بر ترين اخبار امروز
جمهوری اسلامی نوشت:
یک پناهجوی 38 ساله ایرانی در هلند خودسوزی کرد. وی مدت 10 سال در اردوگاههای هلند تحت بدترین شرایط بود و در اعتراض به این وضعیت دشوار خود را به آتش کشید.
قسمت 25 سریال تلویزیونی مختارنامه یک فصل استثنایی و جذاب داشت و آن هم فصل مربوط به «بنات تل» بود. این جنگ از نظر آرایش نظامی، حضور حضور هنروران فراوان، همزمانی حرکت نیروی پیاده ، اسب و... یکی از اتفاقهای کم نظیر در سینما و تلویزیون ایران است که تمامی آن به شکل واقعی و بدون استفاده از جلوههای ویژه رایانهای به تصویر کشیده شد؛ در حالی که در نمونههای مشابه خارجی همچون فیلم اسکندر، صخره و...، بخش عمدهای از این صحنهها با جلوههای ویژه به تصویر کشیده شده است.
صحنههای فوق در پاییز سال 1387 به تصویر کشیده شد. محل فیلمبرداری نیز جایی در حوالی روستای ابر شاهرود بود. برای فیلم برداری این صحنه از جنگ بنات تل، حدود یک ماه تمرین شد و این صحنه طی سه روز فیلم برداری شد.
برای فیلم برداری صحنههایی که در آن نیاز به هنروران زیادی بود، همیشه دست اندرکاران سریال مختارنامه از نیروهای نظامی تقاضای سرباز میکردند. با توجه به تجربه گروه کارگردانی، آنها همیشه در تماس با نیروهای نظامی، تقاضا میکردند تا سربازهایی در اختیار آنها قرار گیرند که تازه وارد خدمت سربازی شدهاند. چنین سربازانی این ویژگی را داشتند که اولا به دلیل تازگی کار فیلم و سریال برای آنها بیشتر به حضور در کار به جای پادگان علاقه نشان میدادند و دیگر اینکه حرف شنوی خوبی از فرماندهان خود داشتند.
اما در نبرد بنات تل اکثر سربازانی که برای فیلمبرداری در اختیار گروه قرار گرفتند، سربازانی بودند که در اواخر خدمت سربازی بودند و بعضی از آنها هم اضافه خدمت داشتند و به همین دلیل نه انگیزه چندانی برای حضور در مقابل دوربین داشتند و نه اینکه از فرماندهان خود حرف شنوی داشتند.
از طرف دیگر به دلیل فیلمبرداری در فصل پاییز و کوتاه بودن روزها، زمانی برای صرف نهار باقی نمیماند. آنها باید به سرعت لباس میپوشیدند، در صورت نیاز گریم میشدند و یک سره تا زمانی که نور بود می جنگیدند و در ساعتهای پایانی روز غذا میخورند. این وضعیتی بود که همه عوامل در پروژه مختارنامه خودمان را با آن وقف داده بودند و بارها نهارشان را عصر میخوردند، اما چنین وضعیتی برای سربازان قابل تحمل نبود. به همین دلیل گاهی برخی از آنها با کندن و پاره کردن لباسهای خود از صحنه خارج میشدند و در کار فیلمبردار وقفه میانداختند. اما با وجود این عدم همکاریهای برخی سربازان، این صحنهها با خوبی و خوشی فیلمبرداری شد و با وجود صحنههای جنگی فراوان، صدمهای به بازیگران و هنروران حاضر در این صحنه نخورد و همه چیز به خیر و خوشی تمام شد.
دانش > پزشکی - یکی از نگرانیهای اصلی مردم درمورد بحران هستهای ژاپن، تاثیر مواد رادیواکتیو آزاد شده بر روی سلامتی افراد است. چه موادی از نیروگاه داییچی آزاد شدهاند و هر کدام چه تاثیری روی بدن ما دارند؟
بهنوش خرمروز: اخبار بحران هستهای ژاپن پس از گذشت نزدیک به 4 هفته هنوز هم داغ داغ است و علاوه بر مردم کشور ژاپن، مردم بسیاری دیگر از کشورها را هم حسابی نگران کرده است. از مهمترین دلایل نگرانی، تاثیر مواد رادیواکتیو بر بدن انسان است. مسئولین ژاپن چندی پیش اعلام کردند که سطح رادیواکتیو در اطراف نیروگاه داییچی فوکوشیمای ژاپن در حال رسیدن به حدی است که برای سلامتی انسان مضر است. اما رادیواکتیو واقعا چه آسیبی به بدن ما میزند؟ بسیاری از ما تصویر روشنی برای جواب این سوال نداریم و همین ابهام، نگرانیها را بیشتر میکند. نیوساینتیست در گزارش خود به پاسخ این سوال پرداخته است.
حوادث هستهای چه طور روی سلامتی تاثیر میگذارند؟
گذشته از آسیبهای ناشی از انفجارها و آتشسوزیها، این حوادث میتوانند مواد رادیواکتیوی آزاد کنند که باعث بیماری تشعشع میشود. البته معمولا فقط کارکنان و گروههای امدادی که به نیروگاه آسیبدیده اعزام میشوند در معرض سطوح بالاتر از آستانه مواد رادیواکتیو قرار میگیرند که طی چند ساعت بعد از مواجهه، دچار سندرم تشعشع حاد میشوند. بسته به این که در معرض چه میزان تشعشع قرار گرفته باشند، سندرم تشعشع میتواند از زخمهای پوستی تا حالت تهوع و اسهال و حتی رفتن به کما و در نهایت مرگ را شامل شود.
رادیواکتیو به دی.ان.ای آسیب میزند و به طور خاص روی تقسیم سلولی تاثیر میگذارد. در نتیجه بافتهایی که تقسیم سلولی بالایی دارند، مانند دیواره روده، پوست و مغز استخوان، بیش از همه در معرض آسیب قرار دارند. اگر میزان رادیواکتیو به حد کافی زیاد باشد، سلولهای مغزی هم ممکن است آسیب ببینند و در این شرایط، رادیواکتیو میتواند کشنده باشد.
آسیبهای جزییتر را میتوان درمان کرد. آسیب روده باعث میشود که تعادل مایعات بدن به هم بخورد و میتواند باعث عفونت خون شود. اگر مغز استخوان آسیب ببیند به این معنا است که سلولهای خونی دیگر ساخته نمیشوند تا در لختهشدن خون یا مقابله با بیماریها به کار بیایند. اگر هر کدام از این مشکلات را بتوان به خوبی مدیریت کرد، فرد آسیبدیده میتواند زنده بماند تا بافت روده و مغز استخوان بازسازی شوند. گاهی استفاده از هورمونهای انسانی که تولید گلبولهای سفید را بالا میبرد، میتواند مفید باشد.
نگرانیهای موجود از تروریسم هستهای، باعث شده که در سالهای اخیر بودجههای بیشتری برای مطالعه بر روی اینگونه درمانها اختصاص داده شود که اغلب گرایش به جلوگیری از مرگ سلولها در بافتهای آسیبدیده دارند.
چه مواد رادیواکتیوی از نیروگاه هستهای داییچی فوکوشیما منتشر میشوند؟
وقتی هستههای اتمی شکسته شوند، واکنشهای سوخت اتمی، مواد رادیواکتیو بسیار متفاوتی میسازند که هر کدام از آنها تاثیرات مخرب متفاوتی دارند. رجوع به نتایج حوادث هستهای گذشته، نشان میدهد که به احتمال زیاد گازهایی مانند زنون و کریپتون از این نیروگاه آزاد میشوند. همچنین، ید 131، دو ایزوتوپ سزیوم و احتمالا استرانتیوم، تلوریوم و روبیدیوم.
این مواد چه تاثیراتی روی بدن ما انسانها دارند؟
مواجهه با هر ماده رادیواکتیوی بد است. پیشفرض کمیسیون هستهای آمریکا این است که مواجهه با هر چیزی فراتر از سطوح زمینه طبیعی، برای سلامتی میتواند مضر باشد.
زنون و کریپتون، در بدن نگه داشته نمیشوند، برای همین تاثیر کمی دارند.
آسیب ید 131 و سزیوم بیشتر است. ید به طور فعال توسط غده تیرویید جذب میشود تا در ساخت هورمونها به کار آید. اگر ید 131 که ذرات بتا آزاد میکند، توسط تیرویید جذب شود، میتواند به دی.ان.ای آسیب بزند و باعث سرطان تیرویید شود.
بعد از انفجار رآکتور هستهای چرنوبیل در اوکراین در سال 1986 / 1365، بیش از 6هزار نفر به سرطان تیرویید مبتلا شدند. بر اساس مطالعات سازمان ملل که به تازگی منتشر شده، این افراد به احتمال زیاد در دوران کودکی خود، شیر آلوده به مواد رادیواکتیو نوشیدهاند. به دلایل نامعلومی، ید 131 روی افراد بزرگسال بیتاثیر به نظر میرسد.
اگر به کودکان به موقع و قبل از حادثه، قرصهای حاوی ایزوتوپهای غیررادیواکتیو ید داده شود، میتوان از بروز این سرطان در آنها جلوگیری کرد. بدین ترتیب تیرویید با ید امن اشباع میشود و دیگر نیازی به گرفتن ید ندارد و در نتیجه ید 131 را جذب نمیکند. بسیاری از کودکان بعد از حادثه چرنوبیل قرص ید دریافت نکرده بودند. اما این قرصها در ژاپن توزیع میشوند.
بعد از حادثه چرنوبیل، سزیوم137 در 40 درصد سطح اروپا پراکنده شد. هنوز هم در حیات وحش برخی مناطق، میزان این ماده بالا است، تا جایی که مصرف گوشت گوسفندهایی که در برخی مناطق انگلستان پرورش مییابند ممنوع است. همچنین استفاده از گوشت شکار و قارچهای برخی دیگر از مناطق هم ممنوع است. با این حال مواجهه با سزیوم 137 آزادشده در محیط بعد از حادثه چرنوبیل هرگز به طور مستقیم به هیچ مشکل سلامتی در انسانها مربوط نشد. با این وجود، بین دانشمندان در این زمینه اتفاق نظر وجود ندارد. برخی بر این باورند که تاثیری نداشته و برخی میگویند فقط به اندازه کافی اطلاعات در این زمینه در دست نیست.
چهطور میتوان حادثه هستهای در ژاپن را با حوادث گذشته مشابه مقایسه کرد؟
بحران هستهای نیروگاه داییچی فوکوشیمای ژاپن، از زمان حادثه 1986 در چرنوبیل اوکراین، بدترین حادثه هستهای غیرنظامی در تاریخ است. با این حال، این حادثه ظاهرا بیشتر به حادثه جزیره تری مایل (تی.ام.آی) در پنسیلوانیا در سال 1979 / 1358 شباهت دارد. در آن حادثه هم مانند فوکوشیما، سیستمهای خنککننده از کار افتادند و راکتورها دچار ذوب جزیی شدند.
تا به حال مواد رادیواکتیو آزاد شده در فوکوشیما، بیشتر شبیه به تی.ام.آی است تا چرنوبیل. بعد از حادثه چرنوبیل توده عظیمی از دود، مواد رادیواکتیو را در بخش وسیعی از اروپا پخش کرد و مردم را مجبور کرد فاصله 30 کیلومتری نیروگاه را تخلیه کنند. در مقابل، گازهایی که در حادثه تی.ام.آی آزاد شدند، در نهایت تا ایالت نیویورک رسیدند. اما اغلب در فاصله 15 کیلومتری نیروگاه باقی ماندند.
مسئولین آمریکا تا به حال شواهد بسیار کمی از هر نوع مشکل سلامتی مربوط به حادثه تی.ام.آی پیدا کردهاند. با این حال افرادی مانند جوزف مانگانو از پروژه سلامت عمومی و تشعشع هم وجود دارند که معتقدند در بین افراد جوانی که در دوران جنینی یا نوزادی خود در معرض جریانهای هوایی بودهاند که از حادثه تی.ام.آی میآمدند، میزان مرگ 26 تا 54 درصد بالاتر از افرادی است که در همان منطقه اما در محدودهای که کمتر در معرض مواد رادیواکتیو قرار داشته، بودهاند.
وی معتقد است اطلاعات در این مورد کم است و همین امر، باعث نتایج نادرستی شده است. حتی اگر این بار در مورد فوکوشیما جمعآوری اطلاعات خیلی بهتر هم باشد، باز همین بحثها وجود خواهد داشت.
فرهنگ > چهرهها - محمدرضا گلزار بازیگر سینمای ایران در کنار فابیو کاناوارو کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایتالیا. این عکس در یکی از سفرهای برونمرزی گلزار گرفته شده است.
فرهنگ > سینما - در سینمای ایران هستند کارگردانهایی که فقط یک فیلم در کارنامه کاری خود دارند و سالهاست برای ساخت یک فیلم سینمایی پشت دوربین قرار نگرفتهاند.
در جدول تهیه شده از کارگردانهای خاموش سینمای ایران به نامهای بسیاری بر میخوریم که تنها یک فیلم در کارنامه خود داشته و بعد از این تنها تجربه منحصربفرد در عرصه کارگردانی، برای همیشه از یاد و حافظه سینمای ایران - حداقل در بخش کارگردانی - پاک شدهاند.
در بین اسامی این افراد البته هستند نامآشنایانی که امروز در دیگر عرصههای صنعت سینمای ایران مشغول فعالیت بوده و نوعاً از سرآمدان حرفه خود نیز هستند. کسانی چون بزرگمهر رفیعا (دادستان - 1370)، حمید سمندریان (تمام وسوسههای زمین - 1368)، یاسمین ملکنصر (درد مشترک - 1373)، حمید لبخنده (آبی - 1379)، بهمن زرینپور (هفت ترانه - 1380)، فرامرز صدیقی (طعمه - 1371)، سعید امیرسلیمانی (چون ابر در بهاران - 1369)، جعفر والی (تا غروب - 1367)، اسماعیل سلطانیان (همه دختران من - 1372)، داریوش ارجمند (گفت زیر سلطه من آیید - 1362) و ... از جمله کسانی هستند که تنها یک بار اسب شانس خود را در میدان کارگردانی سینما به تاخت و تاز درآوردند و بعد از آن دیگر هیچگاه قدم به این عرصه نگذاشتند.
متن کامل این گزارش را میتوانید اینجا بخوانید.
کارگردانهایی که تنها یک فیلم در کارنامه کاری خود دارند
|
ردیف |
کارگردان |
اثر - سال ساخت |
|
1 |
منوچهر احمدی |
موج طوفان (1359) |
|
2 |
داریوش ارجمند |
گفتزیرسلطهمنآیید (1362) |
|
3 |
سیامک اعتمادی |
آخرین تلاش (1370) |
|
4 |
سعید امیر سلیمانی |
چون ابر در بهاران (1369) |
|
5 |
عباس بابویهی |
دشمن (1374) |
|
6 |
فرامرز باصری |
شب مکافات (1363) |
|
7 |
رامین بحرانی |
بیگانگان (1378) |
|
8 |
حسین بلنده |
سحرگاه پیروزی (1378) |
|
9 |
محمود بهرازنیا |
راه بهشت (1380) |
|
10 |
محمدعلی بهرامی |
تابع قانون (1371) |
|
11 |
اصغر بیچاره |
سند زنده (1359) |
|
12 |
فرهاد پوراعظم |
دایان باخ (1371) |
|
13 |
محمد تقیپور |
سه مرد عامی (1372) |
|
14 |
احمدرضا جغتایی |
دنیای آینده (1380) |
|
15 |
یوسف جمادی |
مسافر غریب (1372) |
|
16 |
غلامرضا جنتخواه |
رها شدگان (1374) |
|
17 |
حسن جوانبخش |
سازمان 4 (1366) |
|
18 |
محمد حسنزاده |
گودال (1365) |
|
19 |
محمد حسینپور |
مینا و غنچه (1375) |
|
20 |
روحاله خوشکام |
فرداروزدیگریاست (1374) |
|
21 |
علی درخشی |
تنگنا (1374) |
|
22 |
حسین دوانی |
گرداب (1360) |
|
23 |
بزرگمهر رفیعا |
دادستان (1370) |
|
24 |
حسن رفیعی |
دانههای گندم (1359) |
|
25 |
احمد رمضانزاده |
بشیر (1373) |
|
26 |
علیرضا میرک آبادی |
دلمبرایپسرمتنگشده (1368) |
|
27 |
نصراله زمردیان |
خبرچین (1366) |
|
28 |
اسماعیل سلطانیان |
همه دختران من (1372) |
|
29 |
محمدابراهیم سلطانیفر |
توییکهنمیشناختمت (1369) |
|
30 |
حمید سمندریان |
تمام وسوسههای زمین (1368) |
|
31 |
علیرضا سمیعآذر |
پرواز پنجم ژوئن (1368) |
|
32 |
محمود سمیعی |
خانهآقایحقدوست (1359) |
|
33 |
اسماعیل سلطانیان |
همه دختران من (1372) |
|
34 |
سیدمحمد سیفزاده |
آخرین تک سوار (1377) |
|
35 |
جعفر سیمایی |
آنهاهیچکسرادوستندارند(1372) |
|
36 |
رضا شالچی |
صدای سخن عشق (13 |
فرهنگ > تلویزیون - اولین برنامه تلویزیونی «هفت» بعد از پایان تعطیلات نوروز، به بحث و بررسی «اخراجیها 3» آخرین اثر مسعود دهنمکی اختصاص داشت.
به گزارش خبرآنلاین در این برنامه که با حضور کارگردان اثر، فریدون جیرانی و مسعود فراستی به روی آنتن رفت، مسعود فراستی به عنوان منتقد برنامه، نکاتی را پیرامون فیلم مطرح ساخت که بخش عمده آن از سوی مسعود دهنمکی کارگردان «اخراجیها 3» رد شد.
در ابتدای برنامه دهنمکی با اشارهای کوتاه به برنامه طنزی که در ایام نوروز با برنامه هفت و مجری و منتقد آن به شوخی پرداخته بود، از فراستی خواست اصطلاحات همیشگی خود نظیر «فیلم در نیامده» را کنار بگذارد و با ادبیات جدیدی بحث را شروع کند. اما این شوخی دهنمکی باعث نشد بحث و جدلها به نقطه مطلوبی ختم شود.
دهنمکی عمده اشکالات وارده به فیلم از سوی مسعود فراستی را رد کرده و به شدت از اثر خود دفاع کرد. فراستی سخن خود را با دفاع از بیان سینمایی «اخراجیها 1» آغاز کرد و «اخراجیها 3» را به نسبت دو اثر قبلی کارگردانش اثری ضعیف در بیان سینمایی دانسته و فیلم را اثری شلوغ نامید.
در ادامه بحث فریدون جیرانی و فراستی از دهنمکی خواستند تا قصه فیلم خود را در سه خط تعریف کند اما دهنمکی با زیرکی از کنار این قضیه گذشت. در بخشی از برنامه دهنمکی در واکنش به صحبتهای فراستی که بیان میداشت منظور دهنمکی را از بعضی صحنهها و روند داستان در «اخراجیها 3» نفهمیده است گفت: «به نظرم شما خودت را به دکتر نشان بده.»
فرهنگ > سینما - در سینمای ایران هستند کارگردانهایی که فقط یک فیلم در کارنامه کاری خود دارند و سالهاست برای ساخت یک فیلم سینمایی پشت دوربین قرار نگرفتهاند.
در جدول تهیه شده از کارگردانهای خاموش سینمای ایران به نامهای بسیاری بر میخوریم که تنها یک فیلم در کارنامه خود داشته و بعد از این تنها تجربه منحصربفرد در عرصه کارگردانی، برای همیشه از یاد و حافظه سینمای ایران - حداقل در بخش کارگردانی - پاک شدهاند.
در بین اسامی این افراد البته هستند نامآشنایانی که امروز در دیگر عرصههای صنعت سینمای ایران مشغول فعالیت بوده و نوعاً از سرآمدان حرفه خود نیز هستند. کسانی چون بزرگمهر رفیعا (دادستان - 1370)، حمید سمندریان (تمام وسوسههای زمین - 1368)، یاسمین ملکنصر (درد مشترک - 1373)، حمید لبخنده (آبی - 1379)، بهمن زرینپور (هفت ترانه - 1380)، فرامرز صدیقی (طعمه - 1371)، سعید امیرسلیمانی (چون ابر در بهاران - 1369)، جعفر والی (تا غروب - 1367)، اسماعیل سلطانیان (همه دختران من - 1372)، داریوش ارجمند (گفت زیر سلطه من آیید - 1362) و ... از جمله کسانی هستند که تنها یک بار اسب شانس خود را در میدان کارگردانی سینما به تاخت و تاز درآوردند و بعد از آن دیگر هیچگاه قدم به این عرصه نگذاشتند.
متن کامل این گزارش را میتوانید اینجا بخوانید.
کارگردانهایی که تنها یک فیلم در کارنامه کاری خود دارند
|
ردیف |
کارگردان |
اثر - سال ساخت |
|
1 |
منوچهر احمدی |
موج طوفان (1359) |
|
2 |
داریوش ارجمند |
گفتزیرسلطهمنآیید (1362) |
|
3 |
سیامک اعتمادی |
آخرین تلاش (1370) |
|
4 |
سعید امیر سلیمانی |
چون ابر در بهاران (1369) |
|
5 |
عباس بابویهی |
دشمن (1374) |
|
6 |
فرامرز باصری |
شب مکافات (1363) |
|
7 |
رامین بحرانی |
بیگانگان (1378) |
|
8 |
حسین بلنده |
سحرگاه پیروزی (1378) |
|
9 |
محمود بهرازنیا |
راه بهشت (1380) |
|
10 |
محمدعلی بهرامی |
تابع قانون (1371) |
|
11 |
اصغر بیچاره |
سند زنده (1359) |
|
12 |
فرهاد پوراعظم |
دایان باخ (1371) |
|
13 |
محمد تقیپور |
سه مرد عامی (1372) |
|
14 |
احمدرضا جغتایی |
دنیای آینده (1380) |
|
15 |
یوسف جمادی |
مسافر غریب (1372) |
|
16 |
غلامرضا جنتخواه |
رها شدگان (1374) |
|
17 |
حسن جوانبخش |
سازمان 4 (1366) |
|
18 |
محمد حسنزاده |
گودال (1365) |
|
19 |
محمد حسینپور |
مینا و غنچه (1375) |
|
20 |
روحاله خوشکام |
فرداروزدیگریاست (1374) |
|
21 |
علی درخشی |
تنگنا (1374) |
|
22 |
حسین دوانی |
گرداب (1360) |
|
23 |
بزرگمهر رفیعا |
دادستان (1370) |
|
24 |
حسن رفیعی |
دانههای گندم (1359) |
|
25 |
احمد رمضانزاده |
بشیر (1373) |
|
26 |
علیرضا میرک آبادی |
دلمبرایپسرمتنگشده (1368) |
|
27 |
نصراله زمردیان |
خبرچین (1366) |
|
28 |
اسماعیل سلطانیان |
همه دختران من (1372) |
|
29 |
محمدابراهیم سلطانیفر |
توییکهنمیشناختمت (1369) |
|
30 |
حمید سمندریان |
تمام وسوسههای زمین (1368) |
|
31 |
علیرضا سمیعآذر |
پرواز پنجم ژوئن (1368) |
|
32 |
محمود سمیعی |
خانهآقایحقدوست (1359) |
|
33 |
اسماعیل سلطانیان |
همه دختران من (1372) |
|
34 |
سیدمحمد سیفزاده |
آخرین تک سوار (1377) |
|
35 |
جعفر سیمایی |
آنهاهیچکسرادوستندارند(1372) |
|
36 |
رضا شالچی |
صدای سخن عشق (13 |
شبکه ایران: «سیدمرتضی آوینی» فقط یک نام نیست؛ یک فرد نیست؛ یک هنرمند نیست. سیدمرتضی آوینی یک آرمان است؛ یک رویکرد است؛ یک جبهه مستقل فرهنگی است.
سید شهیدان اهل قلم با یادگاریهای خود، از روایت فتح تا دست نوشتههایش، خط اصیل انقلاب فرهنگی را پیش روی ما گذاشته است؛ خطی که از آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، برخی به دنبال منحرف کردن آن بودند و هم اکنون نیز آن را پیگیری میکنند.
به مناسبت 20 فروردین، سالروز شهادت سید مرتضی آوینی، نامه اعتراضی او در سال 70 خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت یعنی سیدمحمد خاتمی را بازخوانی میکنیم تا مشخص شود چه کسانی تلاش داشتند تا بعد از رحلت امام (ره) زمینه را برای انحراف فرهنگی انقلاب فراهم کنند.
در نامه آقا مرتضی آمده است:
«وزیر فرهنگ و ارشاد در نشستی که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران انجام گرفته بود سخنانی ایراد کرد که سخت قابل تأمل است.*
قبل از هر چیز آنچه که تحسین ما را برانگیخت صراحت لهجه و صداقتی بود که در گفتار ایشان وجود داشت. در روزگارانی که همه به مصلحت اندیشی و حزم و احتیاط و ملاحظه کاری گراییدهاند، این صراحت بسیار پربُهاست و به اعتقاد ما، اگر دیگران نیز بتوانند با پرهیز از ریا و عُجب و دورویی و سیاست بازی، با همین صراحت نظرات خود را ابراز دارند، فضایی سالم برای تضارب آرا و دستیابی به حق ایجاد خواهد شد. تصورات ما از یکدیگر هنگامی درست است که ما دور از حیله بازی و نقاب سازی منویات خود را بیان کنیم و مصلحت اندیشیهای ریاکارانه ما را از ابراز اعتقادات خویش منع نکند.
وزیرارشاد اسلامی در این سخنان آن همه صداقت دارد که در جایی میگوید: «ما معتقد نیستیم که هر چه در جمهوری اسلامی میشود خوب است. گاهی اشتباه میکنیم. اول فکر میکنیم خوب است، بعد میبینیم بد است و با آن برخورد میکنیم.»
... واین صداقت شرط پذیرش حق است. مناظره و مباحثه فکری هنگامی به حق خواهد رسید که طرفین برای خود امکان اشتباه قائل شوند و خود راحقّ مطلق نینگارند. مقدماتی که وزیر محترم ارشاد برای سخنان خویش چیده است نیز بسیار داهیانه و تحسین برانگیز است و ما به خود اجازه میدهیم که بر قسمتهایی از سخنان ایشان تأکید ورزیم و در حاشیه آنها به بحث بپردازیم. ایشان در همان آغاز در جهت «شناخت عالمانه واقعیتها» میگوید: «انقلاب ما با آنچه در دنیا میگذرد در بنیاد فکری و اهداف در تضاد است و اصولاً هر انقلابی با وضع موجود به مخالفت بر میخیزد.»
و اما در عـین حال، ایشان از غـــرب و یا به قول ایشان «جهان رقیب ما» غفلت نکردهاند و گفتهاند:
«ما نباید از یاد ببریم که جهان رقیب ما از یک نظام نظری و سیاسی جا افتاده و پرسابقه برخوردار است. دنیای امروز – غرب فکری – دارای اندیشه است، قرن هاست که شکل گرفته است، مبانی آن فرموله شده است، از جهات مختلف توسط صدها دانشمند بیان شده است، تجربیات مختلفی را پشت سر گذاشته است، خود را با واقعیت محک زده است و اصلاح کرده است و نحلههای فکری مختلف سمبل آن است. مسئله مهم این است که این نظام ارزشی، فکری و سیاسی با تمایلات اولیه بشر سازگار است؛ خود به خود طبع اولیه مدافع و خواستار این نظام است. مبانی نظام امروز بر آزادی است؛ بخصوص با شکست تفکر سوسیالیستی این آزادی بیشتر مورد خواست است. آزادی از دیدگاه آنها یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان تمایل به آن دارد و حدود این آزادی، آزادی دیگران است.»
تمایلات پیش پا افتاده در غرب پاسخ داده میشوند
سازگاری نظام فکری، سیاسی و ارزشی غرب با تمایلات اولیه بشر حقیقی است که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد و همان طور که حجت الاسلام خاتمی فرمودهاند، طبع اولیه بشر خود به خود خواستار این نظام است. به اعتقاد ما لفظ «بدویت» بیشتر مناسب این مقام است، تا آنجا که امروزه صورت مصطلح یافته. انسان هر چه بیشتر از بدویت به سوی تعالی روحانی که غایت خلقت اوست پیش رود، از تمایلات طبع اولیه خویش بیشتر فاصله خواهد گرفت و بنابراین، این «آزادی» به آن صورتی که در دنیای امروز تفسیر میشود هرگز مطلوب انسان مؤمن متعالی نیست. این آزادی، که در ادامه این گفتار وزیر ارشاد آن رامعنا کرده است، مطلوب انسانهای بدوی است و بدویت به این معنا در مقابل تمدن قرار ندارد. بشر امروز بدویت را مثابه متضادی برای مفهوم تمدن میشناسد و لذا از این سخنان سخت در حیرت فرو خواهد شد. و اما بدویت – آن سان که مورد نظر ماست – نه در متضادّ تمدن بلکه متضاد تعالی روحانی است. تعالی روحانی غایت دین و وحی است و بنابراین، تمدن غرب از آن لحاظ که بشر را ازدین و دینداری دور کرده، او را بیش از پیش به سوی بدویت و جهالت ادوار جاهلیت رانده است.
اما این روزگار، از سویی دیگر، روزگار استحاله ظاهر و باطن تمدنهای متفاوت باستانی در باطن تمدن غرب است. در همه جای کره زمین حیات افراد بشر صورت واحدی دارد و ارتباطات بین المللی، خواه ناخواه، تفکر غرب را از طریق یک شبکه واحد در سراسر دنیا پراکنده است. تفکر غرب و ارزشهای آن برای مردم سراسر کره زمین به صورت امر متعارفی در آمده است و اصلاً فرصت و قدرت آنکه خود را از سیطره این امر متعارف خارج کنند و آن را مورد ارزیابی قرار دهند ندارند. در داخل کشور ما نیز بسیارند کسانی که مسیطَر این امر متعارف هستند و از همان نظر گاهی که عرف جامعه غربی و غرب زده است، به ما و اعمال و سیاستهای ما مینگرند؛ و متأسفانه نشریات و رسانههای ما بیشتر در دست اینهاست.
چه باید کرد؟ مسلّماً در شرایطی اینچنین که همه سیاستهای نظام اسلامی با عرف بدویت و جاهلیت جامعه غرب سنجیده میشود هرگز نمیتوان غایات الهی اسلام و صورت مطلوب آن را یکباره، بدون در نظر داشتن خواست همه اقشار جامعه، بر آن حاکمیت بخشید. این همان علتی است که در آغاز پیروزی انقلاب، آنان را که امیال خود را منافی با دین و دینداری مییافتند از کشور تاراند. نکتهای که آقای خاتمی ما را به آن تذکر دادهاند این است که این امیال در نظام ارزشی تفکر غرب، که اکنون بر سراسر دنیا سیطره یافته، چیزی خلاف عرف نیست.
روایتی از آزادی در جوامع غربی
در غرب نوشیدن مایع تندی که عقل را زائل میکند و اختیار را از کف انسان باز میگیرد عملی خلاف عرف نیست؛ قمار، زنا، همجنس بازی، جلوه فروشی، عُجب، کبر، تسلیم در برابر عادات، بندگی غیر، بندگی نفس... و حتی خود کشی امری خلاف عرف نیست. آنها حتی وسایلی ساختهاند که با آن میتوان در کمال سهولت و در عین احساس لذت از شرّ زندگی خلاص شد! در آنجا – و به تبع آن در جوامع غرب زده – نوشتن و خواندن کتابهایی که در آن انواع و اقسام این امور متعارف (!) انجام میشود مجاز و حتی ممدوح است، و اصلاً بشر دغدغهای جز این ندارد که اوقات فراغت خود را مستغرَق در لذات گوناگون سپری کند و در ساعات کار نیز فقط برای تأمین حوایج اوقات فراغت خویش مثل سگ جان بکند. در آنجا این پارادوکس که به نظر ما ابلهانه میآید امری کاملاً متعارف است. در غرب – و به تبع آن در جوامع غرب زده – ساختن فیلمهایی که در آن خلاف عرف عمل نمیشود کاملاً مجاز است، یعنی مثلاً یک زن شوهردار به مردی دیگر دل میبازد و این کار سه نوبت تکرار میشود و حتی در نوبت سوم نیز به کامیابی نمیانجامد.
آقای خاتمی گفته است: «آزادی از دیدگاه آنان یعنی رهایی از همه موانع برای انجام دادن هر آنچه که انسان – طبع اولیه انسان – تمایل به آن دارد و حدود این آزادی، آزادی دیگران است.» و در برابر این مفهوم آزادی، تصویری از دشواری حیات دینی ترسیم میکند و میگوید: «نظامی که ما عرضه میکنیم از طریق جهاد و ریاضت کسب میشود. کسب تقوا کار بسیار مشکلی است. هدف زندگی غربیها رفاه مادی و رسیدن به آزادی است. همچنین دشمن ما نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند است و هر کس این مبانی را نپذیرد با او به ستیز بر میخیزد، از امکانات غول آسای تکنولوژی یا ظرفیت تکنیکها در جهت القای افکار خود سود میجوید. این در شرایطی است که مثل گذشته در دنیا مرز وجود ندارد و هیچ قدرتی نمیتواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد کند.»
پیش از آنکه به ادامه بحث بپردازم باید بگویم که حتی اگر ما به اندازه غربیها هم نسبت به مبانی فکری خود غیرتمند بودیم، اگر چه شرایط امروز ما به مراتب بهتر از این میبود که اکنون هست، اما باز هم طرح این بحثها ضرور مینمود چرا که ما تا جواب این سؤالها را پیدا نکنیم و با یکدیگر به اتفاق نظر نرسیم، هرگز نخواهیم توانست شیوه مقابله درستی برای مبارزه با غرب بیابیم.
خاتمی راست میگوید
گفتار وزیر محترم ارشاد کاملاً درست است؛ در این جهان بیمرز هیچ قدرتی نمیتواند بین ذهن افراد و واقعیت فاصله ایجاد کند. اما مگر ما فقط از همین طریق است که میتوانیم به غایات دینی خویش دست یابیم؟ برای آنکه مردم به دینداری رو کنند حتماً باید در ذهن خویش از واقعیت فاصله بگیرند؟ این واقعیت خلاف فطرت بشر است و اگر ما حجابها را یک سو نهیم، خواهیم دید که دعوت مردم به دینداری دعوتی است همسو با جذبهٔ فطرت... اگر چه طبع بدوی بشر از آن اِعراض دارد. گویا وزیر محترم ارشاد اصل را براین قرار دادهاند که اسلام فقط با دور کردن مردم از این واقعیت – یعنی عرف حیات غربی و غرب زده – محقق میشود و حال که نمیتوان از این واقعیت فاصله گرفت، پس ما اعتراض و انتقاد را هم کنار بگذاریم و همان طور که در برابر نشان دادن کُشتی و بکس و... تسلیم
هواداران تيم فوتبال فولاد خوزستان از گلهاي خورده نفت آبادان برابر نفت تهران متعجب هستند.
هواداران تيم فولاد خوزستان بيشتر از آنكه حواسشان به ديدار تيمشان مقابل سايپا باشد به دنبال نتيجه ديدار تيم هاي نفت تهران و نفت آبادان هستند.
آنها راديو بدست با هر بار شنيدن باز شدن دروازه نفت آبادان متعجب مي شوند و نسبت به نتيجه اين مسابقه كه تا اين لحظه 5 بر يك به نفع نفت تهران است، ابراز تعجب مي كنند.
* مجيد جلالي به دليل اخراج در بازي قبلي از جايگاه ويژه اين مسابقه را تماشا مي كند.
* محمد مايلي كهن به دليل اينكه داور يك موقعيت سايپا را در حالت تك به تك آفسايد اعلام كرد به شدت به داور و كمك او معترض شد.
خبرگزاري آريا- اداره کل سلامت شهرداري تهران در طول هفته سلامت اقدام به برگزاري جشنواره غذا و صبحانه سالم در تمامي پهنه هاي پايتخت و همچنين برپايي جشنواره مسابقات ورزشي در مناطق 22 گانه شهر تهران کرده است.
به گزارش آريا، رضا قهرماني، معاون پيشگيري اداره کل سلامت شهرداري تهران با اعلام اين خبر، توسعه فرهنگ استفاده از غذاهاي سنتي و اغذيه با ارزش غذايي بالا را از مهمترين اهداف برگزاري جشنواره غذا و صبحانه سالم خواند و گفت: شهرداري تهران در طول هفته سلامت با برپايي اين جشنواره به دنبال آن است تا از مصرف بي رويه فست فود ها جلوگيري کرده و غذاهاي سالم ايراني را ترويج دهد.
وي افزود: جشنواره غذا و صبحانه سالم از 18 فروردين ماه در 17 منطقه تهران در پهنه هاي مختلف برگزار شده و تا 24 فروردين ماه نيز ادامه خواهد داشت.
قهرماني ادامه داد: اين جشنواره در سطح خانه هاي سلامت، خانه هاي اسباب بازي و بوستان هايي نظير پارک صبا، گلريز، خيام، پيروزي، حافظ و سراي تاکسيراني انجام مي شود که از شهروندان دعوت مي شود تا با تهيه غذاهاي سنتي در اين جشنواره حضور داشته باشند تا جشنوراه غذاي سالم با مشارکت مردم برگزار شود.
معاون اداره کل سلامت شهرداري تهران همچنين به برگزاري جشنواره مسابقات ورزشي در هفته سلامت اشاره کرد و گفت: در اين جشنواره مسابقاتي نظير دو ميداني، دارت، طناب کشي، دوچرخه سواري ، پياده روي خانوادگي، کوهپيمايي و ورزش هاي صبحگاهي در سطح مناطق 22 در نظر گرفته شده است که در سطح شهر اجرا خواهد شد.
قهرماني تصريح كرد: جشنواره مسابقات ورزشي در سطح پارک ها، باشگاه ها و کانون هاي ورزشي شهر تهران دنبال خواهد شد و به صورت متمرکز در پارک هاي کوهسار، شفق، قزل قلعه، بهجت آباد، گلريز، کلکچال، توچال، درکه ، افق و ... برنامه هاي متمرکز و ويژه اي در نظر گرفته شده است.
وي هدف از برگزاري جشنواره مسابقات ورزشي را توسعه ورزش همگاني و افزايش تحرک بدني، براي ارتقاي سطح سلامت شهروندان در هفته سلامت عنوان کرد.
خبرگزاري آريا- اداره کل سلامت شهرداري تهران در طول هفته سلامت اقدام به برگزاري جشنواره غذا و صبحانه سالم در تمامي پهنه هاي پايتخت و همچنين برپايي جشنواره مسابقات ورزشي در مناطق 22 گانه شهر تهران کرده است.
به گزارش آريا، رضا قهرماني، معاون پيشگيري اداره کل سلامت شهرداري تهران با اعلام اين خبر، توسعه فرهنگ استفاده از غذاهاي سنتي و اغذيه با ارزش غذايي بالا را از مهمترين اهداف برگزاري جشنواره غذا و صبحانه سالم خواند و گفت: شهرداري تهران در طول هفته سلامت با برپايي اين جشنواره به دنبال آن است تا از مصرف بي رويه فست فود ها جلوگيري کرده و غذاهاي سالم ايراني را ترويج دهد.
وي افزود: جشنواره غذا و صبحانه سالم از 18 فروردين ماه در 17 منطقه تهران در پهنه هاي مختلف برگزار شده و تا 24 فروردين ماه نيز ادامه خواهد داشت.
قهرماني ادامه داد: اين جشنواره در سطح خانه هاي سلامت، خانه هاي اسباب بازي و بوستان هايي نظير پارک صبا، گلريز، خيام، پيروزي، حافظ و سراي تاکسيراني انجام مي شود که از شهروندان دعوت مي شود تا با تهيه غذاهاي سنتي در اين جشنواره حضور داشته باشند تا جشنوراه غذاي سالم با مشارکت مردم برگزار شود.
معاون اداره کل سلامت شهرداري تهران همچنين به برگزاري جشنواره مسابقات ورزشي در هفته سلامت اشاره کرد و گفت: در اين جشنواره مسابقاتي نظير دو ميداني، دارت، طناب کشي، دوچرخه سواري ، پياده روي خانوادگي، کوهپيمايي و ورزش هاي صبحگاهي در سطح مناطق 22 در نظر گرفته شده است که در سطح شهر اجرا خواهد شد.
قهرماني تصريح كرد: جشنواره مسابقات ورزشي در سطح پارک ها، باشگاه ها و کانون هاي ورزشي شهر تهران دنبال خواهد شد و به صورت متمرکز در پارک هاي کوهسار، شفق، قزل قلعه، بهجت آباد، گلريز، کلکچال، توچال، درکه ، افق و ... برنامه هاي متمرکز و ويژه اي در نظر گرفته شده است.
وي هدف از برگزاري جشنواره مسابقات ورزشي را توسعه ورزش همگاني و افزايش تحرک بدني، براي ارتقاي سطح سلامت شهروندان در هفته سلامت عنوان کرد.
این تکنولوژی که می تواند برای متخلفان همیشگی زمین خوردنهای تقلبی از جمله “فرناندو تورس” مهاجم تیم چلسی خبر بدی به شمار رود، از حسگرهای خلاقانه ای برخوردار است که می توانند هر نوع تماس فیزیکی با پای فوتبالیستها را احساس کند. صحنه زمین خوردن تورس در بازی برابر منچستر که منجر به دریافت کارت زرد از جانب داور مسابقه شد در این صورت اگر فوتبالیستی به دیگری ضربه بزند حسگرها فعال شده و داوران به این شکل می توانند تعیین کنند که آیا خطایی رخ داده است یا نه. به گفته طراحان این تکنولوژی، چنین ابزاری می تواند مجادله بر سر برد و باختهای مشکوک تیمهای فوتبال را به پایان برساند. این ابزار در حال حاضر در مرحله طرح ابتدایی به سر می برد اما طراحان آن امیدوارند در آینده ای نزدیک شاهد وصل شدن حسگرهای این ابزار به پای برترین فوتبالیستهای جهان باشند. “جف وینتر” داور فوتبال با استقبال از این طرح می گوید: شیرجه ها و زمین خوردنها در زمین فوتبال باید به گونه ای کنترل شوند، باید به گونه ای این بازی را تغییر داد، زیرا فوتبال امروز به جایی رسیده که چنین زمین خوردنهای فریب آمیزی به یکی از بخشهای اصلی بازی تبدیل شده است، این تقلب است. هر یک از برچسبهای این ابزار حاوی دو حسگر و آهن ربا است، یکی از حسگرها به منظور تایید نزدیک بودن بیش از حد رقیب به فوتبالیست بوده و حسگر دیگر برای تایید وارد آمدن ضربه است. بر اساس گزارش دیلی میل، تحریک شدن هر یک از این دو حسگر منجر به فعال شدن آژیر هشدار خواهد شد و در صورتی که فوتبالیست بخواهد با تقلب خود را به زمین بزند، حسگر فاصله سنج درک خواهد کرد که فردی در نزدیکی فوتبالیست متقلب نبوده تا به وی ضربه بزند، در نتیجه دست فوتبالیست خطاکار رو خواهد شد.