صفات اولياى الهى

درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)
 

الحديث:

عَنْ اَنسِ ابْنِ مالِك قال: قالُوا: يا رَسُولَ اللهِ، مَنْ اَوْلياءُ الله الّذينَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ؟ فَقالَ: اَلَّذينَ نَظَرُوا اِلى باطِنِ الدُّنْيا حينَ نَظَرَ النّاسُ اِلى ظاهِرِها، فَاهْتَمُّوا بِآجِلِها حينَ اِهْتَمَّ الناسُ بعاجِلها، فَاَماتُوا مِنْها ما خَشَوْا اَنْ يُميتَهُمْ، وَ تَرَكُوا مِنْها ما عَلِمُوا اَنْ سَيَتْرُكَهُمْ فَما عَرَضَ لَهُمْ مِنْها عارِضٌ اِلاّ رَفَضُوهُ، وَ لا خادَعَهُم مِنْ رِفْعَتِها خادِعٌ اِلاّ وَضَعُوهُ، خُلِقَتِ الدُّنْيا عِنْدَهُمْ فَما يُجَدِّدُونَها، وَ خَرِبَتْ بَيْنَهُم فَما يَعْمُرُونَها، وَ ماتَتْ فى صُدُورِهِمْ فَما يُحِبُّونَها، بَلْ يَهْدِمُونَها فَيَبْنُونَ بِها آخِرَتَهُمْ، وَ يَبيعُونَها فَيَشْتَرُونَ بِها ما يَبْقى لَهُمْ، نَظَرُوا اِلى اَهْلِها صَرْعى قَدْ حَلَّتْ بِهِمُ الْمُثلاتُ، فَما يَرَوْنَ اَماناً دُونَ ما يَرْجُونَ، وَ لا خَوْفاً دُونَ ما يَحْذَرُونَ.(1)

ترجمه:

انس بن مالك روايت كرده كه به پيامبر(ص) گفتند: اى رسول خدا!: دوستان خدا كه نه ترسى دارند و نه غمگين مى شوند، كيانند؟
فرمود: اينان كسانى هستند كه وقتى به ظاهر دنيا مى نگرند (و بدان توجه دارند)، باطن آن را مى بينند، از اين رو، به هنگامى كه مردم براى دو روزه دنيا مى كوشند، تلاش آنان براى آخرت و آينده است. پس علاقه به دنيا را مى ميرانند براى اينكه مى ترسند دنيا جان قدسى و ملكوتى آنان را تباه كند و بميراند به جاى آن كه دنيا آنان را بشكند، آنان دنيا را خرد مى سازند و مى شكنند. دنيا را رها مى كنند چون مى دانند به زودى دنيا تركشان مى كند. تمام زرق و برق هاى دنيا را رد مى كنند و اسير آن نمى شوند. فراز و نشيب هاى دنيا، آنان را نمى فريبد، بلكه آن بلندى ها را به پايين مى كشند.
در نظر آنان، دنيا كهنه و ويران شده و لذا به نوسازى و آبادانى آن نمى پردازند. عشق به دنيا در سينه هايشان مرده است. لذا آن را دوست ندارند بلكه آنان دنيا را ويران مى كنند، آن گاه بر اين ويرانه ها، خانه ابدى را مى سازند. دنياى گذرا را مى فروشند و جهان باقى و پايدار را مى خرند. وقتى به دنيا پرستان مى نگرند گويا مى بينند كه اينان به روى خاك افتاده اند و به عذاب الهى گرفتار آمده اند. هيچ امنيت و امانى در اين دنيا نمى بينند و فقط به خدا و سراى آخرت دل بسته اند و فقط از عذاب و خشم الهى مى ترسند.

شرح:

فرق خوف و غم: معمولا مى گويند خوف نسبت به آينده و غم نسبت به گذشته است.
سؤال بسيار مهمّى در اين حديث آمده كه بايد درباره آن تأمل كرد.
پرسيدند: اولياى الهى كه از آينده نمى ترسند و غم گذشته را هم نمى خورند، كيانند؟
حضرت آنها را معرّفى كرده و مى فرمايند: دوستان خدا نشانه هايى دارند كه يكى از نشانه هاى مردان خدا، در برابر دنيا پرستان، باطن نگرى است. قرآن مى فرمايد كه دنيا پرستان:
«يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَيوةِ الدُّنْيا وَهُمْ عن الاْخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ»(2)آخرت (و پايان كار) غافلند.
اينان اگر چيزى بخشيدند، با حساب رياضى مى سنجند كه بله، ضرر كرديم، از سرمايه ما كم شد;(3)درون بينان، به گونه اى ديگر مى انديشند. قرآن، مى فرمايد:
«مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ اَمْوالَهُمْ فِى سَبيلِ اللهِ كَمَثَلِ حَبَّة اَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فى كُلِّ سُنْبُلَة مِائَةُ حَبَّة وَ اللهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَاللهُ واسِعٌ عَليمٌ»(4) كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند، همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند; كه در هر خوشه، يك صد دانه باشد و خداوند آن را براى هركس بخواهد (و شايستگى داشته باشد) دو يا چند برابر مى كند و خدا (از نظر قدرت و رحمت) وسيع، و (به همه چيز) داناست.
اهل ظاهر مى گويند: اگر ربا بخوريم سرمايه مان زياد مى شود، امّا باطن نگران مى گويند: نه تنها زياد نمى شود، بلكه كم هم مى شود، قرآن تعبير جالبى دارد و مى فرمايد:
«يَمْحَقُ اللهُ الرِّبوا وَ يُرْبِى الصَّدَقاتِ وَ اللهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفّار اَثيم»(5)افزايش مى دهد و خداوند، هيچ انسان ناسپاس و گنهكارى را دوست نمى دارد.
وقتى انسان به دقّت مى نگرد، در مى يابد جامعه اى كه در آن ربا باشد سرانجام به فقر و فلاكت و ناامنى دچار مى شود، اما در مقابل جامعه اى كه در آن تعاون و انفاق باشد، جامعه اى موفق و سربلند است.
قبل از انقلاب، در ايّام حج روزنامه ها پر مى شد از اين كه چرا براى انجام حج اين همه ارز از مملكت را بيرون مى بريد؟ چرا به عرب ها مى دهيد؟ اما چون آنان به ظاهر مى نگريستند درك نمى كردند كه در مقابل اين چند هزار دلارى كه خرج مى شود چه سرمايه معنوى بزرگى را حاجى با خود وارد كشور مى كند. اين حج، عظمت اسلام است و وحدت و عزّت مسلمانان را به همراه دارد. چه قلب هايى كه با رفتن به آن جا، پاك مى شوند و صفا مى يابند.
مى بينيد مردم براى زندگى دو روزه دنيايى خود چه زحماتى مى كشند; رنج هايى كه معلوم نيست بتوانند از آن بهره ببرند، به عنوان نمونه فردى در تهران خانه اى ساخته بود كه فقط يك سال و نيم در آن نقاشى مى كردند، امّا آن بيچاره بهره اى از خانه نبرد و بعد هم چهلمش را در آن گرفتند. براى دنيايى كه مى خواهد چهار روز در آن زندگى كند اين همه دوندگى مى كند، ولى براى زندگانى اخروى، زحمتى نمى كشد و اصلا به فكر آن نيست.

اين حديث، مجموعه اى است از صفات اولياء الهى كه اگر بخواهيد آن را جمع بندى كنيد در سه بند خلاصه مى شود:

1- اولياى الهى، دنيا را خوب مى شناسند و مى دانند كه سرايى موقّت و ناپايدار است.
2- هرگز اسير رنگ هاى آن نمى شوند و فريب زرق و برق آن را نمى خورند، چون آنان شناخت كافى از دنيا دارند (البته بند دوم، زاييده همان بند اوّل است).
3- از دنيا استفاده لازم را مى برند، بر ويرانه هاى اين دنياى فانى، سراى باقى را مى سازند; و دنيا را مى فروشند و آخرت را مى خرند.
مى بينيم خداوند، كسانى را به مقام هاى بسيار بلندى رسانده است. اين مقام ها را از كجا به دست آورده اند؟ وقتى دقّت مى كنيم در مى يابيم كه از عمر خويش، بهره صحيح و خوبى مى برند و از اين خاك، به افلاك پرواز مى كنند و از فرش به عرش مى رسند، حضرت اميرمؤمنان علىّ بن ابي طالب(ع) در روز خندق ضربه اى زد كه از عبادت جن و انس تا دامنه قيامت، برتر است: «ضَرْبَةُ عَلِىٍّ فى يَوْمِ الْخَنْدَقِ اَفْضَلُ مِنْ عبادَةِ الثَّقَلَيْنِ»، چرا كه در آن روز تمام ايمان در مقابل تمام كفر قرار گرفته بود. در بحار مى خوانيم: «بَرَزَ الاْيمانُ كُلُّهُ اِلَى الشِّرْكِ كُلِّه»(6)تعجب نيست كه ضربه على(ع) برتر از عبادت جن و انس است.
اگر خوب به اين مسائل بيانديشيم خواهيد ديد كه گاهى در يك نيم روز مى توان فتح الفتوح و كارى كارستان چون شهيدان كربلا انجام داد; آن وقت قدر سرمايه گرانبهاى عمر را مى دانيم و همچون اولياى الهى (كه در قرآن هم از آنان بحث شده است) دنيا را هدف قرار نمى دهيم.

پی نوشتها:

1. بحارالانوار، ج 74، ص 181.
2. آيه 7، سوره روم.
3. در حديثى از پيامبر گرامى اسلام(ص)، مى خوانيم: «اَغْفَلُ النّاسِ مَنْ لَمْ يَتَّعِظْ بِتَغَيُّرِ الدُّنْيا مِنْ حال اِلى; غافلترين مردم كسى است كه از دگرگون شدن دنيا اندرز نگيرد.» و از ورق گردانى ليل و نهار انديشه نكند. (تفسير نمونه، ج 13، ص 13)
4. آيه 261، سوره بقره.
5. آيه 276، سوره بقره.
6. بحارالانوار، ج 17، ص 215.

پایگاه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)