ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان میرسانی . دوباره سکوت تاریخ را در هم می شکنی و بعض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی، بار دیگر از راه میرسی و برف سکوت را با آفتاب عشقی که بر آسمان سینه داری، آب می نمایی و آن را به اقیانوس خروشان فریاد می رسانی

  

کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد

 

چشم عشاق بنازم که دو زمزم دارد



هر کجا ملک خدا هستحسینیه توست

 

هر که را مینگرم شورمحرم دارد



نه محرم ، نه صفر بلکههمه دوره سال

 

کعبه با یاد غمت جامهماتم دارد



روضه خوان تو خدا ،گریه کن تو آدم

 

اشک ارثی است که ذریه آدمدارد

  

اللهم عجل لولیک الفرج