با الهی نامه
|
|
| خوشا آنان که در جوانی شکسته شدند که پیری خود شکستنی است. خوشا آن دم که در تو گمم. به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده. که الله گفت و لبیک نشنید. آن که تو را دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نیست. از دردم خورسندم که درمانش تویی. چه رسوایی از این بیشتر که گدا ازگدایان،گدایی کند. در بسته نیست ما دست و پا بسته ایم. چون تو حاضری، چه جویم و چون تو ناظری، چه گویم. کامم را به حلاوت کلامت شیرین بدار. از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن بیشتر. آن را که عشقت نیست، ارزش نیست. به سوی تو آمدم به حق خودت مرا بر مگردان. اگر بخواهم، شرمسارم و اگر نخواهم، گرفتارم. منبع: برگرفته از الهی نامه ی حضرت آیت الله حسن زاده آملی (دامت برکاته) |