شيخ صدوق در فقيه و عيون روايت كرده از موسى بنعبدالله نخعى كه گفت عرض كردم به خدمت حضرت امام على النّقى عليه السلام كه يابنرسول الله مرا تعليم فرما زيارتى با بلاغت كه كامل باشد كه هرگاه خواستم زيارت كنميكى از شما را آنرابخوانم فرمود كه چون بدرگاه رسيدى بايست و بگو شهادتين را يعنى بگو:
و با حال غسل باشى و چون داخل حرم شوى و قبررا به بينى بايست و سى مرتبه اَللَّهُاكْبَرُ بگو پس اندكى راه برو به آرام دل و آرام تن و گامها را نزديك يكديگر گذارپس بايست و سى مرتبه اَللَّهُ اكْبَرُ بگو پس نزديك قبر مطهّر برو و چهل مرتبهاَللَّهُ اكْبَرُ بگو تا صد تكبير تمام شود و شايد چنانكه مجلسى اوّل گفته وجهتكبير اين باشد كه اكثر طباع مايلند بغُلوّ مبادا از عبارات امثال اين زيارت بغُلوّافتند يا از بزرگى حق سبحانه و تعالى غافل شوند يا غير اينها پس بگو:
ترجمه:
سلام بر شما اى خاندان نبوت و جايگاه رسالت و مركز رفت و آمد فرشتگان و جاى فرود آمدن وحى (الهى ) ومعدن رحمت (حق ) و گنجينه داران دانش و سرحد نهائى بردبارى و اصول و اساس كرم وبزرگوارى و پيشوايان ملتها و در اختيار دارندگان نعمتها و ريشه و اصول نيكان و استوانه هاى خوبان وزمامداران بندگان و پايه ها و ستونهاى شهرها و بلاد و درهاى ايمان و امينهاى خداى رحمان ونژاد پيمبران و زبده (اولاد) رسولان و عترت انتخاب شدگان پروردگار جهانيان ، و رحمت خدا وبركاتش (نيز بر آنها باد)سلام بر پيشوايان هدايت و چراغهاى تاريكى و نشانه هاى پرهيزكارى وصاحبان خرد و دارندگان عقل و فطانت و پناهگاه مردمان و وارثان پيمبران ونمونه اعلاى (الهى )و اهل دعوت نيكو (كه مردم را به خدا مى خوانند) و حجتهاى خدا بر اهل دنيا وآخرت و اين جهان و رحمت خدا و بركاتش (نيز بر ايشان باد) سلام بر جايگاههاى شناسائى خدا ومسكنهاى بركت خدا و كانهاى حكمت و فرزانگى خدا و نگهبانان راز خدا و حاملان كتاب خدا واوصياء پيامبر خدا و فرزندان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ، و رحمت خدا و بركاتش (نيز بر ايشان باد)سلام بر خوانندگان بسوى خدا و رهنمايان بسوى موجبات خوشنودىخدا و استقرار يافتگان در فرمان خدا و كاملان در دوستى و محبت خدا و مخلصاندر يگانه پرستى خدا و آشكار كنندگان امر و نهى خدا و بندگان گرامى خدا آنانكهپيشى نگيرند بر خداوند در گفتار و آنانكه بدستورش عمل كنند، و رحمت خدا و بركاتش (برايشان باد) سلام بر امامان دعوت كننده (بحق ) و پيشوايان راهنما و آقايان سرپرست و دفاعكنندگان و حاميان (از دين خدا)و اهل ذكر و فرمانداران و نمايندگان خدا و برگزيدگان او و گروه او و گنجينهدانشش و حجت او و راه او و نور او و دليل روشن او، و رحمت خدا و بركاتش (بر ايشانباد) گواهى دهم كه نيست معبودى جز خداى يگانه كه شريك ندارد چنانچه گواهى داده خدا براى خودش وگواهى دادند براى او فرشتگانش و دانشمندان از خلق او معبودى نيست جز او كه نيرومند و فرزانهاس و گواهى دهم كه محمد بنده انتخاب شده او است و رسول پسنديده او است كهفرستاد او را با هدايت و آئين حق تا پيروزش كند بر همه آئينها و گرچه خوش نداشته باشندمشركان و گواهى دهم كه شمائيد پيشوايان راهبر راه يافته معصوم گرامى مقرب پرهيزكار راستگوى زبده فرمانبرداران خدا و قيام كنندگان به فرمانش و انجام دهندگان خواسته اش و آنانكه به مقام كرامتاو رسيدند، برگزيدتان به علم خود وپسنديدتان براى جريانات غيب (وپس پرده ) خود وانتخابتان كردبراى راز خود و اختيارتان كرد به قدرتش و عزيزتان كرد به راهنمائى خود و مخصوصتان داشت به دليل روشنش و برگزيد شما را براى نورخود و تاءييد كرد شما را به روح خود و پسنديد شما را براى جانشينى در زمينش و تا كه حجتهائى باشيد بر مخلوقش و ياورانىبراى دينش و نگهبانانى براى رازش و گنجينه دارانى براى دانشش و سپردگان حكمتش و مفسران وحيش و پايههاى يگانه شناسيش و گواهانى بر خلقش و نشانه هائى براى بندگانش و مشعلهائى درشهرها و بلادش و راهنمايانى بر راهش ، خداوند نگهداشت شما را از لغزش و ايمن داشت شما رااز فتنه ها و آزمايشات و پاكتان كرد از چركى و دور كرد از شما پليدى را و بخوبى پاكيزهتان كرد، شما نيز (در برابر) عظيم شمرديد شوكتش را و مقامش را بزرگ دانستيد و كرمش راستوديد و به ذكر او ادامه داديد و پيمانش را محكم كرديد و آن عهدى را كه در فرمانبرداريش داشتيد سخت استواركرديد و در پنهانى و آشكار براى او خيرخواهى كرديد و مردم را با حكمت و پند نيكو به راهش دعوت كرديد ودر راه خشنودى او بذل جان كرديد و در مقابل پيش آمدهاى ناگوار بخاطر او بردبارى كرديد، و نمازرا بپا داشتيد و زكات را پرداختيد و امر به معروف و نهى از منكر كرديد و در راه خدا آن طوركه بايد جهاد و مبارزه كرديد تا بالاخره دعوت حق را آشكار و واجبات او را بيانداشتيد و حدود و مقرراتش رابرپا داشتيد و دستورات و احكامش را منتشر ساختيد و روش او را مقرر داشتيد ودر راه رضاى او گام برداشتيد و تسليم قضا و قدر او شديد و پيمبران گذشته او راتصديق كرديد پس آنكه از شما رو گرداند از دين خارج گشته و آنكه ملازم شما بود به حق رسيده و آنكه كوتاهى كرد در حقشما نابود گرديد، و حق همراه شما و در ميان شما خاندان و از جانب شما است و بسوى شما بازگردد وشمائيد اهل حق ومعدن آن ، وميراث نبوت نزد شما است و بازگشت خلق خدا بسوى شما است و حسابشان با شما است و سخنى كهحق و باطل را جدا كند نزد شما است و آيات خدا پيش شما است و تصميمات قطعى او (يا دستورات لازمش ) درباره شما است و نور و دليل روشنش نزد شما است و امر امامتش محول به شما است ، هر كه شما را دوست دارد خداى رادوست داشته و هر كه شما را دشمن دارد خداى را دشمن داشته و هركس به شما محبت داشته باشد به خدا محبت داشته و هركس با شماكينه توزد با خدا كينه توزى كرده و هركه به شما چنگ زند به خدا چنگ زده شمائيد شاهراه و راه راست و گواهان در ايندارفانى (دنيا) و شفيعان در خانه پايدار (قيامت ) و رحمت پيوسته (حق ) و آن آيتو نشانه پنهان در گنجينه و آن امانتى كه نگهدارى شده (يا حفظش بر مردم واجب است ) و آن درگاهى كه مردم بدانآزمايش شوند هركه به نزد شما آمد نجات يافت وهركس نيامد هلاك شد (شما مردم را) بسوى خدا مى خوانيد و بر او راهنمائى كنيد و بهاو ايمان داريد و تسليم اوهستيد و بدستورش عمل كنيد و بسوى راه او (مردم را) ارشاد كنيد وبه گفتار او حكم كنيد، نيك بخت شد هر كه شما را دوست دارد و به هلاكت رسيد هر كه شما را دشمن داشتو زيانكار شد آنكه منكر شما گشت و گمراه شد آنكه از شما جدا گشت و رستگار شد آن كه به شما چنگ زد و ايمن گشت آنكهبدرگاه شما پناه آورد و سلامت يافت هر كه شما را تصديق كرد و هدايت شد هر كه به شما چنگ زد، هر كه پيروى شما راكرد بهشت ماءواى او است و هر كه مخالفت شما را كرد دوزخ جايگاه او است ، و هر كه منكر شما شد كافر و هر كهبا شما جنگ كرد مشرك است و هر كس شما را رد كرد در ته جهنم جاى دارد گواهى دهم كه اين مقام و منزلتدر زمان گذشته براى شما ثابت بوده و در آينده زمان نيز براى شما جارى است و هماناروانهاى شما ونورتان وسرشتتان يكى است همگى پاك و پاكيزه است و برخى از برخى ديگر گرفته شده خداوند شما رابصورت نورهائى آفريد و گرداگرد عرش خود قرارتان داد تا آنگاه كه با آوردنتان در اين جهان بر مامنت گذارد و قرارتان داد در خانه هائى كه اجازه داد بلند گردند و نام او در آنها برده شود و مقرر داشت كه درودهاى ما بر شما وهم چنين آنچه را از دوستى شما براى ما مخصوص داشته همه اينها موجب پاكى اخلاق ما و پاك شدن خود ما و تزكيه ما وكفاره گناهان ما باشد و ما در نزد خدا از زمره تسليم شدگان برترى شما و شناخته شدگان به تصديقمقام شما بوديم پس خداوند برساند شما را به شريفترين جايگاه گراميان و بلندترين منازل مقربان وبالاترين درجات رسولان آنجا كه كسى بدان نرسد و فوق آن جايگاه كسى راه نيابدو پيش روى بر آن پيشى نگيرد و براى رسيدن بدانجا كسى طمع نبندد، تا اينكه بجاىنماند فرشته مقربى و نه پيامبر مرسلى و نه صديق و نه شهيدى و نه عالم و نه جاهلى و نهپست و نه برترى و نه مؤ من نيك كردار و نه تبهكار بدكارى و نه گردنكش ستيزه جو ونه اهريمن متمردى و نه خلق ديگرى كه در اين ميان گواه باشد جز آنكه بشناساند بهاو خداوند جلالت و قدر و عظمت مقام و بزرگى منزلت و كامل بودن نورتان را و درستىمنصبها و پابرجا بودنتان را (در اطاعت حق ) و شرافت همگان و منزلت شما را در پيشخود و مقام گرامى شما را و خصوصيتى كه در نزد او داريد و جايگاه نزديكى كه نسبت به او داريد پدر ومادر و خاندان و مال و فاميلم فداى شما گواه گيرم خدا را و گواه گيرم شما را كه من ايماندارم به شما و بدانچه شما بدان ايمان داريد و كافرم نسبت به دشمن شما و بدانچه شما انكار آن را كرديد بينايم به مقامشما و به گمراهى آنكه با شما مخالفت كرد دوست دار شما و (دوستدار) دوستان شمايم و بغض دشمنانتانرا در دل دارم و دشمن آنهايم صلحم با هر كه با شما صلح كند و در جنگم با هركس كه با شما در جنگ است حق مى دانمآنچه را شما حق دانستيد و باطل دانم آنچه را شما باطل دانستيد پيرو شمايم عارف به حق شمايم اقرار به برترى شمادارم بار علم دانش شما را تحمل كنم و از مهالك در پرده عهد و امان شما روم به شما (وحقتان ) اعتراف دارم و بهبازگشتتان ايمان دارم و رجعت شما را تصديق دارم و چشم براه فرمان شما و منتظر دولت شمايم گفتارتان را بگيرم و دستورتان راانجام دهم و به شما پناه جويم و شما را زيارت كنم و به قبرهاى شما پناه آرم و شما رابدرگاه خداى عزوجل شفيع آرم و بوسيله شما به پيشگاهش تقرب جويم و شما را در پيش روىخواسته و حاجات و اراده ام قرار دهم در همه حالات و كارهايم ، ايمان دارم به نهان شما وآشكارتان و حاضرتان و غائبتان و اول و آخرتان و در اين باره كار را به خودتان وامىگذارم (و هيچگونه ايرادى به كارهاى شما ندارم )و تسليم شمايم و دلم نيز تسليم شما است و راءى من نيز تابع (راى ) شما است وياريم برايتان آماده است تا آنكه خداى تعالى دينش را بوسيله شما زنده كند و دوبارهبازگرداند شما را در روزها (ى حكومت ) خود و آشكارتان سازد براى عدل خود و پابرجايتان كند در روى زمينش ، پس با شماباشم با شما نه با غير شما و ايمان دارم به شما و دوست دارم آخرين فرد شما را به همان دليل كه دوستدارم اولين شخص شما را و بيزارى جويم به پيشگاه خداى عزوجل از دشمنانتان و از جبت و طاغوت (خلفاى ناحق ) وشياطين و پيروانشان (ساير غاصبين ) آن ستمكاران بر شما و منكران حق شما و بيرونروندگان از زير بار ولايت و زمامدارى شما و غصب كنندگان ميراث شما و شك كنندگان درباره شما و منحرف شدگان از طريقهشما و از هر همدم و وسيله اى غير از شما و هر فرمانروائى جز شما و از پيشوايانى كه مردم رابه دوزخ مى خوانند پس خداوند پابرجايم بدارد هميشه تا زنده ام بر موالات ودوستى و دين و آئين شما و موفقم دارد براى فرمانبردارى شما و روزيم گرداند شفاعت شما را و قرارم دهداز برگزيدگان دوستانتان آنانكه تابع دعوت شما هستند و بگرداند مرا از كسانى كه پيروى كند از آثارشما و مى رود به راه شما و راهنمائى جويد به راهنمائى شما و محشور گردد در گروه شما وبازگردد در دوران رجعت و بازگشت شما و به فرمانروائى رسد در دوران حكومت شما و مفتخر گردد به عافيت (و حسن عاقبت ) از شما و مقتدر گردد در روزهاى (حكومت ) شما و روشن گردد ديده اش فرداى قيامتبديدار شما پدر و مادرم و خودم و خاندان و دارائيم به فداى شما هر كه آهنگ خدا كند از شما (بايد) شروع كندو آنكس كه خدا را به يكتائى شناسد طريقه اش را) از شما پذيرد و هر كه قصد او كند به شما رو كند سروران منثناى شما را نتوانم كرد و با مدح به كنه و حقيقت شما نرسم و با توصيف قدر و منزلت شما را بيان نتوانم كهشمائيد روشنى خوبان و راهنماى نيكان و حجتهاى خداى جبار، خداوند (عالم وجود را) به شما آغاز كرد و به شما نيزختم كند و بخاطر شما فرو ريزد باران را و بخاطر شما است كه نگهدارد آسمان را از اينكه بر زمين افتد جز به اذن او وبخاطر شما بگشايد اندوه را و برطرف كند سختى را و در پيش شما است آنچه را پيمبرانش فرود آورده وفرشتگانش به زمين آوردند و بسوى جدّ شما
(و اگر زيارت اميرالمؤ منين عليه السلام باشد بجاى : وَاِلىجَدِّكُمْ بگو: وَاِلى اَخيكَ و بسوىبرادرت)
روح الامين (جبرئيل ) نازل گرديد به شما داده است خداوند آنچه را بههيچيك از مردم جهانيان نداده سر (فروتنى ) بزير آورده هر شخص شريفى در برابر شرف شما و گردن نهادههر متكبرى به فرمانبردارى شما و فروتن گشته هر گردنكشى در برابر فضل شما و خوار شده هر چيزى براى شما و روشن شد زمين بهپرتو نور شما و رستگار شدند مردمان رستگار بوسيله ولايت و دوستى شما، بوسيله شما به بهشت رضوان توانرسيد و برآنكس كه منكر فرمانروائى شما است خشم خداى رحمان (حتم و مسلم ) است ، پدر و مادرم و خودمو خاندان و دارائيم فداى شما باد، اى سروران من گرچه ) ذكر شما در (زبان ) ذكركنندگان است و نامهايتان درميان نامها و پيكرتان با ساير پيكرها و روانتان در ميان ساير روانها و جانهاتان در (عداد) ساير جانها وآثارتان در ميان آثار (ديگران ) و قبرهاتان در (شمار) ساير قبرها است ولى (شما را چه نسبت باديگران ) چه شيرين است نامهايتان و بزرگوار است جانهاتان و بزرگ است مقامتان و برجسته است منزلت و موقعيتتانو با وفا است عهدتان و راست است وعده تان سخنتان نور و دستورتان يكپارچه رشد و رستگارى است ، سفارشتان پرهيزكارى وكارتان خير و خوبى و عادت شما احسان و نيكى و شيوه شما كرم و بزرگوارى و رفتارتان حق وراستى و مدارائى است و گفتارتان مسلم و حتمى است و راءى شما دانش و بردبارى ودورانديشى است اگر از خير و خوبى ذكرى به ميان آيد آغاز و ريشه و شاخه و مركز و جايگاه و پايانششمائيد پدر و مادرم و خودم به فداى شما چگونه توصيف كنم ثناى نيكوى شما را و چگونه شماره كنم آزمايشهاىخوبى كه داديد و بوسيله شما بود كه خدا ما را از ذلت بيرون آورد و گشايش داد به گرفتاريهاىسخت ما و نجاتمان داد از پرتگاه هلاكت و نابودى و هم از آتش دوزخ ، پدر و مادرم و خودم به فداى شماكه بوسيله دوستى شما خداوند به ما ياد داد دستورات دينمان را و اصلاح كرد آنچه را كه از دنياى ماتباه گشته بود و بوسيله شما كلمه (توحيد و معارف دين ) كامل شد و نعمت بزرگ گشت و جدائى و اختلاف مبدل به الفت و اتحادگرديد و بوسيله موالات شما پذيرفته گردد فرمانبردارى واجب و (تنها) دوستى شما است كه بر خلق لازم و فرض است واز آن شما است درجات بلند و مقام شايسته و جايگاه معين و معلوم در نزد خداى عزوجل و منزلتعظيم و رتبه بزرگ و شفاعت پذيرفته ، پروردگارا ما ايمان داريم بدانچه نازل فرمودىو پيروى كرديم از پيامبرت پس نام ما را با گواهان (به اين حقايق ) ثبت فرما، پروردگارامنحرف مكن دلهاى ما را پس از آنكه راهنمائيمان كردى و ببخش به ما از نزد خويش رحمتى كه براستى توئى بخشايشگر منزه استپروردگار ما كه براستى وعده او انجام شدنى است اى ولى خدا همانا ميان من و خداى عزوجل گناهانى است كه محو و پاك نكند آنهارا جز رضايت شما پس به حق آن خدائى كه شما را امين به راز خود كرده وسرپرستى كار خلق خود را به شما واگذارده و فرمانبردارى شما را به فرمانبردارى خود كهشما بخشش گناهانم را (از خدا) بخواهيد و شفيعان من گرديد زيرا كه من فرمانبردار شمايم ، هر كه از شما فرمانبردارىكند خداى را فرمانبردارى كرده و هر كه نافرمانى شما كند خداى را نافرمانى كرده و هر كه شما را دوست دارد خداى را دوست داشته وهر كه شما را دشمن دارد خداى را دشمن داشته.
خدايا اگر من شفيعانى را مى يافتم كه نزديكتر باشند بدرگاهت از محمد وخاندان نيكويش آن پيشوايان نيكوكار بطور مسلم آنها را شفيعان خود قرار مى دادم پساز تو مى خواهم بدان حقى كه براى ايشان بر خود واجب كردى كه مرا در زمره عارفان به مقام آنها و به حق آنها قرارم دهو نيز در زمره كسانى كه بوسيله شفاعت آنها مورد مهر قرار گرفته اند كه تومهربانترين مهربانانى و درود خدا بر محمد و آل پاكش و سلام مخصوص و بسيارى بر آنها باد و بس است ما را خدا ونيكو وكيلى است