معنی لغت را بگو و یک لغت جدید بنویس...
فدایی
dresser
کمد-میز یا کمد آشپز خانه
compliment
مکمل ، کامل کننده.
manager
مدیر
payment
پرداخت، پول، وجه
visual
دیداری
بصری
swivel
چرخاندن، گردنده
animosity
کمد-میز یا کمد آشپز خانه
compliment
این واژه یعنی تعارف کردن-تعریف کردن
من که هر دیکشنری آنلاینی دیدم همین معنی بود!!!!!!!! نه چیز دیگه!!!!!!!
animosity
دشمنی-شهامت -جسارت
anserine
نادان؟؟ جاهل؟
wrap
سلحشور، دلاور، قهرمان
execute
اجرائی
turning
دوستان عزیز لطف کنید معنی لغت رو که میخواید بنویسید برای اینکه مطمئن باشید به دیکشنری هم یه نگاه بندازید.
execute فعل هست و معنیش میشه "اجرا کردن" نه "اجرایی".
promise: وعده، قول، قول دادن
king
ملک ،پادشاه ،شاه ،شهريار،سلطان
SCOFF
دوستان عزیز لطف کنید معنی لغت رو که میخواید بنویسید برای اینکه مطمئن باشید به دیکشنری هم یه نگاه بندازید.
execute فعل هست و معنیش میشه "اجرا کردن" نه "اجرایی".
promise: وعده، قول، قول دادن
king
سلام بر همه عزیزان
اینو که گفتید یه چیزی به نظرم آمد چند وقت پیش خوندم که بعضی اسم ها می توانند معنی فعل بدهند مثلا pen هم معنی قلم می دهد و هم معنی نگاشتن-نوشتن
a naming word become a doing word
البته درباره این لغت نمی دونم میشه اینطوری استدلال کرد یا نه؟بقیه دوستان نظری ندارند؟
تمسخر-تمسخر کردن
patient
انگیزه
Messenger