ريحانه رسول
ريحانه رسول
| حريم فاطمه بنت پيمبر است اينجا ببوس باادب آن راكهآن دراست اينجا وجود حضرت معصومه گوهر است اينجا كه جاى گفتن الله اكبر است اينجا براى من ز دوصدخلد برتراست اينجا يگانه دختر زهراى اطهر است اينجا كه موردنظر حى داور است اينجا عجب ز فيض دمش روح پروراست اينجا كه در تاج سرهفت كشور است اينجا چرا كه مطلع خورشيدانوراست اينجا كه مهروماه هم ازذره كمتراست اينجا كه خاك درگه اوزيب افسر است اينجا كه از فروغ ولايت منوراست اينجا عجب مدار كه دخت پيمبر است اينجا كه از تصورواز وصف برتراست اينجا كه جاى مردم پاك ومطهر است اينجا كه فيض روح زلطفت ميسر است اينجا چرا كه نوردو چشمان حيدراست اينجا كه نورحق به جمالت برابراست اينجا مرا كه سايه لطف توبرسراست اينجا چراكه دخترموسى بن جعفر است اينجا |
رواق دختر موسى بن جعفر است اينجا
در بهشت برين گر طلب كنى به خدا زمين قم به مثل چون صدف بود آرى ببند عقد نماز اندرين مقام رفيع مخوان به خلد برينم زكوى او واعظ حبيبه حق و ريحانه رسول و على ببوس از سر صدق و صفا ضريحش را مسيح زنده شود در حريم اين بانو زيمن موكب اجلال فاطمه بنگر فروغ روضه او پرتو افكن است به مهر اگر بديده ادراك بنگرى بينى از آن شدند سلاطين مقيم در كويش كند بدرگه او سجده صبحدم خورشيد اگر تجلى حق بينى از در و ديوار تبارك الله از اين روضه بلند رواق برو قهارت دل كن بيا به روضه او از آن پناه به كوى تو آرم اى بانو مرا كه نام بود حيدر آمدم به درت زمين قم شده روشن ازآن به غيب وشهود زآفتاب قيامت غمى نخواهد بود سزد (معجزه) قم همچنان بهشت بود |