغداری، آبیاری به موقع، هرس و پانسمان زخمهای روی تنه با مواد ضدعفونی کننده و چسب پیوند میباشد. سمپاشی تنه و شاخههای اصلی درخت یک هفته پس از ظهور حداکثر حشرات کامل در بهار، تراشیدن آن قسمت از پوست تنه که خشک و فاسد شده و پوشاندن محل زخم با چسب پیوند بسیار مؤثر است.
3- دادن کودهای ازته و حیوانی و انجام آبیاری کافی موجب رشد سریع پوست و خفته کردن آفت میگردد.
4- سموم فسفره 3-2 درهزار
5- اندوسولفان(تیودان)
کرم به Quince moth
Euzophera bigella
Lep.:pyralidae
در سال 1342 ضمن بررسیهای دواچی و اسماعیلی در زمینه زیستشناسی و مبارزه با کرم سیب معلوم گردید که کرمزدگی میوههای سیب، گلابی و بخصوص به منحصر به کرم سیب نیست و گاهی در میان میوههای آلوده لاروهای قرمز ارغوانی رنگی مشاهده میشود که اگرچه نحوه خسارت آنها به گونه کرم سیب شباهت نسبی دارد ولی از نظر شکلشناسی کاملاً قابل تفکیک میباشند. همچنین مشاهده گردید که تعداد لاروهای ارغوانی رنگ نسبت به کرم سیب هرچه به پاییز نزدیکتر میشویم در زیر پوستکهای تنه درختان سیب و گلابی بیشتر میشود. با تفکیک لاروها بر حسب مشخصت ظاهری و قرار دادن آنها در انکوباتور شبپرههایی بدست آمد که از نظر شکل ظاهری کاملاً از کرم سیب متمایز بودند. نمونههایی از این حشرات برای تشخیص گونه به زوریخ ارسال گردید و بوسیله سوتر W.Sauter گونه E.bigella تشخیص داده شد. لاروهای این آفت اخیراً زیر پوست درختان انار مشاهده شده است.
زیستشناسی:
کرم به زمستان را به صورت لاروهای کامل در داخل پیلههای خاکستری رنگ و کشیده به سر میبرند. لاروهای زمستان گذران در اواخر اسفندماه به شفیره تبدیل میشوند. شفیره در اوایل فروردین و کمی قبل از باز شدن شکوفههای سیب به حشرات کامل تبدیل میشوند. لارو این حشره دارای دو رفتار چوبخواری و میوهخواری است. لاروهای چوبخوار فاقد دیاپوز اجباری و لاروهای میوهخوار دارای دیاپوز اجباری میباشند. رفتار چوبخواری در اول فصل (نسل بهاره) مشاهده میشود. برخی از لاروها تا آخر فصل این رفتار را ادامه میدهند. دوران چوبخواری روی سیب و گلابی و دوران میوهخواری روی به و گردو انجام میگیرد. پروانههای خارج شده از لاروهای زمستان گذران قسمت اعظم تخمهای خود را در شکافهای تنه و شاخهها میگذارند و لاروهای حاصل از آنها شروع به چوبخواری مینماید. محل تغذیه، عمق پوست و ناحیه کامبیوه است. البته تعدادی از تخمها در طول بهار روی میوهها نیز گذاشته میشوند که لاروهای حاصل هیچگاه قادر به ادامه این شیوه زندگی نیستند. میوهخواری از اوایل تابستان شروع میگردد. در این زمان تخمها اغلب به صورت انفرادی وگاهی 2 تا 6 تایی در روی میوه، شکاف تنه درخت گذاشته میشود. حشرات ماده محل تصال دم میوه را به سطح آن ترجیح میدهند، لاروها بیشتر از فرو رفتگی محل اتصال دو میوه وارد آن میشوند، در صورتیکه خراشهایی در سطح میوه وجود داشته باشد از محل خراشها نیز داخل میشوند. یک لارو معمولاً چند میوه را مورد حمله قرار میدهد. میوههای گردو معمولاً نمیریزند. لاروها از زیر پریکارپ و پوشش دانه آندوکارپ و گاهی از دانه تغذیه مینمایند. لاروها ممکن است در داخل میوه تبدیل به شفیره شوند. این آفت در شرایط کرج 3 تا 4 نسل در سال دارد و تراکم آن در نسل آخر به حداکثر خود میرسد. به همین دلیل خسارت آن در آخر تابستان و پاییز به خصوص روی سیب و گلاهی و به خیلی شدید است.
کنترل شیمیائی:
1. فوزالن(زولون) EC35% و 1.5 در هزار
2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2 درهزار
3. دیازینون EC60% و 1 درهزار
4. دیازینون WP40% و 1.5درهزار
5. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
6. آزینفوس متیل WP20% و 2در هزار
سمپاشی پیش بهاره (زمستانه)درختان دانه دار(سیب وگلابی)
مناسبترین زمان سمپاشی از اغاز تورم جوانه ها تا مرحله صورتی رنگ شدن غنچه ها (قبل از باز شدن گلها)میباشد.
این توصیه بمنظور مبارزه با مراحل زیستی مختلف افاتی مانند کنه ها-شته ها –شپشکهای نخودی –پسیل گلابی –لیسه درختان میوه –کرمهای جوانه خوار صورت می گیرد.
فرمول سمپاشی: روغن ولک 10تا20 در هزار
سموم حشره کش
نام سم
گوزاتیون
مالاتیون
دیازینون-زولون
کنفیدور
دورسبان
میزان
2در هزار
2درهزار
5/1درهزار
5/0در هزار
5/1در هزار
برای مبارزه با تخم کنه می توان از اپلو به نسبت 5/0در هزار با روغن مخلوط نمود .
جهت کنترل بیماری اتشک و افات به صورت توام میتوان از تر کیب بردو وروغن به نسبت 2در صد در اغاز تورم جوانه ها و نسبت 1در صد در مرحله غنچه صورتی استفاده نمود.
در صورت مصرف قارچکشهای بنومیل و دودین برای مبارزه با لکه سیاه سیب و گلابی این سموم چند روز بعد همزمان با باز شدن جوانه های برگ و بعد از روغن محلول پاشی گردد واز اختلاط سموم قارچکش فوق با روغن خودداری شود.
کرم سفید ریشه
Polyphylla ollivieri
(Lep: Scarabaeidae)
این حشره در اکثر مناطق ایران وجود دارد و از ریشه گیاهان مختلفی تغذیه مینماید. از این جهت میتوان به گیلاس، گلابی، سیب، به، هلو، گوجه، آلو، زردآلو، آلبالو، انار، مو، تاج خروس وحشی، گونههای Chenopodium، خیار، بادمجان، لوبیاسبز، کدو، سیبزمینی، یاس بنفش، برگ بو، برگ نو، گلایول، چمن، تبریزی، بید و نارون اشاره نمود.
زیستشناسی
این حشره طول یک نسل را در 3 سال طی میکند. در شریط مساعد تغذیهای و خاک میتواند یک نسل را در طی دو سال بگذراند. زمستان را به صورت لارو به سر میبرد و در بهار سال سوم قبل از آنکه وارد مرحله شفیرگی شود یک محفظه گلی برای خود درست میکند و در آنجا تبدیل به شفیره میشود (در برخی موارد خانه شفیرگی ساخته نمیشود). دوره شفیرگی 17 تا 24 روز میباشد.حشرات کامل از دهه سوم خردادماه تا دهه سوم مردادماه بسته به شرایط محیطی منطقه ظاهر میگردند. اوج خروج معمولاً در تیرماه است. حشرات کامل برای خروج در خاک سوراخهایی ایجاد و خارج میشوند. سپس از برگ درختان مثمر و غیرمثمر تغذیه مینمایند. تمام فعالیتهای حیاتی، تغذیه، جفتگیری و تخمریزی در غروب و اوایل شب انجام میگیرد.
در روز حشرات کامل بدون هیچ فعالیتی در لابهلای شاخ و برگ درختان و جاهای امن به سر میبرند. جفتیری در اوایل شب و اغلب در روی شاخهها انجام میشود. تخمریزی معمولاً چند روز (معمولاً 4 روز) بعد از جفتگیری انجام میشود. حشره کامل مادهبا پاهای جلویی خود زیر خاک رفته و در منطقهای مناسب که غذای کافی برای لاروسن اول وجود دارد تخمریزی میکند. تخمها به صورت انفرادی یا دستههای تا شش عددی در عمق صفر تا 12 سانتیمتری خاک گذاشته میشود. دوره جنینی یا Incobation period در منطقه کرج و شهریار 30 تا 35 روز است. حشره دارای 3 سن لاروی است. لارو سن اول از مواد هوموسی یا ریشه علفهای هرز و سنین دو و سه لاروی از ریشه درختان تغذیه میکنند. لارو در خاکهای مرطوب فعالیت بیشتری دارد. فعالیت این حشره در سطح باغ لکهای است.
افات مهم گندم و مدیریت کنترل
گندم عمده ترين محصول زراعي كشور است. سطح زير كشت گندم آبي و ديم كشور در سال 1380 به ترتيب27/2 و51/3 ميليون هكتار و متوسط عملكرد آن در شرايط آبي و ديم به ترتيب 3 و 7/0 تن در هكتار بوده است. نرخ خودكفايي گندم در سال هاي مختلف بين 60-80 درصد نوسان داشته است. در صورتي كه متوسط عملكرد در شرايط آبي و ديم به ترتيب تا سطح 8/4 و16/1 تن در هكتار افزايش يابد، خودكفايي در توليد اين محصول تحقق خواهد يافت(كشاورز و همكاران، 1380).
مهم ترين عوامل تآثيرگذار در كاهش عملكرد گندم كشور به شرح زير مي باشند(آهون منش،1371):
× × پايين بودن آگاهي و دانش علمي و عملي كشاورزان
× × نارسايي در تآمين و توزيع به موقع نهاده هاي كشاورزي(بذر، كود، سم و …)
× × بالا بودن ميزان ضايعات در مراحل مختلف توليد
× × محدود بودن منابع آب و يا عدم وجود نظام صحيح آبياري در اغلب مناطق كشور
× × خسارت آفات، بيماريهاي گياهي، علف هاي هرز و عدم مديريت صحيح كنترل آنها
× × عدم مصرف صحيح و بهينة كودهاي شيميايي و يا كمبود و عدم توزيع به موقع آنها
× × كاربرد غير اصولي و نامنظم ماشين آلات و ادوات كشاورزي
× × عدم توسعة مكانيزاسيون كشاورزي در بسياري از نظام هاي بهره برداري
× × كمبود وسايل، ابزار و اعتبار در زمينه هاي مختلف تحقيق، ترويج و آموزش كشاورزي
× × كمبود سرمايه گزاري در توليد محصولات كشاورزي
× × نارسايي سياست ها و برنامه هاي كشور براي توليد محصولات كشاورزي
آفات گندم و اهميت اقتصادي آنها ابتداي صفحه
در اكوسيستم هاي زراعي كشور كه گندم و جو بستر زيست را تشكيل مي دهند، عوامل زنده و غير زنده اي در توليد محصول تآثيرگذار هستند كه انسان براي بدست آوردن محصول بيشتر مدام آنها را تغيير مي دهد. شناخت اين عوامل و روابط متقابل بين آنها در حفظ تعادل كمي و كيفي گونه هاي تشكيل دهندة يك اكوسيستم اهميت بسيار زيادي دارد. در ايران بيش از 70 گونه حشرة گياه خوار شناسايي شده اند كه به عنوان مصرف كنندگان اوليه از گندم و جو تغذيه مي كنند. اين حشرات گياه خوار، خود مورد تغذيه حشره خواران (حشرات انگل، انگل هاي بالقوه و شكارگران) كه مصرف كنندگان ثانوية هستند، قرار مي گيرند. اتلاق واژة آفت به گونه هايي كه زيان اقتصادي ندارند جايز نيست و تلاش براي حذف اين گونه ها، نابودي دشمنان طبيعي آنها، طغيان احتمالي آفات بالقوه و كاهش تنوع زيستي در اكوسيستم هاي زراعي را به همراه خواهد داشت.
گسترش و طغيان سن گندم در اثر تخريب مراتع به عنوان زيستگاه هاي دائمي اين حشره و تبديل آنها به اراضي ديم كم بازده و فراهم آوردن بستر زيست مناسب تر براي تغذيه و توليد مثل آن، مثال خوبي براي نشان دادن چگونگي ايجاد يك آفت در اثر تغيير اكوسيستم توسط انسان است.
محدود بودن دامنة ميزباني آفات غلات و مكان زمســـتان گذراني تعداد زيادي از آنها كه در خاك و بقــاياي محصول صورت مي گيرد، موجب مي شود كه جمعيت اكثر اين آفات، با تناوب زراعي و انجام عمليات زراعي پس از برداشت، به مقدار قابل توجهي كاهش يابند. عليرغم اين مسئله، حدود 15 گونه از حشرات زيان آور گندم و جو را مي توان نام برد كه به عنوان آفات درجة اول و دوم، زيان اقتصادي قابل توجهي به اين محصولات وارد مي كنند.
خسارت ناشي از آفات، بيماريها و علف هاي هرز در كشور ما حدود 30-35 درصد برآورد گرديده است كه
10-12 درصد آن به حشرات زيان آور اختصاص دارد. بدين معني كه با مديريت كنترل اين عوامل، مي توان
10-12 درصد عملكرد واقعي گندم را افزايش داد و آن را به حداكثر عملكرد قابل دسترس كه در شرايط ديم و آبي به ترتيب 4 و 14 تن در هكتار ذكر شده است، نزديك تر ساخت.
راهكارهاي توصيه شده براي مديريت منطقي كنترل آفات در مزارع گندم و جو كشور، مبتني بر استفاده از
روش هاي غير شيميايي است. كنترل شيميايي سن گندم به عنوان مهم ترين حشرة زيان آور مزارع گندم و جو كشور كه به تفصيل به آن پرداخته خواهد شد، از اين قاعده مستثني است. طبق استنتاجي از گزارش عملكرد فعاليت هاي سازمان حفظ نباتات در سال 1378، سالانه در سطحي معادل 22-25 درصد كل اراضي گندم كشور، براي كنترل حشرات زيان آور مبارزة شيميايي صورت مي گيرد(1200000 هكتار براي كنترل سن گندم و حدود 75000 هكتار براي كنترل ساير حشرات زيان آورگندم). ميانگين مصرف آفت كش ها در اين محصول حدود
4/0- 5/0 كيلوگرم در هكتار است كه2/0-25/0 كيلوگرم آن به حشره كش ها اختصاص دارد و اين ميزان در مقايسه با ميانگين مصرف آفت كش ها در درختان ميوه(5/9 ليتر درهكتار)، برنج (7/18 ليتر در هكتار)، پنبه(9 ليتر در هكتار) و چغندر قند(1/8 ليتر در هكتار) مقدار قابل توجهي نيست(سازمان حفظ نباتات، 1378).
عليرغم اين مسئله سياست جاري وزارت جهاد كشاورزي و ديگر سياست گزاران توليد گندم كشور، رسيدن به كشاورزي پايدار(توليد بهينه و مستمر محصولات كشاورزي با حفظ و يا حداقل زيان وارده به محيط زيست) است وخودكفايي در توليد گندم و كاهش ســطوح مبارزة شــيمــيايي با آفات گندم، از مهم ترين برنامه هاي بخش كشاورزي و زير بخش هاي تابع آن( سازمان حفظ نباتات و موسسة تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي) مي باشد.
در اين مجموعه نكات مهم و كليدي در رابطه با مناطق انتشار، خسارت، زيست شناسي و مديريت كنترل آفات مهم گندم و جو كشور، به اختصار بيان شده است و تصاويري در رابطه مهم ترين آفات گندم و جو ارايه شده است. براي كسب اطلاعات بيشتر و جزئيات دقيق تري در خصوص اين آفات مي توان به منابع و مراجع علمي مورد استفاده در اين نوشته، مراجعه كرد.
راست بالان زيان آور گندم ابتداي صفحه
تا كنون چندين گونه ملخ كه ميزبان آنها گندم ذكرگرديده است، جمع آوري و شناسايي شده اند. در بين اين ملخ ها گونه هاي زيرحائز اهميت مي باشند(شكل 1):
ملخ مراكشي Dociostaurus maroccanus (Thunb.)
(Acrididae, Orthoptera)
مناطق زيست اين ملخ در ايران، دامنه هاي كوه هاي البرز و زاكرس در شمال غربي ، شمال شرقي، غرب، جنوب و جنوب غربي كشور مي باشد و در مناطق مركزي ايران بندرت ديده مي شود. گياهان زراعي مختلف خصوصآ غلات به عنوان ميزبان آن ذكر شده است و بيشتر از ساير ملخ هاي بومي ايران كه ميزبان آنها گندم و جو ذكر شده است، خسارت زا است(غزوي، 1379).
اين ملخ در خاك هاي رسي سفت و عاري از پوشش گياهي تخم ريزي مي كند و قسمتي از تابستان، پائيز و زمستان (حدود 9 ماه از سال) را به صورت تخم سپري مي كند و يك نسل در سال دارد. خاك نرم و پوشش گياهي انبوه از تخم گذاري، افزايش جمعيت و تبديل حالت انفرادي به گله اي آن جلوگيري مي كند(غزوي، 1379). در بعضي از سال ها جمعيت هاي قابل توجهي از اين ملخ در كانون هاي دائمي آن مشاهده مي شود اما به محض مشاهدة افزايش جمعيت و ايجاد گله در كانون ها، توسط عوامل اجرايي سازمان حفظ نباتات كنترل مي شوند.
ملخ صحرايي Schistocerca gregaria (Forsk.) (Acrididae, Orthoptera)
كانون هاي دائمي اين ملخ در افريقا، عربستان، هندوستان و پاكستان قرار دارد و تحت شرايط خاصي از فاز انفرادي به فاز گله اي تبديل شده و به مناطق ديگر از جمله ايران حمله مي كنند. اين ملخ دامنة ميزباني وسيعي داشته و گندم و جو نيز از گياهان ميزبان آن به شمار مي آيد.
اين ملخ در سال هايي كه حالت گله اي آن به ايران حمله كرده است تا دو نسل در سال ايجاد كرده است (بهداد،1375). درسال هاي اخير شاهد حملة دسته هاي مهاجر اين ملخ به ايران نبوده ايم. فاز انفرادي اين آفت در سيستان و بلوچستان و حاشيه درياي عمان و خليج فارس نيز وجود دارد كه در صورت مساعد بودن شرايط محيطي افزايش جمعيت داده و به زراعت هاي هم جوار محل زيست خود خسارت وارد مي سازند (رفيعي، 1372 و غزوي و جمسي، 1373).
ملخ آسيايي Locusta migratoria L.
(Acrididae, Orthoptera)
فاز انفرادي اين ملخ در اكثر نقاط ايران وجود دارد و گندم و جو نيز به عنوان ميزبان هاي اين ملخ چند ميزبانه ذكر شده است. اولين گزارش حمله آن به ايران در سال 1325 بوده كه از خاك روسيه به نواحي شمالي ايران حمله كرده است (بهداد، 1375 ). در سال هاي اخير اين ملخ خسارت هاي شديدي به مزارع نيشكر و برنج خوزستان وارد نموده است. زمستان گذراني اين ملخ به صورت تخم است و در شرايط خوزستان تا 3 نسل در سال ايجاد مي كند(خواجه زاده،1381) .
برخي ديگر از ملخ هاي بومي در ايران وجود دارند كه گندم و جو ميزبان آنها ذكر شده است و در برخي
سال ها خسارت هاي قابل توجهي به غلات وارد مي كنند. اسامي علمي مهم ترين آنها به شرح زير مي باشد:
Dociostaurus crassiusculus (Pantel) (Acrididae, Orthoptera)
Dociostaurus hauensteini Bolivar (Acrididae, Orthoptera)
Ramburiella turcomana (F.W.) (Acrididae, Orthoptera)
Calliptamus barbarus Costa (Acrididae, Orthoptera)
Calliptamus turanicus (L.) (Acrididae, Orthoptera)
Oediopoda miniata (Pall) (Acrididae, Orthoptera)
Ailopus talassinus (Acrididae, Orthoptera)
Pyrgodera armata (F.W.) (Acrididae, Orthoptera)
Tettigonia viridissma (L.) (Tettigonidae, Orthoptera)
Decticus albifrons (F) (Tettigonidae, Orthoptera)
شكل 1- مهم ترين ملخ هاي زيان آور غلات
ملخ آسيايي(Locusta migratoria ) (بالا)
ملخ صحرايي(Schistocerca gregaria ) (پائين)
مديريت تلفيقي ملخ هاي زيان آور گندم
ــ پرندگان مخـتلف از شـكارگران عمومي ملـخ ها به شمار مي آيند. لارو چند گونه از سوسك هاي جنس
Meloe و چند گونه از سوسك هاي جنس Mylabris گزارش شده اند كه از تخم ملخ ها تغذيه مي كنند. زنبور
Scelio flavibabis M. از پارازيتوئيد هاي مهم تخم ملخ ها به شمار مي آيد(خواجه زاده، 1381) و گونه هايي از مگس هاي Tachinidae نيز گزارش شده اند كه پارازيتوئيد پوره ها و حشرات كامل ملخ ها هستند.
ــ ملخ مراكشي زمين هاي عاري از پوشش گياهي و خاك سخت و كوبيده شده را براي تخم گذاري انتخاب
مي كند و چراي بي روية دام در مراتع باعث از بين رفتن پوشش گياهي و كوبيده شدن زمين مي شود و نقاط مناسبي را براي به وجود آمدن حالت گله اي ملخ فراهم مي كند (سلطاني، 1362 و غزوي، 1379). كشت زمين هاي لخت و بالا بردن ميزان پوشش گياهي در مناطق زيست ملخ مراكشي، در جلوگيري از افزايش جمعيت آن موثر است(غزوي، 1379).
ـــ در مديريت تلفيقي ملخ هاي بومي زيان آور كشور شناسايي كانون ها و مناطق نشو و نماي اين ملخ ها اهميت فراواني دارد. در سال 1378 عمليات ديده باني و مبارزه با ملخ هاي بومي و ملخ صحرايي در سطح 118000 هكتار توسط عوامل اجرايي سازمان حفظ نباتات صورت گرفته است (سازمان حفظ نباتات، 1378).
براي كنترل شيميايي ملخ هاي زيان آور، سموم فنيتروتيون ULV 96% ( 4/0- 5/0 كيلودر هكتار)، مالاتيون ULV 96% (7/0- 5/1 كيلو در هكتار)، فنيتروتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار) و ديفلوبنزورون ULV 95% (300 ميلي ليتر در هكتار) و طعمة مسموم ( ليندين WP 25% + 100 كيلو سبوس گندم ، برنج يا ذرت+ آب به اندازة مرطوب شدن) به مقدار 25-50 كيلو گرم در هكتار به محض خروج پوره ها تا زمان ظهور ملخ هاي كامل، مورد استفاده قرار مي گيرند( سازمان حفظ نباتات، 1375).
ــ در كشورهاي توسعه يافته، از عوامل بيماري زاي حشرات ( قارچ ها و پروتوزوئرها) براي كنترل ملخ هاي زيان آور استفاده مي كنند. در ايران نيز تحقيقاتي براي جداسازي، شناسايي و بررسي كارايي آزمايشگاهي اين عوامل صورت گرفته است.
سن هاي زيان آور گندم ابتداي صفحه
بيش از 10 گونه سن زيان آور غلات در ايران جمع آوري و شناسايي شده اند. در بين آنها سن گندم(Eurygaster integriceps Put.) از اهميت اقتصادي بيشتري برخوردار است(شكل 3).
سن گندم Eurygaster integriceps Put.
(Scutelleridae, Heteroptera)
اين گونه مهم ترين آفت كشاورزي كشور ما به شمار مي آيد. به جز مناطق خوزستان، اراضي ساحلي خليج فارس، درياي عمان ، درياي خزر و كويرهاي مركزي فلات ايران، اين آفت در ساير مناطق كشور وجود دارد
(رجبي، 1379). بر اساس ميانگين سطح مبارزة شيميايي با سن گندم طي سال هاي 79-1375 استان هاي فارس، همدان، كرمانشاه، مركزي، كردستان، اصفهان، لرستان و تهران به ترتيب با 24، 7/13، 6/13، 8 ، 9/7، 1/7، 9/4 و 5/4 درصد سهم مبارزه شيميايي با سن گندم در كشور، از مهم ترين مناطق سن خيز كشور به شمار مي آيند.
سطح مبارزة شيميايي با سن گندم در 25 سال اخير(شكل 2) روند فزاينده اي داشته است به طوري كه اين سطح از 75000 هكتار در سال 1355 به 1200000 هكتار در سال 1380 رسيده است (هيربد، 1380). تخريب مراتع و توسعة ديم زار ها خصوصآ در غرب كشور از مهم ترين دلايل گسترش مناطق انتشار و طغيان سن گندم در سال هاي اخير بوده است(رجبي،1372). در سال هاي اخير 40 -50 درصد سهم مبارزة شيميايي با سن گندم در اراضي ديم استان هاي غربي كشور كه تخريب مراتع در آنها شديد بوده است، صورت گرفته است (بغدادچي، 1371).
سن گندم هم به صورت كمي( خسارت به برگ، خشك كردن جوانه مركزي، سفيد كردن وخشك كردن سنبله ها و يا قسمتي از آنها توسط سن مادر) و هم به صورت كيفي ( سن زدگي دانه ها توسط پوره ها و سن هاي نسل جديد) خسارت وارد مي كند. طبق يك برآورد نظري در 3 ميليون هكتار اراضي آلوده كشور، در صورت عدم مبارزه با سن گندم حدود 90 هزار تن خسارت كمي و 900 هزار تن خسارت كيفي ايجاد خواهد شد.
طبق بررسي هاي بهرامي(1377) هر سن مادر به طور متوسط 61 جوانه مركزي و 2/12 سنبله را در شرايط ديم خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن 6/1 سن مادر در متر مربع است. در طرح جامع سن گندم كاهش محصول به ازاي هر سن مادر در شرايط ديم 8/43 كيلوگرم و سطح زيان اقتصادي آن 8/1 عدد در متر مربع برآورد گرديده است(بي نام، 1377). طبق بررسي هاي رضابيگي(1379) هر سن مادر در مزارع آبي در شرايطي كه ترميم خسارت صورت نگيرد، 1/3 گرم(حدود 30 كيلو گرم در هكتار) خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن حدود 3 عدد در متر مربع است. نور(1381) سطح زيان اقتصادي سن مادر را در شرايط آبي 7-8 عدد در متر مربع برآورد كرده است.
حد قابل تحمل سن زدگي دانه ها 2 درصد است و دانه هايي كه بيشتر از 2 درصد دانة سن زده داشته باشند فاقد كيفيت نانوايي هسـتند. با افزودن برخي از افزودني هـاي مجاز مي توان اين نرم را كمي افزايـش داد(عسگريان زاده، 1377). بهرام)1377) سن زدگي دانه ها به ازاي هر پوره سن 5 را در زمان برداشت گندم ديم حدود 6/0 درصد برآورد كرده و سطح زيان اقتصادي پوره ها را 3-4 پوره در متر مربع ذكر كرده است. رضابيگي(1379) سطح زيان اقتصادي پوره ها را به طور متوسط 2/8 عدد در متر مربع برآورد كرده است. اين ميزان در ارقام رشيد و سرداري به ترتيب 3/5 و 7/6 و در ارقام فلات و گلستان كه تحمل بيشتري دارند، به ترتيب 8/11 و 6/9 عدد است. نوري(1381) سطح زيان اقتصادي پوره ها را در شرايط آبي 11-12 پوره در متر مربع برآورد كرده است.
از نظر زيست شناسي، سن گندم سرتاسر تابستان، پائيز و زمستان ( حدود 9 ماه از سال) را در پناهگاه هاي تابستانه و زمسـتانه آن در ارتـفـاعات، زير بوتـــه هاي گــون (Astragalus spp.)، درمـــنـه ( Artemisia spp.)، كــلاه مـير حــسنAcantholimon spp.)) و چوبك (Acanthophillum spp.) و در جنگل هاي بلوط غرب كشور در زير برگ هاي ريزش كرده بلوط و برخي ديگر از درختان و درختچه ها به سر مي برد. اين سن ها دياپوز داشته و در اوايل بهار به مزارع گندم و جو ريزش مي كنند. سن گندم تنها يك نسل در سال دارد(رجبي، 1379).
شكل 3 - سن گندم (Eurygaster integriceps) و نحوة خسارت آن
سن مادر(رديف اول، سمت راست)، خسارت سن مادر( رديف اول، سمت چپ)، جفت گيري سن مادر(رديف دوم، سمت راست)،
تخم(رديف دوم، سمت چپ)، پوره هاي سن 4 و 5 (رديف سوم، سمت راست) و دانه هاي سالم و سن زده(رديف سوم، سمت چپ)
مديريت تلفيقي سن گندم
ــ مهم ترين عامل افزايش جمعيت و طغيان سن گندم در 25 سال اخير، تخريب مراتع( خصوصآ در ديم زارهاي كشور) و كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده بوده است. اين كار در افزايش وزن، افزايش ميزان تخم ريزي و تبديل سن هاي ساكن مراتع به سن هاي مهاجر، موثر بوده است(رجبي، 1372).
در سال هاي خشك و كم باران اراضي ديم كم بازده برداشت نمي شوند و يا به دليل كمبود آب، نداشتن تجهيزات مناسب سمپاشي و اقتصادي نبودن مبارزه، كنترل شيميايي سن گندم در آنها صورت نمي گيرد و باعث انتقال جمعيت قابل توجهي از آفت از سالي به سال ديگر مي شوند. جلوگيري از كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده و اختصاص دادن اراضي ديم كم بازده به كشت گياهان مناسب ديگر، در كاهش جمعيت اين آفت بسيار موثر است و لازم است به عنوان يك راهكار اساسي، برنامه ريزي هاي لازم در اين خصوص صورت گيرد.
ــ سن گندم دشمنان طبيعي فراواني دارد و در بين آنها زنبورهاي پارازيتوئيد تخم و مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم از نظر كاهش جمعيت اين آفت از اهميت بيشتري برخوردارند(شكل4).
شكل4- مهم ترين دشمنان طبيعي سن هاي زيان آور غلات
زنبور پارازيتوئيد تخم(Trissolcus grandis) (رديف اول، سمت راست)، تخم هاي پارازيته شده (رديف اول، سمت چپ)، مگس پارازيتوئيد سن گندمHeliozeta helluo) ) (رديف دوم، سمت چپ)، تخم مگس پارازيتوئيد روي بدن سن (رديف دوم، سمت راست)، سن تلف شده در اثر قارچ بيماري زا Beaveria(رديف سوم)
مهم ترين گونه هاي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم سن گندم به خانوادة Scelionidae وجنس Trissolcus تعلق دارند و مهم ترين گونه هاي آن به شرح زيرمي باشند(رجبي، 1359):
Trissolcus grandis Thomson
Trissolcus semistriatus Nees
Trissolcus vassilievi Mayr
Trissolcus rufiventris Mayr
Trissolcus basalis Wollaston
در بين گونه هاي فوق T. grandis گونة غالب اين زنبورها در اكثر مناطق كشور مي باشد. ميزان پارازيتيسم تخم توسط اين زنبورها از منطقه اي به منطقة ديگر متفاوت است و در اكثر مناطق كشور اين زنبورها يكي از عوامل كليدي كاهش جمعيت سن گندم به شمار مي آيند. اين زنبورها بيشتر در زير پوستك درختان ميوة سردسيري زمستان گذراني مي كنند و قبل از ورود به مزارع از شهد گل هاي اين درختان تغذيه مي كنند(رجبي، 1379). جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه و ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي از طريق ايجاد باغ و يا كاشت درختاني مثل بيد و بادام و غيره در كنار نهر هاي حاشية مزارع، روشي مناسبي براي حفظ و حمايت اين زنبورها و افزايش كارايي آنها است.
كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از پرورش انبوه زنبورهاي پارازيتوئيد تخم طي سال هاي (43-1325) در ورامين و اصفهان صورت گرفته است(زمردي،1340 و زمردي، 1371). دياپوز اجباري سن گندم و عدم امكان پرورش انبوه آن براي تكثير زنبورها، عدم اطلاع دقيق از بيواكولوژي اين زنبورها و گرايش به سمت استفاده از سموم شيميايي به دليل سهولت كاربرد و كم اطلاع بودن از اثرات جانبي مصرف اين سموم، كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از اين عوامل متوقف شد. از آن زمان تا كنون تحقيقات وسيعي در رابطه با زنبورهاي پارازيتوئيد سن گندم صورت گرفته است. بيواكولوژي اين زنبور ها وپرورش انبوه آنها توسط صفوي(1352)، رجبي و اميرنظري(1367)، تقدسي(1370) و ايراني پور(1375) صورت گرفته و اميرمعافي (1379) سيستم ميزبان- پارازيتوئيد بينT.grandis و تخم سن گندم را مطالعه كرده است. در رابطه با پرورش انبوه اين زنبورها با استفاده ازتخم سن(L.) Graphosoma lineatum بررسي هاي در خور توجهي توسط عسگري(1374)، شاهرخي(1376) و عسگري(1380) صورت گرفته است. با استفاده از مجموع اطلاعات بدست آمده درخصوص اين زنبورها، مي توان پرورش انبوه و رهاسازي آنها را به عنوان يكي از روش هاي مبارزه در برنامة مديريت تلفيقي سن گندم مورد استفاده قرار داد.
دستة دوم دشمنان طبيعي سن گندم كه از اهميت زيادي برخوردارند، مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم هستند كه به خانواده Tachinidae تعلق دارند. اين مگس ها پوره هاي سنين 4 و 5 و سن هاي بالغ را پارازيته مي كنند و ميزان پارازيتيسم آنها با توجه به شرايط منطقه از 2-25 درصد (در موارد استثنايي تا 40 درصد) گزارش شده است. اسامي علمي گونه هاي مهم مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم در زير آمده است:
Heliozeta helluo F.
Phasis subcoleoptrata L.
Ectophasia crassipenis F.
Elomyia lateralis Meig.
Ectophasia oblonga Role-Desv.
در اكثر مناطق كشور H. helluo گونة غالب مي باشد. در رابطه با بيواكولوژي اين مگس ها بررسي هاي جامعي توسط اميرمعافي(1370) در منطقة كرج، عبادي و جوزيان(1379) در منطقة اصفهان و پيرهادي و رجبي(1381) در لرستان صورت گرفته است.
اين مگس ها پارازيتوئيد داخلي هستند و سيستم تنفسي خود را به سيستم تنفسي ميزبان وصل مي كنند و در شرايط آزمايشگاه نيز به سختي روي بدن سن گندم تخم ريزي مي كنند و پرورش انبوه آنها در شرايط كنوني امكان پذير نيست. حشرات كامل اين مگس ها برروي گياهان شهد داري مثل ازمك ،گشنيز، برخي ديگراز گياهان مرتعي و علف هاي هرز حاشية مزارع تغذيه مي كنند و با تغذيه از اين گياهان ميزان تخم ريزي آنها افزايش مي يابد. بالا بردن كارايي اين مگس ها از طريق ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي، و حفظ و حمايت آنها از طريق جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه از مواردي است كه در برنامة مديريت كنترل سن گندم مي بايست به آنها توجه كرد.
چند جدايه از قارچ بيماري زاي Beauveria bassiana Vuill. از سن گندم جداسازي شده است و بررسي هايي در رابطه با حساسيت مراحل مختلف رشدي سن گندم در برابر اين قارچ توسط طلايي و همكاران( 1379) صورت گرفته است.
ــ در بسياري از نوشته ها، كشت جو به جاي گندم، زود كاشت گندم و استفاده از ارقام زودرس گندم، به عنوان يكي از روش هاي موثر در كاهش جمعيت و خسارت سن گندم توصيه شده است. نتايج بررسي هاي رضابيگي(1377) نشان داده است كه زودرسي گندم و كشت جو به جاي گندم به واسطة زودرسي آن در كاهش جمعيت سن گندم چنـدان موثر نيسـت و سن گندم قادر است با ارقام جو كه در شرايط ورامين 7-10 روز زودتر مي رسند خود را تطابق دهد. كاهش وزن سن هاي نسل جديد در مزارع جو نيز نمي تواند عامل چندان موثري در كاهش جمعيت سن گندم باشد زيرا كه با برداشت جو احتمال پرواز سن ها به مزارع گندم بسيار زياد است و اين سن ها قادر اند ضمن وارد كردن خسارت، تغذية خود را نيز كامل كنند.
ــ برداشت سريع گندم يكي ديگر از روش هاي توصيه شده براي كاهش جمعيت و خسارت سن گندم است. طبق بررسي هاي رجبي(1372) سن هاي نسل جديد به هنگام ظهور حدود 70 ميلي گرم وزن دارند و در زمان رسيدن محصول، وزن آنها به 113 ميلي گرم و در زمان مهاجرت آنها به پناهگاه هاي زمستانه وزن آنها به 130-150
ميلي گرم مي رسد. از طرفي قسمت اعظم سن زدگي دانه ها توسط سن هاي نسل جديد ايجاد مي شود و بيشترچربي ذخيره شده در بدن سن ها، حاصل تغذية آنها در اين دوره است. برداشت سريع گندم ضمن ايجاد تلفات در جمعيت پوره هايي كه در مرحلة رسيدن گندم كامل نشده اند، كاهش سن زدگي، كاهش وزن سن ها و در نتيجه تلفات بيشتر آنها در پناهگاه هاي زمستانه را به همراه خواهد داشت. طبق بررسي هاي حق شناس و همكاران(1377) در منطقة چهار محال و بختياري، در سال هاي اخير سن هاي نسل جديد قبل از رسيدن و برداشت محصول، به سمت پناهگاه هاي تابستانه پرواز مي كنند. در چنين مناطقي، اين روش كارايي لازم را نخواهد داشت.
ــ در رابطه با مقاومت ارقام گندم به سن گندم تـحـقـيـقـات زيادي در كشور صورت گرفته است. عبـدالـلهي(1367)، طلايي(1369)، حيدري و همكاران(1376)، رضابيگي(1373)، نجفي(1376)، آينه(1377)،
فتحي پور (1377)، رضابيگي(1379)، زماني(1381)، غديري(1381) و بهرامي نژاد و همكاران(1381) بررسي هايي در اين ارتباط انجام داده اند وتفاوت هايي در مقاومت ژنوتيپ هاي بررسي شده در برابر اين آفت يافته اند. طبق
بررسي هاي رضابيگي(1379) ارقام حساس به سن گندم خصوصيات مرفولوژيكي و زراعي مشتركي دارند و اكثر ارقام گندم ديم خصوصآ رقم سرداري كه در سطوح وسيعي از ديم زارهاي غرب كشور كشت مي گردد، داراي چنين خصوصياتي مي باشند. بررسي هاي رضابيگي(1379) و زماني و همكاران(1381) نشان داده است كه سن گندم ازگرانول هاي ريز نشاستة اندوسپرم دانه بيشتر تغذيه مي كند و ارقام گندمي كه در اندوسپرم دانة خود گرانول درشت نشاستة بيشتري داشته باشند و به هنگام تغذية سن گندم گرانول ريز كمتري از دست بدهند، مقاوم تر هستند. رضابيگي(1379) براي ارزيابي و انتخاب ارقام مقاوم به سن گندم مدل مناسبي را ارايه نموده است. معرفي ارقام پر محصول و مقاومي كه با شرايط اقليمي مناطق مختلف كشور سازگار باشند، در كاهش جمعيت سن گندم و افزايش سطح زيان اقتصادي اين آفت موثر است.
ــ استفاده از سموم شيميايي در حال حاضر به عنوان موثرترين روش كنترل سن گندم در ايران و ديگر كشورهاي سن خيز دنيا عموميت دارد. آستانة زيان اقتصادي يا نرم مبارزه با سن گندم در شرايط ديم و آبي در جدول(1) آمده است.براي تصميم گيري در خصوص ضرورت يا عدم ضرورت سمپاشي، تعيين تراكم جمعيت سن گندم و روش نمونه برداري اهميت زيادي دارد. معين نميني و همكاران(1379) روش نمونه برداري دنباله اي را براي اين كار ارزيابي كرده اند. سمومي كه پس از برآورد دقيق جمعيت آفت و تشخيص ضرورت مبارزه توصيه مي گردد فنيتروتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، فنتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، تري كلرفون 80% SP (2/1 كيلو درهكتار)، دلتامترين EC 2.5% (300 ميلي ليتر درهكتار) مي باشند. طبق بررسي هاي شيخي(1379) در بين سموم فوق فنيتروتيون غير انتخابي عمل مي كند و انتخابي ترين حشره كش براي كنترل سن مادر و پوره ها تري كلرفن است كه اثرات چندان نامطلوبي روي دشمنان طبيعي ندارد. سموم پايرتروئيدي مثل دلتامترين براي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم خاصيت دوركنندگي دارند و در مرحلة سن مادر توصيه نمي شوند اما اين سم اثرات كنترل كنندگي خوبي روي پوره ها دارد.
ــ بدنبال نتايج بدست آمده از اجراي طرح جامع سن گندم كه توسط بخش تحقيقات سن گندم و با همكاري سازمان حفظ نباتات در 8 پايلوت كشور اجرا گرديد، سن گندم از يك آفت عمومي به يك آفت همگاني تبديل شد. آفات عمومي آن دسته از آفاتي به شمار مي آيند كه تمام عمليات مبارزه و هزينه هاي انجام آن به عهدة دولت است، اما در خصوص آفات همگاني دولت نقش حامي و هدايت كنندگي را داراست و انجام عمليات مبارزه و پرداخت هزينه هاي آن به عهدة كشاورز است. اين طرح در ارتقاي دانش و آگاهي كشاورزان و افزايش مشاركت آنها در نمونه برداري ها و تصميم گيري ها براي انجام مبارزه، موثر بوده و طي مدت زمان انجام آن، كاهش سمپاشي هاي هوايي و افزايش سمپاشي هاي زميني در مناطق آلوده به اين آفت را به همراه داشته است.
جدول 1- سطح زيان اقتصادي يا نرم مبارزه با سن گندم در مزارع گندم كشور
شرايط مزرعه
نرم مبارزه با سن مادر
(تعداد در متر مربع)
نرم مبارزه با پوره
(تعداد در متر مربع)
نوع كشت
عملكرد
ديم
كمتر از 2 تن
1
3-4
بيشتر از 2 تن
3
4-5
آبي
كمتر از 3 تن
3
4-5
بيشتر از 3 تن
4-5
6-7
گندم فلات، آزادي، گلستان و نويد
6-7
8-9
به جز سن (E.integriceps ) ساير سن هاي زيان آور غلات، كه در درجة دوم اهميت قرار دارند به شaرح زير
مي باشند(شكل 5):
شكل5- برخي از سن هاي زيان آور غلات(Pentatomidae)
سن آئليا (Aelia furcula ) (بالا)، سن ( Carpocoris fuscispinus) (وسط)، سن (Dolycoris sp. ) (پائين).
سن مائورا، سن مغربي Eurygaster maura L.
(Scutelleridae, Heteroptera)
سن مغربي يا سن مائورا تقريبآ از سرتاسر نواحي ساحلي شمال ايران به جز منطقة مغان گزارش شده است اما تراكم آن در مناطق گرگان و گنبد بيشتر از ديگر مناطق است(محقق نيشابوري،1370; مبشري،1373 ورجبي،1379). احتمالآ رطوبت و بارندگي يكي از مهم ترين عوامل تعيين كنندة انتشار اين آفت است
مگس خزانه Ephydra afglianica
این حشره مهمترین آفت برنج در خزانه است ودر برخی از سالها باعث از بین رفتن بسیاری از خزانه ها گردیده و منجر به تجدید کشت می شود.
مشخصات ظاهری:
حشره بالغ دارای سر عریض و چشمهای کوچک و به رنگ قهوه ای تیره است. تخم ها بیضی کشیده و تخم های تازه به رنگ روشن است . شکل لاروها تقریبا استوانه ای و شفیره به رنگ قهوه ای و صفحه پشتی قفس سینه دارای لبه مشخص است که در هنگام خروج حشره بالغ شکاف برداشته و بازمی شوند.
علائم خسارت عمدتا در خزانه و به صورت زردی و سپس پوسیدگی گیاه ظاهر می گردد.
زمستان گذرانی به صورت تخم در داخل خاک است . در مناطق شمالی فعالیت لاروها در خزانه ها از اوایل تا اواسط اردیبهشت ماه شروع می شود. و پس از انتقال به بستر اصلی فعالیت در مزارع اصلی آغاز می گردد.
نحوه خسارت :
لاروهای مگس به یشه گیاهچه ها حمله می کنند و با تغذیه از آنها باعث زردی و پژمدگی آنها گردیده و پس از تکمیل رشد در همان جا به شفیره تبدیل می گردد.
مبارزه:
دیازینون 60% به نسبت 1.5 تا2 در هزار در یک نوبت استفاده می شود. همین طور اگر خزانه در زیر پوشش های پلاستیکی تهیه گردد، مسئله ای به نام مگس خزانه در کار نخواهد بود.
-------------------
کرم ساقه خوار برنج Supressalis chilo
رنگ پروانه ماده زرد وشن تا مایل به قهوه ای که در بخش میانی بالهای جلویی یک لکه کوچک تیره رنگ به چشم می خورد. پروانه نر تیره تر از ماده هاست و اندازه آن کوچک تر است. تخم ها به صورت دسته جمعی و با یک لایه از پوشش مومی هستند که در ابتدا به رنگ لیمویی روشن دیده می شوندو نهایتا سیاه می شوند. لاروهای نوزاد به رنگ کرم و بالغ متمایل به قهوه ای یا خاکستری است. رنگ شفیره قهوه ای مایل به قرمز که در مراحل اولیه نسبتا روشن است
زمستان گذرانی به صورت لاروهای کامل در داخل بقایای برنج و ساقه علفهای هرز اطراف مزرعه صورت می گیرد.. و در مناطقی مثل میانه و اصفهان با ایجاد کانال در ریشه های قطورتر در داخل آن زمستان را می گذرانند. از اواخر فروردین لاروهای داخل ساقه و یا ریشه به شفیره تبدیل می گردند . دوره شفیرگی در این نسل 10 تا 15 روز طول می کشد و سپس پروانه ها ظاهر می گردند. شروع فعالیت پروانه با اواخر مرحله خزانه و اوایل انتقال نشا همزمان است. فعالیت پروانه ها معمولا از اواسط اردیبهشت آغاز می شود .
آفت ساقه خوار 2 تا 3 نسل دارد که تخمگذاری نسل اول در خزانه و اوایل انتقال نشا به مزرعه شروع می شود و تا پایان نشاکاری ادامه دارد . هفته اول و هفته دوم اوج تخم گذاری است است. پس از گذشت 8 تا10 روز از تخم گذاری لاروهای نوزاد نوزاد ظاهر و به طور دسته جمعی به طرف غلاف بگ حرکت می کنند و پس از مدتی ساقه را در همان محل سوراخ کرده و در داخل آن شروع به تغذیه می نمایند. علائم خسارت در این نسل با زردشدن و خشکیدگی برگ میانی ظاهر می گرددکه به آن اصطلاحا Death heart گویند. بوته های آسیب دیده در این مرحله از رشد برنج (مرحله پنجه زنی) اغلب با ایجاد پاجوش جبران می شود.لاروهای این نسل تا مرحله ساقه دهی فعالیت دارند و در اواخر خردادماه تا اوایل تیرماه به مرحله شفیگی می رسندو پروانه های نسل جدید از هفته اول تیرماه از شفیره خارج می شوندو به تدریج روی برگ ها می نشینند. تعداد کل تخم یک پروانه تا 450 عدد ممکن است برسد. فعالیت این لاوها با خوشه دهی همزمان هستند . هرچه لاروها بزرگتر باشند تعداد آنها در یک ساقه کمتر است. در مرحله خوشه دهی و یا تشکیل دانه در صورتیکه ساقه مورد حمله قرار بگیرد دانه تشکیل نگردیده و خوشه سفید می گردد به این حالت White head می گویندکه جبران ناپذیر است.
مبارزه
می تواند بیولوژیک ، مکانیکی یا شیمیایی باشد.
* در مبارزه زراعی در صورتیکه پس از برداشت محصول زمین به خوبی شخم بخورد ومحصول دوم مثل شبدر در کاهش آن تاثیر خوبی دارد.
* از بین بردن علفهای هرز اطراف مزرعه در هنگام آماده سازی مزرعه دراواخر اسفند و یا اوایل فروردین
در مبارزه بیولوژیک
* از زنبور تریکو گراما استفاده می شود که آن را در مرحله تخم کنترل می کند (به صورت تریکو کارت در اختیار کشاورز قرار می گیرد)
* استفاده از فورمون های جنسی که نتیجه خوبی دارد
مبارزه شیمیایی
* گرانول 5 یا 10 % دیازینون به میزان 30 یا 15 کیلوگرم در هکتار سه هفته بعد از نشاکاری یا بعد از نسل بعدی
* پادان 4 % به میزان 30 کیلوگرم در هکتار
* کارتاپ گرانول 4% که به مقدار 30 کیلوگرم در هکتار در 4 تا 5 روز قبل از نشاکاری است .
کرم ساقه خوار زرد برنج inscertulus trypozya
پروانه ای به رنگ روشن مایل به زرد که د نیمه دوم هریک از بالهای جلویی یک لکه کوچک تیره رنگ دیده می شود. پروانه نر کوچکتر از پروانه ماده است . شکم در ماده دوکی شکل و نسبتا ضخیم و در نرها از ابتدا به طرف انتها به تدریج باریک می شود. تخم به صورت دسته جمعی روی برگ گیاه برنج و در نزدیک غلاف می نشیند. در ابتدا سفیدرنگ و با کرک هایی روی آن پوشیده شده است . رنگ تخم ها به تدریج تیره تا کاملا سیاه می شود. سر و پیش گرده لاروها قهوه ای تیره و بقیه قسمت زرد مایل به سبز است . شفیره سبز و در داخل پیله سفید قرار دارد و به تدریج به رنگ تیره در می آید.
علائم خسارت: لاروهای نوزاد به سمت پایه برگ ها حرکت می کند و از همانجا وارد غلاف می شود و در اثر تغذیه پارانشیم یک نوار طولی بی رنگ را به وجود می آورد و سپس ساقه را سوراخ کرده و وارد آن می گردد. با تغذیه از داخل ساقه آن زرد شده و سپس از بین می رود. این لارو 6 تا 7 سن لاروی دارد و سپس به شفیره تبدیل می گردد و شفیگی در داخل ساقه صورت می گیرد. پروانه ها معمولا در غروب پرواز می کنند و شب پواز نیستند. زمستانگذرانی آن به صورت لارو در داخل ساقه و یا طوقه و یشه برنج است .
مبارزه :
* از بین بردن بقایای کلش برنج پس از برداشت
* خرمن کردن سریع محصول بعد از برداشت
* گرانول 5 یا 10 % دیازینون به میزان 30 یا 15 کیلوگرم در هکتار سه هفته بعد از نشاکاری یا بعد از نسل بعدی
کارتاپ گرانول 4% که به مقدار 30 کیلوگرم در هکتار در 4 تا 5 روز قبل از نشاکاری است
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
کرم ساقه خوار نیشکر Nonagroides sesamia
بالهای جلویی به رنگ طلایی به قرمز آجری که در حاشیه خارجی دارای یک ردیف لکه پیوسته سرتاسری است . شاخک نخ وش است. تخم تازه به صورت دسته جمعی و به رنگ لیمویی روشن هستند به تدریج به رنگ تیره تغییر پیدا می کند. لارو نوزاد به رنگ صورتی و لارو کامل سرش به رنگ قهوه ای تیره است . شفیره قهوه ای روشن است که در مراحل آخری به قهوه ای تیره تبدیل می گردد.
خسارت بدین صورت است که لارو نوزاد در هفته اول به طور دسته جمعی در غلاف بسر می برد . سپس به طرف پایین ساقه حرکت می کند . پروانه نسل اول از اوایل فرودین ظاهر و تخم ریزی می کند و لاروها تا اواخر اردیبهشت در داخل ساقه مانده و سپس در بخشی ازساقه که در بالای آب قرار دارد تبدیل به شفیره می شود. در اواخر خرداد نسل دوم ظاهر می شود . نسل بعدی در دهه دوم مرداد ظاهر و در اوایل شهریور روی برنج تخم ریزی می کند .
مبارزه
* درهنگام برداشت محصول لازم است محصول از محل طوقه برداشت شود و بلافاصله خرمن شود.
* آب تخت زمستانه
* با توجه به اینکه نسل اول روی لویی می نشیند با حذف این گیاه از جمعیت این آفت کاسته می شود.
* استفاده از زنبور تریکو گراما
* گرانول 5 یا 10 % دیازینون به میزان 30 یا 15 کیلوگرم در هکتار
---------------------------------------------------------------------------------------------
شب پره تک نقطه ای برنج Unipuncta mytimna
طول بدن ماده کمتر ولی عرض آن بیشتر از پروانه ماده می باشد. رنگ بدن قهوه ای خاکستری یا زرد خاکستری است . بالهای رویی به رنگ خاکستری مایل به زرد تا قهوه ای روشن بوده و یک لکه کوچک سفید رنگ در روی آن مشاهده می شود . این شب پره دارای شاخک های نخی است.تخم ها زردرنگ ، شفاف و دارای نقش های مشبک تیره رنگ است . لاروها به رنگ زیتونی تیره هستند. سر لاروها دارای رنگ قهوه ای مایل به سبز و در اطراف شیارهای سر و پیشانی حاشیه تیره رنگی قرار دارد .شکم خاکستری تا تیره رنگ است و در انتهای بدن نیز 4 عدد خار وجود دارد.این حشره زمستان را به صورت لارو و ندرتا شفیره در خاک می گذراند. پروانه ها شب پرواز می باشد و تخم ها را به صورت دسته های 20 تا 80 عددی در محل چسبیدن برگ به ساقه می گذارد . لاروهای نسل اول از پارانشیم بین رگبرگ های سطح فوقانی برگ ها تغذیه می کند . دوره نشو و نمای لارو به طور متوسط 30 تا 32 روز است. حداکثر پروانه های نسل اول در گیلان در مردادماه و نسل دوم در شهریور ماه است. این آفت از شاخ و برگ برنج تغذیه می نماید . لاروهای نسل اول آن پانیکول را مورد حمله قرار می دهد و براثرتغذیه از گلوم و گلومل و حتی خود دانه موجب ریزش دانه می شود
مبارزه:
* چون شب پرواز است و نسبت به نور گرایش دارد با استفاده از تله های نوری آنها را شکار نمود
* ایجاد گودال در مسیر حمله لاروها
* پخش طعمه مسموم و یا گرد پاشی
* سوزانیدن و ازبین بردن علفهای هزاطراف مزرعه در خرداد ماه
* استفاده از سموم فسفره و کلره
* استفاده از مگس خانواده Tachinidae و زنبور پارازیت تخم Telenomus minimus
*
---------------------------------------------------------------------------------------------
کرم برگخوار سبز برنج diffusa naranga
پروانه های ماده دارای رنگ روشن بوده و لکه های تیره رنگی در ابتدا ، وسط و انتهای بال جلویی آن وجود دارد. پروانه نر به رنگ قهوه ای مایل به قرمز هست.تخم کروی شکل است و داای شیارهای عمودی منظم است ، رنگ آن زرد و به تدریج تیره رنگ می گردد. لاروها دارایرنگ سبز علفی بوده و یک خط سبز تیره تر از رنگ بدن در طول وسط پشت و دو خط روشن مایل به سفید در دوطرف قرار دارد . شفیره ها سبز نگ و به تدیج به رنگ قهوه ای در می آیند.
این آفت زمستان را به صورت شفیره در غلاف ، بقایای گیاهی و یا وی خاک می گذرانند. پروانه های ماده پس از جفتگیری تخم خود را روی برگ قرار می دهند . تخمها در اواخر اردیبهشت ماه در مدت 5 تا 6 روز تفریخ می شوند. لاروها با تا زدن رگبرگ اصلی بگی که پهنک آن خورده شده است ، محفظه ای ایجاد می کند و در آنجا تبدیل به شفیره می شود. لاروها در ساعات خنک روز و یا در هنگام شب از برگ ها تغذیه می کند به طوری که تمام پارانشیم برگ را می خورد و تنها یک رگبرگ باقی خواهد ماند. دوره شفیرگی در اردیبهشت ماه 4 تا 6 روز است .
مبارزه
* از دشمنان طبیعی مثل زنبور پارازیت شفیره از خانواده Ichneumonidae بوده و یک نوع پارازیت تخم به نام Trichograma rhenena
* از سم کارباریل با فرمولاسیون 85%WP به میزان 2 تا 3 کیلوگم در هکتار استفاده کرد
* از سم تری کلروفن به میزان 1.2 کیلوگرم در هکتار استفاده کرد.
--------------------------------------------------------------------------------------------
سرخرطومی ریشه برنج sinuaticollis hydronomus
سوسکی است با بدن کشیده ، تخم مرغی ، سیاه رنگ و روی آن دارای پولک های خاکستری روشن است. شاخک ها باریک و در نزدیک به انتهای خرطوم به آن متصل بوده و دارای رنگ قرمز متمایل به زرد است . لاروها بدون پا بوده و سفیدرنگ است . شفیره به رنگ شیری بوده که به تدریج قهوه ای روشن و سپس به رنگ قهوه ای تیره در می آید. تخم ها سفید شیری و به تدریج تبدیل به سفید شفاف می شود. پس از گذشت 8 تا 10 وز لاروها به وجود می آید و پس از 18 تا22 روز تبدیل به شفیره می گردد . دوره شفیرگی 8 تا 10 روز استو اولین نسل آن در اواسط مرداد ماه ظاهر می گردد. این سرخرطومی ها در اواسط شهریور ماه پس از مهاجرت به قسمت ریشه جفتگیری نموده و در اواخر همین ماه شروع به تخم ریزی می نماید. لاروهای نسل دوم بیشتر از نسل اول است و در روی ریشه و داخل طوقه بسر می برد، حشرات بالغ شبها از برگ و روزها در پای بوته از ساقه تغذیه می نماید.
زمستان را به صورت لارو در عمق کم مزارع برنج بسر می برد . حشره ماده پس از جفتگیری در اوایل تیرماه تخم های خود را قسمت ریشه برنج می گذارد.
برای مبارزه
رعایت تناوب زراعی
شخم عمیق بعد از برداشتمحصول
استفاده از سم تیودان به نسبت 2 در 1000
استفاده از سم نواکرون به نسبت 2 در 1000
---------------------------------------------------
زنجره برنج Viridis cicadella
دارای بدن کشیده ، باریک و سبز رنگ است ، چشم ها بزگ و به رنگ قهوه ای مایل به خاکستری و شاخک ها مویی شکل است . بالها غشایی و نیمه شفاف و در قسمت انتها بطور خفیفی دودی بوده و ابتدای بال رویی سبز رنگ می باشد. طول بالش از بدن آن بیشتر است ، رنگ شکم سبز رنگ است.
این حشره ، زمستان را به صورت تخم زیر پوست درختان میوه و در جاهای مرطوب به سر می برد. زنجره با استفاده از خرطوم خود از شیره نباتی تغذیه می کند و عوارضی از قبیل اختلالات فیزیولوژیکی ، لکه های زرد یا قهوه ای روی برگها ، حالت سوختگی در برگ و انتقال بیماری ویروسی را ایجاد می کند.
--------------------------------------------
شپشه دندانه دار برنج surinamensis oryzaephilus
از مهمترین آفت انباری می باشد . حشره کامل سوسکی با بدنی کشیده است . لارو حشره دراز و کشیده است و در پشت هریک از حلقه های بدن دو لکه تیره متقارن وجود دارد . این حشه از مواد گوشتی و فرآورده های گیاهی تغذیه می کند ولی خسارت چندانی ندارد. طول عمرحشره کامل طولانی است بین 6 ماه تا 3 سال است . طول دوره رشدی حشره از تخم تا حشره کامل در شرایط مساعد حدود 28 روز است و 3 تا 4 نسل در سال دارد و در مناطق گرمسیر تعداد نسل آن به 6 تا 8 نسل در سال می رسد.
برای مبارزه
* برای ضدعفونی انبار های خالی می توان از تکیبات فسفره مثل اکتلیک به میزان 1 تا 2 گم ماده موثره برای هر متر مربع به صورت محلول پاشی استفاده کرد
* استفاده از قرص های حاوی فسفات آلومنیم و منیزیم به میزان 5-6 قرص به ازا هر تن محصول یا 1-2 قرص به ازا هر مترمکعب فضای باز
-------------------------------------
شپشه برنج Oryzae sitophilus
حشره کامل سرخرطومی کوچکی به نگ قهوه ای است و روی پیش گرده از فرورفتگی های گرد پوشیده شده است. رنگ عمومی بال پوش ها قهوه ای تیره و روی هر بال پوش ها دو لکه بزرگ به نگ قهوه ای روشن دیده می شود. خرطوم نرها نسبت به ماده ها ضخیم تر است و هم کوتاه تر است.
خسارت عمده حشره در درجه اول مربوط به لارو است . طول عمر حشره کامل به طور متوسط 4 تا 5 ماه است و تعداد تخم های گذاشته شده 400 تا 576 عدد می باشد.
برای مبارزه برای ضدعفونی انبار های خالی می توان از تکیبات فسفره مثل اکتلیک به میزان 1 تا 2 گم ماده موثره برای هر متر مربع به صورت محلول پاشی استفاده کرد
استفاده از قرص های حاوی فسفات آلومنیم و منیزیم به میزان 5-6 قرص به ازا هر تن محصول یا 1-2 قرص به ازا هر مترمکعب فضای باز
افات گیاهان زینتی
* روشهاي كنترل آفات گياهان زينتي
- توليد گياهان مقاوم به آفات؛
- استفاده از تکنيکهاي زراعي؛
- تکنيک رهاسازي نرهاي عقيم؛
- استفاده از تلههاي فرموني.
علاوه بر اين 4 روش در مبارزه با آفات روشهاي ديگري وجود دارد كه خيلي به صورت گسترده مورد استفاده قرار نگرفتهاند.
ساير روشهاي كنترل آفات
- استفاده از تركيبات شيميايي دور كننده (Repelents)؛
- استفاده از مواد ضد تغذيه (Antifeedants)؛
- استفاده از عقيمکنندههاي شيميايي (Chemostrilants)؛
- استفاده از تلههاي نوري؛
- استفاده از تلههاي چسبناک.
در اينجا در مورد تعدادي از مهمترين روشها بصورت فشرده مطالبي ارائه ميشود.
* توليد گياهان مقاوم
يکي از روشهاي جالب توجه در مبارزه با آفات توليد گياهان مقاوم است. اصول اساسي اين روش دگرگوني مصنوعي گونههاي گياهي به روش ژنتيکي است به نحوي که گياه توليد شده ميزبان مناسبي براي آفت نباشد. اين تغييرات ميتواند به دو روش فيزيکي و شيميايي باشد.
تغييرات فيزيکي عمدتاً تغييراتي در ظاهر و بافت گياه است. بعنوان مثال گياهاني كه با بافت سخت توليد ميشوند در مبارزه با آفات مناسبترند. همچنين گياهاني که سطح برگ آنها از کرک بيشتري برخوردار است.
قابل توجه است که هر يک از اين روشها ممكن است فقط در مبارزه با يک آفت مفيد باشد و در مبارزه با گونه ديگر نقش منفي ايفا کند. لذا در مبارزه با آفات كلاً به مجموع آفاتي که بر روي يک گونه گياهي فعاليت ميکنند، توجه داشته باشيد.
تغييرات شيميايي در برگيرنده تغيير در مواد شيميايي موجود در گياهان است، که بصورتهاي مختلفي در کنترل آفات نقش دارد.
1)آنتيزنوز(Antixenosis) : مكانيزم شيميايي و فيزيكي كه باعث دفع حشرات و ممانعت از استقرار آنها روي گياه ميشود.
2)آنتيبيوز(Antibiosis) : مكانيزمي كه باعث اثرات معكوسي روي ويژگيهاي بيولوژيك آفت ميشود.
3) تحمل (Tolerance) : مكانيزمي كه باعث افزايش تحمل گياه در مقابل حمله آفت ميشود.
در توليد گياهان مقاوم، وجود ارتباط تنگاتنگ بين متخصصين ژنتيک گياهي و متخصصين حشرهشناسي مهم است. اين دو گروه از متخصصين الزاماً بايد در توليد گياهان مقاوم با هم همکاري داشته باشند.
توليد هر واريته يا هر گياه مقاوم به آفت، حداقل حدود 10 تا 15 سال طول ميکشد. مزيت عمده استفاده از گياهان مقاوم اينست که اين روش با ساير روشهاي مبارزه با آفات سازگار است. بعنوان مثال حشراتي كه در روي گياهان مقاوم به آفات تغذيه ميکنند عموماً در مقابل شرايط محيطي حساستر و ضعيفترند و سريعتر از بين ميروند. همچنين گياهان مقاوم به آفات ميتوانند کارآيي دشمنان طبيعي را افزايش دهند.
بعنوان مثال گياه توليد شده با ميزان کرک كمتر در سطح برگ، باعث افزايش کارآيي بعدي از پارازيتوئيدها ميشود. تاكنون گياهان مقاوم براي بيشتر از صد گونه گياهي توليد شدهاند.
آيا توليد گياهان مقاوم ميتواند بعنوان يک نوع کنترل بيولوژيک باشد؟
توليد گياه مقاوم اگر صرفاً بر روي جمعيت آفت تاثير بگذارد کنترل بيولوژيک نيست، در حاليکه اگر باعث افزايش کارآيي دشمنان طبيعي باشد نوعي کنترل بيولوژيک محسوب ميشود.
* استفاده از تكنيكهاي زراعي
از ديگر روشهاي مبارزه با آفات ميتوان به روشهاي زارعي اشاره کرد. كنترل زراعي آفات در برگيرنده تغييرات اَگروتكنيكي به منظور كاهش توليد مثل و بقاي آفت است. روشهاي زراعي از قديميترين روشهايي هستند که توسط بشر در کنترل آفات مورد استفاده قرار گرفتند.
كنترل زراعي آفات
- تغيير در زمان كاشت و برداشت؛
- شخم زدن؛
- تغيير فواصل كشت؛
- آبياري؛
- تناوب زراعي؛
- كاشت گياهان تله.
زمان کاشت در مورد بعضي از محصولات در کنترل آفات نقش مهمي دارد. به عنوان مثال با كشت گياه در زمان نبود آفت (زودتر يا ديرتر از زمان کشت معمول) گياه از خسارت آفت فرار داده ميشود.
در تناوب زراعي گياهي که بعنوان گياه دوم کاشته ميشود، نبايد در ارتباط سيستماتيک بوتانيکي با گياه اول باشد. در واقع اگر آفات گياه اول با آفات گياه دوم متفاوت باشد ميتوان در بيولوژي آفات ايجاد اختلال کرد و جمعيت آنها را کاهش داد.
* تكنيك رهاسازي نرهاي عقيم
در اين روش با تكثير جمعيت انبوهي از حشرات نر و قرار دادن آنها تحت تاثير مواد راديواكتيو و رهاسازي آنها در طبيعت در توليد مثل آنها اختلال ايجاد ميشود. اين يك روش ديگر مبارزه با آفات است. يکي از تکنيکهاي بسيار جالب که حداقل در مورد 10 گونه از آفات توصيه شده است. در اين روش بطور خلاصه، نرها را در اَنسکتاريوم يا محيط پرورش حشرات با جمعيتهاي بسيار انبوه توليد ميکنند، سپس آنها را تحت تاثير مواد راديواکتيو مثل کبالت قرار ميدهند، اين عمل باعث بوجود آمدن اختلالات ژنتيکي در اسپرم حشرات نر ميشود. بعد از رهاسازي حشرات نر در طبيعت، با حشرات ماده آزاد جفتگيري ميکنند. اما تخمهاي توليد شده توسط مادهها عموماً تفريغ نميشود و از آن نِتاجي بوجود نميآيد.