روانشناسی نظامی
|
موضوعات روانشناسی نظامی
روانشناسی در حوزه نظامی به مسائلی از این قبیل میپردازد که چگونه میتوان به گزینش نیروهای نظامی دست زد، بطوری که عملکرد این نیروها با اهداف واحد نظامی همخوانی داشته باشد.
- چگونه میتوان نیروها را فعال و نیرومند نگه داشت و از تأثیرات عوامل مخرب دور نگه داشت و فعالیتهای آنها را در راستای اهداف مورد نظر تنظیم کرد؟
- چگونه میتوان قوانین و مقررات را به اجرا گذاشت؟ کدام نوع قوانین تغییر رفتار را میتوان به کار بست؟
- چه نوع شخصیتهایی مناسب محیطهای نظامی هستند و برای هر پستی مورد نیاز است؟
- در مواقع بحران ، چه شرایط و چه موقعیتهایی را برای کاهش اثرات استرس باید پیاده کرد؟
- با مسألهای با عنوان اسارت چه برخوردی میتوان داشت؟
چگونه میتوان به کشف برخی حقایق نائل شد؟
- ...
اینها موضوعاتی هستند که در حیطه روانشناسی نظامی مطرح هستند و در کل هدف بررسی و اعمال روشهایی است که رسیدن به اهداف اساسی نظام را میسر میسازد. در واقع روانشناسی نظامی سهولت اجرای تغییرات و روشهای مورد نظر را فراهم میسازد.
ارتباط روانشناسی نظامی با سایر حوزههای علمی
در حیطه روانشناسی ، ارتباط بسیار نزدیکی بین روانشناسی نظامی و سایر حوزهها وجود دارد. هر چند این ارتباط بین روانشناسی نظامی و برخی حوزهها بسیار عمیقتر مینماید، اما این حوزه با اکثر حوزهها رابطه نزدیک دارد هر چند این ارتباط گاه بسیار غیر مستقیم به نظر میرسد. روانشناسی نظامی با روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی سازمانی ، روانشناسی مدیریت ، روانشناسی قانونی ، روانشناسی جسمانی ، روانشناسی شخصیت ، روانشناسی رفتارگرا ، روانشناسی شناختی ، ارتباطات نزدیک دارد.
از یافتههای سایر حوزههای روانشناسی مثل روانشناسی تجربی ، روانشناسی فیزیولوژیک ، روانشناسی احساس و ادراک ، روانشناسی انگیزش و هیجان ، تفاوتهای فردی و ... نیز استفادههای شایان توجهی میشود. روانشناسی تربیتی ، روانشناسی کودکان استثنایی و یافتههای آنها ارتباط بسیار ناچیزی با روانشناسی نظامی دارند. در سایر حوزههای علمی روانشناسی با شاخههای مختلف علوم اجتماعی ، علوم سیاسی ، علوم زیستی و پزشکی پیوند نزدیک دارد. از سوی دیگر روانشناسی نظامی ارتباط بسیار نزدیک با سیاستها و خط مشیهای یک کشور دارد. و در واقع به عنوان وسیلهای برای اجرای بهتر اهداف مورد نظر بکار میبرد.
روشها و ابزارهای مورد استفاده در روانشناسی نظامی
روشهای مورد استفاده در روانشناسی نظامی عمدتا همان روشهای مورد استفاده در سایر حوزههای روانشناسی است. در این شاخه با توجه به هدف مورد نظر از روشهای مختلف گردآوری اطلاعات شامل مشاهده ، مصاحبه ، پرسشنامه ، نگرش سنجها و در موارد لزوم از آزمایشات نیمه تجربی استفاده می شود. در واقع روانشناسی نظامی عمدتا کاربرد یافتههای روانشناسی و سایر حوزههاست که با یافتههای تحقیقات مختص واحدهای نظامی ترکیب مییابد و نتایجی را منتشر میکند که به حصول اهداف واحدهای نظامی کمک میکند. گاه در حیطه روانشناسی نظامی از انواع ابزارها و آزمونها نیز استفاده میشود. این آزمونها در پاسخ سؤالات مختلف مورد استفاده قرار میگیرند مثل انواع آزمونهای هوش و شخصیت برای گزینش افراد یا انتخاب در پستهای حساس.
ایجاد روحیه در واحدهای نظامی
مقدمه
روحیه سرباز پراهمیتترین عامل در جنگ است و شاید اغراق نباشد اگر بگوییم در هیچ نوع عملکری داشتن روحیه برای فرد به اندازهای که برای یک جنگجو مهم است اهمیت ندارد. در میدان نبرد عوامل بازدارندهای وجود دارد تا یک سرباز از ادامه نبرد سست کند. زیرا در آنجاست که انسان در دو راهی حیات و مرگ قرار دارد و در آنجاست که کل وجود و هستی یک نفر مورد تهدید قرار میگیرد. و از این دو راه یکی را باید انتخاب کند و نه تنها انتخاب کند بلکه بایستی با عشق و حرارت تمام بر سر این انتخابش وفادار و استوار باقی بماند.
البته روحیه سرباز عامل جدیدی نیست که به تازگی مورد توجه فرماندهان قرار گرفته باشد. بلکه از روزگاران قدیم روحیه به عنوان یک عنصر اساسی در جنگها شناخته شده است و همواره سرباز شجاع نترس و بیباک مورد تحسین همگان قرار گرفته است. و در نقطه مقابل افراد ترسو که شهامت جنگیدن را نداشتهاند مورد مزمت قرار گرفتهاند. اسکندر برای جلب روحیه سربازانش همواره بین آنها بذل و بخشش میکرد و حتی در طول جنگ آنهایی را که نیاز داشتند به سوی وطنشان بروند راهی مرخصی میکرد. زیرا خوب میدانست که سربازان بدون انگیزه نمیتوانند جنگجوی خوبی برای او باشند.
تعریف روحیه
واژه روحیه در زمینههای متفاوتی چون صنعت ، علوم تربیتی ، پزشکی و همانند آن در ارتش بکار رفته است. اما به نظر میرسد که این واژه از نظر معنی در تمام زمینههای فوق دارای تفاوتهای بسیاری باشد. در یک تعریف آمده است: روحیه عبارت است از یک حالت روانی هیجانی که در این حالت فرد دارای احساس خوشحالی ، امیدواری و داشتن اطمینان به دور از هرگونه احساس بیارزش غم و افسردگی است.
در تعریف دیگری روحیه را به عنوان توانایی انجام کار در شرایط و اوضاع دشوار با یک ظرفیت محدود توصیف کردهاند. بطور کلی اطمینان داشتن، ثابت قدم و راسخ بودن و فدا کردن نگرشهای خود در برابر وظایفی که از افراد خواسته میشود، ایمان به فرماندهان ، اعتقاد به پیروزی ، احساس سهیم بودن در ثمره کار گروهی و وفاداری نسبت به دیگر اعضای گروه نشانگر روحیه بالا میباشد.
عوامل موثر بر روحیه
در سال 1921 برای اولین بار شاخهای به عنوان بخش روحیه در ستاد ارتش آمریکا بوجود آورد و در این زمینه شروع به انجام تحقیقات گستردهای نمود. عوامل مختلفی شناسایی شدهاند که میتوانند افراد را تحت تاثیر قرار دهند و عملکرد آنها را در واحدهای نظامی تغییر دهند.
عوامل فردی موثر بر ایجاد روحیه
این عامل به نیازهای بیولوژیکی و روانشناختی بستگی دارد. بهداشت خوب ، سلامتی ، غذای خوب ، استراحت مناسب و خواب کافی ، لباسهای خشک و تمیز ، در دسترس بودن حمام از عواملی هستند که موجب بوجود آمدن روحیه بالا میشوند. نظر بر این است که ارضای نیازهای اولیه سربازان از قوانین و روشها در میدان جنگ برای آنها الویت بیشتری دارد. بطوریکه یکی از شکایات سربازان در زمان جنگ مربوط به غذا و خواب است. ناپلئون بناپارت در خصوص اهمیت نیاز افراد به غذا و جنگ میگوید: یکی از مارشهای نظامی مارش مربوط به شکم سربازان میباشد. یکی از فرماندهان یک گردان پیاده در جنگ جهانی دوم در یک جمله کوتاه چنین میگوید: هیچوقت برای من اتفاق نیافتاده که روحیهام برابر زمانی باشد که در یگان حمام کرده باشم.
علاوه بر عوامل فیزیولوژیک موثر در روحیه فردی روانشناختی دیگری وجود دارد که نقش مهمی در روحیه سربازان بازی میکند. روحیه سرباز به عواملی چون هدف ، نقش اجتماعی در واحد و وجود یک دلیل برای اعتماد به نفس وابسته است. همچنین یکی از عوامل موثر در ایجاد روحیه را ایمان و ایدئولوژی میدانند که میتواند موجب افزایش عملکرد نظامی افراد شود. میهن پرستی و داشتن ایدئولوژی و ایمان موجب کاهش خواستهها و نیازهای افسرانی بوده است که دارای این ویژگیها بودهاند. از دیگر عوامل موثر در روحیه آموزش است که نقش محوری در ایجاد روحیه در یگان نظامی را ایفا میکند.
عوامل گروهی موثر در روحیه
اغلب توانایی و اراده سربازان درگیر در میدان رزم بستگی به دشمن مقابل آنها ندارد بلکه بیشتر وابسته به شرایط محیط اطراف و ارتباطی است که با همرزمان خود دارد. گفته میشود داشتن هویت و تشخصص در میان گروهی که خود هویت دارد شاید به عنوان یکی از مهمترین عوامل و اجزای تشکیل دهنده روحیه در میدان نبرد باشد. ارتباط خوب حداقل با یک رفیق در یگان به ایجاد وحدت در یگان کمک کرده و انجام ماموریت را تسهیل میکند و همچنین به بقای نفرات کمک میکند. داشتن مشترکات چنین ارتباطاتی را تسهیل میکند و موجب کاهش اختلافات ناشی از نامتجانس بودن نژادی ، طبقاتی ، اخلاقی و ... میشود. بطور کلی همبستگی گروهی و عواملی که آنرا تقویت میکند در ایجاد روحیه واحدهای نظامی موثر هستند.
ایجاد روحیه در واحدهای نظامی
- تامین کیفی و کمی نیازهای فیزیولوژیک مثل تغذیه ، خواب ، حمام و ...
- تامین نیازهای روانی افراد مثل تقویت اعتماد به نفس ، احساس مسئولیت
- تقویت ایمان و ایدئولوژی
- تقویت ارتباطات در واحدهای نظامی
- تقویت همبستگی در واحدهای نظامی
- متجانس کردن واحدهای نظامی
تاثیر عوامل شخصیتی در واحدهای نظامی
مقدمه
انسان در هر محیطی قرار میگیرد مجموعهای از ویژگیهای خود را وارد آن محیط میکند و علاوه بر اینکه از آن محیط تأثیر میپذیرد، تأثیراتی را نیز بر آن اعمال میکند. چنین تأثیر و تأثراتی در محیطهای گوناگون میتواند متفاوت باشد، چرا که ویژگیهای محیطها ، متفاوت از یکدیگر هستند. میتوان گفت که محیط نظامی علاوه بر وجوه اشتراکی که با سایر محیطهای اجتماعی دارد، تفاوتهای بارزی نیز با آنها دارد. ویژگیهایی چون رعایت نظم و مقررات و وجود جو اطاعت و رهبری آنرا از محیطهای مشابه مجزا میسازد، بنابراین تأثیر آن روی فرد و همچنین تأثیر فرد روی چنین محیطی اهمیت خاصی مییابد.
عمدتا در چنین محیطهایی تأثیرات قوی و شدیدی از طرف محیط بر فرد اعمال میشود و ما شاید کمتر از سایر محیطهای گروهی تأثیر ویژگیهای فردی را در اعمال تغییر بر این محیطها شاهد باشیم. به عبارتی در برخی گروهها ورود یک فرد با ویژگیهای شخصیتی خاص تغییرات بارزی در شرایط گروه ، روابط ، اهداف و عملکرد میگذارد، اما در محیط نظامی همه مسائل از قبل تعیین شده است. قوانین خاصی حاکم است و فرد با ورود به این گروهها ملزم به پذیرش مسائل جاری است. بر این اساس تأثیر عوامل شخصیتی بر واحدهای نظامی را نه از نظر تأثیر و تغییری که در واحدهای نظامی به صورت بارز میگذارند بلکه بعد از گزینش افراد برای واحدهای نظامی ، واکنش افراد به شرایط و جو حاکم بر واحدهای نظامی و ... میتوان بررسی کرد.
عوامل شخصیتی و مسأله اطاعت و رهبری در واحدهای نظامی
در محیطهای نظامی مسأله اطاعت از مافوق و مرجع قدرت و ... اهمیت شایان توجهی دارد. هر چند این سلسله مراتب قدرت در سایر ارگانها نیز وجود دارد، مانند اطاعت کارمندان از رئیس ، اما به شدتی که در واحدهای نظامی اعمال میشود نیست. بر این اساس از ویژگیهای شخصیتی توان رهبری برای مافوق اهمیت فراوانی مییابد. بر این اساس فرمانده ، یک واحد نظامی فردی است که از لحاظ شخصیتی انگیزه و توان رهبری بالاتری دارد و دارای قدرت و اعمال قدرت و نفوذ فراوانتری است. یک مسأله که مورد توجه روانشناسان در این زمینه است، این است که احراز چنین پستهایی این ویژگیها را در فرد پرورش میدهد یا چنین افرادی برای چنین مشاغلی انتخاب میشوند؟ یافتههای روانشناسان هر دو این مسأله را تأیید میکند. علاوه بر اینکه انتخاب افراد با چنین ویژگیهایی مدنظر است، در طول انجام چنین پستهایی این ویژگیها گسترش و عمق بیشتری پیدا میکنند و به صورت یک ویژگی دائم در میآیند.
عوامل شخصیتی و مسأله انضباط نظامی
مقرراتیترین محیط در بین محیطهای اجتماعی محیطهای نظامی است. یافتههای روانشناسی مبنی بر شیوههای اعمال کنترل و تنبیه در این محیطها به صورت کاملتری به اجرا گذارده میشود. بر این اساس قرار گرفتن در این محیطها به عنوان یک عامل نظم دهنده و سازمان دهنده به شمار میروند. ویژگیهای شخصیتی افراد برای پذیرش این قوانین و مقررات متفاوت خواهد بود. افراد قانونمند ، افرادی با ویژگیهای شخصیتی وسواسی پذیرش بهتری نشان میدهند و راحتتر میتوانند چنین شرایطی را تحمل کنند. بطور کلی هر چه ویژگیهای شخصیتی فرد و نگرش او به اجرای مقررات با شرایط جاری در واحد نظامی نزدیکتر باشد پذیرش بهتری نشان خواهد داد.
عوامل شخصیتی و مسأله استرس در واحدهای نظامی
واحدهای نظامی علاوه بر اینکه مقرراتیترین محیطهای اجتماعی شناخته میشوند که سلسله مراتب قدرت در آنها بیشتر و پررنگتر از سایر محیطهاست، از لحاظ درجات استرس نیز متفاوت از سایر محیطها هستند. بطوری که وجود شرایط استرس زا در این محیطها بیشتر است. مقداری از این استرس با ویژگیهایی چون قانونمند بودن این محیطها و سلسله مراتب قدرت ایجاد میشود و در شرایط شدید وجود جنگ و ... استرس شدیدی را برای افراد فراهم میکند. قرار گرفتن در چنین شرایطی برای افراد مختلف نتایج متفاوت را به بار دارد، از این نظر برای چنین مشاغلی انتخاب افراد با ویژگیهای شخصیتی خاص ضرورت دارد. این مسأله با توجه به نوع مسئولیتهایی لازم برای اجرا که به عهده فرد گذاشته میشود، اهمیت متفاوتی پیدا میکند. برای خلبانان جنگی ، فرماندهان انتخاب شخصیتهای خاص ضروری تر از ردههای پایینتر در سلسله مراتب قدرت است.
| اساس انگیزه قدرت عبارت است از تمایل به تطبیق دادن دنیای مادی و اجتماعی فرد با تصور یا برنامهای که برای آن دارد. نیاز به داشتن تاثیر کنترل یا نفوذ بر شخص دیگر ، گروه یا مردم یا در کل به معنای انگیزه قدرت به شما میروند. تاثیر به شخص امکان آغاز نمودن و تثبیت نمودن قدرت را میدهد. کنترل امکان حفظ قدرت را به شخص میدهد و نفوذ امکان گسترش یا بازگرداندن قدرت را به شخص میدهد. چنین علاقهای به قدرت اغلب در اطراف نیاز به تسلط ، شهرت ، مقام و شغل قرار دارد. انگیزه قدرت موجب میشود فرد تمایل بیشتری به کسب موقعیتهای قدرتمند اجتماعی داشته باشد و سعی و کوشش خود را در این راه صرف کند. |
ویژگیهای افراد دارای انگیزه قدرت بالا
رهبری ویژگی افراد دارای انگیزه قدرت زیاد
افراد با نیاز به دقتر زیاد به دنبال کسب شهرت در گروهها بوده و ظاهرا در تلاش برای دستیابی به قدرت یا نفوذ ، مایل به یافتن راهی برای نشان دادن خودشان به دیگران هستند؛ مثلا دانش آموزان با نیاز قدرت زیاد گرایش به نوشتن نامه به نشریات آموزش و پرورش دارند. افراد با نیاز قدرت زیاد در تلاش برای دستیابی به نشان دادن خود به مردم اقدام به ریسک میکنند. به علاوه آنها بحث کردن با استاد متمایل بوده و برای کسب امتیازات در کلاس درس مشتاقترند.
آنها زمانی که در گروه قرار میگیرند، تلاش میکنند رهبری گروه را به عهده بگیرند و این تمایل به ابراز قدرت در آنها ممکن است در مواردی به ضرر گروه تمام شود چرا که اغلب از نظرات خود به جای رای گیری گروهی استفاده میکنند. این افراد در تعاملات اجتماعی معمولا بیشتر صحبت میکنند. در مسائل سهیم میشوند و اقدام به ریسک میکنند. افراد دیگر معمولا تحت تاثیر قرار میدهند اما اطرافیان ارزیابیهای از آنها دارند که نشان دهنده دوست داشتنی بودن آنها نیست.
پرخاشگری در افراد با انگیزه قدرت زیاد
اعمال پرخاشگری آشکار عمدتا بوسیله جامعه کنترل و بازداری میشود. به همین دلیل تظاهرات پرخاشگرانه انگیزه قدرت عمدتا شکل دیگری به خود میگیرد. افراد با نیاز به قدرت زیاد هم مردان و هم زنان تصدیق میکنند که از افراد با نیاز قدرت کم تکانههای بسیار بیشتری برای عمل پرخاشگرانه دارند. در تحقیقی از افراد با نیاز قدرت زیاد و نیاز به قدرت کم پرسیده شد که آیا آنها تابحال احساس اقدام کردن به این قبیل کارها داشتهاند: فریاد کشیدن بر سر کسی در ترافیک ، پرت کردن چیزها به اطراف اتاق ، خراب کردن مبلمان یا شکستن اشیا شکستنی و توهین کردن به کارکنان فروشگاهها.
افراد با نیاز به قدرت زیاد بطور قابل ملاحظهای تکانههای بیشتری را از افراد با نیاز قدرت کم برای اقدام به اینگونه اعمال گزارش کردند. هر چند شاید واقعا اقدام به این رفتار نگرده باشند، اما چنین ناراحتی را داشتهاند. فرد بانیاز به قدرت زیادی میکوشد جسور و با نفوذ باشد ولی اغلب توسط ملاحظات اجتماعی مقید میشود. هنگامی که بازداریهای اجتماعی کنار گذاشته شوند مردان با نیاز قدرت زیاد از مردان با نیاز قدرت کم پرخاشگری بیشتری نشان میدهند. برخی اوقات استرس و وقایع منفی زندگی بر بازداریهای اجتماعی ضد پرخاشگری چیره میشوند. مردان با نیاز به قدرت زیاد ولی نه زنان به وقایع منفی زندگی و استرس با اعمال خشونت و بدرفتاری با افراد نزدیک پاسخ دادند.
گرایش به مشاغل با نفوذ ویژگی افراد با انگیزه قدرت بالا
انگیزه قدرت به جستجو و اداره کردن مقامها در سازمانهای اختیاری و نهادی ربط دارد. تحقیقات گرایش استخدام در مشاغل زیر را در مردان با نیاز قدرت زیاد نشان دادهاند. مدیر بازرگانی ، معلم یا استاد ، روانشناس ، روزنامه نگار ، کشیش و دیپلمات بین المللی هر یک از این مشاغل فرصتی را برای هدایت کردن رفتار دیگران و طبق برنامههای از پیش تعیین شده فراهم میآورند.
به علاوه این مشاغل فرد را به پاداشها و تنبیهات لازم برای داشتن نفوذ در رفتار فرد مجهز میسازند. مثلا معلم ، کشیش و دیپلمات همگی وسایلی برای مجازات کردن رفتار دیگران چنانچه از برنامه مقرر تخطی کنند، در اختیار دارند. روزنامه نگار می تواند رفتار دیگران را از طریق سرمقاله مجازات کند، مدیر بازرگانی دستورات و برنامههای تولیدی را به کارکنان میدهد و به این طریق وسایلی را برای نفوذ در رفتار کارکنان در اختیار دارد.
اساس فیزیولوژیک انگیزه قدرت
انگیزه قدرت با فعالیت مزمن ، دستگاه عصبی سمپاتیک بر حسب فشار خون بالا و دفع مستمر کاته کولامین مشخص شده است. به خاطر سطح فشار خون و کاته کولامین بالا افراد با نیاز قدرت زیاد در مقایسه با افراد با نیاز قدرت کم معمولا اهل جرو بحث هستند، راحتتر خشمگین میشوند، برای پرداختن به ورزشهای رقابتی مستعدترند و مشکل بیشتری برای خوابیدن در شب دارند.
اگر به افراد با نیاز به قدرت امکان ابراز برانگیختگی سمپایتک به شیوهای که پاداشهای اجتماعی داده شود، لذت عاطفی را تجربه خواهند کرد. اما اگر برانگیختگی سمپاتیک افراد با نیاز قدرت بازداری و سد شده باشد، برانیگختگی سمپاتیک تقویت نشده احتمال بیماری جسمانی را زیاد میکند. پس از یک طرف اگر برانگیختگی سمپاتیک تقویت شده باشد به صورت بالقوه لذت عاطفی را تولید میکند، ولی از طرف دیگر اگر بازداری شده باشد به صورت بالقوه بیماری جسمانی را تولید میکند.
انگیزههای اجتماعی
| انگیزهها عواملی هستند که در ایجاد نیرو ، سازمان و الگوهای خاص رفتاری نقش مهمی دارند. ارضاء این انگیزه چه زیستی و چه اجتماعی در بقاء دو پیشرفت فرد اهمیت فراوان دارند. هر چند تاثیر هر یک آنها در بقاء فرد ممکن است متفاوت باشد. انگیزههای اجتماعی با اوضاع اجتماعی و فرهنگی فرد ارتباط تنگاتنگ دارند و عمدتا در طی روابط اجتماعی فرد ، داد و ستدها ، ارزشها و هنجارهای جامعهای که فرد در آن زندگی میکند و وقایع آن شکل میگیرد. |
در واقع رفتار آدمی بازتابی از چشم داشتهای گروههای اجتماعی است و بیانگر آن است که جامعه چه انتظاراتی از فرد دارد، چه ویژگیهایی را در فرد میپذیرد و آنها را شکل میدهد. هدف از انگیزههای اجتماعی بدست آوردن واکنشهای خاصی از دیگران است. موجود آدمی در زندگی خود به تاثیر و تصدیق دیگران بویژه افرادی که اهمیت خاصی برای وی دارند نیازمند است و بر حسب شدت این نیاز تلاشهای خود را شکل میدهد. انگیزههای اجتماعی گونههای مختلفی دارند که به عمدهترین آنها میپردازیم.
انگیزه همجنسی اجتماعی
با استفاده از این انگیزه فرد خود را در مقایسه با دیگران قرار میدهد و در نتیجه اطلاعاتی از تواناییهای خود و دیگران بدست میآورد و برای جبران ضعفهای خود برنامهریزی میکند. این مساله برای اینکه فرد بتواند در محیط خود فعالیت موثری داشته باشد لازم است. به عبارتی ، از این طریق فرد ویژگیهای خود را بر مبنای ویژگیهای دیگران ارزش گذاری میکند و بر پایه شان اقدامات و تلاشهایی را انجام میدهد.
انگیزه تاثیر اجتماعی
کودکان از همان ابتدای زندگی یاد میگیرند که اگر مطابق با خواست پدر و مادر عمل کنند، تشویق میشوند و مورد حمایت قرار میگیرند و در این صورت بچههای خوب ، مودب و حرف شنوایی معرفی میشوند. تایید شدن از طرف دیگران از کودکی به عنوان پسر خوب یا دختر خوب در فرد وجود دارد، هر چند این ویژگی در بزرگسالی شکلهای دیگری به خود میگیرد، ولی اساس آن همان است که در کودکی وجود دارد.
بسیاری از فعالیتهای یک فرد بزرگسال نه فقط برای خود ، بلکه به منظور تایید شدن از طرف دیگران یا مردم پسندی انجام میشود. یعنی که مورد تشویق و توجه قرار گیرند، که در اینصورت فرد با احساس رضایت بیشتر از جایگاه خود در محیط اجتماعی خود نیز از وجهه ، مقبولیت ، رسمیت و اقدام بیشتری برخوردار میشود. این نوع از انگیزه را در افراد موفق در شاخههای مختلف هنری ، علمی و ... ، میتوان یافت.
انگیزه موفقیت
افراد از لحاظ میزان علاقمندی آنها در رسیدن به موفقیت نیز با یکدیگر تفاوت دارند. برخی از آنها موفقیت بیشتری برخوردار هستند بطوری که این انگیزه سطح هوشی و پیشرفتهای تحصیلی و اجتماعی فرد را نیز تحت پوشش خود قرار میدهد. در میان افرادی که سطح هوشی یکسان و شرایط و امکانات یکسانی دارند، افرادی که از انگیزه موفقیت بالاتری دارند به موفقیتهای بیشتری ناشی میشوند. حتی دیده میشود، داشتن انگیزه موفقیت بالاتر موجب پیشرفت بیشتری در فردی شده است که سطح هوشی او پایینتر از کسی بوده که سطح هوشی بالا ، ولی انگیزه موفقیت پایینتری داشته است.
انگیزه کار
ساختار بدنی و روانی آدمی به گونهای است که نیاز فراوان به کار و کوشش دارد. گر چه تفاوتهایی نیز از این لحاظ بین افراد مختلف دیده میشود، بطوری که برخی افراد انگیزه بیشتری برای کار از خود نشان میدهند و در مقابل افراد دیگری نیز هستند که کسالت و سستی آنها نشان دهنده انگیزه پایین کار در آنهاست. توانایی انجام دادن کار و احساس اینکه فرد عنصر مفید و ارزندهای است، انگیزه موثری برای واداشتن او بکار و فعالیت است. انسان طبعا موجودی سودجو است و هر کاری که برای او سود مادی یا معنوی داشته باشد مورد علاقه و تمایل او قرار میگیرد. تقویت این انگیزه و برنامهریزیهای موثر برای استفاده از این نوع انگیزه ، کاربرد زیادی برای مراکز کاری ، کارخانجات و سازمانها خواهد داشت.
انگیزههای پیوندجوئی
این نوع از انگیزش فرد را به برقراری روابط با اطرافیان خود در اجتماع متمایل میسازد. انسان بدون برقراری روابط به تنهایی نخواهد توانست نیازهای خود را برآورده سازد. افراد در ارتباط متقابل با یکدیگر و بر اساس همین انگیزه پیوند جوئی در تعامل با یکدیگر قرار میگیرد و نیازهای یکدیگر را که بسیار متنوع میتواند باشد (بدنی ، روانی و ...) برآورده میسازند.
این انگیزه همچنین عامل مهمی در برقراری پیوند ازدواج است. بدون این انگیزه انسان ناچار خواهد بود در انزوا و تنهایی به سر برد. ریشههای این نوع انگیزه را نیز میتوان در کودکی مشاهده کرد. تمایل نوزاد به ارتباط نزدیک با مادر مثل در آغوش گرفته شدن ، تمایل به ارتباط و بازی با همسالان در کودکی و نوجوانی بر اساس همین انگیزه پیوند جوئی صورت میگیرد.
انگیزه قدرت
این نوع انگیزه نیز به عنوان یک انگیزه اجتماعی شناخته شده است. انگیزه بالای افراد در بدست آوردن قدرت ، سبب تمایل آنها به موضعهای قدرت در درجات
انگیزه پیشرفت
| انگیزه پیشرفت عبارت است از نیروی انجام دادن خوب کارها نسبت به استانداردهای عالی. دیوید میک للند و جان اتکسنیون که ماهیت انگیزش پیشرفت را در چهل سال اخیر مطالعه کردهاند نیاز پیشرفت را اینگونه تعریف میکنند. جستجو کردن موفقیت در رقابت با استانداردهای عالی شخص با انگیزش پیشرفت نیرومند میخواهد در برخی از تکالیف چالش انگیز موفق شود. |
ویژگیهای افراد دارای انگیزه پیشرفت
حداکثر عملکرد در تکالیف نسبتا چالش انگیز در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
افرادی که نیاز پیشرفت زیادی دارند در تکلیفی که به آنها گفته شده از نظر دشواری متوسط بهتر از افرادی که نیاز پیشرفت کمی دارند عمل میکنند. وی افراد با نیاز پیشرفت زیاد بهتر از افراد با نیاز پیشرفت کم در تکالیف آسان یا دشوار عمل نمیکنند و عملکرد در تکالیف نسبتا دشوار برای فرد با نیاز پیشرفت زیاد مشوق مثبتی را فراهم میسازد که فرد با نیاز پیشرفت کم آن را تجربه نمیکند. فرد با نیاز پیشرفت زیاد به دنبال چالش متوسط است زیرا این نوع چالش مهارت و تونایی وی را بهتر میآزماید. موفقیت از طریق مهارت خود شخص به فرد با نیاز پیشرفت زیاد این احساس را میدهد که کار وی خوب انجام شده است، احساس که اهمیت خاصی برای این افراد دارد.
پایداری در افراد با انگیزش پیشرفت بالا
افراد با نیاز پیشرفت زیاد نه تنها تکالیف نسبتا دشوار را ترجیح میدهند بلکه پایداری بیشتری نیز در این تکالیف دارند و پایداری کم در تکالیف آسان و دشوار افراد شدیدا پیشرفتگرا هنگام روبه رو شدن با شکست در تکالیف دشوار در مقایسه با افراد پیشرفتگرای کم پایداری زیادی نشان میدهند. افراد با نیاز پیشرفت زیاد عموما استقامت بیشتری دارند و تا مدت زمان بیشتری به کار خود ادامه میدهند.
رفتارهای بازرگانی در افرادی با انگیزش پیشرفت بالا
مک کللند که تحقیقات مفصلی روی انگیزش پیشرفت داشته است ارتباط نیرومندی را بین رفتارهای بازرگانی و انگیزه پیشرفت مشاهده کرده است. او دانشجویان را از نظر نیاز پیشرفت مورد بررسی قرار داد و انتخابهای شغلی آنها را 14 سال بعد پی گیری نمود. هر یک از شغلهای دانشجویان با عنوان بازرگانی دسته بندی شد. اکثر افرادی که که مشاغل بازرگانی داشتند در آزمون 14 سال قبل خود انگیزه پیشرفت بالایی نشان داده بودند.
زمینه اجتماعی انگیزه پیشرفت
هنگام توصیف انگیزه پیشرفت ضروری است که زمینههای اجتماعی آن توجه شود. هر فرد تلاش میکند به نحوی به وظائف مورد نظر خویش عمل کند ولی از آنجا که این امر در یک محیط اجتماعی اتفاق میافتد. مفاهیمی از قبیل تشریک مساعی ، رقابت ، تشکیل گروه ، اهداف گروه و پیشرفت گروهی نیز مطرح میشود. در میان آثار اجتماعی انگیزه پیشرفت میتوان به آثار مثبت اجتماعی آن اشاره کرد که مورد توجه بیشتری قرار میگیرند. با توجه به اینکه بیشتر افراد جامعه موفقیت در انجام وظائف را یک هدف مثبت در نظر میگیرند و در این زمینه تلاش میکنند در نتیجه به آثار مثبتی از قبیل فزونی انتظار موفقیتهای بعدی غرور و صلاحیت بیشتر دست مییابند. بنابراین موفقیت دارای آثار مثبت اجتماعی است.
دستیابی به هدف مورد انتشار موجب تجلی موفقیت میگردد و در این صورت افراد نسبت به یکدیگر برخورد صمیمانه و خیر اندیشانه از خود نشان میدهند. در یکی از آزمایشاتی که در این زمینه انجام شد، محققان نتیجه گرفتند که افراد موفق نسبت به افراد ناموفق در زمینه کارهای اجتاعی و عام المنفعه و مددیاری آمادگی بیشتری از خود نشان می دهند. آنها معتقد بودند که بین موفقیت و گرایش به کارهای مردم پسند رابطه وجود دارد. نتیجه تحقیق دیگری نشان داد که وجود احساس موفقیت در افراد باعث میشود که آنها به شکلات دیگران بیشتر رسیدگی کنند.
تاثیر عدم موفقیت بر رفتار به درستی معلوم نیست ولی وقتی موفقیت سبب افزایش رفتار اجتماعی میشود، میتوان تصور کرد که عدم موفقیت در بروز رفتارهای ضد اجتماعی موثر باشد. گاهی افرادی که موفق نمیشوند، سعی میکنند عزت نفس خویش را به صورت سطحی با رفتارهای بلند پروازنه بهبود بخشند. تاثیر عدم موفقیت به عواملی از قبیل زمینههای اجتماعی و موقعیت اجتماعی که فرد در آن موقعیت موفق نشده است، بستگی دارد.
روشهای اندازه گیری انگیزه پیشرفت
رایجترین شیوه اندازه گیری انگیزههای پیشرفت آزمون TAT است که توسط "هنری مورای" ارائه شده است. TAT مجموعهای ار تصاویر را به آزمودنی نشان میدهد و از او میخواهد تا داستانهای کوتاهی درباره وقایع نقاشی شده در هر تصویر بسازد. محتوا و موضوعی که فرد برای تصویر ارائه شده در قاب داستان ارائه میکند، میتوانند بیانگر نیازها و انگیزههای پیشرفت باشند: مثلا ممکن است فردی برای یکی از تصاویر آزمودن TAT موضوع تلاش شخصی را برای راه یابی به دانشکده پزشکی ، دکتر شدن و کشف درمان برای یک بیماری لاعلاج را مطرح کند چنین محتوایی یک موضوع مربوط به انگیزه پیشرفت است.
علاوه بر آزمون TAT مقیاسهای دیگری نیز برای بررسی انگیزه پیشرفت مورد استفاده قرار گرفتهاند که مقیاسهای خود سنجی رواج بیشتری پیدا کردهاند چون راحتتر قابل اجرا و نمره گذاری و تفسیر هستند. در این میان میتوان به مقیاس pmt هرمنزو پرسشنامه انگیزش پیشرفت هلم دیچ و اسپنس اشاره کرد.
روانشناسی جنگ
| استرس در جنگ پیدایش علائم و نشانههای خاصی است که ممکن است پس از ضربه یا ضربههای روانی غیر عادی که خارج از ظرفیت انسان است پدید آید و پذیرش آن شرایط جنگ برای انسان سخت میباشد که در زمره روانشناسی جنگ مورد مطالعه قرار میگیرد. |
دیدکلی
اهمیت توجه به در حال جنگ به این علت است که بدانیم وجود فرد بیمار روانی به منزله عضوی در یک خانواده موجب اختلال جدی در روابط کل اعضای خانواده می گردد، در نتیجه کل مجموعه خانوادگی را در معرض استرسهای بیشماری قرار میدهد و اختلال استرس پس از وقوع سانحه در فرد ایجاد میشود و در نوع خرمن. بیش از سه ماه طول میکشد. از نظر معیار تشخیص ، فرد وقتی با سانحه دلخراشی مواجه میشود و بعد از آن صحنه و حادثه را به طرق مختلف دوباره تجربه مینماید. این اختلال سبب اختلال در امور اجتماعی و شغلی بیمار میگردد.تاریخچه عوارض روانی
عارضه عصبی – روانی یکی از بیماریهای بسیار شایع دوران جنگ است و طیف قابل توجهی از جانبازان و مجروحین جنگی در اثر اصابت ترکش به جمجمه و عوارض ناشی از موج انفجاری دچار صدمات روانی و عضوی گردیدهاند. بسیاری از این بیماران با بکارگیری روشهای روان درمانی و داروهای تخصصی تحت مداوا قرار میگیرند و تعدادی دیگر که اختلالات روانی در آنها شدت یافته ، حالت مزمن و روند از هم گسیختگی روانی در آنها پدیدار میشود و در مراکز ویژه بستری و تحت درمان قرار میگیرند. بیماریهای روانی همواره در جوامع انسانی وجود داشتهاند و موضوع و امر جدیدی نمیباشند، اما در اثر جنگ آرامش و سلامت روانی جامعه دچار اختلال جدی میگردد.علل نابهنجاریهای روانی
علل ضایعات روانی دوران جنگ
- موج انفجاری (Shell Wave)
- نورز جنگ (Battle Shock)
- خستگی (Combat Fatigue)
- نورز رزمی (Combat Neurosis)
- اختلال تروماتیک جنگ (Traumatic War Disorder)
جنگ و سانسور
| سانسور عملی است که در جریان آن ، یک دادگاه یا یک مقام مهم به کنترل یا احتمالاً محکوم ساختن محتوای مرامی - اندیشهای یا اخلاقی در ابزار گوناگون سمعی – بصری که در ارتباط با مردم قرار میگیرد ( نظیر کتب ، مجلات ، رادیو ) میپردازد. در جامعه در حال جنگ بنا به ضرورت مبارزه با دشمن که قصد نابودی هستی و براندازی بنیان یک نظام و یک ملت را دارد، هیچ امری مهمتر و با ارزشتر از جنگیدن به اشکال گوناگون با او وجود ندارد. |
نگرش کلی
سانسور بطور غیرمستقیم به رواج شایعات و فرهنگ شایعه سازی نیز کمک مینماید، زیرا در صورت فقدان انتشار اخبار و اطلاعات مؤثر از طریق مجاری رسمی و تأیید شده دولتی ، فرهنگ شایعه سازی رونق میگیرد. سانسور بطور عمده جهت سیاسی دارد و جلوگیری از انتشار خبر فقط مربوط به دوران جنگ نیست، بلکه دولتهای دیکتاتور و خودسر از ابزار سانسور در جهت مقاصد سیاسی استفادههای زیادی مینمایند و گاهی این سیاست خفقان و سانسور موجب رشد و تعالی اطلاعات مردم میگردد.نتایج و جنبههای منفی سانسور
- اگر مردم مطمئن شوند که به آنها دروغ گفته نمیشود و آنچه سانسور میشود برای مصالح کشور است، میتوانند سانسور و فقدان اطلاعات را تحمل کنند.
- از دست زدن به اموری که موجب سلب اعتماد مردم میگردد، باید خودداری شود.
- تاجایی که امکان دارد باید به مطبوعات ، رادیو و تلویزیون امکان داد که تا جایی که سیاست تبلیغات جنگ اجازه میدهد اخبار موثق را در اختیار مردم قرار دهند.
- ضمن رعایت حفاظت اطلاعات در جامعه ، باید به گونهای حساب شده با شایعات برخورد نمود و جعلی بودن آنها را برملا کرد.
استانسفیلدترنر
استانسفیلدترنر (Turner stansfield) رئیس سابق سیا در زمان کارتر در کتاب پنهانکاری و دموکراسی در این باره مینویسد :"اشاعه اطلاعات جعلی فقط منجر به شوروی نیست. سیا هم در این رشته فعالیتهایی دارد و بیشتر اقدامات روسها ، نیز در نقاط مختلف جهان اخبار غیر واقعی و انحرافی را پراکنده میکنیم که این رویه را گاه به صورت آشکار از طریق شعبات اداره و اطلاعات امریکا (مراکز فرهنگی امریکا) و گاه به صورت تبلیغات غیر علنی (شایعه پراکنی) بوسیله عوامل سیا به اجرا درمیآوریم."
امروزه با استفاده از سیاستهای پیشرفته اطلاعاتی و عکسبرداریهای هوایی بوسیله ماهوارههای جاسوسی باز نیاز به اطلاعات جنبی برای تفسیر واقعی اطلاعات بدست آمده احساس میشود. علاوه بر آن به علت انحصاری بودن دستگاههای مزبور و اطلاعات مربوط امکان دسترسی کلیه کشورها به آن ممکن نیست.
|
منشأ موج انفجاری
سبب بروز موج انفجاری توسعه گازهای سوزان و فشردهای است که از انفجار با سرعت به خارج حرکت کرده و فشار اتمسفر اطراف را بالا میبرند. فیزیک امواجی که در لحظات بعدی به اطراف گسترده میشوند سرعتشان از امواج اولیه زیادتر است. زیرا از داخل هوایی عبور میکنند که توسط امواج اولیه گرم شده است.
به همین دلیل این فیزیک امواج ثانویه در یک زمان معین به فیزیک امواج اولیه میرسند. و فشارشان باهم توأم میگردد و تشکیل یک سطح میدهند که به نام جبهه ضربه (جبهه موج) خوانده میشود. هنگامی که جسمی در برابر این جبهه قرارگیرد، فشار رویهای آن بالا رفته و در یک لحظه بسیار کوتاه به ماکزیمم اندازه خود میرسد. این فشار به سادگی جسم را دور زده و از همه طرف آنرا احاطه کرده و میفشارد.
فشار انفجاری
فشار حاصل از فیزیک امواج انفجاری (کمپرس) یا فشار نامیده میشود. در پشت جبهه ضربه هوایی که با موج انفجاری همراه است دارای سرعت زیادی است و فشار دیگری بوجود میآید که میخواهد اجسام را در سوی حرکت خود به جنبش در آورد. در نتیجه یا آنها را واژگون میکند یا میغلتاند و یا قطعات آنها را از هم پاره میکند. این فشار بعدی را فشار دینامیک یا متحرک گویند.
بعضی از هدفها مانند ساختمانهای بزرگ که پنجرهها و درهای نسبتا کوچک و دیوار قوی دارند. در مقابل فشار استاتیک تأثر پذیرند، در حالی که برجها ، تیرهای تلگراف و تجهیزات نظامی (مانند خودروها و توپخانهها) بیشتر در اثر فشار دینامیک خسارت میبینند. هر دو این فشارها بر حسب پوند بر اینچ مربع مافوق فشار معمولی اتمسفر بیان شده و با علامت اختصاری (پ ـ ا ـ م) نشان داده میشوند که به ترتیب از کلمات پوند ، اینچ و مربع اقتباس شده است.
مرحله مثبت و مرحله منفی
فشار ایجاد شده بوسیله انفجارها مانند T.N.T یا انفجار اتمی که شبیه هم هستند، اما مقدار و دوام زمانی انفجار اتمی چند برابر زیادتر است. در ترکش سلاح 20 تنی وقتی جبهه ضربه در حدود 400 تا 500 متر را پیموده فشار داخل آن با چنان سرعتی کاهش مییابد که عملا از فشار اتمسفر اطراف کمتر میشود. در این حال یک ایجاد میشود که هوا را میمکد. این مرحله به نام یا خوانده میشود. تا از ( ) متمایز گردد.
طول زمان مرحله منفی سه تا سه و نیم برابر مرحله مثبت است، در مرحله مثبت باد به طرف خارج حرکت میکند، در حالیکه در مرحله منفی سوی باد به داخل است. درابتدای انفجار فشار به ماکزیمم مقدار خودش میرسد (مرحله مثبت) لیکن به تدریج کم شده و به مقدار اتمسفر میرسد و سپس مرحله منفی آغاز شده و بالاخره مجددا به میزان اتمسفر میرسد .
مقایسه طول زمان فشار حاصل از انفجارات معمولی و هستهای
در یک مسافت معین که فشار حاصل از انفجارات معمولی برابر فشار حاصل از انفجار هستهای باشد دوام زمان فشار انفجار هستهای 100 برابر یا بیشتر از دوام زمانی فشار انفجارات معمولی خواهد بود و همین امر در ایجاد خسارت بیشتر بسیار موثر است.
تاثیر موج انفجاری بر روی ساختمانها
مقاومت یک ساختمان در برابر موج انفجاری در درجه اول به و ساختمان بستگی داشته و در درجه دوم بستگی به آن و تعداد دریچههای موجود دارد، قویترین آنها ساختمانهای چهار گوش فولادی و بتنی هستند و ضعیفترین آنها چتری شکل کارخانجاتاند که دارای تیرهای سبک و طویل و سقفهای بدون حایل میباشد شکل ساختمان زیاد موثر نیست، زیرا تقریبا تمام ساختمانها چهار گوش هستند. یک ساختمان باریک و طویل اگر از قسمت باریک خود در معرض موج انفجاری قرار گیرد خسارت کمتری خواهد دید تا از قسمت پهن در معرض موج قرارگیرد.
موضوع شکل فقط در بعضی از قسمتهای ساختمان موثر است. مثلا در مورد دود کشها و پایه پلها چون موج انفجاری بطور سریع همه اطراف آنها را احاطه کرده و دور تا دور را به یک میزان میفشارد. در نتیجه مقاومتشان بسیار زیاد میشود غالبا دیده شده است شکسته شدن سریع درها و دریچهها و خراب شدن قسمتهای ضعیف یک ساختمان اغلب مفید به نظر میرسد، زیرا همین امر سبب میشود که فشار درون ساختمان و خارج آن بطور سریع برابر شده و از ویرانی زیادتر جلوگیری شود.
سوی موج انفجاری و پناهگاهها
در یک انفجار هوایی در سطح زمین و نزدیکی آن فشار موج انفجاری بیشتر روی سقف ساختمانها تأثیر میگذارد، لیکن در مسافتهای دورتر تأثیر بر روی دیوارها خواهد بود. واضح است که در سطح زمین و نزدیکی آن ساختمانها و عوارض زمین امکان حفاظت کمتری دارند، در حالیکه در مسافتهای دورتر ممکن است تپه ها و دره های تنگ حفاظت خوبی بوجود آورند همچنین این امکان هم وجود دارد که دره های تنگ اثر موج انفجاری را افزایش دهند ایجاد حفاظت بوسیله سایر ساختمانها تنها تحت بعضی شرایط استثنائی مسیر خواهد شد.
تاثیر موج انفجاری روی یک شهر مدرن
اگر انفجار بمب 20 کیلو تنی در ارتفاع 2 کیلومتری سطح زمین صورت گیرد، در دایرهای به شعاع یک چهارم مایل از سطح زمین صرف نظر از نوع ساختمانها انهدام کامل است. از آن به بعد تا مسافت یک مایلی ساختمانهای بتنی شدیدا آسیب میبینند. در صورتیکه بقیه ساختمانها به کلی ویران میشوند. خانههای مسکونی تا مسافت 1.5 مایلی منهدم شده و تا مسافت 8 مایلی خسارت شدید ، متوسط و سبک خواهند دید. پلها ، جادهها و بزرگ راهها بخاطر شکل ساختمانیشان در برابر موج انفجاری بسیار مقاوم هستند.
در ژاپن پلهایی که دارای پایه فولادی بوده و از بتن تقویت شده ، ساخته بودند. فقط در قسمت سطح و نردههای اطراف کمی آسیب دیدند. و در نتیجه تا هنوز قابل استفاده بودهاند. فقط در یک مورد ، رویه یکی از پلها از پایهها جدا شده و فرو ریخت. رویه وسیع پلهای مطلق به علت خاصیت انعطافی خود پا بر جا مانده بودند. البته پلهای نظامی نیز به همین اندازه از خود مقاومت نشان میدهند، لیکن نباید انتظار داشت که در برابر انفجار بمبهای بزرگتر و یا از نوع دیگر ترکش (هوایی کوتاه و سطحی) چنین پایداری داشته باشند جادهها و زیرسازی آنها ، آهن و خطوط آن نسبتا از موج انفجاری آسیبی دریافت نمیکنند فقط ممکن است بوسیله خرده سنگ و نخالی مسدود گردند.
اثرات تخریبی موج انفجاری
دید کلی
در هر نوع انفجار یک موج انفجاری بوجود میآید که از نقطه انفجار به تمام جوانب گسترش مییابد. سبب بروز موج انفجاری توسعه گازهای سوزان و فشردهای است که از انفجار با سرعت به خارج حرکت کرده و فشار اتمسفر اطراف را بالا میبرند. فیزیک امواجی که در لحظات بعدی به اطراف گسترده میشوند سرعتشان از امواج اولیه زیادتر است. زیرا از داخل هوایی عبور میکنند که توسط امواج اولیه گرم شده است.
به همین دلیل این امواج ثانویه در یک زمان معین به فیزیک امواج اولیه میرسند و فشارشان باهم توأم میگردد و تشکیل یک سطح میدهند که به نام جبهه ضربه (جبهه موج) خوانده میشود. هنگامی که جسمی در برابر این جبهه قرار گیرد، فشار رویهای آن بالا رفته و در یک لحظه بسیار کوتاه به ماکزیمم اندازه خود میرسد. این فشار به سادگی جسم را دور زده و از همه طرف آنرا احاطه کرده و میفشارد.
اثر موج انفجاری روی باند فرودگاه
چون باند فرودگاهها طوری ساخته شده اند که بتوانند فشارهای زیاد را بر واحد سطح تحمل کنند لذا موج انفجاری بر روی آنها زیاد مؤثر نخواهد بود.
اثر موج انفجاری روی هواپیما
ساختمان هواپیما طوری است که فشار زیاد عوامل جوی و بار و ضربه نشستن را تحمل میکند این فشارها همانند فشار موج انفجار است. با این تفاوت که فشار موج انفجار ترکش هستهای حتی در یک مسافت قابل ملاحظه بسیار زیادتر است، لذا هواپیماها در برابر چنین فشاری مقاومت شایانی ندارند. بخصوص اگر موج انفجاری آنها را از یک سمت یا از دم مورد اصابت قرار دهند، بطور کلی آسیب پذیرترین قسمت هواپیما عبارتند از:
خسارت وارده به به این بستگی دارد که مو ج به درون هواپیما راه یابد یا خیر. هواپیماهای کوچک که روزنهها و دریچههای کوچک دارند، اگر و شان مقاوم بمانند، آلات و ابزار درونیشان نیز محفوظ خواهند ماند. برعکس در هواپیماهای بزرگ به علت داشتن روزنه و دریچههای بزرگ آلات و ابزار درونی آسیب قابل ملاحظه دریافت خواهند کرد. مگر آنکه این روزنهها و دریچهها قبل از انفجار مسدود شده باشند. ضمنا این نکته قابل توجه است که چون روزنههای هواپیماها در حین پرواز بسته است، خسارت درونی معمولا هنگامی ایجاد میشوند که هواپیما در حال پارک باشد.
اثر موج انفجاری روی هواپیما ی در حال پرواز
در مسافت 1500 یارد از نقطه انفجار هواپیماهای در حال پرواز آسیب شدید و تا مسافت 3000 یاردی آسیب جزئی دریافت خواهند داشت باید توجه داشت که ارتفاع هواپیماهای در حال پرواز معمولا بالاتر از ارتفاعی است که اثر ماخ بوجود میآید. بنابراین در مورد این هواپیماها شعاع خسارت بسیار کوچکتر از هواپیماهای پارک شده در روی زمین است، که اثر ماخ وجود دارد. زیرا اینگونه هواپیماهای پارک شده علاوه بر خساراتی که مستقیما از موج انفجاری دریافت میدارند. این امکان هم هست که کاملا از زمین کنده شده و در موقع اصابت مجدد به زمین از پهلو یا از طریق واژگون شدن خسارت ببینند امواج مستقیم احتمالا به بدنه یا دم هواپیما آسیب شدید برساند.
اثر موج انفجاری روی تانکها
تانکها و خودروهای ذره پوش بر علیه امواج انفجاری بسیار مقاومند، بخصوص هنگامی که دریچههای آنها مسدود و بر جکها به حالت قفل شده باشند بی سیم ، وسایل بصری ، مسلسل ، چراغها ، چرخهای جاده و دستگاه تعلیق این چنین تانکها محفوظ خواهد بود تانکهایی که به خوبی مسدود نشده باشند. ابزار درونی شان بوسیله موج انفجاری که از روزنهها وارد شده است آسیب فراوان خواهند دید به تانکها در نزدیکی سطح زمین به هر صورت که باشند آسیب شدید وارد خواهد شد، زیرا موج انفجاری ممکن است تانکهای مزبور را تا مسافتی پرت کرده و آنها را واژگون سازد. همچنین قطعات تانک توسط فشار دینامیک از زمین جداشده و به مسافت قابل ملاحظهای پرت خواهند شد.
اثر موج انفجاری روی وسایل اردنانس و مهمات
مقاومت سلاحهای توپخانه مخصوصا توپهای سنگین در برابر موج انفجاری بسیار زیاد است، لیکن قطعات ظریف آنها مانند دوربینها و وسایل کنترل آتش خسارت خواهند دید مهمات در برابر اثرات مستقیم موج انفجاری بینهایت مقاوم هستند و تنها در اثر پرت شدن و اصابت مجدد به زمین ممکن است آسیب ببینند.
اثر موج انفجاری روی خودروها
تمام انواع خودروها و وسایل متحرک از اثرات مستقیم موج انفجاری خسارت قابل ملاحظهای دریافت خواهند داشت واژگون شدن ، کند شدن بدنه ، افتادن یک خودرو بر روی دیگری یا بر روی ساختمانها همه ایجاد خسارت میکنند خسارات سبک عبارتند از: شکسته شدن شیشهها و چراغها ، پاره شدن سیستمهای الکتریکی خودرو ، نفوذ گرد و خاک به درون قطعات گردنده و جعبه دنده و غیره. در فواصل نزدیک به سطح زمین چرخها ، قسمتهای خارجی موتور مانند شمعها و کاربراتور و بدنه خودرو آسیب خواهند دید. حتی امکان تاب برداشتن شاسی ، از بین رفتن سقف خودرو ، مچاله و سوراخ شدن باک بنزین وجود دارد.
اثر موج انفجاری روی وسایل الکتریکی و ماشین آلات برقی
ابزار و آلات دقیق و حساس مانند رادار ، دستگاههای رادیو ، تلفن ، تابلوهای کلید دار و دستگاههای سنجش و بازرسی مواد رادیو اکتیو در برابر موج انفجاری بسیار آسیب پذیرند، حتی اگر مستقیما آسیبی دریافت نکند توسط سنگ ریزههای سریع و گرد و خاک و آتش سوزیهای ایجاد شده خراب خواهند شد. ماشین آلات سنگینتر مانند ابزار ماشینی ، موتورها و ژنراتورها گر چه در برابر موج انفجاری بسیار مقاوم هستند؛ لیکن همان سنگ ریزههای سریع و سریع گرد و خاک و آتش سوزی باعث خراب شدن آنها خواهد شد و نیز ممکن است توسط عناصر موج انفجاری زنگ زدگی حاصل نمایند.
اثر موج انفجاری روی وسایل عمومی
تیرها و ستونهایی که بر روی شان سیمهای تلفن و کابلهای مختلف نصب است در برابر موج انفجاری آسیب میبینند، منابع آب و گاز و لولههایی که روی سطح زمین کار گذاشته شدهاند هم بطور مستقیم و هم بطور غیر مستقیم (خراب شدن ساختمانها و تأسیسات و پلهای رودخانهها روی آنها) آسیب دیده ، شکسته شده و یا ترک خواهند خورد. اگر این منابع و لولهها و آبگذرها در عمق کم در زیر زمین باشند در نزدیکی سطح زمین آسیب خواهند دید.
اثر موج انفجاری روی انسان
بدن انسان بطور خارق العادهای در برابر موج انفجاری مقاوم است، چون حالت فنری دارد میتواند موجی را که قادر باشد ساختمانهای از بتن تقویت شده را کاملا منهدم سازد تحمل نماید، بدون اینکه آثار جراحت یا بیماری در آن ظاهر شود. برای اینکه جراحات شدید یا مرگ ایجاد شود فشاری در حدود 300 پوند بر اینچ مربع لازم است. بنابراین اکثر ضایعات انسانی موج انفجاری غیر مستقیم ایجاد میشود.
یعنی اشخاص در اثر دریافت فشار پرت شده و با شتاب به زمین یا ساختمانها برخورد حاصل میکنند و یا بواسطه قطعات سنگ و شیشه و چوب که با سرعت در هوا حرکت میکنند جراحت میبینند. ساختمانها نیز بر روی عدهای خراب شده و آنها را مدفون میکند و آتش سوزی و سایر جنبههای انفجار هستهای بخشهای عمده تلفات انسانها را دارد. در ژاپن 35% کلیه ضایعات مربوط به اثر غیر مستقیم موج انفجاری بوده است و کسی از اثرات مستقیم موج آسیبی ، به غیر از چند پاره شدگی پرده گوش ندیده بودند.
جبهه موج
|
مقدمه
اگر یک ریسمان را از دو انتها به یک نقطه ثابت متصل کنیم، سپس یک تکه از ریسمان گرفته و اندکی کشیده و رها کنیم، در طول ریسمان یک تپ ایجاد میشود که در طول آن حرکت میکند. این آشفتگی یا تپ نمونهای از یک حرکت موجی است. در حالت کلی ، یک تپ سه بعدی را در نظر بگیرید. میتوان سطوحی را رسم کرد که از تمام نقاطی که در یک لحظه معین دارای آشفتگی مشابه هستند، بگذرد. با گذشت زمان این سطح نیز حرکت میکند و نشان میدهد که تپ چگونه منتشر میشود. برای تپهای بعدی نیز میتوان سطوح مشابهی رسم کرد.
در مورد یک موج متناوب میتوان این روش را با ترسیم سطوحی که در فاز یکسانی از حرکت هستند، تعمیم داد. این سطوح را جبهه موج میگویند. اگر محیط همگن و همسانگرد باشد، راستای انتشار همواره بر جبهه موج عمود است. خطی که بر جبهههای موج عمود باشد و راستای حرکت امواج را نشان بدهد، پرتو میگویند.
یک مثال
اگر سنگی را درون آب بیندازید، ملاحظه میکنید که از محل برخورد سنگ با آب دوایر متحدالمرکزی ایجاد میشوند که به طرف خارج پیش میروند. این دوایره با هم فاصله دارند و لذا میتوان سطوح با فشار ماکزیمم و سطوحی با فشار مینیمم را در راستای حرکت این دوایر به طرف خارج نشان داد. این سطوح که در اینجا به صورت دوایر متحدالمرکز مشاهده میکنیم، بیانگر همان جبهههای موج هستند.
اشکال مختلف جبهه موج
جبهههای موج میتوانند اشکال مختلفی داشته باشند. اگر آشفتگیها فقط در یک راستا منتشر شوند، در این صورت امواج را امواج تخت میگویند. در هر لحظه معین ، وضعیت در تمام نقاط یک صفحه عمود بر راستای انتشار یکسان است. جبهههای موج در این مورد به شکل صفحات تخت عمود بر پرتوها (خطوط مداری که در جهت انتشار نور رسم میشوند) خواهند بود. مورد ساده دیگر ، در مورد امواج کروی است. در این مورد آشفتگی از یک چشمه موج در کلیه جهات به طرف خارج منتشر میشود. در این حالت جبهههای موج به صورت سطوح کروی خواهند بود و پرتوها خطوط شعاعی هستند که از چشمه در تمام جهتها دور میشوند. در فواصل دورتر از چشمه ، جبهههای یک موج کروی خمیدگی بسیار کمی دارند و اغلب در ناحیهای محدود از فضا میتوان آنها را به صورت تخت در نظر گرفت. البته اشکال دیگری نیز برای جبهه موج میتوان در نظر گرفت.
تبلیغات و جنگ
| مفهوم تبلیغات از ریشه لاتینی propagane گرفته شده و از نظر لغوی به معنای (پخش کردن) ، (منتشر ساختن) و (چیزی را شناسانیدن) است، زیرا در تبلیغات سعی بر این است تا یک عقیده و یک کردار بطور منظم و جهتدار قبولانده شود. |
نگاه اجمالی
در اهمیت و ضرورت تبلیغ کافی است فکر کنیم که موفقیت در بسیاری از برنامههای اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی و نظامی مرهون در اختیار داشتن ابزار ضروری تبلیغاتی است و باید قرن حاضر را قرن غلبه و سیطره ابزار تبلیغ و وسایل ارتباط جمعی دانست و شکست و پیروزی ایدئولوژیها ، عقاید و آرمانهای ملی و مذهبی ملل جهان تا حد زیادی موکول به میزان توفیق در تحصیل ابزار پیشرفته تبلیغات است.نظریات دریان کورت (J.Drien Court) در هر امر تبلیغاتی
- سخن ، چاپ ، تصویر ، نمایش و نمادها.
- مطبوعات ، رادیو ، تلویزیون ، آگهیها و وسایل ارتباط جمعی
- بیانات رهبران ، سخنوران ، سیاستمداران ، هواداران تظاهرات و راه پیماییها
- ایدئولوژی ، شعارها ، ارائه اطلاعات با مقاصد خاص ، اخبار نادرست ، دروغ
- اطاعت کورکورانه ، انتقاد در برابر هر نوع خود کامگی ضد تبلیغ ، میهن دوستی ، وفاداری به حکومت این خطر وجود دارد که تبلیغات به منزله فنی در تلقین و اقناع جمعی به صورت ابزاری در خدمت قدرتمندان جهت رام سازی افکار عمومی در آید.
کاربرد تبلیغات در جبهه
جبهه دوست
فیلدمارشال مونتگمری میگوید که روحیه سرباز پراهمیتترین عامل در جنگ است. در تاریخ جنگها ، شاید هیچ ارتشی یافت نشود که روحیه سربازانش به قدر سربازان ناپلئون قوی و نیرومند بوده باشد. این ارتش در بحبوحه انقلاب و در میان شعار آزادی ، برابری و برادری زاده شده ، پرورش یافته و به سلسله پیروزیهای عجیب و غریبی در تمام خاک اروپا نایل گردیده بود. دلیل این امر چه بود؟تبلیغات و سخنرانیهای ناپلئون که تبلیغات جنگی آن زمان محسوب میگردید، اثر فوقالعادهای در روحیه سربازان فرانسوی داشت و همین امر باعث گردید که آنها بتوانند به رغم دشواریهای فراوان ، فتوحات بسیاری را برای فرانسه به ارمغان آورند. اثر مثبت تبلیغات در بالا بردن روحیه سربازان را میتوان در جنگ جهانی دوم نیز مشاهده نمود. هر جامعه سیاسی برای پایداری و دفاع از هویت تاریخی و تثبیت موقعیت فرهنگیاش ، نیازمند به زنجیرهای از مفاهیم تبلیغاتی است که باید متناسب با شرایط و امکانات رسانههای معاصر طراحی شود و تبدیل به یک (پیام) ملی گردد.
جبهه دشمن
معمولاً تبلیغات علیه دشمن به صورت جنگ روانی از طریق پخش تبلیغات صورت میگیرد و برخی از روشهای کاربرد و شایعه در تبلیغات عبارتنداز :- شایعه میتواند برای تخریب روحیه بکار گرفته شود. در 1940 ارتش آلمان شایعات خوشبنیانه را به جای شایعات بدبنیانه و بین سربازان فرانسوی پخش نمود، در نتیجه به لحاظ روحی در حالتی بین امیدواری و ناامیدی به سر می بردند. آنان پس از مدتی متوجه شدند که نمیدانند چه چیزی را باور کنند و چه چیزی را تکذیب. در نتیجه این وضعیت آنان را در موقعیتی پر از ابهام و نگرانی فرو برد.
- شایعات حقایق را می پوشانند. روش مسئولین تبلیغاتی آن است که آنقدر اطلاعات محرمانه منتشر کنند تا در میان انبوه اطلاعات ضد و نقیض ، اطلاعات اصلی قابل تشخیص نباشد و دشمن گمراه شود.
- پخش خبر بوسیله رسانههای خبری خودی که واقعیت ندارد و در ظاهر به نفع دشمن است، زیرا در صورت پخش همان خبر از طرف دشمن ، رسانهها و مسئولین تبلیغات عدم صحت آن را برملا و ضمن اثبات دروغ بودن اظهارات دشمن آنها را بیاعتبار میکنند.
شایعه برای آگاهی یافتن از حقیقت نیز مورد استفاده قرار میگیرد، در جنگ جهانی دوم ژاپنیها اغلب شایعاتی در مورد تلفات آمریکاییها پخش میکردند، اما از میزان تلفات آگاهی نداشتند و از این طریق میخواستند اطلاعات درست را کسب نمایند. آمریکاییان برای حفظ روحیه ناچار بودند حقیقت را بگویند و این امر ، اطلاعات لازم را در اختیار ژاپنیها میگذاشت.
ارزشهای دوران جنگ
نگرش کلی
عموما از ارزشهای دوران جنگ با عنوان جنبههای مثبت جنگ یاد میکنند. جنبههای اخلاقی غیرقابل انکاری در جنگها بوجود میآید که حتی مخالفترین افراد و ضد جنگترین انسانها نیز میتوانند منکر آن شوند. جنگ شجاعت ، فداکاری ، و فاداری و صداقت و ایثارگری را در جبهه خودی به نهایت درجه ممکن میرساند. انسانهایی که در صحنههایی غیر از صحنه جنگ حاضر به کمترین گذشت و فداکاری برای دیگران نبودند، در صحنه نبرد و تحت تأثیر شرایط جنگی ایثارگریهای اعجاب برانگیزی از خود نشان میدادند.
تعاریف متعددی درباره ارزش
ارزش در فرهنگ جامعه شناسی آبرکرامبی
در جامعه شناسی پارسونی ، نظم اجتماعی بستگی بوجود ارزشهای آن و ما به الاشتراکی دارد که مشروع و ملتزم کننده به حساب میآیند و به منزله معیارهایی عمل میکنند که غایات اعمال بوسیله آنها گزیده میشود. پیوند دستگاههای اجتماعی و شخصی با جذب ارزشها از طریق فراگرد جامعه پذیری تحقق مییابد.
ارزش در فرهنگ علوم اجتماعی
واژه ارزش یکی از واژگانی است که دارای غنی ترین ، پیچیده ترین و مشکل ترین معناهاست. در واقع ارزش میزان توانایی یک شئ (چیز ، اندیشه یا شخص) در ارضای یک میل ، یک نیاز ، یک تمنای انسان است. پس اساس ارزش را باید در اندیشه های انسانی جستجو کرد که نفع (ارزش) یک شئ خارجی را مورد ارزیابی قرار میدهد.
سایر معانی ارزش
در فرهنگ لغت ارزش عبارت است از بها ، ارز ، قیمت ، ارج ، قدر ، برازندگی ، شایستگی ، زیبندگی ، قابلیت ، استحقاق ، اعتبار ، یک سند یا متاع ، پولی که در سند نوشته شده است.
انواع ارزشها
- ارزشهای اقتصادی
- ارزشهای حقوقی
- ارزشهای اخلاقی
- ارزشهای دینی
- ارزشهای سیاسی
- ارزشهای فرهنگی
بطور کلی در همه تعاریفی که گفته شد واقعیتی ارزشمند است، بطور ضمنی پذیرفته شده است که هدفی مطلوب را تحقق میبخشد، خواه در سطح فردی صورت پذیرد خواه در سطح اجتماعی.
ارزشهای جنگ
ارزشهای جنگ در محدوده زمانی و مکانی مشخص ظهور مینماید.
ارزشهای جنگ نمیتواند علی الدوام در جامعه حضور داشته باشد مگر آنکه شرایط مکانی و زمانی برای آن در نظر گرفته شود. شرایط جنگی در بروز ارزشهای مورد نظر دخالت تام دارد، به عبارت دیگر شرایط جنگی و تبلور ارزشهایی خاص ، با یکدیگر همزمان و همزاد میباشند. به مجرد آنکه شرایط مکانی و زمانی از بین رفت آن ارزشها نیز بیرنگ یا حضورشان کم رنگ میگردد.
ارزشهای جنگ بنا به معیارهای خاصی تجلی پیدا میکند.
نزد بسیاری از اقوام ، معیارهای حقوقی و انسانی آفریننده ارزش هستند و بسیاری از اقوام و ملیتهای دیگر برمبنای معیارهای دینی یا فرهنگی ، ارزش میآفرینند. عینیت ارزشهای اقتصادی یا سیاسی نزد بسیاری از کشورهای جنگجو و متجاوز و جاه طلب رایج بوده است و تاریخ شواهد فراوانی برای انواع و اقسام این ارزشها ارائه میکند.
عاملان و آفرینندگان ارزشهای جنگ ، افرادی مؤمن و معتقد به ارزشها هستند.
هیچگاه در شرایط زور و اجبار نمیتوان به خلق ارزش دل بست. قهرمانان ، ایثارگران و مجاهدان همه از روی عقیده و ایمان علیه دشمن مبارزه میکنند و از سر اخلاص و اختیار با نهایت توان و غضب اقدام مینمایند.
توجیه و تفهیم جنگ یا دفاع در برابر متجاوز ، نقش ارزندهای در ایجاد ارزشهای جنگ دارد.
یکی از دلایل پیروزی ، داشتن روحیه بالای جنگی رزمندگان است. برای رسیدن به این روحیه مناسب باید تبلیغات و توجیهات ایدئولوژیک و مبنایی ارائه نمود تا اقدام و عمل سربازان از انگیزش کافی برخوردار گردد.
نقش رهبری و فرمانده نبرد در ارزشهای جنگ بسیار تعیین کننده است.
نیاز رزمندگان به فرماندهی که بتواند هدایت آنها را در نبرد با دشمن بر عهده گیرد، بسیار با اهمیت و حیاتی است. نادر شاه افشار در جنگی سربازی را میبیند که با چابکی و دلاوری کم نظیری با دشمن میجنگد و در مدتی کوتاه ، دهها تن را از پای در میآورد. نادر شاه با شگفتی از او میپرسد هنگامی که ایران دستخوش فتنه و آشوب دشمنان شده بود و غارتگران یک تنه ده نفر سر میبریدند، تو کجا بودی که امروز این گونه دلیری میکنی؟!
سرباز با سادگی مخصوص به خود ، مشکل اساسی بیسامانی و بی رهبری ایران قبل از نادر را در یک پرسش پاسخ میدهد که آن زمان من بودم اما تو کجا بودی؟!