زن باید ضرورتهای مرد را درک کند و بر او فشار روحی و اخلاقی وارد نسازد. کاری نکند که او در امر زندگی مستأصل شود و خدای ناکرده متوسل به راههای خلاف و نادرست شود. باید او را به ایستادگی و مقاومت در میادین زندگی تشویق کند.
اگر مرد خانه، فعالیتی دارد؛ چه علمى، چه جهادی و چه برای کسب روزی و چه برای کارهای عمومى، زن سعی کند فضای خانه را برای او مساعد کند تا او بتواند با روحیهای خوب سر کار برود و با شوق به خانه برگردد.
همه مردها دوست دارند وقتی وارد خانه شدند، خانه به آنها آرامش و امنیت بدهد و احساس راحتی و آسودگی کنند؛ این وظیفه زن است.
زنها بدانند که اگر زنى، عقل و هوشمندی به خرج دهدف مرد را اداره خواهد کرد. درست است که مرد از لحاظ هیکل قویتر است، اما خدای متعال طبیعت زن را طوری آفریده که اگر زن و مرد طبیعی و سالم باشند و زن عاقل باشد، کسی که در دیگری نفوذ بیشتر دارد، زن است، با استقبال خوب، خوشرویى، ملایمت و... .
مرد باید ضرورتهای زن را درک کند
مرد باید احساسات زن را بفهمد و نسبت به حال او غافل نباشد و خود را صاحب اختیار مطلقالعنان او در خانه ندادند.
مرد باید به زن کمک کند تا عقبماندگیهایی را که زنان در جامعهها دارند، جبران کند. البته مراد، تقلید از فرنگیها نیست، بلکه زن اگر میخواهد کاری انجام بدهد یا در فعالیتهای اجتماعی سهیم باشد، در حد اقتضای وضع زندگی خانوادگی مانع او نشود.
در قدیم بعضی مردها خود را مالک زن میدانستند... نه! همانقدری که شما در محیط خانواده ذیحق هستید، او هم ذیحق است. نباید به زن زور بگویید و تحمیل کنید؛ چون به حسب جسم، ضعیفتر است.
همدیگر را خوشبخت کنید
چنانچه زن و مرد هر دو توجه داشته باشند، با توصیههای خوب، با همکاریهای خوب، با مطرح کردن دین و اخلاق در محیط خانه، بیشتر از مطرح کردن زبانى، مطرح کردن عملی زندگى، کامل و حقیقتاً وافی و شافی خواهد شد.
انسان با راهنمایی و دلسوزی و تذکر بهجا، با مانع شدن از زیادهرویها و بعضاً کجرفتاریهای همسرش، میتواند او را اهل بهشت کند، البته عکس آن هم هست، با افزونطلبیها، با توقعات و روشهای غلط میتواند همسر خود را جهنمی کند.
دختر و پسر باید سعی کنند این پیوند را پاسداری کنند. وظیفه یکی از آنها هم نیست که بگوییم هر کاری یکی کرد، دیگری تحمل کند. نه، باید هر دو به هم کمک کنند تا این کار صورت گیرد.
از هر چیزی که محیط خانواده را متشنج و دچار افسردگی و هیجانهای بیمورد نماید، اجتناب کنید. هم زن و هم مرد، بنا را بر سازش و همزیستی و همراهی بگذارند. آنچه در خانواده از خیرات وجود دارد، مال زن و شوهر است و در نهایت مال فرزندان است. در استحکام بنیان خانواده، خود زن و شوهر بیشترین نقش را دارند. با گذشت خودشان، با همکاری خود، با مهربانی و محبت و اخلاق خوب خودشان که از همه مهمتر محبت است میتوانند این بنا را ماندگار و این سازگاری را همیشگی بکنند.
خانواده در جوامع اسلامى، الهی است
در جوامع اسلامى، یعنی جوامع متدین و مذهبى، مشاهده میکنیم که دو نفر آدم مدت طولانی باهم زندگی میکنند و اصلاً از هم سیر نمیشوند، بلکه دلبستگیشان به هم بیشتر میشود. انس و محبت و وفایشان به همدیگر بیشتر میشود؛ این همان خاصیت تدین و دینداری و مذهبی بودن و جهات خدایی را رعایت کردن است.
جابهجایی نقشها ممنوع!
بعضی از مسلکهای غلط دنبال این هستند که بگویند: «نقشهای زن و مرد را جابهجا کنیم.» حالا اگر این کار را بکنیم چه میشود؟ جز اینکه کار اشتباه میکنید، جز اینکه این بوستان زیبا و نیک را خراب میکنید، کار دیگری نمیکنید. فواید همیدیگر را از بین میبرید، محیط خانواده را هم بیاعتنا میکنید، زن و مرد را نسبت به هم دچار تردید و دودلی میکنید، آن محبت و عشقی را که مایه اصلی کار است، از دست میدهید.[1]
پی نوشت :
[1]. نشریه نامه جامعه، سال سوم، بهمن 1384، ش 17، صص 10 و 11.