بیماری های گیاهی
بلاست مرکبات Citrus blast
بیماری ناشی ازباکتری Pseudomonas syringae pv. Syringae است که در مرکبات ایجاد لکههای نکروتیک در برگها، دمبرگها و میوه مینماید. لکههای تیره رنگ روی میوه black pit نیز نامیده شدهاند. نشانههای بیماری در شاخ و برگ جوان شبیه نشانههای سرمازدگی است.
کنترل: سمپاشی با ترکیب بردو 0.5درصد و اکسی کلرور 1 درهزار. هرس شاخههای آلوده واقدامات قرنطینهای
شاخه میری مرکبات Citrus blight
زوال درختان مرکبات با نشانههای پژمردگی و مرگ شاخهها، تاخیر در رشد بهاره و نشانههای کمبود عنصر روی در برگها، این بیماری با بسته شدن راه آوندهای چوبی و تمرکز روی در شاخهها همراه است. شاخه میری مرکبات درفلوریدا(امریکا) شایع است و عامل آن به درستی معلوم نیست
شانکر باکتریایی مرکبات citrus canker
نوعی بیماری در مرکبات که در مناطق جنوبی کشور از جمله هرمزگان جیرفت، کرمان، سیستان و بلوچستان باعث بروز مشکلاتی برای باغداران گردیده است.
عامل آن باکتری Xanthomonas axonopodis pv.citri است وروی میوه وبرگ لکههای ابتدا آبگز وبعد چوب پنبهای کمی برجسته وروی شاخههای جوان زخمهای جرب مانند ایجاد میکند. از این باکتری پنج سویه به نامهای A،B،C،DوE گزارش شده است سویهA نسبت به سویههای دیگر قدرت بیماریزایی بیشتر ودامنه میزبانی وسیعتری دارد
ویروئید کاکسیای مرکبات Citrus cachexia viroid
ویروئیدی متشکل از حدود 300 نوکلئوتید که در بیشتر گونههای مرکبات به ویژه بعضی از انواع نارنگی تولید آلودگی میکند و نشانههای آن عبارت است از تولید صمغ در پوست، تشکیل حفرههایی در چوب و مقابل آنها برجستگیهایی در سطح داخلی پوست و کوتولگی
علائم کمبود مواد غذایی در مرکبات
مرکبات به کودهای اصلی و به مقدار کافی کودهای ثانویه و فرعی نیازمندند. کمبود یک یا چند عنصر شدیدا بر روی رشد, باروری, اندازه و کیفیت میوه تاثیر میگذارد. علائم زیر از نمونه های کاملا بارز کمبود میباشد. ولیکن کاهش کمیت و کیفیت محصول در نبود این علائم نیز دیده شده است.
کمبود آهن به تدریج که کمبود توسعه مییابد برگها کرم رنگ شده و به سفیدی میگرایند. رگبرگها نیز رنگ سبز خود را از دست میدهند, در کمبود شدید برگها کوچک و چروکیده میگردند.
میوهها کوچک و بیرنگ میشوند. سرشاخهها خشکیده و میمیرند. ممکن است شاخهای یا قسمتی از درخت و یا چند درخت در باغ آلوده شده و بقیه علائم کمبود را نشان ندهند.
برای رفع علائم کمبود، کود مایع آهن فوسین و یا کود آهن فری شل 54 مصرف نمایید
کمبود روی با شدت یافتن کمبود, رنگ پریدگی و خال خال شدن برگها دیده میشود. این علائم در لیمو دیده نمیشود. برگها کوچک و رنگ پریده شده و بیشتر جوانههای انتهایی آلوده میگردند. در کمبود شدید سرشاخهها خشک میگردند.
برای رفع علائم کمبود، کود مایع روی فوسین مصرف نمایید
کمبود منگنز بین رگبرگها بیرنگ میشوند. در حالت شدید منطقه بین رگبرگی رنگ سبز و سفید بخود گرفته و برگها شروع به ریزش میکنند. علائم کمبود منگنز بیشتر در قسمتهای فوقانی درخت و در زمان رشد بهاری مشاهده میگردد.
برای رفع علائم کمبود، کود منگنز فوسین مصرف نمایید
کمبود منیزیم با توسعه کمبود منیزیم برگها به رنگ قهوهای روشن ( برنزی ) درمیایند. بهتدریج برگها نکروزه شده شروع به ریزش مینمایند. کمبود منیزیم در برگهایی که به رشد کامل رسیدهاند, دیده میشود. این علائم بهخوبی در پایان تابستان و در طول پائیز و زمستان مشاهده میگردد.
برای رفع علائم کمبود، کود منیزیوم فوسین مصرف نمایید
کمبود بر کمبود بر باعث قهوه ای / سبز تیره شدن برگها می شودو ممکن است پدیده خیس شدنwatersoak برگی ایجاد شود.برگها ضخیم و پیچیده رگبرگها بصورت مشخص در سطح برگ دیده می شوند.پوسته ترک می خورد ومیوه کوچک مانده. مقدار اب در میوه وقند ان نیز کاهش می یابد.بطور معمول میوه ها قبل از رسیدن ریزش می کنند در نتیجه افت محصول ایجاد می گردد.مشخصا پوست میوه ضخیم شده که باعث تغییر شکل میوه میشود.
برای رفع علائم کمبود، کود مایع بُر فوسین مصرف نمایید
کمبود کلسیم کمبود کلسیم باعث زرد شدن لبه برگ می شود . برگها بد شکل وغالبا به سرعت می ریزند .رشد ریشه کاهش می یابد و ممکن است پوسیده شود .سرشاخه درختان می خشکد ورشد به تعویق می افتد .نتیجتا اندازه میوه کاهش می یابد که باعث کاهش محصول می شود.کمبود کلسیم باعث افزایش لکه قهوه ای شدن میوه می شود .ترک های ایجاد شده در زیر لبه پوست شکافته شده واز پوست جدا میشوند.
برای رفع علائم کمبود، کود کلسیم فوسین مصرف نمایید
کمبود مس در اثر کمبود مس تعداد بسیاری شاخه ها پیجپیده ،زاویه دار،بدون برگ ،وخشکیده می گردند.درخت بوته ای و مترکم می شود.توده های صمغ در زیر پوست یا نزدیک گره برگ رشد می کنند.میوه ها معمولا ترک می خورندو لکه های قرمز وقهوه ای ،سیاه در روی پوست میوه به وجود میایدومقدار اب میوه کاهش می یابد وصمغ ممکن است در بند جمع شود.
برای رفع علائم کمبود، کود مس فوسین مصرف نمایید
لکه سیاه مرکبات Citrus black spot
این بیماری در آفریقای جنوبی، استرالیا و تایوان اهمیت بالایی دارد و دارای خسارات اقتصادی است. بیماری ناشی از Guignardia citricarpa است که شکل غیر جنسی قارچ Phyllosticta citricarpa است . تمام واریتهای تجارتی مرکبات به این بیماری حساس هستند وبیشتر بیماری روی درختان مسن وضعیف است. قارچ روی درختان دیگری مثل بادام و رز دیده شده است. برگهای آلوده بیشتر حالتLatent دارند. این برگها پس از افتادن اندام باردهی قارچ بر روی آنها تشکیل میشود. پس از رسیدن آسکها آسکوسپورها آزاد شده وبه وسیله باد منتشر میشود پیکنیدیوسپورها نیز به وسیله باران پخش میشوند ولی نقش آسکوسپورها مهمتر است. نشانه اصلی بیماری وجود لکههای تیره در برگ ومیوه است کنترل بیماری از طریق سمپاشی با ترکیب بردو یا زینب.
کمبود منگنز در تعدادی از درختان میوه
مقدمه
منگنز به صورت یون دوبار مثبت و به صورت ترکیبات مولکولی با بعضی عامل های کمپلکس کننده آلی EDTA ، به وسیله گیاه جذب می شود. همچنین گیاه می تواند منگنز را به هر یک از این دو صورت به طور مستقیم از طریق برگ جذب کند.محلول پاشی روی برگ برای رفع کمبود، کاری سریع و متداول است. مانند آهن ، منگنز عنصری غیر پویا بوده و علایم کمبود معمولا ابتدا در برگ های جوان ظاهر می شود. منگنز نیز مانند سایر عناصر گروه فلزی سنگین ، در فعال سازی آنزیم های متعددی که با متابولیسم کربوهیدرات ها، واکمش های فسفریل شدن و چرخه اسید سیتریک سر و کار دارند، نقش دارد. منگنز فقط به مقدار کم مورد نیاز گیاه بوده و زیادی آن نیز سمی می باشد.
منشاء منگنز موجود در خاک تجزیه سنگ های معدنی می باشد و از لحاظ فراوانی در پوسته زمین ، پس از آهن فرار دارد. مقدار کل این عنصر در خاک 200 الی 600 میلی گرم در کیلوگرم خاک می باشد. یون منگنز در خاک به سه حالت مختلف دیده می شود. مقدار کل منگنز و منگنز تبادلی در خاک با مقدار کل منگنز در مواد مادری تشکیل دهنده همبستگی ندارد. دی اکسید منگنز پایدارترین اکسید منگنز در خاک است و با اسیدی شدن محیط ، بر میزان حلالیت آن افزوده می شود. سایر صورت های منگنز مثل کربنات ، هیدروکسید و سیلیکات منگنز همگی بیشتر از اکسید آن محلول اند و درجه حلالیت آنها با PH خاک رابطه معکوس دارد.
کمبود منگنز مشابه سایر عناصر ریزمغذی ، بیشتر در خاک های آهکی با مواد آلی کم اتفاق می افتد. حساسیت گیاهان مختلف به منگنز ، بسیار متفاوت است و با توجه به اینکه پویایی این عنصر در درختان میوه مشابه کلسیم بسیار محدود است، بنابراین علایم کمبود این عنصر ابتدا در برگ های جوان مشاهده می شود . علایم کمبود منگنز در تعدادی از درختان میوه به شرح زیر می باشد:
سیب
در سیب کلروز از ناحیه نزدیک حاشیه برگ آغاز و به طرف رگبرگ اصلی توسعه می یابد. در شرایط کمبود شدید، کاهش در فعالیت فتوسنتزی و حتی کاهش یا توقف رشد گیاه نیز اتفاق می افتد. در مناطق نیمه خشک محلول پاشی با سولفات منگنز می تواند کمبود را برطرف کند. و در مناطق خشک مصرف خاکی و محلول پاشی برگی سولفات منگنز می تواند در کنترل کمبود موثر باشد. لازم به ذکر است که کمبود منگنز بیشتر در خاک های آهکی وجود دارد.
هلو
در اثر کمبود منگنز در برگ های جوان و تازه بالغ، نواحی بین رگبرگی در مقایسه با نواحی اطراف رگبرگ اصلی، کم رنگ تر می شوند که این کلروز از اطراف برگ آغاز شده و به سمت رگبرگ میانی توسعه می یابد. در شرایط حاد کمبود ممکن است ریزش زود هنگام برگ اتفاق بیافتد. رنگ میوه نیز کامل نشده و کیفیت آن پایین می آید و نیز ممکن است برخی ترک های پوستی در میوه دیده شود که با ریزش زود هنگام میوه ها توام است.در بین درختان میوه هلو و مرکبات بیشترین حساسیت را نسبت به کمبود این عنصر از خود نشان می دهند.
گیلاس
در گیلاس نیز کمبود منگنز همانند سایر درختان میوه مناطق معتدله به صورت کلروز بین رگبرگی با یک الگوی مشخص می باشد، به طوری که کلروز از حاشیه برگ ها آغاز شده و به سمت رگبرگ میانی گسترش پیدا می کند
انگور
علایم کمبود در بوته هایی که به شدت به کمبود منگنز دچار هستند دو تا سه هفته پس از زمان گل ظاهر می شود و در کمبودهای متوسط علایم تا اواسط و اواخر تابستان ظاهر نمی شود. علایم کمبود با زرد شدن بین رگبرگ ها آغاز می شود و با افزایش کلروز بین رگبرگ های اولیه و ثانویه ، رگبرگ های کوچک با حاشیه سبز باقی می مانند. منگنز عنصری غیر پویا بوده و علایم کمبود ابتدا در برگ های جوان ظاهر می شود.
مرکبات
کمبود بر روی مرکبات در بسیاری از نقاط دنیا گزارش شده است. این کمبود در خاک های آهکی به علت حلالیت خیلی کم ترکیبات محتوی منگنز اتفاق می افتد. در اثر کمبود منگنز در مرکبات لکه های سبز روشن تا زرد در بین رگبرگ های اصلی و فرعی دیده می شود که تا حدودی مشابه علایم کمبود آهن و روی ( مانند برگ های نقاشی شده ) می باشد. میوه ها نیز ممکن است کوچک تر از حد معمولی شده و در شرایط حاد کمبود، میوه نرم شده و رنگ پوست کم رنگ می شود. در بین درختان میوه ، مرکبات حساسیت بیشتری نسبت به کمبود منگنز از خود نشان می دهند.
کود سولفات منگنز ( MnSo 4 , XH2O )
درصد منگنز 28 و گوگرد 14 درصد، قهوه ای روشن ، پودری شکل و محلول در آب ، که هم به صورت مصرف خاکی ( چالکود ) و هم به صورت محلول پاشی قابل مصرف است.
موارد و میزان مصرف کود سولفات منگنز
الف ) مصرف خاکی:
به مقدار 100 الی 250 گرم برای هر درخت در سایه انداز در محل ریشه درخت در اواخر اسفند ماه ( به صورت چالکود ) زیر خاک شود ( مخلوط با کودهای آلی ، ازته ، فسفره و پتاسه و سایر ریزمغذی ها)
ب ) مصرف محلول پاشی :
محلول پاشی می تواند به شرح زیر صورت گیرد.
- دو الی سه کیلوگرم سولفات منگنز را در 1000 لیتر آب به خوبی حل کرده و 3 الی 4 هفته پس از ریزش گلبرگ ها به فواصل یک ماه در برگ های درختان محلول پاشی شود.
- سه کیلوگرم سولفات منگنز را در 1000 لیتر آب حل کرده و در دوره خواب زمستانی و یا قبل از متورم شدن جوانه ها محلول پاشی صورت گیرد.
چه باید کرد ( پیشنهادها )؟
- مصرف خاکی (چالکود ) هر دو تا سه سال یک بار سولفات منگنز ( 100 الی 250 گرم به ازای هر درخت ) باید در بیشتر باغ های میوه به خصوص در مرکبات ، هلو و سیب همگانی شود.
- حد بحرانی منگنز در خاک های زیر کشت باغ ها 10 میلی گرم در کیلوگرم و در برگ های کاملاً رشد کرده درختان میوه با روش DTPA ، 80 میلی گرم در کیلوگرم بر مبنای وزن خشک می باشد.
- با توجه به نقش منگنز در تامین سلامتی انسان ( نیاز روزانه هر فرد 7-5 میلی گرم می باشد ) مصرف خاکی و یا محلول پاشی سولفات منگنز برای افزایش عملکرد ، بهبود کیفیت و غنی سازی محصولات باغی الزامی است.
نگارش:
مهرداد شهابیان – عضو هیات علمی موسسه تحقیقات خاک و آب
دکتر محمد جعفر ملکوتی – استاد دانشگاه تربیت مدرس و سرپرست موسسه تحقیقات خاک و آب
نشریه فنی 143 وزارت جهاد کشاورزی ، معاونت ترویج و نظام بهره برداری ، موسسه تحقیقات خاک و آب 1382
لکه موجی آفتابگردان sunflower target spot
دوگونه آلترناریا در مناطق مختلف این بیماری را ایجاد میکنند Alternaria zinniae و A. helianthi . البته دردنیا بیشتر گونه اول ذکر شده است و در ایران گونه دوم را گزارش کرده اند.
علائم بیماری بصورت لکه های نکروتیک قهوهای رنگ روی برگ میباشد که ممکن است موجدار باشد و اطراف آن را حلال زرد رنگی پوشیده باشد. این علامت نشانه خوبی برای تشخیص آلترناریا میباشد. اسپورهای این دو گونه کاملاً با هم متفاوتند. اسپورها معمولاً قهوهای و چند سلولی هستند. این بیماری بذرزاد میشود بنابراین ممکن است که برگهای اولیه (کوتیلدونها) را نیز آلوده کند. آلترناریا برای تولید و پخش اسپور احتیاج زیادی به رطوبت دارد. بنابراین در مناطقی که رطوبت کم است این قارچ اهمیت چندانی ندارد. بیماری در شرایط گرم و رطوبت شدید است. آلودگی شدید برگها باعث ریزش برگ میشود و اگر به ساقه حمله کند باعث شکسته شدن ساقه میشود. قارچ در مواد آلی و بقایای گیاهی و نیز در بذر باقی میماند و توسط بذر به مناطق دور انتقال می یابد.
کنترل بیماری :
1- استفاده از ارقام مقاوم و متحمل بسیار حائز اهمیت است.
2- استفاده از بذر سالم.
3- از بین بردن بقایای گیاهی.
4- استفاده از سموم (دی تیوکارباماتها مثل زینب، مانب و مانکوزب).
بیماری های گیاهی
سلامت و بهبود رشد گیاهان در درجه اول مورد توجه کسانی است که به کاشت گیاهان ، تهیه و توزیع فرآوردههای گیاهی اشتغال دارند. میزان رشد و باروری گیاهان به فراهم بودن آب و مواد غذایی در خاک و تامین محدودههایی از شرایط مناسب جوی مانند حرارت ، رطوبت و نور بستگی دارد. هر عاملی که سلامت گیاهان را به مخاطره اندازد، ممکن است در میزان رشد و باروری آنها تاثیر منفی داشته باشد و از ارزش آنها و فرآوردههایشان بکاهد. بیمارگرهای گیاهی ، شرایط جوی نامناسب ، علفهای هرز و آفات گوناگون عمدهترین عوامل تقلیل محصول و یا نابودی گیاهان به شمار میروند.
مفهوم بیماری در گیاهان
گیاه سالم یا طبیعی گیاهی است ک بتواند عوامل فیزیولوژیک مختلف خود را به بهترین وجهی که توانایی ژنتیکی آن اجازه میدهد، به انجام برساند. هرگاه بر اثر عوامل زنده بیماریزا یا شرایط زیست محیطی چنان اختلالاتی در عملیات فیزیولوژیک بروز کند که گیاه را بیش از حد مشخص از رشد متعارف باز دارد، گیاه بیمار میشود. سلولها و بافتهای گیاهان بیمار عموما توسط عوامل بیماریزا تعضعیف و یا تخریب میشوند.
تاریخچه آسیب شناسی گیاهی
انسان از زمانهای قدیم نسبت به بیماریهای گیاهی آگاهی یافته است. در کتب قدیم از سوختگیها و سفیدکها همراه با بیماریهای انسان و جنگ به عنوان عامل تنبیه انسان یاد شده است. تئو فراستوس فیلسوف بزرگ یونانی که در 370 - 286 قبل از میلاد میزیسته، اولین کسی است که در مورد بیماریهای درختان ، غلات و بقولات مطالعه کرده و مقالاتی نوشته است. رومیها چنان از اثرات دردناک و مخرب زنگهای غلات آگاه بودند که برای خود خدای ویژهای به نام روبیگو خلق کرده بودند تا از آنان در مقابل زنگها حمایت کند. با اختراع میکروسکوپ در اواسط قرن 17 عصر جدیدی در علوم زیستی گشوده شد.
راههای ایجاد بیماری در گیاهان توسط عوامل بیماریزا
· تضعیف میزبان با جذب مداوم مواد غذایی از سلولهای آن و استفاده به نفع رشد خود.
· کشتن و یا ایجاد اختلال در متابولیسم سلولهای میزبان در اثر ترشح مواد سمی و آنزیمها و مواد تنظیم کننده رشد.
· انسداد راه انتقال مواد غذایی ، معدنی و آب.
· مصرف و جذب مواد داخل سلولهای میزبان از طریق تماس.
طبقه بندی بیماریهای گیاهی
دهها هزار بیماری وجود دارد که به گیاهان اهلی در سراسر جهان صدمه میزنند. بطور متوسط هر یک از گیاهان به حدود صد نوع بیماری مبتلا میشوند. روشهای زیادی برای طبقه بندی وجود دارد اما مفیدترین روش طبقه بندی بر اساس نوع بیمارگری است که بیماری را بوجود میآورد. بر اساس روش مزبور طبقه بندی بیماریها به شرح زیر است.
بیماریهای گیاهی واگیر
· بیماریهای که بوسیله قارچها تولید میشوند.
· بیماریهایی که بوسیله پروکاریوتها تولید میشوند.
· بیماریهایی که بوسیله گیاهان عالی پارازیت بوجود میآیند.
· بیماریهایی که توسط ویروسها تولید میشوند.
· بیماریهایی که بوسیله پروتوزوآها تولید میشوند.
بیماریهای غیر واگیر
· حرارت ناکافی یا بیش از اندازه آن
· کمبود یا زیادی رطوبت خاک
· نور ناکافی و یا بیش از حد بودن
· فقدان اکسیژن
· لودگی هوا
· کمبودهای مواد غذایی
· مسمویتها و ...
اهمیت بیماریهای گیاهی
اهمیت بیماریهای گیاهی برای انسان به علت خساراتی است که در نتیجه بیماری به گیاهان و فرآوردههای آنها وارد میشود. بیماریهای گیاهی ممکن است عامل محدود کننده کاشت یک گیاه در یک منطقه و یا یک کشور بوده و تمام گیاهان یک گونه را که به بیماری بخصوصی حساس هستند، نابود کند. علیرغم تفاوتهای موجود از نظر میزان و نوع خسارتهای مالی ناشی از بیماریها ، زارع مطلع و آگاه میتواند با استفاده از بهترین رقم مقاوم موجود ، روشهای مبارزه زراعی ، بیولوژیکی و شیمیایی ، نه تنها مدیریت مناسبی برای محصول خود داشته باشد بلکه حتی در سالهایی که دیگر زارعات ضررهای زیادی متحمل شدهاند، سود بیشتری بدست آورد.
مراحل مختلف ایجاد بیماری
در بیماریهای انگلی گیاهان برای اینکه انگل بتواند به داخل بافتهای گیاه میزبان نفوذ کند و ایجاد بیماری کند مراحل مختلی را طی مینماید. این مراحل عبارتند از:
· مرحله آغشتگی یا تلقیح
· نفوذ انگل به داخل بافتهای میزبان
· عفونت یا ابتلا به بیماری
· ظهور علایم
· رشد و نمو ، انتشار در گیاه
· زمستان گذرانی عامل بیماریزا
انواع بیماری در گیاهان
بیماریهای گیاهی را از نظر میزان پیشروی انگل در گیاه میتوان به دو دسته تقسیم کرد.
بیماری موضعی
در این حالت پیشروی انگل محدود به اطراف منطقه نفوذ است. این وضعیت در اغلب بیماریهای گیاهی دیده میشود. برای مثال میتوان از بیماری غربالی درختان میوه که عامل بیماری غربالی است نام برد و یا بیماری لکه گرد برگ کرفس.
بیماری عمومی
این بیماری در تمام اندامهای گیاه پخش میشود. این حالت در امراض ویروسی و بعضی قارچها که موجب پژمردگی نباتات میشود دیده میشود.
تشخیص بیماری
در بعضی از مواقع تشخیص بیماری فقط از روی علایم غیر ممکن است. این حالت مخصوص بیماریهایی است که ناشناخته بوده و برای اولین بار دیده میشوند. برای اثبات بیماریزایی اصول کخ باید اجرا شود که عبارت است از:
· کشت نسج بیمار و جدا کردن انگل یا انگلها.
· تشخیص انگل
· تلقیح انگل تشخیص داده شده به گیاه سالم و ایجاد بیماری و مقایسه علایم بیماری با آنچه که در طبیعت دیده شده است.
· جدا کردن مجدد انگل از گیاهی که مصنوعا بیمار شده.
· تشخیص و مقایسه آن با انگل اولی.
در این حالت چنانچه بیماری ایجاد شده درست شبیه آنچه که در طبیعت بود، باشد و انگل شناخته شده نیز شباهت داشت، بیماریزایی آن ثابت شده است.
مباحث مرتبط با عنوان
· انواع بیماری در گیاهان
· انواع سفیدکها
· زنگ لوبیا
· زنگ گندم
· قارچ شناسی
· کشاورزی
· گیاهان
· ویروسهای گیاهی
بیماری پیچیدگی هلو
بيماری پيچيدگی برگ هلو که به فارسی بيماری لب شتری و يا بيماری باد سرخ هلو ناميده می شود ، اولين بار در اوايل قرن نوزدهم در اروپا شناخته شده است و در آمريکا نيز بيماری مزبور زودتر از ساير بيماری های هلو مشخص گرديده است و در سال 1845 از ايالات شرقی آمريکا و در سال 1855 از ايالت کاليفرنيا گزارش شده است . در ايران نيز احتمالاً بيماری از قديم الايام وجود داشته است ولی اولين گزارش کتبی مربوط به سال 1325 از اسفندياری می باشد . بيماری پيچيدگی برگ هلو با آنکه در بعضی از مناطق جهان به علت نا مساعد بودن شرايط محيطی وجود ندارد ولی خسارت آن در اروپا و قسمت هايی از چين ، افريقا ، استراليا ، آمريکای جنوبی، آمريکای شمالی و زلاند نو شديد می باشد . در ايران بيماری از نواحی آذربايجان ، سواحل دريای خزر ، استان های مرکزی ، اصفهان ، خراسان و زنجان گزارش شده و احتمال می رود که در بعضی مناطق هلو کاری ديگر نيز وجود داشته باشد .
علائم بيماری
خسارت بيماری شامل پيچيدگی ، تورم و تغيير رنگ و ريزش برگ ها و آلودگی جوانه ها و سر شاخه ها و سرانجام ضعف کلی درخت می باشد . درختان جوان بيش از درختان پير در برابر اين بيماری حساس هستند و به طور کلی بيماری در مناطق گرم وخشک اهميت اقتصادی ندارد . مشخص ترين علائم بيماری روی برگ ها ظاهر می شود ، به اين که در بهار برگ ها پيچيده و پهنک در بعضی از قسمت ها متورم ، کلفت و به رنگ سفيد ، زرد يا قرمز در می آيد . به همين جهت در اصطلاح زبان فارسی بيماری لب شتری ناميده می شود . ميوه ها نيز ممکن است آلوده شود و قبل از موعد مقرر بريزند . برگ های آلوده به بيماری زود ريخته و برگ هائی که بعداً تشکيل می گردند سالم باقی می مانند . نشانه های بيماری ممکن است فقط روی تعدادی از برگ های هر درخت ظاهر شود ولی عملاًتمام برگ ها را مبتلا می گرداند . موقعی که برگ های آلوده به رنگ قرمز يا ارغوانی در آمدند تشکيل اسپورهای قارچ عامل بيماری در سطح فوقانی شروع می شود . بارقارچ به صورت گرد خاکستری رنگی سطح برگ را می پوشاند و در همين موقع برگ ها به رنگ قهوه ای روشن درآمده و خزان می کند. اين ريزش برگ بستگی به شرايط آب وهوائی دارد . به طوری که در هوای گرم وخشک برگ ها زودتر و معمولاً در اوايل تير ماه يا در مرداد ماه می ريزد و اگر مقدار زيادی از برگ ها خزان کند برگ های جديدی از جوانه های خواب تشکيل و ظاهر می شود . شاخه های جوان مبتلا نيز کمی متورم شده و رشدشان متوقف می گردد و يا اينکه به رشد خود ادامه داده و لکه ها به صورت شانکر باقی می مانند .
شکوفه ها و ميوه های جوان آلوده نيز اغلب قبل از موعد می ريزد . روی پوست ميوه های بزرگتر ، قسمت های تغيير رنگ يافته و چروکيده ای ظاهر می شود .
عامل بيماری
قارچ عامل پيچيدگی برگ هلو اولين بار در سال 1875 توسط برکلی به نام Ascomyces deformans مشخص گرديده اما اين نام با آنکه بعداً در سال 1869 توسط فوکل به Exoascus deformans تغيير يافت ، تولازنه درسال 1866نام اين قارچ را Taphrina deformansکه در واقع همنام دو گونه فوق الذکراست می داند ميسيليوم و هيف های رويشی اين قارچ با قارچ های ديگر متفاوت و مشخص می باشد . هيف های نسبتاً کوتاه ، خميده ، پيچيده و طويل آنها بسيار متغير و بندهای هيف نيز نامنظم می باشد و اين نوع هيف ها را معمولاً در بافت پارانشيم برگ می توان يافت . هيف های زايشی يا آسک زای قارچ روی هيف های رويشی تکامل يافته تشکيل می گردد . هيف های رويشی زير اپيدرم سطح فوقانی و ندرتاً سطح تحتانی برگ می رويند . اين هيف ها در بين سلول های اپيدرمی نفوذ کرده و آزادانه بين اپيدرم و کوتيکول در جهات مختلف رشد و نمو می نمايند . سپس بزودی لايه هيمنيوم بين بافت اپيدرم و کوتيکول تشکيل می گردد . آنگاه هيمنيوم در بافت آلوده شکل گرفته و سرانجامتشکيل آسکوسپورهای قارچ را می دهد . آسک ها معمولاً اندازه شان متغير و به طول 17-36 ميکرون و عرض 7-15 ميکرون می باشند . در داخل هر آسک معمولاً هشت آسکوسپورکروی که قطر آن بين 3-7 ميکرون است تشکيل می شود . آسکوسپورها عموماً به طريق جوانه زدن تندش می يابند و توليد کنيدی می کنند .
چرخه بيماری
گلميک می نويسد که قارچ عامل بيماری پيچيدگی برگ هلو زمستان را به صورت ميسليوم روی شاخه ها و بدون اينکه داخل بافت شوند به سر می برد . در بهار همزمان با بارندگی های فصلی کنيدی هائی توسط ميسليوم روی برگ های جوان تشکيل می شود . در بهار های پر باران آلودگی وشيوع بيماری شدت دارد . موقعی که قارچ مدتی در برگ گسترش يافت در بين بافت اپيدرم و کوکتيکول لايه قارچی متراکم و سفيدی به نام هيمنيوم تشکيل می دهد که در آن آسک و در داخل آسک آسکوسپور ايجادمی گردد. آسکوسپورها تقريباً اوائل خردادماه از داخل آسک خارج شده و توسط باد روی شاخه و يا درختان مجاور انتقال می يابند و در آنجا جوانه زده و توليد ميسليوم هائی را که زمستان گذرانی قارچ را به عهده دارند می کند . بعضی ها گفته اند که زمستان گذرانی اين قارچ به وسيله اسپورهائی که در اواخرتابستان و قبل از خزان برگ ها تشکيل می گردد انجام می شود . اين اسپورها روی فلس های جوانه ها يا در سطح شاخه های جوان بسر برده و در بهار با بارش باران شسته شده و روی جوانه های برگ قرار می گيرند و با فراهم شدن شرايط محيطی مساعد جوانه زده و آلودگی شروع می شود . اندرسون می نويسد به طور کلی در مناطقی که فصل بهار در آنجا شبنم و بارندگی کم وهوا نسبتاً گرم باشد عموماً شرايط برای شيوع بيماری پيچيدگی برگ هلو نامساعد است .
مبارزه
1 ــ برای کنترل بيماری پيچيدگی برگ هلو دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو 1% ،
اولی در پائيز پس از ريزش 50% برگ ها و دومی در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
Plant Disease Control , Oregan State University , U.S.A
2 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو يک نوبت دراواخر پائيز پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود . بايد توجه شود که پس از باز شدن جوانه سمپاشی اثر ندارد .
Paul C. Pecknold , Extension Plant Pathologist , U.S.A.
3 ــ پس از آلودگی برگ ها ديگر مبارزه ممکن نخواهد بود چون آلودگی زمان تورم جوانه ها روی می دهد . سمپاشی با ترکيب بوردو پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
Paula Flynn , Department of Plant Pathology , Iowa State University , Ames , Iowa, U.S.A
4 ــ دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود . سمپاشی اولی در دوره خواب درخت و سمپاشی دومی قبل از تورم جوانه ها و زمانی که هنوز رنگ جوانه ها عوض نشده می باشد .
University of California , Agriculture and Natural Resources , U.S.A.
5 ــ با يک نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز قبل از برگ ريزان و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها بيماری کنترل می شود . اگر خطر بيماری شديد باشد سمپاشی در هر دو زمان توصيه می شود .
Bruce Watt , Plant Pathologist , Pest Management Office , Orano , U.S.A.
6 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب توصيه می شود . سمپاشی ممکن است در پائيز پس از ريزش برگ ها يا در اوايل بهار 3 تا4 هفته قبل از متورم شدن جوانه ها انجام شود . سمپاشی پس از باز شدن جوانه ها بی اثر است .
The Plant Disease Diagnostic Clinic , at Cornell University , NY , U.S.A.
7 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
University of Connecticut , Integrated Pest Management , U.S.A.
8 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها توصيه می شود . اگر در بهار قارچ بيماری وارد برگ يا ميوه بشود کنترل بيماری ديگر امکان ندارد .
Illinois Fruit and Vegetable News , U.S.A.
9 ــ برای مبارزه با بيماری پيچيدگی برگ هلو سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
Integrated Pest Management (IPM) Sulutions for The Landscaping Professional , U.S.A.
لکه برگی سرکوسپورا گیاهان زینتی
(برای دیدن تصویر در اندازه کامل روی آن کلیک کنید)
علائم بیماری:
لکههای ایجاد شده بر روی گونههای رافیس در دو سطح برگ آن به صورت نقطههای قهوهای خرمایی رنگ به قطر بیش از دو میلیمتر دیده میشود. این لکهها به تدریج تیرهتر و گرد و نامسطح با هاله زرد رنگ دیده میشوند. گاهی لکهها بهم پیوسته و عامل پژمردن گیاه میشوند.
لکه برگی سرکوسپورا روی بافت لاستیک هندیافیکوس پلاست به صورت تغییر رنگ سطح برگ ظاهر میشود و نواحی گرد کمی برجسته، ریز به رنگ سبز تیره و روشن مشاهده میشود. استرومای سیاه ریزی از عامل بیماری روی زخمها تشکیل میگردد و برگهایی که آلودگی شدید دارند جدا میشوند. اما همین لکه برگی سرکوسپورا روی گیاهان زینتی مخصوصاً لاستیکی بچه یا (Baby rubber) به صورت لکههای برجسته خرمایی در سطح برگ ظاهر میشوند و به تدریج این لکهها قهوهای تیره شده و به ندرت به قطر یک میلیمتری بالغ میشوند. البته روی فلادمیرون یا برگ قلبی لکههای زرد کوچک تا قطر 27 میلیمتر بالغ میشوند. مرکز لکهها فرورفته، سوخته و حاشیهی آنها به رنگ زرد دیده میشود.
علائم متفاوت حاصل از یک پاتوژن روی گیاهان مختلف
با توجه به اینکه اندامهای بافتی و سختی فیزیولوژی گیاه متفاوت است و با توجه به عکسالعملهایی که خود گیاه در مقابل پاتوژن نشان میدهد، لکه نیز متفاوت دیده می شوند.
عامل بیماری:
قارچ Cercospora rhapisicola عامل بیماری لکهبرگی سرکوسپورای است. استرومای قارچ به اندازه 38 15×5030 میکرون است. کنیدیبرها قهوهای بدون حجره تا دو حجرهای و ندرتاً منشعب میشوند، معمولاً دارای یک دیواره عرضی هستند. کنیدیهای دو حجرهای شفاف و نوک تیز تا کمی خمیده هستند و قاعده آنها بریده و نوک آنها کمی تیره بوده که از 3 تا 9 دیواره از منابع مختلف در گیاهان گزارش شده است.
حرارت مناسب برای رشد قارچ 25 درجه گزارش شده است و در فاصله زمانی چهار هفته علائم بیماری را نشان میدهند. علائم لکه برگی سرکوسپورا روی درخت لاستیک هندی پس از 60 روز از تلقیح ایجاد میشود و حساسیت برگهای سنین مختلف معمولا ً متفاوت است و در طبیعت برگهای مسن تر علائم را بهتر نشان می دهند.:
بیماری اتشک سیب و گلابی
آتشک از قديمی ترين بيماری های باکتريائی است که عامل آن باکتری Erwinia Amylovora می باشد و ميتواند بيش از 75 نوع درخت و بوته از خانواده Rosacea را مورد حمله قرار دهد .
بيماری در درختان سيب و گلابی بيشتر مخرب است .
باکتری عامل بيماری در شانکر های نسبتاً فرو رفته زمستان گذرانی کرده و در بهار، زمانی که دمای محيط مساعد باشد و باران های مکرری روی دهد باکتری شروع به فعاليت کرده و به سرعت زياد شده و با کمک حشرات ، باران و باد پراکنده می شود .
اين بيماری بيش از 200 سال است که در آمريکای شمالی شناخته شده ولی کنترل آن بعلت ناشناخته بودن عامل بيماری مشکل بوده است . متاسفانه در حال حاضر هم که عامل بيماری مشخص است به دلايل مشروحه زير کنترل بيماری مشکل تر شده است.
1- سابقاً در هر هکتار 250 تا 500 درخت کاشته میشد در حاليکه امروزه جهت افزايش محصول 1250 تا 2500 درخت در هکتار کاشته میشود و برای انجام اين امر لزوماً درختانی از واريته هائی که قد و قواره مناسب دارند انتخاب می شود که اکثراً در مقابل بيماری حساس هستند .
2- تقاضای بازار خريد و داشتن محصولاتی بظاهر مطلوب باغداران را تشويق ميکند که به کاشت واريته های جديدی اقدام کنند که متاسفانه اکثراً در مقابل بيماری آتشک حساس هستند .
3- داشتن درختان زياد و محصول بيشتر در واحد سطح احتمالاً موجب نقصان مکانيزم های فيزيولوژيکی طبيعی در دفاع از بيماري ها می گردد .
شرايط شيوع بيماری:
نظر به اينکه بيماری آتشک در درختانی که رشد زياد دارند شديدتر است لذا بايد در کود دهی (مخصوصاً کودهای ازوته ) توجه بيشتری مبذول گردد . کوددهی نبايد تابع برنامه ساليانه باشد بلکه بايد ديد درخت کی و چه مقدار کود احتياج دارد . درختان سيب نبايد بيش از 25 تا 30 سانتيمتر و درختان گلابی بيش از 15 تا 20سانتيمتر رشد سر شاخه داشته باشند .
تجربه نشان داده است که در خاک های سنگين و کمتر آبکش ، درختان حساسيت بيشتری برای بيماری دارند و دليل اين امر ميزان زياد ازت و همچنين آب ذخيره شده در خاک می باشد که موجب رشد زياد درخت ميگردد . ميزان ازت در برگ های درختان سيب و گلابی حداکثر 2 تا 2.4 درصد توصيه شده است .
حساسيت به بيماری آتشک در خاک های اسيدی که قاعدتاً کلسيم و منيزيوم کمتری دارند بيشتر است . نگهداری سطح زيرين خاک با پ هاش حدود 6 و سطح فوقانی خاک با پ هاش 6.5 تا 7 توصيه شده است . نقصان پتاسيم خاک هم موجب حساسيت است و ميزان آن 1.35 تا 1.80 درصد توصيه می شود .
شرايط ديگر شيوع بيماری داشتن رطوبت نسبتاً زياد و باران های مکرر ، دمای 21 تا 27 درجه سانتيگراد ، طولانی بودن دوره گل در شرايط سرد و رطوبی فصل بهار ونيز حضور باکتری در شانکر ها می باشد .
علائم بيماری:
در اوايل بهار ، حدود دو هفته قبل از باز شدن گل ها ، گلبرگ ها آب سوخته ، قهوه ای رنگ و سپس سياه می شوند و روی درخت باقی می مانند . شاخه های کوچک پژمرده و سياه رنگ شده و بعضاً با 180 درجه خميدگی عصائی شکل می شوند . روی بعضی از شاخه های قديمی که از طريق گل ها و شاخه های کوچک آلوده می شوند شانکر های چروکيده و بعضاً فرو رفته تشکيل می شود که ممکن است شکاف برداشته و چوب زيرين نمايان گردد . مايع کرم رنگی که حامل ميليون ها باکتری می باشد از شانکرها خارج می شود و در شرايط رطوبی بطرف پائين روی تنه و شاخه ها سرازير می شود . حشرات با اين ترشحات آلوده شده و هر کدام با بيش از يکصد هزار باکتری موجب آلودگی گل ها می شود .
علائم بيماری روی ميوه بستگی به زمان آلودگی دارد. اگر آلودگی زودتر اتفاق بيافتد ، ميوه کوچک مانده و تغيير رنگ ميدهد و به حالت چروکيده روی درخت باقی می ماند .
در صورتيکه ديرتر آلوده شود به اندازه ميوه نارس چروکيده نشده و تغيير رنگ نمی دهد .ميوه های آلوده که با تگرگ يا حشرات آسيب ديده اند به رنگ های قرمز ، قهوه ای يا سياه در می آيند . از ميوه های آلوده ممکن است قطرات مايع زرد رنگ باکتری خارج شود .
چرخه بيماری:
زمانی که شرايط محيط مساعد شد باکتری در شانکر که از سال گذشته در آن زمستان گذرانی کرده است بسرعت با تقسيم سلولی تکثير يافته و مايع کرم رنگ، شيرين و چسبنده ای به نام Bacterial Ooze توليد می کند . حشرات باکتری را به گل ها ، برگ ها وشاخه های تازه منتقل می کنند . در بهار و در دمای مساعد بين 18 تا 30 درجه سانتيگراد مدت زمان بين آلودگی و ظهور بيماری حدود 5 روز است . در شاخه های جديد آلودگی بسرعت در حدود روزانه 15 سانتيمتر پيشرفت می کند . باکتری از طريق شاخه های جديد بشاخه های قطورتر و تنه اصلی ميرسد و در آنجا با تشکيل شانکر ها زمستان گذرانی می کند تا سال بعد چرخه بيماری را آغاز کند .
حشرات از قبيل زنبور ، مورچه ، حشرات پردار ، شته و سوسک به اين ترشحات جلب شده و باکتری را به گل های باز شده منتقل می کند . اين عمل با کمک باد و باران تشديد می شود . باکتری در گل هاتکثير يافته و بسرعت بطرف ساقه حرکت می کند و در زمان کوتاهی تمامی گل ها ، برگ ها و ميوه ها در محل آلودگی ميميرند . شاخه های جوان نيز از طريق منافذ برگ ها و زخم ها ، آلوده و سياه رنگ شده و می ميرند . قابل توجه است که تنها يک شانکر فعال ميتواند ميليون ها باکتری توليد کرده و تمامی باغ را آلوده نمايند .
كنترل بيماري :
1 ــ هرس
نظر به اينکه باکتری در شانکر ها زمستان گذرانی می کند لذا حذف آنها از شدت بيماری در سال بعد جلوگيری می کند . بهتر است هرس در زمستان انجام شود چون زمانيکه برگ ها روی درخت باشند بعضی از شانکر ها قابل رويت نخواهند بود . در بهار يا اوايل تابستان هرس نبايد انجام شود زيرا ممکن است موجب سرايت بيماری به قسمت های سالم درخت گردد . شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از ناحيه سياه شده حذف شود . هرس شاخه های کوچک ممکن است اواخر تابستان انجام شود ولی حذف شاخه های قطور بايد در اواخر زمستان انجام شود زيرا حذف آنها در آن زمان ممکن است موجب رويش جديد باشد .
هرس بايد در هوای خشک انجام شود و هرس در فصل رويش حداقل 30 سانتيمتر پائين تر از قسمت آلوده که تغيير رنگ يافته است بعمل آيد و در صورتيکه فقط چند درخت آلوده وجود داشته باشدممکن است باحذف قسمت های آلوده بطور دقيق ، از اشاعه بيماری به ساير درختان جلوگيری شود . برای جلوگيری از بيماری و شيوع آن لازم است درختان همه روزه مورد بازرسی قرار گيرد و قسمت های آلوده حذف شود.
وسايل هرس در فاصله هر برش بايد با محلول 10% مايع سفيد کننده ضد عفونی شود . در صورتيکه در تنه درختان آلوده ، هرس امکان نداشته باشد ، بايد شانکر از 2.5 سانتيمتر ازطرفين زخم و 7 سانتيمتر از بالا و پائين آن با چاقوی تيز تا رسيدن به نسج سالم برداشته شود و با رنگ بوردو پر شود .
2ــ مبارزه شيميائی
1ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.25 ) شامل 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .
Professor of Plant Pathology , The Pensylvania State University ,U.S.A. , 12 May 1999
2ــ سمپاشی با ترکيب بوردو باضافه 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .
Fire Blight Management , U.S.A. internet 2002 )
3ــ سمپاشی با ترکيب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.75 ) قبل از باز شدن شکوفه ها توصيه می شود .
University of Illinois , U.S.A . September 19
4ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در اواخر دوره خواب درختان بشرطی که تمامی درخت را بپوشاند توصيه می شود . بهتر است ترکيب بوردو با روغن مخلوط گردد . اين سمپاشی بيماری اسکاب سيب را نيز کنترل می کند .
Presented by Professor Paul W. Steiner , at the State Horticultural
Association of Pennsylvania Annual Meeting . U.S.A. January 2000
5ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% قبل از شروع زمان رويش و استربتومايسين 100 پی پی ام سه نوبت در زمان گل توصيه می شود .
W. Hal Shaffer ,Department of Plant Pathology , University of Missouri , Columbia , U.S.A. 1999
6ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو 1% باضافه روغن در اواخر دوره خواب درختان توصيه می شود .
Utah Plant Diseases Control , U.S.A. February 1993
7ــ برای کنترل بيماری آتشک سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب درختان توصيه می شود .
8ــ برای کنترل بيماری آتشک در اواخر زمستان شاخه های آلوده 15 سانتيمتر پائين تر از محل آلودگی هرس شود و با ترکيب بوردو سمپاشی شود .
University of Minnesota ,Yard and Garden Clinic , Chad J. Behrendt, Ph.D and Crystal M. Floyd , U.S.A. 1999..
نماتد مرکبات citrus nematode
نماتد مرکبات Tylenchulus semipenetrans اولین بار در سال1912 توسط یک بازرس اداره باغبانی کالیفرنیا به نامR.Hdges در یکی از باغات لسآنجلس مشاهده شد. اولین نمونهبرداری در ایران درشیراز انجام شد. نماتد درفسا، جهرم، کازرون، برازجان، اندیمشک، اهواز، آبادان نیزنمونهبرداری شده است.
نماتد ساقه و پیاز
نماتد ساقه و پیاز Ditylenchus dipsaci (Kuehn) Filip گسترش جهانی دارد. بیشتر در مناطق معتدل شیوع دارد و خسارت میزند. بیماری اولین بار در هلند درسال1883 ودر ایالات متحده درسال 1931 گزارش شده است.
در ایران نماتد Ditylenchus dipsaci در روی یونجه گزارش شده است. علاوه براین نماتد به 400 گونه گیاه حمله میکند. اما نژاد خاصی از نماتد به پیاز حمله میکند. سبزیهائی از قبیل،سیر، لوبیا، باقلا، کلم، هویج، کرفس، مارچوبه، جعفری، نخود، سیبزمینی و کدو مورد حمله نماتد Ditylenchus dipsaci قرار میگیرد.
مرفولوژی و بیولوژی
عامل بیماری نماتد Ditylenchus dipsaci (Kuehn) Filip میباشد که طول آن3/1-1 میلیمتراست وحدود30 میکرومترقطر دارد. روی بدن استوانهای آن خطوط اریب دیده میشود. دم نماتد نر و ماده تیز است هر نماتد ماده 200تا500 تخم میگذارد. اولین پوستاندازی در تخم انجام میشود. پوره مرحله دوم از تخم خارج شده، به سرعت پوست دوم و سوم را نیز انداخته و پوره قبل از بلوغ یا عفونتزا را تولید میکند.این پوره میتواند شرایط یخبندان و خشکی شدید را تحمل کرده و در داخل بافتهای گیاهی مثل ساقهها، برگها، پیازها، بذرها یا درداخل خاک به سر میبرد.هنگامی که قسمتهای هوایی گیاه میزبان با غشائی از آب پوشیده میشود،نماتدها به طرف بالا حرکت کرده و خود را به سر شاخهها و برگهای جدید و جوان میرسانند و سپس از طریق روزنهها، شکافها یا مستقیما به داخل پایه ساقهها یا محور برگ رخنه میکند. بعد از ورود به گیاه میزبان پوست چهارم را انداخته ،تبدیل به نر یا ماده میشود. چرخه کامل زندگی حدود19تا25 روز طول میکشد. تولیدمثل فقط مواقعی که هوا سرد است متوقف یا کند میشود. وقتیکه پیازها شدیدا آلوده شدند ،میپوسند، پورههای قبل از بلوغ ازآنها خارج شده و گاهی اوقات دراطراف ساقه زیرزمینی پیازهای خشک شده به صورت توده سفید خاکستری پنبهای که پشم نماتد خوانده میشود اجتماع کرده وبرای سالهای سال در همین جا میتواند زنده بمانند.
وقتی که نماتدها به بذر در حال جوانه زدن یا گیاهچه جوان حمله میکنند، از نزدیکی کلاهک ریشه هیپوکوتیل یا از نقاطی که هنوز داخل بذر است وارد میشوند. نماتدها بیشتر روی سلولهای پارانشیمی پوست تغذیه میکنند. در همین حال سلولهای اطراف نماتدها شروع به تقسیم شدن و بزرگ شدن میکنند. نتیجتا برجستگیهایی روی گیاه بوجود میآید. گیاهچهها بسته به اندازه و تراکم این برجستگیها ممکن است ناقصالعضوشده پیچیده شوند،انحنا حاصل کنند ویا بصورت دیگری تغییر شکل دهند. شکاف برداشتن اپیدرم اغلب راه ورود برای مهاجمین ثانوی از قبیل باکتریها و قارچها باز میکند. بعد از رخنه نماتد سلولها بزرگ میگردند، کلروپلاستها ناپدید، فضاها بین سلولی داخل بافت پارانشیم افزایش مییابند. این اثرات اغلب قبل از تماس نماتد باسلولها ایجا میشود. واین دال براین است که تراوشات بزاقی قبل از پیشرفت نماتد منتشر میگردند.
علائم و نشانههای خسارت :
در مزارع آلوده به نماتد Ditylenchus dipsaci ظهور گیاهچههای پیاز به کندی انجام گرفته، میزان سبز شدن گیاه بطور قابل ملاحظهای تقلیل مییابد. بیشتر از نصف تعداد گیاهچههای ظاهر شده بیمار و زرد رنگ هستند، پیچ خورده و هلالی بنظر رسیده ودر امتداد کوتیلودون نواحی برجستهای دیده میشود. کوتیلودونها معمولا باد کردهاند و اپیدرمشان به صورت توری ترک برداشته و بیشتر گیاهچههای مریض ظرف سه هفته بعد از کاشت از بین میروند و بقیه بعدا میمیرند. وقتی که در داخل خاک آلوده پیاز کاشته میشود علائم روی گیاهان درحال رشد تقریبا بعد ازسه هفته شروع میگردد وشامل کوتولگی، لکههای زرد کم رنگ، آماس و زخمهای باز روی برگهاست.
روی ساقه،جوانهها یا گیاهان جوان برآمدگیهایی بوجود میآید وبرگها کوتاه وپیچیده میشوند. نوک برگها از بین میرود و برگهای مسنتربه دلیل ازبین رفتن تیغهی میانی سلولها چنان ضعیف میشوند که نمیتوانند خود را قائم نگهدارند و روی زمین میغلطند. ساقه و گردن پیاز نرم میگردد. پیازهای آلوده ممکن است شکاف بردارند یا اینکه جوانه زده و دوپیازه و ناقص شوند. پیازهای آلوده گاهی از بیرون سالم به نظر میرسند اما در انبار میپوسند.
کنترل:
1- تناوبهای طولانی (2-3 سال) با گیاهان مقاوم از قبیل اسفناج، چغندر، کاهو و گیاهان خانواده غلات
2- استفاده ازپیازو بذرعاری ازنماتد
3- ضد عفونی پیازو بذرآلوده با قراردادن درآب 46 درجه سانتیگراد به مدت یک ساعت
4- مبارزه درمزارع بوسیله فومیگاسیون خاک
5- بعداز کاشت سموم نماتدکشDD
6- برای جلوگیری ازآلودگی مجدد ضد عفونی وسایل کشاورزی
·
مدیریت مبارزه با نماتد ها
مديريت مبارزه با نماتد ها
La Defense Des Plant culeivars
R. Boweg , 1967
Eid: Pagot Leusnnc
مبارزه عليه نماتدچندان آسان نيست زيرا در داخل خاك يا نسوج گياهي كه كمتر نفوذپذير است زندگي مي كنند و دسترسي به آنها آسان نيست.
روشهاي مبارزه:
الف: مبارزه زراعي: يكي از روشهاي گياهي متناوب است. يعني بايد دقت شود كه گياه ميزبان به صورت مداوم كشت نشود. مبارزه بر عليه علفهاي هرز ميزبان نماتدها، استفاده از اقدام مقاوم نيز مؤثراست.
رعايت نكات زير نيز مي تواند مفيد باشد:
1- پرهيز از استفاده از بذر، غده يا پياز آلوده.
2- جلوگيري از حمل و نقل خاك و اندامهاي گياهي آلوده (قرنطينه) از نقاط آلوده به سالم.
3- درصورت امكان سوزان يا كپوست كردن بقاياي گياهاي آلوده (كپوست زماني مؤثر است كه حرارت از ˚c45 –60 درجه بالاتر رود).
ب: مبارزه بيولوژيكي :كشت گياهان از جنس Togeten كه ترشحات ريشه آنها سمي است. برعليه Pretjlenchui وTylenehorhynchun روي گياهان خانواده زارسه مفيد بوده.
نماتدها هم مانند حشرات داراي دشمنان طبعيي هستند كه شامل پروتوزورترها ، قارچها ، نماتدهاي شكارچي، كنه ها و غيره مي شود. هرچند استفاده از اين موجودات آسان نيست ليكن افزايش هموس خاك باعث افزايش جمعيت آنها مخصوص پروتوزوئرها مي شود و يك تعادل نسبي در خاك به وجود مي آيد.
ج: مبارزه فيزيكي: نماتدها نسبت به حرارت بالا خاص هستند. لذا از حرارت مي توان براي ضد عفوني خاك گلخانه ها ،غده ها و پيازهاي آلوده و غيره استفاده كرد.
د:مبارزه شيميايي: درمحصولات گرانقيمت و بخصوص در شرايطي كه تناوب مناسب نيست روش مؤثري است كه باعث حذف يا كاهش جمعيت نماتدها مي شود.در پاره اي از مورد ديده شده كه باعث افزايش باكتري هاي تثبيت كننده است و افزايش رشد گياه مي شود.البته اين روش گران است و استفاده متوالي ازآن ممكن است باعث ايجاد آلودگي خاك و بهم خوردن تعادل بيولوژيكي آن شود.
تركيبات نماتدكش:
اين تركيبات نماتد را حذف نمي كنند بلكه جمعيت را تا زير سطح زبان اقتصادي پائين مي آورند. اغلب نماتدكشها قبل از كاشت مصرقمي شوند. بعضي از تركيبات جدي را مي توان پس از كاشت و روي گياه مصرف نمود، البته تعداد آنها كم است.
اين تركيبات ممكن است به صورت گاز، مايع يا جامد مصرف شوند.كارآيي مواد گازي يا مايعي كه به صورت گاز در مي آيند بهتر است و تعداد بيشتري از نماتدها را از بين مي برد. زيرا اين تركيبات بهتربه درون ذرات خاك نفوذ مي كنند. تركيبات جامدبايد با آب مخلوط شوند يا با خاك مخلوط شده وسپس مزرعه آبياري شود. بعضي از اين تركيبات نيز به صورت گرانول هستندكه پس از آبياري (مصرف)به صورت گاز در مي آيند. اين تركيبات را مي توان همراه با كود و يا مستقل در سطح مزرعه پاشيده و سپس با خاك مخلوط نمود. تركيبات مايع نيز به كمك سمپاش در خاك پاشيده مي شود. خاك درون مزرعه پاشيده مي شود.خاك مزرعه بايد كاملاً نرم باشد تا نماتدكش به صورت يكنواخت و كامل با خاك مخلوط شود. در هنگام سمپاشي بايد خاك از وضعيت مناسب برخوردارباشد. حرارت نيز از ديگر عوامل مؤثر است. بخصوص در مورد فوميگانت ها حرارت نبايد از 10 درجه كمتر باشد. حرارت مناسب 15 تا 20درجه سانتي گراد است(در عمق 20 سانتي متري). پس از سم پاشي مزرعه آبياري مي شود ويا غلطك زده مي شودياهردومورد بهتر است كه سطح مزرعه با پلاستيك پوشانده شود.اغلب نماتدكش ها براي انسان سمي هستندوبايد با دقت مصرف شود.
بیماری آنتراکنوز مرکبات Citrus anthracnose
عبارت آنتراکنوز به معنای شبه زغال Like-coal واولین بار توسط Faber و Dunal در سال 1853 روی انگور گزارش شدهاست. بیماری در سال 1326 توسط اسفندیاری از مناطق شمالی کشور جمعآوری وگزارش شده وسپس در سال 1333 از مناطق جنوب توسط شریف گزارش گردیدهاست.
آنتراکنوز مرکبات انتشار جهانی دارد. بیماری ناشی از گونه Colletotrichum gloeosporiodes در انواع مرکبات که نشانههای آن لکههای نکروتیک در برگ و خشکیدن سرشاخههاست. در میوه نشانه بیماری به صورت لکههای قهوهای تا سیاه ظاهر میشود. آنتراکنوز میوه در میوههای رسیده مخصوصاً واریتههای میانرس و زودرس گریپفروت دیده میشود.
کنترل شیمیایی :
1- استفاده از قارچکشهای فربام، زینب، کاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار
2- در پاییز موقع خواب سمپاشی با دو کیلوگرم سولفات مس، یک کیلوگرم سولفات روی و دو کیلو گرم آهک وصد لیتر آب
توصیهها: 1- تقویت گیاه 2- حذف شاخههای خشکیده در پاییز 3- کنترل آفات وسایر بیماریها