انديشه برگ
" انديشه برگ"
تو میدانی اندیشه برگ چیست
از تیشه ودام دران ترس نیست
وقتی می افته روی زمین برگی
به تن درخت نمی افته لرزی
اما وقتی ،برگ سبزی، روی زمین می شینه
خشم وکینه به دل درخت می شینه
بودن اون برکته
اما تبر نمی دونه
یا که نمی خواد بدونه
اخه دلش از فلز و سنگه
تبرزنم که منگ منگه
اما تبر اینو بدون
هر قدر درخت وبشکنی
بازم جوونه میزنه
جوونه هم می شه درخت
با ریشه های سفت و سخت