حرف های هنری
1. ویدئو گرافیک به آثاری گفته میشود که در برنامههای ویدئویی به کار میرود و گرافیک تلویزیونی شامل تمام آثار گرافیکی است که برای برنامههای تلویزیون طراحی و اجرا میشوند. در تفاوت تلویزیون و ویدئو ، یادآوری همین یک نکته کافیست که پخش برنامههای تلویزیونی از طریق آنتن شبکه تلویزیونی است ، اما برنامههای ویدئویی بوسیله دستگاههای ویدئویی پخش میشوند ، بدون طی کردن پروسه آنتن.
2. آنتن یک پروسه فنی است ، اما در کیفیات رنگی و تکنیکی آثار گرافیک تاثیرگذار است. بطور مثال استفاده از تکنیکهایی نظیر هاشورهای مدادی و بافتهای پاستلی ، در گیرندههای تلویزیونی با اعواج و پرپر شدن همراه هستند ، از کیفیت و شفافیت تصویر میکاهند و چشمآزاری تماشاگران را بدنبال دارند. اما در برنامههای ویدئویی بدلیل نبود آنتن ، چنین مشکلی پیش نمیآید.
3. در بکارگیری رنگها برای گرافیک تلویزیونی با محدودیت مواجه هستیم. از جمله اینکه نمیتوانیم دو تن رنگی با اختلاف فاز کمتر از 20 درصد را بصورت واضح و نت در کنار هم قرار دهیم و در گیرندههای تلویزیونی ، خط فاصل بین این دو تن بصورت محو مشاهده خواهد شد.
4. مشکل بعدی آنتن ، حاشیههای گمشده است. مقداری از اطراف تصویر در پروسه آنتن از بین میروند که البته این مشکل در ویدئو وجود ندارد.
5. نوع فونتها را هم باید در نظر داشت. در تلویزیون نمیتوانیم از فونت های خیلی نازک و خیلی ضخیم استفاده کنیم ، چرا که آنتن آنها را فشرده و ناخوانا میکند. اما ویدئو با محدودیت فونتی کمتری روبرو است و همان ارتفاع حداکثر یک دوازدهم کافیست.
6. ظاهرا عادت کردهایم که واژهها را درست و بجا استفاده نکنیم. همانطوریکه هر نشانه تصویری را به اشتباه " آرم " و هر نشانه نوشتاری را " لوگوتایپ " میگوییم. در صورتی که در این بین ، حداقل ده واژه همارز دیگر ، با تعاریف و کارکردهای متفاوت و مختلف وجود دارد. این اشتباه گریبانگیر نویسنده کتاب " گرافیک در عنوانبندی فیلم " هم شده است. اگرچه نویسنده ، گرافیک تلویزیونی و گرافیک ویدئویی را در دو بخش مجزا مطرح کرده ، اما به مرزهای مشترک و خطهای فاصل آنها اشارهای نکرده است. از این رو به نظر میرسد این دو مقوله یکی است.
7. نکته همین است که عرض شد: آنتن ! خط مرز ویدئو و تلویزیون ، همین پروسه است و البته سرمنشاء تغییرات در نوع طراحی گرافیک.
: ماجرای یازده سپتامبر و طرح اینفوگرافیکی که در صفحه اول USA TODAY نشست. این طرح گرافیکی ، مخاطب را از خواندن چند ستون شرح و گزارش آن ماجرا ، بینیاز میکرد. در آن طرح با استفاده از علائم و نمادها ، نشان داده شده بود که چگونه این واقعه رخ داده است (برخورد هواپیماها با برجها و چگونگی ریزش آنها) . همانطوری که میبینید این خبر هر سه ویژگی را دارد : مصور شدنی است ، شرح و توضیح دارد و البته مخاطبش عامه مردم هستند. نتیجه اینکه اینفوگرافیک در "زمان" مصرفی مخاطب خبر برای درک ماوقع ، صرفهجویی میکند در عوض فرصت را به رسانه میدهد تا فضای تحلیل را بیشتر کند.
: ماجرای لاله و لادن ، خواهران دوقلوی ایرانی ، سوژه خبری اکثر رسانهها در تیر 82 بود. جریان چه بود ؟ "همه دوست داشتند" ببینند آخرش چه میشود ؟ این عمل جداسازی چگونه موفق خواهد بود و چه موقع ناموفق ؟ "همه دوست داشتند" بدانند چه میشود اما "همه وقت ندارند" تا بنشینند و بحث چند تا پزشک متخصص را در گفتگوی یک ساعتهشان در شبکه خبر ببینند. حق دارند. "همه" اطلاعات ریز تخصصی نمیخواستند ، آنها به اطلاعات اولیهای که حس کنجکاویشان را ارضا کند بسنده کرده بودند. اما هیچ کدام از بخشهای خبری تلویزیون و رسانههای دیگر ، اینطور با موضوع برخورد نکردند. در این میان یکی از شبکههای ماهوارهای خارجی (که اسمش را توقع نداشته باشید یادم مانده باشد) با یک اینفوگرافیک 40 ثانیهای ، به حس کنجکاوی "همه مخاطبان عام" پاسخ و نشان داد که اگر چطوری این رگها بریده و پیوند شوند موفق و چگونه ناموفق خواهد بود.
: مربوط به کشته شدن پسران صدام بود. چگونه باید باور میکردیم که " عدی " و "قصی " واقعا کشته شدهاند ؟ آیا نشان دادن اجساد آنها ما را قانع میکرد؟ آیا تصاویر دوربینی که از طرف آمریکاییها ، صحنه درگیری را ضبط کرده قابل اعتماد خواهد بود ؟ بدیهی است که نه ! چرا که اجساد قابل بازسازی هستند و تصاویر آن دوربین هم یک جانبه و یک سویه است و فقط از زاویه نگاه آمریکاییها ، جریان درگیری را به تصویر میکشد که این زاویه نگاه بیُطرفانه نیست (در خبر، به بیطرفی خیلی نیاز داریم) . چه باید کرد تا خبر باورپذیر شود ؟ طراح مجله تایم پاسخ خوبی به این سوال داد. او با یک اینفوگرافیک دو صفحهای ، کل ماجرا را در کمتر از یک دقیقه برای مخاطبان توضیح داده بود. پلان صحنه درگیری از بالا طراحی شده بود (از زاویهای که کاملا بیطرف است) سپس با شمارهگذاری ، جزییات صحنه درگیری را مصور کرد : شماره 1 : تانکی به پنجره ساختمان شلیک میکند ، شماره 2 : در اثر شلیک تانک و شکسته شدن شیشه پنجره ، تکههای آن به صورت " عدی " برخورد و او را زخمی میکند . شماره 3 : " عدی " به طرف زیرزمین میدود . شماره 4 : . . . میبینید که این اینفوگرافیک ، مثل یک راوی بیطرف کل ماجرا را بیان میکند البته با تصویر و طبیعی است که ا ینگونه روایتگری ، باورپذیری را هم بدنبال خواهد داشت.
: دی 1383 ، چراغ نفتی کلاسی آتش میگیرد و خانوادههای 13 دانشآموز داغدار میشوند. یک اتفاق ساده و چنین تلفات سنگین ! یادم هست همان شب گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما ، به این موضوع اختصاص پیدا کرد. نکته مهم این بود که حدود پنج دقیقه طول کشید تا مجری برنامه ، ماوقع را بگوید و اینکه جریان چه بوده ؟ اشغال کردن " آنتن " برای پنج دقیقه آنهم برای بازگو کردن یک واقعه بسار بسیار زیاد است. اگر از اینفوگرافیک استفاده میشد در کمتر از سی چهل ثانیه ، ماجرا گفته میشد ضمن اینکه تصویری هم بود و "همه" میفهمیدند.
با توجه به این مثالها میتوان نتیجه گرفت اینفوگرافیک دو هدف را دنبال میکند اول ارائه اطلاعات جامع و کلی از خبر تا به حس کنجکاوی مخاطبان عام جواب بدهد. دوم ، باورپذیر کردن خبر.
در پایان این را هم اضافه کنم که اینفوگرافیک ریشه در گرافیک آموزشی دارد. گرافیکی که در خدمت آموزش و اطلاعات آموزشی قرار میگیرد و با زبان تصویر که یک زبان جهانی است به مخاطبان آموزش میدهد
|
|
لطفا به گیرندههای خود دست بزنید! - آموزش کالیبره کردن مانیتور در فتوشاپ
|
|
اشاره :
|
||
|
مدیریت رنگها در نرمافزارهای گرافیكی یكی از پیچیدهترین مباحث آموزشی است. اگرچه كیفیت دستگاهای ورودی تصویر (مانیتور، اسكنر و یا حتی دوربینهای دیجیتال) در كیفیت رنگهای گرفته شده بسیار موثر است، اما این موضوع لزوماً موجب بازسازی همان رنگها در تصویر خروجی چاپگر نمیباشد. رنگهایی كه نمیتوانند در خروجی چاپگر تولید شوند (Out-of-Gamut) رنگهایی هستند كه كاملا خارج از محدوده طیف رنگهای قابل چاپ قرار دارند. به عنوان مثال شما ممكن است بوسیله ابزار گرادینت، یك طیف رنگی بسیار عالی از زرد به بنفش را بوسیله نرمافزاری مثل فتوشاپ ایجاد كنید. اما وقتی آن را بوسیله یك چاپگر چاپ میكنید میبینید كه بسیاری از رنگها، بازسازی نشدهاند. زیرا چاپگرها نسبت به نرمافزارهای ویرایش تصویر، محدوده كوچكتری از طیف رنگی را پشتیبانی میكنند.
... "اما این رنگ یه جور دیگهست!"...
ممكن است تصور كنید این كار به نرمافزار یا دانش فنی زیادی احتیاج دارد. ابدا اینطور نیست. باز هم به سراغ فتوشاپ محبوب میرویم. اگر روی كامپیوترتان فتوشاپ را نصب كرده باشید به طور پیش فرض نرمافزار كالیبره كردن مانیتور هم برای شما نصب شده است. Adobe Gamma یك كالیبره كننده بسیار پرقدرت است كه از نسخهی 5.0 فتوشاپ به همراه آن ارائه میشود و این مزیت را دارد كه برای هر دو سیستمعامل ویندوز و Mac قابل استفاده است. اگر آن را در منوی Start نمیبینید تعجب نكنید. از آنجا كه این نرمافزار بسیار مهم است در داخل پوشه Control Panel قرار میگیرد. از منوی Start این پوشه را باز كنید و گزینه Adobe Gamma را كلیك كنید.
شكل 3در این مرحله باید مقدار كنتراست (تفاوت سفیدی و سیاهی) و شدت آن را تعیین كنید. این گزینه دقیقا مشابه گزینه Contrast در تلویزیونهای خانگی عمل میكند. شما باید مقدار كنتراست تصویر را روی بیشترین حد آن قرار دهید تا میزان تغییرات اشعه گاما در مراحل بعد كاملا دقیق انجام شود. منوی مانیتورتان را باز كنید (این منو از دكمههای تنظیم كننده خود مونیتور قابل دسترسی است) و به دنبال گزینه Contrast بگردید. حالا باید مقدار روشنایی تصویر را نیز تنظیم كنید. مقدار آن را نیز بنا به تشخیص خودتان كم یا زیاد كنید. این عمل را آنقدر ادامه دهید تا نوار چهارخانههای موجود در پنل كنترل، دقیقا به رنگ مشكی و نوار زیر آن نیز كاملا سفید شود. فراموش نكنید اگر نوار بالایی كاملا سیاه شود و نوار پایینی رنگ خاكستری داشته باشد، بدین معنی است كه مقدار روشنایی مانیتور شما هنوز تنظیم نیست.(تصویر 3)
شكل 4 مقدار فسفر شیمیایی در مانیتور در حقیقت نشاندهنده محدوده رنگهای نمایشی است كه شما میتوانید روی مانیتور مشاهده كنید. در این مرحله میتوانید یكی از پیشفرضهای موجود را برگزینید. دو پیشفرض معمولی در این مرحله عبارتند از EBU/ITU: و Trinitron كه میتوانید آنها را انتخاب كنید. اگر گزینه مورد نظر شما در این منو موجود نیست میتوانید مقدار دقیق رنگهای قرمز و سبز و آبی را به طور دستی وارد كنید.
این مقدار برای كامپیوترهای خانگی با سیستمعامل ویندوز برابر 2/2 است (توجه كنید كه این گزینه در ویندوز NT موجود نیست). ویندوز مذكور به دلایل امنیتی امكان دستیابی Adobe Gamma به تنظیمات سختافزاری را نمیدهد. (تصویر 5) شكل 6 شكل 7 در صورتی كه قادر به انتخاب یك نقطه سفید مناسب نیستید روش زیر را امتحان كنید: شكل 8 |
امروزه بیلبوردها مجموعه ای از تصاویر بزرگ هستند، بعضی از آنها مضحک، بعضی کمی عجیب و غریب و گاهی کنایه آمیزند. ما به عنوان بیننده میتوانیم دیدگاههای مختلفی نسبت به هر بیلبورد داشته باشیم اما این واقعیت را نمیتوانیم انکار کنیم که بیلبوردها، نماد جریان دائمی و روان زندگی هستند.
در بسیاری از کشورها، بیلبوردها به مردم کمک میکنند تا جایی برای غذا خوردن، خوابیدن یا تهیه بنزین پیدا کنند، به خصوص در جایی مانند آمریکا، با بزرگراههای متعدد و مسافتهای طولانی و خالی از سکنه بین شهری، وجود چنین تابلوهایی برای مسافرین غریب و خسته، نعمتی است.
از طرفی بیلبوردها، به بسیاری از شرکتها و دارندگان صنایع مختلف کمک میکنند و وجود این تابلوهای بزرگ، برای شرکتها و تجارتهای نوپایی که قادر به پرداخت هزینه تبلیغات تلویزیونی نیستند، بسیار مفید بوده است. در مقایسه با قیمت تبلیغات تلویزیونی و رادیویی و کم نتیجه بودن تبلیغات در داخل مجلات و روزنامه ها، بیلبورد، میتواند با هزینه کمتر، بیشترین تعداد مخاطب را داشته باشد.
سابقه بیلبورد به اولین تمدنها باز میگردد و ما در تاریخ مصر باستان به ستونهای سنگی اوبلیسک Obelisk برمیخوریم که ستونهایی چهاروجهی با نوک هرمی شکل هستند و از سنگ یک تکه ساخته شده اند، این ستونها نه تنها جنبه تزئینی داشته اند لکه برای ترویج مذهب مصریان باستان به کار میرفته اند و بر روی آنها جملات مذهبی و دعاهای مختلف کنده کاری شده اند. همچنین اوبلیسکهایی وجود دارند که بر روی آنها قوانین مهم کشوری نبشته شده اند و در معرض دید عموم قرار میگرفته اند. هرچند مطالب موجود بر این ستونها محدود به موارد مذهبی و سیاسی است، اما بدون شک در تعریف امروز از تبلیغات میگنجد.
اولین قدمها در مسیر تبلیغات
در سال 1450، زمانی که یوهان گوتنبرگ Johannes Gutenberg ماشین چاپ قابل حمل را اختراع کرد، با انتشار برگه های آگهی دستی، تبلیغات به شکل امروزی آن به مردم معرفی شد. در سال 1796، با تکمیل روشهای لیتوگرافی، اولین پوستر تصویر سازی شده، به وجود آمد. به مرور زمان، مردم به دنبال جاهایی مناسب برای نسب آگهی های خود بودند تا در محدوده زمانی مشخص، بیشترین بازدید کننده و بالاترین تاثیر را داشته باشد، به این ترتیب، ستونها و جعبه های مخصوص نصب آگهی در نقاط پر تردد شهرها برپا شد.
اولین بار تبلیغات در حاشیه جاده ها توسط تاجران و کسبه محلی آمریکایی به کار رفت. آنها علامتها و تابلوهایی را بر دیوارها و نرده ها نقش میکردند یا پوسترهایی را بر روی تیرهای تلگراف، دیوارها و هر محل ممکن، نصب میکردند. در نیویورک سال 1835، اولین پوستر بسیار بزرگ در فضای خارجی نصب شد. این پوستر 15 متر مربعی ، توسط چاپخانه جرد بل Jared Bell برای تبلیغ یک سیرک به چاپ رسید.
قرن بیستم و تحولات تبلیغاتی
در سالهای 1900، در صنعت تولید بیلبورد اتفاق بزرگی رخ داد. صنایع و شرکتهای بزرگ برای تبلیغ کالاهای خود در بازرارهای داخلی، به استفاده گسترده ای از بیلبورد پرداختند و تصاویر بزرگ و پرجلوه ای از خمیردندان و صابون گرفته تا انواع خوراکیها و نوشیدنیها، بر روی بیلبوردها ظاهر شدند. در دوران جنگ، تبلیغات روی بیلبوردها، بر روی بسیج نیروها و دفاع از کشور و شعارهای وطن پرستانه متمرکز میشد و در دوران صلح، این تمرکز بر روی بهبود بخشیدن به شیوه زندگی و تبلیغ برای آخرین دستاوردهای صنعتی بود.
بیلبوردها از سالهای 1990 تا امروز
با ظهور فن آوری دیجیتال، تابلوهای دست نویس و نقاشی شده، جای خود را به نسخه هایی از تصاویر دیجیتالی داده است که بر روی هر نوع سطح ممکن چاپ و نصب میشوند. این تصاویر در همه جا هستند، بدنه اتوبوسها، کیوسکها، سردر مغازه ها، بدنه تاکسیها، داخل فروشگاههای بزرگ و فرودگاه و...
از ابتدایی ترین تمدنها تا به امروز، بشر از بیلبورد- در هر شکل و اندازه- به امید یافتن بازاری برای کالاهای مادی و معنوی خود سود جسته است و این کار موجب ارتقا بسیاری از جنبه های زندگی شده است. آنها مبدل به یکی از محبوبترین وسایل خبر رسانی شده اند. بنا به گفته یکی از متخصصین، دلیل این محبوبیت یا به خاطر مخاطب فراوان و قیمت مناسب آن است یا به این دلیل که امروزه مردم بیشتر وقت خود را در اتوموبیلها و در حال تردد در خیابانها میگذرانند، در هر صورت، بیلبوردها، باقی خواهند ماند.
گرافیک در علوم پزشکی
این رساله از دو بخش کلی تشکیل شده که در فصل نخست ، مفاهیم اصلی و کاربردی مطرح و چهره گرافیک در این میان ترسیم شده است. بیشترین تاکید این رساله بر دریافت بصری بعنوان عاملی در ادراک مفاهیم است که چگونگی مکانیسم آن بهمراه تصویرسازی هنرمندان مطرح و صاحبنام ، توضیح داده شده است.
در فصل دوم به مساله "هنر گرافیک" و "گرافیک هنری" توجه شده است. آثار هنرمندانی که در زمینه پزشکی فعالیت کردهاند نیز ، از لحاظ فرم و محتوی مورد ارزیابی قرار گرفته است.
سپس به تفاوتهای "آگهی" و "تبلیغات" و کاربردهای هر کدام پرداخته و خلاقیت را در تبلیغات و بستهبندی دارویی ، ارزیابی کرده است.
در بخش پایانی هم ، گرافیک محیطی اماکن بهداشتی ـ درمانی ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و شیوههای گرافیک مطلوب ، برای ارائه محیطی آرام و شادیبخش برای بیماران ، مراجعان و کارکنان بیمارستان ، بیان شده است.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي فرهنگسراي هنر، آيدين اغداشلو در دومين همايش تبليغات شهري در ارتقاي سطح فرهنگي شهروندان با بيان اين مطلب افزود: قطعا سليقه شهرنشينان امروزي به ميزان زيادي تحت نفوذ آثاري كه در ابعاد بزرگ طراحي ميشوند قرار ميگيرد. مثل بيل بوردهاي تبليغاتي كه در سطح شهر از تاثير ديداري بيشتري برخوردارند. اما در حال حاضر تبليغات موجود، سليقهاي است تا اصولي، به همين خاطر تبليغات شهري به واسطه طراحي نامناسب تاثيرگذار نيست. در نتيجه بعضي از بيل بوردها كه فينفسه ميتوانند سليقه ساز باشند، بدون دقت، نبوغ و خلاقيت اغلب به صورتي عادي و پيش پا افتاده طراحي ميشوند.
اين نقاش با بيان اين كه گرافيك فرهنگي جايگاه قابل توجهي در سطوح فرهنگي جهاني دارد گفت: گرافيك معاصر ايران به لحاظ فرهنگي موفقيت چشمگييري دارد و بسيار شايسته عمل ميكند. اما در زمينه گرافيك تبليغاتي و تجاري شاهد نمونههاي نامطلوبي هستيم كه جايگاه خاصي را در متن گرافيك جهاني دارا نيستند.
خاطر نشان ميشود، فرهنگسراي هنر دومين همايش نقش تبليغات شهري در ارتقاي سطح فرهنگي شهروندان را با مشاركت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تهران، سازمان زيباسازي شهر تهران، انجمن صنفي كانونهاي تبليغاتي استان تهران و انجمن طراحان گرافيك ايران ساعت 16 روز يك شنبه 21 اسفند در اين فرهنگ سرا برگزار ميكند
هنر و طبيعت
با نگاهي به انديشه و زندگي
اوگوست-رودن(۱۹۱۷-۱۸۴۰)
نام سترگ و عظيم اوگوست رودن
(Auguste Rodin)
، هنرمند پر شور و خلاق، همواره بر فراز آسمان مجسمه سازي سده ي نوزدهم اروپا،
خـــــودنمايــي مي كند. نخستيــن سرويس مفــــرغـــي او «مـرد بيني شكسته»(1
)
به خاطر زمخت، ناتراشيده و به ظاهر ناقص ماندنش از سوي «سالن» رد شد. رودن در سراسر
عمر طـولاني اش، با وجـــــود تأثيــر زيــادي كه از دوناتلـو،(2) مجسمــه ساز
فــرانسوي عصر گوتيك و ميكل آنژ(3) پذيرفته بود، آثار شاخص خود آفريد. را با
ويژگي هاي بياني و سبك شخصي خــاص خود همـراهــي فكري و نظري او با
امپــــرسيونيست ها، در مخالفت آشكارش چه با آكادمي و چه با قوانين و ساختارهاي
تصنعي و از پيش تعيين شده (براي ساخت و خلق آثار هنري) و همچنين رويكرد
واقع گرايانه او به موضوعات، خطوط اصلي فكري وي را تـرسيم مي كند. اثر او با نام
«
عصر مفرغ»(4) (1876)، چنان زنده به نظر مي آمد و چنان از ميثاق هاي آكادميك دور
بود كه رودن به قالب گيري از روي مدل هاي زنده متهم شد. با وجود تأكيد و اهميت
ماهيت دوگانه نور به عنوان يكي از عناصر اوليه هنري، كيفيت هاي بياني آثار وي،
متمايز از آثار امپرسيونيستي است. برجستگـــي ها و گودي هاي سطوح، نورهاي بي قــرار
و لرزان و سايه هايي كه در زوايا و لبه هاي شكست ها بازي مي كنند، تنها ويژگي
توصيفي ندارند. آن ها همواره حامل پيام رنج انسان، تحريكات، تمايلات، مهر و يا غضب
هستند. حتي هنگامي كه او، بخشي از مجسمه را نيمه تمام رها مي كند، اين ناتمامي،
محدوديت ماده را به بيننده (آن گونه كه در آثار نيمه تمام ميكل آنــژ ديده مي شود
)
تحميل نمي كند، بلكه اين ناتمام بودگي معنا و مفهومي سمبوليك (رمزين) و ادبي
مي يابد
.
رودن، باوجود آن كه در سال هاي آغـازين كار، نام و شهــــرتـي
نداشت و با مشكلات مالي دست به گريبان بود، شمــاري از آثار بزرگ و مهم خود همچون
«
يحيـا معمدان» (5) (1878)، «آزاد مردان شهر كاله» (6) (1884-1886)، «متفكر»(7
) (1886)
و «بالزاك»(8)(1890) را آفريد.«دروازه هاي دوزخ»(9) (1917-1980) [كه
مجموعه اي بزرگ و در برگيرنده تعداد زيادي مجسمه بود]، در زمان كهنسالي رودن، به
موفقيتي شگفت دست يافت و شاهكاري جهاني شناخته شد. وي از سوي خانواده هاي سلطنتي
دربارهاي كشورهاي مختلف اروپايي، سفارش هاي گوناگوني دريافـت كرد و در 1903
به عنــوان رئيس جامعــه بين المللــي مجسمه سازان، نقاشان و حكاكان نيز انتخــــاب
شد. گروهــي از هم مسلكان و پيروان وي، با تحسين هاي خود وي را به مقام الوهيت نيز
رساندند
!
گفتـه هاي وي، كلمه به كلمـــه به وسيله شمــار بسياري از
زندگي نامه نويسان و مورخان هنر ثبت و ضبط
مي شد. از آن ميان مي توان به جوديت
كلادل
(Judith Cladel)
كه كار خود را از 1902 آغاز كرد، اشاره نمود. اين زمان همان
سالي بود كه رودن، مكاتبات و نامه نگاري هاي خودش را با «راينر ماريا ريلكه
» (1926-1875)
، شاعر بزرگ آلماني آغاز كرده بود كه بعدها شرحي عميق و هوشمندانه بر
آثار وي نگاشت
.
رودن به عنوان يكي از هنرمندان رابط ميان هنر واقع گرا(
رئاليستي) و امپرسيونيسم، هم چنان حضور مستقل خود را به عنوان هنـــرمندي بي مكتب
در تاريخ هنـــــر داراست. به هر روي برخي ويژگي هاي رئاليستي آثار وي در كنار بازي
درخشان نور و سايه كه از ويژگـــي هــاي هنر امپــرسيونيستي است، نگاه و رويكرد وي
نسبت به طبيعـت را جالب تـوجـــه مي سازد. آن چه كه آن را - رئاليسم امپرسيونيستي -
مي نامند، نتيجه چنين روش هنري است. اهميت كار رودن در دگرگون ساختن مجسمه سازي عصر
خود، همانند تغييرات بنياديني بود كه امپرسيونيست ها در نقاشي پديد آوردند
.
مجموعــــه اين عوامل در كنار بررســي ويژگي هــاي سبك شناسانه شخصي هنرمند در
برخورد با طبيعت، راز شناسايي هنر رودن خواهد بود. آن چه در پي مي آيد، برگرفته از
يادداشت ها و نوشته هاي رودن، در باب طبيعت، هنر و رويكرد هنرمند به طبيعت و اثر
هنري است
.
براي درك طبيعت، مهــم آن است كه هيــچ گاه خــود را جانشين آن
نكنيم. اصـــلاحاتي كه آدمي بر خود تحميل مي كند، همه اشتباهند. ببر، دندان ها و
پنجه هايي دارد كه از آن ها به مهارت استفاده مي كند؛ اما آدمي همواره حقيرتر است
.
انسان با هوش و زيركي، مي كوشد تا به آن ها برسد. حيوانات با همه چيز نسبت و رابطه
دارند و از سويي در پي تغيير هيچ چيز نيستند. سگ اربابش را دوست دارد اما به انتقاد
از او نمي انديشد. مردي از طبقه
متوسط اهميتي نمي دهد كه دخترش بايد زيبا هم باشد
.
او در ذهنش ايــده هاي بسياري از روش تربيت و آموزش دارد و زيبايي دختر در برنامه
او جايي ندارد. دختر اما نفوذ طبيعت را احساس مي كند، حركاتش فروتنانه و توام با شـــرم
مي گردد، چيزي كه انسان كوردل نمي بيند اما هنرمند را به سوي خود جلب
مي كند
.
هنرمندي كه براي ما از آرمان هايش مي گويد، همان اشتباهي را مرتكب
مي شود كه اين مرد طبقه متوسطي مرتكب مي شود. آرمان او غلط و اشتباه است. او به نام
اين آرمان، مدعي است كه مدل خود را از راه دستكاري يك موجود زنده پيچيــده و عميق
كه به گونه اي قابل تحسين از قوانيني منظم شكل گرفته، اصلاح مي كند. در ميان
به اصطلاح اصلاحات كذايي او، وي اثر كلي را خراب مي كند، او به جاي خلــق يك اثــر
هنـــري، يك موزائيك را شكل
مي دهد. در حالي كه مدل او اصلاً نقصي ندارد. اگر ما آن چه را كه نقــص مي ناميم، تصحيح كنيم، به آساني چيزي را جايگزين آن چه طبيعت ارائــه كرده است، مي كنيم. ما موازنه و تعادل و آرامش را بــر هم مي زنيم، بخش اصلاح شده، هميشه آن چيزي است كه براي هارموني و هماهنگي كل، لازم و ضروري ست. در اين جا هيچ گونه ناهم سازي وجود ندارد، بنابر قانوني كه مي گويد: همة قدرت هاي كامل، هماهنگي و هارموني امور متضاد را در خود دارند. اين قانون زندگي است . بنابراين همه چيز خوب است، اما ما اين مطلب را تنها زماني كشف مي كنيم كه فكر ما توانا شود؛ اين هنگامي رخ مي دهد كه فكر، خود را به طور تجزيه ناپذير و پايدار در پيوند با طبيعت قرار دهد و
آن گاه بخشي از يك كل بزرگ و بخشي از نيروهاي واحد و
پيچيده مي شود. در غير اين صورت آن فكر، حقير و پست است؛ بخش جداشده اي كه با يك
كل، كه از واحدهاي بي شمار و غير قابل شمارشي شكل گرفته است، رقابت، مخالفت و ستيزه
مي كند
.
بنابراين طبيعت، فقط راهنمايي است كه دنباله¬روي از آن ضروريست
.
طبيعت الگوي حقيقــــي يك تأثيـــر (امپــرسيون) را در اختيار ما قــرار مي دهد،
چرا كه صورت هاي خود را در اختيار ما مي گذارد و اگر ما با صداقت، خلوص، بي ريايي و
صميميت از آن تقليد كنيم، او ابزار وحدت بخشيدن به اين صورت ها و بيان آن ها را بر
ما آشكار مي سازد
.
صداقت و خلوص، با وجدان باطني و از ته دل اين ها پايه هاي
اساسي تفكر در كار يك هنرمند هستند، اما هر گاه هنرمند به رواني و تردستي در بيان
نائل شود، اغلب به جايگزيني صداقت خود با مهارت عادت مي كند.
حكم فرمايي مهارت،
فساد و تباهي هنر است و بر دروغ بنا شده. صداقت و خلوص باوجود نقص هاي بسيار، هنوز
بي نقص ترين روش است. روشي كه عقيده دارد هيچ عيبي ندارد، معيوب ترين است
.
انسان هاي بدوي باوجود جهل و ناديده گرفتن قوانين پرسپكتيو، آثار بزرگ هنري را خلق
كردند، زيرا در آفرينش آن ها صداقت داشتند. به نگارگري ايراني و خشوع
تحسين برانگيز نگارگر در برابر اشكال گياهان و حيوانات و نيز حالات افرادي كه تصوير
كرده، نگاه كنيد. او خود را وادار كرده بود چيزها را همان گونه كه مي بيند تصــوير
كند. او چه مشتاقانــه آن چه را كه
بــدان عشق مي ورزيد نقاشي كرده است. آيا
مي توان گفت كه اين كار و نيز آثار بزرگ انسان هاي بدوي فرانسوي و معماران و
مجسمه سازان بزرگ رم بودند، چرا كه قــوانين پــرسپكتيــو را ناديده گرفته اند؟! آيا
بارها گفتــه نشــده كه سبــك آنان سبــكي غيــرمتمدنانـه و وحشيانه است؟ برعكس،
اين اثر زيبايي هولناكي دارد. اين اثر از بيم و احترام مقدس كساني جان مي گيرد كه
از شاهكارهاي طبيعت تاثير پذيرفته بودند. اين بزرگ ترين گواه است بر اين كه اين
مردان خود را جزيي از زندگي و جزيي از اسرار آن ساخته بودند
.
براي بيان زندگي،
ضروري است به بيان آن مشتاق باشيم. هنر مجسمه سازي از وجدان، دقت و اراده تشكيل شده
است. اگر من اراده محكمي نمي داشتم، نبايد اثري مي آفريدم. اگر از جست وجو دست
مي كشيدم، كتاب طبيعت براي من جز مجموعه اي از حروف بي روح و بي جان نمي بود، يا
دست كم معناي خود را از من دريغ مي كرد. حال برعكس، كتاب طبيعت كتابي است كه همواره
در حال نو شدن است و من در حالي بدان رجوع مي كنم كه به خوبي مي دانم تنها صفحات
مشخصي از آن را بازنموده ام. در هنر تنها اكتفا به برداشت هاي شخصي، فرد را در
دريافت و درك واقعي طبيعت ناتوان مي كند. طبيعت سرشار از نيروهاي ناشناخته باقي
خواهد ماند
.
من بي شك، زماني را به سبب نقايص و كمبودهاي عصر خود از دست
داده ام. من بايد بسي بيش از آن چه با آهستگي و اطناب به چنگ آوردم، مي آموختم. اما
در عين حال نمي بايد شادي كمتري نسبت به آن چه در آن اوج خسران حس كرده ام،
مي چشيدم. و آن شادي براي من همان كار است. و آن دم كه ساعت من فرا رسد، در طبيعت
سكني خواهم گزيد، و براي هيچ چيز تأسف و افسوس و حسرت نخواهم داشت
.
از گذشتههای دور، در نگارگری ایران، شکلهای مسطحنما، گاه ساده شده و گاه با پیچوخمهای مبالغهآمیز و نمادین از کوهها، جویبارها، درختان و گلها و در همه حال به دور از بازنمایی، در پس زمینه نقاشیهایی با موضوعات ادبی و شاعرانه، دینی، اساطیری و یادبودی و غیره، سابقه داشته است. تنها در اواخر قاجار منظرههای ایرانی در آبرنگهای «محمودخان صبا» و آثار اولیه «کمالالملک» غفاری مشاهده شد. ولی آن چه به نام هنر نقاشی جدید، توسط کمالالمک و شاگردانش از روش آکادمیک یا واقعگرایی اروپایی تقلید شد و به ایران آمد، حرکتی اجتناب ناپذیر بود. به هر حال نقاشی ایرانی ارتباط خویش را با سنتهای نگارگری گذشتهی خود قطع کرد و به شناخت طبیعت، بعدنمایی در آن، تأثیرات جو بر رنگها و بهرهجویی از خاصیت توصیفی و تشبیهی نور و رنگ پرداخت. پس از پایان جنگ جهانی دوم و سفر برخی از نقاشان جوان آن روزگار به اروپا و آموختن شیوههای امپرسیونیستی و پست امپرسیونیستی، تعداد قابل توجهی از نقاشان معاصر، سه پایههای خویش را از آتلیهها بیرون آورده و در دامن طبیعت، پرشورانه به نقاشی با میثاقهای مکاتب مذکور پرداختند. از آن جایی که بالاخص در روشهای پست امپرسیونیسم و برخی شاخههای نقاشی نوین غرب مانند اکسپرسیونیسم و فوویسم تأثیرهای عمیقی از نقاشی منظرهی ژاپن و شرق دور، نهادینه شده بود، در آثار نقاشان ایرانی نیز، اگرچه با حدود نیم قرن تأخیر، به هر حال توجه به ارزشهای تصویری و بیان تجسمی متأثر از نمودگذاری بصری و ساختارهای مبتنی بر طبیعت ولی مستقل از آن رواج یافت. پیشروانی نظیر محمود جوادیپور، حبیب محمدی، سهراب سپهری، حسین محجوبی، ابوالقاسم سعیدی و ناصر عصار و آثار متأخرتر حسینی کاظمی هر کدام با صمیمیت، سرسپردگی و توصیف صرف را کنار گذاشته به فرافکنی اندیشهها و عواطف درونی خود دربرداشت از طبیعت پرداختند. آنها تا حد قابل توجهی به کار اساسی تجسم صورت بدیع ذهنی خود بر محمل فرمهای طبیعت همت گماشتند. طبیعی بود که در نمایش این جلوهها، از تقلید باز میماندند و یا تغییر و تحریف خطوط و رنگهای طبیعی را برخلاف تجربهی بصری، مفید میدانستند.
ولی به نظر میرسد تمایل به بهرهبرداری از زیباییهای طبیعت همواره به نحوی خودجوش در کار عدهای از نقاشان نسل بعدی اتفاق میافتاد. لذا از اوایل دهه 1360، مجدداً بازگشت به آرامش و صفای طبیعت و تجسم لحظات همیشه شیرین و بهشتی رایج شد. شاید دافعیت کلان شهرها و خستگی از بحران ناشی از تحولات فرهنگی و اجتماعی، در جوامع شهری آشفته از تعارضها و جدلهای ایدئولوژیک، پس از تحولات سیاسی و اعتقادی ناشی از انقلاب و نیز استرس و فشارهای گوناگونی که از در و دیوار محیط زیست امروزی شهروندهای خسته از «رویش هندسی سیمان، سنگ و سقف بیکفتر صدها اتوبوس» میبارد و هنوز هم میبارد، رویکرد مجدد به دامن مهربان و آسایشبخش طبیعت، نوعی محکومیت ناشی از محدودیتهای «روانی ـ جسمی» عدهای از هنرمندان نسلهای جدیدتر باشد.
به هر حال طی بیست سال اخیر در نمایشهای دوسالانهها و همچنین برخی از نمایشهای انفرادی شاهد نتایج این رویکرد بوده و هستیم. اما شکی نیست که نهایتاً آنچه از دیدگاه نقد و تاریخ هنر معاصر اهمیت خواهد داشت، مبتنی بر میزان خلاقیت و نوآوری و کشف دیدگاههای بدیع و جلوههای گوناگون برداشت تمثیلی و نمادین از عناصر طبیعت خواهد بود.
هیچگاه توصیف و تشبیه در آثار هنر تجسمی کافی و بسنده نیست و در میان تجربههای طبیعت در نقاشی معاصر ایران، با همهی تنوعی که دارد، آثاری ماندگار و بحثانگیز خواهند بود که کمتر به شیوههای معتاد صرفاً غربی شبیه و از صفات ویژه و کمسابقهتری بهرهمند باشند. نگارندهی این سطور، صرف نظر از تلاشهایی که خود در رویکرد به دلالتهای تضمنیتر و نمادینتر از طبیعت در آثار تجسمی خود کردهام، همواره با جهانبینی هنرمندان همعصر خود ربط بیشتری گرفته که به نحوی آثارشان یا از ویژگیهای جغرافیایی با دستخط شخصیشان آفریده شدهاند و یا بهرهی بیشتری از خاطرهی قومی مرز و بوم خود دارند، همانند علی گلستانه، جلال شباهنگی، یعقوب امدادیان، منیژه میرعمادی، ژرژ هراپد، احمد وثوق احمدی، عارف میرالوند، علی اسماعیلپور، محمود سمندریان، ناهید سلماسیان، رضا هدایت و ...
منبع: انجمن گرافیکسولوژی http://forum.grafixology.ir//showthread.php?t=449
فیلیزاده كه ۵ سال پوستر جشنواره فیلم فجر را طراحی كرده است، به فارس گفت: در طراحی این پوستر، هر فیلم مستند را یك سنگ در نظر گرفتهام كه سنگها در كنار یكدیگر نمادی از جشنواره «سینما حقیقت» هستند و چیدمانی در آنها اتفاق نیافتاده و دقیقا از جایی كه این سنگها عرضه میشد، با چیدمانی غیرمنظم عكاسی كردم.
وی افزود: هر فیلم مستندی كه ساخته میشود، چون به واقعیت تعلق دارد، در این پوستر یك سنگ محسوب میشود اما چون از ذهن مستندساز عبور میكند، تراش میخورد، در این پوستر نیز به جای این كه سنگهای طبیعی نشان داده شود، سنگهای تراش خورده كه ناشی از واقعیت هستند به تصویر كشیده شده است.
فیلی زاده با بیان این مطلب كه هیچ وقت در پی تكرار المانهای گذشته در طراحی پوسترهای سینمایی نبوده است، گفت: در كارهای قبلیام نیز هرگز به سمت المانهایی مثل دوربین فیلمبرداری یا حلقه فیلم نرفتم، هر چند بهراحتی این كار امكانپذیر بود و مخاطب هم آن را درك میكرد. پوسترهای من همیشه به صورت غیرمستقیم عمل میكنند و سراغ المانهای آشكار نمیرود.
وی ادامه داد: پوستر جشنوارههای فیلم و مستند به دلیل عدم فضایی تبلیغاتی و نداشتن عمومیت مخاطب، نیازمند تامل و مكث مخاطب است. مخاطبی كه سوار ماشین است الزاما نباید درك كاملی از این پوسترها داشته باشد اما چون این پوسترها در محافل جشنوارهای نصب میشوند، در لحظه نخست باعث مكث مخاطب میشوند.
وی ادامه داد: مهم همان لحظه اولی است كه مخاطب نسبت به آن مكث میكند هرچند ممكن است زبان آن برایش گنگ باشد ولی او را به فكر وادار میكند تا برداشت خودش را داشته باشد و به نظر من این پوسترها اساسا در ذهن ماندگارتر هستند.
فیلی زاده به فارس گفت: در مرحله اول جلب نظر كاركرد بسیار مهمی در این پوسترها دارد و سپس انتقال پیام. متاسفانه چون این پوسترها اغلب شكل انجام وظیفه برای تزئین جشنواره را به خود میگیرند، به این توجه نمیشود كه باید مفاهیم عمیقتری را به مخاطب منتقل كنند. حال این كه چقدر این پوستر خوب یا بد بوده است را نمیدانم اما فكر میكنم مخاطب خود را به فكر وادار خواهد كرد.
وی در انتهای سخنانش درباره پیشنهاد طراحی پوستر جشنواره فیلم فجر امسال گفت: امسال پیشنهاد طراحی پوستر جشنواره فیلم فجر را داشتم اما چون زمان كافی برای انجام آن نداشتم و با توجه به استمرار این طراحیها، ایده جذاب و خاصی هم در این مورد نداشتم، آن را نپذیرفتم.
رنجه شدن حروف، مشكلات رنگ، نيامدن برخي از افكتها در خروجي و ... از اين دست مشكلات بودند. شركتهاي مختلف براي جلوگيري از بروز اين مشكلات، نرمافزارها و فرمتهاي مختلفي براي طراحي و ذخيره اطلاعات ارايه كردند.
شركت ادوبي فرمت PDFرا در سال 1993 به عنوان يك فرمت مناسب خروجي روانه بازار كرد و تاكنون طي هشت نسخه متوالي آن را كاملتر كرده است.
هم اكنون PDFدر دنيا به فرمت استاندارد خروجي تبديل شده با اين حال در بين ليتوگرافان ايراني چندان مورد استفاده قرار نميگيرد. براي آگاهي از كاربرد PDFدر مرحله پيش از چاپ با طراحان، ليتوگرافان و كارشناسان پيش از چاپ گفتوگو ميكنيم.
خشت اول كار چاپي را طراحان ميگذارند، بعد پاي ليتوگراف و چاپكار و صحاف و ... به آن باز ميشود. بنابراين براي بررسي بحث آمادهسازي نيز بهتر است كنكاش خود را از دفتر طراحي آغاز كنيم.
حميد مصدق طراح گرافيك، مدير كارگاه گرافيك، دانشآموخته رشته گرافيك در مقطع كارشناسي ارشد است كه از مقطع هنرستان وارد بازار كار شده و به خاطر حرفهاش چند سالي است كه با چاپ در ارتباط است. او از نرمافزارهاي مختلفي براي طراحي سفارشات خود استفاده ميكند. مصدق ابتدا در مورد نحوه كار خود ميگويد: <اگر بخواهم روي عكس كار كنم از فتوشاپ، اما براي تصويرسازي از نرمافزار FreeHandاستفاده ميكنم و در آخر اگر احتياج به تلفيق نوشته و تصوير باشد، در نرمافزار اينديزاين اين كار را انجام ميدهم و چون با سيستم عامل Macكار ميكنم، با Corelسروكار ندارم.> وي ادامه ميدهد: <اگر در برنامه فتوشاپ كاركرده باشم از فرمت TIFFو اگر در FreeHandكاركرده باشم از فرمت FHبراي ذخيرهسازي استفاده ميكنم.>
در مورد فرمت PDFاز مصدق ميپرسيم، وي پاسخ ميدهد: <اگر در اينديزاين كار كرده باشم به خاطر اينكه در ليتوگرافي از نظر فونت و تصوير مشكلي ايجاد نشود، از طريق Exportكردن فايل را با فرمت PDFذخيره ميكنم.> مصدق معتقد است طراح فارغ از اينكه در چه برنامهاي كار طراحي را انجام ميدهد، در نهايت اگر دانش PDFكردن را داشته باشد بايد فايل PDFدر اختيار ليتوگراف قرار دهد. وي يكي از مزيتهاي PDFرا داشتن كيفيتهاي تصويري متفاوت بيان ميكند و ميگويد: <در TIFFتنها يك كيفيت داريم و اگر بخواهيم حجم آن را پايين بياوريم بايد آن را فشرده كنيم. در حالي كه در PDFميتوانيم كيفيتهاي متفاوتي داشته باشيم. علاوه بر اين، فرمت PDFهر گونه اطلاعات تصويري فونت، افكت و ... را در خود حفظ ميكند. و در يك كلام اينكه فايل PDFاگر درست ساخته شده باشد، فرمت بسيار قابل اطميناني است چون هر چه را كه روي صفحه مانيتور ميبينيم در خروجي نيز خواهيم ديد.>
مصدق در ادامه ضمن بيان توضيحاتي تجربيات خود را درباره فرمتهاي FH، Tiffو ... بيان ميكند و ميگويد: <من اطلاعات چاپي ندارم و آن چنان خودم را درگير مسايل آن نميكنم و انجام دستوراتي مانند اورپرينت و از اين دست را به عهده ليتوگراف ميگذارم. بزرگترين مشكل براي من جابهجا شدن عناصر داخل فايل است. يك بار مشتري طراحي جلد كتابي را سفارش داده بود، طرح نهايي در آتليه مورد تاييد او قرار گرفت ولي زماني كه كار چاپ شده را ديدم، در فايل دستكاري شده بود و عناصر فايل جابهجا شده بودند. به اين صورت كه مشتري در ليتوگرافي طبق نظر خودش بدون توجه به درست بودن معنا و مفهوم آن از نظر گرافيكي، اشكال و تصاوير را جابهجا كرده بود، از آن موقع فايل FreeHandبه ليتوگرافي نميفرستم و سعي ميكنم آن را PDFكنم چون ترجيح ميدهم در آتليه با مشتري به توافق برسم.>
شركت ساروبن در زمينه چاپ ديجيتال، طراحي، سازههاي نمايشگاهي و ... فعاليت دارد. و به خاطر تعدد زمينههاي فعاليت ميتواند با انواع فايلها و فرمتها در ارتباط باشد.
اين شركت فايلهاي متفاوتي براي خروجيهاي متفاوت (افست، لارجفرمت، ديجيتال و ...) طراحي و آمادهسازي ميكند. ساروبن براي افست از FreeHand، براي لارجفرمت از Tiffو براي چاپ ديجيتال از فرمت PDFاستفاده ميكند.
غزاله بهرامينژاد مدير آتليه شركت ساروبن در توضيح بيشتر ميگويد: <در ايران يك سري از فرمتها براي خروجي گرفتن استاندارد شده است كه بر همين اساس بهترين فرمت براي چاپ افست در ايران فايل FreeHandاست. متاسفانه ليتوگرافيها به خاطر اينكه در خروجي گرفتن و فرمبندي راحت باشند، فايل فريهند ما را به Tiffتبديل ميكنند، ما هم از رنجه شدن حروف متوجه ميشويم كه از فايل rasterخروجي گرفته شده نه فايل .Vector>
بهرامينژاد ادامه ميدهد: <براي كارهاي لارجفرمت چون حساسيت كمتري نسبت به كارهاي افست دارند و به خاطر اينكه در آنها از حروف ريز استفاده نميشود و ابعاد فايل بزرگ است و مشكل رنجه شدن حروف را نداريم، كار طراحي را در فتوشاپ انجام داده و فايل را با فرمت Tiffبراي خروجي ميفرستيم.> بهرامي در مورد چاپ ديجيتال و فرمت PDFنيز توضيحاتي را بيان ميكند: <از فرمت PDFبراي چاپ ديجيتال استفاده ميكنيم. چون در چاپ ديجيتال هزينه به ازاي هر كليك محاسبه ميشود. براي فايلهايي كه تعداد صفحات متمادي دارند از فرمت PDFاستفاده ميكنيم تا كل يك فايل، يك كليك حساب شود و با يك دستور پرينت، كل صفحات چاپ شود. به طور كلي ترجيح ميدهيم فرمت فايل نهايي FHباشد. در ضمن از نرمافزار Corelاستفاده نميكنيم چون بنا به تجربه برخي از فيلترهاي Corelدر خروجي فيلم و پليت نميآيند و به خاطر اينكه كار ما به صفحهآرايي مجلات كمتر مربوط ميشود از نرمافزار اينديزاين نيز كمتر استفاده ميكنيم.>
بهرامي در ادامه خاطرنشان ميكند كه فايل PDFبا فايل فريهند تفاوت آنچنان محسوسي ندارد. تنها چيزي كه خيلي ملموس است، حجم مناسب فايل PDFاست و همين امر باعث شده فايل ارسالي به دستگاه به سرعت ريپ و سپس چاپ شود.
در مورد ساختن فايل PDFاز او ميپرسيم، در پاسخ ميگويد: <اگر در برنامه فتوشاپ كار كرده باشيم مستقيم از همان برنامه PDFميسازيم، منتهي ذخيره فايل در فري هند به فرمت PDFدردسرهايي دارد. ما براي ساختن PDFاز فايل فريهند به صورت تجربي ياد گرفتهايم كه كدام تنظيم مناسبتر است. به طور مثال در هنگام ساختن PDFگزينه Highرا براي كيفيت فايل در نظر گرفتيم، در خروجي حروف به صورت رنجه درآمدند، از ليتوگرافي كه پرسيديم گفت بايد براي بهتر شدن كيفيت فايل گزينه lowرا انتخاب كنيم ولي هيچ دليل منطقي براي آن نياوردند.> بهرامي در خاتمه ضمن بيان اين مطلب كه در صنف چاپ ايران خيلي كم پيش ميآيد كه به كيفيت كار اهميت داده شود و دليل آن را كوتاه بودن زمان تحويل و سرعت عمل درخواستي مشتري معرفي ميكند، ميگويد: <ليتوگرافيها تاكنون از ما فايل PDFنخواستهاند و ما هم با تنظيمات (setting)ساخت PDFآشنا نيستيم. علاوه بر آن استاندارد مشخصي براي ساخت PDFمناسب چاپ تعريف نشده تا طبق آن يك فايل PDFخوب و سالم ساخته شود.>
از طراحان كه بگذريم، ليتوگرافيها در قسمت پيش از چاپ نقشي مهم و اساسي در گرفتن خروجي و كيفيت آن بر عهده دارند. حال از زبان ليتوگرافان قصه فرمت مناسب خروجي را ميخوانيد.
از نظر ليتوگرافي آبان فايل PDFبه خاطر داشتن مزيتهايي نسبت به فرمتهاي ديگر، بهترين فرمت براي گرفتن خروجي است.
هومن عمراني مدير ليتوگرافي آبان ضمن بيان اين مطلب ميگويد: <فرمت PDFبراي فرمبندي، فرمت بسيار مناسبي است و با اغلب برنامههاي طراحي نيز سازگاري دارد. علاوه بر آن به دليل سبك بودن در مدت زمان كوتاهتري ريپ ميشود و به طور كلي فرمت بسيار خوبي است.>
عمراني در ادامه ميگويد كه متاسفانه كسي از ما نميپرسد با چه فرمتي، فايل را بفرستيم. اگر بپرسد ميگوييم PDFبفرستد كه در صورت نياز روش ساخت PDFسالم را نيز به او خواهيم گفت.
بر همين اساس همه نوع فايل براي گرفتن خروجي به ليتوگرافي ميفرستند. وي اضافه ميكند: <بيشتر فايلها با فرمت TIFFهستند، از رنجه شدن حروف در فايل TIFFو سنگين بودن آن كه بگذريم، اگر فايل تيف Flatباشد در گرفتن خروجي هيچ مشكلي نخواهد داشت.
مابقي فايلها به صورت Freehandو Corelبه ليتوگرافي ارسال ميشوند كه درصد فايل Corelكمتر از Freehandاست. مشكل فريهند اين است، كساني كه با آن كار ميكنند فونت و عكس را به علت سنگين شدن فايل به آن embedنميكنند و آن را به صورت لينك در كنار فايل اصلي ميگذارند. همين كار درصد خطا را به خاطر امكان جابهجايي در هنگام جايگزين كردن فونت و عكس بالا ميبرد. اگر embedشود مشكلي ندارد.>
عمراني در انتها باز به سراغ مزيتهاي PDFميرود و ميگويد: <سرعت باز و بسته كردن فايل PDFبه خاطر سبك بودن آن بالاست، فونتها شارپ هستند. همچنين PDFبا اكثر نرمافزارها سازگاري دارد. با داشتن چنين مزيتهايي اگر كسي از ما بپرسد با چه فرمتي فايل را ذخيره كند، PDFرا به او پيشنهاد ميدهيم و از او ميخواهيم با استفاده از ادوبي ديستيلر يك PDFسالم به ما تحويل دهد. اگر PDFسالم و مناسب خروجي نباشد فايل را براي اصلاح به مشتري برميگردانيم. البته يكسري مشتريهاي ثابت داريم كه تنظيمات مناسب فايلهاي آنها را ذخيره (save)كردهايم و براي ساختن PDFاز تنظيمات خود آنها استفاده ميكنيم.>
زهرا شمس اپراتور پليتستر در ليتوگرافي راين نيز توضيحات جالبي را در خصوص فايل و فرمتهاي مناسب خروجي ارايه ميدهد. او ميگويد: <بهتر است مشتري فايل PDFبه ما تحويل دهد، به شرط اينكه سالم و درست ساخته شده باشد. در غير اين صورت ترجيح ميدهيم فايل اصلي و nativeهمان برنامهاي را كه با آن كار كردهاند بگيريم.>
شمس ادامه ميدهد: <فايلهايTIFF ، فريهند، Corel، اينديزاين و ... به ليتوگرافي ما فرستاده ميشود. به جز موردي كه در فايل TIFFبا رنجه شدن حروف روبهرو هستيم، اگر فايل Flatو مُد تصويري آن درست باشد در خروجي با مشكلي مواجه نخواهد شد. در برنامههاي FreeHandو كوارك اگر عكس و فونت را embedكنند در خروجي مشكلي نخواهد بود.> او ميگويد: <علاوه بر همه اين فايلها، فايلهاي wordبزرگترين مشكل ليتوگرافها است. در اين حالت يا فايل را برميگردانيم تا PDFكنند يا خودمان آن را PDFميكنيم.> شمس در مورد نحوه ساخت PDFتوضيح ميدهد: <اگر با برنامه اينديزاين كار كنيم از طريق Exportفايل را PDFميكنيم، در برنامههاي ديگر ابتدا فايل را به فرمت PS و سپس از طريق ادوبي ديستيلر به فايل PDFتبديل ميكنيم.
در هنگام PDFكردن بايد بدانيم PDFرا به چه منظور ميخواهيم بسازيم، براي چاپ، نمونه (Proof)و ... . بر اساس آن از تنظيمات مناسب استفاده كنيم، ما براي كارهاي چاپي و بر اساس دستگاههاي خودمان يك سري Job Optionهايي را تعريف كردهايم و براي تمام فايلها از همان تنظيم (setting)استفاده ميكنيم.>
ليتوگرافي طرح و نگار نيز كليه فرمتهايي را كه طراحان و ناشران ميآورند، ميپذيرد.
داود شاهين مديرعامل ليتوگرافي شاهين در اين باره ميگويد: <فايلهاي با فرمتTIFF ، CDR، FH، PDFو ... را براي ما ميفرستند. تاكنون با فرمتهاي TIFFو فريهند مشكلي نداشتهايم، اما فايلهاي wordمشكلسازترين فايلها هستند و بايد به صورت PDFبه ليتوگرافي فرستاده شوند.
در فرمت CDRكه فرمت nativeبرنامه Corelاست نيز شاهد اشكالاتي در رنگ بودهايم زيرا برخي از فيلترهايي كه در اين برنامه وجود دارد در خروجي نميآيد. به همين خاطر از افرادي كه فايل CDRبراي ما ميآورند ميخواهيم به ليتوگرافي بيايند و فيلم را ببينند، در صورتي كه اشكال نداشته باشد از آن پليت تهيه ميكنيم. اگر فايل Corelمشكل و مشتري هم كمبود وقت داشته باشد، فايل Corelرا به Tiffتبديل كرده و خروجي ميگيريم.
در كوارك و اينديزاين مشكل لينك را داريم.>
شاهين ادامه ميدهد: <اگر مشتري از ما بپرسد فايل را با چه فرمتي براي ما بفرستد، ميگوييم PDF، چون PDFيك فايل سبك است، به سرعت ريپ ميشود، قابل Edit است ولي ميتواند از سطوح امنيتي Security برخوردار باشد، يعني سازنده فايل تنها قادر به Edit است. شايد همين مساله يكي از اشكالات PDFباشد، به اين دليل كه به خاطر يك مشكل جزيي بايد فايل را براي اصلاح به مشتري بازگردانيم.>
شاهين آهسته ميگويد كه يك نرمافزار
Plug-inبراي اديت فايلهاي PDFدارند كه براي اصلاح بعضي فايلهاي مشتريان به كار ميآيد، سپس متذكر ميشود كه نحوه ساخت PDFبسيار مهم است. از اين نظر كه بايد بدانيم براي چه هدف و منظوري ميخواهيم فايل PDFرا بسازيم كه بهترين روش PDFسازي استفاده از دستور پرينت و انتخاب گزينه Adobe PDFاست.
از صحبتهاي طراحان و ليتوگرافان به عنوان مشتي نمونه خروار اين گونه برميآيد كه همگي بر اينكه فايل PDFيك فايل مناسب خروجي است اتفاق نظر دارند.
فايل PDFتنها به يك روش قابل توليد نيست. خدايار صادقي مدير گروه رشته چاپ دانشگاه هنر و مدير شركت چوگان روشهاي مختلفي را براي ساخت PDFپيشنهاد ميدهد. او ميگويد: <بسته به اينكه فايل اصلي در چه برنامهاي ايجاد شده باشد، تصميم ميگيريم كه چگونه PDFبسازيم. اگر فايل اصلي در مجموعه برنامههاي ادوبي مانند فتوشاپ، ايلستريتور و اينديزاين ايجاد شود، پيشنهاد ميشود به طور مستقيم از داخل همين برنامهها فايل PDFتوليد شود و فايل PDFساخته شده را بهترين نسخه ميدانيم.> او در توضيح بيشتر ميگويد: <فايل PDFبراي Illustratorيك فرمت اصلي تلقي ميشود. اپراتور از همان لحظه اول ميتواند فايل خود را با فرمت PDFذخيره كند و تا انتها روي همان كار كند و سرانجام همان فايل PDFرا به ليتوگرافي ارسال كند.
اما در برنامه فتوشاپ، درست نيست كه فايل نهايي از فتوشاپ خروجي گرفته شود. اگر فايل حاوي عكس و فونت باشد، درست اين است كه در برنامههاي صفحهآرايي، كار لياوت انجام شود. برخي از طراحان براي راحتي خودشان و اينكه فايل در هنگام خروجي با مشكل مواجه نشود، همان فايل فتوشاپي را به ليتوگرافي ميفرستند. كه حتي در چنين شرايطي باز هم فرمت PDFتوصيه ميشود.>
صادقي ادامه ميدهد: <برنامههاي سري Officeنيز گزينهاي را براي ساخت PDFدارند. بعد از نصب برنامههاي Officeدر صورتي كه برنامه Acrobat Professionalرا نصب كنيم، يك Iconدر قسمت نوار منو اضافه ميشود كه از آن طريق ميتوان فايل PDFرا ساخت، ساخت PDFدر اين روش به تنظيمات ديستيلر بستگي دارد. به اين منظور كه برنامههاي Officeاز آخرين تنظيمات ديستيلر براي ساخت PDFاستفاده ميكنند.
برخي از برنامهها مانند Corelگزينه خاصي را براي توليد PDFدارند. توليدكنندگان برنامههايي از اين دست بر پايه خصوصيات اصلي PDF ، مواردي را به آن اضافه كردهاند كه در عمل نتيجه مطلوبي را ارايه نميدهد. PDF Publishing، براي ساخت PDFدر Corelگنجانده شده كه به هيچ عنوان انتخاب درستي نخواهد بود.>
به گفته صادقي براي ساخت PDFاز كليه برنامهها به غير از Officeو خانواده ادوبي استفاده از پرينتر مجازي Adobe PDFپيشنهاد ميشود. او در توضيح بيشتر ميافزايد: <اين گزينه يك پرينتر مجازي است كه با انتخاب آن از داخل منوي Printerو تنظيم گزينههاي مربوط به دستور Print ميتوان يك PDFسالم ساخت. برخي از ليتوگرافيها كه دستگاه خروجي خاصي دارند از مشتري ميخواهند كه با Driverآن دستگاه PDFخود را بسازد و تحويل ليتوگرافي دهد كه در اين صورت PDFساخته شده به طور كامل وابسته به آن دستگاه خاص ليتوگرافي خواهد بود، البته ادوبي توصيه ميكند كه اين كار انجام نشود.> براي روشنتر شدن بيشتر اين مطلب صادقي ميگويد: <زماني كه از برنامهنويسان ميخواهند براي موضوع مشخصي برنامهنويسي كنند، آنها ميتوانند از روشهاي مختلفي براي ساخت آن برنامه استفاده كنند. فايل (PostScript) PSكه توسط درايورهاي مختلف ساخته ميشود با داشتن يك هدف مشخص، كدگذاري يكسان و مشابهي ندارد. به گفته Adobeاگر از طريق
Adobe PDFفايل PDFساخته شود، به يك PDFغيروابسته به دستگاه (device independent)ميرسيم.
نكته ديگر استفاد از PPDاست. افرادي كه ميخواهند PDFيا PSمستقل از دستگاه بسازند بهتر است از خود PPDدستگاه استفاده كنند. چون PPDدرايور پست اسكريپت آن دستگاه نيست بلكه يك فايل متني است و يكسري تنظيمات آن دستگاه خاص را به ما ميدهد تا بتوانيم PDFبهتري بسازيم.
با همه اين صحبتها، بهتر است با درايور Adobe PDF Printerفايل PDFرا بسازيم تا مستقل از دستگاه بوده و در هر كجا قابل استفاده باشد.>
صادقي ضمن بيان اينكه برنامههاي Corelو Freehandبرنامههاي قابل اطميناني نيستند ميگويد: <از آنجايي كه ادوبي در زمينه
Print and Publishingدر دنيا پيشتاز است و امروزه اغلب تكنولوژيهاي نرمافزار نشر و گرافيك از دل ادوبي بيرون ميآيد، به جرات ميتوان گفت اگر كسي به سراغ نرمافزارهاي ديگر برود اشتباه كرده است. برنامه فريهند نه از لحاظ طراحي بلكه از لحاظ مسايل فني همانند مديريت رنگ بسيار ضعيف است. برنامه Corelهم از نظر افكت مشكلاتي دارد. هر دو اين برنامهها به خاطر هزينه كم و سرعت چاپ ديجيتال، قابل استفاده در اين شيوه چاپي هستند چون در صورت بروز نقص و اشكال در فايل ميتوان به سرعت آن را اصلاح كرد. اشكال ديگر اين برنامهها، مساله تايپ فارسي است. هيچكدام از اين برنامهها به صورت Built inفونت فارسي را حمايت نميكنند و بايد از فارسيساز استفاده كرد كه دردسرها و مشكلات زيادي خواهد داشت. با نسخههاي MEكه ادوبي آنها را روانه بازار كرده است تمام قابليتهاي نرمافزاري را ميتوان به صورت فارسي در اختيار داشت.>
او در خاتمه مزيتهاي PDFرا قابليت فشردهسازي محتوا، Securityپيشرفته،
Cross Platform، ) Rich contentتصاوير و المانهاي فايل در بالاترين كيفيت ديده شود) و سرعت در باز و بسته كردن برميشمارد و ميگويد: <هر فرمتي بايد براي هدف خاصي مورد استفاده قرار گيرد. استفاده نكردن از PDFو PDFهاي پر اشكال مربوط به ضعف علمي بعضي از طراحان گرافيك ميشود. اگر در هنگام ساخت PDFتمام نكات به درستي رعايت شود فايل PDFدر هنگام خروجي با هيچ مشكلي مواجه نخواهد شد.>
منصور ناصري مدرس رسمي كمپاني ادوبي در ايران، كارشناس ديگري است كه درباره فرمت مناسب چاپ نكاتي را ارايه ميدهد.
او ميگويد براي انجام كارهاي گرافيك تاكنون نرمافزارهاي مختلفي ارايه شده است. ولي ادوبي به عنوان يكي از بزرگترين توليدكنندگان نرمافزارهاي گرافيك، استانداردي براي پروسه چاپ تعريف كرده و طبق اين استاندارد مجموعه نرمافزارهايي را روانه بازار كرده است. اين مجموعه گرافيك شامل نرمافزار فتوشاپ(Photoshop)، ايلستريتور(Illustrator)، اينديزاين (InDesign) و آكروبات (Acrobat)است. بر اساس تعريف ادوبي، فتوشاپ يك برنامه رستري (raster)است كه قابليت ويرايش عكس را فراهم ميكند، البته قابليتهاي ديگري نيز دارد ولي هدف اصلي آن كاربرد روي تصاوير معرفي شده است. نرمافزار ايلستريتور كه برنامه Vectorاست نيز براي فونت و به طور كلي فايلهاي خطي در نظر گرفته شده است.
به دنبال آن نرمافزار اينديزاين نه فقط براي صفحهآرايي مجلات و روزنامه بلكه براي تلفيق نوشته و تصوير (لي اوت) معرفي شده و اين امكان را فراهم كرده تا بتوانيم از فايل طراحي شده با فرمت مناسب چاپ يعني PDFخروجي بگيريم. ادوبي سپس نرمافزار آكروبات را ارايه كرد تا بتوانيم در آن كنترل نهايي و فني روي فايل PDFانجام داده و آن را براي گرفتن خروجي ارسال كنيم.> ناصري ميگويد هر نرمافزار براي هدف مشخصي ارايه شده است، با اين حال ممكن است هر نرمافزار قابليتهاي نرمافزارهاي ديگري را داشته باشد. طراح بايد بداند در نهايت با فايل طراحي شده چه كار ميخواهد انجام دهد.
وي ادامه ميدهد: <طراحان بايد تسلط كاملي روي نرمافزار فتوشاپ، ايلستريتور و اينديزاين داشته باشند و ليتوگرافان نيز بايد بر روي نرمافزار اينديزاين و آكروبات مسلط باشند تا بتوانند به يك خروجي استاندارد و با كيفيت برسند. فتوشاپ تنها برنامهاي است كه درآن ميتوان براي فايل، پروفايل در نظر گرفت. با اين حال اگر فايلي با پروفايل تعريف شده در نرمافزار ديگر مانند Freehandو Corelباز شود، به خاطر متفاوت بودن فضاي رنگي نرمافزارهاي مختلف، مشخصات رنگي فايل به هم ميريزد. در حالي كه اگر پروسه طراحي فايل از مرحله طراحي تا خروجي در مجموعه ادوبي انجام شود، مشخصات فايل تا مرحله نهايي ثابت خواهند ماند.>
ناصري بهترين نرمافزار براي گرفتن خروجي PDFرا نرمافزار اينديزاين معرفي ميكند و ميگويد:< دو روش براي ساخت PDFسالم وجود دارد: يكي از طريق Exportدر برنامه اينديزاين و ديگري ساخت PDFبا دستور Printو انتخاب گزينه. Adobe PDF>
وي ادامه ميدهد: <استانداردهاي مختلفي در هنگام ساخت PDFوجود دارد كه بسته به نوع كار- افست- ديجيتال- Webو ... يكي از استانداردها را انتخاب ميكنيم.> ناصري متذكر ميشود كه از طريق ادوبي ديستيلر نيز ميشود فايل PDFساخت و در توضيح بيشتر ميگويد: < ادوبي اين برنامه را براي پشتيباني PDFايجاد كرد. زماني نرمافزار ديستيلر يك برنامه مجزا بود و به طور جداگانه نصب ميشد، ادوبي ديستيلر را در نرمافزارهاي جديد خود ادغام كرد و استانداردي تعريف كرد كه طبق آن از طريق Exportخروجي PDFگرفته شود.>
ناصري ميگويد: <خيلي مواقع ما يا روش صحيح را نميدانيم يا فكر ميكنيم بايد يك حركت خارقالعاده و خلاق انجام دهيم و به نظرمان همين خلاقيت به حساب ميآيد. مساله PDFيك مساله فني است و ربطي به خلاقيت ندارد، بلكه طبق يك استاندارد مشخص بايد يك فايل PDFسالم و مناسب خروجي ايجاد كرد.
ما نميگوييم فرمتهايTIFF ، EPSو يا FreeHandو Corelنرمافزارهاي بدي هستند، ميگوييم استاندارد خروجي دنيا PDFاست. هر كدام از اين فرمتها در زمان خودشان كاربرد داشتند ولي هماكنون كه PDFبه عنوان يك فرمت كامل معرفي شده تمام قابليتهاي فرمتهاي ديگر را در خود گنجانده است. PDFتنها مختص چاپ نيست و ميتوان براي هدف و منظورهاي مختلف از آن بهره گرفت.>
ناصري معتقد است كارشناسان چاپ و به خصوص ليتوگرافان به طور كامل بايد قسمت Print Productionرا بدانند و تمام دستورات آن را قبل از فرستادن فايل براي خروجي روي فايل اعمال كنند و در خاتمه ميگويد: <براي انجام يك كار استاندارد نميتوان سليقه را دخيل كرد. طراحان و دستاندركاران چاپ ما بايد دانش فني خودشان را بالا ببرند، چون مشكلات موجود در صنعت چاپ ما كافي نبودن دانش فني است.>
(Portable Document Format) PDFبراي اولين بار در سال 1993 توسط شركت Adobeروانه بازار شد. هماكنون PDFبه يك فرمت استاندارد در دنيا تبديل شده، ديگر تحت ليسانس ادوبي نيست و هر شركتي ميتواند روي آن كار كند و نسخه خاص خود را ارايه دهد. PDFيك فرمت غيروابسته به دستگاه (device independent)است، به اين مفهوم كه مستقل از هر دستگاه عمل ميكند. PDFعلاوه بر داشتن قابليت ذخيره زبان پست اسكريپت، قابليت ذخيرهسازي زبانهاي برنامهنويسي ديگر را نيز دارا است. تمام عناصر نوشتاري و تصويري در فايل PDFبه گونهاي دقيق جايگزين ميشوند. PDFتنها يك فرمت چاپي نيست و از آن ميتوان براي آرشيو اسناد، webو نمايش نيز استفاده كرد.
شركت ادوبي براي اينكه بتوان از تمام قابليتهاي PDFبراي هر هدف مشخص بهره گرفت، زيرمجموعههايي ارايه كرده است PDF /x .از آن جمله است كه براي كار چاپ معرفي شده است. از مزيتهاي PDFميتوان به حجم كم، سرعت بالا در تورق بدون توجه به تعداد صفحات، داشتن خصوصيت امنيتي (security)، استفاده آسان از مديريت رنگ و امكان ويرايش تا لحظه آخر
منبع: انجمن گرافیکسولوژی http://forum.grafixology.ir//showthread.php?t=499
(last minute editing)اشاره كرد.
نویسنده: پروين رستگار
تصاویر دیواری در گذشته به خلق نقاشیهای اخلاقی، وقایع مذهبی و یا استفاده از آویزهای دیواری محدود میشد و تقریباً همیشه در داخل ساختمانها به كار میرفت و در فضاهای بیرونی، نقش و كاربردی نداشت. اما امروز با ایجاد تصاویری در فضای بیرون ساختمانها به خیابانها، زندگی و حیات جدیدی بخشیدهاند و این ویژگی جدید، مهندسین معماری، نقاشان، هنرمندان گرافیك محیطی و حتی عموم مردم را به سوی خود جلب كرده است.
در شهر نیویورك تعداد زیادی نقاشی دیواری قرار دارد این تصاویر به صورت گروهی اجرا میشوند و در گذشته هنگامی كه این تصاویر كاربردی نداشت فقط در پمپ بنزینها به كار میرفتند. ایجاد شبكهای از علایم و راههای تصویری در سرتاسر شهر، كاری بسیار مشكل است. برخی مواقع بیشترین بخش دیوار ساختمان خالی مانده و برای هیچ كاری مورد استفاده قرار نگرفته است. با تدبیر نقاشی دیواری میتوان با بهترین وجه، دیوار را تزیین كرد و یا مواردی را برای مشخص شدن اهداف ساختمان به كار برد.
در طرحهای گرافیكی با ابعاد بزرگ ممكن است از شیشهی ساختمانها، پلههای اضطراری، دودكشها و... برای طراحی استفاده كرد. این كار نه تنها به یك دیوار بیرنگ، روح و حیات میبخشد بلكه بهوسیلهی تصاویر گرافیكی طراحی شده در سطوح بزرگ و استفاده از رنگهای متعدد و غیر متداول، میتوان طرحی منظم و جامع را علیرغم زیر بنای آشفته و از هم گسیختهی شهری از دیدگاه روانشناختی، ایجاد كرد. بنابراین ممكن است برروی یك دیوار بزرگ با استفاده از لوازم معماری، طرحی را پدید آورد كه از نظر خدمات اجتماعی در سطح بالایی قرار بگیرد. انواع تصاویر خیالی، ایدههای برجستهای جهت استفاده هستند.
طرحهای گرافیكی دیواری میتوانند نقش مجذوب كنندهای در راهنمایی و هدایت فرد برای تنظیم برنامههای زندگی وی داشته باشند و یا سالنهای بزرگ و تونلهای مخوف را كه دور از معماری معاصر به نظر میرسند چشمگیر سازند. تصاویر گرافیكی دیواری، پیشرفتی در هنر معماری هستند. مسئلهی جالب این است كه آنچه به عنوان وسیلهای تفریحی، تزیینی به كار برده میشد اكنون به طور جدی بر هنر معماری تاثیرگذار است. معماری كوشیده تا از شیوه و سبك هنر گرافیك پیروی كرده و از طرحهای خیالی و سمبلیك برای سطح ساختمانها با ابزار معماری استفاده نماید.
شركت Best Products Co. ، یكی از بزرگترین مراكز ارایهی كالاهای تجاری در آمریكا، تصمیم گرفت از هنر گرافیك معاصر در تعدادی از فروشگاهها استفاده كند، بنابراین با شركت تازه تاسیس آمریكایی به نام Sit Lnc. واقع در نیویورك تماس گرفت و تقاضای همكاری و مشاركت در زمینهی اجرای طرحهای ساختمانی را مطرح كرد.
مركز اصلی فروشگاه به صورت جعبهی مكعب مستطیل كفش با نمایی از آجر در فضای وسیعی كه محل پارك اتومبیلهاست قرار داشت، شركت Site Lnc از شیوهی مقابلهی مستقیم با طرحهای هماهنگ و منسجم شهری در طراحیهای جدید استفاده كرد و با انحراف شخص از معیارها و اصول طبیعی در هنر معماری و ساختمانسازی شهر، دگرگونی اساسی در مدلهای قدیمی بهوجود آورد. اولین فروشگاهی كه در آن عملیات اجرایی جدید صورت گرفت در Richmond بود بدون آنكه طرح و خصوصیت اصلی فروشگاه تغییری یابد و یا اینكه از وسایل جدید ساختمانی برای این كار استفاده شود، طرح جدید و جالب توجهی را برای این مركز طراحی كردند.
سطوح آجری به كار رفته در ساختمان به صورت آزاد در فضا خم شدهاند و این امر موجب ایجاد تصور عدم پایداری و توازن در ساختمان شده است بدین ترتیب خریداران تصور میكنند ساختمان هنوز در مرحلهی بررسی و اجرای عملیات ساختمانی است.
فروشگاه دیگری كه از این نظر در درجهی بالای اهمیت قرار دارد در شهر Houston در ایالت Texas است كه در سال ۱۹۷۵ عملیات مربوط به پروژهی طراحی سردر ساختمان آن پایان یافت. سقف ساختمان طرح و وضعیت قبلی به صورت گستردهای ساخته شده تا حالتی بین وضعیت انهدام و ثبات را ایجاد كند. در قسمتی از دیوار فروشگاه، آشكارا آجرهایی بر روی هم ریخته، طراحی شدند. برای بازدیدكنندگان از ساختمان این حالت خرابی كه از روی هدف و قصد قبلی ایجاد شده بود به صورتی باور نكردنی جلوه نموده بهگونهأی كه به آن عنوان طوفان شب را دادند.
این ساختمان در شهر Sacramento در ایالت Colifornia واقع شده است و نمونهای از طراحی «فضاهای منفی» در معماری است، طرح این ساختمان با تحقیقاتی وسیع پیرامون فضاهای منفی در معماری توسط شركتSite Inc ارائه شده است. در گوشهای از ساختمان شكافی ایجاد شده كه بخشی را از بخش دیگر جدا میكند، در حقیقت شكاف كناری ساختمان، در ورودی اصلی به ساختمان را مخفی كرده است، بخش جدا شده با وزن ۴۵ تن متشكل از قطعات به هم پیوسته است كه به طور اتوماتیك به اندازهی )FT(۴۰ جابهجا میشود اگر به عنوان در ورودی به این شكاف نگاه كنیم به هیچ وجه به صورت ویرانی، آنگونه كه از بیرون ساختمان به نظر میرسد، دیده نمیشود.
منبع: انجمن گرافیکسولوژی http://forum.grafixology.ir//showthread.php?t=329
حداقل برای بازدید كنندههای اروپایی به دلیل اضطراب و توجهی كه در برخورد اول با این طرح ایجاد میشود، تفكری بیش از نوگرایی جدید آمریكایی مطرح میشود. در واقع، تلاش برای ایجاد تحولی اساسی در طراحی ساختمانهای قدیمی و انحرافی مشخص و آشكار از ارزشهای مورد قبول جامعه بیشتر مورد توجه بوده است. طرحهای شركت Site Inc برای فروشگاههای Best Products Co موضوع بسیار جالبی در محافل هنر معماری و مجلات هنری سراسر جهان بود و در موزهی هنرهای مدرن و مكانهای دیگر به نمایش گذاشته شد و در طی سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۷۷ شركت Best Products Co. موفق به گسترش فعالیتهایش شد.
ساختمان انجمن هنرهای اسكاتلند را مشاهده میكنید. طرح نقاشی دیواری به منظور بهینه سازی برخی از زوایای بد شكل و سه گوش ساختمان انجام شد كه حالتی ناخوشایند به خیابانهای Grasgow بخشیده بود. این طرح در سال ۱۹۷۵ با همكاری شركتAsist and Lci.Ltd توسط Jim Torrance در شهر Govanhill اجرا شد.
طرحی گرافیكی كه موجب خنده میشود را ملاحظه میكنید این طرح بر ساختمانی غیر مسكونی كه در خیابان Plum در شهر Cincinnati قرار دارد، اجرا شده است این ساختمان به شركت فروش آهن آلات اختصاص دارد و طراح این اثر Paullevy است. دیوار ساختمان فروشگاه پوشاك Dickies كه در ایالت Texas واقع است با اندازهی (FT) ۱۷۰ توسطStaurt Gengling طراحی شده است.