كوينسي جونز
دوستانش او را (Q) مينامند. در صنعت سرگرمي شهرتي افسانهاي يافته است. كار خود را در دوران رواج موسيقي بيباپ آغاز و با بهترينهاي اين كسب و كار، كار كرد: دوك الينگون، كنت بازي، ليونلهامپتون، فرانك سيناترا، الافيتز جرالد، سارا و وگان، ري چارلز، مايلز ديويس و ديگران. پرفروشترين آلبوم موسيقي "We Are World" را توليد كرد. از آوازهاي مايكل جاكسون آلبومي تهيه كرد كه ركورد فروش را شكست. بيش از هر كس نامزد جايزة كرامي شده و اين جايزه را 27 بار برده است. اين شخص كسي جز كوينسي جونز نيست.
كوينسي در سال 1933 در شيكاگو به دنيا آمد و ده سال اول زندگي خود را در يكي از محلههاي فقيرنشين شهر گذراند. خودش ميگويد كه او و برادرش در آغاز زندگي روزهايي دشوار و پر دغدغه داشتند. آنگاه خانوادهاش به برمرتن در واشنگتن نقل مكان كردند.
در اينجا بود كه جونز از عشق خود به موسيقي آگاه شد. در 11 سالگي به فكر افتاد كه سازي بنوازد و ضرب را برگزيد. در آنجا هم از خود انعطافپذيري نشان داد. مدرسه كه تعطيل ميشد سازهاي ديگر را امتحان ميكرد. ابتدا به قرهني و ويولون روي آورد اما سرانجام به سوي سازهاي بادي جلب شد. همه سازهاي بادي را زد اما آخر سر ترومپت را برگزيد و در نواختن آن استاد شد.
در 14 سالگي از نواختن ترومپت پول در ميآورد. در نوجواني با دوست شد كه چند سالي از او بزرگتر است. آهنگ ميساخت و تمشيت امور را ياد ميگرفت. هر وقت كه بهترين دستههاي خواننده و نوازنده به سياتل ميآمدند، يا پاي كنسرت آنها به تماشا مينشست و يا در كنسرتشان مينواخت. در 18 سالگي، با به اينجا و آنجا سفر ميكرد. جونز هميشه عطش آموختن داشت و در سازگاري و انطباق با شرايط كمنظير بود. در عرض چندين سال چند مرحله را پشت سر گذاشت ـ اول نوازنده بود بعد كارگزار شد و سپس رهبر اركستر را به دست گرفت. در دهة 1950 با بسياري از ستارگان جاز كار كرد. در 1957، وقتي كه نياز به آموزش بيشتر را احساس كرد راهي پاريس شد و نزد شاگردي كرد. همان كسي بود كه و را تعليم داده بود.
در آن زمان در شغلي را پذيرفت تا معاش خود را اداره كند. در آنجا بود كه روي تجاري صنعت موسيقي را ياد گرفت.
در اين كار به قدري كفايت نشان داد كه 1964 او را معاون شركت كردند. وي نخستين آمريكايي آفريقايي تبار بود كه در شركت ضبط بزرگي مقامي پيدا كرد. باز در همان دهة1960 بود كه به كار بزرگ ديگري دست زد: گذاشتن موسيقي روي فيلمهاي سينمايي. جونز براي بيش از 30 فيلم و براي برنامههاي تلويزيوني متعددي موسيقي نوشته است.
در مسير زندگي شغلي خود با بهترين خوانندگان و موسيقي دانان جهان كار كرده است. از آنجا كه هنگام كار با مايكل جاكسون در 1982 همة وقت خود را در محافل جاز ميگذراند، برخي از همقطاران او را متهم كردند كه دنبال پول افتاده است. جونز آن اتهام را مسخره ميدانست و ميگفت:
انعطاف پذيري و خلاقيت جونز به نفع او تمام شده است. نه فقط توانسته است با انواع موسيقي دانها كار كند بلكه با هر كس كار كرده و بهترين او را گرفته است. او خود را با شخص و با موقعيت سازگار ميسازد تا هر دو برنده شوند. به عقيدة جونز " هر كس براي برقراري ارتباط با مردم شگرد خاص خود را دارد. من با هر كسي به اقتضاي خود او رو به رو ميشوم و از اين كار خود راضي هستم زيرا ارتباطاتي به هم زدهام كه حرفة شومني (نمايشگري) را تعالي ميبخشد. "
خود جونز در حرفه خويش پيوسته از قلهاي به قلهاي بالاتر گام نهاده است. با تكيه بر انعطاف از توان سازگاري و انعطاف پذيري خود به صنايع ديگر نقب زده است.
با شركت در توليد فيلمي سينمايي وارد قلمرو فيلم سازي شد. سپس به تلويزيون روي آورد. و چند نمايش تلويزيوني موفق توليد كرد. جونز و چند نفر از شريكان ايستگاه پخش راديويي را راه انداختند. وي بنيانگذار و مدير مجله وايب نيز هست.
توانايي جونز در سازگاري براي او امري پيش پا افتاده است. اين روزها درگير نوشتن نمايشنامهاي بر پاية زندگي است. ميگويد كه با اين كار احساس 15 سالگي ميكند. جونز هيچگاه از فكري نو، تيمي نو، يا صنعتي نو نهراسيده است. هيچ چالشي را مشكلي حساب نكرده است زيرا با هر شرايطي سازگار است.