خلاصه خوبی ها

امام خمینی(رحمت الله علیه) خیلی به مردم و حق آن ها اهمیت می¬داد و هرگز کاری نمی¬کرد که کوچک¬ترین آسیبی به جان و مال مردم وارد شود. حتی تعریف می¬کنند که وقتی برای نماز جماعت مجبور بود از بین مردم عبور کند، تمام تلاش خود را می¬کرد تا کفش و لباس کسی را لگد نکند.
حالا خوب فکر بکنیم ببینیم که آیا ما تا به حال این گونه بوده¬ایم؟ اصلاً یک فکر دیگر!بیایید با هم تصمیم بگیریم از این به بعد این گونه باشیم.

پاسخ به درخواست یک دختر آلمانی

امام خمینی(رحمت الله علیه) خیلی مهربان بود و تا اندازه¬ای که در توانش بود، کارهای خوب انجام می¬داد و دیگران را خوشحال می¬کرد؛ مثلاً یک روز، نامه¬ای از یک دختر آلمانی به دست ایشان رسید که در آن از امام(رحمت الله علیه) خواسته شده بود عکس و امضای خودشان را برای آن دختر بفرستند و هم او را نصیحت کنند. امام خمینی(رحمت الله علیه) هم در جواب آن دختر این طور نوشته بود: ((سعی کنید برای جامعه، فرد مفیدی باشید. سعی کنید تحت تأثیر قدرت¬های شیطانی واقع نشوید. سعی کنید انسان متعهد باشید. انشاء الله سلامت باشید)).

اهمیت صلوات

امام خمینی(رحمت الله علیه) به صلوات خیلی اهمیت می¬داد؛ یکی از نزدیکان ایشان خاطره¬ای در این باره تعریف می-کند. او می¬گوید: (( روزهای ملاقات عمومی در حسینیه¬ی جماران، هنگامی که مردم از یکی – دو ساعت قبل ، به تدریج جمع می¬شدند، گاه و بی¬گاه صدای صلواتشان بلند می¬شد. طبعاً صدای این صلوات¬ها در داخل به گوش امام(رحمت الله علیه) هم می¬رسید. یک روز متوجه شدیم امام(رحمت الله علیه) با شنیدن صدای صلوات و نام مبارک پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آهسته صلوا ت می-فرستند. مدت¬ها در این مورد دقت کردم. هیچ¬گاه ندیدم که ایشان صدای صلوات را بشنوند و خود صلوات نفرستند)).1

احترام

هواپیما آرام آرام پایین آمد و بر روی باند فرودگاه نشست. همه¬ی چشم¬ها، به هواپیما دوخته شده بود.عکاس¬ها و خبرنگارهای خارجی هم در میان مردم مشغول عکس گرفتن و فیلمبرداری کردن از مردم بودند. آخر برای آن ها عجیب و باورنکردنی بود که این همه آدم، برای استقبال از رهبرشان آمده باشند.آقای مرتضی پسندیده برادر بزرگ امام برای استقبال و خوش¬آمدگویی از امام وارد وارد هواپیما شد. حالا دیگر همه منتظر بودند که امام از هواپیما پایین بیاید. چند دقیقه¬ای گذشت. در همین لحظه ناگهان آقای پسندیده از پله¬های هواپیما پایین آمد و پشت سر ایشان هم، امام (رحمت الله علیه) پایین آمدند. همه با تعجب یکدیگر را نگاه می¬کردند و از هم می-پرسیدند که چرا آقای پسندیده زودتر از امام پایین آمد. بعدها وقتی درباره¬ی علت این موضوع از آقای پسندیده سؤال کردند، ایشان جواب دادند وقتی به استقبال امام در هواپیما رفته بودند، موقع خارج شدن، امام از ایشان خواسته بودند که جلوتر از ایشان پیاده شوند. وقتی آقای پسندیده علت این کار را پرسیده بودند، امام جواب داده بودند: (( چون شما برادر بزرگ-تر هستید، احترام شما بر ما واجب است.)) شنیدن این حرف برای همه باعث تعجب بود. به خصوص برای خبرنگاران و فیلمبرداران خارجی؛ چرا که رهبران آن ها آن قدر مغرور و خودخواه بودند که به هیچ کس احترام نمی¬گذاشتند و همه را هم مجبور می¬کردند به آن ها احترام بگذارند.

پی¬نوشت:

1. نک: محمد حسن رحیمیان، در سایه آفتاب¬ ، یادها و یادداشت¬هایی از زندگی امام خمینی(رحمت الله علیه)؛ مرکز تحقیقات اسلامی واشنگتن،کتاب خانه معارف اسلامی.

http://www.islamicecenter.com/ketabkhaneh/sayehaftab/sayeh-aftab-rahimiyan-02.html.