بزرگمردى از تبار نور
مردى مى آيد از تبار نور،. مردى که محمد (ص) از گل خنده هاى نگاه او نشاط مى يابد و ابوطالب در نيمه شب هاى بيدارى دل، با او راز دل مى گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روى او مى گشايد تا گل شادمانى را آبشار لبخند او شکوفا کند. علي، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش است.

تولد در خانه خدا
مکه در يکى از ماه هاى حرام، ماه رجب، پذيراى مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مى کردند، گاه پروردگارشان را مى خواندند و گاه بت ها را. در ميان آنان، بانوى بزرگوارى هم مشغول طواف بود، ولى نه چنان ديگران به کار پرستش بت ها. او از خدا مى خواست تا ولادت فرزندش را بر او آسان کرده و او را بر همگان مبارک گرداند. در اين هنگام، ناگهان ديوار کعبه شکافته شد و اين بانوى ارجمند به درون کعبه رفت و فرزندش را در آنجا، به ديدگان منتظر گيتى هديه داد. آن روز مبارک، جمعه سيزدهم رجب سى سال بعد از عام الفيل بود.

نسب على (ع)
نسب به معناى اصل و نژاد است. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد، بسيارى از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مى برد. حضرت على (ع) به داشتن اين ويژگى ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگى از نظر فضليت و بزرگوارى معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت على (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقى و صفات والاى انساني، در ميان عرب و قريش، زبانزد همگان بود و شجاعت و تيزهوشى و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مى رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاى خود به على بن ابى طالب به ارث رسيد.

پدر على (ع)
يکى از شخصيت هاى نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت على (ع) و عموى بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکى از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بنى هاشم و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهربانى و فداکارى در راه آيين توحيدى بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستى پيامبر اعظم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اين که پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستى بود، با تمام وجود جانبازى و فداکارى کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع مى کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگى ديده از جهان فروبست. حضرت على (ع) مراحل آغازين کودکى را در دامان تربيت چنين پدرى بزرگوار رشد يافت.

مادر على (ع)
مادر گرامى حضرت على (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وى از نخستين زنانى بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکى پيامبر، مدتى سرپرستى او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اعظم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مى کرد و حتى هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر بسيار متاثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مى کند و مى ميراند. اى خدا، به حق من و همه انبياى پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاى و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو ارحم الراحمين هستي.»

کنيه على (ع)
در فرهنگ عرب، کنيه اسمى غير از نام اصلى شخص است که براى مردان با کلمه اب و ابن و براى زنان با ام و بنت مى آيد و غالبا براى تعظيم و تکريم شخص به کار مى رود. حضرت على (ع) هم کنيه هاى مختلفى داشت از جمله؛ ابو تراب که کنايه از هم نشينى آن حضرت با خاک و سجده هاى طولانى ايشان داشت. در سال دوم هجري، على (ع) روزى زمين خوابيده و مقدارى گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. ابوريحانتين: اين کنيه را هم پيامبر براى ايشان قرار داد و به معناى پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است.

القاب على (ع)
در فرهنگ اعراب، لقب اسمى غير از اسم اصل شخص و نامى است که کسى به آن شهرت مى يابد. لقب بر مدح يا ذم شخص اشاره دارد. القاب حضرت على (ع) فراوان است و همگى دلالت بر مدح حضرت على (ع) مى کنند از جمله: يعسوب الدين و يعسوب المومنين: ابن ابى الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مى گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به على بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعنى مالک و رئيس و حاکم دين و در نوبت ديگر فرمود: يعسوب المومنين؛ يعنى آقا و رئيس مومنان. مرتضى لقب ديگر حضرت على (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاى آن حضرت، مى توان به اسد الله (شيرخدا)، حيدر (شير بيشه ايمان) و کاشف لکرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد.

نهج البلاغه على (ع)
نهج البلاغه برگزيده اى از خطبه ها، نامه ها و سخنان کوتاه و حکمت آميز على (ع) و قطره اى از اقيانوس بى کران معارف الهى است. مجموعه اى نفيس از سخنان زيباى امير کلام حضرت على (ع) که گذشت روزگار نمى تواند غبار کهنگى بر آن بنشاند. ستاره اى درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب که تا هميشه بر تارک علوم اسلامى خواهد درخشيد. تامل و تعمق در محتواى نهج البلاغه— مى تواند ما را با گوشه هايى از حماسه، حکومت، عدالت، دعا و مناجات در بخشهاى الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، عبادت و... آشنا سازد.
توجه به اين کتاب شريف يکى از نيازهاى نسل امروز جامعه اسلامى است.

روزنامه رسالت/شماره 6205