افعال مرکب اصطلاحی
سلام دوستان
چند تا از این افعال رو تو وبلاگم گذاشتم ولی فکر میکنم اینجا بیشتر بیننده داشته باشه!
افعال رو از کتابی به همین نام انتخاب میکنم. فقط معنی جملات رو خودم می نویسم. اگه اشکالی دیدید اصلاح کنید. ممنون میشم.
Con into
Con someone into something
کسی را در چیزی فریب دادن (اصطلاح عامیانه. "کسی" شامل خود هم می شود.)
You are just conning yourself into believing your plan will work
تو با اعتقاد به اینکه نقشه ات کار خواهد کرد فقط داری خودتو فریب میدی.
Con out
Con someone out of something
چیزی را با حیله از کسی گرفتن
Are you trying to con me out of the money?
آیا داری سعی می کنی با حیله از من پول بگیری؟
Burn down
[در مورد ساختمان] بوسیله آتش نابود شدن
The barn burned down
انبار غله (طویله) بوسیله آتش نابود شد.
Face away
Face away (from someone or something)
از کسی یا چیزی روی گرداندن
Please face away from me while i change clothes.
Face on (to)
Face on (to) something
به چیزی در بیرون دید داشتن
- The house faced onto the see and provided a beautiful view of the incoming ships.
- Our office building does not face onto the street.
Gain on someone or something
از کسی یا چیزی پیشی یا سبقت گرفتن
Our horse was gaining on the horse in front
Crash with
Crash with someone
شب را در منزل کسی گذراندن (اصطلاح عامیانه)
I don't need a hotel room. I can crash with Tom
Answer to
Answer to someone
[در سلسله مراتب محیط کاری] تحت نظارت کسی بودن
I answer to the boss only