ديپلماسي عمومي و جنگ نرم
ديشكده "آمريكن اينترپرايز " بررسي كرد/
خبرگزاري فارس: يك انديشكده آمريكايي با اشاره به عدم ثبات فعلي در يمن، شرايط آمريكا را دشوار، پيچيده و خطرناك خوانده و مينويسد: ايالات متحده نياز به يك سياست دقيق در يمن دارد تا بتواند خطرات ناشي از سقوط دولت را كاهش دهد.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده "آمريكن اينترپرايز " در گزارشي به بررسي وضعيت بحراني يمن پرداخته و مينويسد: سكوت اختيار كردن مقامات آمريكا در يمن بسيار قابل توجه است؛ آنها در بيانيههاي خود بهكارگيري خشونت را محكوم ميكنند اما برخلاف موضعگيري آمريكا در مورد حوادث مصر و ليبي، اين بيانيهها موضوع عدم مشروعيت رئيس جمهور را مطرح نميكند.
* عبدالله صالح براي سركوب مخالفان داخلي از آمريكا كمك مي گرفت
همكاري علي عبدالله صالح به دليل تمايل وي براي هدايت حمايتهاي آمريكا براي برخورد با چالشهاي داخلي است كه از سوي جنبش "الحوثي " در شمال و جنبشهاي جنوبي صورت ميگرفت. هر دو چالش ظاهرا در پيوند با مخالفتهاي خودجوش شكل گرفته در تونس و مصر، و هدف آن بركناري صالح از قدرت است.
اتحاديههاي مهم و متصديان قدرت در درون نظام يمن، مانند برخي از رهبران نظامي كه اخيرا از صالح جدا شدند نشان دهنده تحول عميق در رژيم و يا حتي سقوط دولت است.
* كشيده شدن اعتراضات ضددولتي در يمن به مناطق طرفدار حكومت
سقوط رژيم حسني مبارك در مصر باعث شروع تظاهرات ضد دولتي خودجوش در يمن شد، اعتراضهايي كه سابقا به صورت محدود برگزار مي شد كه يا محلي بودند مثل اعتراضات دانشجويان صنعا، و يا بهشدت فرمايشي بودند، مثل اعتراضاتي كه توسط اپوزسيون سياسي مجمع مشترك احزاب (JMP) سازماندهي شده بود.
علي عبدالله صالح پس از سقوط نظام در تونس و مصر برخي اصلاحات سياسي و اقتصادي را ايجاد كرد، اما اين اصلاحات مردم را با وي همراه نكرد. جنبش الحوثي و هم جنبش جنوب، شبكههاي خود را در حمايت از جنبش صلحآميز جوانان بسيج و بر وحدت با اين جنبش اعتراضي تاكيد كردند. اعتراضات ضددولتي در يمن به مناطقي كه بهطور سنتي مناطق قدرت رژيم بود هم سرايت كرده است. با اين حال معترضين صداي واحد و اهداف مشتركي براي پس از سرنگوني صالح ندارند.
* مجمع مشترك احزاب و رئيس جمهور پيشنهادات يكديگر را رد كردند
چندي پيش، سخنگوي صالح اعلام كرد وي پيشنهاد داده است طي يك سال آتي و در يك فرايند انتقال قدرت از رياست جمهوري كناره گيري كند. وي انتقال قدرت به نيروهاي نظامي را رد كرده و به فرماندهان در مورد تلاش براي ايجاد كودتا هشدار داد. مجمع مشترك احزاب با تصويب يك طرح پنج مادهاي در ماه مارس خواستار انتقال قدرت تا پايان سال شد، اما صالح اين پيشنهاد را رد كرد. در حال حاضر نيز مجمع متقابلا پيشنهاد رئيس جمهور را رد كرده و خواستار استعفاي سريع وي شده است.
* كشته شدن 52 نفر از مردم توسط تكتيراندازها در صنعا
بسياري از شخصيتهاي سياسي كه به صفوف معترضين پيوستهاند، برخورد خشن رژيم با معترضين را دليل افزايش خشم مردم بيان كرده
اند. مجمع در اوايل مارس اعلام كرد ماداميكه حكومت به اعمال خشونت عليه اعتراضات صلحآميز متوسل ميشود از مذاكره خودداري ميكند. در 18 مارس تكتيراندازهايي كه هويتشان مشخص نبود به روي معترضين در صنعا آتش گشودند و بيش از 52 نفر را كشتند. اين حادثه منجر به كنارهگيري از حكومت، توسط برخي از شخصيتهاي كليدي شامل "شيخ صديق آل احمر " يكي از رهبران كنفدراسيون قبيله "حاشد " و ژنرال "علي محسن آل احمر " شد كه مسئول نيروهاي نظامي شمال غربي بود. تعداد قابل توجهي از ديپلماتها و مقامات رسمي نيز از سمت خود كنارهگيري كردند كه علت اينكار را برخورد خشن حكومت با مردم ذكر كردند. همچنين حداقل 4 ژنرال ديگر و بيش از 12 مامور ديگر به ژنرال احمر پيوستند.
* عمليات عليه القاعده اولويت دولت عبدالله صالح يا جانشينان احتمالي وي نخواهد بود
نيروهايي كه هنوز به عبدالله صالح وفادار هستند، مانند نيروهاي گارد جمهوريخواه كه توسط پسر وي رهبري ميشوند، عموما اطراف كاخ رياست جمهوري در صنعا و يا نواحي اطراف تاسيسات نظامي كه در كنترل افراد كنارگرفته از دولت است، جمع ميشوند. شكاف ميان نيروهاي نظامي وفادار و جدا شده از دولت در بخش جنوبي "موكالا " منجر به كشته شدن 2 سرباز شد كه بهطور بالقوه امكان گسترش آن به پايتخت وجود دارد؛ جايي كه ژنرال احمر نيروهاي خود را در اطراف بانك مركزي - مركز فرماندهي حزب حاكم- و ساير مكانهاي مهم گرد آورده است. همچنين پتانسيل فزايندهاي براي تجزيه دولت وجود دارد، جنبش شمال همچنان فاصله خود را از جنبش جنوب حفظ ميكند. صرفنظر از جهتگيري يمن، عمليات ضد تروريسم عليه القاعده اولويت دولت عبدالله صالح يا جانشينان احتمالي وي نخواهد بود.
* شرايط فعلي يمن تاثيري منفي بر مبارزات ضد تروريسم دارد
پيشرفتي كه در سالهاي اوليه دهه حاضر در جنگ عليه القاعده در يمن حاصل شد، زماني كه مظنونين به تروريسم در فوريه 2006 از زندان فرار كردند به شكست منتهي گشت، بهنظر ميرسد كه اين عمل با كمك افراد رژيم صورت گرفته باشد. از ميان زندانياني كه فرار كردند آن دسته كه كشته و يا مجددا دستگير نشدند در حال حاضر خود جزء رهبران گروه القاعده در شبه جزيره هستند. همكاريها در زمينه مبارزه با تروريسم در سال 2009 و 2010 مجددا از سر گرفته شد. اما در بهترين حالت عمليات يمن عليه القاعده را ميتوان متفرق و پراكنده خواند. شرايط آشوب كنوني در يمن تاثيري منفي بر مبارزات ضد تروريسم داشته و فرصت مناسبي را براي القاعده فراهم كرده است.
*چرا آمريكا در بيانيههاي خود عدم مشروعيت رئيس جمهور يمن را اعلام نميكند؟
سكوت اختيار كردن مقامات آمريكا در يمن بسيار قابل توجه است؛ آنها در بيانيههاي خود بهكارگيري خشونت را محكوم ميكنند اما برخلاف موضعگيري آمريكا در مورد حوادث مصر و ليبي، اين بيانيهها موضوع عدم مشروعيت رئيس جمهور را مطرح نميكند. عدم ثبات رژيم و موضعگيري آمريكا سوالات مهمي را بر ميانگيزد:
- آيا صالح بايد در قدرت باقي بماند؟
- آيا وي پايتخت سياسي را براي ادامه عملياتهاي مبارزه عليه تروريسم با همكاري ايالات متحده در دست خواهد داشت؟
- آيا حكومت ديگري در يمن بايد تشكيل شود؟
- آيا تصور اينكه آمريكا حامي صالح بوده است منجر به موقعيت نامناسب براي آمريكا در مقابل حكومت آينده ميشود؟
- آيا امكان برقراري روابط با حكومتي كه مخالفين رهبري آن را به عهده خواهند گرفت، تحت شرايط آشوب و تنش وجود دارد؟
- آمريكا چگونه ريسك حمله توسط القاعده در دوران گذار را مديريت ميكند؟
*شرايط دشوار و خطرناك آمريكا در يمن
شرايط عدم ثبات فعلي در يمن و نتايج بالقوه آن مشكلي دشوار و بعضا پيچيده و خطرناك را ايجاد كرده است. ايالات متحده نياز به يك سياست دقيق در يمن دارد تا بتواند به رفع مشكل عدم ثبات سياسي به همراه يك شريك در مبارزه عليه تروريسم بپردازد وخطرات ناشي از سقوط دولت را كاهش دهد.
انتهاي پيام./پ
خبرگزاري فارس: انديشكده كاتو با بيان اينكه هيچ اجباري وجود ندارد كه آمريكا دموكراسيسازي را بهعنوان يكي از پايههاي اصلي روابطش با بحرين قرار دهد زيرا اين روند ممكن است منجر به ظهور يك حكومت شيعه شبيه ايران شود.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده آمريكايي "كاتو " در گزارشي به بررسي مواضع آمريكا در مقابل بحران بحرين و دخالت نظامي عربستان پرداخته است.
در اين گزارش ميخوانيم: رياض تمايل خود را به حفظ ثبات در خليج فارس اعلام كرده و در روز 14 مارس بيش از هزار نيروي سعودي و 500 نيروي اماراتي را با مجوز "شوراي همكاري خليج فارس " به بحرين اعزام كرده است. چنين دخالت نظامي را ميتوان همتراز استقرار نيروهاي آمريكايي در "گرنادا " (1983)، "پاناما " (1989) و "هائيتي " (1994) دانست كه با مجوز "سازمان كشورهاي آمريكايي " (OAS) انجام شد.
*حفاظت از بحرين در راستاي منافع آمريكا
همچنين، بهنظر ميرسد حفاظت از بحرين كه ميزبان ناوگان پنجم آمريكا در يكي از پايگاههاي خود است و (طبق آمار سال 2011 موسسه اقتصاد آزاد) آزادترين اقتصاد را در منطقه خاورميانه داراست، در راستاي منافع آمريكا باشد. برخي از آمريكاييهايي كه خيزشها در بحرين را بهعنوان درگيري ميان اكثريت شيعه و اهل تسنن حاكم ميدانند، از واشنگتن ميخواهند اين اقدام عربستان سعودي را كه بهمنظور خاموش كردن اعتراض شيعيان انجام شده است، محكوم كند.
*آمريكا با مداخله نظامي عربستان در بحرين مخالفت نكند
آمريكا نبايد با دخالت نظامي عربستان سعودي و شوراي همكاري خليج فارس در بحرين مخالفت كند بلكه بايد اين مسئله را روشن كند كه در درگيري اهل تشيع و اهل تسنن در بحرين، جانب هيچ يك از طرفين را نميگيرد.
*عربستان با داشتن اقليت شيعه نگران است
تنش ميان اهل تسنن و شيعيان از مدتها پيش يكي از بخشهاي اساسي واقعيتهاي سياسي در خاورميانه بوده است. انقلاب ايران در سال 1979، خيزش حزبالله لبنان به رهبري شيعيان و سقوط حاكميت سني در عراق اين وضعيت را شديدتر كرده است. بنابراين حيرتآور نيست كه عربستان سعودي با اقليت شيعه خود نگران اين مسئله باشد كه نفوذ روبه افزايش ايران بههمراه متحدانش در لبنان و عراق، موضع شيعيان را در منطقه خليج فارس تقويت كند.
*روابط محكم با رياض نشانه حمايت از سركوب شيعيان است
روابط محكم آمريكا با رياض ميتواند گوياي اين نكته باشد كه واشنگتن از تلاشهاي عربستان سعودي براي سركوب خيزش شيعيان در بحرين حمايت ميكند. اين روابط حتي ميتواند آمريكا را به دخالت مستقيم در اين درگيري در صورت تصميم ايران به پاسخ به اقدام عربستان سعودي ترغيب كند.
*حمايت مداوم از عربستان و حضور نظامي نيروهاي آمريكايي در منطقه علت اقدامات تروريستي است
هنوز مشخص نيست كه آيا پيوستن به عربستان سعودي و متحدان منطقهاي اين كشور براي سركوب اعتراض شيعيان در جهت منافع واشنگتن هست يا خير. عربستان سعودي هرگز يكي از متحدان كاملا راهبردي آمريكا نبوده اما يكي از كشورهايي بوده است كه واشنگتن به حفاظت از آن در جنگ سرد متعهد شده بود. مشاركت آمريكا با عربستان سعودي پس از جنگ سرد بهعنوان بخشي از مبارزه عليه تروريسم ظهور يافته است. اما بيشتر اقدامات تروريستي ضدآمريكايي بهعلت حمايت مداوم آمريكا از عربستان سعودي و حضور نيروهاي آمريكايي در منطقه اتفاق افتاده است.
*سياست آمريكا در خاورميانه يك بام و دو هواست
اكنون سعوديها ممكن است آمريكا را به يك جبهه جديد در خاورميانه بكشانند كه در آن رژيمهاي سني مذهب عليه ايران و متحدان شيعه اين كشور به مبارزه برميخيزند. نكته جالب اين است كه سقوط صدام حسين و پيگيري ايجاد آزادي در منطقه به تقويت ايران كمك كرده و همچنين به شيعيان در عراق و لبنان قدرت بخشيده است. اگر آمريكا با شيعيان در بحرين كه خواستار داشتن حقوق سياسي مشابه در عراق و لبنان هستند، مخالفت كند دچار نوعي سياست يك بام و دو هوا خواهد شد و اين نشاندهنده تناقضي بزرگ است كه بهنظر ميرسد سياست آمريكا در خاورميانه را تعيين ميكند.
*كنار گذاشتن اعراب منطقي نيست
اين ايده كه آمريكا بايد سوار بر امواج تاريخ شده، از كنار اعراب گذشته و با مسيحيان براي ايجاد دموكراسي متحد شود، يك آرزوست و نميتواند اساس يك سياست منطقي باشد. درگيريهاي قومي منجر به اصلاحات سياسي صلحآميز خصوصا در بحرين ميشوند كه داراي اقتصادي آزاد است. براي آمريكا هيچ دليلي سياسي و اجباري وجود ندارد كه دموكراسيسازي را بهعنوان يكي از پايههاي اصلي روابطش با بحرين قرار دهد زيرا اين روند ممكن است منجر به ظهور يك حكومت شيعه شبيه ايران شود.
*حمايت از سياستهاي عربستان اگر منافع آمريكا را تامين نكند عاقلانه نيست
در عين حال واشنگتن بايد با ايجاد يك سري پارامترهاي راهبردي گامهايي را براي عاديسازي روابطش با عربستان سعودي بردارد. بايد اين نكته روشن شود كه منافع آمريكا و عربستان سعودي هميشه در راستاي يكديگر نيستند. حمايت آمريكا از سياستهاي منطقهاي عربستان سعودي كه مستقيما منافع آمريكا را تامين نميكنند، عاقلانه و مدبرانه نيست.
*بايد دوستان خود را در خاورميانه افزايش دهيم
در حالي كه هنوز قضاوت درباره اينكه كدام يك از گروههاي سياسي در خيزشهاي خاورميانهاي پيروز ميشوند، زود است اما آمريكا بايد حداكثر تلاش خود را براي افزايش فهرست دوستان خود در منطقه انجام داده و به گزينههاي ديپلماتيك خود اضافه كند. جانبداري از گروهي خاص در بحرين و در ديگر درگيريهاي قومي و مذهبي در منطقه در تضاد با منافع آمريكا خواهد بود.
انتهاي پيام./پ
خبرگزاري فارس: بحرين يكي از متحدان قديمي آمريكا بهشمار ميرود. ستاد فرماندهي ناوگان پنجم آمريكا در اين كشور قرار دارد و هواپيماهاي نظامي آمريكا ميتوانند از پايگاه هوايي اصلي بحرين كه در جنوب اين جزيره قرار دارد استفاده كنند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده آمريكايي "موسسه واشنگتن در مطالعات خاور نزديك "، در گزارش خود پيرامون بحران بحرين و مداخله نظامي عربستان نوشت: ورود نيروهاي نظامي عربستان سعودي به بحرين، اقدام مهمي در آشوبهايي كه در ماه گذشته گريبانگير اين كشور حاشيه خليج فارس شده است، بهشمار ميآيد.
اگرچه هدف از اين اقدام صرفاً كمك به دولت منامه براي كاهش ناآراميها است، اما امكان افزايش حمايت و پشتيباني ايران از شيعيان بحرين كه بهخاطر تبعيض حاكميت بحرين دست به اعتراض زدهاند را نيز در پي خواهد داشت. از چشمانداز دولت اوباما، اين اقدام عربستان با خط مشي آمريكا كه بر مذاكرات ديپلماتيك تأكيد ميكند، مغايرت دارد.
* اعزام هزار سرباز سعودي و 150 خودرو زرهي
عربستان سعودي در حالي اقدام به مداخله نظامي كرده است كه سه هفته پيش، واشنگتن با تحت فشار قراردادن بحرين خواستار عقبنشيني واحدهاي نظامي اين كشور از سطح شهر شده بود. گفته ميشود حدود هزار سرباز سعودي بههمراه 150 خودروي زرهي مجهز به مسلسلهاي سنگين به اين جزيره اعزام شدهاند. سربازهاي اعزامي از واحد دژبان گارد ملي هستند تا شبه نظاميان وزارت كشور عربستان سعودي.
ملك عبدالله، يكي از پسرانش به نام شاهزاده "ميتب " را سال گذشته بهعنوان فرمانده نيروهاي گارد ملي اين كشور منصوب كرد. گزارشهاي خبري حاكي است كه نيروهاي نظامي ديگر كشورهاي عضو انجمن همكاري خليج فارس، شامل 500 پليس از كشور امارات نيز به زودي به بحرين اعزام خواهند شد.
* جلوگيري دولت بحرين از برگزاري راهپيمايي هزاران مسلمان شيعه باعث افزايش تنشها گرديد
كارشناسان پيشبيني كردهاند كه عربستان در صورت از كنترل خارج شدن اوضاع امنيتي بحرين، نيروهاي نظامي اين كشور را تقويت و مسلح خواهد كرد. پس از آنكه دولت بحرين و گروههاي سياسي شيعي براي انجام مذاكرات سياسي تلاش ميكردند، جلوگيري دولت بحرين از برگزاري راهپيمايي هزاران مسلمان شيعه در شهر سني مذهب "ريفا " كه كاخهاي بسياري از خانواده حاكم آل خليفه در آنجا قرار دارد باعث افزايش تنشها و ايجاد درگيري مردم با نيروهاي امنيتي گرديد. مسلمانان شيعه همچنين با مسدود كردن بخش مالي منامه و مختل كردن عملكرد بخش بانكي بحرين، باعث شعلهور گشتن اعتراضها شدند.
*آل خليفه در بحرين قدرت تام دارد
مسلمانان شيعه بحرين خواستار بركناري شاه آل خليفه از هرگونه قدرت سياسي شدهاند. در حال حاضر پادشاه آل خليفه توسط پسر و وليعهدش، "شيخ سلمان " حمايت ميشود و قدرت تام را در اختيار دارد. با اين وجود، يكي از قدرتهاي اصلي اين كشور، شيخ خليفه، عموي شاه آل خليفه و نخست وزير بحرين است كه بيشتر بهعنوان شخصي فاسد و رشوهخوار مطرح است.
هشت تن ديگر اعضاي خانواده آل خليفه نيز پست و مقامهايي در بخشهاي كليدي حكومت يعني وزارت امور خارجه، وزارت دفاع و وزارت دارايي بهعهده دارند. پارلمان دو مجلسي بحرين نيز شامل مجلس سنا كه اعضاي آن توسط پادشاه انتصاب ميشوند و مجلس عوام كه اكثريت سني هستند كه مطيع ناحيهاي است كه برضد شيعيان تبعيض قائل ميشوند.
*بازيگران محوري بحران بحرين
بهبود شرايط در روزها و هفتههاي آتي براي بحرين بسيار تعيينكننده و حياتي خواهد بود و ممكن است نمايانگر نحوه واكنش ديگر كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس به چالش تغييرات سياسي در دنياي عرب باشد.
خانواده سلطنتي آل خليفه: سياستهاي بحرين طي سالها و در مديريت بحران بهويژه در سال گذشته، اغلب بر اساس تنش بين پادشاه بحرين و عمويش يعني نخست وزير بحرين تدوين مي شود. پادشاه بحرين در خلع وي ناتوان است و يا تمايلي براي اين كار ندارد. پادشاه و وليعهدش به عنوان ميانهرو و نخست وزير بهعنوان يك محافظه كار شناخته ميشوند در حالي كه نخست وزير از نظر سياسي بسيار زيركتر از همتايانش است.
سنيهاي اقليت بحرين: نيروهاي سعودي پس از درخواست بسياري از اعضاي سني مجلس مبني بر اعمال حكومت نظامي در اين كشور، به مداخلهجويي پرداختند.
شيعيان اكثريت بحرين: شيعيان بحرين اقدام مداخلهجويانه عربستان را اعلان جنگ و تصرف ميدانند. يك عضو ارشد حزب الوفاق كه پيشتر در گروه اصلي مخالف مجلس بود، اظهار كرد: "اين اقدام عربستان باعث تشديد بحران خواهد شد و نتيجه آن نيز بسيار قابل ملاحظه و شگرف خواهد بود. فكر ميكنم آل خليفه آخرين تلاش خود را انجام ميدهد. آل خليفه با اعمال تاكتيكهاي سياسي طي سالهاي متمادي تلاش كرده است بين شيعيان شكاف بهوجود آورد.
ايران: ايران از دهه 70 ميلادي مدعي شد كه بحرين متعلق به خاك ايران است و سياستمداران ايراني گهگاه از بحرين بهعنوان يك استان ايران ياد ميكنند. اما در اكثر مواقع از ملتهب كردن بحران در حال گسترش بحرين خودداري كردهاند. اين در حالي است كه آل خليفه دولت ايران را طرحريز آشوبهاي اخير اين كشور ميداند. ايران ممكن است با دخالت نيروهاي سعودي، از آزادي بيشتري براي اظهارنظر در اين خصوص برخوردار شود و مقامات رسمي ايران به تازگي اعلام كردهاند كه نبايد در مقابل تظاهركنندگان صلحجو از خشونت استفاده كرد.
*علت مداخله نظامي عربستان در بحرين چه بود؟
عربستان سعودي: رياض از دو رويداد هراس دارد، آشوبهاي شيعيان بحرين به جمعيت 2 ميليون نفري شيعيان عربستان نيز سرايت پيدا كند و امتيازهايي را كه شيعيان بحريني خواستار آن هستند را نيز شيعيان عربستاني از حكومتشان بخواهند. در واقع مداخلهجويي عربستان درست يك روز پس از اعلام وليعهد بحرين مبني بر پذيرش يك مجلس با قدرت تام و نواحي رأيگيري بيطرفانه، صورت پذيرفت. ملك عبدالله در هفته اخير رياست مجمع بسيار مهم شوراي امنيت ملي عربستان را بهعهده داشت كه احتمالاً بحرين در رأس دستور جلسه قرار داشت.
*از دست دادن بحرين براي آمريكا يك عقبنشيني بزرگ محسوب ميشود
آمريكا: بحرين يكي از متحدان قديمي آمريكا بهشمار ميرود. ستاد فرماندهي ناوگان پنجم آمريكا در اين كشور قرار دارد و هواپيماهاي نظامي آمريكا ميتوانند از پايگاه هوايي اصلي بحرين كه در جنوب اين جزيره قرار دارد استفاده كنند. از دست دادن اين تسهيلات، يك عقبنشيني بزرگ براي عملياتهاي آمريكا كه بهمنظور حفاظت از كشتيراني در خليج فارس و در حمايت از يگانهاي مستقر در افغانستان انجام ميشود، خواهد بود. بحرين و ديگر كشورهاي محافظهكار منطقه، حمايت غير مستقيم دولت اوباما را از اغتشاشات سياسي مشاهده كردهاند كه با معاهداتي كه با همپيمانان بلندمدت خود داشته است مغايرت دارد. لشگركشي عربستان به بحرين تنها 2 روز پس از بازديد وزير دفاع آمريكا "رابرت گيتس " از بحرين و انتقاد وي مبني بر اينكه دولت اين كشور اقدامات ناچيزي در برقراري دموكراسي انجام داده است، به وقوع پيوست.
*خط مشي آمريكا
ظاهراً كاخ سفيد بيم آن دارد كه بحرين و ديگر كشورهاي حاشيه خليج فارس نظير عربستان، امارات و عمان، تمايلي براي به رسميت شناختن حقوق سياسي جامع و فراگير ندشته باشند. كشورهاي مذكور در عوض از اين خشمگين هستند كه آمريكا به راحتي اجازه بدهد كه هم پيمانان وفادارش مانند حسني مبارك در مصر از قدرت كنار گذاشته شود در حالي كه به سرهنگ قذافي در ليبي فشار چنداني وارد نميكند.
براي جلوگيري از احتمال اينكه ايران از بحران در حال گسترش بحرين به نفع خود استفاده كند، آمريكا و شوراي همكاري خليج فارس بايد روابط خود را به سرعت و مجدداً تعريف كنند.
انتهاي پيام./پ
خبرگزاري فارس: انديشكده واشنگتن در گزارشي به بررسي پيام نورورزي سال 90 اوباما پرداخته و تاكيد ميكند كه شبكههاي ماهوارهاي، اينترنت و صدور بيانيههاي دولتها و سازمانهاي بينالمللي را ابزارهاي مهم اعمال فشار به ايران در زمينه حقوق بشر هستند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده واشنگتن در مقالهاي به بررسي پيام نوروزي رييس جمهور آمريكا پرداخته و مينويسد: پيام نوروزي "باراك اوباما "، صراحتاً نمايانگر تغييرات اخير سياست آمريكا در قبال ايران بود. واضح و مبرهن است كه پيام امسال خطاب به مردم ايران بود تا به دولت. اين در حالي است كه پيام نوروزي سال 88 اوباما كه اظهار كرده بود: "ميخواهم با رهبران ايران صريح صحبت كنم. " با پيام امسال وي كاملاً مغايرت دارد. در واقع پيام سال 88 در خصوص ديپلماسي، تعهدات، احترام متقابل و روابط سازنده، بدون اشاره به موضوع حقوق بشر بود.
* تمركز پيام نوروزي سال 90 اوباما بر مسئله حقوق بشر است
اوباما در پيام نوروزي خود بهمناسبت آغاز سال 89 نيز "از آيندهاي اميدواركننده براي مردم ايران " و "درخواست همكاري بيشتر ايران با جامعه ملل بهمنظور جلوگيري از پايين آمدن اعتبار دولت اين كشور در پي سرپيچي از تعهدات بينالمللي " سخن به ميان آورده بود كه مسئله انرژي هستهاي و حقوق بشر را بهطور مؤثري در كنار هم قرار داد. اما پيام نورزوي سال 90 چندگام روبهجلو در تغيير سياست اوباما بود كه بدون كوچكترين اشارهاي به رهبران ايران و يا بنبست هستهاي، كاملا بر "حقوق مردم ايران " تمركز داشت. اوباما همچنين با خواندن شعر يكي از شاعران معاصر زن ايراني به جاي استفاده از شعر شاعران قديمي، تأثير پيام خود بر مردم را افزايش داد.
*جلسه محرمانه براي بررسي اقداماتي كه ميتوان براي تقويت نيروهاي دمكرات در ايران انجام داد
با اين حال اوباما سخني از راههاي حمايت از "نيروهاي اميد " بر زبان نياورد. اما در جلسه محرمانهاي كه 14 مارس در موسسه واشنگتن برگزار شد، اقداماتي كه دولت آمريكا ميتواند براي تقويت نيروهاي دموكراتيك در ايران انجام دهد، مطرح و مورد بررسي قرار داده شد.
*اعتبار شبكه صداي آمريكا بهدليل سبك قديمي و طرفداري از سلطنتطلبان در خطر است
شبكه صداي آمريكا با كارگردان جديد خود "رامين عسگرد "، يكي از كارمندان وزارت امور خارجه آمريكا كه پيشتر مديريت دفتر ناظران ايران آمريكا را در دبي بهعهده داشت، فاز تازهاي را آغاز كرده است. اين شبكه طبق برنامهريزيهاي صورت گرفته، قرار است بهمنظور افزايش اعتبار و محبوبيت خود در بين مخاطبان، تغييرات چشمگيري در ساختار، مديريت و شكل و محتواي برنامههاي خود ايجاد كند. بهعنوان مثال، برنامه طنز هفتگي "پارازيت " نشان ميدهد ديگر برنامههاي اين شبكه به چه ميزان بايد در حرفهايگري و روزنامهنگاري ناب گام بردارند. براي مثال، سبك و روش شبكه صداي آمريكا بسيار از مد افتاده و قديمي است اما روزنامهنگاري آن در مقابل در بهترين شرايط قرار دارد و اعتبار شبكه نيز بهدليل طرفداري از سلطنتطلبان در خطر است.
*صداي آمريكا و راديو فردا بايد از اخبار شبكههاي اجتماعي استفاده كنند
راديو فردا و شبكه صداي آمريكا بايد با جمعآوري اخبار ايران از شبكههاي اجتماعي و بازنگري و ارسال مجدد آنها، بيش از پيش به سمت تعاملي بودن پيش بروند. چنين ابزارهايي به صداي آمريكا كمك ميكند بهطور ويژه با جامعه ايراني در ارتباط باشد، چرا كه دولت ايران اجازه نميدهد اين شبكه در ايران خبرنگار و يا دفتر داشته باشد.
*چارهجويي آمريكا و شركاي اروپايي براي مشكل ارسال پارازيت
در خصوص تلاشهاي ايران براي ارسال پارازيت روي ماهوارهها، آمريكا بايد براي حل اين مشكل، با شركاي اروپايي خود چارهانديشي كند. اين اقدام ايران نقض توافق اتحاديه ارتباطات راه دور بينالمللي محسوب ميشود. وزراي امور خارجه اتحاديه اروپا در ماه مارس 2010 صراحتاً اعلام كردند كه اگر تهران فوراً اين تداخل الكترونيكي غير مجاز را قطع نكند، اقدامات و برخورد سختي با آن خواهد شد اما از آن زمان تاكنون اتفاق خاصي نيفتاده است.
*ايرانيها براي ارتباط با يكديگر با موانع بسياري روبهرو ميشوند
ايرانيها در برقراري ارتباط با يكديگر و اينكه مثلاً بخواهند در مورد وقايع كشور خود صحبت كنند يا اينكه براي آنچه بايد انجام دهند نيز با موانع بسياري روبهرو ميشوند در حال حاضر، تلفن همراه بهويژه ارسال پيامك، سازوكار اصلي ارتباط در داخل ايران است.
*چاره آمريكا براي 70 درصدي كه از اينترنت استفاده نميكنند، چيست؟
اينترنت هم نقش مهم اما محدودتري را ايفا ميكند: تلفنهاي همراه براي ارتباط برقرار كردن داخل ايران و تلويزيونهاي ماهوارهاي براي اطلاعرساني درخصوص رويدادهاي داخل اين كشور تعيينكننده و ضروري هستند. تقريباً 23 ميليون ايراني از اينترنت استفاده ميكنند كه اين ميزان 30 درصد كل جمعيت اين كشور را شامل ميشود. 70 درصد ديگر به دلايلي همچون هزينههاي بالاي اينترنت، آشنا نبودن با زبانهاي خارجي و يا بيعلاقگي، از اينترنت استفاده نميكنند. چاره اصلي براي دعوت اين گروه بزرگ به اينترنت، از طرفي تلاش براي كاهش استفاده از هزينه اينترنت و از طرف ديگر تأسيس يك وبسايت كاملا فارسي و ارائه اخبار و سياستها در قالب يك برنامه سرگرم كننده و تفريحي است.
*دولت ميبايست شركتهاي خصوصي را به ارائه خدمات به كاربران ايراني ترغيب كند
البته اين دور از انتظار خواهد بود كه شركتهاي خصوصي آمريكايي نرم افزار اينترنتي رايگان يا كم هزينه براي توليد كرده و در اختيار ايرانيان قرار دهند مگر اينكه دولت آمريكا بهطور فعال آنها را ترغيب به چنين اقداماتي كند كه پاسخ سريع به درخواستها براي لغو تحريمهاي ايران يكي از آن اقدامها است.
با لغو برخي تحريمها، شركتهاي آمريكايي، ديگر از سوي كاربران اينترنتي ايراني درآمدي نخواهند داشت و تنها شركتهاي نرم افزاري انگشت شماري به ارائه خدمات به ايرانيان اهميت ميدهند. ديگر شركتها نيز خود را ملزم به رعايت تحريمهاي آمريكا ميكنند به خصوص اينكه واشنگتن محدوديتها را لازم الاجرا ميداند و به شركتها در خصوص عواقب سوء استفاده از محصولات آنها توسط ايرانيان هشدار داده است.
*5 درصد از كاربران ايراني از نرم افزارهاي فيلترشكن استفاده ميكنند
بار اين تعهد در نهايت بر دوش دولت آمريكا است كه پيشقدم شود و ابتكار عمل را در دست بگيرد و به انتظار شركتها و سازمانهاي غيردولتي ننشيند. در حال حاضر اصليترين موانع و محدوديتهاي دسترسي كامل به اينترنت براي كاربران ايراني، فيلترينگ دولتي و سرعت پايين است. حدود يك ميليون ايراني يا به عبارتي 5 درصد كاربران اينترنت، از نرم افزار فيلترشكن براي عبور از فيلترينگ استفاده ميكنند. چنين نرم افزاري به راحتي قابل استفاده و موجود نيست. اگرچه حل كامل اين مشكل با وجود افزايش تلاشهاي آمريكا در ايام آتي غيرمحتمل است. در واقع هيچ معجزه و شعبدهاي وجود ندارد كه بتواند تمامي مشكلات ارتباطي را مرتفع كند. تنها راه حل، بهكارگيري همزمان شيوههاي متنوع با ديدي واقعگرايانه خواهد بود كه البته هريك مضرات و مشكلات خود را دارا بوده و خطراتي را براي كاربران بههمراه خواهد داشت.
*بيانيههاي دولتها و سازمانهاي بينالمللي در پارهاي اوقات مفيد بوده است
با وجود مناقشه ميان فعالان سياسي ايران بر سر برخي از حمايتهاي خارجي از تلاشهاي آنان، تنها موردي كه همگان با آن موافق و هم رأي هستند اين است كه بيانيههاي دولتها و سازمانهاي حقوق بشر هرگز به ضرر مردم نبوده است و در پارهاي از اوقات براي آنان مفيد و كمككننده بوده است. در واقع، يكي از اعتراضهاي مشترك ايرانيان فعال در زمينه حقوق بشر و دمكراسي اين بوده است كه اين بيانيهها به اندازه كافي مداومت نداشتهاند نيستند. فعالان سياسي همچنين خواستار صدور بيانيههايي در خصوص مشكلات عميقتر و فراگيرتري شامل حقوق زنان، كودكان، گروههاي اقليت ديني، اتحاديههاي كارگري و مهاجران و پناهندگان به خصوص در خارج از شهرهاي بزرگ شدهاند. در حال حاضر بيش از يك ميليون نفر افغاني و عرب در ايران به عنوان مهاجر و پناهنده زندگي ميكنند.
*پيامهاي حقوق بشر از تريبونهاي مختلف اعلام شود
اوباما با ذكر 5 مورد از نقض حقوق مردم، از ايجاد مشكل بر سر فيلمسازي تا مجازاتهاي مذهبي، گام مثبتي در اين مسير برداشت. پيام حقوق بشر هنگاميكه از تريبونهاي گوناگون اعلام شود، تأثيرگذاري بيشتري خواهد داشت. تاكنون كانادا و كشورهاي اروپا در اين مسير پيشقدم شدهاند و در بسياري از انجمنهاي بينالمللي در خصوص موارد متعدد پيمانشكنيهاي ايران نسبت به توافقهاي بينالمللي، ابراز نگراني كردهاند. آمريكا براي نامشروع جلوه دادن جمهوري اسلامي ايران بايد با هر دو طرف همكاري كند. هر بيانيهاي كه صادر ميشود نشاندهنده اين است كه جامعه بينالملل در مقابل اينكه حاكمان ايراني مردم خود را قتل عام ميكند بيكار نخواهد نشست.
*واشنگتن و بروكسل اطلاعات خود را در مورد اشخاص و موسسات ايراني فعال در خارج از ايران به اشتراك بگذارند
اين شركا پيش از اين در حال همكاري براي برقراري مجدد پست بازرسي ويژه شوراي حقوق بشر سازمان ملل در ايران هستند. اين پست كه در دهه گذشته فعال بود در پررنگ نشان دادن نقض حقوق ايرانيان بسيار مؤثر بود. دولت آمريكا در حال حاضر 8 تن از مقامات عاليرتبه ايراني را كه در نقض اين حقوق نقش بهسزايي داشتند، تحريم كرده است. در حالي كه اتحاديه اروپا 80 نفر از مقامات ايراني را براي تحريم كردن در نظر گرفته است. واشنگتن و بروكسل بايد تلاشهاي خود را يكي كنند و در اطلاعات خود را در مورد اشخاص و موسسات فرهنگي و بازرگاني ايراني كه در اروپا، كانادا و آمريكا فعاليت ميكنند و نقش فعالي در نقض اين حقوق دارند، به اشتراك بگذارند.
*نتيجهگيري:
هر دولت آمريكايي كه تاكنون توانسته با افزايش تحريمها به ايران فشار وارد كند فقط بهدليل اصرار و خلاقيت در اين زمينه بوده است. همچنين افزايش نفوذ واشنگتن با همكاري با بخش خصوصي و متقاعد كردن ديگر كشورها به موضعگيري عليه ايران بوده است. چنين شيوهاي بايد با قدرت بيشتري براي حمايت از فعالان دموكراسي و حقوق بشر در ايران اعمال شود. دولت آمريكا به جاي افسوس خوردن در مورد اينكه اقدامات ناچيزي ميتواند انجام دهد، پيوسته بايد در همه جبهههاي ممكن كار كند. اذهان عمومي اروپا بيشتر بر نقض حقوق بشر توسط ايران تمركز دارد كه اين مسئله جو بسيار مناسبي را براي حمايت بينالمللي از نيروهاي دموكراتيك و درخواستكنندگان رسيدگي به نقض حقوق بشر در ايران ايجاد كرده است.
انتهاي پيام./پ
خبرگزاري فارس: بنياد آمريكايي - صهيونيستي هريتيج در گزارشي با اشاره به ناكارآمدي هيئت مديره رسانهاي آمريكا نوشت: كنگره ميبايست نقش بسيار فعالتري در سرپرستي اين ابزار مهم سياست خارجي آمريكا بهعهده بگيرد. فقط زمانيكه اشتباهات رخ ميدهند، توجه كردن كافي نيست.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني اشراف، بنياد هريتيج در گزارشي با عنوان "زمان ارزيابي مجدد شوراي مديريت برنامههاي راديو و تلويزيون آمريكا " به قلم هِله دِيل و نيك زان اعلام كرد: تصميمات استراتژيك اخير توسط شوراي مديران پخش برنامه هاي دولتي آمريكا BBG در مورد پخش برنامههاي صداي آمريكا براي چين نشان ميدهند كه زمان آن رسيده است كه كنگره به چگونگي مديريت دولت آمريكا روي سرويسهاي پخش راديويي و تلويزيوني، نظري جدي بيفكند.
حتي هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا در بيانيهاش در كميسيون امور خارجه مجلس در اول مارس نگراني شديد خود را در مورد چگونگي پخش راديوتلويزيوني بينالمللي ايالات متحده ابراز داشت.[1] البته كلينتون خودش يك كرسي در شوراي مديريت برنامه دارد (معمولاً جوديث مك هِيل معاون وزير امور خارجه در ديپلماسي عمومي، به نيابت از طرف وي در آنجا حضور مييابد)، بنابراين فرصت و مسئوليت آن را دارد كه در مورد نگرانيش اقدام كند.
اين گزارش مي افزايد: واقعيت اين است كه شوراي مديريت برنامه BBG كه به تازگي تشكيل شده و اغلب حقوقي نيز دريافت نميكنند و ماهي يكبار بدون مدير اجرايي واقعي تشكيل جلسه ميدهند، روش صحيح اداره يك سازمان رسانهاي پيچيده را ندارد كه داراي مؤسسات مستقل پخش با ارزش بيش از 750 ميليون دلار ميباشد كه توسط ماليات پردازان ايالات متحده پرداخت ميشوند.
كنگره ميبايست بهدنبال تغيير اين وضعيت باشد. شوراي مديران پخش برنامه هاي دولتي آمريكا (BBG) هنگامي كه نيازها افزايش مييابند، شانه خالي ميكنند.
كنگره، شوراي مديريت برنامه را در اواسط دهه 1990 تأسيس كرد تا رسانه صوتي و تصويري را از مداخلات سياسي مجزا كند. در آن زمان راديو و تلويزيون از طريق سازمان اطلاعاتي ايالات متحده با ديپلماسي عمومي آمريكا ارتباط داشت، اما وقتي اين سازمان در سال 1999 بسته شد، شوراي مديريت برنامه به يك سازمان دولتي جدا و مستقل تبديل گشت. با اين حال اين سازمان از شروع با مشكل مواجه بوده است. اعضاي اين شورا توسط رئيسجمهور منصوب ميشوند و توسط سنا تأييد صلاحيت ميشوند، و يك گزارش كميسيون روابط خارجي سنا اظهار داشت كه "مشخص شده است كه شوراي مديريت برنامه بهجاي اينكه بهعنوان يك محافظ سياسي عمل كنند به يك مسئله جنجالبرانگيز سياسي مبدل گشته است ".[2]
اين شورا تا شش سال كارمندان كافي نداشت و بهمدت دو سال رئيس نداشت. در حاليكه سناتورهاي شكستخورده درخواست مسئوليتپذيري بيشتري ازسوي سرويسهاي پخش برنامه داشتند، تأييد صلاحيت شوراي فعلي براي ماهها به تعويق افتاد. اكنون اين شورا بودجهاي را تصويب كرده كه مفاهيم استراتژيك عظيمي را براي آينده ديپلماسي عمومي آمريكا در آسيا دربر دارد.
اعضاي كنگره ميبايست نگران اين موضوع باشند كه در حاليكه دولت چين در تلاشهاي ديپلماسي عمومي و راديو و تلويزيون ميلياردها دلار سرمايهگذاري كرده است، شوراي پخش برنامه آمريكا بودجهاي را ارائه كرده كه 45 درصد بخش چيني صداي آمريكا را كاهش ميدهد و پخش برنامه را تنها به زبان ماندارين كاهش داد، و از ابتداي اكتبر 2011 سرويسهاي به زبان كانتوني را حذف ميكند.
اين نكته ميبايست يادآوري شود كه بودجه پيشنهادي 2012 شوراي پخش برنامه آمريكا نسبت به بودجه فعلي 5/2 درصد افزايش دارد. اين تغييرات بازتاب يك جابهجايي هزينه ميباشد تا پسانداز هزينه، و يك اولويتبندي مجدد واضح خدمات ميباشد كه لزوماً ناشي از صرفهجويي نميباشد.
والتر ايزاكسان رئيس شوراي مديريت برنامه در سخنانش راجع به تأثير رسانههاي اجتماعي بر شورشهاي خاورميانه و نيروي توليدات وبسايتهاي اين شورا اخيراً اظهار داشته است: اين الگوي دقيقي از آنچيزي است كه من فكر ميكنم آينده پخش برنامههاي برونمرزي شبيه به آن خواهد بود. اين تأمينكننده اطلاعات مردم ميباشد، آميخته با روزنامهنگاري عظيم ميباشد، آميخته با شبكههاي اجتماعي ميباشد بهطوريكه مردم با اطلاعات دقيق قدرتمند ميشوند.[3]
اين استراتژي به چندين دليل مشكلآفرين ميباشد. در حاليكه رسانههاي اجتماعي و تلفنهاي همراه در ارتباط دادن افراد و پرورش روزنامهنگاري شهروندي بسيار مؤثر ميباشند، اما رسانههاي گروهي سنتي – در اين مورد راديو و تلويزيون – اغلب هنوز مؤثرترين وسيلهاي است كه اخبار و اطلاعات را به قسمتهاي مشخصي از جهان درحال توسعه منتشر ميكند.
در مورد توسعه شوراي مديريت برنامه آمريكا به چين، در حالي كه مناطق توسعهيافته ساحلي ممكن است درواقع بهوسيله اينترنت و تلفن همراه خدمترساني شود اما مناطق شهري (جاييكه اكثريت جمعيت زندگي ميكنند) اغلب اساساً در دسترس راديو موج كوتاه هستند. درواقع حتي دولت چين، كه فركانسهاي موج كوتاه را يكدفعه و بهطور كلي خريداري ميكند، از آنها تا حدودي براي ارتباط با مناطق داخلي كشورش استفاده ميكند و در حالي كه اينترنت و تلفن همراه نسبت به مداخلات دولت آسيبپذير هستند – بهويژه در چين، جايي كه تمامي زيرساختارهاي ارتباط از راه دور متعلق به دولت ميباشد – مسدود كردن راديو بهويژه موج كوتاه بسيار مشكل ميباشد، اگر بهاندازه كافي روي قدرت سيگنال و پهناي باند سرمايهگذاري شده باشد.
حتي اگر همانطوركه شوراي مديريت برنامه اظهار داشته است، تنها 04/0 درصد از مردم در چين از موج كوتاه استفاده كنند، اين مقدار در يك كشور 34/1 ميليارد نفري برابر يك جمعيت بسيار چشمگير خواهد بود كه ممكن است ديگر توسط برنامههاي برونمرزي آمريكا تحت تأثير قرار نگيرند.[4]
گزارش هريتيج مي افزايد: آيا محتواي ارتباطي كه از طريق اينترنت صورت ميگيرد، بدون تغيير ميماند؟ فيلتر چينيها روي اينترنت كاملاً شناخته شده است، اين كار توسط مسدود كردن منظم كليدواژههايي بهصورت آشكار صورت ميگيرد كه بهنظر ميرسد تهديدي براي حزب كمونيست چين باشند. اما چهچيزي مانع سارقان رايانهاي و يا كشور ميشود تا با زيركانه دستكاري كردن اطلاعات، ارائه نهايي اخبار صداي آمريكا را كه كاربر پاياني دريافت ميكند، تحت تأثير قرار ندهند؟
واقعيت اين است كه شوراي مديريت برنامه آمريكا تمامي برنامههاي بخش چيني صداي آمريكا را در يك اينترنت يا رسانه خبري قرار داده تا قادر باشد نهتنها سارقان رايانهاي داخل چين بلكه كساني را كه بيرون از چين هستند، نيز مطمئناً مغلوب سازد.
درست يك هفته پس از اينكه بودجه 2012 شوراي مديريت برنامه در 21 فوريه علني گشت، وبسايت متعلق به صداي آمريكا در ايالات متحده مسدود گشت و كاربران به تبليغاتهاي افراطي فرستاده شدند تا اطمينان ديگري حاصل شود كه رويكرد اينترنتمحور شوراي مديريت برنامه در انجام مأموريتش در چين (يا جاهاي ديگر، براي آن موضوع) موفقيتآميز بوده است.
درحال حاضر، كنگره ميبايست جايگزيني اين شورا را با يك ساختار مديريت پخش برنامه حرفهايتر را بهطور جديتر مورد ملاحظه قرار دهد و يا بهطور بالقوه به اين شورا مسئوليت مشورتي (در مقابل مديريتي) بدهد.
هريتيج در پايان تاكيد مي كند: يك شركت 750 ميليون دلاري بخش خصوصي بهسختي ميتواند از عهده غيبت يك مديريت تمام درگير و مسئول برآيد. پنج پخشكننده برنامه بينالمللي كه شوراي مديريت به خارج از كشور ميفرستد، در حدود 4000 پرسنل دارد و نيازمند يك رئيس غيرحزبي، حقوقبگير و تماموقت دارد و يك مديريت اجرايي كه براي فعاليت در استراتژيهاي طراحي و اجراي درازمدت راديو و تلويزيون بينالمللي آمريكا وقت و مايه بگذارد. بهعلاوه كنگره خودش ميبايست نقش بسيار فعالتري در سرپرستي اين ابزار مهم سياست خارجي آمريكا بهعهده بگيرد. فقط زمانيكه اشتباهات رخ ميدهند، توجه كردن كافي نميباشد.
[1]Hearing, Assessing U.S. Foreign Policy Priorities and Needs Amidst Economic Challenges, Committee on Foreign Affairs, U.S. House of Representatives, 112th Cong., 1st Sess., March 1, 2011, athttp://www.foreignaffairs.house.gov/hearing_notice.asp?id=1219 (March 16, 2011).
[2].Hearing, U.S. International Broadcasting: Is Anybody Listening? Keeping the U.S. Connected, Committee on Foreign Relations, U.S. Senate, 111th Cong., 2nd Sess., June 9, 2010, at http://lugar.senate.gov/issues/foreign/diplomacy/report.pdf (March 16, 2011).
[3]Press release, “Staying Ahead of the Digital Curve: U.S. Global Engagement in the New Media Era,” Broadcasting Board of Governors, February 15, 2011, at http://www.bbg.gov/pressroom/press-releases/Staying_Ahead_of_the_Digital_Curve.html (March 16, 2011).
[4]Matthew Shaffer, “Rohrabacher’s Radio Rage,” The Corner, February 18, 2011, at http://www.nationalreview.com/corner/260160/rohrabacher-s-radio-rage-matthew-shaffer (March 16, 2011).
انتهاي پيام/*
خبرگزاري فارس: يك انديشكده آمريكايي در گزارشي با تشريح تفاوتهاي جنگ ليبي با جنگ عراق نوشت: چنين تفاوتي از احتمال اينكه شرايط ليبي هم شبيه اوضاع عراق پس از جنگ شود، نميكاهد.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده "فارين پاليسي اين فوكس " وابسته به مؤسسه مطالعات سياسي در آمريكا در گزارشي به مقايسه حمله نظامي به ليبي و جنگ عراق پرداخته است.
در اين گزارش مخالفان حمله نظامي به ليبي، با يادآور شدن حمله نظامي به عراق، از مقامات آمريكايي ميخواهند فاجعه عراق را در ليبي تكرار نكنند. اما آيا مقايسه حمله نظامي به ليبي با حمله بوش به عراق، صحيح است؟
*در جنگ عراق جمهوريخواهان بهدنبال انتقام 11 سپتامبر بودند
حمله به عراق با هدف مبارزه با تروريسم برنامهريزي و به دست مقامات سياسياي اجرا شد كه به دنبال سوء استفاده و تحقق منافع خود بودند. نومحافظهكاران نيز كه شرايط سياسي را فرصت مناسبي براي تحريك اسرائيليها و شريك كردن آنان در "جنگ با تروريسم " ميديدند، بهشدت بر جنگ و حمله نظامي به عراق تأكيد ميكردند. جمهوريخواهان نيز به دنبال انتقام حادثه 11 سپتامبر و افزايش قدرت خود بودند و اهميتي نميدادند كه آيا اعرابي كه براي نابودي آنها نقشه ميكشيدند، واقعاً مرتكب جرمي شدهاند يا خير.
*حاميان حمله به عراق چهكساني بودند؟
اگرچه بسياري از عراقيها اميدوار به پايان يافتن حكومت "صدام حسين " بودند اما تنها عده قليلي از حمله نظامي آمريكا به اين كشور حمايت كردند. متعصبترين حاميان جنگ عراق، فرصتطلباني بودند كه در خارج از عراق زندگي ميكردند و در تبعيد به سر ميبردند و سايستمداران جنگطلب هنگامي زمزمه آزادي را سر دادند كه اعلام شد سلاحهاي كشتار جمعي و القاعده هرگز در عراق وجود نداشتهاند.
*انقلابهاي اخير جواب دندانشكن به نومحافظهكاران آمريكايي است
وضع سياسي امروز نسبت به گذشته تغيير كرده است. جنبش و نهضتي كه جهان عرب را فراگرفته، جواب دندانشكني به نومحافظهكاران است كه عربها و مسلمانان را ذاتاً تروريست و مستبد جلوه ميدهند. نومحافظهكاران كه بازيگردانان وقايع گذشته بودند، اكنون از اظهار نظر نيز واهمه دارند. آنها به شدت مردد شدهاند و برخي از انقلاب مصر انتقاد ميكنند و بر اين باورند كه اين انقلاب تنها موجب افزايش انگيزهها براي ياري رساندن به انقلابيون ليبي شده است.
*انقلابيون ليبي خواستار دخالت ديگر كشورها هستند
نظر آنان هرچه باشد، اين خود ليبي و اعراب هستند كه مصرانه خواستار دخالت ديگر كشورها ميباشند. فرماندهان انقلابيون ليبي و دولت انتقالي در "بنغازي "، بارها تقاضاي منطقه پرواز ممنوع و پشتيباني هوايي را مطرح كردهاند. اتحاديه عرب نگران اين مسئله است كه با پذيرش درخواستهاي انقلابيون، تودههاي مردم به شدت تهييج شوند. در واقع زماني كه سازمان ملل قطعنامه حمله هوايي را به تصويب رساند، موجي از شادي، بنغازي را فراگرفت.
*احتمال دارد ليبي نيز به شرايط عراق دچار شود
تفاوتهايي در جو سياسي و توازن نيروهاي در حال جنگ، به طرز آشكاري ليبي را از عراق متمايز ميسازد. اما چنين وضعيتي، از احتمال اينكه شرايط ليبي هم شبيه اوضاع عراق پس از جنگ شود، نميكاهد. عراقي كه نهتنها عميقاً از نظر مذهب و زبان بلكه از نظر جغرافيايي و نژادي نيز دچار چنددستگي ميباشد. هرچند هواپيماهاي جنگي غرب ميتوانند از شهرها و مناطق تحت محاصره انقلابيون حفاظت كنند، اما اگر انقلابيون بخواهند به سمت غرب ليبي پيشرفت و مناطق دولت قذافي را تصرف كنند، فرانسه، انگليس و آمريكا چه عكسالعملي نشان خواهند داد؟
يكي از غيرنظاميان شهر طرابلس پس از شنيدن خبر قطعنامه سازمان ملل گفت: "برخي از غيرنظاميان مسلح هستند و شما ميخواهيد از آنان حفاظت كنيد؟ اين خيلي مضحك است. ما هم غيرنظامي هستيم؛ اما مسلح نيستيم. پس چهكسي از ما محافظت ميكند؟ ".
*شكست از قذافي بهتر از حملات هوايي
اين واقعيت پيچيده، هم از قدرت متقاعدكننده مداخلهگرايان و هم از درخواست غيرمداخلهگرايان خواهد كاست. عمليات جنگي امروز ممكن است براي فردا خطرآفرين باشد، اما ملغي شدن جنگ و عدم مداخله براي امروز و فردا خطرآفرين خواهد بود. آيا واقعاً ميتوانيم به مردم ليبي بگوييم كه ما از مداخله نظامي حمايت نميكنيم چون از شما بهتر بر روند امور واقفيم و باور كنيد اگر قذافي شما را شكست دهد بهتر از اين است كه با حملات هوايي نجات پيدا كنيد كه خطرهايي را براي شما نيز به ارمغان خواهد داشت؟
اين تنها يكي از سؤالهاي بسياري است كه طرفين مناقشه بايد از يكديگر بپرسند و در روزها و هفتههاي آتي به آن پاسخ دهند.
انتهاي پيام./*
خبرگزاري فارس: انديشكده كاتو در مقالهاي با اشاره به اينكه طبق قانون اساسي آمريكا، بهراه انداختن جنگ عليه ديگر كشورها منوط به تصميم كنگره است، تأكيد كرد كه اوباما نميتوانست مجوز جنگ را صادر كند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده كاتو به قلم "جين هيلي "، معاون اين انديشكده و نويسنده كتاب "آيين رياست جمهوري " با اشاره به سخنان اوباما، كه گفته بود: "امروز من براي نيروهاي مسلح آمريكا مجوز آغاز اقدام نظامي محدود را در ليبي به حمايت از درخواستهاي بينالمللي براي حفاظت از غيرنظاميان ليبيايي صادر كردم. " مينويسد: اين سرآغاز سخنراني اوباما بود كه تصميم خود را براي شروع جنگ در شمال آفريقا اعلام كرد.
در يك مناظره معروف، "مري مك كارتي " درباره "ليليان هلمن " ميگويد: "هر كلمهاي كه وي مينويسد، دروغ است حتي كلمه كوچكي مانند "و ". اما اوباما در جمله بالا از كلمه "و " استفاده نكرد و از كلماتي قاطعانه براي توجيه اقدامات خود استفاده كرد. ما در اينجا به بحث درباره كلماتي ميپردازيم كه در اظهارات اوباما استفاده شده است:
*اظهارات كلينتون مبني بر اينكه رهبري جنگ عليه ليبي بهعهده آمريكا نيست، حقيقت ندارد
"تلاشهاي بينالمللي ": هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا روز شنبه به خبرنگاران گفت كه "رهبري جنگ عليه ليبي بهعهده آمريكا نيست " اما اين اظهارت حقيقت ندارد و ما در حال رهبري اين جنگ هستيم. 11 ناو جنگي آمريكا در منطقه مستقر هستند در حاليكه سهم انگليس و فرانسه از ناوهاي جنگي مستقر در منطقه هركدام يك ناو است.
*مانند هميشه سرزنشها نصيب واشنگتن ميشود
كل عمليات، تحت فرماندهي آمريكا قرار دارد. ما 110 موشك "تام هاوك " را به ارزش 500 هزار دلار مستقر كردهايم. آمريكا مانند هميشه بار سنگينتر را به دوش ميكشد و افتخار اين كار و يا صحيحتر بگوييم همه سرزنشها نصيب واشنگتن ميشود.
"عمليات نظامي محدود ": اظهارات ژنرال "كالين پاول " را در سال 1991 در حالي كه در پست مشاور امنيت ملي "جرج دبليو بوش پدر " خدمت ميكرد، درباره استفاده از زور بهياد بياوريد.
به گفته پاول، مسئولان پيش از آنكه جان و مال آمريكاييها را به خطر بيندازند، بايد اين نكته را بسنجند كه آيا (با آغاز جنگ) حداقل يكي از منافع ملي ضروري آمريكا تامين مي شود؟ آيا يك ماموريت نظامي مشخص و قابل دسترس وجود دارد؟ و آيا راهبردي براي خروج از آن وجود خواهد داشت يا خير؟
*جنگ ليبي ممكن است خونين و طولاني شود
اوباما پيش از اين قاطعانه اعلام كرده بود: "ما هيچ نيروي آمريكايي را (در ليبي) مستقر نخواهيم كرد ". اما فرمانده نيروي هوايي آمريكا در نشست سناي آمريكا در هفته گذشته به سناتور جمهوريخواه "جان مككين " از ايالت آريزونا گفت كه: "تنها اعمال منطقه پرواز ممنوع كافي نيست. " در واقع نتيجه چنين جنگي ميتواند بسيار خونين رقم بخورد و منجر به جنگ داخلي درازمدت شود.
اكنون سؤال اين است كه پس از آن چه اتفاقاتي رخ خواهد داد؟ چگونه اين جنگ خواهد توانست همانند گفته رئيس جمهور آمريكا "ازغيرنظاميان ليبيايي حفاظت كند؟ " آيا كسي به اين مسئله فكر كرده است؟
*اوباما: من مجوز جنگ را صادر كردم
"من مجوز صادر كردم ": يكي از جنجاليترين اظهارات اوباما اصرار وي بر قدرت تصميمگيري و تاكيد بر اين نكته است كه وي به تنهايي قدرت كشاندن يك ملت را به جنگي غيرقابل دفاع دارد. بر اساس قانون اساسي آمريكا، بهراه انداختن جنگ عليه ديگر كشورها منوط به تصميم يك فرد نيست و اوباما كه پيش از اين استاد دانشگاه و مدرس قانون اساسي بوده است، به اين نكته اشراف كامل دارد.
اوباما: طبق قانون اساسي رئيس جمهور اجازه صادر كردن مجوز يكجانبه جنگ را ندارد
در مبارزات انتخاباتي سال 2007، اوباما به خبرنگار "چارلي سوج " گفت كه قانون اساسي به رئيس جمهور اجازه نميدهد در هنگاميكه يك تهديد واقعي يا نزديك وجود ندارد، مجوز يكجانبه اقدام نظامي را صادر كند.
كلينتون: قانون اساسي صدور مجوز جنگ از سوي كنگره را الزامي دانسته است
هيلاري كلينتون كه خود در آن زمان يكي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري آمريكا بود، نيز چنين اظهاراتي را بيان كرد و گفت: "قانون اساسي صدور مجوز جنگ از سوي كنگره را الزامي دانسته است ".
"جيمز مديسون " در سال 1973 در كتاب خود نوشت: "اين يك اصل مهم در دولتهاي آزاد و دموكراتيك است كه آنهايي كه قصد اقدام براي جنگ را دارند، نميتوانند قضاوت سالم و درستي درباره ماهيت مسائل كنند و بگويند كه چنين جنگي بايد آغاز شود. قانون اساسي تصميمگيري درباره اين مسئله را به كنگره آمريكا سپرده است ".
*كنگره آمريكا چندان مايل به اقدام نظامي نيست
كنگره آمريكا چندان مايل به اقدام نظامي نيست. "جان بوهنر "، رئيس مجلس نمايندگان آمريكا و نماينده جمهوريخواه ايالت اوهايو حمايت خود را از حملات هوايي اعلام كرد اما گفت كه اوباما بايد بتواند دلايل بهتري را براي اعضاي كنگره درباره جنگي كه آغاز كرده است، عنوان كند.
ما اخيرا گفتههاي بسياري را درباره اينكه تعلل اوباما در بهراه انداختن جنگ عليه ليبي ضعف رئيس جمهور بهحساب ميآيد، شنيدهايم اما آيا اكنون كه وي به جمع تندروهاي آمريكايي پيوسته و ما را نيز درگير كرده است، او را قدرتمند ميدانيم؟
در واقع، يك رئيس جمهور هنگامي شخصيت واقعا قدرتمند خود را نشان ميدهد كه از خود سعه صدر نشان داده، به سوگند قانون اساسي خود پايبند بوده و از اقدام به جنگ در شرايطي كه واقعا الزامي وجود ندارد، خودداري كند. با اين معيارها، اوباما نشان داد كه همانطور كه بهنظر ميرسيد، رئيس جمهوري ضعيف است.
انتهاي پيام./پ*
خبرگزاري فارس: روزنامه گاردين گزارش داد رسانههاي بينالمللي آمريكا بهشدت خشمگين هستند؛ زيرا در شرايطي كه كنگره بر سر پرداخت بودجه برخي رسانهها با دولت اوباما به توافق نرسيده است، بيبيسي بهدنبال دريافت بودجه از دولت آمريكا است.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، بهدنبال تقاضاي "شوراي تأمين بودجه سرويس جهاني بيبيسي " (BBC World Service Trust) براي دريافت بودجه از دولت آمريكا بهمنظور مقابله با سانسور در كشورهايي نظير چين و ايران برخي از رسانههاي آمريكايي خشم و نارضايتي خود را از اين موضوع اعلام كردند.
*بيبيسي بهدنبال دريافت ماليات مردم آمريكا
بنا به گزارش روزنامه "گاردين " گفته ميشود رسانههاي بينالمللي آمريكا همانند "صداي آمريكا " بهشدت خشمگين هستند؛ زيرا در شرايطي كه كنگره بر سر پرداخت يا قطع بودجه برخي رسانهها با دولت اوباما به توافق نرسيده است، شوراي تأمين بودجه سرويس جهاني بيبيسي به دنبال دريافت مالياتي است كه دولت آمريكا از مردم اين كشور جمعآوري ميكند.
* بودجه 760 ميليون دلاري پنج رسانه بينالمللي آمريكا
روزنامه گاردين همچنين از منبعي آمريكايي نقل ميكند كه اين مبلغ بايد به جاي بيبيسي در اختيار "شوراي مديران رسانه آمريكا " (Broadcasting Board of Governors) قرار بگيرد؛ اين شورا سازماني آمريكايي است كه ساليانه نزديك به 760 ميليون دلار از ثروت ملي آمريكا را ميان پنج رسانه بينالمللي اين كشور تقسيم ميكند.
* مردم آمريكا صرفهجويي ميكنند اما دولت بخشي از ثروتشان را در اختيار رسانهاي بيگانه قرار ميدهد.
اين منبع آمريكايي گفت: "ما بهشدت از اين مطلب خشمگين هستيم. صداي آمريكا رسانه بينالمللي دولت آمريكا است و به حمايت دولت نيازمند است. اين در شرايطي است كه دولت آمريكا بودجه شوراي مديران رسانه و "راديوي ملي آمريكا " (National Public Radio) را قطع ميكند. مردم نيز خشمگين هستند كه اين پول به جيب شوراي تأمين بودجه سرويس جهاني بيبيسي ميرود. " اين منبع همچنين گفت: "هرچند مبالغي كه اين شورا تاكنون درخواست كرده است اندك است؛ اما نفس درخواست است كه اهميت دارد ". اين منبع افزود: "در حالي كه مردم آمريكا تلاش ميكنند در استفاده از منابع مالي خود صرفهجويي كنند، ثروتشان در اختيار افرادي قرار ميگيرد كه از رسانههاي خارجي حمايت ميكنند. اين مطلبي است كه مردم را خشمگين ميكند ".
*درخواست از بيبيسي براي تقديم تقاضانامه به دولت
در همين حال، وزارت امور خارجه آمريكا اعلام كرد كه تاكنون هيچ تصميمي گرفته نشده است. "كورتني آسترين "، رئيس "دفتر برنامهريزي و ديپلماسي عمومي ديوان دموكراسي، حقوق بشر و نيروي انساني " اظهار كرد كه از بيبيسي درخواست شده است تا همراه با سازمانهاي بسيار ديگر تقاضانامه خود را در مورد موضوع آزادي اينترنتي به دولت آمريكا تقديم كند. او ادامه داد: "اين دعوتنامه به دنبال ابراز علاقه قبلي شوراي تأمين بودجه سرويس جهاني براي اين شورا فرستاده شد. ما هنوز اظهارنامه كاملي از هيچ سازماني دريافت نكردهايم و هيچ تصميمي نيز در زمينه تخصيص بودجه گرفته نشده است ".
انتهاي پيام./پ*
خبرگزاري فارس: انديشكده هريتيج با اعتراف به سردرگمي مقامات آمريكايي در مورد جنگ ليبي و نا مشخص بودن اهداف اين جنگ تاكيد كرد كه آمريكا بايد با كمك گرفتن از انگلستان به اداره اين جنگ بپردازد.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده هريتيج در گزارشي با اشاره به لزوم همكاري گسترده آمريكا و انگليس در حمله به ليبي نوشت: آمريكا بايد به كمك مهمترين دوست و متحد خود يعني انگلستان به اداره حمله نظامي ليبي بپردازد.
آمريكا بايد در حمله به ليبي نقش بيشتري براي مهمترين دوست و متحد خود، يعني انگلستان قائل شود. رابطه آمريكا ـ انگلستان در اين عمليات بسيار عميق و حائز اهميت است. اوباما و كامرون با دقت بسياري بايد عمليات خود را عليه رژيم ديكتاتوري معمر قذافي تنظيم كنند.
عمليات ليبي نه تنها آمريكا و انگلستان، بلكه همه كشورهاي عضو ناتو را بايد وادار به بازبيني و بالا بردن بودجه نظاميشان كند. اگر انگلستان خواستار نقش رهبري در عملياتهاي تظامي اصلي ناتو - مثل عمليات ليبي - باشد، بايد بودجه بيشتري را به هزينههاي نظامي اختصاص دهد.
در حال حاضر انگلستان كشوري است كه در دو جبهه نظامي درگير است: در جبهه هوايي در شمال آفريقا و در جبهه زميني در افغانستان. اگر انگلستان به دنبال موفقيت در مقابل طالبان، القاعده و رژيم قذافي است، بايد هزينههاي نظامي آن به خوبي اين امر را آشكار سازند.
كامرون به منظور طراحي يك سياست خارجي قدرتمند لازم است تغيير و تحولي بنيادين در نيروي نظامي انگلستان به وجود آورد؛ به خصوص با در نظر گرفتن يك دهه فرسايش اين ساختار در دوران حكومت حزب كارگر. با توجه به تغيير و تحولات اخير خاورميانه، كامرون بايد تغييراتي اساسي و فوري در بودجه نظامي خود ايجاد كند.
اكنون زمان مناسبي نيست كه كاخ سفيد ضعف و دودلي از خود نشان دهد، بلكه لازم است كه آمريكا در ناتو به همراه متحد اصلي خود، يعني انگلستان، اوضاع حمله به ليبي را در كنترل خود داشته باشد.
انتهاي پيام/پ
خبرگزاري فارس: آمريكا اظهار ميكند از اعمال منطقه پرواز ممنوع تنها براي حفظ جان غير نظاميان استفاده ميكند و در عين حال به دنبال استفاده از خشونت براي تغيير نظام نيست اما اين ادعاها هيچكس را قانع نميكنند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ خبرگزاري فارس، "مركز مطالعات استراتژيك و بينالملل واشينگتن " (CSIS) در مقالهاي به بررسي موضوع حمله به ليبي پرداخته و تأكيد ميكند كه كشورهاي غربي از مداخله مستقيم نظامي در ليبي هنوز هيچ هدف استراتژيكي مشخصي ندارند.
* مداخله نظامي در ليبي هيچ هدف استراتژيكي مشخصي ندارد
مداخله نظامي در ليبي هنوز هيچ هدف استراتژيكي مشخص و معناداري ندارد. البته شايد در مواردي كه اعضا نظرات مختلفي دارند رسيدن به اجتماع آرا غير ممكن باشد و توافق جزئي نيز بهتر از عدم توافق تلقي شود. دست روي دست گذاشتن و به قذاقي اجازه دادن تا به طور طبيعي پيروز شود گزينهاي كاربردي نيست. از طرف ديگر تلاش براي رسيدن به اجتماع آراي بينالمللي بر سر يك هدف استراتژيك و معين مطلقاً محكوم به شكست است و هر اقدامي بدون پشتيباني و اتفاق آراي بينالمللي نيز با مخالفت گسترده جامعه بينالمللي مواجه خواهد شد.
*ادعاهايي كه هيچكس آنها را باور نميكند
آمريكا در عمل در حال فرماندهي اين جنگ است؛ زيرا اين كشور اطلاعات، هدف، فرماندهي و كنترل لازم براي همسو كردن حملات را دارد؛ البته تلاش ميكند حضور خود را در صحنه كمرنگ جلوه دهد. آمريكا اظهار ميكند از اعمال استراتژي منطقه پرواز ممنوع تنها براي حفظ جان غير نظاميان استفاده ميكند و در عين حال به دنبال استفاده از خشونت براي تغيير نظام نيست؛ اما اين ادعاها هيچكس را قانع نميكنند.
انتهاي پيام./پ
خبرگزاري فارس: مركز مطالعات استراتژيك و بينالمللي آمريكا (CSIS) در گزارشي به بررسي توان جنگ نامتقارن ايران و چگونگي تأثيرگذاري در مقابله با تهديدهاي آمريكا پرداخته است.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، مركز مطالعات استراتژيك و بينالمللي آمريكا (CSIS) در گزارشي به بررسي توسعه جنگ نامتقارن ايران و چگونگي تأثيرگذاري آن در رقابت با آمريكا و كشورهاي حوزه خليج فارس پرداخته است.
متن كامل اين گزارش از ديدگاه نويسنده تنظيم شده است و لزوما ديدگاه رسمي خبرگزاري فارس نيست. متن كامل اين گزارش به شرح زير است:
* جنگ نامتقارن در دكترين نظامي ايران نقش تعيين كنندهاي دارد
خبرگزاري فارس در روزهاي نخستين سال نوي ميلادي مصاحبهاي از سرلشگر "عطاءالله صالحي "، فرمانده ارتش ايران منتشر كرد كه وي در سخناني به نقش جنگ نامتقارن در دكترين نظامي ايران اشاره و اعلام كرده بود: بخشهاي مختلف ارتش جمهوري اسلامي ايران به رويدادهاي كشورهاي همسايه توجه ويژهاي دارند و آموزشهاي مرتبط با جنگ نامتقارن را با توجه به اين رويدادها طراحي و اجرا ميكنند. براي مثال در آموزش جنگ هوايي به خلبانان، بيشتر به جنگ نامتقارن ميپردازيم. سرلشگر صالحي در ادامه سخنان خود اعزام ناوهاي نظامي خود به خليج عدن را نمونه ديگري از دكترين جنگ نامتقارن ايران عنوان كرد. فرمانده كل ارتش ايران همچنين گفت كه ارتش ايران، از جنگ هاي كنوني عراق و افغانستان درس ميگيرد و دستورالعملهاي نظامي خود را با اين درسها مطابقت ميدهد.
* بررسي توان ايران در جنگ نامتقارن اطلاعات باارزشي در خصوص موضعگيري ايران در قبال حضور نظامي آمريكا در منطقه در اختيار آمريكا قرار ميدهد
اين سخنان در ارزيابي نحوه رقابت استراتژيك ايران با آمريكا سودمند است و اطلاعات باارزشي در خصوص موضعگيري ايران در قبال حضور نظامي آمريكا در منطقه، واكنش ها به اين حضور و در نهايت شيوه برخورد استراتژيك اين كشور با آمريكا ارائه ميدهد. البته در خصوص پيشرفت هاي ايران در جنگ نامتقارن نبايد به گفتهها و شنيدهها بسنده كرد و بايد به عملكرد اين كشور نيز توجه خاصي كرد.
* ديدگاههاي ايران راجع به رقابت با آمريكا بايد موشكافي شود
ناديده گرفتن اين پيشرفت ها به عنوان ركن اصلي دكترين نظامي ايران، غيرممكن است. از اين گذشته، ديدگاههاي متغير ايران راجع به رقابت با آمريكا در گذشته كاملاً موشكافي نشده است، اين در حاليست كه اين تحليل و موشكافي براي شناخت صحيح اهداف و مقاصد استراتژيك ايران ضرورت دارد.
* بررسي توان جنگ نامتقارن ايران توسط "آدام سيتز " از دانشگاه نيروي دريايي آمريكا
سازمان (CSIS) با همكاري "آدام سيتز " از دانشگاه نيروي دريايي آمريكا، با گردآوري و بررسي اخبار و مقالات از منابع غربي و ايراني به ترتيب زمان انتشار ، اقدام به تحليل اين ديدگاهها و ارزيابي مقاصد ايران براي رقابت با آمريكا، كرده است.
* ايران با توسعه تواناييهاي جنگي نامتقارن كمبود جنگافزارها و فناوريهاي نظامي خود را جبران و خنثي كرده است
ايران كه با حضور نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه خليج فارس مواجه است و از سوي ديگر از تحريم تسليحات و تجهيزات نظامي، اين كشور را در واردات و توسعه فناوري نظامي و جنگافزارهاي نوين ناتوان كرده، در تلاش است با توسعه تواناييهاي جنگي نامتقارن و قدرتمند، كمبود جنگافزارها و فناوريهاي نظامي خود را جبران و خنثي كند. ايران خود را در محاصره نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه خليج فارس ميبيند.
* دكترين نظامي ايران هدف قرار دادن منافع آمريكا در منطقه است
آمريكا در كشورهاي عربي پايگاههاي نظامي ايجاد كرده و نيروهاي نظامي خود را در حريم مرزهاي ايران يعني عراق و افغانستان مستقر كرده است. ايران هم در اين راستا، دكترين نامتقارني را براي حمله به اين نيروها و پايگاهها و همچنين هدف قراردادن همپيمانان و منافع آمريكا در خاورميانه توسعه داده است.
- نبرد نامتقارن ايران با آمريكا به سه شكل زير تعريف ميشود:
الف- توسعه و توليد انبوه جنگافزارهاي كمهزينه و ساده به منظور خنثي كردن فناوري نوين نظامي آمريكا
ب- آموزش نيروها و عوامل شبهنظامي همچون حزبالله در لبنان، حماس در غزه
ج- دكترين هدف قراردادن منافع اقتصادي آمريكا در خليج فارس نظير سكوهاي نفتي و كشتيهاي نفتكش
* صالحي اعزام ناوهاي نظامي خود به خليج عدن را نمونه ديگري از دكترين جنگ نامتقارن ايران بيان كرد
تشكيلات نظامي ايران در ايجاد و پشتيباني قدرت نامتقارن جهت مقابله با توان نظامي و فناوري برتر دشمنانش تعللي به خود راه نميدهد. بنابر گزارشي كه خبرگزاري فارس منتشر كرد، سرلشگر عطاءالله صالحي فرمانده ارتش ايران، در سخناني نقش جنگ نامتقارن را در دكترين نظامي كشورش تأكيد و اظهار كرد: در آموزش جنگ هوايي به خلبانان، بيشتر به جنگ نامتقارن ميپردازيم. فرمانده كل ارتش ايران همچنين گفت كه ارتش ايران، از جنگ هاي كنوني عراق و افغانستان درس ميگيرد و دستورالعملهاي نظامي خود را با اين درسها مطابقت ميدهد.سرلشگر صالحي در ادامه سخنان خود اعزام ناوهاي نظامي خود به خليج عدن را نمونه ديگري از دكترين جنگ نامتقارن ايران عنوان كرد.
* ايران اهميت ويژهاي براي تحليل و كسب اطلاعات از عوامل شبهنظامي خود درخصوص نبرد نامتقارن با نيروهاي آمريكايي در عراق و افغانستان قائل است
با در نظر گرفتن اظهارات سرلشگر صالحي در خصوص اينكه اعزام ناوهاي نظامي به خليج عدن يك استراتژي نامتقارن بوده و با توجه به اهميت استراتژيك مسيرهاي دريايي و نقش اساسي آن در تجارت جهاني و ترابري سوخت، مي توان سخنان فرمانده ارتش ايران را تهديدي پنهاني دانست با اين محور كه ايران به محض احساس خطر كردن و يا مورد تهاجم قرار گرفتن، به آمريكا يا ديگر منافع اقتصادي اين كشور حمله متقابل خواهد كرد. سخنان سرلشگر صالحي بيانگر اين نكته نيز است كه ارتش ايران اهميت ويژه اي براي تحليل و كسب اطلاعات از عوامل شبهنظامي خود درخصوص نبرد نامتقارن با نيروهاي آمريكايي در عراق و افغانستان قائل ميشود و مشهودتر از همه اينكه استراتژي ايران براي مواجهه با آمريكا برپايه دكترين نامتقارن استوار است.
جمهوري اسلامي ايران، براي دخالت در سياستهاي داخلي كشورهاي همسايه و پيشبرد منافع سياست خارجي منطقه اي از عوامل خود استفاده زيركانهاي كرده است. عوامل و نمايندگان ايران شامل حزبالله در لبنان، حماس در نوارغزه، گروههاي شيعه در عراق و اخيراً انقلابيون افغانستان هستند.
* استراتژي ايران در لبنان با كمك حزب الله لبنان موفقيت آميز بوده است
استراتژي ايران در بكارگيري نيروهاي شبهنظامي در لبنان موفقيت آميز بودهاست. حزبالله توانسته بر سياستهاي لبنان تسلط پيدا كند و خروج اعضاي حزبالله و هم پيمانانشان از كابينه ، باعث فروپاشي دولت ائتلافي وابسته به غرب در اوايل سال 2010 ميلادي شد. علاوه بر اين، اطلاعات محرمانهاي كه ويكيليكس اخيراً فاش كرد حاكي از آن است كه حزبالله با كمك ايران زيرساختها و تشكيلات خود را در لبنان برقرار و پايهريزي ميكند. "مروان حمده "، وزير ارتباطات لبنان در سال 2008 در پيامي محرمانه به سياستمداران آمريكايي اعلام كرد كه شبكه مخابراتي ايران سرتاسر كشور را فراگرفته و حزبالله صاحب ارتش و تسليحات، ايستگاه تلويزيوني، سيستم آموزشي، بيمارستان، خدمات اجتماعي، سيستم مالي و اقتصادي و يك سيستم مخابراتي، شده است. ايران هزينه هاي راهاندازي خطوط فيبر نوري در لبنان را تامين كرده است كه اين كار در زمان بازسازي جادهها و پلها پس از جنگ دوم لبنان صورت گرفت و حزبالله به دولت هشدار داده بود كه در صورت قطع كردن خطوط فيبر نوري، اقدام جدي و كوبنده خواهد كرد.
تبديل شدن حزبالله از يك گروه مبارز به يك نيروي سياسي توانا و سلطهجو در لبنان عليرغم تمام نيرنگها و چارهجوييهاي دولت، نشاندهنده قدرت نفوذي ايران در سياست داخلي اين كشور است.
با بررسي فني فروپاشي دولت سعد حريري، مي توان به اين نتيجه رسيد كه حزبالله و ايران، در سياست لبنان حرف اصلي را ميزنند و حزبالله توانايي خود را با مشروع يا نامشروع خواندن دولتهاي لبنان نشان ميدهد تا به طرز چشمگيري از نفوذ و تأثير غرب و آمريكا در اين كشور بكاهد.
* ايران و افغانستان هر دو دشمن مشتركي به نام آمريكا دارند
اين روند منعكس كننده تمايل روبهرشد ايران در برپايي جنگ نامتقارن با حضور نيروهاي نظامي غربي در افغانستان است كه نبرد نامتقارن ايران پيش از آن در عراق نيز سايه افكنده بود. اگرچه ايدئولوژي شيعي جمهوري اسلامي ايران مورد تكفير تندروها و مبارزان سني مذهب افغانستان است، اما هدف هردو يكي است. يكي از فرماندهان نظامي طالبان اخيراً اينطور گفته است: "مذهب و تاريخ ما متفاوت است اما هدف هردوي ما يكي است و آن كشتن آمريكاييها است ". اين تنها مورد از ناديده گرفتن اختلافات مذهبي ايران با همپيمانانش نيست. ايران از تشكيلات سني مذهب حماس و العلويه سوريه حمايت ميكند. اين بدان معني است كه ايران اغلب براي كاهش قدرت آمريكا در منطقه، ايدئولوژي خود را كنار ميگذارد.
* پيشرفت هاي نظامي ايران با هدف به چالش كشاندن حضور نظامي آمريكا در منطقه است
روند اخير ايران در توسعه و توليد تسليحات و جنگ افزار نمايانگر اولويت هاي نامتقارن تشكيلات نظامي اين كشور است. ايران اخيراً سلاحهاي بيشماري را براي تضعيف حضور آمريكا در خليج فارس توليد كرده است كه شامل موشكهاي ساحل به دريا، قايقهاي سريعالسير، هواپيماهاي دوربرد بدون سرنشين، قايقهاي پرنده و خودروهاي آبي خاكي ميشود. در گزارشي ديگر كه در ايران منتشر شد آمده است: نيروي دريايي ايران تصميم به ايجاد سپر موشكي دفاعي در حدفاصل 2400 كيلومتري خط ساحلي ايران گرفته و از آن به عنوان يك استراتژي مناسب براي حفظ كشور از حمله دشمنان ياد كرده است. اين در حاليست كه هر يك از اين سيستمها مستقل از ديگري عمل خواهد كرد و به رادار مركزي وابسته نيستند. ديگر پيشرفتهاي نيروي دريايي ايران جهت به چالش كشاندن حضور آمريكا در خليج فارس، قايقهاي جنگي سريعالسير ذوالفقار و سراج1 هستند كه هر دو توليد انبوهي دارند و قابليت پرتاب اژدر و موشك را نيز دارند.
ايران در اوايل سال 2010 ميلادي از هواپيماهاي جنگي بدون سرنشين "كرار " و "رعد "، كه برد آنها از هزار كيلومتر تجاوز ميكند و مي تواند با كنترل از راه دور اهداف مورد نظر را مورد اصابت قرار دهد، پردهبرداري كرد.
نيروهاي مسلح ايران به اين مسئله آگاهي دارد كه نميتوانند بصرفا با جنگ آمريكا را شكست دهند يا از خليج فارس بيرون برانند. به همين سبب به بكارگيري از دكترين، فناوري و استراتژي نامتقارن و كم هزينه گرايش پيدا كردهاند. مقامات ارشد نظامي ايران آشكارا توانايي و استعداد خود را در وفق دادن تاكتيكها و دكترين نامتقارن خود براي رويارويي با نيروهاي خارجي تا دندان مسلح و صاحب فناوري، به رخ جهانيان ميكشند.
* جنگ نامتقارن، راهبرد ايران در تضعيف توان نظامي نيروهاي آمريكايي
ايران در حقيقت نبرد نامتقارن و استفاده از عوامل خود در ديگر كشورها را براي به ستوه آوردن و تضعيف نيروهاي آمريكايي در مناطق جنگي و بيثبات كردن كشورهايي كه آمريكا قصد نفوذ و تأثيرگذاري در آنها دارد، در دستور كار قرار داده است. توسعه جنگ افزارها و سيستمهاي كمهزينه و زرهي سبك و بدون فناوريهاي يپيچيده نظير قايق هاي زرهي سريعالسير و هواپيماهاي دريايي در راستاي مقابله با قدرت سخت آمريكا در آبهاي مجاور ايران به صورت تاكتيكهاي هجومي است و بهترين گزينه براي هدف قرار دادن منافع اقتصادي آمريكا در خليج فارس مانند كشتي هاي نفت كش و ديگر كشتي هاي تجاري هستند.
انتهاي پيام/پ
خبرگزاري فارس: كمپين حمايت از شهرزاد ميرقليخاني زن ايراني كه بهدلايل واهي در زندانهاي آمريكا بهسر ميبرد، راهاندازي شد.
به گزارش خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس، كمپين حمايت از شهرزاد مير قلي خان، زن ايراني كه به دلايل واهي در زندانهاي آمريكا به سر ميبرد، به آدرس shahrzadinjail.blogfa.com راه اندازي شد.
شهرزاد ميرقلي خان، زن ايراني به اتهام مشاركت در خريد دوربينهاي ديد در شب (كه در بسياري از فروشگاههاي شكار در كشورهاي اروپايي يافت ميشود) در اتريش دستگير شد و پس از محاكمه و سپري كردن دوران محكوميت خود، با ترفندي توسط سرويسهاي امنيتي آمريكا به اين كشور كشانده شده و در آنجا به همان جرمي كه محكوميت آن را سپري كرده بود، مجدداً محاكمه و به 5 سال حبس محكوم شد.
اين زن ايراني هماكنون پس از گذشت 3 سال از دوران محكوميت خود به دليل نگهداري در زندانهاي قاتلان و تبهكاران آمريكايي كه رسيدگي چنداني به وضع بهداشتي آنها صورت نميگيرد، در شرايط بسيار بدي قرار دارد به گونهاي كه به برخي بيماريهاي پوستي و نيز نفستنگي مبتلا شده است.
انتهاي پيام/خ*
خبرگزاري فارس: انديشكده روابط خارجي آمريكا با اشاره به اينكه آمريكا سومين جنگ خود را در دهه اخير آغاز كرده است، جنگ ليبي را همانند جنگ عراق در سال 2003 و جنگ افغانستان در 2001 ميلادي عجولانه و غيرمنطقي دانست.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده روابط خارجي آمريكا در گزارشي آورده است: دليلي كه آمريكا گزينه حمله نظامي به ليبي را انتخاب كرد، اين بود كه واشنگتن تصور ميكرد كه نيروهاي مقابل آمريكا در اين جنگ توان زيادي ندارند و از طرف ديگر تنها 2 درصد از توليد جهاني نفت به ليبي اختصاص دارد. در واقع هدف آمريكا از اين اقدامات مداخله نظامي و بازيگرداني جنگ داخلي ليبي است نه پيگيري اهداف بشردوستانه.
* آمريكا و غرب ميتوانستند با ابزارهاي ديپلماتيك به اهداف خود برسند
آمريكا و غرب گزينه هاي ديگري غير از مداخله نظامي نيز داشتند. صرفنظر از مداخله كشورهاي خارجي، آتش جنگهاي داخلي دير يا زود سرد و خاموش خواهند شد و پايان خواهند يافت. استفاده از ابزارهايي نظير تحريم هاي اقتصادي يا عمليات هاي سري، مي تواند رژيم را ضعيف كند. اوباما كه خواستار كناره گيري معمر القذافي از قدرت شده، در واقع ابزارهاي ديپلماتيك را ناديده گرفته است.
* اوباما از عدم حضور پيادهنظام آمريكا در ليبي سخن گفته است
در بخش ديگري از اين گزارش آمده است: درخواست آمريكا براي سركوب قذافي دو مشكل ديگر نيز در پي خواهد داشت. نخست، اين درخواست خارج از قطعنامه سازمان ملل، كه مبناي اقدام نظامي كنوني است. دنيا از قذافي ميخواهد كه به حملات خود به مواضع انقلابيون پايان دهد و از شهرهاي ديگر خارج شود. در صورتي كه او موافقت كند، ميتواند در قدرت باقي بماند.
دوم، اين خواسته آمريكا نيز مغاير با محدوديت هاي اعلام شده اي است كه براي بركنار كردن قذافي، تدارك ديده شده است. اوباما به مردم آمريكا قول داده است كه پاي سربازان آمريكايي در خاك ليبي زمين نخواهد خورد و هيچ سربازي به ليبي اعزام نخواهد شد. اما هميشه نمي توان به ابزار محدود براي تحصيل اهداف نامحدود اعتماد كرد. چرا كه اهداف بزرگ نياز به پرداخت هزينههاي هنگفت دارد.
* مداخله نظامي و منطقه پرواز ممنوع هرگز كافي نخواهد بود
اين مداخله نظامي بنا به دلايلي عجولانه و غيرمنطقي است. سناريو هر چه باشد، چه بركنار كردن قذافي و چه ادامه يافتن موفقيت آميز جنگ، چيزي بيشتر از منطقه پرواز ممنوع و تلاشهاي نظامي بين اللملي كنوني مورد نياز و ضروري خواهد بود.
* هيچ برنامهاي پشت برنامه غرب در حمله به ليبي وجود ندارد
چهكسي نظم را در اين كشور برقرار خواهد كرد؟ چهكسي مي تواند از استمرار جنگ داخلي جلوگيري كند؟ ممكن است برخي براي چنين مشكلاتي نيروهاي نظامي خارجي را پيشنهاد دهند. اما نيروهاي كدام كشور و براي چه مدت و با چه مأموريتي و به چه قيمتي؟ به نظر ميرسد در باب هر يك از اين موارد به درستي فكر نشده و كاملاً مورد بررسي قرار نگرفتهاند.
* مداخله نظامي آمريكا در ليبي يك اشتباه استراتژيك است
مداخله نظامي به اين صورت يك اشتباه استراتژيك است. اگر سياست گذاران آمريكايي به فكر تقويت اقتصاد مصر يا رسيدگي به اوضاع بحراني بحرين بودند، عاقلانهتر به نظر ميرسيد. اتفاقات ليبي تأثير چنداني بر حوادث منطقه نخواهد داشت. در واقع، انزواي سياسي قذافي در خاورميانه بيش از هرچيز نشان دهنده حمايت اتحاديه عرب از مداخله نظامي ضد وي است.
*حمايت چندجانبه نبايد دليلي براي مداخله نظامي باشد
اينكه مداخله نظامي در ليبي چندجانبه است و به پشتوانه سازمان ملل و كمك نظامي چند كشور انجام ميشود، حقيقت دارد. اما اين چندجانبه گرايي به معني اين است كه فقط حمايت بينالمللي و سهيم شدن در مسئوليتها مطرح است و به اين معني نيست كه اين اقدام در طرح و اجرا عاقلانه و منطقي است. حمايت چندجانبه به خودي خود نبايد توجيهي براي مداخله نظامي باشد.
آنهايي كه از مداخله نظامي حمايت ميكنند، بر جنبه اخلاقي آن نيز تأكيد دارند. اما براي ايشان مهم آن است كه شرايط بهتري در ليبي ايجاد گردد تا اين هزينه هنگفت حداقل با منافعي كه از پي آن ميآيد، برابري كند.
*آيا امكان تشكيل دولت ملي در ليبي وجود دارد؟
متأسفانه به نظر نميرسد كه گروههاي مخالف قادر به تشكيل دولتي مطلوب و ملي باشند. اين دولت ممكن است فرقهاي، تندرو، محلي يا تركيبي از هر سه باشد. ليبي پس از آنكه سالها درگير جنگ داخلي شد يا پس از آنكه در مقابل گروههايي نظير القاعده ضعيف شد، ارزش جنگيدن نخواهد داشت.
* آمريكا بايد به فكر جنگ با كشورهاي خطرناك باشد
البته اين مداخله نظامي با مشكلات بسياري مواجه است. چطور ميتوان از مردان و زنان جوان آمريكايي خواست كه جان خود را به خاطر منافع غيرضروري و غيرحياتي به خطر بيندازند؟ چرا كه اين جنگ عواقبي به همراه خواهد داشت كه معلوم نيست باعث پيشرفت و بهبود شرايط موجود شود يا خير؟ اينكه آمريكا را وارد مداخله خارجي پرهزينه ديگري كنيم به هيچ وجه توجيه پذير نيست؛ چرا كه اين هزينهها بايد صرف اقتصاد و ارتش آمريكا شود تا دولت آمريكا معضلات داخلي خود را برطرف كرده آماده رويارويي با جنگهاي اجتناب ناپذيري مانند كره شمالي شود.
* آمريكا نبايد در هر مناقشه داخلي كه در ديگر كشورها به وجود ميآيد، دخالت كند
در بخش پاياني اين گزارش با اشاره به هدف آمريكا از مداخله در ليبي بيشتر به دليل احراز نقش جهاني اين كشور، از ضعف دولت آمريكا نيز سخن به ميان آمده است: حتي اگر پاي يك ديكتاتور مستبد در ميان باشد آمريكا نبايد در هر مناقشه داخلي كه در ديگر كشورها به وجود ميآيد، دخالت كند. مشكل اصلي كمبود منابع نيست؛ هرچند به عنوان مشكلي مهم بايد به آن توجه داشت. بلكه مشكل اصلي ناتواني آمريكا در تشخيص درست از نادرست است و اينكه راهحل هر مشكلي را هميشه نبايد در خود آن جستجو كرد.
انتهاي پيام./پ*
خبرگزاري فارس: لدين در مقالهاي كه در بنياد دفاع از دموكراسي منتشر شد، نوشت: خارج كردن گروه مجاهدين خلق از ليست تروريستها گرچه ممكن است بهعنوان يك مفهوم سياسي تلقي شود، در هر شرايط حمايت از مجاهدين خلق يك گاف تاريخي است.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس به نقل از اشراف، مايكل لدين در مقالهاي كه در انديشكده بنياد دفاع از دموكراسي آن را منتشر كرد، نوشت: طبق گزارش فاكس نيوز، گروهي از افراد باهوش و مجرب در هيأتي در واشنگتن دو مسئله را در خصوص سياست آمريكا در قبال ايران بررسي كردند: كنار گذاشتن تمامي اميدهاي مذاكره با دولت تهران و حمايت از دشمنان داخلي دولت ايران به ويژه منافقين كه براي مدتهاي بسيار زيادي در ليست سازمانهاي تروريستي وزارت خارجه آمريكا قرار داشتند.
مايكل لدين ادامه داد: من در خصوص گزارش فاكس نيوز چندان مطمئن نيستم. من با دو تن از اعضاي هيأت مذكور صحبت كردم و هر دو نفر آنها اعلام كردند كه در خصوص خارج كردن گروه مجاهدين خلق از ليست تروريستي و نه در خصوص حمايت از اين گروه بحث كردند، اين، دو مسئله كاملاً متفاوت است.
گرچه حتي از ليست خارج كردن اين گروه به عنوان يك مفهوم سياسي تلقي شود، در هر شرايط حمايت از مجاهدين خلق يك گاف تاريخي است.
وي افزود: اول آنكه، اين (منافقين) يك كيش شخصيت است نه يك گروه مخالف طرفدار دموكراسي و ما بايد به دموكراتها در ايران كمك كنيم.
دوم آنكه، اكثر ايرانيان از منافقين نفرت دارند زيرا اين گروهك در عراق مستقر شدهاند و از جانب صدام حسين فعاليت ميكنند و بسياري از ايرانيان را ميكشند. انجام هرگونه اقدامي در جهت حمايت از منافقين به طرز احمقانهاي دشمني اكثريت مردم ايران و همچنين ائتلافي را كه در ايران تحت پرچم جنبش سبز مبارزه ميكند، برميانگيزد.
چندين تن از رؤساي هيأت در واشنگتن (در واقع شايد همگي آنها) خواستار حمايت از جنبش سبز شدند اما اين مسئله در گزارش فاكس نيوز مطرح نشد.
اينجا همان بخشي است كه بايد براي آن انرژي صرف كرد. هر اندازه كه درباره مجاهدين خلق فكر كنيد و هراندازه كه بحث خارج كردن مجاهدين خلق از ليست سازمانهاي تروريستي اهميت داشته باشد، با اينحال صرف وقت و انرژي بسيار زياد براي منافقين كه شمار ارتش آنها هزاران يا شايد دهها هزار نفر باشد، غيرسازنده است و اين در حالي است كه سبزها طرفداران زياد دارند و صرف انرژي روي منافقين به جاي صرف انرژي روي سبزها بسيار غيرسازنده است. از مردم ايران و نه يك گروه فرعي و حاشيهاي حمايت كنيد.
انتهاي پيام/پ*
ماينده سابق مجلس عوام انگليس در گفتوگو با فارس:
خبرگزاري فارس: "جورج گالووي " با اشاره به مداخله نظامي انگليس در حمله به ليبي گفت: انگليس، در گذشته كشوري استعمارگر بوده كه هنوز باور ندارد كه ديگر يك كشور قدرتمند و بزرگ نيست.
"جورج گالووي "، نماينده سابق مجلس عوام انگليس در گفتوگو با خبرنگار بين الملل خبرگزاري فارس در خصوص حضور نظامي انگليس در جنگ ليبي اعلام كرد كه با وجود راي مثبت نمايندگان پارلمان انگليس، اكثر مردم اين كشور با مداخله نظامي كشورشان در ليبي مخالف هستند.
* وضعيت فعلي انگليس با يك كشور قدرتمند و بزرگ تفاوت دارد
نماينده سابق مجلس عوام انگليس در پاسخ به اين سؤال كه: "چهچيز باعث دخالت انگليس در جنگ ليبي ميشود "، اعلام كرد:
"علت مشاركت انگليس در جنگ ليبي شبيه همان علتي است كه عقرب نيش ميزند. عقرب نيش ميزند به خاطر اينكه عقرب است؛ كشورهاي امپرياليست به كشورهاي ديگر حمله ميكنند به خاطر آنكه آنها امپرياليست هستند. انگليس، مدت زمان زيادي يك كشور استعمارگر بوده است و هنوز باور ندارد كه ديگر يك كشور قدرتمند و بزرگ نيست كه بخواهد ماجراجويي كند ".
وي افزود: بحران اقتصادي در انگليس به اندازهاي است كه به تعطيلي بسياري از كارخانههاي محلي و افزايش نرخ بيكاري در اين كشور منجر شده است.
* بيش از نيمي از مردم انگليس مخالف دخالت نظامي كشورشان در ليبي هستند
"كشور انگليس در حال حاضر هزاران شهروند بيكار دارد و از عهده ارائه خدمات اجتماعي برنميآيد. در شرايطي كه انگليس نميتواند خدمات مناسبي به شهروندان سالمند خود ارائه كند، اما آنقدر ثروت دارد كه يكي پس از ديگري به ساير كشورها حمله كند ".
گالووي در ادامه گفت: "رسانههاي انگليس در صدد پوشش خبري سياستهاي جنگطلبانه كشورشان هستند، كه اين يك اشتباه بزرگ است براي اين رسانهها. با وجود اينكه قذافي فردي نيست كه كسي بخواهد از او حمايت كند، بيش از نيمي از مردم انگليس با مداخله نظامي كشورشان در حمله به ليبي مخالفند و هرچه اين جنگ طولانيتر شود، نارضايتي مردم از دخالت كشورشان در اين جنگ بيشتر ميشود و افراد بيشتري به مخالفت با آن برميخيزند ".
* موافقت اعضاي پارلمان انگليس با دخالت نظامي در ليبي، بهدليل شكافي است كه بين نمايندگان مردم در پارلمان و نظر مردم وجود دارد
خبرنگار بينالملل خبرگزاري فارس در ادامه اين مصاحبه به آمار منتشر شده در سايت ائتلاف ضدجنگ انگليس اشاره كرد و گفت كه اين آمار نشاندهنده اين است كه حدود دوسوم از مردم انگليس با مداخله نظامي اين كشور در ليبي مخالفند. خبرنگار فارس به راي مثبت اكثريت نمايندگان پارلمان انگليس به دخالت نظامي اين كشور در ليبي اشاره كرد و پرسيد كه: اعضاي پارلمان انگليس چطور ميتوانند در شرايطي كه در بيشتر موارد خلاف خواسته مردم راي ميدهند، نماينده مردم باشند؟
گالووي ضمن تأييد اين پرسش گفت: "بهغير از 13تن، تمام اعضاي پارلمان انگليس به دخالت نظامي كشور در حمله نظامي به ليبي رأي مثبت دادند و اين نشاندهنده شكافي است كه بين نمايندگان مردم در پارلمان و نظر مردم وجود دارد. اين مسئله در مورد جنگهاي عراق و افغانستان نيز صدق ميكند و حقيقتي است كه در جريان زندگي مردم انگلستان وجود دارد ".
"با اين وجود زمان رأيگيري در پارلمان انگليس سؤالهاي زيادي در مورد چگونگي و نتايج حمله انگليس به ليبي مطرح بوده كه نخستوزير به سختي ميتوانست براي آنها پاسخي ارائه كند ".
گالووي در ادامه اعلام كرد: "به نظر من اين ائتلاف نه تنها در ميدان كه در افكار عمومي نيز موفقيتي در پي نخواهد داشت و ساركوزي به خيال خود ميخواهد با حمله به ليبي براي حفظ رياست جمهوري خود تلاش كند ولي عكس اين قضيه صورت خواهد گرفت ".
* شليك 3 موشك كروز در جنگ عليه ليبي، روزانه 3 ميليون دلار براي مردم انگليس هزينه دارد كه اين ميزان معادل هزينه مربوط به ساخت روزانه يك دبستان در انگليس است.
خبرنگار بينالملل فارس ضمن اشاره به بهاي يك ميليون دلاري هر يك از موشكهاي مورد استفاده انگليس در ليبي، در مورد آگاهي مردم انگليس و واكنش آنها به اين قضيه پرسيد كه گالووي پاسخ داد: "ما تلاش ميكنيم كه آنها را از اين موضوع باخبر كنيم. شليك 3 موشك كروز تنها براي جنگ عليه ليبي، روزانه 3 ميليون دلار براي مردم انگليس هزينه دارد كه معادل هزينه مربوط به ساخت روزانه يك دبستان در انگليس است. اين در حالي است كه هزينه جنگ افغانستان براي مردم انگليس تاكنون 15 ميليارد پوند بوده است ".
"با اين هزينه، ما هم ميتوانيم يك مدرسه جديد بسازيم و يا مردم ليبي را بمباران كنيم؛ حق انتخاب با مردم انگليس است ".
خبرنگار فارس در واكنش به اين پاسخ پرسيد كه: آيا واقعا مردم انگليس اين اختيار را دارند كه بين بمباران ليبي و ساخت دبستان در اين كشور يكي را انتخاب كنند؟
گالاوي گفت: "مردم اگر واقعاً بخواهند و به شرطي كه به صورت متحد به دولت فشار بياورند، ميتوانند تصميمگيرنده باشند ".
* رسانههاي غربي تنها درصدد پوشش سياستهاي نادرست دولتهاي خود هستند و هدف آنها اطلاعرساني درست نيست
خبرنگار بينالملل فارس در ادامه به بحثهاي زمان انقلاب مردم مصر و پوشش كامل اتفاقات در شبكه تلويزيوني الجزيره اشاره كرد و پرسيد كه: چرا در حال حاضر نهتنها شبكههاي تلويزيوني غربي از جمله "بيبيسي " و "سيانان "، بلكه "الجزيره " كه مدعي اطلاعرساني بيطرف است، نيز تلاشي براي پوشش اخبار بحرين نميكند؟
گالووي در پاسخ به اين سؤال گفت: "به نظر من، با توجه به آنچه ائتلاف بوش و بلر ميدانم، جاي تعجبي ندارد كه شبكه تلويزيوني "بيبيسي " اخبار بحرين را پوشش نميدهد ".
"از عدم انتشار اخبار بحرين در سيانان هم متعجب نيستم چون شبكه الجزيره تلاش ميكند خود را بين رسانهها مطرح كند ولي عدم پوشش اخبار مربوط به انقلاب مردم بحرين باعث بياعتباري اين شبكه ميشود و دولت قطر و خبرنگاران و مديران شبكه الجزيره بايد به اين مسئله توجه كنند. تحريم پوشش اخبار مربوط به انقلاب مردم بحرين باعث بياعتباري اين شبكه ميشود ".
انتهاي پيام/پ*