مجله پزشكي - چشم
پیر چشمی محدودیت در سالمندان
پیر چشمی زمانی مشخص می شود که فرد می خواهد در فاصله نزدیک به مطالعه بپردازد. انجام معاینات اصولی و پایه ای چشم می تواند به تأیید وجود پیر چشمی کمک کند .
پیر چشمی به معنای کاهش تدریجی توانایی عملکرد چشم جهت تمرکز بر روی اشیاء نزدیک می باشد.این اختلال بعنوان بخشی از رویدادهای طبیعی پدیده افزایش سن مطرح بوده و معمولاً از سن ۴۰ سالگی شروع می شود.
پیر چشمی زمانی مشخص می شود که فرد می خواهد در فاصله نزدیک به مطالعه بپردازد. انجام معاینات اصولی و پایه ای چشم می تواند به تأیید وجود پیر چشمی کمک کند . این اختلال به راحتی بوسیله عدسی های مطالعه معمولی یا استفاده از عینک یا لنزهای تماسی قابل درمان می باشد. بعلاوه می توان از جراحی نیز جهت درمان استفاده نمود.
● علل پیر چشمی :
به منظور ایجاد تصویری واضح از یک شیء بر شبکیه باید به ساختارهای متمرکز کننده نور نظیر قرنیه و عدسی و به طور صحیح کار خود را انجام دهند.
بر خلاف قرنیه، عدسی از قابلیت انعطافی بیشتری برخوردار است و با افزایش ضخامت خود جهت دیدن اشیاء نزدیک سبب تمرکز بیشتر پرتوهای نوری می شود به گونه ای که تصویر شیء به وضوح برروی شبکیه ایجاد می شود.این تغییر ضخامت از طریق انقباض عضلات داخل چشمی مخصوص ایجاد می شود.
با افزایش سن یکسری تغییرات دو چشم ایجاد می شود و به عقیده بسیاری سخت تر شدن عدسی منجر به بروز پیر چشمی می شود.
زمانی که عدسی قدرت انعطاف پذیری خود را از دست می دهد نمی تواند تغییر ضخامت داده در نتیجه قادر به متمرکز ساختن مطلوب پرتوهای نوری حاصل از اشیاء نزدیک نخواهد بود و در نتیجه تصاویر حاصله تار خواهند شد.
● در چه زمانی باید به پزشک مراجعه کنید ؟
اگر شدت اختلال به حدی باشد که فرد نتواند در فاصله نزدیک مطالعه کند یا کارهای ریز را آنگونه که می خواهد انجام دهد یا اینکه کیفیت تصاویر به حدی باشد که انگیزه فرد را جهت انجام کارها کاهش دهد باید به پزشک مراجعه کند.
● تشخیص پیرچشمی :
این اختلال نیز از طریق انجام معاینات بالینی پایه ای چشم قابل تشخیص است و تشخیص معمولاً توسط متخصص صورت می گیرد. علاوه بر تشخیص پزشک می تواند اقدامات درمانی مورد نیاز را نیز توصیه نماید. روشهای تشخیصی متفاوت بوده و با استفاده از ابزارهای خاصی صورت می گیرد به گونه ای که بکارگیری همه آنها مهم است زیرا می تواند در درمان تأثیر گذار باشد.
بطور کلی اگر فردی از عینک یا لنزهای تماسی استفاده نمی کند. هیچ مشکلی چشمی ندارد و دارای شانس کمی جهت ابتلا به بیماریهای چشمی است، باید بین سن ۲۰ تا ۲۹ سال حداقل یکبار ، بین ۳۰ تا ۳۹ سال حداقل دو بار، بین سن ۴۰ تا ۶۴ سال هر ۲ تا ۴ سال و بالا ۶۵ سال هر ۱ تا ۲ سال جهت معاینات چشمی به متخصص مراجعه نماید.
اگر فردی از عینک یا لنز استفاده می کند نیز باید معاینات در فواصل کمتری صورت گیرد. اما در صورت وجود هرگونه علامت یا مشکل چشمی حتی در صورت انجام معاینه در همین اواخر باز باید جهت معاینه مجدد به پزشک مراجعه شود و بعنوان مثال وجود تاری دید ممکن است بیانگر علامتی باشد که نیاز فرد به تغییر عینک یا لنز را مطرح سازد .
روشهای درمانی شامل استفاده از عینک، لنزهای تماسی، لنزهای مطالعه و روشهای جراحی می باشد. اگر فرد تا قبل از بروز پیر چشمی هیچ مشکل نداشته است می توان فقط با استفاده از لنزهای مطالعه ، جهت مطالعه درمان را انجام داد.
ولی این روش درمانی باید حتماً زیر نظر پزشک باشد.
اما اگر فرد به علت آستیگماتیسم، دوربینی یا نزدیک بینی از عینک یا لنز تماسی استفاده می کند، لنزهای مطالعه به تنهایی کافی نیستند و باید از عینکهای مخصوص استفاده کرد که شامل عینک های دو کانونی یا سه کانونی، لنزهای تماسی دو کانونی ، لنزهای تماسی یک دیدی معمولی و اصلاح شده استفاده شود.
روشهای جراحی نیز وجود دارند که متعدد بوده و لیزیک (LASIK) یکی از آنهاست.
● مراقبتهای فردی :
اگر چه پیرچشمی قابل پیشگیری نیست اما با انجام اقدامات خاص می توان از چشم ها و بینایی محافظت نمود که شامل موارد ذیل است:
▪ انجام معاینات منظم و مناسب چشمی توسط پزشک
▪ کنترل بیماریهای زمینه ای نظیر مرض قند، فشار خون که بر روی بینایی آثار سوء دارند.
▪ مراجعه سریع و به موقع به پزشک در صورت بروز علائمی نظیر کاهش یکباره بینایی در یک چشم
▪ تنبلی یکباره یا تاری دید چشم ها، جرقه های نوری ، لکه های سیاه در میدان دید و هرگونه علامت دیگر
▪ استفاده از عینک های با شماره درست که مستلزم انجام معاینات منظم توسط پزشک است.
استفاده از نور کافی و مناسب می باشد. بعلاوه می توان از جراحی نیز جهت درمان استفاده نمود.
تشخیص افتراقی قرمزی و تورم پلک
تشخیص افتراقی قرمزی و ادم پلک گسترده است و طیفی مشتمل بر درماتوزهای خوشخیم و خودمحدود شونده تا تومورهای بدخیم و عفونتهای تهدیدکننده بینایی را در بر میگیرد. معمولا با معاینه پلک و ارزیابی دقیق علایم و مواجهات بیمار میتوان به تشخیص قطعی رسید. مشاهده یک پلک قرمز متورم اغلب وجود سلولیت را یادآوری میکند. سلولیت اربیت عفونتی شدید بوده با پروپتوز و فلج چشمی تظاهر میکند و به بستری و تجویز آنتیبیوتیک وریدی به منظور جلوگیری از تهدید بینایی نیاز دارد. وضعیتهایی که خطر کمتری دارند، نظیر درماتیت تماسی، درماتیت آتوپیک و بلفاریت، علل شایعتر قرمزی و ادم پلک هستند. این وضعیتهای کمخطرتر اغلب با کورتیکواسترویید موضعی و بهداشت مناسب پلک بهبود مییابند. تشخیص آنها براساس سرنخهای بالینی نظیر سیر زمانی، وجود یا عدم وجود علایم تحریکی، پوستهریزی و سایر یافتههای پوستی صورت میگیرد. ضایعات مجزای پلک نیز شاخص تشخیصی مهمی هستند. یافتن وزیکول، اروزیون و دلمه میتواند نشانهای از عفونت هرپس باشد. ندولهای خوشخیم و خودمحدود شونده پلک نظیر گلمژه(hordeolum) و شالازیون اغلب به کمپرس گرم پاسخ میدهند، در حالی که ضایعات بدخیم به برداشت جراحی نیاز دارند.
بیماران مبتلا به قرمزی و ادم پلک اغلب در ابتدا به پزشک خانواده مراجعه میکنند. در بیماران مبتلا به تورم و قرمزی پلک ممکن است شک به سلولیت ایجاد شود، هرچند درماتیت عامل بسیار شایعتری است. تشخیص افتراقی ادم پلک گسترده است اما آگاهی درباره نمای کلیدی چندین عامل بالقوه میتواند به پزشکان برای تشخیص این وضعیتها کمک کند در بیمار مبتلا به ادم پلک باید توجه ویژه به دید، مواجهات و سایر عوامل در تاریخچه وی معطوف گردد (شکل ۱).
● درماتیت تماسی
درماتیت تماسی شایعترین عامل التهاب پوست پلک است. پوست پلک به محرکها و آلرژنها بسیار حساس است زیرا ضخامت اندکی دارد و در معرض تماس مکرر مستقیم با آلودگیها از طریق انگشتان و دست با مواد شیمیایی است. پوست پلک به عنوان یکی از حساسترین نقاط بدن، ممکن است اولین یا تنها منطقهای باشد که نشانههای درماتیت تماسی را بروز میدهد، در حالی که سایر نقاط بدن در صورت مواجهه با عامل مشابه سالم باقی میمانند. درماتیت تماسی را میتوان به انواع آلرژیک و تحریکی تقسیمبندی نمود. تابلوی تظاهرات این انواع اغلب به راحتی قابل افتراق نیست اما بیماران مبتلا به درماتیت تماسی تحریکی نسبت به مبتلایان به درماتیت تماسی آلرژیک که به طور مشخص از خارش شکایت دارند، بیشتر با سوزش و تیرکشیدن مراجعه میکنند.
▪ اتیولوژی
درماتیت تماسی پلک در درماتیت تماسی آلرژیک با واسطه واکنش افزایش بیش حساسیتی نوع IV و در درماتیت تماسی تحریکی با واسطه اثر توکسیک (سمی) مستقیم رخ میدهد. در اغلب موارد عامل آن استعمال مواد بر روی موها، ناخن یا صورت است تا استعمال مستقیم بر روی پلکها.
▪ تشخیص
باید درباره مواجهه با عوامل شناختهشدهای که درماتیت تماسی پلک ایجاد میکنند شرح حال دقیق گرفته شود. باید درباره شغل بیمار، تفریحات و مصرف مواد آرایشی (از جمله مواد آرایشی غیرچشمی، محصولات جدید به کار رفته و محصولاتی که سابقا استفاده شده است، زیرا تغییر در فرمول آرایشی شایع است) پرسش شود. بیماران دچار درماتیت تماسی تحریکی ممکن است از خارش، سوزش یا تیرکشیدن پلکها و نواحی اطراف چشم با یا بدون درگیری صورت و دستها شکایت داشته باشند. معاینه فیزیکی ممکن است نشاندهنده ترکیبی از قرمزی، ادم و وزیکول در بیماران مبتلا به درماتیت حاد یا پوستهریزی پوست در مواردی که التهاب چندین هفته به طول انجامیده است، باشد (شکل۲). اگر پس از گرفتن شرح حال و انجام معاینه فیزیکی عامل مسبب شناسایی نشد، ارجاع بیمار به متخصص پوست یا آلرژی برای انجام آزمون برچسب پوستی (test hctap) میتواند آلرژن مخفی را شناسایی کند.
▪ درمان
درمان درماتیت تماسی اجتناب از عامل ایجادکننده است. بیمار باید فهرستی از آلرژنها یا محرکهای شایع را تهیه و به وی توصیه شود برچسب تمامی محصولات را با دقت مطالعه کند. درماتیت تماسی آلرژیک حاد پوست پلک را میتوان با دوز کم استرویید موضعی ۲ بار در روز به مدت ۱۰-۵ روز درمان کرد. استفاده طولانیمدت از این داروها بر روی پلک ممکن است به آتروفی پوست، گلوکوم یا کاتاراکت منجر شود؛ بنابراین، استفاده از ضعیفترین ترکیب موجود و در کوتاهترین زمان لازم برای از بین بردن بثورات حایز اهمیت است. هرچند درماتیتهای تماسی آلرژیک از نوع تاخیری با مکانیسم آزادسازی هیستامین از ماستسلها عمل نمیکنند، ممکن است آنتیهیستامینهای خوراکی به علت اثرات ضد خارش و تسکین دهندگی سبب بهبود علایم شوند. در بیماران مبتلا به درماتیت تحریکی ممکن است استفاده از کمپرس سرد و سپس استعمال نرمکنندهها مفید باشد. استفاده از استرویید موضعی برای درماتیت تماسی تحریکی موثر نیست (حداقل در یک مطالعه چنین بوده است). با این حال، در عمل اغلب از استروییدها استفاده میشود زیرا افتراق درماتیت تماسی تحریکی و آلرژیک ممکن است دشوار باشد.
● درماتیت آتوپیک
درماتیت آتوپیک، وضعیت پوستی مزمن و عودکنندهای است که توزیع آن وابسته به سن است. در ایالات متحده آمریکا، ۲۰%-۱۰% از کودکان و ۳%-۱% از بزرگسالان به آن مبتلا بوده و تقریبا در ۱۵% از موارد درگیری پلک رخ میدهد.
▪ اتیولوژی
تصور میشود اتیولوژی درماتیت آتوپیک ترکیب پیچیدهای از تداخلات ژنتیکی، محیطی و ایمونولوژیک را در بر میگیرد. غالبا یک الگوی توارث قوی خانوادگی وجود دارد. تغییر کارکرد سلول T به صورت تشدید فعالیت T یاریگر۲(۲hT) مشاهده میشود. عوامل تشدید یا ایجادکننده عبارتند از آلرژنهای موجود در هوا، مواد شیمیایی، غذاها و استرس روحی. کارکرد سدپوستی نیز در بیماران مبتلا به درماتیت آتوپیک کاهش یافته و آنها را به چنین آلرژنها و محرکهایی حساس میسازد.
▪ تشخیص
درماتیت آتوپیک با درگیری پلک ممکن است با خارش، ادم، اریتم (قرمزی)، لیکنیفیکاسیون (هیپرپیگمانته شدن و افزایش ضخامت پوست)، شقاق یا پوستهریزی ظریف پلک تظاهر کند. به طور تیپیک ادم و قرمزی پلک در درماتیت آتوپیک کمتر از درماتیت تماسی است و لیکنیفیکاسیون و پوستهریزی ظریف، نمای غالب است (شکل ۳). با این حال، در برخی موارد ممکن است افتراق آن از درماتیت تماسی دشوار باشد. در این موارد، میتوان با شناسایی سایر تابلوهای درماتیت آتوپیک نظیر توزیع ضایعات در مناطق فلکسور (چینهای بدن) در بزرگسالان و کودکان بزرگتر و سابقه خانوادگی آسم، رینیت و درماتیت آتوپیک، تشخیص را مطرح نمود. تابلوی درماتیت آتوپیک ممکن است با وقوع عفونت یا درماتیت تماسی پیچیده شود و تشخیص دشوارتر گردد. شک به این عوارض باید در بیمارانی که دچار التهاب جدید یا حاد پلک در زمینه درماتیت آتوپیک به خوبی کنترل شده میگردند، ایجاد شود.
▪ درمان
درمان عبارتست از
ـ آنتیهیستامینهای خوراکی
ـ مرطوبکنندهها
ـ کورتیکواسترویید با دوز کم و به مدت کوتاه.
میتوان از داروهای موضعی تعدیل کننده ایمنی نظیر تاکرولیموس و پیمکرولیموس(Pimecrolimus) در موارد مقاوم استفاده کرد. استفاده از این عوامل بر روی پلکها و صورت بدون خطر است اما از آنجا که در مطالعات حیوانی و گزارشهای انسانی با انواع متعددی از سرطانها همراه بودهاند باید به عنوان درمان خط دوم به کار گرفته شوند.
● بلفاریت
بلفاریت، التهاب مزمن و شایع حاشیه پلک است. میتوان آن را براساس منطقه آناتومیک درگیر طبقهبندی نمود: بلفاریت قدامی قاعده مژهها را درگیر میکند، در حالی که بلفاریت خلفی دهانه غدد میبومین را گرفتار میکند. بلفاریت اغلب با بیماریهای دیگری همچون روزاسه، درماتیت سبورییک و کراتوکونژونکتیویت سیکا همراه است.
▪ اتیولوژی
اتیولوژی دقیق بلفاریت ناشناخته است. بلفاریت قدامی اغلب با عفونت استافیلوکوکی یا سبوره مرتبط است، در حالی که بلفاریت خلفی عموما از اختلال کارکرد غدد میبومین ناشی میشود.
▪ تشخیص
در بیماران مبتلا به بلفاریت، لبههای پلک قرمز و مختصری متورم است. وجود پوستههای نرم، چرب و زرد یا ندرتا پوستههای شکننده اطراف مژهها، بلفاریت را از سایر علل التهاب پلک افتراق میدهد. بیماران اغلب ممکن است دچار خارش، علایم تحریکی و سوزش باشند. کشت لبه پلک در بیماران مبتلا به بلفاریت قدامی راجعه و آنهایی که به درمان پاسخ نمیدهند اندیکاسیون دارد. در موارد مقاوم ممکن است انجام بیوپسی برای کنارگذاشتن کارسینوم ضروری باشد.
▪ درمان
بهداشت پلک اساس درمان است. کمپرس گرم و به دنبال آن ماساژ آرام برای تخلیه ترشحات میبومین توصیه میشود. شستشوی پلک با شامپو بچه رقیق شده یا شستشودهندههای پلک باعث بهبود بیشتر میگردد. برای بیماران مبتلا به بلفاریت استافیلوکوکی، استفاده از آنتیبیوتیک موضعی در هنگام شب به مدت یک هفته یا بیشتر میتواند بهبود را تسریع بخشد. در بیماران مبتلا به اختلال کارکرد غدد میبومین میتوان تتراسیکلین خوراکی تجویز کرد. درمان کوتاهمدت با دوز کم کورتیکواستروییدهای موضعی نیز به کار برده میشود. از آنجا که بلفاریت ممکن است به عوارضی نظیر ریزش مژهها(madarosis)، تریکیازیس (مژههایی که مسیرشان منحرف شده است) و اسکار قرنیه منجر شود، بیمارانی که بیماری مقاوم دارند باید به چشمپزشک ارجاع شوند.
● سلولیت اربیت و پرهسپتال
سلولیت پرهسپتال و سلولیت اربیت، عفونتهای پلک یا بافت اربیت هستند که با قرمزی و تورم پلک تظاهر میکنند. هرچند این وضعیتها در مقایسه با درماتیت تماسی و درماتیت آتوپیک از علل کمتر شایع تورم پلک به شمار میروند، شناخت و درمان فوری به منظور پیشگیری از نابینایی و سایر عوارض جدی، نظیر مننژیت و ترومبوز سینوس کاورنو حیاتی است. شناخت آناتومی پلک در افتراق سلولیت اربیت از سلولیت پرهسپتال حایز اهمیت است. دیواره (سپتوم) اربیت غلافی از بافت همبند است که از استخوانهای اربیت به لبههای پلک فوقانی و تحتانی کشیده میشود. این دیواره به صورت یک سد در برابر عفونتهای عمقی ساختمانهای اربیت عمل میکند (شکل ۴). به عفونت بافتهای سطحیتر از سپتوم اربیت سلولیت پرهسپتال اطلاق میشود، در حالی که عفونتهای عمقیتر از سپتوم اربیت، سلولیت اربیت تلقی میشوند. افتراق بین این وضعیتها برای درمان مناسب حایز اهمیت است. سلولیت پرهسپتال و سلولیت اربیت در کودکان شایعتر از بزرگسالان است.
▪ اتیولوژی
سلولیت پرهسپتال از گسترش مجاورتی عفونت دستگاه تنفسی فوقانی، ترومای موضعی پوست، آبسه، گزش حشرات یا زرد زخم ناشی میشود. عامل ۸۰%-۶۰% از موارد سلولیت اربیت، سینوزیت است. جراحی، تروما یا عوارض ناشی از سلولیت پرهسپتال یا داکریوسیستیت نیز ممکن است به سلولیت اربیت منجر شود. پاتوژنهایی که مسوول اغلب موارد سلولیت پرهسپتال و اربیت هستند عبارتند از: هموفیلوس آنفلوآنزا گونههای استافیلوکوک و گونههای استرپتوکوک. ایزولههای استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متیسیلین موجود در جامعه (MRSA) در سلولیت پرهسپتال و اربیت رو به فزونی است.
▪ تشخیص
سلولیت پرهسپتال و اربیت باید از سایر بیماریهایی که ممکن است به صورت مشابه تظاهر کنند نظیر تروما، بدخیمی، درماتیت تماسی و واکنشهای آلرژیک افتراق داده شوند. سابقه سینوزیت، تب، بیحالی، ضربه موضعی، زردزخم یا جراحی ممکن است در افتراق سلولیت از سایر علل کمککننده باشد. معاینه فیزیکی کلید افتراق سلولیت پرهسپتال از سلولیت اربیت است. هرچند هر دو وضعیت ممکن است با تورم و قرمزی پلک تظاهر کنند، سلولیت اربیت با نشانهها و علایم دیگری نظیر پروپتوز (بیرونزدگی چشم)، کاهش حدت بینایی، درد همراه با حرکات چشم، محدودیت حرکات عضلات خارجی چشم و نقصآوران مردمک (یعنی اختلال در تحریک نوری ورودی به سیستم حرکتی مردمک که در این حالت در صورتی که نور به چشم آسیبدیده بتابد در مقایسه با زمانی که نور به چشم سالم یا غیر آسیب دیده بتابد کاهش انقباض هر دو مردمک به طور قرینه دیده میشود)، تظاهر میکند. در بیماران مشکوک به سلولیت اربیت، باید سیتیاسکن با ماده حاجب برای ارزیابی وسعت عفونت و مشاهده آبسه پریوست درخواست شود. سایر آزمونهای لازم شامل شمارش گویچه سفید خون، کشت ملتحمه و کشت خون است.
▪ درمان
سلولیت پرهسپتال خفیف در کودکان و بزرگسالان اغلب به صورت سرپایی و با تجویز آنتیبیوتیکهای خوراکی وسیعالطیف (مثلا، دیکلوگزاسیلین ، آموکسیسیلین / کلاوولانات) و پیگیری با فواصل نزدیک درمان میشود. سلولیت پرهسپتال در کودکان کمسنتر از ۴ سال به بستری در بیمارستان و تجویز آنتیبیوتیک وریدی نیاز دارد. اگر پس از معاینه یا تصویربرداری با سیتیاسکن شک به سلولیت اربیت ایجاد شد، ارجاع به یک چشمپزشک یا متخصص گوش و حلق و بینی ضروری است. تمامی بیماران مبتلا به سلولیت اربیت به نظارت در بیمارستان و تجویز آنتیبیوتیکهای وریدی وسیعالطیف (نظیر آمپیسیلین / سولباکتام، سفالوسپورین نسل دوم یا سوم) نیاز دارند. با افزایش شیوع استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متیسیلین (MRSA) در جامعه، ممکن است به رژیمهای درمانی تجربی(ciripme) جایگزین نیاز باشد. این درمانها عبارتند از کلیندامایسین، کوتریموکسازول، دوکسی سیکلین و مینوسیکلین. بیماران مبتلا به سلولیت اربیت ناشی از MRSA خارج بیمارستانی(deriuqa-ytinummoc) ممکن است به درمان وریدی با وانکومایسین، لینزولید یا داپتومایسین نیاز داشته باشند.
● سایر علل بالقوه آنژیوادم
آنژیوادم به تورم عمقی زیاد با واسطه واکنش بیش حساسیتی نوع I اطلاق میشود که توسط حلزون صدفدار، داروها یا سایر آلرژنها به وجود میآید. این وضعیت ممکن است با تورم پلکها همانند سلولیت تظاهر کند؛ با این حال، در اغلب موارد دو طرفه است و با تورم همزمان در سایر مناطق قابل اتساع بدن، به ویژه سایر ساختمانهای صورت و اندامها همراه است. در سلولیت، رنگ پوست به بنفش متمایل است و با درد بیشتری همراه است. آنژیوادم اغلب خود محدود است، اما در صورت درگیری دستگاه تنفسی فوقانی، اقدام طبی فوری ضروی است.
▪ گلمژه خارجی، داخلی و شالازیون
گلمژه خارجی، عفونت استافیلوکوکی شایع فولیکول مژه و غده زایس (seiZ)همراه با آن است. به طور تیپیک یکطرفه بوده و با تندرنس، قرمزی و تورم موضعی لبه پلک تظاهر میکند. گلمژه داخلی، عفونت استافیلوکوکی غدد میبومین است. یکطرفه بوده و با درد، تورم پلک و قرمزی بیشتری در مقایسه با گلمژه خارجی همراه است. شالازیون التهاب لیپوگرانولوماتوز ندولار و استریل غدد میبومین است. بدون درد بوده و قرمز نیست. درمان خط اول در تمامی این موارد عبارتست از کمپرس برای محدودکردن (لوکالیزه کردن) التهاب و درناژ خود به خودی. برای محدودکردن انتشار عفونت در گلمژه میتوان آنتیبیوتیک موضعی تجویز کرد. در ضایعات مقاوم، ارجاع به چشمپزشک برای برش و درناژ ضروری است.
▪ روزاسه
روزاسه، وضعیت مزمن پوستی است که بیش از همه بزرگسالان را در دهههای چهارم و پنجم عمر گرفتار میکند. معمولا با گرگرفتگی، قرمزی و تلانژکتازی صورت همراه است. برخی بیماران دچار پاپول و پوستول بر روی بینی، گونه، پیشانی و چانه میشوند. هرچند درگیری پلک معمولا با بیماری منتشر پوست که کل صورت را گرفتار میکند همراه است، نشانههای چشمی روزاسه ممکن است ابتدا ظاهر شوند.
درگیری پلک ممکن است به صورت بثورات جوشمانند پلک، تورم اطراف اربیت و قرمزی، تلانژکتازی لبههای پلک و افزایش ضخامت و نامنظمی پلک با درجات گوناگون تظاهر کند. درمان شامل بهداشت پلک، تتراسیکلین سیستمیک، مترونیدازول موضعی یا ژل آزلاییک اسید ۱۵% است. با این حال، ژل آزلاییک اسید از مترونیدازول تحریککنندهتر است و باید به بیماران توصیه شود از مصرف ژل اطراف چشمها خودداری کنند. بیماران مبتلا به روزاسه شدید ممکن است دچار نئوواسکولاریزاسیون و اسکار قرنیه شوند؛ این بیماران باید به چشمپزشک ارجاع شوند.
▪ هرپس سیمپلکس و هرپس زوستر چشمی
درگیری لبه پلک در هرپس سیمپلکس ناشایع است و با دستههایی از وزیکولهای کوچک همراه با تورم و قرمزی پلک به صورت یک طرفه تظاهر میکند. در برخی موارد، وزیکولها بسیار مخفی هستند یا قبلا پاره شده به اروزیون تبدیل شدهاند که در این صورت تشخیص را پیچیده میکنند . وزیکولها به طور تیپیک دلمه بسته و بدون اسکار بهبود مییابند.
هرپس زوستر چشمی وضعیت شایعی است که در منطقه توزیع عصب ششم به صورت یک طرفه تظاهر میکند. بثورات ماکولوپاپولر دردناک، همراه با وزیکول، دلمه، زخم، قرمزی و تورم ظاهر میشوند. این وضعیت اکثر موارد در بزرگسالان سالمند رخ میدهد. بیماران عمدتا به سردرد، تب و بیحالی دچار میشوند. درمان با عوامل ضد ویروسی سیستمیک اندیکاسیون دارد و باید ارجاع به چشمپزشک برای ارزیابی عواقبی همچون بیماری قرنیه یا ایریت (التهاب عنبیه) صورت گیرد.
▪ تومورهای بدخیم
کارسینوم سلول بازال(BCC)، ۹۰% از تمامی تومورهای بدخیم لبه پلک را به خود اختصاص میدهد، در حالی که این رقم برای کارسینوم سلول سنگفرشی(SCC) ۵% است. هر دو نوع تومور به طور عمده در سالمندان، افراد با پوست روشن و شرح حال مواجهه مزمن با نور آفتاب رخ میدهد، ضایعات اغلب بر روی پلک تحتانی و کانتوس داخلی ایجاد میشوند. تظاهرات بالینی گوناگون است اما یافته شایع وجود یک ندول همراه با تلانژکتازی است که ممکن است زخمی شود. درمان انتخابی هر دو نوع تومور جراحی میکروگرافیک موس (Mohs) است.
کارسینوم سباسه ۵%-۱% از تومورهای بدخیم پلک را به خود اختصاص میدهد. کارسینوم مجزای سباسه بدون درد است و به صورت ندولهای غیرحساس که از غدد میبومین یا زایس یا غدد سباسه کارونکل منشا میگیرند تظاهر میکند. این ضایعات ممکن است از شالازیون مزمن تقلید کنند و اغلب در پلک فوقانی و کارونکل یافت میشوند، این تومورها از سرطان سلول سنگفرشی و بازال مهاجمترند. درمان آنها برداشت جراحی وسیع است.
▪ بیماریهای سیستمیک
بیماریهای سیستمیک نظیر میکسدم، بیماری کلیه، نارسایی احتقانی قلب و نشانگان ورید اجوف فوقانی ممکن است با تورم اطراف اربیت تظاهر کنند. ادم منتشر یا منطقهای و نیز سایر نشانهها و علایم مخصوص هر یک از این بیماریها نیز قاعدتا وجود دارد. «بثورات هلیوتروپ» در اطراف چشم ممکن است اولین نشانه درماتومیوزیت باشد که یک میوپاتی التهابی ایدیوپاتیک است. سایر بیماریهای سیستمیک همراه با بثورات مجزای پلک عبارتند از
ـ آمیلوییدوز
ـ لوپوس اریتماتوی دیسکویید
ـ نشانگان شوگرن
ـ وگرانولوماتوز وگنر
تنبلی چشم (Amblyopia)
● علائم تنبلی چشم:
تنبلی چشم معمولاً در سنین زیر ۶ سال ایجاد شده و اغلب توسط والدین، معلمان، و یا پزشک کشف می شود. در سنینی که کودک قادر به بیان مشکلات خود می باشد ممکن است از ضعف بینایی، خستگی چشم و یا سردرد شکایت داشته باشد. اما در اغلب موارد کودک شکایتی ندارد و ممکن است علایم بیماری های مسبب تنبلی چشم نظیر انحراف چشم و کدورت های مسیر بینایی مثل آب مروارید و کدورت قرنیه منجر به تشخیص شوند. ولی زمانیکه تنبلی چشم ناشی از عیوب انکساری باشد تشخیص آن مشکل است زیرا کودکان به راحتی توسط چشم دیگر می بینند و کمبود دید در چشم بیمار را جبران می کنند. به همین دلیل والدین و معلمان باید به وضعیت دید کودکان توجه ویژه ای داشته باشند.
● درمان تنبلی چشم:
خوشبختانه تنبلی چشم در صورتیکه در زمان مناسب تشخیص داده شود براحتی قابل درمان است. درمان تنبلی چشم معمولاً بصورت بستن چشم سالم و وادار کردن مغز به دیدن با چشم تنبل است. این درمان ممکن است هفته ها و یا حتی ماه ها طول بکشد که البته چشم سالم باید به تناوب باز شود. در مواردی که تنبلی ناشی از عیوب انکساری است تجویز عینک یا لنز سبب وضوح تصویر در چشم معیوب و درمان تنبلی خواهد شد. مواردی نیز که تنبلی ناشی از انحراف چشم است با جراحی و اصلاح انحراف قابل درمان است. نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که مسیر های بینایی تا سنین ۸ تا ۱۰ سالگی تکامل می یابند و درمان تنبلی چشم بعد از این سنین امکان پذیر نیست. بنابراین در صورتیکه چشم تنبل در سنین پایین درمان نشود بعد از سن ۱۰ سالگی در اکثر موارد هیچ درمانی نخواهد داشت و ممکن است منجر به از دست رفتن شدید دید در یک چشم شود.
برای جلوگیری از تنبلی چشم، کودک باید بعد از تولد در زایشگاه توسط متخصص کودکان و در سنین ۳ تا ۴ ماهگی و ۲ تا ۳ سالگی توسط چشم پزشک معاینه شود. خوشبختانه اخیراً در ایران طرحی برای جلوگیری از تنبلی چشم اجرا شده است که در آن کلیه کودکان مهد کودک ها و آمادگی به رایگان تحت معاینه قرار می گیرند. بنابراین توصیه می شود در صورتیکه کودک خود را نزد چشم پزشک نبرده اید و کودک شما در سنین کودکستان و آمادگی است با شرکت در این طرح از سلامت بینایی کودک خود اطمینان یابید.
تنبلی چشم(امبلیوپی)
در بیشتر موارد اًمبلیوپی یك طرفه است یعنی فقط یك چشم كاهش بینایی دارد . اَمبلیوپی یك طرفه در نیمی ازموارد با لوچی چشم (استرابیسم) و در موارد كمتری با عارضه ای بنام اًنیزمتروپی (یعنی نا مساوی بودن اندازه تصویر یك شیئی در دو چشم كه ناشی از اختلاف قدرت دو چشم یا همان اختلاف نمره عینك اًنها است ) همراه است . خطر از دست رفتن بینایی در اثر اًمبلیوپی در شیرخواران نارس ، در نوزادان كم وزن ، و در نوزادانی كه از والدین مبتلا به اًمبلیوپی متولد شده اند چهار برابر معمول است .
● تنبلی چشم (امبلیوپی ) چیست ؟
مراكز عصبی مربوط به بینایی از بدو تولد تا حدود ۱۲ سالگی در حال تكامل هستند و حداكثر سرعت این روند در شیرخوارگی اتفاق می افتد . با رسیدن ۱۲ سالگی بینایی حالت تثبیت شده ای می یابد . در طی این دوره به خصوص در اوایل زندگی كودك (سه سال اول) هر گونه عاملی كه سبب شود كودك دید خوبی نداشته باشد و تصویر واضحی از اشیاء دوروبرش روی پرده شبكیه چشمش تشكیل نشود . رشد وتكامل بینایی دچار وقفه می شود كه نتیجه اًن پایین افتادن میزان بینایی طفل خواهد بود . این سخن معنی اش این است كه ممكن است چشم ظاهری كاملا معمولی داشته باشد اما از بینایی خوب و طبیعی برخوردار نباشد . محرومیت چشم از برخورد و دیدن تصاویر دارای طرح و شكل در طی سه ماهه اول بعد از تولد باعث كاهش شدید ،عمیق ، و دایمی در میزان دید سه بعدی و تیز بینی در چشم مربوطه خواهد شد.
همین محرومیت چشم در سنین قبل از۵ /۲ سالگی برای یك مدت سه ماهه یا بیشتر می تواند باعث كاهش تیز بینی به حد ۱۰/۱(۲۰/۲ )یا كمتر شود كه بینایی بسیار ضعیفی است . (بینایی طبیعی ۱۰/۱۰ یا بر حسب یارد ۲۰/۲۰ است كه معدل ۶/۶ واحد متری است .) اگر محرومیت تصویری بین ۵ / ۲ سالگی تا ۸ سالگی شروع بشود بینایی با سرعت كمتری رو به افول می گذارد و احتمال بیشتری برای پاسخ دادن به درمان وجود دارد . وضعیت مشابه البته با شدت كمتر دركودكانی دیده می شود كه اًمبلیوپی اًنها ناشی از لوچی (انحراف چشم ) یا ضعف بینایی Optical Defocus است . سرعتی كه با اًن در دوران طفولیت تنبلی چشم بیشرفت می نماید با سن نسبت معكوس دارد هر چه طفل كم سن تر باشد سرعت پیشرفت عارضه بیشتر است .
سرعت بازگرداندن نقیصه ایجاد شده ، نیز عكس سن كودك است یعنی كودك كم سن تر سریعتر و كامل تر به درمان پاسخ می دهد . اصلاح اًمبلیوپی همچنین در تكامل دید واحد دو چشمی تاثیر اساسی دارد كه میزان اًن منوط به زمان تشخیص و موفقیت درمان است .
وجود یك تصویر كاملا واضح بر روی شبكیه در طول دوره كودكی ، لازمه رشد طبیعی بینایی است. اساس و زیر بنای درمان اًمبلیوپی نیز بر همین معنا استوار است. یعنی نقش تمام درمان های موثر بر اًمبلیوپی فراهم كردن یك تصویر واضح در چشم (یا چشم های) گرفتار است كه البته در بسیاری موارد با خاموش ساختن موقت چشم سالم بوسیله بستن یا تاركردن اًن همراه است . تصور می شود كه این درمان با تحرك بیشتر بینایی در چشم گرفتار به اًن اجازه می دهد خوراك عصبی بیشتر و وسیع تری به مناطق بینایی مغز ارسال نماید .
● چه عواملی سبب ایجاد تنبلی چشم (اًمبلیوپی ) می شود؟
تمام انواع اًمبلیوپی به هر حال ناشی از غیر طبیعی بودن پیام بینایی است كه از چشم به مراكز عصبی اًن ارسال می شود. این عوامل را می توان به ترتیب از پرخطر تا كم خطر به سه گروه تقسیم كرد:
۱) محرومیت چشم از دریافت تصاویر
۲) تاری دیدگان
۳) لوچی یا انحراف چشمی
الف) محرومیت از تصاویر
برای تشكیل تصویر اشیاء بر روی شبكیه ضروری است امواج نوری شیئی مربوطه از محیط های شفاف چشم یعنی قرنیه ، سوراخ مردمك ، عدسی، و محیط ژله مانند جلوی شبكیه عبور كند . اگر به نحوی این محیط، كدورت داشته باشند .این امواج به طور صحیح و كامل به شبكیه نخواهد رسید . به عنوان مثال محرومیت از تصویر می تواند نتیجه اًب مروارید مادرزادی كاملا پر (Dense )، پایین افتادگی مادرزادی پلك ، فقدان عدسی چشم و یا یك لك قرنیه شدید باشد . هر یك از عوامل فوق سبب عدم تشكیل تصویر واضح از اشیاء بیرون بر روی شبكیه چشم شیرخوار یعنی محرومیت شبكیه از تصویر خواهد شد. در عین حالیكه نور بطور مبهم به شبكیه خواهد رسید . شیرخوارانی كه از ابتدا دچار محرومیت از تصویر هستند در معرض بیشترین خطر قرار دارند . گزارشات كلینیكی مربوط به دهه گذشته حاكی از این است كه اگر جراحی و تصحیح بینایی ، قبل از سه ماهگی انجام شود در غالب اوقات نتایج نسبتا خوب از لحاظ بینایی بدست می اًید . بدیهی است هر چه رفع نقص مربوطه به روز اول تولد نزدیك تر باشد بینایی بهتری عاید خواهد شد. عقب انداختن جراحی به زمانهای بعد از سه ماهگی احتمال بدست اًوردن دید مناسب ( نیستاگموس ) را در بردارد .شایان ذكر است كه درمان اًمبلیوبی بعد از عمل جراحی موارد فوق هم بایستی لاینقطع تارسیدن به حدود ۹ سالگی ، یعنی زمانی كه دیگر خطری وجود ندارد ، ادامه یابد .
ب) تاری دیدگان
این حالت ناشی ازعیوب انكساری ( از قبیل نزدیك بینی ، دور بینی و اًستیگماتیسم ) است كه سبب می شود تصویر تشكیل شده بر روی شبكیه تارومبهم بوده و جزئیات اًن واضح نباشد. تاری دیدگان نسبت به سایر علل اًمبلیوپی كاهش خفیف تری در تیز بینی ایجاد كرده اًمبلیوپی ناشی از اًن سطحی تر است و به درمان نیز مستعدتر می باشد . ضمنا ممكن است هر دو چشم با همین علت دچار اًمبلیوپی بشود . (هردو چشم فوق العاده ضعیف باشند ). از حالتهای شایع تاری دیدگان كه باعث اًمبلیوپی می شود وجود تفاوت میان عیب انكساری یعنی نمره دو چشم است كه در این حالت مغز تدریجا از دریافت تصویر چشم ضعیفتر صرفنظر می نماید و چشم مزبور دچار تنبلی می شود . وجود این اختلاف (به نام اًنیزومتروپی) بیشتر در چشم های دوربین احتمال ایجاد أمبلیوپی دارد . باافزایش مقدار اختلاف میان دو چشم احتمال اًمبلیوپی نیز افزایش می یابد . مطالعات نشان می دهد كه در افراد دوربین چنانچه ۴ دیوپتر (دیوپتر= واحد اندازه گیری همگرایی نور ونمره عینك ) اختلاف بین دو چشم وجود داشته باشد صددرصد احتمال بروز اًمبلیوپی وجود دارد و در افراد نزدیك بین این اختلاف بایستی ۶ دیوپتر باشد . در افراد دوربین با۵/ ۲ دیوپتر اختلاف بین دو چشم و در افراد نزدیك بین با ۴ دیوپتراختلاف ، احتمال بروز اًمبلیوپی به ۵۰ درصد می رسد.
ج) لوچی چشم یا انحراف چشم
در حالت طبیعی هنگام نگاه كردن به یك شیئی از مركز شبكیه های هر دو چشم تحریك عصبی همزمانی به قشر مغز ارسال می شود كه از طریق اًن علیرغم داشتن دو چشم تصویر واحدی از شیئی مورد نظر رویت می شود . در حالت لوچی این وضعیت بهم می خورد و مغز از دریافت تحریك واحد محروم می شود . در واقع در این حالت یكی از چشمها از راستای طبیعی خارج شده و انحراف دارد و از شیئی مورد نگاه تصویری روی مركز شبكیه اًن نمی افتد بلكه تصویر مبهم و ناواضحی از یك شیئی دیگر موجود در فضای اطراف بر روی این نقطه افتاده كه مورد توجه نیست و مغز نیز به بیام عصبی اًن توجه ندارد . ادامه ،این امر تدریجا به تنبلی و عدم تكامل اًن چشم منجر می شود .
مشاهدات كلینیكی حاكی از این است كه چیزی حدود ۴۰ درصد بیماران مبتلا به لوچی كه به چشم پزشك مراجعه كرده اند در همان زمان اًمبلیوپی هم داشته اند .
در این انواع گوناگون لوچی ،مواردی كه یكی از چشم ها به طور ثابت انحراف داشته و چشم دیگر به طورپیوسته برای نگاه كردن مورد استفاده قرار می گیرد اًمبلیوپی اتفاق می افتد . در مواردی كه از هر یك از دو چشم به طور متناوب در امر نگاه كردن استفاده می شود احتمال اًمبلیوپی وجود ندارد گرچه دراین گروه خوش شانس ترنیز بهرحال تكامل سه بعدی مختل است.● پیشگیری و درمان
تنها راه پیشگیری از تنبلی چشم تشخیص سریع وهر چه زودتر عواملی است كه منجر به این تنبلی می شوند ، چون این تشخیص وقتی مثمرالثمر است كه فرصت درمان اًمبلیوپی وجود داشته باشد یعنی زمانی كه سیستم های عصبی چشم هنوز تثبیت نشده و تاثیر پذیر هستند . هرچه این شانس زودتر به كودك داده شود اولا میزان تنبلی چشمی ایجاد شده كمتر بوده و ثانیا كودك در سن پایین تر پاسخ سریع تری به درمان می دهد . از اًن جایی كه شروع اًمبلیوپی عمدتا در سنینی است كه كودك قادر به تكلم نیست كشف اًن نسبتا مشكل است . به همین ترتیب درمان اًن نیز مشكل خواهد بود . چون كودكان معمولا روش هایی كه برای درمان تنبلی چشم به كار می رود -از قبیل بستن چشم سالم تر یا تاركردن دید اًن - را دوست ندارد و ممكن است در اوایل همكاری لازم را نكنند و مانع انجام اًن شوند. فهم مشكل توسط والدین و توجیه شدن اًنها كلید موفقیت درمان است و بدون اًن هیچ كاری نمی توان كرد. مدت درمان معمولا یك دوره طولانی گاها چند ساله است و در طی این دوره نیاز به مراجعات مكرر و پی در پی به طبیب معالج هست . این خود عامل دیگری است كه به شدت نیازمند درك و همكاری كامل والدین كودك است .
● بیماریابی
بدیهی است كه طفل شیرخوار از علامت خاصی از قبیل دید كم یا دوبینی شكایت نمی كند و در ظاهر بدون علامت جلوه می كند . به این دلیل بیماری یابی یا معاینه غربالی (Screening) برای تمام بچه ها توصیه می شود كه از دوره نوزادی شروع شده و تا سالهای نخست دوره دبستان ادامه یابد . بیماریابی زودرس یك عامل مهم و حساس است چون همانطور كه گفته شد فقدان دیدناشی از اًمبلیوپی در صورت تشخیص و درمان سریع امكان بهبودی بیشتری دارد ، وجوان هجده ساله ای كه موقع معاینه چشم برای امتحان رانندگی تنبلی چشم او كشف شود هیچ شانسی برای درمان ندارد .
بیماریابی (یا معاینه به روش غربالی ) به معنی یك معاینه ساده و سریع است كه در تعداد زیادی افراد به ظاهر سالم در زمان نسبتا كوتاه انجام شود و در بین اًنها علیرغم این كه از عارضه خاصی شكایت ندارند موارد مشكوك كشف شده و برای معاینه كامل تر و دقیق تر به مراكز درمانی تخصصی تر ارجاع شوند . متخصصین اطفال ،پزشكان عمومی و یا تكنسین های بهداشتی در مراكز واكسیناسیون و كلینیك های بهداشتی مادر وكودك وقتی كه كودك به هر دلیل دیگری اًورده شده است می توانند با انجام تست های ساده ای از شیرخواران و اطفال بیماریابی بعمل اًورند . معاینه غربالی در گروه خاصی از اطفال ضروری تر است كه به اصطلاح اًنها را افراد با ریسك بالا یا در معرض خطر می نامند و شامل بیمارانی است كه به طور نارس و یا با وزن كم بدنیا اًمده اند ، نوزادانی كه در حین زایمان دچار صدماتی شده اند، بیمارانی كه عوارض مغزی – عصبی یا تاخیر رشد عصبی دارند ، و بیمارانی كه در خویشاوندان همخون اًنها موردی از اًمبلیوپی یا لوچی تشخیص داده شده و یا ویژگی های ریسك بالا را دارند بایستی برای ارزیابی چشمی جامع تر به متخصص چشم ارجاع شوند (یا خود والدین مراجعه كنند)
درمان معمولا تحت نظر پزشك متخصص چشم انجام می گیرد و این كار باید هرچه زودتر شروع شود. تاكید می شود كه سیر درمان یك دوره طولانی چند ساله است و والدین طفل بایستی استقامت ، پشتكار و حوصله لازم را در طی این دوره داشته باشند و از رفت واًمدها و سایر مسایل جنبی خسته نشوند . راهی جز این وجود ندارد و زمان كودكی تنها زمان دست یابی به درمان است ودر صورت از دست دادن اًن ، این فرصت برای همیشه از دست فرزند شما رفته است .
تا به امروز موثرترین روش درمانی" بستن كامل چشم سالم" و محرومیت موقت این چشم از بینایی است تا چشم تنبل فعالیت عصبی بیشتر و تمام عیارتری داشته باشد. البته رفع هرگونه عیب انكساری خفیف یا شدید ، معمولا به كمك عینك ، گام اول درمان است و استفاده از عینك در طفل هیچگونه محدودیت سنی خاصی ندارد . طول مدت بستن چشم در طی یك روز و ادامه اًن در طی هفته ها و ماهها تابع جداول خاصی است كه در اًنها سن كودك و زمان شروع درمان عامل تعیین كننده اصلی است .
معمولا كودكان بالای یك سال یك دوره تمام وقت را شروع می كنند كه زمان بسته بودن چشم سالم در طی روز شامل تمام روز ( به جز یك ساعت اول صبح پس از بیدار شدن و یك ساعت اًخرشب قبل از خواب ) است . طول دوره اًن نیز یك هفته به ازاء هر سال سن محاسبه می شود . مثلا در یك بچه دوساله به مدت دو هفته هر روز چشم سالم را می بندند ( به جز ساعت اول و اًخر روز) . پس از اًن معمولا مقدار ساعات بستن چشم سالم را در طول روز كاهش داده و به شكل پاره وقت در می اًورند . غالبا ضروری است این درمان حتی تا پایان ۹ سالگی ادامه داشته باشد تا چشم به حالت تثبیت شده برسد . در تمام طول درمان به خصوص در هفته های اول كه برنامه بستن چشم به شكل تمام وقت است ضروری است معاینات با فواصل مشخص و با برنامه ای كه توسط چشم پزشك تعیین می شود انجام گیرد كه هم وضعیت پیشرفت بینایی در چشم تنبل ارزیابی شود و هم چشم سالم بسته شده كنترل شود كه خود دچار تنبلی نشود . یك نكته مهم چگونگی برخورد با كودك در روزهای اول شروع درمان است كه چشم بهتر او بسته می شود و عملا كودك با یك چشم كم بینا باقی می ماند و لذا در مقابل این اقدام درمانی واكنش نشان داده و سعی می كند پانسمان چشمی را بكند. بر والدین طفل است كه حداكثر صبروحوصله و د رعین حال مقاومت در حفظ پانسمان را در روزهای اول به خرج دهند تا تدریجا كودك به وجود اًن عادت نماید . البته افزایش روزانه دید چشم ضعیف نیز به حل مسائل كمك خواهد كرد . گاهی ممكن است برای درهم شكستن مقاومت كودك از اقدامات كمكی مثل بستن اًتل (قطعه ای چوب یا خط كش چوبی باند پیچی شده) در ناحیه اًرنج ها استفاده كرد كه كودك نتواند اًرنج هایش را خم كند و دستش را به چشمهایش برساند.
غیر از روش بستن چشم قوی تر، روش های درمانی دیگری نیز وجود دارد كه ممكن است در بعضی موارد خاص مفید تر باشد ولی عمومیت نداشته و در مجموع سرعت و عمق اثر روش فوق را ندارد.
● ذكر چند نكته :
الف)در مواردی كه اًمبلیوپی ناشی از ضعیفی چشم (عیب انكساری) است معمولا استعمال عینك مناسب همه كاری است كه لازم می اًید ، به خصوص اگر تشخیص عیب در سنین پایین داده شده باشد ونمره عینك زیاد بالا نباشد. در غیر این صورت ممكن است یك دوره كوتاه مدت درمان با بستن چشم بهتر نیز لازم باشد.
ب) در مواردی كه اًمبلیوپی ناشی از لوچی باشد قبل از هر گونه اقدام جراحی برای رفع لوچی ، ضروری است اًمبلیوپی مورد درمان قرار گیرد و پس از مساوی شدن دید چشم لوچ با دید چشم بهتر یا كامل شدن كیفیت نگاه دوختن اًن چشم (Fixation )، بایستی اقدام به جراحی نمود و چشم لوچ را در وضعیت صحیح قرار داد . در طی دوره درمان تنبلی چشم قبل از جراحی ، به مرحله ای می رسیم كه هر یك از چشمها قابلیت نگاه دوختن و حفظ اًن را بدست می اًورند و زمانی كه چشم تنبل نگاه می دوزد چشم سالم انحراف می یابد و با لعكس . یعنی این حالت متناوبا در هر دو چشم قابل تكرار است . ممكن است این تصور پیش بیاید كه قبل از درمان فقط یك چشم چپ بوده ولی حالا كه درمان تنبلی انجام شده چشم سالم هم دچار لوچی شده است . این تصور غلطی است كه غالب والدین به اًن گرفتار می شوند . رسیدن چشم ها به این مرحله یك علامت خوب و دلیل موفقیت درمان تنبلی چشم است و جای هیچگونه نگرانی نیست . در این مرحله با یك عمل جراحی هر دو چشم در وضعیت صحیح قرار خواهند گرفت .
(به ندرت ممكن است عمل جراحی كوچكی بعد از عمل اولیه ضرورت یابد.)
ج) نظارت درمانی بر چشم ها بعد از عمل جراحی نیز بایستی ادامه یابد تا تنبلی عود نكند . البته فواصل معاینات در این دوره طولانی تر خواهد بود تا سرانجام كودك ۹ سالگی را تمام كند .
تومور بدخیم درون چشمی در اطفال
▪ علت بروز این تومور چیست؟
ـ این غده بدخیم در ۳۰ تا ۴۰ درصد موارد دو طرفه است و تومورهای دو طرفه موروثی و اتوزومال غالب است. در نتیجه ۵۰ درصد فرزندان در این افراد به تومور رتینو بلاستوما مبتلا می شوند.
▪ سن ابتلا به این بیماری چند سالگی است؟
ـ سن تشخیص فرم های دو طرفه در دو سالگی و یک طرفه در یک سالگی است. معمولا در سنین بالای هفت سالگی این بیماری بسیار نادر است. در ایران سن تشخیص تومور در حدود ۵/۳ سالگی است.
▪ آیا این تومور علامت خاصی دارد؟
ـ مهم ترین علامت این بیماری وجود یک مردمک سفید است، یعنی چشم طفل مثل چشمان گربه برق می زند.
این علامت در بیش از ۶۰ درصد بیماران دیده می شود. علاوه بر این، گاهی اوقات لوچی چشم یا انحراف چشم و هنگام بزرگ تر شدن تومور، کاهش دید نیز بروز می کند.
توصیه می شود، بدون استثناء بچه هایی که با وزن کم به دنیا می آیند (۵/۱ کیلوگرم) و یا بچه هایی که زودتر از موعد یعنی زودتر از هفت ماهگی متولد می شوند، حتما برای بررسی به نزد چشم پزشک برده شوند.
▪ تشخیص به چه صورت است؟
ـ معمولا چشم پزشک در برخورد با چنین بیماری، برای تشخیص تومور، کودک را بیهوش می کند و با باز کردن مردمک ها، به معاینه و بررسی دقیق می پردازد. البته چون این تومور تمایل گسترش به عصب باصره، مغز و کاسه چشم دارد، با انجام سونوگرافی، سی تی اسکن و MRI میزان گسترش این بیماری را می توان تشخیص داد.
▪ روش درمان چگونه است؟
ـ پس از تشخیص این تومور، ابتدا باید طفل از نظر میزان گسترش بیماری و همچنین درگیری به اندام های دیگر مورد بررسی قرار بگیرد.
این تومور در ممالک پیشرفته تا ۹۵ درصد قابل درمان است. اما مهم ترین مسأله، تشخیص سریع بیماری در کودک است.
اگر بیماری در ابتدای راه باشد، با شیمی درمانی و لیزر شروع به درمان می کنیم، اما در فرم های پیشرفته، تخلیه چشم الزامی است.
▪ توصیه هایی به والدین؟
ـ مهم ترین اقدام ما راهنمایی والدین و آگاه کردن آنها از موروثی بودن خطرات این تومور است. همچنین مراجعه والدین کودک بدون هیچ وقفه ای به یک مرکز مجهز چشم پزشکی برای نجات کودک و حتی چشم کودک، بسیار ضروری است.
بنابراین توصیه می شود، بدون استثناء بچه هایی که با وزن کم به دنیا می آیند (۵/۱ کیلوگرم) و یا بچه هایی که زودتر از موعد یعنی زودتر از هفت ماهگی متولد می شوند، حتما برای بررسی به نزد چشم پزشک برده شوند.
تیرگی دور چشم، علل و راهحل
آقای دکتر، زیر چشمانم همیشه تیره است شما نمیدانید علت این تیرگی چیست؟ آقای دکتر، ممکن است گودی زیر چشمانم ارثی باشد؟دکتر، زیر چشمانم همیشه گود رفته است اما مدتی است این گودی تیره شده و روی چهرهام تاثیر خیلی بدی گذاشته است. آیا میشود کاری کرد؟
اینها پرسشهایی است که شما کمابیش با آنها آشنا هستید. سوالاتی که بیشتر از روی ناامیدی مطرح میشود و پاسخ چندان امیدوارکنندهای ندارد.
آیا واقعا برای چنین افرادی هیچ کاری نمیتوان کرد؟
برای پاسخ به این سوال بد نیست کمی راجع به این بیماری بیشتر بدانیم. بیماری تیرگی زیر چشم یک بیماری ایدیوپاتیک است. به این معنا که علت بیشتر آنها ناشناخته است البته بسیاری از مبتلایان سابقه خانوادگی مثبتی دارند اما از شایعترین علل قابل توجه تیرگی زیر چشمها میتوان به انواع آلرژیها اشاره کرد. آلرژی انواع گوناگونی دارد و از یک حساسیت ساده به بوی گل، گوجهفرنگی و یا گردنآویز شروع میشود و به آلرژی به پنیسیلین، دود سیگار و هوای آلوده و یا حتی به چهره رئیس اداره ختم میشود. بدیهی است درمان آن، استفاده از یک آنتیهیستامین نیست و تنها باید از ماده حساسیتزا دوری جست.
دومین علت شایع کبودی زیر چشم اختلالات خواب است. خیلیها عقیده دارند که یک خواب ۳ تا ۴ ساعته طی شبانهروز جوابگوی نیاز آنها به خواب است اما در واقع اینطور نیست و این افراد بهخاطر داشتن نیروی جوانی، از ذخیره انرژی خود برای سر حال بودن استفاده میکنند، غافل از اینکه این ذخیره انرژی تمامشدنی نیست. کبودی زیر چشمها میتواند اولین علامت تمام شدن این ذخیره محدود باشد. پس اگر رختخواب گرم و نرمی دارید حتما ۷ تا ۹ ساعت در شبانهروز را به خوابیدن روی آن اختصاص دهید.
● خواب داریم تا خواب
عده دیگری که اتفاقا همین مقدار در شبانهروز میخوابند نیز از چشمان کبود خود ناراحت هستند. درست است که آنها ۷ تا ۹ ساعت میخوابند اما چه خوابی؟ کیفیت خواب مهمترین عامل در سرحال بودن و بیمه شدن در برابر بیماریهاست. خیلیها عادت دارند نقشههای روزمره خود را در خواب حلاجی کنند. متن سخنرانیها، متن قراردادها، نوع برخوردها، لوازم مورد نیاز منزل و حساب و کتابهای بانکی و دفتری همه و همه مواردی نیستند که بشود آنها را در خواب حل و فصل کرد.
علاوه بر این، کسانی هستندکه مشکلات چندانی برای حل کردن در زمان خواب ندارند (هرچند تعداد این افراد از انگشتان دست نیز کمتر است) اما این <مرفهین بیدرد> به گونهای دیگر خواب خود را آشفته میکنند و آن مصرف انواع داروهای خوابآور یا محرک است.
● آگهی
اشتباه نکنید، منظورم از این داروها فقط الکل یا قرص اکس نیست. قهوه هم میتواند خواب ناز شما را برهم زند.
بیماریهای هورمونی، عاطفی، روحی روانی و تغذیهای نیز نقش مؤثری در بروز تیرگی زیر چشم دارند اما شاید بتوان کاهش وزنهای ناگهانی به علت رژیمهای نامتعارف را نیز ازجمله علل مهم افتادگی چین و چروک صورت و تیرگی زیر چشم دانست.
● راه حل
اولین و بهترین راه، حل مشکلات یاد شده است. هرچند در موارد مادرزادی حل مشکل چندان آسان بهنظر نمیرسد. استفاده از ماسکهای شبانه علاوه بر فراهمآوردن محیطی مغذی و مرطوب برای پوست صورت، باعث ایجاد آرامش مضاعف برای شما میشود. این امکان را برای پوست شما مهیا میکند که پس از یک روز خستهکننده کاری پوست خود را در بهشت میوهها با گل و بلبل تنها بگذارید. زمانی این تاثیرات دوچندان میشود که در ماسک خود از مواد آنتیاکسیدان یا ضد پیری نیز کمک گرفته شود.
پوست خیار یکی از این مواد معجزهآساست، بنابراین لازم نیست تا شب صبر کنید.
همین حالا دست به کار شوید و اگر مشغول پوستکندن خیار هستید دست نگه دارید. به جای اینکه این پوست باارزش را از روی خیارتان بردارید آن را به صورت نوارهای پهنی برش دهید و زیر چشمانتان بگذارید. البته بهتر است به آنها نمک نزنید!
از ظهر گذشته و تنها پس از یک چرت کوتاه برای کار آماده می شوید. آیا تا به حال نوشیدن یک فنجان چای داغ را فراموش کردهاید؟ از این به بعد گذاشتن چای کیسهای نیمهگرم در زیر چشمانتان را هم فراموش نکنید، چرا که چای با داشتن مقادیر زیادی تانن تاثیر خوبی بر کاهش ورم و بازشدن رنگ صورت شما دارد.
صبح که از خواب بیدار میشوید صورتتان را با آب خنک بشویید.
این باعث میشود رگهای خونی زیر چشمان شما به یک باره بر اثر سردی آب منقبض و پس از چند دقیقه به صورت واکنشی متورم شود. افزایش خونرسانی درمان اصلی کبودی زیر چشم است.
امروزه روش جدیدی به نام مزوتراپی با بهرهگیری از جدیدترین و مؤثرترین داروهای موجود توانسته است در درمان کبودی و پف زیر چشم گام موثر بردارد. از بین این داروها میتوان به ویتامین k، رتینول، ویتامین C، داروهای بازکننده عروق خونی مثل آرتی شوک، انواع اسیدهای میوهای مثل گلیکولیک اسید و مواد مغذی برای سلولهای پوستی شامل اسیدهای چرب و اسیدهای آمینه ضروری برای فعالیت سلولهای پوستی اشاره کرد.
البته این مواد پیش از این در انواع کرمها و لوسیونهای دور چشم بهکار رفته و امتحان خود را پس دادهاند اما از آنجایی که جذب این مواد از روی پوست با محدودیتهایی رو به رو است، تزریق زیر پوستی آنها به روش مزوتراپی درمان را بسیار مطمئنتر کرده است.
یکی دیگر از داروهای پرمصرف در تیرگی زیر چشم، مواد پرکننده و آبرسان است که قادر است خشکی و گودافتادگی پوست زیر چشمها را به شکل قابل قبولی ترمیم کند.
علاوه بر مزوتراپی، قطع یا حداقل کاهش مصرف سیگار، کاهش مصرف نمک و مصرف سبزیها و میوههای حاوی مواد آنتیاکسیدان مثل اسفناج نیز توصیه میشود.
استفاده از پدهای گرم و سرد بهصورت متوالی برای تحریک عروق خونی زیر چشم نیز روش مناسبی است، به شرط اینکه پدها خیلی داغ یا سرد نباشند.
جداشدگی (پارگی) پرده شبکیه
پرده شبكیه بیشتر اكسیژن و مواد مصرفی خود را از یك لایه عروقی به نام مشیمیه (كوروئید) دریافت می كند كه دور تا دور شبكیه را احاطه كرده است. هر گاه ارتباط شبكیه با مشیمیه زیرین قطع شود به دلیل كمبود اكسیژن و مواد غذایی ابتدا شبكیه كاركرد خود را از دست می دهد و فرد دچار مشكل بینایی می شود، به علاوه اگر این وضعیت طول بكشد بافت های شبكیه به تدریج می میرند یا اصطلاحاً دچار نكروز می شوند كه یك وضعیت غیر قابل برگشت است. به همین دلیل جدا شدگی پرده شبكیه یك اورژانس چشم پزشكی تلقی می گردد.
● سوراخ شبكیه (Retinal tear)
سوراخ شبكیه معمولاً در اثر كشش ناگهانی بخشی از شبكیه ایجاد می شود. كره چشم به طور طبیعی توسط ماده ژله مانندی به نام زجاجیه پر شده است. در سنین كودكی و جوانی زجاجیه قوام نسبتاً زیادی مثل سفیده تخم مرغ دارد و در نتیجه تحرك زیادی ندارد و با فشاری كه در داخل به شبكیه وارد می كند آن را سر جای خود، چسبیده به دیوار خارجی چشم نگه می دارد، به علاوه در سنین جوانی زجاجیه در برخی از مناطق اتصالات محكمی به شبكیه دارد. اما به تدریج با افزایش سن زجاجیه قوام خود را از دست می دهد و حالت شل و آبكی پیدا می كند، در نتیجه هم میزان حركت آن زیاد می شود و هم اتصال آن به شبكه سست می شود. در این حالت معمولاً بخش های عقبی زجاجیه از شبكیه جدا می شود، این حالت را جدا شدگی زجاجیه خلفی(posterior vitrous detachment) می گویند كه حالت بسیار شایعی است و در نهایت در اكثر افراد مسن اتفاق می افتد. جدا شدگی زجاجیه خلفی به خودی خود بی خطر است و فقط باعث ایجاد مگس پران (وجود یك سایه متحرك در میدان بینایی) می شود، اما گاهی اوقات در زمان جدا شدن زجاجیه از شبكیه، بخشی از شبكیه نیز كشیده می شود و یك پارگی یا سوراخ در شبكیه ایجاد می شود. از آنجا كه سوراخ پرده شبكیه زمینه ساز اصلی جدا شدگی پرده شبكیه است لازم است كلیه افرادی كه جدیداً مگس پران پیدا كرده اند تحت معاینه دقیق چشم پزشكی قرار گیرند تا در صورت وجود سوراخ در پرده شبكیه اقدام درمانی لازم برای آنها انجام گیرد.
● جدا شدگی پرده شبكیه : (Retinal detachment)
جدا شدگی پرده شبكیه در واقع به معنای جدا شدن لایه های عصبی حساس شبكیه از لایه رنگدانه دار شبكیه است (كه مسؤل تغذیه و متابولیسم شبكیه می باشد). از آن جا كه این عارضه در صورت عدم درمان مناسب باعث كاهش شدید بینایی می شود تشخیص و درمان سریع آن اهمیت فراوانی دارد.
▪ جدا شدگی پرده شبكیه به سه شكل اتفاق می افتد:
نوع اول كه شایعترین شكل جدا شدگی شبكیه است در اثر ایجاد سوراخ در شبكیه پدید می آید، به این صورت كه پس از ایجاد سوراخ در شبكیه، زجاجیه كه حالت آبكی پیدا كرده از راه سوراخ به پشت شبكیه نفوذ می كند و آن را از لایه های خارجی تر جدا می كند. تموج مایع همراه با حركات سر و تأثیر نیروی جاذبه باعث گسترش جدا شدگی شبكیه می شود، به همین دلیل این نوع جدا شدگی پرده شبكیه می تواند به سرعت پیشرفت كند و باعث جدا شدن كامل شبكیه گردد.
نوع دوم كه جدا شدگی كششی (tractional detachment) نام دارد وقتی اتفاق می افتد كه رشته های زجاجیه یا بافت های غیر طبیعی از سمت داخل شبكیه را تحت كشش قرار دهند و آن را از روی بافت های زیرین بلند كنند. این حالت بیشتر در افراد دیابتی اتفاق می افتد.
نوع سوم جدا شدگی شبكیه كه چندان شایع نیست در اثر تراوش یا ترشح غیر طبیعی مایع در حد فاصل شبكیه و بافت های زیرین اتفاق می افتد. این حالت معمولاً ناشی از التهاب، خونریزی یا توده های غیر طبیعی داخل چشم است و به ندرت بصورت خود به خودی اتفاق می افتد. چه كسانی بیشتر در معرض جدا شدگی شبكیه قرار دارند؟
▪ عوامل مختلفی باعث افزایش خطر ابتلا به جدا شدگی شبكیه می شود. مهمترین این عوامل عبارتند از:
ـ سن: جدا شدگی شبكیه به صورت خودبه خودی در افراد زیر ۴۰ سال نادر است و معمولاً در افراد بالای ۵۰ سال رخ می دهد.
ـ نزدیك بینی شدید: در این حالت پرده شبكیه نازك و آسیب پذیر است و احتمال ایجاد سوراخ در آن بیشتر از حالت عادی است.
ـ سابقه جراحی چشمی
ـ دیابت
ـ سابقه خانوادگی جدا شدگی شبكیه یا سابقه این بیماری در چشم دیگر فرد.
ـ ضربه شدید به سر و صورت یا چشم
ـ بیماری، التهاب یا تومور داخل چشمی
● علائم و نشانه ها
▪ جدا شدگی پرده شبكیه می تواند علائم مختلفی را ایجاد كند:
ـ دیدن جرقه های نور در میدان بینایی (به ویژه اگر بخشی از شبكیه تحت كشش باشد احتمال بروز این علامت بیشتر است)
ـ دیدن اجسام شناور در جلوی چشم كه ممكن است به صورت مگس پران، لكه های تاریك یا تار عنكبوت دیده شود.
ـ تغییر شكل و كج و معوج شدن اشیاء مثل وقتی كه فرد از پشت یك شیشه موجدار به چیزی نگاه می كند.
ـ احساس وجود پرده یا سایه در جلوی چشم
ـ كاهش دید ناگهانی
باید توجه داشت كه جدا شدگی پرده شبكیه باعث درد یا قرمزی چشم نمی شود و در مراحل ابتدایی هیچ تغییری در ظاهر چشم ایجاد نمی كند. بنابراین در صورت بروز هر یك از مشكلات فوق در اسرع وقت به چشم پزشك مراجعه كنید.● بررسی و تشخیص
وقتی بیماری با علائم فوق الذكر به چشم پزشك مراجعه می كند، چشم پزشك با معاینه شبكیه، جدا شدگی شبكیه را تشخیص می دهد. برای این منظور معمولاً لازم است مردمك با قطره های مخصوص باز شود و شبكیه با یك وسیله مخصوص به نام افتالموسكوپ بررسی شود. پزشك در این معاینه با بررسی محل و اندازه و نوع جدا شدگی شبكیه در مورد روش درمانی مناسب تصمیم گیری می كند.
در موارد نادری كه مثلاً به علت خونریزی، دیدن شبكیه با دستگاه افتالموسكوپ مقدور نباشد سونوگرافی چشم می تواند اطلاعات مفیدی در مورد وسعت، محل و گاهی علت جدا شدگی شبكیه در اختیار پزشك قرار دهد.
▪ درمان
تنها درمان مؤثر برای جدا شدگی شبكیه، جراحی است. جدا شدگی شبكیه به هیچ وجه خود به خود و یا با مصرف دارو بهبود نمی یابد و باید جراحی هرچه سریع تر انجام شود. نوع جراحی مناسب بر اساس محل، اندازه، نوع و شدت جدا شدگی شبكیه تعیین می شود.
دو اصل اساسی در درمان جدا شدگی شبكیه عبارتند از:
۱) بستن سوراخ ها
نزدیك كردن شبكیه به لایه های زیرین و دیواره خارجی چشم، بطوریكه شبكیه بتواند سر جای خود بچسبد.
بر این اساس روش های درمانی مختلفی وجود دارد:
۲) چسباندن شبكیه با استفاده از لیزر یا انجماد: (Laser Retinopexy)
این روش، روش مؤثری برای بستن سوراخ های شبكیه است اما به تنهایی نمی تواند جدا شدگی شبكیه را درمان كند. در مواردیكه شبكیه سوراخ شده اما هنوز جدا شدگی شبكیه اتفاق نیافتاده است این روش می تواند با بستن سوراخ از جدا شدگی شبكیه جلوگیری كند. در این روش كه با بی حسی موضعی قابل انجام می باشد یا با استفاده از لیزر (از سمت داخل چشم) و یا با استفاده از قلم كرایوتراپی (از سمت خارج چشم) سوختگی هایی در دور تا دور لبه سوراخ ایجاد می گردد. این سوختگی ها باعث چسبندگی بافت ها شده، اتصالات محكمی بین شبكیه و دیواره چشم ایجاد می كند. در نتیجه دور تا دور سوراخ بسته می شود و راه ورود مایع به پشت شبكیه بسته می شود. (لیزر سوختگی حرارتی ایجاد می كند، قلم كرایوتراپی بافت را منجمد می كند و می سوزاند)
▪ چسباندن شبكیه با استفاده از گاز (Pneumatic Retinopexy)
در این روش پس از ایجاد بی حسی موضعی، پزشك یك حباب كوچك گاز را به داخل چشم تزریق می كند. این حباب گاز در داخل چشم متسع می شود و از سمت داخل به شبكیه فشار می آورد و آن را در جای خود نگه می دارد، به علاوه با فشار آوردن بر روی لبه های سوراخ شبكیه باعث بسته شدن سوراخ شده و مانع از نشت مایع به پشت شبكیه می گردد. از آنجا كه گاز در داخل چشم به سمت بالا حركت می كند این روش فقط وقتی موثر است كه جدا شدگی شبكیه در بخش بالایی كره چشم اتفاق افتاده باشد. برای آنكه حباب گاز در جای مناسب قرار گیرد معمولاً به بیمار توصیه می شود كه تا مدتی سرش را صاف نگه دارد و حتی به حالت نشسته بخوابد. حباب گاز معمولاً ظرف ۱۰ روز تا دو هفته جذب می شود پس از این زمان معمولاً با استفاده از لیزر یا قلم كرایوتراپی دور تا دور سوراخ شبكیه سوزانده می شود تا سوراخ مجدداً باز نشود.
▪ باكل اسكلر (Scleral buckle)
این روش، شایع ترین روش درمان جدا شدگی پرده شبكیه است. در این روش یك باكل ( یك اسفنج یا نوار سیلیكونی نرم) با بخیه به اسكلرا ( صلبیه یا همان سفیدی چشم) دوخته می شود و مثل یك كمربند تنگ دیواره خارجی را به سمت داخل فشار می دهد و آن را به شبكیه كنده شده نزدیك می كند تا شبكیه فرصت كند در جای خود بچسبد. در صورتی كه مایع زیادی در پشت شبكیه جمع شده باشد در حین جراحی این مایع تخلیه می شود تا شبكیه سریعتر به دیواره خارجی چشم بچسبد. به علاوه در حین عمل لبه سوراخ های شبكیه نیز با استفاده از لیزر یا قلم كرایوتراپی بسته می شود.
باكل اسكلرا به صورت دائمی در جای خود باقی می ماند و نیازی به خارج كردن ندارد ( مگر آنكه مشكل خاصی ایجاد كند). باكل از بیرون دیده نمی شود و تغییر بارزی در ظاهر چشم ایجاد نمی كند امابه خاطر ایجاد فشار و تغییر شكل كره چشم می تواند باعث نزدیك بینی شود.
▪ ویتركتومی (Vitrectomy)
در مورادی كه روش های ساده تر نتوانند جدا شدگی پرده شبكیه را درمان كنند از جراحی پیچیده تری به نام ویتركتومی استفاده می شود. در مواردی كه سوراخ های شبكیه متعدد یا بسیار بزرگ باشند یا بخش بزرگی از شبكیه جدا شده باشد، در مورادی كه در داخل چشم خونریزی اتفاق افتاده باشد یا شبكیه تحت كشش باشد، معمولاً روش های جراحی ساده تر موثر نیست و باید از جراحی ویتركتومی استفاده شود. (واژه ویتركتومی به معنای خارج كردن مایع زجاجیه از چشم است). در این روش ابتدا زجاجیه با یك وسیله مخصوص از چشم خارج می شود. این وسیله مخصوص با یك تیغه گیوتین مانند بسیار ظریف رشته های زجاجیه را می برد و آن ها را از چشم خارج می كند، به این ترتیب كشش از روی شبكیه برداشته می شود ، به علاوه در صورت وجود خونریزی در داخل چشم، خون به همین ترتیب شسته می شود. سپس به جای زجاجیه سرم نمكی استریل به داخل چشم تزریق می شود. (جایگزین كردن زجاجیه با سرم نمكی اختلالی در بینایی فرد ایجاد نمی كند). در نهایت سوراخ های شبكیه با استفاده از لیزر بسته می شود.
گاهی برای آنكه شبكیه بهتر در جای خود قرار بگیرد مایعات سنگین (مثل پرفلورون) به داخل چشم تزریق می شود تا شبكیه را در سر جای خود بخواباند، سپس این مایع با سرم نمكی عوض می شود. گاهی هم علاوه بر سرم نمكی یك حباب گاز قابل اتساع به داخل چشم تزریق می شود تا بخش های بالایی شبكیه را در جای خود نگه دارد.
گاهی همراه با جراحی ویتركتومی از باكل اسكلرا هم استفاده می شود تا فشار خارجی هم به چسباندن مجدد شبكیه كمك كند.در موارد خاصی كه روش های فوق مؤثر نیستند پس از انجام ویتركتومی ماده خاصی به نام روغن سیلیكون تزریق می شود تا كره چشم را از داخل پر كند و با فشار داخلی شبكیه را در جای خود نگـه دارد. وقتی روغن سیلیكون در داخل چشم است دید شدیداً مختـل می شود. پس از چند ماه كه شبكیه در جای خود چسبید با یك جراحی مجدد روغن خارج و سرم نمكی به جای آن تزریق می گردد.
▪ مراقبت های پس از عمل
پس از جراحی، به خصوص باكل اسكلرا و ویتركتومی تا چندین روز چشم دردناك و حساس است. معمولاً لازم است قطره های آنتی بیوتیك تا یكی دو هفته و قطره های ضد التهاب تا چند هفته پس از جراحی استفاده شود. گاهی قطره های دیگر (مثل داروهای پایین آورنده فشار چشم و یا قطره های گشاد كننده مردمك) نیز استفاده می شود. در صورتیكه حباب گاز به داخل چشم تزریق شده باشد فرد باید تا یكی دو هفته سرش را صاف نگه دارد و حتی برای خوابیدن هم در وضعیت نیمه نشسته قرار گیرد و به هیچ وجه طاقباز نخوابد.
بطور كلی پس از جراحی شبكیه لازم است فرد مرتباً جهت كنترل وضعیت شبكیه و جلوگیری از عوارض احتمالی به چشم پزشك مراجعه كند.
▪ نتیجه جراحی
نتیجه جراحی چسباندن شبكیه به دو عامل مهم بستگی دارد:
ـ طول مدت زمانیكه شبكیه از جای خود كنده شده بوده است.
ـ وضعیت مركز بینایی (ماكولا)
ماكولا یا مركز بینایی بخش مركزی شبكیه است كه مسئول دید دقیق مستقیم است. در صورتیكه قبل از عمل ماكولا از جای خود كنده نشده باشد نتیجه عمل نسبتاً خوب است بطوریكه بیش از ۲/۳ بیماران پس از عمل دید كافی برای مطالعه خواهند داشت اما در صورتیكه ماكولا از جای خود كنده شده باشد بیمار پس از عمل دید ضعیفی خواهد داشت.
بهترین نتیجه جراحی وقتی اتفاق می افتد كه پرده شبكیه ظرف یكی دو هفته در جای خود چسبانده شود، در مواردیكه جدا شدگی پرده شبكیه مدت زیادی طول بكشد پس از عمل بیمار دید رضایت بخشی نخواهد داشت.
بطور كلی در ۹۰ تا ۹۵% موارد با یك یا چند عمل جراحی شبكیه در جای خود می چسبد، اما باید توجه داشت كه چسبیدن شبكیه در محل آناتومیك خود لزوماً باعث بهبود دید فرد نخواهد شد. همانطور كه گفته شد وضعیت دید پس از عمل به وضعیت ماكولا و مدت زمانیكه شبكیه از جای خود جدا شده بوده بستگی دارد. بطور كلی هرچه جداشدگی پرده شبكیه كوچكتر و از مركز شبكیه دورتر باشد نتیجه جراحی بهتر و هر جه جدا شدگی بزرگتر و به مركز شبكیه نزدیك تر باشد نتیجه بدتر خواهد بود.
● پیشگیری
تشخیص سریع كلید درمان موفقیت آمیز پارگی شبكیه است. اطلاع از كیفیت دید در دو چشم اهمیت اساسی دارد. توصیه می شود كه كلیه افراد در معرض خطر (افراد نزدیك بین، بیماران دیابتی، كسانیكه سابقه شخصی خانوادگی جدا شدگی پرده شبكیه دارند) روزانه در منزل دید چشمهایشان را كنترل كنند برای این منظور باید دید هر یك از چشم ها بصورت جداگانه با بستن چشم مقابل كنترل گردد و در صورت بروز هر تغییری در دید چشم ها در اسرع وقت (حداكثر ظرف۲۴ ساعت) به چشم پزشك مراجعه شود.
در صورت بروز هر یك از علائم زیر حداكثر ظرف ۲۴ ساعت به چشم پزشك مراجعه كنید:
ـ احساس وجود پرده یا سایه در جلوی چشم
ـ دیدن جرقه های نوری
ـ بروز مگس پران جدید و یا افزایش تعداد مگس پران (اجسام شناور در جلوی چشم)
ـ دیدن شبكه های تور مانند در جلوی چشم
ـ هر نوع كاهش دید ناگهانی
تشخیص سریع جدا شدگی پرده شبكیه مهمترین عامل در درمان موفقیت آمیز آن است.
جداشدگی پرده شبکیه
پرده شبکیه بیشتر اکسیژن و مواد مصرفی خود را از یک لایه عروقی به نام مشیمیه (کوروئید) دریافت می کند که دور تا دور شبکیه را احاطه کرده است. هر گاه ارتباط شبکیه با مشیمیه زیرین قطع شود به دلیل کمبود اکسیژن و مواد غذایی ابتدا شبکیه کارکرد خود را از دست می دهد و فرد دچار مشکل بینایی می شود، به علاوه اگر این وضعیت طول بکشد، بافتهای شبکیه به تدریج می میرند یا اصطلاحاً دچار نکروز می شوند که یک وضعیت غیر قابل برگشت است.
به همین دلیل جدا شدگی پرده شبکیه یک اورژانس چشم پزشکی تلقی می گردد.
جدا شدگی پرده شبکیه به سه شکل اتفاق می افتد:
▪ نوع اول که بسیار شایع تر از بقیه انواع است، بر اثر ایجاد سوراخ در شبکیه پدید می آید، به این صورت که پس از ایجاد سوراخ در شبکیه، زجاجیه (مایع داخل چشم) که حالت آبکی پیدا کرده، از راه سوراخ به پشت شبکیه نفوذ می کند و آن را از لایه های خارجی تر جدا می کند. اکثراً این سوراخ به دنبال جدا شدن مایع سفت زجاجیه از پرده شبکیه ایجاد می شود. یکی از علایم شایع در مراحل اولیه مگس پران و جرقه است.
▪ نوع دوم که جدا شدگی کششی نام دارد، وقتی اتفاق می افتد که رشته های زجاجیه یا بافتهای غیر طبیعی از سمت داخل شبکیه را تحت کشش قرار دهند و آن را از روی بافتهای زیرین بلند کنند. این حالت بیشتر در افراد دیابتی اتفاق می افتد.
▪ نوع سوم جدا شدگی شبکیه که چندان شایع نیست، بر اثر تراوش یا ترشح غیر طبیعی مایع در حد فاصل شبکیه و بافتهای زیرین اتفاق می افتد. این حالت معمولاً ناشی از التهاب، خونریزی یا توده های غیر طبیعی داخل چشم است و بندرت به صورت خود به خودی اتفاق می افتد.
افراد با خطر بالا برای جدا شدگی شبکیه شامل سن بالا، نزدیک بینی با شماره بالا، سابقه خانوادگی جدا شدگی شبکیه، دیابت، ضربه به چشم و بیماریهای التهابی و تومور می باشند.
● علایم
▪ دیدن جرقه های نور در میدان بینایی (بویژه اگر بخشی از شبکیه تحت کشش باشد، احتمال بروز این علامت بیشتر است)
▪ دیدن اجسام شناور در جلوی چشم که ممکن است به صورت مگس پران، لکه های تاریک یا تار عنکبوت دیده شود.
▪ تغییر شکل و کج و معوج شدن اشیا مثل وقتی که فرد از پشت یک شیشه موجدار به چیزی نگاه می کند.
▪ احساس وجود پرده یا سایه در جلوی چشم
● کاهش دید ناگهانی
باید توجه داشت که جدا شدگی پرده شبکیه باعث درد یا قرمزی چشم نمی شود و در مراحل ابتدایی هیچ تغییری در ظاهر چشم ایجاد نمی کند. بنابراین در صورت بروز هر یک از مشکلات فوق در اسرع وقت به چشم پزشک مراجعه کنید.
● تشخیص
تشخیص توسط چشم پزشک با معاینه شبکیه انجام می شوند. برای این منظور معمولاً لازم است مردمک با قطره های مخصوص باز شود و شبکیه با یک وسیله مخصوص به نام «افتالموسکوپ» بررسی شود. پزشک در این معاینه با بررسی محل و اندازه و نوع جدا شدگی شبکیه در مورد روش درمانی مناسب تصمیم گیری می کند.
در موارد نادری که مثلاً به علت خونریزی، دیدن شبکیه با دستگاه افتالموسکوپ مقدور نباشد، سونوگرافی چشم می تواند اطلاعات مفیدی در مورد وسعت، محل و گاهی علت جدا شدگی شبکیه در اختیار پزشک قرار دهد.
● درمان
تنها درمان مؤثر برای جدا شدگی شبکیه، جراحی است. جدا شدگی شبکیه به هیچ وجه خود به خود و یا با مصرف دارو بهبود نمی یابد و باید جراحی هرچه سریع تر انجام شود. نوع جراحی مناسب بر اساس محل، اندازه، نوع و شدت جدا شدگی شبکیه تعیین می شود.
دو اصل اساسی در درمان جدا شدگی شبکیه عبارتند از:
▪ بستن سوراخها
▪ نزدیک کردن شبکیه به لایه های زیرین و دیواره خارجی چشم، به طوری که شبکیه بتواند سر جای خود بچسبد.
بر این اساس روشهای درمانی مختلفی وجود دارد:
▪ چسباندن شبکیه با استفاده از لیزر یا انجماد: در این روش دور تا دور سوراخ لیزر یا منجمد می شود تا سوراخ بسته شود. این روش فقط برای بستن سوراخ است.
▪ چسباندن شبکیه با استفاده از گاز: برای بعضی از انواع جدا شدگی شبکیه مؤثر است.
▪ باکل اسکلر: این روش، شایع ترین روش درمان جدا شدگی پرده شبکیه است. در این روش یک باکل ( یک اسفنج یا نوار سیلیکونی نرم) با بخیه به اسکلرا (صلبیه یا همان سفیدی چشم) دوخته می شود و مثل یک کمربند تنگ دیواره خارجی را به سمت داخل فشار می دهد و آن را به شبکیه کنده شده نزدیک می کند تا شبکیه فرصت کند در جای خود بچسبد.
در صورتی که مایع زیادی در پشت شبکیه جمع شده باشد، در حین جراحی این مایع تخلیه می شود تا شبکیه سریع تر به دیواره خارجی چشم بچسبد. به علاوه در حین عمل لبه سوراخهای شبکیه نیز با استفاده از لیزر یا قلم کرایوتراپی بسته می شود.
باکل اسکلرا به صورت دائمی در جای خود باقی می ماند و نیازی به خارج کردن ندارد ( مگر آنکه مشکل خاصی ایجاد کند). باکل از بیرون دیده نمی شود و تغییر بارزی در ظاهر چشم ایجاد نمی کند، اما به دلیل ایجاد فشار و تغییر شکل کره چشم می تواند باعث نزدیک بینی شود.
▪ ویترکتومی: در موارد شدید، پیشرفته و عارضه دار جدا شدگی شبکیه از روشهای فوق نمی توان برای درمان استفاده کرد. روش ویترکتومی، جراح را قادر می کند که به طور مستقیم طی عمل جراحی وارد چشم شود و مایع داخل چشم (زجاجیه) را بر دارد، سوراخ شبکیه را ببندد و سپس با تزریق مواد خاصی داخل چشم سبب چسبیدن شبکیه گردد.
● نتیجه جراحی
نتیجه جراحی چسباندن شبکیه به دو عامل مهم بستگی دارد:
▪ طول مدت زمانی که شبکیه از جای خود کنده شده بوده است.
▪ وضعیت مرکز بینایی (ماکولا)
ماکولا یا مرکز بینایی بخش مرکزی شبکیه است که برای دید دقیق مستقیم است. در صورتی که قبل از عمل، ماکولا از جای خود کنده نشده باشد نتیجه عمل نسبتاً خوب است، اما در صورتی که ماکولا از جای خود کنده شده باشد، بیمار پس از عمل دید ضعیفی خواهد داشت.
نتیجه بهتر موقعی حاصل می شود که عمل جراحی خیلی زود پس از اتفاق افتادن جدا شدگی شبکیه انجام شود.
همان طور که گفته شد، وضعیت دید پس از عمل به وضعیت ماکولا و مدت زمانی که شبکیه از جای خود جدا شده بوده، بستگی دارد. به طور کلی هرچه جداشدگی پرده شبکیه کوچکتر و از مرکز شبکیه دورتر باشد، نتیجه جراحی بهتر و هر جه جدا شدگی بزرگتر و به مرکز شبکیه نزدیکتر باشد، نتیجه بدتر خواهد بود.
● پیشگیری
در صورت بروز هر گونه علامت؛ احساس وجود پرده یا سایه در جلوی چشم، دیدن جرقه های نوری، بروز مگس پران جدید و یا افزایش تعداد مگس پران (اجسام شناور در جلوی چشم)، دیدن شبکه های تور مانند در جلوی چشم، هر نوع کاهش دید ناگهانی سریعاً برای بررسی بیشتر به چشم پزشک مراجعه نمائید.
چپی و تنبلی چشم
استرابیسم، دریک خط قرار نداشتن چشمها (ناقرینهگی misalignment) بیشتر بچههایی را دچار میکند که دوربین هستند (Hyperopia= Farsighted) از نوع اسوتروپیا و چون نمیتوانند روی اشیای نزدیک تطابق کنند به این نارسایی مبتلا میشوند. در نوع اکسوتروپیا بیشتر بچههایی دچارمیشوند که بر عکس نوع اول نزدیک بین هستند (Myopia= nearsighted) و برای دیدن راه دور باید تطابق کنند و به علاوه مواقعی که خسته یا مریض هستند و یا در حالی که بیدار هستند، خواب و خیال میکنند چشم آنها آسیب میبیند (reverie=daydream).
در دید طبیعی که چشمها سالم هستند (emmetropia) و با هر دو چشم یک نقطه هدفگیری میشود، در مرکز بینایی، مغز برای تصویر معینی هر دو چشم را مثل هم در نظر میگیرد و یک نوع دستور دید صادر میکند ولی در بچهیی که استرابیسم دارد ممکن است مغز چشم معیوب را ندیده بگیرد و در درجه اول به چشم سالم توجه کند و در نتیجه تصویری که به دست میآید depth perception نیست (یعنی قضاوت از نظر فاصلهی اشیاء و روابط بین آنها دقیق نیست) و تصاویر سطحی هستند و عمق ندارند و به علاوه مجرای عصبی که بین مغز و چشمها نامتقارن قرار گرفته نمیتواند کارش را به درستی انجام دهد، دید در چشم نامتقارن به طور کامل رشد نمیکند و به شدت دچار نقیصه میشود که اصطلاح تنبلی چشم(amblyopia) به کار میرود که به درمان سریع قبل از ۶ سالگی نیاز دارد تا از دائمی شدن این پدیده جلوگیری شود. گهگاه استرابیسم در بالغان هم پیدا میشود ولی ازآنجا که مجرای عصبی بین چشم و مغز دیگر در بالغ رشد کافی کرده است، تنبلی چشم عارض نمیشود و در عوض احتمالاً دید دوبل ایجاد میشود (دیدن یک تصویر در ۲ مورد مجزا).
● شیوع و علل:
استرابیسم اختلال شایعی است که در ۴% بچههای آمریکایی وجود دارد و در پسرها و دخترها به طور مساوی ظاهر میشود و ممکن است یک مشکل خانوادگی شود اگر چه در میان بستگان بسیاری از این افراد چنین مشکلی وجود ندارد.
متأسفانه از نظر زیبایی بسیار رنج آور است و این بچهها چه در سنین دبستانی و چه در شرایط دانشگاهی مورد بیمهری اطرافیان قرار دارند و مخصوصاً کمتر خانوادهیی در شرایط ازدواج این معلولیت، را ندیده میگیرند. در بچههایی که استرابیسم دارند اختلالات دیگری که نشانهی وجود ضایعهیی در مغز است دیده میشود از جمله سربرال پالسی (ضایعهیی در مغز که در جنین، در زمان تولد و مدت کوتاهی بعد از تولد پیش میآید و علائم آن عدم هماهنگی در عضلات و صحبت کردن و همین استرابیسم است)، سندرم Down (مونگولیسم یا تریزومی ۲۱ که یک اختلال مادرزادی است و بچه عقب ماندگیروانی مختصر یا شدید دارد و دیگر علائم آن همین استرابیسم، کلهی پهن و کوچک و دستهای پهن با انگشتهای کوچک است) و هیدروسفالی.
استرابیسم خوب شدنی خود به خود (Convergent Strabismus) بیشتر استرابیسمها از نوعی است که یک چشم به طرف داخل چرخیده است.
چشمهای یک نوزاد ممکن است مستقلاً در بدو تولد چرخش داشته باشند ولی تا ۳، ۴ ماهگی متقارن میشوند و تا ۶ ماهگی بچه میتواند با هر دو چشم هم برای دید دور تمرکز کند (Focus & align)َ.
● درمان استرابیسم:
باید همیشه در بچهها، حتی وقتی خیلی کوچک هستند، هرچه زودتر درمان کرد که مبادا به صورت یک نارسایی دائمی درآید و خطر از دست رفتن بینایی و عدم تطابق پیش آید (misalignment) برای درست شدن اسوتروپیا (چرخش یک چشم به داخل) ممکن است عینک داده شود، قدرتی که در شیشهی عینک وجود دارد به رفلکس برقرار شده فرصت میدهد تا ریلاکس شود و چشم کمتر به داخل چرخش کند. گاهی یک منشور(Prism) در داخل عدسی عینک قرار داده میشود تا به اصلاح این نقیصه کمک شود (منشور یک جسم شفاف به صورت چند وجهی است که دستههایاشعه را منعکس میکند). تمرین برای قوی سازی عضلات چشم و آوردن چشم به حالت متقارن پیشنهاد شده است ولی ارزش کمی برای درمان دارد. در بعضی موارد سم بوتولینیوم تیپ A (بوتوکس) در داخل عضلهی چشم تزریق میشود که به طور موقت عضله را فلج میکند و به عضلهی مقابل فرصت میدهد تا توانش زیادتر شده و چشم را به جای درست خود برگرداند (بوتوکس در طی چند هفته اثرش از بین میرود ولی تغییر برای قرینه شدن چشمها ممکن است دائمی شود).
بسیاری از اشخاصی که استرابیسم دارند به ترمیم به صورت جراحی نیاز دارند. جراحی در بچهها زیر بیهوشی عمومی و در اتاق عمل بیمارستان صورت میگیرد ولی در بزرگسالها با بیهوشی موضعی و در مراکز درمانی سرپایی امکان پذیراست.
عمل سادهیی است که جراح با یک برش به عضلاتی که حرکت کرهی چشم را کنترل میکنند دسترسی پیدامیکند و پوزیشن آنها را تغییر میدهد تا چشم به وضع نرمال درآید. بسته به شرایط شخص، یک چشم و یا هر دو چشم دستکاری میشود.
بهبودی بعد از عمل سریعاً صورت میگیرد و بیشتر افراد در عرض چند روز فعالیتهای روزمرهی خود را از سر میگیرند. برای بعضیها بعد از جراحی عینک هم داده میشود و در مواردی ۲ تا ۳ مرتبه جراحی ضرورت پیدا میکند تا چشمها مستقیم نگهداشته شوند.
درمان استرابیسم از هر جهت از جمله سالم سازی دید و زیبایی و پذیرفته شدن شخص در اجتماع مخصوصاً برای ازدواج و ارجاع پستهای بزرگ بسیار اثر بخش است و اگر به محض مسلم شدن وجود استرابیسم و در همان دوران کودکی درمان و جراحی صورت گیرد به احتمال زیاد دید کاملاً طبیعی به شخص برگردانده میشود.
● Amblyopia تنبلی چشم:
به سازمانهای بهداشتی درمانی باید خدا قوت بگوئیم که با صرف وقت و هزینهی زیاد در سراسر مملکت اقدام به تشخیص و درمان بچهها قبل از ۶ سالگی کرده است، درمان که خرجی ندارد و فقط چشم سالم را باید به مدت طولانی و گاهی ۲، ۳ سال بسته نگهداشت(Paching) ولی تشخیص گاهی بسیار مشکل و دقیق است که اقدام شده است (خیلیها هنوز هم باور ندارند که چنین کار با ارزشی صورت گرفته باشد!).
دید کم و ضعیف در یک چشم که ناشی از نارسایی در رشد طبیعی در دوران کودکی است را اصطلاحاً چشم تنبل میگویند که از غیر طبیعی شدن فونکسیونل و ساختمانی چشم بعد از تولد به وجود میآید. مرکز بینایی مغز معمولاً از تولد تا ۵ تا ۶ سالگی رشد میکند و اگر تا آن موقع رشد نکند ممکن است پدیدهی دیدن برای همیشه نارسا شود. نوزاد میتواند ببیند ولی باید بتواند تمرکز کند و تصاویر را هماهنگ کند به قسمی که با هر دو چشم فقط یک تصویر و به صورت ۳ بعدی مشاهده شوند.
اگر دید یک چشم نارسا باچشم سالم متقارن نباشد عصبی که بین آن چشم و مغز ارتباط برقرارمیکند، ممکن است به خوبی رشد نکند و مغز تصمیم میگیرد که آن چشم آسیب دیده را ندیده بگیرد و فقط با چشم بهتر کار بکند و این روند تنبلی چشم یعنی نارسایی رشد طبیعی دید در چشم صدمه دیده را آشکار میکند.
مهم است که بدانیم تنبلی چشم مادرزادی نیست بلکه دردوران کودکی ایجادمیشود.
تنبلی چشم ممکن است بر اثر هر نوع بیماری که از تمرکز واضح (clear focusing) جلوگیری کند پیش بیاید. بیشترین علت تنبلی چشم استرابیسم است. سایر علل عبارتند از دور بینی، نزدیک بینی، و آستیگماتیسم که بیشتر در یک چشم شدیدتر است تاچشم دیگر. در موارد نادری پیر چشمی بر اثر آب مروارید (کاتاراکت، تاری عدسی چشم) پیش میآید.
● تشخیص:
به استثنای مواردی که استرابیسم به طور واضح دیده میشود، تشخیص تنبلی چشم ممکن است مشکل باشد. یکی از چشمهای بچه را میبندیم و از او میخواهیم که فقط با یک چشم اشیایی را که جلوی چشم او حرکت میدهیم تعقیب کند.
اگر چشم سالم بسته باشد، بچه سعی میکند که پوشش (Patch) را از چشم سالم بردارد و اگر مانع بشویم بیتابی کرده گریه میکند زیرا با چشم تنبل نمیتواند خوب ببیند. بعد از این تست اصلی و اساسی معاینات بیشتری باید صورت گیرد تا معلوم شود چه اختلافاتی بین دید دو چشم وجود دارد.
تنبلی چشم بعد از ۹ سالگی معمولاً بهبودی پیدا نمیکند و در این صورت ضایعات برگشت ناپذیر دید در چشم بیمار را خواهیم داشت و این قربانیها که در یک چشم خود ضعف دیدن دقیق و تشخیص ابعاد اشیاء را دارند(Poor depth perception) اگر به هر دلیلی چشم سالم آنها آسیب ببیند برای همیشه از نعمت بینایی محروم میشوند.
● درمان تنبلی چشم:
درمان معمولاً بسیار امیدوار کننده است اگر قبل از ۶ سالگی شروع شود، بستن چشم سالم(Patching) به مدت طولانی به قسمتی که بچه فقط با چشم تنبل زندگی کند.
در ضمن اصلاح بیماریهای انکساری مخصوصاً آستیگماتیسم و درمان استرابیسم مخصوصاً باجراحی از اصول مهم درمان تنبلی چشم است. هشدار به پدر مادرها که مبادا تسلیم گریه و زاریهای بچه بشوید. چشم سالم بچه باید شاید چندین سال بسته بماند. بچه را با عقلتان دوست بدارید
چرا چشم شما قرمز می شود ؟
این پرده به طور طبیعی حاوی عروق ظریفی است که با بررسی دقیق قابل مشاهده اند و در صورت تحریک یا التهاب ملتهمه، عروق خونی آن مشخص تر می شوند و چشم قرمز به نظر می رسد.عوامل گوناگونی می توانند سبب التهاب ملتهمه شوند که شایع ترین آنها عبارتند از: عفونت ها، تحریکات محیطی.
از آنجا که ملتهمه بافت ساده ای است به همه محرک ها به یک گونه پاسخ داده و قرمز می شود. ویروس ها شایع ترین علت ورم ملتهمه عفونی هستند. برخی ویروس ها که سبب سرما خوردگی و علائمی مثل گلو درد و آب ریزش بینی می شوند نیز می توانند سبب ورم ملتهمه با علایم قرمزی چشم و ترشح آبکی از هر دو چشم شوند. برخی دیگر ممکن است که تنها یک چشم را عفونی کنند.
ورم ملتهمه ویروسی تنها با ترشحات آبکی همراه است و یک تا دو هفته طول می کشد تا بهبود یابد.
عفونت های باکتریایی هم(مثل استرپتوکوک و استافیکوکوک) نیز سبب قرمزی چشم می شوند که با میزان زیادی ترشح و چرک همراه است. در عفونت های حاد میزان ترشح چرک به حدی زیاد است که در این مواقع مشاوره فوری با چشم پزشک توصیه می شود.برخی از عفونت های باکتریایی مزمن ترند و ممکن است ترشح ناچیزی داشته باشند که در نتیجه آن صبح هنگام پوسته های خفیف و اندکی روی پلک ها ایجاد می شود.
نوعی ورم ملتهمه حاد و شدید در نوزادان تازه متولد شده دیده می شود که با احتمال درگیری سایر قسمت های بدن همراه است و در صورت بروز باید سریعاً به اورژانس چشم مراجعه شود. ورم های ملتهمه عفونی اعم از باکتریایی یا ویروسی می توانند کاملاً واگیردار باشند. بنابر این باید از تماس با وسایلی که با اشک بیمار آلوده شده اند اجتناب کرد.
یک نوع ورم ملتهمه که ایجاد ترشح می نماید در اثر آلرژی ایجاد می شود. برخی از آلرژی ها مثل تب یونجه سبب خارش شدید چشم می شوند در حالی که برخی دیگر ممکن است تنها قرمزی ایجاد کنند.
حتی علت ورم ملتهمه می تواند محرکات محیطی مثل دود یا گاز باشد. چندین بیماری چشمی دیگر وجود دارند که باعث قرمزی چشم می شوند و در صورت عدم شناخت و درمان می توانند به نابینایی منجر شوند و افتراق آنها از ورم ملتهمه بسیار حائز اهمیت است. به همین دلیل ارزیابی و معاینه دقیق چشم توسط چشم پزشک الزامی است.
چشم و گروه سیلدنافیل
بیمار به مدت یک سال سیلدنافیل را با دوز ۱۰۰ میلیگرم در هفته مصرف میکرده و در اوایل مصرف این دارو، بیمار نیمساعت بعد از مصرف ،از تاری دید و وجود رنگ آبی در میدان دید شکایت داشته است.
همچنین بیمار بیان میکند که بعد از مدتی در دید خود، هالهیی را به رنگ خود شیء در اطراف اشیاء، به خصوص اجسام روشن میدیده و نیز تصاویر اشیای متحرک به مدت چند ثانیه در چشم وی باقی میمانده است.
ضمن بیان این نکته که بیمار این علائم را در هر دو چشم احساس میکرده، ذکر این مطلب نیز ضروری است که در اوایل مصرف، این علائم ۳ تا ۴ ساعت بعد از مصرف دارو بر طرف میشدهاند، ولی از حدود ۹ ماه بعد از شروع مصرف دارو عوارض مذکور به صورت پایدار در وی باقی ماندهاند. بیمار با مراجعه به پزشک معالج خود، دارو را طبق دستور قطع کرده است.
داروهایVardenafil (Levitra), (Tadalafil), (Cialis), (Sildenafil), (Viagra) از دسته داروهای مهار کنندهی فسفودی استر از نوع ۵(PDE۵) هستند که جهت درمان Erectile dysfunction مصرف میشوند (در بین این داروها سیلدنافیل در Pulmonary hypertension هم استفاده میشود).
این داروها با مهار آنزیم PDE۵ موجب افزایش cGMP میشوند. (cGMP توسط گوانیلیل سیکلاز در اثر تحریک NO آزاد شده از جدار اپیتلیال عروق تولید میشود). افزایش cGMP سبب شل شدن عضلات صاف corpus cavernosum و عروق Penis و در نهایت سبب Erection میشود. تادالافیل نسبت به دو داروی دیگر این دسته، شروع اثر کندتر و مدت اثر درازتری دارد.
همچنین PDE۱۱ را که ایزوفرم دیگری از آنزیم فسفودی استراز است را نیز مهارمیکند. اما اهمیت بالینی این اثر هنوز مشخص نیست. سیلدنافیل و واردنافیل به میزان کمی PDE۶ را هم مهار میکنند. ازآنجا که این آنزیم در فرآیند Photoreceptor Signal Transduction در شبکیهی چشم دخیل است، مهار آن سبب ایجاد اختلال در بینایی میشود. از این رو، عوارض چشمی در اثر مصرف این داروها گزارش شده است که به بررسی آن میپردازیم.
● عوارض چشمی ناشی از سیلدنافیل
الف) یافتههای بینایی/ چشمی:
۱) عارضهی Central Serous Choriorethinopathy که با احساس سبکی سر، احتقان بینی، افزایش حساسیت به نور و احساس رنگ آبی در دید همراه است و در اثر مصرف دوزهای ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیگرم در هفته از سیلدنافیل گزارش شده است. این عارضه ۳ هفته بعد از قطع این دارو به طور کامل برطرف شده است.
۲) احساس دیدن هالهی آبی رنگ (blue haze) همراه با افزایش گذرای روشنایی، اختلال در دیدن رنگها در دوزهای بالای ۲۰۰mg سیلدنافیل گزارش شده است.
۳) Pulsative Visual Phenomena در یک فرد ۶۰ ساله گزارش شده است که با احساس دید هالهی آبی رنگ در وسط میدان دید چشم راست همزمان با ضربان قلب (نبض) وی ایجاد میشده است و همراه با احساس حرارت در سمت راست پیشانی بوده است. این عارضه نیم ساعت بعد از مصرف دارو بروز میکرده و ۳ تا ۴ساعت بعد از مصرف ادامه مییافته است. البته نوعی تومور Orbital متاستاتیک در چشم راست این فرد تشخیص داده شد که علت این عارضه را، هم به دارو و هم به این تومور ربط دادند.
۴) Abnormal Color Vision یا اختلال در دید رنگها، در دوزهای بالای سیلدنافیل (بالاتر از ۱۰۰mg) و یا در غلظت پلاسمایی بالای دارو ایجاد میشود. علت بروز این عارضه ممکن است به دلیل تمایل کمتر سیلدنافیل (ده برابر کمتر) در مهار آنزیم PED۵ نسبت به PED۶ (ایزو آنزیمی که در شبکیه وجود دارد) باشد. در این عارضهی وابسته به دوز، دید مربوط به رنگهای آبی/سبز مختل میشود و حداکثر اثرات از لحاظ زمانی نزدیک به پیک پلاسمایی سیلدنافیل و به علت مهار PED۶ رخ میدهد.
ب) اثر برفشار داخل کره چشم
تغییر معناداری در فشار داخل کرهی چشم ضمن مصرف این دارو گزارش نشده است. حداکثر افزایش فشارداخلی چشم در بیماران مورد بررسی نسبت به حد پایه (۱/۱۵ میلیمترجیوه)، ۶ میلیمتر جیوه بوده است.
ج) )NAION) Non-Arteritic Ischemic Optic Neuropathy
این عارضه که در بررسیهای Post Marketing گزارش شده است، با کاهش ناگهانی بینایی (که در برخی موارد دائمی است) مشخص میشود. FDA هشدار داده است که در صورت بروز این عارضه، مصرف دارو باید قطع شود و بیمار سریعاً با پزشک معالج تماس گیرد. این عارضه اغلب در بیمارانی بروز میکند که عوامل خطرزای NAION (Risk factors)، که ناشی از بلوک خونرسانی عصب بینایی است را دارند. از دیگر عوامل خطرزای NAION میتوان به عوامل آناتومیکی مانندlow cup to disc ratio ، سن بالای ۵۰، دیابت، فشارخون بالا، بیماری عروق قلبی، هیپرلیپیدمی و سیگار را نام برد.
در یک بررسی موردی، عارضهیNAION در بیماری ۴۲ ساله که همزمان با سیلدنافیل از سرترالین جهت درمان افسردگی استفاده مینمود، گزارش شده است. این ییمار دومین دوز سیلدنافیل را به میزان ۵۰ میلیگرم یک هفته پس از اولین دوز آن مصرف نمود و ۱۲ ساعت بعد، دچار احساس درد در پشت چشم راست، خصوصاً ضمن حرکت چشم گردید و بعد از مصرف سومین دوز دارو، وی دچار تاری دید در چشم راست شد. در معاینهی بیمار توسط چشم پزشک نشان داده شد که وی دچار نقص عملکرد جسم مژگانی،تورم و خونروی دیسک چشم راست و NAION شده است. اختلال دید چشم راست بیمار به مرور در سه هفته بعد وخیمتر شد. در پیگیری بیمار پس از یک سال، به رغم برطرف شدن خونروی و تورم، آتروفی عصب بینایی باقیمانده بود.
نوروپاتی ایسکمیک عصب بینایی نیز دربیماری ۵۲ ساله بدون داشتن عوامل خطرزای شناخته شده، گزارش شده است. در این فرد علائم چشمی یک ساعت پس از مصرف ۵۰ میلیگرم سیلدنافیل بروز کرده است.
● عوارض چشمی ناشی از تادالافیل
▪ Abnormal Color Vision یا اختلال در دید رنگها درکمتر از ۰.۱درصد موارد ایجاد میشود.
▪ تاری دید، التهاب ملتحمه،ادم پلک، افزایش اشکریزش ودرد چشم که کمتر از ۲% موارد در نتایج بررسیهای بالینی گزارش شده است. اگر چه ارتباط بروز این عوارض با تادالافیل نامعلوم است.
▪ Retinal artery occlusion, NAION, Visual field defect , Thrombosis of retinal vein در بررسیهای Post marketing گزارش شده است. ولی ارتباط بروز این عوارض با تادالافیل نامعلوم است و به طور قطع نمیتوان میزان شیوع این عوارض را تخمین زد.
● عوارض ناشی از واردنافیل
الف) یافتههای بینایی/چشمی:
▪ اختلالات بینایی شامل کاهش میدان دید، انسداد عروق شبکیه، و کاهش قدرت بینایی در گزارشهای Post Marketing دیده شده است. اگر چه این عوارض را نمیتوان به طور قطع به وارد نافیل نسبت داد.
▪ اختلال در دید رنگها ناشی از واردنافیل(با دوزهای ۵،۱۰ و ۲۰ میلیگرم به طور متوسط ۳۰ دوز در ۱۲ هفته) دیده نشده است. اگرچه حساسیت به نور روشن و احساس دیدن هاله در برخی از بیماران ملاحظه شده است.
▪ اثرات بینایی مثل تاری دید،حساسیت به نور وسایهی رنگی که ناشی از مهارPDE۶ است در واردنافیل کمتر از سیلدنافیل بروز میکند. زیرا واردنافیل آنزیمPDE۵ را به طور اختصاصی مهار میکند.
ب ) NAION
ضمن مصرف داروی واردنافیل، همانند توضیحاتی که در مورد داروی سیلدنافیل توضیح داده شد، ممکن است بروز نماید.
● بحث و نتیجهگیری:
به طورکلی Potency واردنافیل برای مهارPDE۵ بیشتر از دو داروی دیگر این خانواده است. تادالافیل نسبت به دو داروی دیگر نسبت به مهار PDE۵ اختصاصیتر عمل میکند. واردنافیل هم نسبت به سیلدنافیل این آنزیم را اختصاصیتر مهار میکند. اختصاصی بودن عملکرد مهار آنزیمی تادالافیل و واردنافیل نسبت به سیلدنافیل، سبب کاهش عوارض چشمی و قلبی عروقی این داروها نسبت به سیلدنافیل شده است.
توصیهیی که درمورد این بیمار میشود، قطع دارو و عدم استفاده از سایر مهار کنندههای PDE۵ و استفاده از سایر روشهای رایج در درمان Erectile dysfunction است.
یادآوری میشود مرکز ملی اطلاع رسانی داروها وسموم معاونت غذا و دارو، با شماره تلفن رایگان و شبانهروزی ۰۹۶۴۶، پاسخگوی کلیهی سوالات دارویی، اعم از موارد مصرف، منع مصرف و عوارض جانبی داروها، تداخلات احتمالی در مصرف همزمان داروها با هم و با غذا، سازگاری داروهای تزریقی با هم و با محلولهای تزریقی و همچنین کنترل موارد مسمومیت در خدمت همکاران گروه پزشکی و عموم مردم میباشد.
چشم هایی که تنبل شدند!
ساختمان چشم شبیه یك كره است. در قسمت جلوی این كره یك پنجره شفاف به نام قرنیه وجود دارد. نور از محیط خارج وارد قرنیه شده پس از عبور از مردمك به عدسی می رسد. عدسی نور را به صورت دقیق روی شبكیه متمركز می كند تا تصویر واضحی روی شبكیه ایجاد شود.
چرا معاینه چشم اهمیت دارد؟
دو تصور غلط در مورد معاینه چشم وجود دارد. یكی این است كه اگر خوب می بینید نیازی به معاینه چشم ندارید و دیگری اینكه تست بینایی كه حدت بینایی را با استفاده از تابلوهای مخصوص اندازه گیری می كند (مشابه تست های بینایی كه در هنگام اخذ گواهینامه رانندگی انجام می شود) همان معاینه چشمی است با اسمی دیگر. اما باید توجه داشت كه چشم پزشك درواقع علاوه بر تست بینایی، چشم شما را از نظر بیماری های دیگری نیز كه ممكن است علائم زودرس نداشته باشند ولی نیاز به درمان زودرس دارند معاینه می كند. بنابراین معاینه كامل چشمی بسیار بیشتر از یك تست بینایی است.
●چه كسانی باید مورد معاینه چشمی قرار گیرند؟
صرف نظر از سن و سلامت جسمانی، هر شخصی باید به صورت دوره ای و منظم مورد معاینه چشمی قرار گیرد. در بزرگسالان معاینه چشمی از جهت درست بودن شماره عینك و تشخیص زودرس بیماری ها اهمیت دارد. در كودكان، معاینه چشمی نقش بسیار مهمی در تكامل بینایی كودك دارد. از آنجایی كه بینایی نقش مهمی در فرایند یادگیری كودكان دارد، اهمیت معاینات دوره ای در كودكان دو چندان است. مشكل بینایی كودك گاهی خود را به صورت افت تحصیلی و مشكل در انجام تكالیف مدرسه نشان می دهد. در بسیاری موارد، كودكان به این دلیل كه نمی دانند دید طبیعی چگونه باید باشد شكایتی از دید خود ندارند. اگر كودك شما از نظر درسی در مدرسه مشكل دارد و یا در خواندن و یادگیری دچار مشكل است حتماً باید جهت اطمینان از عدم مشكلات چشمی معاینه شود.
●چه مشكلاتی در معاینه چشم مورد توجه قرارمی گیرند؟
مشكلاتی كه چشم پزشك در معاینه چشمی به آنها توجه می كند عبارتنداز:
▪ عیوب انكساری: شامل دوربینی، نزدیك بینی، آستیگماتیسم،...
▪تنبلی چشم (آمبلیوپی): این مشكل در موارد استرابیسم و یا اختلاف زیاد بینایی دو چشم رخ می دهد. در این وضعیت مغز تصویر گرفته شده از چشم مشكل دار را ارسال نمی كند. آمبلیوپی در صورت عدم درمان ممكن است باعث اختلال در تكامل بینایی شده و اختلال دائمی بینایی را به همراه داشته باشد. این اختلال معمولاً با بستن چشم بدون مشكل برای مدتی مشخص درمان می شود.
▪ استرابیسم (انحراف چشم): چشم پزشك چشم بیمار را از نظر هماهنگی حركتی و وضعیت قرارگیری نسب به یكدیگر بررسی می كند. استرابیسم می تواند سبب اختلال در درك عمق و آمبلیوپی شود.
▪ بیماریهای چشمی: بسیاری از بیماریهای چشمی نظیر گلوكوم و مشكلات ناشی از دیابت در مراحل اولیه علائم واضحی ندارند. چشم پزشك در معاینه چشمی به این بیماری ها توجه كرده و در صورت برخورد با این علائم درمان های اولیه را آغاز می كند. در بسیاری موارد تشخیص و درمان زودرس بیماریها سبب كاهش عوارض و از دست دادن دائمی دید می شود.
كودكان: این زمان در كودكان متفاوت است. تخمین زده می شود كه از هر ۲۰ كودك پیش دبستانی و هر ۴ كودك دبستانی ۱ كودك مشكل چشمی دارد كه در صورت عدم درمان می تواند سبب كاهش دائمی بینایی شود.
كودكانی كه علائمی نداشته و ریسك پایینی دارند باید در ۶ ماهگی، ۳ سالگی و قبل از ورود به مدرسه معاینه كامل چشمی شوند. این كودكان پس از آن باید هر ۲ سال مورد معاینه قرار گیرند.
بزرگسالان: به طور كلی، بسته به میزان تغییرات بینایی و سلامت جسمانی، بزرگسالان باید تا سن ۴۰ سالگی هر ۲ تا ۳ سال تحت معاینه كامل چشمی قرار گیرند. در بیمارانی كه به بیماری هایی نظیر دیابت و فشار خون مبتلا هستند معاینات بیشتری توصیه می شود زیرا این بیماری ها تأثیر سویی بر بینایی دارند.
در افراد بالای ۴۰ سال بهتر است معاینه چشمی هر ۱ تا ۲ سال صورت گیرد، زیرا بعضی بیماری ها نظیر پیرچشمی، كاتاراكت و دژنراسیون ماكولا با افزایش سن اتفاق می افتد.
از آنجا كه ریسك بیماری های چشم با افزایش سن، بالا می رود افراد بالای ۶۰ سال هم باید هر سال معاینه شوند.
●تنبلی چشم
تنبلی چشم یا آمبلیوپی كه در حدود ۳ درصد از افراد دیده می شود زمانی رخ می دهد كه چشم در دوره كودكی دید طبیعی پیدا نكند. این اختلال كه معمولاً در یك چشم دیده می شود به دلیل اختلال دید چشم تنبل بر اثر عوامل مختلف نظیر عیوب انكساری (دوربینی، نزدیك بینی، یا آستیگماتیسم)، انحراف چشم (لوچی یا استرابیسم) و یا عدم شفافیت مسیر بینایی (ناشی از عواملی نظیر آب مروارید، كدورت قرنیه و یا افتادگی پلك) رخ می دهد. عدم وضوح تصویر در چشم بیمار و بهتر بودن تصویر ایجاد شده در چشم سالم سبب می شود تا مغز بین دو چشم، چشم سالم را برای دیدن انتخاب كند و درواقع مسیر ارسال تصویر از چشم بیمار به مغز را مسدود و یا اصطلاحاً دید چشم بیمار را خاموش كند و این تنبلی نوعی اختلال است كه اگر به موقع تشخیص داده و درمان نشود فرد را از یك چشم بسیار كم بینا یا نابینا می كند و با تشخیص به موقع به راحتی و كاملا قابل درمان است. چشمان برخی كودكان، با آنكه سالم به نظر می رسند اما از سلامتی و دید كافی برخوردار نیستند.
رشد و تكامل مركز بینایی در مغز از دوران جنینی تا حدود ده سالگی ادامه دارد، اما حداكثر سرعت رشد آن تا سه سالگی است. نتیجه تكامل دستگاه بینایی، در این دوران، دید واضح و كامل است. در این مدت، بخصوص در سه سال اول زندگی، هر عاملی كه باعث اشكال دید، در یك یا هر دو چشم كودك شود، رشد و تكامل دستگاه بینایی را متوقف می سازد و در نتیجه باعث كاهش میزان بینایی طفل می شود. معنی این سخن آن است كه امكان دارد چشمی را كه از نظر ظاهر كاملاً طبیعی است. از بینایی كامل و طبیعی برخوردار نباشد.
در صورتی كه اشكال دید كودك، قبل از پنج سالگی درمان شود، حتی اگر چشم در این مدت تنبل شده باشد با درمان، بینایی كامل به دست می آید.
پس از پنج سالگی، هر چه درمان چشم تنبل بیشتر به عقب بیافتد، احتمال به دست آوردن بینایی كامل كمتر می شود. به طوری كه پس از هفت تا ده سالگی، درمان هیچ تأثیری در بینایی نخواهد داشت.
●علائم تنبلی چشم
تنبلی چشم معمولاً در سنین زیر ۶ سال ایجاد شده و اغلب توسط والدین، معلمان، و یا پزشك كشف می شود. در سنینی كه كودك قادر به بیان مشكلات خود می باشد ممكن است از ضعف بینایی، خستگی چشم و یا سردرد شكایت داشته باشد. اما در اغلب موارد كودك شكایتی ندارد و ممكن است علایم بیماری های مسبب تنبلی چشم نظیر انحراف چشم و كدورت های مسیر بینایی مثل آب مروارید و كدورت قرنیه منجر به تشخیص شوند. ولی زمانی كه تنبلی چشم ناشی از عیوب انكساری باشد تشخیص آن مشكل است زیرا كودكان به راحتی توسط چشم دیگر می بینند و كمبود دید در چشم بیمار را جبران می كنند. به همین دلیل والدین و معلمان باید به وضعیت دید كودكان توجه ویژه ای داشته باشند.
●درمان تنبلی چشم
خوشبختانه تنبلی چشم در صورتی كه در زمان مناسب تشخیص داده شود به راحتی قابل درمان است. درمان تنبلی چشم معمولاً به صورت بستن چشم سالم و وادار كردن مغز به دیدن با چشم تنبل است.
این درمان ممكن است هفته ها و یا حتی ماه ها طول بكشد كه البته چشم سالم باید به تناوب باز شود. در مواردی كه تنبلی ناشی از عیوب انكساری است تجویز عینك یا لنز سبب وضوح تصویر در چشم معیوب و درمان تنبلی خواهد شد. مواردی نیز كه تنبلی ناشی از انحراف چشم است با جراحی و اصلاح انحراف قابل درمان است. نكته ای كه باید به آن توجه داشت این است كه مسیرهای بینایی تا سنین ۸ تا ۱۰ سالگی تكامل می یابند و درمان تنبلی چشم بعد از این سنین امكان پذیر نیست. بنابراین در صورتی كه چشم تنبل در سنین پایین درمان نشود بعد از سن ۱۰ سالگی در اكثر موارد هیچ درمانی نخواهد داشت و ممكن است منجر به از دست رفتن شدید دید در یك چشم شود.
برای جلوگیری از تنبلی چشم، كودك باید بعد از تولد در زایشگاه توسط متخصص كودكان و در سنین ۳ تا ۴ ماهگی و ۲ تا ۳ سالگی توسط چشم پزشك معاینه شود. خوشبختانه اخیراً در ایران طرحی برای جلوگیری از تنبلی چشم اجرا شده است كه در آن كلیه كودكان مهدكودك ها و آمادگی به رایگان تحت معاینه قرار می گیرند. بنابراین توصیه می شود در صورتی كه كودك خود را نزد چشم پزشك نبرده اید و كودك شما در سنین كودكستان و آمادگی است با شركت در این طرح از سلامت بینایی كودك خود اطمینان یابید. همچنین اگر كودكی انحراف چشم دارد، والدین باید به محض تشخیص، او را نزد متخصص برده و تحت درمان قرار دهند. درمان تنبلی چشم، معمولاً با بستن چشم سالم است، تا چشم تنبل به كار بیفتد و تنبلی آن بر طرف شود.
اگر متخصص توصیه كرد چشم كودك را ببندید، طبق دستور او عمل كنید و چشم كودك را كمتر یا بیشتر از زمان تعیین شده نبندید.در صورت تشخیص تنبلی چشم، حتماً تا پایان ۵ سالگی پیگیر وضعیت بینایی و تغییرات عیوب انكساری كودك باشید.
چشمهایی همچون گل سرخ
حتما تا حالا با افرادی برخورد كردهاید كه چشمشان به شدت قرمز شده است. شاید خود شما هم چنین تجربهای را داشتهاید مسلما تجربه خوبی نبوده چرا كه چشمها بسیار حساس هستند و بروز هرگونه بیماری در آنها باعث آزار و اذیت و ناراحتی بسیاری برای فرد میشود. در ضمن بخش مهمتر مساله ترس و اضطراب شدیدی است كه در هنگام قرمزشدن ناگهانی چشمهای عارض میشود. هم ترس از نابینایی و یا كاهش قدرت دید و هم جوانب زیبایی و ظاهری، فرد را نگران میكنند. پس بد نیست كه با علل و عوامل ایجادكننده قرمزی در چشمها بیشتر آشنا شویم.
چشم بهعنوان یكی از مهمترین اعضای حسی بدن از بخشهای مختلفی تشكیل شده است. هركدام از این بخشها میتوانند به بیماریهای مختلفی دچار شوند و هریك از این بیمایها هم علائم متفاوتی را برای فرد به بار میآورند. خارش، سوزش، احساس جسم خارجی، تورم و حتی درد از این علائم هستند اما وحشتناكترین حالت زمانی است كه دید فرد از بین برود یا كم شود. این وضعیت تجربه بسیار تلخی برای یك انسان خواهد بود اما در بعضی موارد قابل بازگشت است. علامت دیگری كه زیاد با آن بر خود میشود و معمولا باعث ترس و نگرانی افراد میشود قرمزی چشم است. علل قرمزی چشم هم بسیار زیادند و بهطور كلی بروز بیماری در یك از قسمتهای چندگانه چشم میتواند به قرمزی چشم منجر شود.
اما نوع قرمزی، طول مدت آن و نیز علائم همراه با قرمزی در بین بیماریهای مختلف متفاوتند و از روی الگوی قرمزی و دیگر ویژگیهای آن میتوان بیماری زمینهای و نحوه درمان آن را مشخص كرد. اما مسلما این كار نیاز به تجربه یك چشمپزشك مجرب دارد و شما هیچگاه نباید سرخود اقدام به درمان كنید. با این حال با داشتن آگاهی ازعلل ایجاد قرمزی چشم میتوان برخی اقدامات اولیه را انجام داد.
● خردهریزیهای شرور
یكی از دلایل قرمزشدن چشم و ورود اجسام ریز به داخل چشمهاست. اگر این اجسام خردهریزههایی مثل گرد و خاك باشند با جریان اشك پاك میشوند ومشكل، بیمار پس از گذشت مدت كوتاهی معمولا برطرف میشود. اما اگر بزرگتر باشند گاهی نیاز میشوند كه حتما آنها توسط وسایل مناسب خارج شوند. بهطور معمول برای این منظور پلك باید توسط یك پزشك یا پرستار مجرب در این زمینه به سمت خارج برگردانده شود و سپس با وسیلهای شبیه گوش پاككن استریل به آرامی و بدون آسیب زدن به بافت داخلی پلك یا كره چشم و ملتحمه جسم خارج شود اما اكیدا توصیه میكنیم كه این كار توسط افراد غیرپزشك یا غیرپرستار مجرب به هیچ عنوان انجام نشود چرا كه مخصوصا اگر این جسم خارجی تیز باشد باعث آسیب بیشتر به بافتها و حتی مستعدشدن فرد به عفونت میشود.
در ضمن توصیه میشود كه همیشه در صورت ورود اجسام خارجی قابل توجه به چشم حتما معاینه توسط یك متخصص چشمپزشكی صورت گیرد چرا كه گاهی این اجسام خارجی باعث خراشیدن سطح قرینه میشوند. در این مواقع پزشك باید اقداماتی جهت پیشگیری بروز عفونت صورت دهد كه اكثرا بهصورت تجویز قطره آنتیبیوتیكی چشمی برای مدت محدود است.
مساله مهم دیگری كه باید در مورد ورود اجسام خارجی به چشم مورد توجه قرار گیرد علائمی است كه ممكن است طی چند روز بعد از ورود جسم خارجی به چشم ایجاد شود. اگر طی این روزها برای فرد تاری دید، كاهش حدت بینایی و یا درد و خروج چرك ایجاد گردد میتواند نشانه سوارشدن عفونت بر روی آسیبهای حاصل از ورود جسم خارجی به چشم باشد كه نیازمند شروع سریع آنتیبیوتیك مناسب و مراقبت چشمپزشكی كافی و نظارت متخصص چشمپزشكی است.
این عفونتها در آغاز سطحی هستند اما گر به درستی تحت درمان قرار نگیرند بهسرعت میتوانند به بافتهای عمقی چشم حمله ببرند و باعث تخریب وسیع آن گردند كه بسیار خطرناك است. چنین ضایعاتی در برخی از مشاغل بیشتر دیده میشود. بهطور مثال افرادی كه در مشاغلی همچون آهنگری مشغول به كار هستند در خطر پرتاب پلیسههای فلزی به داخل چشم هستند. به همین دلیل این افراد حتما باید از وسایل محافظ مناسب برحسب شغل خود استفاده كنند. در ضمن این افراد باید در مورد اقدامات اولیهای كه باید در چنین مواردی انجام شوند، آموزش ببینند.
● چشمهای با خارش
گاهیاوقات قرمزی چشم از بروز واكنشهای حساسیتی یا در اصطلاح آلرژی ناشی میشوند. این قبیل واكنشها در فصولی نظیر بهار بیشتر دیده میشوند اما بسته به نوع ماده آلرژیزا ممكن است در هر زمانی از سال ایجاد گردند. یكی از ویژگیهای واكنشهای افزایش حساسیتی وجود خارش به همراه قرمزی چشم است اما الزاما تنها براساس این علامت نمیتوان تشخیص آلرژی را گذاشت. آلرژیها اكثرا در ملتحمه چشم ایجاد میشوند و بنابراین قرمزی حاصل از آنها اغلب در محیط كره چشم و به دور از قرنیه است. اما در نهایت باید تشخیص قطعی براساس مشاهده بافتهای چشم در پشت میكروسكوپ چشمپزشكی صورت گیرد.
● چشم هم خونریزی میكند
یكی دیگر از علل قرمزشدن چشم خونریزی است. گاهی به دنبال یك عطسه یا سرفه شدید، عروق كوچك زیر ملتحمه پاره میشوند و بنابراین زیر ملتحمه خونریزی میكند. این مساله باعث بروز ناحیهای موضعی از قرمزی در زیر ملتحمه میگردد. با توجه به اینكه این خونریزی بهطور ناگهانی ایجاد شده است اغلب باعث بروز ناگهانی یك لكه قرمز خونی در ملتحمه میشود. اگرچه بروز این حالت نگرانی شدیدی را برای بیمار در پی دارد اما باید گفت كه معمولا این ضایعات بهطور خود به خود بهبود مییابند و مشكل خاصی را برای بیمار ایجاد نمیكنند.
● آب سیاه
آب سیاه یا گلوكوم حاد هم میتواند باعث قرمزشدن چشم شود. قرمزی ناشی از این بیماری معمولا در اطراف قرنیه چشم از شدت بیشتری برخوردار است و هرچه به سمت بخشهای محیطی میرویم كمرنگتر میشود. در ضمن آب سیاه با سردرد، حالت تهوع و استفراغ و گاهی تاری دید همراه است. راه تشخیص این است كه فشار چشم توسط دستگاه مخصوصی اندازهگیری شود. درمان باید فوری آغاز شود چرا كه بالابودن فشار داخل چشم میتواند در طی زمان باعث بروز آسیبهای غیرقابل جبرانی در عصب چشم گردد و میدان دید و حدت بینایی را كاهش دهد.
● التهابات داخل چشمی
همانطور كه گفته شد، چشم از لایههای مختلفی تشكیل شده است كه هر یك از این لایهها میتوانند دچار التهاب شوند. علل این التهابات هم بسیار متفاوتند. بهطور مثال، بروز عفونتهای ویروسی، سل، عفونتهای قارچی و غیره از این جملهاند، بسیاری از عفونتها به دنبال انجام جراحی باز بر روی چشم ظاهر میشوند كه بسیار خطرناكند.
در ضمن، احتمال بروز التهاب به علت یك بیماری خود ایمنی هم وجود دارد. طیف این بیماریها بسیار گسترده است و انواع گوناگونی از آنها وجود دارد اما ویژگی مشترك همه آنها این است كه دستگاه دفاعی بدن به اشتباه علیه قسمتهایی از خود وارد عمل شده است. بدینترتیب دستگاه ایمنی شروع به تخریب بخشهای مختلف بدن میكند. جالب اینجاست كه تقریبا هیچ جای بدن از شر این بیماریها در امان نیست. مفاصل، كبد، ریهها، كلیهها، عروق خونی، مغز، قلب، و حتی چشم ممكن است در این بیماریها درگیر شوند. بسته به الگو و توالی درگیری بافتها، نام بیماری متفاوت خواهد بود.
چشم بهطور كلی از سه لایه مختلف تشكیل میشود كه هریك از این سه لایه میتوانند در بیماریهای خود ایمنی دچار درگیری شوند. این درگیری باعث بروز التهاب و متعاقبا قرمزی چشم میشوند. درد و كاهش بینایی در پی این التهابات ایجاد میشوند. معمولا درمان این بیماریها با سركوب التهابات توسط تجویز كورتنها و یا داروهای دیگر است.
● در بیمارستان
اگر دچار قرمزشدگی ناگهانی چشم شدید هرچه سریعتر به پزشك مراجعه كنید. بسیاری از مردم یاد گرفتهاند كه بهطور سر خود از داروهایی نظیر قطره چشمی نفازولین، بتامتازون، كلرامفنیكل، سیپروفلوكسازین و یا داروهای دیگر استفاده كنند اما باید توجه داشت كه هریك از آنها مصارف خاصی دارند و تنها یك چشمپزشك میتواند داروی مناسب را مشخص كند. پزشك ابتدا یك معاینه سطحی از چشم انجام میدهد و سپس بیمار را پشت دستگاهی به نام بیومیكروسكوپ مینشاند. بیمار چانه خود را روی محل خاصی قرار میدهد و پیشانیاش را هم به یك نوار پلاستیكی مشخص میچسباند. پزشك از ورای عدسیهای خاص این دستگاه و با تابانیدن نور میتواند بخشهای مختلف چشم را به دقت مورد بررسی قرار دهد و سپس از روی الگوی یافتههای خود به تشخیص مناسبی برسد.
درمان برحسب شرایط متفاوت است. گاهی نظیر چاقوخوردگیها، به درمان جراحی فوری نیاز است. گاهی تنها از درمان دارویی استفاده میشود، اما برخی مواقع هم میتوان اجازه داد تا با توجه به سیر خوشخیم بیماری، بیماری خود به خود بهبود یابد. در مورد آلرژیها و حساسیتها، مهمترین كار شناخت عوامل حساسیتزا و دوریكردن از آنهاست.
خشکی چشم
● ترشح طبیعی اشك
وظیفه اصلی اشك چشم مرطوب نگه داشتن و شستشوی مداوم سطح كره چشم و رساندن اكسیژن و مواد غذایی به قرنیه است. اشك چشم از سه لایه تشكیل شده است:
لایه موكوسی عمقی: این لایه روی قرنیه و ملتحمه را می پوشاند و به پخش شدن لایه آبكی اشك در سطح چشم كمك می كند.
لایه آبكی میانی: این لایه قسمت اصلی اشك را تشكیل می دهد. بخش عمده (۹۸%) این لایه از آب بقیه آن از املاح و پروتئین ها تشكیل شده است. قسمت عمده لایه آبكی اشك از غده اشكی ترشح می شود كه در قسمت خارج و بالای كره چشم زیر پلك فوقانی قرار گرفته است.
لایه چربی سطحی: این لایه كه از غده های موجود در لبه پلك ترشح می شود روی لایه آبكی را می پوشاند و از تبخیر سریع این لایه جلوگیری می كند.
با هر نوبت پلك زدن لایه اشكی روی چشم گسترده می شود. اشك اضافی از طریق دو سوراخ كوچك در گوشه داخلی پلك ها به داخل بینی تخلیه می شود. (به همین علت گریه كردن باعث آبریزش از بینی می شود.)
● علل خشكی چشم
به طور كلی هر عاملی كه باعث كاهش تولید یا تغییر كیفیت اشك شود می تواند منجر به بروز خشكی چشم شود. مهمترین عوامل ایجاد خشكی چشم عبارتند از:
بالارفتن سن: با بالا رفتن سن مقدار ترشح لایه آبكی اشك كم می شود. به علاوه همانطور كه در افراد مسن چربی پوست كمتر و پوست خشك می شود، در چشم نیز میزان ترشح چربی كمتر می شود و در نتیجه مقدار تبخیر لایه آبكی زیاد می شود. كاهش تولید و افزایش تبخیر لایه آبكی اشك باعث ایجاد خشكی چشم در اكثر افراد مسن می شود.
عوامل محیطی: در محیط های گرم و خشك میزان تبخیر لایه آبكی اشك زیاد می شود. همچنین قرار گرفتن در معرض باد شدید و یا هوای سرد و خشك ارتفاعات می تواند باعث بدتر شدن خشكی چشم شود. استفاده از وسایل گرمازا (مثل بخاری و شومینه) و قرار گرفتن در معرض گرد و غبار و دود (به خصوص دود سیگار) از عواملی است كه باعث تشدید خشكی چشم می شود.
كار چشمی طولانی مدت: پلك زدن متناوب برای پخش شدن لایه اشك بر روی چشم ضروری است. در مواردی كه فرد برای مدت طولانی به چیزی خیره شود و پلك نزند (مثلاً در موقع كار با كامپیوتر، تماشای تلویزیون یا مطالعه) علائم خشكی چشم بدتر می شود.
داروها: بسیاری از داروهای معمولی می توانند باعث كم شدن ترشح اشك و ایجاد خشكی چشم شوند. مهمترین این داروها عبارتند از:
ـ داروهای ضد فشار خون
ـ داروهای سرماخوردگی (آنتی هیستامین ها)
ـ داروهای ضد افسردگی
ـ داروهای قلبی
ـ قرص های جلوگیری از بارداری
ـ بسیاری از قطره های چشمی (به خصوص داروهایی كه برای درمان گلوكوم استفاده می شوند)
تغییرات هورمونی: تغییرات هورمونی به علت تغییر دو چربی لایه اشكی می توانند باعث خشكی چشم شوند. یائسگی، بارداری و قرص های جلوگیری از بارداری به علت تغییرات هورمونی خشكی چشم را تشدید می كنند.
بیماری ها: بیماری های مختلف مثل بیماری های تیروئید و برخی از بیماری های سیستم ایمنی (مثل شوگرن و لوپوس) می تواند باعث ایجاد خشكی چشم شود.
مشكلات تغذیه ای: كمبود ویتامین A می تواند به موارد شدید و خطرناك خشكی چشم منجر شود.
التهاب لبه پلك ها (بلفاریت): این بیماری با تغییر در چربی لایه اشكی باعث بدتر شدن خشكی چشم می شود.
بسته نشدن پلك ها: در صورتیكه به علت مشكلات ساختاری پلك ها درست بسته نشود مقدار تبخیر اشك زیاد می شود و خشكی چشم ایجاد می شود. به علاوه در مواردی كه به علت مشكلات عصبی (مثلاً پاركینسون) فرد كمتر در حالت عادی پلك بزند خشكی چشم ایجاد می شود.
استفاده از لنزهای تماسی: استفاده از لنز تماسی (كنتاكت لنز) یكی از علل شایع خشكی چشم است. لنزهای تماسی مثل یك اسفنج لایه آبكی اشك را جذب می كنند و باعث خشكی چشم می شوند. به علاوه استفاده از لنز تماسی باعث كم شدن حس قرنیه و كاهش پلك زدن می شود و در نتیجه تولید و پخش شدن اشك را با مشكل مواجه می كند.
● علائم و نشانه های خشكی چشم
گرچه این بیماری خشكی چشم نامگذاری شده است، اما در اكثر مواقع فرد مبتلا احساس نمی كند كه چشمش خشك شده، بلكه بیشتر افراد از سوزش و خارش و گاهی اشكریزش چشم ها شاكی هشتند. شایع ترین علائمی كه در خشكی چشم دیده می شوند عبارتند از:
ـ سوزش و خارش چشم ها
ـ احساس وجود جسم خارجی (شن ریزه) در چشم ها
ـ تاری دید كه با پلك زدن برطرف می شود.
ـ قرمزی چشم ها.
ـ حساسیت به نورهای شدید.
ـ اشكریزش بیش از حد.
ـ عدم تحمل لنز تماسی
معمولاً این علائم در هر دو چشم ایجاد می شود. شدت علائم در زمان های مختلف یكسان نیست و اغلب پس از قرار گرفتن در معرض باد و گرد و غبار، كار با كامپیوتر، تماشای تلویزیون یا مطالعه طولانی مدت بدتر می شود.● روش های تشخیص خشكی چشم
در صورتیكه به علت وجود علائم فوق به خشكی چشم مشكوك شدید حتما با پزشك مشورت كنید. به یاد داشته باشید كه خشكی چشم علاوه بر آنكه احساس ناراحتی ایجاد می كند در صورتیكه شدید باشد ممكن است باعث ایجاد لك قرنیه و كاهش دید دائمی شود.
چشم پزشك برای بررسی و تشخیص خشكی چشم از روش های مختلف استفاده می كند:
مشاهده لایه اشك موجود در سطح چشم با استفاده از دستگاه اسلیت لامپ
رنگ آمیزی سطح چشم با استفاده از رنگ های مخصوص: این رنگ ها به مناطق خشك و آسیب دیده سطح چشم می چسبند و آن ها را مشخص می كنند.
اندازه گیری مقدار اشك با كاغذ مخصوص (تست شیرمر): در این روش یك فیلتر كاغذی مخصوص در داخل پلك قرار داده می شود و پس از چند دقیقه بررسی می شود میزان رطوبتی كه جذب فیلتر كاغذی شده است با میزان ترشح اشك در ارتباط است.
بررسی تركیبات شیمیایی اشك: در این روش (كه در موارد خاص به كار می رود) مقدار املاح و پروتئین های اشك بررسی می شود.
● درمان
باید توجه داشت كه مشكلات ناشی از خشكی چشم ممكن است بسیار خفیف یا بسیار شدید باشد. در موارد خیلی خفیف ممكن است صرفاً عمل به توصیه های كلی باعث بهبود علائم شود. اما در موارد شدیدتر ممكن است به اقدامات مختلف درمانی نیاز باشد.
● توصیه های كلی
در طول روز مایعات كافی بنوشید. این امر به مرطوب نگه داشتن بافت های بدن و از جمله سطح چشم كمك میكند.
در مواقعی كه كار چشمی طولانی مدت انجام می دهید سعی كنید به صورت ارادی پلك بزنید. به صفحه مانیتور، تلویزیون یا كتاب خیره نشوید. هر ۵ تا ۱۰ دقیقه یك بار برای چند ثانیه پلك ها را ببندید.
از قرار گرفتن در معرض گرد و غبار، یا دود سیگار پرهیز كنید. در محیط های خشك و در هوای طوفانی حتی الامكان از عینك (آفتابی یا طبی) استفاده كنید.
در فصول سرد سال كه از وسایل گرمازا در داخل منزل استفاده می كنید از دستگاه بخور برای مرطوب نگه داشتن فضای اتاق استفاده كنید.
چشم ها را نمالانید. مالیدن چشم ها باعث تحریك بیشتر و بدتر شدن علائم می شود.
توجه كنید كه علائم خشكی چشم چه وقت هایی بهتر و چه وقت هایی بدتر می شود.
از عواملی كه باعث بدتر شدن علائم می شود پرهیز كنید.
● درمان های دارویی
قطره های اشك مصنوعی: قطره های اشك مصنوعی شایع ترین داروهایی هستند كه در درمان خشكی چشم به كار می روند و معمولاً علائم خشكی چشم را برطرف می كنند. در موارد خفیف و متوسط چشم معمولاً روزی ۴-۳ بار استفاده از قطره اشك مصنوعی برای رفع علائم كافی است. اشك مصنوعی در كارخانه های مختلف دارویی ساخته می شود ممكن است محصولات یك كارخانه خاص با چشم شما سازگاری بیشتری داشته باشد بنابراین بهتر است با مشورت با پزشك خود محصولات مختلف را شناسایی كنید و فرآورده ای را كه با چشم شما سازگاری بیشتری دارد انتخاب كنید. برخی از انواع قطره های اشك مصنوعی به سرعت از داخل چشم شسته می شوند و برای مدت كوتاهی علائم را برطرف می كنند. برخی از انواع قطره ها چسبندگی بیشتری دارند و مدت بیشتری در چشم می مانند و اثر آن ها تا چندین ساعت پایدار می ماند. یك نكته مهم آن است كه در ساخت برخی از قطره های اشك مصنوعی از مواد محافظ استفاده می شود. در برخی از افراد این مواد محافظ باعث تحریك و بدتر شدن علائم چشمی می شود. بنابراین به خصوص اگر قطره اشك مصنوعی را مكرراً (بیشتر از ۴ بار در روز) استفاده می كنید با مشورت با پزشك قطره ای را استفاده كنید كه فاقد مواد محافظ باشد.
پمادهای چشمی: در مواردی كه علائم خشكی چشم در موقع خواب هم وجود داشته باشد توصیه می شود از پماد های ساده چشمی قبل از خواب استفاده شود. این پمادها باعث چرب و مرطوب شدن سطح چشم می شود. استفاده از پماد در طول روز توصیه نمی شود چون علاوه بر آنكه باعث تاری دید می شود اثر قطره های اشك مصنوعی را نیز كم می كند.
آنتی بیوتیك خوراكی: در مواردی كه التهاب لبه پلك ها و غدد چربی در ایجاد خشكی چشم نقش داشته باشد گاهی استفاده از آنتی بیوتیك های خوراكی تحت نظر چشم پزشك می تواند به بهبود علائم كمك كند.
استفاده از شامپو بچه: در مواردی كه التهاب پلك ها باعث ایجاد خشكی چشم شده باشد شستشوی لبه پلك ها با شامپو بچه رقیق شده با برداشتن چربی اضافه به بهبود علائم كمك می كند.
● درمان های جراحی
در موارد نسبتاً شدید خشكی چشم ممكن است با اقدامات فوق بهبود كافی ایجاد نشود در این موارد استفاده از روش های جراحی برای بهبود خشكی چشم ضروری است.
بستن سوراخ های خروج اشك: در این روش سوراخ های خارج كننده اشك از چشم به صورت موقت یا دائمی بسته می شوند. همانطور كه بستن راه آب سینك ظرفشویی با توپی باعث باقی ماندن آب در سینك می شود با بستن سوراخ های خروجی اشك نیز باعث باقی ماندن اشك در چشم و مرطوب ماندن چشم می شود.
بستن پلك ها: در مواردی كه فلج پلك ها یا اشكالات ساختمانی پلك ها باعث باز ماندن چشم و تبخیر اشك شود با بستن موقتی بخشی از پلك ها می توان سطح تبخیر اشك را كمتر كرد و به درمان خشكی چشم كمك كرد.
پیوند قرنیه: در مواردی كه خشكی چشم شدید باعث ایجاد كدورت یا زخم قرنیه شده باشد ممكن است برای كمك به بهبود دید نیاز به جراحی پیوند قرنیه باشد. البته نتیجه پیوند قرنیه در این موارد معمولاً چندان خوب نیست.
● خشكی چشم و لیزیك
وجود خشكی چشم می تواند نتیجه اعمال جراحی اصلاح دید (مثل لیزیك) را تحت تأثر قرار دهد. معمولاً در صورت وجود خشكی چشم ترمیم قرنیه پس از عمل جراحی با تأخیر انجام می شود. همچنین در افراد مبتلا به خشكی چشم احتمال ایجاد عارضه پس از جراحی چشم بیشتر است. به علاوه پس از انجام جراحی لیزیك معمولاً علائم خشكی چشم بدتر می شود. بنابراین در صورتیكه علائم خشكی چشم را دارید و قصد دارید عمل لیزیك انجام دهید حتماً در این مورد با پزشك مشورت كنید.
به یاد داشته باشید كه درمان خشكی چشم نه فقط برای راحتی چشم ها، بلكه برای سلامت چشم و حفظ بینایی اهمیت دارد.
خونریزی داخل زجاجیه
خونریزی داخل زجاجیه در اغلب موارد نه به دلیل خونریزی مستقیم در داخل زجاجیه که یک بافت بدون عروق است بلکه در نتیجه خونریزی عروق شبکیه یا لایه عروقی زیر آن( کوروئید) اتفاق می افتد. گاهی اوقات خونریزی در داخل عنبیه نیز می تواند منجر به خونریزی داخل زجاجیه شود.
این خونریزی معمولا" در افراد بالای ۵۰ سال دیده می شود اما ممکن است در هر سنی اتفاق بیافتد.
● علائم:
۱) تاری دید ناگهانی
۲) جرقه های نورانی
۳) مگس پران
۴) کوری ناگهانی
● علت:
این مشکل می تواند علل متفاوتی داشته باشد اما شایع ترین علل آن عبارتند از:
۱) رتینوپاتی دیابتی همراه با رگ زائی(proliferative diabetic retinopathy): شایع ترین علت خونریزی خود به خودی داخل زجاجیه است. زیرا در دیابت عروق جدیدی در چشم رشد می کنند که این عروق شکننده بوده و مستعد خونریزی می باشند.
۲) جدا شدگی پرده شبکیه و سوراخ شبکیه retinal tear ممکن است که باعث پارگی یکی از عروق شبکیه شده و در نتیجه ایجاد خونریزی داخل زجاجیه کند.
۳) جداشدگی خلفی پرده زجاجیه( جدا شدن زجاجیه از رتین) که در میان سالی و بعد از آن شایع است می تواند باعث پارگی یکی از عروق شبکیه شده و در نتیجه ایجاد خونریزی داخل ویتره کند.
۴) انسداد ورید مرکزی رتین یا شاخه های آن می تواند باعث خونریزی داخل ویتره شده و به خصوص در بیماران مبتلا به دیابت یا فشار خون بالا شایع است.
۵) ضربه های چشمی مانند shaken baby syndrome
● تشخیص:
لازم است که معاینه هر دو چشم صورت گیرد، زیرا معاینه چشمی که درگیر نیست می تواند پزشک را در مورد کشف علت کمک کند.
▪ اندازه گیری حدت بینائی Visual acuity
▪ آزمایش پاسخ مردمک به نور
▪ معاینه با slit-lamp
▪ معاینه ته چشم به صورت مستقیم و غیر مستقیم
● اقدامات تشخیصی آزمایشگاهی:
هیچ آزمایش خاصی برای تشخیص این حالت وجود ندارد. زمانی که معاینه ته چشم به دلیل خونریزی یا کدورت قرنیه یا کاتاراکت امکان پذیر نباشد، انجام سونوگرافی الزامی است.
● درمان:
۱) معاینه توسط یک متخصص شبکیه ضروری است
۲) درمان خونریزی داخل زجاجیه بستگی به علت تشکیل دهنده آن دارد. در جداشدگی شبکیه یا سوراخ آن لیزر کرایوتراپی یا جراحی نیاز است.
با وجود بیماری های زمینه ای لازم است که درمان های نگهدارنده برای بیمار ان انجام شود مانند خوابیدن به حالت نیمه نشسته برای بیمار تا جذب خونریزی.
۳) به جز مواقعی که خونریزی در نتیجه ضربه یا جداشدگی شبکیه است، پی گیری دقیق و منظم برای ۱ تا ۲ هفته می تواند باعث جذب مقداری از خونریزی شود ولی برگشت دید ممکن است چند ماه طول بکشد. مداخله جراحی به روش ویترکتومی pars plana در صورت سالم بودن ماکولا می تواند باعث بهبود دید شود.
۴) پانسمان دو طرفه چشمها که باعث محدودیت حرکت آنها می شود و توصیه به بیمار برای وضیعت نشسته می تواند باعث تسریع بهبود شود.
۵) روش های جدیدی مانند مایع کردن لخته یا همولیز کردن ( با امواج اولترا سوند یا ایمونو گلوبولین آنتی Rh) یا فاگوسیتوز با استفاده از اینتر لوکین ۱ داخل ویتره وجود دارد که عمدتا" در مراحل تحقیقاتی هستند و اثر بخشی آنها هنوز ثابت نشده است.
● پیش آگهی:
بسته به علت زمینه ای دارد. پیش آگهی خونریزی داخل ویتره در بیماران دیابتی یا افرادی که دچار تغییرات ناشی از سن شبکیه هستند ضعیف است. در مواردی که خونریزی داخل زجاجیه به دلیل پارگی شبکیه اتفاق افتاده است مداخله زود هنگام می تواند باعث بهبود پیش آگهی شده و در صورتی که اقدام درمانی با تاخیر صورت پذیرد عمدتا" پیش آگهی مطلوبی وجود نخواهد داشت.
▪ نکته مهم: خونریزی داخل زجاجیه همواره ناشی از یک بیماری مهم است بنابراین همیشه باید جدی گرفته شده و در اسرع وقت مورد بررسی و درمان قرار گیرد.