بزرگترین ذخیره الهی

اين روزِ بزرگ كه هم ميلاد پيغمبر اكرم و هم ميلاد امام جعفر صادق عليه‏الصّلاةوالسّلام است، يكى از مقاطع عظيم تاريخ بشر را به وجود آورده است. در مثل چنين روزى، خداوند متعال بزرگترين ذخيره الهى را كه وجود مقدّس پيامبر گرامى بود، به عرصه وجود آورد؛ اين شروعِ يك مقطع تعيين كننده در سرنوشت بشر بود. در آيات ولادت پيامبر گفته‏اند، وقتى آن بزرگوار متولّد شد، كنگره‏هاى كاخ كسرى‏ ويران گرديد؛ آتشكده آذرگشسب كه قرنها روشن بود به خاموشى گراييد؛ درياچه ساوه كه در نظر عدّه‏اى از مردم در آن وقت، مقدّس شمرده مى‏شد، خشك شد و بتهايى كه بر گِرد كعبه آويخته بودند، سرنگون شدند. اين نشانه‏ها كه كاملاً رمزى و نمادين است، نشان‏دهنده جهتِ اراده و سنّت الهى در پوشاندن خلعت وجود به اين موجود عظيم و اين شخصيت والا و بى‏نظير است. معناى اين حوادثِ نمادين اين است كه با اين قدوم مبارك، بساط ذلّت بشر، چه به وسيله حاكميت جبّاران و حاكمان مستبد - از قبيل آنچه در آن روز در ايران و روم قديم وجود داشت - و چه به وسيله عبادت غير خدا، بايد برچيده شود. بشر بايد به وسيله اين مولود مبارك، آزاد شود؛ هم از قيد ستمى كه به وسيله حكّامِ جور بر انسانهاى مظلوم در طول تاريخ تحميل شده است، و هم از قيد خرافه‏ها و اعتقادات نادرستِ ذلّت‏آفرين كه انسان را در مقابل موجوداتِ پست‏تر از خود او يا در مقابل انسانهاى ديگر، خاضع و ذليل و ستايشگر مى‏كند. لذا آيه قرآن در باب بعثت نبىّ‏اكرم مى‏فرمايد: «هو الّذى ارسل رسوله بالهدى‏ و دين الحقّ ليظهره على الدّين كلّه و كفى باللَّه شهيدا» . «ليظهره على الدّين كلّه» زمان‏بندى نشده است؛ اين، جهت را نشان مى‏دهد. بشريت به وسيله اين حادثه، بايد به سمت آزادى معنوى، اجتماعى، حقيقى و عقلانى حركت كند. اين كار شروع شد و ادامه‏اش دست خودِ ما انسانهاست. اين هم يك سنّت ديگر در عالم آفرينش است.
اگر انسانها تلاش و كار و همّت خود را بيشتر به كار گيرند، به اهداف الهى - كه در برنامه الهى تعيين شده است - زودتر خواهند رسيد؛ اما اگر به كار نگيرند و ضعف نشان دهند، در اين راه ساليان درازى معطّل خواهند شد؛ مثل تيهِ بنى‏اسرائيل: «اربعين سنةً يتيهون فى‏الارض»؛ بنى‏اسرائيل به دست خود دچار سرگردانى و بيابانگردى شدند. بنى‏اسرائيل مى‏توانستند مانع بروز آن سختى و تلخى شوند؛ مى‏توانستند مدّت آن را كوتاهتر كنند؛ مى‏توانستند مدّت آن را با ضعفهاى خود طولانی‌تر كنند. سرنوشت ما هم همين است. براى مسلمانان هم، جهت آفرينش بشر، بعثت و فلسفه اعزام رسل و انزال كتب از سوى پروردگار، هم بيان و هم تعيين شده است. خود انسانها هستند كه مى‏توانند اين راه را طولانى يا كوتاه كنند؛ مى‏توانند خود را زودتر يا ديرتر به مقصد برسانند.
در سنّت الهى، اراده انسان تعيين كننده است. اين‏كه اسلام انسانها را به مجاهدت دعوت مى‏كند - «و جاهَدوا فى‏سبيل‏اللَّه» يا «و جاهِدوا فى‏اللَّه حقّ جهاده»؛ يعنى همه ظرفيت خود را در راه مجاهدت مصرف كنيد - به خاطر اين است كه اگر به اين توصيه الهى عمل كرديم، به هدف الهى زودتر خواهيم رسيد. هدف الهى، ثابت و قطعى و تخلّف‏ناپذير است. اگر ما عمل نكنيم، ديگران مى‏آيند و عمل مى‏كنند: «من يرتدّ منكم عن دينه فسوف يأتى اللَّه بقومٍ يحبّهم و يحبّونه». خداى متعال اين راه و اين سرمنزل و اين سرنوشت را قطعى قرار داده است. آنچه قطعى نيست، عبارت است از زمان و مردمى كه سعادتِ بردن اين گوى را از اين ميدان داشته باشند. اين بسته به اراده من و شماست.
ملت ايران با رهبرى امام بزرگوار همّت كردند و توانستند يك قدم جلو بروند و پرچم اسلام را در اين‏جا بلند كنند. امروز در اين كشور، پرچم شريعت محمّدى صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله برافراشته شده است. ممكن بود اين اتّفاق نيفتد يا ده سال و صد سال ديگر اتّفاق افتد. آنچه اين مهم را در اين مقطع تحقّق بخشيد، اراده و تصميم اين ملت بر فداكارى و اعمال مجاهدت بود. اين در همه جا سارى و جارى است.

گزیده‌ای از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جمع مسؤولان و كارگزاران در سالروز ولادت فرخنده نبى‏اكرم(ص) و امام جعفر صادق (ع) 09/ 03/ 81