لقمه هاي حرام
|
|
| در ايين پاک اسلام، درآمد و کسب حلال جايگاه ارزشمندي دارد و در مقابل، درآمد و لقمه حرام امري بسيار نکوهيده دانسته شده که عواقب سوء دنيوي و اخروي در پي خواهد داشت. در اين مقاله پارهاي از درآمدهاي نامشروع را که در ايات و روايات بدانها اشاره شده، برميشمريم. |
| رشوه يکي از راههاي درآمد حرام، رشوه خواري است. امام صادق(ع) فرمود: «اياکُمْ و الِرِّشوَة فَإنَّها مَحضُ الکُفْرِِ، وَ لايشُمُّ صاحِبُ الرّشوَةِ ريحَ الجَنّةِ؛[1] از رشوه خواري بپرهيزيد؛ زيرا اين کار در حقيقت کفر محض است و رشوهخوار بوي بهشت را استشمام نميکند». پيامبر اکرم(ص) فرمود: رشوه دهنده، رشوه گيرنده و واسطه بين آنها، ملعون هستند».[2] کمفروشي در قرآن کريم آمده است: )وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفينَ الّذينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النّاسِ يَسْتَوْفُونَ وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ...(؛[3] «واي بر کم فروشان؛ آنان که وقتي براي خود پيمانه ميکنند، حق خود را به طور کامل ميگيرند. اما هنگامي که ميخواهند براي ديگران پيمانه کنند، کم ميگذارند». کمفروشي نظم اجتماع و امنيت اقتصادي مردم را به خطر مياندازد و موجب فساد خواهد شد. خداوند ميفرمايد: )وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْميزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِي اْلأَرْضِ مُفْسِدينَ(؛[4] «اي قوم من! پيمانه و وزن را با عدالت، تمام دهيد و بر اشياي مردم عيب نگذاريد و از حق آنان نکاهيد و در زمين به فساد نکوشيد». پيامبر اکرم(ص) فرمود: «هر کس در کيل و وزن خيانت کند، فردا او را به قعر دوزخ فرو برند و در ميان دو کوه آتش جايش دهند و به او گويند: اين کوههاي آتش را وزن کن و او هميشه به اين عمل (دردناک و سوزان) مشغول خواهد بود».[5] در حديث ديگري آن حضرت ميفرمايد: «پنج خصلت ناپسند است که با پنج مصيبت و بلا همراه است؛ از آن جمله: هيچ گروهي کمفروشي را پيشه خود نساختند، مگر اينکه از روييدنيها و غذاي مورد نيازشان محروم گرديدند و به قحطي و گراني گرفتار شدند...».[6] دزدي مؤمن دزدي نميکند. پيامبر اکرم(ص) فرمود: «وَ لايسْرُقُ السّارِقُ وَ هُوَ مؤمِنٌ؛[7] هيچ کسي در حالي که مؤمن باشد، دزدي نميکند»؛ يعني اگر مؤمني به دزدي مشغول شود، در آن حال از ايمان جدا و ايمان از او سلب شده است. خداوند ميفرمايد: )وَ السّارِقُ وَ السّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالاً مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ(؛[8] «دست مرد و زن دزد را، به کيفر عملي که انجام دادهاند، به عنوان مجازات الهي قطع کنيد. خداوند توانا و حکيم است». حضرت علي بن موسي الرّضا(ع) فرمود: «علت قطع کردن دست دزد اين است که دست او مؤثرترين عضو در سرقت است و بريدن دست او براي عقوبت و عبرت ديگران است تا ديگران جرئت بر دزدي نداشته باشند. دزدي و غصب اموال مردم از اين جهت حرام گرديده که امنيت اقتصادي فرد و جامعه را از بين ميبرد و موجب تنازع، قتل و کشتار، ترک داد و ستد و تجارت و بيرغبتي به صنعت و نيز باعث به وجود آمدن انواع مفاسد ميشود».[9] امام صادق(ع) فرمود: «از پيامبر گرامي اسلام(ص) نقل است که فرمود: چهار چيز داخل هيچ خانهاي نشد، مگر اينکه آن را ويران ساخت و برکت از آن خانه رخت بربست: خيانت، دزدي، شرابخواري و زنا».[10] بعضي اقدامات افراد به ظاهر دزدي نيست، امّا بنابر روايات ملحق به دزدي شده است. امام صادق(ع) فرمود: «سه دسته از افراد به عنوان دزد قلمداد ميشوند: 1.کساني که زکات اموالشان را نميپردازند؛ 2. افرادي که خوردن مهريه همسرانشان را براي خود جايز ميدانند و به آنها تحويل نميدهند؛ 3. اشخاصي که از کسي مالي را به عنوان قرض ميگيرند، ولي قصد بازپرداخت آن را ندارند».[11] خيانت خداوند ميفرمايد: )وَ ما كانَ لِنَبِيّ أَنْ يَغُلّ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلّ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثُمّ تُوَفّى كُلّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ(؛[12] «ممکن نيست هيچ پيامبري خيانت ورزد و هر کس خيانت کند، روز رستاخيز آنچه را در آن خيانت کرده، با خود به صحنه محشر ميآورد. سپس به هر کس، آنچه را فراهم کرده (و انجام داده) است، به طور کامل داده ميشود (و به همين دليل) به آنها ستم نخواهد شد (چرا که محصول اعمال خود را خواهند ديد)». اين ايه به دنبال ايات «غزوه احد» نازل شده و پاسخ به کساني است که گفتند: ميترسيم پيامبر در تقسيم غنايم ما را از نظر دور بدارد. خداوند متعال در اين ايه اوّل ساحت مقدس انبيا را به طور کلّي از خيانت منزه داشته است، سپس به طور عام ميفرمايد: هر کس خيانت کند، در روز رستاخيز چيزي را که خيانت کرده به عنوان مدرک جرم بر دوش خويش حمل ميکند و با خود ميآورد و در برابر همگان رسوا ميشود[13] و خداوند، خيانت کنندگان را دوست ندارد: )إِنّ اللّهَ لا يُحِبّ الْخائِنينَ(.[14] پيامبر اکرم(ص) فرمود: کسي که در دنيا در امانت خيانت کند و آن را به صاحبش ندهد تا بميرد، بر غير دين اسلام مرده، و خدا را در حالي که بر او خشمناک است، ملاقات ميکند».[15] و نيز فرمود: «دستور داده ميشود شخص خائن را در آتش افکنند. پس تا ابد در گودالهايي از آتش دوزخ فرو ميرود».[16] همچنين آن حضرت فرمود: «الأمانَةُ تَجْلُبُ الغني وَاْلخِيانَةُ تَجْلَبُ الْفَقر؛[17] امانتداري، موجب ثروت و خيانتکاري، سبب تهيدستي است». امام صادق(ع) نيز ميفرمايد: «از عذاب خدا بترسيد و امانت را به صاحبش برگردانيد. اگر کشنده حضرت علي(ع)، مرا بر چيزي امين قرار دهد، حتماً امانتش را به او برميگردانم».[18] مال يتيم خداوند ميفرمايد: )وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدّلُوا الْخَبيثَ بِالطّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ إِنّهُ كانَ حُوبًا كَبيرًا(؛[19] «و اموال يتيمان را (هنگامي که به حد رشد رسيدند) به آنها بدهيد و اموال بد (خود) را با اموال خوب (آنان) عوض نکنيد و اموال آنان را همراه اموال خودتان (با مخلوط کردن يا تبديل کردن) نخوريد؛ زيرا اين گناه بزرگي است». و در ايه ديگر چنين آمده: )إِنّ الّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْمًا إِنّما يَأْكُلُونَ في بُطُونِهِمْ نارًا وَ سَيَصْلَوْنَ سَعيرًا(؛[20] «کساني که اموال يتيمان را به ظلم و ستم ميخورند، (در حقيقت) تنها آتش ميخورند و به زودي در شعلههاي آتش (دوزخ) ميسوزند». از اين ايه چنين استفاده ميشود که اعمال ما علاوه بر چهره ظاهري خود، چهره واقعي نيز دارد که در اين جهان از نظر ما پنهان است، اما در جهان ديگر ظاهر ميشود و اين همان «تجسم اعمال» است. يکي از دلايلي که مردان خدا حتي فکر معصيت به خود راه نمي دادند، همين است که آنها بر اثر قدرت علم و ايمان و پرورشهاي اخلاقي، چهرههاي واقعي اعمال را ميديدند و هرگز فکر انجام کار بد را نميکردند.[21] روايات در نکوهش تجاوز به اموال يتيمان بسيار زياد و تکان دهنده است و حتي کمترين تعدّي به اموال آنها مشمول اين حکم شمرده شده است.[22] در حديثي از امام باقر(ع) يا امام صادق(ع) آمده: «کسي سؤال کرد: اين مجازات آتش درباره چه مقدار از غصب مال يتيم است؟ حضرت فرمود: در برابر دو درهم».[23] ربا رباخواري صورتهاي مختلفي دارد. صورت رايج آن، اين است که پولي را به کسي بدهد و بعد از مدتي آن پول را با اضافه بگيرد. خداوند ميفرمايد: )الّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاّ كَما يَقُومُ الّذي يَتَخَبّطُهُ الشّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنّهُمْ قالُوا إِنّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلّ اللّهُ الْبَيْعَ وَ حَرّمَ الرِّبا...(؛[24] «کساني که ربا ميخورند (در قيامت) برنميخيزند، مگر مانند کسي که بر اثر تماس شيطان ديوانه شده (و نميتواند تعادل خود را حفظ کند، گاهي زمين ميخورد و گاهي به پا ميخيزد). اين بدان سبب است که گفتند: داد و ستد هم مانند رباست (و تفاوتي ميان آن دو نيست)؛ در حالي که خدا بيع را حلال کرده و ربا را حرام (زيرا فرق ميان اين دو بسيار است)». در تفسير شريف الميزان آمده: در اين ايات، سختگيري خداوند متعال در مورد ربا چنان است که مانند آن در هيچ يک از فروع دين جز «دوستي با دشمنان دين» نيست. تعبيراتي که در مورد ساير گناهان کبيره مانند زنا، شرابخواري، قمار و حتي قتل نفس آورده، گرچه لحن شديدي دارند، ولي به پايه اين دو گناه (رباخواري و دوستي با دشمنان دين) نميرسند و اين نيست، مگر آنکه آثار شوم ساير گناهان از يک يا چند نفر تجاوز نميکند، ولي آثار شوم اين دو گناه بنياد دين را ويران و اثر آن را محو و نظام زندگي را فاسد ميکند و روي فطرت انساني پرده ميافکند و جلو چشمش را ميگيرد.[25] امام صادق(ع) ميفرمايد: «دِرْهَمُ رِبا أشَدُّ عِنْدَاللهِ مِنْ سَبْعينَ زَنِيةٍ کُلُّها بِذاتِ مَحْرَم؛[26] (عذاب) يک درهم ربا، از هفتاد زنا با زني که محرم اوست، شديدتر است». اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «رسول خدا(ص) ربا و رباخوار، داد و ستد ربوي، نويسنده معامله و شاهدهاي آن را لعن کرده است».[27] در علل الشرايع آمده است که حضرت امام رضا(ع) به ابن سنان نوشت: «خداوند متعال ربا را حرام فرمود؛ به دليل اينکه رباخواري موجب فساد اموال ميشود...».[28] شکي نيست رباخواري معاملهاي ظالمانه، ناعادلانه، برخلاف وجدان و فطرت انساني و برهم زننده نظام اجتماعي است؛ چون از طرفي، طلبکار هر روز بدون هيچ تلاشي بر ثروت خود ميافزايد و از طرف ديگر، بدهکار گرفتار فقر و تنگدستي زيادي ميگردد. از لوازم اين فاصله طبقاتي، نفرت و بغض شديد فقرا به اغنياست و آسيب آن براي نظام اجتماعي بشر بسيار آشکار است و حتي موجب انقلابهاي خونيني ميشود؛ چنانکه بعضي از دانشمندان و محققين، يکي از اسباب پيدايش جنگهاي جهاني را همين اختلاف طبقاتي دانستهاند.[29] مفاسد عظيم مادي و معنوي رباخواري ـ علاوه بر اعلام جنگ با خدا و پيامبر اعظم(ص) ـ بسيار است؛ از آن جمله: 1. محروميت از آثار خير و برکات معنوي که در کسب و کار و حرکت براي تحصيل معاش است؛ چنانکه پيامبر خدا فرمود: «عبادت هفتاد قسم است که برترين آن طلب روزي حلال است».[30] 2. محروميت از صفت توکل به خدا و برکت خواستن از درگاه الهي؛ زيرا او تمام اميدش به همان سودي است که ميخواهد از بدهکار بيچاره بگيرد. 3. محروميت از پاداش بزرگي که براي قرض الحسنه قرار داده شده است. خداوند ميفرمايد: «اي کساني که ايمان آوردهايد! از مخالفت با خداوند بپرهيزيد و آنچه از مال ربا نزد شما باقي مانده، رها کنيد، اگر ايمان داريد. اگر فرمان نبريد و ربا را ترک نکنيد، بدانيد خدا و رسولش با شما پيکار خواهند کرد».[31] پينوشتها [1] . سفينة البحار، ج1، ص523. |