كيفيت نزول وحي
اما كيفيت نزول وحي بر پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) را ميتوانيم از زبان آن حضرت بشنويم و اين بيان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در طي حديثي آمده است كه در طرق روايات شيعه و اهل سنت ديده ميشود: حارث بن هشام از پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) پرسيد، وحي چگونه بر شما نازل ميشود؟ فرمود: گاه صدايي همانند صداي جرس به گوش من ميرسيد و وحيي كه بدينصورت بر من نازل ميشد سخت برمن گران و سنگين بود، سپس اين صداها قطع ميشد و آنچه را جبرائيل ميگفت فرا ميگرفتم، و گاهي جبرائيل بصورت مردي بر من فرود ميآمد و سپس بامن سخن ميگفت ومن گفته هاي او را حفظ و از بر ميكردم (الاتقان ج 1 ص 76. بحارالانوار ج 6 ص 669. صحيح بخاري ج 1 ص 27) پيامبر گرامي (صلي الله عليه و آله) در اين حديث، دو ميفيت را درباره وحي بخود، ياد ميكند كه در يكي از آنها صداهاي پي در پي همچون آواز جرس به سمع مباركش ميرسيد، و در ديگري، جبرائيل (عليه السلام) بصورت يك انسان عادي در نظرش مجسم ميشد. وحي بگونة اول بر پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) سخت گران و طاقت فرسا بوده است چنانكه خداوند متعال از اينگونه وحي به «قول ثقيل = گفتاري گران و سنگين » تعبير كرده و فرموده است «انا سَنُقلي عَليكَ قولاً ثَقيلاً» (مزمل، 4: ما گفتار گراني را بر تو القاء خواهيم كرد). ولي وحي بصورت دوم كمي سبكتر و لطبف بوده و ديگر، آن سرو صداهاي هولناك و نا آشنا بگوش نميرسيد بلكه جبرائيل (عليه السلام) بصورت فرد عادي و با فرمي مشابه شكل انساني مألوف و مأنوس، مجسم ميشد تا رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بدو آرام گرفته و رعب و بيمي در او بهم نرسد. ولي بايد گفت كه وحي در هر دو صورت بر پيامبر گرامي (صلي الله عليه و آله) سنگين بوده، وهميشه همزمان با لحظاتيكه وحي نازل ميگرديد ـ در تمام فصول سال ـ از پيشاني مباركش عرق فرو ميريخت و خود نيز ميفرمود: «فما مِن مَرَّهٍ يوحي اليَّ الّا ظَنَنْتُ آنَّ نَفسي تُقبضُ» هيچ بار وحي بر من نازل نگرديد جز آنكه اين تصور (بعلت سنگيني وحي) در من پديد ميآمد كه جانم گرفته ميشود (الاتقان ج 1 ص 76، براي آگاهي بيشتر از كيفيت گراني و سنگيني وحي بر پيغمبر اسلام (صلي الله عليه و آله) رجوع كنيد به: سفينه البحار ج 2 ص 638).
گروهي از دانشمندان معاصر و همچنين علماء پيشين سعي كردهاند كه با روشهاي مختلف علمي، موضوع وحي را ـ كه از مسائل غيبي است ـ توجيه و تفهيم نمايند، و چون اين كوششها ـ بعقيده نگارنده ـ تلاشي عقيم و بيثمر براي فهم مسائل فوق انساني است و جز آنكه كلافي سر در گم براي افكار و انديشههاي انساني ارمغان دهد گرهي نيز از اين مشكل نميگشايد، لذا از بحث در اين گونه ژرف بيني هاي بيثمر، خودداري كرده و به كوتاهي سخني درباره آثار وحي بسنده نموديم، و علاقمندان به اين نوع بررسيها را به مراجع در خور، رهنمون ميشويم (مباحث في علوم القرآن ص 47و48، و مراجع ديگر فلسفي و كلامي كه قدما يا متأخران تأليف كردهاند).