راسخون

سلام بر گل خوشبوی نبی ...

dele_tak_sarneshin کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 82
|
تاریخ عضویت : دی 1387 



عزیز مولا، این روز ها علی بی تو خیلی تنهاست

alibeiki کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1003
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
 
فاطمیه قصه گوی رنجهااست / بهترین تفسیر سوز مرتضی است
فاطمیه جنگ اشعار علی است / شرح حال چشم خونبار علی است
فاطمیه شعر داغ لاله است/ قصه زهرا ی هجده ساله است
فاطمیه آتش افروز دل است/احتجاجش یك كتاب كامل است
فاطمیه سینه چاك دردها است /شاهد نامردی نامرد ها است
فاطمیه مهر زد تاریخ را / در دل آتش گدازد میخ را
فاطمیه سوخت درب خانه ای/ شمع را كشتند با پروانه ای
فاطمیه سوز دل را ساز كرد / دفتر داغ علی را باز كرد
فاطمیه شرح دیوار و در است/ در مقام صبر زینب پرور است
فاطمیه ناله زهرا می زند / داد مظلومی مولا می زند
فاطمیه آتشی افروختند / خیمه های كربلاء را سوختند
فاطمیه فاطمه اعجاز كرد / انقلاب كربلا را ساز كرد
فاطمیه ماه گل افشردن است / فتح باب تازیانه خوردن است
فاطمیه قفل غم را شد كلید / چونكه دارد هم شهیده هم شهید
فاطمیه صورتش نیلی شود / تا رقیه شاهد سیلی شود
alibeiki کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1003
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
بر جسم ختم‏ الانبياء روح است زهرا
بر كشتى عدل على نوح است زهرا












alibeiki کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1003
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 













alibeiki کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1003
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 

alibeiki کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1003
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
دود بود و دود بود و دودبود
گل ميان آتش نمرود بود
شعله مي پيچيد برگرد بهار
خون دل مي خورد تيغ ذوالفقار
يك طرف گلبرگ اما بي سپر
يك طرف ديوار بود و ميخ در
ميخ ياد صحبت جبريل بود
شاهد هر رخصت جبريل بود
قلب آهن را محبت نرم كرد
ميخ از چشمان زينب شرم كرد
شعله تا از داغ غربت سرخ شد
ميخ كم كم از خجالت سرخ شد
گفت با در رحم كن سويش مرو
غنچه دارد سوي پهلويش مرو
حمله طوفان سوي دود شمع كرد
هرچه قوت داشت دشمن جمع كرد
روز رنگ تيره ي شب را گرفت
مجتبي چشمان زينب را گرفت
پاي ليلي چشم مجنون مي گريست
ميخ بر سر مي زد و خون مي گريست
جوي خون نه تا به مسجد رود بود
دود بود ودود بود و دود بود

alibeiki کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1003
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
ياس يعني بوي دل بوي بهشت
ياس يعني فاطمه حيدر سرشت
ياس يعني كمترين عمرِ جهان
ياس يعني مادرِ صاحب زمان
ياس يعني كوچه و آه و شرر
يك گل و يك غنچه با هم پشتِ در
ياس يعني قوتِ دستِ علي
همدم رازِ دل و هستِ علي
ياس يعني خانه داري نوجوان
مادري افتاده حال و نيمه جان
ياس يعني شانه بر موي حجاب
ناله در بيداري و در وقت خواب
ياس يعني حيدر و غسل و كفن
اشكِ چشمِ زينب و آه حسن
ياس يعني يا حسينِ زيرِ لب
بوسه بر زير گلويي نيمه شب
ياس يعني انتقام از عاملين
سيلي محكم به روي قاتلين
ياس يعني مهدي و وقتِ ظهور
انتقام از غاصبين پر غرور
ياس يعني ما مدينه مي‌رويم
با اميرِ بي‌قرينه مي‌رويم
alibeiki کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1003
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387