تنهایی
تغییر و تحولات در دوره دانشگاه، مجموعه متنوعی از احساسات را در دانشجویان به وجود میآورد. علاوه بر احساس هیجان و انتظار، احساس تنهایی نیز ممكن است وجود داشته باشد. تنهایی لزوماً به معنای تنها بودن نیست، ممكن است مدتهای طولانی تنها باشیم و به هیچ وجه احساس تنهایی نكنیم. بررسی نحوه تجربه :تنهایی در افراد دیگر، بهترین راه برای درك تنهایی است. در شرایط زیر ممكن است احساس تنهایی كنیدوقتی تنهایید و راهی برای تنها نبودن به نظرتان نمیرسد.
به نظرتان میآید كه دلبستگیهای پیشین را ندارید.
با تغییراتی در زندگی خود روبرویید، محل تحصیل، شهر یا شغل جدید و یا تغییراتی از این قبیل.
به نظرتان میآید كه هیچ كس در زندگیتان نیست كه بتوانید
احساسات و تجارب خود را با او در میان بگذارید.
خود را غیرقابل قبول، دوستنداشتنی و بیارزش درك میكنید، حتی اگر دیگران چنین دركی از شما نداشته باشند.
تنهایی ممكن است به علت معنایی كه از آن برای خود میكنید، عمیقتر شود. بویژه دانشجویان آماده دركهای نادرست زیر درباره تنهایی هستند:
تنهایی نشانه ضعف یا عدم بلوغ است.
اگر تنها هستم به دلیل این است كه اشكالی در من وجود دارد . این سالها باید بهترین سالهای زندگی من باشد.
من تنها كسی هستم كه چنین احساسی دارم.
اگر این دركهای نادرست را باور كنید، ممكن است به این نتیجه برسید كه تنهایی نتیجه نقصی در شخصیت شماست. پژوهشها نشان میدهد كه دانشجویانی كه تصور میكنند تنهایی نقص است مستعد مشكلات زیرند:مشكلات عمیقتر در پذیرفتن خطرهای اجتماعی، ابراز خود،آغاز روابط اجتماعی،معرفی خود به دیگران، مشاركت در گروهها و لذت بردن از زندگی.
مهارت كمتر در خود آشكارسازی، پاسخ دهی كمتر به دیگران، تمایل بیشتر به اینكه با بدبینی و بدگمانی به درگیریهای اجتماعی وارد شوند.
احتمال بیشتر در ارزیابی منفی از خود و دیگران و تمایل بیشتر به انتظار طرد از جانب دیگران.
دانشجویان تنها اغلب از احساس افسردگی، خشم، ترس و سوء درك شكایت دارند. آنان ممكن است به شدت از خود انتقاد كنند، فوقالعاده حساس یانسبت به خوددلسوز باشند، یا ممكن است از دیگران ایراد بگیرندو آنان را مقصر بدانند. وقتی این مسائل روی میدهد، دانشجویان تنها غالباً دست به اقداماتی میزنند كه این احساس را در آنان پایدار میسازد برای مثال، بعضی از دانشجویان دلسرد میشوند، میل و انگیزه خود را برای درگیر شدن در موقعیتهای جدید از دست میدهند و خود را از مردم و فعالیتها كنار میكشند.
برخی دیگر، برای مقابله با تنهایی، خود را به سرعت و عمیقاً با مردم وفعالیتها درگیر میكنند بدون آنكه نتایج این درگیری را ارزیابی كنند. این افراد ممكن است بعدها خود را با روابط نامناسب یا تعهدات بیشمار نسبت به فعالیتهای آموزشی یا فوق برنامه روبرو ببینند.
به جای آنكه احساس تنهایی را نقص یا ویژگی شخصیتی غیرقابل تغییر بدانیم، باید بپذیریم كه احساس تنهایی قابل تغییر است. همچنین مهم است كه بدانیم احساس تنهایی تجربهای همگانی است . براساس نتایج یك پژوهش یك چهارم همه بزرگسالان حداقل چند هفته احساس تنهایی رنج آوری را تجربه كردهاند و بروز آن در میان نوجوانان و دانشجویان حتی بیش از این است. احساس تنهایی به خودی خود نه پایدار است و نه بد. در عوض، احساس تنهایی را باید نشانه یا علامت نیازهای مهمی دانست كه برآورد نشدهاند.
وقتی نیازهای مهم برآورده نشده باشند، شما یا هركس دیگری باید دست به كار شوید. با تعیین اینكه كدام نیازها در شرایط ویژه شما برآورده نشده است شروع كنید. احساس تنهایی شما مكن است ناشی از نیازهای متعددی باشد. ممكن است ناشی از نیاز به گسترش دوستی با محفلی از دوستان یا با یك دوست ویژه باشد. ممكن است نتیجه نیاز به یادگیری انجام امور برای خودتان، بدون دوستان باشد. یا مكمن است ناشی از نیاز به داشتن احساس بهتر درباره خود یا نیاز به ارتباط بیشتر با خود باشد.
راههای متعددی برای برآورده ساختن نیاز به دوستی وجود دارد. راههای زیر را ملاحظه كنید:
به خود یادآوری كنید كه تنهایی شما همیشگی نیست.در انجام امور معمولی و روزانه خود، به دنبال راههایی برای برقراری ارتباط با مردم باشید مثلاً میتوانید:
با دیگران غذا بخورید.
در كلاس در كنار افراد جدید بنشینید.
برای مطالعه یا انجام تكالیف خود یك همراه پیدا كنید.
خود را در موقعیتهای جدیدی قرار دهید تا افراد جدید را ملاقات كنید در فعالیتهایی شركت كنید كه واقعاً به آنها علاقه دارید. در این صورت احتمال بیشتری وجوددارد كه با افراد مورد علاقه خود ملاقات كنید؛ افرادی كه علایق مشتركی با آنها دارید.
از امكانات دانشگاهی استفاده كنید. سازمانها و فعالیتهای دانشگاهی را شناسایی كنید.
برای مثال باشگاهها، مراكز مذهبی، كانونهای فرهنگی و ورزشی، مشاغل نیمه وقت و كارهای داوطلبانه.
درباره برنامهها از كسی كه بیش از شما در دانشگاه بوده است بپرسید.
روی رشد مهارتهای اجتماعی خود كار كنید. روی شناخت دیگران و اجازه دادن به آنان كه شما را بشناسند، تمرین كنید.
براساس روابط پیشین، روی افراد جدید قضاوت نكنید. در عوض، سعی كنید هر فرد را از زاویه جدیدی بنگیرد.
دوستیهای صمیمانه معمولاً بتدریج رشد مییابند به طوری كه افراد یاد میگیرند احساسات درونی خود را با هم در میان بگذارند.
از شتاب در دوستی های صمیمانه خودداری كنید. از دیگران نیز چنین توقعی نداشته باشید. بگذارید دوستی صمیمانه روند طبیعی خود را طی كند.
به جای آنكه معتقد باشید كه فقط رابطه دوستانه با یك نفر میتواند تنهایی شما را پایان بخشد برای همه دوستیهای خود و ویژگیهای منحصر به فرد هر یك از آنها ارزش قائل شوید.