"  هجوم خاموش"         


تشنه ی بودن با تو / تشنه ی شنیدن تو
تشنه ی یه قطره بارون / تشنه ی ریاضت تو
اگه با من هم کلامی / اگه با من تو رفیقی
اگه قصه وجودم / تو وجود آخرینی
اگه با تو توی خونه / زیر سقف یه اتاقم
کو نگاهت توی آینه / توی طاقچه ی اتاقم
وقتی که هجوم خاموش / مثل لحظه های مسموم
می شینن روی یه سفره / توی خونه مثل مهمون
شده بازی زندگیمون / شده ابر پاره پاره
شده تصویر یه رویا
اگه موندن پر عذابه / اگه رفتن یه سرابه
تو به من بگو چی دارم / که بذارم توی سفره
وقتی که صدای بارون / تو گوشهام شده فراموش
وقتی که نگاه فردا / واسه من شده یه کابوس
تو میگی که من بخونم / قصه ی صبر و تحمل
ولی من دارم میمیرم / از همون هجوم خاموش