ديپلماسي عمومي و جنگ نرم
خبرگزاري فارس: يكي از اساتيد روابط بينالملل دانشگاه تهران تصريح كرد: رفتار دستگاه رسمي ديپلماسي ايران و همچنين عملكرد رسانههاي ما در مورد مسئله هستهاي چيزي جز غفلت و ترك فعل نيست.
"محمد عسگرخاني "، استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس ضمن اشاره به اهميت نقش ديپلماسي عمومي در روابط خارجي بين كشورها گفت: ديپلماسي امروزه به عنوان يك رشته تخصصي در زمينههاي آموزش و پژوهش محافل دانشگاهي تدريس ميشود. براي مثال امروزه ديپلماسي به دو گرايش ديپلماسي عمومي و سنتي تقسيم شده است.
وي افزود: امروزه فاكتورها و عوامل ديگري در ديپلماسي ايفاي نقش دارند. اگر به عنوان يك حرفهاي به اين رشته توجه كنيم ميبايست ديپلماسي داراي ساختار، دستور كار و فرآيند داشته باشد.
*دانشگاهيان، NGOها و بخش خصوصي فاكتورهاي جديد در عرصه ديپلماسي
استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران ادامه داد: زماني ديپلماسي توسط رؤساي قبيله، امپراتورها، پادشاهان، رؤساي جمهور و رهبران و سپس توسط دستگاه ديپلماسي، كه همان وزارت امور خارجه است، انجام ميشد.
عسگر خاني در ادامه تصريح كرد: اين دوران نيز دچار تحول شده و ديپلماسي به واسطه عوامل جديدي اجرا ميشود. به عنوان مثال دانشگاهيان و نخبگان علمي و همچنين بازيگران ورزشي، NGOها و بخش خصوصي وارد عرصه ديپلماسي عمومي شدهاند.
*رسانههاي گروهي ما در رابطه با موضوع هستهاي بسيار دير اقدام كردند
استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران در ادامه افزود: مهمترين مكانيزمي كه امروزه به عنوان عاملي تأثيرگذار بر تصميمگيريهاي مهم در عرصه ديپلماسي مورد توجه قرار گرفته است، نقش رسانههاي گروهي و ارتباطات است. البته بايد در اين ميان به نظريههاي روابط بينالملل در زمينه تئوري ارتباطات نيز توجه كرد.
عسگرخاني با اشاره به اينكه امروزه بايد ميان نظريههاي روابط بينالملل به تئوري ارتباطات نيز توجه كرد، گفت: تخصصي كردن علم اطلاعرساني، كمك شاياني به ديپلماسي ميكند. به عنوان مثال در بحث هستهاي، در عين حال كه رسانههاي گروهي ما بسيار دير به ميدان آمدند، به صورت تخصصي نيز به موضوع نپرداختند. اين پرونده داراي سابقهاي طولاني است كه شايد ريشههاي آن حداقل در زمينه بينالملل به سال 1939 (انقلاب مكزيك) برگردد.
*پرونده هستهاي ايران با ادبيات حاكم بر موضوع كنترل سلاح تلفيق شده است
استاد روابط بينالملل دانشگاه تهران ادامه داد: از اين مسئله كه بگذريم مسئله هستهاي ايران با سياستهاي به اصطلاح خلع سلاح و سپس با ادبيات حاكم بر كنترل تسليحات تلفيق شده است و بزرگترين جلوه آن از دهه 1970 آغاز ميشود.
عسگرخاني گفت: از همان زمان هم مسئولين و رسانههاي گروهي سكوت و غفلت را در دستور كار خود قرار ميدادند، حال آنكه ساختار ديپلماسي مربوط به فناوري هستهاي، صلحآميز و يا غيرصلحآميز، در مسير تحول قرار داشت؛ يعني ساختار تغيير مي كرد و بر اساس آن، دستور كار جديدي در صحنه بينالملل تعريف ميشد. ادبياتي كه اصول و به عبارتي اهداف، هنجار، رفتار و قواعد خود را داشت.
* انفعال وزارت امور خارجه و سكوت رسانهها در قبال موضوع هستهاي
عسگر خاني با اشاره به تغييرات صورت گرفته در ساختار هاي بين المللي مرتبط با موضوع هسته اي افزود: به دنبال تصميماتي كه تعيين كننده نوع دستور كارها است، رويكردهاي جديد بين المللي به تدريج و در عين حال، با دقت كامل به رشته تحرير درآورده ميشد اما باز هم رسانههاي گروهي، كه منبع عظيم اطلاع رساني و عامل نفوذ در سياستگذاري بودند، سكوت اختيار كردند و يا با ترك فعل و غفلت، از انجام وظايف محوله سرباز ميزدند تا اينكه اين موضوع پس از ايجاد رويكردهاي قضايي به نحوي مغرضانه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران مطرح شد.
عسگرخاني افزود: از آنجا كه ديپلماسي رسمي بهدست وزارت امور خارجه مديريت ميشد و به عبارت ديگر معاملات و كنوانسيونها به واسطه اداره خلع سلاح وزارت امور خارجه انجام ميشد، هماهنگي بين وزارتخانه مذكور و رسانههاي گروهي صورت نگرفت و وزارت خارجه باتوجه به سياستهاي بوروكراتيك و ديوانسالارانه حاكم بر ساختار خود، با سانسور كامل در مجامع بينالمللي حضور پيدا كرد و رسانههاي گروهي نيز با عملكرد معاونت فوق همراهي كردند.
*شكست رسانههاي گروهي و دستگاه ديپلماسي در انعكاس دستاوردهاي هستهاي
عسگرخاني با اشاره به فرصتهاي از دست رفته در زمينه معرفي دستاوردهاي كشور در عرصه جهاني گفت: در عرصه بينالملل رسانههاي گروهي هرگز موفق نشدند اين غرور ملي و پروژه عظيم فناوري هستهاي را كه يقينا مهمتر از ملي كردن صنعت نفت است، به اطلاع جامعه جهاني برسانند و تعاريف موجود از اين فناوري هستهاي به گونهاي مغرضانه در رسانههاي گروهي خارج از كشور مطرح شد.
"دستگاه ديپلماسي بايد باتوجه به حضور رسمي خود در خارج از كشور، نهتنها با ايرانيان مقيم خارج بلكه با نخبگان آزادانديش بين المللي ارتباط برقرار كند و به صورت تخصصي با ايجاد فرمهاي مختلف به كالبدشكافي اين موضوع بپردازند ".
*ضرورت برگزاري كنگرههاي بين المللي با حضور دانشجويان، اساتيد و NGOها
استاد روابط بين الملل دانشگاه تهران در ادامه گفت: جامعه جهاني نميتواند هميشه در اختيار گروه خاصي باشد، و ما شاهد آن هستيم كه در برخي موارد اين همراهي مثلا با آمريكا صورت نگرفته است. به عنوان مثال ميتوانيم بپرسيم كه چرا قانون تحريم ايران ابتدا مورد حمايت غرب قرار نگرفت.
عسگرخاني با اشاره به عملكرد ناقص وزارت امور خارجه در عرصه ديپلماسي عمومي تصريح كرد: تاكنون چند كنگره بينالمللي توسط رسانههاي گروهي به شيوهاي تخصصي برگزار شده است.
وي افزود: كنگره بينالمللي رسانههاي گروهي، به اين معنا نيست كه مسئولين كشور در آن شركت داشته باشند، بلكه بايد ديپلماسي غيررسمي متشكل از دانشجويان، اساتيد، NGOها و نخبگان در آن آزادانه شركت كنند و سپس بر اساس اصل شفافيت، از رسانههاي گروهي آزادانديش خارج نيز دعوت به عمل آيد.
*در پرونده هستهاي ايران، منافع و سرنوشت ملت در معرض خطر قرار دارد
استاد روابط بين الملل دانشگاه تهران گفت: پروژه فناوري هستهاي ايران، به فرد و يا حزب خاصي تعلق ندارد، بلكه به ملت ايران قبل و بعد از انقلاب تعلق دارد. كساني كه با اين پروژه مخالفت ميكنند، چه اپوزيسيون و چه گروههاي سياسي داخل كشور، مخالف منافع ملت ايران در نسل حاضر و نسل آينده نيز هستند.
عسگرخاني با اشاره به اهداف پنهان مطرح شدن پرونده هسته اي عليه ايران اعلام كرد: تبليغات گسترده عليه ملت ايران را ميتوان در قانون تحريم ايران، كه قسمتي از آن ارتباطي با پرونده هستهاي ندارد، يافت.
وي افزود: با مطالعه اين پرونده خواهيم ديد كه نهتنها پروژه هسته اي، بلكه منافع و سرنوشت ملت ايران نيز در معرض خطر قرار دارد .به عنوان مثال شرايط حذف تحريمهاي آمريكا عليه ايران را منوط به ساير مسائل از قبيل تروريسم و حقوق بشر و صلح خاورميانه مينمايد.
*رويكرد دستگاه ديپلماسي و رسانههاي گروهي صرفا غفلت و ترك فعل است
عسگرخاني در پايان گفت: طرح مسائل متعدد در اين زمينه به وضوح نشان مي دهد موضوع هستهاي نيست. چرا ما نتوانستيم قطعنامهها و تصميمات اتخاذ شده عليه ايران را آنطور كه بايد و شايد براي مردم دنيا كالبدشكافي كنيم.
وي افزود: بديهي است رفتار دستگاه رسمي ديپلماسي ايران و همچنين عملكرد رسانهاي گروهي چيزي جز غفلت و ترك فعل نيست.
انتهاي پيام/پ*
خبرگزاري فارس: يك مجله آمريكايي در مقالهاي اعلام كرد: چون آمريكا سابقه ناموفقي در حمايت از جنبشهاي مخالف در ايران دارد، هرگونه تغيير در سياست فعلي نياز به اقدام محتاطانه دارد تا اين جنبشها بهعنوان سرسپردگان آمريكا شناخته نشوند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، يك مجله آمريكايي در مقالهاي با عنوان "سه پيشنهاد براي استفاده اوباما از خيزشهاي عربي " ادعا كرد انقلابهاي اخير كشورهاي عربي فرصتي استثنايي براي اوباما است تا منافع و ارزشهاي آمريكا را در ايران بهپيش ببرد.
مجله آتلانتيك در مقالهاي بهقلم تريتا پارسي مدير شوراي ملي آمريكا و ايران و همچنين استاد دانشگاه "جان هاپكينز " و رضا مرعشي معاون وي و عضو سابق وزارت خارجه آمريكا در مقالهاي به بررسي فرصتهاي بهوجود آمده براي پيشبرد ارزشها و منافع آمريكا در ايران پس از انتخابات و انقلابهاي كشورهاي عربي پرداخته است.
در اين مقاله ميخوانيم: بعد از برگزاري انتخابات رياست جمهوري در ايران در سال 2009، اوباما رئيس جمهور آمريكا از مخالفان در اين كشور حمايت كرده و از دولت ايران به خاطر برخورد با اين مسئله انتقاد كرده است. اما موضع وي درباره حقوق بشر در ايران كمتر منجر به اقدامي محسوس در اين خصوص شده است. در حالي كه تقريبا كل خاورميانه در آتش اعتراضات عليه وضعيت موجود شعلهور است، اوباما ممكن است فرصتي استثنايي براي پيشبرد اهداف خود در ايران داشته باشد.
*سابقه ناموفق آمريكا در حمايت از جنبشهاي مخالف در ايران
دو چالش اصلي پيشِروي هرگونه راهبرد جامع و درازمدت آمريكا درباره ايران وجود دارد:
1- چون آمريكا سابقه ناموفقي در حمايت از جنبشهاي مخالف در ايران دارد، هرگونه تغيير در سياست فعلي نياز به اقدام محتاطانه دارد تا اين جنبشها بهعنوان سرسپردگان آمريكا شناخته نشوند.
2- آمريكا منافع امنيتي بيشماري دارد كه معمولا تحت تاثير روابط با ايران قرار ميگيرند. هر دو كشور فاقد كانالهاي ديپلماتيكي هستند كه به دولتهايشان اجازه گفتوگوي مستقيم را بدهد. با توجه به اين چالشها، سه گزينه پيشِروي آمريكا در خصوص پيگيري مسئله حقوق بشر قرار مي گيرد:
*با طرح حقوق بشر بايد بر حكومت ايران فشار وارد كرد
1- دولت آمريكا ميتواند با استفاده از ديدهبان حقوق بشر مستقل تحت كنترل سازمان ملل با يادآوري مسائل مربوط به حقوق بشر، بر حكومت ايران فشار وارد كند. "سوزان نازل "، معاون دستيار وزير خارجه آمريكا در كنفرانسي كه از سوي شوراي ملي آمريكايي- ايراني ترتيب داده شده بود، به اين نكته اشاره كرد كه چنين ديدهبانهايي در بسياري از كشورهاي جهان كه بدترين ناقضان حقوق بشر هستند، مانند برمه و كرهشمالي، وجود دارند اما در ايران حضور ندارند. تأسيس يك ديدهبان حقوق بشر و اطمينان از ارائه گزارش سالانه توسط آن تا زماني كه وضعيت حقوق بشر در ايران نياز به ديدهباني قوي نداشته باشد، منجر به بررسي دقيق، شفافيت و فشار افكار عمومي ميشود.
*تحريمها عزم حاكمان ايران را محكمتر كرده است
2- اعمال گستردهتر تحريمهاي هدفدار. ايران مدتهاست كه تحت تحريمهاي فراگير قرار گرفته است. چنين تحريمهايي نهتنها منجر به عقبنشيني ايران نشده بلكه به نظر ميرسد كه عزم تصميم گيرندگان حكومت ايران را كه بسياري از آنها از مبارزان انقلابي بودهاند، تقويت كرده است. اوباما براي اينكه بتواند در كنار مردم ايران براي ايفاي حقوق جهانيشان بايستد، بايد از آزردن افرادي كه خواستار كمك به آنان است، پرهيز كند. انتخاب تحريمهاي هدفدار از سوي اوباما نشان دهنده اين مسئله است كه وي به تاثير آنها اطمينان دارد و تاكيد بيشتر بر اين تحريمها و نه تحريمهاي فراگير ميتواند منجر به پيشرفت سياست آمريكا شود. افزايش فهرست مقامهاي ايراني مورد تحريم، افزودن تحريمهاي هدفدار و تقويت هماهنگي جهاني در اين خصوص گزينهها درباره ايران را افزايش داده، طبقه متوسط مردم ايران را از تبعات "ناخواسته " تحريمهاي فراگير مصون نگه داشته و گزينههاي بيشتري را براي پيشبرد ديپلماسي فراهم ميكند.
*ديدهبان حقوق بشر ميتواند به پيشبرد سياست آمريكا كمك كند
3- تاسيس و تقويت يك ديدهبان منطقهاي و مستحكم حقوق بشر ميتواند به پيشبرد سياست آمريكا در كشورهاي خاص كمك كند. ناآراميهاي اخير در خاورميانه يك نكته اساسي را براي اوباما روشن كرد كه هيچ راهحل درازمدت و قابل دوامي كه حقوق بشر در آن يك اصل مركزي نباشد، براي بهبود روابط ناهمگون آمريكا با ايران يا كشورهاي عربي وجود ندارد. روابطي كه بر پايه امنيت به قيمت از دست رفتن آزاديهاي اصولي بنا شده باشد براي بسياري از افراد در خاورميانه گناهي نابخشودني محسوب ميشود كه موضع آمريكا در منطقه را تضعيف ميكند. تلاش مداوم براي بهبود وضعيت حقوق بشر در منطقه كارايي بيشتري نسبت به تاكيد صرف بر وضعيت حقوق بشر در ايران دارد و به آمريكا كمك ميكند تا بر روابط پرهزينهاش با حاكماني چون "حسني مبارك " رئيس جمهور مخلوع مصر و "عبدالله " پادشاه عربستان كه براي سركوب اعتراضات در بحرين به اين كشور حمله كرد، فائق آيد. از نقطه نظر تاريخي، آمريكا در مصر و عربستان سعودي بيشتر به نگرانيهاي امنيت ملي و نه حقوق بشر پرداخته است. اما اكنون اوباما ممكن است فرصتي براي تعديل اين اهداف راهبردي داشته باشد.
با توجه به خيزشهاي در حال وقوع در خاورميانه، اوباما ممكن است به اين نكته پي ببرد كه يك راهبرد منطقهاي ميتواند منافع امنيتي كوتاهمدت وي و همچنين نياز درازمدت به حمايت از اصلاحات دموكراتيك و بومي را تامين كند. اين راهبرد ميتواند تلاشهاي مداوم معرفي، محكوم كردن و مجازات ناقضان حقوق بشر را تجميع كرده و همكاري با حكومتهاي مستبد براي ترغيب آنها به تغيير در جوامعشان را افزايش دهد. شكست در ايجاد تعادل در اين دو راهبرد براي دفاع از حقوق بشر ميتواند آن را تضعيف كند. تلاشهاي منطقهاي در اين خصوص ميتواند رهبري آمريكا را بر قدرتهاي جهاني تضمين كند.
*ايجاد موازنه بين ارزشها و منافع امنيتي آمريكا
هريك از اين اقدامات نيازمند آن است كه آمريكا از قدرت سياسي خود استفاده كرده رايزنيهاي ديپلماتيك را با متحدانش انجام دهد با توجه به اين نكته كه برخي از آنها تمايلي به بدتر شدن فضاي مسموم كنوني كه ميتواند منجر به درگيري نظامي شود، ندارند. معضل اوباما درباره ايران نيز چنين است و بنابراين بايد ميان ارزشها و منافع امنيتي آمريكا نوعي موازنه ايجاد شود. دستيابي به هر دو اين اهداف نيازمند بهكارگيري سياستهايي است كه مانور تاكتيكي كوتاهمدت آمريكا را بهعنوان بخشي از چشمانداز راهبردي درازمدت در نظر بگيرد. دفاع از حقوق بشر در ايران دشوار است و دشوارتر هم خواهد شد. اما در خاورميانه جديد، پيگيري چنين موازنهاي از طريق اقدامات راهبردي و محسوس كه درباره آنها عاقلانه تصميمگيري شده باشد، نهتنها يكي از گزينههاي مطرح بلكه يك الزام است.
انتهاي پيام./پ*
خبرگزاري فارس: پايگاه اينترنتي فارين پالسي اين فوكوس در مقالهاي به بررسي سياستهاي آمريكا در قاره آفريقا پرداخته و بخشي از سياست آمريكا در آفريقا را كنترل جريان نفت و مقابله با نفوذ چين در اين قاره بيان كرده است.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، پايگاه اينترنتي "فارين پالسي اين فوكوس " در مقالهاي كه در قسمت اول آن به نقد و بررسي سياستهاي آمريكا در آفريقا پرداخته است تأسيس سازمان فرماندهي آفريكام را به چالش ميكشد.
*رئيس ستاد مشترك آمريكا نگران نظامي شدن سياست خارجي
در پايان مراسم تحليف باراك اوباما، پدر "جوزف لوري " رهبر جنبش حقوق مدني از اميد به فرا رسيدن روزي سخن گفت كه "ملتي بر عليه ملت ديگر برنخواهد خواست، و تانكها به تراكتور تبديل خواهند شد. " البته هيچكس انتظار ندارد چنين تصوير آرماني در آينده نزديك محقق شود. اما اوباما و وزير امور خارجه "هيلاري كلينتون " هر دو به تفصيل، درباره اولويت تأكيد بر ديپلماسي به جاي اهداف نظامي كوتهبينانه سخن گفتند. كلينتون در سخنراني تنفيذ خود در مجلس سنا بر نياز به "قدرت هوشمند " تأكيد كرد كه شايد مؤيد مخالفت اوباما با تهاجم به عراق ـ به عنوان جنگي احمقانه ـ نيز بود. حتي سران نظامي ارشد آمريكا همچون "مايك مولن " رئيس ستاد مشترك نيروهاي مسلح نيز از نظامي شدن بيش از حد سياست خارجي آمريكا ابراز نگراني كردهاند.
*افغانستان، اصليترين چالش در برابر سياست خارجي اوباما
اما عملاً چنين تغييري در كانون خود متناقض خواهد بود. در سطح جهاني اصليترين چالش در برابر اعتبار تغييرِ سياست خارجي آمريكا افغانستان است، كه نيروهاي اعزامي موفقيت چنداني در ثبات بخشيدن به اوضاع نداشته و اين خطر وجود دارد كه افغانستان به "ويتنام " اوباما تبديل شود. سياستهاي آمريكا در رابطه با آفريقا به ندرت در مناظرات عمومي مطرح ميشود. اما در عين حال در اين زمينه راه مشخص و واضحي بر سر راه دولت اوباما قرار دارد. آيا سياست امنيتي غيررسمي آمريكا نسبت به اين قاره براي مبارزه با تروريسم و دسترسي به منابع طبيعي و اولويت بخشيدن به روابط نظامي دوجانبه با كشورهاي آفريقايي متمركز خواهد بود؟ يا آمريكا در واكنش به نيازهاي امنيتي فوري آفريقا براي گسترش تواناييهاي چندجانبه اولويت قائل خواهد شد؟
*هيچ راهي براي تثبيت سريع وضعيت كنوني وجود ندارد
اگر گزينه نخست انتخاب شود، امنيت آفريقا و آمريكا تضعيف خواهد شد. در پيش گرفتن راه دوم آسان نيست. هيچ راهي براي تثبيت سريع وضعيت كنوني وجود ندارد. اما تضمين امنيت ايالات متحده مستلزم آن است كه سياستگذاران ديدگستردهتري نسبت به نيازهاي امنيتي آفريقا داشته و رويكرد چند جانبهاي براي برآوردن اين نيازها در پيش بگيرند.
*فرماندهي آفريكام منابع سازمان ملل و نهادهاي ديگر را به هدر داده است
نياز مبرمي به اتخاذ عملكرد فوري براي حفظ و گسترش صلح در آفريقا وجود دارد. گرچه بر اكثر نواحي اين قاره آرامش حاكم است، در بخشهايي از اين قاره خشونت و ناامني زيادي وجود دارد كه مراكز اصلي اين موج خشونت سودان، جمهوري دموكراتيك كنگو و سومالي هستند. حل اين بحرانها نه تنها مستلزم تأكيد مداوم بر ديپلماسي، بلكه وجود منابعي براي برقراري و حفظ صلح نيز است. با اينحال دولت بوش فرماندهي نظامي جديدي براي آفريقا (فرماندهي ايالات متحده در آفريقا يا AFRICOM) ايجاد كرد كه اكنون براي دولت جديد به جاي مانده است. و در اين اثني منابع سازمان ملل و ديگر نهادهاي چند جانبه را ـ حتي با اينكه مسئوليتهاي صلحآميز بسياري بر عهده آنها نهاده ـ به هدر داده است.
* خطر كشيده شدن سازمان ملل به درگيريها
دولت، آفريكام را به عنوان يك ساختارِ نهادي "هزينهكارآ " (cost-effective)، جهت اجراي برنامهاي مسالمت آميز براي حمايت از فعاليتهاي بشردوستانه و همچنين طرحهاي امنيتي دولتهاي آفريقايي ارائه كرد. در حقيقت اين برنامه بازنمود نهادينهسازي و افزايش بودجه مدلي از پيوندهاي نظامي دوجانبه ـ تكرار مجدد اشتباهات جنگ سرد ـ است. و خطر كشيده شدن سازمان ملل به درگيريها، تقويت ارتباط با رژيمهاي سركوبگر، توجيه نقض حقوق بشر، و مختل كردن فعاليتهاي چند جانبه برقراري و حفظ صلح به جاي ترويج و تقويت آنها وجود دارد. موجب تحليل رفتن منابع محدود بودجه شده، به انزجار و دشمني دامن ميزند و منافع طولاني مدت ايالات متحده را به خطر مياندازد. تدوين سياست امنيتي جديد آمريكا نسبت به آفريقا مستلزم چيزي بيش از گرايش جزئي به سمت ديپلماسي فعال است. بررسي اين چارچوب امنيتي كه از دولت پيشين به جاي مانده ضروري بود و ميبايست و چارچوب ديگري تدوين گردد كه منافع امنيتي آمريكا و آفريقا را در چشمانداز گستردهتري از امنيت انساني فراگير با هم هماهنگ سازد. اين سياست بهويژه مستلزم آن است كه آمريكا رويكرد عمدتاً دو جانبه و بهطور روزافزون نظامي خود را تغيير داده و رويكردي را در پيش بگيرد كه عملكرد مشترك با شركاي آفريقايي و جهاني را در اولويت قرار ميدهد.
*آفريكام در نظريه و عمل
با توجه به مطالب مطبوعاتي منتشر شده، آفريكام و ديگر برنامههاي مرتبط همچون پايگاه همكاري "آفريقاي نيروي دريايي " عمدتاً بر روابط اجتماعي و پروژههاي افزايش توانايي مانند آموزش اطفاي حريق و امداد براي دريانوردان آفريقايي، ساخت كلينيك و مدارس و تلاشهاي مشابه متمركز هستند. "ترزا ويلان " قائم مقام وزير دفاع در بيانيه رسمي اظهار داشت: "هدف آفريكام كمك به كشورهاي آفريقايي است تا توان خود را براي تضمين امنيت كشور افزايش دهند. " افزون بر اين حاميان آفريكام اغلب به اهميت ادغام برنامههاي توسعه و بشردوستانه با فعاليتهاي اين برنامه نيز اشاره ميكنند.
*پنتاگون: آفريكام دنبال افزايش نفوذ پنتاگون در آفريقا نيست!
سخنگويان پنتاگون، آفريكام را يك تغييرِ ساختار بوروكراتيك منطقي توصيف ميكنند كه تضمين ميكند آفريقا توجهي را كه شايسته آن است دريافت كند. آنها اصرار دارند كه اولويت آفريكام، اعمال سياستهاي آمريكا در آفريقا يا افزايش نفوذ پنتاگون به قيمت از دست رفتن آژانسهاي مدني نيست. در آگوست 2007 ويلان در برابر كميته روابط خارجي سنا حاضر شده و اين امر كه "آفريكام صرفاً براي مبارزه با تروريسم، يا تأمين منابع نفتي يا مقابله با حضور رو به افزايش چينيها ايجاد شده " را تكذيب كرد و گفت: "اين مطالب صحت ندارند. "
*چالشهاي اصلي آمريكا در آفريقا: تروريسم، قطع جريان نفت و نفوذ رو به گسترش چين
اما در ديگر بيانيههاي منتشر شده توسط ويلان، "ژنرال وارد " ـ ژنرال چهار ستاره آفريقايي آمريكايي كه فرماندهي آفريكام را به عهده دارد ـ و "ديادار رابرت مولر " قائم مقام وي در امور نظامي، اولويتهاي آفريكام بهگونه متعارفتري مشخص شده است. در مارس 2004 ويلان در جلسه توجيهي براي افسران فرمانده اروپايي گفت اولويتهاي پنتاگون در آفريقا "جلوگيري از شكلگيري گروههاي تروريستي و نابود كردن اين گروهها؛ جلوگيري از گسترش سلاحهاي كشتار جمعي؛ تخليه شهروندان آمريكايي در هنگام خطر؛ تضمين دسترسي به منابع استراتژيك، خطوط ارتباطي و مناطق سوختگيري و خط مقدم رزم " هستند. در 19 فوريه 2008 مولر در كنفرانس آفريكام گفت "محافظت از جريان آزاد منابع طبيعي آفريقا به بازار جهاني " از "اصول راهبردي " آفريكام است و "تروريسم، قطع جريان نفت و نفوذ رو به گسترش چين " را چالشهاي اصلي براي منافع آمريكا در آفريقا دانست.
*مبارزه با تروريسم هدف شماره يك آفريكام
13 مارس 2008 ژنرال وارد در برابر كميته نيروهاي مسلح سنا عقايد مشابهي را ابراز داشت و مبارزه با تروريسم را "هدف شماره يك آفريكام " دانست و اشاره چنداني به توسعه، كمكهاي بشردوستانه يا حل كشمكشها نكرد. گفتمان رسمي ايالات متحده درباره آفريكام به مباحثات مشابه در سازمان ملل و اتحاديه آفريقا درباره ايجاد توانايي حفظ صلح چندجانبه وارد نميشود. در حقيقت پيش از شكلگيري آفريكام در سال 2006 هيچ مشورت رسمي با سازمان ملل يا اتحاد آفريقا در اينباره انجام نشد.
آفريكام كه در اول اكتبر 2008 تبديل به يك فرماندهي نظامي كاملاً مستقل شده و دفتر مركزي آن در اشتوتگارت آلمان واقع شده، عملاً بر اساس فرماندهيهاي نظامي آمريكا در سراسر جهان ساخته شده است. گرچه عملياتهاي آفريكام به اندازه جنگهاي فعال مانند فرماندهي (CENTCOM) در عراق و افغانستان، نظامي نيست، اهداف و برنامههاي آن متعارفتر از چيزيهايي هستند كه تصويرسازيهاي روابط عمومي آن نشان ميدهند. اكنون پنتاگون شش فرماندهي در موقعيتهاي جغرافيايي مختلف دارد كه هدايت آنها بر عهده يك ژنرال چهار ستاره يا "دريادار " است، آفريقا (آفريكام)؛ خاورميانه و آسياي ميانه (فرماندهي مركزي يا CENTCOM)؛ اروپا و بخش اعظم اتحاد شوروي سابق (فرماندهي اروپا يا "يوكام " EUCOM)؛ اقيانوسيه، آسياي شرقي و جنوبي (PACOM)؛ مكزيك، كانادا و ايالات متحده (فرماندهي شمالي يا "نورثكام " NORTHCOM)؛ و آمريكاي مركزي و جنوبي (فرماندهي جنوبي يا "ساوثكام ")، بههمراه فرماندهيهاي ديگر كه مسئوليتهاي كاركردي به عهده دارند، همچون نيروهاي ويژه و سلاحهاي هستهاي.
* منابع نفتي آفريقا جايگاه اين قاره را در سياست خارجي آمريكا ارتقاء داده است
پيش از تأسيس آفريكام عملياتهاي نظامي آمريكا در آفريقا تحت هدايت سه فرماندهي متفاوت قرار داشت: نظارت بخش اعظم نواحي بر عهده يوكام بود، اما مصر و شاخ آفريقا تحت نظارت سنتكام قرار داشتند؛ ماداگاسكار و مجمع الجزاير اقيانوس هند مسئوليت "پاكام " (PACOM) محسوب ميشدند. هر سه فرماندهي دغدغههاي ديگري در ساير نقاط جهان داشتند كه بر آفريقا تقدم داشت و تنها چند افسر پايين رتبه به آفريقا اختصاص داده بودند. اين مسئله نشانگر اين حقيقت است كه در جنگ سرد جهاني آفريقا عمدتاً به مثابه تئاتر منطقهاي ـ به مثابه بخش فرعي روابط اروپا/آمريكا ـ و در دوره پس از جنگ سرد به مثابه ناحيهاي فاقد اهميت براي آمريكا در نظر گرفته ميشد. اما طي دوران رياست جمهوري بوش در واكنش به تروريسم جهاني و همچنين افزايش اهميت منابع نفتي، آفريقا جايگاه آن در سياست امنيت ملي و امور نظامي بهطور قابل توجهي ترقي كرد.
*همكاري با تلاشهاي ضدشورش رژيمهاي فعلي بيش از آنكه تهديد تروريسم را كاهش دهد به آن دامن ميزند.
چارچوب استراتژيك جديد براي آفريقا بيش از همه چيز بر تهديد تروريسم جهاني و خطري تأكيد دارد كه از جانب ايالات ضعيف، "فضاهاي خالي " و كشورهايي با جمعيت مسلمان زياد به مثابه قلمروهاي آسيبپذير وجود دارد؛ مكانهايي كه تروريستها ممكن است در آن مأمن و حمايت سياسي بيابند. اين چارچوب اساساً ناقص است. هيچكس منكر اين مسئله نيست كه القاعده در آفريقا پيروان و گروههاي متحدي دارد؛ بمبگذاري در سفارت آمريكا در "نايروبي " و "دارالسلام " در سال 1998 شاهدي بر اين مدعاست. اما ايدئولوژي اسلامي تأثير محدودي روي اكثر آفريقاييهاي مسلمان دارد و حتي در كشورهايي با دولتهاي افراطي مسلمان و گروههاي شورشي (مانند الجزاير، سودان و سومالي) تأكيد به جاي درگيريهاي جهاني بر مسائل محلي بوده است. "تحليلگران ضدشورش " (Counterinsurgency) همچون "رابرت برژينسكي " و "ديويد كيلكالن " هشدار دادهاند كه گرد هم آوردن شورشهاي محلي پراكنده درون تصوير گستردهاي از تروريسم جهاني در حقيقت تلاشهاي القاعده براي جذب اين گروهها را تسهيل ميكند. اقدامات نظامي سنگين مانند حملات هوايي كه به كشته شدن افراد غيرنظامي منجر مي-شود و همكاري با تلاشهاي ضدشورش رژيمهاي فعلي بيش از آنكه تهديد تروريسم را كاهش دهد به آن دامن ميزند.
* آفريكام ناامني را افزايش ميدهد
با اينكه آفريكام برنامه جديدي است، پيشينه سياستهاي برنامههايي كه با آفريكام تلفيق شدهاند وجود دارد. در اين پيشينه نه تنها شواهد چنداني دال بر اينكه اين سياستها به امنيت آمريكا يا آفريقا كمك ميكند، وجود ندارد. بلكه نشانههاي زيادي مبني بر ضدتوليدي بودن آنها و اينكه به افزايش ناامني در آفريقا منجر شده و به تهديدهاي بالقوه نسبت به منافع آمريكا دامن ميزنند ديده ميشود.
ادامه دارد.../
انتهاي پيام./پ
خبرگزاري فارس: شادي حميد، يكي از كارشناسان برجسته انديشكده بروكينگز اعلام كرد كه آمريكا ميبايست از يك سو عملكرد خود را تغيير داده و رويهاي واحد را پي گيرد و از سوي ديگر دخالت در ليبي را به نقطه قوت خود براي تأثيرگذاري بر انقلاب مردم عرب تبديل كند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، "شادي حميد " كارشناس برجسته انديشكده بروكينگز، راهحل پيشرفت سياستهاي آمريكا در منطقه خليج فارس و كنترل انقلاب مردمي آن را در وحدت رويه سياستمداران آمريكايي و كنار گذاشتن حمايت از ديكتاتوريها ميبيند. وي همچنين تأكيد ميكند آمريكا هنوز نتوانسته است خود را با خواستههاي دموكراتيك مردم عرب هماهنگ سازد.
* آمريكا در ليبي با دشواريهاي بسياري مواجه است
بحران ليبي اكنون به موقعيتي بسيار دشوار براي آمريكا تبديل شده است و سرانجام آن بسيار تعيين كننده خواهد بود. اين امر موفقيت قابل توجهي را به همراه آورده كه به خصوص توجه اعراب را نيز به خود جلب كرده است. اما آمريكا خواهان تجديد و بازآرايي رابطه خود با منطقه است، كه اين اولين گامي است كه در مسيري بسيار طولاني و بسيار دشوارتر برداشته شده است.
* دولت آمريكا بايد سياستهاي دوگانه خود را كنار گذارد
شك و ترديد مردم منطقه نسبت به انگيزه نيروهاي غربي روز به روز بيشتر ميشود. اگر ليبي تنها موردي بود كه در امور آن دخالت ميشود، اين ادعا تقويت ميشد كه آمريكا تنها زماني دست به كار ميشود كه اهداف، ديكتاتورهايي ضدآمريكايي هستند. اما در مورد ديكتاتورهاي حامي آمريكا چطور؟ در اين مورد سياستمداران آمريكايي مردد بوده و واماندهاند، از يك سو سياستهاي شناخته شده پيشين برابر ايشان قرار گرفته است و از سوي ديگر با خواستههاي مردم منطقهاي مواجهاند كه به سرعت در حال تغيير است.
*جامعه بين المللي بايد در يمن و بحرين هم دست به كار شود
در يكي از بدترين قتلعامهايي كه در سالهاي اخير ميان اعراب صورت گرفته است، نيروهاي حامي حكومت در يمن 52 تن از تظاهرات كنندگان غيرمسلح را در 18 مارس به قتل رساند. علي عبدالله صالح، رئيس جمهور يمن كه بيش از پيش منزوي شده است، اكنون به روزهاي آخر حكومت خود نزديك ميشود. اهرمهاي فشار لازم بايد به كار گرفته شود و آمريكا نيز ميبايست با فشار آوردن به صالح او را وادار سازد اقدامات لازم را براي انتقال هرچه سريعتر قدرت و كناره گيري از مسند رياست جمهوري، ترتيب دهد. آمريكا بايد در بحرين كه ميزبان پايگاه ناوگان پنجم دريايي آمريكا است، در جهت خروج هرچه سريعتر نيروهاي سعودي از اين كشور گام بردارد؛ اين نيروها در روزهاي مياني ماه مارس به منظور سركوب تظاهراتهاي مردمي وارد بحرين شدند. به نظر ميرسد اقدامات تحريك كننده مذكور به بدتر شدن اوضاع بينجامد نه اينكه از دامنه اين بحران بكاهد.
* حمايت آمريكا از جنبشهاي اعتراضي در تونس و مصر و همراهي با ساير رژيمهاي سركوبگر
اتخاذ موضع حمايت از دموكراسي در برابر دوستان و همچنين دشمنان، ايده مناسبي است؛ انتظار ميرود كه دولت اوباما در اين راستا آنچه لازم است ترتيب دهد. مشكل اينجاست كه سه ماه پس از آغاز موج انقلاب مردم عرب، دولت همچنان نتوانسته است سياستهاي خود را با خواستههاي دموكراتيك اعراب هماهنگ سازد. آمريكا تنها با مردم معترض در تونس و مصر همراه شد، در حالي كه همزمان در ديگر كشورها از رژيمهاي سركوبگر حمايت ميكرد، كه اين سياست به خوبي سياستهاي دوگانه و متناقض آمريكا را آشكار ميسازد، كه از ميان بردن تأثيرات چنين تناقضاتي، كار سادهاي نيست. در اين راستا ميبايست سياستهايي را نقض كرده و كنار نهاد كه طي چندين دهه گذشته در جهت حمايت، سرمايه گذاري و مسلح ساختن رژيمهاي مستبدي طراحي ميشدند كه قرار بود در پيشبرد منافع آمريكا مؤثر واقع شوند.
* يكسان جلوه دادن منافع آمريكا با ارزشهاي آمريكايي
اين امر ـ تنش ميان ايدهآلها و منافع ـ داستاني بسيار قديمي است.
جرج دبليو. بوش در اولين سخنراني دور دوم رياست جمهوري خود اعلام كرد كه: "اكنون به آن نقطه رسيدهايم كه اهداف حياتي آمريكا و عميقترين باورهاي ما، يكسان هستند. " بنا بر گزارشها، در جلسه طراحي استراتژي براي انجام اقدام نظامي در ليبي، يكي از مقامات بلندپايه تأكيد كرد كه: "اكنون موقعيتي بسيار مناسب به وجود آمده است كه منافع خود را با ارزشهايمان پيوند بزنيم ". اين گفته صحيح است. ليبي موقعيت بسيار مناسبي را به وجود آورده است، اما تنها زماني كه اين اقدام در سراسر منطقه صورت گيرد. اين مهم مستلزم آن است كه آمريكا منافع بلندمدت خود را در يك برهه زماني كوتاهمدت اولويت بندي كند.
* تغيير و تحولات منطقه سبب تغييرات عمده در استراتژي آمريكا خواهد شد
با توجه به اوضاع بحراني منطقه و دموكراسي خواهي اعراب، آمريكا در موضعي قرار ميگيرد كه مجبور است تغييري عمده در استراتژي خود صورت دهد. در اين راستا ميبايست نفوذ خود را در منطقه بازيابد، اعتبارش را در نگاه و افكار مردم عرب تجديد كند و از همه مهمتر، تغيير و تحولي تاريخي را در خاورميانه تسهيل كند. مداخله در ليبي ميتواند آغازي براي تجديد سياستهاي آمريكايي باشد. اما اين اقدام ميتواند به راحتي پايان كاري باشد براي آمريكا و آن را به كنارهگيري از نقشي كماهميت در منطقه به شدت متشنج خاورميانه ترغيب كند.
انتهاي پيام/پ*
خبرگزاري فارس: اعتراف يك هكر آمريكايي به فشار دولت اين كشور براي انجام فعاليتهاي غيرقانوني در فضاي مجازي بازتاب گستردهاي در رسانههاي اين كشور داشته است.
به گزارش فارس به نقل از كامپيوتر ورلد، آلبرت گونزالس سال گذشته به علت هك كردن شبكه هاي رايانه اي دهها شركت و فروشگاه زنجيرهاي و خرده فروشي در سال 2008 به 20 سال زندان محكوم شد. حال وي در اعترافي جنجالي مدعي شده كه دولت آمريكا به وي خط ميداده و براي انجام اين فعاليتهاي غيرقانوني به وي فشار آورده است.
گونزالس كه اتهاماتش در دادگاهي در ماساچوست آمريكا در حال بررسي است، ماه گذشته خواستار رفع همه اتهامات خود و آزادي شده بود و وقتي با اين درخواستش مخالفت شد، ادعاهاي جنجالي خود را مطرح نمود. وي در دادخواست 25صفحهاي خود به شدت از وكلاي مدافعش انتقاد كرده كه چرا به درستي وي را از حقوقش آگاه نكرده اند و روش هاي مؤثر دفاع را به وي اطلاع نداده اند. اين وكلا حتي به گونزالس نگفته اند كه وي حق فرجام خواهي در مورد حكمش را دارد.
گونزالس در سال 2008 همراه با 10 نفر ديگر در ميامي آمريكا به جرم سرقت و كلاهبرداري آنلاين از فروشگاه ها و مؤسساتي همچون TJX, Dave & Busters، BJs Wholesale Club،OfficeMax،Boston Market،Barnes & Noble، Sports Authority، Forever 21 و DSW دستگير شد. وي بعداً به نفوذ به سيستمها پرداخت آنلاين فروشگاه هاي زنجيره اي Heartland Payment Systems ، Hannafordو 7-Eleven نيز متهم شد. اين گروه موفق به سرقت اطلاعات 130 ميليون كارت اعتباري در عرض دو سال شده اند.
گونزالس در دادخواست 20صفحهاي خود مدعي شده كه همه اين تخلفات را با اطلاع و دستور سرويس مخفي ايالات متحده انجام داده است. وي مدعي شده كه به عنوان مامور مخفي دولت آمريكا از سال 2003 مشغول به كار بوده است. وي پس از دستگيري به جرم سرقت از چند خودپرداز بانكي در سال 2003 به عنوان مامور مخفي دولت آمريكا استخدام شده است. گونزالس افزوده كه تا سال 2008 به دولت آمريكا كمك كرده تا به درون باندهاي هكري و خلافكار مختلف نفوذ كند و به دستگيري تعداد زيادي از اين افراد كمك كرده است.
گونزالس در دادخواستش جزييات فراواني را در مورد تعاملاتش با دو نفر از اعضاي سرويس مخفي جاسوسي آمريكا برملا كرده و همين مسئله باعث شده كه ادعاهاي او در محافل خبري و رسانه اي جدي گرفته شود. وي مدعي شده تحت هدايت اين دو نفر به نقاط مختلف آمريكا سفر كرده تا وظايف مختلفي را انجام دهد.
در بخشي از دادخواست او آمده: مأموران مرا مجبور به نفوذ به چترومهاي مختلف مي كردند تا با افراد مورد نظرشان ارتباط برقرار كنم و در نهايت آنها را دستگير مي كردند.
وي مي افزايد: يك بار براي يك هفته به كاليفرنيا برده شدم تا به دستگيري چند هكر و كلاهبردار آنلاين كمك كنم. در زمان دستگيري هم در حال جمعآوري اطلاعات در مورد جانيان آنلاين بودم و تصور مي كردم دارم كارم را انجام مي دهم. وي مي گويد براي انجام فعاليت هاي يادشده هرماه 1200 دلار از دولت پول دريافت مي كرده است.
وي در انتها وكلاي مدافع خود را با همدستي با دولت براي محكوم شدن در دادگاه متهم كرده است. دولت آمريكا هنوز به اين ادعاها واكنشي نشان نداده است.
انتهاي پيام/ح*
خبرگزاري فارس: كاخ سفيد تلاش ميكند از هنرپيشهها و خوانندگان مشهور براي پيشبرد ديپلماسي خود در كشورهاي منطقه و جهان استفاده كند.
به گزارش خبرنگار جنگ نرم و ديپلماسي عمومي خبرگزاري فارس، طي روزهاي گذشته بازيگران و خواننده هاي مشهور آمريكا در ماموريت هايي جداگانه ميان مردم رفته اند تا بتوانند از اين طريق ماموريت ديپلماتهاي رسمي كاخ سفيد را به نوعي كامل كنند.
آنجلينا جولي نماينده آمريكا و سفير سازمان ملل در امور آوارگان با سفر به مناطق مرزي ليبي و تونس تلاش كرد تا وجهه آمريكا را با استفاده از پوشش رسانهاي و همزمان با حمله آمريكا به انقلابيون در ليبي ترميم كند. بنا بر گزارش ها اين ستاره هاليوودي تحت تدابير امنيتي ارتش تونس به مناطق مرزي كه آوارگان حضور داشتهاند، وارد شد. اين ستاره هاليوود پيش از اين نيز براي بازديد از وضعيت آوارگان به پاكستان و افغانستان نيز سفر كرده بود.
هفته گذشته نيز شكيرا خواننده معروف كلمبيايي لبناني كه در آمريكا حضور دارد، در جشن بازسازي يكي از دبيرستانهاي دخترانه در پايتخت هائيتي، كه در جريان زلزله سال 2010 ميلادي تخريب شده بود، شركت كرد. وي با مشاركت در ساخت مدارس آمريكايي در اين كشور به آموزش فرهنگ و زندگي آمريكايي به نوجوانان و جوانان اين كشور مبادرت ميكند.
شكيرا در شرايطي با ادعاي كمك به زلزلهزدگان هائيتي به اين كشور سفر كرده است كه پس از وقوع زلزله در اين كشور، آمريكا نيز در سايه وارد شدن خسارتهاي بسيار سنگين به نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل متحد در هائيتي و به بهانه امدادرساني به زلزلهزدگان، با اعزام نيروهاي نظامي، عملا كشور هائيتي را به اشغال خود درآورده و از زمين و آسمان و دريا سيطره مطلقي را بر اين كشور پديد آورده و به عبارتي اين كشور را در حياط خلوتش "اشغال نظامي " كرد.
در حقيقت ميتوان گفت كه آمريكا با استفاده از شخصيتهاي برجسته هنري خود در تلاش است تا بر اشغالگريهاي نظامي خود در هائيتي سرپوش بگذارد و ذهنها را به سوي بازيگران و خوانندگان براق هاليوودي متوجه كند.
*هدف مشترك كلوني و شكيرا و آنجلينا جولي
خبر شركت شكيرا در مراسم بازسازي اين دبيرستان در شرايطي مطرح ميشود كه پيشتر "جرج كلوني "، بازيگر و كارگردان معروف آمريكايي نيز با هدف ايجاد تغيير در سودان عازم اين كشور شد.
كلوني اعلام كرده بود كه چهرههاي مشهور ميتوانند رسانههاي خبري را متوجه موضوعاتي كنند كه اين رسانهها از پوشش دادنشان غافل ماندهاند.
سفر كلوني به سودان در شرايطي انجام شد كه اين كشور در آستانه رفراندومي حساس براي جدايي مناطق شمال و جنوب سودان بود و در حقيقت وي براي تسهيل در خصوص انجام اين جدايي براي چنين ماموريتي عازم اين کشور شده بود.
اعزام بازيگران هاليوودي در شرايطي به كشورهاي مختلف صورت مي گيرد، كه هاليوود و صنعت هنري اين كشور بارها در جهت تبليغات سياست هاي اين كشور نقش مهمي را ايفا كرده اند، به گونه اي كه بخش مهمي از توان ديپلماسي اين كشور را در عرصه بين الملل تشكيل مي دهند.
انتهاي پيام/پ*
خبرگزاري فارس: مقامات وزارت امورخارجه آمريكا اعلام كردهاند بهدنبال كمك به مخالفان با استفاده از تكنولوژياي موسوم به دكمه وحشتاند كه به فعالان امكان ميدهد در صورت بازداشت شدن، ليست رابطهايشان را از تلفنهاي همراه خود محو كنند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، روزنامه استراليايي "ساندي مورنينگ هرالد " مقالهاي تحت عنوان "آمريكا فعالان را براي فرار از نيروهاي امنيتي آموزش ميدهد " مينويسد آمريكا هزاران مخالف را كه از تلفن هاي همراه و اينترنت براي ارتباط هاي خود استفاده ميكنند، در سطحي جهاني براي فرار از نيروهاي امنيتي در چارچوب برنامهاي آموزش مي دهد، كه آن را "بازي موش و گربه " با دولت هاي خودكامه توصيف مي كند.
دولت آمريكا با فراهم ساختن امكانات چنين برنامه اي به فعالان در جهان عرب و كشورهاي ديگر براي دسترسي به تكنولوژيهايي كمك مي كند كه قادرند فيلترهاي دولتي را دور بزنند و امكان استفاده از پيام هاي متني و صوتي را براي تلفن هاي همراه فراهم كنند، و جلوي حملات به وب سايت ها را بگيرند.
مايكل پوزنر (Michael Posner) دستيار وزير امور خارجه آمريكا در امور مربوط به حقوق بشر و نيروي انساني مي گويد ما سعي مي كنيم با فراهم ساختن و عرضه حمايت هاي فني، آموزشي و ديپلماتيك به مخالفان امكان بدهيم آزادانه عقايد و نظرات خود را ابراز كنند.
هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا كه نقش اينترنت و رسانه هاي اينترنتي را در پيشبرد آزادي هاي مرتبط با ابراز عقايد و تشكيل اجتماعات بسيار مؤثر ميداند، و براي گسترش آن فعاليت مي كند، اين رسانه ها را ميدان هاي اجتماعات و تالارهاي عمومي در دنياي قرن بيست و يكم توصيف كرده است.
پوزنر مي گويد دولت آمريكا در دو سال گذشته 50 ميليون دلار براي توسعه و تكميل تكنولوژي هائي خرج كرده است كه به مخالفان در محافظت از خود كمك مي كند. دولت آمريكا همچنين براي قريب 5 هزار نفر از فعالان در نقاط مختلف جهان دوره هاي آموزشي ترتيب داده است.
مقامات وزارت امورخارجه آمريكا مي گويند يكي از تكنولوژي هاي در دست تكميل، موسوم به (Panic Button) يا دكمه وحشت، به فعالان امكان مي دهد در صورت بازداشت شدن، ليست رابطهايشان را از تلفن هاي همراه خود محو كنند.
وزارت امور خارجه آمريكا مي گويد تلاش شركت هاي خصوصي، كه بيشترشان آمريكايي هستند، براي توسعه و تكميل دهها تكنولوژي قادر به دور زدن فيلترهاي دولتها از حمايت مالي اين وزارتخانه برخوردار شده است.
انتهاي پيام/پ*
خبرگزاري فارس: آمريكا در ادامه تلاش براي نفوذ در تركمنستان، تعدادي از كارشناسان خود را براي آموزش به ماموران امنيتي و انتظامي تركمنستان، به عشقآباد اعزام ميكند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس در عشقآباد، اين دوره آموزشي به ابتكار سفارت آمريكا در تركمنستان و با همكاري "دفتر مبارزه با مواد مخدر و حفاظت از نظم " وزارت امور خارجه آمريكا برگزار خواهد شد.
سفارت آمريكا در عشقآباد امروز با صدور بيانيهاي ضمن تاييد اين خبر اعلام كرد: هزينه اين دوره آموزشي هفت ماهه نيز توسط دفتر مبارزه با مواد مخدر آمريكا تامين ميشود.
در اين دوره آموزش زبان انگليسي هفت ماهه، 46 تن از نمايندگان و مسئولان ارگانهاي امنيتي و انتظامي و به ويژه كاركنان و كارشناسان سازمانهاي گمرك، مرزباني، وزارت كشور، مهاجرت، مبارزه با مواد مخدر و وزارت امورخارجه تركمنستان حضور خواهند داشت.
"ايلين نالوي " كاردار و سرپرست موقت سفارت آمريكا در تركمستان، در مراسم افتتاحيه دوره آموزشي مذكور در عشقآباد، خطاب به شركت كنندگان در اين دوره، بر اهميت و فوايد اين دوره تاكيد كرد.
به گفته وي فراگيري زبان انگليسي به عنوان يك ابزار مهم براي انجام وظايف محوله ارگانهاي امنيتي و انتظامي، فرصتهاي جديد را براي تبادل اطلاعات و برقراري همكاريهاي حرفهاي با همتايان خارجي ايجاد ميكند. شركت كنندگان در دوره آموزشي مذكور، 3 روز در هفته، به مدت هفت ماه زبان انگليسي را فرا خواهند گرفت.
طرح آموزش زبان انگليسي به نمايندگان ارگانهاي امنيتي و انتظامي تركمنستان توسط آمريكا از سال 2007 ميلادي آغاز شده است كه تاكنون بيش از 70 نماينده و كارشناس تركمني در اين دورههاي آموزشي شركت كردهاند. پس از پايان اين دوره آموزشي، شركت كنندگان در اين دوره، دريك سفر تشويقي به آمريكا اعزام خواهند شد.
برخي از كارشناسان سياسي آسياي مركزي معتقدند: آمريكاييها به اين نتيجه رسيدهاند كه بايد به هر روش ممكن در كشورهاي آسياي مركزي بويژه تركمنستان نفوذ نمايند تا از نفوذ روسيه، چين و ايران بكاهند و به همين دليل پس از رضايت به مدلهاي محلي دمكراسي در كشورهاي آسياي مركزي بويژه تركمنستان، بدنبال تقويت مناسبات خود با اين جمهوري در همه زمينهها هستند.
به اعتقاد اين كارشناسان، آمريكاييها به دليل رقابت و مخالفت با كشورهاي قدرتمند ايران، روسيه و چين در منطقه آسياي مركزي، به شدت به تقويت حضور خود در اين كشور به هر طريق ممكن نيازمندند، زيرا تركمنستان علاوه بر منابع سرشار نفت و گاز، با كشورهاي ايران و افغانستان نيز همسايه است كه واشنگتن به نوعي خود را با اين كشورها درگير كرده است.
به همين دليل تحليلگران سفرهاي مكرر هيئتهاي دولتي آمريكا در سطوح مختلف و تلاش واشنگتن براي تقويت حضور سياسي، اقتصادي، امنيت و فرهنگي خود در اين كشور را در همين راستا ارزيابي ميكنند.
انتهاي پيام/پ
خبرگزاري فارس: مدير كمپين حمايت از شهرزاد ميرقليخان گفت: شهرزاد ميرقليخان از زندان خارج شده و به مكاني كه خودش ترانزيت ناميده، منتقل شده است.
وحيد خدابنده مدير كمپين حمايت از شهرزاد ميرقليخان در گفتوگو با خبرنگار بين الملل خبرگزاري فارس گفت: طي تماسي كه با پدر وي داشتيم، به ما اطلاع داده شد كه شهرزاد از زندان خارج شده و به مكاني كه خودش ترانزيت ناميده، منتقل شده است.
مدير كمپين ادامه داد: شهرزاد در اين گفتوگوي تلفني به پدر خود گفته است كه پس از پيگيريهاي رسانهاي در ايران برخورد آمريكاييها با وي بهتر شده است.
شهرزاد روز گذشته پس از يك ماه و نيم قطع ارتباط با خانواده خود تلفني به گفتوگو پرداخته و اعلام كرد كه در يك ماه و نيم گذشته به دليل ترس از نداشتن امنيت جاني به درخواست خود به انفرادي منتقل شده بود.
شهرزاد ميرقليخان زني ايراني است كه به اتهام مشاركت در خريد دوربين هاي ديد در شب كه در بسياري از فروشگاه هاي شكار در كشورهاي اروپايي يافت مي شود، در اتريش دستگير شد و بعد از محاكمه و سپري شدن دوران محكوميت با ترفندي توسط سرويس هاي امنيتي آمريكا به اين كشور كشانده شد و در آنجا به همان جرمي كه محكوميت آن را سپري كرده بود، مجدد محاكمه و به 5 سال حبس محكوم شد كه هماكنون پس از 3 سال گذراندن محكوميت خود در شرايط بسيار بدي قرار دارد.
مدتي پيش كمپين حمايت از شهرزاد ميرقليخان، زن ايراني كه به دلايل واهي در زندانهاي آمريكا به سر ميبرد، به آدرس shahrzadinjail.blogfa.com راهاندازي شد.
انتهاي پيام/پ*
خبرگزاري فارس: من ايران هستم نام مستندي است كه به زندگي هوشنگ سيحون معمار بهايي مي پردازد كه محصول كشور كانادا و لوكيشن هاي آن در لس آنجلس و كاليفرنيا فيلم برداري شده است.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، من ايران هستم نام مستندي است كه به زندگي هوشنگ سيحون معمار بهايي مي پردازد. اين مستند محصول سال 2011 نام مستندي به كارگرداني و نويسندگي "مجيد ماهيچي " است كه به زندگي هوشنگ سيحون نقاش، طراح و معمار بهايي مي پردازد. من ايران هستم محصول كشور كانادا و لوكيشن هاي آن در لس آنجلس و كاليفرنيا فيلم برداري شده است.
ساخت مستند من ايران هستم را مي توان در ادامه پروژه برجسته سازي ايرانيت در مقابل اسلاميت خواند. چراكه سيحون معتقد است معماري اسلامي وجود خارجي ندارد و معماري اسلامي، معماري ايراني زمان اسلام است. او همچنين مسجد را فضايي كاملا ايراني و ملهم از چهارطاقي هاي دوره ساساني مي داند نه بنايي ناشي از هنر قدسي.
لازم به ذكر است هوشنگ سيحون از نامداران لنجنه بهاييت بوده و عضويت وي در انجمن هاي فراماسونري در پيش از انقلاب نيز ثابت شده بود.
انتهاي پيام/پ
خبرگزاري فارس: استاد روابط بين الملل دانشگاه آمستردام گفت: سياست خارجي ايران با ايدئولوژي مقاومت پيوند خورده است و به همين دليل با سلطهگري آمريكا و غرب مخالفت ميكند و ايران در اين زمينه موفق بوده است.
"ماآكي وارنار " استاد روابط بين الملل دانشگاه آمستردام هلند و پژوهشگر درباره زمينه " نقش ايدئولوژي در سياست خارجي ايران " در گفتوگو با خبرنگار بين الملل خبرگزاري فارس گفت: سياست خارجي ايران با ايدئولوژي مقاومت پيوند خورده است و به همين دليل با زورگويي و سلطهگري آمريكا و غرب مخالفت ميكند و ايران در اين زمينه موفق بوده است.
وارنار در ادامه گفتو تصريح كرد:
براساس توافق صورت گرفته بين دو دانشگاه آمستردام و تهران هرساله گروهي از دانشجويان از هر دانشگاه به دو كشور ديگر دعوت ميشوند. در سال 2003 من به همراه تعدادي ديگر از دانشجويان دانشگاه آمستردام به ايران دعوت شديم كه اين براي اولين باري بود كه به صورت جدي با ايران آشنا ميشدم و همين مسئله باعث شد درباره ايران تحقيق كنم.
*بعد از انقلاب حكومت ايران اجازه دخالت و زورگويي را به ديگر كشورها نميداد
بعد از انقلاب، سياست ايران به گونهاي تبديل شد كه اين كشور اجازه دخالت و زورگويي كشورهاي ديگر را نمي داد و همين باعث تغيير هويت سياسي ايران و به دنبال آن سياست خارجي ايران شده است.
*غيرعقلاني در روابط بينالملل به چه معناست؟
در روابط بينالملل يك تئوري وجود دارد مبني بر اينكه همه كشورها بايد عقلاني و منطقي رفتار كنند و اگر منطقي رفتار نكنند آنها تندرو و غيرمنطقي و غيرعادي هستند. بسياري از مفاد اين تئوري با ايران همخواني ندارد براي همين از ايران به عنوان يك كشور تندرو و غيرمنطقي نام برده ميشود.
*ايران غيرعقلاني است چون با آمريكا همكاري نميكند
كشورهايي منطقي و عقلاني تلقي ميشوند كه همواره در تلاش باشند براي ارتقاي سطح مادي خود براي مثال افزايش قدرت خود يا پيشرفت اقتصادي يا اينكه اگر تهديد براي آنها بود با آن به صورت موثر برخورد كنند. برخي ميگويند ايران عقلاني برخورد نميكند به اين خاطر كه ايران با آمريكا و اتحاديه اروپا همكاري نميكند كه اگر با اين قدرتها همكاري ميكردند ميتوانستند برنامه هستهاي خود را راحتتر پيش ببرند. براي همين گفته ميشود كه ايران ايدئولوژي غيرعقلاني دارد.
*همكاري با آمريكا براي ايران يك كار غيرعقلاني است نه عدم همكاري با آن
زماني كه ما به سياست خارجي ايران از منظر سياست داخلي نگاه ميكنيم ميبينيم كه براي ايران خيلي مهم است كه هويت مقاومت خود را حفظ كند. ايران كشوري با ايدئولوژي مقاومت است در مقابل فشارهاي بينالمللي مقاومت ميكند ايران راه خود را در دنيا پيدا كرده است و از رهبري آمريكا در دنيا دنبالهروي نميكند. براي همين همكاري و ارتباط با آمريكا براي ايران يك كار غيرعقلاني است و نه عدم همكاري با آن.
*انقلاب ايران، انقلاب در سياست خارجي بود
انقلاب ايران در بعد سياست خارجي اهميت بسيار زيادي دارد بهخلاف انقلابهاي ديگر كه بيشتر جنبه انقلاب داخلي داشته است. انقلاب ايران بيشتر از اينكه مبارزه با شاه باشد، انقلاب و تغيير در سياست خارجي ايران در مقابله با زيادهخواهيها و سياستهاي سلطهگرايانه آمريكا و انگليس بوده است.
*احمدينژاد تلاش ميكند كه نشان دهد كه ايران يك كشور تندرو و جنگطلب نيست
من سخنرانيهاي آقاي [آيتالله] خامنهاي و آقاي احمدينژاد را مطالعه كردهام در ارتباط با سياست خارجي آيتالله خامنهاي بر انقلاب و هويت آن در سياست خارجي ايران تاكيد دارد. او از انقلاب به عنوان فرهنگ مقاومت و اسلام نام ميبرد. از طرف ديگر احمدينژاد هم در ايران و هم در خارج از ايران سعي ميكند حامل پيام صلح و عدالت باشد و خيلي تلاش ميكند كه نشان دهد كه ايران يك كشور تندرو و جنگطلب نيست و ايران ميتواند كمك كند تا دنيايي بهتر براي همه به وجود بيايد. احمدينژاد از اين طريق همچنين تلاش ميكند كه با كشورهاي ديگر كه تجربه شبيه ايران دارند و مورد ظلم و سلطه غرب قرار كرفتهاند ارتباط برقرار كند و به نظر من در اين كار موفق هم بوده است كه نمونه اين روابط مثبت را ميتوان در رابطه ايران با تركيه و برزيل مشاهده كرد.
گفتوگو از مصطفي افضلزاده
انتهاي پيام/پ*
خبرگزاري فارس: مدير كمپين حمايت از شهرزاد ميرقليخان گفت: بلقيس روشن، مادر شهرزاد ميرقليخان پس از گفتوگوي تلفني با فرزندش و در پي بيش از يك ماه بيخبري از وي بهعلت حمله قلبي به بيمارستان منتقل شد.
وحيد خدابنده مدير كمپين حمايت از شهرزاد ميرقليخان در گفتوگو با خبرنگار ديپلماسي عمومي خبرگزاري فارس گفت: بلقيس روشن، مادر شهرزاد پس از گفتوگوي تلفني با فرزندش به علت حمله قلبي به بيمارستان منتقل شد.
وي افزود: مادر شهرزاد به بيمارستان ايرانمهر منتقل شده و در بخش icu بستري ميباشد.
شهرزاد روز گذشته پس از يك ماه و نيم قطع ارتباط با خانواده خود تلفني به گفتوگو پرداخته و اعلام كرد كه در يك ماه و نيم گذشته به دليل ترس از نداشتن امنيت جاني به درخواست خود به انفرادي منتقل شده بود.
شهرزاد ميرقليخان زني ايراني است كه به اتهام مشاركت در خريد دوربين هاي ديد در شب كه در بسياري از فروشگاه هاي شكار در كشورهاي اروپايي يافت مي شود، در اتريش دستگير شد و بعد از محاكمه و سپري شدن دوران محكوميت با ترفندي توسط سرويس هاي امنيتي آمريكا به اين كشور كشانده شد و در آنجا به همان جرمي كه محكوميت آن را سپري كرده بود، مجدد محاكمه و به 5 سال حبس محكوم شد كه هماكنون پس از 3 سال گذراندن محكوميت خود در شرايط بسيار بدي قرار دارد.
مدتي پيش كمپين حمايت از شهرزاد ميرقليخان، زن ايراني كه به دلايل واهي در زندانهاي آمريكا به سر ميبرد، به آدرس shahrzadinjail.blogfa.com راهاندازي شد.*
خبرگزاري فارس: فراخوان فعالان اجتماعي عرب براي تحريم فيسبوك بهعلت حذف صفحه "انتفاضه سوم فلسطين " بيش از 250 هزار كاربر را با خود همراه كرده و اين شبكه اجتماعي عملاً از سوي خيل عظيمي از كاربران خود تحريم شد.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، تلويزيون الجزيره قطر در گزارشي اعلام كرد: تحريم فيس بوك در پي فراخوان فعالان فضاي مجازي كه روز دهم آوريل را به عنوان "روز تحريم فيسبوك " نامگذاري كرده بودند، و در پي همراهي شمار زيادي از كاربران وارد مرحله تازهاي شد.
بر اساس اين گزارش، فراخوان مذكور در راستاي اعتراض فعالان شبكههاي اجتماعي از اقدام مديريت سايت مذكور در حذف صفحه "انتفاضه سوم فلسطين " با بيش از هزاران عضو از فيسبوك صورت ميگيرد.
كاربران عرب فيسبوك همراه با انقلابهاي شماري از كشورهاي عربي ضد ديكتاتورهاي خود؛ در اقدامي نمادين سالروز "نكبت "را روز آغاز انتفاضه سوم فلسطينيان عليه دشمن صهيونيستي اعلام كرده بودند كه مديريت اين شبكه اجتماعي تحت نفوذ رژيم صهيونيستي با ادعاهاي واهي دعوت به خشونت صفحه مذكور را حذف كرد.
اين گزارش حاكي است كه فعالان شبكههاي اجتماعي اينترنت تحريم فيسبوك را هشداري به مديريت آن سايت به منظور بازگرداندن صفحه مذكور دانسته تاكيد كردند كه در صورت عدم توجه آن شبكه به خواستههاي آنان به گزينههاي ديگري روي خواهند آورد.
مديريت فيسبوك كه ادعاي فراهم ساختن فضايي براي بيان ديدگاههاي مختلف را سر داده است، به سرعت تسليم درخواست يهوديان صهيونيست شده صفحه "انتفاضه سوم " را به اتهام نشر خشونت بست.
صفحه "انتفاضه سوم " سايت فيسبوك كه حدود 500 هزار نفر را به خود جذب كرده بود، پس از آن بسته شد كه رژيم صهيونيستي در تماسي با فيسبوك اعلام كرد كه اين صفحه فراخواني براي قتل اسرائيليها است.
فيسبوك در نامهاي كه از دفتر "يولي ادلشتاين " وزير اطلاعرساني رژيم صهيونيستي منتشر شد، تاكيد كرد كه صفحه "انتفاضه سوم " به منظور فراخوان برگزاري تظاهرات مسالمتآميز افتتاح شده بود اما پس از آنكه كاربران زيادي در آن با ارائه نظرات خود خواستار برگزاري تظاهرات خشونتآميز شدند، اين صفحه را بسته است.
پيش از اين و در پي ايجاد صفحهاي تحت عنوان "انتفاضه سوم فلسطين " روي شبكه "فيسبوك "، "لاري كلايمن " وكيل يهودي آمريكا با ارائه دادخواستي از "مارك زوكربيرگ " رئيس فيسبوك به اتهام تعلل در حذف صفحه مذكور شكايت كرده پرداخت جريمه يك ميليارد دلاري را خواستار شد.
اين وكيل يهودي كه علاوه بر مديريت دو موسسه "گوديشيل وتچ " و "فريدم وتچ " نامزد انتخابات 2004 مجلس سناي آمريكا بود، مدعي شده كه مديريت فيسبوك در حذف صفحه "انتفاضه سوم فلسطين " كه خواستار انتفاضه عليه رژيم صهيونيستي است، اهمال كرده است.
انتهاي پيام/پ*
خبرگزاري فارس: الكساندر ماشكويچ يكي از ثروتمندترين يهوديان دنيا در همايش سالانه سران يهود در واشنگتن، اعلام كرد كه قصد دارد شبكه خبري بينالمللي را راه اندازي كند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس به نقل از روزنامه اسرائيلي هاآرتص، "الكساندر ماشكويچ " يكي از ثروتمندترين افراد دنيا كه فردي يهودي است در همايش سالانه سران يهود در واشنگتن، اظهار كرد كه قصد دارد شبكه خبري بين المللي را براي رقابت با شبكه الجزيره راهانداري كند كه مستقل از هر دولت يا سازماني فعاليت كند. اين رهبر ثروتمند يهودي در اين خصوص گفت كه او و شركايش در مراحل آغازين اجراي اين طرح هستند.
ماشكويچ در ادامه افزود كه هنوز تصميمي درخصوص نام و محل استقرار اين شبكه نگرفته است و تنها به اين نكته اشاره كرد كه اين شبكه مستقل از هر دولت يا سازماني به رقابت با شبكه الجزيره خواهد پرداخت.
شايان ذكر است در ماشكويچ در جديدترين فهرست ثروتمندترين افراد جهان مجله فوربس، با حدود 3 ميليارد و 700 ميليون دلار دارائي، در رده 297 قرار دارد.
انتهاي پيام/پ
خبرگزاري فارس: امارات قصد دارد با اجراي طرحهاي تبليغاتي با كمك شبكه خبري بي.بي.سي و سي.ان.ان، ابوظبي به عنوان مركز گردشگري در منطقه معرفي كند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، ابوظبي قصد دارد در ماه جاري ميلادي دومين مرحله از فعاليت تبليغاتي خود را در بازارهاي فعال و در حال ظهور منطقه آغاز كند؛ در اين مرحله، هدف جذب بيش از 1.8 ميليارد مصرفكننده منطقهاي و بين المللي است.
مسئولين گردشگري ابوظبي قصد دارند طي اين فعاليت 10 ماهه تبليغاتي، در سال 2011 تعداد مهمانان در هتلهاي اين شهر را به 2 ميليون و تا سال 2012 اين تعداد را به 2.3 ميليون نفر برسانند.
اين فعاليت تبليغاتي بنا به دستوري مبني بر "جذب " مسافران بالقوه تصميم دارد تعداد بيشتري مهمان را روانه بيشتر از 18 هزار هتل و هتل آپارتمان ابوظبي كند و درآمد اين بخشها را با افزايش مدت اقامت متوسط مسافران بالا ببرد.
"كلر ميشلتي "، مدير بخش بازاريابي سازمان گردشگري ابوظبي، اعلام كرد: "اين تبليغات تلويزيوني، چاپي، راديويي و اينترنتي ابوظبي را بازديدكنندگان ثروتمند دنيا معرفي خواهد كرد. به منظور تأمين برنامههاي تبليغاتي در حال همكاري نزديك با رسانههايي مانند "نشنال جيوگرافيگ " ، بيبيسي، شبكه ديسكاوري ، امبيسي، العربيه و سيانان هستيم. "
انتهاي پيام/پ