عجب
|
|
| ، به خیال کامل بودن خویش و پسندیدن اعمال خود؛ و نازیدن به آنها، به گمان کامل و خالص بودنشان، و نیز مقصر ندانستن خود؛ نه شادمانی از انجام عمل نیک و فروتنی در برابر خدا و سپاس او به خاطر توفیقی که نصیبش شده است و خوف از کامل نبودن و عدم قبول آن، که این حالت را عیبی نیست، بلکه نیکوست. عجب، از زشت ترین صفت ها و عظیم ترین هلاک کننده هاست. چه هنوز در قلب رسوخ نکرده باشد و چه در اثر مداومت، ملکه شده و در قلب رسوخ کرده باشد. و عجب از شدیدترین حجاب ها میان قلب و خداوند متعال است و معجب - کسی که دچار عجب شده باشد – نزد پروردگار، مبغوض است و از جانب خدا، توفیق از او سلب می شود؛ چرا که خود را بی نیاز از انعام و بخشش خدا می داند و از آن، به خدا پناه می بریم... در روایات نیز می خوانیم در هر کسی عجب راه یافت، هلاک شود. (منظور از هلاک شدن دوری از خدا و مستحق مجازات است) هیچ تنهایی و ترسی وحشتناک تر از عجب نیست. عجب، مانع از زیاد شدن می گردد. کار نیک خود را زیاد ندانید، هرچند به نظرتان زیاد باشد. منبع: درسهای اخلاق، آیت الله مشکینی (رحمت الله علیه)، 207 – 205 |