دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون


 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش


با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش


همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم


تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم


بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی


من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی


این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه


قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه


همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم


تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم


من واسه تو خیلی کمم