راسخون

كي اينا رو يادش مياد ...

hojatpoor کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 661
|
تاریخ عضویت : دی 1387 
 
تصاوير: يادي از خاطرات كودكي





































































































sifalaw کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1637
|
تاریخ عضویت : خرداد 1388 
خداي من جدي چه روزهايي بود مخصوصا عكس اون پاك كن ها من و برد به سالهاي دبستان چقدر زود گذشت اي كاش ميشد برگشت به عقب
بازي آتاري هم يادم مياد دزد و پليس و بوكس اون كارتاي فوتبال و ورزش چه روزايي بود
khorshidbigharar کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 77
|
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
با سلام
واقعا دستتون درد نکنه عالی بود. چه روزای پر نشاط و پر طراوتی بود روزای کودکی. یادش به خیر
همه عکسا رو سیو کردم تا گاه گاهی یاد کودکی رو با این عکسا هم زنده کنیم 
بازم ممنون
h134553 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 256
|
تاریخ عضویت : آذر 1388 
تجديد خاطره شد خيلي جالب بود همه عكسها را بخاطر مياورم
zmohajer کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 155
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
يادش به خير  
alasthooman کاربر جدید
|
تعداد پست ها : 70
|
تاریخ عضویت : مرداد 1387 
با تشکر از شما و سایت تابناک
mahdeyeh کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 87
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
بیا تا به مثل چکاوک شویم                 بیاباز گردیم وکودک شویم
ممنون برای ما تجدید خاطره بود .
Saeedazimi کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 688
|
تاریخ عضویت : تیر 1387 
اون 2-3 تا تصویر اولی لرزه به اندامم انداخت ،اما بقیش خیلی با حال بود ،یه حالت نوستالژیک داشت..
ebrahimi64 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 2352
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
من رو به فردا هستم.
روزگاری بود و گذشت به آینده بیندیش.بی خیال گذشته.
azadeh_barate کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : -3
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
 

یاد باد آن خاطرات رنگ رنگ

آن رفاقت‌های زیبا و قشنگ

مهربانی‌های خوش رنگ و سپید

نسترن‌های جوان زیر بید

یاد باد آن خندهای مست مست

زندگی‌ با هرچه بود و هرچه هست

آب بازیهای بی‌ حد و حدود

خاک بازی با همان خاکی که بود

یاد باد آن قصه ی مادر بزرگ

قصه ی بزغاله و چوپان و گرگ

پیرهن‌های قشنگ گل گلی‌

کفش‌های کوچک مریم گلی‌

قهر‌های ما دمی پایان نداشت

آشتی‌ هامان سر و سامان نداشت

زیر چتر رز همه بی‌ ادعا

خاله بازی بود سرگرمی ما

وقت بازی گاه مادر می‌‌شدیم

گاه شوهر گاه کودک می‌‌شدیم

با همان زنبیل کوچک گاه گاه

می‌ خریدیم از مغازه نان و آه

ما چه ایام عزیزی داشتیم

از خوشی‌ چیزی فرو نگذاشتیم

با پر پروانه بازی کیف داشت

مرگ هر پروانه صدها حیف داشت

بستن گنجشک زخمی ساده بود

چسب زخم کوچکی آماده بود

سیب و گردو،گاه آلو توی ظرف

چشمکی میزد به ما بی‌ هیچ حرف

وای ،گاهی بود دعوا کار ما

مادرم می‌‌کردمان از هم جدا

یاد دارم کوچه مان پر سایه بود

یک درخت نارون در خانه بود

زندگی‌ آن روزها بس ساده بود

مهربانی با همه همسایه بود

یادمان باشد کجا بودیم ما

سر خوش و مست و رها بودیم ما

رفت آن ایام خوب مهربان

خاطرات کودکی با ما بمان
واقعا یادش بخیر چه روزایی بود
من که با دیدن این عکسا یاد دوران دبستانم افتادم وجا داره از زحمات بی دریغ تمامی معلمین تشکر کنم علی الخصوص معلمین دوران دبستانم وکلاس اولم خانم حسنی ومدیر محترم خانم توکلی
خیلی دوست دارم برای تشکر برم دستشان راببوسم گرچه با هیچ بهایی نمیشود زحماتشان را جبران کرد...
یادش بخیر یادش بخیر یادش بخیر کودکیییییییییییی
azadeh_barate کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : -3
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
 

یاد باد آن خاطرات رنگ رنگ

آن رفاقت‌های زیبا و قشنگ

مهربانی‌های خوش رنگ و سپید

نسترن‌های جوان زیر بید

یاد باد آن خندهای مست مست

زندگی‌ با هرچه بود و هرچه هست

آب بازیهای بی‌ حد و حدود

خاک بازی با همان خاکی که بود

یاد باد آن قصه ی مادر بزرگ

قصه ی بزغاله و چوپان و گرگ

پیرهن‌های قشنگ گل گلی‌

کفش‌های کوچک مریم گلی‌

قهر‌های ما دمی پایان نداشت

آشتی‌ هامان سر و سامان نداشت

زیر چتر رز همه بی‌ ادعا

خاله بازی بود سرگرمی ما

وقت بازی گاه مادر می‌‌شدیم

گاه شوهر گاه کودک می‌‌شدیم

با همان زنبیل کوچک گاه گاه

می‌ خریدیم از مغازه نان و آه

ما چه ایام عزیزی داشتیم

از خوشی‌ چیزی فرو نگذاشتیم

با پر پروانه بازی کیف داشت

مرگ هر پروانه صدها حیف داشت

بستن گنجشک زخمی ساده بود

چسب زخم کوچکی آماده بود

سیب و گردو،گاه آلو توی ظرف

چشمکی میزد به ما بی‌ هیچ حرف

وای ،گاهی بود دعوا کار ما

مادرم می‌‌کردمان از هم جدا

یاد دارم کوچه مان پر سایه بود

یک درخت نارون در خانه بود

زندگی‌ آن روزها بس ساده بود

مهربانی با همه همسایه بود

یادمان باشد کجا بودیم ما

سر خوش و مست و رها بودیم ما

رفت آن ایام خوب مهربان

خاطرات کودکی با ما بمان

واقعا یادش بخیر چه روزایی بود
من که با دیدن این عکسا یاد دوران دبستانم افتادم وجا داره از زحمات بی دریغ تمامی معلمین تشکر کنم علی الخصوص معلمین دوران دبستانم وکلاس اولم خانم حسنی ومدیر محترم خانم توکلی
خیلی دوست دارم برای تشکر برم دستشان راببوسم گرچه با هیچ بهایی نمیشود زحماتشان را جبران کرد...
یادش بخیر یادش بخیر یادش بخیر کودکیییییییییییی
azadeh_barate کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : -3
|
تاریخ عضویت : بهمن 1388 


 من رو به فردا هستم.
روزگاری بود و گذشت به آینده بیندیش.بی خیال گذشته.

 
با سلام خدمت دوست عزیزم ebrahimi64
وبا اجازه از سایت وروابط عمومی راسخون
درسته آدم باید به فکر آینده باشد ولی به نظر من بیخیال گذشته بودن اشتباه است چون آدم با همین خاطرات زنده است واز تجربیات گذشته میتواند پیشرفت کند.
موفق باشید
rezanajarha کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 348
|
تاریخ عضویت : مهر 1388 
خیلی جالب و غافلگیر کننده بود-ما را به یاد گذشته انداخت.
shahdan کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 1485
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
کار قشنگی است , باعث رجوع به گذشته و کمی تامل است - ممنونم 
doctor114 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5491
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 


استفاده از تجارب پیروزی ها و شکست های خودمان و دیگران است که نوید بخش آینده ای روشن است .