شكوه آفرينش

انديشه در آسمان‏ها و زمين

يكى از سفارش‏هاى خداوند در قرآن كريم، انديشه كردن در آفرينش است. خداوند از ما خواسته است تا با دقت و تأمل در پديده‏هاى گوناگون و زيبايى‏هاى شگفت‏انگيز جهان هستى، هم روح زيبايى‏طلب خود را سيراب سازيم و هم با شناخت بيشتر درباره آفريدگار آن همه زيبايى‏ها، خود را به آستان او نزديك‏تر كنيم. در بخشى از اين گونه آيه‏ها مى‏خوانيم:
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَوَاتِ وَالاْءَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لاُِولِي الاْءَلْبَابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّه‏َ قِيَاما وَقُعُودا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَوَاتِ وَالاْءَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 190 و 191)
همانا در آفرينش آسمان‏ها و زمين و اختلاف شب و روز، نشانه‏هايى براى خردمندان است. آنها كه خدا را در همه حال از ايستاده و نشسته و در بستر ياد مى‏كنند و در آفرينش آسمان‏ها و زمين انديشه مى‏كنند،[و آن گاه مى‏گويند] پروردگارا هيچ يك از اينها را بيهوده و به باطل نيافريدى، پاك و منزهى، پس ما را از عذابت باز دار.
شاعر عارف، عطار نيشابورى، اشعار زيبا و پرشورى دارد كه گويى تفسيرى بر اين آيه‏هاست:
مگر مى‏كرد درويشى نگاهىدر اين درياى پر درّ الهى
كواكب ديد چون درّ شب‏افروزكه شب از نور ايشان بود چون روز
تو گفتى اختران اِستاده‏اندىزبان با خاكيان بگشاده‏اندى
كه هان اى غافلان! هشيار باشيدبر اين درگه شبى بيدار باشيد
چرا چندين سر اندر خواب داريدكه تا روز قيامت خواب داريد
رخ درويش بى‏دل زان نظارهز چشمش دُر فشان شد چون ستاره
خوشش آمد سپهر كوژ رفتارزبان بگشاد چون بلبل به گفتار
كه يا رب بام زندانت چنين استكه گويى چون نگارستان چين است
ندانم بام ايوانت چه‏سان استكه زندان تو بارى بوستان است
كه داند كاين كُله‏داران افلاككمر بسته چرا گردند بر خاك
در اين دريا چرا غواص گشتند؟سماعى نيست، چون رقاص گشتند؟
هزاران بار برگشتند بر هميكى افزون نمى‏گردد يكى كم
دمى ز ايشان يكى از پاى ننشستكه تا خود كى دهد مقصودشان دست
خموشانند، سر در ره نهادهزبان ببريده و در ره فتاده
همه هستند سرگردان چو پرگارپديد آرنده خود را طلب كار
شبان روزى از آن در جست و جويندكه تا محشر به جان جوياى اويند

پيام متن:

زهى قدرت كه از قدرت‏نمايىز يك سر موى صد صنعت‏نمايى
زهى صنعت گرىِ صنع دستتهمى از هر چه گويم بس كه هستت
عطار

خورشيد

خورشيد، اين مهر فروزان، آيه‏اى شگفت‏انگيز از پروردگار بى‏همتا و از حياتى‏ترين عناصر بقاى كائنات است. اين موهبت الهى افزون بر آنكه منبع دو عامل اصلى زندگى انسان، يعنى نور و حرارت به شمار مى‏رود، سرچشمه منابع حياتى ديگر از جمله وزش بادها، فرود آمدن باران، پرورش گياهان، حركت روخانه‏ها و آبشارها و حتى منابع انرژى‏زا همچون نفت و زغال سنگ است. به گونه‏اى كه اگر روزى اين چراغ حيات‏بخش خاموش شود، تاريكى، سكوت و مرگ همه جا را فرا خواهد گرفت. كره زمين با همه بزرگى‏اش، در برابر خورشيد به قدرى كوچك است كه اگر مساحت يك ميليون و دويست هزار كره زمين را با هم جمع كنند، حجم آنها به اندازه قرص آفتاب مى‏شود.
بنا بر محاسبه‏هاى اهل نجوم، تنها در كهكشان ما صدها ميليون ستاره وجود دارد كه خورشيد ما با همه بزرگى‏اش، در شمار ستاره‏هاى متوسط آن جاى مى‏گيرد. به راستى چه بزرگ است آفريدگار توانا كه اين طرح عظيم را با نظامى چنين دقيق و منظم پى‏ريزى كرده: «اَلعَظمَةُ لِلّهِ الواحِدِ القَهّارِ» و چه زيبا سروده است سعدى شيرين سخن كه:
فضل خداى را كه تواند شمار كرديا كيست آن كه شكرِ يكى از هزار كرد

پيام متن:

خورشيد، نمادى از رحمت و مهر خداوندى در حق بندگان است.

نور و ظلمت؛ شب و روز

در آيه‏اى از قرآن كريم مى‏خوانيم:
وَمِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمْ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ. (قصص: 73)
يكى از رحمت‏هاى خدا آن است كه شب و روز را براى شما قرار داده تا در شب، آرام بگيريد و در روز، از فضل خدا روزى طلب كنيد. باشد كه شكرگزار نعمت‏هاى خدا شويد.
نور، از لطيف‏ترين و پربركت‏ترين آفريده‏ها و از نشانه‏هاى قدرت و حكمت بيكران الهى است؛ زيرا هر رشد و جنبشى از جمله فرود آمدن قطره‏هاى باران، رويش سبز گياهان، شكفتن غنچه‏ها، رسيدن ميوه‏ها و زمزمه دل‏انگيز جويباران، بسته به وجود نور و روشنايى است كه زندگى و حركت را به هستى ارزانى مى‏دارد. بشر هم به كار و كوشش و حركت نياز دارد و اين امر، بدون روشنايى روز ممكن نيست و هم به استراحت و آرامش نياز دارد كه آن نيز بدون تاريكى شب فراهم نمى‏شود. البته بايد دانست آن‏گاه كه بر اثر تابش بيش از حد نور، سلول‏ها خسته مى‏شوند، فرسودگى و كسالت به سراغ آدمى مى‏آيد و باز به بركت تاريكى شب، دستگاه‏هاى بدن در آرامش عميقى فرومى‏روند. در نتيجه، تجديد قوا و نشاط دوباره نصيب انسان مى‏شود. همچنين اگر نور آفتاب به صورت مداوم مى‏تابيد، درجه حرارت به قدرى بالا مى‏رفت كه امكان ادامه زندگى را از انسان مى‏گرفت.

پيام متن:

سپاس خدايى را كه براى سلامتى و آسايش انسان‏ها، هم نور را در اختيارشان نهاد و هم تاريكى را.

قانون زوجيت در گياهان

بنابراين آيه قرآن كه: «وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ؛ و از تمام ميوه‏ها دو جفت در زمين قرار داد.» (رعد: 3)، ميوه‏ها موجودات زنده‏اى هستند كه نطفه‏هاى نروماده دارند و از طريق لقاح، بارور مى‏شوند. لينه، دانشمند و گياه‏شناس معروف سوئدى، در اواسط قرن هيجدهم موفق به كشف اين مسئله مهم شد كه زوجيت در گياهان، تا حدودى يك قانون عمومى است و آنها نيز مانند حيوانات، از طريق تركيب دو جنس نر و ماده بارور مى‏شوند و ميوه مى‏دهند. البته اين حقيقت شگفت‏انگيز از زمان نزول قرآن بر همه آشكار است و يكى از معجزه‏هاى علمى قرآن به شمار مى‏رود.

پيام متن:

تكثير گياهان مانند هر پديده ديگر، به امر خدا و به طور طبيعى صورت مى‏گيرد و اين امر، به واسطه قانون زوجيت حاكم بر گياهان به وقوع مى‏پيوندد.

اسرار پرواز پرندگان

خداوند در قرآن مجيد ضمن عبارتى كوتاه، با فرا خواندن انسان‏ها به انديشيدن در اسرار پرواز پرندگان مى‏فرمايد:
«أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ؛ آيا آنها به پرندگانى كه بال‏هاى خود را بالاى سرشان مى‏گسترند و گاه جمع مى‏كنند، نگاه نكرده‏اند؟» (ملك: 19)
با نگاهى توحيدى به دنياى پرندگان، اين موجودات به ظاهر ساده و كوچك، به قدرت بى‏پايان خالق حكيم پى مى‏بريم. اين اجسام سنگين، برخلاف قانون جاذبه، از زمين برمى‏خيزند و ساعت‏ها و گاه هفته‏ها و ماه‏ها، بى‏هيچ مشكلى به حركتِ سريع و نرم خود بر فراز آسمان ادامه مى‏دهند. همه اعضاى بدن آنها نيز براى پرواز هماهنگ است. بعضى از آنها هنگام پرواز، بال‏هاى خود را پيوسته مى‏گسترانند، گويى نيروى مرموزى آنها را به حركت در مى‏آورد. عده‏اى نيز پشت سر هم بال مى‏زنند. بعضى نيز گاه بال مى‏زنند و گاهى بال خود را مى‏گسترانند. گروه ديگرى هم هستند كه مدتى بال مى‏زنند و هنگامى كه سرعت گرفتند، بال‏ها را كاملاً جمع مى‏كنند و در اقيانوس‏ها شيرجه مى‏روند. به اين ترتيب، همه اين پرندگان شگفت‏انگيز، هر كدام براى خود برنامه ويژه و جداگانه‏اى دارند. آرى، خداى سبحان، بدنِ اين موجودات آسمانى را به گونه‏اى آفريده است كه به راحتى در هوا سير كنند و قدرتى به بال‏هاى آنها بخشيده است تا از زمين برخيزند و دانشى به آنها آموخته است تا با آن به پرواز درآيند. به تعبير زيباى پروردگار در قرآن كريم: «إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ؛ در همه اينها نشانه‏هايى [بر وجود خداوند] است، براى آنان كه اهل ايمانند». (نحل: 79)
اى خاك تو تاج سربلندانمجنون تو عقل هوشمندان
خورشيد ز توست روشنى‏گيربى‏روشنى تو چشمه قير
هر نقش اگر چه دل‏پسند استآيينه صنع نقش‏بند است
هر مرغ سخن كه در ترانه استتوحيدسراى آن يگانه است
جز دامن فضل او نگيريمميريم به ياد او چو ميريم
جامى

پيام متن:

آن‏كه پرندگان را آفريد، پرواز را نيز به آنان آموخت و به آنها بال‏هاى مناسب براى پرواز بخشيد و بدين‏گونه نشانه‏اى ديگر براى راه‏يابى آدميان به سوى پروردگار پديد آورد.

رزق و روزى، نشانه الهى

در قرآن كريم، مسئله رزق و روزى، نشانه تدبير و حكمت مدبر جهان در برابر آفريده‏هايش معرفى مى‏شود و از اين رهگذر، مردم نيز به تفكر درباره اين پديده براى شناخت خداوند دعوت مى‏شوند. چنان كه در آيه 3 سوره فاطر مى‏خوانيم:
اى مردم! نعمت خدا را بر خويش ياد آوريد و بينديشيد كه آيا جز خدا، آفريدگار ديگرى هست كه از آسمان و زمين به شما روزى دهد؟ جز او خدايى نيست. پس چرا سرگردانيد؟
بر اين اساس، منابع غذايى موجود، متناسب با نيازهاى آدمى و ديگر موجودات زنده است و در عين حال، لذت‏بخش و مطبوع هستند. در آيه‏اى از قرآن آمده است: «وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ؛ و آنان را از غذاهاى لذيذ و پاكيزه روزى داديم.» (اسراء: 70) همچنين بنا بر غريزه گرسنگى و تشنگى است كه ضرورت رزق و روزى الهى آشكار مى‏شود. چنان كه امام صادق عليه‏السلام در اين باره مى‏فرمايد:
اگر انسان احساس گرسنگى نمى‏كرد و تنها در صورتى غذا مى‏خورد كه نياز بدنش را به غذا از نظر علمى ادراك كند، در اين امر سستى مى‏كرد تا بالاخره بنيه‏اش تحليل مى‏رفت و مى‏مرد.

پيام متن:

1. چهل سال شد كه عقل آزمودكه روزى نبود آنكه «روزى» نبود
همان مى‏تپد دل ز خوف و هراسزهى بى‏مروت، زهى ناسپاس
2. صانع و مُكرَّم و توانا اوستواحد و كامران، نه چون ما اوست

نگرش خداجويانه به خوردنى‏ها

در قرآن كريم مى‏خوانيم: «فَلْيَنْظُرِ الانسانُ اِلى طَعامِه؛ آدمى بايد به غذاى خود [به ديده خرد] بنگرد.» (عبس: 24) بديهى است كه در اين آيه شريفه، منظور از نگاه كردن، تماشاى ظاهرى نيست، بلكه به معنى دقت و انديشه در روند پيدايش مواد غذايى و اجزاى حيات‏بخش آنهاست. اين عمل، آثار شگرفى بر وجود آدمى مى‏گذارد و او را به انديشه در پديد آورنده تواناى آنها وا مى‏دارد. هر يك از مواد غذايى، ميوه‏ها و سبزى‏ها، دنياى شگفت‏انگيزى از نظر علمى و معنوى دارند كه مدت‏ها مى‏توان بر روى آنها مطالعه كرد و درس‏هايى از روشنايى و بينش، براى تمام عمر آموخت.

پيام متن:

آن‏كه در آفرينش خوردنى‏ها با دقت مى‏نگرد و تجلى حكمت و رحمت خداوند را در آن مى‏بيند، هيچ‏گاه به كفران آنها دست نمى‏يازد و به شكرانه آن، در پيمودن جاده بندگى مصمم‏تر مى‏شود.