راسخون

افعال مرکب اصطلاحی

zeinab_p کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 355
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 

سلام دوستان

چند تا از این افعال رو تو وبلاگم گذاشتم ولی فکر میکنم اینجا بیشتر بیننده داشته باشه!

افعال رو از کتابی به همین نام انتخاب میکنم. فقط معنی جملات رو خودم می نویسم. اگه اشکالی دیدید اصلاح کنید. ممنون میشم.

 

Con into

Con someone into something

کسی را در چیزی فریب دادن (اصطلاح عامیانه. "کسی" شامل خود هم می شود.)

You are just conning yourself into believing your plan will work

تو با اعتقاد به اینکه نقشه ات کار خواهد کرد فقط داری خودتو فریب میدی.

zeinab_p کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 355
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 

Con out

Con someone out of something

چیزی را با حیله از کسی گرفتن

Are you trying to con me out of the money?

آیا داری سعی می کنی با حیله از من پول بگیری؟

zeinab_p کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 355
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 

 

Burn down

[در مورد ساختمان] بوسیله آتش نابود شدن

The barn burned down

انبار غله (طویله) بوسیله آتش نابود شد.

 

zeinab_p کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 355
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 

Face away

Face away (from someone or something)

از کسی یا چیزی روی گرداندن

Please face away from me while i change clothes.

zeinab_p کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 355
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 

Face on (to)

Face on (to) something

به چیزی در بیرون دید داشتن

 

- The house faced onto the see and provided a beautiful view of the incoming ships.

- Our office building does not face onto the street.

zeinab_p کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 355
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 

 

Gain on someone or something

از کسی یا چیزی پیشی یا سبقت گرفتن

Our horse was gaining on the horse in front

zeinab_p کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 355
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 

 

Crash with

Crash with someone

شب را در منزل کسی گذراندن (اصطلاح عامیانه)

I don't need a hotel room. I can crash with Tom

zeinab_p کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 355
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 

 

Answer to

Answer to someone

[در سلسله مراتب محیط کاری] تحت نظارت کسی بودن

I answer to the boss only