آشنایی با روستای کلا
مقدمه
موقعیت جغرافیایی روستای کلا
روستای کلا از سه مسیر قابل دسترس است. یکی از سمت شهرستان نکاء که تا سال 1385 حدود 40 کیلوکتر آن جاده آسفالت و 50 کیلومتر دیگر تا روستا جاده شنی بوده است و به ترتیب از روستاهای زرندین، کلا رودبار، لائی، زروم و پایین زنگت می گذرد. این مسیر بهترین و راحت ترین مسیر ممکن برای رسیدن به این روستا است. مسیر دوم از سمت شهرستان گلوگاه است. این مسیر به ترتیب از مناطق چشمه توسکا، بیشه بنه، سابق محله و ایدین می گذرد. مسیر سوم از سمت شهرستان دامغان در استان سمنان است که هرگز مورد استفاده قرار نگرفته و توصیه نمی گردد. همان طور که گفته شد بهترین راه ارتباطی همان مسیر اول است
روستای کلا در بالای کوه کلا واقع شده است. 5 کیلومتر انتهایی راه ارتباطی کلا مسیر پر پیچ و خم و گردنه ای موسوم به چم چمی است که به هنگام بارندگی به دلیل لغزندگی غیر قابل استفاده است. روستای کلا محصور میان کوه های کلا ، کوه کمر پشت ، کوه اندرک است. روستاهای اطراف کلا عبارتند از ایدین، درمزار، پایین زنگت هستند. روستای کلا در ارتفاع 1580 متری از سطح دریا (معادل 5210 فوت) قرار دارد. آب و هوای روستا در تمامی ماه های سال سرد و مرطوب و مه آلود است. فقط در ماه های تیر و مرداد از هوای مطلوبی برخوردار است. در همین ماه ها است که بسیاری از مردم برای گذران تابستان و فرار از گرما به روستای کلا مسافرت می کنند تا از آب و هوای خنک آن بهره مند گردند
منطقه هزار جریب مملو از درختان گردوی قدیمی و بزرگ است. روستای کلا نیز از این موهبت بی نصیب نمانده و دو درخت گردو به قول خود کلایی ها – درخت آغوز یکی در ورودی روستا و دیگری در پشت روستا قرار دارد. سن این درختان بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال تخمین زده می شود. آب و هوای مه آلود به زیبایی این منطقه می افزاید. عکس های بالا نمونه بسیار خوبی از این مطلب است
شواهد تاریخی روستای کلا
قبرستان گبری ها یکی از نمونه های بارز تاریخچه هزار ساله این روستا است. دورانی که انسان ها را پس از مرگ با لباس و لوازم شخصی دفن می کردند. طبق گفته پیرمردان روستا سال ها پیش پس از اطلاع روستاییان از وجود چنین گورستان قدیمی، تقریبا همه برای کشف گنج به آن جا هجوم برده و ظرف مدت چند روز همه قبرها را نبش قبر کرده. می گفتن تعداد زیادی خنجر و شمشیر و پیکان و ظروف مختلف پیدا کردن. عکس های زیر قبرستان گبری ها را نشان می دهد. البته دیگه الان فقط یک تپه مونده و کلی چاله کنده شده. عکس های بالا رو ملاحظه بفرمایید. اگه دقت کنین می تونین تعداد زیاد چاله های کنده شده رو ببینین. توی این چاله ها می شد هنوز چند تکه استخوان پیدا کرد شاید بشه از روی آن ها قدمت قبرستان معلوم بشه ولی خوب
جذابیت های روستای کلا
دریاچه ای معروف به استخر (به قول خود کلایی ها استلخ) در شرق روستا پشت تپه ای واقه شده است. از این دریاچه تا روستا حدود بیست دقیقه پیاده روی داره. دریاچه به گفته محلی ها به نقل از یک گروه زمین شناس که قبلا اومده بودن کلا حدود ۵۰ میلیون سال قدمت داره و بر روی دهانه آتشفشان غیر فعالی واقع شده. ارتفاع منطقه رو می تونین از مقدار نزدیک بودن ابرها تشخیص بدین. بعید نیست زیر این دریاچه قبلا آتشفشان بوده باشه
حدود ۳۰ تا ۴۰ سال پیش مردم روستا برای شنا و تفریح این جا رو انتخاب می کردن. جالب این جاست که دو تا دریاچه کنار هم دیگه قرارد داره. یکی بزرگ یکی کوچک. این عکس ها مربوط به دریاچه بزرگ است. به نقل از محلی ها خیلی وقت پیش دریاچه بزرگ محل تفریح و شنای آقایون بوده و دریاچه کوچک تر محل شنای خانم ها … عجب آزادی داشتن
عکس بالا حوضچه جلوی چشمه است و عکس زیر خود چشمه. دقیقا همان محلی که آب بیرون میاد که اطراف اون رو برای جلوگیری از آلودگی و تخریب حفاظت کردن. اون هم یکی از دختر عمه هام هستش که به عنوان راه بلد ازش استفاده کردیم تا برسیم این جا. ایشون در روستای تازه آباد کلا نزدیک دریا زندگی می کنن. بهتره همین الان بگم که به دلیل سرمای زیاد در کلا خیلی وقت پیش ییلاق و قشلاق می کردن. کلا به عنوان ییلاق در بالای کوه ها و روستای تازه آباد کلا در دشت نزدیک دریا به عنوان قشلاق استفاده می شده. که الان عمه ها و اکثر فامیل های پدری من اونجا زندگی می کنن و کمتر به کلا سر می زنن
میگن سال ها پیش زمان هخامنشی و ساسانی سه برادر به نام های اسفندیار- بهمن و گشتاسب در ایلات عشایر فارس (بختیاری ها) زندگی می کردن. به دلایلی اسفندیار و بهمن به شمال کوچ می کنن. اسفندیار در منطقه یوش ساکن میشه جایی که بعدها نیما یوشیج (همون علی اسفندیاری) متولد میشه و بهمن به شرق مازندران میاد و در روستای کلا ساکن میشه. دو نسل پیش فامیل پدر پدربزرگ من اسفندیاری بوده. آقای اسفندیاری بزرگ تعدادی پسر داشته که زمان شناسنامه گرفتن فامیل اون ها عوض میشه به صابری کلایی – بی غم کلایی- صادقی کلایی- نوربخش و شاید چند تا فامیل دیگه که الان به یادم نمیاد. به هر حال ما از نسل بهمن شیر مرد ایلات عشایر فارس هستیم
عکس زیر هم آقای نبی اسفندیاری یکی از ریش سفیدان محل هست که با سن ۸۰ سال از من و پدر من راحت تر و سریع تر از کوه ها بالا می رفت. خداوند عمر با عزتش دهاد . ضمنا می تونین ابرها رو ببینین که چقدر به ما نزدیک بودن. می خوام دوباره موقعیت جالب روستا رو یادآور بشم. واقعا میشه بهش گفت روستایی در میان ابرها