خدا از پيامبر(ص)مي گويد

در بررسي آيات قرآني كه درباره پيامبر(ص) آمده است، اولين موضوعي كه جلب توجه مي كند، محبوبيت و جايگاه خاص رسول ا... (ص) در پيشگاه حضرت حق و نگاه مخصوص خداوند به ايشان است،
احترام ويژه باري تعالي به ساحت پيامبر نور و رحمت(ص)، در آيات متعددي از قرآن، قابل استنباط است. به طور اجمال، يكي از دلايل ارزشمندي وجود نازنين رسول ا...(ص) در نزد پروردگار را مي توان در آيه 72 سوره مباركه حجر، جستجو كرد كه خداوند در اين آيه، به جان مبارك پيامبر(ص) قسم ياد مي كند: "اي پيامبر! به جان تو قسم كه اين مردم هميشه مست گناه و حيرت و گمراهي خواهند بود." اساساً مي توان گفت خداوند اگرچه در قرآن، پيامبران خود را با اسم آنها مورد خطاب قرار داده است، ولي رسول خدا(ص) از اين قاعده مستثناست، در چندين جاي قرآن، ايشان را با واژه "ياايها النبي" مخاطب قرار مي دهد. اين نشان از احترام ويژه اي است كه خداوند متعال، براي "پيغمبر خاتم(ص)" قايل است. با بهره گيري از آيات الهي، مي توان دريافت كه خداوند، به مردم نيز رعايت چنين احترامي را توصيه نموده و حتي قبول اعمال آنان را در گرو تكريم پيامبر(ص) قرار داده است. چنانچه در آيه دوم(از سوره حجرات مي خوانيم كه: "اي اهل ايمان، صدايتان را در برابر صداي پيامبر، بلند نكنيد؛ زيرا كه اين كار، اعمال نيكتان را محو و باطل مي كند." خداوند در همين كتاب آسماني، رسول بزرگوارش را به عنوان"معيار حق و باطل" معرفي، و دوستي او را عامل دوستي با خدا و بخشش گناهان برمي شمرد. آيه 31 آل عمران، با اشاره به اين مطلب، يادآور مي شود كه: "اي پيغمبر! به مردم بگو اگر خدا را دوست داريد، از من تبعيت كنيد تا خدا شما را دوست داشته باشد و گناه شما را ببخشد."
 
نظير اين كلام نوراني، در سوره نسا نيز به چشم مي خورد: "هركس رسول ما را اطاعت كند، به تحقيق خدا را اطاعت كرده است" در آيه پنجم از سوره مباركه ضحي، از مقبوليت شفاعت پيغمبر در نزد خدا سخن به ميان آمده و در نهايت مي بينيم كه در آيه 56 سوره احزاب نيز تأكيد شده كه خداوند وملائكه او، بر پيامبر(ص) سلام كرده و بر او درود مي فرستند. البته اين توجه و اهميت، در آيات ديگري از قرآن هم مورد اشاره قرار دارد، ولي در يك كلام و با در نظر گرفتن همين آيات معدودي كه ذكر شد، مي توان به ترسيم جايگاه واقعي رسول خدا(ص) در نزد پروردگار و نوع نگاه خداوند به ايشان پي برد. نگاهي كه بي اغراق،در مورد هيچ يك از بندگان خدا- از ابتدا تا انتها - جاري نبوده و نخواهد بود.
بركات و تأثير اين شخصيت ارزنده براي امت را در كجاي قرآن، مي توان جويا شد؟
خداوند در آياتي از كتاب آسماني خود، به بازخواني بركاتي پرداخته كه آن وجود مبارك، براي مردم داشته است. مهمترين اين اشارات، آن است كه پيغمبر را"امان مردم از عذاب الهي" معرفي مي كند. اين نكته در آيه 33 سوره انفال مورد اشاره قرار دارد: "خداوند تا زماني كه تو در ميان مردم هستي، آنان را عذاب نخواهد كرد."
طبق فرموده قرآن، از ديگر ويژگيهاي پيغمبر براي امت، "امنيت بخشي" به ايشان است، اين موضوع در آيه 61 سوره توبه مورد تأكيد قرار دارد: "يؤمن باا... و يومن للمؤمنين و رحمة للذين آمنوا منكم ..."
خداي متعال در آيه 128 از همين سوره مباركه، بخش ديگري از بركات وجودي پيامبر(ص) بر مردم را بيان مي كند: "همانا رسولي از جنس خودتان (نوع بشر) براي هدايت خلق آمد كه بر هدايت شما حريص و رنج شما براي او گران است و او بر مؤمنان، رئوف و مهربان مي باشد." همان طور كه ملاحظه مي كنيد به تنهايي در همين يك آيه، چهار ويژگي از بركات پيامبر(ص) بر مردم بازگو شده است. اول اينكه مي فرمايد رسولي از نزد خودتان براي هدايت آمده است؛ يعني او فرشته نيست كه با شما تفاوت داشته باشد، بلكه چون شما انسان است و از ميان شماست. دوم اينكه حرص هدايت شما را دارد. اين حرص آنقدر در رسول اكرم(ص)، بالاست كه بارها خداوند به كمك پيامبر(ص) شتافته و از او مي خواهد كه در راه هدايت خلق، تا به اين حد خود را اذيت نكند. سومين ويژگي پيامبر اعظم(ص) در اين آيه، آن است كه رنج و سختي مردم براي پيامبر گران است. او توان ديدن زجر مردم را ندارد و ديدن اينكه زنجيرهاي جهل و شرك، چگونه آنان را در لجنزار دنيا فرو برده است. او با تمام قوا براي نجات مردم برمي خيزد و چهارم اينكه او نسبت به مردم رئوف و رحيم است. اينها بركاتي است كه فقط در يك آيه قرآن براي پيغمبر(ص) نقل شده است.
در واقع به واسطه همين ويژگي هاست كه خداي متعال ايشان را "رحمة للعالمين" نام نهاده اند؟
دقيقاً همين طور است، موضوعي كه اشاره كرديد، در آيه 107 از سوره مباركه انبيا قرار دارد.خداوند در اين آيه، آن وجود مبارك را مايه رحمت و مهر بر جهانيان دانسته است؛ زيرا رسول ا...(ص)، نسبت به همه انسانها، از رحم سرشاري برخوردار بوده و براي تك تك آنها دل مي سوزاند. امير مؤمنان علي(ع) در همين باره تعبير جالبي دارند و مي فرمايند كه پيامبر(ص)، "طبيب دوار" بود؛ يعني پزشكي كه خانه دلهاي مردم را مي كوبد و رنجهاي معنويشان را درمان مي كند و آنان را از ظلمات شرك و بدبختي و دوري از خدا، مي رهاند.
در اين مسير، البته بودند كساني كه سد رسيدن پيام رحمت آن بزرگوار به گوش ديگران مي شدند. حق را مي فهميدند، ولي به آن پشت مي كردند. در اينجا بود كه ويژگي ديگري از پيامبر(ص)، خود را نشان مي داد، صفتي كه در آيه 29 از سوره مباركه فتح، مورد اشاره قرار دارد: "محمد رسول ا... و الذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم"؛ محمد فرستاده خداست و ياران وهمراهانش، بر كافران بسيار قوي دل و سخت و با يكديگر بسيار مشفق و مهربانند."
دور كردن مردم از جهنم و آتش خشم الهي پيامبر(ص
مناسب ترين راه براي بررسي اين وظيفه، آن است كه به سوره مباركه اعراف استناد كنيم؛ زيرا كه وظايف و ويژگيهاي رسول خدا(ص) در اين زمينه، به وضوح و پشت سر هم در آيه 157 سوره اعراف، قيد شده است. اين آيه اظهار مي دارد كه: "او رسولي است كه مردم را امر به هر نيكويي و نهي از هر زشتي خواهد كرد؛ يعني او پيامبري است كه براي رهايي مردم از عذاب الهي، قصد آن دارد كه معروف را در جامعه پياده كند تا منكر، رخت بربندد. در ادامه آيه، وظيفه ديگر پيامبر(ص) را اين گونه برمي شمرد: "بر مردم هر طعام پاكيزه و مطبوع را حلال و هر پليد منفور را حرام مي گرداند." پس رسول ا...(ص)، طيبات و خبائث را به مردم مي شناساند و به آنها ياد مي دهد كه از طيبات الهي چگونه بهره اي ببرند و با شناساندن خبائثي چون دروغ، خيانت، شراب، قمار، خونريزي ظالمانه و...، به مردم مي گويد كه اين اعمال مرضي خدا نيست و بايد از آنها فاصله بگيرند كه اگر چنين نكنند، بايد منتظر عذاب الهي باشند. نكته جالب اينكه در ادامه آيه مي فرمايد:"پيغمبر آمده تا مردم احكام پررنج و مشقتي را كه از روي جهل و هواپرستي، چون زنجير بر گردن خود نهاده اند، بردارد."
بديهي است كه اگر در عالم معنوي به چهره خود بنگريم، خواهيم ديد كه زنجيرهاي زيادي به پاي ما بسته شده است. زنجيرهايي كه ما را به بند خود درآورده اند و به هرسويي كه مي خواهند، مي كشند. پس يكي از اصلي ترين وظايف پيامبر(ص) - طبق تعريف قرآن- آن است كه اين زنجيرها را از زندگي مردم باز كرده و آنان را آزاد كند.
واژه "كافة للناس" از جمله صفاتي است كه در قرآن، فقط در شأن حضرت رسول ا...(ص) بيان شده است. اين تأكيد، بر چه موضوعي دلالت دارد؟
استنباط مفسران از آيه شريفه 28 سوره سبا، از كفايت امور مردم به دست رسول خدا(ص) حكايت دارد. حال آنكه اين تحليل، تحليل كاملي نيست. به نظر من اين آيه شريفه، بر جهاني بودن دعوت پيامبر(ص) تأكيد دارد و اينكه ايشان براي قوم خاصي مبعوث نشده و بر همه خلق عالم، پيغمبري دارند.
آيه شريفه 158 از سوره مباركه اعراف نيز كه به پيغمبر(ص) خطاب مي كند: "اي رسول ما! به خلق بگو كه من (بدون استثنا بر همه شما جنس بشر) رسول خدايم."
همه مي دانيم كه اين تعبير، فقط مخصوص پيامبر(ص) است. در سوره آل عمران خطاب به حضرت عيسي(ع) عنوان مي شود كه تو فرستاده خدا بر بني اسرائيل هستي، اما در همين قرآن، دست كم چند مرتبه به پيامبر گفته مي شود كه بگو من فرستاده و رسول خدا بر همه مردم هستم. واژه "كافة للناس" نيز از همين زاويه بررسي مي شود؛ زيرا كه حضرت، كفايت امور دنيا و آخرت همه اهل عالم را بر عهده دارند.
واژه "اسوة حسنه" چطور؟
ضرورت الگوپذيري از شخصيتهاي بزرگ و الهي، ضرورتي است كه همواره مورد توجه بشر قرار داشته است. قرآن كريم با شناخت از اين خصيصه بشر، پيامبر(ص) را كه بهترين بندگان خداست، به عنوان الگو و "اسوه حسنه" به مردم معرفي كرده و در آيه 21 سوره احزاب، بر اين موضوع تأكيد مي ورزد: "لقد كان لكم في رسول ا... اسوة حسنه..."، براي شما، رسول خدا الگويي نيكوست.
بديهي است كه اين نيكويي كه قرآن به آن اشاره دارد، در هيچ فردي به اندازه رسول اكرم(ص) وجود نداشته است. اسوه بودن براي ما، در حقيقت گام نهادن در مسيري است كه پيامبر(ص) حركت مي كرد؛ يعني اينكه ايشان را مقتدا و جلودار خود ببينيم. وقتي كه صبر مي كنند، ما نيز صبر كنيم. آنجا كه قاطعيت به خرج مي دهند، ما هم چنين كنيم و... اين بهترين طريق هدايت است كه از رهروي صادقانه طريق رسول خدا، عايدمان مي گردد.
كداميك از سوره هاي قرآني، بيشتر از ساير سوره ها، بر خصوصيت و شخصيت الهي رسول ا...(ص)، تأكيد نموده است؟
يقيناً سوره احزاب! اين سوره، ارتباط خاصي با پيامبر اعظم(ص) دارد و شايد بتوان گفت كه نزديك به 30 ويژگي خاص آن بزرگوار، در سوره احزاب، مطرح شده است. اين موضوع به دقت زيادي نياز دارد كه چرا در اين سوره مباركه، تا به اين حد روي ويژگيهاي حضرت، تأكيد شده است. پاسخ به اين سؤال، از چند منظر قابل بررسي است. يكي اينكه در اين سوره، پيامبر(ص) مأموريتي دارد كه بعضي از سنتهاي جاهلي را بشكند و سنتهاي اسلامي را جايگزين آن نمايد. اين سنت شكني، با دو مانع اساسي روبه روست.
يكي از موانع، همان عادات مألوف ذهن مردم و خطر تهمتهايي بود كه به پيغمبر زده مي شد و مانع دوم، وجود افراد منافقي در جامعه بود كه پيوسته، به دنبال سوء استفاده و سمپاشي بودند. به اين دليل است كه درهم شكستن هدف منافقين، هدف اصلي سوره احزاب قرار مي گيرد و در اين مسير، به تعظيم و بزرگداشت رسول اكرم(ص) و شمارش صفات برجسته آن بزرگوار، پرداخته مي شود، به گونه اي كه پنج ويژگي مهم رسول ا...(ص)، فقط در آيات 45 و 46 سوره احزاب، بيان شده است.
بي سوادي اگرچه براي همه انسانها، عيب تلقي مي شود، ولي براي رسول خدا(ص)، از آن زاويه فضيلت است كه ايشان معلمي جز خدا، نداشته است. ذهن ايشان دست نخورده بود و آموختني هاي خود را فقط و فقط از ذات اقدس باري تعالي فرا گرفته بود. ما انسانها معمولاً تحت تعليم افراد مختلف قرار مي گيريم و وقتي تحت تعليم آنها قرار گرفتيم، خودآگاه يا ناخودآگاه، تحت تأثير آنها هم قرار مي گيريم. آن كسي كه پيغمبر اكرم(ص) را تعليم داده، خداي پيغمبر بوده و آن بزرگوار تحت تعليم و تأثير هيچ كس، جز خداي متعال قرار نداشته است. اينجاست كه فضيلت اين صفت پيامبر(ص) نيز معنا مي يابد.. شأن نزول آيه مباهله بر كدام وجه از شخصيت گرانسنگ رسول خدا(ص)، تكيه مي كند؟
اين آيه"مستجاب الدعوه" بودن پيغمبر و قدرت ايشان را بر "ولايت تكويني" نشان مي دهد. البته در اين ويژگي پيامبر(ص)، اهل بيت(ع) هم شريك هستند.
اين آيه مربوط به مباهله حضرت رسول(ص) و اهل بيت ايشان(ع)، با مسيحيان نجران است. در اين ماجرا، امام علي(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) هم در كنار پيغمبر(ص) نقش دارند. اينكه در ميان همه امت، فقط اين پنج تن برگزيده شده اند تا دست به مباهله با مسيحيان نجران بزنند، يك مطلبي ثابت مي شود و آن اينكه اين بزرگواران، همگي "مستجاب الدعوه" هستند. در كنار اين موضوع، مطلب ديگري هم وجود دارد و آن اينكه رسول اكرم(ص)، داراي "ولايت تكويني" هم هستند.
در آخر آيه مي خوانيم كه: "تا لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم، واژه "نجعل" نشان مي دهد كه اين بزرگواران، به اذن خدا از قدرت تصرف در هستي يا همان ولايت تكويني برخوردارند. اين همان موضوعي است كه به "مبسوط اليد" بودن پيامبر(ص) و اهل بيت طاهرينش(ع)، تأكيد دارد."
به نظر مي رسد كه آيه شريفه "تطهير"، معرف حضور همه قرار دارد، ولي تبركاً بد نيست كه براي تبيين بعدي ديگر از ابعاد وجودي پيامبر(ص)، به اين آيه هم اشاره اي داشته باشيم. طبق اين آيه شريفه، وجود نازنين رسول خدا(ص)، مطهر از هر گونه "رجس" و ناپاكي است. هرچند كه در اين آيه، از واژه "اهل بيت" سخن به ميان آمده، ولي واضح است كه پيامبر اكرم(ص)، شاخص ترين فرد در ميان اهل بيت(ع) است. همان اهل بيت مكرمي كه خدا اراده كرده رجس و پليدي را از وجودشان دور ساخته و آنان را به نوعي خاص، تطهير نمايد.

دكتر مريم حاجي عبدالباقي