لورا دآندريا تايسون Laura D'andrea Tyson
رييس مدرسه بازرگاني دانشگاه كاليفرنيا و از ژانويهي 2001 رييس مدرسه بازرگاني لندن.
بيشترين درس رهبري را در دوران خدمت چهار ساله به دستگاه رييسجمهور كلينتون برگرفتهام. نخستين چيزي كه بايد دانست، داشتن رسالت شخصي است. در مسئوليت آغازينم، رييس شوراي مشاوران اقتصادي شدم، جاييكه بايد يك تيم از اقتصاددانها فراهم ميآوردم و ضمن دادن مشاورههاي اقتصادي به رييسجمهور، وزيران را توجيه كنيم و خواستههاي نمايندگان مجلس (كنگره) را هم برآورده سازيم.
اين نقش با دانش و مهارتهاي من همخواني داشت. سپس به رياست كميتهي اقتصاد ملي برگزيده شدم كه كاري گستردهتر و فراتر از توانم بود. از رابرت رابين Robert Rubin درسهاي رهبري فراواني آموختهام. وي كسي بود كه پيش از من رياست كميتهي اقتصاد ملي را بهعهده داشت. او به من ياد داد كه چگونه به توانمنديها و كاستيهاي هر فرد بنگرم. به من ياد داد كه كسب احترام در سايهي فروتني حاصل ميشود و كليد پيروزي، در بهدست آوردن وفاداري اعضاي تيم است.
اين يافتهها را در دانشكدهي بازرگاني هم بهكار گرفتهام. جاييكه در فرهنگ رهبري، خبرگي و هوشمندي بيش از رتبه و مقام سازماني ارزش دارد. نمونهي رهبري نادرست را تصميم سياسي هيات امناي دانشگاه كاليفرنيا براي حذف ملاحظات مبارزه با تبعيض نژادي از شرايط پذيرش و ادامهي تحصيل دانشجويان ميدانم. كاري كه مورد اعتراض همهي دستاندركاران (استادان، دانشجويان، كاركنان ستادي و دانشآموختگان سالهاي پيش) بود. با پيدايش تاثير ناگوار اين تصميم، هيات امنا چندي بعد آن را تغيير داد.
از اين رخداد آموختم كه نبايد سياستگذاري را بر پايهي خواستههاي كوتاهمدت قرار داد. دوم اينكه اگر دگرگوني از سوي بهرهبران سازمان پشتيباني نشود، بهجاي نخواهيد رسيد.