بیماری های گیاهی
بیماری مهم کنجد
بیماریهای مهم کنجد
بوته میری کنجد
2- پژمردگی آوندی :
عواملی چون Phytorhthora nicotianae، Verticillium dahliae ، Fusarium oxysporum f.sp.sesame باعث ایجاد بیماری می شوند که به تمام این بیماریها بطور کلی بوته میری می گویند. البته ورتیسلیوم کمتر دیده شده است. فارس دیده شده است که مسئله مهمی می باشد .
قارچ فیتوفترا وارد آوند نمی شود و باعث پوسیدگی ریشه و از پا افتادن بوته ها میشود، ولی فوزاریوم آوندی است و به ریشه صدمه ی زیادی نمی زند بلکه باعث قهوه ای شدن آوندها میشود. این بیماری آوندی شبیه پژمردگی های آوندی پنبه میشود.
خصوصیات بوته میری فیتوفترائی نیز شبیه فیتوفترای توتون و تنباکو می باشد. این قارچ نیز هتروتالیک است و تولید کلامیدوسپورهای زیادی می کند. اسپورانجیوم گرد و پاپیلادار است.
کنترل:
1- استفاده از ارقام مقاوم بهترین روش مبارزه است.
2- تنظیم سیستم آبیاری. آبیاری بایستی بصورت خطی باشد.
3-برقراری آیش و تناوب.
سفیدک کرکی (داخلی ) سویا Soybean downy mildew
عامل بیماری قارچ (P.soja) Peronospora manshuricaاست. این بیماری از مازندران، گیلان وگلستان گزارش شده است و بر روی گیاه ایجاد برگریزی می نماید که بیماری خیلی مهمی در این مناطق به شمار می آید. ااسپورهای این قارچ خیلی جالبند و هنگا میکه می رسند جدار بیرونی آنها چروکیده میباشد. این بیماری نیز بذرزاد است. بهینه دما برای بیماری 22-20 درجه سانتیگراد است. قارچ نژادهای فیزیولوژیک زیادی دارد (حدود25 نژاد گزارش شده است). گیاهان جوان حساسترند و وقتی برگ مسن میشود مقاومتر می گردد.
کنترل:
1- استفاده ازبذر سالم وضد عفونی بذر با سموم سیستمیک.
2- شخم پس از برداشت جهت تسهیل تجزیه بقایا.
3- استفاده از ارقام مقاوم با دانستن نژاد قارچ.
4- تناوب زراعی
بیماری خربزه هندوانه
بیماریهای مهم خربزه هندوانه
سفیدک پودری(سطحی) جالیز Cucurbit powdery mildew
این بیماری از دیر زمان در ایران بخصوص در مناطقی که کشت گیاهان جالیزی در آنجا معمول بوده وجود داشته است . ولی اولین بار گزارش کتبی مربوط به اسفندیاری در سال 1326 می باشد . سفیدک سطحی را زارعین بخوبی شناخته و در اصفهان به آن نمکه و در بعضی از نقاط دیگر به نام شته و یا در آذربایجان به نام آق مشهور است . این بیماری در اکثر مناطق جالیزکاری از قبیل سواحل دریای مازندران ، اصفهان ، تهران ، قم ، همدان ، کرج ، خوزستان ، شیراز ، تبریز، بروجرد ، و ورامین و شهر ری وجود دارد . در استان فارس این بیماری در روی خیار، خیار چنبر، خربزه ، طالبی، گرمک، کدو وهندوانه توسط بنی هاشمی و ذاکری (1368 ) گزارش شده است .
نشانه های بیماری
اولین علائم بیماری به صورت لکه های کوچک سفید آرد آلود روی برگها و ساقه ها می باشد که بتدریج سطح آنها را گرد سفید رنگی فرا می گیرد و بزودی بیماری توسعه یافته ، ظرف مدت کوتاهی پوشش قارچی ، هر دو سطح برگ را فرا می گیرد . نشانه های اولیه بیماری ، در واقع موقعی ظاهر می شود که اولین گلهای خیار باز شده و بوته هنوز ساقه خزنده خود را ایجاد نکرده است . برگهای مبتلا سفید، خشک و شکننده شده و مخصوصاً در مورد برگ هندوانه لکهها بزودی قهوه ای رنگ می گردند . در بوته های مبتلا میوه ها زودتر از موعد مقرر رسیده، شبکه پوست آنها خوب تشکیل نشده ، بافت آنها نرم می گردد . علاوه بر این ، گوشت میوه ، بی مزه و مواد جامد محصول در آنها به طور قابل ملاحظه ای کم می گردد .
عامل بیماری
به طور کلی عامل دو گونه قارچ به اسامی :
1) Erysiphe cichoracearum
2) Sphaerotheca fuliginea
بر اساس گزارش بنی هاشمی و ذاکری ( 1368) قارچ عامل بیماری در استان فارس Sphaerotheca fuliginea می باشد و جنس Erysiphe دیده نشده است . کندیوم های جمع آوری شده از روی کدوئیان غالباً دارای جوانه های دو شاخه ای بوده که مؤید مشخصه گون S.fuliginea می باشند .
کنترل:
1. ارقام مقاوم، خربزه مشهدی و طالبی شهد شیراز حساس است.
2. کاشت در مناطقی که هوا جریان داشته باشد.
3. کاهش رطوبت
4. در فاصله دو آبیاری زمین خشک شود.
کنترل شیمیایی:
اگر بیماری دیر وارد مزرعه شود معمولاً نیازی به مبارزه نیست.
1- سولفور wp 80-90% و 3- 2 در هزار با دیدن اولین علائم
2- دینوکاپ(کاراتان اف ان) wp18.25%و 2-1 کیلوگرم درهکتار
3- گل گوگرد 20- 15 کیلوگرم در هکتار
سفیدک کرکی یونجه Alfalfa downy mildew
عامل این بیماری Peronospora trifoliarum(aestivalis) می باشد.
کنترل:
1- در صورت نیاز از مانکوزب2 wp80% در هزار پس از برداشت یونجه استفاده می کنیم.
2- چین اول زوتر برداشت می کنیم
جرب جالیز
لکه های بیماری در همه قسمتهای هوائی ظاهر می شود . در برگ ها اولین علائم به صورت نقطه های روشن آب یا سبز کم رنگ ظاهر می شود . این نقاط معمولاً به مقدار زیاد در بین رگبرگها مشاهده می گردد . لکه های طویل روی ساقه و دمبرگها ممکن است ظاهر شوند . بتدریج رنگ لکه ها به خاکستری متمایل به سفید تبدیل شده ، زاویه دار می گردند .
لکه های میوه همزمان با بزرگ شدن میوه تیره می شوند. بافت مضمحل می گردد تا اینکه حفره های قابل ملاحظه ای در میوه پدید آورد. در شرایط مرطوب یک لکه مخملی سبز تیره از رشد قارچ در این گودال ها ظاهر می شود .
رشد شدید بیماری با شرایط خنک و مرطوب همراه می باشد که ممکن است در اوقات ویژه در طی فصل یا در مزارعی که زهکشی هوا و خاک ضعیف است شایع باشد .
کنترل:
در صورت امکان خانواده کدوئیان باید در مزارعی که دما نسبتاً بالا باشد پرورش یابند زهکشی خاک و گردش هوا در لابلای بوته ها بعلت خشک شدن سریع سطح برگ از شدت بیماری می کاهد .
در مراحل چهار برگی شروع و هفته ای یک بار باید تکرار شود .
موثرترین سموم برای مبارزه با بیماری سموم زینب (Zineb) ، مانکوزب (Mancozeb) ، کلروتالونیل ( Chlorothalonal) به مقدار 1.5 کیلوگرم درهکتار می باشد
________________________________________
شانکربوتریو سفر یابی سیب
بیماری روی کلیه قسمتهای درخت از طوقه تا شاخه ها و حتی میوه ها دیده می شود. روی تنه و شاخه ها شانکرهای بیضی شکل بوجود می آید که بوسیله یک شکاف از بافت سالم جدا می شود یکی از علائم بارز این بیماری پوسته نازکی است که روی محل زخم وجود دارد و با کنار زدن آن می توان دسته های پیکنیدیوم قارچ را که بصورت دوایر متحدالمرکز قرار دارند مشاهده کرد.
عامل بیماری:
قارچ
Te) Botryosphaeria ribis ( Dothideaceae-Dothideales-Loculoascomycetidae)
An) Dothiorella mali ( Sphaeropsidaceae-Sphaeropsidales-Coelomycetidae)
سودوتسیوم B.ribis درون آسکوستروما است. آسکها دو جداره و گرزی شکل بوده و حاوی 8 آسکوسپور تک سلولی شفاف می باشند. پیکنیدیومهای سیاه رنگ D.mali معمولاً گلابی شکل یا کروی هستند. که در داخل آنها پیکنیوسپورهای تک سلولی ، بیرنگ و بیضوی تا تخم مرغی شکلند.
چرخه بیماری :
این قارچ همانند بسیاری از پاتوژنهای شاخه و تنه به درختان ضعیف و مسن حمله می کند و زخمهای ناشی از آفات ، هرس ، آفتابسوختگی و .. راه نفوذ مناسبی برای قارچ عامل محسوب می شوند زمستان بصورت میسلیوم در حاشیه شانکرها و یا پیکنیوسپورها در شانکرها میباشد.
مبارزه :
1-تقویت و شاداب نگهداشتن درختان
2-رعایت بهداشت زراعی : حذف شاخه های آلوده و سوزاندن آنها
3-اجتناب از ایجاد زخمهای غیر ضروری روی درخت
منبع: سبزینه
بیماری درختان میوه
ماریهای مهم درختان میوه
آتشک (Fire Blight)
یکی از بیماریهای مهم و خطرناک درختان میوه دانهدار در جهان و نیز ایران است.این بیماری حتی اگر در برخی مناطق، انتشار کمی هم داشته باشد، خسارات سنگینی را به درختان تحمیل میکند. بنابراین لازم است برنامه کنترلی دقیقی برای مهار بیماری در مناطق انتشار آن به اجرا درآید.
این بیماری اولین بار از نیویورک گزارش شده و تا ۲۰۰ سال محدود به آمریکایشمالی بود. با ورود مهاجران به آمریکای شمال غربی، این بیماری نیز در این مناطق گسترش پیدا کرد به طوری که تا اوایل سالهای دهه ۱۹۰۰ به تمام مناطقی که سیب و گلابی در آن کشت میشد، سرایت پیدا کرد.
در خارج از ایالات متحده، بیماری اولین بار در سال ۱۹۱۹ از کشور نیوزلند گزارش شد و بعد از آن در اواخر دهه ۱۹۵۰ در انگلستان شیوع پیدا کرد.
پس از آن، بیماری در تمام اروپا و مدیترانه گسترش یافت و خسارات زیادی به درختان میوه وارد کرد. امروزه در کشورهایی که بیماری در آنها گزارش نشده، مقررات سخت قرنطینهای برقرار است.
در ایران، بعد از سالها قرنطینه اولین بار در بهار ۱۳۶۸ از کرج گزارش شد و در حال حاضر از بیماریهای مهم قرنطینه داخلی است در حالیکه به سرعت مرزهای قرنطینه را در هم شکسته و در حال پیشروی است. این بیماری اکنون در استآنهای تهران، آذربایجان، قزوین، زنجان و... خساراتی در پی دارد.
خسارت این بیماری اصولا متوجه خانواده گیاهان Rosaceae (درختان به، سیب، گلابی، گلسرخ و سایر گیاهان زیتنی این تیره و به تازگی گیاه خاکشیر) بوده و عامل بیماری باکتری Erwinia amylovora از خانواده Entrobacteriaceae است. جنسهای مهمی از باکتریها از جمله جنس مشهور سالمونلا که از باکتریهای بیماریزای انسانی و جانوری است در این خانواده جای میگیرند.
● علائم بیماری
درختان مبتلا به آتشک مجموعهای از علائم را نشان میدهند. بهطور کلی سه نوع علائم قابل تشخیص است و زمان آلودهشدن درخت و اندامی که آلوده شده تعیینکننده نوع نشانه بیماری است. اولین نشانهای که آشکار میشود، سوختگی شکوفههاست که بلافاصله پس از باز شدن گلها صورت میگیرد.
در مراحل اولیه آلودگی، گلها ظاهری آبسوخته پیدا کرده و به سرعت سیاه میشوند. عموما کل شکوفههای یک خوشه دچار سوختگی شده و میمیرند.
سوختگی شاخهها بارزترین نشانه این بیماری است که یک تا چند هفته بعد از ریختن گلبرگها قابل مشاهده است. در این مرحله برگها و شاخههای آبدار نیز به قهوهای تا سیاه تغییر رنگ داده و سرشاخهها به سمت عقب خم شده، حالت سر عصایی به خود میگیرند.
در ادامه فصل با گرم شدن هوا، روی همین شاخهها میتوان تراوشات باکتریایی (Ooz) را دید که بهصورت قطرات ریز چسبناکی ترشح میشوند. در شرایط مساعد، آلودگی به شکل شانکر به سمت پایین (تنه درخت) توسعه یافته و در کل، درخت ظاهری سوخته در آتش پیدا میکند.
نشانهها روی میوه هم قابل مشاهده است به طوریکه میوههای درختان بیمار- اگر در مراحل اولیه آلوده شوند- کوچک، تیره رنگ و چروکیده میمانند و - اگر دیرتر آلوده شوند- زخمهای قرمز قهوهای تا سیاه رنگ را روی سطح آن میتوان دید.
روی این میوهها هم میتوان تراوشات باکتری را دید؛ بهخصوص اگر هوا گرم و مرطوب باشد. اگر پایه درخت به بیماری حساس باشد(مانند درخت به)، کل درخت پژمرده شده و خواهد مرد. نشانههای بیماری را حتی در زمستان به صورت برگهای خشکیده روی درخت میتوان دید.
● چرخه بیماری
ر فصل زمستان باکتری عامل بیماری را در شانکرهای ایجاد شده در شاخهها میگذراند و در بهار با گرم شدن هوا دوباره فعال شده و خود را همراه تراوشاتی به سطح درخت میرساند. حشراتی مانند زنبورعسل که جذب این تراوشات میشوند و نیز قطرات باران عامل مهمی در انتقال باکتریها به گیاه و ایجاد بیماری جدید هستند.
این انتقال از راه گلها و نیز زخمهای ناشی از نیش حشرات یا تگرگ و... صورت میگیرد و برای همین است که اولین نشانههای بیماری در شکوفهها خود را نمایان میکند.
سپس باکتری پس از استقرار و تکثیر، راه خود را داخل درخت یافته و به طور سیستمیک در درخت منتشر میشود. در حرکت به سمت سرشاخهها، آنها را خشکانده و در حرکت به سمت تنه با ایجاد شانکر در آخر فصل خود را برای زمستانگذرانی آماده میکند.
گاهی این شانکرها به حدی توسعه مییابند که درخت مجالی برای ادامه زندگی نمییابد و از پای در میآید؛ این زمانی است که پاتوژن تمام درخت را آلوده کرده باشد.
● راههای مبارزه
بهترین راه برای کنترل آتشک، راهکارهای تلفیقی است که شامل عملیات باغبانی (که باعث کاهش حساسیت درختان و جلوگیری از انتشار بیماری در باغ شود)، تلاش برای کاهش میزان اینوکولوم اولیه در باغ و سمپاشی در زمان مناسب با باکتریکشها برای پیشگیری از بیماری در زمانی که شرایط برای ایجاد بیماری مهیاست.
موثرترین کار در این مورد برای کاهش گسترش بیماری، اجتناب از کاشت پایهها و ارقام حساس است. رقمهای خیلی حساس سیب شامل موتسو، جوناتان و رم بیوتی، فیجی، با حساسیت زیاد خود به بیماری، ترکیب خطرناکی را در باغ در زمانی که بیم اپیدمی بیماری میرود، میسازد چراکه اینچنین درختانی در اثر بیماری خواهند مرد. بیشتر ارقام مردمپسند گلابی نیز حساسیت بالایی به آتشک دارند.
سوختگی شاخهها یکی از نشانههای معمول روی شاخههای جوان و آبدار است. بنابراین شیوههای هرس و استفاده کمتر از کودهای نیتروژنی که به کاهش رشد شاخهها میانجامد، برای جلوگیری از این مرحله بیماری اهمیت دارد. پیشرفت بیماری در داخل پیکره درخت با هرس شاخههای آلوده در اوایل تابستان؛ یعنی درست زمانی که تازه آلوده شدهاند به حداقل میرسد.
اینکار بهخصوص در مورد درختان جوان و کوتاه مهم است زیرا در این حالت فاصله شاخههای آلوده با تنه بسیار کم است. قطع شاخهها باید از فاصله ۲۰ تا۳۰ سانتیمتری زیر حاشیه محل آلودگی باشد. ضدعفونی وسایل هرس با الکل یا هیپوکلرید سدیم (وایتکس) بعد و قبل از بریدن هر شاخه نباید فراموش شود.
کنترل موثر حشرات با قطعات دهانی زننده- مکنده مثل شتهها، زنجرهها و پسیل گلابی به کاهش روند توسعه بیماری در مرحله سوختگی شاخهها کمک میکند.
● کاهش اینوکولوم
منبع اینوکولوم اولیه باید با هرس و جدا کردن شاخههای آلوده و نیز قسمتی از تنه که نشانههای شانکر را بروز میدهد در طول فصل زمستان کاهش یابد.
سمپاشی با باکتریکشهای سمی در زمان باز شدن غنچههای گل یا کمی بعد از آن به کاهش باکتریهای تولید شده در شانکرهای زمستانه کمک میکند.
در باغی که سابقه بیماری آتشک را دارد شاخههایی که رنگ آنها زرد نارنجی است باید یک تا دو هفته بعد از ریزش گلبرگها از درخت جدا شوند. این کار بهخصوص زمانی مفید است که بیماری در مرحله سوختگی شکوفهها کنترل شده و بنابراین شانکرها منبع اصلی آلودگی برای گسترش بیماری در تابستان محسوب میشوند.
جدا کردن شاخههای گوشتی و آبدار به محض ظهور اولین نشانهها در آنها به محدود شدن انتشار و گسترش بیماری کمک خواهد کرد. اما این اقدام زمانی موثر است که با دقت در چند هفته اول بعد از گلدهی دنبال شود.
درمان به وسیله آنتیبیوتیک (Bacteriocide Spray):
بیشتر اپیدمیهای خطرناک و جدی آتشک زمانی اتفاق میافتد که گلها آلوده شوند. آنتیبیوتیکهای مشخصی وجود دارند که میتوانند در محافظت از گلها در برابر آلودگی نقش داشته باشند. این مواد باید درست زمانی که گلها ظاهر میشوند به کار روند.
سیستمهای مختلفی برای تعیین زمان مناسب استفاده از آنتیبیوتیکها طراحی شده است. بیشتر این سیستمها براساس دما (معمولا بیش از ۳/۱۸ درجه سانتیگراد که در این حالت تجمع باکتری هنوز به حد آستانه عفونت نرسیده است) کار میکنند.
بعد از این مرحله بارش باران لازم است تا باکتری را به محلهایی که بتواند از آنجا وارد گیاه شود، برساند. بنابراین آنتیبیوتیک باید قبل یا بعد از بارش صورت گیرد تا در زمان بارندگی جمعیت باکتری زیر آستانه آلودگی باشد. آنتیبیوتیکها در مرحله سوختگی شاخهها در طول تابستان تاثیری ندارند و بهکارگیری آنها برای محافظت توصیه نشده است.
آنتی بیوتیکهایی که برای درمان این بیماری مورد استفاده هستند شامل Streptomycin و Terramycin میشود. مورد اخیر بهخصوص روی گلابی مصرف دارد. در مناطقی که مصرف استرپتومایسین مجاز نیست، میتوان از Tetracyclin و Flumequin استفاده کرد.
البته گفتنی است مصرف آنتیبیوتیک در گیاهپزشکی و درمان بیماریهای گیاهی، محدودیتهایی دارد. یکی از این محدودیتها، مقاوم شدن باکتریها به آنتیبیوتیکهاست که این مقاومت شامل باکتریهای بیماریزای انسان نیز میشود که این امر خود منجر به اختلال در کنترل بیماریهای انسان و حیوانات به دلیل حضور مداوم آنتیبیوتیک در طبیعت میشود. برای همین مصرف این مواد در گیاهپزشکی باید درنهایت دقت و با لحاظ کردن احتیاط فراوان همراه باشد.
نهایت اینکه بیماری آتشک اکنون در ایران، به یکی از مهمترین بیماریهای گیاهی کشور تبدیل شده و ریشهکنی و جلوگیری از گ سترش این بیماری خطرناک باید مورد توجه مراکز تحقیقاتی و دانشگاههای کشور قرار گیرد.
انجام تحقیقات در زمینه بیماریزایی پاتوژن عامل بیماری، اپیدمیولوژی، شیوههای پیشگیری و درمان بیماری نیازمند صرف وقت و هزینه از سوی مراکز تحقیقات کشور است و امید که روندی که برای مطالعه جنبههای مختلف بیماری در کشور وجود دارد، ادامه یافته و بلکه با سرعت بیشتری پیگیری شده و با کمک صاحبنظران و متخصصان بیماریشناسی گیاهی این بیماری در کشور ریشهکن شده و درختان از آتش بیماری نجات یابند.
منابع:
ــ بیماریهای سیب و گلابی؛ ا.ل.جونز. ترجمه سید محمد اشکان. مرکز نشر دانشگاهی
ــ عوامل بیماریزا و بیماریهای مهم گیاهی ایران؛ دکتر ابراهیم بهداد، نشر یادبود اصفهان
پوسیدگی فیتوفترایی طوقه و ریشه گردو walnut Phytophthora crown and root rot
بیماری ناشی از گونههای Phytophthora به ویژه Phytophthora cactorum است که موجب پوسیدگی طوقه وتولید تراوه(صمغ) سیاه رنگ میشود.
کنترل:
1- ترکیب بردو ----- 0.8 درصد
2- اکسی کلرورمس wp35% و 5 در هزار
توصیه: رعایت نکات زیر در کنترل و عدم توسعه بیماری موثر است.
1- اجتناب از آبیاری غرقابی و عدم تماس طوقه با آب آبیاری
2- بررسی برای حصول به پایههای مقاوم.
3- حذف قسمتهای آلوده دور یقه و طوقه درخت تا بافت سالم و سپس پانسمان با سموم توصیه شده.
ارزیابی مقاومت ارقام گیلاس نسبت به باکتری Pseudomonas syringae عامل بیماری شانکر درختان میوه هسته دار
بیماری شانکر باکتریایی درختان میوه هسته دار در تمامی مناطق اصلی پرورش درختان میوه در دنیا شیوع داشته و یکی از مهمترین بیماریهای این درختان از جمله گیلاس می باشد. چون ارقام مختلف گیلاس نسبت به بیماری شانکر باکتریایی حساسیت متفاوتی دارند، استفاده از ارقام مقاوم به این بیماری راهکار مناسبی برای کنترل آن است. بیماریزایی Pseudomonas syringae pv. syringae (Pss) از کلکسیون آزمایشگاه باکتری شناسی بخش بیمارهای گیاهی موسسه تحقیقات آفات و بیماریهای گیاهی جدا شده از درختان گیلاس استان تهران دوباره اثبات گردید. در این بررسی تعداد 21 رقم گیلاس پیوند شده روی پایه آلبالو تلخ (Pronus mahaleb.) شامل هیبرید شماره 1 کرج، شعاع السلطنه، سیاه مشهد، سیاه دانشکده، همدان، بلامارکاد پیش رس ایتالیا، شبستر، حاج یوسفی، ناپلئون، لامبرت، بلادی باربون، قرمز رضاییه، مشهد، زرد دانشکده، اراک، قرمز باغ نو، ابرده، میکرز، دیررس ایتالیا، رودچون و قزوین استفاده شد. برای بررسی مقاومت این ارقام سوسپانسیون باکتری مورد نظر به آنها تزریق و پس از نگهداری در شرایط گلخانه و هوای آزاد نتایج مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که ارقام گیلاس از نظر حساسیت به شانکر باکتریایی اختلاف معنی دار داشته و ارقام شعاع السلطنه، سیاه مشهد، بلامارکاد پیش رس، شبستر، حاج یوسفی، ناپلئون، دیررس ایتالیا، رودچون و قزوین مقاومت بالاتری نشان دادند. ارقام هیبرید شماره یک کرج، سیاه دانشکده، همدان، لامبرت، قرمز رضاییه، مشهد، زرد دانشکده، اراک، ابرده و میکرز به عنوان نیمه حساس و ارقام بلادی باربون و قرمز باغ نو به عنوان حساس ارزیابی شدند. هیچکدام از ارقام گیلاس مقاومت کامل نشان ندادند.
شانکر سطحی پوست گردو walnut shallow bark canker
بیماری ناشی از Erwinia nigrifluens که نشانههای آن تشکیل آسیبهای نامنظم به رنگ قهوهای تیره روی تنه و شاخههای اصلی است.
آنتراکنوز گردو Walnut anthracnose
بیماری ناشی از قارچ Gnomonia leptostyla (آنامورف: arssonina juglandis) است، که دراکثر مناطق گردوکاری دیده میشود؛ نشانههای آن تشکیل لکههای فرو رفته گرد یا بیضی شکل روی شاخه، میوه و برگ است. آسروولهای قارچ به صورت حلقه های متحدالمرکز روی لکه های برگی به وجود میآیند.
کنترل:
1- زینب wp80% و 2-1 درهزار
2- اکسی کلرورمس wp35% و 5-3 درهزار
3- ترکیب برور ______ 1-0.5 درهزار
توصیه ها:
سمپاشی زمستانه 3_2 نوبت که پس از ریزش برگها انجام میشود. سمپاشی بهاره 2 نوبت پس از ریزش گلبرگها .همچنین جمع آوری و سوزاندن برگهای آلوده ریخته شده و رعایت بهداشت باغ در کنترل بیماری موثر است.
سفیدک پودری هلو و شلیل Peach powdery mildew
بیماری سفیدک سطحی یا سفیدک نمدی هلو اولین بار در ایران دراطراف تهران درسال 1326 توسط اسفندیاری گزارش شده است. معمولا درهرجا که هلو کشت میشود بیماری نیز دیده میشود. علاوه بر هلو به شلیل نیز حمله میکند. عامل بیماری قارچ Sphaerotheca pannosa var. Persica است. علت نامگذاری آن به پانوزا بواسطه تولید حالت نمدی است. قارچ انگل اجباری است و نمی توان آن را روی محیط کشت پرورش داد. این قارچ زمستان را به دو صورت ریسه درجوانه و بصورت کلیستوتیسیم میگذراند.
نشانههای بیماری روی برگ در ابتدا بصورت ایجاد لکههای سبز کمرنگ و یا مایل به قهوهای ودرنهایت تشکیل بافت نمدی است. برگهای پیر بندرت مورد حمله قارچ قرار میگیرند و مقاومند. خسارت بیماری در حالتی که به میوه حمله میکند فوقالاده زیاد است زیرا ارزش و بازار پسندی میوه بطور محسوس تقلیل مییابد. روی میوه لکهها گرد هستند. اگر میوه سبز باشد لکه سفیدرنگ و اگر میوه متمایل به قرمز رنگ باشد لکه زرد چرکین به نظر می رسد. قسمتهای لکهدار میوه سفت و سخت شده و از رشد طبیعی باز میماند. سرشاخههای مبتلا به قارچ باریک و ضعیف مانده وجوانههای آنها کوچک میشود.
کنترل بیماری:
• کنترل مکانیکی: آبپاشی، باران، آب سردوگرم ، ازبین بردن غشای نمدی ازجمله اقداماتی است که درکاهش بیماری موثر است.
• کنترل بیولوژیکی: قارچ عامل بیماری در مناطق مرطوب بوسیله تعدادی قارچهای هیپرپارازیت که مهمترین آنها Cicinobolus cesatii میباشد پارازیته شدهاند و ازبین می روند ویا لااقل کاهش مییابد.
• کنترل زراعی: حفظ حاصلخیزی خاک، هرس و واریتههای مقاوم(ارقام هلو مخملی، کاردی و حاج کاظمی نسبت به بیماری حساس و ارقام پائیزه مقاومند.)
• کنترل شیمیایی:
1- دینوکاپ(کاراتان) LC EC 35% و 1 درهزار
2- دینوکاپ(کاراتان) FN-57 WP18.25% و 1 درهزار
3- سولفور(الوزان- کوزان) WP80-90% و 4-3 درهزار
4- بنومیل(بنلیت) WP 50% و 0.5 درهزار
توصیهها: بهترین زمان سمپاشی بعد از ریختن گلبرگها و تشکیل میوه است. درصورت لزوم 7-3 نوبت سمپاشی انجام میگیرد. نوبت اول سمپاشی مهم است و سمپاشیهای بعدی به فاصله 10 روز انجام میپذیرد.
عارضه خشکیدگی خوشه خرما(پژمردگی میوه)
چروکیدگی میوه عارضهای است که درسالهای اخیر درپارهای از مناطق خرما خیز کشور مانند جیرفت، کهنوج و بوشهر مشاهده گردیده است. اولین بار درسال 1368 ازمنطقه رودبار کهنوج گزارش شده است. ازعوارض ناشناخته کشور است که سالانه درسطح وسیع خسارت وارد میکند. سرعت انتشار عارضه بسیار بالا است، بطوری که دربوشهر درسال1378 ظرف مدت یک هفته سراسر نخیلات استان را فرا گرفت و میزان خسارت را به 40درصد رساند. وقوع عارضه با چروکیده شدن ناگهانی حبههای خرما در مرحله تبدیل خارک به رطب است. سایر علائم بصورت ایجاد لکههای قهوهای رنگ درمحل اتصال خوشچهها به محور خوشه اصلی که منجر به پیدایش یک نوار قهوهای رنگ و سرتاسری دریک طرف محور خوشه اصلی میگردد. درمحل اتصال خوشچهها به محور خوشه اصلی ترکهایی ظاهر میشود. همچنین میوههای نارس بسرعت پژمرده شده و پلاسیده میشوند.
دربررسیهای انجام شده هیچکدام از عوامل پاتوژنیک ازمیوههای آلوده جداسازی نگردیده است. بنظر میرسد عارضه با عواملی چون درجه حرارت و آبیاری و تغذیه در ارتباط است.
بیماری لکه سیاه گردو walnut black spot
بیماری ناشی از باکتری Xanthomonas campestris pv.Juglandis است که موجب سیاه شدن گل آذین نر و لکه های قهوهای تا سیاه روی میوه و برگ میشود
پژمردگی شاخهی گردو walnut branch wilt
بیماری ناشی از Nattrassia mangiferae که درناحیه مورد حمله پوست شاخه ورقه ورقه شده و درزیر ورقهها پودر سیاه رنگی شامل آرتروکنیدیمهای قارچ تشکیل میشود. بیماری منجر به پژمردگی شاخه و خشک شدن برگهاست که همچنان به شاخه متصل باقی میمانند.
کنترل:
تقویت و آبیاری منظم گیاه بسیار موثر است
شانکر عمقی پوست گردو walnut deep bark canker(syn: walnut phlom canker)
بیماری ناشی از باکتری Erwinia rubrifaciens که نشانههای آن تشکیل رگههای قهوهای درناحیهی آوندهای آبکشی و لایهی زاینده و خارج شدن صمغ سیاه رنگ از تنهی گردوست
لکه آجری برگ بادام و لکه قرمز برگ آلو
هردودرایران وجود دارد،ولی لکه آجری مهمتر است. اولین بار اسفندیاری در سال 1348 بیماری را روی بادام در ارومیه و لرستان مشاهده کرد. سپس Steyaert بلژیکی متخصص بیماریهای گیاهی که مامور کمک و همکاری با ایران بود این بیماری را مشاهده کرد. در منطقه خفر فارس بیماری لکه آجری به شدت دیده میشود. عامل لکه آجری Polystigma ochraceum ) Polystigma amygdalium) وعامل لکه قرمزآلو Polystigma rubrum است. روی برگ بادام لکهها کشیده و بزرگند ولی روی برگ آلو لکهها تقریبا گردند. لکه آجری بادام به برگ حمله میکند، ولی لکه قرمز علاوه بر برگ به شاخه نیز حمله میکند. در هردو لکهها چرمی وضخیم هستند. بیماری منوسیکل است. روی برگهای زمین ریخته پریتیسها تشکیل میشود.آلودگی توسط آسکوسپور ایجاد میشود، نقش پیکنیدها دربیماری مشخص نیست وآلودگی نمیدهد. برای تشکیل آسکوکارپ 2-1 ماه سرمای نزدیک صفردرجه لازم است. قارچ در محیط کشت قابل کشت نمی باشد. این بیماری از نظر بیولوژی تقریباً مشابه لکه سیاه سیب است، یعنی دارای دو فاز ساپروفیتی و پارازیتی است. حذف مرحله⠠?? ساپروفیتی میتواند تا حدی بیماری را کنترل کند.
کنترل شیمیایی:
1- مانکوزب (دیتان ام-45) WP 80% و 2 در هزار
2- اکسی کلرورمس(کوپراویت) WP 35% و 3 در هزار
3- ترکیب بردو ---------- 1 درصد
4- سم جدید Triforin (ساپرول) به مقدار : 3 در هزار
توصیهها: نوبت اول سمپاشی بعد از ریزش گلبرگها وسپس به فواصل12روز. جمع آوری ودفن برگها