ديپلماسي عمومي و جنگ نرم
خبرگزاري فارس: شوراي آتلانتيك نوشت: عمليات در ليبي نشان ميدهد كه آمريكا اكنون از اروپا توقع دارد تا مراقبت از حياطخلوت خود را خود به عهده بگيرد و كشورهاي اروپايي بايد خود را براي عمليات نظامي بعدي كه بدون دخالت كامل ناتو صورت خواهد گرفت بهتر آماده كنند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده شوراي آتلانتيك در مقالهاي به قلم "چارلز گرانت " از مركز پيشرفت اروپا نوشت: عمليات در ليبي نشان ميدهد كه آمريكا اكنون از اروپا توقع دارد تا مراقبت از حياطخلوت خود را خود بهعهده بگيرد.
كشورهاي اروپايي بايد خود را براي عمليات نظامي بعدي كه بدون دخالت كامل ناتو صورت خواهد گرفت بهتر آماده كنند ولي تا زماني كه تمام 27 عضو اين اتحاديه متصدي تصميمگيري باشند اتحاديه اروپا هرگز نخواهد توانست هيچ مأموريت جدي جنگي را انجام دهد.
در پيمان ليسبون تمهيداتي مبني بر "همكاري سازمانيافته پايدار " انديشيده شده است؛ تشكيل يك زيرگروه از كشورهايي كه از لحاظ نظامي قدرتمند هستند. اما كشورهاي اتحاديه اروپا تمايل ندارند تا اين تمهيدات را عملي كنند؛ زيرا دولتهاي عضو بر سر تعيين اين معيارها با هم اختلاف نظر دارند.
انگلستان و فرانسه بايد نوعي ابتكار عمل به خرج دهند تا ابزار لازم جهت استفاده از قدرت نظامي را براي اتحاديه اروپا فراهم كنند. آنان بايد آن دسته از كشورهاي عضو اتحاديه را كه از لحاظ نظامي قوي هستند به نشستهاي پي در پي دعوت كنند. اين گروه در ارتباط نزديك با اتحاديه اروپا فعاليت خواهد كرد در حالي كه به عنوان بخشي رسمي از اين اتحاديه به شمار نميرود؛ همانند "گروه شنگن " پيش از پيوستن آن به اتحاديه اروپا. اعضاي اين گروه نبايد عضويت دائم داشته باشند؛ زيرا كشورهاي مايل به عضويت در اين گروه در زمانهاي متفاوت مختلف هستند. ايتاليا، اسپانيا و بلژيك به ليبي نيرو اعضا كردند؛ اما ممكن است در عمليات در كشوري مثل "ترنسنيستريا " شركت نكند. در مقابل لهستان كه در عمليات در ليبي حضور نداشت ممكن است به عملياتي در شرق ملحق شود.
انگلستان و فرانسه دو عضو دائم و رهبران اين گروه خواهند بود. اين دو كشور قويترين تواناييهاي نظامي را در اروپا دارند و از لحاظ ديدگاههاي استراتژيكي نيز مشابه هستند؛ هر دو از طرز تفكر طرفدار مداخله برخوردار هستند. اين دو كشور با انعقاد دو پيمان دفاعي به سوي همكاري با يكديگر در زمينههايي مانند ناوهاي هواپيمابر و فناوريهاي جديد نظامي گام برداشتهاند.
برخي از كشورها كه در اين ابتكار نظامي شركتي ندارند از وجود آن ابراز نارضايتي خواهد كرد؛ اما اين كشورها بايد درك كنند كه اتحاديهاي با 27 عضو ساختار مناسبي براي شركت در جنگ نظامي نيست؛ به علاوه ديگر نميتوان از آمريكا انتظار داشت تا به جاي اروپا در جنگ شركت كند. اين بدان معناست كه كشورهاي اروپايي بايد مسئوليتهاي بيشتري را به عهده بگيرند؛ اما نه لزوماً از طريق اتحاديه اروپا. ناتو گاهي با 28 عضو فعاليت ميكند (هر چند تركيه در زمينه بحران ليبي برخي تصميمهاي كليدي را به تعويق انداخت). زماني كه اين سازمان با تمام اعضايش فعاليت ميكند به اين دليل است كه آمريكا ديگر كشورها را قانع و رهبري ميكند. در ميان كشورهاي اروپايي نيز يك اتحاد نزديك ميان فرانسه و انگلستان بايد رهبري را به عهده داشته باشد.
ساير كشورها بايد از روش انگلستان در قبال پيدايش گروه يورو پيروي كنند: اين كشور، تا زماني كه مجبور به مشاركت نباشد، از سياستگذاريهاي متحد اقتصادي در ميان 17 عضو اين گروه استقبال ميكند. آلمان و ديگر كشورها نيز بايد چنين رويكرد سازندهاي را در قبال رهبري فرانسه و انگلستان براي افزايش قدرت نظامي اروپا اتخاذ كنند.
انتهاي پيام/پ
خبرگزاري فارس: دادگاه رسيدگي به پرونده قتل راشل كوري دختر جوان آمريكايي كه بهدليل حمايت از يك خانواده فلسطيني توسط راننده بولدوزر ارتش اسرائيل كشته شد، در شهر حيفا ادامه يافت.
سارا كوري خواهر راشل كوري و مسئول رسانهاي موسسه راشل كوري كه به همراه پدر و مادر خود به حيفا واقع در سرزمين هاي اشغالي سفر كرده است در نامه اي كه نسخه اي از آن در اختيار خبرنگار فارس قرار گرفت به پوشش خبري دادگاه رسيدگي به پرونده قتل راشل كوري پرداخته است.
متن اين نامه به شرح زير است:
سروان "بدوئين " مسئول گروه نظاميان ارتش اسرائيل كه مسئول كشته شدن راشل كوري بود در دادگاه حاظر شد و گفت: به ما دستور داده شده بود حتي در صورت خطرناك بودن عمليات براي غيرنظاميان كه فعالان سياسي خارجي نيز شامل آنها مي شدند و امكان متفرق كردن آنها نبود، به كار بولدوزر ادامه دهيم. راشل كوري به اين خاطر كشته شد كه تلاش مي كرد مانع عمليات ما براي تخريب خانه يك خانواده فلسطيني شويم اما به او دستور داده شده بود كه به كار خود ادامه دهد.
حسين ابوحسين، وكيل مدافع راشل كوري پس از اظهارت مسئول نظاميان ارتش اسرائيل گفت: شهادت و گفته هاي اين مرد مدارك و شواهد مستدل و قويتري مبني بر قصور ارتش اسرائيل در اتخاذ اقدامات لازم براي حفظ جان و جلوگيري از مرگ غمانگيز راشل ارائه داد. نكته ديگر آنكه اين گفته ها نشان دهنده سرپوش گذاري ارتش اسرائيل بر اشتباهات خود است كه اين نشان از ضعف سيستم تجسس و بازپرسي ارتش اين رژيم دارد. بيش از 8 سال از مرگ راشل مي گذرد و عليرغم وجود ديوار پنهانكاري و عدم شفافيت اسرائيل، ما گوشه هاي جديدي از حقيقت را كشف مي كنيم.
وي افزود: راشل يك دانشجو، فعال سياسي و مدافع حقوق بشر آمريكايي بود كه در 16 مارس 2003 ميلادي در حالي كه به صورت مسالمت آميز به تخريب خانه هاي فلسطيني اعتراض ميكرد، بولدوزر كاترپيلار ارتش اسرائيل او را زير گرفت و له كرد.
روزي كه راشل كشته شد، سروان بدوئين به قرارگاه ارتش اسرائيل اطلاع داد كه قسمتي از بولدوزر روي راشل افتاد. اما در دادگاه اقرار كرد كه نتوانسته اين حادثه را در لحظه وقوع مشاهده كند و آن گفته فقط يك فرضيه بوده است. وي در ادامه گفت كه يك دقيقه بعد از اين حادثه خود را به بدن راشل رساند و از روي اثري كه روي زمين افتاده بود مشخص شد كه بولدوزر راشل را زير گرفته است.
وكيل راشل كوري افزود: اظهارات سروان بدوئين در مورد وضعيت مكاني بدن راشل پس از تصادف با بولدوزر گفته هاي شاهدان بينالمللي و سرنشين بولدوزر را تأييد مي كند. آنها گفته اند پس از عقب كشيدن بولدوزر، بدن راشل بين بولدوزر و خاكريز بهوجود آمده قرار داشت. اين گفتهها اظهارات فرمانده بولدوزر و وضعيت مكاني راشل را كه در مكاني ديگر يعني دورتر از خاكريز عنوان شده بود، زير سؤال ميبرد. سروان بدوئين گفته بود كه عكس هايي كه توسط گروه هاي حامي صلح در آن روز گرفته شد دقيقاً صحنه اين حادثه را به تصوير كشيده است.
وي اظهار كرد: روال كار اين است كه اگر كسي در فاصله 5متري بولدوزر باشد، بولدوزر متوقف شود. شاهدان بين المللي قبلاً شهادت داده اند كه راشل بيش از 5 متر با بولدوزر فاصله داشت. او در ادامه گفت كه فكر نمي كرد حضور معترضان در آن منطقه ممنوع باشد و مطمئن نبود كه آنجا يك منطقه ممنوع الورود نظامي بود اما به هر صورت اين اختيار را نداشت كه چنين تصميمي بگيرد و آنجا را يك منطقه ممنوعه اعلام كند. وي افزود كه نزديك شدن مردم به بولدوزرها ممنوع بود و اينكه عمليات متفرق سازي معترضان در آن روز صورت گرفته بود اما با مقاومت معترضان مواجه شد.
حسين ابوحسين ادامه داد: سروان بدوئين گفت كه يك سرباز زن با دوربين كنترل از راه دور موقعيت آن محل را بررسي كرده بود و طبق مشاهداتش دستورات لازم را به واحد عملياتي من ابلاغ مي كرد.
همچنين با بررسي يكي از مصاحبه هاي سروان بدوئين با شبكه 2 اسرائيل مشخص شد كه يك فيلم ويدئويي ارتش از عمليات هاي ارتش اسرائيل وجود دارد كه پليس نظامي رسيدگي كننده به اين موضوع كه مسئوليت جمعآوري شواهد و مدارك را دارد اعلام كرده كه هيچ فيلم ديگري وجود ندارد. وي اقرار كرد كه مدارك و اسنادي وجود دارد كه قوانين و دستورالعمل هاي ويژه اي مخصوص غيرنظاميان در آن به منظور نحوه خارج كردن غيرنظاميان از منطقه عملياتي تدوين شده است. اين در حالي است كه وكيل دولت اسرائيل اظهار داشته كه چنين مداركي هرگز وجود خارجي ندارد.
وي افزود: سروان بدوئين پيشتر در دادگاه گفته بود كه آييننامهها در اين مورد هيچ ارتباطي به شرايط عملياتي که آن بولدوزر داشت ندارد. اما در دادگاه اخير گفته پيشين خود را با اعلام اين مطلب كه طبق آييننامه بولدوزرها بايد در فاصله 20متري مردم متوقف شوند و دست به عمليات نزنند، نقض كرد. زماني كه از او پرسيده شد كه آيا از اين حادثه عبرت گرفته شده است، در پاسخ گفت كه متوجه هيچ تغييري در آموزش نشده و اينكه دوربينهايي براي افزايش ديد رانندگان در بولدوزرها نصب نشده است.
حسين ابوحسين در پايان صحبت هاي خود گفت: وي افزود ارتش اسرائيل پيش از اين استفاده از دوربين در بولدوزرها را امتحان كرده بود اما آنها را براي اين كار مناسب نديد چرا كه به راحتي آسيب مي ديدند و اينكه راننده و راهنمايش در هنگام عمليات نمي توانند به دوربين توجه كنند. وي با اين حال اعلام كرد كه بولدوزرهاي بدون سرنشين كه با استفاده از دوربين هدايت مي شدند در جنگ 2006 لبنان مورد استفاده قرار گرفته بودند.
در دادگاهي كه در روز يكشنبه برگزار شد نمايندگاني از سفارت آمريكا و سازمان هاي حقوق بشر، سازمان بين المللي عفو عمومي، انجمن وكلاي ملي و يش دين حضور داشتند. در جلسه بعدي دادگاه قرار است جانشين فرمانده گردان و فرمانده دسته ارتش اسرائيل در محضر دادگاه شهادت بدهند.
انتهاي پيام/پ*
خبرگزاري فارس: معاون ارشد وزير امور خارجه آمريكا، در حضور كميسيون امور خارجي مجلس نمايندگان، به ارائه گزارشي در مورد فعاليتهاي ديپلماسي عمومي وزارت خارجه در قبال ايران پرداخت.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، "فيلو ديبل "، معاون ارشد وزير امور خارجه آمريكا، در اظهاراتي در حضور نمايندگان مجلس آمريكا اعلام كرد كه اين وزارتخانه از هر ابزار و روشي بهره ميگيرد تا هر چه بيشتر به مخاطبين ايراني نزديك شده و تلاشهاي ديپلماسي عمومي خود را به ثمر برساند.
متن كامل سخنراني "فيلو ديبل "، معاون ارشد وزير امور خارجه آمريكا به شرح زير است:
جناب آقاي "روراباچر "، رياست محترم مجلس، آقاي كارناهان قائم مقام محترم، اعضاي محترم كميسيون فرعي نظارت و بررسي، بسيار ممنونم كه اين فرصت را مهيا ساختيد تا به بحث در مورد فعاليتهاي ديپلماسي عمومي وزارت امور خارجه در قبال ايران بپردازيم.
* فعاليتهاي دولت آمريكا در زمينه پخش برنامه و ديپلماسي عمومي، نقش بسيار مهمتري را در سياستهاي ما در قبال ايران ايفا ميكنند
آمريكا و ايران از سال 1980 تا كنون هيچگونه ارتباط ديپلماتيك نداشتهاند. ما در تهران سفارتخانه نداشته و ديپلماتهاي ما هيچ ارتباط معمول و مستقيمي با همكاران ايراني خود ندارند. طرق دسترسي رسمي ما براي گفتگو و برقراري ارتباط با مردم ايران و تأثير گذاري و واكنش نسبت به ايشان، بسيار محدود و اندك هستند. از اين رو فعاليتهاي دولت آمريكا در زمينه پخش برنامه و ديپلماسي عمومي، نقش بسيار مهمتري را در سياستهاي ما در قبال ايران ايفا ميكنند؛ و اين سياست گذاريها در مقايسه با سياستهاي ما در قبال ديگر كشورها از اهميت بيشتري برخوردارند. ابزاري كه به منظور برقراري ارتباط با مردم ايران به كار ميگيريم عبارتند از پخش برنامه، رسانههاي اجتماعي، اينترنت و مبادله سنتي افراد در زمينههاي آموزشي و فرهنگي. افرادي كه از شوراي پخش برنامههاي دولتي آمريكا (بيبيجي) در اينجا حضور دارند، ميتوانند در مورد تلاشهاي آمريكا در قبال ايران اظهار نظر كنند. در اينجا مايلم در مورد برنامهها و تلاشهاي وزارت امور خارجه در زمينه ديپلماسي عمومي صحبت كنم.
* عليرغم تلاشهاي مقامات آمريكا از طريق رسانههاي پخش، مردم ايران همچنان نسبت به سياستهاي آمريكا بدبين هستند
رسانههاي سنتي ـ به معناي پخشهاي راديويي و تلويزيوني ـ نقش مهمي را در فعاليتهاي ما ايفا ميكنند. رئيس جمهور اوباما رياست جمهوري خود را با اين تعهد آغاز كرد كه روند ارتباطاتي آمريكا با ايران را تغيير خواهد داد. اين تعهد از طريق برنامه زنده تلويزيوني به مردم ايران منتقل شد. پس از اولين سخنراني، رئيس جمهور پيام خود را شخصاً و به طرق مختلف اعلام كرده است، از جمله پيامهاي تبريك سال نو، كه به صورت مستقيم به مردم ايران و حكومت اين كشور، باز هم از طريق ابزارهاي رسانهاي اعلام شد. عليرغم اين افزايش دسترسي، غالب مردم ايران همچنان ديدگاهي نامطلوب نسبت به سياستهاي آمريكا دارند؛ و بارها شاهد بوديم كه دولت ايران پيشنهاد رئيس جمهوري آمريكا را براي گفتگويي معنادار، رد كرده است.
* مردم ايران بايد پيامهاي ما را مستقيماً از منابع آمريكايي دريافت كنند
اما قرار نيست براي رساندن پيام خود به ايران، صرفاً بر مقامات سطوح عالي خود تكيه كنيم؛ به ويژه پس از ژوئن سال 2009 كه اهميت برقراري ارتباط مستقيم با مردم ايران، بر ما آشكار شد. در نتيجه، به منظور رساندن هر چه مستقيمتر اين پيام به مردم ايران كه آمريكا از هر تغييري كه ايشان خواهان ديدن آن در حكومت خود هستند، حمايت ميكند، وزارت امور خارجه سال گذشته برنامهاي را طراحي كرده است تا از طريق آن پيامهاي ما به صورت مستقيم از طريق انجام مصاحبه با سخنگويان فارسي زبان دولت آمريكا، به مردم ايران منتقل شود. اين مصاحبهها همچنين بايد رسانههاي دولتي ايران را نيز شامل شود: ساليان سال است كه مطالعات بخش خصوصي نشان ميدهند بيشتر مردم ايران (بيش از 80 درصد)، اخبار مورد نياز خود را از رسانههاي دولتي دريافت ميكنند. در اين برنامه، در واقع حضور سخنگويان رسمي آمريكا را در برنامههاي زنده تلويزيوني و راديويي ايران، پيشنهاد ميكنيم. اميدواريم كه با حضور همه جانبه رسانههاي فارسي زبان ـ شبكههاي خصوصي و دولتي غربي و ايراني ـ آنچه را كه مردم ايران بايد در مورد سياست خارجي آمريكا بشنوند گسترش دهيم و اين امكان را براي ايشان فراهم كنيم كه پيامها را مستقيماً از منابع آمريكايي دريافت كنند.
اين تلاش بلند مدت براي ايجاد دسترسي به زبان فارسي، به بخش مهم و اصلي استراتژي پيام رساني ما در سياست گذاريهايمان در قبال ايران، تبديل خواهد شد: شركت در مذاكرات 5+1، توضيح و تشريح تحريمها و برجسته ساختن اقدامات ايران در نقض حقوق بشر شهروندان خود.
* برنامههاي سنتي ديپلماسي عمومي در حوزه مبادله افراد
وزارت امور خارجه همچنين مدت زمان مديدي است كه از اقدامات سنتي در عرصه ديپلماسي عمومي، يعني برنامههاي مبادلهاي به منظور برقراري ارتباط با مردم ايران، استفاده ميكند. ما به اين نتيجه رسيدهايم كه مبادلات آموزشي، فرهنگي، ورزشي و علمي، يكي از مؤثرترين شيوهها براي ارتباط با مردم ايران بوده و نتايج بسيار مثمر ثمري را به دنبال خواهد داشت. اين تبادلات روند بازسازي ارتباط ميان جوامع آكادميك و علمي دو كشور را آغاز كرده و سبب شده ارتباط مردم عادي ايران با غرب تسهيل گردد.
براي مثال، سال گذشته با همكاري آكادمي ملي علوم، دو گروه از اساتيد و متخصصين ايراني در زمينه انرژي خورشيدي و حمل و نقل شهري، براي تبادل نظر و مبادلات حرفهاي به آمريكا آمدند.
از آنجا كه ايران به لحاظ جغرافيايي در يكي از مناطق زلزله خيز دنيا واقع شده است، كارگروهي را به منظور بررسي خطرات زلزله در مناطق شهري ايجاد كرديم. كارشناسان آكادميك آمريكايي و اين منطقه، به همراه كارشناسان بخش خصوصي، راه كارهاي عملي براي كاستن از تأثيرات مخرب زلزلهها در آينده را، به بحث گذاردند.
همانطور كه در مورد هائيتي ديديم، مردم آمريكا خواهان كمك به مردمي هستند كه گرفتار بلاياي طبيعي، همچون زلزله، ميشوند؛ از اين روي تسهيل تبادل كارشناس با ايران به منظور كاستن از آثار بلاياي طبيعي، احترام نهادن به اين ارزشها ميباشد.
همچنين تمهيداتي را ترتيب ديدهايم تا از جشنوارههاي سينمايي حمايت صورت گيرد و از اين طريق صداي هنرمندان ايراني نيز به گوش همگان برسد. اما اين تنها چند مثال اندك از برنامههاي بسياري است كه در حوزه مبادلات صورت ميگيرد.
* لزوم به كار گيري هر چه بيشتر و مؤثرتر رسانههاي نوين براي هدف قرار دادن جوانان ايراني
همچنين اهميت رسانههاي نوين بر ما مسلم شده است، به خصوص با توجه به جمعيت بسيار نسل جوان ايران. بنابراين، با استفاده از سايتهاي رسانههاي اجتماعي فارسي زبان، تلاش ميكنيم به صورت مستقيم با مردم ايران ارتباط برقرار كنيم. پروفايل رسمي فارسي زبان وزارت دفاع در سايت توييتر، كه اوايل امسال كار خود را آغاز كرد، تا كنون بيش از 5000 نفر عضو جذب كرده است. صفحه فارسي زبان فيسبوك و نيز كانال يوتيوب ما، هر دو به پايگاهي فعال براي برقراري ارتباط با جوانان ايراني تبديل شدهاند.
* استفاده هر چه بيشتر از سخنگويان آمريكايي فارسي زبان
با به كار گرفتن فارسي زبانان اصيل در گفتگوها و پورتالهاي اينترنتي، تلاش ميكنيم سياستهاي آمريكا را به مخاطبين ايراني منتقل كرده و در اين باره شفاف سازي كنيم. دو نفر از اين افراد به تازگي به مجمع امور خاور نزديك منتقل شدهاند تا در ارتباط مستقيم با سياست گذاران قرار گيرند. پيش از اين نيز ثمرات اين همكاري را ديديم، از جمله توليد فيلم پيام سال نوي رئيس جمهور براي ايرانيان با زير نويس فارسي كه در اواخر ماه مارس پخش شد. اين پيام روي بسياري از سايتهاي پر طرفدار فارسي زبان بار گذاري شد.
نزديكي اين دسته از فارسي زبانان به سياست گذاران همچنين به ما كمك ميكند سياستهاي خود را به سرعت به زبان فارسي منتقل كرده و همچنين در كمترين زمان ممكن با كج فهميها و اطلاعات نادرستي كه در مورد آن سياستها به وجود ميآيد مقابله كنيم. براي مثال، در هنگامه قيامهاي خاورميانه، اين گروه حمايت آمريكا را از حقوق جهاني اعلام كردند و تأكيد كردند كه آمريكا از حق مردم براي برگزاري تظاهراتهاي بدون خشونت حمايت ميكند و از دولتها ميخواهد كه اصلاحات لازم را صورت بخشند.
* تلاش مضاعف براي ارتباط با سايتهاي رسانههاي اجتماعي فارسي زبان
در فضاي اينترنت، كميته برنامههاي اطلاعاتي بينالمللي به تازگي تلاشهايي را براي ارتباط هر چه مؤثرتر با ايرانيان آغاز كرده است تا در مورد سياستهاي آمريكا، جامعه و ارزشهاي ما در فضاي بسيار شلوغ ارتباطي امروز هر چه بيشتر شفاف سازي كند. اين رويكرد جديد كميته برنامههاي اطلاعاتي بينالمللي، كه همچنان در حال گسترش و پيشرفت است، منجر به تعامل هر چه بيشتر با بلاگرها و سايتهاي رسانههاي اجتماعي ايراني خواهد شد؛ فضايي كه در ميان جوانان ايران، بسيار مورد توجه ميباشد.
* حمايت شخص وزير امور خارجه از گسترش دسترسي به اينترنت و تكنولوژيهاي مربوطه در منطقه
شخص وزير امور خارجه يكي از حاميان جدي آزادي اينترنتي و دسترسي آزاد به جريان جهاني اطلاعات، ميباشد. به همين دليل است كه آموزش و ابزار لازم براي فعالان جامعه مدني در سراسر منطقه فراهم آمده است تا بيش از پيش آزادي بيان و جريان آزاد اطلاعات در اينترنت و ديگر تكنولوژيهاي ارتباطاتي، گسترش يابد. پروژههاي فعلي بر اقدامات ضد سانسور، ارتباطات مجازي، تكنولوژيهاي ارتباطاتي فرد ـ با ـ فرد، متمركز شدهاند. وزارت امور خارجه به دنبال ابزارهايي است تا با خرابكاريهاي سايبري ايران مقابله كند.
جناب آقاي رئيس، به منظور دست يافتن به مردم ايران و تشريح سياستهايمان، از هر ابزاري كه بتوانيم استفاده خواهيم كرد. بسيار ممنونم كه اين فرصت را در اختيار بنده گذاشتيد.
انتهاي پيام/پ
خبرگزاري فارس: تاكنون دهها سايت و كمپين بهصورت خودجوش در حمايت از شهرزاد ميرقليخان در كشور و برخي كشورهاي دنيا راهاندازي شده تا آنجا كه رسانههاي آمريكايي در مقابله با اين موضوع دست به تحريف واقعيت براي كاهش فشار افكار عمومي ميزنند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي خبرگزاري فارس، تاكنون دهها سايت و كمپين به صورت خودجوش در حمايت از شهرزاد ميرقليخان در كشور راهاندازي شده است.
وحيد خدابنده يكي از مديران كمپين حمايت از شهرزاد ميرقليخان با ذكر اين مطلب گفت: اين خيزش رسانهاي باعث شده تا مسئولين داخلي توجه بيشتري به اين موضوع داشته باشند و علاوه بر آن، وضعيت ميرقليخان در آمريكا نيز نسبت به گذشته كمي بهبود يابد.
علاوه بر سايتهاي داخلي، در خارج از كشور نيز كمپين حمايتي توسط ايرانيان مقيم خارج از كشور نيز قرار است راهاندازي شود.
روزنامه آمريكايي «اينوستر» به نقل از مانيتورينگ «بيبيسي» به انتشار ايجاد كمپين در حمايت از ميرقليخان پرداخت.
برخي رسانههاي آمريكايي نيز قصد دارند ميرقليخان را يك مأمور نظامي بنامند كه در كشورهاي غربي فعاليتهاي غيرقانوني نظير قاچاق سلاح انجام ميدهد تا از اين طريق از فشار افكار عمومي نسبت به بازداشت بيدليل اين تبعه ايراني بكاهند.
شهرزاد ميرقليخان زني ايراني است كه به اتهام مشاركت در خريد دوربين هاي ديد در شب كه در بسياري از فروشگاه هاي شكار در كشورهاي اروپايي يافت مي شود در اتريش دستگير شد و بعد از محاكمه و سپري شدن دوران محكوميت با ترفندي توسط سرويس هاي امنيتي آمريكا به اين كشور كشانده شد و در آنجا به همان جرمي كه محكوميت آن را سپري كرده بود مجدد محاكمه و به 5 سال حبس محكوم شد كه هماكنون پس از 3 سال گذراندن محكوميت خود در شرايط بسيار بدي قرار دارد.
مدتي پيش كمپين حمايت از شهرزاد ميرقليخان، زن ايراني كه به دلايل واهي در زندانهاي آمريكا به سر ميبرد، به آدرس shahrzadinjail.blogfa.com راهاندازي شد.
انتهاي پيام/پ*
خبرگزاري فارس: روز گذشته جلسهاي در مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي آمريكا و با حضور اعضاي كميسيون دفاعي مجلس انگليس، با كارشناسان و مقامات نظامي آمريكا در واشنگتن برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، روز گذشته (سهشنبه) جلسه اي در مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي آمريكا و با حضور اعضاي كميسيون دفاعي مجلس انگليس، در آمريكا برگزار شد كه محتواي اين جلسه محرمانه تلقي شده است.
كارشناسان مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي آمريكا و اعضاي كميسيون دفاعي مجلس انگليس در اين جلسه كه موضوع آن واكنش آمريكا به انتشار دكترين جديد دفاعي و امنيتي انگليس، عمليات هاي نظامي جاري كه انگليس درگير آن است و وضعيت نظاميان انگليس عنوان شده است به تبادل نظر پرداختهاند. گفته مي شود افراد و كارشناسان سرشناس نظامي و دولتي آمريكا در اين جلسه حضور داشته اند.
اين جلسه در حالي برگزار مي شود كه چند روز گذشته مقالهاي در اين خصوص توسط شوراي آتلانتيك منتشر شد. در اين مقاله آمده است: عمليات در ليبي نشان ميدهد كه آمريكا اكنون از اروپا توقع دارد تا مراقبت از حياط خلوت خود را خود بهعهده بگيرد. كشورهاي اروپايي بايد خود را براي عمليات نظامي بعدي كه بدون دخالت كامل ناتو صورت خواهد گرفت بهتر آماده كنند ولي تا زماني كه تمام 27 عضو اين اتحاديه متصدي تصميمگيري باشند اتحاديه اروپا هرگز نخواهد توانست هيچ مأموريت جدي جنگي را انجام دهد.
در پيمان ليسبون تمهيداتي مبني بر "همكاري سازمانيافته پايدار " انديشيده شده است؛ تشكيل يك زيرگروه از كشورهايي كه از لحاظ نظامي قدرتمند هستند. اما كشورهاي اتحاديه اروپا تمايل ندارند تا اين تمهيدات را عملي كنند؛ زيرا دولتهاي عضو بر سر تعيين اين معيارها با هم اختلاف نظر دارند.
در ادامه اين مقاله آمده است: انگلستان و فرانسه بايد نوعي ابتكار عمل به خرج دهند تا ابزار لازم جهت استفاده از قدرت نظامي را براي اتحاديه اروپا فراهم كنند. آنان بايد آن دسته از كشورهاي عضو اتحاديه را كه از لحاظ نظامي قوي هستند به نشستهاي پي در پي دعوت كنند. اين گروه در ارتباط نزديك با اتحاديه اروپا فعاليت خواهد كرد در حالي كه به عنوان بخشي رسمي از اين اتحاديه به شمار نميرود؛ همانند "گروه شنگن " پيش از پيوستن آن به اتحاديه اروپا. اعضاي اين گروه نبايد عضويت دائم داشته باشند؛ زيرا كشورهاي مايل به عضويت در اين گروه در زمانهاي متفاوت مختلف هستند. ايتاليا، اسپانيا و بلژيك به ليبي نيرو اعزام كردند؛ اما ممكن است در عمليات در كشوري مثل "ترنسنيستريا " شركت نكند. در مقابل لهستان كه در عمليات در ليبي حضور نداشت ممكن است به عملياتي در شرق ملحق شود.
در ادمه اين مقاله آمده است: انگلستان و فرانسه دو عضو دائم و رهبران اين گروه خواهند بود. اين دو كشور قويترين تواناييهاي نظامي را در اروپا دارند و از لحاظ ديدگاههاي استراتژيكي نيز مشابه هستند؛ هر دو از طرز تفكر طرفدار مداخله برخوردار هستند. اين دو كشور با انعقاد دو پيمان دفاعي به سوي همكاري با يكديگر در زمينههايي مانند ناوهاي هواپيمابر و فناوريهاي جديد نظامي گام برداشتهاند.
اين مقاله در ادامه با اشاره به عدم توان نظامي آمريكا افزود: برخي از كشورها كه در اين ابتكار نظامي شركتي ندارند از وجود آن ابراز نارضايتي خواهند كرد؛ اما اين كشورها بايد درك كنند كه اتحاديهاي با 27 عضو ساختار مناسبي براي شركت در جنگ نظامي نيست؛ به علاوه ديگر نميتوان از آمريكا انتظار داشت تا به جاي اروپا در جنگ شركت كند. اين بدان معناست كه كشورهاي اروپايي بايد مسئوليتهاي بيشتري را به عهده بگيرند؛ اما نه لزوماً از طريق اتحاديه اروپا. ناتو گاهي با 28 عضو فعاليت ميكند (هرچند تركيه در زمينه بحران ليبي برخي تصميمهاي كليدي را به تعويق انداخت). زماني كه اين سازمان با تمام اعضايش فعاليت ميكند به اين دليل است كه آمريكا ديگر كشورها را قانع و رهبري ميكند. ميان كشورهاي اروپايي نيز يك اتحاد نزديك ميان فرانسه و انگلستان بايد رهبري را به عهده داشته باشد.
در انتهاي اين مقاله آمده است: ساير كشورها بايد از روش انگلستان در قبال پيدايش گروه يورو پيروي كنند: اين كشور تا زماني كه مجبور به مشاركت نباشد، از سياستگذاريهاي متحد اقتصادي ميان 17 عضو اين گروه استقبال ميكند. آلمان و ديگر كشورها نيز بايد چنين رويكرد سازندهاي را در قبال رهبري فرانسه و انگلستان براي افزايش قدرت نظامي اروپا اتخاذ كنند.
انتهاي پيام/پ*