روزي 3 ليوان شير
نويسنده: عليرضا بهمن
فرهاد مجيد براي فوتبال دوستان، نام آشنايي است؛ کاپيتان آبي ها پايتخت که يکي دو هفته قبل، وقتي در تبريز به تراکتورسازان گل زد، بدجوري مرد لطف حاضران در استاديوم قرار گرفت! وقتي آن حادثه را به ياد او مي آورم، مي خندد و مي گويد: «اگر مي دانستم قرار است بعد از گر زدن، سنگ به طرفم بيندازند، حتماً با کلاه کاسکت به زمين مي رفتم! ولي واقعاً خدا رحم گرد. اگر مسير آن سنگ، يکي دو سانتي متر تغيير مي کرد قطعاً دچار جراحت شديد و مشکلات بينايي مي شدم.» گپ اين هفه «سلامت» را با کاپيتان محبوب آبي ها بخوانيد
ليگ امسال را چه طور مي بيني؟
ديدارهاي ليگ برتر فوتبا همه ساله با اتفاقات و گاهي با حاشيه هاي زياد برگزار مي شود. قطعاً اين رقابت ها ميدان مناسبي براي معرفي فوتباليست ها و ورزشکاران جوان است. رقابت هاي امسال هم با شرايط بسيار مناسبي آغاز شد اما در کل تنها مسأله اي که در اين ديدارها باقي است برخورد تماشاگران حاضر در استاديوم است.
منظرت تماشاگر نماهاست؟
بله، مشکلي که امروزه در فوتبالا با آن مواجه هستم همين تماشاگر نماها هستند. به شخصه به اين مسأله اعتقاد دارم که جوانان بايد هيجانات خود را تخليه کره و همراه تيم محبوب شان به شادي بپردازند اما واقعاً پرتاب بطري آب و ديگر اشيا به طرف فوتباليست ها، ناسزا گفتن هاي آنها، دعوا و مرافعه با ديگر تماشاگران حاضر در استاديوم، بد و بيراه گفته به هواداران تيم رقيب و از بين بردن وسايل نقليه عمومي هم ابراز احساسات است؟ چرا رد شرايطي که ما فوتباليست ها با رقباي خود در تيم هاي حريف دوست هستيم بايد شاهد فحاشي هاي هواداران مان به بازيکنان حريف باشيم؟
به نکته خوبي اشاره کرديد. راستي شما قبل از اينکه بازيکن استقلال باشيد طرفدار کدام تيم بوديد؟
من قبل از عضويت در تيم استقال هم استقلالي بودم. شايد بارو کردني نباشد اما از همان موقع که فوتبال را شروع کردم آرزو داشتم روزي پيراهن تيم استقلال را به تن کنم. يادم هست در دوران کودک کيف و کفش و تي شرت ام هميشه آبي بود اما هرگز به خاطر علاقه اي که به اين تيم داشتم حاضر نبودم چنين برخوردهايي را داشته باشم.
به عنوان يک بازيکن فوتبال چه قدر به سلامت خودت اهميت مي دهي؟
خيلي زياد. به تغذيه، استراحت خوب و کافي، انجام حرکات ورزشي، تفريحي و در کل هر چيزي که سلامت بدن را تضمين مي کند، بسيار مقيد هستم.
تغذيه ات چقدر سالم است؟
روزي سه ليوان شير مي خورم امکان ندارد نوشيدن شير را از برنامه روزانه حذف شود. اصلا اهل خوردن غذاهاي کنسروي، نوشابه هاي گاز دار و خيلي شيرين، غذاهاي شور و چرب نيستم خوردن سبزي هاي تازه و ميوه هاي فصل را دوست دارم. لااقل هفته اي يک بار غذاي درياي مي خورم. نوشيدني مورد علاقه ام بعد از آب، دلستر و دوغ است. ماست پاي ثابت سفره غذايي است و در کل سعي مي کنم به نکات تغذيه اي پايبند باشم.
اهل فس فود هستي؟
اگر منظور شما از فست فود، غذاهاي است که سريع آماده مي شود بايد بگويم بله. چون به غذاهاي چيني که خيلي سريع آماده مي شود و غذهاي خام علاقه دارم اما اگر منظورتان سوسيس و کالباس و پيتزا و اين قبيل چيزهاست بايد بگويم تا زماني که مجبور نشوم هيچ وقت به سمت رستوران هاي فست فود نمي روم.
سيگار، چه طور؟
به هيچ عنوان! کلا ً ورزشکاران مخالف سرسخت سيگار هستند و سيگارکشيدن با ورزش کردن مغير است.
به جز فوتبال به روزش ديگري هم علاقه داري؟
بله، دو و ميداني را دست دارم.
موسيقي و فيلم، چه طرو؟
موسيقي بدون کلام را دوست دارم و اگر فرصت کنم حتماً به سينما هم مي روم.
خواننده و بازيگر محبوبت؟
از طرفداران پروپا قرص استاد شجريان هستم و بازيگر محبوبم پروزي پرستويي است.
فرهاد مجيدي در يک نگاه
13 خردا ماه 1355 در تهران به دنيا آمد و اولين تيم رسمي و تقريباً مطرحش جوانان کشاور بود. تيمي که با کمبود امکانات مواجه بود اما با اين حال اين مسأله باعث نشد تا فرهاد مجيدي فوتبال را کنار بگذارد. پس از حضوري تقريباً کوتاه در جوانان کشاورز در همان رده سني به تيم بهمن پيوست .
براي حضور در مسابقات استاني به تيم صنايع پارچين پيوست و مدت کوتاهي به صورت بازيکن فرضي در اين تيم توپ زد. درخشش او در تيم صنايع باعث شد تا مربيان تيم اميد بهمن براي جذب دوباره او تلاش کنند.
پس از هشت ماه بازي در صنايع پارچين وارد تيم امد بهمن شد. او مي دانست که اگر در رده سني اميد موفق ظاهر شود مي تواند به تيم بزرگسالان و مطرح بهمن راه پيدا کند. پس وقت تلاش بود؛ تلاشي براي رسيدن به يک آرزوي ديرينه!
او پس از يک دوره کوتاه به آرزويش رسيد و پيراهن تيم بزرگسالان بهمن را بر تن کرد و پس از درخشش در اين تيم به استقلال تهران تيمي که هميشه آرزوي پوشيدن پيراهنش را در سر داست پيوست.
فرهاد مجيدي در استقلال به يک مهره کليدي تبديل شد. شم بالاي گلزني و هوش فوق العاده او باعث شد که به يکي از موفق ترين و محبوب ترين بازيکنان آن زمان استقلال تبديل شود.
درخشش او در بازي هاي ليگ ايران و حتي در سطح آسيا با پيراهن استقلال باعث شد تا سران باشگاه راپيدوين اتريش را که با استقلاب روابط حسنه اي داشتند. سخت به دنبال جدب فرهاد باشند. فرهاد مجيدي تصميم خود را گرفت و در زمان حضور فتح الله زاده به اتريش رفت. گرچه حضور او در اتريش چندان رويايي و همراه با موفقيت نبود اما فرهاد هميشه از آن به عنوان يک تجربه طلايي ياد مي کند.
کمي بعد اولين تيم او در امارت، الاوصل بود. پس از مدت کوناهي به شرايط فوتبال امارات آشنا شد. کم کم به يک ستاره محبوب در بين شيوخ اماراتي تبديل شد و پوسترهاي اورد سرتاسر امراتا به چشم مي خورد.
سبک بازي او با ديگر بازيکنان آن قدر متفاوت بود که بازي هاي او خيلي زود به چشم آمد. فرهاد مجيد از نظر مالي نيز آنقدر تأمين بود که جايي را جز امارات ترجيح نمي دارد. پس از الوصل به الاهلي امارات پيوست. در آنجا نيز بازي هاي خوبي به نمايش گذاشت. اما در سال 2003 به عنوان بازيکن قرضي به تيم العين امارات پيوست تا در جام باشگاه هاياامارات به ميدان برود.
او آن سال در بازي نيمه نهايي جام باشگاه هاي آسيا و در برابر داليان درخشيد و به يک قهرمان تبديل شد. گل رويارويي او در آن بازي العين را به فينال جام باشگاه هاي آسيا برد و در آخر او با العين قهرماني در آسيا را تجربه کرد. او دوباره به الاهلي پيوست.
در طول مدت حضور در الاهلي حدود 130 گل براي اين تيم به ثمر رساند و در سال 2006 با اين تيم قهرمان ليگ امارات شد.
اولين بازي فرهاد درتيم ملي فوتبال ايران به سال 1375 باز مي گردد. محمد مايلي کهن مربي وقت تيم ملي به توانايي هاي فرهاد اعتقاد داشت.
فرهاد مجيدي اولين بازي ملي خود را در همان سال برابر کويت انجام داد و همراه تيمي ملي به جام جهاني 1998 فرانسه هم رفت. او 41 بار پيراهن تيم ملي را بر تن کرد ودر اين مدت موفق به ثبيت 10 گل ملي شد.
منبع: هفته نامه سلامت - ش 239