امان از هجر بی پایان مهدی
امان از هجر بی پایان مهدی
غروب جمعه و هجران مهدی
امان از آن زمانی که بیفتد
به روی نامه ام چشمان مهدی
دلش می گیرد و با چشمان گریان
بگوید این هم از یاران مهدی
ببخش اگر كه قلب من لايق اين مهر تو نيست
ببخش اگر كه كوچكم بزرگيم حد تو نيست
ببخش كه رويم سيه است از اينهمه بار گناه
تقصيراز كار من است كه هيچ بدي نزد تو نيست
ببخش كه روز و شب من شده گناه و اشتباه
ببخش كه چشم تار من لايق ديدار تو نيست
ببخش كه ديوانه ام و مست ز جام مي تو
ببخش كه قلب سيهم لايق اين عشق تو نيست
بكش كه مشكل منم و مشكل گشا فقط توئي
ببخش كه حتي تن من لايق شمشير تو نيست
نفس كشيدنم شده صدا زدن به نام تو
ببخش كه حتي نفسم لايق فرياد تو نيست
بسوز اين جان مرا كآتش جانم آرزوست
ببخش اي يار مرا كه جان سزاوار تو نيست
شكسته تر ز اين مخواه كه دلشكسته ام بسي
ببخش كه قلب«منتظر» جز در تمناي تو نيست
ببخش اگر كه كوچكم بزرگيم حد تو نيست
ببخش كه رويم سيه است از اينهمه بار گناه
تقصيراز كار من است كه هيچ بدي نزد تو نيست
ببخش كه روز و شب من شده گناه و اشتباه
ببخش كه چشم تار من لايق ديدار تو نيست
ببخش كه ديوانه ام و مست ز جام مي تو
ببخش كه قلب سيهم لايق اين عشق تو نيست
بكش كه مشكل منم و مشكل گشا فقط توئي
ببخش كه حتي تن من لايق شمشير تو نيست
نفس كشيدنم شده صدا زدن به نام تو
ببخش كه حتي نفسم لايق فرياد تو نيست
بسوز اين جان مرا كآتش جانم آرزوست
ببخش اي يار مرا كه جان سزاوار تو نيست
شكسته تر ز اين مخواه كه دلشكسته ام بسي
ببخش كه قلب«منتظر» جز در تمناي تو نيست
گفتم يارب مرا براتي بفرست ... توفان زده ام فلك نجاتي بفرست .. .گفتند كه با زمزمه ي يا مهدي .. .نذر گل نرگس صلواتي بفرست
برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دلی داغدار کافی نیست
خودت دعا بکن ای مهربان که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دلی داغدار کافی نیست
خودت دعا بکن ای مهربان که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست
حتي اگر شكوفه كند بي تو باغمان
عادت كند نبود تو را چشم آسمان
حتي اگر نفس به تو بي اعتنا شود
پروانه ها اگر كه تو را يادشان رود
آقا اجازه !... ما دلمان تنگ مي شود
آخر چرا ؟... نگو كه دعايت نميكنيم
شبهاي سرد جمعه دعايت نمي كنيم
من هر قنوت نام تو را گريه ميكنم
شب در سكوت نام تو را گريه مي كنم
كاغذ! قلم! دو چشم ورم كرده! دل! سلام
آقا اجازه ! آمده ام باز پشت بام
ها ميكنم كه گرم شود دستم از بخار
من سردم است مي كشد آغوشم انتظار
تصوير آسمان پر خش شد .......نيامدي
عادت كند نبود تو را چشم آسمان
حتي اگر نفس به تو بي اعتنا شود
پروانه ها اگر كه تو را يادشان رود
آقا اجازه !... ما دلمان تنگ مي شود
آخر چرا ؟... نگو كه دعايت نميكنيم
شبهاي سرد جمعه دعايت نمي كنيم
من هر قنوت نام تو را گريه ميكنم
شب در سكوت نام تو را گريه مي كنم
كاغذ! قلم! دو چشم ورم كرده! دل! سلام
آقا اجازه ! آمده ام باز پشت بام
ها ميكنم كه گرم شود دستم از بخار
من سردم است مي كشد آغوشم انتظار
تصوير آسمان پر خش شد .......نيامدي
یا ابا صالح
ساعات عمرم همه با درد وغم گذشت
دستم بگیر که آب از سرم گذشت
میخواستم وقف دین تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه میخواستم گذشت
تا کی غروب جمعه ها بنشینم یک گوشه به انتظار؟
که این جمعه هم گذشت ....
عجل علی ظهورک
ساعات عمرم همه با درد وغم گذشت
دستم بگیر که آب از سرم گذشت
میخواستم وقف دین تو باشم تمام عمر
دنیا خلاف آنچه میخواستم گذشت
تا کی غروب جمعه ها بنشینم یک گوشه به انتظار؟
که این جمعه هم گذشت ....
عجل علی ظهورک