اخبار بين الملل امروز
خبرگزاري فارس: دولت اوباما تصميم گرفته است به هر نحوي كه ممكن است به جمهوري اسلامي "فشار بياورد " و قصد دارد براي اين كار از معترضان در ايران حداكثر استفاده را كند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي، پايگاه "ريس فور ايران " طي مقاله به بررسي راهكارهاي مد نظر آمريكا براي مقابله با اتفاقات روي داده در منطقه پرداخته است.
در اين مطلب نويسنده با اشاره به نزول جايگاه آمريكا در منطقه به تبيين اين موضوع پرداخته است كه آيا مي توان از موج ايجاد شده دركشورهاي عربي براي ايجاد آشوب درايران استفاده كرد.
نويسنده اين مطلب با اشاره به مقاله منتشر شده در يكي از نشريات امريكايي درباره ناآرامي هاي بحرين مي نويسد:
*آمريكا نميتواند ناآراميهاي بحرين را ناديده بگيرد
دوست محترم ما ديويد فرام مطلب بسيار جالب توجهي را با عنوان "آمريكا نميتواند ناآراميهاي بحرين را ناديده انگارد " منتشر كرده است. ديويد نكات مهمي را گوشزد كرده است كه ما نيز با آنها موافق هستيم؛ از آنجا كه "يك ناوگان جنگي كامل آمريكا در بحرين مستقر است، هيچ راه گريزي نيست كه آمريكا بتواند خود را از مناسبات داخلي و امور سياسي بحرين جدا كند و دخالتي در اين باره نداشته باشد. " اما توصيهاي كه وي براي سياست خارجي آمريكا پيشنهاد ميكند، چندان از نظر ما خوشايند نيست:
"هميشه و هرگز: ايران بازيگر بزرگي در خاورميانه است... هر تصميمي كه در قبال اين منطقه اتخاذ ميشود بايد با اين سؤال ارزيابي گردد: آيا اين تصميم ما را به يك تغيير مثبت در سيستم سياسي ايران نزديك ميكند يا از آن دور ميسازد؟ اين سؤال بايد در مورد تصميمگيريهايي كه نسبت به بحرين و بسياري از ديگر كشورها صورت ميگيرد نيز در نظر گرفته شوند. "
*اعتراضات در كشورهاي عربي جايگزيني براي داستان ايران
يكي از دلايلي كه باعث ميشود پيشنهاد ديويد ـ به ياد داشته باشيد كه او يكي از برجستهترين نومحافظه كاراني است كه ميتوان يافت ـ ما را شوكه كند اين است كه به نظر ميرسد چنين پيشنهادي پيش از اين توسط رئيس جمهور اوباما و دولت وي در اين منطقه به كار گرفته شده است.
در همين راستا ديويد سنگر از روزنامه نيويورك تايمز معتقد است كه رئيس جمهور اوباما بر اين باور است كه ناآراميها در تونس، مصر و ديگر مناطق، "ميتواند روايتي جايگزين براي القاعده و ايران باشد كه آمريكا ميبايست از آن استفاده كند. "
*استفاده آمريكا از معترضان براي تضعيف جايگاه منطقه اي ايران
با توجه به همين مضامين است كه بايد دريابيم كه چرا دولت اوباما هفت ساعت پس از اينكه عمر سليمان كناره گيري حسني مبارك را از رياست جمهوري مصر اعلام كرد، از ستاد مطبوعاتي كاخ سفيد بخواهد دست به كار شوند و "يك صدا از معترضان " در ايران بخواهند "به خيابانها ريخته و خواستههاي خود را فرياد زنند. "
دولت اوباما تصميم گرفته است به هر نحوي كه ممكن است به جمهوري اسلامي "فشار بياورد "، و اين در حالي است كه جايگاه استراتژيك آمريكا در خاورميانه جلوي چشمان ما روز به روز ضعيفتر شده و تحليل ميرود.
برخي از اين شيوهها، تلاشهاي بيهودهاي است كه در جهت ايجاد تغيير در اوضاع سياسي داخلي ايران صورت ميگيرد ـ از جمله تلاشها و تشويقهاي دولت اوباما براي ايجاد ناآرامي در داخل ايران. همچنين دولت اوباما به تازگي عنوان تروريست را از سازمان مجاهدين خلق برداشته و بيش از اين آن را يك سازمان تروريستي نميداند.
*حمايت از مجاهدين خلق، تضعيف سياست هاي ناكام آمريكا مقابل ايران
در همين راستا ژنرال هاف شلتون، رئيس ستاد ارتش بيل كلينتون و جيمز جونز ژنرال بازنشسته ارتش و مشاور امنيت ملي پيشين اوباما و آنتوني زيني خواستار توانبخشي و حمايت از سازمان مجاهدين خلق شدند. شلتون صريحاً اعلام كرد كه ايران ميتواند از موج دموكراسي خواهي كه هم اكنون در خاورميان جريان دارد استفاده كند و لذا از اين گفته چنين سناريويي پيش بيني ميشود كه "لازم است كه حكومت كنوني ايران تغيير كند. "
در گفتگو با آن دسته از اعضاي دولت اوباما و اعضاي كنگره كه موضوع مذكور را با ايشان مطرح ساختيم، تأكيد كرديم كه برداشتن عنوان تروريست از يك گروه تروريستي خارجي همچون سازمان مجاهدين خلق و حمايت از آن به عنوان يك گروه مخالف "پيشتاز " تبعيدي، بيش از پيش سياست ناكام و بي تأثير آمريكا را در قبال ايران، تضعيف ميكند.
*نا اميدي اوباما از ادامه يافتن قدرت آمريكا در خاورميانه
دولت اوباما كه ديگر اميدي ندارد به عنوان قدرتي نگريسته شود كه در خاورميانه تأثيرات معناداري به جاي ميگذارد، به دنبال راههاي ديگري ميگردد كه بتواند جمهوري اسلامي را تحت فشار قرار دهد. درست چند روز قبل استيو كي ـ برنده جايزه پوليتزر و رئيس بنياد آمريكاي جديد ـ طي يادداشتي در نشريه نيويوركر مدعي شد كه دولت مذاكرات مقدماتي و محرمانهاي را با طالبان آغاز كرده است.
از نگاه ايران، چنين اقدامي تنها به معني خيانت به مردم افغانستان و عدم صلاحيت آمريكا براي ادامه حضور خود در افغانستان ميباشد. در سالهاي 2003-2001 جمهوري اسلامي در جهت سرنگون كردن طالبان از قدرت در كابل و نابود كردن پايگاههاي القاعده در افغانستان، كمك فراواني به آمريكا كرد. ايران در بخشهايي با آمريكا همكاري كرد با اين شرايط كه آمريكا اعلان نمود واشنگتن خواهان افغانستاني مستقل و باثبات است كه تحت حكمراني طالبان و حاميان ايشان يعني پاكستان و عربستان سعودي نباشد.
*تقسيم قدرت با طالبان آغاز جنگ داخلي در افغانستان
اما مقامات ايراني هشدار دادند كه مردم اين كشور حضور طولاني مدت آمريكا را چيزي جز اشغال نظامي قلمداد نميكنند ـ كه چنين قضاوتي بي دليل نبوده و از پي گسترش مناطق اشغالي توسط نيروهاي آمريكايي و استقرار هر چه بيشتر نيروهاي نظامي در اين كشور كه طبعاً خشونت و بيثباتي بيشتري را نيز به همراه آورده، ايجاد شده است. اين حوادث به نوبه خود باعث تقويت نيروهاي طالبان شده است كه از جانب عربستان و پاكستان حمايت ميشوند و از چندي پيش حضور آنها بار ديگر احساس ميشود ـ تا آنجا كه حامد كرزاي، رئيس جمهور افغانستان كه به نظر ميرسد در كنار دولت اوباما قرار گرفته است، معتقد است كه تنها راه ايجاد ثبات سياسي، تسهيم قدرت با طالبان است.
همانطور كه پيش از اين تجربه به ما ثابت كرده است، اين ماجرا سبب ميشود كه سياستمداران ايراني صرفاً اهداف آمريكا در افغانستان را زير سؤال نبرند، بلكه صلاحيت و شايستگي اين كشور را دچار چالش كنند ـ و دلايل خوب و كافي براي اين كار نيز در اختيار دارند. اگر كرزاي و آمريكا طرح تسهيم قدرت با طالبان را در پيش گيرند، و ديگر گروههاي عمده غير پشتون را دخيل در اين ماجرا نكنند (كه بسياري از آنها روابط نزديكي با جمهوري اسلامي دارند)، همانطور كه كول خاطر نشان ساخته است "اين ميتواند آتش يك جنگ داخلي را شعلهور سازد. "
*اوباما به هر قيمتي از خاندان سلطنتي بحزين حمايت مي كند
از اين رو كاملاً آشكار است كه دولت اوباما به هر قيمتي كه شده و با هر ميزان تلفاتي كه لازم باشد از خاندان سلطنتي بحرين حمايت خواهد كرد و تلاش ميكند آن را در "پايگاه آمريكا " باقي نگاه دارد. به عبارت ديگر، دولت اوباما در مواجهه با موج ناآراميهاي مردمي در جهان عرب، سياستهايي را در پيش گرفته است كه مردم خاورميانه را از سياست خارجي آمريكا منزجر كرده و آنها را از اين كشور دور ميكند.
انتهاي پيام/پ
خبرگزاري فارس: پس از شكست مذاكرات قبلي، ما به اين نتيجه رسيديم كه اين شكست پايان راه نيست. به همين دليل ما بايد بهدنبال پيداكردن راه ديگري بوديم. ما بهدنبال انجام گفتوگو با بيرحمترين و سنگدلترين اسرائيليها يعني آريل شارون بوديم.
به گزارش فارس، كتاب خاطرات محمود عباس از جمله اسنادي است كه ميتواند براي محققين روند سازش و علاقمندان حوزه فلسطين مفيد باشد چراكه عباس از جمله كليديترين مهرههاي روند سازش بوده است.
اگرچه اين خاطرات بيشتر حول محور مذاكرات اسلو و قبل از آن دور ميزند ولي اطلاعات ناب آن درباره نوع نگاه مبارزان فلسطيني با گرايشات غيراسلامي و غيرجهادي، نحوه ارتباط آنها با گروههاي صهيونيست از ابتدا تاكنون و روند سازش ميتواند براي مخاطبان آن جالب باشد. ضمن اينكه قاعدتاً نبايد از اين كتاب انتظار داشت تا با نگاه جهادي و اصيل مقاومت به موضوع بنگرد.
خبرگزاري فارس نيز به جهت اهميت اين موضوع، كتاب خاطرات محمود عباس را به طور كامل و به شكل سلسله وار منتشر ميكند.
قسمت بيست و هفتم اين مطلب به خوانندگان محترم ارائه ميشود:
*سنگدلترين ژنرال اسراييلي وارد مذاكرات صلح ميشود
پس از شكست تجربه عميراف - نسيبة، به اين نتيجه رسيديم كه اين شكست پايان راه نيست. بلكه با توجه به عوامل اين تجربه، برايمان روشن شد كه عميراف به تنهايي و به عنوان يك شخص وارد مذاكره نشده بود، بلكه وي پس از رايزني با شماري از رهبران ليكود از جمله مدير دفتر شامير وارد اين موضوع شده است.
همچنين دانستيم كه شماري از وزراي كابينه از اين گفتوگوهاي عميراف آگاه بوده اند. اين به معناي اين است كه اساس و اصل اين مسئله براي محافل داخل ليكود امري پذيرفته شده است. به همين دليل ما بايد به دنبال پيداكردن راه ديگري باشيم تا از اين راه گفتوگوها ادامه پيدا كند.
ما به دنبال انجام گفتوگو با بيرحمترين و سنگدلترين اسرائيليها يعني آريل شارون بوديم.
*شارون شخصيتي با آرزوهايي خارج از توان
شارون شخصيتي بود كه به دنبال راه يافتن به پست هاي كليدي اسرائيل بود. آرزوهايش بسيار فراتر از توان سياسي و شخصيتي وي بود. به طوري كه او خود را هميشه رهبري الهامبخش معرفي مي كرد و هميشه به دنبال تغيير بود تا شايد روزي به كرسي رياست، تكيه بزند.
در آغاز دهه هفتاد قرن بيستم ميلادي، وي عضو جنبش حيروت بود كه با برخي جنبش هاي كوچك همسو و متحد شده بود تا مجموعهاي را بهنام "جاحال " شكل دهند. اين مجموعه در دولت ائتلاف ملي شكل گرفته در آستانه جنگ ژوئن 1967 مشاركت داشت. پس از جدا شدن شارون از حيروت، فهرستي مستقل به نام "شلوميت تيسيون " تشكيل دارد كه توانست در انتخابات دو كرسي را به دست آورد. يكي از اين دو كرسي متعلق به خود شارون شد. اما پس از َآن تلاش كرد وارد فراكسيون ليكود شود و در آن نقش رهبري ايفا نمايد.
*شارون بهدنبال تحقق سلطه كامل اسراييل بر فلسطين
اين فراكسيون پس از انتخابات سال 1977 توانست دولت تشكيل دهد. درخشش نام شارون فقط در دو مناسبت بود؛ اولي در درهم كوبيدن استحكامات و ايجاد شكاف دفرسوار در كانال سوئز (جنگ 1973ميلادي) و ديگري در يورش به بيروت در ژوئن 1982 بود. وي توانست وزير مسكن شود. او نسبت به ساخت بيرويه و فراوان شهرك و خانه، حريص بود تا بتواند رؤياي صهيونيستي خود مبني بر سلطه كامل را بر سرزمين اشغالي محقق سازد.
*ارتباط با شارون از طريق دستگاه امنيتي اسراييل
پس از انتخابات دور سيزدهم كنست و كنار رفتن ليكود، وي يكي از چهار نامزد رياست حزب خود بود. اين جهار نامزد عبارت بودند از: شامير، ارينز، ليوي و شارون. پس از انزواي شامير و آرينز، شانس وي بيشتر شد.
اما نتانياهو بر وي برتري يافت و او در اين مسير ناكام ماند.
م. د. كه نمي خواهم نامش را فاش كنم، اقدام به انجام تماس هاي مقدماتي براي ديدار با شارون نمود. وي براي اين كار با يكي از مديران دستگاه جاسوسي اسرائيل كه خود را "بوني " مي ناميد و زبان عربي را به خوبي مي دانست، در ارتباط بود.
ادامه دارد . . . .
انتهاي پيام/پ*
خبرگزاري فارس: يك انديشكده آمريكايي درباره قانون كپي رايت با مثالي از كمپاني والت ديزني آورده است:سالهاست موشهاي ميكي، به منزله نيروي قدرتمندي عمل ميكنند كه روند تجارت جهاني را به شكل دلخواه خود درآورده است.در پس اين چهره زيبا، ديزني نقش يك نامادري شيطان صفت را براي جهان در حال توسعه ايفا ميكند.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي خبرگزاري فارس، انديشكده بنياد آمريكاي جديد در مطلبي درباره كمپاني والت ديزني موارد جالبي را از استفاده آمريكا از وسايل مختلف براي استيلاي خود بيان ميكند.
متن زير خلاصه اي از اين مطلب است:
* ديزني نقش يك نامادري شيطان صفت را براي جهان در حال توسعه ايفا ميكند
سال گذشته امپراطوري والت ديزني در ميان برترين شركتهاي سرگرمي دنيا، رتبه اول تجارت سرگرمي را در رتبه بندي سالانه فورچن به دست آورد. ساليان سال است كه موشهاي ميكي، به منزله نيروي قدرتمندي عمل ميكنند كه روند تجارت جهاني را به شكل دلخواه خود درآورده و مانع جريان آزاد ايدهها ميشوند و در نتيجه عواقب وخيم اقتصادي را به همراه ميآورند. در پس اين چهره زيبا، ديزني نقش يك نامادري شيطان صفت را براي جهان در حال توسعه ايفا ميكند.
*مصوبه افزايش طول مدت كپي رايت با عنوان "مصوبه صيانت از ميكي موس " شناخته ميشود
ابزاري كه به ديزني كمك ميكند اين نفوذ گسترده جهاني را ممكن سازد، سياست كپي رايت آمريكايي است كه شركت ديزني تسلط كاملي بر اين سياست دارد. بر اساس يافتههاي مركز سياست گذاريهاي پاسخگو (Center of Responsive Politics)، اين شركت در سال 2009 بيش از 5 ميليون دلار هزينه كرد تا بر دولت فدرال فشار آورد ـ كه بخش عمده اين فشارها مربوط به مسائل كپي رايت و علامت تجاري بود. ديزني همچنين يكي از شش عضو انجمن سينمايي آمريكا ميباشد؛ اين انجمن غولپيكر تمام تلاش خود را براي صيانت از حقوق ثبت اختراعات، مربوط به هر دوره از تاريخ كه باشد، به كار ميگيرد. از همين رو است كه ميتوان فهميد چرا مصوبه افزايش طول مدت كپي رايت در سال 1998، كه مدت كپي رايت را تا 20 سال افزايش داد، با عنوان "مصوبه صيانت از ميكي موس " شناخته ميشود.
*با قانون كپي رايت كشورهاي در حال توسعه سالانه 20 ميليارد دلار به شركتهاي غربي بدهكار ميشوند
تلاشهاي بي وقفه ديزني و متحدين آن، تا آنجا كه امكان داشت بر طول عمر قانون كپي رايت افزود. به نحوي كه اعتبار 14 ساله اولين قانون كپي رايت در سال 1790 كم كم به 120 سال در اين تاريخ رسيد ـ بسيار بيشتر مدت زماني كه يك هنرمند عمر ميكند. ظاهراً اين ماجرا هم با امنيت ملي مرتبط است؛ چنانكه اخيراً معاون وزير امنيت داخلي در ساختمان ديزني در هاليوود اعلام كرد كه اين وزارت خانه موظف است از شِرِك (يك شخصيت كارتوني) حفاظت كند، "زيرا همه ما قرار است كه از سرزمين خود حفاظت كنيم. همه ما قرار است از منافع آمريكا حفاظت كنيم. "
ظاهراً گسترش و افزايش طول اعتبار كپي رايت به اين منظور است كه هنرمندان، طراحان نرم افزار و شركتها در برابر تلاشي كه ميكنند پاداشي دريافت كرده و ديگر مردم نيز به خلق ايدههاي جديد تشويق شوند. اما عواقب جهاني اين اقدام بسيار نامطلوب است. بر اساس برآوردهاي بانك جهاني اگر اين مصوبات به صورت مؤثر به اجرا درآيند، كشورهاي در حال توسعه سالانه 20 ميليارد دلار به شركتهاي غربي بدهكار ميشوند.
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: "شوراي روابط خارجي " در مقالهاي خطاب به استراتژيستها، سياستگذاران و مذاكره كنندگان آمريكايي و ديگر كشورها وضعيتهاي مختلفي را كه برنامه غنيسازي ايران ميتواند به خود بگيرد، گوشزد كرد.
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده "شوراي روابط خارجي " آمريكا در مقالهاي درباره برنامه هستهاي ايران و حالتهايي كه برنامه هستهاي ايران ميتواند به خود بگيرد، نوشت: توانمنديهاي هستهاي ايران به چه ميزان جدي و پيشرفته است؟ سادهترين پاسخي كه ميتوان به اين سؤال داد اين است كه به هر ميزان كه باشد، نميتوان توصيف و توضيح قابل قبولي براي آن يافت.
* توقف برنامه غنيسازي اورانيوم ايران نقطه اتكاي سياستگذاريهاي آمريكا
با توجه به ميزان غنيسازي اورانيوم، ايران اين ظرفيت را دارد كه مواد خام مورد نياز براي يك يا چند بمب هستهاي را توليد كند. چنين خطري تنها زماني برطرف خواهد شد كه تمام برنامههاي غنيسازي ايران متوقف شوند. چنين اعتقادي، نقطه اتكاي تمام گفته هاي آمريكا، اگر نگوييم سياستگذاريهاي آن، در قبال ايران است.
* ايران مصمم به ادامه برنامه هستهاي خود است
اما نميتوان عدم غنيسازي را به عنوان هدفي واقعگرايانه پذيرفت. ظاهراً رهبران ايران مصمم هستند به گسترش و پيشرفت برنامههاي غنيسازي خود ادامه دهند؛ حتي ممكن است تاكنون به اين نتيجه نيز رسيده باشند كه در نهايت يك بمب هستهاي نيز توليد كنند.
از اين رو مهمترين سؤال اين است كه توانمنديهاي هستهاي ايران تا چه حد جدي و پيشرفته است، به ويژه با توجه به گزينههاي محدود (و غالباً گرانقيمتي) كه پيشِروي ايران تحريمشده قرار دارد؟
* حالتهايي كه برنامه هستهاي ايران ميتواند به خود بگيرد
بسيار حياتي است كه استراتژيستها، سياستگذاران و مذاكره كنندگان آمريكايي و ديگر كشورها به عواقب وضعيتهاي مختلفي كه برنامه غني سازي ايران ميتواند به خود بگيرد، كاملاً واقف باشند. اين وضعيتهاي مختلف را ميتوان ذيل چهار گروه عمده تقسيم بندي كرد.
1- عدم غنيسازي:
كه همچنان هدف رسمي و اعلامشده آمريكا و ديگر اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل است.
2- غنيسازي محدود:
ايران به صورت محدود ميتواند غنيسازي كند، اما ميزان غنيسازي آن بهقدري نيست كه بتواند بمب هستهاي (يا يك زرّادخانه كوچك) توليد كند، بدون اينكه از خطر واكنش شديد بينالمللي در امان باشد؛ از جمله حمله نظامي به زيرساختهاي هستهاي كه مانع دسترسي ايران به اهدافش ميشود. به نظر ميرسد متوقف ساختن ايران در اين سطح، هدف فعلي سياستهاي آمريكا ميباشد، با اينكه نوعاً از اظهارات مقامات آمريكايي چنين برداشت نميشود.
3- غنيسازي بهاندازهاي كه بتواند يك زرادخانه كوچك داشته باشد:
ايران ميتواند به آن ميزان از غنيسازي اورانيوم دست يابد كه بمب هستهاي (يا يك زرادخانه كوچك) توليد كند بدون آنكه واكنش شديد بينالمللي را برانگيزد؛ واكنشي كه سبب جلوگيري از دست يافتن ايران به اين امكان شود. در اين وضعيت ايران هنوز يك بمب هستهاي در اختيار ندارد، اما در واقع از "توانمندي هستهاي " كامل برخوردار است.
4- ايران مسلح به تسليحات هستهاي:
در اينجا فهم اين مجموعه از احتمالات، مستلزم پاسخ به دو مسئله است.
اول اينكه، مرز حقيقي ميان ايران با توانمنديهاي محدود غنيسازي و ايران برخوردار از توانمندي بالقوه هستهاي كجاست؟ در پاسخ به اين سؤال، به بررسي مشكلاتي پرداختهام كه در فهم دقيق وضعيت برنامه هستهاي ايران وجود دارد.
دومين سؤال مربوط به پيامدهاي بينالمللي است كه در صورت قرار گرفتن ايران در هريك از گروههاي مذكور به وجود خواهند آمد؛ جداي از تأثير مستقيمي كه بر توانمندي ايران در ساخت يك بمب هستهاي دارند.
در اين نگارش در پي آن نيستم كه هيچ هدف يا خط قرمزي را براي سياست گذاريهاي آمريكا تعيين كنم؛ چنين كاري مستلزم تحليل جدي هزينههايي است كه براي دست يافتن به هريك از اهداف مذكور لازم است. در واقع هدف من آن است كه پيامدهاي ممكن را تشريح كنم تا از اين طريق تعريف استراتژي و تصميمگيري به نحو شايستهتري صورت گيرد.
خبرگزاري فارس: رهبر ديكتاتور ليبي ضمن محكوم كردن تحريمهاي شوراي امنيت اوضاع ليبي را كاملا آرام خواند و در حالي كه بيشتر شهرهاي اين كشور از كنترل وي خارج شده، گفت كه اين كشور را ترك نميكند.
به گزارش فارس، "معمر القذافي " رهبر ديكتاتور ليبي در گفتوگويي تلفني با شبكه تلويزيوني صرب "بينك تي وي " مصوبه شوراي امنيت در زمينه اعمال تحريمها عليه وي و تعدادي از نزديكانش كه در پي كشتار و قلع و قمع مردم اين كشور از سوي رژيم قذافي اعمال شده است را محكوم كرد. وي در اين سخنان تعهد داد كه ليبي را ترك نكند و در اين كشور حضور داشته باشد.
قذافي اوضاع در ليبي را كاملا آرام توصيف كرد و در حالي كه قيام مردمي در اين كشور به خبر اول رسانههاي جهان تبديل شده، ادعا كرد كه هيچ چيز غيرعادي در اين كشور وجود ندارد و شوراي امنيت اين موضوع را نميداند.
رهبر ليبي كه مورد خشم معترضين اين كشور قرار گرفته بار ديگر بيگانگان و سازمان القاعده را مسئول نابسامانيهاي اين كشور از روز 15 ماه جاري تاكنون دانست و تاكيد كرد كه در ليبي باقي خواهد ماند و اين كشور را ترك نميكند.
شوراي امنيت سازمان ملل متحد با اجماع 15 عضو خود، پيشنويس قطعنامهاي كه انگليس و فرانسه آن را عليه ليبي ارائه كردند، تصويب كرد.
ليبي در دو هفته گذشته شاهد تظاهرات گسترده مردمي عليه دولت قذافي است كه خواستار كنارهگيري وي هستند ولي دولت قذافي با كشتار بيش از دو هزار نفر از مردم، همچنان بر ماندن خود در مسند قدرت پافشاري ميكند.
پس از كشتار مردم در ليبي، كشورهاي مختلف خواستار تحريم رژيم قذافي شدند و در ادامه انگليس و فرانسه پيشنويس قطعنامهاي را ارائه كردند كه بر اساس آن سفر به ليبي و صادرات انواع اسلحه به آن ممنوع شد. بر اساس اين تحريمها پرونده رژيم ليبي به دليل نقض حقوق مردم معترض به رژيم ليبي به دادگاه جنايي بينالمللي ارجاع ميشود و سفر قذافي و تعداد ديگري از همراهان وي به كشورهاي خارجي ممنوع شد.
انتهاي پيام/++
خبرگزاري فارس: شوراي امنيت ملي آمريكا در ادامه مداخله كاخ سفيد در امور داخلي كشورها اين بار نيز مجددا با محكوم كردن آنچه بازداشت چهرههاي سياسي خوانده در امور داخلي كشورمان دخالت كرد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، شوراي امنيت ملي آمريكا ديروز يكشنبه دولت ايران را به دليل آنچه كمپين سازماندهي شده ارعاب و بازداشتهاي چهرههاي سياسي، روزنامهنگاران و فعالان خوانده، محكوم كرد.
البته اين نخستين بار نيست كه واشنگتن به بهانههاي مختلف و اهداف از پيش تعيين شده در امور داخلي ايران دخالت ميكند خصوصا در اين روزها كه سياست خارجي آمريكا به دليل قيامهاي مردمي عليه رژيمهاي همپيمان واشنگتن در شمال آفريقا و خاورميانه در حالتي انفعالي قرار دارد و كاخ سفيد سعي دارد تا با طرح دخالتها افكار عمومي را از خيزشهاي مردمي منطقه منحرف سازد.
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: جمعي از اساتيد و حقوقدانان سعودي در بيانيهاي از پادشاه اين كشور خواستند به خواسته هميشگي مردم براي ايجاد نظام مشروطه سلطنتي و نهادهاي منتخب و رفع تبعيض در جامعه عمل كند.
به گزارش فارس، به نقل از خبرگزاري فرانسه،123نفر از روشنفكران سعودي شامل اساتيد دانشگاه، پژوهشگران، حقوقدانان، اقتصاددانان، فعالان حقوقي و بازرگانان ديروز در بيانيهاي اعلام كردند: نتيجه فعل و انفعالات دو انقلاب تونس و مصر در كشورهاي عربي شرايطي را مهيا كرده است تا تلاشهاي زيادي در عربستان براي اصلاح اوضاع قبل از بحراني شدن آن صورت گيرد.
امضا كنندگان بيانيه تاكيد كردند، حكومت سعودي بايد براي تغيير به سوي نظام مشروطه سلطنتي متعهد شود و نظام حكومتي بر اساس قانوني جامع تشكيل شود كه بين عملكرد سه قوه تفاوت قائل گردد و اختيارات بر اساس مسئوليتهاي هر مقامي تعيين و عاملان فساد نيز مجازات شوند.
در ادامه بيانيه آمده است: حكام سعودي بايد زمينه برگزاري انتخابات عمومي مستقيم براي تشكيل شوراهاي شهر و شوراي مشورتي [پارلمان] فراهم كند و اجازه مشاركت زنان براي نامزد شدن و شركت در انتخابات داده شود.
بيانيه مذكور آورده است: دولت بايد تدابير حقوقي لازم براي رسيدن زنان به حقوق خود در زمينه آموزش، اشتغال، مشاركت عمومي بدون تبعيض اتخاذ كند و اقداماتي را نيز براي مقابله با تبعيض نژادي، طائفهاي و منطقهاي اجرا كند.
روشنفكران عربستان از پادشاه اين كشور خواستند برنامه زماني براي ايجاد اصلاحات سياسي و آزادي فوري زندانيان سياسي و رفع موانع بر سر آزادي بيان وضع كند.
"خالد الدخيل "،استاد علم جامعهشناسي سياسي در دانشگاه ملك سعود به خبرگزاري فرانسه گفت: اين خواستهها به ملك عبدالله ارائه خواهد شد و اميد است كه اصلاحاتي در عربستان اتفاق بيافتد.
وي افزود: اين خواستهها ادامه خواستههاي پيشيني است كه طي سالهاي 2003 و 2004 ارائه شد اما فرصت اكنون براي تحقق آن فراهم شده است.
ملك عبدالله بن عبدالعزيز، پادشاه عربستان چهارشنبه گذشته به مناسبت بازگشت خود به رياض از اختصاص كمكهاي مالي به مردم خبر داد اما مردم عربستان تاكيد كردند كه اين كمكها موقتي است و اصلاحات ريشهاي در نظام حكومتي براي تغيير اوضاع سياسي و اقتصادي جامعه ايجاد نميكند.
انتهاي پيام/++
خبرگزاري فارس: منابع آگاه پزشكي سلطان نشين عمان شمار كشته شدگان تظاهرات روز گذشته شهر صنعتي صحار را شش نفر برشمردند.
به گزارش مانيتورينگ فارس، تلويزيون الجزيره در مشروح صبحگاهي امروز از افزايش شمار قربانيان تظاهرات اعتراض آميز روز گذشته كشور سلطان نشين عمان خبر داد و در خبري فوري اعلام كرد كه منابع آگاه پزشكي شمار كشته شدگان تظاهرات شهر صنعتي صحار را شش نفر برشمردند. اين افراد در اثر اصابت گلولههاي پلاستيكي جان باختهاند.
روز گذشته صدها تن از مردم شهرهاي صحار و صلاله طي تظاهراتي خواستار اصلاحات جدي اقتصادي شده بودند كه با دخالت پليس به خشونت كشيده شد و در عرض تنها چند ساعت ارتش در تمام مناطق مذكور مستقر شد.
اين گزارش حاكي است كه سلطان قابوس بن سعيد در اولين واكنش به تظاهرات مذكور با صدور بخشنامهاي يك شوراي وزارتي را مسئول بررسي اعطاي صلاحيتهاي بيشتر به مجلس شوري كرد و "علي بن حمود " وزير ديوان خود را به استان صحار فرستاد تا با تظاهرات كنندگان و معترضان گفتوگو كند.
همچنين سلطان قابوس بن سعيد براي فرونشاندن موج اعتراضات دست به تغييرات سياسي در كابينه مسقط كرد. براساس اين تغييرات افرادي براي تصدي پست وزارت در وزارتخانههاي بازرگاني، گردشگري و آموزش و پرورش معرفي شدند.
محمد بن ناصر الخصيبي به عنوان وزير جديد تجارت و صنايع، محسن بن محمد الشيخ به عنوان وزير جديد گردشگري و مديحه بنت احمد الشيبانيه به عنوان وزير جديد آموزش و پرورش منصوب شدند.
در اين تغييرات سه وزير هم در كابينه جابه جا شدند. وزير محيط زيست به عنوان وزير خدمات شهري، وزير بازرگاني به عنوان وزير ارتباطات و ترابري و وزير خدمات شهري به عنوان وزير محيط زيست معرفي شدند.
انتهاي پيام/ي
خبرگزاري فارس: رياستجمهوري آمريكا كه عليرغم حمايتهاي پيشين خود از دولت منامه، مجبور به محكوم كردن خشونتهاي دولت بحرين عليه معترضان شد، از تعهد شاه اين كشور به انجام اصلاحات حمايت كرد.
به گزارش فارس به نقل از شبكه تلويزيوني "بيبيسي "، "باراك اوباما "، رئيسجمهور آمريكا، روز گذشته در قالب بيانيهاي حمايت خود را از تعهد "حامدبنعيسيآل خليفه "، شاه بحرين، به انجام اصلاحات و جايگزيني چهار تن از وزاري كابينه بحرين، اعلام كرد.
اوباما در بيانيه خود اعلام كرد: اصلاحاتي كه شاه بحرين متعهد به انجام آنها شده است، بايد اصلاحاتي جامع، به دور از فرقهگرايي و در عين حال جوابگوي خواسته مردم بحرين باشد.
اين در حاليست كه پيشتر، اوباما در تماس تلفني با شاه بحرين هشدار داده بود كه از ديدگاه آمريكا، ثبات در بحرين، كه مقر ناوگان پنجم آمريكا است، نيازمند انجام اصلاحات سياسي در اين كشور است.
خبر حمايت رئيسجمهوري آمريكا از تعهدات شاه بحرين براي انجام اصلاحات در شرايطي اعلام ميشود كه دو هفته از تظاهرات شيعيان بحرين، كه 70 درصد جمعيت 525 هزار نفري اين كشور را تشكيل ميدهند، عليه رژيم سني بحرين ميگذرد و نيروهاي امنيتي بشدت با آنان برخورد مي كنند.
هزاران نفر از تظاهركنندگان بحريني با تجمع در ميدان "منامه "، خواستار برگزاري انتخابات موثق و دموكراتيك پارلماني در اين كشور هستند.
يكي ديگر از خوستههاي مطرح شده تظاهركنندگان بحريني، استعفاي "شيخ خليفهبن سلمان آل خليفه "، نخستوزيري اين كشور است كه 40 سال است سمت نخستوزيري بحرين را در دست دارد.
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: جريان 14مارس لبنان كه سعي در مانع تراشي در روند تشكيل دولت جديد دارد، اعلام كرد كه در دولت لبنان به رياست نجيب ميقاتي شركت نميكند.
به گزارش فارس به نقل از پايگاه خبري الجزيره، فراكسيون 14 مارس لبنان به رياست سعد الحريري نخستوزير پيشبرد امور اين كشور پيوستن به دولت "نجيب ميقاتي " مأمور تشكيل كابينه را رد و اعلام كرد كه براي دفاع از جمهوريت و قانون اساسي كشور به صورت مسالمتآميز و دموكراتيك گروه مخالف دولت را تشكيل خواهد داد.
اعلام عدم حضور نيروهاي 14 مارس كه 60 نمايده از 128 نماينده پارلمان اين كشور را تشكيل ميدهند، در نشستي كه ديروز با حضور سعد حريري برگزار شد، صورت گرفت.
نجيب ميقاتي بيش از يك ماه است كه مأموريت تشكيل كابينه را بر اساس اكثريتي كه در پارلمان به دست آورده از سوي "ميشل سليمان " رئيس جمهور اين كشور دريافت كرده است، مخالفان جديد دولت كه سعي در مانع تراشي در روند تشكيل دولت از سوي ميقاتي دارند، در بيانيهاي كه بعد از اين نشست صادر كردند، مدعي شدند كه اين روند دموكراتيك كودتا عليه قانون اساسي و نظام دموكراتيك از طريق قدرت سلاح است، آنها البته اين موضوع را تشريح نكردند كه چرا زماني كه قدرت در دست اين گروه است، روند تشكيل دولت دموكراتيك بوده، اما به محض انتقال به گروه مخالف آنها نام كودتا بر آن اطلاق ميشود.
ميقاتي پيش از اين اعلام كرده بود كه در صورت عدم حضور 14 مارس در كابينه وي، گزينههاي ديگري در اختيار دارد كه يكي از آنها استفاده از وزراي تكنوكرات در دولت است.
بيانيه 14 مارس ميافزايد كه اين گروه نميتواند در برابر آنچه كه اتفاق ميافتد، ساكت بماند، به همين علت با تمام امكانات موجود و در راستاي تعهد به ادامه دموكراتيك اين روند به مقابله با اين وضعيت ادامه ميدهد و تمام طرفهاي مربوط را مسئول اين "كودتا " و نتايج مترتب بر آن ميداند.
14 مارس همچنين مدعي شد كه مواضع ميقاتي از لحاظ اصولي، قانون و اجرايي مبهم است و اين گروه مشروعيت بخشيدن به اين كودتا و ساكت ماندن در روند انحرافات و مخالفتها را نخواهد پذيرفت.
انتهاي پيام/++
خبرگزاري فارس: منابع خبري ديپلماتيك-نظامي روسيه اعلام كردند كه اعمال تحريم فروش سلاح به ليبي ممكن است ضرر مالي معادل 4 ميليارد دلار براي صنايع نظامي روسيه به همراه داشته باشد.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه «نووي يه ايزوستيا»، اعمال تحريمهاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد در خصوص فروش سلاح به ليبي به صنايع نظامي روسيه هم ضرر مالي هنگفتي خواهد رساند. به گفته منابع خبري در محافل ديپلماتيك-نظامي روسي، اين تحريمها ممكن است تا 4 ميليارد دلار براي روسيه ضرر مالي به همراه داشته باشد.
اين منابع خبري گفتند: ليبي در ميان كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا يكي از بزرگترين خريداران تسليحات نظامي روسيه بشمار ميرود. در حال حاضر بين روسيه و ليبي قراردادي در زمينه همكاريهاي نظامي-فني به ارزش حدود 2 ميليارد دلار منعقد شده است. علاوه بر اين فراهم سازي مقدمات فروش فناوريهاي هوايي و سامانههاي دفاع ضد هوايي روسي به ليبي هم در مرحله مذاكرات مالي قرار دارد كه ارزش اين توافقات هم نزديك به 1.8 ميليارد دلار است.
بر اساس اين اطلاعات، در ماه ژانويه سال گذشته نير روسيه و ليبي قرارداد فروش تعداد زيادي مسلسل خودكار، 6 فروند هواپيماي «ياك-130» و محمولهاي از ماشينهاي زرهي امضاء كردند كه ارزش اين قرار داد 1.3 ميليارد دلار تخمين زده شده است.
علاوه بر اين روسيه و ليبي در آينده نزديك قصد داشتند قراردادي در خصوص فروش حدود 15 جنگنده «سوخو-35» جديد امضاء كنند كه ارزش اين قرارداد هم حدود 800 ميليون دلار برآورد شده است.
شوراي امنيت سازمان ملل متحد در آخرين ساعات شنبه شب گذشته به اتفاق آراء قطعنامهاي در خصوص اعمال تحريمهاي بينالمللي عليه رهبران ليبي تصويب كرد. اين قطعنامه اعمال تحريمهايي، از جمله تحريم فروش سلاح به ليبي و همچنين مسدود شدن حسابهاي بانكي "معمرقذافي " رهبر اين كشور، اعضاي خانواده وي و برخي مقامات و اطرافيان او را در نظر گرفته است.
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: كشيش برجسته آمريكا در مصاحبه با خبرنگار فارس در واشنگتن تأكيد كرد كه نه تنها آمريكا نميتواند به طور برابر حقوق بشر را اجرا كند بلكه سياست خارجي آن بر اساس حفظ منافع اقتصادي خود است.
به گزارش فارس، "گرايلن هاگلر " (Rev. Graylan Hagler) كشيش برجسته آمريكايي در حاشيه تظاهرات گسترده مردم در آمريكا در حمايت از مردم ليبي به خبرنگار فارس در واشنگتن گفت كه آمريكا نميتواند به طور عادلانه حقوق بشر را اجرا كند.
وي تصريح كرد: ما در اينجا هستيم تا از مردمي حمايت كنيم كه به دنبال احياي حق آزادي خود در كشورشان هستند و ميخواهند كه صداي آنها شنيده شود و خواستار كم شدن شكافي هستند كه ميان افراد بسيار ثروتمند و غيره وجود دارد.
هاگلر افزود: ما خواستار اجراي فرايند دموكراتيك در تمامي جهان هستيم. ما مخالف خونريزي هستيم و در مقابل آن ميايستيم.
*سياست خارجي آمريكا بر پايه تأمين منافع اقتصادي خود پايهريزي شده
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا سياست خارجي آمريكا به طور مساوي در خصوص مسئله حقوق بشر عمل ميكند، گفت: سياست خارجي آمريكا به طور شفاف و روشن و عادلانه و برابر عمل نميكند.
اين كشيش آمريكايي در ادامه صحبتهاي خود اينگونه ادامه داد: در واقع سياست خارجي آمريكا اساساً بر پايه منافع اقتصادي بنا نهاده شده است و تلاش ميكند كه سرعت اقتصادي خود را حفظ كند. مخصوصاً آنكه آمريكا به دنبال ورود جريان نفتي به آمريكا است و از آنهايي حمايت ميكند كه منافع آمريكا را تأمين ميكنند و اين سياست خارجي نيست كه ما به دنبال آن هستيم و به آن نياز داريم. ما سياست خارجياي ميخواهيم كه بر اساس انسانيت پايهريزي شده باشد. بر اساس ايده آزادي و دموكراسي بنا شده باشد و در واقع سياست خارجي را نياز داريم كه افراد در آن در خصوص آينده خود تصميمگيري كنند.
در پي ابتكار عمل و دعوت "مركز اطلاعات اسلامي " (Islamic Information center)، در واشنگتن روز گذشته صدها نفر از حومه شهر واشنگتن روبروي كاخ سفيد جمع و دست به تظاهرات گستردهاي زدند.
شركت كنندگان در اين تظاهرات، مسلمانان اهل ليبي، سعودي، بحرين، مصر و عراق و ديگر كشورهاي خاورميانه، مقيم آمريكا بودند.
صداي شعارهاي اين شركت كنندگان "مرگ بر قذافي "، "مردم خاورميانه را آزاد كنيد "، "آمريكا دست از حمايت ظالمان بردار "، بود كه در محل سكونت اوباما طنين انداز شد.
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: جريانات كنوني در برخي كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا، بويژه در ليبي اصليترين موضوع مذاكرات امروز وزراي امور خارجه روسيه و آمريكا در حاشيه نشست حقوق بشر سازمان ملل در ژنو است.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري «نووستي»، "سرگئي لاوروف " وزير امور خارجه روسيه روز يكشنبه عازم كشور سوئيس شد تا در تاريخ 28 فوريه (9 اسفند) در نشست شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو به سخنراني بپردازد.
همانطور كه پيش از اين اعلام شده بود، در جريان اين سفر برنامهريزي شده است تا لاوروف ملاقاتي هم با "هيلاري كلينتون " همتاي آمريكايي خود داشته باشد.
اصليترين موضوع مذاكرات وزراي امور خارجه روسيه و آمريكا در ژنو روند اوضاع كنوني در كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا، بويژه در ليبي خواهد بود كه همچنان برخورد شديدالحن حكومت با معترضيني كه خواستار بركناري "معمرقذافي " از قدرت هستند، ادامه دارد.
لاوروف در سخنراني خويش در نشست شوراي حقوق بشر سازمان ملل بر ضرورت مدرنيزه سازي بر اساس ارزشهاي مرسوم، آزادي، مسئوليت پذيري، عدالت و برابري، چه در كشورهاي جهان بطور مجزا و چه در سيستم روابط بينالملل در مجموع تاكيد خواهد كرد.
به گفته منابع ديپلماتيك، وزير خارجه روسيه در سخنان خويش به حوادث جاري در كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا نيز اشاره كرده و به تشريح مواضع مسكو در قبال اين مسائل ميپردازد.
وزير خارجه روسيه در حاشيه برگزاري نشست شوراي حقوق بشر سازمان ملل، چند ملاقات دوجانبه ديگر با مقامات بلندپايه ديپلماتيك ساير كشورها نيز خواهد داشت.
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: يك نويسنده سرشناس عربي آينده را متعلق به ملتهاي منطقه دانست و نوشت: نفوذ جهاني آمريكا بهشدّت در حال كاهش است و سرمايهداري جهاني با چنان بحراني بزرگ دست و پنجه نرم ميكند كه آن را تا حدّ فروپاشي پيش برده است.
به گزارش فارس، منير شفيق در مقالهاي در پايگاه خبري الجزيره به سابقه قيامهاي مردمي در دهه پنجاه پرداخت و نوشت: آنچه هماكنون در كشورهاي عربي رخ ميدهد تا حدّي شبيه حوادث دهه پنجاه قرن بيستم در اين كشورهاست؛ يعني درست همان زماني كه انگلستان و فرانسه ديگر قدرت سابق را نداشتند و نفوذ مستقيم آنها بر دولتهاي عربي تضعيف شده بود.
در آن زمان رژيمهاي عربي كه بر اساس اتّحاد با اين دو قدرت، شكل گرفته بودند در تنگنايي تاريخي گرفتار آمدند، چرا كه از يك سو با قيام ملتها روبرو بودند و از سوي ديگر، از فقدان يا ضعف پشتيبان خارجي رنج ميبردند.
*دلخوش كردن اعراب به فرانسه و انگليس سياستي شكست خورده بود
سياست دلخوش كردن اعراب به فرانسه و انگلستان، شكست خورده بود و فاجعه فلسطين كه با برپايي رژيم صهيونيستي و اخراج نزديك به يك ميليون فلسطيني از خانهها، شهرها، روستاها و زمينهايشان شكل گرفته بود، مهمترين نشانه شكست سياست مذكور به شمار ميآمد.
در دهه پنجاه، به هم خوردن موازنه قدرت در سطح منطقه و جهان، زمينه وقوع قيامهاي مردمي، كودتاهاي نظامي برآمده از حس وطنپرستي و البته برخي كودتاهاي آمريكايي را فراهم نمود. در آن زمان برخي رژيمها تلاش كردند تا اين بار دست به دامن آمريكا شوند كه با كنار رفتن فرانسه و انگلستان، آرام آرام رهبري غرب را در اختيار ميگرفت. در همين هنگام اتحاد جماهير شوروي نيز كه از محاصره رهايي يافته بود در دهه شصت به قطب دوم معادله جنگ سرد تبديل شد.
*قيامهاي مردمي دهه 50 بساط انگليس و فرانسه را برچيد
قيامهاي مردمي، كودتاهاي نظامي ميهنپرستانه و اوجگيري جنبش آزاديخواهانه عربي در دهه پنجاه، زلزلهاي بود كه ميتوان آن را با زلزله اين روزهاي كشورهاي عربي، مقايسه نمود؛ مصريها در سال 1952 ملك فاروق را از اريكه قدرت به زير كشيدند و لبنانيها نيز در همين سال، "بشاره خوري " و در سال 1958 "كميل شمعون " را سرنگون كردند. سوريه در سالهاي 1949 تا 1954 شاهد چندين كودتاي نظامي بود كه در نهايت به سقوط حكومت در سال 1954، شكلگيري حكومتي ملّيگرا و آنگاه تحقق وحدت مصر و سوريه در سال 1958 منجر شد. اين زلزله و پسلرزههاي آن باعث شد كه ارتش اردن در سال 1956 از سيطره انگليس خارج شود، اردن و عراق از پيمان بغداد كنار بكشند ( انقلاب 1958 عراق ) و بساط اشغالگري انگلستان از سودان نيز برچيده شود. در اين مرحله، تومار استعمار فرانسه در كشورهاي تونس، مغرب و الجزاير در هم پيچيد و نفوذ انگلستان در كشورهاي حوزه خليج فارس، از ميان رفت.
* انقلاب تونس و مصر تلاعي كننده قيامهاي مردمي دهه 50
انقلاب پيروز مردم تونس و مصر، ناآرامي گسترده تودههاي مردم در كشورهاي عربي و نشانههاي سقوط ساير رژيمهاي عرب، بار ديگر زلزله دهه پنجاه را در ذهن تداعي ميكند. يكبار ديگر، غول تودههاي عرب، غبار از خود ميزدايد و زلزلهاي ديگر ميآفريند.
حوادث دهه پنجاه از دو جهت با رخدادهاي كنوني يعني رخدادهاي دهه دوم قرن بيست و يكم، تفاوت دارد:
1- به هم خوردن موازنه قدرت در دهه پنجاه كه به علت از ميان رفتن نفوذ فرانسه و انگلستان رخ داد، فوراً با انتقال قدرت نخست جهان به يك كشور بزرگ امپرياليستي به نام آمريكا همراه شد و با آغاز دهه شصت، جهان دو قطبي يعني بلوك شرق و بلوك غرب، شكل گرفت.
اين مسأله باعث شد كه در دهه شصت، ضربات مهلكي بر پيكر دستاوردهاي انقلابهاي مردمي، كودتاهاي نظامي ميهنپرستانه و جنبش آزادي خواهانه عربي وارد آيد، به گونهاي كه در سال 1961 اتحاد مصر و سوريه از هم پاشيد و جنگ تجاوزكارانه ژوئن 1967 در گرفت. اين پديده، جهان را در برگرفت و آسيبهاي عظيمي بر پيكر جنبش عدم تعهد فرود آورد.
*نفوذ جهاني آمريكا به شدّت در حال كاهش است
مرحله كنوني با پايان جنگ سرد يعني فروپاشي اتحاد جماهير شوروي آغاز شده و برپايي يك نظام جهاني تكقطبي به رهبري آمريكا نيز در شرايط كنوني غيرممكن است؛ چرا كه نفوذ جهاني آمريكا به شدّت در حال كاهش است و سرمايهداري جهاني با چنان بحراني بزرگ دست و پنجه نرم ميكند كه آن را تا حدّ فروپاشي پيش برده است.
* ظهور قدرتهاي جهاني و منطقهاي
بنابراين موازنه قدرت در جهان كنوني به شدّت مختل شده و اين اختلال، پديد آمدن قدرتهاي جديد جهاني و منطقهاي، باز شدن پنجره بزرگ پيروزي به روي جنبشهاي مقاومت و انقلابهاي مردمي و نيز ظهور كشورهاي سازش ناپذير را به ارمغان آورده است. شكلگيري و پيروزي انقلاب تونس و مصر تا حدّ بسيار زيادي مرهون اين شرايط بوده و خيزش دوباره ملتهاي عربي نيز با توجه به شرايط مذكور، قابل تفسير و تحليل است.
تفاوت عمده دهه پنجاه قرن بيستم با دهه دوم قرن بيست و يكم اين است كه امپرياليست جديدي وجود ندارد تا جاي آمريكا را بگيرد و تغييرات حال و احتمالاً آينده در سطح حكومتها و يا دستاوردهاي قيام ملتها را به نفع خود مصادره نمايد.
* آمريكا نميتواند قدرت گذشته را باز يابد
آمريكا كه هماكنون در حال فروپاشي است، تلاش ميكند قدرت و نفوذ خود را بازيابد؛ اما بر اساس قانون كلّي حاكم بر جهان، اين امر بسيار مشكل مينمايد، درست همانند شخص ميان سالي كه ميكوشد دوباره طراوت جواني را زنده كند امّا كهنسالي با سرعت و شتاب فراوان او را در بر ميگيرد.
هيچ شاخصي مبني بر اينكه آمريكا بتواند براي فرار از فروپاشي قدرت و نفوذ گذشته، اقدام مؤثري انجام دهد، وجود ندارد. بر اين اساس ميتوان نتيجه گرفت كه سرنوشت تغييرات كنوني يا تغييرات احتمالي آينده در ميان ملتها و حكومتها، شباهتي با سرنوشت دستاوردهاي دهه پنجاه نخواهد داشت، چرا كه در آينده نزديك يك ابرقدرت امپرياليست كه بتواند سيستمي جديد و جهان شمول را تشكيل دهد و همانند دهه شصت، هفتاد و هشتاد قرن بيستم ملتها را به بند بكشد، ظهور نخواهد كرد.
از همين رو بيخردي محض است كه رخدادهاي پيش رو در دهه دوم قرن بيست و يكم را مشابه حوادث دهه شصت قرن بيستم، قلمداد كنيم.
اكنون جهان شاهد نوعي معادله نوين بينالمللي است كه با معادلات گذشته كاملاً تفاوت دارد چرا كه اصليترين قدرت امپرياليستي جهان در معرض فروپاشي قرار دارد و اين بار قدرت امپرياليستي جديدي كه بتواند همانند آمريكا جاي فرانسه و انگلستان را بگيرد، وجود خارجي ندارد.
*شرايط و موازنه قدرت به نفع آمريكا نيست
البته اين بدان معنا نيست كه آمريكا از صحنه خارج شده يا در صدد بازسازي نفوذ خود بر نخواهد آمد. جنگ با شدّت هر چه تمامتر ادامه دارد ولي به طور كلّي، شرايط و موازنه قدرت به نفع ايالات متحده نيست و تاريخ تكرار نخواهد شد.
بنابراين، در ده سال آينده چشم اندازهاي جديدي به سود عموم ملتها و كشورهاي در حال توسعه گشوده خواهد شد اما در عين حال ممكن است در طول اين ده سال شاهد برخي اتفاقات پيچيده و خاكستري، كودتاها و جنگها نيز باشيم.
2- به هم خوردن موازنه قدرت جهاني در دو دهه گذشته و به خصوص در يازده سال اخير، موجب شكلگيري برخي مقاومتها عليه ظلم و تجاوز شد و دستاوردهاي عظيمي را براي لبنان، فلسطين، عراق و افغانستان به ارمغان آورد.
در سالهاي اخير، تغيير موازنه قدرت با روند فزايندهاي تداوم يافته و چشم اندازهاي نويني را پيش روي قيامها و انقلابهاي مردمي در بيشتر كشورهاي عربي، قرار داده است. به هم خوردن موازنه قدرت كه به خيزش عظيم ملتها منجر شده است، ديگر بسان دهه پنجاه قرن گذشته شاهد اقدام ارتش براي ايجاد تغيير نيست.
به عنوان مثال همگان ديدند كه تغييرات سياسي در مصر و تونس به واسطه قيام مردمي شكل گرفت و ارتش اين دو كشور، موضعي تقريباً بيطرفانه داشتند؛ البته به اين ترتيب كه ابتدا نيروهاي امنيتي با قبول شكست، عملاً از صحنه خارج شدند و حكومت براي كنترل اوضاع از ارتش كمك گرفت، در اين هنگام ارتش خود را در برابر طوفاني مردمي يافت كه ياراي مقابله با آن را نداشت و در صورت خطر كردن، بيم آن ميرفت كه ارتش نيز از شكست در امان نماند.
اين در حالي است كه ارتشهاي دهه پنجاه با ارتشهاي كنوني، يك تفاوت اساسي دارد و آن اينكه در دهه پنجاه، ارتش به عنوان اهرم اصلي محافظت از حكومت مطرح بود و حتي ارتشهاي ساخته و پرداخته استعمار و در مرحله بعد ارتشهاي كشورهاي تازه استقلال يافته نيز از اين وضعيت بهره ميبردند. در آن زمان، نيروهاي امنيتي و پليس در مقايسه با نقش و قدرت ارتش، در درجه دوم اهميت قرار داشتند.
* سازماندهي نيروهاي امنيتي براي حفظ حكومتهاي وابسته به آمريكا
اين در حالي است كه در بيست سال گذشته به خاطر تكيه كشورهاي عربي بر آمريكا و فروپاشي استراتژي جنگ با رژيم صهيونيستي، نقش پليس پررنگ تر شده و سازماندهي نيروهاي انتظاميِ بسيار قويتر از ارتش، در دستور كار حكومتهاي عربي قرار گرفته است. در اين شرايط، پليس به حامي اصلي حكومتها تبديل شده و كنترل، تضعيف، به حاشيه راندن و رام كردن ارتش از طريق تزريق روحيه "ميهن ناپرستي " و در يك كلام آمريكايي كردن ارتش، به موجب اجرا گذاشته شده است.
بر اين اساس هنگامي كه تودههاي مردم در تونس و مصر، نيروهاي امنيتي را شكست دادند و حكومت از ارتشِ سه يا چهار برابر ضعيفتر از نيروهاي امنيتي، درخواست كمك كرد، فرماندهان ارتش در برابر مردم، دستپاچه شدند و جز مانور دادن در برابر آنان چاره ديگري نيافتند. اين اوضاع ادامه يافت تا آنكه ارتش به ناچار خواهان كنارهگيري رئيس جمهور شد تا از اين طريق مانع فروپاشي كلّيّت رژيم گردد، زيرا بيم آن ميرفت كه ارتش در صورت مواجهه با مردمي كه مصمّم به پيروزي بودند شكست را پذيرا شود و رژيم به كلّي ساقط گردد.
ارتشهاي دهه پنجاه، جوان بودند و نيروي اصلي و تأثيرگذار به شمار ميرفتند اما اكنون ارتش عملاً به حاشيه رانده شده و آمريكا خواهان اين است كه ارتش، ماهيّت خود را از دست داده و درست همانند نيروهاي امنيتي به اهرمي براي مقابله با "تروريسم " تبديل شود.
قبل از وقوع انقلاب تونس و مصر، تضعيف و به حاشيه راندن ارتشهاي عربي به راه خود ادامه ميداد، امّا برخي مقاومتهاي ارتش مصر در برابر نقشه آمريكا مبني بر تغيير كامل ماهيت نظامي ارتش، مانع از اجراي كامل نقشه مذكور شد، ولي در عوض، ارتش مصر پذيرفت كه در زمينه آموزش، تسليحات و رزمايشهاي مشترك از كمكهاي آمريكا بهرهمند گردد و فرماندهان ارتش مصر، روابط بسيار گستردهاي با فرماندهان آمريكايي برقرار نمايند. علاوه بر اين مشخص نيست كه سياست ترويج فساد– يعني سياست مورد حمايت جدّي رژيم حسني مبارك – تا چه حدّ فرماندهان عالي رتبه ارتش را تحت تأثير خود قرار داده است.
بنابراين بايد گفت: ارتش مصر كه پس از سقوط حسني مبارك كنترل اوضاع را در اختيار گرفته است در برابر آزموني دشوار قرار دارد و شايد بهتر است بگوييم كه ارتش مصر از يك سو تحت فشار انقلابيون است و از سوي ديگر با فشارهاي رژيم سابق، آمريكا و اسرائيل دست و پنجه نرم ميكند.
با توجه به شواهد و سوابق، احتمال ميرود كه زعامت سياسي و تصميمسازي ارتش در اين برهه زماني، جريانات، ديدگاهها و آرمانهاي مختلفي را در ميان فرماندهان آن ايجاد نمايد و اين امر، جهتگيري فرماندهان را تحتتأثير قرار دهد.
مصر به ويژه پس از لغو قانون اساسي و انحلال پارلمان و مجلس شورا، بايد مواضع داخلي و سياست خارجي خود را بازتعريف كند و اين چالش مهم را پشت سر گذارد.
* انقلاب مردمي جوانان پيروز ميدان بوده است
در عرصه موازنه قدرت در درون مصر بايد گفت كه در شرايط كنوني، انقلاب مردمي جوانان اين كشور، پيروز ميدان بوده و از همه پيش افتاده است. همه شرايط براي تداوم پيروزي انقلاب، فراهم است چرا كه ملّت و نيروهاي زنده آن در صحنه حضور دارند، افكار عمومي اعراب، مسلمانان و جهان با انقلابيون همراهند و آمريكا و رژيمهاي عربي حامي آمريكا در وضعيت نابساماني به سر ميبرند.
انتهاي پيام/++
خبرگزاري فارس: امكان توافق روسيه و اوكراين در مورد تجديد تجهيزات ناوگان درياي سياه روسيه، هشدار لهستان به رئيسجمهوري بلاروس در مورد تكرار سرنوشت "معمر قذافي " و ادامه خروج اتباع روسي از ليبي، از مهمترين عناوين روزنامههاي امروز صبح روسيه هستند.
به گزارش فارس، مهمترين عناوين روزنامههاي چاپ مسكو به شرح زير است:
كامرسانت:
-لهستان به لوكاشنكو در خصوص امكان تكرار سرنوشت قذافي هشدار داد
-اعتراضات خياباني در چين آغاز نشده برهم خورد
-همه 15 عضورشوراي امنيت از قطعنامه ضد ليبي حمايت كردند
-يانوكوويچ به جمع بندي از عملكرد يكساله خود پرداخت
نيزاويسيمايا گازيه تا:
-مخالفان قذافي در ليبي در شهر بنغازي دولت انتقالي تشكيل دادند
-دولت چين به برقراري ارتباط با كاربران اينترنت روي آورد
-سطح زندگي مردم در بلاروس بشدت كاهش يافته است
-سوخت نيروگاه اتمي بوشهر بخاطر ويروس نيست كه تخليه شده است
-نماد بازيهاي المپيك زمستاني سوچي 2014 مشخص شد
راسيسكايا گازيه تا:
-شوراي امنيت سازمان ملل عليه رهبران ليبي قطعنامه صادر كرد
-كارشناس روس: انقلاب آرام در ليبي ممكن است به جنگ داخلي منجر شود
-روسيه و اوكراين توافقنامه جديد در مورد تجديد تجهيزات ناوگان درياي سياه امضاء ميكنند
-يك هواپيماي وزارت حوادث غيرمترقبه 480 تبعه روسي ديگر را از ليبي خارج كرد
گازيه تا:
-آمريكا حاضر به كمك به مخالفان براي سرنگوني معمر قذافي است
-علت بركناري رئيس كاراچايوا-چركسي به واقع امرچه بود؟
-در دولت فرانسه دوباره پاكسازي در حال انجام است
-قذافي ميخواهد طرفداران خود را مسلح كند
نووي يه ايزوستيا:
-روسيه و اوكراين توافقنامه مربوط به تجديد تجهيزات ناوگان درياي سياه روسيه را امضاء ميكنند
-در آستانه فعاليتهاي انتخاباتي در روسيه فرمانداران زيادي سمتهاي خود را از دست دادند
-تحريمهاي ليبي ممكن است ضرر مالي زيادي براي روسيه به دنبال داشته باشد
وزگلاد:
-وزير دفاع روسيه براي نخستين بار به تفسير شكايات سربازان از يونيفورم پرداخت
-شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامهاي عليه رهبران ليبي صادر كرد
-شهرداران 4 شهر بزرگ روسيه به عضويت حزب «روسيه واحد» در آمدند
-يكي از بزرگترين شهرهاي ليبي به دست مخالفان قذافي افتاد
انتهاي پيام/ص