یارب به لطف خویش
یارب به لطف خویش
| پروردگار خلق و خداوند كبریا رزّاق بندهپرور و خلّاق رهنما اصحاب فهم در صفتت بیسرند و پا نام تو غمزدای و كلام تو دلربا گردنكشان مطاوع و كیخسروان گدا سلطان در سرادق و درویش در عبا آن چشم بر اشارت واین گوش برندا تسبیح گفت در كف میمون او حصا یارب به خون پاك شهیدان كربلا یارب به آب دیده مردان آشنا ای نام اعظمت در گنجینه شفا و امید بسته از كرمت عفو مامضی ما را زغایت كرمت چشم در عطا روزی كه رازها فتد از پرده بر ملا وز ما چنانكه در خورما فعل ناسزا لطف است اگر كشی قلم عفو بر خطا كان را كه رد كنی نبود هیچ ملتجا اصلاح قلب را چه محل پیش كیمیا؟ دستی و گرنه هیچ نیاید زدست ما |
شكر و سپاس و منّت و عزّت خدای را
دادار غیب دان و نگهدار آسمان ارباب شوق در طلبت بیدلند و هوش یاد تو روحپرور و وصف تو دلفریب شاهان برآستان جلالت نهاده سر خواهندگان درگه بخشایش تواند آن دست بر تضرّع و این روی برزمین یارب به نسل او كه قمر زان دو نیم شد یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه یارب به صدق سینه پیران راستگوی دلهای خسته را به كرم مرهمی فرست یارب خلاف امر تو بسیار كردهایم چشم گناهكار بود بر خطای خویش یارب به لطف خویش گناهان ما بپوش همواره از تو لطف خداوندی آمدهاست عدل است اگر عقوبت ما بی گنه كنی یارب قبول كن به بزرگی و فضل خویش سهل است اگر به چشم عنایت نظر كنی اولیتر آنكه هم تو بگیری به لطف خویش |
سعدي شيرازي