تاريخ ادبيات ايران / سامانيان
نویسندگان و شاعران انقلاب اسلامی
- مهرداد اوستا
- محمد علی معلم دامغانی
- قیصر امین پور
- سیدعلیاصغر صائم کاشانی
مهرداد اوستا
(نام اصلی: ) (زاده ۲۰ بهمن ۱۳۰۸ بروجرد - مرگ: ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۰ تهران)، نویسنده و شاعر معاصر ایران بود.
به دلیل سرودن قصیدههای فراوان، برخی وی را «پدر قصیده سرایی معاصر» نامیدهاند. برخی نیز اوستا را دومین قصیده سرای بزرگ معاصر پس از ملک الشعرای بهار میدانند. ژان پل سارتر از وی به عنوان «یکی از متفکران برجسته مشرق زمین» نام بردهاست.. اوستا علاوه بر شاعری، در زمینه فلسفه، موسیقی و ادبیات فارسی نیز فعالیت داشت. وی بعد از انقلاب اسلامی دارای سمتهای مدیریتی در بخشهای آموزشی و فرهنگی بود.
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] زندگی
محمدرضا رحمانی در سال ۲۰ بهمن ۱۳۰۸ هجری خورشیدی در خانوادهای که به شعر و ادبیات علاقه داشتند، در شهر بروجرد بدنیا آمد. پدر بزرگ مادری وی، شاعری خوش قریحه بود که در شعر رعنا تخلص میکرد . مهرداد استعداد فراوانی برای شعرگویی داشت به گونهای که از کلاس پنجم ابتدایی با تشویق معلمان خود به سرودن شعر پرداخت. شعرهای دوران نوجوانی وی کمتر به انتشار رسیدند. علت آن، تمایل وی به قصیدهسرایی بود که سنگینتر از نوع اشعار متداول آن روزگار بود.
در سال ۱۳۲۰ و هنگامی که مهرداد نوجوانی دوازه ساله بود به همراه خانواده اش به تهران آمد و دوره دبیرستان خود را در یکی از دبیرستانهای شبانه این شهر به پایان رساند.
وی تحصیلات دانشگاهی خود را از سال ۱۳۲۷ با ورود به دانشکده معقول و منقول (الهیات) دانشگاه تهران آغار کرد و ابتدا لیسانس معقول و منقول گرفت و سپس با ادامه دادن تحصیل، با مدرک فوق لیسانس در رشته فلسفه از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. از استادان وی میتوان به بدیع الزمان فروزانفر اشاره کرد.
مهرداد اوستا همزمان با تحصیل در دانشگاه، به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمد و به عنوان دبیر در چندین دبیرستان تهران به تدریس پرداخت.
او در سالهای ۱۳۳۳ و ۱۳۴۵ دو بار ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر و سه دختر بود .
مهرداد اوستا شعرهایی در مخالفت با رژیم پهلوی سرود و مدتی را به عنوان زندانی سیاسی در زندان گذراند.
در سه شنبه، ۱۷ اردیبهشت سال ۱۳۷۰، در حالی که مشغول تصحیح شعری در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت بود دچار عارضه قلبی شد و درگذشت. مهرداد اوستا در قطعه هنرمندان در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد .
[ویرایش] فعالیتهای عملی
زندگی کاری مهرداد اوستا همزمان با ورود وی به دانشگاه شروع شد. در سال ۱۳۲۷ وی به عنوان مسئول ساماندهی کتابخانهها و مقالات و کتابهای ادبی در وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) مشغول به کار شد. در ادامه به عنوان دبیر در چندین دبیرستان تهران به تدریس پرداخت.
از سال ۱۳۳۳ و هنگامی که تنها ۲۵ سال سن داشت به عنوان جوانترین استاد به تدریس در دانشگاه (تهران) در رشتههای گوناگون علوم انسانی پرداخت. رشتههای تدریس شده توسط وی شامل فلسفه، زبان فارسی، ادبیات فارسی، فلسفهٔ تاریخ، تاریخ هنر، تاریخ اجتماعی هنر، زیباییشناسی، روش تحقیق در زیبایشناسی و تاریخ موسیقی میشد. نبوغ و پشتکار اوستا باعث شد تا در سال ۱۳۳۶ به عضویت «شورای بررسی رسالههای دکترای دانشجویان دورهٔ دکتری ادبیات فارسی» درآید.
[ویرایش] روزشمار زندگی مهرداد اوستا
- ۲۰ بهمن ۱۳۰۸ هجری خورشیدی: مهرداد اوستا در بروجرد متولد شد.
- سال ۱۳۲۰: مهاجرت به تهران با خانواده و شروع دوره دبیرستان.
- در سال ۱۳۲۷: با گرفتن دیپلم دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ معقول و منقول (الهیات) در دانشگاه تهران آغاز کرد.
- سال ۱۳۳۲: نخستین اثر وی که «تصحیح دیوان سلمان ساوجی» بود، بهوسیلهٔ انتشارات زوار به چاپ رسید.
- پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مهرداد اوستا مردم را به مبارزه فرا میخواند
در شهریور ۳۲ به جرم مخالفت با رژیم شاه به زندان افتاد. وی اشعاری در مبارزه با رژیم شاه داشت که میتوان به شعر زیر که در سال ۱۳۳۵ سروده بود اشاره کرد:
-
- خانهها ویران، پی آبادی کاخی چراست؟ / تا سزد خودکامهای را دستگاه خودسری؟
- سال ۱۳۳۳، سال آغاز تدریس وی در دانشگاه تهران، در همین سال نیز ازدواج کرد.
- سال ۱۳۳۵، با سباستین مونه فیلسوف شرق شناس فرانسوی آشنا شد.
- سال ۱۳۳۹، نخستین مجموعه شعر او به نام از کاروان رفته منتشر شد.
- سال ۴۴، سفر به اروپا
- سال ۵۱، دومین مجموعه شعر وی به نام شراب خانگی ترس محتسب خورده را در قالب قصیده منتشر کرد.
- پس از پیروزی انقلاب، سمتهای ، ، و... را عهده دار شد.
- سال ۶۲، سفر به فرانسه داشت.
- سال ۶۷، سخنرانی درباره شعر و شخصیت حافظ.
- سال ۶۹، شرکت در برزگداشت خلیل الله خلیلی شاعر بزرگ افغانستان.
[ویرایش] آثار مهرداد اوستا
| سال | نام اثر | نوع اثر | یادداشت |
|---|---|---|---|
| ۱۳۳۰ | تصحیح دیوان سلمان ساوجی | ||
| ۱۳۳۳ | رسال ای در فلسفه، منطق، روانشناسی و اخلاق | ||
| ۱۳۳۴ | عقل و اشراق | ||
| ۱۳۳۵ | تصحیح رسائل خیام با مقدمه و تحقیق در زندگی وی | ||
| ۱۳۳۹ | از کاروان رفته | ||
| ۱۳۴۲ | پالیزبان | نثر داستانی | |
| ۱۳۴۴ | حماسهٔ آرش | مجموعه شعر | |
| از امروز تا هرگز | نثر داستانی | ||
| ۱۳۴۸ | اشک و سرنوشت | ||
| ۱۳۴۸ | روش تحقیق در دستور زبان فارسی و شیوهٔ نگارش | ||
| ۱۳۵۱ | شراب خانگی ترس محتسب خورده | مجموعه شعر | |
| ۱۳۵۲ | تیرانا | ||
| ۱۳۶۰ | امام، حماسهای دیگر | مجموعه شعر |
[ویرایش] پانویس
- ↑ زندگینامه مهرداد اوستا از سایت بروجرد.اینفو، بازدید ۵/۴/۱۳۸۶
- ↑ زندگینامه مهرداد اوستا سایت صدا و سیما، بازدید ۵/۴/۱۳۸۶
- ↑ زندگينامه: مهرداد اوستا (1308- 1370). همشهری آنلاین.
- ↑ مهرداد اوستا از دانشنامه رشد، بازدید ۵/۴/۱۳۸۶
- ↑ زندگینامه مهرداد اوستا از سایت بروجرد.اینفو، بازدید ۵/۴/۱۳۸۶
- ↑ وبگاه انجمن شاعران ایران، بازدید ۵/۴/۱۳۸۶
[ویرایش] منابع
- میرزاده، سید احمد، سروش نوجوان، شمارهٔ ۲۱۰، شهریور ۸۴، صفحهٔ ۱۸، مهرداد اوستا، آخرین قصیده سرای بزرگ
- زندگینامه مهرداد اوستا از وبگاه بروجرد.اینفو[۱]
- روزشمار زندگی مهرداد اوستا از دانشنامه رشد
محمدعلی معلم دامغانی
| محمدعلی معلم دامغانی | |
|---|---|
| زادروز | ۱۳۳۰ دامغان |
| ملیت | ایرانی |
| پیشه | شاعر |
(زاده ۱۳۳۰ دامغان)، شاعر معاصر ایرانی.
وی درسال ۱۳۸۰ در نخسین همایش چهرههای ماندگار به عنوان چهره ماندگار درعرصه شعر و ادب فارسی برگزیده شد. همچنین در دیماه سال۱۳۸۸ از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان رئیس فرهنگستان هنر انتخاب گردید.
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] زندگی
معلم دامغانی دانشآموخته حقوق دانشگاه تهران، شاعر، ترانه سرا و محقق ادبی معاصر است، از وی مجموعه شعری به نام رجعت سرخ ستاره در سال ۱۳۶۰ به چاپ رسیدهاست. «رجعت سرخ ستاره» که پس از بیست و پنج سال توسط حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به چاپ دوم رسید.
محمد علی معلم دامغانی در شمار شاعران نسل اول انقلاب ایران (۱۳۵۷) است و بسیاری از شعرهای مطرح دوران انقلاب و دفاع مقدس از سرودههای اوست: «این فصل را با من بخوان، باقی فسانهاست / این فصل را بسیار خواندم، عاشقانهاست...» او همچنین ترانههای بسیاری برای بعضی از خوانندگان مطرح ایران چون جمله محمد رضا شجریان، محمد اصفهانی و مجیداخشابی سرودهاست. که از آن جمله میتوان به ترانهٔ قطعهٔ باران از آلبوم شب سکوت کویر اشاره کرد.
[ویرایش] مسئولیتها
- معاون فرهنگی حوزه هنری
- عضو شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
- رئیس مرکز موسیقی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
- در دی ۱۳۸۸ شورای عالی انقلاب فرهنگی با برکناری میرحسین موسوی او را به ریاست فرهنگستان هنر برگزید.اما وی با ابراز ناباوری از این موضوع گفت: «احتمالا منظور از معلم، علی معلم فیلمساز بودهاست، نه من!»
[ویرایش] نمونه شعر
دیده بگشا ای به شهدِ مرگِ نوشینت رضا
دیده بگشا بر عدم ای مستیِ هستی فزا
دیده بگشا ای پس ازسوء القضا حسن القضا
دیده بگشا ازکرم، رنجورِ دردستان، علی
بحر ِمرواریدِ غم، گنجورِ مردستان، علی
دیده بگشا رنجِ انسان بین و سیلِ اشک وآه
کبرِ پُستان بین و جامِ جهل و فرجامِ گناه
تیر و ترکش، خون وآتش، خشمِ سرکش، بیمِ چاه
دیده بگشا بر سِتم، دراین فریبستان، علی
شمعِ شبهای دژم، ماهِ غریبستان، علی
دیده بگشا نقشِ انسان ماند باجامی تهی
سوخت لاله، مرد لِِِِِِیلی، خشک شد سروِ سهی
زآگهی مان جهل ماند و جهل ماند از آگهی
دیده بگشا ای صنم ای ساقیِ مستان، علی
تیره شد از بیش و کم، آیینة هستان، علی
[ویرایش] کتابشناسی
- ۱۳۶۰ - رجعت سرخ ستاره
[ویرایش] منبع
- ↑ علی معلم از ریاست خود بر فرهنگستان هنر خبر ندارد: شاید منظورشان من نبودهام! خبر آنلاین
- استاد علی معلم دامغانی چهرههای ماندگار
قیصر امینپور
(۱۳۳۸ - ۱۳۸۶) شاعر معاصر ایرانی.
فهرست مندرجات
|
[ویرایش] زندگی
قیصر امینپور در ۲ اردیبهشت ۱۳۳۸ در گتوند شوشتر در استان خوزستان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در گتوند و متوسطه را در دزفول سپری کرد و در سال ۵۷ در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد ولی پس از مدتی از این رشته انصراف داد.
قیصر امینپور، در سال ۱۳۶۳ بار دیگر اما در رشته زبان و ادبیات فارسی به دانشگاه رفت و این رشته را تا مقطع دکترا گذراند و در سال ۷۶ از پایاننامه دکترای خود با راهنمایی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با عنوان «سنت و نوآوری در شعر معاصر» دفاع کرد. این پایاننامه در سال ۸۳ و از سوی انتشارات علمی و فرهنگی منتشر شد.
او در سال ۱۳۵۸، از جمله شاعرانی بود که در شکلگیری و استمرار فعالیتهای واحد شعر حوزه هنری تا سال ۶۶ تأثیر گزار بود. وی طی این دوران مسئولیت صفحه شعر ِ هفتهنامه سروش را بر عهده داشت و اولین مجموعه شعر خود را در سال ۶۳ منتشر کرد. اولین مجموعه او «در کوچه آفتاب» دفتری از رباعی و دوبیتی بود و به دنبال آن «تنفس صبح» تعدادی از غزلها و شعرهای سپید او را در بر میگرفت. امین پور هیچگاه اشعار فاقد وزن نسرود و در عین حال این نوع شعر را نیز هرگز رد نکرد.
دکتر قیصر امینپور، تدریس در دانشگاه را در سال ۱۳۶۷ و در دانشگاه الزهرا آغاز کرد و سپس در سال ۶۹ در دانشگاه تهران مشغول تدریس شد. وی همچنین در سال ۶۸ موفق به کسب جایزه نیما یوشیج، موسوم به مرغ آمین بلورین شد. دکتر امینپور در سال ۸۲ بهعنوان عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد.
[ویرایش] آثار
از وی در زمینههایی چون شعر کودک و نثر ادبی، آثاری منتشر شدهاست که به آنها اشاره میکنیم:
- طوفان در پرانتز (نثر ادبی، ۱۳۶۵)،
- منظومه ظهر روز دهم (شعر نوجوان، ۱۳۶۵)،
- مثل چشمه، مثل رود (شعر نوجوان، ۱۳۶۸)،
- بیبال پریدن (نثر ادبی، ۱۳۷۰)
- به قول پرستو (شعر نوجوان، ۱۳۷۵).
- مجموعه شعر آینههای ناگهان (۱۳۷۲)،
- گزینه اشعار (۱۳۷۸، مروارید)
- مجموعه شعر گلها همـه آفتابگرداناند (۱۳۸۰، مروارید)،
- دستور زبان عشق (۱۳۸۶، مروارید) اشاره کرد.
«دستور زبان عشق» آخرین دفتر شعر قیصر امین پور بود که تابستان ۱۳۸۶ در تهران منتشر شد و بر اساس گزارشها، در کمتر از یک ماه به چاپ دوم رسید.
[ویرایش] مرگ
وی پس از تصادفی در سال ۱۳۷۸ همواره از بیماریهای مختلف رنج میبرد و حتی دست کم دو عمل جراحی قلب و پیوند کلیه را پشت سر گذاشته بود و در نهایت حدود ساعت ۳ بامداد سهشنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ در بیمارستان دی درگذشت. پیکر این شاعر در زادگاهش گتوند و در کنار مزار شهدای گمنام این شهرستان به خاک سپرده شد.
پس از مرگ وی میدان شهرداری منطقه ۲ واقع در سعادت آباد به نام قیصر امین پور نامگذاری شد.
[ویرایش] نمونه شعر
:
طرحی برای صلح (۳)
شهیدی که برخاک می خفت
سرانگشت در خون خود میزد و مینوشت
به امید پیروزی واقعی
نه در جنگ
[ویرایش] منابع
منتقدان ادبی
نخستین کسانی که نقد ادبی به معنای مدرن آن را در ایران شناساندند روشنفکران دوران مشروطه نظیر فتحعلی آخوندزاده، میرزا ملکم خان، طالبوف و زینالعابدین مراغهای بودند.
- دهخدا
- بدیعالزمان فروزانفر
- محمد تقی بهار
- جلال همایی
- سعید نفیسی
- نیما یوشیج
- پرویز ناتل خانلری
- عبدالحسین زرینکوب
- محمد رضا شفیعی کدکنی
- شاهرخ مسکوب
بدیعالزمان فروزانفر
| بدیعالزمان فروزانفر | |
|---|---|
بدیعالزمان فروزانفر |
|
| زادروز | ۱۲۷۶ ه.خ. بشرویه از توابع فردوس |
| درگذشت | ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ ( ۷۳ سالگی) تهران |
| نامهای دیگر | |
| نقشهای برجسته | استاد برجسته زبان فارسی |
| لقب | |
| والدین | |
استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی و ادیب سرشناس معاصر است.
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] زندگی
محمدحسین بشرویهای معروف به بدیعالزمان فروزانفر فرزند آقا شیخ علی بشرویهای در سال ۱۲۷۶ ه.خ. در بشرویه زاده شد. مقدمات علوم را در زادگاه خود آموخت و آنگاه راهی مشهد شد و از محضر استادان ادب حوزهٔ خراسان همچون ادیب نیشابوری بهره برد. حدود سال ۱۳۰۰ به تهران رفت و تحصیلات خود را در مدرسهٔ سپهسالار ادامه داد و چندی حجرهای در مسجد سپهسالار داشت. در جوانی در همان مدرسه به تدریس پرداخت و چندی بعد در سال ۱۳۰۵ به سمت معلمی دارالفنون و دارالمعلمین عالی منصوب شد. در سال ۱۳۱۳ به معاونت دانشکدهٔ معقول و منقول (الهیات) منصوب شد.
در سال ۱۳۱۴ هیئت ممیزهٔ دانشگاه تهران مرکب از نصرالله تقوی، علیاکبر دهخدا و ولیالله نصر تألیف ارزندهٔ او به نام «تحقیق در زندگانی مولانا جلالالدین بلخی» را ارزیابی و به او گواهینامهٔ دکتری اعطا کرد. به استناد این گواهینامه در همان سال به سمت استادی دانشسرای عالی و دانشکدههای ادبیات و معقول و منقول منصوب شد. در سال ۱۳۲۳ بر اساس رأی شورای استادان به ریاست دانشکدهٔ معقول و منقول برگزیده شد و تا سال ۱۳۴۶ در این سمت باقی بود. از ابتدای تأسیس دورهٔ دکتری ادبیات فارسی در دانشگاه تهران، تدریس در دورهٔ دکتری را به عهده گرفت و برنامهٔ این دوره را پایهگذاری کرد. فروزانفر استاد و راهنمای جمعی از دانشجویان مبرز دورهٔ دکتری در دانشکدههای ادبیات و الهیات بود که بعدها استادان برجستهٔ ادب پارسی و مطالعات فرهنگ ایران شدند از جمله: پرویز ناتل خانلری، ذبیح الله صفا، مهدی حمیدی شیرازی، عبدالحسین زرینکوب، غلامحسین یوسفی، محمدامین ریاحی، سید محمد دبیرسیاقی، محمدرضا شفیعی کدکنی، سیمین دانشور، ضیاءالدین سجادی، جلال متینی، سید صادق گوهرین، منوچهر ستوده و منوچهر مرتضوی.
فروزانفر در سال ۱۳۴۶ از استادی دانشگاه بازنشسته شد، اما همکاری خود را در تدریس در دورهٔ دکتری ادبیات فارسی تا روزهای پایانی عمر ادامه داد. در همین زمان عضویت مجلس سنا را یافت. مدتی نیز ریاست کتابخانهٔ سلطنتی را نیز به عهده گرفت. بدیعالزمان فروزانفر در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ بر اثر سکتهٔ قلبی در ۷۳ سالگی درگذشت.
[ویرایش] بررسی آثار
سخن و سخنوران (۱۳۰۸-۱۳۱۲) اثر برجستهٔ فروزانفر، سرمشقی برای تحقیق در تاریخ ادبیات ایران، و دریچهای به نقد شعر فارسی بود. این کتاب فروزانفر ضمن آن که سنت دیرینهٔ تذکرهنویسی در ادبیات فارسی را در نظر داشته، راهگشای تحقیقات نوین در تاریخ ادبیات ایران بوده است. قبل از نشر این تذکرهٔ تحقیقی و انتقادی، عالیترین اثری که به عنوان تاریخ ادبی تحت عنوان معمول تاریخ شعرا عرضه میشد، مجموعهٔ تقریرات درسی میرزا محمدحسین خان ذکاءالملک بود که هر چند در جای خود آکنده از نکات جالب بود، از دیدگاه علمی بر هیچ مبنای متفقعلیه مقبولی مبتنی نبود. اما اثر فروزانفر کار تازهای بود، و بلافاصله بعد از نشر، مورد توجه و تحسین اهل نظر واقع شد و کسانی چون محمد قزوینی، محمدعلی فروغی و مینورسکی جزء اولین کسانی بودند که کار او را ستودند. پژوهشهای بعدی در زمینهٔ تاریخ ادبیات ایران و شاخصتر از همه، تاریخ ادبیات در ایران تألیف ذبیح الله صفا از کتاب سخن و سخنوران تأثیر پذیرفتهاند.
اما آنچه نام فروزانفر را بر تارک تحقیقات ادبی و عرفانی نشاند، شیفتگی او به نبوغ ادبی شگرف مولانا جلالالدین محمد بلخی، و تلاش ۴۰ سالهٔ او در کار تحقیق پیرامون آثار و اندیشهٔ مولوی بود. رساله در احوال مولانا (۱۳۰۵) طلیعهای از مطالعات فروزانفر در بارهٔ مولوی بود که طی چهل سال با تألیف مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی، احادیث مثنوی، تصحیح دیوان کبیر (کلیات مولوی) و شرح مثنوی شریف ادامه یافت. همچنین رساله در شرح احوال عطار، تصحیح معارف بهاء ولد، معارف برهانالدین محقق و ترجمهٔ رسالهٔ قشیریه را گامهای جنبی او در راه شناخت افراد و آثار مؤثر بر تکوین شخصیت و آثار مولوی دانستهاند. فروزانفر در جستجوی یک مبنای علمی برای شرح مثنوی تصحیح انتقادی آثار خود مولانا و آنچه رادر بین منابع الهام او شامل معارف بهاء ولد، معارف برهانالدین محقق و مقالات شمس تبریزی میشد در این زمینه بر هر کار دیگر مقدم شمرد. کتاب فیه مافیه را که مجموعهٔ گفتارهای مولانا در مجالس خاص بود تصحیح نمود و با تعلیقات جامع و بایسته نشر کرد. معارف برهان محقق را- هر چند ظاهراً بر مبنای یک نسخه خطی ناقص - با تعلیقات محققانه و بامقدمه و فهرستهای دقیق طبع نمود، معارف بهاء ولد را، که خود مولانا فواید والدش میخواند در دو جزء جداگانه با تحقیقات عالمانه منتشر ساخت. مقالات شمس را هم ظاهراً از روی چند نسخهٔ عکسی که در اختیار داشت مقابله کرد اما مجال طبع و تصحیح نهایی آنها را نیافت.
[ویرایش] دیدگاه صاحبنظران دربارهٔ فروزانفر
عبدالحسین زرین کوب یکی از بزرگان ادب فارسی درباره فروزانفر گفتهاست:
«معلم و استادی دلسوز و صمیمی بود. درس او تنها تعلیم نبود، هم تهذیب بود و هم در حین حال تفریح. با این همه، توفیق او در کار معلمی در بین استادان ادب عصر بهکلی بیسابقه بود... شعر را به سبک قدما محکم و متین میگفت، مخصوصاً به شیوهٔ ناصرخسرو و خاقانی علاقه داشت، و از این حیث یادآور ادیب پیشاوری بود... احوال و اسبابی که در حیات ادبی وی مؤثر افتاد، از وی بیشتر یک محقق و یک عالم ساخت... قلمرو تحقیق او ادبیات و تصوف بود، خاصه در دوران اسلامی قبل از صفویه...»
«فروزانفر نه فقط در زمینه مثنوی و مولانا، بلکه درتمام قلمرو فرهنگ اسلامی ایران محققی بیبدیل بود. هنوز با وجود مرور یک ربع قرن از غیبت او، هر چه امروز نزد ما در زمینهٔ عرفان و ادب جدی و درخور ارج است میراث اوست و آنچه از حوزهٔ تاثیر تعلیم بلاواسطه یا معالواسطهٔ او خارج است، غالباً از عمق و لطف و تأمل خالی به نظر میرسد. حوزهٔ کنجکاویش وسیع و عرصهٔ استعدادش تقریباً نامحدود بود. در جوانی، مخصوصا در اوایل ورود به تهران در زمینهٔ شعر و شاعری هم طبعآزمایی کرده بود. پارهای از اشعارش هم در همان ایام شهرت و قبول قابل ملاحظهای یافته بود. اما او شاعری را پیشه نکرد... تدریجاً مثل اکثر کسانی که به عنوان عالم نامبردار میشوند، اشتغال به شاعری را دون شان خویش مییافت. از این رو جز بهندرت و جز به الزام ضرورت شعر نگفت و از این که به شاعری منسوب شود تا حدی ابا داشت. مقالهنویسی را هم در آغاز کار با نقد بر حواشی قزوینی بر چهار مقاله آزمایش کرد، از آن نیز خیلی زود انصراف یافت و جز بهندرت یا بهضرورت بدان کار نپرداخت. »
[ویرایش] فهرست آثار منتشرشده
- سخن و سخنوران، در دو جلد (۱۳۰۸-۱۳۱۲)
- منتخبات ادبیات فارسی (۱۳۱۳)
- رساله در تحقیق احوال و زندگانی مولانا جلالالدین محمد مشهور به مولوی (۱۳۱۵)
- تاریخ ادبیات ایران (۱۳۱۷)
- فرهنگ عربی به فارسی (با مشارکت چهار نفر از استادان) (۱۳۱۹)
- خلاصهٔ مثنوی، به انتخاب و انضمام تعلیقات (۱۳۲۱)
- زندهٔ بیدار (حی بن یقظان) اثر ابن طفیل (تصحیح) (۱۳۳۴)
- فیه مافیه از گفتار مولانا جلالالدین محمد مشهور به مولوی (تصحیح) (۱۳۳۰)
- معارف سلطانالعلمل بهاءالدین محمد بن حسین خطیبی بلخی مشهور به بهاء ولد (تصحیح) (۱۳۳۳-۱۳۳۸)
- مأخذ قصص و تمثیلات مثنوی (۱۳۳۳)
- احادیث مثنوی (۱۳۳۴)
- کلیات شمس یا دیوان کبیر (۱۳۳۶-۱۳۴۸)
- معارف برهانالدین محقق ترمذی (تصحیح) (۱۳۳۹)
- شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدین عطار نیشابوری (۱۳۳۹-۱۳۴۰)
- مناقب اوحدالدین کرمانی (تصحیح) (۱۳۴۷)
- ترجمهٔ رسالهٔ قشیریه (تصحیح) (۱۳۴۵)
- «شرح مثنوی شریف» در سه جلد (۱۳۴۶-۱۳۴۸)
- مجموعهٔ مقالات بدیعالزمان فروزانفر، به کوشش عنایتالله مجیدی (۱۳۵۱)
- مجموعهٔ اشعار فروزانفر (با مقدمهٔ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی)
[ویرایش] جستارهای وابسته
- سخن و سخنوران
[ویرایش] پیوند به بیرون
- بخش ویژهٔ تألیفات و آثار مربوط به استاد بدیعالزمان فروزانفر - سایت کتابنامه
[ویرایش] منابع
- ↑ FORUZĀNFAR, Badiʿ-al-Zamān
- ↑ ویژهنامهٔ همایش بزرگداشت استاد بدیعالزمان فروزانفر ۱۳۸۳
- ↑ سخن آشنا، یادنامهٔ بدیعالزمان فروزانفر، به سعی دکتر محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۸۳
- ↑ بدیع الزمان فروزانفر، سایت اینترنتی کتابنامه
- ↑ بدیع الزمان فروزانفر، سایت اینترنتی کتابنامه
- ↑ فروزانفر و شعر
محمدتقی بهار
| محمدتقی بهار | |
|---|---|
| زادروز | ۱۶ آبان، ۱۲۶۳ ه. ش. مشهد، ایران |
| درگذشت | ۲ اردیبهشت ۱۳۳۰ ۲۲ آوریل، ۱۹۵۱ تهران، ایران |
| آرامگاه | ، گورستان ظهیرالدوله |
| پیشه | شاعر، ادیب، مورخ، روزنامه نگار و سیاستمدار |
، ملقب به ملکالشعرا، شاعر، ادیب، نویسنده، روزنامهنگار و سیاستمدار معاصر ایرانی است.
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] زندگینامه
در شانزدهم آبان ۱۲۶۳ ه. ش. در مشهد زاده شد. پدرش میرزا محمدکاظم صبوری، ملکالشعرای آستان قدس رضوی بود؛ مقامی که پس از درگذشت پدر، به فرمان مظفرالدین شاه، به بهار رسید. خاندان پدری بهار خود را از نسل میرزا احمد صبور کاشانی (درگذشتهٔ ۱۲۲۹)، قصیدهسرای سرشناس عهد فتحعلی شاه میدانند و به همین جهت پدر بهار تخلص صبوری را برگزید.
بهار در چهارسالگی به مکتب رفت و در شش سالگی فارسی و قرآن را به خوبی میخواند. از هفت سالگی نزد پدر شاهنامه را آموخت و اولین شعر خود را در همین دوره سرود. اصول ادبیات را نزد پدر فراگرفت و سپس تحصیلات خود را نزد میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری تکمیل کرد. در بیست سالگی به صف مشروطه طلبان خراسان پیوست و به انجمن سعادت خراسان راه یافت. اولین آثار ادبی-سیاسی او در روزنامه خراسان بدون امضا به چاپ میرسید که مشهورترین آنها مستزادی است خطاب به محمدعلی شاه.
بهار در ۱۳۲۸، روزنامه نوبهار را که ناشر افکار حزب دموکرات بود، منتشر ساخت و به عضویت کمیته ایالتی این حزب درآمد. این روزنامه پس از چندی به دلیل مخالفت با حضور قوای روسیه در ایران و مخاصمه با سیاست آن دولت، به امر کنسول روس تعطیل شد. او بلافاصله روزنامه تازه بهار را تأسیس کرد. این روزنامه در محرم ۱۳۳۰ به امر وثوق الدوله، وزیر خارجه تعطیل و بهار نیز دستگیر و به تهران تبعید شد. در ۱۳۳۲ به نمایندگی مجلس سوم شورای ملی انتخاب شد. یک سال بعد دوره سوم نوبهار را در تهران منتشر کرد و در ۱۳۳۴ انجمن ادبی دانشکده و نیز مجله دانشکده را بنیان گذاشت که به اعتقاد او مکتب تازه ای در نظم و نثر پدید آورد. علاوه بر بهار عدهای از اهل قلم مانند عباس اقبال آشتیانی، غلامرضا رشید یاسمی، سعید نفیسی و تیمورتاش با این مجله همکاری داشتند.
انتشار نوبهار بارها ممنوع و دوباره آزاد شد. یکی از معروفترین قصیدههای بهار، «بثالشکوی»، در ۱۳۳۷ به مناسبت توقیف نوبهار سروده شده است. کودتای ۱۲۹۹ بهار را برای سه ماه خانه نشین کرد و در همین مدت، یکی از به یادماندنیترین قصیدههای خود، «هیجان روح»، را سرود. چندی بعد که زندانیان رژیم کودتا آزاد شدند، و قوامالسلطنه نخستوزیر شد، بهار به نمایندگی مجلس چهارم انتخاب شد. از این دوره با سیدحسن مدرس رهبر فراکسیون اقلیت همراهی میکرد. بهار در این دوره نزد هرتسفلد زبان پهلوی میآموخت.
در مجلس پنجم بهار در صف مخالفان جمهوری رضاخانی جای گزید و معتقد بود که موافقت سردارسپه با جمهوری، اسباب تردید مردم شده است و مردم نتیجه چنین جمهوری را دیکتاتوری رضاخان میبینند. بعدها بهار در این دوره خطر مخالفت با سردار سپه را دریافت و اشعاری ظاهراً در تحسین جمهوری سرود. در پایان دورهٔ ششم مجلس، با استقرار سلطنت رضاشاه، دیگر زمینهای برای فعالیت سیاسی بهار وجود نداشت و او هوشمندانه از سیاست کنارهگرفت. وی پیش از آن در تیر ماه ۱۳۰۵ به عضویت شورای عالی معارف منصوب شده بود که این سمت را تا ۱۳۲۲ حفظ کرد.
بهار در این دوران به فعالیت علمی و آموزشی روی آورد و در کنار استادانی چون عباس اقبال آشتیانی، بدیعالزمان فروزانفر و صادق رضازاده شفق در سال تحصیلی ۱۳۰۷-۱۳۰۸ در دارالمعلمین عالی به تدریس پرداخت. در ۱۳۰۸، به اتهام مخالفتهای پنهان با رضاشاه، برای مدتی به زندان افتاد و تا ۱۳۱۲ چند بار به حبس و تبعید محکوم شد. در ۱۳۱۲ از زندان آزاد و به اصفهان تبعید شد و در ۱۳۱۳ با وساطت محمدعلی فروغی برای شرکت در جشنهای هزاره فردوسی به تهران فراخوانده شد.
از آن به بعد، سرشارترین دوران کار علمی بهار که با انزوای او در ۱۳۰۷ پس از پایان مجلس ششم و کناره گیری از مجلس آغاز شده بود غنای بیشتری یافت. طی این دوره بود که بار دیگر به مطالعهٔ متون و تتبع و تحقیق ادبی و زبانی پرداخت. در ۱۳۱۱ در اجرای قراردادهایی که در زمان علیاصغر حکمت با وزارت معارف منعقد کرد، به تصحیح مت.نی چون مجملالتواریخ و القصص، تاریخ بلعمی و منتخب جوامعالحکایات عوفی پرداخت. دستاورد ادبی و علمی او در این دوره، تصحیح متون، ترجمه آثاری از پهلوی به فارسی، تألیف سبکشناسی و نگارش احوال فردوسی بر مبنای شاهنامه بود. در ۱۳۱۶ تدریس در دوره دکتری ادبیات فارسی را به عهده گرفت.
با سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، بهار مجدداً به فعالیت سیاسی و اجتماعی روی آورد و قصیده «حبالوطن» را در اندرز به شاه جدید سرود. روزنامه نوبهار را دوباره منتشر کرد و تاریخ مختصر احزاب سیاسی را در ۱۳۲۲ نگاشت. از ۱۳۲۲ تا ۱۳۲۶، رئیس کمیسیون ادبی انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی بود و اولین کنگره نویسندگان ایران در ۱۳۲۴ از طرف این انجمن به ریاست او تشکیل شد.
پس از غائلهٔ آذربایجان در ۱۳۲۴، بهار زیر لوای قوامالسلطنه به فعالیت سیاسی روی آورد و در کنگرهٔ حزب دموکرات ایران مجدانه شرکت کرد. در بهمن۱۳۲۴ در کابینهٔ قوام وزیر فرهنگ شد، اما وزارت او چند ماهی بیش طول نکشید و استعفا کرد. در ۱۳۲۶ به عنوان نماینده تهران در مجلس پانزدهم انتخاب شد و ریاست فراکسیون حزب دموکرات را به عهده گرفت. اما بر اثر ابتلا به بیماری سل، تنها در ماههای تیر، مرداد و شهریور ۱۳۲۶ فرصت حضور در مجلس را یافت. در نیمهٔ دوم ۱۳۲۶ بهار که به بیماری سل مبتلا گشته بود، با استفاده از مرخصی استعلاجی از مجلس، برای معالجه به شهر لوزان در سویس رفت. بهار قصیده «به یاد وطن» معروف به «لُزَنیه» را در همین شهر سرود. اما مضیقهٔ شدید مالی باعث گردید که بهار با نیمهکاره رها کردن معالجه راهی ایران شود. سفر بهار به سویس کمی بیش از یک سال تا اردیبهشت ۱۳۲۸ طول کشید. بهار در بازگشت به ایران به تدریس دانشگاهی ادامه داد.
در خرداد ۱۳۲۹ «جمعیت ایرانی هواداران صلح» تأسیس گردید و بهار که از پایهگذاران آن بود (اعضای مؤسس دیگر: دکتر شایگان، حائریزاده، مهندس قاسمی، دکتر حکمت، احمد لنکرانی، محمد رشاد و محمود هرمز)، به ریاست جمعیت انتخاب شد و قصیدهٔ معروف «جغد جنگ» را، به اقتفای چکامهٔ بلند منوچهری سرود.
بهار در روز دوم اردیبهشت ۱۳۳۰، در خانه مسکونی خود در تهران زندگی را بدرود گفت و در شمیران در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
[ویرایش] بررسی آثار
آثار منثور و منظوم بهار متنوع است و انواع شعر سنتی و اشعار به زبان محلی، تصنیف و ترانه، مقالهها و سخنرانیهای سیاسی و انتقادی، رسالههای تحقیقی، نمایشنامه، اخوانیات و مکتوبات، تصحیح انتقادی متون، ترجمههای متون پهلوی، سبکشناسی نظم و نثر، دستورزبان، تاریخ احزاب، مقدمه بر کتابها و حواشی بر متون به خصوص شاهنامهٔ فردوسی را در برمیگیرد.
مهمترین اثر بهار دیوان اشعار اوست که به اعتباری کارنامهٔ عمر او نیز به شمار میرود. این دیوان در زمان حیات او به چاپ نرسید. جلال متینی از بهار نقل میکند که میخواسته است سرودههای خود را از صافی نقد بگذراند و منتخب دیوان خود را به چاپ برساند و از وزارت فرهنگ خواستار شده بود که دوتن آشنا با شعر و شاعری را برای پاکنویس اشعارش در اختیار او بگذارد، اما این تقاضا اجابت نشد.
در میان آثار تحقیقی بهار نیز سبکشناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی ممتاز است. این کتاب حاصل ۳۰ سال تتبع و تدریس استاد است. هنوز هم کتابی در این موضوع که بتواند با آن رقابت کند تألیف نشده است. بهار به این مبحث از علوم ادبی در زبان فارسی استقلال و هویت بخشید و درس دانشگاهی آن، به حق به نام او مُهر خورد. ژیلبر لازار در اثر نفیس خود «زبان کهنترین آثار نثر فارسی» به سبکشناسی بهار بیش از هر اثر دیگر استناد کرده، و آن کتاب را اثری افتخارآمیز شمرده است.
بهار بخشی از سبکشناسی شعر را نیز که چند دوره آن را درس داده، و با وزارت فرهنگ در بهار ۱۳۲۹ برای چاپ و نشر آن قرارداد بسته بود، نوشت که با شدت گرفتن بیماری سل مجال آن پیدا نکرد تا تدوین و نگارش این اثر را به پایان برساند. اما تقریرات درسی او با عنوان تاریخ تطور شعر فارسی چاپ و منتشر شد. عبدالحسین زرینکوب در وصف سبکشناسی شعر بهار مینویسد که او بیان خصوصیات مکتبهای شعر فارسی را ضابطه بخشید و کارهایی که بعدها در این باب صورت گرفت، جز تکرار و شرح آن نیست.
بهار در تدوین دستور زبان، معروف به دستور پنج استاد (تهران، ۱۳۲۹) سهم عمده دارد. به ویژه در مبحث فعل، تمایز مادهٔ مضارع و ماضی و انواع مشتقات هر یک، ابتکار شخصی اوست. او ضمن درس سبکشناسی نثر، نکات دستوری تازهای بیان میکرد و اصرار داشت که در امتحان درس سبکشناسی این نکات را نیز موضوع سؤال قرار دهد.
مقالات ادبی و تحقیقی بهار، در زمان حیات یا پس از وفات او در جراید و مجلات و نشریات متعدد از جمله نوبهار، مهر، ایران، دانشکده، باختر، ارمغان، تعلیم و تربیت، دانش، جهان نو، یغما، آموزش و پرورش، نگین، گلهای رنگارنگ، پیام نو، نامهٔ فرهنگستان، فردوسی، آینده، آرمان، مهر ایران، ایراننامه و سخن چاپ و منتشر شد. این مقالهها در مباحث گوناگون زبانی، ادبی، تاریخی، واژهشناسی، دستور، خط، احوال رجال سیاسی و مذهبی، نقد متون و همچنین شامل نقد شعر و مکاتبات است.
[ویرایش] در عرصه شاعری
برخی را عقیده بر آن است که بعد از جامی، در انسجام کلام و روانی طبع و جامعیت، شاعری هم پایه بهار نداشته ایم. بهار تحصیلات خود را به شیوه امروزی فرا نگرفته بود، اما با مطالعه عمیق در آثار گذشتگان به مدد حافظه پر بار و سرشار خود، این نقیصه را جبران کرد و در فنون ادبی و تحقیقی به پایه ای از جامعیت رسید که بزرگترین محققان زمان به گفتهها و نوشتههای او استناد میکردند. به زبان عربی تا آن حد که بتواند از مسیر تحقیق و تتبع به آسانی بگذرد آشنا بود و با زبانهای فرانسه و انگلیسی تا حدودی آشنایی داشت. دیوانهای شاعران سلف را به دقت خوانده بود و این خود به حضور ذهن او در یافتن و به کار بردن لغات در ترکیبات شعری یاری میرساند. بهار در بدیهه گویی و ارتجال، طبعی فراخ اندیش و زودیاب داشت و به آسانی از مضایق وزن و تنگنای قافیه بیرون میآمد. پایه و مقام شاعری او در عنفوان جوانی در حدی بود که بعضی از حاسدان سرودههای او را به پدرش یا به بهار شروانی نسبت میدادند. حاسدان او را در معرض آزمایش نیز قرار دادند و لغاتی ناهنجار را بارها در اختیار او قرار دادند تا آنها را در یک بیت یا یک رباعی جای دهد و او در همه موارد خوب از عهده برمیآمد، و اعجاب و تحسین حاضران را برمیانگیخت.
قصاید او بیشتر ساخته و پرداخته طبع خود اوست. گاه نیز قصاید شعرای سلف را مانند رودکی، فرخی، جمال الدین عبدالرزاق، منوچهری و سنایی در وزن و قافیه تقلید کرده و به اصطلاح جواب گفته است. او در این شیوه تقلید نیز نوآوریهایی دارد. در قصیده ای که به تقلید از منوچهری سروده، توانسته است الفاظ بیگانه را در مضامین نو چنان جای دهد که در بافت کلام ناهمگون و ناهنجار به نظر نرسد.
هنر شاعری او را بعد از قصیده، باید در مثنویهای او دید، مثنویهای کوتاه و بلندی که شمار آنها به بیش از هشتاد میرسد. در این میان مثنویهایی که در بحر حدیقه سنایی یا شاهنامه فردوسی و یا سبحه الابرار جامی سروده است بسیار جلب نظر میکند و در آنها از لحاظ شیوه گفتار به سبک این سه شاعر بسیار نزدیک شده است. بهار شاعری غزلسرا نبود و خود نیز چنین ادعایی نداشت. قصاید خود را به اقتضای طبع و غزلیات را بر سبیل تفنن میسرود. در میان غزلهای او نمونههایی که بتوان آنها را از حیث مضمون با سرودههای غزلسرایان معروف مقایسه کرد اندک است، هرچند از جنبه لفظی و فخامت و انسجام کلام بدان ایرادی نمیتوان گرفت، جز آنکه در غزل نیز بر خلاف رسم متعارف، گاه به تصریح و گاه به کنایه، مضامین انتقادآمیز و شکوائیه و وطنی و سیاسی را نیز گنجانیده است. بهار در دیگر اقسام شعر نیز طبع آزمایی کرده و آثار ارزنده ای از خود به جا گذاشته است.
از تصنیفها و ترانههای سرودهٔ بهار «بهار دلکش»، «باد صبا بر گل گذر کن»، «ای شهنشه»، «ای شکسته دل»، «گر رقیب آید»، «ایران هنگام کار»، «ز من نگارم»، «پرده ز رخ برافکن»، «سرود پهلوی»، «عروس گل» و «مرغ سحر» را باید نام برد.
[ویرایش] فهرست کتابهای منتشرشده
- منظومهٔ چهار خطابه، ۱۳۰۵
- اندرزهای آذرباد ماراسپندان (ترجمهٔ منظوم از پهلوی)، ۱۳۱۲
- یادگار زریران (ترجمهٔ منظوم از پهلوی)، ۱۳۱۲
- زندگانی مانی، ۱۳۱۳
- گلشن صبا، فتحعلی خان صبا (تصحیح)، ۱۳۱۳
- احوال فردوسی، ۱۳۱۳
- تاریخ سیستان (تصحیح)، ۱۳۱۴
- رسالهٔ نفس ارسطو ترجمهٔ باباافضل کاشانی (تصحیح)، ۱۳۱۶
- مجملالتواریخ والقصص (تصحیح)، ۱۳۱۸
- منتخب جوامعالحکایات، سدیدالدین عوفی (تصحیح)، ۱۳۲۴
- سبک شناسی، (سه جلد) ۱۳۲۱-۱۳۲۶
- تاریخ مختصر احزاب سیاسی (دو جلد)، ۱۳۲۱-۱۳۶۳
- دستور زبان فارسی پنج استاد (به همراهی قریب، فروزانفر، رشید یاسمی، همایی)، ۱۳۲۹
- شعر در ایران، ۱۳۳۳
- تاریخ تطّور در شعر فارسی، ۱۳۳۴
- دیوان اشعار، تهران، ۱۳۳۵
- تاریخ بلعمی، ابوعلی محمدبن محمد بلعمی (تصحیح) (به کوشش محمد پروین گنابادی)، ۱۳۴۱
- فردوسینامه بهار، (به کوشش محمد گلبن)، ۱۳۴۵
- رساله در احوال محمدبن جریر طبری
[ویرایش] منابع
- بهار، محمدتقی. تاریخ مختصر احزاب سیاسی. تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، ۱۳۵۷، صص الف تا یج.
- بهار، محمدتقی. تهران: شرکت سهامی کتابهای جیبی، ۱۳۵۱، صص الف تا یج.
- بهار، محمدتقی. دیوان بهار. چاپ اول، تهران: ۱۳۶۸.
- سپانلو، محمدعلی. بهار. چاپ اول، تهران: طرح نو، ۱۳۷۴.
- مصاحب، غلامحسین (سرپرست). دایرةالمعارف فارسی. چاپ سوم، تهران: امیرکبیر، کتابهای جیبی، ۱۳۸۱، صص ۴۷۵ و ۴۷۶.
این مقاله شامل بخشهایی به قلم محمدتقی بهار (درگذشته در ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰) است. حقوق معنوی آن بخشها برای محمدتقی بهار محفوظ است.
جلالالدین همایی
| جلال الدین همائی | |
|---|---|
| زادروز | ۱۳ دی ۱۲۷۸ ۳ ژانویه ۱۹۰۰ اصفهان، ایران |
| درگذشت | ۲۸ تیر ۱۳۵۹ ۱۹ ژوئیه ۱۹۸۰ تهران، ایران |
| پیشه | شاعر و ادیب |
ادیب، شاعر و استاد زبان و ادبیات فارسی، در سال ۱۲۷۸ در اصفهان زاده شد. پدرش میرزا ابوالقاسم محمدنصیر متخلص به طرب و جدش ملا محمدرضا همای شیرازی هر دو از شعرا و دانشمندان معروف عصر خود بودند.
جلالالدین تحت نظارت پدر دانشمند خود و در خانوادهای که کلیه اعضای آن اهل خط و قلم بودند رشد یافت و از اوان کودکی ملزم به فراگیری ادبیات عرب و حکمت و فلسفه شد. در سن ده سالگی منشآت قائم مقام فراهانی، منشآت فرهاد میرزا و منشآت امیر نظام و تاریخ معجم را نزد میرزا عبدالغفار و شاهنامه فردوسی، کلیات سعدی، منتخب قاآنی و غزلیات محمد خان دشتی را در نزد پدر مطالعه کرد و به اطلاعات فراوانی دست یافت.
همایی از سن یازده سالگی به مدت بیست سال در مدرسه نماورد از مدارس قدیم و معروف اصفهان که مرکز دانش و فرهنگ این شهر بود به کسب علوم اسلامی پرداخت . جلال طی این سالها ادبیات عرب، فقه، اصول، تفسیر، درایه، رجال، هیئت، نجوم، استخراج تقویم، فنون ریاضی، طب و فلسفه را در نزد بزرگترین علما و روحانیون ایران فراگرفت و خود نیز مدتی مدرس بزرگترین حوزههای علمی و ادبی اصفهان بود.
جلالالدین همایی در سال ۱۳۰۰ به نظام آموزشی جدید پیوست و ابتدا به تدریس در مدرسه صارمیه اصفهان پرداخت. سپس در سال ۱۳۰۷ به تهران آمد و از طرف وزارت معارف وقت عهدهدار تدریس فلسفه و ادبیات در تبریز گردید. همائی درسال ۱۳۱۰ به تهران منتقل شد و در دارالفنون، دبیرستان نظام و دانشکده افسری به تدریس ادبیات پرداخت. وی پس از تأسیس دانشگاه تهران به این دانشگاه دعوت شد و سالها در دورهٔ دکتری دانشکدههای حقوق و ادبیات تدریس کرد و مدتی نیز عضو فرهنگستان ایران بود. استاد همائی دو دوره نیز به دعوت دانشگاههای بیروت و لاهور در این دانشگاهها تدریس نمود که با استقبال محافل علمی این کشورها مواجه شد. در سال ۱۳۵۶ دانشگاه تهران مراسم بزرگداشت این استاد بزرگ تاریخ و فرهنگ ایران را برگزار کرد و در این مراسم نسخه ای از کتاب همائی نامه که به قلم همکاران و ارادتمندان استاد تهیه شده بود به او تقدیم گردید. جلالالدین همائی علاوه بر تألیف و تصحیح کتب متعدد شعر هم میسرود وبیش از پانزده هزار بیت او در دیوانی گردآوری شده است. از مشهورترین اشعار او مسجد کبود است که در وصف مسجد کبود تبریز و اظهار تأسف از ویرانی آن سروده است.
[ویرایش] آثار
معروفترین آثار جلالالدین همائی عبارت است از:
- تاریخ ادبیات ایران، جلد اول ۱۳۰۸، جلد دوم ۱۳۰۹
- غزالی نامه (شرح حال امام محمد غزالی) ۱۳۱۵
- تصحیحکتاب نصیحه الملوک امام محمد غزالی، ۱۳۱۵-۱۷
- تصحیح مثنوی ولدنامه با مقدمهٔ مفصل، ۱۳۱۵
- تصحیح کتاب التفهیم ابوریحان بیرونی با تحقیقات مفصل ۱۳۱۶
- تصحیحکتاب مصباحالهدایه و مفتاحالکفایه اثر عزالدین محمود کاشانی ۱۳۲۵
- تصحیح معیارالعقول منسوب به شیخ الرئیس ابوعلی سینا درفن جراثقال ۱۳۳۱
- مقدمه بر اخلاق ناصری تألیف خواجه نصیرالدین طوسی ۱۳۳۵
- مولوی نامه ۱۳۵۶
دهها مقاله تحقیقی به چاپ رسیده در مجلات و تألیف چند کتاب درسی دوره دبیرستان.
[ویرایش] منابع
- اثرآفرینان، زندگینامهٔ نامآوران فرهنگی ایران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، جلد ششم
- همای صفا به بهانه ی درگذشت استاد جلال الدین همایی: میرصادق سیدنژاد
پرویز ناتل خانلری
(زاده اسفندماه ۱۲۹۲ در تهران - درگذشته ۱ شهریور ۱۳۶۹) ادیب، زبانشناس، نویسنده و شاعر معاصر ایرانی است.
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] زندگی
پرویز ناتـل خانلری در اسفند ماه ۱۲۹۲ خورشیدی در تهران متولد شد. خانوادهٔ پدر و مادر او هر دو مازندرانی بودند و در حکومت قاجار شغل دیوانی داشتند. خانوادهٔ پدری خیلی زودتر از شهر بارفروش (بابل) کوچ کرده بودند. جد او میرزا احمد مازندرانی ابتدا عنوان خانلرخان و بعد لقب اعتصامالملک گرفت. میرزا خانلرخان اعتصامالملک تا پایان عمر مشاغلی در وزارت امور خارجه داشت و مدیر کل وزارت خارجه بود. پدر خانلری، میرزا ابوالحسن خان خانلری (۱۲۸۸-۱۳۴۹ قمری) ابتدا در وزارت عدلیه و سپس در وزارت امور خارجه خدمت میکرد و از سال ۱۳۱۶ قمری به مدت ده سال در تفلیس و پترزبورگ مأموریت سیاسی داشت. در سال مشروطیت به تهران آمد و ازدواج کرد، لقب اعتصامالممالک گرفت، و در سال ۱۳۰۹ شمسی در تهران درگذشت. نام خانوادگی خانلری از لقب جد او خانلرخان گرفته شده است. کلمهٔ ناتل (نام قدیمی شهری در مازندران) به پیشنهاد نیما یوشیج (پسرخالهٔ مادرش) بر نام خانوادگی او افزوده شد و با آنکه خود همیشه آن را به کار میبرد در شناسنامهٔ او نبود.
پرویز ناتـل خانلری تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ سنلویی، مدرسه آمریکایی تهران و مدرسهٔ ثروت تهران گذراند. درسهای دورهٔ اول دبیرستان را بهطور متفرقه امتحان داد، و هنگام ورود به دارالفنون برای دورهٔ دوم متوسطه، به تشویق بدیعالزمان فروزانفر که آن زمان معلم دارالفنون بود، رشتهٔ ادبی را انتخاب کرد. سپس وارد دانشسرای عالی شد و در سال ۱۳۱۴ دانشنامهٔ لیسانس زبان و ادبیات فارسی را از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران دریافت کرد. پس از گذراندن دورهٔ آموزشی خدمت نظام وظیفه از سال ۱۳۱۵ به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و مدتی دبیر دبیرستانهای رشت بود. سپس ضمن تدریس در دبیرستانها دورهٔ دکتری زبان و ادبیات فارسی را گذراند.
در سال ۱۳۲۲ خانلری جزو اولین گروه دریافتکنندگان دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران بود. موضوع پایان نامه دکتری او «تحول غزل در شعر فارسی» بود که به راهنمایی ملکالشعرا بهار به انجام رساند و بعداً با عنوان «تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی تحول اوزان غزل فارسی» به چاپ رسید. پس از پایان خدمت وظیفه، دوران خدمت در دانشگاه تهران را آغاز کرد. خانلری کرسی تاریخ زبان فارسی را در دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران ایجاد کرد و تا سال ۱۳۵۷ خود متصدی تدریس آن بود. در همان اوایل دوران خدمت در دانشگاه تهران، در سال ۱۳۲۵ انتشارات دانشگاه تهران را بنیان گذاشت و خود به مدت پنج سال مدیریت آن را به عهده داشت.
خانلری از دوران دانشجویی، همکاری خود را با مطبوعات آغاز کرد و اشعار و نوشتههایش در مجله مهر انتشار مییافت. در خاطرات خود به از جمعی از ادیبان نامدار آن زمان همچون محمدتقی بهار، رشید یاسمی و سعید نفیسی یاد میکند که در دفتر مجلهٔ مهر گرد میآمدند و مشهور به ادبای سبعه (هفتگانه) بودند. در مقابل آنها به چهار نفر جوانتران نوگرا و تحصیلکردهٔ اروپا یعنی صادق هدایت، مجتبی مینوی، بزرگ علوی و مسعود فرزاد اشاره میکند که در کافهٔ رزنوار در خیابان لالهزار نو جمع میشدند و به گروه ربعه مشهور شده بودند و خانلری در حدود سال ۱۳۱۵ با آنان نیز آشنایی یافت.
پرویز ناتـل خانلری در سال ۱۳۲۰ با زهرا کیا ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر و یک پسر بود. پسرش آرمان در جوانی درگذشت. در خرداد ۱۳۲۲ نخستین شماره از مجلهٔ ادبی سخن را انتشار داد و با وجود وقفهٔ ناخواستهای که پیش آمد تا سال ۱۳۵۷ انتشار آن را تداوم بخشید.
خانلری در سال ۱۳۲۷ به پاریس رفت و مدت دو سال در انستیتو دو فونتیک که ضمیمهٔ دانشگاه سوربن بود به مطالعه و تحقیق مشغول شد. او اولین ایرانی بود که با رشتهٔ فونتیک (آواشناسی) در این مؤسسه آشنا شد و رسالهای نیز در این باره به زبان فرانسوی نوشت.
پرویز ناتـل خانلری در سال ۱۳۳۴ معاون وزارت کشور (در دورهٔ وزارت اسدالله علم) شد. از همان دوران سناتور انتصابی مازندران شد و چند دوره تا سال ۱۳۵۷ در آن سمت بود. از شهریور ۱۳۴۱ تا بهمن ۱۳۴۲ مقام وزارت فرهنگ را در کابینهٔ اسدالله علم داشت. در مقام وزارت فرهنگ، طرح ایجاد سپاه دانش را پیشنهاد کرد و به تصویب رساند و اجرای آن را آغاز کرد.
بیتردید مهمترین خدمت خانلری به فرهنگ ایرانی، تأسیس بنیاد فرهنگ ایران با همکاری عدهای از پژوهشگران بود که در سال ۱۳۴۴ آغاز به کار کرد. بنیاد فرهنگ ایران در مدت فعالیتش بیش از سیصد عنوان کتاب را منتشر کرد که غالب آنها متون و تحقیقات مهمی در جنبههای مختلف ادبی و تاریخی و علمی بود. ریاست بنیاد فرهنگ از ابتدای تأسیس تا سال ۱۳۵۷ به عهده خانلری بود. خانلری همچنین ریاست فرهنگستان ادب و هنر را به عهده داشت. مدتی نیز مدیر کلی سازمان پیکار با بیسوادی را به عهده گرفت.
پس از انقلاب اسلامی پرویز ناتل خانلری به مدت صد روز زندانی شد و از همهٔ فعالیتهای رسمی و دانشگاهی کناره گرفت. پرویز ناتل خانلری در شهریور ۱۳۶۹ پس از یک دوره بیماری طولانی در ۷۷ سالگی در تهران درگذشت. «ناتل از روستاهای شهرستلان نور است دکتر خانلری نیز از این دیار است تا جای که اطلاع دارم ایشان با همکلاسی خود زهرا کیا (خواهردکتر صادق کیا) ازدواج نمودند. از جمله کسانی که اطلاعات زیادی در مورد ایشان دارند اقای ملکی دوست صمیمی صادق کیا میباشند که اکنون در روستای در امل و دور از اجتماع زندگی میکنند ایشان نیز تحصیلاتشان در زمینه زبان باستانی میباشد.»(به نقل از مهدی کریمی)
[ویرایش] دستاوردها و آثار
از کارهای ارزشمند خانلری انتشار مجله سخن از سال ۱۳۲۲ تا ۱۳۵۷ بود که جمعاً ۲۷ دوره منتشر شد. شماره اول مجله به صاحب امتیازی ذبیحالله صفا منتشر شد، اما با رسیدن خانلری به سی سالگی صاحب امتیازی مجله به او منتقل شد. مجله سخن بخصوص در دورههای اول خود دریچهای به روی ادبیات جهان بود و محلی برای انتشار آثار نویسندگان تازهنفس و شاعران نوگرا بود، و نقش بسزایی در جهتگیری ادبیات فارسی در دوره معاصر داشت.
روش خانلری و نوشتههای او در سخن، راهگشای جوانان مستعد شد. بسیاری از نویسندگان و شاعران نامدار چون جلال آلاحمد، محمدعلی اسلامی ندوشن و بهرام صادقی اولین اثرشان در مجلهٔ سخن به چاپ رسید. مجلهٔ سخن در دوران دراز انتشار خود دو نسل از شاعران، مترجمان، محققان، داستاننویسان و ناقدان را تربیت کرد.
دستور زبان فارسی خانلری اولین بار در سال ۱۳۴۳ بهعنوان کتاب درسی دبیرستانی به چاپ رسید و سالها در دبیرستانها تدریس میشد، و بعداً مورد تجدید نظر قرار گرفت و در دانشگاهها نیز تدریس شد. نوآوری عمدهای که در اولین نگاه در دستور زبان فارسی تألیف خانلری به چشم میخورد، این است که برخلاف دستورهای پیشین که مبنای بحث خود را اجزای جمله و تعریف انواع کلمه قرار میدادند و سپس به ترکیب جمله میرسیدند، در دستور خانلری کوچکترین واحد گفتار که منظور گوینده یعنی رساندن پیام را برآورده میسازد و جمله خوانده میشود مبنای بحث قرار میگیرد، و سپس این واحد گفتار به دو قسمت اصلی تقسیم میشود که هر یک شامل اجزای کوچکتری است، و پس از آن به شناخت یکیک اجزای هر قسمت میرسد. دستور زبان خانلری بر پایه زبانشناسی و با توجه به روح زبان فارسی تدوین شد. و میتوان گفت اولین دستور زبان فارسی بر بنیاد زبانشناسی در ایران است. در این دستور، بسیاری از اصطلاحات درست و بجای زبانشناسی که اکنون در زبانشناسی و دستور زبان رایج است، مانند نهاد، گزاره، عملکرد، پایه، پیرو، وابسته و نظایر آن از برساختههای اوست.
اثر مهم و ماندگار دیگر خانلری، تاریخ زبان فارسی است که تاکنون تنها کتاب مرجع در این زمینه به حساب میآید. بنای کتاب دستور زبان فارسی بر ۵ جلد ریخته شده بود که زبان ایرانیان را از زمان کهن تا دوره معاصر دربرمیگرفت. جلد اول شامل اصطلاحاتی بود درباره زبان ایرانی باستان و فارسی میانه تا ورود اسلام. جلد دوم مشتمل بر زبانها و گویشهایی بود که بعد از اسلام در قلمرو ایرانزمین شکل گرفته و تکامل پیدا کردهاست. این دوره به قرن هفتم هجری ختم میشود. جلد سوم ویژگیهای نحوی و لغوی و آواشناسی دوره دوم زبان فارسی دری یعنی بعد از استیلای مغول را شامل میشود. این دوره به قرن سیزدهم خاتمه مییابد و از دورههای تأثیرگذار در زبان فارسی معاصر است. جلد چهارم درباره زبان فارسی معاصر و تحول و دگرگونی آن است و جلد پنجم درباره زبان فارسی در کشورهای همسایه مانند تاجیکستان، افغانستان و شبهقاره است. خانلری در دوره حیات خود موفق شد تنها جلد اول و دوم آنرا در چندین مجلد به تألیف درآورد که آثار پرارزش و ماندگار این حوزه است. همچنین او طرح جامعی بر همین اساس ابزار زبان فارسی برای تألیف فرهنگ لغت پایهگذاری کرده بود که تنها موفق شد بخشی از دوره اول را آماده کند و به چاپ برساند.
از دیگر کارهای عمدهٔ خانلری، طرحریزی تألیف و انتشار «فرهنگ تاریخی زبان فارسی» بود. در این نوع فرهنگ برخلاف روش رایج فرهنگنگاری که مآخذ اصلی مورد استفاده در آن، فرهنگهای موجود است، مؤلفان نخست همه متنهای موجود در زبان را به ترتیب تاریخی از پی هم قرار میدهند و واژهها و معنیهای گوناگون آنها را نه از روی فرهنگهای دیگر بلکه از متنها بگیرند. بدین ترتیب روشن خواهد شد که هر واژه دست کم در زبان مکتوب از چه تاریخی وارد شده و هر یک از معنیهای گوناگون آن از چه روزگاری بر جا مانده است. وجود چنین فرهنگی در هر زبان، شناسنامهٔ تاریخی یکیک واژههای آن زبان است و فایدههای در دست داشتن چنین سندی برای زبانشناسان و ادیبان و محققان و شاعران چندان فراوان و گوناگون است که در آغاز کار نمیتوان تمام آنها را پیشبینی کرد.
دکتر خانلری طرح تهیهٔ فرهنگ تاریخی زبان فارسی را تهیه کرد و آن را در بنیاد فرهنگ ایران به موقع اجرا گذاشت. همکاران این طرح بزرگ را که تعدادشان انگشتشمار بود با تحقیق و تجسس بازشناخت و گروهی جوانان علاقهمند را به این کار برگماشت. نخستین جلد فرهنگ تاریخی زبان فارسی در سال ۱۳۵۷ انتشار یافت. جلد دوم آن نیز به زیر چاپ رفته بود که با کنارهگیری خانلری معلق ماند و به سرنوشت نامعلومی دچار شد.
پرویز ناتل خانلری در مقدمهٔ کتاب غزلهای حافظ در سال ۱۳۳۷ اظهار امیدواری کرده بود که با استفاده از نسخههای کهن، دیوان کامل حافظ تهیه و منتشر گردد. این فکر پس از بیست و دو سال تحقق یافت و در سال ۱۳۵۹ دیوان خواجه شمسالدین محمد حافظ توسط بنیاد فرهنگ ایران انتشار یافت. دکتر خانلری در تنظیم دیوان حافظ متن ۴۸۶ غزل حافظ را پس از بررسی و مقایسهٔ ضبط ۱۴ نسخهٔ اساس خود به ترتیب حروف تهجی قافیههای غزلها در صفحات سمت راست کتاب قرار داده است. در صفحات مقابل برای هر غزل نخست نشانههای معرف نسخههایی که آن غزل را درج کردهاند در بالای صفحه و به دنبال آن ترتیب ابیات آن غزل در نسخههای مأخذ، و سپس اختلاف نسخهها در ضبط کلمات و عبارات در مورد هر بیت نقل گردیده است. دیوان حافظ چاپ خانلری، با وجود چندین ویرایش دیگر از غزلهای حافظ که طی سی سال پس از آن انتشار یافته است، اعتبار خود را حفظ کرده و مورد استفادهٔ محققان است.
[ویرایش] شاعری
خانلری خود با آن که در جوانی در شاعری گرایشهایی مشابه نیما یوشیج داشت، ولی با مطالعه بیشتر به این نتیجه رسید که عروض فارسی ظرفیتهای گستردهای دارد و آنچه نیازمند تغییر و تحول است، زبان شعر است که باید امروزی شود. مجموعه اشعار او با نام «ماه در مرداب» در سال ۱۳۴۳ انتشار یافت و بارها تجدید چاپ شد.
شعر «عقاب» او که به صادق هدایت تقدیم شده، از زیباترین و پرمحتواترین نمونههای شعر معاصر ایران است که این گونه آغاز میشود:
| گشت غمناک دل و جان عقاب | چو ازو دور شد ایام شباب | |
| دید کش دور به انجام رسید | آفتابش به لب بام رسید | |
| باید از هستی دل برگیرد | ره سوی عالم دیگر گیرد... |
[ویرایش] سالشمار زندگی
- ۱۲۹۲ تولد در تهران
- ۱۳۰۰ ورود به دبستان
- ۱۳۰۹ چاپ نخستین مقاله در روزنامه اقدام
- ۱۳۱۱ ورود به دانشسرای عالی
- ۱۳۱۴ گرفتن لیسانس ادبیات فارسی
- ۱۳۱۵ رفتن به خدمت نظام وظیفه
- ۱۳۲۰ ازدواج با همدرسش در دورهٔ دکتری زبان و ادبیات فارسی، خانم زهرا کیا
- ۱۳۲۰ آغاز خدمت در دانشگاه تهران و تدریس در دانشکدهٔ ادبیات
- ۱۳۲۲ گذراندن رسالهٔ دکتری ادبیات فارسی با عنوان چگونگی تحول اوزان غزل و تحقیق انتقادی در عروض و قافیه
- ۱۳۲۲ آغاز انتشار مجلهٔ سخن
- ۱۳۲۵ خدمت در ادارهٔ تعلیمات عالیهٔ وزارت فرهنگ
- ۱۳۲۵ ریاست ادارهٔ انتشارات و روابط فرهنگی دانشگاه تهران
- ۱۳۲۷ سفر به پاریس برای مطالعات فونتیک و زبانشناسی
- ۱۳۲۹ بازگشت به تهران و ادامهٔ تدریس در دانشکدهٔ ادبیات
- ۱۳۳۰ تأسیس کرسی تاریخ زبان فارسی در دانشکدهٔ ادبیات
- ۱۳۳۰ تجدید انتشار مجلهٔ سخن
- ۱۳۳۲ سفر به لبنان و ایراد سخنرانیهایی در دانشگاه سن ژوزف بیروت در بارهٔ فرهنگ و هنر ایران
- ۱۳۳۶ سفر به آمریکا
- ۱۳۳۶ عضویت مجلس سنا با عنوان سناتور انتصابی از مازندران
- ۱۳۴۱ تصدی وزارت فرهنگ در دولت اسدالله علم
- ۱۳۴۴ تأسیس بنیاد فرهنگ ایران و تصدی دبیرکلی و مدیر عاملی آن ( تا بهمن ۱۳۵۷)
- ۱۳۴۶ انتصاب به مدیر عاملی سازمان پیکار با بیسوادی
- ۱۳۵۱ تأسیس فرهنگستان ادب و هنر ایران و تصدی ریاست آن
- ۱۳۵۱ تأسیس پژوهشکدهٔ فرهنگ ایران و تصدی ریاست آن
- ۱۳۵۸ توقیف و زندان (به مدت یکصد روز از ۲۰ فروردین)
- ۱۳۵۹ انتشار دیوان حافظ
- ۱۳۶۱ انتشار داستانهای بیدپای
- ۱۳۶۹ شدت گرفتن بیماریها
- ۱۳۶۹ درگذشت در ۷۷ سالگی (اول شهریور ۱۳۶۹)
[ویرایش] کتابشناسی
- دختر سروان، پوشکین (ترجمه) ۱۳۱۰
- روانشناسی و تطبیق آن با اصول پرورش ۱۳۱۶
- چند نامه به شاعر جوان (ترجمه) ۱۳۲۰
- تحقیق انتقادی در عروض و قافیه و چگونگی تحول اوزان غزل فارسی (تألیف) ۱۳۲۷
- مخارجالحروف، ابن سینا (ترجمه)، ۱۳۳۳
- تریستان و ایزولد (ترجمه)، ۱۳۳۴
- وزن شعر فارسی (تألیف)، ۱۳۳۷
- غزلهای حافظ، ۱۳۳۷
- سمک عیار (تصحیح)، در ۵ جلد ۱۳۳۸-۱۳۵۳
- چند نکته در تصحیح دیوان حافظ ۱۳۳۸
- شاهکارهای هنر ایران، آرتور اپهام پوپ (ترجمه)، ۱۳۳۸
- زبانشناسی و زبان فارسی (تألیف) ۱۳۴۳
- زبانشناسی و زبان فارسی (مجموعه مقالات)، ۱۳۴۳
- ماه در مرداب (مجموعه شعر)، ۱۳۴۳
- شعر و هنر (مجموعه مقالات)، ۱۳۴۵
- فرهنگ و اجتماع(مجموعه مقالات)، ۱۳۴۵
- تاریخ زبان فارسی (تألیف)، در ۳ جلد ۱۳۴۸
- دستور زبان فارسی (تألیف) ۱۳۵۱
- فرهنگ تاریخی زبان فارسی (تألیف مقدمه) ۱۳۵۷
- دیوان حافظ (تصحیح) ۱۳۵۹
- داستانهای بیدپای (تصحیح) با همکاری محمد روشن ۱۳۶۱
- شهر سمک (یادداشتهای مربوط به سمک عیار) ۱۳۶۲
- هفتاد سخن (مجموعه مقالات) جلد اول ۱۳۶۸
- هفتاد سخن (مجموعه مقالات) جلد دوم ۱۳۶۹
[ویرایش] پانوشتها و منابع
- ↑ یادداشتهای او با عنوان سفرنامهٔ خانلرخان در سال ۱۳۵۱ در تهران به چاپ رسیده است.
- ↑ خاطرات پرویز ناتل خانلری، بازنویسی یدالله جلالی پندری، مجلهٔ آینده، مرداد-آبان ۱۳۶۹، ص ۴۲۷-۴۴۸
- ↑ خاطرات پرویز ناتل خانلری، همانجا
- ↑ خاطرات پرویز ناتل خانلری، همانجا
- ↑ خاطرات پرویز ناتل خانلری، همانجا
- ↑ جلال متینی، پیمان پایدار با فرهنگ ایران، ایرانشناسی، تابستان ۱۳۷۰، ص ۲۳۳-۲۳۷
- ↑ Abbas Milani: Eminent Persians, Syracuse University Press, 2008, p. 971-977
- ↑ محمدجعفر محجوب، دکتر پرویز ناتل خانلری، ایراننامه، پاییز ۱۳۶۹ - شماره ۳۲، ص ۶۵۶-۶۶۴
- ↑ محمد پروین گنابادی، مجله یغما، فروردین ۱۳۵۲
- ↑ [۱]، محمد مهیار: خانلری و زبان، هفتهنامهٔ شهروند امروز
- ↑ محمدجعفر محجوب، همانجا
- ↑ مقدمهای بر تدوین غزلهای حافظ، دکتر سلیم نیساری، ۱۳۶۷
- ↑ قافلهسالار سخن خانلری (یادنامه دکتر پرویز ناتل خانلری)، نشر البرز، تهران ۱۳۷۰
عبدالحسین زرینکوب
| عبدالحسین زرینکوب | |
|---|---|
| زادروز | ۲۷ اسفند ۱۳۰۱ بروجرد |
| درگذشت | ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ تهران |
| محل زندگی | بروجرد، تهران، فرانسه |
| ملیت | ایرانی |
| پیشه | مدیریت گروه ادبیات فارسی دانشگاه تهران |
| نهاد | دانشکده ادبیات دانشگاه تهران |
(۲۷ اسفند ۱۳۰۱ در بروجرد تا ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ در تهران) ادیب، تاریخنگار و منتقد ادبی برجسته در ایران معاصر است. آثار او بهعنوان مرجع عمده در مطالعات تصوف و مولویشناسی شناخته میشود.
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] زندگینامه
در سال ۱۳۰۱ هجری خورشیدی در بروجرد متولد شد . تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خویش به پایان برد. تحصیل در دوره متوسطه را تا پایان سال پنجم متوسطه در بروجرد ادامه داد و به دنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر برای ادامه تحصیل به تهران رفت. این بار رشته ادبی را برگزید و در سال ۱۳۱۹ تحصیلات دبیرستانی را به پایان برد. سال بعد به بروجرد بازگشت و به تدریس در دبیرستانهای خرمآباد و بروجرد پرداخت. در این دوران درسهای مختلف از تاریخ و جغرافیا وادبیات فارسی تا عربی و فلسفه و زبان خارجی را تدریس میکرد. در همین دوره نخستین کتاب او به نام «فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری درایران» در بروجرد منتشر شد.
در سال ۱۳۲۴ پس از آنکه در امتحان ورودی دانشکده علوم معقول و منقول و دانشکده ادبیات حایز رتبه اول شده بود، وارد رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۲۷ با رتبه اول دورهٔ لیسانس ادبیات فارسی را به پایان رساند، و سال بعد وارد دوره دکتری رشته ادبیات دانشگاه تهران گردید. درسال ۱۳۳۴ از رساله دکتری خود با عنوان (نقدالشعر، تاریخ و اصول آن) که زیر نظر بدیعالزمان فروزانفر تالیف شده بود با موفقیت دفاع کرد. دکتر زرینکوب در سال ۱۳۳۰ در کنار عدهای از فضلای عصر همچون محمد معین، پرویز ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب برای مشارکت در طرح ترجمه مقالات دایرهالمعارف اسلام (طبع هلند)، دعوت شد .
از سال ۱۳۳۵ با رتبه دانشیاری کار خود را دانشگاه تهران آغاز کرد و عهدهدار تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و تاریخ تصوف در دانشکدههای ادبیات و الهیات شد. دکتر زرینکوب چندی نیز در دانشسرای عالی تهران و دانشکده هنرهای دراماتیک به تدریس پرداخت. در سالهای ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا به عنوان استاد میهمان در دانشگاههای کالیفرنیا و پرینستون به تدریس پرداخت.
دکتر عبدالحسین زرینکوب در ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ در ۷۷ سالگی در تهران درگذشت.
[ویرایش] آثار
|
||||
[ویرایش] نقد ادبی
- ۱۳۲۳ فلسفه شعر
- ۱۳۳۸ نقد ادبی
- ۱۳۴۳ با کاروان حله مجموعهای از نقد ادبی
- ۱۳۴۶ شعر بیدروغ، شعر بینقاب
- ۱۳۴۹ از کوچهٔ رندان، بحث و بررسی و نقد اشعار حافظ شیراز و تشریح شرایط سیاسی و اجتماعی شیراز در زمان شاه مسعود
- ۱۳۶۳ سیری در شعر فارسی، بحثی انتقادی در شعر فارسی و تحوّل آن با نمونههایی از شعر شاعران
- ۱۳۶۴ سرّ نی، نقد و شرح تحلیلی و تطبیقی مثنوی معنوی
- ۱۳۶۶ بحر در کوزه، نقد و تفسیر قصّهها و تمثیلات مثنوی معنوی
- ۱۳۷۰ پله پله تا ملاقات خدا، درباره زندی، سلوک، و اندیشه مولانا. و نیز نحوه اشنایی با شمس تبریزی و چگونگی اثرپذیری روحی و طوفان تصوفی که در وی عارض گردید و نیز اطلاعات باارزشی در مورد کودکی و نوجوانی مولانا و نیز شرح احوالات شاگردان معروفش حسام الدین چلبی و صلاح الدین زرکوب
- ۱۳۷۲ پیر گنجه، در جستجوی ناکجاآباد، شرح حال نظامی گنجوی و بررسی اشعار و آثار وی و نیز شرح تفصیلی تاریخ آن دوران
- ۱۳۷۲ آشنایی با نقد ادبی
- ۱۳۷۵ از گذشته ادبی ایران
- ۱۳۷۷ از نی نامه
- ۱۳۷۸ دیدار با کعبه جان درباره زندگی و آثار و اندیشه خاقانی
- ۱۳۸۱ نامور نامه درباره فردوسی و شاهنامه
[ویرایش] تاریخ ایران
- ۱۳۳۰ دو قرن سکوت در باره تاریخ و اتفاقات دو سده بعد از حمله اعراب به ایران و اثرات نفوذ اعراب و مسلمانان در آن دوران
- ۱۳۴۳ تاریخ ایران بعد از اسلام
- ۱۳۵۴ فتح عرب در ایران
- ۱۳۶۴ تاریخ مردم ایران (۲ ج)
- ۱۳۷۳ روزگاران ایران، تاریخ ایران از آغاز تا سقوط سلطنت پهلوی
- ۱۳۷۵ دنباله روزگاران ایران، تاریخ ایران از آغاز تا سقوط سلطنت پهلوی
- ۱۳۷۵ روزگاران دیگر
- ۱۳۸۶ آشنایی با تاریخ ایران
[ویرایش] تاریخ اسلام
- ۱۳۴۶ بامداد اسلام
- ۱۳۴۸ کارنامه اسلام شامل مجموعه دستاوردهای امپراتوری عظیم اسلامی و رشد و شکوفایی کم نظیر علوم طبیعی در میان فیلسوفان مسلمان در علوم مختلف مانند جبر، شیمی، فیزیک و ریاضیات
[ویرایش] اندیشه
- ۱۳۴۲ ارزش میراث صوفیه
- ۱۳۵۳ فرار از مدرسه
- ۱۳۵۷ جستجو در تصوف ایران
- ۱۳۶۹ در قلمرو وجدان، سیری در عقاید، ادیان، و اساطیر و شامل بخشهایی چون: پندارهای از یاد رفته و میراث هندوان و اسطوره یا تاریخ و نفوذ در ادوار ما قبل تاریخ عقاید و دیانات. فصل اغازین کتاب با این عبارت آغاز میگردد: بودن یا نبودن؟ مساله اینست! و جوابی که پرسشگر حیرت زده میجوید برای آنست که مطمئن شود این بودن آیا به زحمتش میارزد و زندگی وی اصلا هیچ معنی و هدف دارد یا آنکه جز توالی کودکی و جوانی و پیری که سرانجام به عدم محض منتهی گردد چیزی نیست.
- ۱۳۷۷ شعله طور
[ویرایش] ترجمه
- ۱۳۲۶ بنیاد شعر فارسی
- ۱۳۲۸ ادبیات فرانسه در قرون وسطی
- ۱۳۲۸ ادبیات فرانسه در دوره رنسانس
- ۱۳۳۲ شرح قصیده ترساییه خاقانی
- ۱۳۳۷ فن شعر ارسطو
- ۱۳۵۷ ارسطو و فن شعر
[ویرایش] مجموعه مقالات
- ۱۳۵۱ یادداشتها و اندیشهها
- ۱۳۵۳ نه شرقی، نه غربی، انسانی
- ۱۳۵۶ از چیزهای دیگر مجموعه چند یادداشت پراکنده
- ۱۳۶۳ با کاروان اندیشه
- ۱۳۶۵ دفتر ایام، مجموعهٔ گفتارها، اندیشهها، و جستجوها
- ۱۳۶۸ نقش بر آب، جستجویی چند در باب شعر حافظ، گلشن راز، گذشتهٔ نثر فارسی و ادبیات تطبیقی
- ۱۳۷۶ حکایت همچنان باقی
[ویرایش] نوشتههای ادبی و تاریخنگاری
- ۱۳۴۷ تک درخت
- ۱۳۵۴ تاریخ در ترازو
[ویرایش] جستارهای وابسته
- فهرست تاریخنویسان ایرانی
[ویرایش] پیوند به بیرون
- بخش ویژهٔ تألیفات و آثار مربوط به دکتر عبدالحسین زرینکوب - سایت کتابنامه
[ویرایش] پانویسها
- ↑ باشگاه اندیشه، ۲۳ ژوئیه ۲۰۰۸.
- ↑ از کوچهٔ رندان، کنارهٔ جلدپوش.
[ویرایش] منابع
- زرینکوب، عبدالحسین، از کوچهٔ رندان، دربارهٔ زندگی و اندیشهٔ حافظ، تهران: انتشارات سخن، چاپ سیزدهم، ۱۳۷۹، کنارهٔ جلدپوش.
- دو قرن مقاومت مردم ایران: سلطه اعراب مسلمان بر ایران زرتشتی
- دکتر عبدالحسین زرین کوب
محمدرضا شفیعی کدکنی
| محمدرضا شَفیعی کَدکَنی | |
|---|---|
| زادروز | ۱۹ مهر۱۳۱۸ ایران |
| محل زندگی | ایران |
| ملیت | ایرانی |
| سبک | سبک نو(سبک نیمایی) |
| مذهب | شيعه |
| آثار | تازیانههای سلوک، موسیقی شعر، صور خیال در شعر فارسی، مجموعهٔ اشعار هزاره دوم آهوی کوهی و در کوچه باغهای نشابور، در اقلیم روشنایی، تصحیح اسرارالتوحید و غيره |
زاده ۱۹ مهر سال ۱۳۱۸ از نویسندگان و شاعران امروز ایران است. تخلص وی در شعر است.
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] زندگی
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در سال ۱۳۱۸ دربخش کدکن شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی، چشم به جهان گشود. شفیعی کدکنی دورههای دبستان و دبیرستان را در مشهد گذراند و چندی نیز به فراگیری زبان و ادبیات عرب، فقه، کلام و اصول سپری کرد. او مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات پارسی از دانشگاه فردوسی و مدرک دکتری را نیز در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت . او از جمله دوستان نزدیک مهدی اخوان ثالث شاعر خراسانی به شمار میرود و دلبستگی خود را به اشعار وی پنهان نمیکرد.
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸ تهران را به مقصد آمریکا ترک کرد. او برای استفاده از یک فرصت مطالعاتی به دانشگاه پرینستون رفت و پس از نزدیک به 9 ماه دوری از وطن به ایران بازگشت و پس از بازگشت به ایران بر سر کرسی تدریس خود در دانشگاه تهران حاضر شد.
[ویرایش] کتابها واشعار
وی سرودن شعر را از جوانی به شیوهٔ کلاسیک آغاز کرد. ولی پس از چندی به سوی سبک نو مشهور به نیما یوشیج روی آورد .او با نوشتن در کوچه باغ های نیشابور به نامآوری رسید. آثار شفیعی را میتوان به دو گروه انتقادی و مجموعه اشعار خود وی تقسیم کرد. آثار انتقادی این نویسنده، شامل تصحیح آثار کلاسیک فارسی و نگارش مقالاتی در حوزه نظریه ادبی میشود، که بخشی از آنها در زیر آورده شدهاند. در میان آثار نظری شفیعی کدکنی کتاب موسیقی شعر جایگاهی ویژه دارد و در میان مجموعه اشعار در کوچه باغهای نشابور آوازه بیشتری دارد.
[ویرایش] بررسی آثار
شفیعی کدکنی را باید در زمره شاعران اجتماعی بدانیم. او در اشعار خود تصویری از جامعه ایرانی در دههٔ ۴۰ و ۵۰ خورشیدی را بازتاب میدهد و با رمز و کنایه آن دوران را به خواننده نمایانده، دلبستگی و گرایش فراوان به آیین وفرهنگ اسلامی و بخصوص خراسان را نشان میدهد.
[ویرایش] نمونه اشعار
- شعر سفر به خیر که از مجموعه در کوچه باغهای نشابور گزیده شده است:
به کجا چنین شتابان؟
- دل من گرفته زاین جا
به کجا چنین شتابان؟
- شعر دیگری از وی:
- « پیش از شما / به سان شما / بیشمارها / با تار عنکبوت / نوشتند روی باد / کین دولت خجستهٔ جاوید زنده باد».
[ویرایش] کتاب شناسی
[ویرایش] مجموعه اشعار
- ۱۳۴۴ - زمزمهها
- ۱۳۴۴ - شبخوانی
- ۱۳۴۷ - از زبان برگ
- ۱۳۵۰ - درکوچه باغ های نیشابور
- ۱۳۵۶ - بوی جوی مولیان
- ۱۳۵۶ - از بودن و سرودن
- ۱۳۵۶ - مثل درخت در شب باران
- ۱۳۶۷ - هزاره دوم آهوی کوهی
[ویرایش] آثار نظری و انتقادی و تصحیح و ترجمه
- صور خیال در شعر فارسی
- موسیقی شعر
- تصحیح اسرارالتوحید نوشتهٔ محمد بن منور
- تصحیح تاریخ نیشابور نوشتهٔ حاکم نیشابوری
- تصحیح آثار عطار نیشابوری
-
- تصحیح مختارنامه
- تصحیح مصیبت نامه
- تصحیح منطقالطیر
- تصحیح اسرارنامه
- تصحیح دیوان عطار
- تصحیح تذکره الاولیاء (هنوز به چاپ نرسیده است)
- تصحیح آفرینش و تاریخ در دو جلد
- مفلس کیمیا فروش دربارهٔ شعر انوری
- زبور پارسی نگاهی به زندگی و غرل های عطار
- تازیانههای سلوک در بارهٔ قصاید سنایی
- در اقلیم روشنایی تفسیر چند غزل حکیم سنایی
- شاعر آیینه ها بررسی سبک هندی و شعر بیدل دهلوی
- آن سوی حرف و صوت
- میراث عرفانی ایران (چهار جلدی):
-
- دفتر روشنایی (در شرح سخنان و افکار بایزید بسطامی)
- نوشته بر دریا (در بیان میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی)
- چشیدن طعم وقت (در شرح عرفان و افکار ابوسعید ابوالخیر)
- حالات و سخنان ابوسعید (در شرح عرفان و افکار ابوسعید ابوالخیر)
- ادوار شعر فارسی از مشروطه تا سقوط سلطنت
- زمینهٔ اجتماعی شعر فارسی
- شعر معاصر عرب
- قلندریه در تاریخ سیر دگردیسی یک اندیشه
- ترجمه تصوف اسلامی و رابطه انسان و خدا نوشته رینولد نیکلسون
- تصحیح غزلیات شمس تبریز
- مقدمهنویسی و انتشار تصویر نسخه خطی منظومهٔ علینامه
[ویرایش] پیوند به بیرون
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به در ویکیگفتاورد موجود است. |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
- بخش ویژهٔ تألیفات و آثار مربوط به دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی - سایت کتابنامه
[ویرایش] پانویس
- ↑ كدكن، ميراث دار ايران كهن روزنامه اعتماد ملی
[ویرایش] منابع
- درباره شفیعی کدکنی در سایت خبرگزاری میراث فرهنگی
- درباره شفیعی کدکنی در سایت آفتاب
- ادبیات فارسی (۲)-کتاب درسی دبیرستان-، دفتر برنامه ریزی و تألیف کتب درسی، شرکت چاپ افست ISBN 964-05-0327-4
- خبرگزاری مهر به تاریخ ۲۰ فروردین
شاهرخ مسکوب
| شاهرخ مسکوب | |
|---|---|
| زادروز | ۱۱ ژانویه ۱۳۰۴ بابل، ایران |
| درگذشت | ۱۳۸۴/۱/۲۳ پاریس |
| ملیت | ایرانی |
| پیشه | ملیت ایرانی، ادبیات |
| آثار | سوگ سیاوش، مقدمهای بر رستم و اسفندیار، در کوی دوست، ارمغان مور، روزها در راه... |
| گفتاورد |
فرهنگ ایران، وطن من است. |
(۱۳۰۴ - ۱۳۸۴) پژوهشگر، مترجم و نویسنده ایرانی بود.
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] زندگی
شاهرخ مسكوب متولد ۱۳۰۴ خورشیدی در بابل. دوره ابتدائی را در مدرسه علميه پشت مسجد سپهسالار تهران گذراند. از كلاس پنجم ابتدائی مطالعه رمان و آثار ادبی را شروع كرد. سپس در اصفهان تحصيل كرد و در سال ۱۳۲۴ به تهران بازگشت و در دانشكده حقوق دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت. در سال ۱۳۲۷ از دانشگاه تهران لیسانس حقوق گرفت و به دبیری و فعالیت در احزاب چپ پرداخت.
نخستين نوشتههايش را در سال ۱۳۲۶ با عنوان تفسير اخبار خارجی در روزنامه قيام ايران به چاپ رساند. پس از کودتای ۲۸ مرداد در اوایل اسفند ۱۳۳۳ به زندان افتاد و به سختی شکنجه شد. در زندان دو چیز او را زنده نگه داشت، یکی مادرش و دیگری دوستش، مرتضی کیوان، که در مهرماه همان سال تیر باران شده بود.
شاهرخ مسکوب تا اردیبهشت ۱۳۳۶ در زندان بود. او از ۱۳۳۸ تا انقلاب اسلامی در سازمان برنامه و بودجه، سازمان جلب سیاحان، و دانشگاه آزاد ایران (معاونت آموزشی دانشگاه ) کار کرد.
از سال ۱۳۳۶ به تحقيق در زمينه فرهنگ و ادبيات روی آورد و ترجمههایی از آثار ادبی جهان از خود به يادگار گذاشت. یکی از آثار شاهرخ مسکوب کتاب دوجلدی «روزها در راه» و «سوگ مادر» است.
پس از انقلاب شاهرخ مسکوب به خارج از کشور رفت و عمده این سالها را در فرانسه گذرانید. او در سال ۱۳۸۴ در شهر پاریس درگذشت.
[ویرایش] آثار
شهرت مسکوب تا حد زیادی وامدار پژوهشهای و در شاهنامه نوشته فردوسی است. کتاب ارمغان مور و مقدمهای بر رستم و اسفندیار نوشته وی از جمله مهمترین منابع در زمینه شاهنامهپژوهی به شمار میروند.
وی برخی از آثار مهم ادبیات مدرن و کلاسیک غرب را نیز به فارسی ترجمه کردهاست. خوشههای خشم (جان اشتاین بک)، آنتیگون (سوفوکلس)، آندره بونار، ادیپ شهریار (سوفوکلس)، ادیپوس درکلنوس (سوفوکلس)، و غزل غزلهای سلیمان از جمله ترجمههای شاهرخ مسکوب است.
[ویرایش] کتابشناسی
- سوگ سیاوش
- داستان ادبیات و سرگذشت اجتماع
- مقدمهای بر رستم و اسفندیار
- در کوی دوست
- ملیت و زبان
- هویت ایرانی و زبان فارسی
- گفت و گو در باغ
- چند گفتار در فرهنگ ایران
- خواب و خاموشی
- درباره سیاست و فرهنگ
- کتاب مرتضی کیوان
- روزها در راه
- ارمغان مور
- سوگ مادر
[ویرایش] پانویس
- ↑ «در روزهایی که زیر شکنجه بودم ... فقط این دو تا نگاهم می داشتند. یکی زنده و یکی مرده و امروز هر دوتاشان مرده اند ولی پاهای روح من، وقتی که بلایی بیش تر از طاقتم نازل می شود، همچنان روی همین دو پایگاه است. در آن روزها این ها وجدان مجسم من بودند که از من جدا شده بودند و هم مرا می پاییدند و هم دستم را می گرفتند. »، شاهرخ مسکوب. روزها در راه
[ویرایش] منابع
- شاهرخ مسکوب: فراتر از کلاسهای رايج روشنفکری. سایت بیبیسی
- "سوگ مادر" شاهرخ مسکوب به پیشخوان آمد. خبرگزاری مهر
- یادی از شاهرخ مسکوب. رادیو زمانه
- ارمغان مور، شاهرخ مسکوب، نشر نی، ۱۳۸۴.
- گفتگوی منتشر نشدهی کتایون روحی با شاهرخ مسکوب دربارهی «گفتگو در باغ» و باغ جان و باغ تن و...در پاریس، تابستان ۱۳۸۱
ادبیات کودک و نوجوان
- مهدی آذر یزدی
- نادر ابراهیمی
- حسین ابراهیمی الوند
- احمدرضا احمدی
- احمد اکبرپور
- محمدرضا بایرامی
- جعفر بدیعی
- صمد بهرنگی
- احمد شاملو
- فرهاد حسنزاده
- داود غفارزادگان
- یحیی علوی فرد
- مصطفی رحماندوست
- ساویسا مهوار
- توران میرهادی
- محمود کیانوش
- محمدهادی محمدی
- هوشنگ مرادی کرمانی
- رضی هیرمندی
- عباس یمینیشریف
مهدی آذریزدی
| مهدی آذر یزدی | |
|---|---|
| زادروز | ۲۳ آذر، ۱۳۰۲ شهر یزد، ایران |
| درگذشت | ۱۸ تیر ۱۳۸۸ تهران، تهران، ایران |
| آرامگاه | یزد، حسینه خرمشاه، شهر یزد |
| محل زندگی | یزد- تهران - کرج |
| ملیت | ایرانی |
| نامهای دیگر | مهدی آذر خرمشاهی |
| سبک | داستان کودک و نوجوان |
| مذهب | شیعه |
| همسر | مجرد |
| فرزندان | ندارد |
| والدین | حاج علی اكبر رشید |
| وبگاه | |
| وب سايت اختصاصی مهدی آذر يزدی | |
(۲۷ اسفند ۱۳۰۰ - ۱۸ تیر ۱۳۸۸) نویسنده کودک و نوجوان ایرانی بود. معروفترین اثر او مجموعه «قصههای خوب برای بچههای خوب» نام دارد. او جایزه یونسکو و نیز جایزه سلطنتی کتاب سال را پیش از انقلاب ۵۷ دریافت کرده بود و سه کتاب او توسط شورای کتاب کودک بهعنوان کتاب برگزیده سال انتخاب شده بودند.
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] زندگینامه
آذر یزدی در سال ۱۳۰۱ در روستای خرمشاه در حومه یزد در خانوادهای تازه مسلمان با اجداد زرتشتی زاده شد. او از هشت سالگی همراه پدرش در زمین رعیتی کار کرد. در بیست سالگی از کار بنایی به کار در کارگاه جوراب بافی یزد کشیده شد. پس از آنکه صاحب کارگاه جوراب بافی تصمیم به تاسیس دومین کتابفروشی شهر یزد گرفت، او را از میان شاگردان کارگاه به کتابفروشی منتقل کرد. کار در کتابفروشی زمینه آشنایی او با اهالی شعر و ادب را فراهم کرد، و پس از مدتی به تهران نقل مکان کرد و در چاپخانه علمی واقع در خیابان ناصرخسرو مشغول بهکار شد.
در سال ۱۳۳۵ و در سن ۳۵ سالگی، پس از آنکه قصهای از انوار سهیلی در چاپخانه توجهاش را به خود جلب کرد به فکر سادهنویسی قصه آنطور که مناسب کودکان باشد افتاد. این ایده، زمینهساز خلق جلد اول کتاب قصههای خوب برای بچههای خوب شد.
او ازدواج نکرد و هیچگاه به کار دولتی هم مشغول نشد. او افزون بر نویسندگی به امور غلطگیری و فهرست اَعلامنویسی تا سالهای آخر زندگیاش ادامه داد. او مدتی پیش از مرگاش گفته بود که نوشتههای دیگری هم دارد که به دلیل عدم صدور مجوز انتشار از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انگیزه تکمیلشان را از دست داده و آنها را ناتمام گذاشته است.
او در ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸ در سن ۸۷ سالگی در بیمارستان آتیه تهران درگذشت.
[ویرایش] حرفه
وی در سال ۱۳۳۶ باتوجه به زمینه مطالعات وسیع قبلی اش شروع به نوشتن داستانهای گوناگون برای کودکان کرد. او در این راه پنج کتاب در مجموعه قصههای خوب برای بچههای خوب و پنج کتاب کوچکتر در مجموعه «قصههای تازه از کتابهای کهن» انتشار داد. تاکنون بیست و سه عنوان کتاب از او منتشر شده است.
از جمله آثار انتشاریافته از آذریزدی میتوان به «قصههای تازه از کتابهای کهن»، گربه ناقلا، گربه تنبل، مثنوی برای بچهها، مجموعه قصههای ساده و تصحیح مثنوی برای بزرگسالان، حکایت منظومی به نام «شعر قند و عسل» و همچنین دو کتاب آموزشی به نام خودآموز عکاسی و خودآموز شطرنج» اشاره کرد.
[ویرایش] جوایز و نشانها
آذر یزدی، در سال ۱۳۴۳ از سازمان یونسکو جایزهای دریافت کرد و در سال ۱۳۴۵ دو اثر وی به عنوان اثر برگزیدهٔ «کتاب کودک» انتخاب شد.پس از مرگ او در شهر سسزد با همکاری ادارهٔ پست آن شهر تمبر یادبودی با شمارگان ۱۶۰۰ چاپ شد.
[ویرایش] پیوند به بیرون
- زندگی نامه خود نوشت مهدی آذر یزدی
[ویرایش] منبع
- ↑ قصه گوی خوب بچههای خوب هم رفت (فارسی). بیبیسی فارسی. بازدید در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۸.
- ↑ قصه گوی خوب بچههای خوب هم رفت (فارسی). بیبیسی فارسی. بازدید در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۸.
- ↑ قصه گوی خوب بچههای خوب هم رفت (فارسی). بیبیسی فارسی. بازدید در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۸.
- ↑ «مهدی آذريزدی» دار فانی را وداع گفت (فارسی). خبرگزاری قرآن (در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۸). بازدید در تاریخ تیر ۱۳۸۸.
نادر ابراهیمی
|
|
| نادر ابراهیمی | |
|---|---|
| ملیت | ایرانی |
| تولد | ۱۴ فروردین ۱۳۱۵ تهران، |
| مرگ | ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ تهران، |
| پیشه | نویسنده، روزنامهنگار، فیلمساز، ترانهسرا، مترجم |
(۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران - ۱۶ خرداد ۱۳۸۷، تهران )، داستاننویس معاصر ایرانی است
او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینههای فیلمسازی، ترانهسرایی، ترجمه، و روزنامهنگاری نیز فعالیت کردهاست.
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] زندگینامه
نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین سال ۱۳۱۵ در تهران بهدنیا آمد.پدرش عطاءالمُلک ابراهیمی، فرزند ِآجودان حضورقاجار و از نوادگان ِابراهیم خان ظهیرالدوله، حاکم نامدار ِکرمان در عصر قاجار بود، که رضاشاه پهلوی او را، ضمن ِ خلع ِ درجه از کرمان به مشکین شهر تبعید نمود، که هنوز قلمستانی به نام او در حومهٔ مشکین شهر وجود دارد (قلمستان عطا) و هنوز فامیل او (ابراهیمیهای کرمان) در شهر و استان کرمان شناخته شده و مشهور هستند. مادر ِنادر ابراهیمی هم از لاریجانیهای مقیم تهران به شمار می آمد.نادر ابراهیمی تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش یعنی شهر تهران گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکدهٔ حقوق وارد شد. اما این دانشکده را پس از دو سال رها کرد و سپس در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی به درجهٔ لیسانس رسید. او از ۱۳ سالگی به یک سازمان سیاسی پیوست که بارها دستگیری، بازجویی و زندان رفتن را برایش درپی داشت. ارایهٔ فهرست کاملی از شغلهای ابراهیمی، کار دشواری است. او خود در دو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» ضمن شرح وقایع زندگی، به فعالیتهای گوناگون خود نیز پرداختهاست. ازجمله شغلهای او بودهاست: کمککارگری تعمیرگاه سیار در ترکمنصحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحهبندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجرهٔ فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایرانشناسی عملی و چاپ مقالههای ایرانشناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتابهای کودکان، مدیریت یک کتابفروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاهها و...
در تمام سالهای پرکار و بیکار یا وقتهایی که در زندان بهسر میبرد، نوشتن را ـ که از ۱۶ سالگی آغاز کرده بود ـ کنار نگذاشت. در سال ۱۳۴۲ نخستین کتاب خود را با عنوان ” خانهای برای شب” بهچاپ رسانید که داستان «دشنام» در آن با استقبالی چشمگیر مواجه شد. تا سال ۱۳۸۰ علاوه بر صدها مقالهٔ تحقیقی و نقد، بیش از صد کتاب از او چاپ و منتشر شدهاست که دربرگیرندهٔ داستان بلند (رمان) و کوتاه، کتاب کودک و نوجوان، نمایشنامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینههای گوناگون است. ضمن آنکه چند اثرش به زبانهای مختلف دنیا برگردانده شدهاست.
نادر ابراهیمی چندین فیلم مستند و سینمایی و همچنین دو مجموعهٔ تلویزیونی را نوشته و کارگردانی کرده، و آهنگها و ترانههایی برای آنها ساختهاست. او همچنین توانستهاست نخستین مؤسسهٔ غیرانتفاعی ـ غیردولتی ایرانشناسی را تأسیس کند؛ که هزینه و زحمتهای فراوانی برای سفر، تهیهٔ فیلم و عکس و اسلاید از سراسر ایران و بایگانی کردن آنها صرف کرد؛ ولی چنانکه باید، شناخته و بهکار گرفته نشد و با فرارسیدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.
او فعالیت حرفهای خود را در زمینهٔ ادبیات کودکان، با تأسیس «مؤسسهٔ همگام با کودکان و نوجوانان» ـ با همکاری همسرش ـ در آن مؤسسه متمرکز کرد. این مؤسسه، بهمنظور مطالعه در زمینهٔ مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان برپا شد و فعالیتش را در حیطهٔ نوشتن، چاپ و پخش کتاب، نقاشی، عکاسی، و پژوهش دربارهٔ خلقوخو، رفتار و زبان کودکان و نیز بررسی شیوههای یادگیری آنان دنبال کرد. ”همگام” عنوان ”ناشر برگزیدهٔ آسیا” و ”ناشر برگزیدهٔ نخست جهان” را از جشنوارههای آسیایی و جهانی تصویرگری کتاب کودک دریافت کرد.
ابراهیمی در زمینهٔ ادبیات کودکان، جایزهٔ نخست براتیسلاوا، جایزهٔ نخست تعلیم و تربیت یونسکو، جایزهٔ کتاب برگزیدهٔ سال ایران و چندین جایزهٔ دیگر را هم دریافت کردهاست. او همچنین عنوان «نویسندهٔ برگزیدهٔ ادبیات داستانی ۲۰ سال بعد از انقلاب» را بهخاطر داستان بلند و هفتجلدی «آتش بدون دود» بهدست آوردهاست.
نادر ابراهیمی رشتههای مختلف ورزشی را تجربه کرده، یکی از قدیمترین گروههای کوهنوردی بهنام «اَبَرمرد» را بنیان نهاده و در توسعهٔ کوهنوردی و اخلاق کوهنوردی، تأثیرگذار بودهاست.
نادر ابراهیمی در سن ۷۲ سالگی پس از چندین سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری بعد از ظهر پنجشنبه ۱۶خرداد ۱۳۸۷ درگذشت .
[ویرایش] آثار
[ویرایش] ادبیات بزرگسال
- ۱ -
- ۲ -
- ۳ -
- ۴ -
- ۵ -
- ۶ -
- ۷ - - منتخب آثار
- ۸ -
- ۹ -
- ۱۰ -
- ۱۱ -
- ۱۲ - - شعرگونه
- ۱۳ -
- ۱۴ - - زندگینامه، جلد اول
- ۱۵ - - زندگینامه، جلد دوم
- ۱۶ -
- ۱۷ - - از مجموعه «ساختار و مبانی ادبیات داستانی»
- ۱۸ - مقدمهای بر فارسینویسی برای کودکان
- ۱۹ - مقدمهای بر مصورسازی کتابهای کودکان
- ۲۰ - مقدمهای بر مراحل خلق و تولید ادبیات کودکان
- ۲۱ - مقدمهای بر آرایش و پیرایش کتابهای کودکان
- ۲۲ - - گزارش دومین نمایشگاه ایرانگردی در سال ۱۳۷۱
- ۲۳ -
- ۲۴ - - داستان بلند هفت جلدی
- ۲۵ -
- ۲۶ -
- ۲۷ -
- ۲۸ - - براساس زندگی ملاصدرا
- ۲۹ -
- ۳۰ - - داستان بلند ۱۰ جلدی، براساس زندگی میرمَهنای دوغابی
- ۳۱ - - بخشی از «تاریخ تحلیلی پنجهزار سال ادبیات داستانی ایران»
- ۳۲ -
- ۳۳ - سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما میآمد
- ۳۴ - - طرحهای کوثر احمدی، با گفتاری تحلیلی در باب مفاهیم و تعاریف «طرح» در هنرها
- ۳۵ - - تحلیل فلسفی ۵۰ طرح از علیاکبر صادقیـ نقاش
- ۳۶ - - مجموعه قصههای کوتاه گروهی از شاگردان نادر ابراهیمی
[ویرایش] ادبیات کودک و نوجوان
- ۱ - - جایزه اول فستیوال کتابهای کودکان توکیو ژاپن، جایزه اول - سیب طلایی - براتیسلاوا، جایزه اول تعلیم و تربیت از یونسکو
- ۲ - سنجابها
- ۳ - - قصه برگزیدهٔ آسیا، از سوی «سازمان جهانی یونسکو» و کتاب برگزیده شورای کتاب کودک در سال ۱۳۴۷
- ۴ -
- ۵ - - کتاب برگزیده از سوی «آکادمی المپیک» همایش فردوسی و اخلاق پهلوانی ۱۳۸۴، جایزه بزرگ جشنوارهٔ کتاب کودک کنکور نوما، ژاپن ۱۹۷۸
- ۶ - باران - آفتاب و قصه کاشی
- ۷ - بزی که گم شد
- ۸ -
- ۹ -
- ۱۰ - - از مجموعه«قصههای انقلاب برای کودکان»
- ۱۱ - - از مجموعه «قصههای انقلاب برای کودکان»
- ۱۲ - - از مجموعه «قصههای انقلاب برای کودکان»
- ۱۳ - - از مجموعه «قصههای انقلاب برای کودکان»
- ۱۴ - - از مجموعه «قصههای انقلاب برای کودکان»
- ۱۵ - - از مجموعه «قصههای انقلاب برای کودکان»
- ۱۶ - - از مجموعه «قصههای انقلاب برای کودکان»
- ۱۷ - - از مجموعه «قصههای انقلاب برای کودکان»
- ۱۸ - - از مجموعه «قصههای ریحانه خانم»
- ۱۹ - - از مجموعه «قصههای ریحانه خانم»
- ۲۰ - - از مجموعهی«قصههای ریحانه خانم»
- ۲۱ - درخت قصه ـ قُمریهای قصه - جایزه کتاب برگزیده ازسوی هیات داوران بزرگسال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، جایزه کتاب برگزیده ازسوی هیات داوران خردسال، ترجمهشده به زبان روسی در ترکمنستان
- ۲۲ - - کتاب برگزیده از سوی «آکادمی المپیک» همایش فردوسی و اخلاق پهلوانی ۱۳۸۴
- ۲۳ -
- ۲۴ - - از مجموعه «نوسازی حکایتهای خوب قدیم برای کودکان»
- ۲۵ - - از مجموعه«نوسازی حکایتهای خوب قدیم برای کودکان»
- ۲۶ - - از مجموعه «نوسازی حکایتهای خوب قدیم برای کودکان»
- ۲۷ - - دیپلم افتخار نخستین نمایشگاه بینالمللی تصویرگران کتاب کودک ۱۳۷۲
- ۲۸ - مثل پولاد باش پسرم؛ مثل پولاد - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»
- ۲۹ - - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»
- ۳۰ - - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»
- ۳۱ - - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»
- ۳۲ - - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»
- ۳۳ - - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»
- ۳۴ - - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»
- ۳۵ - - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»
- ۳۶ - - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»
- ۳۷ - - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»
- ۳۸ - - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»
- ۳۹ - - از مجموعه «ایران را عزیز بداریم»دریافت جایزه نخست آسیایی تصویرگران کتاب کودک ۱۳۷۰
- ۴۰ -
- ۴۱ -
- ۴۲ -
- ۴۳ -
- ۴۴ -
- ۴۵ -
- ۴۶ -
[ویرایش] نمایشنامه
- ۱ - اجازه هست آقای برشت؟
- ۲ - وسعت معنای انتظار (سه قصه نمایشی)
- ۳ - یک قصه معمولی و قدیمی در باب جنایت
[ویرایش] فیلمنامه
- ۱ - آخرین عادل غرب
- ۲ - صدای صحرا
[ویرایش] ترجمهها
- ۱ - مویه کن سرزمین محبوب - ترجمه با همکاری فریدون سالک
- ۲ - از پنجره نگاه کن - ترجمه با همکاری احمد منصوری
- ۳ - دوست؛ کسی است که آدم را دوست دارد - ترجمه با همکاری احمد منصوری
- ۴ - آدم آهنی - کتاب برگزیده سال ۱۳۵۱ از سوی شورای کتاب کودک، ترجمه با همکاری احمد منصوری
[ویرایش] منابع
- وبگاه رسمی نادر ابراهیمی
- مصاحبهٔ "محمدعلی علومی" با "نادر ابراهیمی" در ماهنامهٔ ادبستان، شماره چهل و هفتم(آبان1372)، صفحه:108
حسین ابراهیمی الوند
زادهٔ سال ۱۳۳۰ در ، مرگ ۳ مهر ۱۳۸۶ در تهران، مترجم معاصر ایرانی بود. شهرت او بابت کتابهایی است که برای کودکان و نوجوانان ترجمه کردهاست. حسین ابراهیمی بیش از ۱۰۰ کتاب برای کودکان و نوجوانان از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه کرد. او در زمان حیات، از نظر تعداد جوایزی که دریافت کرد، پرافتخارترین مترجم ایرانی محسوب میشود. وی همچنین از نخستین افرادی بود که نسبت به پرداخت حق تالیف آثار ترجمه شده به پدیدآورندگان آن حساسیت نشان میداد. تماسهایی که او با ناشران اصلی کتابهایش می گرفت می توانند اسنادی تاریخی در تاریخچه حقوق مولف در ایران باشند. ارتباطات وی با پدیدآورندگان به ناشرین محدود نمی شد و او با نویسندگان اثر نیز تعاملی تنگاتنگ داشت. این مسئله بویژه در مورد آثاری که در فضایی ایرانی خلق شده بودند وجود داشت. بخشی از مکاتبات وی با سوزان فلچر نویسنده کتابهای گمشده شهرزاد و رویای بابک و همچنین دنا جو ناپلی نویسنده شاهزاده شیر و راز گل سرخ در ابتدای کتابها موجود است
فهرست مندرجات[نهفتن]
|
[ویرایش] مرگ
او پس از چند سال ابتلا به سرطان روز سه شنبه ۳ مهر ۱۳۸۶ از دنیا رفت. محل دفن پیکر او در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران است.
[ویرایش] جوایز و افتخارات
- برگزیدهٔ شورای کتاب کودک
- برگزیدهٔ کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
- برگزیدهٔ جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
- برندهٔ جایزهٔ ماه طلایی از جشنواره بزرگ برگزیدگان ادبیات کودک به عنوان مترجم برگزیده
- برندهٔ جایزهٔ IBBY
[ویرایش] کتابشناسی
- ترجمهٔ آثاری از جان کریستوفر
- ترجمهٔ آثاری از جیمز هوستون
- ترجمهٔ آثاری از سوزان فلچر
- ترجمهٔ آثاری از لوئیس سکر
- ترجمهٔ آثاری از جمیلا گوین
- ترجمهٔ آثاری از دانا جوناپلی
- ترجمهٔ آثاری از پاتریشیا مک لاکلان
- ترجمهٔ آثاری از آکسل هکه
- ترجمهٔ آثاری از لستر دل ری
- ترجمهٔ آثاری از داگلاس وود
- ترجمهٔ آثاری از لورا اس ماتیوز
- ترجمهٔ آثاری از باربارا جنسن کوهن
- ترجمهٔ آثاری از نیک باترورث
- ترجمهٔ آثاری از ایوان ساوثال
- ترجمهٔ آثاری از فردریک فلد
- ترجمهٔ آثاری از تری دیری
[ویرایش] منابع
- خبرگزاری کتاب ایران
- وبگاه خبری بیبیسی
- روزنامه اعتماد، شماره ۴۸۰ ، ۱۷/۷/۸۶
پیروز قاسمی، واگویه ای در سوگ حسین ابراهیمی (الوند)سلام و درود!؛ دوست همه روزها - محمد هادی محمدی - برای (حسین)، دوستی که همواره دوست بچهها ماند!