شما می توانيد...

اميد، اعتماد به نفس، جرأت، از خود جوشيدن، از خود روئيدن و باليدن و اعتقاد به توانمندی و خودباوري، کلمات پرمحتوا و نويد بخشی است که رهبر معظم انقلاب در مناسبتهای گوناگون و در ديدار با اقشار مختلف از نخبگان علمی يا دانشجويان، مسئولين و مردم، بسيار بر آن تأکيد دارند.
رهبر فرزانه، خطاب به جوانان، معلمان و استادان دانشگاه ها و دانشجويان در همدان فرمودند: «شما می توانيد» جمله ای کوتاه و پرمحتوا، «توانستن» مترادف با رسيدن به استقلال در تمامی زمينه ها، توانايی پيشرفت در سطوح و ابعاد مختلف است.
اما برای رسيدذن به توانايی پيش شرط هايی لازم است. که برای تعيين اين پيش شرط ها و روشن شدن موضوع، نگاهی به محورهای سخنان مقام معظم رهبری در جمع مذکور خواهيم داشت.
 
جوانان طلايه دارای فردا :
تأکيد بر گفت و گو، نشست و صحبت کردن با جوانان به عنوان يک عرف، فرهنگ و کار معمول؛ جوانان همواره طلايه داران و علمداران اين موضوع را می رساند.از طرفی با توجه به اين که جامعه ما جامعه جوانی است، يعنی اکثريت جمعيت آن را همين قشر تشکيل می دهند، حساسيت و اهميت اين موضوع برای جامعه ما دوچندان می شود.در اينجا، لوازم گفت و گو و نشست و تبديل اين عمل به يک عرف همگانی نياز به شناختن مشکلات جوانان در زمينه های مختلف، مثل اشتغال، ازدواج و... دارد و اين امر نيز در سخنان رهبری با تأکيد آمده است.رهبر معظم انقلاب از جوانان و دانشجويان به عنوان نقطه مثبت اجتماع ياد کرده و می فرمايند: «نقطه مثبت، خود شما هستيد، همين که جوان ما با اين مايه از فهميدگی و اين نشانه های فرهيختگی اينجا می آيد و با ما حرف می زند، بزرگترين نقطه مثبت است.»
چنين ارزيابی نشان دهنده آن احترام و اهميتی است که رهبر معظم انقلاب برای درک و شعور و استعداد جوانان قائل است. پس اهميت به جوانان، شناخت و رفع مشکلات آنان و استفاده از قدرت و توانايی های اين قشر خود از پيش شرط های توانستن است که رهبری بر آن تأکيد داشتند.
خروج از غفلت زدگي :
تأکيد بر خروج از غفلت زدگی و خواب آلودگي؛ ايشان بيرون آمدن از خواب غفلت را مشخصه ی بزرگی از انقلاب اسلامی در ايران دانستند و فرمودند: «بزرگ ترين کاری که نهضت اسلامی در ايران انجام داد، تلنگر زدن به ما ايرانی ها بود تا از خواب غفلت و بی تفاوتی و بی اعتنايی به آينده خارج شويم.»
طبيعی است انسان تا زمانی که نسبت به آينده و جامعه ی خويش بی تفاوت باشد، نه تنها پيشرفتی در آن راستا ندارد، بلکه عقب افتادگی و واپس ماندگی را نيز برای خود و جامعه اش به ارمغان می آورد.
برنامه ريزي، همت و حرکت :
برنامه ريزی و تلاش جوانان به عنوان مؤثرترين قشر در جامعه، اين مورد هم از محورهای بحث بود که ايشان فرمودند: «اگر برنامه ريزی نکنيم، کار بی برنامه و سامان نخواهد رسيد»، جالب آن که اگر چه برنامه ريزی لازمه پيشرفت، اعتنا و توجه به امور جامعه است، خود نيز پيش شرطی دارد که همان همت و حرکت است که رهبری بر آن تأکيد داشتند.
«اگر همت نکنيم، حرکت نکنيم، ذهن و عضلات و جسم خود را به تعب نيندازيم و به راه نيفتيم، به مقصد نخواهيم رسيد.»
بنابراين، راه های رسيدن به مقصد در سخنان رهبري، توجه و اعتنا به آينده خود و جامعه، برنامه ريزي، همت و حرمت است.دوران جواني، دوان نشاط و حرکت است و اين مقدمات به صورتهای مختلف در ضمير هر جوان وجود دارد تا مسير آينده خود را تعيين کند.نکته ديگری که رهبری در جمع جوانان به آن اشاره کردند، مسئله تبليغات جهانی است؛ استکبار قصد دارد نظام هايی را که همطراز با سياست های آنان حرکت نمی کنند و نيز اسير امر و نهی های آنان نمی شوند، از اين طريق مرعوب خود بسازد. ايشان فرمودند: «الان تبليغات جهانی دارد سر بشريت کلاه می گذارد». دم زدن از حقوق بشر و دموکراسی و تبديل اين شعار به عنوان محوری ترين برنامه ها در مقابله با نظام های استقلال طلب، مانند آنچه در ربع قرن اخير در برخورد با کشور ما انجام شده است، مهمترين ترفندی است که استکبار برای به زير يوغ کشيدن ملت ها در دست دارد.
تهاجم فرهنگی نااميدی برای جوانان :
در اين راستا، تهاجم به جوانان در جنبه های فرهنگي، سياسی و... شگرد خاص اين تبليغات جهانی است. نکته ديگری که مقام معظم رهبری بر آن تأکيد داشتند مسئله تهاجم فرهنگی است که تأثير گذارترين شيوه استکبار برای مهار جوانان در نظام های استقلال طلب است.تهاجم فرهنگی در نگاه رهبري، کوبيدن بر طبل نااميدی برای جوانان است که «تو نمی تواني» و اين که تو بايد دنباله رو غرب باشی و در مجموع از آنچه ما استکبار می گوييم و راهی که می رويم بايد تقليد کني.
ايشان فرمودند: «منظور من از تهاجم فرهنگی اين نيست که يک پسر ايرانی موهايش را تا اينجا بلند کند، البته بی بند و باری و فساد هم يکی از شاخه های تهاجم فرهنگی است، اما تهاجم فرهنگی بزرگ تر از اين است که اينها در طول سالهای متمادی به مغز ايرانی و باور ايرانی تزريق کرده اند که تو نمی تواني...»
بنابراين، از پيش شرط های رسيدن به توانايي، که رهبری فرموده اند، اين است که نبايد مرعوب نقشه های غرب و اروپا برای تسخير ذهن و فکر جواننان ايرانی شد.حساسيتی که جوان ايرانی در برخورد با ديگران در اين برنامه دارد از نگاه رهبری به دليل قرار داشتن کشورمان در مرکزيت دنيای اسلام و امکانات طبيعی و منابع غنی و استعدادهای درخشانی است که در آن وجود دارد؛ کاملاً طبيعی است هر چه حساسيت بر روی چيزی بيشتر باشد،حرص و طمع برای تصرف و شناخت آن نيز بيشتر می شود. جوان ايرانی در اين عرصه هدف تهاجم قرار گرفته است، چرا که هم امکانات طبيعی دارد، هم استعداد درخشان تو نيز پيرو دينی است که در نزد خداوند متعال اکمل اديان است.
تلاش برای پيشرفت در جهت استفاده مطلوب و بهينه از امکانات طبيعی و به کار گرفتن استعدادهای جوانان ايرانی به سمت و سوی مسير معنوي، که کمال نهايی را برای انسان به ارمغان می آورد، زمينه های رسيدن به آن توانايی است که رهبر معظم انقلاب متذکر شدند.
سپردن کار به جوان، خودباوری آنها :
از جمله محورهای ديگری که مقام معظم رهبری در سخنان خود به آن اشاره کردند، سپردن کارها به دست جوانان برای خودباوری آنهاست؛ اين نکته به اهميت و توجه به قشر جوان برمی گردد که سرآغاز سخن بود.مبحث استقلال طلبی از طريق ترسيم جوان ايرانی نيز از آن جمله نکات قابل توجه در اين ديدار بوده است.
توجه به تبارنامه ی علمی و فرهنگی خود :
شايد مهمترين بحثی که رهبری بر آن تأکيد داشتند تبارنامه ی علمی و فرهنگی ما بود؛ به اين معنا که مسلمانان خود مهد تمدن و علم بودند، ولی اروپايی ها و غربی ها آن علم را از مسلمانان آموختند و الان در عرصه های مختلف از طريق همان دانش ما به قله های پيشرفت رسيدند.
اين موضوع چيزی است که در حال حاضر کشورهای توسعه نيافته يا به عبارتی در حال توسعه، درگير آن هستند. کشورهای دارای امکانات علمی و فني، علم چنين کشورهايی را از طريق تصرف داده های علمی آن کشورها به خود آنان می فروشند. يعنی در حالی که داده های علمی مربوط به کشورهای در حال توسعه است، به علت اين که چنين دولت هايی در خواب غفلت هستند به راحتی اطلاعات و مواد خام را به کشورهای صاحب تکنولوژي، که علم خود را از دولت های فقير تصاحب می کنند، با مطالعه و بررسی روی آن مواد خام، دوباره کشورهای توسعه نيافته را به عنوان بازار مصرف خود برای تکنولوژی نيمه پيشرفته و نه کاملاً پيشرفته برمی گزينند.در قرون وسطی نيز چنين جريانی وجود داشت و اروپاييان علم خود را از بزرگان مسلمانان، چون ابن سينا، رشيد الدين فضل الله و... کسب کردند، اما امروز جهت کاملاً تغيير کرده است و اين همان خواب غفلتی است که ما در طی زمان به آن گرفتار شده ايم.
«ما علم را از دست اروپايی ها می قاپيم»؛ اين جمله ای است که مقام معظم رهبری در تلاش برای جنبش نرم افزاری در رسيدن به قله های علمی به آن اشاره کردند. ايشان فرمودند: «ما بايد راه های ميان بر پيدا کنيم.» تا اين دويست سال عقب افتادگی را زودتر جبران کنيم. اين سخن رهبری خود از جهت ديگر همان نگاه اميدوارانه به آينده جوانان است که از پيش شرط های توانايی است.
نگاه ارزشی به علم از محورهای ديگر بحث بود؛ که نگاه غرب به علم همان نگاه مادی است، چرا که ايدئولوژی و اساس غرب بر ماديات بنا شده است، ولی در دين مبين اسلام علم شرافت ذاتی است.
پرهيز از تقليد گرايی در عرصه فرهنگي :
نگاه ديگری که رهبر معظم انقلاب اسلامی در همدان به آن اشاره کردند، همان وجه استقلال طلبی بر پايه پرهيز از تقليد گرايی در عرصه های فرهنگی است.ايشان بحث لباس ملی را مطرح کردند و ساخت نوعی پوشش، که مشخصه ی خاص ايرانی بودن است، را پيشنهاد دادند؛ همان گونه که بسياری از کشورهای ديگر برای ملت خود لباسی به عنوان لباس ملی طراحی کردند.جمله «خودتان طراحی کنيد و خودتان بسازيد» هم بحث استقلال طلبي، داشتن مشخصه ملی و پرهيز از پذيرش تهاجم فرهنگی را خاطر نشان می کند و لازمه ی همه ی اينها توانايی است که ايشان فرمودند.به هر حال، محورهای بحث و تبيين آنها اگر چه به صورت خلاصه مطرح شده اند، لوازم و پيش شرط هايی برای فتح قله های علم، استقلال طلبی و مطرح کردن نام ايران در مجامع بين المللی در عرصه های مختلف هستند و اينها نيازمند آن است که ما جوانان را باور کنيم که «ما می توانيم».

منبع: نشريه اطلاع رسانی معارف21/آذرماه1383