اعجاز قرآن
اعجاز قرآن از نظر معارف عقلی و فلسفی
توحید در قرآن
- مقدمه
- آیات توحیدی در قرآن
- یگانگی و مالکیت حقیقی
- صفات قیومیت و علم
- توحید درخالقیت خدا
- اراده الهی
- پادشاه مطلق
- نتیجه مطلب
- مباحث مرتبط
- منبع
مقدمه
قرآن مجید در آیات متعددی بیان میدارد که حضرت محمد صلیالله و علیه و آله یک فرد درس نخوانده و امی میباشد و خود حضرت نیز این مطلب را در میان خویشان خود که در میانشان پرورش یافته بود اعلام نموده و حتی آیاتی که مربوط به امیت وی میباشد را به آنها خواند. ولی با این وجود کسی بر این گفته پیامبر مبنی بر بیسوادیش اعتراضی نکرد. اما علی رغم بیسوادیش آن حضرت کتابی را که بر انسانها عرضه نموده پر از معارف عقلی ونکتههای علمی و فلسفی میباشد تا حدی که فکر و اندیشه دانشمندان را به خود جلب نموده و متفکرین شرق و غرب عالم را مبهوت خود نموده است. چرا که مردمی که در زمان رسول خدا بودند و حضرت در میان آنها پرورش یافته بود افرادی بودند که عدهای از آنها به بت پرستی و خرافات روی آورده و گروه دیگری نیز اهل کتاب بوده و معارف و احکام و عقایدشان را از کتب عهدین و تورات و انجیل به دست میآوردند. با این وجود کتابی که حضرت آورده با عهدین تفاوتهای اصولی داشته و با اوهام و خرافاتش به مبارزه بر خواسته، حقایق علمی و اخلاقی و معارف عقلی و الهی را از اینگونه خرافات پاک میکند، خرافاتی که توحید و خداشناسی نیز استثناء و راه گریزی از آن نداشتند.قرآن مجید در بحث توحید و خداشناسی، خدا را آنچنان که لایق مقام خداوندی است معرفی مینماید یعنی مطابق با شان خدایی و مقام ربوبیت و الوهیش و از آنچه نقص و حدوث خدا را میرساند تبرئه میسازد، ساحت خداوندی را از اوهام و اباطیل پاک ساخته و حتی در مسئله نبوت نیز یک چنین روش اصولی و صحیح را پیش میگیرد.
آیات توحیدی در قرآن
آیاتی که به توحید و یگانگی پرداخته و خداوند متعال را از هر گونه شرکی بدور میداند در پارهای از آیات قرآنی علاوه بر تصریح توحید از دیگر ویژگیهایی که لازمه یگانگی خدا میباشد سخن به میان آورده و در طی آیات زیر به معرفی خدا میپردازد:یگانگی و مالکیت حقیقی
در سوره بقره آیات 117 و 116 به یگانگی و مالکیت حقیقی وی در عالم هستی و ارادهاش اشاره نموده خدا اینچنین را معرفی میکند:(یهود و مسیحیان و مشرکان) گفتند خداوند برای خود فرزند اتخاذ کرده او از این نسبت منزه است، بلکه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست و همه در برابر او خاضعند، هستی بخش آسمانها و زمین است آنگاه که به وجود آمدن چیزی فرمان دهد، میگوید: پدید آی! آنهم فورا پدید میآید."
صفات قیومیت و علم
و همچنین در آیه 163و 255 سوره بقره با اشاره به صفات قیومیت و علم و آگاهی الهی، در معرفی خدا اینچنین بیانی دارد:معبود شما خداوند یگانه است که غیر از او شایسته پرستش نیست زیرا که او بخشنده و مهربان است.
و درآیه 255 همین سوره اضافه میفرماید که هیچ معبودی جز خداوند یگانه نیست، او زنده و قائم به ذات خویش است و موجودات دیگر قائم به او هستند- هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرا نمیگیرد، آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست.
توحید درخالقیت خدا
و علاوه بر صفات فوق همچنین در آیات 5 و 6 سوره آلعمران به خالقیت خدا اشاره نموده، چنین میفرماید: "نه در آسمانها و نه در زمین چیزی برای خدا مخفی نمیماند او کسی است که شما را در رحم مادران آنچنان که میخواهد تصویر میکند، بنابراین معبوی جز آن خدای توانا و حکیم نیست.و در سوره انعام آیات 102 و 103 چنین بیان مینماید:و این است خداوند و پرورگار شما که غیر از او خدایی نیست و هر چه هست او آفریده است، پس او را بستایید که اوست بر همه چیز مسلط و صاحب اختیار، دیدگان از درک او عاجز ولی او دیدگان را درک میکند، خدایی است غیر قابل درک و در عین حال آگاه.
و در سوره یونس آیه 34 چنین میفرماید:
"بگو به آنان تنها خداست که به جهان هستی، هستی میبخشد، سپس هستی را از آن باز میستاند. پس شما به کجا رو میگردانید.
اراده الهی
و در سوره سوره رعد آیه 2 به تدبیر و اراده اراده الهی در عالم خلقت توجه نموده، میفرماید " همان خداست که آسمان را بدون ستونی که قابل دیدن باشد، برافراشت، سپس به عرش پرداخت، ماه و خورشید را مطیع و فرمانبردار خود ساخت که همگان تا مدت معینی در سیر و جریانند و تدبیر همه امور در دست اوست (خداوند) بدینگونه آیات خویش را تفصیل و توضیح میدهد تا شما به لقای پروردگارتان یقین و باور کنید".اوست خدای یگانه که جز او خدایی نیست و برای اوست حمد و سپاس، ابدی از نخستین روز تا واپسین روز. حکم و فرمان نیز از آن اوست و برگشت همگان هم به سوی او خواهد بود. (سوره قصص-70)
پادشاه مطلق
سوره حشر آیات 24-22 " او همان خدایی است که غیر او خدایی نیست، اوست پادشاه مطلق، پاک و عاری از عیوب، او پناهگاه ایمنیبخش، حافظ و نگهبان انسانها، غالب و مقتدر به تمام معنا، محیط و مسلط به همه چیز است. بزرگوار، پاک و منزه است خداوند از آنچه به او شرک میوزند، اوست خدای آفریننده، ایجاد کننده، نقاش و صورتگر جهان، برای اوست اوصاف و نامهای نیک. آنچه در آسمانها و زمین است، بر او تسبیح میگوید و اوست خدای توانا و حکیم".نتیجه مطلب
این بود برخی از آیات قرآنی در مورد توحید و یگانگی خداوند متعال که به صورت یک مسئله فلسفی و عقلی مورد اثبات قرار گرفته اما جنبه اعجاز قرآن از باب معارف عقلی و فلسفی از این بابت است که آورنده این مطالب یک فرد امی و درس ناخوانده میباشد و علاوه بر آن این معارف در چنین سطح بالایی، کاملا متضاد با فرهنگ عصر خودش میباشد چرا که در آن عصر، خدا را یگانه نمیدانستند و خدایان متعددی را عبادت میکردند و برای خدا فرزند قائل بودند، و اصلا توحید را قبول نداشتند در حالی که یک فرد بیسواد با چنین دلیلهای استوار و سستی ناپذیر خط بطلان بر اعتقادات تک تک عرب جاهلی کشید.مباحث مرتبط
- اعجاز قرآن
- آیا قرآن قابل معارضه است؟
- مقایسهای بین قرآن و کتب مقدس
منبع
- ابوالقاسم خوئی- الاتقان- ترجمه محمد صادق نجمی ، عاشم زطاده هریسی، دانشگاه آزاد اسلامی خوی چاپ پنجم.
- فولادوند، ترجمه قرآن
|
- مقدمه
- آیات نبوت در قرآن
- توحیدی بودن
- اهل یقین
- پیامبران فرادی هدایت یافته
- اخلاق پسندیده و خوش خلقی
- شکرگذار و اهل علم میباشند.
- امر به معروف و نهی از منکر
- مباحث مرتبط
- منبع
مقدمه
نبوت که به عنوان رشته ارتباطی انسان با خالق یگانه میباشد با نظر به ارتباطش با خدای متعال عالیترین درجه انسانی است فلذا کسی نیز که به عنوان نبی پیامبر حمل کننده نبوت میباشد نیز باید نمونه عالی انسانیت بوده و میتواند به عنوان نمونه یک انسان تکامل یافته، انسانهای دیگر را نیز به کمال و رشد برساند که این مسئله در کلام و فلسفه ثابت شده می باشد، قرآن مجید نیز به معرفی پیامبران برداخته و آنها را به عنوان انسانهای نمونه و برگزیده که دارای حسن خلق می باشند و خودشان هدایت یافته میباشند، به بهترین و زیباترین ویژگیها که بالاتر از آن برای انسان قابل تصور نیست معرفی نموده است یعنی با هر صفت خوبی که لازمه عظمت و قداست پیامبر است، ستوده و از هر ناپاکی و صفت زشتی که در مقابل و تعارض با مقام پیامبری الهی دارد را از آنها نهی کرده است که آیات زیر نشان دهنده جایگاه نبوت در قرآن می باشد.آیات نبوت در قرآن
توحیدی بودن
در سوره زخرف آیه 27 و 26 توحیدی بودن حضرت ابراهیم علیهالسلام را نیز ویژگی وی دانسته که به خاطر آن هدایت یافته است از زبان حضرت ابراهیم در قرآن چنین نقل شده که " به یاد آر زمانی را که ابراهیم به پدر و قوم خود چنین گفت من از آنچه شما میپرستید بیزارم مگر آنکس که مرا آفریده و هم او هدایتم خواهد کرد".اهل یقین
از جمله ویژگیهای دیگر پیامبران اهل یقین بودنشان میباشد که در دلشان نسبت به خدا وعده و وعیدههای خداوندی کوچکترین شک و شبهه و تردیدی نداشتند چنانچه در آیه 75 سوره انعام میخوانیم که: "و این چنینی ملکوت آسمانها و زمین ]حکومت مطلقه خداوند[ را به ابراهیم نشان دادیم (تا به آن استدلال کند) و اهل یقین شود.پیامبران فرادی هدایت یافته
در سوره آلعمران آیه 23 نیز ویژگی نبوت را چنین معرفی میکند که:خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد که چرا اینها جون افرادی هدایت یافته بودند که در عملشان و رفتارشان، کردارشان تنها خود را ملاک عمل قرار نمیدادند بلکه به عنوان مثال در مقام خیر و شر، خودشان را نمیدیدند بلکه حق و حقیقت را میدیدند هر کاری که میکردند خالص و در راه خدا بوده و افراد صالح و درستکاری بودند و بر اساس اعمالشان شایستگی برگزیده شدن نسبت به سایر افراد را در خود ایجاد کردند.
و همچنینی در آیات بین 87 تا 84 سوره انعام پیامبران را چنین معرفی میکند که:
"برای وی (ابراهیم) اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه آنان را هدایت کردیم و پیش از آن نوح را هدایت نمودیم و از فرزندان او داوود، سلیمان و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را و برخی از پدرات و فرزندان و برادرنشان را بر جهانیان برتری دادیم و بر همگان برگزیدیم و به راه راست و مستقیم هدایتشان کردیم.
اخلاق پسندیده و خوش خلقی
درسوره قلم آیات 4و3 به صفاتی دیگر از صفتهای پیامبر اشاره کرده که همان خلق پسندیده و خوش خلقی پیامبر میباشد میفرماید:"و بر توست پاداش نیک و بیپایان و تو دارای خلق عظیم و پسندیدهای هستی" یعنی چون انسانها را به سوی هدایت راهنمائیشان میکنی با آنها در نهای عطوفت و مهربانی و مدارا هستی که این نیز یعنی خلق و خوی پسندیده یکی از لوازم تربیت میباشد. چون برای اینکه انسان کسی را به کار پسندیده دستور دهد باید خودش عامل به آن باشد.شکرگذار و اهل علم میباشند.
و درسوره صاد آیه 48 چنین معرفی میکند: که اسماعیل و السیع و ذوالکفل را یاد کن که همه آنان از نیکان بودند.و همچنینی در سوره نمل آیه 15 میخوانیم:
ما به داوود و سلیمان دانشی عظیم دادیم و آنان نیز متقابلا گفتند سپاس از آن خداوندی است که ما را بر بسیاری از بندگان مومنش برتری بخشید. یعنی یکی از ویژگیهای پیامبران را داشتن دانش و آگاهی آنها معرفی کردیده و دیگر سپاسگزار بودنشان.
امر به معروف و نهی از منکر
خداوند متعال در آیه 157 سوره اعراف پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله را چنین معرفی میکند:"پیامبری که آنها را به معروف (کارهای خوب) دستور میدهد و از منکر (کارهای بد) بازشان میدارد پاکیزهها را برای آنان حلال میکند و ناپاکیها را حرام میکند". بسیار پر واضح است که یک کسی که به چنین کاری انجام میدهد عقل حکم می کند که باید ابتدا خودش به این دستورات عمل کند، یعنی اهل کار خیر باشد و از کار بد دوری کند و حلال و حرام را خودش نیز رعایت کند تا بتواند بر دیگران نیز دستور دهد تاریخ نیز نشان دهد که حضرت محمد به عنوان یک پیامبر نمونه اعلای یک انسان کامل در عصر جاهلی بود، به عنوان مثال در عصری که شراب خوردن یک کار عادی بوده تاریخی گواهی ندارد مبنی بر اینکه او نیز دست به چنین کاری زده و تا حدی خودش را عاری از هر گونه ناپاکیها و حلال و حرامها کرده بود که به عنوان امین شهرت یافته بود.
یا در سوره جمعه آیه دوم پیامبر را چنین معرفی مینماید که:
"اوست که از میان ملت امی و بیسواد پیامبری از خدشان برانگیخت تا آیات خدا را برایشان تلاوت کند، از رزائل و مفاسد اخلاقی پاکشان سازد، کتاب را بر آنان بیاموزد، گر چه آنان پیش از آن در ضلالت و گمراهی آشکار به سر میبردند. به عبارت دیگر پیامبر یعنی کسی که بر اساس دستور خداوند، جامعه را به عنوان یک اصلاحگر، از مفاسد اخلاقی، اصلاح میکند و به وسیله آموزش علم و دانش، آنها را از ضلالت و گمراهی که ریشه آْن از جهالت و نادانیها است، خارج ساخته و هدایتشان میگرداند.
و آخرین آیهای که در این بخش بیان میکنیم آیه 58 سوره مریم میباشد که در واقع جمع بندی مطالب بالاست و آن اینکه:
"آنان پیامبرانی بودند که خداوند نعمتش را بر ایشان ارزانی داشت از فرزندان آدم و از کسانی بودند که با نوح سوار کشتی نمودیم، آنان از خاندان ابراهیم و اسماعیل و از هدایت شدگان و برگزیدگان بودند که هر وقت آیات خدا بر ایشان تلاوت میشد گریه کنان بر خاک مذلت و بندگی میافتادند.
این بود خلاصهای از نظرات قرآن راجع به پیامبران و اینکه پیامبران قبل از پیامبری صاحب چه کارهایی بودند که لیاقت دریافت نبوت را در خود ایجاد نمودند و بیان کرده که همه آنها اهل نیکی بوده و از کارهای زشت رویگران بودند و دارای علم و دانش بوده و قبل از اینکه اینها به هدایت دیگران بپردازند خود را هدایت کرده بودند. اما افسوس که انسان وقتی به تورات و انجیل مینگرد مسئله را عکس اینها میبیند زمانی نسبت زنا به پیامبر میدهند چرا که هر عقل سلیمی حکم میکند که پیامبر که به عنوان هدایت و نجات دهنده نسل بشر است باید قبل از پرداخت به هدایت دیگران خودش به آن مسیر هدایت و راهنمایی کند بر این اساس است که بزرگان دعا کنند خدایا ما را از شر اعمال نیکمان برحذر دار.
مباحث مرتبط
- مقایسهای بین قرآن و کتب مقدس
منبع
ابوالقاسم خویی، البیان، ترجمه هاشمزاده هریسی و محمد صادق نجمی، دانشگاه آزاد اسلامی خوی چاپ سیزدهم.
|
- مقدمه
- دلایل عدم معارضه با قرآن
- ناتوانی تواناترین خطبا و فصیحترین فصحا
- عناد ورزیدن و تهمت زدن مخالفان قرآن
- نظم منحصر بفرد قرآن
- مباحث مرتبط
- منابع
آیا قرآن قابل معارضه است؟
مقدمه
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از همان زمانی که ادعای پیامبری کرده و کتاب قرآن را به عنوان اثبات ادعای خود بر عموم مردم جهان و بویژه بر مردم مکه که از نظر سخنوری، شعر و خطبه خوانی و آشنایی با انواع کلام در نهایت درجه استادی و مهارت بودند، عرضه نمودند و در مقابل، مخالفان اسلام و قرآن به مخالفت با پیامبر اکرم پرداختند همواره در آیات مختلف از جمله در آیه23 سوره بقره مخالفان را در هر قشری به مبارزه طلبی با قرآن دعوت فرموده وبیان کرده که: اگر آنچه بر بنده خود نازل کردهایم، شک دارید پس اگر راست میگویید، سورهای مانند آن بیاورید و گواهان خود را - غیر خدا- فراخوانید.البته این مبارزه طلبی قرآن منحصر به زمان نزول و مردم عصر پیامبر نبوده بلکه به عنوان زبان اسلام برای همه مردم نازل گردیده حتی با مردمی که در عصر نزول حضور نداشتهاند و بعدا در قرنهای دیگر قدم به این کره خاکی گذاشتهاند اما قرآن را در دست دارند، چون که اسلام به عنوان آخرین دین آسمانی در میان بشریت بوده و دین الهی دیگری تا زمان قیامت نخواهد آمد، تحدی کرده و حتی در آیه 6 سوره توبه به پیامبر دستور میدهد که "هرگاه یکی از مشرکان از تو پناه خواست او را پناه ده تا سخن خدای را بشنود." تا مشرکان بیاطلاعی خود را از آیات قرآنی را به خاطر اجازه نداشتن بر شنیدن آیات قرآنی دلیلی بر عدم معارضه با قرآن عنوان نکنند. وبا وجود این به مخالفان گوشزد میکند که تلاشتان در مقام معارضه با قرآن بیهوده بوده، چرا که از آوردن حتی سورهای کوچک نیز عاجز خواهند بود که در آیه 88 سوره اسراء به این حقیقت اشاره گردیده که نه تنها مردم زمان پیامبر بلکه "اگر انس و جن گرد آیند تا نظیر این قرآن را بیاورند مانند آن را نخواهند آورد هرچند برخی از آنها بر برخی دیگر پشتیبان باشند." که گذشت زمان این شکست مخالفان قرآن و پیامبر را ثابت کرده چرا که با وجود آنهمه مبارزه طلبی قرآن و با وجود انگیزههای فراوان مخالفان اسلام بر انجام چنین کاری، در طول تاریخ کسی نتوانسته است سورهای شبیه آیات قرآن بیاورد. با وجود اینکه در طی قرنهای بعد از نزول قرآن بزرگان و سرشناسان دانش و شعر و سخن و ادب مانند جریر، فرزدق، ابن مقفع، ابوتمام، ابن فارض و ... ظاهر گشتهاند که اینها نه تنها قادر به معارضه با قرآن نگشتهاند بلکه همگی اقرار و اعتراف به وحی بودن قرآن نمودهاند.
دلایل عدم معارضه با قرآن
ناتوانی تواناترین خطبا و فصیحترین فصحا
پیامبر اکرم قرآن را که به فصیحترین فصحا و تواناترین خطبا آورده بود آنان را به آوردن مثل آن فراخواند و چندین سال به آنها با آیه 43 سوره طور فرصت داد تا چنانکه بتوانند شبیهاش را بیاورند با این بیان که "اگر راست می گویند سخن دیگری مثال قرآن بیاورند" و زمانی که ناتوانی آنان را از آوردن همه قرآن ثابت کرد در طی آیات 14 و 13سوره هود به آوردن ده سوره مخیر نمود که "اگر راست می گوئید شما هم با کمک و پشتیبانی هر که میخواهید ده سوره مثل آن درست کنید..." و حتی این میدان مبارزه طلبی به حدی به نفع مخالفان گردید که آنها را در آیه 38 سوره یونس را فقط به آوردن یک در سوره دعوت کرده، میفرماید" ... بگو پس یک سوره مانند آن بیاورید"، فلذا میبینم که عرب با آنهمه استادی که در سخن سرایی و شعر داشتند با اینهمه آسان گیری بر آنها در این میدان عاجز گردیده و نتوانستند حتی یک سوره کوچک در مقام معارضه با قرآن بیاورند، بر این اساس است که میبینیم که در آیه 88 سوره اسراء به این عجز آنها اشاره گشته که " اگر همه افراد بشر و جن دست بهم دهند تا همانند این قرآن را بیاورند نخواهند توانست هرچند که همگی پشتیبان و کمک هم باشند."عناد ورزیدن و تهمت زدن مخالفان قرآن
با در نظرگرفتن اینکه مشرکان سرسخترین دشمنان پیامبر و اسلام و قرآن بودند و با خود اسلحه سخنوری را در بالاترین حد خود داشتند تا حدی که سخنوری آنها، ملاک ادبیات عرب حتی در زمان ما بوده، و اینکه حریصترین افراد برای مقابله با قرآن بودهاند به گواهی تاریخ میبینیم که توان معارضه با قرآن حتی به اندازه یک سوره مانند قرآن را نداشتهاند تا با همان کار، خط بطلان برقرآن بکشند و تاریخ نیز چنین گواهی نمیدهد فلذا وقتی به عجز خود پی میبرند شروع به عناد ورزیدن و تهمت زدن به پیامبر و قرآن و مسخره کردن آن میکنند، زمانی میگویند سحر است و زمانی میگویند شعر است و گاهی هم افسانه میپندارند، در حالیکه بر اساس آیه43 سوره فصلت "هرگز باطل از پیش و پس آن راه نیابد".نظم منحصر بفرد قرآن
با در نظر گرفتن اینکه مراتب سخن متصل کردن کلمات سه گانه اسم و فعل و حرف به گونهای است تا جملههای سودمندی از آنها حاصل شود که عموم مردم به این روش حرف میزنند که همان نثر گفته میشود و یا به صورت نظم که همان دانش آغازها و مقاطع و مدخلها و مخارج میباشد و یا بصورت مسجع است و یا اینکه وزنی هم بر آن قرار داده شده که شعر گویند، و اینکه انواع سخن خارج از موارد یادشده نمیباشد که هرکدام نیز دارای نظم به خصوص خود میباشد، ما میبینیم که قرآن تمام زیبائیهای کلام را دارد (ویژگیهای یاد شده) اما با نظم دیگری غیر از نظم و بر این اساس است که نمیتوان قرآن را نظم، نثر ، شعر، یا خطابه گفت و فقط میتوان گفت که کلام است وشخصی بلیغ و آشنای به زبان عربی، وقتی میشنود بین نظم قرآن با سایر نظمهای دیگر فرق میگذارد بر این اساس است که آشنایی با لغت عربی مستلزم این نمیتواند باشد که وی بتوان مثل قرآن را آورد زیرا کسی که می تواند یک کلمه از کلمات قرآن را بگوید و یا یک جمله از جملات قرآن را بیاورد حتما نمیتواند مثل قرآن یا سورهای مانند آن را نیز بیاورد چرا که قدرت وتوانایی بر مواد الفاظ هیچگاه مستلزم توانایی بر ترکیب آنها نخواهد بود عین این است که بگوییم همه افراد بشر میتوانند کاخ مجللی بسازند زیرا که میتوانند آجر روی آجر بگذارند که این نیز غلطی آشکار میباشد، از همین روست که خداوند فرمود که "هرگز باطلی از پس و پیش بر آن راه نمییابد."منابع
- سیوطی، الاتقان، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، انتشارات امیرکبیر 1380
- ابوالقاسم خوئی، بیان، ترجمه محمد صادق نجمی، کاظم هاشمزاده هریسی، دانشگاه آزاد اسلامی خوئی 1375
- علوم ومعارف قرآن، پژوهشکده تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه 1381
- جمعی از نویسندگان، معارف اسلامی 1و 2، سازمان سمت
|
- مقدمه
- نمونههایی از مباحث کتب عهدین
- داستان آدم و حوا
- داستان حضرت ابراهیم علیه السلام و نمرود
- داستان حضرت لوط علیهالسلام و دخترانش در تورات
- حضرت یعقوب علیهالسلام
- حضرت مسیح، حضرت سلیمان و حضرت داوود در تورات
- حضرت سلیمان
- مباحث مرتبط
- منابع
مقدمه
در قرآن توجه ویژهای نسبت به توحید و نبوت شده است تا جائیکه خداوند را یگانه خدای جهان معرفی کرده، که تمامی زیبائیها و کمالات در وی جمع میباشد و تصور کوچکترین نقصی از وجود خداوند متعال را از بین برده، خدا را حی و عالم و خالق و... معرفی نموده که واحد است و فرزندی ندارد و بخشنده و مهربان است و لحظهای غافل نمیشود، و اینکه کوچکترین چیزی از وی مخفی نیست و... و همچنین پیامبران را انسانهای بزرگی که از نیکان بوده و دارای حسن خلق هستند و انسانهای برگزیدهای بوده و اهل یقین میباشند و افرادی هدایت یافته و دارای دانشی عظیم میباشند، معرفی نموده که کوچکترین اشتباهی نه تنها نمیکنند بلکه حتی تصور خطا نیز در ذهنشان بوجود نمیآید. نکته قابل توجه در قرآن اینست که هر مقدار که قرآن، خداوند را تنزیه و تقدیس نموده به همان میزان پیامبران را به عالیترین درجه و مقام انسانی اوج داده اما در کتب عهدین خداوند را از مقام اولوهیت تنزل داده و هر گونه اعمال ناشایست را به پیامبران خدا نسبت می دهند که به نمونههایی از اینها اشاره می کنیم.نمونههایی از مباحث کتب عهدین
داستان آدم و حوا
در کتب عهدین و تورات و انجیل میخوانیم که: خداوند به آدم اجازه داد که از تمام میوههای بهشتی استفاده کند به جز میوه درخت معرفت یعنی درخت خیر و شرّ، خداوند به آدم فرمود اگر روزی از این میوه بخوری، همان روز خواهی مرد. سپس خداوند از آدم، حوا را آفرید و هر دو در بهشت لخت بودند زیرا نیک و بد را تشخیص نمیدادند. ناگهان ماری آمد و آنان را بر آن درخت ممنوعه راهنمایی کرده و به خوردن میوه آن تشویقشان کرد و چنین گفت شما با خوردن میوه درخت نمیمیرید، بلکه چون خدا میداند اگر از این میوه بخورید چشمتان باز شده نیک و بد را تشخیص خواهید داد، این است که شما را از خوردن آن نهی نموده است!!چون آدم و حوا گفتار مار را باور نمودند و از میوه درخت خوردند، چشمشان باز گردید و فهمیدند که لخت هستند و با لنگی خودشان را پوشاندند، خداوند که در بهشت قدم میزد آنان را دید و آدم و حوا خود را از خدا مخفی نمودند!!...
که با نگاهی گذرا به مطالب بالا در کتب مقدسه، فهمیده شود که چگونه خداوند را متهم را به کذب نموده و نسبت مکر و حیله و دروغ و ترس میدهند، بدینگونه که خداوند، درخت معرفت را با مکر و حیله و دروغ برای آدم ممنوع کرده و گفته که آن درخت مرگ است و سپس در ادامه داستان از ترس خدا سخن به میان آورده که خداوند از آدم ترسید که از درخت حیات استفاده کند و به زندگی جاویدان برسد!! فلذا او را از بهشت بیرون راند. در حالیکه در قرآن جسم بودن خدا نفی شده "در سوره انعام آیات 102 و 103 بیان میدارد که دیدگان از درک او عاجزند ولی او دیدگان را میبیند و اینکه پس از گناه حضرتآدم، بیان میدارد که در صورتیکه از گناهان دوری کنی به بهشت بازخواهی گشت.
و همچنین طبق نقل بالا به خداوند نسبت جهل میدهد که از مخفیگاه آدم بی اطلاع بود در حالیکه در قرآن در سوره حشر آیات 25 و 24 آمده که بر آشکارا و پنهان آگاه است و اوست بخشایشگر مهربان.
و اینکه شیطان را خیرخواه بشر معرفی کرده و میگوید شیطان بر آدم نصیحت کرد و آدم را از تاریکی جهل و نادانی به نور دانش و معرفت راهنمایی نمود و تشخیص نیک و بد را به وی آموخت!! در حالیکه در قرآن شیطان دشمن انسان معرفی شده و همان موجودی است که باعث رانده شدن انسان از بهشت گردیده و قسم خورده که انسانها را به گمراهی بگشاند.
در قرآن کریم در آیات متعددی پیامبران را افرادی معرفی نموده که به خیرها و خوبیها دعوت میکنند و از بدیها برحذرشان داشته، جدایشان میسازند، اینکه پیامبران دارای خلق پسندیده میباشند و جزء برگزیدگان میان انسانها میباشند و جزء هدایت یافتهها هستند، کسانی که به یقین رسیده و جزء کسانی هستند که به جهانیان برتری یافتهاند و به راه راست مستقیم رسیدهاند و دارای دانشی عظیم میباشند و نعمت یافته از طرف خداوند بودهاند کسانی که هر وقت آیات خدا بر ایشان خوانده میشد گریه کنان بر خاک مذلت و بندگی میافتادند. در حالیکه بر عکس اینها در تورات و انجیل هست و آنها را در برخی موارد در مقامی پستتر از مقام انسانهای معمولی نشان میدهند که بهنمونه هایی از آنها اشاره میکنیم:
داستان حضرت ابراهیم علیه السلام و نمرود
در تورات در مورد داستان ابراهیم علیه السلام و نمرود چنین آمده که: ابراهیم در برابر نمرود، همسر خود ساره را خواهر خویش معرفی نموده و همسر بودنش را کتمان کرد، ولی چون ساره زنی زیبا بود نمرود او را از دست ابراهیم گرفت و در متقابل، ابراهیم را مورد محبت قرار داده کمک مالی فراوان بر روی نمود. از آن روز ابراهیم دارای گاو، گوسفند، چهارپایان فراوان، غلامان زیاد، کنیزان بسیاری شد و ثروت کلانی به دست آورد، اما آنگاه که نمرود پیبرد ساره همسر ابراهیم بوده نه خواهر او به ابراهیم گفت چرا واقعیت را کتمان نمودی و سبب شدی که ساره را از دست تو ربودم و همسر خویش قرار دادم؟ پس نمرود ساره را به ابراهیم پس داد.که طبق متن فوق ابراهیم خود عامل فساد شده. در حالی که چنین امر زشتی از انسانهای عادی محال است سر بزند، با وجود اینکه که وی جزء عزیزترین و گرامیترین پیامبران خداست" ما در قرآن سوره انعام آیه 75 میخوانیم که چنین میفرماید: و این چنین ملکوت آسمانها و زمین (حکومت مطلقه خداوندی) را به ابراهیم نشان دادیم تا اهل یقین شود. (این کجا و آن کجا)
داستان حضرت لوط علیهالسلام و دخترانش در تورات
در تورات سفر تکوین باب 19 نسبت زنا به حضرت لوط علیهالسلام با دو دخترش را میدهد که وی را در شب اول شراب خوراندند در حال مستی با دختر بزرگش همبسر شد ودر شب دوم در حال مستی با دختر کوچکش همبستر گردید تا نسلش روی زمین باقی بماند. در صورتی که در قرآن حضرت لوط جز پیامبران الهی و بنده پاک خدا معرفی شده و جز کسانی معرفی گردیده که خداوند، همراه پدرانشان و فرزندان و برادرانشان بر جهانیان برتری داده و بر همگان برگزیده، به راه راست و مستقیم هدایت کرده است.حضرت یعقوب علیهالسلام
در تورات به حضرت یعقوب علیهالسلام تهمت مکر و حیله را داده، بدین ترتیب که حضرت اسحاق علیهالسلامرا فریب داده و مقام نبوت را از وی گرفته در حالی که در قرآن آیات 84-87 سوره انعام، حضرت یعقوب را جز بخششهای الهی به حضرت ابراهیم بیان میدارد و بیان میفرماید که جز هدایت یافتگان است.حضرت مسیح، حضرت سلیمان و حضرت داوود در تورات
باز در تورات، حضرت عیسی علیهالسلام، حضرت سلیمان علیهالسلام و حضرت داوود علیهالسلام را نتیجه زنای یهودا با همسر پسرش میداند یعنی نتیجه زنا با محارم میداند در حالیکه در قرآن در آیات بین 87-84 سوره انعام جز هدایت یافتگان معرفی میکند و چنین میفرماید که ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم.حضرت سلیمان
حضرت سلیمان علیهالسلام را به بت پرستی متهم میکند تا جائیکه خداوند نیز او را به خاطر این عمل زشت از مقام سلطنت خلع کرد.در کتاب هوشع میخوانیم:
اولین سخن خدا به هوشع این بود که برو برای خودت زن زناکار و فرزند زنا انتخاب کن ... و باز در جایی آمده که: زن زناکار و صاحب رفیق را دوست بدار همانطور که خداوند بنی اسرائیل را دوست دارد. در حالیکه قرآن نزدیک شدن به زنا را ممنوع کرده و اجازه نداده تا با زناکار ازدواج شود.
در انجیل یوحنا آمده که مسیح روزی در یک جشن عروسی شرکت نمود اتفاقا شرابشان تمام گردیده بود مسیح از راه اعجاز برای آنان شش خمره شراب درست کرد! و در جایی آمده که مسیح شراب میخورد و در خوردن شراب زیاده روی میکرد. در حالیکه در خوردن شراب حتی در خود تورات نیز حکم ممنوعیت در تحریم وجود دارد چنانچه در تورات از طرف موسی نسبت به هارون چنین خطاب شده که:
تو و فرزندانت که وارد خیمه اجتماع گردیدید هرگز لب به شراب و هیچ مست کنندهای نزنید تا مرگ و نیستی شما را فرا نگیرد. این حکم دائمی که در تمام قرون و اعصار و در میان تمام انسانهای آینده شما حکومت دارد تا زشت و زیبا و پاک ناپاک را از هم تشخیص دهید.
و در انجیل لوقا آمده که: وی در پیشگاه خداوند مقام بلندی را دار است و هرگز لب به شراب و هیچ مست کنندهای نمیزند. تا چه رسد به قرآن که شراب را یکی از مصادیق اثم و گناه معرفی کرده و به صراحت حرام نموده است.
مباحث مرتبط
- توحید در قرآن
- منکرین اعجاز قرآن
- نبوت در قرآن